فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/01
  • تعداد عناوین: 55
|
  • حسین محسنی نژاد، پیمان کرمی* صفحات 1-8
    آشیان اکولوژیک محدوده ای از یک یا چند عامل محیطی است که رشد، تکثیر و بقای یک موجود زنده در آن امکان پذیر است. در این مطالعه به منظور مدل سازی پراکنش و کمی سازی آشیان اکولوژیک خرس در استان ایلام از روش آنتروپی بیشینه (MaxEnt) استفاده شد. برای انتخاب نقاط پس زمینه از بایاس شبکه به روش تابع چگالی کرنل استفاده شد. 70 درصد نقاط برای آموزش و 30 درصد نیز برای آزمون مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان داد مدل در اجرای خود موفق بوده (0/97=AUC) و در تمام حد آستانه ها با مدل تصادفی تفاوت معنی داری دارد (0/05>P). به منظور تعیین روند تغییرات آشیان اکولوژیک گونه در محدوده پراکنش حد آستانه 50 درصدی (0/5) بر روی نقشه مطلوبیت زیستگاه اعمال شد و از خروجی این نقشه برای تعیین محدوده شبکه بندی استفاده شد. انتخاب شبکه با توجه به گستره خانگی انجام گرفت. به ازای هر شبکه نقشه مطلوبیت برش خورد و برای تعیین پهنای آشیان اکولوژیک وارد نرم افزار ENMtools شد. از آزمون ناپارامتری من-کندال برای تعیین روند تغییرات پهنای آشیان اکولوژیک استفاده شد. نتایج نشان داد که متغیرهای ارتفاع، تراکم پوشش گیاهی و فاصله از جنگل های نیمه متراکم بیش ترین تاثیر را در پراکنش گونه داشته است و خرس در منطقه مانشت و قلارنگ بیش ترین پهنای آشیان اکولوژیک دارد. روند تغییرات آشیان اکولوژیک نشان داد که پهنای آشیان اکولوژیک گونه ازشمال غرب استان به سمت جنوب شرق، به صورت معنی داری دارای روند کاهشی است.
    کلیدواژگان: خرس قهوه ای، استان ایلام، مدل سازی توزیع، نقاط شبه عدم حضور، پهنای آشیان اکولوژیک
  • شیما ملکوتی خواه*، سیما فاخران، محمود رضا همامی، جوزف سن صفحات 9-16

    تهدیدات انسانی در طول چندین دهه اخیر تاثیرات منفی زیادی بر جمعیت های سم داران ایران داشته است. این در حالی است که تغییر اقلیم نیز می تواند به واسطه تغییر شرایط زیستگاهی کنونی این گونه ها به طور مضاعف میزان آسیب پذیری آن ها را افزایش دهد. در این مطالعه، تاثیر تغییر اقلیم بر زیستگاه های مطلوب دو سم دار آسیب پذیر قوچ وحشی (Ovis sp) و بز وحشی (Capra aegagrus) و هم چنین میزان جا به جایی پراکنش کنونی آن ها در امتداد گرادیان ارتفاع و عرض جغرافیایی در مناطق مرکزی ایران بررسی گردید. پیش بینی های آینده با استفاده از رویکرد مدل سازی تجمعی و داده های اقلیمی تهیه شده توسط پنج مدل گردش عمومی جو براساس سناریو 8.5 PCR انجام گرفت. جا به جایی پراکنش گونه ها در واکنش به تغییر اقلیم نیز با محاسبه اختلاف میانگین ارتفاع و اختلاف فاصله جغرافیایی میان مراکز ثقل پراکنش کنونی و آینده کمی گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که تغییر اقلیم آینده به ترتیب سبب کاهش بیش از 68% و 75% زیستگاه های مطلوب قوچ وحشی و بز وحشی خواهد شد که بیش تر زیستگاه های واقع در مناطق کم ارتفاع بخش جنوب (خراسان جنوبی، یزد و فارس) و مرکز (شرق اصفهان) منطقه مطالعه را شامل می شود. در نتیجه تغییر اقلیم هم چنین بخش اندکی از زیستگاه های نامطلوب کنونی  برای دو گونه در آینده مطلوب خواهد شد که طبق  پیش بینی ها گسترش  آن ها محدود به شمال منطقه (استان سمنان) می باشد. نتایج ارزیابی ها هم چنین نشان داد که پراکنش کنونی قوچ وحشی و بز وحشی به ترتیب به میزان و 150 متر در امتداد گرادیان ارتفاع و 167 و 124 کیلومتر در امتداد عرض جغرافیایی جا به جا خواهد شد.

    کلیدواژگان: سم داران آسیب پذیر، تغییر اقلیم، مدل سازی پراکنش گونه ای، ناهمگنی ارتفاعی، عرض جغرافیایی، مناطق حفاظت شده
  • محمدحسن حسین زاده، علی اصغر زارعی، مازیار محمودی*، محمد بندعلی صفحات 17-22
    در این پژوهش به منظور اندازه گیری میزان بهره برداری از گیاهان مورد تغذیه گوزن زرد ایرانی در جزیره اشک با وسعت 2900 هکتار در فصول بهار و تابستان بعد از شناسایی گونه های دارای ارجحیت با استفاده از روش قطع و توزین به اندازه گیری میزان تولید در دو فصل پرداخته شد و به فرایند مقایسه بین دو فصل با توجه به میزان بارندگی (متغیر مستقل) و تولید گونه های مورد تغذیه گوزن زرد ایرانی (متغیر وابسته) مورد بررسی قرار گرفت. این اختلاف را می توان از دید پوشش گیاهی موجود در جزیره و زیستگاه های مختلف و هم چنین حجم تولیدی گونه های گیاهی دارای ارجحیت در دو فصل بهار و تابستان ارایه نمود. تولید بهاره گونه های دارای ارجحیت غذایی که گوزن زرد ترجیح می دهد (حاوی شش نوع مختلف) در چهار نوع زیستگاه (دشتی، شیب دار و سنگلاخی، حاشیه چشمه و دامنه شرقی و دامنه شمالی) 47062/04±284531/24 کیلوگرم  برآورد شد. درحالی که میزان تولید تابستانه در مورد گونه های دارای ارجحیت شامل 7 نوع ماده غذایی 35992/57±241367/58 کیلوگرم برآورد شد. برداشت بهاره در شرایطی انجام شد که رشد گونه های گیاهی به دلیل سرد بودن هوا در این فصل اندک بود. از نظر آماری فرض 0H (تولید گونه های دارای ارجحیت در دو فصل بهار و تابستان با یکدیگر تفاوت دارند) پذیرفته می شود. اما در عین حال این اختلاف در تولید اندک بوده است که این امر می تواند به این دلیل باشد که اولا در فصل بهار در استان آذربایجان غربی و به خصوص جزیره اشک فصل رویش با تاخیر آغاز می شود (به دلیل سرد بودن بیش ازحد هوا) و لذا با توجه به برداشت بهاره که در اردیبهشت ماه صورت گرفته است احتمالا رشد گونه های گیاهی زیاد نبوده و لذا تولید بهاره و تابستانه اختلاف اندکی داشته اند.
    کلیدواژگان: گوزن زرد ایرانی، جزیره اشک، تغذیه، پوشش گیاهی
  • مینا اسماعیلی، کامران شایسته*، پیمان کرمی صفحات 23-30

    ارتباط یک ویژگی مهم سیمای سرزمین است که در صورت نابودی، تنوع زیستی در معرض خطر جدی قرار می گیرد. آهوی ایرانی (Gazella subgutturosa subgutturosa) از گونه های شاخص دشت های ایران است که در منطقه شکار ممنوع قراویز در غرب استان کرمانشاه پراکنش دارد. به دلیل آسیب پذیر بودن زیستگاه های این گونه، تهدیدات متعددی پتانسیل تاثیرگذاری را بر روی این گونه دارند. درنتیجه حفظ زیستگاه های مطلوب و راه های ارتباطی بین این زیستگاه ها ضروری است. هدف این مطالعه شناسایی مسیرهای ارتباطی گونه در منطقه شکار ممنوع قراویز با بخش های غربی محدوده پراکنش گونه در کشور عراق است. ابتدا مطلوبیت زیستگاه گونه با استفاده از مدل مکسنت تهیه شد. سپس نتایج مدل به مرزی که محدوده گدار بین ایران و عراق را شامل می شود تعمیم داده شد. به منظور مدل سازی، از نقاط حضور گونه و 9 متغیر زیستگاهی استفاده شد. با اعمال حد آستانه بر روی نقشه مطلوبیت زیستگاه، بلوک های زیستگاهی شناسایی شدند. از معکوس نقشه مطلوبیت به عنوان نقشه هزینه جا به جایی استفاده شد. مدل سازی دالان با استفاده از روش تحلیل کم ترین هزینه، بین بلوک های زیستگاهی صورت گرفت. نتایج نشان داد که متغیرهای فاصله از جاده، ارتفاع و شیب بر روی گونه، بیش ترین تاثیر را داشته اند. براساس متریک های تراکم و مطلوبیت سیمای سرزمین، بالاترین ارزش حفاظتی برای جا به جایی بین لکه های زیستگاهی، مربوط به دالان های غربی منطقه قراویز در مجاورت با کشور عراق است.

    کلیدواژگان: آهوی ایرانی، قراویز، عراق، دالان، تحلیل کم ترین هزینه
  • نوید زمانی*، جواد حاتمی، سید محمد شبیری، شهرام کبودوندپور صفحات 31-40
    از آن جایی که قوانین مربوط به مدیریت مناطق حفاظت شده بر اساس اهداف حفاظتی تعیین گردیده لذا باعث محدویت دسترسی به منابع طبیعی توسط روستاییان و عشایر شده است. اقدامات حفاظتی جمعیت گونه های وحشی را افزایش داده که در نتیجه آن زمین های کشاورزی و دام های اهلی بیش تر در معرض خطر آسیب قرار می گیرند. جوامع روستایی و عشایر از دیرباز به صورت مستقیم نیازمند استفاده از این منابع برای تامین معیشت خود هستند، این قوانین در صورتی که اقتصاد و معیشت جوامع محلی را نادیده گرفته و صرفا بر حفاظت متمرکز باشد، باعث ایجاد نگرش منفی نسبت به قوانین و گرایش به قانون گریزی در جوامع محلی شده و پیامد آن افزایش تعارض بین انسان و حیات وحش خواهد بود. در این پژوهش از دو روش آمار توصیفی و استنباطی جهت تجزیه و تحلیل داده‏ ها استفاده گردید. تحلیل هم بستگی نشان می دهد که بین متغیرهای مستقل عوامل اقتصادی-اجتماعی ساکنان بومی، مدیریت حیات وحش، عوامل تهدید کننده اکوسیستم و حیات وحش، رفتار زیست محیطی ساکنان بومی، میزان آگاهی و اطلاع از منطقه حفاظت شده و منابع کسب اطلاعات در زمینه حفاظت با متغیر وابسته آموزش محیط زیست برای کاهش چالش انسان و حیات وحش رابطه مستقیم و معنی داری در سطح وجود دارد. هم چنین بیش تر مطالعات فقط به بررسی جنبه های فنی کاهش تضاد انسان و حیات وحش می پردازد و آموزش زیست محیطی نادیده گرفته می شود. بنابراین برای رفع این مشکل نیاز به یک برنامه جامع بلند مدت است که بتواند جنبه های اجتماعی، فرهنگی و حفاظتی را تحت پوشش قرار دهد.
    کلیدواژگان: تعارض انسان و حیات وحش، آموزش محیط زیست، جوامع محلی
  • امیررضا ولیانی، ناصر فقهی فرهمند*، سلیمان ایران زاده صفحات 41-48
    ارزیابی ریسک  های زیست  محیطی (EAR) را می  توان به عنوان یکی از ابزارهای مهم تحقق توسعه پایدار دانست. هدف از انجام این تحقیق شناسایی انواع ریسک  های زیست محیطی استان مازندران و ارایه یک مدل ترکیبی به منظور ارزیابی و اولویت بندی آن ها می باشد که در نتیجه آن می توان مخاطرات زیست محیطی را به نحو مطلوب تری مدیریت نمود. در این تحقیق از نظرات 9 نفر از مدیران با تجربه اداره حفاظت محیط زیست استان مازندران و اساتید برجسته دانشگاهی در این حوزه به عنوان خبره استفاده و ساختار شکست ریسک های زیست محیطی در سه سطح تعریف گردید. سپس با استفاده از تکنیک دیماتل اهمیت دسته های ریسک و وزن آن ها تعیین شد. در مرحله بعد معیارهای مختلفی جهت ارزیابی ریسک ها مشخص و تعریف گردید که براساس روش تابع زیان تاگوچی، هر ریسک در هر معیار مورد ارزیابی قرار گرفت و امتیاز زیان آن ها محاسبه شد. براساس نتایج به دست آمده دسته های ریسک فرهنگی، فیزیکوشیمیایی و اقتصادی از اهمیت بیش تری برخوردار بوده و بر سایر دسته های ریسک تاثیرگذار می باشند. هم چنین پساب شهری و صنعتی، آفت و بیماری گیاهی و جانوری، برداشت بی رویه منابع جنگلی و معدنی، تخلیه و دفع پسماندها و... به ترتیب به عنوان مهم ترین ریسک های زیست محیطی ارزیابی گردید.
    کلیدواژگان: ریسک های زیست محیطی، ارزیابی ریسک، دیماتل، تابع زیان تاگوچی
  • امید قدیریان، فاطمه خزاعی، علی لطفی* صفحات 49-58
    انجام برنامه ریزی و تعیین و اولویت بندی استراتژی  های حفاظتی برای مدیریت مناطق حفاظت شده براساس وضع موجود، نقش بسیار مهمی را در موفقیت برنامه های حفاظتی بازی می کند. بدین منظور و برای دستیابی به بهترین استراتژی حفاظتی برای مدیریت پناهگاه حیات وحش موته براساس وضعیت فعلی، ابتدا با استفاده از تکنیک DPSIR وضعیت فعلی و چالش های پیش روی این پناهگاه در زمینه حفاظت شناسایی گردیدند و سپس با استفاده از تکنیک SWOT ضعف ها و قوت ها، فرصت ها و تهدیدهای این پناهگاه شناسایی و براساس آن ها 12 استراتژی حفاظتی پیشنهاد گردید. در مرحله بعد براساس نظرات کارشناسی و با استفاده از ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، ماتریس ارزیابی موقعیت و اقدام استراتژیک (SPACE) و در نهایت ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM) این 12 استراتژی اولویت بندی شدند. نتایج حاصل از این کار نشان داد که در حال حاضر پناهگاه حیات وحش موته بیش تر به استراتژی از نوع رقابتی نیاز دارد. استراتژی های رقابتی که در این مطالعه برای پناهگاه حیات وحش موته انتخاب شدند به ترتیب اولویت عبارتند از: درنظر گرفتن زونی برای چرای دام توسط اهالی (با توجه به وسعت بالا)، افزایش گشت زنی برای جلوگیری از شکار غیرمجاز (با توجه به تعداد مناسب محیط بانان و وسیع بودن منطقه) و ایجاد برنامه های گردشگری به این مناطق برای تغییر دیدگاه و افزایش آگاهی مردم (با توجه به تنوع زیستی و اکوسیستمی بالا).
    کلیدواژگان: مناطق حفاظت شده، برنامه ریزی حفاظتی، ماتریس QSPM، ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی
  • ابوالفضل قربانی*، سعید پرنعمت خانقاه، ناصر ماهری سیس، مهدی تقی نژاد رودبنه صفحات 59-64
    این تحقیق به منظور تعیین ارتباط چندشکلی ژن عامل رونویسی خاص هیپوفیز یک  (Pit-1) با ارزش های ژنتیکی صفات تولید شیر در گاوهای هلشتاین ایران انجام گرفت. بعد از دریافت اطلاعات ارزش های اصلاحی از مراکز اصلاح نژاد کشور، با استفاده از نمونه های خون 110 راس گاو نر پروف شده یا در انتظار پروف از دو مرکز اصلاح نژاد شمال غرب و تهران، ژنوتیپ افراد با روش هضم آنزیمی (PCR-RFLP) و آنزیم محدودالاثر HifI برای جایگاه موجود در اگزون ششم تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل مناسب و نرم افزار SAS انجام گرفت. در این بررسی دو الل (برش یافته G و برش نیافته A) و سه ژنوتیپ مشاهده  شد به طوری که الل (Hinf1 +(G و ژنوتیپ  GG فراوان ترین بودند. تغییرات فراوانی اللی و ژنوتیپی در طی سال های مختلف تولد حیوانات روند مشخصی را نشان نداد و در اکثر سال ها برتری با الل G بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که ارتباط چندشکلی در جایگاه Pit-I-HinfI با تغییرات ارزش ژنتیکی صفات تولید شیر، تولید چربی، تولید پروتیین، درصد چربی و درصد پروتیین معنی دار نیست (0/05<p). جایگزینی اللی نشان داد که در صورت تغییر الل G به A تاثیر معنی داری در هیچ یک از صفات مورد مشاهده نخواهد شد. به نظر می رسد برای استفاده از چندشکلی ژن Pit-I در بهبود ژنتیکی صفات تولید شیر، نیاز است  تحقیقات بیش  تری انجام شود.
    کلیدواژگان: چندشکلی، Pit-I، هلشتاین، صفات تولیدی
  • ذبیح الله نعمتی*، مقصود بشارتی، امیر کریمی صفحات 65-72

    هدف از این مطالعه بررسی اثر آفلاتوکسین B1 بر تخمیر شکمبه ای جیره غذایی و امکان کاهش اثرات سوء آفلاتوکسین B1 بر تخمیر شکمبه ای در حضور افزودنی اسانس ترکیبی پوسته بادام هندی و دانه کرچک در شرایط آزمایشگاهی بود. این مطالعه شامل دو آزمایش بود. در آزمایش اول تیمارهای آزمایشی شامل جیره غذایی پایه همراه با سطوح مختلف آفلاتوکسین B1 به میزان 0، 0/5، 1 و 1/5  میکروگرم در میلی لیتر بودند. تیمارهای آزمایشی در آزمایش دوم شامل جیره غذایی آلوده با آفلاتوکسین B1 1(میکروگرم در میلی لیتر) به همراه سطوح مختلف اسانس گیاهی به ترتیب به میزان 0، 0/01، 0/1 و 0/2  میلی گرم در کیلوگرم جیره غذایی بودند. میزان گاز تولیدی در 2،4،6،8 ،12 ،24 ،36، 48، 72، 96 و 120 ساعت بعد از عمل انکوباسیون انجام ثبت شد. داده های به دست  آمده در یک طرح آماری کاملا تصادفی با 3 تکرار آنالیز گردید. نتایج نشان داد میزان گاز تولیدی بخش نامحلول و نرخ ثابت تولید گاز درگروه آفلاتوکسین با سطح 0/2 در مقایسه با گروه شاهد کم تر بود. بیش ترین گاز تولیدی مربوط به تیمار شاهد و کم ترین گاز تولیدی مربوط به تیمار دریافت کننده بالاترین سطح آفلاتوکسین بود (0/05>P). افزودن آفلاتوکسین سبب کاهش فراسنجه های تخمینی شامل انرژی متابولیسم، انرژی خالص و قابلیت هضم ماده آلی در ماده خشک شد (0/05>P). اسانس دانه کرچک و بادام با افزایش تولید گاز و فراسنجه های تخمینی سبب کاهش نسبی اثرات منفی آفلاتوکسین بر تخمیر شکمبه در شرایط آزمایشگاهی شد. می توان نتیجه گرفت آفلاتوکسین سبب کاهش قابلیت هضم و تخمیر شکمبه ای شد و افزودن اسانس سبب بهبود تخمیر شکمبه ای جیره غذایی آلوده به آفلاتوکسین در شرایط برون تنی شد.

    کلیدواژگان: آفلاتوکسین، اسانس گیاهی، بادام، تولید گاز و دانه کرچک
  • محمدتقی زرین نیا، ابوالفضل قربانی* صفحات 73-78
    این پژوهش به منظور بررسی ارتباط جایگاه های G286A و T340C ژن گیرنده هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (GnRHR) و صفات مرتبط با کیفیت اسپرم در جمعیت گاوهای نر هلشتاین انجام گرفت. اطلاعات فنوتیپی و نمونه های خون از 150 راس گاو نر موجود در دو مرکز اصلاح نژاد شیخ حسن تبریز و جاهد کرج بین سال های 1395-1368 جمع آوری شدند. جهت شناسایی چند شکلی های تک نوکلیوتیدی (SNP) ژن GnRHR از روش PCR-RFLP و آنزیم های برشی MboII و BspMI به ترتیب برای جایگاه های G286A و T340C استفاده گردید. در جایگاه T340C دو آلل T وC و در جایگاه G286A دو آلل A و G به دست آمد. آلل های G) 0/679) و T) 0/676) و ژنوتیپ های TC) 0/46) و GA) 0/45) بیش ترین فراوانی را داشتند. نتایج تجزیه واریانس، ارتباط معنی دار جایگاه های کاندیدای فوق را با اکثر صفات اسپرم نشان داد. نتایج مقایسه میانگین حاکی از برتری ژنوتیپ های هتروزیگوت GA  و TC  در جایگاه  های مورد بررسی داشت. این مطالعه برای اولین بار ارتباط معنی دار ژن GnRHR را با صفات مرتبط با اسپرم در جمعیت گاوهای هلشتاین ایران بررسی نمود و نتایج حاکی از آن است که GnRHRدر فرآیندهای مختلف تولید اسپرم نقش دارد. با این حال، تحقیقات بیش تر ضروری است.
    کلیدواژگان: GnRHR، صفات اسپرم، هلشتاین، چندشکلی، گاونر
  • عباس ایمانی باران*، هادی یوسفی تبریزی، مهدی بساکی، حمید اکبری، احد ازمانی صفحات 79-86
    گونه های تیلریا انگل های تک یاخته ای خونی داخل سلولی اجباری هستند که توسط گونه های مختلف کنه های سخت منتقل شده و باعث تیلریوزیس می شوند. به لحاظ جغرافیایی، این بیماری دارای پراکندگی جهانی بوده و اکثرا در نواحی گرمسیر و نیمه گرمسیر دیده می شود. در ایران، آلودگی تیلریایی در نشخوار کنندگان کوچک توسط گونه های تیلریا اویس و تیلریا لستوکاردی ایجاد می شود. این مطالعه با هدف شناسایی مولکولی گونه های تیلریا اویس و تیلریا لستوکاردی در نشخوار کنندگان کوچک استان آذربایجان شرقی صورت گرفت. برای این منظور، مجموعا 166 نمونه خون (125 راس گوسفند و 41 راس بز) از مناطق مختلف استان آذربایجان شرقی جمع آوری شدند و بررسی های مولکولی و میکروسکوپی روی آن ها انجام گرفتند. در نتایج مولکولی، 18 درصد نمونه ها صرفا آلوده با تیلریا اویس بودند، ولی در بررسی میکروسکوپی آلودگی مشاهده نشد. آلودگی فقط مربوط به نمونه های گوسفند بود. از نظر آماری اختلافی بین آلودگی و سن و جنس مشاهده نشد (0/05<p). مقایسه توالی های محصولات PCR با توالی های مربوط به SSU rRNA موجود در بانک ژن نشان داد که توالی قطعات تکثیر شده در مطالعه حاضر 100-98 درصد با توالی های ثبت شده در بانک ژن یکسان می باشند. بررسی فیلوژنی نشان داد که توالی به دست آمده در مطالعه حاضر با بسیاری از توالی های به دست آمده از نقاط مختلف دنیا در سال های مختلف در یک مجموعه قرار گرفته و ارتباط نزدیکی با این توالی ها دارد. براساس یافته ها می توان گفت آلودگی تیلریایی به شکل تحت بالینی در بین نشخوا کنندگان کوچک استان آذربایجان شرقی وجود داشته و تیلریا اویس عامل اصلی آلودگی تیلریایی می باشد.
    کلیدواژگان: تیلریا اویس، تیلریا لستوکاردی، نشخوارکنندگان کوچک، شناسایی مولکولی، آذربایجان شرقی
  • محبوب الله جویا، امید عشایری زاده*، بهروز دستار صفحات 87-94
    این آزمایش به منظور مقایسه اثر افزودن میکروجلبک اسپیرولینا و پروبیوتیک باسیلوس سوبتیلیس در جیره بر خصوصیات لاشه، ریخت‏ شناسی پرزهای روده و فراسنجه‏ های خون جوجه ‏های گوشتی انجام شد. تعداد 300 قطعه جوجه نر یک‏روزه نژاد راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 2×3 شامل سه سطح افزودنی اسپیرولینا پلاتنسیس (0، 0/05 و 0/1 درصد از جیره) و دو سطح افزودنی پروبیوتیک (0 و 0/05 درصد از جیره) درون 30 قفس زمینی توزیع و به مدت 24 روز پرورش یافتند. مصرف مخلوط 0/1 درصد اسپیرولینا و پروبیوتیک توانست وزن نسبی چربی حفره شکمی را در مقایسه با پرندگان تیمار حاوی 0/1 درصد اسپیرولینا و فاقد پروبیوتیک کاهش دهد. مصرف تیمار حاوی پروبیوتیک و فاقد اسپیرولینا سبب افزایش طول پرزها و نسبت طول پرز به عمق کریپت‏ های دیودنوم در مقایسه با تیمار فاقد این افزودنی‏ ها شد (0/05>P). در ژژونوم، تیمار مخلوط 0/05 درصد اسپیرولینا و پروبیوتیک طول پرزها را در مقایسه با تیمار حاوی فقط پروبیوتیک افزایش داد (0/05>P). افزودن اسپیرولینا یا پروبیوتیک توانست سبب کاهش درصد هتروفیل و نسبت هتروفیل به لمفوسیت در خون جوجه‏ های گوشتی شود (0/05>P). نتایج این آزمایش نشان داد که مصرف اسپیرولینا، به ویژه سطح 0/1 درصد،  به تنهایی و یا همراه با پروبیوتیک می ‏تواند سبب بهبود کیفیت لاشه و خصوصیات پرزهای روده شود. هم چنین با توجه به تغییرات فراسنجه ‏های خونی، هریک از این افرودنی‏ ها جهت بهبود سلامت جوجه‏ های گوشتی قابل توصیه هستند.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، اسپیرولینا، پروبیوتیک، پرزهای روده، لیپید خون
  • مهدی مهرابادی*، سید محسن حسینی صفحات 95-104
    به منظور جلوگیری از آلودگی های زیست محیطی ناشی از دفع پسماند کارخانجات آبلیموسازی و استفاده بهینه از این پسماند در تغذیه جوجه های گوشتی، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با 240 قطعه جوجه گوشتی سویه آربورآکرز با 4 تیمار و 4 تکرار و 15 جوجه در هر تکرار به مدت 42 روز به اجرا درآمد. جوجه های یک گروه به عنوان گروه شاهد درنظر گرفته شده و با جیره غذایی بر پایه ذرت و سویا، تغذیه شدند. به منظور تغذیه سه گروه دیگر جیره غذایی پایه به ترتیب با 5، 7/5 و 10 درصد تفاله لیمو جایگزین ذرت شد. نتایج نشان داد که استفاده از سطوح 5 و 7/5 درصد تفاله لیمو در مقایسه با گروه شاهد تاثیرمعنی داری بر وزن بدن در هیچ کدام از دوره ها نشان نداد (0/05<P)، هرچند استفاده از سطح 10 درصدی آن به طور معنی داری سبب کاهش وزن بدن در مقایسه با گروه شاهد در دوره های 49-21 و 49-1 روزگی گردید (0/05>P). استفاده از سطح 10 درصدی تفاله لیمو افزایش ضریب تبدیل در دوره های 49-21 و 49-1 روزگی را در پی داشت (0/05>P). استفاده از سطح 10 درصدی تفاله لیمو غلظت کلسترول خون را کاهش و تولید آنتی بادی علیه گلبول های قرمز خون گوسفندی در سن 35 و 42 روزگی را افزایش داد (0/05>P). اگرچه سطح هموگلوبین و درصد هماتوکریت تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت (0/05<P) ولی مقدار مواد واکنش گر با تیوباربیوتیک اسید تحت تاثیر قرار گرفت (0/05>P). به طورکلی استفاده از تفاله لیموترش تا سطح 7/5 درصد جیره بدون تاثیرمعنی دار بر وزن بدن می تواند سیستم ایمنی بدن را تحریک کند، بنابراین جایگزین مناسبی برای جیره های طیور می باشد.
    کلیدواژگان: جوجه های گوشتی، تفاله لیمو، عملکرد، فرآسنجه های خونی، سیستم ایمنی
  • وحید واحدی*، فرهاد صمدیان، روشنک نوراحمدی، مرتضی بهروزلک صفحات 105-112
    در پژوهش حاضر تاثیر پودر تفاله ‎انگور بر خصوصیات منی، سطح سرمی تستوسترون و باروری خروس ‏های گله مادر گوشتی بررسی شد. تعداد 240 قطعه مرغ مادر و 24 قطعه خروس از سویهراس 308 با سن 31 هفتگی، در قالب طرح کاملا تصادفی به سه گروه آزمایشی در 10 تکرار (8 قطعه مرغ و 1 قطعه خروس در هر تکرار) تقسیم ‏بندی شد. پرندگان از هفته 32 تا هفته 41 در گروه شاهد از جیره‏ استاندارد و در گروه های تیماری با جیره ‏های دارای 1/5% و 3% تفاله خشک انگور (برحسب ماده خشک) تغذیه شدند. در انتهای آزمایش (هفته 41) برخی خصوصیات کیفی منی، مقادیر تستوسترون سرمی خروس ‏ها و میزان جوجه‏ درآوری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که‎ مکمل‏ سازی تفاله انگور اثر معنی‏ داری بر حجم منی و غلظت اسپرم خروس‎ها نداشت (0/05<P). جنبایی کل، جنبایی پیش رونده و درصد زنده‏ مانی اسپرم در پرندگان دریافت ‎کننده 1/5 و 3 درصد تفاله انگور خوراکی نسبت به گروه شاهد بالاتر بود (0/05>P)، اما ریخت ‎شناسی و یکپارچگی غشای پلاسمایی اسپرم ها تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت. علاوه بر این، مکمل ‎سازی سه درصد تفاله انگور، به طور موثری (0/05>P) باعث افزایش تستوسترون سرمی و درصد جوجه ‏درآوری نسبت به گروه شاهد شد (0/05>P). در نتیجه افزودن خوراکی فیبرهای آنتی ‏اکسیدان مثل پودر تفاله انگور، ممکن است باعث بهبود کیفیت اسپرم و درصد جوجه ‏درآوری در گله‏ های مادر گوشتی شود.
    کلیدواژگان: خروس گله مادر، تفاله انگور، سطح سرمی تستوسترون، خصوصیات منی
  • مهسا یازرلو، حاجی قلی کمی*، علی اکبر باقریان یزدی صفحات 113-118
    لاک پشت خزری (Mauremys caspica)، متعلق به خانواده Geoemydidae است. این گونه لاک پشت های آبزی در مراحل مختلف زندگی شان دارای زیستگاه های متفاوتی هستند. آن ها دارای جابجایی های نسبتا محدود بوده که باعث تغییر تراکم جمعیتی آن ها در فصول معینی از سال می شود. در این مطالعه که از تابستان 1395 تا پایان بهار 1396 در طی 24 بار نمونه برداری به صورت فصلی ادامه یافت، 134 نمونه (65 ماده و 69 نر) لاک پشت خزری از 14 ایستگاه مختلف نمونه برداری در استان گلستان جمع آوری و 25 صفات مورفومتریک آن ها اندازه  گیری شد. نسبت جنسی 1 به 1 برای نر به ماده به دست آمد. همه صفات مورفومتریک توزیع نرمالی داشتند (0/001>P) به جز وزن W در ماده ها و چهار صفت وزن (W)، حداقل طول لاک شکمی (PL1)، عرض لوب جلویی پلاسترون (PFLW) و عرض لوب عقبی پلاسترون (PHLW) توزیع نرمال در نرها را نشان ندادند (0/001<P). در مقایسه پارامتری صفات، (TL1) طول قاعده دم (0/0000>p)، طول درز بین دو سپرمخرجی (AnSL) (P<0/005) و طول دم  (TL2) (P<0/005)اختلاف معنی داری بین جنسیت ها نشان دادند،اما هیچ یک از 4 صفت غیر پارامتری اختلاف معنی دار بین نر و ماده نشان ندادند (0/66<P). نسبت TL2 به TL1 و نسبت TL1 به طول پل بین لاک پشتی و شکمی سمت راست (RBrL) شاخص های مهم برای تشخیص جنسیت نمونه ها می باشند. بیش ترین و کم ترین تعداد نمونه صید شده به ازای واحد تلاش صید، به  ترتیب در تابستان با 52 و پاییز با 6 نمونه به دست آمد.
    کلیدواژگان: زیستگاه، فراوانی، تشخیص جنسیت، لاک پشت خزری، استان گلستان
  • ویدا حجتی*، مونا ابراهیمی رهنما صفحات 119-126
    منطقه حفاظت شده اساس با مساحت 2997 هکتار در جنوب شهرستان سوادکوه واقع در شرق جاده ارتباطی قایم شهر- تهران در استان مازندران قرار دارد. این مطالعه با هدف بررسی فون مارهای منطقه حفاظت شده اساس از فروردین ماه 1393 تا اواخر آبان ماه 1393 انجام گرفته است. از نمونه های زنده در منطقه عکس برداری صورت گرفته و به آزمایشگاه منتقل شدند. در طی تحقیق 50 نمونه مار جمع آوری گردید و در مجموع 11 گونه از 10 جنس و 5 خانواده شناسایی شد که عبارتند از:Dolichophis Schmidti ،Elaphe dione ،Hemorrhois ravergieri ، latyceps najadum najadum،Telescopus fallax iberus  ،Zamenis persicus ،Malpolon insignitus fuscus ، Natrix natrix persa،Natrix tessellata ،Xerotyphlops vermicularis ، Gloydius halys caucasicus. در این منطقه بیش ترین فراوانی مربوط به گوند مار (16 درصد) و افعی قفقازی (16 درصد) و کم ترین فراوانی مربوط به یله مار (2 درصد) بوده است. کلید شناسایی و نقشه پراکنش نمونه های منطقه نیز تهیه شده است.
    کلیدواژگان: منطقه حفاظت شده اساس، خزندگان، مارها، مازندران
  • فریبا رجبی، اسماعیل نوغانچی، حسین جوانبخت* صفحات 127-132
    تعیین سن جانوران برای کسب اطلاعات در مورد تاریخ زندگی گونه ها، رشد، سن، طول عمر و ساختار جمعیت مهم است. در دوزیستان سن شناختی اسکلتی روشی موثر برای تخمین سن می باشد. در مطالعه حاضر تعیین سن در 50 نمونه (20 نر و 30 ماده) از دو جمعیت قورباغه Pelophylax ridibundus که در شمال ایران (رشت و ساری) پراکنش دارند انجام شد. نتایج برش انگشتان نشان داد که  نرها به طور میانگین نسبت به ماده ها مسن ترند. محدوده سنی افراد جمعیت ها بین 4 تا 13 سال  بود که میانگین سن در نرها  2/13±8/50 و میانگین سن در ماده ها 1/40±6/55 به دست آمد. جمعیت قورباغه های ساری بزرگ تر از قورباغه های رشت بودند. هم بستگی بین سن و طول پوزه تا مخرج (SVL) در هر دو محل مثبت بود. با این مطالعه، اطلاعات جدیدی درباره سن و اندازه P. ridibundus در شمال ایران به دست آمد. این نوع مطالعات در مورد گونه های یکسان و مشابه امکان می دهد تا اثرات زیست محیطی بر تاریخچه حیات آن ها درک شود. سن بلوغ برای طرح ریزی مطالعه تولیدمثل و برنامه های حفاظتی در آینده مفید خواهد بود.
    کلیدواژگان: سن شناختی اسکلتی، تعیین سن، Pelophylax ridibundus، Ranaidae
  • محمد درویشی*، سیامک بهزادی، بهنام دقوقی، علی سالارپوری صفحات 133-142
    ماهی زرده یکی از تون ماهیان اقتصادی در شمال خلیج فارس و دریای عمان می باشد. به منظور الگوی بهره برداری مناسب از ذخایر این گونه نیاز است که برخی شاخص های پویایی شناسی جمعیت آن دایما مورد بررسی و سنجش قرار گیرد. اطلاعات مورد نظر به صورت تصادفی ساده از سه تخلیه گاه عمده اصلی بندرجاسک، بندرعباس و بندرلنگه در استان هرمزگان از فروردین تا اسفند 1394 جمع آوری شدند. میانگین طول چنگالی ماهیان زرده 60/1 سانتی متر بود. مقادیر  a و b در رابطه طول- وزن به ترتیب 5-10× 12/ 2 و 2/84 به دست آمدند که بیان کننده رشد آلومتریک این گونه می باشد. پیراسنجه های رشد L∞ ،K و t0 به ترتیب 90/9 سانتی متر، 0/78 بر سال و 0/15- سال به دست آمدند. طول چنگالی ماهی زرده در پایان یک سالگی، دو سالگی و سه سالگی به ترتیب 53/8، 73/9 و 83/1 سانتی متر بود. شاخص رشد برابر با 8/77 محاسبه شد که با سایر مطالعات صورت گرفته مطابقت داشت. مرگ و میر کل، طبیعی و صیادی به ترتیب برابر با 2/49، 0/85 و 1/64 بر سال بودند. مقادیر Fopt و Flimit به عنوان نقاط مرجع زیستی به ترتیب 0/43 و 0/56 بر سال محاسبه شدند. نسبت بهره برداری برای این گونه 0/66 تخمین زده شد. نتایج این بررسی نشان داد که برداشت از ذخایر ماهی زرده در استان هرمزگان بیش از حد بوده و پیشنهاد می شود در جهت مدیریت صید این گونه و با کاهش تلاش صید اقدامات لازم صورت گیرد.
    کلیدواژگان: ماهی زرده، پیراسنجه های رشد، مرگ و میر، نقاط مرجع زیستی، استان هرمزگان (خلیج فارس)
  • محمدرضا میرزائی*، بیژن آژنگ، سارا کاظمی صفحات 143-148
    رابطه طول و وزن، نسبت جنسی و شاخص وضعیت ماهی یال اسبی سربزرگ  Trichiurus Lepturus از مهر 1393 تا شهریور 1394 در سواحل استان سیستان و بلوچستان در دریای عمان بررسی گردید. در مجموع تعداد 283 نمونه به صورت تصادفی در طول مدت تحقیق جمع آوری گردید. نمونه ها پس از تعیین جنسیت در گروه های طولی مختلف تقسیم بندی شدند. در نمونه های مورد مطالعه، 42 درصد نر، 58 درصد ماده و نسبت جنسی ماده به نر در این بررسی (1/37:1) محاسبه گردید. بیش ترین و کم ترین میزان طول کل به ترتیب 115 سانتی متر و 49 سانتی متر و بیش ترین و کم ترین میزان وزن کل به ترتیب 1000 گرم و 180 گرم در طول دوره مطالعه به دست آمد. رابطه طول کل- وزن برای مجموع جمعیت به صورتW=0.048TL2.67 و با ضریب همبستگی 0/919 محاسبه شد. رابطه طول کل و وزن در جنس نرW=0.066 TL 2.410 با ضریب همبستگی 0/945 و در جنس ماده به صورت W = 0.0087TL 2.301 با ضریب همبستگی 0/925 تخمین زده شد. نتایج آزمون t-test وجود اختلاف معنی داری را بین مقادیر b به دست آمده برای جنس نر، ماده و مجموع جمعیت با عدد 3 نشان داد و بنابراین دارای رشد ناهمگون است. میزان شاخص وضعیت برای ماهی یال اسبی در آب های دریای عمان 1/25 محاسبه شد. وضعیت از اسفند تا اواسط مرداد روند کاهشی داشته است وسپس به تدریج افزایش یافته است و به حداکثر میزان خود در پاییز رسیده است.
    کلیدواژگان: ماهی یال اسبی سر بزرگ، شاخص وضعیت، رابطه طول و وزن، دریای عمان
  • اشکان علی رمجی، مهدی محمد علیخانی* صفحات 149-164
    مطالعه رژیم غذایی ماهی کفشک تیز دندان Psettodes erumei در سواحل استان سیستان و بلوچستان در دریای عمان با بررسی 173 نمونه در زمان های قبل از مانسون و بعد از مانسون در سال 1390 صورت پذیرفت. در این راستا فاکتورهای مربوط به تغذیه مانند تعیین شاخص ارجحیت غذایی ، خالی و پر بودن معده و طول نسبی روده بررسی گردید. شاخص خالی بودن معده (CV) در کل نمونه های بررسی شده نشان داد که این ماهی، گونه ای با تغذیه متوسط می باشد. هم چنین با بررسی این شاخص به تفکیک زمان مشخص گردید که این گونه قبل از مانسون پرخور و بعد از مانسون دارای تغذیه متوسط می باشد. شاخص طول نسبی روده (RLG) برای این گونه نشان می دهد، ماهی کفشک تیزدندان جزء ماهیان گوشت خوار می باشد و رژیم غذایی آن شامل: ماهی، میگو، خرچنگ، اسکوییلا، توتیای دریایی، تخم ماهی، کرم و غیره می باشد. شاخص ارجحیت غذایی (FP) برای ماهیان 88% ، سخت پوستان 8% ، نرم تنان 2% و سایر 2% به دست آمد. بنابراین ماهی، به عنوان غذای اصلی کفشک تیز دندان شناخته شد.  بررسی رابطه طول - وزن نشان داد که رشد این ماهی با داشتن ضریب رشد (3/26 =b) آلومتریک می باشد. هم چنین نسبت جنسی نر به ماده 1/22 : 0/78 محاسبه گردید.
    کلیدواژگان: کفشک تیز دندان، Psettodes erumei، تغذیه، آب های سیستان و بلوچستان، دریای عمان
  • یاسین میربلوچ زهی، سید علی اکبر هدایتی، محمدرضا میرزائی، علیرضا راستگو* صفحات 165-172

    مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر عوامل محیطی بر پراکنش و انتخاب زیستگاه در سه گونه هم زیست از ماهیان غضروفی در دریای عمان انجام شد. نمونه برداری از مهر ماه لغایت آبان ماه 1396 از نوار شمالی دریای عمان به وسیله کشتی ترال کف کلاس فردوس انجام شد. فاکتور های محیطی به وسیله CTD ثبت گردید و جهت تعیین فاکتور های تاثیرگذار بر انتخاب زیستگاه در گونه های مورد مطالعه از مدل GAM استفاده گردید. نتایج نشان داد که عامل محیطی کلروفیل a بیش ترین تاثیر در انتخاب زیستگاه در گونه Iago omanensis دارد. در دیگر سو، فراوانی گونه  Rhinobatos annandalei ارتباط معنی داری با فاکتورهای محیطی اکسیژن محلول، کلروفیل a، درجه حرارت و هدایت الکتریکی داشت. از طرفی، فاکتور های محیطی درجه حرارت و هدایت الکتریکی بر پراکنش گونه Torpedo sinuspersici نقش مهمی داشتند. نتایج مطالعه حاضر، علم و شناخت را از اکولوژی پراکنش ماهیان غضروفی هم زیست در دریای عمان را بهبود بخشید که می تواند در معرفی مکان های با احتمال حضور این گونه ها و تجزیه و تحلیل مکانی آن ها برای سایر محققین علاقه مند و مدیریت شیلاتی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: ماهیان غضروفی، گونه های شاخص، انتخاب زیستگاه، فاکتور های محیطی، دریای عمان
  • احسان ابراهیمی*، حمیدرضا احمدنیای مطلق، امید صفری صفحات 173-180
    این مطالعه با هدف بررسی ترکیب شیمیایی لاشه و پروفیل اسیدآمینه لاشه و میزان فعالیت آنزیم های گوارشی ماهی خواجو (Schizothorax pelzami) انجام شد. به این منظور ماهیان خواجو از منطقه شمال شرق ایران صید و پس از آماده سازی نمونه ها، آنالیزهای مربوطه در سه کلاسه طولی (8 تا 12، 12 تا 16 و 16 تا 20 سانتی متر) مختلف انجام گرفت. نتایج آنالیز داده ها نشان داد، با افزایش اندازه ماهیان، میزان پروتیین خام لاشه به طور معنی داری کاهش و میزان چربی خام و خاکستر افزایش یافت (0/05>p). آرژنین و لوسین فراوان ترین و متیونین کم ترین اسیدآمینه موجود در لاشه ماهی خواجوی بودند. با افزایش وزن ماهیان، میزان اسیدهای آمینه لوسین، لیزین، تریونین و متیونین لاشه روند افزایشی معنی داری را نشان دادند (0/05>p). آنزیم پروتیاز کل بیش ترین میزان فعالیت را در روده میانی داشت و میزان فعالیت آنزیم های پروتیاز کل و لیپاز با افزایش وزن بدن ماهیان روند افزایشی معنی داری را نشان داد (0/05>p). نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ماهی خواجو می تواند به عنوان یک گونه با عادت غذایی همه چیزخواری متمایل به گوشت خواری درنظر گرفته شود. اطلاعات مربوط به ترکیب شیمیایی و پروفیل اسیدآمینه لاشه ماهی خواجو می تواند به عنوان الگویی جهت تهیه فرمولاسیون جیره های غذایی استفاده شود.
    کلیدواژگان: ماهی خواجو S، pelzami، گونه بومی، کلاسه طولی، لاشه، آنزیم گوارشی
  • زهرا عیسی ملکی، نرگس مورکی*، ژاله خوشخو، سهراب معینی صفحات 181-190
    در این تحقیق افزایش دوره نگه داری فیله ماهی قباد (Scomberomorus guttatus) با تاکید بر محتوی لیپیدی در شرایط انجماد (18- درجه سانتی گراد) با استفاده از اسانس گیاه مرزه (Satureja hortensis) بررسی شد.اسانس گیاه مرزه (Satureja hortensis)، از خانواده نعناعیان، حاوی ترکیبات فنولی نظیر سیمول، تیمول و کارواکرول می باشد. در طی این آزمایش 5 قطعه ماهی قباد با وزن حدود 1 کیلوگرم به طور تازه از صیدگاه تهیه شد و به فیله هایی به قطعات وزنی حدود 100 گرم تقسیم و بعد از شستشو با سه سطح مختلف اسانس مرزه (0، 1/5 و 3 درصد) آغشته شد. سپس فیله ها در پوشش پلی اتیلنی بسته بندی شده در فریزر در دمای 18- درجه سانتی گراد نگه داری شدند. نمونه ها در فواصل زمانی روز 0، 30، 60 و 90 به ترتیب به آزمایشگاه برای سنجش میزان پراکسید، تیوباربیتوریک اسید، ویژگی های حسی و تعیین پروفایل اسید چرب منتقل گردیدند. نتایج نشان داد که نگه داری فیله ماهی قباد آغشته به اسانس مرزه در سطح 3 درصد، طی مدت نگه داری باعث پایداری پروفایل اسیدهای چرب در مقایسه با نمونه شاهد گردید (0/05>p).  هم چنین میزان شاخص پراکسید (PV) و اندیس تیوباربیتوریک اسید فیله ماهی های عمل آوری شده با اسانس مرزه نسبت به نمونه شاهد نیز دارای اختلاف معنی داری بودند (0/05>p). نتایج ویژگی های حسی حاکی از عدم تفاوت معنی دار در گروه های مورد بررسی در طی ز مان بود. به طور کلی می توان بیان نمود که اضافه کردن 3 درصد اسانس مرزه به فیله ماهی می  تواند روند فساد اکسیداسیونی را به  طور معنی  داری کاهش دهد.
    کلیدواژگان: اسانس مرزه (Satureja hortensis)، ماهی قباد (Scomberomorus guttatus)، پراکسید، تیوباربیتوریک اسید، پروفایل اسیدهای چرب
  • معصومه جهانگیری*، غلامحسین محمدی، محمد ولایت زاده صفحات 191-200
    این تحقیق به  منظور سنجش و مقایسه میزان تجمع فلزات سنگین آهن و روی در بافت عضله ماهی سوکلا (Rachycentron canadum) و ارتباط آن با طول کل، وزن کل و سن ماهی در آب  های شمال غربی خلیج  فارس انجام شد. 96 نمونه ماهی در 6 گروه طولی تهیه شد. هضم شیمیایی نمونه ها به روش خشک و سنجش غلظت فلزات سنگین به  روش جذب اتمی انجام گردید. اختلاف بین میانگین ها با کمک آزمون آماری آنالیز واریانس یک  طرفه (ANOVA) و ارتباط معنی  دار در سطح 95 درصد تعیین شد. میانگین غلظت فلزات آهن و روی در بافت عضله ماهی سوکلا به  ترتیب 2/78±25/50 و 1/23±9/06 میلی گرم بر کیلوگرم وزن خشک بود (0/05>P). بالاترین میزان تجمع فلز آهن در بین گروه های طولی مختلف متعلق به گروه 110-102 سانتی  متر (0/74±28/21 میلی گرم بر کیلوگرم) و بیش  ترین مقدار روی متعلق به گروه طولی بزرگ  تر از 127 سانتی  متر (0/47±10/27 میلی گرم بر کیلوگرم) بود. رابطه مثبتی بین عوامل طول کل، وزن کل و سن با تجمع فلزات آهن و روی برقرار بود که در سطح معنی  داری دیده نشد (0/05<P). میزان روی در عضله ماهی سوکلا در مقایسه با آستانه استانداردهای جهانی سازمان بهداشت جهانی (WHO)، وزارت کشاورزی شیلات انگلستان (MAFF) و انجمن ملی بهداشت و سلامت استرالیا (NHMRC) (به  ترتیب 1000، 50 و 100 میلی  گرم در کیلوگرم) پایین  تر بود. میزان آهن در عضله این ماهی از حد مجاز استاندارد سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) (5 میلی  گرم در کیلوگرم) بالاتر به  دست آمد.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، بافت عضله، ماهی سوکلا، خلیج فارس
  • مهرداد محمدی دوست، محمد یونس زاده فشالمی، فاطمه حکمت پور، سید عبدالصاحب مرتضوی، لفته محسنی نژاد* صفحات 201-208

    صنعت میگو در سال های اخیر با چالش بزرگی روبرو بوده،  به طوری که بیماری ویروسی اکثر مزارع را به صورت نیمه فعال یا غیرفعال درآورده است. ماهی سی باس به دلیل رشد سریع، تحمل شوری و توانایی در پذیرش غذای فرموله به عنوان گزینه که پتانسیل احیای این مزارع را دارد انتخاب شد. در این راستا به صورت آزمایشی در مجتمع پرورش میگو چویبده آبادان از خرداد تا آذر 1396 که شامل 9 استخر 7000 مترمربعی در 3 تیمار با 3 تکرار، 3 تیمار با تراکم های 12000، 13500 و 15000 قطعه با وزن اولیه 40 گرم، در هکتار ذخیره سازی شد. فاکتورهای فیزیکو شیمیایی آب، دما، pH و اکسی‍ژن به صورت مداوم، زیست سنجی به صورت 3 هفته یک بار و شاخص های تغذیه ای و رشد شامل ضریب رشد ویژه (SGR)، ضریب تبدیل غذایی (FCR)، افزایش وزن (WG)، میزان کارایی پروتیین (PER) ودرصد بازماندگی (SVR) مورد بررسی قرار گرفت. وزن نهایی پس از 175 روز در تیمارهای مختلف وزن نهایی تراکم های 1، 2 و 3 به ترتیب 9/14±749/17، 9/5±763/5 و 8/3±662/5 اختلاف معنی داری را نشان دادند (0/05>P). ضریب تبدیل غذایی در تیمارهای 1، 2 و 3 به ترتیب 0/03±1/39، 0/05±1/42 و 0/06±1/45 و درصد بازماندگی نیز در تیمارهای 1، 2 و 3 به ترتیب 1/46±83/84، 0/86±82/54 و 0/87±86/21 اختلاف معنی داری را نشان داد (0/05>P). با توجه به نتایج به دست آمده در تیمارهای مختلف، تراکم متوسط 13500 قطعه در هکتار در استخرهای خاکی میگو بهترین کارایی را در این پژوهش نشان داد که می تواند به عنوان یک الگویی در پرورش به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: تراکم مختلف، ماهی سی باس آسیایی، استخرهای میگو، چوئبده آبادان
  • شیدا گلی*، ولی الله جعفری، حامد پاکنژاد، الکساندر کاسومیان صفحات 209-216

    بویایی یکی از حواس مهم ماهی ها برای تشخیص بوها از فاصله های دور است و نقش مهمی در رفتار غذایی و جهت یابی آن ها دارد. این حس می تواند معیار قابل اعتمادی جهت سنجش تاثیر آلاینده ها بر موجودات آبزی باشد. از این رو این مطالعه سعی داشته با بررسی رفتار غذایی بویایی تاس ماهی ایرانی تاثیرات نانوذرات نقره را مورد بررسی قرار دهد. این رفتار در ماهی های گروه شاهد و ماهی هایی که به مدت 7 روز در معرض سه غلظت0/01، 0/005 و 0/001 میلی گرم در لیتر نانوذرات نقره قرار گرفته بودند، بررسی شد (هر تیمار در 3 تکرار). جهت ارزیابی رفتار بویایی تاس ماهی ایرانی از شش اسیدآمینه استفادهشد. طی آزمایش آب حاوی اسیدآمینه به مدت 3 دقیقه از یک سمت آکواریوم وارد می شد. 30 ثانیه بعد از شروع آزمایش تعداد ماهی های حاضر در همان سمت و واکنش و رفتار آن ها به اسیدآمینه ثبت می شد. طبق نتایج به دست آمده تمایل و واکنش ماهی ها به اسیدآمینه های آلانین، گلایسین و لوسین که جزو اسید آمینه های جاذب برای تاس ماهی ایرانی هستند به صورت معنی داری کاهش یافته بود که این کاهش تحت تاثیر غلظت نانوذرات نقره بود و در غلظت 0/01 میلی گرم در لیتر نانوذرات نقره بیش ترین کاهش مشاهده شد. هم چنین پاسخ های رفتار بویایی نیز فقط در غلظت 0/01 میلی گرم در لیتر نسبت به گروه شاهد تفاوت معنی دار را نشان داد اما پاسخ ماهی ها به اسیدآمینه های دافع (تیروزین، اسیدآسپارتیک و اسیدگلوتامیک) در هیچ کدام از غلظت های نانوذرات نقره معنی دار نبود.

    کلیدواژگان: رفتار غذایی، بویایی، اسیدآمینه، جذابیت بویایی، آلاینده
  • مجید رضایی، حجت الله جعفریان، هادی رئیسی*، سید مصطفی عقیلی نژاد صفحات 217-222
    مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیرپری بیوتیکاولترا ای مکس به میزان 1 گرم در کیلوگرم جیره بر خصوصیات مورفومتریک، عملکرد رشد و شاخص هایتغذیه در فیل ماهیان (Huso huso) نر و ماده پرواری به مدت 120 روز صورت گرفت. بدین منظور، تعداد 60 عدد ماهی با میانگین وزنی 0/27±4/42 کیلوگرم پس از سازگاری یک هفته ای به شکل تصادفی در 2 تیمار و هر کدام با سه تکرار (با تعداد 10 عدد در هرتکرار) تقسیم شدند. نتایج نشان داد که پری بیوتیک اولترا ای مکس سبب بروز اختلاف معنی دار در فاکتورهای مورفومتریک گردید. اما در پارامترهایی نظیر طول چنگالی و دور بدن در ناحیه باله سینه ای بی تاثیر بود. هرچند که افزودن میزان 1 گرم در کیلوگرم پری بیوتیک اولترا ای مکس به جیره غذایی ماهیان سبب بهبود پارامترهای رشد و تغذیه همانند، نرخ رشد ویژه، نرخ وزن نسبی، ضریب رشد روزانه، ضریب تبدیل غذایی و غذای نسبی خورده شده گردید، اما اختلاف معنی داری در بین تیمارهای آزمایشی مشاهده نگردید (0/05<P). میزان ضریب چاقی و کارایی تبدیل غذایی بیانگر وجود اختلاف معنی دار بین تیمارهای آزمایشی با تیمار شاهد بود. براساس تجزیه و تحلیل داده ها مشخص گردید پری بیوتیک تجاری اولترا ای مکس اثر بهتر و موثرتری بر فیل ماهیان نر پرواری دارد.مجموع نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که جیره های غذایی مکمل سازی شده با پری بیوتیک تجاری اولترا ای مکس به میزان 1 گرم در کیلوگرم جیره می تواند در بهبود فاکتورهای مورفومتریک و عملکردرشد و شاخص های تغذیه ای موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: اولترا ای مکس، رشد، فاکتور تغذیه، فیل ماهی پرواری
  • مریم موسوی*، محمدرضا ایمانپور، رقیه صفری صفحات 223-228
    این تحقیق به منظور تعیین اثر استفاده پروبیوتیک  پدیوکوکوس اسیدی لاکتیکی و مولتی آنزیم ناتوزیم در جیره غذایی بر شاخص های رشد و خون شناسی در بچه فیل ماهی به صورت طرح کاملا تصادفی در پنج تیمار و یک شاهد  (هر یک با سه تکرار) انجام شد. پروبیوتیک و مولتی آنزیم در پنج سطح، 0/1 درصد پروبیوتیک، 0/025 درصد مولتی آنزیم، 0/05 درصد مولتی آنزیم، ترکیب پروبیوتیک (0/1 درصد) و مولتی آنزیم (0/025)، ترکیب پروبیوتیک (0/1 درصد) و مولتی آنزیم (0/05 درصد) و گروه شاهد، به جیره غذایی ماهیان افزوده و به مدت 8 هفته  تغذیه شد. شاخص های رشد (افزایش وزن، نرخ رشد ویژه، ضریب تبدیل غذایی و نسبت کارایی غذا) و  فاکتورهای خون شناسی نظیر هموگلوبین، هماتوکریت، WBC،RBC ،MCV ،MCH ،MCHC  اندازه گیری شد. براساس نتایج حاصل، سطح پرو بیوتیک صفر و مولتی آنزیم 0/05 درصد و همین طور پروبیوتیک سطح 0/1 درصد و مولتی آنزیم سطح 0/05 درصد بر مقدار وزن نهایی، افزایش وزن، SGR  و همین طور نسبت کارایی بیش ترین  اثر را داشتند و نسبت به گروه شاهد تاثیر معنی داری نشان داد (0/05>P). میزان FCR در سطح پروبیوتیک 1 و مولتی آنزیم 3 کم ترین میزان را نشان داد و نسبت به گروه شاهد تاثیر معنی داری داشت (0/05>P). سطوح پروبیوتیکی و آنزیمی مختلف بر شاخص های خونی اثر معنی داری نداشتند (0/05<P). نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از مولتی آنزیم و پروبیوتیک می تواند بر فاکتور های رشد ماهی تاثیر گذاشته و باعث بهبود وضعیت رشد و تغذیه فیل ماهی خاویاری گردد.
    کلیدواژگان: پدیوکوکوس اسیدی لاکتیکی، مولتی آنزیم ناتوزیم، رشد، شاخص های خون شناسی، فیل ماهی
  • مهدی محمد علیخانی، مهدی شمسایی مهرجان*، مسعود حقیقی، مهدی سلطانی، ابولقاسم کمالی صفحات 229-236
    در پژوهش حاضر اثر عصاره خشک گیاه خرفه (Portulaca oleracea) بر برخی از شاخص های رشد، آنالیز کیقیت لاشه و فلور میکروبی روده ماهی قزل آلای رنگین کمان مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور از 600 عدد ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی 0/1±3/30 گرم در قالب یک طرح کاملا تصادفی در 5 سطح شامل 0% (شاهد، T0)، 0/5% (T1)، 1% (T2) ،1/5% (T3)، و 2%  (T4)، عصاره خشک خرفه در هر کیلوگرم غذا به همراه سه تکرار در 15 مخزن پلاستیکی 300 لیتری (در هر تانک 40 عدد ماهی) مورد آزمایش قرار گرفتند. نمونه برداری از ماهیان در تیمارها پس از 60 روز دوره آزمایش به صورت تصادفی ساده انجام شد. پس از نمونه برداری، برخی از شاخص های رشد (وزن و طول، ضریب تبدیل غذایی، درصد افزایش وزن بدن، ضریب رشد ویژه، شاخص وضعیت (ضریب چاقی)، درصد بازماندگی، رسوب پروتیین در بدن، نسبت بازده پروتیین، فلور میکروبی روده و آنالیز ترکیبات لاشه مورد سنجش قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که عصاره خشک خرفه در سطح 1% موجب افزایش درصد وزن بدن و کاهش ضریب تبدیل غذایی نسبت به سایر تیمارها گردید (0/05>p). درصد بازماندگی بچه ماهی ها در تیمار 0/5% در مقایسه با دیگر تیمار ها افزایش نشان داد (0/05>p).هم چنین، شاخص وضعیت یا ضریب چاقی در تیمار 2% عصاره خشک خرفه کاهش معنی داری نسبت به سایر تیمارها نشان داد (0/05>p).از این رو، عصاره خشک خرفه در سطح 1% جهت بهبود عملکرد رشد بچه ماهی قزل آلای رنگین کمان مناسب است. میزان پروتیین لاشه در تمامی تیمارهای آزمایشی به جزء تیمار 2% عصاره خشک خرفه نسبت به تیمار شاهد افزایش داشت (0/05>p). میزان چربی لاشه در تمامی تیمارهای آزمایشی نسبت به تیمار شاهد به ویژه در تیمار 1/5% عصاره خشک خرفه کاهش نشان داد (0/05>p). میزان رطوبت لاشه به ترتیب در تیمارهای 0/5% و 1% عصاره خشک خرفه در مقایسه با دیگر تیمارها بیش تر بود (0/05>p). هم چنین مقدار خاکستر لاشه در تیمارهای 1/5% و 2% عصاره خشک خرفه بیش از سایر تیمارها بود (0/05>p). از دیگر نتایج مثبت عصاره خشک خرفه افزایش باکتری های مفید روده در تیمار 1% بود (0/05>p). در مجموع نتایج این بررسی نشان می دهد که می توان از سطح 1% عصاره خشک خرفه در ترکیب با غذا جهت بهبود عملکرد رشد و بهبود کارایی تغذیه ای در آبزیان استفاده نمود.
    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان، گیاه خرفه، شاخص های رشد، فلور میکروبی روده، آنالیز لاشه
  • عرفان سلمرودی، غلامرضا رفیعی*، کامران رضایی توابع صفحات 237-244
    به منظور بررسی اثر افزودن ویتامین C به آب و تاثیر آن بر شاخص های رشد و ایمنی در قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) و گیاه کاهو(Lactuca sativa)، در یک سازگان توام ماهی و گیاه ، تعداد 90 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان 1/5±45/00 گرمی و 260 عدد نشا کاهو به شکل کاملا تصادفی به 9 واحد آزمایشی وارد شدند. تیمارها تحت تاثیر 0، 15 و 30 میلی گرم در لیتر ویتامین C به مدت 60 روز قرار گرفتند. درصد افزایش وزن و نرخ رشد ویژه، نرخ تبدیل غذایی و نرخ کارایی پروتیین در تیمار 30 میلی گرم ویتامین C، اختلاف معنی داری را در انتهای دوره آزمایش در مقایسه با سایر تیمار ها نشان داد (0/05>P). شاخص های رشد گیاه کاهو از قبیل طول برگ، عرض برگ، طول بوته، وزن تر بوته، وزن خشک بوته، طول ریشه و وزن خشک ریشه در بین تیمار ها فاقد تفاوت معنی دار بود (0/05<P) اما شاخص وزن تر ریشه گیاه کاهو دارای تفاوت معنی دار بود (0/05>P). اندازه گیری شاخص های بیوشیمیایی خون ماهی نیز نشان داد با افزایش سطح 15 میلی گرم ویتامین C در هر لیتر، بیش ترین غلظت متوسط هموگلوبین داخل گلبول قرمز (MCHC) به مقدار 0/73± 34/13 گرم بر دسی لیتر خون ماهی را نشان می دهد که این مقدارنسبت به تیمارهای دیگر معنی دار بود. سایر شاخص های خونی از قبیل هماتوکریت (Hct) ، حجم متوسط گلبولی (MCV)، هموگلوبین (HGB)، تعداد گلبول های قرمز (RBC) و میانگین هموگلوبین گلبولی (MCH) فاقد تفاوت معنی دار بودند (0/05<P). نتایج این آزمایش نشان داد با افزودن 15 تا 30 میلی گرم بر لیتر ویتامین C به آب، مقدار غلظت متوسط هموگلوبین داخل گلبول قرمز (MCHC)در خون ماهی تغییر می کند و رشد ماهی و گیاه نیز بیش تر می شود.
    کلیدواژگان: ویتامین C، رشد گیاه کاهو، ماهی قزل آلای رنگین کمان، آکواپونیک
  • فائزه مرتضایی، مریم رویان*، آریا باباخانی، رامین صیقلانی صفحات 245-250
    این مطالعه با هدف بررسی فعالیت ضد میکروبی سویه باکتریایی اسیدلاکتیک Lactococcus lactis subsp. cremoris NABRII66 علیه عوامل باکتریایی بیماریزای شایع در آبزی پروری و انسان توسط آزمایش های in vitro انجام شد. L. lactis subsp. cremoris NABRII66 از روده ماهی قزل آلای رنگین کمان جداسازی شده بود. به منظور بررسی فعالیت ضدمیکروبی سویه باکتریایی منتخب علیه عوامل بیما ریزای باکتریایی تاثیرگذار بر آزادماهیان و سایر گونه های ماهیان شامل L.garvieae ، Aeromonas salmonicida و دو عامل بیماریزای دیگر شامل Escherichia coliوStaphylococcus aureus به عنوان دو منبع شایع عفونت انسانی، از دو روش آگار دولایه و میکروتیتر پلیت استفاده شد. نتایج  روش آگار دولایه، فعالیت ضد میکروبی سویه باکتریایی L. lactis subsp. cremoris NABRII66 را علیه تمامی عوامل بیماریزا نشان داد و بیش ترین اثر معنی دار بازدارندگی بر مهار رشد باکتری های بیماریزای A. salmonicida و S. aureus مشاهده گردید (0/05>p). هم چنین، نتایج تست میکروتیتر پلیت نشان داد که سوپرناتانت فاقد سلول سویه باکتریایی L. lactis subsp. cremoris NABRII66 به طور معنی داری قادر به مهار رشد باکتری A. salmonicida بود (0/05>p). این مطالعه نشان داد که سویه باکتریایی L. lactis subsp. cremoris NABRII66 جداسازی شده از روده ماهی قزل آلای رنگین کمان، دارای پتانسیل ضد میکروبی علیه چهار عامل باکتریایی بیماریزای شایع توسط تولید برخی ترکیبات برون سلولی بوده که باید در مطالعات بعدی مورد ارزیابی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آبزی پروری، باکتری های اسیدلاکتیک، عوامل بیما ریزای باکتریایی، فعالیت ضدمیکروبی، قزل آلای رنگین کمان
  • سعید مرادی، کامران رضایی توابع* صفحات 251-260
    آفت کش های ارگانوفسفره یکی از آلاینده های شیمیایی آب های سطحی هستند که ممکن است موجب افزایش استعداد ابتلا به بیماری در ماهیان شوند. از این رو در آزمایش حاضر اثرات مسمومیت تحت حاد کلرپیریفوس بر عملکرد سیستم ایمنی و مقاومت قزل آلای رنگین کمان در مواجه با عفونت آیرومونازیس مورد ارزیابی قرار گرفت. تعداد 180 ماهی با میانگین وزن 42 گرم بین 4 گروه آزمایشی (3 تکرار) شاهد، دوز پایین (2/5 میکروگرم بر لیتر)، دوز متوسط (5 میکروگرم بر لیتر) و دوز بالای کلرپیریفوس (10 میکروگرم بر لیتر) تقسیم شدند و به مدت 10 روز تحت تاثیر تیمار های فوق قرار گرفتند. در پایان، خونگیری جهت سنجش شاخص های خون شناسی و ایمنی انجام شد و ماهیان به وسیله تزریق درون صفاقی دوز کشنده Aeromonas hydrophila به مدت 14 روز تحت چالش باکتریایی قرار گرفتند. بررسی شاخص های خون شناسی، نشان دهنده کاهش معنی دار تعداد گلبول های سفید، گلبول های قرمز، هماتوکریت، هموگلوبین و درصد لنفوسیت های خون در ماهیان تحت تیمار با بالاترین دوز کلرپیریفوس بود (0/05>P). ارزیابی شاخص های ایمنی خون گواه از کاهش معنی دار ایمونوگلوبیولین تام، لیزوزیم، کمپلمان، پروتیین کل، آلبومین و گلوبولین در بالاترین دوز کلرپیریفوس بود (0/05>P). میزان مرگ و میر تجمعی ماهیان در چالش با Aeromonas hydrophila رابطه مستقیمی با افزایش دوز کلرپیریفوس نشان داد اما فقط گروه آزمایشی بالاترین دوز با گروه شاهد اختلاف معنی دار نشان داد (0/05>P). با توجه به نتایج حاصل از این آزمایش، این چنین استنباط می شود که افزایش غلظت محیطی کلرپیریفوس موجب اثرات زیان آور بر سیستم دفاعی قزل آلای رنگین کمان می شود و مقاومت آن را در مواجه با باکتری های بیماریزا کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: کلرپیریفوس، قزل آلای رنگین کمان، آئرومونازیس، ایمنی غیر اختصاصی
  • ولی الله جعفری*، اسلام بحری، مازندرانی محمد، عباسعلی حاجی بگلو صفحات 261-268

    آرژنین یکی از اسیدهای آمینه ای است که تاثیر آن بر بهبود رشد و سیستم ایمنی انسان و بسیاری از حیوانات، همواره مورد توجه محققان بوده است. در تحقیق حاضر تاثیر اسیدآمینه آرژنین بر شاخص های رشد  و مقاومت در مواجهه با تنش شوری در ماهی کپور معمولی مورد بررسی قرارگرفته است. به این منظور ماهیان به چهار تیمار (هر تیمار با سه تکرار) تقسیم شدند و با جیره های غذایی شامل مقدار آرژنین 0، 1/5، 2 و 2/5 درصد، به مدت 60 روز تغذیه شدند. در طی این مدت ماهی ها سه بار زیست سنجی شدند.  آنالیز داده  ها با استفاده از نرم  افزار SPSS نسخه 18 و رسم نمودارها با استفاده از نرم  افزارExcel انجام شد. تجزیه  و تحلیل داده ها با مقایسه میانگین تیمارها در قالب طرح کاملا تصادفی به کمک آزمون دانکن صورت گرفت (0/05>P). مطابق نتایج به دست آمده اسیدآمینه آرژنین بر ضریب تبدیل غذایی (FCR)، افزایش وزن بدن (BWG) و درصد افزایش وزن (%BWG) بدن کپور ماهیان، تاثیر معنی داری داشت (0/05>p) به طوری که در تیمارهای آزمایشی افزایش وزن و کاهش ضریب تبدیل غذایی مشاهده گردید (0/05>P) ،  با این حال شاخص های فاکتور وضعیت (CF)، شاخص رشد ویژه (SGR) و درصد بازماندگی (%SR)، اختلاف معنی داری را نشان ندادند (0/05<p). نتایج اعمال تنش شوری بر تیمارهای مختلف نشان داد که وجود اسیدآمینه  آرژنین در جیره غذایی کپور ماهیان می تواند تاثیر چشمگیری بر مقاومت و بقای آن ها داشته باشد به طوری که تیمارهای تغذیه شده با 1/5 و 2 درصد آرژنین در طی 72 ساعت تلفاتی نداشت. بنابراین برطبق نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر، استفاده از جیره غذایی حاوی 2 درصد اسید آمینه ال آرژنین جهت دستیابی به افزایش وزن ماهی کپور معمولی پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: اسیدآمینه، آرژنین، ماهی کپور معمولی، شاخص های رشد، نرخ بقاء، استرس شوری
  • صمد اصغرزاده، رضا طاعتی* صفحات 269-276
    در این تحقیق، تاثیر مکمل اسیدی فایر بر رشد، شاخص های خونی و ایمنی بچه ماهیان کپور معمولی (Cyprinus carpio) مورد مطالعه قرار گرفت. طرح آزمایشی کاملا تصادفی در قالب چهار تیمار هر یک در سه تکرار طراحی گردید. مکمل اسیدی فایر در چهار سطح، 0، 2، 4 و 8 گرم در کیلوگرم به جیره پایه اضافه گردید. تعداد 84 عدد بچه ماهی کپورمعمولی با میانگین وزنی 2/08±18/30 گرم با تراکم 7 عدد در 12 آکواریوم 40 لیتری به مدت 60 روز تغذیه شدند. نتایج نشان داد که بیش ترین وزن نهایی، درصد افزایش وزن بدن، میانگین رشد روزانه، سرعت رشد ویژه و کم ترین میزان ضریب تبدیل غذایی در تیمار 8 گرم در کیلوگرم مکمل اسیدی  فایر مشاهده شد (0/05>p). اختلاف معنی داری در میزان ضریب چاقی و نرخ زنده مانی ماهیان بین تیمارها ثبت نگردید (0/05<p). تیمار 8 گرم در کیلوگرم مکمل اسیدی  فایر در تعداد گلبول های قرمز، مقادیر هماتوکریت، هموگلوبین و تعداد نوتروفیل اختلاف معنی دار آماری (0/05>p) با بقیه تیمارها داشت. هم چنین همین تیمار بیش ترین  تعداد گلبول های سفید و تعداد منوسیت را به خود اختصاص داد (0/05<p). از طرف دیگر، بالاترین مقادیر (IgM) ایمنوگلوبولین M و لیزوزیم در تیمار 2 گرم در کیلوگرم مکمل اسیدی فایر مشاهده گردید که اختلاف معنی داری را نشان ندادند (0/05<p). براساس یافته های به دست آمده می توان اظهار نمود که مکمل اسیدی فایر می تواند باعث ارتقای عملکرد رشد و بهبود برخی از پارامترهای خونی و ایمنی ماهی کپور معمولی گردد.
    کلیدواژگان: ماهی کپور معمولی، مکمل اسیدی فایر، رشد، خون، ایمنی
  • شراره بخت آزاد*، حامد پاک نژاد، سید حسین حسینی فر، عبدالمجید حاجی مرادلو صفحات 277-284
    این مطالعه به منظور بررسی اثر لایزوزیم در مقیاس ه ای اضافه شده به جیره در برخی فاکتورهای رشد،  شاخص های ایمنی خون شناسی، بیوشیمیایی سرم در ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) می باشد. به  این منظور 180 قطعه ماهی با میانگین وزنی 0/1±25/94 گرم در 12 عدد تانک و 4 تیمار با 3 تکرار قرار داده شدند. پس از دوره سازگاری، ماهی ها با جیره های حاوی 0 ، 0/5، 1 و 1/5 گرم بر کیلوگرم لایزوزیم به  مدت 8 هفته تغذیه شدند. در انتهای دوره ماهیان زیست سنجی شدند و خونگیری به عمل آمد و شاخص های خونی بررسی شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد این محرک ایمنی در میزان رشد به میزان حدودا 26/37 گرم تاثیر مثبت داشته و بین تیمارها اختلاف معنی دار مشاهده شد (0/05>p). لایزوزیم جیره بر تعداد گلبول های سفید تیمارها با گروه شاهد تفاوت معنی داری را نشان دادند. بین تیمارهای آزمایشی در تعداد هموگلوبین نیز روند افزایشی مشاهده شد. شمارش افتراقی گلبول های سفید فقط در میزان لنفوسیت افزایش معنی داری بین تیمارهای آزمایشی و شاهد مشاهده شد، در بررسی میزان نوتروفیل بین تیمارها و شاهد اختلاف معنی داری دیده شد. هم چنین در مطالعه شاخص های بیوشیمیایی خون، مشخص شد که در هر سه فاکتور اختلاف معنی داری وجود داشت و روند افزایشی داشتند. با توجه به نتایج مطالعه حاضر به نظر می رسد استفاده از دوزهای 1 و 1/5 گرم بر کیلوگرم لایزوزیم می تواند به بهبود فاکتورهای خونی و بیوشیمیایی سرم و رشد این گونه پرورشی تاثیر مطلوبی داشته باشد.
    کلیدواژگان: کپور معمولی (Cyprinus carpio)، عملکرد رشد، خون شناسی، آنزیم لایزوزیم
  • بیژن اندرز*، ابولقاسم کمالی، مهران آوخ کیسمی، هومن رجبی اسلامی صفحات 285-292
    در ایران تامین بچه ماهی کپور معمولی از طریق تکثیر مصنوعی صورت میگیردکه می تواند تنوع ژنتیکی این ماهی را دستخوش تغییراتی کند. هدف از این تحقیق، بررسی ساختار ژنتیکی مولدین ماهی کپور معمولی با استفاده از جایگاه های ریزماهواره بود. بدین منظور تعداد 60 نمونه ماهی مولد کپور معمولی از مناطق گیلان و مازندران (30 نمونه از هر منطقه) جمع آوری شد. DNA نمونه ها به روش فنل-کلروفرم استخراج و با استفاده  از 11 جایگاه ژنی  ریزماهواره ای بررسی شد. طبق نتایج حاصل محدوده تعداد آلل، متوسط هتروزیگوسیتی مورد انتظار و مشاهده شده به   ترتیب 18-11، 0/37 و 0/86 به دست آمد. آنالیز واریانس مولکولی نشان داد که تنوع بالایی (93 درصد) در درون جمعیت های مورد بررسی وجود داردو شاخص های تمایز Fst و Rst تفاوت معنی داری بین مناطق گیلان و مازندران نشان دادند. میزان شاخص Fst 0/013 به دست آمد که نشان دهنده وجود تمایز ژنتیکی پایین بین مناطق گیلان و مازندران بود که علت آن را می توان جابجایی ماهیان مولد توسط پرورش دهندگان عنوان کرد. تمامی جایگاه های مورد بررسی، انحراف معنی داری (0/005>P) از تعادل هاردی-واینبرگ نشان دادند که علت عمده آن را می توان به افزایش هتروزیگوسیتی نسبت داد. میزان شاخص تمایز و جریان ژنی براساس فراوانی آللی به ترتیب 0/0172 و 2/11 محاسبه گردید.همچنین نتایج حاصل از ترسیم دندروگرام بیانگر تمایز ژنتیکی دو جمعیت مورد بررسی است. با توجه به نتایج حاصل، می توان بیان داشت که جمعیت های مورد بررسی از غنای آللی و تنوع ژنتیکی قابل قبولی بر خوردارند.
    کلیدواژگان: ماهی کپور معمولی، گیلان، تنوع ژنتیکی، ریزماهواره، مازندران، تعادل هاردی- واینبرگ
  • الهام کنعانی*، علی شعبانی، رقیه صفری صفحات 293-298
    مطالعه حاضر اثر پروبیوتیک (Pediococcus acidilactici)، نمک پروپیونات سدیم و ترکیب پروبیوتیک و نمک پروپیونات سدیم بر رشد و میزان بیان ژن های GH و IGF-I در بچه ماهی کپور معمولی را مورد بررسی قرار داد. بدین منظور 142 قطعه بچه ماهی (با میانگین وزنی تقریبی 14 گرم) به مدت هشت هفته به چهار تیمار صفر، 0/1 درصد پروبیوتیک پدیو کوکوس اسیدلاکتیکی، پروپیونات سدیم یک درصد، ترکیب پدیوکوکوس اسیدلاکتیکی 0/1 درصد و پروپیونات سدیم یک درصد، طبقه بندی و تغذیه شدند. این آزمایش در قالب یک طرح کاملا تصادفی انجام گردید. در پایان دوره ماهیان زیست سنجی شده و بین تیمارها اختلاف معنی داری مشاهده شد. به طوری که بالاترین مقدار افزایش وزن بدن (0/47±35/53 گرم) و نرخ رشد ویژه (0/01±3/5) در تیمار سوم مشاهده شد (0/05>p).هم  چنین پایین تر مقدار ضریب تبدیل غذایی (0/07 ±1/05 درصد) در تیمار سوم مشاهده شد (0/05>P).بعد از نمونه برداری از بچه ماهیان مورد تحقیق در شرایط استریل، نتایج نشان داد که میزان بیان ژن GH در تیمار ترکیب پروبیوتیک و نمک پروپیونات سدیم اختلاف معنی داری را با دو تیمار دیگر داشتند (0/05>P). هم چنین بیان ژن IGF-I نیز در تیمار پروبیوتیک و پروپیونات سدیم تنها با تیمار پروبیوتیک اختلاف معنی داری را نشان داد (0/05>P). با توجه به نتایج اثرات مفید P. acidilactici، نمک پروپیونات سدیم و ترکیب پروبیوتیک و نمک پروپیونات سدیم بر میزان بیان ژن های GH و IGF-I در بچه ماهی کپور کاملا واضح می باشد و به نظر می رسد استفاده از ترکیب پروبیوتیک و نمک پروپیونات سدیم در غذای ماهیان کپور معمولی می تواند در عملکرد رشد و بیان ژن های GH و IGF-I در این گونه تاثیرگذار باشد.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، رشد، ژن های GH و IGF1، نمک پروپیونات سدیم، ماهی کپور
  • جاوید محرمی، حسین خارا*، محدثه احمدنژاد صفحات 299-314
    به دلیل تلفات بچه ماهیان فیتوفاگ در طی یک دوره پرورش از اردیبهشت تا اواخر مرداد ماه 1396 از 3 مزرعه (هر یک با 3 استخر): 1) آلوده به انگل، 2) به ظاهرسالم، 3) مبتلا به عوامل ناشناخته تلفات، بچه ماهیان فیتوفاگ مزارع پرورش ماهیان گرمابی شهرستان رشت نمونه برداری صورت گرفت (از هر مزرعه 30 عدد). نمونه ها به صورت زنده به آزمایشگاه منتقل شدند. در آزمایشگاه ابتدا عمل خونگیری به منظور اندازه گیری فاکتورهای خونی، ایمنی و استرس با قطع ساقه دمی انجام گرفت. سپس ماهیان زیست سنجی شده و بررسی های انگل شناسی و بافت شناسی آبشش صورت پذیرفت. از گروه ماهیان آلوده به انگل Diplostomum spathaceum ، Dactylogyrus sp.، Chilodonella sp. و Trichodina sp. و در گروه ماهیان مبتلا به عوامل ناشناخته تلفات فقط Dactylogyrus sp. در زیر میکروسکوپ مشاهده شدند. نتایج نشان داد که سطوح گلبول های سفید، گلبول های قرمز، هموگلوبین سرم، هماتوکریت، لایزوزیم، ایمنوگلوبولین  کل در گروه ماهیان مبتلا به سندرم، در گروه ماهیان آلوده به انگل گلوکز، کورتیزول و در گروه ماهیان سالم IgM بیش ترین بود. از لحاظ بافت شناسی آبشش در گروه ماهیان آلوده به انگل و ماهیان مبتلا به عوامل ناشناخته بیش ترین ضایعات دیده شد. ضمن این که به کمک بافت شناسی از آبشش ماهیان آلوده به انگل Dactylogyrus، Trichodina وTrichophyra  و در ماهیان مبتلا به سندرم ناشناخته انگل های Dactylogyrus و اسپور تک یاخته ای Dermocystidium دیده شدند. در مجموع نتایج نشان داد که وضعیت سلامتی ماهیان فیتوفاگ تحت تاثیر عوامل انگی قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: فیتوفاگ (Hypophthalmichthys molitrix)، انگل، خون، آبشش
  • آرش لبریا، مجیدرضا خوش خلق*، بهرام فلاحتکار صفحات 315-322

    هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر استفاده از سطوح مختلف تفاله زیتون در جیره بر شاخص  های رشد و پارامترهای خونی ماهی  طلایی (Carassius auratus) انجام پذیرفت. 180 عدد ماهی با وزن متوسط اولیه 0/03±13/73 گرم در 15 عدد آکواریوم شیشه  ای با حجم آبگیری 100 لیتر (5 تیمار با 3 تکرار) توزیع گردید و به مدت 8 هفته با جیره  های حاوی صفر ، 2 ، 4 ، 6  و 8 درصد تفاله زیتون تغذیه شدند. برطبق نتایج، مقادیر شاخص  های وزن نهایی، وزن به دست آمده، نرخ رشد ویژه، درصد افزایش وزن بدن، شاخص وضعیت و کارایی پروتیین و چربی در تیمار 2 درصد اختلاف معنی  داری را با سایر تیمارها نشان دادند (0/05>P)، ولی در شاخص  های طول نهایی و ضریب تبدیل غذایی بین تیمارها اختلافی مشاهده نشد (0/05<P). هم  چنین در ارزش تولید چربی تفاوت معنی  داری بین تیمارها مشاهده نشد (0/05<P)، اما در ارزش تولید پروتیین اختلاف معنی  داری بین تیمارهای 2 درصد و 4 درصد با سایر تیمارها مشاهده شد (0/05>P). اما در پارامترهای هماتولوژیک شامل تعداد گلبول  های قرمز، گلبول  های سفید، درصد افتراقی گلبول  های سفید، هموگلوبین، هماتوکریت و هم  چنین شاخص  های MCV، MCH و MCHC تفاوت معنی  دار آماری بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد (0/05<P). براساس نتایج این تحقیق، استفاده از تفاله زیتون تا سطح 2 درصد در جیره ماهی طلایی پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: تفاله زیتون، رشد، شاخص های خونی، ماهی طلایی
  • علی صادقی، سجاد پورمظفر*، محسن گذری صفحات 323-330
    چربی نقش مهمی را به عنوان منبع تامین کننده انرژی و اسید های چرب ضروری برای رشد و تکامل ماهیان ایفا می کند. چربی مازاد نیاز جیره می تواند به داخل کبد نفوذ کند و در داخل آن تجمع یابد و باعث ایجاد بیماری کبد چرب گردد. داروی لیورگل از عصاره گیاهی خار مریم تهیه می گردد. خار مریم محتوی فلاوانو لیگنان ها می باشد و دارای اثرات محافظت کننده کبدی است. در این تحقیق اثرات داروی لیورگل بر شاخص های رشد و تکامل گنادی در سطوح مختلف چربی جیره ماهی قرمز مورد بررسی قرار گرفت. برای این آزمایش 9 جیره غذایی مختلف با 3 سطح 0، 0/2 و 0/5 درصد داروی لیورگل و سه سطح 9، 12 و 15 درصد چربی تهیه گردید. در این آزمایش از 540 بچه ماهی قرمز استفاده شد. غذادهی به ماهیان تا رسیدن به فصل تولید مثل آن ها انجام شد. نمونه گیری از گنادها جهت تشخیص جنسیت و تعیین مرحله رسیدگی جنسی هر 45 روز یک بار پس از شروع تغذیه ماهیان از جیره های آزمایش انجام شد. پس از پایان دوره پرورش، شاخص های رشد ماهی (وزن انتهایی، درصد افزایش وزن، افزایش وزن، شاخص وضعیت، نرخ رشد ویژه، بازماندگی و ضریب تبدیل غذایی) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمایش نشان داد وزن نهایی، افزایش وزن بدن، درصد افزایش وزن بدن، نرخ رشد ویژه، شاخص وضعیت و ضریب تبدیل غذایی در میان تیمار های آزمایشی دارای اختلاف معنی دار بود (0/05 ≥P)، در حالی که بازماندگی در میان تیمارها تفاوت معنی داری را نشان نداد (0/05≤ P). بالاترین شاخص های رشد در تیمار 8 (چربی 15 درصد+داروی لیورگل 0/5 درصد) بود مشاهده شد. در این آزمایش با مقایسه مراحل رسیدگی تخمدان ماهیان تغذیه شده با جیره  های مختلف آزمایشی مشخص گردید که تمام مراحل رسیدگی تخمدان در همه تیمارها به جز تیمار 6 یکسان بود ولی در تیمار 6 که حاوی چربی 15 درصد و فاقد داروی لیورگل بود تاخیر در مرحله زرده  سازی و رسیدگی مشاهده شد.
    کلیدواژگان: ماهی قرمز، لیورگل، شاخص رشد، چربی، گناد
  • محمود حافظیه*، مسعود صیدگر، علیرضا قائدی، محمد محمدی، علی مهدی آبکنار صفحات 331-338
    ماهی سیچلاید ایرانی یکی از گونه های منحصر به فرد ماهیان زینتی کشور است که هم چون سایر آبزیان پرورشی، هزینه غذای آن، بخش قابل توجهی از قیمت تمام شده محصول نهایی تولیدی را دربر می گیرد. ازطرف دیگر، تهاجم آزولا به تالاب انزلی، آن را به یک مرداب تبدیل نموده است. با بررسی امکان استفاده ازآزولا در فرمولاسیون غذای ماهی سیچلاید ایرانی می توان فرصت بهره  برداری بهینه از این گیاه را فراهم آورد. در این آزمایش، گیاه آزولا از تالاب انزلی جمع  آوری، شسته و خشک گردید و با درصدهای مختلف (15، 30، 45 و 60) جایگزین منابع پروتیین غذای پایه ماهی سیچلاید ایرانی (پودرماهی، سویا، گلوتن ذرت و پودر اسکویید و سر میگو) گردید  و به مدت 8 هفته روزانه چهار بار تا حد سیری به ماهیان با متوسط وزن  بدن 0/3±4/0 گرم داده شد. این غذا با 40 درصد پروتیین از کارخانه  سی پی تایلند خریداری شد. جیره ها به گونه  ای برای این ماهی گوشت خوار زینتی تنظیم گردیدند که دارای 41 درصد پروتیین با سطوح نیتروژنه یکسان و سطوح انرژی یکسان (4230 کیلوکالری بر 100 گرم غذای خشک) در تمام تیمارها باشد. نتایج نشان داد که از آزولا می  توان به عنوان یک مکمل پروتیینی به جای منابع پروتیینی غذای ماهی سیچلاید ایرانی بدون اثرات منفی بر عملکرد رشد، با تاثیر آماری بر بازماندگی استفاده نمود. سطح بهینه 45 درصد بیش ترین تاثیر مثبت بر افزایش وزن و سطوح  بالاتر جایگزینی باعث تاثیر منفی بر عملکرد رشد و بازماندگی گردید.
    کلیدواژگان: ماهی زینتی، آزولا، مرداب انزلی
  • محسن نوری نژاد*، سهیلا امیدی صفحات 339-344
    به منظور شکوفایی صنعت پرورش میگو و سازگار نمودن آن با محیط زیست و هم چنین حفظ منابع آب، طرح پرورش میگوی پاسفید غربی به کمک روش تولید بیوفلاک درون استخر، از اسفند ماه 1390 الی اردیبهشت ماه 1391 اجرا گردید. پرورش در استخری با مساحت 40 مترمربع حاوی آب خروجی مزارع پرورش میگو، انجام شد. بهبود کیفیت آب به کمک هوادهی و افزایش منابع مختلف کربنی از جمله استفاده از نشاسته، شکر و نان خشک انجام گردید. در طول دوره هیچ تعویض آبی، به جز افزایش آب شیرین جهت تنظیم شوری آب، انجام نشد. میزان آمونیاک و نیتریت آب در طول دوره هیچ گاه از 0/2 و 0/02 میلی گرم بر لیتر تجاوز ننمود. عملیات پرورش پس از 72 روز و به علت نقص فنی در هوادهی و بروز تلفات، به اجبار متوقف گردید. در طول این دوره، میزان ضریب تبدیل غذایی 1/4 و میانگین وزنی 13/36 محاسبه گردید. نتایج نشان داد که علی رغم وجود برخی مشکلات فیزیکی از جمله فقدان برق اضطراری، پالایش آب در طی دوره پرورش بدون بروز هرگونه مشکل مدیریتی امکان پذیر است. از آن جا که میزان تولید در این روش بیش از روش سنتی بوده و این مزیت، رقابت اقتصادی صنعت پرورش میگو را در سطح جهانی تضمین می نماید و هم چنین با توجه به امکان بازیافت فاضلاب های حاصل از پرورش میگو و از بین بردن اثرات مخرب زیست محیطی آن ها بر محیط، هر گونه تلاش به منظور تبدیل ساختار سنتی تکثیر و پرورش میگو به ساختار صنعتی، ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: بیوفلاک، پرورش میگو، میگوی پاسفید غربی، نشاسته، بوشهر
  • هومن تیموری*، مسعود رضائی، مهدی طبرسا صفحات 345-352
    استفاده بهینه از ضایعات حاصل از کارخانه های فرآوری آبزیان از مسایل بسیار مهم و نیاز به بازبینی اساسی دارد، از یک سو، ورود این ضایعات به عنوان زباله های تر علاوه بر تولید شیرابه و تهدید اکوسیستم های آبی و بروز مشکلات زیست محیطی، می تواند یکی از عوامل مشکل زا و سبب بروز بیماری های مختلف گردد. از سویی دیگر منابعی چنین با اهمیت می تواند مورد بهره برداری قرار گرفته و منتج به تولید فراورده های با ارزش افزوده بالا مثل آنزیم ها، ژلاتین، کیتین، کیتوزان و غیره گردد. با توجه به اثرات بیولوژیک و زیست فعال گزارش شده از الیگوساکاریدهای استخراجی از ترکیبات کیتینی نرم تنان دریایی در سال های اخیر که با نام (کیتوالیگوساکاریدها) شناخته می شوند، امکان استفاده از این اجزای فرا سودمند به عنوان ترکیبات آنتی اکسیدان مورد بررسی قرار گرفت. در بررسی های انجام شده تقریبا در تمام آزمون ها کیتوالیگوساکاریدها توانایی مهاری نسبتا خوبی از خود نشان دادند که می توانند به عنوان یک منبع خوب برای تحقیقات آنتی اکسیدانی مورد بررسی قرار بگیرند. در آزمون خنثی سازی رادیکال DPPH، با کمی فاصله از ویتامین C الیگوساکارید اسکویید هندی با استخراج اسیدی با 78/23 درصد، در آزمون بررسی احیا در برابر یون آهن، کیتوالیگوساکارید خرچنگ گرد با استخراج آنزیمی بیش ترین اثر فعالیت احیایی 19 درصد را از خود نشان داد. هم چنین در آزمون سنجش ظرفیت آنتی اکسیدانی کل کیتوالیگوساکارید میگو وانامی استخراج اسیدی بالاترین ظرفیت آنتی اکسیدانی 42/19 درصد را از خود نشان داد.
    کلیدواژگان: کیتوالیگوساکارید، وزن مولکولی، خواص آنتی اکسیدانی، زیست فعال
  • شکراله فرخ بین، احسان کامرانی، سعید گرگین*، ابوالفضل ناجی صفحات 353-360
    به منظور شناخت ترکیب صید تور ترال مورد استفاده در منطقه آب های بوشهر در مرداد و شهریور 1395 نمونه برداری انجام شد. ترکیب صید تورهای ترال میگو در پایان دوره نمونه برداری شامل گونه های میگوی سفید سرتیز (Metapenaeus affinis)،  میگوی ببری سبز (Penaeus semisulcatus)، میگوی کیدی یا خنجری (Parapenaeopsis stylifera)، میگوی ویولن زن (Metapenaeopsis stridulans) و میگوی تراکی (Trachypenaeus granulosus) بود میگوی ببری سبز با 92/74% گونه غالب بود و بعد از آن میگوی سفید سرتیز با 6/7% در رده دوم قرار داشت. هم چنین میزان CPUA برای میگوی ببری 1045/49 کیلوگرم بر متر مربع و برای میگوی سفید سرتیز 57/87 کیلوگرم بر متر مربع به دست آمد. هم چنین میزان CPUE برای میگوی ببری 18/059±17/44 کیلوگرم در ساعت برآورد گردید. میزان زیست توده برای گونه میگوی ببری سبز 3842/924 تن و برای میگوی سفید سرتیز 191/43 تن برآورد گردید. تعداد 3320 ماهی از ایستگاه های مورد مطالعه شامل 25 گونه در این مطالعه صید و مورد بررسی قرار گرفت. از بین این 25 گونه، ماهی چغوک طلایی با 25/2  درصد بیش  ترین فراوانی صید و مقوا ماهی با 0/012 درصد کم  ترین میزان صید را به خود اختصاص دادند. هم  چنین ماهیان چغوک طلایی، گوازیم دم رشته ای، عروس ماهی منقوط، گیش چشم درشت، گیش پهن و گوازیم لکه دار با 100 درصد وقوع در تمامی ایستگاه ها بیش  ترین و ماهی  گلو(گربه ماهی)  کم  ترین میزان درصد وقوع را دارا بودند. ماهی سارم با میانگین طولی 59/13 سانتی متر دارای بیش  ترین میانگین طولی و پنج زاری ماهی با 9/75 میانگین طولی کم  ترین را به خود اختصاص دادند. به  طور کلی تراکم میگوی ببری سبز در منطقه شرق استان و هم  چنین قسمتی از غرب استان کم  ترین مقدار بوده و فراوانی آن در اعماق متوسط و زیاد، بیش  تر است. از این  رو می  توان گفت که پراکنش آن از نوع پراکنش افقی است.
    کلیدواژگان: صید به ازای واحد تلاش، صید به ازای واحد سطح، ترکیب صید، تور ترال، بوشهر
  • سعید بلالی*، سید عباس حسینی، رسول قربانی صفحات 361-368

    این تحقیق جهت بررسی تاثیر سم خالص سازی شده MC-RR) Microcystin-RR) از ریز جلبک Microcystis aeroginosa بر زنده مانی دافنی ماگنا (Daphnia magna) و تعیین غلظت کشنده این سم (LC50-96) انجام شد. برای انجام این آزمایش تعداد 21 عدد دافنی ماگنا در هر تکرار، در معرض غلظت های 0/5، 2، 10، 20 و 50 میکروگرم بر میلی لیتر سم MC-RR قرار گرفتند و میزان بقای دافنی ها برای مدت 24 تا 96 ساعت مورد محاسبه قرار گرفت. هم چنین یک تیمار به عنوان تیمار شاهد (بدون سم) در نظر گرفته شد. هر تیمار 3 تکرار داشت. با توجه به نتایج این تحقیق، سم میکروسیستین (MC-RR) تاثیر کشنده بر دافنی ماگنا داشت به طوری که حتی در کم ترین غلظت (غلظت 0/5) حدود 38 درصد تلفات مشاهده گردید و هیچ یک از دافنی ماگناها توانایی زنده ماندن در غلظت 2 میکرو گرم بر میلی لیتر سم خالص MC-RR به مدت 96 ساعت را نداشتند. قابل ذکر است توانایی زنده ماندن دافنی ها با افزایش غلظت سم، کاهش پیدا کرد، به طوری که در غلظت 10 میکرو گرم بر میلی لیتر سم، در روز دوم و در غلظت 20 و 50 میکرو گرم بر میلی لیتر سم، در روز اول تمامی دافنی ها از بین رفتند. میزان LC50-96 ،0/58 میکرو گرم بر میلی لیتر سم MC-RR به دست آمد. نتایج این تحقیق نشان داد که در غلظت 1/75 میکرو گرم بر میلی لیتر MC-RR، در مدت 96 ساعت، 99 درصد دافنی ها می میرند.

    کلیدواژگان: میکروسیستین، Microcystis aeroginosa، زنده مانی، دافنی ماگنا، h96-50LC
  • محدثه صلواتی خوشقلب، اعظم مشفق*، محبوبه سترکی صفحات 369-374
    هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی خصوصیات ضدباکتریایی همولنف دوکفه ای های Cerastoderma و Didacna سواحل جنوبی دریای خزر بود. برای تعیین فعالیت ضد میکروبی اولیه از روش انتشار دیسک در آگار، ماکرودایلوشن و میکرودایلوشن و برای انتخاب درصد غلظت عصاره ها، از رقت های مختلف 25%، 12/5، 6/25، 3/125، 1/56 درصد استفاده شد. بیش ترین و کم ترین قطر هاله عدم رشد در رقت های مختلف از همولنف دوکفه ای ها بر علیه باکتری (ATC C25922 (Escherichia coli در دوکفه ای Cerastoderma مربوط به غلظت های 25% و 1/56 و در دوکفه ای Didacna مربوط به غلظت های 25% و 3/125 بود. هم  چنین در باکتری  NCTC5056) Klebsiella   pnuemoniae)  بیش ترین و کم ترین قطر هاله عدم رشد در همولنف دوکفه ای Cerastoderma به ترتیب مربوط به غلظت های 25% و 3/125 و در دوکفه ای Didacna مربوط به غلظت های 25% و 3/125 بود. در باکتری Entroccus faccium بیش ترین و کم ترین قطر هاله عدم رشد در دوکفه ای Cerastoderma مربوط به غلظت  های 25% و 3/125 و در دوکفه ای Didacna مربوط به غلظت های 25% و 1/56 بود. با افزایش غلظت همولنف، فعالیت ضد باکتری آن به طور معنی داری افزایش پیدا کرد (0/05>p). همولنف صدف Didacna دارای MIC پایین تری در مقایسه با صدف Cerastoderma بر علیه باکتری های E. coli و K. pnuemoniae بود اما میزان MIC همولنف صدف Cerastoderma در مقایسه با صدف Didacna بر علیه باکتری Entroccus faccium کم تر بود (0/05>p). بنابراین با توجه به یافته های این پژوهش Cerastoderma  و Didacna می تواند به عنوان منبعی با ترکیباتی با ارزش و دارای توان زیست فعالی در تهیه داروهای ضد میکروبی طبیعی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ماکرودایلوشن، میکرودایلوشن، ضدباکتری، همولنف، Cerastoderma، Didacna
  • شهرام دادگر*، محمود حافظیه، منصور شریفیان صفحات 375-384
    در این مطالعه رژیم غذایی و ترکیبات تقریبی گونه خیار دریایی Stichopus herrmanni در استان هرمزگان مورد بررسی قرار گرفت. نمونه برداری ها به صورت ماهانه فصلی در پاییز و زمستان سال 1395 و بهار و تابستان سال 1396 با عملیات غواصی از سه ایستگاه انحام گرفت. در هر ایستگاه در هر یک سه نمونه و جمعا 36 نمونه انجام و جهت زیست سنجی و مطالعات رژیم غذایی و آنالیز ترکیبات تقریبی رطوبت، پروتیین، چربی و خاکستر به آزمایشگاه منتقل گردیدند. شاخص طول نسبی روده (RLG) این خیار دریایی برابر 0/3±2/2 بوده که نشان دهنده همه  چیزخوار بودن گونه S. herrmanni آن می  باشد. از کل نمونه  های مطالعه شده 65/89 درصد دارای معده پر و بقیه (34/11 درصد) دارای معده خالی بودند. میزان خوردن غذا از زمستان شروع و در تابستان فصل  تخم  ریزی، به حداکثررسید به طوری  که بیش  ترین مقدار شاخص شدت تغذیه در فصل تخم  ریزی 1/01±7/866 به دست آمد. بعد از آنالیز محتویات روده مشخص شد که شاخص ارجحیت تغذیه براساس نوع محتویات موجود در لوله گوارش به ترتیب: شن و گل و لای، فرامینفرا، شکم  پایان، دیاتومه  ها، دوکفه  ای  ها، جلبک  ها، آمفی  پودها، رسوبات آلی، تماتودها، فلس و به ندرت سخت  پوستان کوچک بوده از پلانکتون ها: Chlorella stigmatophora, Skeletonema costatum, Oocystis lacustris, Coscinodis cuscentralis و بسیار معدود از سایر گونه  ها تغذیه می  کند که بسیار تحت تاثیر تراکم و زمانی و گونه  ای این پلانکتون  ها  در آب محیط پیرامونی است. گرچه در پاییز و زمستان  نیز  تغذیه دارند ولی شاخص پر بودن معده در آن  ها عمده تغذیه را به دو فصل بهار و به خصوص تابستان نسبت می  دهد و این موضوع  رابطه تنگاتنگ شرایط دمایی با تغذیه فعال این خارپوست را نشان می  دهد. در بررسی ماهانه ترکیبات تقریبی، بیش  ترین سطح پروتیین بر حسب درصد وزن خشک (47/36±0) بیش  ترین درصد رطوبت (9/33±88/3)، بالاترین درصد چربی (0/02± 0/8) و بالاترین درصد خاکستر (9/33±37/0) مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: Stichopus herrmanni، رژیم غذایی، ترکیبات تقریبی لاشه، استان هرمزگان، جزیره قشم
  • مهدی مهدی نسب* صفحات 385-392
    تعیین شرایط کیفیت آب و وضعیت تروفی یکی از روش های ارزیابی و بررسی تعادل اکولوژیک اکوسیستم های تالابی می باشد، زیرا  پایداری و تداوم بهره وری بر پایه این اکوسیستم های منحصر به فرد، نیازمند مدیریت صحیح پایش و کنترل شریط محیطی آن ها دارد. بنابراین انجام مطالعات زیستی و اکولوژیکی، قبل از هر گونه استقرار فعالیت  ضروری می باشد. تالاب بیشه دالان به مساحت 913/5 هکتار یکی از بزرگ ترین تالاب های استان لرستان که در جنوب شهرستان بروجرد و حاشیه دشت سیلاخور قرار دارد. در این پژوهش برای تعیین کیفیت آب برای زیست آبزیان از شاخص کیفیت آب (WQI) براساس محاسبه 5 پارامتر : نیتریت (NO2)، نیترات (NO3)، کدورت (TURB)، اکسیژن محلول (DO)، اسیدیته (PH) و برای ارزیابی وضعیت تروفی کارلسون (TSI) براساس فسفات کل (TP)، ازت کل (TN) و نسبت فسفر به ازت (PN) از آمار ویژگی های فیزیکی و شیمیایی چهار ایستگاه نمونه برداری آب تالاب بیشه دالان در تابستان 1396 استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس شاخص کیفیت آب (WQI) این تالاب برای زیست آبزیان در ایستگاه های نمونه برداری کانال سیمانی پایین دست روستای کپر جودکی و زهکش منطقه گنجینه دارای کیفیت فقیر، در ایستگاه زهکش عمود بر کانال سیمانی روستای کپرجودکی دارای کیفیت خوب و در ایستگاه تالاب بیشه دالان رودخانه گله رود کیفیت آب در رده خیلی فقیر قرار دارد و براساس شاخص تروفی کارلسون (TSI) سطح تروفی تالاب بیشه دالان از شرایط تروفی مزوتروفیک خفیف و ورود به شرایط مزوتروفیک می باشد.
    کلیدواژگان: کیفیت آب، وضعیت تروفی، شاخص WQI، شاخص کارلسون (TSI)، تالاب بیشه دالان، شهرستان بروجرد
  • علی بهمنش* صفحات 393-400
    با توجه به اهمیت رودخانه های بابلرود و خرون در تامین آب کشاورزی و پرورش ماهی اطراف این رودخانه ها و هم چنین تخلیه آلاینده های متعدد به آن ها، ارزیابی کیفی آب این رودخانه ها ضروری به نظر می رسد. از طرفی ارایه تصویر صحیح از وضعیت کیفی آب های سطحی باعث می گردد تا هر گونه تصمیم گیری مدیریتی که اثرات زیست محیطی آن به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم متوجه آب های سطحی کشور باشد، با آگاهی بیش تری اتخاذ گردد. در این تحقیق که از نوع مقطعی می باشد، نمونه برداری در طی یک دوره یک ساله (از شهریور 1397 تا شهریور 1398)، از هفت ایستگاه در رودخانه های بابلرود و خرون و به صورت ماهانه انجام پذیرفت. پاراسنجه های مورد مطالعه عبارت بودند از: اسیدیته، هدایت الکتریکی، درجه حرارت، کل مواد جامد معلق، اکسیژن محلول، اکسیژن مورد نیاز شیمیایی، نیتریت، نیترات، فسفات، کلرید، یون سولفات و کلی فرم مدفوعی و برخی از فلزات سنگین، شامل کبالت، سرب، منگنز، روی، آهن، کروم و نیکل که به صورت فصلی مورد اندازه گیری قرار گرفتند. داده های حاصل از آزمایش با استفاده از شاخص کیفی BCWQI تجزیه و تحلیل گردید. براساس شاخص BCWQI، کیفیت کلی آب رودخانه در تمام ایستگاه های مورد مطالعه برای آبزیان و پرورش ماهی ضعیف ولی جهت مصارف کشاورزی، متوسط ارزیابی گردید. به طوری که از نظر pH، درجه حرارت و املاح محلول مساعد بوده ولی از نظر اکسیژن محلول جهت آبزیان در حد نامساعد ارزیابی گردید. هم چنین به علت کدورت آب در 2 رودخانه و تقریبا تمام طول دوره مطالعه ضمن اثر منفی بر فتوسنتز در جوامع آبزیان، باعث افزایش استرس می شود. درخصوص املاح محلول عمدتا در محدوده قابل قبول قرار داشتند. فلزات سنگین نیز تقریبا در تمام ایستگاه ها بیش از حد مجاز وجود داشته اند که شرایط نامناسب را از نظر سلامتی ایجاد می کند. در چنین شرایطی لازم است تا کارهای پیشگرانه و احتیاطی جهت حفظ اکوسیستم در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: بابلرود، خرون، BCWQI، فلزات سنگین، اکوسیستم، آبزیان
  • جواد قاسم زاده*، فاطمه لواجوبلگوری، منصور برازپور صفحات 401-408
    این تحقیق به  منظور تعیین محتوای اسیدهای چرب در ریزجلبک Chlorella vulgaris کشت شده در تیمارهای مختلف فاضلاب شهری انجام گردید. چهار تیمار (هر تیمار با 3 تکرار) با درصدهای مختلف فاضلاب شهری و محیط کشت f/2 تهیه و در شرایط آزمایشگاهی نگه  داری شدند. جداسازی ریزجلبک در مراحل مختلف آزمایش با استفاده از دستگاه سانتریفوژ انجام گردید. میزان رشد و اسیدهای چرب در همه تیمارها اندازه  گیری شد. نتایج نشان داد که طی دوره کشت، تیمارهای 1 و 4 بیش  ترین رشد را داشتند. بین همه تیمارها بیش  ترین مقدار اسیدهای چرب اشباع مربوط به C17:0 (هپتادکانوییک اسید) و C6:0 (هگزانوییک اسید) بود و هم  چنین بیش  ترین مقدار اسیدهای چرب غیراشباع با یک پیوند دوگانه مربوط به C16:1 (پالمیتولییک اسید) و C18:1Cis9 (اولییک اسید) بود. از نظر مقادیر اسیدهای چرب غیراشباع تک پیوندی (MUFA) و چندپیوندی (PUFA) بین تیمارها اختلاف معنی  دار مشاهده شد (0/05>p). نتایج آنالیز واریانس یک  طرفه (One-Way ANOVA) در تاثیر محیط های کشت بر مقادیر اسید چرب امگا 3 و 6 تفاوت معنی  داری را بین تیمارها نشان داد (0/05>p). بیش  ترین مقدار مربوط به اسید چرب امگا 3 در تیمار 2 (18/28 درصد) بود، درصورتی  که در سایر تیمارها مقدار این اسید کم  تر از 2 درصد ثبت گردید. بیش  ترین مقدار امگا 6 هم در تیمار 2 و 4 با مقدار تقریبی 12 درصد اندازه گیری شد. براساس نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد می شود که از فاضلاب به عنوان محیط کشت جایگزین برای تکثیر و پرورش انبوه ریزجلبک Chlorella vulgaris به  عنوان منبعی غنی از امگا 3 استفاده شود.
    کلیدواژگان: Chlorella Vulgaris، فاضلاب شهری، رشد، امگا3 و 6، اسید چرب
  • الناز عرفانی فر*، زهرا امینی خوئی صفحات 409-416
    ورود بیش از اندازه یون نیترات از طریق فاضلاب های شهری و کشاورزی به منابع آبی سطحی و زیر سطحی سبب شکل  گیری پدیده یوتریفیکاسیون و به دنبال آن بلوم جلبکی و کاهش اکسیژن محلول اکوسیستم  های آبی می  شود. این تغییرات، سبب بر هم خوردن تعادل زیستی در این زیست بوم  ها و در نهایت مرگ و نابودی موجودات زنده آن  ها می  گردد. در حال حاضر، جاذب  های متنوعی برای حذف و یا برداشت یون نیترات مازاد از محیط  های آبی مورد استفاده قرار می  گیرد. در مطالعه حاضر توان جلبک دریایی Sargassum ilicifolium به عنوان یک جاذب زیستی برای حذف یون نیترات مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایش دامنه متنوعی از تغییرات pH شامل (2، 3، 4، 5، 6، 7 و 8)، مقدار بیومس ابتدایی جلبک ( 0/01 ،0/03 ،0/05 ،0/1 ،0/15 ،0/2 ،0/3 ، 0/4 گرم) Sargassum ilicifolium و غلظت ابتدایی یون نیترات (50، 100، 150، 200، 250، 300 و 350 میلی گرم در لیتر) در زمان تماس (60-0 دقیقه) بر روند حذف و برداشت یون نیترات از محیط آبی مورد آزمون گرفت. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که جلبک دریایی S. ilicifolium در مناسب ترین شرایط آزمایش دارای ظرفیت جذب نیترات به میزان 560 میلی گرم بر گرم و هم چنین درصد حذف نیترات 48% می باشد. مناسب ترین شرایط  برای جذب نیترات در زمانی به دست آمد که مقدار بیوماس مصرفی جلبک 0/01 گرم در لیتر، 7:pH و غلظت اولیه نیترات 350 میلی گرم در لیتر تنظیم شد. به طورکلی نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که پودر خشک جلبک S. ilicifolium قابلیت مناسبی برای حذف یون نیترات از محیط های آبی داشته و جاذب زیستی مناسبی برای تصفیه فاضلاب های شهری و کشاورزی می باشد.
    کلیدواژگان: Sargassum ilicifolium، جلبک دریایی، نیترات، جاذب زیستی
  • ایرج حشمتی، نعمت الله خراسانی*، بهمن شمس اسفندآباد، برهان ریاضی صفحات 417-426

    کهور آمریکایی (Prosopis juliflora) یکی از مسیله دارترین گونه های مهاجم در سطح دنیا بوده و تهاجم زیستی این گونه آثار زیان بار متعددی بر اکوسیستم های طبیعی مناطق نیمه حاره ای تا خشک کره زمین وارد آورده است. این گونه در ابتدا در بسیاری از مناطق کره زمین با هدف مهندسی اکوسیستم از جمله حفاظت آب و خاک و مبارزه با بیابان زایی در مناطق گرم و خشک، و تولید چوب معرفی گردید. اما قابلیت تکثیر و انتشار بالا و نیز دامنه تحمل محیطی زیاد کهور آمریکایی منجر گسترش بیش از حد گونه، کاهش تنوع زیستی بومی و تغییر ساختار جوامع گیاهی در مناطق هدف بوده است. از آن جا که ریشه کن سازی گونه های مهاجم امری پرهزینه و زمان بر است، شناسایی مناطقی که در آینده پتانسیل بالایی برای حضور این گونه خصوصا در اثر تغییر اقلیم دارند ابزاری پیشگیرانه جهت طرح ریزی و مدیریت اکوسیستم های هدف است. بدین منظور در پژوهش حاضر با استفاده از مدل سازی پراکنش بیشینه بی نظمی (MaxEnt) و براساس مدل ها و سناریوهای متفاوت اقلیمی اثر تغییر اقلیم بر پراکنش گونه در مقیاس جهانی و کشوری مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تا سال 2050 میلادی در تمام سناریوهای تغییر اقلیم بر گستره پراکنش گونه در عرض های جغرافیایی بالاتر افزوده خواهد شد. در سطح جهانی آمریکای شمالی، حوزه مدیترانه و خاورمیانه، و در سطح کشوری علاوه بر استان های جنوبی، زیستگاه های داخلی فلات ایران شامل استان های خراسان جنوبی، کرمان، فارس، سمنان و خراسان رضوی شاهد بیش ترین احتمال گسترش پراکنش گونه خواهند بود. بدین ترتیب نتایج پژوهش حاضر می تواند به عنوان ابزاری کارامد جهت طرح ریزی اقدامات پیشگیرانه و کاهش آثار منفی کهور آمریکایی در مناطق پرخطر مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: مدل سازی پراکنش، تهاجم زیستی، تغییر اقلیم، کهور آمریکایی، تخریب اکوسیستم
  • آناهیتا یزدان پاک، هادی استوان*، شهرام حسامی، مهدی غیبی صفحات 427-434
    از آن جایی که باقی مانده آفت کش ها در محصولات خوراکی به طور بالقوه سمی هستند، یکی از نگرانی های بزرگ سلامتی محسوب می شوند. آن ها ممکن است اثرات نامطلوب مانند سرطان، اثرات بر تولید مثل، عوارض سیستم ایمنی و عصبی در پی داشته باشند. یکی از اهداف مهم برنامه های مدیریتی ، کاهش آلودگی ناشی از باقی مانده آفت کش ها در محیط و مواد غذایی است. آماده سازی غذا به شدت بر روی باقی مانده های آفت کش ها و ایمنی غذا تاثیر می گذارد. هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات شستشو، پوست گیری و نگه داری در یخچال بر روی مواد باقی مانده از چهار سموم دفع آفات نمونه برداری محصول تحت اثر سموم دیازینون، ایمیداکلوپرید، پریمیکارب و استامی پراید در خیارهای گلخانه ای است. در این تحقیق ابتدا نمونه های خیار پس از اسپری برداشت شد و غلظت سم با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا مجهز به آشکار ساز فرابنفش و مریی (HPLC-DAD) مورد سنجش قرار گرفت. در این بخش، فرآیندهای زیر مورد بررسی قرار گرفتند. شستشو با آب آشامیدنی: نمونه ها در آب آشامیدنی به مدت 10 دقیقه غوطه ور شده و دارای سایش 10 ثانیه بوده اند. عملیات ریختن: در قسمت دیگر، برای ارزیابی اثر لایه برداری با چاقو و تلاش برای حتی حذف ضخامت پوست گرفته شده برای همه نمونه ها از همان اندازه، عملیات ذخیره سازی در دمای 4 درجه سانتی گراد: در میزان کاهش سموم مربوطه. برای انجام این مرحله از مطالعه ابتدا 1 کیلوگرم نمونه بعد از برداشت به آزمایشگاه منتقل شد. در آزمایشگاه نمونه ها در نایلون پلاستیکی در یخچال قرار گرفتند و در دمای 4 درجه سانتی گراد نگه داری شدند. در روزهای 2 ، 5 ، 7 ، 10 ، 14، 17، 21 حدود یک چهارم کیلوگرم نمونه از یخچال خارج شد و استخراج سم بر روی آن ها انجام شد. درنهایت این نتیجه حاصل شد که روش های مورد بررسی به عنوان روش های ساده و موثر پردازش می تواند برای کاهش و حتی حذف آفت کش ها در محصولات گلخانه ای به عنوان تکنیک های پردازش خانگی یا تجاری استفاده شود. بر این اساس، پوست گیری یکی از تکنیک های مهم با بیش ترین تاثیر گذاری در کاهش باقی مانده آفت کش ها در خیار گلخانه ای است (0/05>P). مقایسه میانگین میزان چهار مخلوط آفت کش ها تفاوت بین نمونه های پوست شده و بدون پوست معنی دار بود و روش شستشو در مقام دوم برای کاهش باقی مانده آفت کش ها است که تاثیر این روش بستگی به نوع آفت کش ها و مکان های تحت تاثیر قرار می گیرد. در نهایت این تحقیق بیانگر که انطباق این روش ها با (PHI (Per Interval Harvest خطرات باقی مانده آفت کش ها را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: باقی مانده آفت کش، دیازینون، ایمیداکلوپرید، پریمیکارب، استامی پراید، کروماتوگرافی مایع با کارائی بالا
  • جواد فرج زاده، علیرضا شهاب لواسانی*، محمدرضا اسحاقی صفحات 435-442
    خامه قنادی از پرمصرف ترین فرآورده های لبنی در صنایع غذایی است. در سال های اخیر در پی افزایش سطح آگاهی مردم در رابطه با مصرف چربی تقاضا برای محصولات کم چرب افزایش قابل توجهی یافته است. خامه با توجه به میزان بالای چربی زمینه تحقیقات زیادی را فراهم کرده است. هدف این پژوهش استفاده از کنسانتره پروتیین شیر جهت تولید خامه قنادی کم چرب بود. در این تحقیق از کنسانتره پروتیین شیر با درصدهای 2، 4، 6 و 8 درصد استفاده شد و شاخص های اسیدیته، ظرفیت نگه داری آب، ساکارز، ماده خشک، ویسکوزیته، مقدار چربی و مورد سنجش قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار 21 SPSS و جهت مقایسه میانگین ها از آزمون چند دامنه ای دانکن در سطح اطمینان 95 درصد استفاده شد. نتایج نشان داد با افزایش درصدهای کنسانتره پروتیین شیر شاخص های چربی خامه قنادی و اسیدیته کاهش و مقدار شاخص های ویسکوزیته و ماده خشک افزایش یافت (0/05≥p). هم چنین مقدار ظرفیت نگه داری آب برای تمامی تیمارها پایدار بود جهت انجام ارزیابی حسی پارامترهای طعم و مزه، عطر و بو، رنگ، بافت، غلظت و پذیرش کلی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این آزمون نشان داد بیش ترین امتیاز ارزیابی حسی متعلق به تیمار 3T (حاوی 6 درصد کنسانتره پروتیین شیر+ 54 درصد خامه) بود که با توجه به مقادیر شاخص‎های ویسکوزیته، ظرفیت نگه داری آب و چربی کاهش یافته بود و این تیمار به عنوان تیمار برتر معرفی گردید.
    کلیدواژگان: خامه قنادی، کنسانتره پروتئین شیر، چربی، ظرفیت نگه داری آب
  • محمدتقی هنری، سید حیدر میرفخرالدینی*، حسن دهقان دهنوی، جلیل توتونچی صفحات 443-452

    زنجیره های تامین در سال های اخیر به سرعت رشد یافته اند چرا که تمرکز بر عملکرد اقتصادی برای بهینه سازی هزینه ها یا بازگشت سرمایه نمی تواند متضمن توسعه یاپایداری در زنجیره تامین گردد. از این رو مفاهیم مدیریت زنجیره تامین سبز و مدیریت زنجیره تامین پایدار به منظور تاکید اهمیت نگرانی های اجتماعی و زیست محیطی همراه با عوامل اقتصادی در برنامه ریزی زنجیره تامین ظهور یافتند. هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی زنجیره تامین سبز پایدار با تمرکز بر اثرات زیست محیطی می باشد. صنعت کاشی و سرامیک به علت وفور مواد اولیه آن از قدیم در ایران مورد توجه بوده و با پیشرفت های صنعتی، امروزه یکی از صنایع پیشرو در کشور می باشد. عدم توجه به مسایل زیست محیطی در این صنعت موجب وارد شدن خسارات زیادی به محیط زیست می شود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی می باشد که با ماهیت آمیخته انجام شد. بدین منظور طی فرایند تحلیل محتوا و با روش دلفی مهم ترین مولفه ها، شناسایی و بومی سازی گردید. سپس بر اساس روابط شناسایی شده در تحقیقات گذشته الگوی مفهومی متناسب ارایه گردید. نهایتا این الگو از طریق روش کمی با ابزار پرسشنامه و بر اساس نظرات خبرگان مورد نظرسنجی قرار گرفته و با روش حداقل مربعات جزیی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از تایید روابط اصلی مدل و اهمیت نقش اثرات زیست محیطی در زنجیره تامین سبز پایدار بود.

    کلیدواژگان: زنجیره تامین سبز پایدار، اثرات زیست محیطی، تحلیل محتوا، صنعت کاشی و سرامیک
|
  • Hossein Mohseninejad, Peyman Karami * Pages 1-8
    Ecological niche is an area of one or more of the environmental factors in which the growth, reproduction and survival of a living organism is possible. In this study, Maximum entropy method was used to model the distribution and quantification of bear ecological niche in Ilam province. To select the background points, the network bias was used using the kernel density method. 70 percent of the points were used for training and 30 percent were used for the test. The results showed that the model was successful in its running (AUC = 0.97) and had a significant difference with randomized design in all thresholds (P<0.05). In order to determine the variation of the ecological niche of the species in the distribution range, a 50% threshold (0.5) was applied to the habitat suitability map and the output of this map was used to determine the grid range. Grid selection was made according to the home range. For each network, the suitability map was cut and entered the ENMtools software to determine the ecological niches breadth. Non-parametric Mann-Kendall test was used to determine the process of ecological nest width changes. The results showed that altitude, NDVI and distance from semi-dense forests had the most effect on species distribution and bears in Manesht and Qalarang areas have the highest ecological niche breadth. The trend of ecological niche showed that the breadth of ecological niche of species from the northwest of the province to the south east has a significant decreasing trend.
    Keywords: Brown bear, Ilam province, distribution model, pseudo absent, Ecological niche breadth
  • Shima Malakoutikhah *, Sima Fakheran, Mahmoud Reza Hemami, Josef Senn Pages 9-16

    Over the last few decades, human threats have imposed widespread negative impacts on populations of ungulates in Iran. While, climate change may also additionally increase vulnerability of the ungulates through changing current environmental conditions in future. In this study, impact of future climate change on distribution of two vulnerable ungulates of wild sheep (Ovis sp) and wild goat (Capra aegagrus) and changes in their current distribution along altitudinal and latitudinal gradients were investigated. Future predictions were made using an ensemble modelling approach and climate data prepared by five global circulation models based on RCP 8.5. Future range shifts by 2070 were also estimated by calculating the difference between mean elevation and difference of geographic distance between centroids of current and future distribution ranges, respectively. Results indicated that as a result of climate change, more than 68% and 75% of suitable habitats for wild sheep and wild goat may become lost by 2070, respectively mostly across low elevations of southern (south Khorasan, Yazd and Fars) and central (east of Isfahan) parts. Climate change also resulted in proportions of currently unsuitable habitats to become suitable expansion of which was limited to northern part (Semnan province). Result of evaluations also revealed that current distributions of wild sheep and wild goat may change as much as 27 and 150 m and; 167 and 124 km along elevational and latitudinal gradients, respectively.

    Keywords: Vulnerable ungulates, Climate change, Species distribution modelling, Elevational heterogeneity, Geographical latitude, protected areas
  • Mohamad Hasan Hosinzade, Aliasghar Zarei, Maziar Mahmoudi *, Mohammad Bandali Pages 17-22
    Since Persian Fallow Deer has suffered from debilitating in length decades 30-40 so population reduction plan is started since then it has been a long -term program. One of these projects was transfer Deer to Ashk Island of Dashte Naz. In this study for estimation rate being used of exploitation the plants after identifying the priority species was done by cutting and weighting method the measuring production and difference between two season in order to rainfall the get tested rate of change in production. This difference can have presented from view available plant cover in Island and difference habitats and also production volume priority plant species in two season spring and summer. Spring production nutrition priority species which preferred by Fallow Deer (including 6 species) in 4 habitat types (Plane, High Slope and Rocky, Edge wellhead and East Edge, North Edge) estimated 284531.238 Kg. While the spring production volume estimated for priority species involving 7 types of food stuff 241367.580 Kg. Spring Sampling done in May that in this month growth of have been low plant covers, and so production value naturally doesn't very difference by production in summer which has been sampling in September.
    Keywords: Persian fallow deer, Ashk Island, nutrition, plant cover
  • Mina Esmaeili, Kamran Shayesteh *, Peyman Karami Pages 23-30

    Communication is an important feature of the landscape, which in the event of destruction of biodiversity gets in serious denger. Persian Gazelle (Gazella subgutturosa subgutturosa) is one of the salient species of Iranian plain which is distributed in the no hunting area of Qaraviz in the west of Kermanshah province. Due to the vulnerability of habitats of this species, numerous threats have potential to affect this species. As a result, preservation of suitable habitats and communication pathways between these habitats is necessary. The aim of this study is identifying the communication pathways of the species in the Qaraviz no hunting area with western parts of the distribution range in Iraq. Initially, suitability of the species habitat was obtained using the Maxent model. Then, the results of the model were extended to the boundary that includes the connectivity range between Iran and Iraq. In order to modelling, presence points of species and 9 habitat variables were used. By applying the threshold on the habitat suitability map, the habitat blocks were identified. The reversal of the suitability map was used as transfer cost map. Paradigm modeling was conducted using the least cost analysis method between the habitat blocks. The results showed that the variables of distance from the road, height and slope had the most effect on the species. Based on the density and suitability of landscape metrics, the highest protection value for the displacement between habitat spots, belongs to the western corridors of the Qaraviz area in the vicinity of Iraq.

    Keywords: Persian gazelle, Qaraviz, Iraq, Corridor, Least Cost Path
  • Navid Zamani *, Javad Hatami, Seyd Mohammad Shobeir, Shahram Kaboodvandpour Pages 31-40
    The protected areas management rules have been designated for conservation purposes, it has limited access to natural resources by villagers and tribes. conservational actions have increased the population of wild species, which will result in greater damage to gardens, agricultural land and domestic livestock. Rural and nomadic communities are in direct need of using these resources to provide their livelihoods. These laws, while ignoring the economy and livelihoods of local communities and focusing solely on protective laws, create a negative attitude towards the law and the tendency to escape the law of the local communities will increase. Consequently, the result will be a growing human conflict. After collecting and classifying data, descriptive and inferential statistical methods were used to analyze the data. Correlation analysis shows that there is a significant relationship between the local people's environmental awareness and reduce human-wildlife conflict. Correlation analysis shows that between independent variables: socio-economic factors of indigenous inhabitants, wildlife management, threats to ecosystem and wildlife, environmental behavior, awareness and knowledge of the protected area and sources of information in the area of conservation, there is a direct and meaningful relationship with the dependent variable of environmental education to reduce the challenge of humans and wildlife. Also, most studies only look at the technical aspects of reducing conflict between humans and wildlife, and environmental education is ignored. Therefore, to solve this problem, there is a need for a comprehensive long-term program that can cover social, cultural and protective aspects.
    Keywords: Human wildlife conflict, Environmental education, Indigenous inhabitants
  • Amirreza Valyani, Naser Feghhi Farahmand *, Soleyman Iranzadeh Pages 41-48
    Environmental risk assessment (EAR) can be recognized as one of the important tools for the realization of sustainable development. The purpose of this research is to identify the types of environmental risks in Mazandaran province and provide a hybrid model in order to assess and prioritize them, which lead to better management of the environment hazards. In this research, 9 experienced manager from Mazandaran province's environmental protection agency and academic professors in this field were used as experts, and the Risk Breakdown structure (RBS) of environmental risk was defined based on their views at three levels. Then, using the DEMATEL technique, the importance of risk categories and their weight was determined. In the next step, criteria for risk assessment were identified and defined. Each risk was evaluated in each criterion based on the Taguchi Loss Function method, and their loss scores were calculated. According to the results,"cultural", "physico-chemical" and "economic" risk categories are more important than the others and affect them. Also,"Urban and Industrial Wastewater", "pest and disease of plants and animals", "excessive harvesting of forest and mineral resources", "discharge and disposal of wastes" and ... were considered as the most important environmental risks respectively.
    Keywords: Environmental Risks, Risk Assessment, DEMATEL, Taguchi loss function
  • Omid Ghadirian, Fatemeh Khazaee, Ali Lotfi * Pages 49-58
    Protective strategies planning and prioritizing for protected areas management based on existing status, plays an important role in conservation plan success. In order to achieve the best conservation strategy for managing the Mouteh Wildlife Refuge based on existing status, first, we identified the current status and the challenges facing this refuge using the DPSIR technique, with regard to protection. Afterwards, using the SWOT analysis, the weaknesses and strengths as well as threats and opportunities of the study area were identified and 12 protective strategies were suggested. Then, the strategies were ranked based on expert opinions and by applying IFE matrix and EFE matrix, strategic position and action evaluation (SPACE) matrix, and quantitative strategic planning matrix (QSPM). The result of this study indicated that Mouteh Wildlife Refuge is now more in need of a competitive strategy (ST). The competitive strategies selected in this study for Mouteh Wildlife Refuge in order of priority are: (i) considering a zone for grazing of livestock (due to the high area of the refuge), (ii) monitoring and patrolling in the area to prevent illegal hunting (considering the proper number of environment-guards and large area of the study area), (iii) providing tourism programs in these areas to change local people's attitudes and raise their awareness.
    Keywords: protected areas, Protective planning, QSPM Matrix, IFE matrix, EFE matrix
  • Abolfazl Gorbani *, Saeed Prnemat Khanegah, Naser Maheri Sis, Mahdi Taghinejad Rodbaneh Pages 59-64
    The aim of this study was to determine to Pituitary-specific transcription factor (Pit1) gene polymorphism relationship with milk production in Iranian Holstein dairy cows. For this purpose, blood samples were collected from 110 proof and un-proof Holstein bulls from North West and Tehran breeding centers of Iran. After performing extraction steps using modified phenol-chloroform method, PITI exon 6 polymorphism was determined with PCR-RFLP and HifI restriction enzyme. Two alleles and three genotypes were observed. Hinf1+ (G) allele and GG genotype were the more frequent. Allelic and genotypic variations in years do not show a specific trend, and for most of the years, the G allele was more frequent. The results of analysis of variance showed that PitI-HinfI polymorphism was not significant effect on milk, fat, protein production, fat percentage and protein content (p>0.05). Allelic replacement effect results showed that allele change from G to A did not have a significant effect on any of the studied traits. Based on the results of this study, it can be concluded that for the use of this gene in the of milk production traits improvement, further research is needed.
    Keywords: Polymorphism, PIT1 gene, Production trait, Holstein
  • Zabihollah Nemati *, Maghsoud Besharati, Amir Karimi Pages 65-72

    The purpose of this study was to evaluate the effect of aflatoxin B1 addition and ability of commercial essential oil to reduce inhibitory effect of aflatoxin B1 on in vitro ruminel fermentation of dairy cattle diet. This study was including two experiments. In the first experiment, groups included: control (non-additive basal diet), AF1: aflatoxin B1 0.5 mg/ml., AF2: aflatoxin B1 1 mg/ml., AF3: aflatoxin B1 1.5 mg/ml. The second experimental groups were Aflatoxin B1 contaminated diet (1 mg/ml) with different level of essential Oil respectively 0.01, 0.1 and 0.2 mg/kg. Gas volume of each bottles were recorded at 2, 4, 6, 8, 12, 24, 36, 48, 72, 96 and 120 hours of incubation. The data were analyzed in a completely randomized design with three replications. Results showed gas produced by insoluble fractions and the constant rate of gas production were loser in AF3 compared the control group. The highest gas volume was related to control group and the lowest gas production was related to AF3 treatment. Aflatoxin addition decreased estimated parameters include ME, NEL and DOMD. The cashew nut shell and castor essential oil with produce more gas production and ruminal estimative parameters reduced detrimental effect of aflatoxin B1 on ruminal fermentation. According to the results it concludes that, in vitro ruminal fermentation reduced by aflatoxin and addition of herbal essential oil was improved rumen fermentation of animal diet contaminated with aflatoxin B1.

    Keywords: Aflatoxin, Cashew nut, Castor, Essential oil, gas production
  • Mohamadtaghi Zarinnia, Abolfazl Gorbani * Pages 73-78
    This study was performed to investigate the relationship between G286A and T340C loci of the gonadotropin releasing hormone receptor (GnRHR) gene and sperm quality related traits in Iranian Holstein bull’s populations. Phenotypic data and blood samples were collected from 150 bulls at the Sheikh Hassan Tabriz and Jahed Karaj Breeding Centers between 1992-2014. To identify single nucleotide polymorphisms (SNP) of GnRHR gene, PCR-RFLP method and MboII and BspMI restriction enzymes were used for G286A and T340C loci, respectively. The T and C alleles in T340C locus and A and G alleles in G286A locus two were obtained. G (0.679) and T (0.676) alleles and TC (0.46) and GA (0.45) genotypes were the most abundant. Analysis of variance showed a significant relationship between the above candidate loci and most of the sperm traits. The results of mean comparison indicated the superiority of heterozygous GA and TC genotypes in the studied loci. This study for the first time investigated the significant relationship of GnRHR gene with sperm-related traits in Iranian Holstein population. However, further research is needed.
    Keywords: Holstein, GnRHR, Sperm trait, Polymorphism, Bull
  • Abbas Imani Baran *, Hadi Yousofi Tabrizi, Mehdi Basaki, Hamid Akbari, Ahad Bazmany Pages 79-86
    Theileria species are obligatory intracellular hemoprotozoan parasites transmitted by various species of hard ticks and cause Theleriosis. Geographically, the disease has a global distribution and is often occurred in the tropical and subtropical areas of the world. In Iran, the small ruminant Theleriosis is caused by Theileria ovis and T. lestoquardi (Hirci). This study was aimed to identify Theileria ovis and T. lestoquardi among the small ruminants of East Azerbaijan province based on molecular method. For this purpose, a total of 166 whole blood samples (including 125 sheep and 41 goats) were collected from different regions of East Azerbaijan province, and then, all samples were examined under routine microscopic method and molecular assay. According to the molecular findings, 30(18%) of 166 specimens were only infected with T. ovis, whereas no infection was found on microscopic examination. The infection was only related to sheep samples. There was no significant difference between infection and age and sex, statistically. Sequencing showed that the amplified fragments in the present study was 98-100% identical to the corresponding sequences on GeneBank. Phylogenetic analysis indicated that the sequence obtained in this study with many sequences from different parts of the world in different years in a set and is closely related to these sequences. As a result, it can be noted that Theileriosis has a clinical and subclinical feature among the small ruminants of the East Azarbaijan province and T.ovis is the main cause of Theileriosis.
    Keywords: Theileria ovis, Theileria lestoquardi, Small ruminants, Molecular identification, East Azerbaijan
  • Mahboobullah Joya, Omid Ashayerizadeh *, Behrouz Dastar Pages 87-94
    This experiment was performed to compare the effect of adding microalgae Spirulina and probiotic Bacillus subtilis in the diet on carcass characteristics, intestinal morphology and blood parameters of broiler chicks. A total of 300 Ross one-day-old Ross 308 male broiler chicken were randomly distributed in a completely randomized design with 3 × 3 factorial arrangement including three levels of Spirulina platensis (0, 0.05 and 0.1% of diet) and two levels of probiotic (0 and 0.05% of the diet) and reared for 24 days. The mixture of 0.1% spirulina and probiotic decreased the relative weight of abdominal fat pad when compared to the treatment provided with 0.1% spirulina and without probiotic. The use of probiotic diet (without spirulina) increased the duodenal villus height and the ratio of villus height to crypt depth compared to the treatment without these additives (P <0.05). In the jejunum, the mixture of 0.05% Spirulina and probiotics increased the villus height than the treatment containing only probiotic (P <0.05). Supplementing of spirulina or probiotic can reduce heterophil count and the heterophile to lymphocyte ratio in the boold of broiler chickens (P< 0.05). The results of this experiment showed that spirulina, especially 0.1% level, alone or in combination with probiotic, can improve carcass quality and intestinal mophology. Also, due to the beneficial changes in blood parameters, each of these additives could be recomendable to improve the health of broiler chickens.
    Keywords: Broiler chicken, Spirulina, Probiotic, Intestinal villus, Blood lipid
  • Mehdi Mehrabadi *, Seyed Mohsen Hosseini Pages 95-104
    Two hundred and forty Arbor Acres broiler chickens with 4 treatments and 4 replicates for 42 days in order to prevent environmental contamination due to the disposal of waste from the breweries and optimal usage of these wastes in broiler chickens. Chickens of a group were considered as control and fed with corn and soybean diet. In order to feed the other three groups, the base diet was replaced with 5, 7.5 and 10% lemon pulp respectively. The results indicated that the inclusion of 5 and 7.5% lemon pulp in diets had a significant effect on body weight (P>0.05), although the use of its 10% level significantly reduced body weight compared to the control group. Using the 10% level of lemon pulp increased the feed conversion ratio in the periods of 21-49 and 1-49 days (P<0.05). Using the 10 % level of lemon pulp reduced the blood cholesterol concentration and increased the production of antibody against red blood cells of sheep at 35 and 42 days of age (P <0.05). Although hemoglobin level and hematocrit percentage were not influenced by experimental treatments (P>0.05), the amount of reactive substances was affected by thiobarbituric acid (P<0.05). In conclusion, the addition of lemon pulp at 7.5% of the diet without affecting the body weight can stimulate the immune system, which is a good alternative to poultry diets.
    Keywords: broiler, Lemon pulp, performance, blood parameters, Immune response
  • Vahid Vahedi *, Farhad Samadian, Roshanak Nourahmadi, Morteza Behroozlak Pages 105-112
    In this study, the effect of diatary supplementation of gpape pomace poweder (GP) was investigated on semen quality, serum testosterone levels and fertility of rossters in a broiler breeder stock. A total of 240 hens and 24 cocks at 31 weeks of age from Ross 308 strain were divided randomely into three experimental groups with 10 replicate within each (8 hens and 1 cock in each replicated).  From week 32 to week 41, birds in the control group were given the standard basal diet, but in the treatment groups fed the basal diet supplemented with either 1.5 or 3% of dried grape pomece on dry matter basis. At the end of experiment (week 41) some of the semen quality parameters, serum testosterone levels and the amount of hatchability was investigated in each experimental group. The results indicated that supplementation of grape pomace  had no significant effect on semen volume and sperm concentration of cocks (P>0.05). Sperm motility, progresive motility and viability was higher significantly in the roosters receiving 1.5 or 3% diatary GP compared to the control (P<0.05), but sperm morphology and plasma membrane integrity were not affected by dietary treatment. Moereover, 3% GP supplementation effectively (P<0.05) increased serum testosterone levels and hatchability percentage compared to the control group. In conclusion, the diatary addition of  antioxidant fibers such as GP may improve rooster semen quality and concequently hatchability in the broiler breeder stocks.
    Keywords: Broiler breeder rosster, Grape pomace, Serum testosterone level, Semen parameters
  • Mahsa Yazarlo, Haji Gholi Kami *, Ali Akbar Bagherian Yazdi Pages 113-118
    The Caspian Pond Turtle, Mauremys caspica, is a terrapin belonging to family Geoemydidae. Testudines have different habitats in different stages of their life cycles. Terrapins have a limited locomotion that changes their population density in certain seasons. Totally 134 specimens (65 males, 69 females) were collected from 14 different aquatic habitats in Golestan province in 2016 – 2017. 25 morphometric characters were measured. Sex ratios of males to females were nearly 1:1. All morphometric characters showed normal distribution (P>0.001) except weight in females (p=0.001). Four characters (W, PL1, PFLW and PHLW) did not show normal distribution in males (P<0.001). Comparison of the parametric characters showed, mean values of characters TL1 (p<0.000), AnSL (p<0.005) and TL2 (p<0.005) were significantly different between the sexes. None of the four nonparametric characters showed significant differences between males and females (p>0.66). The ratio Tail length2 (TL2)to Tail length1 (TL1) and TL1 to Right bridge length (RBrL)are fast and simple grouping index to determine sex of the specimens. The most and the lowest number of specimens were collected in summer (n=52) and fall (n=6) respectively.
    Keywords: Habitat, Frequency, sex determination, Mauremys caspica, Golestan province
  • Vida Hojati *, Mona Ebrahimi Rahnama Pages 119-126
    Esas Protected Area with an area of 2997 hectares in the south of Savadkouh city along the easthern side of the Ghaemshahr-Tehran road is located in Mazandaran Province, Iran. This study was performed to identify the snakes fauna of this region from early April to late November 2013. Live samples were photographed in the area and transferred to the laboratory. During this research, 50 specimens were collected and a total of 11 species of 10 genera and 5 families were identified. These include: Dolichophis Schmidti, Elaphe dione, Hemorrhois ravergieri, Platyceps najadum najadum, Telescopus fallax iberus, Zamenis persicus, Malpolon insignitus fuscus,  Natrix natrix persa,  Natrix tessellata,  Xerotyphlops vermicularis and Gloydius halys caucasicus. The highest frequency belong to the species Elaphe dione (16 %) and Gloydius halys caucasicus (16 %), and the lowest belongs to the Malpolon insignitus fuscus (2%). The identification key and distribution map of the samples of the region were also provided.
    Keywords: Esas Prohibited Area, Reptiles, Snakes, Mazandaran
  • Fariba Rajabi, Esmail Noghanchi, Hossein Javanbakht * Pages 127-132
    The determination of animal´s age is important to obtain information about life history of species, growth, age and longevity or population structure. In amphibians skeletochronology is an effective tool to estimate the age. In the present study, the age structures of 50 samples (30♂, 20♀) in the two populations of Pelophylax ridibundus(Ranaidae) distributed in north of Iran (Rasht and Sari) were determined. The phalangeal cross-sections showed that males are on average older than females. The ages ranged from 4 to 13 years, with an average age of 8.50±2.13 years in males and 6.55±1.40 years in females. Frogs from Sari were older and larger than Rasht frogs. The correlation between age and SVL (the snout-vent length) was positive in both localities. With this study, we obtained new information about age and size of P. ridibundus in north of Iran. These kinds of studies on the same and similar species allow us to understand environmental effects on populations’life history characteristics. The age of maturity will be helpful for planning captive breeding programs and conservation in the future.
    Keywords: Skeletochronology, Age determination, Pelophylax ridibundus, Ranaidae
  • Mohammad Darvishi *, Siamak Behzadi, Behnam Daghooghi, Ali Salarpouri Pages 133-142
    Euthynnus affinis is one of the most commericial tuna species in Northern of the Persian Gulf and Oman Sea. In order to come up with the responsible fishing pattern, there was a need to identify some of characteristics and population dynamic parameters. Data were collected randomly from three major artisanal fish-landing sites Bandar Jask, Bandar Abbas and Bandar Lengeh in Hormozgan Province, from April 2015 to March 2015. The average of fork length estimated 60.1 cm. The "a" and "b" parameters in Length- Weight relationship were estimated 2.84 and 0.0000212 respectively and showed that E.affinis has allometric growth. The growth parameters of L∞, K and t0 were computed 90.9 (cm), 0.78 (1/year) and -0.15 year respectively. The fork length attained at the end of 1, 2 and 3 year to be 53.8, 73.9 and 83.1 cm respectively. Growth performance index caculated 8.77 which was in agreement with the finding of the other studies. Total mortality, natural mortality and fishing mortality were estimated 2.49, 0.85 and 1.64 (1/year) respectively. The Fopt and Flimit as biological reference point were calculated 0.43 and 0.56 (1/year) respectively. The exploitation ratio was estimated 0.66. The results showed overfishing on E.affinis stocks in Hormozgan Province and it is necessary to reduce activity for fishing management.
    Keywords: Euthynnus affinis, Growth parameters, mortality, Biological reference point, Hormozgan Province (Persian Gulf)
  • Mohammadreza Mirzaei *, Bizhan Azhang, Sara Kazemi Pages 143-148
    Length-weight relationship, sex ratio and condition factor of Trichiurus lepturus were conducted from September 2014 to August 2015 from different landing sites along the Sistan & Baluchistan province coastline – Oman Sea. A total of 283 specimens were randomly collected during study period. The monthly collections were sexed and size grouped (8 size groups with 10 mm class intervals). Among the studied species, 42% were male and 56% were female and the overall sex ratio was female biased (1.37:1).  The maximum and minimum total length were 115 cm and 49 cm, respectively. The maximum and minimum total weight for this species was 1000 g and 180 g. respectively. Samples were found to be ranged from 49 to 115 mm in total length and the total weights were found to be ranged from 180 to 1000 g.  In the present study, the length-weight relationship for total population was calculated as W=0.048TL2.67, R2 = (0.919). The length-weight relationship was calculated as W = 0.066 TL 2.410, R2 = (0.945) for males and W = 0.0087TL 2.301, R2 = (0.925) for females. t-test analysis showed a significant difference between the b values obtained for Female, male and total population from number 3 which show a negative allometric growth. The maximum condition factor (K) of 1.25 was recorded during the study period. The condition factor declined from March to mid-August, and then gradually increased, reaching its maximum level in the fall.
    Keywords: Trichiurus lepturus, condition factor, length weight relationship, Oman Sea
  • Ashkan Aliramaji, Mehdi Mohammadalikahni * Pages 149-164
    Study of dietetic diet of Psettodes erumei dandelion on the coast of Sistan province In the Oman Sea, 173 samples were taken at the time before Manson and after Manson in 2011 In this regard, nutritional factors like Determination of food priority index, empty stomach filling and relative length of the intestine were investigated. The gastric emptying index (CV) was found in all the examined samples This fish is a medium with moderate nutrition. It was also determined by the time of the analysis of this index that This fish is a species with moderate nutrition. It was also determined by the time of this index This species has a moderate nutrition before and after the manson. The Indicator Length Index (RLG) for this species indicates that the spittoon fish is a part of the carnivorous fish, and its diet includes: fish, shrimp Crab, Scalo, Marine Tetaya, Fish eggs, Worm, etc. Fat preferences were obtained for 88% of fish, 8% for crustaceans, 2% for shellfish and 2% for other fish. Fish, therefore, was recognized as the main source of dental plaque. Investigating the relationship between length and weight showed that the growth of this fish with allometric growth factor (26.23 b) was. Also, the male sex ratio was 1.22: 0.78.
    Keywords: Feeding_Psettodes erumei_Sistan - O- Balochestan province waters_Oman Sea
  • Yasin Mir Balouchzehi, Seyed Ali Akbar Hedayati, Mohammadreza Mirzaei, Ali Reza Rastgoo * Pages 165-172

    Current study was aimed effect of environmental factors on spatial ecology and habitat use of three sympatric elasmobranch species in the Iranian waters of Gulf of Oman. Sampling was carried out from the northern part of Gulf of Oman using bottom trawl of FERDOWS from October to November 2017. Environmental factors were recorded by CTD and the GAM model was used to determine the factors influencing on habitat preferences by species. The results showed that chlorophyll a is the most effective factor in the habitat use of Iago omanensis. On the other hand, the frequency of Rhinobatos annandalei had a significant correlation with the dissolved oxygen, chlorophyll a, temperature and electrical conductivity. Also, temperature and electrical conductivity had the most important role on the spatial ecology of Torpedo sinuspersici. The results of this study improve our knowledge and understanding of the ecology of the distribution of sympatric elasmobranch species in the Gulf of Oman, which can be used to introduce locations with the probability of these species and their spatial analysis for other interested researchers and future fishery management.

    Keywords: Elasmobranch, Indicator species, Habitat use, Environmental Factors, Gulf of Oman
  • Ehsan Ebrahimi *, Hamidreza Ahmadniaye Motlagh, Omid Safari Pages 173-180
    The aim of this study was to determine the carcass chemical composition and amino acid profile of carcasses and the level of activity of the digestive enzymes of Khajoo (Schizothorax pelzami). To this end, Khajoo fish were harvested from the north-eastern region of Iran, and after preparation, relevant analyzes were carried out in three longitudinal classes (8-12, 12-16, 16-20 cm).As the fish size increased, carcass protein content decreased significantly (p <0.05), and the amount of crude fat and ash increased (p <0.05). The results showed that arginine and leucine are the most abundant and methionine is the least amino acids in the Khajoo fish carcasses. With increasing fish weight, the amount of leucine, lysine, threonine and methionine of the carcasses increased significantly (p <0.05). Total protease enzyme have the highest amount of activity and the level of activity of the total protease and lipase enzymes showed a significant increase (p <0.05) with fish body weight gain. The results of this study showed that Khajoo fish could be considered as a species with omnivorous eating habit which tending to carnivores.Information on the chemical composition and amino acid profile of carcass of Khajoo could be applied as a template for formulation of dietary foods.
    Keywords: Khajoo fish (S. pelzami), Indigenous species, longitudinal classes, carcass, digestive enzyme
  • Zahra Eisa Maleki, Nargess Mooraki *, Zhaleh Khoshkhoo, Sohrab Moeini Pages 181-190
    The purpose of this study was to increase the fish fillet keeping period under freezing conditions. For this purpose, Satureja hortensis, a family of peppermint, contains phenolic compounds such as chemol, thymol and carvacrol, was used. During this experiment, 5 specimens of scomberemorus guttatus weighing about 1 kg were freshly harvested and fillets weighing about 100 grams. Then After seeking to with different levels of sage essential oil (0, 1.5 and 3%), the fillets were stored in a fpolyethylene container packs at -18°C. Samples were evaluated at days 0, 30, 60, and 90 laboratory for measuring peroxide value, thiobarbituric acid, sensory properties and determination of fatty acid profile. The results showed that storage of Ghobad's fillet containing essential oil the essential oil treatments had a significant difference in control treatment (p<0.05). Also, the amount of peroxide value (PV) and the index of thiobarbituric acid in the fish fillet treated with essential oil were significantly lower than the control sample. And the results on sensory characteristics indicate that the sensory evaluation is not differentiated in the studied groups over time. In general, it can be concluded that adding 3 percent of essential oil to fish fillets could increase its antioxidant properties and significantly reduce oxidation corruption.
    Keywords: Satureja hortensis, Peromorus, Peroxide (PV), Thiobarbituric acid (TBA), Fatty acid profile
  • Masoumeh Jahangiri *, Gholam Hossein Mohammadi, Mohammad Velayatzadeh Pages 191-200
    This study was done in order to determine and compared the accumulation of iron and zinc in the muscle tissue of fish Cobia (Rachycentron canadum) and its relation to the total length, total weight and age of the fish in the waters of the Persian Gulf was northwest. 96 fish samples were collected at 6 length group. Measuring the level of essential elements samples were digested through dry digestion method. The difference between the means analysis of variance (ANOVA) and the presence or absence of difference and a significant relationship was estimated at 95%. Mean concentrations of iron and zinc in muscle tissue of Rachycentron canadum were 25.50±2.78 and 9.06±1.23 mg/kg dry weight (P<0.05). The highest concentration of iron in groups belonging to different lengths of 102-110 cm (28.21±0.74 mg/kg dry weight) and most of the zinc and nickel belonging to groups larger than 127 cm in length (10.27±0.47 mg/kg dry weight). A positive correlation was established between in the total length and total weight and age and accumulation of metals, iron and zinc at levels not significantly (P>0.05). Concentration of Zn in muscle ofRachycentron canadum was lower than more WHO, MAFF and NHMRC (1000, 50 and 100 mg/kg). Concentration of Fe in muscle ofthis fishwas higher than more FDA (5 mg/Kg).
    Keywords: heavy metals, Muscle, Rachycentron Canadum, Persian Gulf
  • Mehrdad Mohammadidust, Mohamah Yooneszadeh Fashalami, Fatemeh Hekmatpur, Seyed Abdol Saheb Mortezavi, Lefteh Mohseninejad * Pages 201-208

    Recently shrimp industry has faced great challenge. Viral disease of the white spot causes the ‎inactive ‎of many farms. . Sea bass ‎fish with fast growth, easy replication, tolerance to high salinity and ‎the ability to accept formulated ‎foods can be used as alternatives to shrimp farms. Therefore, applied ‎research was designed. All ‎stages of the research were conducted at Chouebdeh Abadan Shrimp ‎Center. ‎‏9‏‎ pools of ‎‏7000‏‎ square ‎meters were selected in ‎‏3‏‎ treatments. The treatment was stored ‎with ‎‏12000‏‎, ‎‏13500‏‎ and ‎‏15000‏‎ fish per hectare. The ‎fish were ‎‏40‏‎ grams. The biomass was every ‎‏3‏‎ ‎weeks. Nutrition and growth indicatores including ‎specific growth factor (SGR), Food conversion rate ‎‎(FCR), Weight growth (WG), protein efficiency rate ‎‎(PER) and survival rate (SVR) were studied. Pellet ‎feeds were used at ‎‏2‏‎-‎‏5%‏‎ body weight . Physico-‎chemical factors including pH and pH were measured ‎during the course of the experiment. The results ‎showed that final weight had a significant difference ‎after ‎‏175‏‎ days. Treatment with high-density ‎growth in less than two treatments. (P <‎‏0.05‏‎). The final ‎weight was ‎‏14.9‏‎ ± ‎‏17.749‏‎, ‎‏5.9‏‎ ± ‎‏5.763‏‎ and ‎‏3.8‏‎ ‎‎± ‎‏5.662 gr. Food conversion rate did not show a ‎significant difference in treatments. And ‎‏1.39‏‎ ± ‎‏0.33‏‎, ‎‏1.42‏‎ ± ‎‏0.05‏‎, and ‎‏1.45‏‎ ± ‎‏0.60‏‎, respectively. ‎Survival percentage did not show significant difference. ‎And ‎‏82.54‏‎ ± ‎‏0.86‏‎ ± ‎‏84.81‏‎ and ‎‏86.21‏‎ ± ‎‏0.87‏‎ ‎respectively. The results showed that the density of ‎‏13500‏‎ fish /hectare was the best treatment. Can ‎be used as a method.‎

    Keywords: Sea bass, culture, Shrimp, Density, ‎ ‎Choebdeh Abadan
  • Sheyda Goli *, Valiallah Jafari, Hamed Paknejad, Alexander Kasumyan Pages 209-216

    Olfaction is one of the fundamental senses to detect odors from long distances in sturgeons, and it plays an important role in feeding behavior and orientation fish. This sense can be a reliable criteria to investigate the effect of pollutants on aquatic organisms. Therefore, the main objective of this study was to evaluate effects of silver nanoparticles on olfactory feeding behavior of Persian sturgeon. This behavior was investigated following exposure to 0.01, 0.005 and 0.001 mg L-1 AgNPs for 7 days (each group with 3 replicates) and 6 amino acids were used to evaluate the olfactory behavior. During the course of the experiment, solution containing amino acids was introduced into the aquarium for 3 min. Then the number of fish and their behavior was counted every30 sec after the start of each trial. The results showed that the concentration of 0.01 mg L-1 AgNPs significantly reduced the olfactory attractiveness of alanine, glycine and leucine amino acids. Also, olfactory behavior responses were significantly reduced only at a concentration of 0.01 mg / L. but responses to the repellant amino acids (tyrosine, aspartic acid and glutamic acid) were not significantly different in none of the concentrations of silver nanoparticles.

    Keywords: Feeding behavior, Olfactory, Amino acid, olfactory attractiveness, Pollutant
  • Majid Rezaei, Hojatillah Jafaryan, Hadi Raeisi *, Seyed Mostafa Aghilinejhad Pages 217-222
    The aim of this study was to determine the effect of Ultra-Amax perboitic on 1 g / kg diet Morphometric characteristics, growth performance and nutrition indices in adult male and female Huso huso for 120 days. For this purpose, 60 fishes with an average weight of 4.24± 0.27 kg after one week's adaptation They were randomly divided into 2 treatments and each with three replicates (with 10 replicates per each). The results showed that ultra-Amax prebiotics produced a significant difference in morphometric factors. But it did not affect the parameters such as Fork length and body length in the pectoral Fin. However, adding 1 g / kg of ultra-Amax perbiotic to fish diets Improved growth and nutrition parameters, specific growth rates, relative weight rates, daily growth rate, feed conversion ratio and relative eating were improved, However, no significant difference was observed between treatments   (P>0.05). The amount of obesity and nutritional conversion efficiency indicated a significant difference between treatments with control treatment. Based on the data analysis, it has been shown that commercial ultra-Amax is a more effective and effective effect on Adult male Huso huso. The total results of this study showed that dietary supplemented diets with ultra-Amax of 1 g / kg diet Can be effective in improving morphometric factors and growth performance and nutritional indices.
    Keywords: Ultra A-Max, Growth functions, Nutritional indices, Huso huso
  • Maryam Moosavi *, Mohammad Reza Imanpoor, Roghaye Safari Pages 223-228
    This study was carried out to evaluate the effect of using probiotic Pediococcus acidilactici and Natuzyme multi enzyme in diets on growth indices and hematologic parameters in Huso huso juveniles. This experiment was conducted as a completely randomized design in 5 treatments and 3 replications. Probiotics and multi enzyme in 6 levels include, 0.1% probiotic, 0.025% multi enzyme, 0.05 multi enzyme, compound of probiotic (0.1%) and multi enzyme (0.05), compound of probiotic (0.1%) and multi-enzyme (0.05%) and control group were added to the diet and fed to experimental diets for 8 weeks and growth factors include: weight gain, specific growth rate, feed conversion ratio and food efficiency ratio Was investigated. Blood factors such as hemoglobin, hematocrit, WBC, RBC, MCV, MCH, MCHC were measured and evaluated. On the probiotic level 1 and multi enzyme 3, as well as probiotic level 2 and multi-enzyme level 3, they had the most significant effect on final weight, weight gain, SGR and efficiency ratios was the most effective and have a significant effect on the control group (p< 0.05). The level of FCR in the level of probiotic 1 and multi enzyme 3 showed the lowest and had a significant effect on the control group (P <0.05). Different probiotic and enzymatic levels had no significant effect on blood factors (P >0.05). The results of this experiment showed that the use of multi-enzyme and probiotic can influence on fish growth factors and improve the growth and nutrition status of Beluga.
    Keywords: Pediococcus acidilactici, Natuzyme multi enzyme, growth, Hematology indices, Huso huso
  • Mehdi Mohammadalikahni, Mehdi Shamsaie Mehrjan *, Masoud Haghighi, Mehdi Soltani, Abolghasem Kamali Pages 229-236
    In the present study, the effect of dried purslane (Portulaca oleracea) extract was evaluated on some growth indices, and carcass quality and intestinal microbial flora in rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) fry. For this purpose, 600 rainbow trout fry with an average weight of 3.30 ± 0.1 grams in a completely randomized design with 5 levels including 0% (control, T0), 0.5% (T1), 1% (T2), 1.5% (T3), and 2% (T4), dried purslane extract/kg of feed, and three replicates in 15 tanks of plastic 300 liters (40 fish/tank). Sampling of fish in treatments after 60 days of the experiment period was performed randomly. After sampling, some growth indices were measured such as final weight and length, feed conversion ratio (FCR), body weight percentage (BWP), specific growth ratio (SGR), condition factor (CF), survival rate (SR), protein precipitation in the body, the protein efficiency ratio, intestinal microbial flora and carcass quality. The results of this study showed that dried extract of purslane at 1% level increased body weight and reduced feed conversion ratio compared to other treatments (p <0.05).  The survival rate of fry in the treatment of 0.5% increased compared to other treatments (p <0.05). Also, the condition factor decreased significantly in 2% dried purslane extract. The treatments showed that dried purslane extract at 1% level is suitable for improving the growth performance of rainbow trout. The carcass protein content in all treatments increased except 2% dried purslane extract (P <0.05). The amount of carcass fat in all experimental treatments decreased significantly (p <0.05) in the control treatment, especially in the treatment of 1.5% drird purslane extract (P <0.05). The carcass moisture content was respectively treatments of 0.5% and 0% dried purslane extract that were higher than other treatments (p <0.05). Also, the amount of carcass ash in treatments with 1.5% and 2% dried purslane extract was higher than other treatments (p <0.05). The other positive results of dried purslane extract were increased intestinal bacteria in 1% treatment (P <0.05). Overall, the results of this study show that a 1% dried puslane extract in combination with food can be used to improve the growth performance and improve nutritional efficiency in aquatic animals.
    Keywords: rainbow trout, Purslane plant, Growth indices, Intestinal microbial flora, Carcass analysis
  • Erfan Salamroodi, Gholamreza Rafiee *, Kamran Rezaei Tavabe Pages 237-244
    In order to investigate the effects of different levels of vitamin C in water on rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) and lettuce plant (Lactuca sativa) growth indices in an aquaponics system, 90 rainbow trout fishes and 260 seedlings of lettuce were randomly introduced into 9 experimental unites. Treatments were affected by increasing the vitamin C concentration of 0, 15 and 30 mg per liter of water for 60 days. Growth indices of fish showed significant differences (P<0.05) among treatments at the end of experiment. Lettuce growth indices such as leaf length, leaf width, plant height, fresh weight of plant, dry weight of plant, root length and root dry weight were not significant (P≥0.05), but the root fresh weight showed a significant difference between treatments (P <0.05). Biochemical parameters of blood showed significant differences in treatment with 15 mg of vitamin per liter of water compared to other treatments, the highest mean concentration of red blood cells (MCHC) in hemoglobin recorded, 34.13 ± 0.73 g / dl in this treatment as well. Other blood indices such as hematocrit (Hct), Mean Corpuscular Volume )MCV(, hemoglobin (HGB), red blood cell count (RBC) and mean corpuscular hemoglobin (MCH) were not significantly different (P≥0.05) among treatments. It was indicated that adding 15 to 30 mg L-1 of Vitamin C to water, have a positive effect on the biological conditions of the plant and fish in an aquaponic culture of rainbow trout and lettuce.
    Keywords: Vitamin C, Lettuce plant, rainbow trout, Freshwater fish, Aquaponics
  • Faezeh Mortezaei, Maryam Royan *, Arya Babakhani, Ramin Seighalani Pages 245-250
    This study was conducted to survey the antimicrobial activity of Lactococcus lactis subsp. cremoris NABRII66 lactic acid bacterial strain against common bacterial pathogens in aquaculture and human populations by in vitro experiments. L. lactis subsp. cremoris NABRII66 has been isolated from rainbow trout intestine. Two methods including double layer agar and microtiter plate assay were used to evaluate the inhibition activity of selected bacterial strain against two bacterial pathogens L. garvieae and Aeromonas salmonicida species affecting salmonids and other fish speciesand two other bacterial pathogens including Escherichia coli and Staphylococcus aureus, as two most common source of infection in human population. The results of double layer agar method showed the antimicrobial activity of L. lactis subsp. cremoris NABRII66 bacterial strain against all the tested pathogens and the highest significant growth inhibition zone was observed against A. salmonicida and S. aureus bacterial pathogens (p<0/05). The results of the microtiter plate assay method showed that cell-free supernatant of L. lactis subsp. cremoris NABRII66 bacterial strain could significantly inhibit the growth of A. salmonicida (p<0/05). This study showed that Lactococcus lactis subsp. cremoris NABRII66 bacterial strain isolated from rainbow trout intestine had antimicrobial activity against four aquaculture and human's bacterial pathogens by producing some extracellular inhibitory compounds, which should be evaluated in future studies.
    Keywords: aquaculture, Lactic acid bacteria, bacterial pathogens, Antimicrobial activity, rainbow trout
  • Saeed Moradi, Kamran Rezaei Tavabe * Pages 251-260
    Organophosphate pesticides are one of the chemical pollutants of surface water, which may increase the susceptibility to disease in fishes.Therefore, in the present experiment, the effects of subacute chlorpyrifos poisoning on immune system function and disease resistance of rainbow trout to aeromonasis infection was evaluated. Numbers of 180 fish with an average weight of 42 g were divided between 4 experimental groups (3 replicates) control, low dose (2.5 μg/L), middle dose (5 μg/L) and high doses of chlorpyrifos (10 μg/L) and they were subjected by the above treatments for 10 days. At the end, blood samples were taken to measurement of haematological and immunological parametersand fishes were subjected to bacterial challenge by intraperitoneal injection of lethal dose of Aeromonas hydrophyla for 14 days. Evaluation of haematological parameters showed a significant decrease in the number of white blood cells, red blood cells, haematocrit, haemoglobin and the percentage of blood lymphocytes in fish treated with highest dose of chlorpyrifos (P<0.05).The evaluation of blood immunity index also showed a significant reduction in total immunoglobulin, lysozyme, complement, total protein, albumin and globulin in the highest dose of chlorpyrifos (P<0.05).The cumulative mortality rate of fish in the challenge with Aeromonas hydrophila showed a direct correlation with the increase in chlorpyrifos dose, but only the highest dose group compared with the control group showed a significant difference (P<0.05).According to the results of this experiment, it is concluded that increasing the environmental concentration of chlorpyrifos has harmful effects on the defense system of rainbow trout and decreases its resistance to bacterial pathogens.
    Keywords: Chlorpyrifos, rainbow trout, Aeromonasis, Non-specific immunity
  • Valiallah Jafari *, Eslam Bahri, Mohammad Mazandarani, Abas Ali Hajibagloo Pages 261-268

    Arginine is one of the amino acids that its impact on improving the growth and immune system of human and many animals always been one of interest of researchers. In this study, the effect of this amino acid on growth indices and resistance against salinity tension on common carp fish has been investigated. For this purpose, four treatments (each treatment with three replicates) were made from common carp and fed with dietary foods containing arginine 0, 1.5, 2 and 2.5% for 60 days. During this period, the fishes three times were biometrics. Data analysis was performed using SPSS software version 18 and Excel and the comparing the mean of treatments in a completely randomized design have been performed analysis with Duncan test and one way ANOVA and existent or lack significant difference were performed in 5% of the level Probability (P<0.05). Regarding to the results obtain from arginine acid on food conversion rate (FCR), body weight gain and percentage of body weight gain of carp, it had significant impact (P <0.05), however, increasing body weight gain and decreasing FCR were observed in treatment groups (P<0.05), however condition factor (CF), growth specific rate (SGR) and survival rate (SR), did not showed any significant difference (P>0.05). Therefore, according to the present results, applying of salinity stress on different treatments showed that the presence of arginine in the feed of carp fish may have a significant effect on their resistance and survival, so that for feed treatments with 1.5% and 2% of arginine within 72 hours did not show any casualties, therefore. Hence, according to the present results, use of 2% L-Arginine to increase weight of carp, recommended.

    Keywords: Amino acid, arginine, Common carp, Growth indices, survival rate, salinity stress
  • Samad Asgharzadeh, Reza Taati * Pages 269-276
    In this research, it was studied the effect of acidifier supplementation on growth, hematological and immune indices of common carp (Cyprinus carpio) fingerlings. A completely randomized design was performed with four treatments in three replicates. Acidifier supplementation was added in four levels including 0, 2, 4, and 8 g/kg to the basal diet. A total number of 84 common carp fingerlingsweighing 18.30±2.08g were fed and kept at a density of 7 fish per aquarium in twelve 40-L aquaria for 60 days. Results showed that the highest final weight, body weight increase, average daily growth, specific growth rate and the lowest feed conversion ratio were observed at the level of 8g/kg acidifier supplementation (P<0.05). No significant difference was recorded in condition factor and survival rate among the treatments (P>0.05). Acidifier supplementation at the level of 8 g/kg showed significant difference (P<0.05) in RBC, hematocrit, hemoglobin and neutrophil counts with other treatments. Also, this treatment had the highest non-significant WBCs and monocyte counts (P>0.05). On the other hand, the highest values of IgM and lysozyme were showed in treatment 2g/kg acidifier supplementation (P>0.05). Based on obtained findings, it can be declared that acidifier supplementation can promote growth performance and improve some hematological and immune indices of common carp.
    Keywords: Common carp, Acidifier supplementation, growth, Blood, Immunity
  • Sharare Bakht Azad *, Hamed Paknezhad, Seyed Hossein Hosseinifar, Abdul Majid Hajimoradloo Pages 277-284
    This study was conducted to evaluate the effects of lysozyme on dietary supplement scales in some growth factors, hematologic immunity indexes, and serum biochemical parameters in common carp (Cyprinus carpio). For this purpose, 180 pieces of fish were weighed 25.94 ± 0.1 g in 12 tanks and 4 treatments with 3 replications. After the adaptation period, fish were fed with diets containing 0, 0.5, 1 and 1.5 g / kg lysozyme for 8 weeks. At the end of the period, the fish were biometric and blood samples were taken and blood indices were examined. The results of this study showed that this immune stimulant had a positive effect on growth rate of about 26/37 grams and there was a significant difference between treatments (p<0.05). Lysozyme diet showed a significant difference between the number of white blood cells and the control group. There was an increasing trend in the number of hemoglobin in the experimental group. The differential count of white blood cells only showed a significant increase in lymphocyte count between treatments and control. There was a significant difference between treatments and control in neutrophil count. Also, in the study of biochemical parameters of blood, we found that there was a significant difference in all three factors and there was an increasing trend. According to the results of this study, it seems that the use of doses of 1 and 1.5 g / kg of lysozyme may have a beneficial effect on the improvement of blood and biochemical parameters of the serum and the growth of this breeding stock.
    Keywords: Cyprinus carpio, growth performance, Hematology, Lysozyme enzyme
  • Bijan Andarz *, Abolghasem Kamali, Mehran Avakh Keysami, Houman Rajabi Eslami Pages 285-292
    In this research to study genetic diversity of cultured broodstocks of common carp, 60 samples were collected from Guilan and Mazandran provinces (30 from each province). DNA were extracted by phonol- chloroform method and investigated for 11 microsatellites loci. The results showed that the range of alleles number, expected and observed heterozygocity were 11-18, 63%-86%, respective. The analysis of molecular variance was not showed high genetic diversity (93%) within populations, but the Fst and Rst values were significantly different between Guillan fish and Mazandran fish populations. The Fst value was 0.011 wich indicated the low genetic differentiation between the studied sites. this differentiation may be due to broodstock transportation by farmers. Tree investigated loci showed significant deviation from Hardy-Weinberg Equilibrium (p<0.005), mosly due to the excess of heterozygocity of Mazandran samples. The Fst value and Gen flow due to number of alleles were 14.5 and 2.11, respectively. UPEMA cluster analysis based on Nei genetic distance showed that there are two different populations. Based on the results of this study it can be concluded that there were significant differences between number of allelesand genetic diversity in Guilan and Mazandran.
    Keywords: Common carp (Cyprinus carpio), Guillan, Genetic diversity Microsatellite, Mazandran, Hardy-Weinberg equilibrium
  • Elham Kanaani *, Ali Shabany, Roghaye Safari Pages 293-298
    This study examined the effect of probiotic (Pediococcus acidilactici), sodium propionate salt and probiotic compound and sodium propionate salt on growth and expression of GH and IGF-I genes in common baby carp. For this purpose, 142 baby fishes (weighing approximately 14 g) for eight weeks were treated with four treatments of zero, 0.1% probiotic pseudococcal acidic acid, 1% sodium propionate, 0.1% pseudococcus acidic acid and 1% sodium propionate , Were classified and fed. This experiment was conducted in a completely randomized design. At the end of the biomarker period, there was a significant difference between treatments. The highest body weight gain (35.53 ± 0.47 g) and specific growth rate (3.5 ± 0.01) were observed in the third treatment (p <0.05). Also, the amount of food conversion factor (1.05 ± 0.07%) was observed in the third treatment (P <0.05). After sampling, GH expression in probiotic and sodium propionate salt treatments was significantly different with other treatments (P <0.05). Also, expression of IGF-I in probiotic and sodium propionate treatments was significantly different with probiotic treatment (P <0.05). Due to the beneficial effects of P. acidilactici, sodium propionate salt and probiotic compound and sodium propionate salt are clear on the expression of GH and IGF-I genes, it seems that the use of probiotic and sodium propionate salt in fish meals Ordinary carp can affect the growth and expression of GH and IGF-I genes in this species.
    Keywords: probiotics, growth, GH, IGF1 genes, Sodium propionate salt, Carp
  • Javid Moharrami, Hossein Khara *, Mohaddeseh Ahmadnejad Pages 299-314
    Due to silver carp fry mortality in Rasht city from April to August 2017, 90 fish from 3 farms were sampled.  Samples collected from 3 pools in each farm. They were included 1- infected to parasite, 2- Blood samples were taken to measure blood factors, immunity and stress. Blood samples were collected using caudal fin cutting to measure blood factors, immunity parameters, and stress factor. Then fish weight and length were measured. Also parasitology and gill histology examinations were done. Diplostomum spathaceum, Dactyloyrus sp, Chilodonella sp and Trichodina sp were find in fish samples.  In fish belong to unknown syndrome group, just Dactylogyrus was seen. The highest WBC, RBC, Hb, Hct, lysozyme and total immunoglobulin were seen in group with unknown causes, also the highest Glucose and Cortisol were seen in infected group and the highest Igm was seen in safe group. Histology studies showed the most gill injuries in infected group and group with unknown causes. Moreover, parasites were included Dactylogyrus, Trichodina and Trichopyra. Also Dactylogyrus and Desmocystidium spore were observed in group with unknown causes.  Totally, the results should that silver carp health status is influenced by fish parasites.
    Keywords: Silver carp (Hypophthalmichthys molitrix), Parasite, Hematological factors, Gill tissue
  • Arash Lebria, Majidreza Khoshkholgh *, Bahram Falahatkar Pages 315-322

    The aim of this study was to determine the use of olive pomace in the diet and effect on growth performance and blood parameters in goldfish (Carassius auratus). Fish with average weight of 13.73 ± 0.03 g were fed for 8 weeks with five diets including controll diets without olive pomace and diets containing 2, 4, 6 and 8% dry and alcoholated olive oil. Finally, blood samples were taken from caudal vein and hematological indices including red (RBC) and white blood cells (WBC), differential count of WBC, hemoglobin, hematocrit, mean corpuscular volume, mean corpuscular hemoglobin, mean corpuscular hemoglobin concentration were determined. Based on the results, fish were fed by the diet supplemented with 2 percent olive pomace displayed significant difference in final weight, weight gain, specific growth rate, body weight increase, condition factor, protein efficiency ratio and lipid efficiency ratio (P<0.05), while dietary olive pomac had no effects on the final length and feed conversion ratio of goldfish fed different diets (P>0.05). Differences among treatments in all hematological indices were not significant (P>0.05). According to the results of this study, the use of olive pomace in goldfish diet up to 2% is suggested.

    Keywords: Olive pomace, nutrition, growth, blood parameters, Carassius auratus
  • Ali Sadeghi, Sajjad Pourmozaffar *, Mohsen Gozari Pages 323-330
    Fat plays an important role as the source of energy and essential fatty acids for growth and development of fish. Excessive dietary fat can penetrate into the liver and accumulate in it, and resulting fatty liver disease. The objective of this study was to evaluate the effects of dietary supplementation of Livergol drug on growth parameters and gonadal development in different levels of fat in goldfish diets. For this experiment, 9 diets of different were prepared with 3 levels of 0, 0.2 and 0.5% of Livergol and three levels of 9, 12 and 15% fat. 540 individuals of gold fish were applied in this study. The feeding trial was carried out to complete the reproductive season of fish. Gonadal sampling was performed for detection of gender and determination of sexual development every 45 days after feeding with experimental diets. After the end of experimental period, fish growth indices (end weight, percentage of weight gain, weight gain, status index, specific growth rate, survival rate and food conversion ratio) were investigated. The results showed that the final weight, body weight gain, body weight gain, specific growth rate, status index and feed conversion ratio were significantly different in the experimental treatments (P≤ 0.05), While survival did not show significant difference between treatments (P≥ 0.05). The highest growth indices were observed in treatment 8 (fat 15% + livergol 0.5%). In this experiment, the comparing of ovarian stages of fish fed with different diets indicated that all stages of ovarian stages except treatment 6 were similar in all treatments, but delay of the vitellogenin and development phases were observed in treatment 6 containing 15% fat and without livergol drug.
    Keywords: goldfish, Livergol, Growth index, Diet, Gonad
  • Mahmoud Hafezieh *, Masoud Seidgar, Alireza Ghaedi, Mohammad Mohammadi, Ali Mahdiabkenar Pages 331-338
    Iranian cichlid fish is one of the unique ornamental fish such as other fishes, feeding cost is determined the final product price. On the other hand, invasion of Azolla to Anzali lagoon changed it to a pond. By using Azolla powder in Iranian cichlid fish feed formulation, it can be an opportunity to optimum utilization of this aquatic plant. In this study, different percentages of this plant powders (15, 30, 45 and 60%) was replaced to basic feed protein resources, fed for 8 weeks, 4 times per day on sanitation to fish with weighing 4.0±0.3 g. Food was purchased from CP Company, Thailand with 40% crude protein, including fish, soya, corn, squid and head of shrimp) with 41% iso-nitrogenous and 4230 kcal per 100 g of dry weight, iso-caloric. Results showed that azolla as a protein supplement replaced with protein sources of Iranian cichlid fish feed formulation without any adverse impacts on growth performance (P>0.05), with statistical impact on survival (P<0.05). Treatment with 45% replacement led to increase in body weight but higher replacement percentage caused negative effect on growth performance and survival rate.
    Keywords: Ornamental fish, Azolla, Anzali wetland
  • Mohsen Noorinezhad *, Soheila Omidi Pages 339-344
    In order to mitigate impact effects of shrimp culture on the coastal waters environment and improve shrimp culture management, an investigation on the using of biofloc technology in Litopenaeus vannamei culture was carried out in Shrimp research center. Post larva were Stocked with density 250 animals/m²into one pond 40m2, aeration were done continuously, pond was filled with effluent water of shrimp culture, exchange water was zero and treatment of water were done by using different source of carbon such as starch, sucrose and bread. Feeding was done by trash fish and plate food, average amount of salinity and temperature were about 31g/l and 29ºC. After of 72 days culture, harvesting operation was done due to electricity and water aeration problems, Average weight and FCR were computed 13.37g and 1.4, respectively. The results showed that in spite of some physical problems such as the lack of emergency power, water refining during breeding period is possible without any management problem.
    Keywords: Bushehr, Biofloc Technology, Penaeus vannamei, Shrimp culture
  • Hooman Teimouri *, Masoud Rezaei, Mahdi Tabarsa Pages 345-352
    The optimal utilization of waste from aquaculture factories is one of the most important issues and needs to be reviewed. On the one hand, the entry of these wastes as waste in addition to the production of leachate and threats of aquatic ecosystems and the occurrence of environmental problems can be a contributing factor to various diseases. On the other hand, such valuable resources can be exploited and result in the production of high added high value products such as enzymes, gelatin, chitin, chitosan, and so on. Considering the biologically and biologically active effects of extracted oligosaccharides from quintic compounds of marine molluscs in recent years, known as chitooligosaccharides, Possibility of using these superficial components as antioxidant compounds was studied. In surveys, in almost all tests, chitooligosaccharides showed a fairly good inhibitory ability that could be considered as a good source for antioxidant studies. In the DPPH radical neutralization test, with a little distance from vitamin C, indigenous oligosaccharide squid with acid extraction of 78.23%, Investigation of iron ion regeneration, chitooligosaccharides of crayfish with enzymatic extraction showed the highest effect of 19% reduction activity. Also, in the antioxidant capacity test, total acidity extraction of white leg shrimp chitooligosaccharides showed the highest antioxidant capacity of 42.19.
    Keywords: Chitooligosaccharides, antioxidant properties, Nutraceutical, molecular weight
  • Shokrollah Farrokhbin, Ehsan Kamrani, Saeid Gorgin *, Abolfazl Naji Pages 353-360
    To find out the composition of the bottom trawl catch a sampling was used in the Bushehr waters in August and September of 2017. After sampling, the catch composition was included the species of Jinga Shrimp (Metapenaeus affinis), the Green Tiger Prawn (Penaeus semisulcatus), Kiddi Shrimp (Parapenaeopsis stylifera), or Fiddler Shrimp (Metapenaeopsis stridulans) and Trachypenaeus granulosus. P. semisulcatus with 92.74% was the dominate species, after it, M. affinis with 6.7%. Also, CPUA for P. semisulcatus was 49/1045 and for M. affinis was calculate as 57. 87 kg / nm2. The CPUE for P. semisulcatus was estimated 44.41 ± 17.05 kg / h. The amount of biomass for P. semisulcatus was 3842.924 t and for M. affinis was 191.43 t. A total of 3320 fish including 25 species were caught in this study. Of these 25 species, G. poieti with 25.2% was the most frequent and A. obricus with 0.12% had the lowest catch. Also, G. poieti, N. japonicus, D. punctate, S. crumenophthalmus, C. talamparpides and N. peronei with 100 percent occurrence were the most frequent species and N. thalassina has the smallest abundance. The S. commersonnianus with a average length of 59.13 cm has the highest length and S. insidiator with 7.75 cm has the smallest length. Generally, the density of P. semisulcatus in the eastern part of the province, as well as in the western part, is the lowest and its abundance is moderate in medium and high depths. Therefore, we can say that its distribution is horizontal.
    Keywords: CPUE, CPUA, Catch composition, Trawl, Bushehr
  • Saeed Balali *, Seyed Abbas Hoseini, Rasoul Ghorbani Pages 361-368

    This study was carried out to investigate the effect of Microcystin-RR (MC-RR) extracted from Microcystis aeroginosa microalgae on Daphnia magna and determine the lethal concentration of this toxin (LC50-96h). Twenty-one Daphnia magna were exposed to concentrations of 0.5, 2, 10, 20 and 50 μg.ml-1 of MC-RR Microcystin in each replicate, and the daphnia survival for 24 to 96 hours was calculated. One treatment was considered as control (no toxin), each treatment had 3 replications. According to the results of this study, microcystin (MC-RR) had a lethal effect on Daphnia magna, so that even at a low concentration (concentration of 0.5), about 38% of mortality was observed, and none of the Daphnia magna had the ability to survive at 2 μg.ml-1 of pure MC-RR Microcystin for 96 hours. This ability decreased by increasing the concentration of poison, so that at the concentration of 10 μg.ml-1 of Microcystin, on the second day and at concentrations of 20 and 50 μg.ml-1 of poison, all daphnia were dead on the first day. The results of this study showed that in the concentration of 1.75 μg.ml-1 MC-RR Microcystin, during 96 hours, 99 percent of daphnia were died.

    Keywords: Microcystin, Microcystis aeroginosa, survival, Daphnia magna, LC50-96h
  • Mohaddaseh Salavati Khoshghalb, Azam Moshfegh *, Mahbubeh Setorki Pages 369-374
    The aim of this study was to evaluate the antibacterial properties of the hemolymph of two bivalves of Cerastoderma and Didacna in the southern coast of the Caspian Sea. In this initial study to determine the antimicrobial activity disc diffusion method, then MIC and MBC were used. In this study, different concentrations of 25, 12.5, 6.25, 3.125, 1.56 percent was used. The highest and the lowest diameter of inhibitory zone in different concentrations against (ATC C25922) Escherichia coliin Cerastoderma was observed for concentration of 25% and 1.56%, and in Didacna for concentration of 25% and 3.125%. Also, the highest and the lowest diameter of inhibitory zone against Klebsiella pnuemoniae (NCTC5056) in hemolymph two bivalve Cerastoderma was observed for concentration of 25% and 3.25% respectively, and in Didacna for concentration of 25% and 3.125%. The highest and the lowest diameter of inhibitory zone against Entroccus faccium in Cerastoderma was observed for concentration of 25% and 3.25%, and in Didacna for concentration of 25% and 1.56%. With increasing the concentration of hemolymph, its antibacterial activity increased significantly (p<0.05). Didacna had a lower MIC compared to Cerastoderma against E. coli and P. Klebsiella, but the MIC of hemolymph of Cerastoderma was significantly (p<0.05) lower than Didacna against E. Facium.Thus, according to our findings Cerastoderma and Didacna can be considered as the important source of valuable bioactive compounds which can be used for producing antimicrobial drugs.
    Keywords: Macrodilution, Microdilution, antibacterial, Hemolymph, Cerastoderma, Didacna
  • Shahram Dadgar *, Mahmoud Hafezieh, Mansour Sharifian Pages 375-384
    In this study, proximate composition of Stichopus herrmanni divers from Hormozgan province which were caught by diving, during autumn and winter 2016 and spring and summer 2017, determined. For this, one station was selected in each province, three specimens from each three replication of different seasons sampled. In nutrition laboratory, all specimens from replication of each season of separated province, minced and analyzed proximate compositions protein, lipid, Ash and Humidity based on standard methods. Results showed that the studied sea cucumber species compromised relative high protein level (P<0.05). The highest protein content was found in Hormozgan at summer season (15±3.69) and lowest not significantly in Bushehr at autumn season (10±1.73) at spring season (10±1.8), caused by higher WT. and consequently higer chlorophyll a contents in Hormozgan water at summer season compare to samples from other studies provinces at the same seasons. Humidity percentage were the highest in the sea cucumber caught at winter (86.1±8.43) and not significantly (P>0.05), while the lowest (P<0.05) was obtained from Hormozgan samples at spring season (81.1±5.63). Lipid contents with low levels in this species showed the highest in winter season (0.29±0.08) and the lowest lipid content was obtained from sampled in Hormozgan province at Summer time (0.12±0.02) (P<0.05).
    Keywords: Stichopus herrmanni, Diet, Approximate Carcass Compounds, Hormozgan province, Qeshm Island
  • Mehdi Mehdinasab * Pages 385-392
    Determining the conditions for water quality and the status of the trophy is one of the methods for assessing and assessing the ecological balance of wetland ecosystems, because the sustainability and continuity of productivity based on these unique ecosystems requires proper management of the monitoring and control of their environmental conditions. Therefore, conducting biological and ecological studies is necessary before any deployment of activity. Dolan Bayshah wetland is one of the largest wetlands of Lorestan province with a total area of 913.5 square meters and is located south of Boroujerd city and on the margin of Silakhor plain. In this study, the water quality index (WQI) was calculated based on 5 parameters: nitrite (NO2), nitrate (NO3), turbidity (TURB), dissolved oxygen (DO), acidity (PH) and Characteristics of Carlsson Trophy Status (TSI) based on total phosphorus (TP), total nitrogen (TN) and phosphorus to nitrogen (PN) ratio were used to analyze the physical and chemical characteristics of four sampling stations of Dalian bischled water in the summer of 2017 The results of this study showed that according to the Water Quality Index (WQI), this wetland for aquatic animals at poor quality sampling stations cement channel in the lower part of the village of Kaper Jodaki and Drainage area  ganjine is in good condition at station Perpendicular cement channel village of Kaper Jodaki and is located in the very poorly in Water Quality Station Bayshah Dolan wetland river  gle rod. Based on the Carlsson Trophy Index (TSI), the tropic level of the sandy lagoon is characterized by a slight mesotrophic trophic condition and the entry of mesotrophic conditions.
    Keywords: Water Quality, Trophy status, Indicator (WQI), Carlsson Indicator (TSI), Bayshah Dolan wetland, Borujerd County
  • Ali Behmansh * Pages 393-400
    Due to the importance of Babrolrud and Kharoon rivers in providing agricultural water and fish farming around these rivers and discharging many pollutants to them, it seems necessary to evaluate the water quality of these rivers. On the other hand, providing a proper picture of the status of surface water makes any management decision that has direct or indirect impact on the surface water of the country more consciously made. In this cross-sectional study, sampling was carried out monthly from seven stations in Babolrood and Kharoon rivers over a period of one year (September 2018 to September 2019). The studied parameters measured seasonally were acidity, electrical conductivity, temperature, total suspended solids, dissolved oxygen, chemical oxygen demand, nitrite, nitrate, phosphate, chloride, sulfate ion and Fecal coliform and some heavy metals, including Co, Pb, Mn, Zn, Fe, Cr and Ni. The data from the experiment were analyzed using the BCWQI quality index. According to the BCWQI index, the overall water quality of river water at all stations studied was evaluated for aquaculture and fish farming, but was moderate for agricultural use. It was found to be suitable in terms of pH, temperature and Total dissolved solids but was found to be unsuitable for aquatic dissolved oxygen. It also increases stress due to water turbidity in the two rivers and almost throughout the study period, while negatively affecting photosynthesis in aquatic communities, In the case of TDS, they were generally within the acceptable range. Heavy metals, too, were virtually exceeded at all stations that caused poor health. In such circumstances, it is necessary to take precautionary and precautionary work to preserve the ecosystem.
    Keywords: Babolrood, Kharoon, BCWQI, Ecosystem, Aquatics
  • Javad Ghasemzadeh *, Fatemeh Lavajoo Balgoori, Mansoor Barazpoor Pages 401-408
    This research aimed to measure the fatty acids content of Cholorella vulgaris reared in different culture media containing urban sewage. Four treatments (each with three replicates) containing different ratios of urban sewage and f/2 culture medium were prepared,and kept in the laboratory condition. The microalgae cells were separated by centrifugation at different stages of the experiment. The growth rate and fatty acids profile of all treatments were measured. The results showed that treatments 1 and 4 had the highest growth rate. Among all the treatments the highest fatty acid content were those of 0:C17 (Heptadecanoic acid) and 0:C6 (Hexanoic acid), and the highest amount of unsaturated fatty acids with a single double bond belonged to 1:C16 (Palmitoleic acid) and C18:1Cis9 (Oleic acid). Significant differences (p<0/05) were observed between the monounsaturated fatty acids (MUFA) and polyunsaturated fatty acids (PUFA) of all treatments. The results of ANOVA on the effects of the culture medium on the Omega-3 (ω−3) and Omega-6 (ω−3) content revealed significant differences (p<0/05) between all treatments. The highest ω−3 content was recorded in treatment 2 (18.28%), whereas in the other treatments it was less than 2%. The highest value of ω−6 was recorded in treatments 2 and 4. Based on the results of this research, we recommend that urban sewage can be utilized as a substitute culture medium for the growth and mass production of C. vulgaris microalgae as a rich sources of fatty acids especially ω−3.
    Keywords: Chlorella Vulgaris, Urban Sewage, growth, ω−3, ω−6 fatty acids
  • Elnaz Erfani *, Zahra Aminikhoei Pages 409-416
    The excessive entry of nitrate from municipal wastewaters and agriculture to surface and sub-surface water resources leads to the formation of the eutrophication phenomenon, followed by the algal bloom and the decreases of dissolved oxygen in aquatic ecosystems. These changes reduce the biological balance of these ecosystems and ultimately the death and destruction of living organisms. Currently, various adsorbents are used to remove excess of nitrate ion from aqueous solutions. In this study, marine algae, Sargassum ilicifolium was studied as a bioabsorbent for removal of nitrogen ion. In this experiment, various range of pH including (pH 2, 3, 4, 5, 6, 7 and 8), the amount of algae biomass S. ilicifolium (0.01, 0.3, 0.05, 0.1, 0.15, 0.2, 0.3 and 0.4 g) and the initial concentration of ion nitrate (50, 100, 150, 200, 250, 300 and 350 mg L -1) at contact time (0-60 minutes) on removal of nitrate ions from aqueous solution was investigated. Nitrate concentration was measured by spectrophotometric method at 500 nm wavelength. The results of this experiment showed that marine macro algae, S. ilicifolium had the best nitrate absorption capacity of 560 mg g-1 in the most suitable conditions, and the nitrate removal efficiency was 48%. The most suitable conditions for nitrate absorption were obtained at 0.01 g L -1 algae biomass, pH: 7 and 350 mg L-1 of initial nitrate concentration. The results of this study showed that the dry powder of algae, S. ilicifolium is suitable for removal of nitrate ions from aqueous solution and is an appropriate bioactive agent for urban and agricultural wastewater treatment.
    Keywords: Sargassum ilicifolium, Seaweed Nitrate, Absorption bio, Organic absorbent
  • Iraj Heshmati, Nematollah Khorasani *, Bahman Shams, Esfandabad, Borhan Riazi Pages 417-426

    Prosopis juliflora is among the most problematic invasive species globally, and the negative effects of its biological invasion has targeted natural ecosystems of semi-tropical to arid lands of the Earth. High reproduction and dispersal capabilities and incredible tolerance and adaptability to new ecological conditions has led to the expansion of its distribution, reduction in native biodiversity and changes in community structure of the invaded areas. Since the eradication of invasive species is expensive and time-consuming, identifying areas that are exposing to the invasion of the species in the future, particularly due to the effects of climate change, provides an applicable tool for ecosystem planning and management. In this research using the concept of ecological niche modeling (ENM) and maximum entropy (MaxEnt) model, and also different climatic models and scenarios the impact of climate change on the global distribution of the species was assessed. Evaluating the impacts of climate change revealed a remarkable range expansion to upper latitudes by 2050. In a global scale North America, Mediterranean Basin and Middle East, and in a country scale in Iran, in addition to the southern provinces, habitats of central Iranian plateau including South Khorasan, Kerman, Fars, Semnan and Razavi Khorasan will be experiencing the highest range expansion of the species. the results of this study could be used as an efficient tool to implement broad-scale and priority-setting monitoring programs in natural ecosystems.

    Keywords: Distribution modeling, Biological invasion, Climate change, Mesquite, Ecosystem destruction
  • Anahita Yazdanpak, Hadi Ostovan *, Shahram Hesami, Mehdi Gheibi Pages 427-434
    Pesticides residues on foods are potentially toxic to humans and it is of great concern. They may induce adverse health effects such as cancer, effects on reproduction, immune and nervous system complications. One of the important goals of public and environmental health officials is reducing exposure to pesticide residues on foods. Food preparation highly influences the Pesticides residues and safety of the food. the aim of this study was to evaluate the effects of storagewashing, peeling and storage on residue contents of four pesticides in cucumbers grown in greenhouses. this study was performed in which cucumber samples were harvested after spraying and their concentration was determined.In this section, the following processes were examined: Washing with drinking water: The samples were immersed in drinking water for 10 minutes and had a ten-second wear,.Cutting operations: In the other part, to evaluate the effect of peeling with a knife and tried to even remove the thickness of the skin taken for all The samples were of the same size, Storage operation at 4 ° C:, on the amount of relevant pesticide reduction. To carry out this stage of the study, at first, 1 kg of samples were transferred to the laboratory after harvesting. In the laboratory, samples were stored in plastic nylon in the refrigerator at 4 ° C and kept in the dark. On days 2, 5, 7, 10, 14, 17, 21 about one quarter kilogram of sample was taken out of the refrigerator and the extraction of the toxins was performed on them. The studied procedures as simple and effective processing methods could be used for reducing and removing pesticides on greenhouse products as home or commercial processing techniques. . Accordingly, Peeling is one of the other important techniques in the processing of most fruits and vegetables(P<0.05).. The comparison of the mean levels of four pesticides residues showed a significant difference between the peeled and unpeeled samples .The washing procedure is an important method to pesticide residue dissipation in both household and commercial food processing . The effect of this procedure depends on the type of pesticides and the locations affected.  Which indicates that compliance with the PHI (Per Harvest Interval) reduce the risks of residual pesticides.
    Keywords: Pesticide Residue, Diazinon, Imidacloprid, Primicarb, Acetamiprid, High pressure liquid chromatography (HPLC)
  • Javad Farajzadeh, Alireza Shahab Lavasani *, Mohammadreza Eshaghi Pages 435-442
    Confectionary Creamy is one of the most widely used dairy products in the food industry. In recent years, demand for low-fat products has increased because awareness of people about fat consumption increased. There are a lot of research on the high fat content of Cream provided. The aim of this study was to use the milk protein concentrate to produce low-fat confectionary cream. In this research, milk protein concentrate (2, 4, 6 and 8%) was used and acidity, water holding capacity, sucrose, dry matter, viscosity, fat content Measured. SPSS 21 software was used to analyze the data and to compare the meanings, Duncan's multi-domain test was used at 95% confidence level. The results showed that with increasing percentage of milk protein concentrate, lipid, confectionary, acidity and fatty acids decreased, and the amount of viscosity and dry matter increased (p≤0.05). Also, the amount of water holding capacity was stable for all treatments. In order to perform sensory evaluation, the parameters of taste, perfume, odor, color, texture, concentration and total acceptance were evaluated. The results showed that the highest sensory evaluation score belonged to T3 treatment (containing 6% milk protein concentrate + 54% cream), which according to the viscosity, water holding capacity and fat content decreased, and that's treatment introduced as the best treatment.
    Keywords: Creamy confectionary, Milk protein concentrate, fat, Water holding capacity
  • Mohammad Taghi Honari, Seid Heydar Mirfakhraddini *, Hasan Dehghan Dehnavi, Jalil Totonchi Pages 443-452

    Supply chains have grown rapidly in recent years because only focusing on economic performance for the optimization of costs or Investment return cannot lead to the development or sustainability in the supply chain. For this purpose, the concepts of green supply chain management and sustainable supply chain management emerged to highlight the importance of social and environmental concerns with economic factors on supply chain planning. The purpose of this study is Designing a model of sustainable green supply chain with a focusing on environmental effects. Due to its abundance of raw materials, ceramic tile industry has long been considered in Iran and is one of the leading industries in the country with industrial developments. Failure to pay attention to environmental issues in this industry will cause a lot of damage to the environment. The research was an applied and descriptive survey which implemented on the mixed way. The most important component to contribute were identified and localized by content analysis and Delphi.  After that, a conceptual framework was designed according to the recognized relationship on the literature reviews. Finally, the model was evaluated by questionnaire and experts and analysed by Minimal least squares method. The results confirm the main relationships between the model and the importance of the role of environmental impacts on the sustainable green supply chain.

    Keywords: Sustainable green supply chain, content analysis, environmental impacts, Partial Least Squares, Ceramic, tile industry