فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 18 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • احسان اسماعیلی طاهری، حبیب آتش روز*، سید رضا میراحمدی، شاکر عامری صفحات 7-30

    جاحظ (160-255ق) نویسنده توانای قرن‌ دوم وسوم هجری، یکی از سرشناس‌ترین چهره‌های نثر عربی است که در حوزه های مختلف گیتی‌شناسی، نقد و ادبیات، موسیقی و جانورشناسی قلم زده است. او چندین اثر مشهور و جریان‌ساز دارد که "البخلاء" یکی از جذاب ترین آن‌هاست. جاحظ در این کتاب به‌طور ویژه موضوع بخل را به‌عنوان مضمونی اجتماعی مورد دقت و واکاوی قرار داده و آن را دستمایه کار خویش ساخته و قصه هایی از خسیسان روایت نموده است. او بخش عمده ای از داستان های خود را به روایت های بخیلان اهل مرو و خراسان اختصاص داده که نشان می دهد در این اثر بی تاثیر از جریان شعوبیه، یکی از مهم‌ترین جریانات سیاسی آن دوران، نبوده است. جاحظ با توسل به این جریان به نگارش داستان هایی می پردازد و به عجم ها نسبت می دهد که مبنای حقیقی ندارد. اما او ادیبی بلیغ و توانا است و این حکایت ها را در قالبی حقیقت نما به مخاطب ارایه داده است و با وجود این‌که قصه ها از حقیقت تهی است و با قوه عقل و منطق همخوانی ندارد اما خواننده با توجه به کاربرد ابزارهای حقیقت نما از جانب نویسنده، داستان را حقیقت می‌پندارد.این پژوهش نشان می دهد که اتکاء جاحظ بر نوع قصه با رعایت ضوابط فنی و علی آن، ایجاد فرایند استناد، دقت در توصیف اشیاء و وصف مشروح آن فرایند حقیقت‌نمایی را ایجاد می‌کند و خواننده را به تصدیق حکایت‌های خود وا می دارد.

    کلیدواژگان: حقیقت نمایی، البخلاء، جاحظ، قصه، مرو و خراسان، شعوبیه
  • جواد اصغری*، معصومه ملکی صفحات 31-56

    جاحظ (160-255ق) نویسنده توانای قرن‌ دوم وسوم هجری، یکی از سرشناس‌ترین چهره‌های نثر عربی است که در حوزه های مختلف گیتی‌شناسی، نقد و ادبیات، موسیقی و جانورشناسی قلم زده است. او چندین اثر مشهور و جریان‌ساز دارد که "البخلاء" یکی از جذاب ترین آن‌هاست. جاحظ در این کتاب به‌طور ویژه موضوع بخل را به‌عنوان مضمونی اجتماعی مورد دقت و واکاوی قرار داده و آن را دستمایه کار خویش ساخته و قصه هایی از خسیسان روایت نموده است. او بخش عمده ای از داستان های خود را به روایت های بخیلان اهل مرو و خراسان اختصاص داده که نشان می دهد در این اثر بی تاثیر از جریان شعوبیه، یکی از مهم‌ترین جریانات سیاسی آن دوران، نبوده است. جاحظ با توسل به این جریان به نگارش داستان هایی می پردازد و به عجم ها نسبت می دهد که مبنای حقیقی ندارد. اما او ادیبی بلیغ و توانا است و این حکایت ها را در قالبی حقیقت نما به مخاطب ارایه داده است و با وجود این‌که قصه ها از حقیقت تهی است و با قوه عقل و منطق همخوانی ندارد اما خواننده با توجه به کاربرد ابزارهای حقیقت نما از جانب نویسنده، داستان را حقیقت می‌پندارد.این پژوهش نشان می دهد که اتکاء جاحظ بر نوع قصه با رعایت ضوابط فنی و علی آن، ایجاد فرایند استناد، دقت در توصیف اشیاء و وصف مشروح آن فرایند حقیقت‌نمایی را ایجاد می‌کند و خواننده را به تصدیق حکایت‌های خود وا می دارد.

    کلیدواژگان: حقیقت نمایی، البخلاء، جاحظ، قصه، مرو و خراسان، شعوبیه
  • علیرضا الله بخشی، سندس کردآبادی* صفحات 57-88

    یوسف القعید، از نویسندگان نام‌آشنا و نام‌آور دوره معاصر مصر و یکی از برجسته‌ترین رمان‌نویسان معاصر عربی است. آثار او در سطح دنیا به زبان‌های گوناگونی چون انگلیسی، فرانسه و آلمانی برگردانده شده است. او در آثارش با چیره‌دستی و مهارت کم‌نظیر، مسایل ناهمسان اجتماعی، فرهنگی و چالش‌های سایه‌گستر بر جامعه خود را نمایان ساخته است . رمان «الحرب فی بر مصر» از رمان‌های پرمغز اوست که در آن به شرایط ناگوار و نامناسب جامعه‌ای پرداخته است که سایه ظلم و ستم بر آن سنگینی می‌کند . این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیلی - توصیفی نشانه‌های اجتماعی به‌کاررفته در این رمان را در کانون واکاوی قرار دهد و از رهگذر آن به عیان‌سازی درون‌مایه پیام نویسنده اشاره کند. یافته این جستار نشان می‌دهد که نشانه‌های به‌کاررفته در متن گواه بر وضع اجتماعی نابسامان سایه‌افکنده بر جامعه آن روز مصر است که در ورطه ناهمسانی و وضع نابسامان طبقاتی، نابرابری، ستم و ستمکاری گرفتار آمده است، به‌گونه‌ای که عدالت و ظلم، راستی و ناراستی، خرد و جهل ، و عشق و خیانت به میهن در کنش تقابلی با یکدیگر قرار گرفته‌اند.

    کلیدواژگان: نشانه شناسی، یوسف القعید، الحرب فی بر مصر
  • لیلا حسینی*، صغری فلاحتی، حامد صدقی، علی پیرانی شال صفحات 89-114

    مصطفی وهبی التل متخلص به عرار، پرآوازه ترین شاعر، ادیب، روشنفکر و فرهیخته اردن است، در شعر وی مضامینی همچون عشق، شراب، مستی و هستی و نیستی، زندگی و مرگ، عیاشی و خوشگذرانی را می توان دید البته خمریات از مهمترین مضامینی است که در دیوان(عشیات وادی الیابس) به صورت های گوناگونی به کار می رود تا جایی که او را در خمریات، همپایه ابونواس، اعشی واخطل می دانند، باده گساری، شراب و مستی از مهمترین موضوعاتی است که در دیوان وی به وضوح مشاهده می شود. این پژوهش به این نتیجه رسیده که خمریات این شاعر، با مضمون جلوه های خمری از جمله«عیاشی و خوشگذرانی، بی مبالاتی به دنیا و متعلقات آن، اضطراب و بیم از مرگ و اغتنام فرصت، بکار بردن می و انگور واقعی و درمان و دعوای بیماری» همراه و با روش پژوهشی توصیفی – تحلیلی بررسی شده است و به این سوال پاسخ دهد که جلوه های خمر در شعر مصطفی وهبی التل چگونه به کار رفته است؟ و بر این فرض استوار است که؛ عیاشی و خوشگذرانی و در پی آن غنیمت شمردن فرصت ها، نتیجه تفکر او در مورد شراب است. این پژوهش در پی این هدف است که باده و خمر از مهمترین اغراض شعری شاعر است و حضور آن در شعر وی انکار ناپذیر است.

    کلیدواژگان: عرار، خمریات، عشیات وادی الیابس، اغتنام فرصت
  • داود شیروانی *، حجت رسولی صفحات 115-144

    عزالدین اسماعیل از جمله ناقدانی است که با رویکرد  روان شناختی در نقد ادبی معاصر عرب شناخته می شود و از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مهم ترین اثر وی در این زمینه کتاب "التفسیر النفسی للادب"  است. مطالعات او در سه حوزه ی تحلیل اثر ادبی، تحلیل شخصیت هنرمند و بررسی فرآیند ابداع اثر ادبی صورت گرفته است. از آنجا که امروزه مبانی روان شناختی موثر در فرآیند خلاقیت ادبی و همچنین تحلیل روان کاوانه شخصیت ادیب، در مطالعات نقد ادبی اهمیت ویژه ای دارد، بررسی دیدگاه های عزالدین اسماعیل به عنوان ناقد و ادیبی صاحب نظر در این خصوص ضروری می نماید. به این منظور این پژوهش کوشیده است تا با روش توصیفی-تحلیلی، دیدگاه های عزالدین اسماعیل را در این زمینه بررسی کند و به این سوال پاسخ دهد که از نظر عزالدین اسماعیل، محرک های روانی تا چه حد در خلاقیت ادبی تاثیرگذارند؟ و تحلیل روان کاوانه ی شخصیت ادبی از نظر وی چه فوایدی در بر دارد؟ نتیجه این پژوهش نشان داد که وی با استفاده از علم روان شناسی در نقد آثار ادبی به این باور رسیده است که برخی از محرک های روانی همچون: نوروز، خودشیفتگی، نبوغ، جنون، خیال و... تا حدی در خلق اثر ادبی موثرند و از دیدگاه او، تحلیل شخصیت ادیب، به فهم اثر ادبی کمک می کند، به طوری که مثلا، با تحلیل روان کاوانه ی شخصیت شاعران قدیم عرب، می توان به برخی از عوامل ضعف نوع ادبی نمایشنامه در ادبیات قدیم عربی پی برد.

    کلیدواژگان: عزالدین اسماعیل، تحلیل روان شناختی، خلاقیت- اثر ادبی، شخصیت ادبی
  • سید حسین سیدی*، سید محمدجواد سیدی صفحات 145-170

    هیچ انسانی بدون پیش‌فرض نیست و همیشه این پیش‌فرض‌ها هستند که داوری‌ها و رویکردهای ما نسبت به پدیده‌های جهان را شکل می‌بخشند. مکاتب فکری نیز از این قاعده بیرون نیستند، چون مکاتب فکری می‌توانند مبنای هستی شناختی و یا معرفت‌شناختی و یا ایدیولوژیک داشته باشند. لذا در شکل‌گیری مفاهیم و حوزه نظریه‌پردازی نیز مبنای ایدیولوژیک تاثیرگذار است. این مساله یعنی تاثیر پیش‌فرض‌ها در رویکرد نظریه‌پردازان بلاغت عربی مشاهده می‌شود، چون بلاغت عربی هم در یک بستر تاریخی و تحت‌تاثیر عوامل دینی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شکل گرفته است. در این مقاله تلاش می‌شود  با بررسی و تحلیل دیدگاه متکلمان اشعری و معتزلی ، ردپای ایدیولوژی در تبیین و جهت‌گیری تحلیل مسایل بلاغی، روشن گردد. نتیجه‌ این بررسی آن است که متکلمان مسلمان به ویژه متکلمان معتزلی، مفاهیم بلاغی را چنان تعریف و تبیین می‌کردند که با مبانی ایدیولوژیک آنان همسو گردد.

    کلیدواژگان: بلاغت، ایدئولوژی، متکلمان، اشاعره، معتزله
  • حامد صدقی*، اشرف پرنوش صفحات 171-240

    نهج البلاغه بعد از قرآن کریم از ارزشمندترین متون دینی به شمار می آید و پژوهشگران سعی در بررسی آن از ابعاد مختلف علمی وادبی نموده‌اند، زیرا این کتاب در بردارنده سخنان گرانبهای امام علی (ع) است که در اوج فصاحت وبلاغت قرار دارد وموضوعات مختلفی را در قالب بهترین الفاظ وبه صورتی هنرمندانه بیان کرده‌است. خطبه 87 نهج البلاغه یکی از زیباترین خطبه هایی است که از محبوب ترین بندگان خداوند وتوصیف ویژگی های آنان سخن می گوید ووجه تمایز شان را با فاسقان وجاهلان بیان می دارد. در این مقاله سعی بر این است به شیوه توصیفی– تحلیلی واز منظر سبک‌شناسی ساختارگرا به بررسی خطبه 87 نهج البلاغه در سطحهای فکری، آوایی، نحوی، بلاغی(دلالی) بپردازد و زیبایی های سبک امام (ع) را در بیان اندیشه هایش نشان دهد. یافته‌های پژوهش بیانگر این است که سطوح سه گانه آوایی، نحوی وبلاغی به صورتی منسجم وبه هم‌پیوسته افکار واندیشه‌های امام (ع) را بیان می کند ودر راستای سطح فکری در حرکت هستند. سطح آوایی با موسیقی‌ای که به واسطه تکرار حروف وسجع وجناس ایجاد کرده است از یک سو سبب انتقال این مفاهیم شده‌است واز سوی دیگرسطح نحوی با جمله های خبریه و فزونی جمله فعلیه وتتابع اضافات وادات همپایه ساز سبب بیان معنا ومقصود مورد نظر امام علی (ع) به مخاطب گردیده است؛ همچنین سطح بلاغی نیز با صنایع لفظی وبدیعی به زیباتر شدن کلام ودرک معنای مورد نظر امام (ع) کمک کرده است ولفظ در خدمت معنای مورد ایشان قرار گرفته‌است.

    کلیدواژگان: نهج البلاغه، خطبه 87، سبک شناسی، ساختار گرایی
  • جمال طالبی قره قشلاقی*، محمد خاقانی اصفهانی صفحات 205-232

    اسطوره ققنوس در شعر محمود درویش با آرمان ملت مظلوم فلسطین و مبارزه برای رهایی از یوغ اشغالگران صهیونیست، شوق بازپس‌گیری اراضی اشغال شده علیرغم جنگ و کشتار و جنایات فراوان، و نیز تحولات شعری‌اش گره خورده است. او ققنوس را به عنوان نماد مقاومت و ایستادگی، و سر برآوردن از خاکستر مرگ بازخوانی کرده است. ققنوس در شعر محمود درویش از اولین دیوانی که بدان اشاره کرده است یعنی «احبک او لا احبک» تا «کزهر اللوز او ابعد» که آخرین دیوان اوست دستخوش تغییراتی گشته است، که در مقاله حاضر به تحلیل و بررسی ابعاد آن پرداخته‌ایم. مهم‌ترین نتیجه پژوهش در سه مساله تجلی یافته است: اول اینکه، اسطوره ققنوس در شعر محمود درویش به دنبال این است که بگوید که مردم فلسطین و نیز آرمان او هیچوقت نخواهد مرد، بلکه هر زمان از خون شهدایش جوانان غیوری پرورش یافته و راه آنان را ادامه خواهند داد. دوم اینکه، ققنوس در شعر درویش برخی موارد با سخن از زن و مرد همراه است که نماد زایش هستند. سوم اینکه ققنوس در مراحل پایانی حیات درویش نماد جدال او با مرگ و رستاخیز دوباره است. روش تحقیق در مقاله حاضر تحلیل و توصیف است، و سعی کرده‌ایم به نقد و تحلیل اسطوره ققنوس و تحولات معنایی آن در شعر این شاعر بزرگ بپردازیم.

    کلیدواژگان: محمود درویش، شعر معاصر عرب، ادبیات پایداری، رمز و نماد، ققنوس
  • حسین کیانی*، شهلا جعفری صفحات 233-270

    ارزیابی مقاله‌های منتشر شده در مجله‌ها بر اساس معیارهای اصولی و ضابطه‌مند، امری ضروری جهت پیشرفت چرخه‌ی حیات علمی و ایجاد چشم‌اندازی نوین برای نگارش مقاله‌‌ها به شمار می‌رود. در این راستا، این پژوهش با استفاده از پرسشنامه تایید شده در پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی، 63 مقاله پژوهشنامه نقد ادب عربی را با روش تحلیل محتوای ترکیبی مورد نقد و ارزیابی قرار می‌دهد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که در شاخص‌های ارزیابی مقاله‌ها، سال‌ 96 و 97 سرآمد سال‌های قبل از خود بوده‌اند که این امر بیانگر روند رو به رشد مقاله‌های مجله می‌باشد؛ به گونه‌ای که مقاله‌های سال 96 از نظر نگارش اصولی عنوان‌ها، پیشینه‌ی تحلیلی و استنتاجی، توجه به نوآوری و استناددهی به مقاله‌ها و سال 97 در پرداختن به مبانی نظری و سوال‌های پژوهش، رویکرد تحلیلی، انتقادی و روش تحلیل داده‌ها عملکرد مناسبی نسبت به دیگر سال‌ها داشته‌اند. به طور کلی نقاط قوت مقاله‌های مجله به ترتیب در ذکر هدف پژوهش، ارایه‌ی نمونه‌ها، میزان انطباق اثر با عنوان، نظم و انسجام منطقی مطالب، دقت در کاربرد اصطلاحات تخصصی، ضرورت پژوهش و مبانی نظری تبلور یافته است؛ در مقابل توجه به مساله‌ محور بودن عنوان‌ها، روش جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها،‌ ، نگارش اصولی پیشینه‌ها و روزآمد بودن منابع، از مواردی است که نیاز به بازنگری اساسی دارد.

    کلیدواژگان: ارزیابی مقاله، نقد ادبی، دانشگاه شهید بهشتی، مجله نقد ادب عربی
  • فرامرز میرزاپی* صفحات 299-330

    نقد داستان در ادبیات عربی، در اواخر قرن بیستم، متاثر از ریخت شناسی وساختارگرایی، وارد مرحله نوینی گشت که به عناصر داستان وشیوه های روایت می پرداخت وکمتر به موضوع «نگرش هنری» داستان اهمیت می داد. نگرش هنری تجربه منحصر بفرد نویسنده از پیچیدگی های زندگی است که منجر به « شناخت داستانی» می شود تا خواننده با درک آن از داستان لذت ببرد و بینش نوی را تجربه کند. سید بحراوی در کتاب «الانواع النثریه فی الادب العربی المعاصر(اجیال وملامح)» با معرفی آثاری گوناگون ازنویسندگان دنیای عرب، می کوشد تا با رهایی از چهارچوب تحلیل های از پیش تعین شده، تجربه بشری راوی را که معادل با تجربه زبانی نویسنده است، تحلیل کند. وی این تجربه را که برآمده از محیط عربی است، «ماهیت صورت» (محتوی الشکلThe content of the Form) نامید که با رهایی از وابستگی ذهنی به غرب در پی ارایه یک بینش هنری از تجربه انسان عربی است. آیا روش تحلیل وی در گونه های نثری نوآوری دارد؟ و آیا می توان از آن برای درک داستان بهره برد؟ آیا این کتاب نقدی در رسیدن به این هدف موفق بوده است؟  با روش تحیلی – توصیفی وباتکیه بر روش تحلیل محتوای کمی وکیفی، می توان نتیجه گرفت که مساله کتاب «گونه های نثر ادبی معاصر»، نه تحلیل ساخت عناصر داستانی و روایت، بلکه درک زیباشناسانه روایت از تجربه بشری انسان عربی، با ارایه بینش هنری نهفته در شبکه عناصرداستانی است تا ضمن تبیین ویژگی ها و روش تحلیل آن، نمونه داستان هایی را  که دارای محتوای ساخت داستانی با هویت عربی هستند، معرفی کند.

    کلیدواژگان: نقد داستان، گونه های نثر در ادبیات معاصر عرب، سید بحراوی
  • آزاده میرزایی تبار*، علی صابری صفحات 331-353

    کیفیت هر داستانی به نوع ارایه عناصر آن داستان از سوی نویسنده، مرتبط است. عناصر داستان عبارتند از پی‌رنگ، شخصیت، درونمایه، زاویه دید، صحنه و فضاء، که هر کدام تاثیر بسزایی در پیشبرد داستان دارند. از جمله انواع ادبی که ادبیات ملت‌ها در قالب آن عرضه می‌شود، داستان کودک است. "جاسم محمد صالح"، از جمله داستان‌نویسان عراقی است که عمده آثار وی در حیطه همین نوع ادبی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با تکیه بر شیوه توصیفی-تحلیلی، درصدد است تا براساس نظریه ریمون کنان، به بررسی و تحلیل عناصر 20 داستان‌ وی در حوزه ادبیات کودک بپردازد تا از این رهگذر در کنار دست یافتن به تفاوت میان عناصر داستان‌های کودک و بزرگسال، چگونگی کاربرد عناصر داستان از سوی نویسنده و میزان موفقیت وی در این نوع ادبی برای خواننده مشخص گردد. آنچه حاصل شد اینکه عناصر داستان چه در داستان‌های کودک و چه در داستان های بزرگسال همگی شبیه هم هستند؛ تنها بسته به هدفی که دنبال می‌کنند در نوع شکل‌گیری باهم متفاوتند. پی‌رنگ داستان‌های "جاسم محمد صالح" به دلیل آنکه مجال کافی جهت تغییر مسیر داستان وجود ندارد، غالبا یک پی‌رفتی است. درونمایه داستان‌های بررسی شده بیشتر شامل مسایل اخلاقی، تعلیمی و تربیتی مانند احترام گذاشتن به دیگران، دوری از تکبر، خوددار بودن، قانع بودن است؛ از این رو می‌توان گفت که جهت فکری نویسنده، القای چنین مفاهیمی به کودکان است. دیگر اینکه زاویه دید در تمام داستان‌ها به جز یک داستان، دانای کل یا سوم شخص است که طبق نظر ریمون کنان در این نوع داستان، فرصت تغییر زاویه دید بسیار کم است.

    کلیدواژگان: داستان کودک، عناصر داستان، جاسم محمد صالح، شلومیت ریمون کنان
|
  • Habib Atashrooz*, Ehsan Esmaili Taheri, Sayyed Reza Mirahmadi, Shaker Ameri Pages 7-30

    Jahiz (255-160C), the great author of the second and third century Hijri, is one of the most prominent Arabic prose figures in different fields of archeology, critique and literature, music and zoology. He has several famous works that "Al-Bukhlal" is one of the most fascinating. In this book, Jahiz specifically focuses on the subject of stinginess as a social theme and has made it a work of his own and narrated stories from stingy people. He devoted most of his stories to the narratives of the parsimonious people of Marv and Khorasan, which shows the effect of the Shoobiyeh's school, one of the most important political events of that era, on his work. Jahiz, by resorting to this flow, writes stories that does not have a true basis and relates them to the Ajams. However, he is a belletrist and capable of presenting these narratives in a truthful form to the audience. And although the stories are empty of the truth and do not fit with reason and logic, the story is considered true by reader using the means of truth On the author's part. This research shows that by relying on the type of story with respect to its technical and causal criteria, the creation of the citation process, the accuracy of the description of objects and the detailed description, he has made a process of truth-making, and the reader is required to confirm his narratives.

    Keywords: Truthfulness, Al-Bukhlal, Jahis, Story, Marv, Khorasan, Shoobiyeh
  • javad asghari*, Masoume Maleki Pages 31-56

    The topic of changes in meaning and its causes has always been one of the interests to linguists and semantic scholars. Semantic studies examine this changes in different ways. One of the ways of approaching the reason for the diversity and meaning of vocabulary is to study the semantic lexical process. The present study is intended to explain the process of the semantic transformation of the word "Buruj" with the approach of historical semantics, by exploring the vocabulary, interpretations, ancient poems, translators of Qoran and the etymology in Semitic languages. The analysis of the semantics of the word ”Buruj” indicates that the meaning of this word is limited in Semitic, and when the word is entered in Arabic, its semantic circle has expanded. This process of development has continued in the sensory meaning , abstract meaning and ideological meaning.

    Keywords: Holy Quran Buruj , Semantic Process, Linguistics
  • Alireza Allah Bakhshi, Kordabadi* Pages 57-88

    Social semiotics is an applied approach to the study of texts whose primary concern is the understanding of social signs and meaningful behaviors. A structuralist look at social novels and an examination of the constituents and decoding of texts can provide a better and more complete understanding of it. “War in the Land of Egypt” is Yusuf alQa'id's pithy novel, who is one of the eminent contemporary writers of Egypt and a prominent Arab novelist, in which he addresses the unfortunate and inappropriate conditions of his society that is under heavy oppression. This study intends, by using the analyticaldescriptive method in light of Pierre Guiraud’s approach, to analyze the social signs used in this novel and reveal the theme of the author's message. The results show that signs related to identity, such as nicknames and names, occupations and status of individuals in society, signs of etiquette such as the tone of the speech, the gestures and moods of the novel's characters, as well as fashion codes such as clothing and cuisine, all attest to the confrontation of human beings with each other and social disorder that afflicts the community of that day in Egypt. The author's use of text coherence tools, especially lexical tools, is also an emphasis of his intention regarding this matter. In this essay, the efficacy of using social codes and signs in conveying the novel’s motif to the reader is proven.

    Keywords: Fiction, Social Semiotics, Yusuf al-Qa'id, War in theLand of Egypt
  • Leila Hosseini*, Soghra Falahati, Ali Peerani Shal, Hamed Sedghi Pages 89-114

    Mostafa Wahbi al-Tal known as Arar is the most famous poet, literary, intellectual, and educated in Jordan. His work consist of themes such as love, wine and drunkenness, being and nothingness, life and death, debauchery and pleasures. Of course, Khamriat (poetry about wine) is one of the most important themes used in his complete poetical work (Valley Yabes) in various ways to the extent that they consider him to be in Khamriat, the coequal of Abū Nuwās, Al-A'sha, and Al-Akhtal. Drinking wine, wine and drunkenness are the most important subjects which obviously are seen in his poetry. The study has concluded that the khomriat (poetry about wine) of this poet are combined with the theme of wine effects, such as: "debauchery and pleasures, neglect of the world and its belongings, anxiety and fear of death and appreciating time, and using of wine and real grapes, and treatments and medicine of diseases", and is studied with the research method Descriptive-analytic. And it answers to this question: How is wine manifested in the poetry of Mostafa Wahbi al-Tal? And it is based on the assumption that, debauchery and pleasures, and after that, appreciating time is the result of his thought about wine. This research is seeking to achieve this goal: liquor and wine are some of the most important poetic motives of the poet and its presence in his poetry is undeniable.

    Keywords: Arar, Khamriat (the poetry about wine), Valley Yabes, appreciating time
  • Hojjat Rasouli, Davoud SHirvani* Pages 115-144

    Ezeddin Ismael is one of the critiques who is renowned to have a cognitive psychologically oriented approach in the contemporary Arab literary criticism and to have a special place. His most important work in this field is the book "al-tafsir al-nafsi leladab". His studies have been conducted in three domains: literary analysis, artist's personality analysis, and the study of the process of creating literary work. Given the fact that today the effective psychological foundations of the literary creativity process as well as the psychoanalytic analysis of literary personality are of the essence in the literary criticism studies, it is necessary to scrutinize the views held by Ezeddin Ismael as both a critique and as an authoritative pundit in this realm. Therefore, this research aimed at probing the views of Ezeddin Ismael through a descriptive-analytical lens. Moreover, it aimed to investigate the following questions: from his perspective, to what extent the psychostimulants affect the literary creativity? What roles the psychoanalytic analysis of the literary person play in his view? The results of this study unveiled that using cognitive psychology in the critique of literary works, he has come to believe that although some of the psychological stimuli such as neurosis, narcissism, intelligence and insanity—to some extent—contribute to the creation of literary works, their impacts seem to be infinitesimal. Notwithstanding, in his opinion, the analysis of the character of Adib contributes to the understanding of literary work as such that for instance analyzing the psychoanalysis of the character of the ancient Arab poets, we can elicit or discern some of the weaknesses or shortcomings of the literary genre of drama in the ancient Arabic literature.

    Keywords: : Ezeddin Ismael, cognitive analysis, creativity, literarywork, literary personality
  • Seyed Hosein Seyedi*, Seyed Mohammad Javad Seyedi Pages 145-170

    No one is without presuppositions and these presuppositions form our judgments and viewpoints regarding the phenomena in the world. Systems of thought are also subject to this rule since they can be based on ontological, epistemological or ideological bases. The ideological basis has an import on the making of concepts and theorizing. The influence of pre-conceptions can be seen in the theories of Arabic rhetorics. Arabic rhetorics was formed in a historical context under the influence of religious, cultural, social and political parameters. The present paper tries to shed some light on the role of ideology in the formation of rhetorical analyses, focusing on the views of Ash'ari and Mo'tazeli theologians. The results show that Muslim theologians, especially the Motazelis, defined their rhetorical concepts according to their ideological stances. Keywords: Rhetoric, ideology, theologians, Ash'aris, Muʿtazilit.

    Keywords: Rhetoric, ideology, theologians, Ash'aris, Muʿtazilit
  • Hamed sedghi, Ashraf parnoosh * Pages 171-240

    Nahj al-Balaghah is one of the most valuable religious texts after the Holy Qur'an, and the researchers have tried to study it from different aspects of science and education, Because this book contains the precious speeches of Imam Ali (AS), which is at the height of his eloquence and meaning and expresses various issues in the best of words and artistically. Sermon 87 Nahj al-Balaghah is one of the most beautiful sermons which speaks of the most popular servants of the Lord and describes their characteristics, and expresses their distinction with the transgressors. In this article, we try to study the sermon of Nahj al-Balaghah at the levels of intellectual, phonetic, syntactic, and rhetorical in a descriptive-analytical way and from the perspective of structuralist stylistics. The beauty and values of the sermon and the views of Imam Ali (as) About the righteous and the disbelievers. Findings of the research indicate that the three levels of phonetic, syntactic, and rhetorical forms coherently and coherently express the thoughts and thoughts of Imam (AS) and are in line with the level of thought. The phonetic level with the music created by the repetition of the script and the letters has, on the one hand, transmitted these concepts. And through syntactic syntax with the statements of the verse and the exaggeration of the present sentence and the impossibility of the additions and affinities, the expression of the meaning and meaning of Imam Ali (as) has been addressed to the audience; The rhetorical level has also contributed to the verbal and religious industries to make the word more beautiful.

    Keywords: Nahj al-Balagha, Sermon 87, Stylistics, Structuralism
  • Jamal talebi gharegheshlaghi*, Mohammad Khaqani Isfahani Pages 205-232

    Phoenix myth in the poetry of Mahmoud Darwish to the cause of the oppressed Palestinian nation and struggle for emancipation from the yoke of Israeli occupation, despite the desire to reclaim land occupied many wars and crimes, and also tied His poetic developments. He reread phoenix as a symbol of resistance and steadfastness, and the rise from the ashes of death is refresh. Phoenix in the poetry of Mahmoud Darwish of the first tribunal has referred to the " Uhibbuki aw la uhibbuki (I love you, I love you not)" to " Ka-zahr el-lawz aw ab'ad (almond blossoms and beyond) cardboard dimensions" who has changed his last court. In this paper, we have to analyze its dimensions. The results show manifested in three problems: First, the myth of the phoenix in the poetry of Mahmoud Darwish is to say that the aspirations of the Palestinian people and he did not die, but each time the blood of their martyrs and brave youth raised will continue. Second, Darwish's poetry Phoenix in some cases to speak of man and woman is the symbol of calving. Thirdly Phoenix in the final stages of his battle with death and resurrection symbol Darwish life again. The method in this paper is analytical, and tried to critique and analyze the myth of Phoenix and semantic transformation of a great deal in his poems.

    Keywords: Mahmoud Darwish, the Arab poetry, literature, sustainability, codes, symbols, Phoenix
  • Hosein Kiani*, Shahla Jafari Pages 233-270

    Well-developed and valid review of published papers in journals seems to be an indispensible part of scientific journey and it certainly contributes to novelty in paper writing. In this line, a questionnaire verified by humanity and cultural studies research gate was used to critically review the content of 63 Arabic literal critiques. Research findings show that lectures from 1389-1394 at structural components have increased greatly. But in 1394&95 decreased and then in 1396&97 structural components increased appreciably. Conformity considering of lectures structure whit desired standards in scientific-analyzing lectures shows that article structure at question part ̦history̦ research procedure and reason of selecting that ̦ quality of collection and analysis of analyzing matters and result don̛ t conform with scientific-analyzing article standards. Research result indicates that authors did n̛ t have coherent structural model. And article structure have adjusted on the base of what they have been trained. This foible can be corresponded with inattention to structural standards in academic teaching. Furthermore̦ not to specify a structural comprehensive model of scientific-analyzing article from editors and referees ̦also has highlighted this problem. Therefore ̦this studying has suggested a structural component of scientific-analyzing articles in Arabic language and literature.

    Keywords: Assessment of articles, structural component, literalcritique, Shahid Beheshti University, criticism Arabic journal
  • Faramarz mirzaei* Pages 299-330

    The narrative critique of Arabic literature, influenced by morphology and structuralism, entered a new stage in the late twentieth century. At this stage, it was important to elements of narrative stories and narrative styles, but less concerned with the "artistic vision" of the story.The artistic vision is the unique experience of the writer from life, which leads to " story recognition " so that the reader will enjoy the story and and gain a new cognition Sayed Bahrawi, in the book "Types of Contemporary Arab Prose: Generations and Characteristics", attempts to introduce the various works of the writers of the Arab world. He analyzes the narrator's experience, which is equivalent to the author's linguistic experience .His way of analyzing a story is beyond the framework of a predefined analysis. He called this experience “The content of the form” which derived from the Arabic environment. Bahrawi wants to give an artistic insight of the Arabic experience by releasing subjective obsessions with the West. Does his method of analysis have an innovation? And can you use it to understand the story? Has this book been successful in achieving this goal? By analytical-descriptive method, along with quantitative and qualitative analysis of the content, it can be concluded that the main issue of the book "Types of Contemporary Arab Prose: Generations and Characteristics" is the aesthetic perception of the narrative of the human experience of the Arab man and the presentation of an artistic insight hidden in the network of fictional elements. Bahrawi in this book explains the characteristics of each story with the form content analysis method, and introduces a sample of many stories that contain the content of narrative making with the Arabic nature.

    Keywords: ritique of Story, Types of Contemporary Arab Prose: Generations, Characteristics, Sayed Bahrawi
  • Azadeh mirzaeitabar, *Ali saberi Pages 331-353

    The qualities of each story are related to the type of presentation of the elements of that story by the author. The elements of the story include plot, personality, theme, angle, sight, and space, each of which has a great influence on the progress of the story. In this regard, child's story is among the literary types that reflect each nation's literature. "Jasim Mohammad Salih" is among Iraqi fiction writers whose major works are in the field of child's stories. The present study aims to analyze the elements of its 20 stories in the field of child literature based on the theory of analytic-descriptive research, in order to find the difference between the elements of child and adult stories as well as to determine the use of the elements of the story by the author and his success in this literary genre. The results show that the elements of the story, both in child stories and in adult stories, are all similar, and they differ in form of formation according to the purpose they pursue. Due to lacking enough room to redirect the story, the plots of Jasim Mohammad Salih are often, sequential. The themes of the reviewed stories include ethical, educational issues such as respect for others, avoidance of arrogance, self-respect, contentment, and so on. Therefore, it can be said that the author's idea is to impose such a concept on children, and that the story's angle in all stories, except for a story, is the third person, which, according to Rimmon-Kenan’s theory, in such stories, the opportunity to change the angle of view is very low.

    Keywords: child story, story elements, Jasim Mohammad Salih, Shlomith Rimmon-Kenan