فهرست مطالب

  • سال نوزدهم شماره 1 (مهر و آبان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مریم قربانی، رزیتا فتحی*، خدیجه نصیری، فرهاد احمدی صفحات 1-13
    مقدمه

    عضله ی اسکلتی به عنوان یک بافت درو ن ریز در تنظیم فعالیت متابولیکی، تولید و ترشح هورمون هایی از جمله میوکین ها دارای فعالیت است. هدف مطالعه ی حاضر، بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی و مصرف اتانول بر مقادیر نیم رخ لیپیدی و گلوکز پلاسما، محتوای تری گلیسرید و بیان ژن مایونکتین، آیریزین و لپتین عضله دوقلو موش های صحرایی نر بود.

    روش ها

    تعداد 32 سر موش شش هفته ای با میانگین وزنی10±200 گرم به چهار گروه کنترل، تمرین هوازی، اتانول با دوز 4 گرم برکیلوگرم وزن بدن و اتانول به همراه تمرین تقسیم شدند. در پایان دوره، مقادیر نیم رخ لیپید و گلوکز پلاسما به همراه محتوای تری گلیسرید عضله ی دوقلو و سطوح نسبی بیان ژن های مایونکتین، آیریزین و لپتین ارزیابی شدند. داده ها توسط آزمون تحلیل واریانس دو سویه تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    در بین مقادیر نیم رخ لیپید میزان سطوح تری گلیسرید پلاسما در گروه های تمربن هوازی و تمرین هوازی+ اتانول در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری داشت (05/0≥P). مقادیر تری گلیسرید عضله ی دوقلو در گروه های تمرین هوازی+اتانول (0001/0≥P) و تمرین هوازی (01/0≥P) افزایش معنی داری در مقایسه با گروه کنترل نشان داد. نتایج نشان داد که تمرین هوازی سبب افزایش معنی داری در بیان ژن مایونکتین در گروه تمرین هوازی نسبت به گروه کنترل شد (05/0P≤)، اما بیان ژن های آیریزین و لپتین در گروه های مختلف تغییرات معنی داری را نشان ندادند.

    نتیجه گیری

    تمرین هوازی در طی هشت هفته توانسته بود از طریق تغییر در سطوح میوکین ها به ویژه مایونکتین سبب بهبود در محتوای چربی به خصوص تری گلیسرید پلاسما و عضله ی اسکلتی شود و احتمالا بتواند تنظیم کننده متابولیسم بدن باشد.

    کلیدواژگان: اتانول، تمرین هوازی، نیم رخ لیپید، بیان ژن، میوکین، عضله ی دوقلو
  • نیلوفر صلواتی، فرزانه تقیان*، خسرو جلالی صفحات 14-25
    مقدمه

    هدف از تحقیق حاضر، مقایسه ی اثر مداخلات شامل هشت هفته تمرین مقاومتی با و بدون مصرف عصاره ی زعفران، زرشک بر سطح سرمی پروتیین شماره ی 4 اتصالی رتینول، و مقاومت به انسولین در موش های چاق شده با رژیم پر چرب بود.

    روش ها

    در این تحقیق 80 موش سوری با میانگین وزنی 2±41 گرم به مدت 10 هفته تحت رژیم عذایی پر چرب قرار گرفتند سپس به صورت تصادفی در 8 گروه تمرین مقاومتی (10n=)، مقاومتی و زعفران (10n=)، زعفران (10n=)، مقاومتی و زرشک (10n=)، زرشک (10n=)، زعفران و زرشک (10n=)، تمرین مقاومتی به همراه مصرف عصاره ی زعفران و زرشک (10n=) و گروه کنترل (10n=) قرار گرفتند. برنامه ی تمرین مقاومتی شامل بالارفتن موش ها از نردبان به همراه وزنه (سه ست و هربار 5 تکرار) سه جلسه در هفته و به مدت 8 هفته انجام شد. مصرف عصاره ی زعفران و زرشک به میزان 08/0 به ازای کل وزن موش به مدت 8 هفته انجام شد. پس از 14 ساعت ناشتایی شبانه نمونه ی خون اولیه به میزان 5 میلی لیتراز بطن چپ موش ها گرفته شد و سطوح RBP4، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین اندازه گیری شد. به منظور مقایسه ی اطلاعات بین گروه ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. کلیه ی محاسبات در سطح 05/0≥P در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد، تفاوت معناداری در سطوح RBP4 (002/0=P)، گلوکز (03/0=P)،انسولین (02/0=P)، و مقاومت به انسولین (004/0=P) گروه های مختلف تحقیق وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد، سطوح RBP4 در گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه زرشک وکنترل کاهش یافته است. در گروه تمرین مقاومتی با زعفران نسبت به گروه زرشک وکنترل کاهش یافته است. همچنین در گروه زعفران نسبت به گروه تمرین وزعفران و زرشک کاهش یافته است.

    نتیجه گیری

    لذا یافته های پژوهش حاضر بر تاثیر تمرین مقاومتی، مصرف عصاره ی زعفران و زرشک بر کاهش عوارض متابولیک ناشی از چاقی از طریق کاهش RBP4 و کاهش گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین تاکید دارد.

    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، عصاره ی زعفران، عصاره ی زرشک، RBP4، گلوگز، انسولین، مقاومت به انسولین، چاقی
  • فاطمه زارعی، محمد شرافتی مقدم، مریم شعبانی*، مسعود جوکار صفحات 26-35
    مقدمه

    چاقی و دیابت نوع 2 می تواند در عملکرد مسیرهای مهم سلولی اختلال ایجاد کند. فعال شدن مسیر mTOR منجر به تنظیم پروتیین SREBP1 برای متابولیسم و تنظیم بافت چربی می شود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تاثیر 4 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر محتوای پروتیین های mTOR و SREBP1 در بافت چربی موش های صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع 2 می باشد.

    روش ها

    در این مطالعه تجربی، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگوداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب و پس از دیابتی شدن از طریق القاء STZ و نیکوتین آمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی (6 سر) و کنترل دیابتی (6 سر) تقسیم ‏شدند؛ گروه تمرینی 4 روز در هفته مطابق با برنامه تمرینی به‏ مدت 4 هفته به تمرین ورزشی HIIT پرداختند؛ در حالی که گروه کنترل هیچ گونه برنامه تمرینی نداشتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون t-مستقل و t-وابسته استفاده‏ شد.

    یافته ها

    تغییر معنی داری در محتوای پروتیین mTOR (12/0>p) مشاهده نشد؛ اما محتوای پروتیین SREBP1 (001/0>p) افزایش معنی دار یافت. وزن گروه کنترل (0001/0P=) و گروه HIIT (010/0P=) افزایش معنی داری را نشان داد. قند خون گروه کنترل نیز افزایش معنی داری داشت (0001/0P=)؛ اما، قند خون موش های گروه HIIT،  تغییر معنی داری را نشان نداد (14/0P=).

    نتیجه گیری

    4 هفته تمرین HIIT نتوانست وزن، میزان قند خون و محتوای پروتیین های mTOR را تغییر معنی داری دهد. اما منجر به افزایش محتوای SREBP1 شد؛ بنابراین در تجویز تمرین HIIT باید عواملی مانند مدت زمان و شدت تمرین به گونه ای تنظیم شود که بهترین نتیجه حاصل شود.

    کلیدواژگان: بافت چربی، تمرین تناوبی با شدت بالا، پروتئین mTOR، پروتئین SREBP1، دیابت نوع دو
  • سمیرا بهبودی گندوانی، مژگان مودودی، راضیه بیدهندی یارندی، مینا امیری، امیرعباس مومنان، فریدون عزیزی، فهیمه رمضانی تهرانی* صفحات 36-43
    مقدمه

    اگرچه ارتباط مثبت بین سرطان پستان و دیابت نوع دو گزارش شده است، ولیکن ارتباط این بیماری با سابقه ی قبلی ابتلا به دیابت حاملگی کمتر مشخص شده است. هدف ما در این مطالعه بررسی ارتباط بین سابقه ی ابتلا به دیابت بارداری و بروز سرطان پستان در یک مطالعه ی طولانی مدت مبتنی بر جمعیت است.

    روش ها

    برای انجام پژوهش حاضر تعداد 4076 زن 20-50 سال که در فاز اول مطالعه ی قند و لیپید شرکت کرده بودند و سابقه ی حداقل یک بارداری در ابتدای مطالعه را داشتند، وارد پژوهش شدند و به مدت 15 سال مورد پیگیری قرار گرفتند. از هر یک از افراد سابقه ی ابتلا به دیابت بارداری پرسیده می شد و سپس رخداد سرطان پستان مورد ارزیابی قرار می گرفت. به منظور اندازه گیری نسبت مخاطره برای دو گروه از آزمون بقای کاکس استفاده شد.

    یافته ها

    جمعیت مورد مطالعه شامل 886 زن با سابقه و 3190 نفر بدون سابقه ی ابتلا به دیابت بارداری بودند. میانه (دامنه ی میان چارکی) مدت زمان پیگیری افراد در گروه با و بدون سابقه ابتلا به دیابت بارداری به ترتیب (51/13-09/8)12/12 و (14/13-26/6) 62/11 سال است. چگالی رخداد ابتلا به سرطان پستان 64/0 در هزار شخص-سال با فاصله ی اطمینان (91/0-44/0)95% بود. از این تعداد 4 مورد در زنان با سابقه ی ابتلا به دیابت بارداری (چگالی بروز 36/0 در هزار شخص-سال با فاصله اطمینان (99/0-11/0)95%) و 26مورد (چگالی بروز 73/0 در هزار شخص-سال با فاصله اطمینان (1/1-49/0)95%) در زنان بدون سابقه ابتلا بود.

    نتیجه گیری

    مطالعه ی ما نشان داد که سابقه ی ابتلا به دیابت بارداری عامل خطر مستقلی برای رخداد سرطان پستان محسوب نمی شود.

    کلیدواژگان: دیابت بارداری، سرطان پستان، مطالعه مبتنی بر جمعیت
  • زهرا مرادی، مهرناز السادات راوری، عفت فرخی*، مرتضی هاشم زاده چالشتری صفحات 44-50
    مقدمه

    دیابت نوع دو شرایط التهابی مزمنی است که آمیزه ای از عوامل ژنتیکی و محیطی در آن نقش دارد. فاکتور نکروز توموری آلفا یا TNF- α به عنوان یک سایتوکاین پیش التهابی مترشحه از بافت چربی با تاثیر بر مسیر سیگنالینگ انسولین می تواند در ایجاد مقاومت به انسولین در بیماران دیابت نوع دو نقش داشته باشد. با توجه اهمیت تغییرات اپی ژنتیک در ایجاد بیماری های چند عاملی، این مطالعه با هدف بررسی متیلاسیون پروموتر ژن TNF-α در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو و مقایسه ی آن با افراد غیر دیابتی انجام گردید.

    روش ها

    این مطالعه بر روی 61 بیمار دیابت نوع دو و 31 فرد غیر دیابتی انجام شد. بیماران شامل دو گروه مبتلایان کمتر از 5 سال و مبتلایان بیشتر از 5 سال بودند. گروه ها از نظر ویژگی های دموگرافیک همسان بودند. پروفایل لیپیدی با کیت های استاندارد اندازه گیری شد. سپس ناحیه ی پروموتر ژن TNF-ɑ به روش تیمار با بیسولفیت، انجام Nested PCR و نهایتا تعین توالی بررسی گردید.

    یافته ها

    در مطالعه ی ما ارتباطی بین متیلاسون مناطق CpG پروموتر ژن TNF-ɑ در گروه های مورد مطالعه مشاهده نشد. همچنین بین زنان و مردان در ارتباط با متیلاسیون پروموتر ژن TNF-ɑ درگروه های دیابتی و غیر دیابتی تغییری مشاهده نگردید.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تغییرات اپی ژنتیکی سایتوکاین هایی که در ایجاد مقاومت به انسولین در بیماران دیابتی نوع دو نقش دارند در نمونه ی خون محیطی محسوس نیست و در این رابطه احتمالا بافت های دیگر باید مورد بررسی قرار گیرند.

    کلیدواژگان: دیابت نوع دو، اپی ژنتیک، TNF-α، متیلاسیونDNA
  • مریم اعلا، محمد رضا مهاجری تهرانی، قباد رمضانی، محمد رضا امینی، مریم ابویی راد، مهناز سنجری* صفحات 51-60
    مقدمه

    یکی از مشکلات رایج بیماران دیابتی، نوروپاتی محیطی است. و افزایش خطر ایجاد زخم پا و آمپوتاسیون از عوارض نوروپاتی دیابتی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی مقایسه میزان بهبودی زخم پای دیابتی در درجات مختلف نوروپاتی است.

    روش ها

    این مطالعه از نوع گذشته نگر است که در یک بازه ی زمانی دو ساله از فروردین 1395 تا اسفند 1396 به صورت مقطعی با توجه به اطلاعات مندرج در پرونده بیماران مبتلا به دیابت دارای زخم پای نوروپاتیک مراجعه کننده به کلینیک شماره ی یک دیابت و بیماری های متابولیک پژوهشگاه علوم غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران به بررسی شاخص های بهبودی زخم شامل مساحت، عمق و مدت زمان التیام پرداخته است. بر این اساس تغییر مساحت و عمق زخم بیماران طی مراجعات آنها در ماه های نخست، سوم و ششم ارزیابی و گزارش شد. داده های حاصل از مطالعه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 16 مورد تحلیل آمار توصیفی و استنباطی قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از بررسی پرونده بیماران مبتلا به زخم نوروپاتیک گویای آن بود جنس مذکر در مقطع سنی 56 تا 65 سال بیشترین فراوانی را داشتند. به علاوه غالب این بیماران مبتلا به دیابت نوع دو (79%) بودند. میزان بهبودی زخم که شاخص اندازه گیری آن مساحت و عمق زخم در سه دوره ی زمانی بوده در درجات مختلف نوروپاتی با همدیگر تفاوت داشت؛ در سطح خفیف نوروپاتی میزان مساحت و عمق زخم سریع تر کاهش یافته ولی در نوروپاتی شدید، مدت زمان بهبودی زخم  در دو شاخص مساحت و عمق زخم، طولانی تر بود. با افزایش مدت ابتلا به دیابت به همان نسبت بهبودی نیز زمان بر شده و نیز با بالا رفتن سن میزان بهبودی زخم نیز کاهش پیدا کرده است (001/0P-value =).

    نتیجه گیری

    شواهد نشان می دهد که شناسایی زودرس نوروپاتی می تواند باعث کاهش بروز زخم پای دیابتی و قطع عضو شود. با توجه به اینکه میزان بهبودی سایز و نیز عمق زخم در افراد دیابتی مبتلا به نوروپاتی شدید به کندی صورت می گیرد ضرروری است تا با انجام مداخلات مراقبتی و آموزشی پیشگیری مدار، از آسیب پا جلوگیری نمود.

    کلیدواژگان: زخم پای دیابتی، نوروپاتی محیطی، بهبودی زخم
|
  • Maryam Ghorbani, Rozita Fathi*, Khadijeh Nasiri, Farhad Ahmadi Pages 1-13
    Background

    Skeletal muscle as an endocrine tissue is involved in the regulation of metabolic activity, production and secretion of hormones including myokines. The aim of the present study was to investigate the effect of eight weeks of aerobic training combined with ethanol consumption on plasma lipid profile and glucose levels, triglyceride content and mayonectin, irisin and leptin gene expression in the gastrocnemius muscle in male rats.

    Methods

    A number of 32 rats with a weighing average of 200 ± 10 g were divided into four groups control, aerobic training, ethanol with dose of 4 g/kgbw, and ethanol +aerobic training. At the end of the period, values of lipid profile and plasma glucose, the amount of triglyceride of the gastrocnemius muscle and the relative levels of mayonectin, irisin and leptin gene expression were evaluated. Data were analyzed using two-way ANOVA.

    Results

    The plasma triglyceride levels in the aerobic training and ethanol+aerobic training groups were significantly decreased compared to the control group (P≤0.05). The gastrocnemius muscle triglyceride values were significantly increased in the ethanol +aerobic training (P≤0.0001) and aerobic training groups (P≤0.01) compared to the control group. The results showed that aerobic training significantly increased myonectin gene expression in aerobic training group (P≤0.05), but the expression of irisin and leptin genes did not change significantly in different groups.

    Conclusion

    Aerobic training during the eight-week was able to improve lipid content, especially plasma triglyceride and skeletal muscle triglyceride, and possibly regulate body metabolism by altering the levels of myokines, especially myonectin.

    Keywords: Ethanol, Aerobic training, Lipid profile, Gene expression, Myokine, Gastrocnemius muscle
  • Niloofar Salavati, Farzaneh Taghian*, Khosro Jalali Pages 14-25
    Background

    The purpose of this study was to compare the effect of eight weeks of resistance training with and without the use of aqueous extracts of barberry and saffron on serum levels of RBP4, glucose, insulin and insulin resistance in obese mice.

    Methods

    In this study, 80 mice with a mean weight of 41± 2 g were exposed to high fat diet for 10 weeks. Then, they were randomly assigned to 8 resistance training groups (10 n), resistance and saffron (10 n), saffron (10= n ), Resistance and barberry (n =10), barberry (n =10), saffron and barberry (10n =), resistance training with extract of saffron and barberry (10n =) and control group (n = 10). The resistance training program included raising the mice from the ladder with weight (three sets and 5 repetitions each) three times a week for 8 weeks. The consumption of saffron and barberry extracts was done at 0.08 for total weight of mice for 8 weeks. After 14 hours of fasting, the initial blood sample was taken at 5 ml of the left ventricle of the rats and RBP4, glucose, insulin and insulin resistance levels were measured. One-way analysis of variance was used to compare the data between groups. All calculations were considered at P≤0.05

    Results

    The results showed that there was a significant difference in the levels of RBP4 (P = 0.002), glucose (P = 0.03), insulin (P = 0.02), and insulin resistance (P= 0.004) There are different research groups.
    Follow-up test results showed that RBP4 levels decreased in the resistance training group compared to the barberry and control groups. In saffron group, resistance to barberry and control group decreased. The saffron group also decreased compared to the saffron and barberry training groups.

    Conclusion

    The findings of this study emphasize the effect of resistance training, the use of saffron extract and barberry extract on reducing the metabolic effects of obesity by reducing RBP4 and reducing glucose, insulin and insulin resistance.

    Keywords: Resistance training, Saffron extract, Barberry extract, RBP4, Glucose, Insulin resistance, Obesity
  • Fatemeh Zarei, Mohammad Sherafati Moghadam, Maryam Shabani*, Masoud Jokar Pages 26-35
    Background

    Obesity and type 2 diabetes can impair the function of important cellular pathways. Activation of the mTOR pathway results in regulation of the SREBP1 protein for metabolism and regulation of adipose tissue. The aim of this study was to investigate the effect of 4 weeks of high intensity interval training on the content of mTOR and SREBP1 in adipose tissue of type 2 diabetic rats.

    Methods

    In this experimental study, 12 to 2-month-old male Sprague-Dawley rats weighing 300 20± 20 g were selected and after being diabetic by induction of STZ and nicotine amide, randomly divided in two groups, diabetic training (6 rats) and diabetic control (6 rats). Exercise group training 4 days a week for 4 weeks according to the training HIIT; The control group had no exercise program. Independent t-test and dependent t-test were used for data analysis.

    Results

    There was no significant change in mTOR protein content (p=0.12); But the SREBP1 protein content (p=0.001) increased significantly. The weight of control group (P=0.0001) and HIIT group (P=0.010) showed a significant increase. Blood sugar in the control group also increased significantly (P=0.0001), but HIIT mice did not show a significant change (P = 0.14).

    Conclusion

    4 weeks of HIIT training did not significantly change weight, blood glucose and mTOR protein content. But it did increase the SREBP1 content, so factors such as duration and intensity of training should be adjusted in order to achieve the best results when administering HIIT.

    Keywords: Adipose Tissue, High Intensit Interval Training, Protein mTOR, Protein SREBP1, Type 2 Diabetes
  • Samira Behboudi, Gandevani, Mojgan Modoodi, Razieh Bidhendi Yarandi, Mina Amiri, Amir Abbas Momenan, Fereidoun Azizi, Fahimeh Ramezani Tehrani* Pages 36-43
    Background

    Although a positive association between type 2 diabetes and breast cancer has been reported, an association with gestational diabetes mellitus (GDM) is less clear. This study aimed to assess the relationship between the history of GDM and the incidence of BC a long term population based study.

    Methods

    To conduct this research, 4076 women aged 20-50 years who participated in the first phase of Tehran-Lipid-and-Glucose-Study, who had at-least one pregnancy were included. Each participants were asked about the history of GDM every 3 years. They was evaluated about the occurrence of breast cancer (BC). Cox-survival analysis was used to measure the Hazard-ratio (HR) for both groups with and without history of GDM

    Results

    The study population included 886 women with prior GDM and 3,909 women without history of GDM. The median duration of follow-up among women with and without the history of GDM were 12.12 and 11.62 years, respectively. The incidence of BC was 0.64 per 1,000 year-olds with confidence=interval of 95% (0.44-0.91). Among them, 4 cases were reported in women with GDM and 26 cases in women without GDM. (Incidence of 0.36 per 1000 person-years with confidence=interval 95% (0.11-0.99) in women with prior GDM and 0.73 per 1,000 person-years with confidence=interval 95% (0.49-1.1) in women without a history of GDM.

    Conclusion

    Our study showed that the history of GDM is not an independent risk factor for breast cancer.

    Keywords: Gestational Diabetes, Breast Cancer, Population Based Study, Incidence
  • Zahra Moradi, Mehrnaz Sadat Ravari, Effat Farrokhi*, Morteza Hashemzadeh Chaleshtori Pages 44-50
    Background

    Type II diabetes is a chronic inflammatory condition that is associated with a combination of genetic and environmental factors. Tumor necrosis factor alpha or TNF-α as an adipocyte cytokine, which affects the signaling pathway of insulin, can contribute to insulin resistance in type 2 diabetes patients. Considering the importance of epigenetic changes in multifactorial diseases, this study aimed to investigate TNF-α promoter methylation in patients with type 2 diabetes.

    Methods

    This study was performed on 61 patients with type 2 diabetes and 31 non-diabetic patients. The Groups were matched in terms of demographic characteristics. The lipid profiles were measured by standard kits. TNF-α promoter methylation levels were measured by bisulphite treatment method, Nested PCR and sequencing.

    Results

    There was no association between TNF-α promoter methylation gene promoter and type 2 diabetes in the studied groups. Also, there was no association between TNF-α promoter methylation in diabetic and non-diabetic groups between males and females.

    Conclusion

    The epigenetic changes in cytokines that contribute to insulin resistance in type 2 diabetic patients seem to be ineffective in peripheral blood samples, and other tissues may need to be investigated in this regard.

    Keywords: Type 2 diabetes mellitus, Epigenetic, TNF-α, DNA methylation
  • Maryam Aalaa, Mohammad Reza Mohajeri, Tehrani, Ghobad Ramezani, Mohammad Reza Amini, Maryam Aboeerad, Mahnaz Sanjari* Pages 51-60
    Background

    Peripheral neuropathy is one of the most common problems in diabetic patients. The increased risk of Diabetic Foot Ulceration (DFU) and amputation would be a complication of diabetic neuropathy. The aim of this study was to compare the DFU healing in different severity classification of neuropathy.

    Methods

    This is a retrospective study that was conducted over a two-year period from April 2016 to March 2018 according to the information of patients records with Diabetes Mellitus (DM) referred to clinic of diabetes and metabolic disorders of Endocrinology and Metabolism Research Institute of Tehran University of Medical Sciences. Wound healing criteria including area, depth and healing duration were studied. Accordingly, changes in the area and depth of wounds were evaluated and reported during the first, third and sixth months after baseline. Data were analyzed using descriptive and inferential statistics using SPSS software version 16.

    Results

    The results of the study of patients with neuropathic ulcer showed that males and age group of 56 to 65 years had the highest frequencies. In addition, most of these patients suffered from type 2 DM (79%). The rate of wound healing, which was measured by area and depth of wound in three time periods, differed in different severity classification of neuropathy; at mild level of neuropathy the area and depth of wound decreased faster but in severe neuropathy, duration of wound healing in both mentioned criteria has increased. Regarding to the increase in the duration of DM, the healing time increased too. However the rate of wound healing decreased with increased age (p-value = 0.001).

    Conclusion

    Evidence suggests that early identification of neuropathy can reduce the incidence of DFU and amputation. Due to the slow healing of the size and depth of the wound in diabetic patients with severe neuropathy, it is necessary to prevent DFU by conducting preventive care and educational interventions.

    Keywords: Diabetic Foot Ulcer, Peripheral Neuropathy, Wound Healing