فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدرضا زارع، لیلا اسدزاده، رزاق رحیم پور* صفحات 1-11
    هدف

    نوبت کاری یکی از مهم ترین مشکلات پرستاران تلقی می شود و مواجهه هم زمان با صدای بیش ازحد مجاز می تواند اثرات زیان باری بر سلامت انسان موجب شود. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر نوبت کاری و میزان مواجهه با صدابر فشارخون در پرستاران بیمارستان های جنوب کشور در سال 1398 بود.

    روش ها

    مطالعه حاضر مقطعی و از نوع توصیفی - تحلیلی است، تمامی پرستاران 3 بیمارستان واقع در جنوب استان فارس (350n=) به صورت سرشماری در سال 1398 وارد مطالعه شدند و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته اطلاعات شغلی، تعداد شیفت های روز و شب در هر هفته،  مشخصات جمعیت شناختی و عادات زندگی پرستاران موردبررسی و جمع آوری گردید.  تراز فشار صوت، آنالیز فرکانس صدا در ایستگاه کاری، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک پرستاران قبل از شروع و بعد از اتمام شیفت کاری اندازه گیری شد. به منظور بررسی هریک از متغیرها و ارتباط آن ها از نرم افزار SPSS استفاده شد.

    نتایج

    میانگین تراز فشار صوت در ایستگاه شغلی پرستاران موردبررسی قبل و بعد از شیفت کاری به ترتیب برابر با 67/51، 27/69 دسی بل A بود. بالاترین میانگین تراز معادل فشار صوت مربوط به پرستاران بخش زایشگاه بود. میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک قبل از شیفت کاری پرستاران به ترتیب 104 و 66 و بعد از شیفت کاری به ترتیب 109 و 70 میلی متر جیوه بود. میانگین و انحراف معیار تعداد شیفت های شانه کاری پرستاران موردبررسی برابر با 29/1±49/1 بود. نتایج نشان داد با افزایش تراز فشار صوت و تعداد شیفت شبانه کاری، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک کارکنان افزایش می یابد (R2 به ترتیب 86/0 و 79/0).

    نتیجه گیری

    صداهای تولیدی توسط منابع متعدد در بیمارستان هم زمان با نوبت کاری باعث تشدید اختلالات قلبی- عروقی در پرستاران می گردد. بنابراین در راستای پیشگیری از عوارض نامطلوب صدا و نوبت کاری نیاز به اجرای مداخلات مدیریتی و مهندسی می باشد.

    کلیدواژگان: صدا، نوبت کاری، فشارخون، پرستار، بیمارستان
  • موسی سلیمانی احمدی*، عبدالحسین مدنی صفحات 12-22
    هدف

    مایت های گردوغبار از عوامل موثر در بروز بیماری های تنفسی همچون آسم و التهاب مجاری تنفسی محسوب می شوند. این مطالعه به منظور بررسی عوامل محیطی مرتبط با آلودگی اماکن مسکونی به مایت های گردوغبار در شهرستان قشم انجام شد.

    روش ها

    در این مطالعه توصیفی - تحلیلی، نمونه های مایت گردوغبار با مراجعه به اماکن مسکونی انتخابی و با استفاده از جاروبرقی از روی قالی، فرش و کف منازل جمع آوری و به آزمایشگاه منتقل شدند. در آزمایشگاه نمونه های گردوغبار در اسیدلاکتیک 85 درصد جوشانده و شفاف سازی شدند. سپس مالت ها جداسازی و بر روی لام مونته و با استفاده از کلیدهای معتبر شناسایی شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 21 و آزمون آماری کای اسکویر استفاده شد.

    نتایج

    در این مطالعه 2951 مایت گردوغبار جمع آوری گردید. مایت های جمع آوری شدهعبارتند از: درماتوفاگوییدس پترونیسینوس (17/33 درصد)، درماتوفاگوییدس ایوانسی (9/27 درصد)، درماتوفاگوییدس فارینه (02/21 درصد)، درماتوفاگوییدس سیمپلکس (29/14 درصد) و درماتوفاگوییدس سیمبونی (43/4 درصد). مایت درماتوفاگوییدس پترونیسینوس به عنوان گونه غالب از تمامی مناطق گزارش گردید. میزان آلودگی منازل مسکونی به مایت 4/86 درصد و میانگین وفور مایت ها در یک گرم گردوغبار خانگی 47/0±61/2 مایت بود. همچنین رابطه مستقیمی بین وفور مایت ها در یک گرم گردوغبار خانگی و دمای اماکن مسکونی، رطوبت نسبی داخل اماکن، جنس پوشش کف اماکن مسکونی و تعداد اعضای خانواده مشاهده گردید (0/05>P-Value).

    نتیجه گیری

    براساس نتایج این پژوهش مایت های گردوغبار در شهرستان قشم دارای تنوع گونه ای و انتشار زیادی هستند. با توجه به نقش این نوع مالت ها در بروز بیماری های تنفسی، آسم و آلرژیک، به نظر می رسد اجرای برنامه های آموزشی می تواند نقش به سزایی در ارتقاء سطح آگاهی مردم در خصوص رعایت بهداشت محیط و روش های پیشگیری از آلودگی منازل به مایت های گرد ایفاء نماید.

    کلیدواژگان: مایت های گردوغبار، عوامل محیطی، اماکن مسکونی، قشم
  • حمید کثیری*، ایمان خودکار، شهناز کاظمی، نیوشا کثیری، مسعود لطفی صفحات 23-33
    هدف

    حیوان گزیدگی تهدید مهمی برای سلامت جمعیت انسانی است. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی بروز پنج ساله حیوان گزیدگی در انسان در شهرستان خرمشهر از 1392 تا 1396 انجام شد.

    روش ها

    در این مطالعه  توصیفی- تحلیلی ،داده ها بوسیله چک لیست از  مواردی که به مراکز خدمات بهداشتی شهر خرمشهر مراجعه کردند، جمع آوری شد.  جامعه آماری شامل موارد حیوان گزیده مراجعه کننده به این  مراکز طی سال های  1396-1392 بود.  اطلاعات بوسیله نرم افزار SPPS نسخه 18 تجزیه و  تحلیل شد  تست های کای اسکویر و تی استودنت به منظور آنالیز ارتباط بین داده ها و متغیرها استفاده شدند. اختلافات بین گروه ها به منظور تعیین معنا دار بودن آماری با (05/0>P-Value) تعیین شد.

    نتایج

    کل موارد گزارش شده حیوان گزیدگی 733 مورد بود که 69 درصد مرد بودند. اکثریت افراد (5/83 درصد) به وسیله سگ گزیده شده بودند. جراحت های اندام پایینی (7/49 درصد) به طور معنا داری بیشتر از سایر اعضا بدن بود. حدود 8/71 درصد موارد در نواحی شهری زندگی می کردند. علاوه بر این، بیشتر حیوان گزیدگی ها در گروه سنی 39-30 (6/19 درصد) اتفاق افتاد. بیشتر قربانیان دانش آموز (4/31 درصد) بودند. حیوان گزیدگی ها در بهار (27 درصد) شایع تر بود. توزیع فراوانی موارد برحسب نوع حیوان گزنده، جنسیت، گروه سنی، ماه و شغل در طی سال های مختلف اختلاف معنا دار نشان داد (05/0>P-Value).

    نتیجه گیری

    حیوان گزیدگی در دانش آموزان، مردان جوان و ساکنین نواحی شهری شایع تر بود. علاوه بر این، سگ گزیدگی 5/83 درصد حیوان گزیدگی ها را شامل شد. این یافته ها، ضرورت برنامه های آموزشی به منظور افزایش آگاهی مردم در معرض خطر را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: اپیدمیولوژی، حیوان گزیدگی، هاری، ایران
  • حبیب اله ترکی، زینب حسینی، مریم سارانی، ایمان قاسم زاده، امین قنبر نژاد، نازنین پورنصراله سرایی، گلثوم رشید* صفحات 34-42
    هدف

    برنامه حذف مالاریا با حمایت فنی سازمان بهداشت جهانی از سال 1389 در ایران آغازشده است. به منظور دستیابی به حذف مالاریا، بایستی همه موارد مثبت به خصوص موارد بدون علامت و کم انگل تشخیص داده شده و به موقع درمان شوند، هدف اصلی این مطالعه تعیین کارآیی روش مولکولی در تشخیص ذخایر انگلی بدون علامت مالاریا در راستای اجرا موفق برنامه حذف مالاریا در ایران است.

    روش ها

    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 210 نمونه به طور تصادفی از ساکنین مناطق پرخطر مالاریا استان هرمزگان جمع آوری شد. میزان عفونت بدون علامت پلاسمودیوم با استفاده از تکنیک های میکروسکوپی، Rapid Diagnostic Test و Nested-PCR (با استفاده از 18ssrRNA) تعیین گردید.

    نتایج

    با توجه به نتایج روش های میکروسکوپی وRDT  هیچ مورد بدون علامتی در بین افراد موردمطالعه مشاهده نشد اما با استفاده از روش مولکولی سه مورد مثبت (4/1 درصد) تشخیص داده شد.

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که حساسیت روش های مولکولی در تشخیص ذخایر انگلی بدون علامت بیشتر از سایر روش های تشخیصی مالاریا است و Nested-PCR تکنیک مناسبی برای تشخیص موارد بدون علامت مالاریا است، لذا استفاده از روش حساس مولکولی هم زمان با روش های میکروسکوپی و RDT به منظور تشخیص ذخایر انگلی بدون علامت مالاریا لازم و ضروری است.

    کلیدواژگان: مالاریا، تشخیص، ذخایر انگلی
  • داوود افشاری، ساناز کریم پور*، غلام عباس شیرالی، سید مسلم عابدینی صفحات 43-54
    هدف

    این پژوهش باهدف ارزیابی خطاهای انسانی در پرستاران بخش اورژانس، اورژانس زایمان و مراقبت های ویژه قلب دریکی از بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی اهواز انجام شده است تا بتوان با شناخت خطاهای بالقوه و بالفعل به افزایش ایمنی و سلامت بیماران و حذف یا کاهش خطاهای انسانی پرستاران این بخش ها کمک نمود.

    روش ها

    تحقیق کاربردی حاضر به صورت مقطعی بین تمامی پرستاران سه بخش یک بیمارستان (54 نفر به روش سرشماری) انجام شده است. داده ها با مشاهده مستقیم فعالیت های پرستاران و سرپرستاران هر بخش، جمع آوری گردید. پس از تجزیه وتحلیل سلسه مراتبی وظایف، شناسایی و ارزیابی خطاها به روش تجزیه وتحلیل استانداردشده صنعتی ریسک، انجام و برگه های کار مربوطه تکمیل گردید. در گام آخر نیز ارزیابی سطح ریسک، با استفاده از احتمال و شدت خطا انجام شد.

    نتایج

    تزریق فراورده های خونی، بالاترین درصد خطای انسانی (3/74 درصد) را در بخش اورژانس دارد. در بخش مراقبت های ویژه قلب نیز وظایفی چون: دادن داروهای تزریقی (3/74 درصد)، تزریق خون و فراورده های آن (3/74 درصد)، اعلام کد و شروع اقدامات احیاء قلب و ریه (8/67 درصد) بالاترین درصد احتمال خطا را به خود اختصاص داده اند. دریافت دستورات پزشک (8/32 درصد) و اجرای کامل دستورات دارویی (1/57 درصد) از وظایف اصلی پرستاران بخش اورژانس بوده که درصد احتمال خطا در آن ها بیش از دیگر وظایف می باشد. در بخش اورژانس زایمان نیز وظیفه تزریق فراورده های خونی (3/74 درصد) بالاترین درصد را به خود اختصاص داده است.

    نتیجه گیری

    خطاهای شناسایی شده در این مطالعه بیشتر شامل خطاهای دارویی، خطای مربوط به تزریق فراورده های خونی و نگهداری تجهیزات و ثبت داده ها می باشد که از دلایل اصلی ایجاد آن ها، ناکافی بودن زمان در دسترس برای انجام کار، شیفت کاری نامنظم و محدودیت در تجربه و آموزش می باشد.

    کلیدواژگان: خطاهای انسانی، روش SPAR-H، پرستاران
  • محسن حسن پور، علی عالمی*، نادیا کلبادی نژاد صفحات 55-65
    هدف

    سرطان پستان یکی از شایع ترین سرطان هاست که کماکان سردسته علل مرگ به علت سرطان، در بین زنان می باشد. تشخیص زودهنگام برای بهبود نتایج حاصله و میزان بقاء بسیار مهم می باشد. این پژوهش باهدف تعیین تاثیر مداخله ی آموزشی مبتنی بر توانمندسازی در انجام روش های غربالگری سرطان پستان زنان 35 تا 55 شهر گناباد در سال 1392 انجام شد.

    روش ها

    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی بود که در سال 1392 در شهر گناباد و با انتخاب تصادفی 60 نفر از زنان 35 تا 55 ساله که به صورت تصادفی به دو گروه آزمون (30 نفر) و شاهد (30 نفر) تخصیص داده شده بودند، انجام شد. مداخله آموزشی بر مبنای توانمندسازی در گروه آزمون به اجرا درآمد. ابزار پژوهش پرسشنامه ای روا و پایا بود که قبل از انجام مداخله و دو ماه پس از اتمام مداخله آموزشی توسط آزمودنی ها تکمیل شد. داده ها وارد نرم افزار SPSS نسخه 20 شدند و با کمک آزمون های آماری همچون آزمون تی، کای دو و مک نمار مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    نتایج

    قبل از انجام مداخله آموزشی تفاوت معنا داری بین گروه های آزمون و شاهد ازنظر اجزای توانمندسازی و انجام روش های غربالگری سرطان پستان وجود نداشت (05/0<P-Value). اما بعد از انجام مداخله آموزشی تفاوت معنا داری در دو گروه آزمون و شاهد در اجزای توانمندسازی شامل آگاهی و دانش (044/0=P-Value)) نگرش (001/0=P-Value) خودکارآمدی(002/0=P-Value)  و عزت نفس (480/0=P-Value)  و انجام روش های غربالگری سرطان پستان شامل معاینه ی بالینی توسط پزشک (018/0=P-Value)، خودآزمایی پستان (015/0=P-Value)  و ماموگرافی (027/0=P-Value)  مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    براساس نتایج به دست آمده، اجرای برنامه آموزشی مبتنی بر توانمندسازی می تواند بر انجام روش های غربالگری سرطان پستان در زنان موثر واقع شود.

  • شهلا عابدی، شکرالله محسنی، عاطفه محمدی، اسما مکدر، نرگس ایزدی، صدیقه عابدینی* صفحات 66-73
    هدف

    ایمنی و بهداشت مواد غذایی نقش و اهمیت مهمی در حفظ و سلامت انسان و جلوگیری از بیماری ها دارد. پژوهش حاضر باهدف تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان در زمینه ایمنی و بهداشت مواد غذایی انجام شد.

    روش ها

    مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر روی 220 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان که به صورت تصادفی ساده انتخاب شده بودند،انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای استاندارد شامل اطلاعات دموگرافیک، سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد نسبت به بهداشت و ایمنی مواد غذایی بود. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS  نسخه  19 و روش های آماری آزمون های آماری آنالیز واریانس یک طرفه, تست مجذور کای وتی تست کای و آزمون تجزیه وتحلیل شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد، میزان آگاهی در (2/8 در صد) خوب، (75 در صد) متوسط و (8/16 در صد) ضعیف بود. (8/6 در صد) دانشجویان نگرش منفی، (6/73 در صد) نگرش خنثی و (5/19 در صد) دارای نگرش مثبت بودند. نمره عملکرد (8/11 در صد) ضعیف، (9/60 در صد) متوسط و60 نفر (3/27 درصد) خوب بود. همچنین تفاوت آماری معنا داری بین جنس با نگرش مثبت(002/0=P-Value) و عملکرد (001/0>P-Value) مشاهده شد. از نظر متغیرهای آگاهی، نگرش و عملکرد تفاوت آماری معنا داری در بین دانشجویان دانشکده های مختلف مشاهده شد (05/0>P-Value).  همچنین آگاهی با مقطع تحصیلی (001/0>P-Value) و گذراندن واحد تغذیه (038/0=P-Value) ارتباط داشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج مطالعه و ارتباط معنادار بین آگاهی و مقطع تحصیلی و گذراندن واحدهای آموزشی مرتبط با ایمنی مواد غذایی، برنامه ریزی در این زمینه و اجرای مداخلات آموزشی مناسب می تواند در ارتقاء سطح آگاهی و تغییر در نگرش و بهبود عملکرد دانشجویان مثمر ثمر واقع گردد.

    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، عملکرد، ایمنیمواد غذایی، دانشجویان
  • سمیه کمالپور*، منصوره عزیززاده فروزی، بتول تیرگری صفحات 67-74
    هدف

    دانشجویان نیروهای انسانی برگزیده و سازندگان فردای کشور هستند و موفقیت تحصیلی آن ها ازجمله اهداف مهم برنامه های آموزشی است. پیشرفت تحصیلی و فرسودگی تحصیلی ازجمله عوامل تاثیرگذار مهم در میزان موفقیت دانشجویان می باشد. لذا این تحقیق باهدف تعیین ارتباط فرسودگی تحصیلی با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کرمان انجام شد.

    روش ها

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی همبستگی است؛ که نمونه معادل با جامعه، برابر با 161 دانشجوی کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کرمان بود. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی و اخذ معدل جمع آوری شد نتایج به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون های تی مستقل و واریانس یک طرفه در سطح معنا داری (05/0>P-Value) با استفاده از SPSS نسخه 19 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    در مطالعه حاضر 7/95 درصد (154 نفر) از شرکت کنندگان در رده سنی 24-19 سال قرار داشتند که از این تعداد 7/62 درصد را زنان و 3/37 درصد را مردان تشکیل دادند. یافته های مطالعه نشان داد که (میانگین± انحراف معیار) نمره فرسودگی تحصیلی (65/8±56/41) و نمره پیشرفت تحصیلی (37/1±11/16) بود. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد، بین پیشرفت تحصیلی و فرسودگی تحصیلی ارتباط معنادار آماری معکوس وجود دارد (24/0=r و 002/0=P-Value).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های مطالعه برنامه ریزی دروس باید به گونه ای باشد که موجبات کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان و در نتیجه پیشرفت تحصیلی را به دنبال داشته باشد.

    کلیدواژگان: فرسودگی تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، دانشجویان پرستاری
|
  • Mohammad Reza Zare, Leila Asadzadeh, Razagh Rahimpour* Pages 1-11
    Introduction

    Shift-working is one of the most important problems among the nurses and co-exposure to noise can worsen this problem. The purpose of this study was to investigate the effects of shift working and noise exposure on blood pressure of nurses in hospitals in the south of Iran in 2019.
     

    Methods

    In this cross sectional and descriptive-analytical study all 350 nurses from three hospitals in the south of Fars province were enrolled and using a researcher made questionnaire necessary data including occupational data, number of day and night shifts per week, demographic characteristics, and nurses' life habits were collected. Noise pressure level, noise frequency analysis at the workstations, and systolic and diastolic blood pressure were measured before and after the work shift. SPSS software version 19 was used to evaluate the relationship between these variables.

    Results

    The mean noise pressure level in the Nurses' workstations before and after shift work was 51.67 and 69.27 dB, respectively. The highest equivalent noise pressure level was observed for nurses working in the delivery ward (mean: 64.33 dB-A). The average systolic and diastolic blood pressure of the nurses before and after the work shift was 104/ 66 and 109/ 70 mmHg, respectively. The mean and standard deviation of the number of night shifts per week in studied nurses were 1.49 ± 1.29. The results showed that increasing the level of noise and the number of night shifts per week increases the systolic and diastolic blood pressure of the nurses (R2 = 0.79 and 0.86, respectively).

    Conclusion

    Noise emitted from different sources in hospitals and simultaneous shift working aggravates cardiovascular disorders in nurses. Therefore, managerial and engineering interventions are needed to prevent adverse effects of noise and shift working.

    Keywords: Noise, Shift working, Blood pressure, Nurse, Hospital
  • Moussa Soleimani Ahmadi*, Abdolhossain Madani Pages 12-22
    Introduction

    House dust mites have been shown to be strongly associated with allergic respiratory diseases such as, bronchial asthma and rhinitis. The aim of this study was to determine environmental factors associated with house dust mites in residential buildings of Qeshm County.

    Methods

    In this descriptive analytical study, dust mite samples were collected from carpets and floors of homes using a vacuum cleaner and transferred to the laboratory. The samples were boiled and cleared in 85% lactic acid. Specimens were individually mounted on a microscope slide and identified to species by identification keys. Data were analyzed by SPSS software and chi-square test.

    Results

    A total of 2951 house dust mites were collected. The collected mites were Dermatophagoides pteronyssinus (33.17%), D. evansi (27.9%), D. farinae (21.02%), D. simplex (14.29%), and D. Siboney (4.43%). The most prevalent mite species was Dermatophagoide petronysinus and collected from all studied areas. In this study, 86.4% of the residential places were contaminated with house dust mites and the mean density of mites in per gram of dust was 2.61± 0.47 mites. In addition, a significant relationship was found between the mean density of mites in per gram of dust and the temperature of the residential places, relative humidity in residential areas, the floor coverings, and the family size (P<0.05).This study revealed that house dust mites in Qeshm city have high diversity and distribution. Since these mite species are incriminated as the cause of respiratory, asthma, and allergic diseases, a comprehensive program in health education should be implemented, to increase the public awareness and prevent the contamination of residential places by house dust mites.

    Keywords: Hose dust mites, Environmental Parameters, Residential Houses, Qeshm
  • Hamid Kassiri*, Iman Khodkar, Shahnaz Kazemi, Niusha Kasiri, Masoud Lotfi Pages 23-33
    Introduction

    Animal bite is an important threat to human population’s health. The present study aimed to evaluate five-years incidence of animal bites in humans in Khorramshahr County from 2013 to 2017.

    Methods

    In this descriptive-analytical study, data were collected using checklists form cases that suffered from animal bite and referred to health services centers. The study population were the animal bite patients who referred to health services centers during 2013 to 2019. Data were analyzed using SPSS ver. 18. The chi-square and Student t-tests were used to analyze the relationship among the data and variables.

    Results

    The total number of reported animal bites was 733, out of which 69% were men. The majority of cases (83.5%) were bitten by dogs. The lower limbs injuries (49.7%) were significantly higher than other sites. About 71.8% of bitten cases lived in urban areas. In addition, the most animal bites (19.6%) occurred in the 30-39 year-old age groups. Most of the victims were students (31.4%). Animal bites were more common in spring (27%). Significant differences were observed in the frequency of bites in terms of the type of the animals as biter, gender, age group, month, and occupation in different years (P-Value<0.05 (.

    Conclusion

    Based on our findings, animal bite is more abundant in students, young men, and residents of the urban areas. Moreover, dog bite accounts for 83.5% of animal bites. These findings shows the necessity for education programs to promote the knowledge of the at-risk people.

    Keywords: Epidemiology, Frequency, Animal Bite, Rabies, Iran
  • Habibollah Turki, Zeinab Hoseini, Maryam Sarani, Iman Ghasemzadeh, Amin Ghanbarnejad, Nazanin Pournasrollah, Golsoom Rashid* Pages 34-42
    Introduction

    Malaria Elimination Program Has Launched with the Technical Support from The World Health Organization Since 2007 in Iran. In Order to Achieve The Elimination of Malaria, All Positive Cases Should Be Diagnosed and Treated Promptly, Especially Asymptomatic and Low Parasitic cases. This Study Was Conducted to Determine The Effectiveness of The Molecular Method in The Detection of Asymptomatic Malaria Cases towards the successful Malaria Elimination Program in Iran.

    Methods

    In This Descriptive-analytical Study, 210 Samples Were Randomly Collected from Residents of High Risk malarious Areas of Hormozgan Province. The Rate of Asymptomatic Plasmodium Infection Was Evaluated Using Microscopic, RDT, and Nested-PCR Techniques (using18 ssrRNA).

    Results

    According to The Results, No Positive Asymptomatic Cases Were Observed with The Microscopic and RDT Methods, But by Using The Molecular Method, Three Positive Cases (1.4%) Were Detected.

    Conclusion

    The Results of This Study Showed That The sensitivity of molecular methods to detect asymptomatic parasitic reserviors is higher than other diagnostic methods and Nested-PCR is a good technique for detecting asymptomatic cases of malaria, therefore Use of a Sensitive Molecular Techniques With Wicroscopic and RDT Methods Is Necessary for The Detection of Asymptomatic Malaria Cases.

    Keywords: Malaria, Detection, Parasitic Reservoir
  • David Afshari, Sanaz Karimpour*, Gholam Abbas Shirali, Seyed Moslem Abedini Pages 43-54
    Introduction

    This research was conducted with the aim of evaluating human errors among nurses in three hospital wards including emergency, emergency delivery, and cardiac care wards in one of the hospitals of Ahwaz University of Medical Sciences to eliminate or reduce the human errors of nurses and promote the health and safety of patients through recognition of potential.and obvious human errors.


    Methods

    The present applied and cross-sectional study was conducted among all 54 nurses in three wards of a hospital. The data were collected using direct observation of the activities of nurses and supervisors in each ward. After hierarchical analysis of the tasks, human errors were identified and evaluated using standardized plant analysis risk-human (SPAR-H) technique and the worksheets were completed. In the last step, the level of risk was evaluated using the probability and severity of the error.


    Results

    Injection of blood products has the highest percentage of human errors (74.3%) in the emergency ward. The highest percentages of human errors in the cardiac care unit ere related to duties such as giving injectable drugs (74.3%), blood and its products transfusion (74.3%), and announcement of code and initiation of cardiopulmonary resuscitation (67.8%). Higher probability of human errors in the emergency ward were observed in the receiving drug orders (32.8%) and completing the drug orders (57.1%) which are the main tasks of nurses in this ward. In the delivery emergency ward, blood transfusion had the highest percentage of human errors (74.3%).

    Conclusion

    The main identified human errors in this study were drug errors, errors related to the transfusion of blood products, and the maintenance of equipment and data storage errors. The main cause of these errors are shortage of time, irregular working shifts, and the limitations and defects in experience and education.

    Keywords: Human Errors, SPAR-H Technique, Nurses
  • Mohsen Hassanpour, Ali Alami*, Nadia Kolbadinezhad Pages 55-65
    Introduction

    Breast cancer is one of the most prevalent cancers and it is still the leading cause of death from cancer among women. This study was conducted to determine the effect of educational intervention based on empowerment on breast cancer screening in 35 to 55 years old women in Gonabad city in 2014.


    Methods

    The present study was a quasi-experimental study conducted in 2014 in Gonabad city. The participants were 60 women aged 35-55 years that randomly assigned to two groups of experimental (n = 30) and control (n = 30). The interventional education based on empowerment was conducted for the experimental group. Data were collected by a valid and reliable questionnaire, before and 2 months after the intervention. Using SPPS version 20, the collected data were analyzed by T- test, chi square, and McNemar's test.

    Results

    Before intervention, there were no significant differences between intervention and control group in empowerment components and breast cancer screening procedures. After the intervention, there were significant differences between the two group in empowerment components including awareness (P-Value=0.044), attitude (P-Value=0.001), self-steam (P-Value=0.048), and self-efficacy (P-Value=0.002) and breast cancer screening methods including clinical breast examination (P-Value=0/018), breast self-examination (P-Value=0/015), and mammography (P-Value=0/027).

    Conclusion

    According to our results, implementing educational interventions based on empowerment in women would be effective on performing breast cancer screening.

    Keywords: Empowerment, Education, Breast Cancer Screening, Mammography
  • Shahla Abedi, Shokrollah Mohseni, Atefeh Mohammadi, Asmaa Makder, Narges Izadi, Sedighe Abedini* Pages 66-73

    Introduction Food safety and health have an important role in protecting human health and preventing diseases. This study was conducted to evaluate the Students’ knowledge, attitude, and practice regarding healthy and safe food in Hormozgan University of Medical Sciences.

    Methods

    The present descriptive-analytical study was conducted on 220 students at Hormozgan University of medical sciences who were selected through the simple randomized sampling method. The data collection instrument was a questionnaire comprised of items concerning demographic information, evaluation of knowledge, attitude, and practice of the students regarding healthy and safe food. Data were analyzed using SPSS ver.19 software and appropriate statistical methods.

    Results

    The results showed that 8.2% of the subjects had a high level of knowledge, 75% had an average-level of knowledge, and 16.8% had a low level of knowledge. Moreover, 6.8% of the students had a negative attitude, whereas 73.6% had a neutral and 19.5% had a positive attitude towards safe and healthy food. The practice score was low in 11.8% of cases while it was average in 60.9% of the students and high in 27.3% of them. A statistically significant difference was found between gender and attitude (P-Value=0.002) and practice (P-Value <0.001). Moreover, in terms of knowledge, attitude, and practice, a significant difference was observed among the students of different faculties (P-Value˂.05). knowledge showed to be correlated with educational level (P-Value<0.001) and passing the nutrition course (P-Value=.038)

    Conclusion

    According to the results of this study and the observed significant relationship between knowledge and educational level and passing educational courses related to food safety, implementing appropriate educational interventions can be effective in promoting knowledge and changing attitudes, and improving students' practice regarding the healthy and safe food.

    Keywords: Awareness, Perception, Performance, Safe Food, Students, Hormozgan
  • Somayeh Kamalpour*, Mansoure Azizzadeh Forouzi, Betul Targary Pages 67-74
    Introduction

    students are human resources and creators of future and their academic success is one of the main goals of the training programs. Among the factors that affect the academic success are academic achievement and burnout. This study was conducted to determine the relationship between academic burnout and achievement in nursing students of Kerman university of medical sciences.

    Methods

    This descriptive correlational study was conducted on all 161 nursing students of Kerman university of medical sciences. Academic burnout was determined by a questionnaire and the average of the scores of the students was used to measure the academic achievement. The results were analyzed using Pearson correlation coefficient, independent T-test and one way ANOVA using SPSS ver. 19.

    Results

    In this study, 95.7% of the participants were 24-19 years old, that 62.7% were female and 37.3% were male. The study showed that the mean of the scores of academic burnout was 41.56±8.65 and the mean of the scores of Academic Achievement was 16/11±1/37. Pearson correlation coefficient analysis showed a reverse and significant correlation between academic achievement and academic burnout (r=0.24, P-Value = 0.002)

    Conclusion

    According to the findings of the study, planning of courses should be performed with the aim of reducing the academic burnout which in turn promotes the academic achievement.

    Keywords: Academic Burnout, Academic Achievement, Nursing Student