فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 1 (1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/02
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سمیه زارعی، آرزو نجاتیان* صفحات 1-14
    مقدمه

    مشکلات روان شناختی ناشی از ناباروری می تواند یک عامل تشدیدکننده ناباروری باشد. درمان آدلری بر کمک به افراد برای ایجاد یک شیوه از زندگی متمرکز است که با ابزارهای جبرانی سازنده تر برای کهتری و علاقه اجتماعی بیشتر مشخص می گردد.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد آدلری بر ناامیدی و اضطراب مرگ زنان نابارور انجام شد.

    روش

    روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی زنان نابارور شهرستان کرمانشاه در سال 1397 به تعداد 324 نفر تشکیل می داد که در کلینیک ناباروری دارای پرونده بودند. از جامعه ی آماری فوق 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه ی آماری انتخاب شد که در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. همه 40 نفر به وسیله ابزارهای پژوهش از جمله پرسشنامه اضطراب مرگ و پرسشنامه ناامیدی، مورد آزمایش قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 10 جلسه مشاوره گروهی با رویکرد آدلر و گروه کنترل مداخله دریافت نکرد؛ سپس از هر دو گروه پس آزمون از مقیاس های فوق گرفته و با آزمون تحلیل کواریانس تحلیل گردید.

    یافته ها:

     نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد مشاوره گروهی با رویکرد آدلری باعث کاهش اضطراب مرگ (0/05>P) و کاهش ناامیدی (0/05>P) در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون شد.

    نتیجه گیری:

     مشاوره گروهی با رویکرد آدلری توانست به طور معناداری باعث کاهش اضطراب مرگ و ناامیدی، در مقایسه با گروه کنترل شود.

    کلیدواژگان: مشاوره گروهی، رویکرد آدلر، ناامیدی، اضطراب مرگ، ناباروری
  • سینا ولیئی، شهرام شریفی، هاجر کاشفی، فرزانه خان پور* صفحات 15-29
    مقدمه

    شخصیت تاثیرات پایداری بر روابط زناشویی دارد و برخی از ویژگی های شخصیتی تنش ها و تعارضات را بین زوجین افزایش می دهد.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای میزان اختلال شخصیت در زوجین متقاضی طلاق و زوجین غیر متقاضیان طلاق شهرستان سنندج انجام شد.

    روش

    مطالعه حاضر علی مقایسه ای بوده و جامعه مورد مطالعه زوجین متقاضی و غیر متقاضی طلاق می باشند. 55 نفر متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاور به روش نمونه گیری در دسترس و 55 غیر متقاضی طلاق به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای در سال 1397 انتخاب شدند و پرسشنامه میلون III را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزار 21 SPSS و با آزمون آماری تی مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد که در بین زوجین متقاضی طلاق و زوجین غیر متقاضی طلاق مقیاس های بدنمایی، افشاگری، مطلوبیت، اسکیزویید، دوری گزین، افسردگی، وابسته، نمایشی، خودشیفته، منفی گرا، خودآزار، اسکیزوتایپال، مرزی، اختلال اضطرابی، افسرده خویی، استرس پس از ضربه، اختلال تفکر، افسردگی اساسی و اختلال هذیانی تفاوت معنی داری وجود دارد (0/05<p)؛ اما در مقیاس های الگوی ضداجتماعی، دیگرآزاری، وسواسی، پارانویید، شبه جسمی، مانیک، وابستگی به الکل و وابستگی به دارو تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود ندارد.

    نتیجه گیری:

     با توجه به اهمیت اختلال شخصیت در متقاضیان طلاق و بالا بودن آمار طلاق در جامعه، آموزش و نمایش روان شناختی برای بالا بردن آگاهی و کاهش آمار طلاق ضروری می نماید.

    کلیدواژگان: اختلال شخصیت، زوجین متقاضی طلاق، زوجین غیر متقاضی طلاق
  • مریم قربانی*، مریم نجفی صفحات 30-42
    مقدمه

    خودکشی را می توان به عنوان اقدامی آگاهانه در خودآزاری تعریف نمود که به مرگ منتهی می گردد.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر مقایسه سبک های دل بستگی و ناگویی هیجانی در بیماران اقدام کننده به خودکشی و افراد بهنجار است.

    روش

    به همین منظور، در یک مطالعه علی مقایسه ای از بین کلیه افراد اقدام کننده به خودکشی و افراد عادی شهرستان گنبد، به روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 50 نفر از افراد اقدام کننده و تعداد 50 نفر افراد بهنجار انتخاب شده و پرسشنامه سبک های دل بستگی هازن و شیور و ناگویی هیجانی تورنتو را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس و در نرم افزار 18 SPSS تحلیل شد.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد که در بعد دشواری در تنظیم هیجانات در ناگویی هیجانی تفاوت بین دو گروه معنادار است. همچنین تفاوت بین سبک دل بستگی اجتنابی و ایمن در دو گروه معنادار (0/05>p) است.

    نتیجه گیری:

     بر اساس یافته ها می توان بیان کرد نقص در بیان و تشخیص احساسات در رفتارهای پرخطر از جمله خودکشی موثر باشد. ارتباط نادرست بین فراخوان و ارزیابی محرک هیجانی، منجر به نقص در پردازش اطلاعات هیجانی می شود. به نظر می رسد در خودکشی عوامل بین فردی و ویژگی های هیجانی نقش دارند که در برنامه ریزی جهت پیشگیری و درمان باید به آن ها توجه نمود.

    کلیدواژگان: سبک های دل بستگی، ناگویی هیجانی، خودکشی
  • مجید محمدی، اعظم داودی* صفحات 43-56
    مقدمه

    سبک های دل بستگی از منابع درون فردی هستند که می توانند سبب تعدیل سطوح تنش و ناتوانی در شرایط ناگوار شده و اثرات منفی تنش را کم رنگ تر جلوه دهند.

    هدف

    هدف این تحقیق نقش واسطه ای دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین دل بستگی به والدین و علایم اختلال اضطراب اجتماعی در نوجوانان دختر است.

    روش

    مطالعه حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری این مطالعه شامل دانش آموزان مقطع متوسطه اول ناحیه یک و دو شهر شیراز در سال تحصیلی 97-1396 است. در این پژوهش مجموعا 175 دانش آموز به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از دل بستگی، اضطراب و دشواری تنظیم هیجان استفاده شد. داده ها با استفاده آزمون همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد که دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین دل بستگی به والدین و اضطراب اجتماعی نقش واسطه ای ایفا می کند و بین دل بستگی به والدین و دشواری در تنظیم هیجان نوجوانان دختر رابطه معنی داری (0/05>P) وجود دارد.

    نتیجه گیری:

     در نتیجه می توان گفت دل بستگی به والدین به عنوان یک مکانیسم زیر بنایی در بهبود عملکرد اضطراب اجتماعی عمل کرده و متغیر دشواری در تنظیم هیجان سبب ایجاد علایم اختلال اضطراب اجتماعی نوجوانان دختر می گردد.

    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، دل بستگی، دل بستگی به والدین، اضطراب اجتماعی
  • منیر جمالی، فرزین یغمایی، پرویز صباحی*، ایمان الله بیگدلی صفحات 57-77
    مقدمه

    توانایی بازشناسی هیجان، برای درک رفتار شخص مقابل ضروری است و بازشناسی هیجان می تواند از چهره، صدا و حرکات بدن انجام پذیرد.

    هدف

    هدف پژوهش، مقایسه ابعاد بازشناسی هیجان در افراد با نشانه های اختلال شخصیت ضداجتماعی و وسواسی و عادی بود.

    روش

    روش پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی در سال تحصیلی 1395 تشکیل دادند. 400 دانشجو به صورت تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه ی بالینی میلون 3 را کامل کردند. سپس براساس ملاک های ورود 30 نفر برای هر گروه انتخاب شدند. آزمون های بازشناسی هیجان چهره ای، صوتی، تنی و نظریه ذهن بر روی شرکت کنندگان اجرا شد. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و تحلیل واریانس چند متغیره بررسی شد.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد بین گروه شخصیت ضداجتماعی و شخصیت وسواسی در امتیازدهی برانگیختگی هیجان صوتی خشم (0/028=p) و بین گروه شخصیت وسواسی و عادی در امتیازدهی شدت هیجان خنثی (0/049=p) تفاوت معنادار وجود داشت. در بازشناسی هیجان تن بین گروه شخصیت ضداجتماعی و عادی در دو حالت هیجان شادی (0/004=p)، (0/001=p) و بین گروه شخصیت وسواسی و عادی در یک حالت هیجان شادی (0/016=p) تفاوت معنادار وجود داشت (0/05<p).

    نتیجه گیری: 

    براساس نتایج به دست آمده، افراد با ویژگی های شخصیت ضداجتماعی در بازشناسی هیجان تن عملکردی بهتری دارند و می توان پیش زمینه ای نظری برای شیوه های جدید درمانی را مطرح کرد. البته تحقیقات بیشتری در بازشناسی هیجان به روش های مختلف (صوت، حرکات بدن) در نمونه های بالینی ضرورت دارد.

    کلیدواژگان: بازشناسی هیجان، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت وسواسی، بهنجار
  • محمد نریمانی، ستاره جانی*، روناک رضائی صفحات 78-89
    مقدمه

    افسردگی و اضطراب بیماران مبتلا به سرطان با متغیر های شخصیتی و شناختی متعددی از جمله ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی در ارتباط است.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی در پیش بینی افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به سرطان انجام بود.

    روش

    روش پژوهش حاضر، همبستگی و از نوع پیش بینی است. جامعه آماری شامل کلیه بیماران زن مبتلا به سرطان تحت پوشش موسسه خیریه آرزو در شهرستان پارس آباد (1397) بود. 120 زن مبتلا به سرطان با روش نمونه گیری هدفمند از بین جامعه آماری به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در مطالعه حاضر شرکت کردند. داده های مطالعه با استفاده از مقیاس های ناگویی خلقی تورنتو (بشارت، 2007)، ذهن آگاهی، توجه و هوشیاری براون و ریان (2003) و اضطراب و افسردگی بیمارستان اسنایت (1983) جمع آوری و با آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شد.

    یافته ها:

     یافته های پژوهش حاضر نشان داد که ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی قادر هستند تا افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به سرطان را به طور معنی دار پیش بینی کنند (0/001<p).

    نتیجه گیری:

     ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی از عوامل مهم دخیل در افسردگی و اضطراب بیماران مبتلا به سرطان می باشند؛ بنابراین ضروری است که در برنامه های آموزشی، پیشگیری و درمانی این بیماران بر مداخلات روان شناختی متمرکز به این متغیرها، تاکید گردد.

    کلیدواژگان: اضطراب، افسردگی، سرطان، ذهن آگاهی، ناگویی هیجانی
  • اکرم حسین زاده*، محمداحسان تقی زاده صفحات 90-102
    مقدمه

    لکنت زبان می‌تواند به دنبال تجربه حوادث آسیب‌زا و استرس ناشی از آن شروع شود و علایم ‌تجزیه‌ ای را به همراه داشته باشد. یکی از درمان‌های نویدبخش در درمان لکنت و مشکلات همراه آن، مدل شبیه سازی ذهن است.

    هدف

    هدف از پژوهش حاضر، مطالعه اثربخشی مدل شبیه‌سازی ذهن بر کاهش تجارب ‌تجزیه ‌ای ناشی از حوادث آسیب‌زا در افراد مبتلا به لکنت بود.

    روش

    این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل تمامی افراد مبتلابه لکنت زبان بود که در سال 1397 به کلینیک توانمندسازان‌ ذهن مراجعه‌ کردند. از‌ این ‌میان، تعداد 30 نفر از مردان 45-18 ساله دارای لکنت که سابقه تجربه حادثه استرس‌آور را داشتند، به‌صورت در دسترس انتخاب‌ شده و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. پس از سنجش سطح پایه علایم تجزیه‌ای همه افراد با استفاده از مقیاس تجارب ‌تجزیه‌ ای برنستین و همکاران (1993)، افراد گروه‌آزمایش درمان مدل شبیه‌سازی ذهن را دریافت کردند؛ درحالی‌که گروه‌ کنترل هیچ مداخله‌ای را دریافت نکرد. در‌آخر، میزان تجارب تجزیه‌ای افراد مجددا اندازه‌گیری شد. هم‌چنین، داده‌های پژوهش با استفاده از تحلیل‌کوواریانس چندمتغیری و نرم افزارSPSS 23 تجزیه‌ و تحلیل شدند. 

    یافته‌ها: 

    نتایج نشان داد که مدل شبیه‌سازی ذهن در مقایسه با گروه کنترل، بر کاهش تجارب ‌تجزیه ‌ای (فراموشی‌تجزیه‌ ای، گسست‌ازخویشتن/گسست از ‌واقعیت و تخیل/‌جذب) افراد مبتلابه لکنت دارای تجربه حوادث آسیب‌زا، موثر بوده است (0/001>p). 

    نتیجه‌گیری:

     با توجه به نتایج بدست آمده می‌توان اذعان داشت که استفاده از این ‌روش نوین می‌تواند با توانمندسازی ذهن مبتلایان، درمانگران را در درمان موثر لکنت زبان و مشکلات همراه آن یاری نماید.

    کلیدواژگان: تجارب تجزیه ای، حوادث آسیب زا، لکنت زبان، مدل شبیه سازی ذهن
  • نگار معمارپور آسیابان، سعید ایمانی*، امید شکری صفحات 103-116
    مقدمه

    اعتیاد به مواد مخدر، بیماری روانی عودکننده و مزمنی است که توام با اختلالات انگیزشی شدید و از دست دادن تسلط رفتاری است و منجر به ویرانی شخصیت می شود.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر، ارزیابی روابط ساختاری سیستم های مغزی - رفتاری و دشواری در تنظیم هیجان با ولع مصرف ماری جوانا در دانش آموزان است.

    روش

    پژوهش حاضر یک بررسی همبستگی بوده، از جامعه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران، 200 مشارکت کننده (102 پسر و 98 دختر) که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند به مقیاس سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری کارور و وایت، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) و مقیاس ولع مصرف پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تاییدی و روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته ها:

     ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازه گیری، برازش دارد (0/96=CFI، 0/96=IFI، 0/045=RMSEA). نتایج نشان داد که سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری بر دشواری در تنظیم هیجان و دشواری در تنظیم هیجان بر وسوسه مصرف به ترتیب با ضرایب استاندارد (0/20، 0/21، 0/64) تاثیر دارد.

    نتیجه گیری:

     نتایج پژوهش نشان داد که دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و وسوسه مصرف ماری جوانا نقش واسطه ای دارد. توجه به این مکانیسم تاثیر، در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی کارآمد برای اعتیاد به مصرف مواد می تواند موثر باشد.

    کلیدواژگان: فعال سازی رفتاری، بازداری رفتاری، دشواری در تنظیم هیجان، ولع مصرف ماری جوانا، معادلات ساختاری
  • فایق یوسفی، سارا شاه ویسی، محمد شاه ویسی، کارو ثروت یاری* صفحات 117-125
    مقدمه

    اختلال نافرمانی مقابله ای شامل کودکانی است که در طول یک دوره حداقل 6 ماهه، منفی گرا، دارای رفتار خصمانه، دمدمی مزاج و نسبت به مراجع قدرت نافرمان هستند. با توجه به دشواری تغییر الگوی رفتاری در بزرگ سالی، تشخیص زود هنگام آن ها می تواند سبب پیشگیری از خطرات بالقوه آن در آینده شود.

    هدف

    تعیین شیوع اختلال نافرمانی مقابله ای و عوامل مرتبط با آن در بین دانش آموزان ابتدایی شهرستان سنندج در سال 1393 بود.

    روش

    مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی بوده و جامعه موردمطالعه شامل دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان سنندج در سال 1393 بود. تعداد نمونه براساس جدول مورگان 377 نفر بود که از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. دانش آموزانی که اختلالات روان پزشکی دیگر داشتند و یا رضایت آگاهانه ندادند از مطالعه حذف شدند. ابزار موردمطالعه شامل پرسشنامه استاندارد علایم مرضی کودکان استفاده شد. این پرسشنامه، دارای دو چک لیست والد و معلم است. برای آنالیز داده ها از T-test و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.

    یافته ها:

     از تعداد 377 دانش آموز موردمطالعه 62/6 درصد پسر و 37/4 درصد دختر بودند. نتایج مطالعه نشان داد شیوع اختلال نافرمانی مقابله ای در جمعیت موردمطالعه 2/9 درصد بود. بین اختلال نافرمانی با سن (0/8=P) و تحصیلات پدر (0/14P≥) در افراد مورد مطالعه رابطه معنی دار آماری مشاهده نشد. درحالی که بین تحصیلات مادر و اختلال نافرمانی افراد مورد مطالعه رابطه معنی داری وجود داشت (0/001>P).

    نتیجه گیری: 

    با توجه به شیوع 2/9 درصدی این اختلال و اهمیت آن در شکل گیری شخصیت و رفتار کودکان، برنامه ریزی در جهت کاهش خطرات ناشی از آن و همچنین عوامل به وجود آورنده آن، ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: اختلال نافرمانی مقابله ای، شیوع، دانش آموزان ابتدایی، سنندج
  • امید عنایتیان، مهدی امیری*، زینب ضرابی مقدم صفحات 126-140
    مقدمه

    مطالعات انجام شده در خصوص بیماری روان‌تنی میگرن نشان دهنده مزمن بودن این بیماری است و در این پژوهش نقش واسطه‌ای نگرش‌های ناکارآمد در رابطه بین طرحواره‌های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی افراد میگرنی مورد مطالعه قرار گرفته است.

    هدف

    هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه‌ای نگرش‌های ناکارآمد در رابطه طرحواره‌های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی در افراد مبتلا به میگرن است.

    روش

    روش پژوهش از نوع تحلیل مسیر است. در خصوص این پژوهش باید اشاره کرد که جامعه مورد مطالعه افراد میگرنی شهر مشهد بوده که 96 مرد و 161 زن و نمونه‌گیری به گونه در دسترس انجام شده است. از این نمونه 257 پرسشنامه‌های خود را به پژوهشگر تحویل دادند. در این پژوهش از پرسشنامه‌های طرحواره یانگ (فرم کوتاه)، پرسشنامه DAS-26 و پرسشنامه (DASS-21) استفاده شده است. 

    یافته‌ ها: 

    یافته‌های پژوهش نشان داد که مسیرهای غیرمستقیم مدل معنادار است و این حاکی از معنی‌داری (0/05>P) نقش واسطه‌ای نگرش‌های ناکارآمد در ارتباط بین طرحواره‌های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی در مبتلایان به میگرن است.

     نتیجه‌گیری:

    نتایج نشان داد که نگرش‌های ناکارآمد نقش واسطه‌ای میان طرحواره‌های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی افراد میگرنی دارد. لذا در افراد مبتلا به میگرن می‌توان با استفاده از روش روان‌شناختی نگرش‌های ناکارآمد این افراد را منعطف کرد و این مهم به نوبه خود در بهبود نشانگان بالینی میگرن این افراد موثر خواهد بود.

    کلیدواژگان: نگرش ناکارآمد، طرحواره های ناسازگار اولیه، نشانگان بالینی، میگرن
  • فاطمه امانی*، فاطمه رئیسی، آمنه حاج کرم، روشنک خدابخش پیرکلانی صفحات 141-152
    مقدمه

    هوش هیجانی و مهارت های اجتماعی دو مفهوم درهم تنیده ای هستند. چرا که میزان مهارت های اجتماعی نیاز به هوش هیجانی دارد و هوش هیجانی نیز از طریق مهارت های اجتماعی ظهور می یاید.

    هدف

    پژوهش حاضر، با هدف بررسی رابطه بین مهارت های اجتماعی نوجوانان با هوش هیجانی والدین آن ها در بین نوجوانان شهر تهران و همچنین، پیش بینی سطح مهارت های اجتماعی نوجوانان بر اساس هوش هیجانی والدین آن ها انجام شد.

    روش

    روش این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه این مطالعه شامل کلیه نوجوانان تهرانی (13 تا 17 سال) بود که والدین آن ها در قید حیات بودند. نمونه این مطالعه شامل 150 نوجوان تهرانی (همراه با والدین شان) بود که از طریق نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات علاوه بر پرسش نامه جمعیت شناختی از دو پرسش نامه مهارت اجتماعی نوجوانان ایندربیتزن و فوستر (1992) و هوش هیجانی گلمن (2001) استفاده شد. از شاخص های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و تحلیل رگرسیون چند متغیره از طریق نرم افزار 22 SPSS جهت تحلیل داده ها استفاده شد.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد رابطه معناداری بین سطح مهارت های اجتماعی نوجوان و هوش هیجانی والدین شان وجود دارد (در سطح 0/05). همچنینی، 14/4 درصد از واریانس متغیر مهارت های اجتماعی نوجوان توسط هوش هیجانی والدین تبیین شد. به صورت دقیق تر طبق تحلیل رگرسیون داده ها، 3/9 درصد از واریانس متغیر مهارت های اجتماعی نوجوان توسط هوش هیجانی مادر و 0/5 درصد از واریانس توسط هوش هیجانی پدر برآورد شد.

    نتیجه گیری:

     بنابراین، می توان گفت بالا بودن هوش هیجانی والدین، رابطه مثبت و معناداری با افزایش سطح مهارت های اجتماعی نوجوان دارد.

    کلیدواژگان: مهارت های اجتماعی، هوش هیجانی، نوجوان، والدین
  • پندار فاضل*، سیامک طهماسبی گرمتانی، سید علی حسینی المدنی صفحات 153-175
    مقدمه

    خانواده اساسی ترین نهاد اجتماعی زمینه ساز جوامع و تاریخ بشر است. طلاق یکی از مباحث اجتماعی است که اغلب برای اعضای خانواده مشکلاتی ایجاد می کند که باعث آسیب پذیری آن ها می شود. تاکنون علیرغم تمام تلاش های انجام شده، برای پیشگیری از طلاق، آمار نشان می دهد که روز به روز آمار طلاق رو به افزایش است.

    هدف

    هدف تحقیق حاضر فراهم کردن چارچوبی برای رهیاری پس از طلاق است. نتایج در سه قسمت تقسیم بندی شده است. تعریف رهیاری و حوزه های مرتبط، رهیاری خانواده، و سازگاری پس از طلاق و مداخله رهیاری که برای آن نیاز است.  

    روش

    مطالعه حاضر توصیفی تحلیلی (از نوع مروری) است که به بررسی جامع پژوهش های صورت گرفته در حوزه رهیاری پرداخته است. در مرحله اول، مجموعا تعداد 432 مقاله انگلیسی و تعداد 3 مقاله فارسی ثبت شده، برگزیده شد. در آخر بعد از بررسی نهایی 84 مقاله از این مقالات انتخاب شدند.

    یافته ها:

     از آنجایی که تحقیقات در رهیاری بسیار محدود است، هیچ سابقه ای برای مداخلات رهیاری در ارتقا زندگی افراد مطلقه در سراسر دنیا وجود ندارد. در این راستا، اثربخشی مداخلات آینده نگر مانند رهیاری می تواند در کاهش مشکلات ناشی از طلاق موثر باشد؛ بنابراین رهیاری مداخله مفیدی است که می تواند نقش اساسی در سازگاری پس از طلاق داشته باشد.

    نتیجه گیری: 

    اگرچه طلاق برای اعضای درگیر آن عواقبی به دنبال دارد، مداخله رهیاری پس از طلاق می تواند کیفیت زندگی طلاق گرفتگان را ارتقا بخشد و به آن ها در مدیریت تغییرات تحمیل شده توسط طلاق کمک کند، پس سازگاری پس از طلاق از نتایج آن خواهد بود.

    کلیدواژگان: رهیاری پس از طلاق، رهیاری طلاق، کوچینگ پس از طلاق، سازگاری پس از طلاق
|
  • Somayeh Zarei, Arezoo Nejatiyan* Pages 1-14
    Introduction

     Psychological problems caused by infertility can play an aggravating role in infertility. Adlerian treatment focuses on helping individuals develop a lifestyle that is defined by more productive compensation tools for feeling of inferiority and more social interests.

    Aim

     The present study was aimed to investigate the effect of adlerian group counseling on hopelessness and death anxiety in Kermanshah infertile women.

    Method

     This research is semi-experimental. Statistical population of the study consisted of 324 infertile women of Kermanshah with clinical records.40 individuals were selected out of statistical population by available sampling method. They were randomly replaced into experimental (n=20), and control group (n=20). Then all 40 patients were tested by research tools including death anxiety and hopelessness questionnaire. The experimental group received ten group counseling sessions with adlerian approach, but control group received no intervention. Then both groups were given posttests based on above scales and it was analyzed according to covariance analysis test.

    Results

     The findings of covariance analysis test show that Adlerian group counseling approach causes a reduction in death anxiety (p<0.05) and hopelessness (p<0.05) in experimental group compared to control group in posttest stage.

    Conclusion

     Adlerian group counseling could reduce death anxiety and hopelessness meaningfully compared to control group.

    Keywords: Group counseling, Adlerian approach, Hopelessness, Death anxiety, Infertility
  • Sina Valiee, Shahram Sharifi, Hajar Kashefi, Farzaneh Khanpour* Pages 15-29
    Introduction

    Personality has a lasting effect on marital relationships and some personality traits increase tensions and conflicts among couples and these conflicts can threaten the continuation of marital life.

    Aim

    Considering the increasing divorce rate and the importance of personality disorder in this study, the aim of this study was to compare the level of personality disorder in couples applying for divorce referring to counseling centers and non-applicants for divorce in Sanandaj. The present research is a comparative study.

    Method

    The present study is a comparative study and the study population is the couples seeking and non-applying for divorce. 55 divorce applicants were selected through convenience sampling and 55 non-divorce applicants were selected by multistage cluster sampling in 2019and completed the Millon III questionnaire. Data were analyzed by SPSS 21 software using independent t-test and one-way ANOVA.

    Results

    The results of this study showed that among couples applying for divorce and divorced couples, disclosure, desirability, schizoid, distraction, depression, affiliated, demonstrative, selfish, negative, selfish, schizotypal, borderline, anxiety disorder, Depressed mood, post traumatic stress, thinking disorder, major depression and delusional disorder (p<0.05). However, there are no significant differences in the scales of antisocial, anxiety, obsession, paranoid, pseudo-physical, manic, alcohol and drug dependence.

    Conclusion

    According to the results of the research, the significance of the most of the dimensions of personality disorder in divorce applicants and the high divorce rates in society, education and the creation of appropriate psychological treatments for increasing the knowledge and treatment of couples and reducing the divorce rate is necessary.

    Keywords: Personality disorder, Divorce applicants, Non-divorced couples
  • Maryam Ghorbani*, Maryam Najafi Pages 30-42
    Introduction

    Suicide can be defined as a conscious act of self-harm that leads to death.

    Aim

    The aim of this study was to comparison attachment styles and alexithymia in suicidal attempts and control group.  

    Method

    In this casual comparative study, 100 individuals (50 suicide attempts and 50 normal individuals) were selected by convenience sampling. All participant completed the attachment styles questionnaire and Toronto emotional alexithymia scale. Data were analyzed using MANOVA by SPSS-21.

    Results

    The results showed that the difference between two groups was significant in difficulty in regulating emotions. Also, the difference between the two groups in avoidant and secure attachment style is significant (p<0.05).

    Conclusion

    According to result, it can be argued that interpersonal and emotional factors play a meaningful role in suicide. It seems that interpersonal factor and emotional characteristic should be considered in planning for prevention and treatment of suicide.

    Keywords: Attachment styles, Affective symptoms, Suicide
  • Majid Mohammadi, Azam Davoodi* Pages 43-56
    Introduction

    Attachment styles are those intrinsic sources in which can balance stress levels and disability in unpalatable situations and make the negative effects of tension less.

    Aim

    The purpose of this research is the mediator role of difficulty in emotion regulation in relationship between parental attachment and social anxiety disorder symptoms in adolescent females.

    Method

    This study is a correlation-descriptive research method and the statistical population of this study has been chosen among first grade of junior high school students in districts 1 and 2 of Shiraz in the school year of 2017-2018. In this research, a total of 175 students have been selected by multistage cluster sampling. Attachment, anxiety and emotion regulation difficulty were used for data collection. Data were analyzed using Pearson correlation test and path analysis test.

    Results

    Difficulty in emotion regulation is playing a mediator role in relation between parental attachment and social anxiety and there is a meaningful relationship between parental attachment and difficulty in emotion regulation of adolescent females (P<0.05).

    Conclusion

    As a result, it can be said that attachment to parents acts as an underlying mechanism in improving social anxiety function and the difficulty variable in emotion regulation causes symptoms of social anxiety disorder in adolescent females.

    Keywords: Emotion regulation, Attachment, Parental attachment, Social anxiety
  • Monir Jamali, Farzin Yaghmaee, Parviz Sabahi*, Imanollah Bigdeli Pages 57-77
    Introduction

    Emotion recognition is an essential ability to understand others’ behavior. Emotions can be recognized through facial expression, voice, and gestures.

    Aim

    This study aims to compare emotion recognition dimensions in people with antisocial (ASPD) and obsessive-compulsive personality disorders (OCPD) and those with normal personality.

    Method

    The statistical population of this descriptive, causal-comparative research included all female students of Ferdowsi University of Mashhad in the academic year 2016. A total of 400 students were randomly selected to fill out Millon Clinical Multiaxial Inventory, 3rd edition (MCMI-III). Then, a total of 30 students were assigned to each group based on the inclusion criterion. The participants took part in facial, vocal, and somatic emotion recognition and theory of mind tests. Data were analyzed using univariate and multivariate analysis of variance.

    Results

    Results showed a significant difference between ASPD and OCPD groups for vocal anger emotion arousal (p=0.028). The results also showed a significant difference between OCPD and normal personality groups in terms of neutral emotional intensity (p=0.049). Moreover, a significant difference was observed between ASPD and normal personality groups for somatic emotion recognition in two states of happiness (p=0.004) (p=0.001), and between OCPD and normal personality groups in one state of happiness (p<0.05).

    Conclusion

    Individuals with ASPD showed better performance in recognizing somatic emotion, which provides a theoretical ground for new therapeutic methods. However, further studies are required to recognize emotion using different methods (voices, body movements, etc.) in clinical samples.

    Keywords: Emotion recognition, Antisocial personality disorder, Obsessive- compulsive personality disorder, Normal
  • Mohammad Narimani, Setareh Jani*, Roonak Rezaei Pages 78-89
    Introduction

    Depression and anxiety in cancer patients are associated with a variety of cognitive and personality variables such as alexithymia and mindfulness.

    Aim

    The present study aimed to investigate the role of alexithymia and mindfulness in predicting depression and anxiety in women with cancer.

    Method

    The research method is correlational and predictive. The statistical population consisted of all female patients with cancer covered by Arezoo Charity Institute in Pars Abad (1979). 120 women with cancer were selected through purposive sampling from the statistical population and participated in this study. The data were collected using Toronto Alexithymia Scale (TAS-20), Mindful Attention Awareness Scale (MAAS) and Hospital Anxiety and Depression Scale (HADS), and analyzed by SPSS-20 software, Pearson correlation coefficient and stepwise regression analysis.

    Results

    The findings of this study showed that alexithymia and mindfulness can predict depression and anxiety in women with cancer significantly (P<0.01).

    Conclusion

    Alexithymia and mindfulness are important factors in the depression and anxiety of cancer patients. Therefore, it is necessary to emphasize psychological interventions focused on these variables in educational, prevention and treatment programs of these patients.

    Keywords: Alexithymia, Anxiety, Cancer, Depression, Mindfulness
  • Akram Hosseinzadeh*, MohammadEhsan Taghizadeh Pages 90-102
    Introduction

    Stuttering can begin with the experience of traumatic event and the stress it causes.  Mind simulation model is one of the promising treatments for stuttering and its associated problems.

    Aim

    This study aimed to investigate the effectiveness of mind simulation model on decreasing dissociative experiences caused by traumatic events in adult with stuttering disorder.

    Method

    This was a quasi-experimental study with a pre-test/ post-test design and a control group. The study population included all stutterers who referred to the Tavanmandsazan-e-Zehn Clinic in 2018-2019. Among them, the number of 30 stuttering 18- 45 years old men who had experienced a traumatic event were selected through available sampling method and put randomly into the experimental and control groups. After measuring basic levels of dissociative experiences of all participants using dissociative experiences scale (Bernstein, 1993), the experimental group received mind simulation therapy, while the control group received no intervention. Finally, both groups completed the post-test.

    Results

    Results of MANCOVA analysis showed that mind simulation model could significantly reduce dissociative experiences (including dissociative amnesia وdepersonalization/derealisation, and absorption/imaginative) (p<0.001) in participants whose their stuttering were caused by experiencing traumatic events compared to the control group.

    Conclusion

    Given these findings, it can be claimed that the use of this new method can help the therapists in the effective treatment of stuttering and its associated problems by mind enabling of the patients.

    Keywords: Dissociative experiences, Mind simulation model, Stuttering, Traumatic events
  • Negar Memarpour Asiaban, Saeed Imani*, Omid Shokri Pages 103-116
    Introduction

    Drug addiction is a recurrent and chronic mental illness that is associated with severe motivational disorders and loss of behavioral control, leading to personality disorder.

    Aim

    Present study aims to evaluation of Structural relations of brain-behavioral systems and Emotion regulation difficulties with craving of marijuana in students.

    Method

    This research was a correlation, study 200 individuals (102 male and 98 female) of School students of Tehran selected by clustering sampling and answered to following questionnaires: Carver and White's Behavioral Inhibition & Activation Scale, Difficulties in emotion regulation scale and craving of marijuana in students’ questionnaire. For data analysis, confirmatory factor analysis and structural equation modeling technique was used.

    Results

    The evaluation of hypothetical model with fit indexes demonstrated that the hypothetical model fits the measurement model (CFI=0.96, NFI=0.96, and RMSEA=0.045). Structural relations analysis also showed brain-behavioral systems indirectly affect through emotional dysregulation over craving of marijuana and also the results showed that the emotional dysregulation has a direct relation to craving of marijuana.

    Conclusion

    Thus, based on current research findings, it can be concluded that Emotion regulation difficulties has a mediating role in relationship Structural relations of brain-behavioral systems and craving of marijuana. Considering these dimensions and the effectiveness of the employed mechanisms can be useful in developing efficacious preventive and therapeutic interventions for craving of marijuana.

    Keywords: Activation behavioral, Inhibition behavioral, Emotion regulation difficulties, Craving of marijuana, Structural model
  • Fayegh Yousefi, Sara Shahvesi, Mohammad Shahvesi, Karo Servatyari* Pages 117-125
    Introduction

    Oppositional Defiant Disorder (ODD) includes children who have negatively oriented, aggressive behavior, capricious and disobedient to authority in during a minimum period of 6 months. Due to the difficulty in changing behavioral patterns in adulthood, early diagnosis can prevent potential threats in the future.

    Aim

    Determine the prevalence of oppositional defiant disorder and related factors among students in primary school in Sanandaj city in 2014.

    Method

    This study was a cross-sectional study. The study population consisted of primary school students living in the city of Sanandaj in 2014. The sample size based on Morgan's table was 377 people who were selected by stratified random sampling. Students who had other psychiatric disorders or had not informed consent were excluded from the study. Instruments of this study were Standard Child Symptom Inventory questionnaire. The questionnaire has two parent and teacher checklist. For data analysis, T-test and Pearson correlation coefficient were used.

    Results

    Among 377students, 62.6% (236 students) were male and 37.4% (141 students) were female. Results showed that the prevalence of ODD in respondents was 9.2%. In this study, there was no statistically significant relationship between ODD with age (P=0.8).There was no significant relationship (p≥0.14) between ODD and father's education, whereas, there was a significant relationship (p≤0.0001) between mothers' education and ODD (p≤0.001).

    Conclusion

    Due to the 2.9% prevalence of this disorder and its importance in shaping the personality and behavior of children, planning to reduce the risks posed by it, as well as the factors creating it, is necessary.

    Keywords: Oppositional defiant disorder (ODD), Prevalence, Elementary students, Sanandaj
  • Omid Enayatian, Mehdi Amiri*, Zeynab Zarabi Moghadam Pages 126-140
    Introduction

    Studies on migraine psychiatric disease indicate that the disease is chronic and in this study the mediating role of dysfunctional attitudes on the relationship between early maladaptive schemas and clinical syndrome of migraineurs has been studied.

    Aim

    The purpose of this study was to investigate the mediating role of dysfunctional attitudes in relation to early maladaptive schemas and clinical syndrome in people with migraine.

    Method

    The research method is path analysis. Regarding this study, it should be noted that the study population was Migrants of Mashhad with 96 males and 161 females and sampling was available. From this sample, 257 questionnaires were submitted to the researcher. Yang Schema Questionnaire(short form)،DAS-26 and DASS-21 questionnaires were used in this study.

    Results

    The findings showed that indirect pathways of the model are significant and this indicates a significant (P<0.05) mediating role of dysfunctional attitudes in the relationship between early maladaptive schemas and clinical syndrome in migraine patients.

    Conclusion

    The results showed that dysfunctional attitudes play a mediating role between early maladaptive schemas and clinical symptoms of migraine. Therefore, in patients with migraine, the dysfunctional attitudes of these individuals can be adjusted using the psychological method and this in turn will be effective in improving the clinical symptoms of migraine.

    Keywords: Disfunctional attitudes, Early maladaptive schemes, Clinical symptoms, Migraine
  • Fatemeh Amani*, Fatemeh Raiisi, Ameneh Hajkaram, Roshanak Khodabakhsh Pirkalani Pages 141-152
    Introduction

    Emotional intelligence and social skills are two intertwined concepts as each person's level of social skills requires emotional intelligence and emotional intelligence also emerges through social skills.

    Aim

    The purpose of this study was to investigate the relationship between adolescents' social skills and their parents' emotional intelligence and to predict the social skills of these adolescents based on their parents' emotional intelligence among adolescents in Tehran.

    Method

    The method of this study was descriptive- correlational. The study population consisted of all Tehranian adolescents )13 - 17) whose parents were alive. The sample of this study included 150 adolescents (with their parents) in Tehran who were selected through random cluster sampling. In addition to demographic questionnaire, Inderbitzen and Foster's (1992) adolescents' social skills questionnaire and Goleman's (2001) emotional intelligence questionnaire were used. Descriptive statistics indices (mean and standard deviation) and multivariate regression analysis were used for data analysis by SPSS-22 software.

    Results

    The results showed that there is a significant relationship between adolescent's social skills and their parents' emotional intelligence (Sig=0.05). Moreover, 14.4% of the variance in adolescent social skills was explained by parents' emotional intelligence. More precisely, according to data regression analysis, 3.9% of variance in adolescent social skills was estimated by maternal emotional intelligence and 0.5% of variance by father emotional intelligence.

    Conclusion

    To conclude, it seems that high parental emotional intelligence has a positive and significant relationship with increasing adolescent social skills.

    Keywords: Emotional intelligence, Social skills, Adolescents, Parents
  • Pendar Fazel*, Siamak Tahmasebi Garmtani, SeyedAli Hosseini Almadani Pages 153-175
    Introduction

    Family has been the most fundamental social institution underlying societies and human history. Divorce is one of the social issues, which often causes problems for family members and make them vulnerable. Despite all efforts, have done to date, to prevent divorce, statistics show that the divorce rate is growing day by day.

    Aim

    The present study aims is to provide a framework for Post-divorce Coaching. The result has been categorized and presented in the three sections: 1. Definitions of coaching and Related Areas, 2. Family Coaching, 3. Post-divorce Adjustment and the coaching interventions required.

    Method

     This is a descriptive-analytic review study. Comprehensively review the research conducted in the field of coaching. In the first phase, a total of 243 English articles and 3 registered Persian articles selected. Finally, after the final review, 84 articles chose.

    Results

     As research in coaching is very limited, there is no record for coaching interventions to strengthen the lives of divorced people around the world. In this regard, the effectiveness of future-oriented interventions like coaching can be effective in reducing the issues caused by divorce. Therefore coaching is a useful intervention that can play a key role in Post-Divorce adjustment.

    Conclusion

     Although divorce has consequences for the members involved, Post-Divorce Coaching intervention can promote the quality of life in divorcees and help them manage the changes imposed by divorce so, divorce adjustment will be the result of that.

    Keywords: Post-divorce coaching, Divorce coaching, Divorce adjustment, Post divorce adjustment