فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 6 (بهمن و اسفند 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/21
  • تعداد عناوین: 9
|
  • زینب مهریزی، احمد نصیری*، سارا صحرانورد، احمدرضا سبزاری صفحات 1-10
    مقدمه

    امروزه مراقبت یک پدیده مهم به شمار می رود و اعضای خانواده در خط مقدم ارایه مراقبت به بیماران دارای بیماری مزمن، مانند سرطان قرار دارند. انجام مراقبت می تواند سلامت روان مراقبین را تحت تاثیر قرار دهد؛ بنابراین انجام مداخلات روانی برای مراقبین ضروری به نظر می رسد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان انجام شد.

    روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی در عرصه دو گروهی قبل و بعد بود، که در آن 55 نفر از مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمون (27 نفر) و کنترل (28 نفر) قرار گرفتند. برای گروه آزمون برنامه ذهن آگاهی در 8 جلسه هفتگی به مدت 2 ساعت در هر جلسه اجرا شد. داده ها از طریق پرسشنامه استرس ادراک شده قبل و بعد از مداخله جمع آوری و با استفاده از آزمون های تی مستقل و تی زوجی در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.

    یافته ها

    پس از انجام برنامه ذهن آگاهی، میانگین نمره استرس در گروه آزمون از (09/2 ± 18/22) به (86/2 ± 29/18) کاهش یافت که نشان دهنده کاهش معنی دار استرس در این گروه بود (001/0>p). در حالی که در گروه کنترل این میزان قبل (41/1 ± 07/22) و بعد از مداخله (12/2 ± 92/21) تفاوت معنی داری نداشت (68/0=p).

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاضر حاکی از کاهش استرس ادراک شده در گروه آزمون داشت، بدین معنا که برنامه ذهن آگاهی جهت کاهش استرس مراقبین بیماران مبتلا به سرطان موثر می باشد. لذا این برنامه را می توان برای محتوای آموزشی سایر مراقبین نیز به کار برد.

    کلیدواژگان: سرطان، ذهن آگاهی، مراقب، استرس
  • آتنا دادگری*، نیر سلمانی، ایمانه باقری، الهام فضل جو صفحات 11-17
    مقدمه

    بیماری اسکیزوفرنیایکی از شدیدترین بیماریهای مزمن روانپزشکی است که همه ابعاد جسمی، روانی و رفتاری بیمار را تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیرارایه آموزش حین ترخیص برمهارت اجتماعی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا انجام شد.

    روش کار

    مطالعه حاضر نیمه تجربی و جامعه مورد بررسی بیماران مرکز جامع روانپزشکی استان یزد بود. در این مطالعه بیماران (در دو گروه آزمون و کنترل و هر گروه 32 نفر) مبتلا به اسکیزوفرنی بستری در مرکز جامع روانپزشکی استان یزد در سال 1393 انتخاب و بررسی شدند. برای گروه آزمون علاوه بر اقدامات روتین بخش، برنامه ترخیص به مدت 6 ساعت در بیمارستان اجرا شد و برای گروه شاهد برنامه روتین بخش اجرا گردید. مهارت اجتماعی هر دو گروه قبل از مداخله و همچنینیک ماه پس از ترخیص با استفاده از پرسشنامه مهارت اجتماعی اندازه گیری شد. تجزیه وتحلیل آماری به وسیله آزمونهای آماری تی زوجی و تی مستقل در نرم افزار SPSS16 تحلیل شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد میانگین و انحراف معیار نمره مهارت ارتباطی بیماران در گروه آزمون قبل و بعد از مداخله به ترتیب 31/18 ± 53/124 و 2/17 ± 55/107 بود و آزمون تی زوجی اختلاف معناداری در جهت بهبود مهارت ارتباطی در گروه آزمون نشان داد (001/0 = P) میانگین و انحراف معیار نمره مهارت ارتباطی بیماران در گروه کنترل قبل و بعد از مداخله به ترتیب 11/14 ± 23/104 و 14/13 ± 22/102 بود و آزمون تی زوجی اختلاف معناداری در جهت کاهش مهارت ارتباطی در گروه کنترل نشان داد (001/0 = P).

    نتیجه گیری

    افزایش مهارت اجتماعی از مزایای آموزش حین ترخیص می باشد که بر اکثریت ابعاد مهارت اجتماعی از جمله مهارت کلامی و غیر کلامی، مهارت ارتباط با بیماران، ارتباط با پرسنل بخش، رفتار مرتبط با ابراز وجود و رفتار اجتماعی عمومی تاثیر گزار می باشد و با توجه به سیر مزمن بیماری اسکیزوفرنی اهمیت بسزایی دارد.

    کلیدواژگان: اسکیزوفرنی، آموزش حین ترخیص، مهارت اجتماعی
  • مصطفی غلامی، پروانه عسگری، سید سجاد حسینی، زهره سادات* صفحات 18-25
    مقدمه

    نارسایی مزمن کلیه وضعیتی تنش زا است و مبتلایان به این بیماری بدلیل شرایط استرس آور جسمی و روحی خود با ترس از مرگ مواجهه هستند. مطالعات نشان داده اند نماز با آرامش بیشتر و کاهش سطح اضطراب و تنش در بیماران همراه است. هدف از این مطالعه تعیین رابطه بین نگرش و التزام عملی به نماز و سایر تعیین کننده ها با اضطراب مرگ در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه بود.

    روش کار

    در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، 180 بیمار مبتلا به نارسایی مزمن کلیه مراجعه کننده به بیمارستان های دارای بخش دیالیز شهر کاشان در سال 1397 به روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل: پرسشنامه اطلاعات زمینه ای، نگرش و التزام عملی به نماز و اضطراب مرگ تمپلر بودند. داده ها در نسخه 16 نرم افزار SPSS و با استفاده از مدل رگرسیون خطی به صورت تک متغیره و چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین سن نمونه های تحت مطالعه 66/13 ± 95/55 سال، %83 بیماران ساکن شهر و %72 نمونه ها علاوه بر نارسایی کلیه به سایر بیماری ها نیز مبتلا بودند. میانگین نمره اضطراب مرگ در بیماران تحت مطالعه 11/3 ± 56/7 (در حد متوسط) بود. در این مطالعه همبستگی معکوس و معنی دار بین نمره سن و نمره نگرش و التزام عملی به نماز با نمره اضطراب مرگ وجود داشت به ترتیب (166/0 - = r ، 148/0 - = r). در تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون خطی به روش تک متغیره به ترتیب متغیرهای محل زندگی در روستا، سن بیشتر، عدم ابتلا همزمان به سایر بیماری ها و نگرش و التزام به نماز بطور معنی داری با کاهش اضطراب مرگ همراه بودند. در روش آنالیز چند متغیره به ترتیب متغیرهای محل زندگی، ابتلا همزمان به سایر بیماری ها و سن به عنوان پیشگویی کننده های اضطراب مرگ بودند.

    نتیجه گیری

    اگرچه برخی از تعیین کننده های اضطراب مرگ مثل سن را نمی توان تغییر داد اما مداخلاتی مثل حمایت و مراقبت بیشتر در مورد برخی تعیین کننده ها، بخصوص در بیماران کلیوی که دارای سایر بیماریها نیز هستند و همچنین تشویق بیماران به نماز و دعا می تواند اضطراب مرگ بیماران کلیوی را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: اضطراب مرگ، نماز، نارسایی مزمن کلیه
  • رضیه غضبان زاده، بهرنگ اسماعیلی شاد، مرجان معصومی فرد، خدیجه حاتمی پور* صفحات 26-34
    مقدمه

    پرستاران به دلیل شیفت های چرخشی و استرس شغلی با مشکلاتی در زمینه سلامت و رابطه با همسر مواجه هستند و یکی از روش های بهبود سلامت و ویژگی های روانشناختی، روش آموزش مثبت اندیشی است. بنابراین، این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش گروهی مثبت اندیشی بر بهزیستی روانشناختی، فراهیجان مثبت و کیفیت رابطه زوجین در پرستاران انجام شد.

    روش کار

    مطالعه حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش پرستاران زن بیمارستان های شهید مفتح و پانزده خرداد شهر ورامین در فصل بهار سال 1398 بودند. نمونه پژوهش 30 نفر بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی آموزش مثبت اندیشی دریافت کرد و گروه کنترل آموزشی ندید. داده ها با پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی، فراهیجان مثبت و کیفیت رابطه زوجین جمع آوری و در نرم افزار SPSS نسخه 19 با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که در مرحله پیش آزمون بین گروه ها از نظر بهزیستی روانشناختی، فراهیجان مثبت و کیفیت رابطه زوجین تفاوت معنی داری وجود نداشت (05/0<P)، اما در مرحله پس آزمون بین گروه ها از نظر هر سه متغیر تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0>P). به عبارت دیگر، آموزش گروهی مثبت اندیشی باعث افزایش معنی دار بهزیستی روانشناختی (001/0P< ,645/129F=)، فراهیجان مثبت (001/0P< ,679/118F=) و کیفیت رابطه زوجین (001/0P< ,320/112F=) در پرستاران شد.

    نتیجه گیری

    نتایج حاکی از تاثیر آموزش گروهی مثبت اندیشی بر بهبود بهزیستی روانشناختی، فراهیجان مثبت و کیفیت رابطه زوجین در پرستاران بود. بنابراین، استفاده از روش آموزش گروهی مثبت اندیشی برای بهبود ویژگی های مرتبط با سلامت به ویژه بهزیستی روانشناختی، فراهیجان مثبت و کیفیت رابطه زوجین توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: مثبت اندیشی، بهزیستی روانشناختی، فراهیجان مثبت، کیفیت رابطه زوجین، پرستاران
  • زینب ذاکرزاده، محسن گل پرور*، اصغر آقایی صفحات 35-45
    مقدمه

    تکانشگری یکی از مشکلاتی است که افراد دارای ویژگی های شخصیتی مرزی از آن رنج می برند. با توجه به این نکته، این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان یکپارچه نگر طرحواره محور بر تکانشگری و مولفه های آن در افراد دارای ویژگی های شخصیت مرزی اجرا شد.

    روش کار

    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح پژوهش، سه گروهی با دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون بود. به منظور انجام پژوهش از میان 70 نفر دارای ویژگی های شخصیت مرزی در شهر اصفهان در زمستان سال 1396 و نیمه اول سال 1397، 45  نفر بر مبنای ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر برای هر گروه) گمارده شدند. پرسشنامه تکانشگری بارات (BIS-11) برای سنجش متغیر وابسته در مراحل پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. گروه درمان یکپارچه نگر طرحواره محور و طرحواره درمانی هر یک به مدت 15 جلسه، تحت درمان قرار گرفته و گروه کنترل هیچگونه درمانی دریافت ننمود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی از طریق نرم افزار SPSS، نسخه21  تحلیل شد.
     

    یافته ها

    نتایج نشان داد که دو در مان یکپارچه نگر طرحواره محور و طرحواره درمانی با گروه کنترل در تکانشگری کلی، تکانشگری شناختی و تکانشگری حرکتی در پس آزمون پس از کنترل پیش آزمون تفاوت معناداری دارند (001/0>p)، ولی در مولفه بی برنامگی بین دو درمان و گروه کنترل تفاوت معناداری به دست نیامد (05/0<p). همچنین دو در مان یکپارچه نگر طرحواره محور و گروه طرحواره درمانی در تاثیر بر تکانشگری دارای تفاوت معناداری نبودند (05/0<p).

    نتیجه گیری

    بر مبنای یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که درمان یکپارچه نگر طرحواره محور و طرحواره درمانی، درمان هایی موثر برای کاهش میزان تکانشگری در افراد دارای ویژگی های شخصیت مرزی هستند. پیشنهاد می شود که این دو درمان برای افراد دارای ویژگی های شخصیت مرزی در مراکز درمانی استفاده شوند.

    کلیدواژگان: تکانشگری، درمان یکپارچه نگر طرحواره محور، طرحواره درمانی، شخصیت مرزی
  • سحر آغاسی نژاد، آناهیتا خدابخشی کولایی*، محمدرضا فلسفی نژاد، اکرم ثناگو صفحات 46-52
    مقدمه

    دوری از خانواده در محیط دانشجویی با فشارهایی مانند حس غربت، فقدان حمایت اجتماعی و مشکلات سازگاری همراه است. مطالعه حاضر به بررسی رابطه عملکرد خانواده و تمایزیافتگی خود با احساس غربت دانشجویان دختر خوابگاهی پرداخت.

    روش کار

    جامعه آماری مطالعه شامل کلیه دانشجویان دختر غیربومی دوره کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز در سال تحصیلی 1397 بود. گروه نمونه 180 دانشجوی دختر بود که به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی بود. برای اندازه گیری متغیرهای حاضر در مطالعه از پرسشنامه های سنجش عملکرد خانواده (1984)، پرسش نامه احساس غربت زارع و امین پور(1390) و پرسشنامه تمایزیافتگی استفاده گردید. داده های گردآوری شده با روش های همبستگی و تحلیل رگرسیون چندمتغیره گام به گام مورد تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین عملکرد خانواده و تمایزیافتگی با احساس غربت همبستگی معنی دار وجود دارد. بر اساس تحلیل رگرسیون، حدود 40 درصد از واریانس احساس غربت توسط متغیرهای تمایزیافتگی خود، نقش ها، حل مسیله، عملکرد کلی خانواده، آمیزش عاطفی و همراهی عاطفی تبیین گردید. متغیرهای حل مسیله، تمایزیافتگی، نقش ها،  آمیزش عاطفی، عملکرد کلی خانواده و همراهی عاطفی به ترتیب قوی ترین متغیرها برای پیش بینی احساس غربت دانشجویان دختر خوابگاهی بودند.

    نتیجه گیری

    از آنجایی که سبک تربیتی و عملکرد خانواده ها نقشی حیاتی در بروز احساس غربت فرزندان دارد لازم است مشاوران و روان شناسان خانواده ها را با الگوهای والدینی کارآمدتر و هم چنین ویژگی های یک خانواده کارآمد و متعادل آشنا سازند.

    کلیدواژگان: احساس غربت، عملکرد خانواده، تمایزیافتگی خود، دانشجویان خوابگاه
  • زهرا مرادی، یاسر مدنی*، مسعود صادقی صفحات 53-62
    مقدمه

    دیالیز نوعی روش درمان پزشکی است که طی آن خون با استفاده از یک دستگاه مخصوص تصفیه می شود. این امر کمک می کند که تعادل مایعات و الکترولیت های بدن حفظ شوند. عدم تبعیت از رژیم درمانی یکی از موانع دیالیز با کفایت در بیماران همودیالیزی است. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر مداخله رویکرد تلفیقی مشاوره معنوی - شناختی بر تبعیت از رژیم درمانی و مولفه های آن در بیماران همودیالیزی شهر خرم آباد انجام گرفته است.

    روش کار

    طرح پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش متشکل بود از کلیه بیماران همودیالیزی که در بهار سال 98 در بیمارستان شهید رحیمی شهر خرم آباد همودیالیز می شدند. روش نمونه گیری در این پژوهش 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایگیزین شدند. در شرایط یکسان و همزمان، پیش آزمون با پرسشنامه تبعیت از رژیم درمانی از هر دو گروه به عمل آمد. سپس مداخله با روش الگوی تلفیقی مشاوره معنوی - شناختی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد ولی گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات مجددا از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان دادکه مداخله رویکرد تلفیقی مشاوره معنوی- شناختی بر تبعیت از رژیم درمانی و مولفه های آن در بیماران همودیالیزی موثر بوده و بین دو گروه تفاوت معنادار وجود داشته است (01/0 > P).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت، رویکرد تلفیقی مشاوره معنوی- شناختی باعث افزایش تبعیت از رژیم درمانی و مولفه های آن در بیماران همودیالیزی شده است. لذا می توان از این روش جهت کمک به تبعیت کردن از رژیم درمانی در بیماران همودیالیزی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: رویکرد تلفیقی، مشاوره معنوی- شناختی، تبعیت از رژیم درمانی، همودیالیز
  • زینب محمدیان، فاطمه بهرامی*، کوروش گودرزی، مسعود صادقی صفحات 63-70
    مقدمه

    با توجه به اهمیت وضرورت زندگی زناشویی و ضرورت ارتقاء سطح کیفیت ورضایت ازآن، بکارگیری مداخلات روانشناختی ازجمله روایت درمانی وایماگوتراپی می تواند گام مهمی در تسهیل این فرایند مهم باشد. هدف از این پژوهش تاثیر رویکرد تلفیقی روایت درمانی و ایماگوتراپی بر انتظارات زناشویی در داوطلبان ازدواج بوده است.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی باطرح پیش آزمون، پس آزمون باگروه آزمایش وشاهد می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دختران و پسران داوطلب ازدواج بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهربروجرددرسال 1397 است که در مجموع 60 نفر (15 دختروپسرداوطلب ازدواج) برای گروه های آزمایش و شاهد انتخاب شدند. اجرای پژوهش 3. ماه به طول انجامیدومداخلات درمانی به روی نمونه های گروه آزمایش طی 12 جلسه آموزشی به مورد اجرا گذاشته شد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه مقیاس انتظارات زناشویی امیدوار (1388) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده گردید. جهت بررسی فرضیه ها از آزمون آماری مانکوا و با استفاده از نرم افزار آماری 24 SPSS تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر بر روی میانگین نمره کل پس آزمون انتظارات زناشویی (01/0 > P) در گروه آزمایش و کنترل، معنادار می باشد. درمان رویکرد تلفیقی مبتنی بر روایت درمانی و ایماگوتراپی بر انتظارات زناشویی داوطلبان ازدواج به طور معناداری اثربخش می باشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های موردنظرمی توان بیان نمود که رویکرد تلفیقی مبتنی بر روایت درمانی و ایماگوتراپی برارتقاءسطح نگرش وانتظارات دختران و پسران داوطلب ازدواج اثر مثبت وتاثیر گذاری خواهدداشت.

    کلیدواژگان: انتظارات زناشویی، ایماگوتراپی، روایت درمانی
  • رویا زکی زاده، مسعود بحرینی*، اکرم فرهادی، راضیه باقرزاده صفحات 71-78
    مقدمه

    احساس تنهایی یکی از مهم ترین دغدغه های سنین سالمندی است که می تواند بر سلامت روان سالمندان تاثیر گذار باشد. این مطالعه با هدف بررسی نقش پیش بین احساس تنهایی در سلامت روان سالمندان شهر بوشهر در سال 1397 انجام شد.

    روش

    در این مطالعه مقطعی از نوع همبستگی، 318 نفر از سالمندان ثبت شده مراکز جامع خدمات سلامت شهر بوشهر در سال 1397، به صورت تصادفی انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه استاندارد احساس تنهایی راسل و سلامت عمومی گلدبرگ استفاده شد. داده ها به وسیله نرم افزار SPSS ویرایش  و 19 و با استفاده از آزمون های همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی، در سطح معنی داری کمتر از 05/0 تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین سن شرکت کنندگان در پژوهش 87/5 ±74/66، میانگین نمره احساس تنهایی60/8±37/32 و میانگین نمره سلامت روان مشارکت کنندگان 97/7 ±42/50 بود. نتایج مطالعه نشان داد که بین احساس تنهایی و سلامت روان، ارتباط آماری مستقیم و معنی دار وجود دارد (001/0>P،380/0β =). علاوه بر آن، احساس تنهایی و متغیرهای جمعیت شناختی به طور معناداری توانستند 1/38 درصد از تغییرات سلامت روان را پیش بینی نمایند. همچنین سهم احساس تنهایی در تبیین واریانس سلامت روان 3/12 درصد بود (001/0>P).

    نتیجه گیری

    یافته های این مطالعه نشان داد سالمندانی که احساس تنهایی می کردند از سلامت روان مطلوبی برخوردار نبودند. بنابراین لازم است مسیولین این حوزه از سلامت در رابطه با عوامل موثر بر سلامت روان و بخصوص احساس تنهایی سالمندان آگاهانه برنامه ریزی و عمل نمایند.

    کلیدواژگان: احساس تنهایی، بوشهر، سالمندی، سلامت روان
|
  • Zeinab Mehrizi, Ahmad Nasiri, Sara Sahranavard, Ahmad Reza Sebzari Pages 1-10
    Introduction

     Today, care giving is an important phenomenon and family members are at the forefront of providing care to patients with chronic illness, such as cancer. Care-giving can affect the mental health of caregivers; therefore, psychological interventions for caregivers seem necessary. This study was conducted to determine the effect of mindfulness-based intervention on perceived stress of family caregivers of cancer patients.

    Methods

    This was a clinical trial conducted on two control and intervention groups with before and after design, in which 55 family caregivers of cancer patients were selected through convenience sampling and they were randomly assigned to either intervention (n = 27) or control (n = 28). For the intervention group, the mindfulness program was performed in 8 sessions per week for 2 hours per session. Data were collected through perceived stress questionnaires before and after intervention and analyzed by independent t-test and paired t-test at a significant level of 0/05.

    Results

    After performing mindfulness program, the mean stress score in the intervention group decreased from (22/18 ± 2/09) to (18/29 ± 2/86), which indicated a significant reduction in stress in this group (p<0/001) while the control group had no significant difference before (22/07 ± 1/41) and after (21/92 ± 2/12) the intervention (p=0/68).

    Conclusions

    The findings of this study showed that the perceived stress in the intervention group decreased, meaning that the mindfulness program was effective in reducing the stress of caregivers of cancer patients. Therefore, this program can be used for educational content of other caregivers.

    Keywords: Cancer, Mindfulness, Caregiver, Stress
  • Atena Dadgari*, Nayer Salmani, Imane Bagheri, Elham Fazljoo Pages 11-17
    Introduction

    Schizophrenia is one of the most severe chronic mental disorders, which affecting all aspects of the patient's physical, psychological, and behavioral dimensions. This study aimed at the effect of education during discharge on social skills in patients with schizophrenia.

    Methods

    The present study was experimental, and the research community is of the patients at the Comprehensive Psychiatric Center of Yazd Province, Iran. In this study, the patients (two experimental and control groups, n = 32 in each group) with schizophrenia were admitted to the Comprehensive Psychiatric Center of Yazd Province. For the experimental group, in addition to routine programs, the discharge program was performed for 6 hours in the hospital, and a regular schedule was presented for the control group. The social skills were measured with the inventory in both groups before the intervention and one month after discharge. Statistical analysis was performed using SPSS 16 software.

    Results

    Results showed that the mean and standard deviation of patients' communication skills score in the experimental group were before and after the intervention were 107.55 ± 17.21and 124.53 ± 18.31. The paired t-test showed a significant difference in improving communication skills in the test group (P = 0.001). Mean and standard deviation of patients' communication skills score in the control group before and after intervention were 105.23 ± 11.14 and 102.22 ± 13.14, respectively. The paired t-test showed a significant difference in decreasing communication skills in the control group (P = 0.001).

    Conclusions

    Increasing social skills is one of the benefits of intrauterine education that affects many aspects of social skills including verbal and nonverbal skills, communication skills with patients, communication with ward staff, self-reported behavior, and general social behavior And due to the chronic course of schizophrenia, it is essential.

    Keywords: Schizophrenia, Discharge, Social skill
  • Mostafa Gholami, Parvaneh Asghari, Seyed Sajjad Hoseini, Zohreh Sadat* Pages 18-25
    Introduction

    Chronic renal failure is a stressful condition, and patients with this condition are faced with the fear of death due to their stressful physical and mental conditions. Studies have shown that prayer is associated with greater relaxation and reduced levels of anxiety and stress in patients. This study aims to investigate the relationship between attitude and practical commitment to prayer and other predictive variables with death anxiety in chronic renal failure patients.

    Methods

    In this descriptive-analytical study, 180 patients with chronic renal failure admitted to hospital with a dialysis unit in Kashan, in 2018 were evaluated by convenience method sampling. The research tools included a demographic questionnaire, attitude, and practical prayer questionnaire and a Templer death anxiety questionnaire. Data were analyzed by SPSS version 16 using univariate and multivariate linear regression analysis.

    Results

    The mean age of the studied samples was 55.95 ± 13.66 years, 83% of the patients lived in the city, and 72% of the samples had underlying diseases in addition to renal failure. The mean score of death anxiety in the patients was 7.56 ± 11.3 (Moderate). There was a negative correlation between age, attitude, and practical commitment to prayer with death anxiety score (r = -0.166, r = -0.148), respectively. In the univariate data analysis, living in the village, higher age, absence of other diseases, and attitude and commitment to prayer significantly were associated with lower death anxiety, respectively. In multivariate data analysis living in the village, the absence of other diseases and higher age was associated with lower death anxiety, respectively.

    Conclusions

    However, some determinants of death anxiety such as age cannot be changed, but interventions such as more support and care about some determinants, especially in patients who have other illnesses, as well as encouraging patients to pray, can reduce the anxiety of dying of kidney disease.

    Keywords: Death Anxiety, Prayer, Chronic Renal Failure
  • Raziyeh Ghazbanzadeh, Behrang Esmaeilishad, Marjan Masoumifard, Khadijeh Hatamipour* Pages 26-34
    Introduction

    Nurses due to rotational shifts and job stress face to health problem and relationship with spouse, and of the ways to improve health and psychological characteristics is positive thinking training method. Therefore, this research aimed to determine the effect of positive thinking group training on psychological well-being, positive meta-emotion and couple relationship quality in nurses.

    Methods

    Present study was semi-experimental with a pre-test and post-test design with control group. The research population was female nurses of Shahid Mofatteh and 15 Khordad hospitals of Varamin city in the spring of 2019 year. The research sample was 30 persons who were selected by purposive sampling method and randomly assigned into two equal groups. The experimental group received 8 sessions of 90 minutes the positive thinking group training and the control group no received training. Data were collected by the questionnaires of psychological well-being, positive meta-emotion and couple relationship quality and in SPSS version 19 analyzed by multivariate analysis of covariance method.

    Results

    The findings showed that in pre-test stage there was no significant difference between the groups in terms of psychological well-being, positive meta-emotion and couple relationship quality (P>0.05), but in post-test stage there was a significant difference between the groups in all three variables (P<0.001). In the other words, positive thinking group training led to significant increase the psychological well-being (F=129.645, P<0.001), positive meta-emotion (F=118.679, P<0.001) and couple relationship quality (F=112.320, P<0.001) in nurses.

    Conclusions

    The results indicated the effect of positive thinking group training on improving the psychological well-being, positive meta-emotion and couple relationship quality in nurses. Therefore, it is recommended to use positive thinking group training to improve the health-related characteristics, especially the psychological well-being, positive meta-emotion and couple relationship quality.

    Keywords: Positive Thinking, Psychological Well-being, Positive Meta-emotion, Couple Relationship Quality, Nurses
  • Zeinab Zakerzadeh, Mohsen Golparvar*, Asghar Aghaei Pages 35-45
    Introduction

    Impulsivity is one of the problems which Individuals with borderline personality characteristics suffered from them. According to this point, the aim of this study was to comparison of the effectiveness of schema therapy and integrated schema oriented therapy on impulsivity and their components among individuals with borderline personality characteristics.

    Methods

    The research method was semi-experimental, and research design was three groups with two stages of pre-test and post-test. In order to carry out the research, from 70 persons with borderline personality characteristics in Isfahan in winter leading to summer of 2018, 45 persons were selected based on criteria of entry and exit and then randomly assigned in two experimental groups and a control group (each group with 15 person). Barratt impulsivity scale was used to measure the dependent variable in the pretest and post-test. The group of integrated schema oriented therapy and schema therapy received 15 sessions of treatment and the control group did not receive any treatment. The data were analyzed by multivariate analysis of covariance and Bonferouni post hoc test using SPSS 21 software.

    Results

    The results showed that there is a significant difference between the integrated schema oriented therapy and schema therapy and control groups in impulsivity, cognitive impulsivity and motor impulsivity in post-test after controlling for pretest (p<0.001), but there is not a significant difference between integrated schema oriented therapy and schema therapy with control group in non-planning subscale (p>0.05).  Also, there is not a significant difference between integrated schema oriented therapy and schema therapy in impulsivity and their components (p>0.05).

    Conclusions

    Based on the findings of this study, schema therapy and integrated schema oriented therapy can be effective treatments for reducing impulsivity in individuals with borderline personality characteristics. It is recommended that these two treatments be used for people with borderline personality traits in therapeutic centers.

    Keywords: Impulsivity, integrated schema-oriented therapy, schema therapy, borderline personality
  • Sahar Aghasinejad, Anahita Khodabakhshi, Koolaee*, Mohammad Reza Falsafinejad, Akram Sanagoo Pages 46-52
    Introduction

    Staying away from the family in student environment associated with pressures such as sense of poverty, lack of social support and compatibility issues. This study examines the relationship between family function and self-differentiation with homesickness of dormitory girl students.

    Methods

    The statistical Society of this study included all non-graduate students of Islamic Azad University of Tehran. The sample group included 180 female students who were randomly selected. The research method was descriptive and correlational. Family Assessment questionnaire (FAD), homesickness questionnaire (Zare, Aminpoor 1390) and differentiation questionnaire was used to measure the variables of this study. The data was analyzed by the methods of correlation and stepwise multivariate regression analysis.

    Results

    Analysis of the data showed a significant correlation between family function and differentiation with homesickness. Based on regression analysis, about 40% of the homesickness variance were defined by self-differentiation, roles, problem solving, general family function, emotional involvement and emotional support variables. Problem-solving, differentiation, roles, affective involvement, general family function and emotional support were the most powerful variables that predict respectively the homesickness of the dormitory girl students.

    Conclusion

    Since the parenting style and family functioning have vital role in the incidence of children's homesickness, it is necessary that counselors and psychologists familiarize families with more efficient parental models and also features of an efficient and balanced family.

    Keywords: homesickness, family function, self-differentiation, dormitory
  • Zahra Moradi, Yaser Madani*, Masood Sadeghi Pages 53-62
    Introduction

    Dialysis is a type of medical treatment in which the blood is filtered using special equipment that helps maintain the balance of liquids and the body’s electrolytes. Non-compliance with the treatment regimen is one of the obstacles to successful dialysis in hemodialysis patients. This study aimed to investigate the effect of the integrated approach of spiritual-cognitive counseling on adherence to the treatment or therapy regimen and its components in hemodialysis patients.

    Methods

    A quasi-experimental design with a pre-test, post-test, and control group was used. The statistical population of the study included all hemodialysis patients who needed and used hemodialysis in Shahid Rahimi Hospital in Khorramabad in the spring of 2019. For this study, 30 individuals were selected through convenient sampling and were randomly assigned to experimental and control groups (each group 15). A pre-test with a questionnaire about adherence to therapy regimen was given at the same time and conditions. Then, the intervention was performed using the combined method of spiritual-cognitive counseling for eight ninety-minute sessions on the experimental group. At the same time, the control group did not receive any interventions. After completing the courses, the post-test was administered for both groups.

    Results

    The results of multivariate and one-variable covariance analysis showed that the intervention of the combined approach of spiritual-cognitive counseling was effective in compliance with the regimen and its components in hemodialysis patients and there was a significant difference between the two groups (P < 0.01).

    Conclusions

    According to the results, the combined approach of cognitive-spiritual counseling can increase compliance with the treatment regimen and its components in hemodialysis patients. So, this method can be used to adhere to the hemodialysis treatment regimen.

    Keywords: Integrated Approach, Cognitive-Spiritual Counseling, Adherence to Treatment Regimen, Hemodialysis
  • Zeinab Mohmadian, Fatemeh Bahrami*, Koorosh Goodarzy, Masood Sadeghi Pages 63-70

    Abstract

    Introduction

    Given the importance and necessity of marital life and the need to improve its quality and satisfaction, applying psychological interventions such as narrative therapy and imagotherapy can be an important step in facilitating this important process.

    Aim

    the purpose of this study was to investigate the effect of the combined approach of narrative therapy and imagotherapy on marital expectations in marriage volunteers.

    Methods

    The research method is experimental with pre-test, post-test with experimental and control groups. The statistical population of this study was all girls and boys volunteering for marriage who were selected by convenience sampling method from referring to counseling centers in Borujerd in 2018. The intervention lasted 3 months. Therapeutic interventions were administered to the experimental group during 12 training sessions. The Omidvar Marital Expectations Scale (2009) was used for data collection. Statistical analysis was performed using SPSS 24 software.

    Results

    The results of multivariate analysis of covariance on the mean post-test of marital expectations (P < 0.01 and F = 115.22) in the experimental and control groups after the pre-tests were significant. Combined approach therapy based on narrative therapy and imagotherapy is significantly effective on marital expectations of marriage volunteers.

    Conclusions

    According to the findings, it can be stated that the integrated approach based on narrative therapy and imagotherapy will have a positive effect on the level of attitudes and expectations of girls and boys volunteering for marriage.

    Keywords: Marital Expectations, Imagotherapy, Narrative Therapy
  • Roya Zakizadeh, Masoud Bahreini*, Akram Farhadi, Razieh Bagherzadeh Pages 71-78
    Introduction

    Feeling lonely is one of the most important concerns of the elderly that can affect the mental health of the elderly. The purpose of this study was to investigate the predictive role of loneliness in mental health of elderly people in Bushehr in 1397.

    Method

    In this cross-sectional correlational study, 318 elderly people registered in Bushehr comprehensive health centers were randomly selected. Demographic information form, Russell standard of feeling loneliness questionnaire and Goldberg general health questionnaire were used for data collection. Data were analyzed by SPSS 19 at the significant level of 0.05.

    Results

    The results showed that the mean age of participants was 66.74±5.87. Mean score of feeling alone was 32.37 ± 8.60 and mental health was 50.42± 7.97. The results showed that there was a direct and significant statistical relationship between feelings of loneliness and mental health (β = 0.380, P <0.001). In addition, loneliness and demographic variables were able to significantly predict 38.1% of mental health changes. Also, the share of feeling lonely in explaining the variance of mental health was 12.3% (P <0.001).

    Conclusion

    The findings of this study showed that the elderly who felt lonely did not have good mental health. Therefore, it is necessary for health authorities to plan and act consciously on the factors affecting mental health, and especially on the sense of loneliness in the elderly.

    Keywords: Bushehr, Loneliness, Mental Health, Older people