فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 12 (پیاپی 95، اسفند 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/11
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حامد کدیوریان، پیمان رحیمی فیلی، علی اصغر مقدم، صمد علی محمدی* صفحات 1-12
    زمینه و هدف

    سلول های بنیادی اسپرماتوگونی (SSCs: Spermatogonial Stem Cells) سلول هایی خاص هستند که دارای توانایی خودنوسازی و تمایز می باشند. این سلول ها نقشی اساسی در حفظ روند اسپرماتوژنز و باروری دارند. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر غلظت های مختلف هورمون محرک فولیکولی (FSH: Follicle Stimulating Hormone) بر کلونی زایی سلول های بنیادی اسپرماتوگونی بز در محیط آزمایشگاه انجام شد.

    روش بررسی

    سلول های اسپرماتوگونی طی دو مرحله هضم آنزیمی از بیضه بز نابالغ جداسازی شدند. سلول های استخراج شده به مدت 10 روز در چهار گروه کشت داده شدند. برای گروه کنترل کشت ساده سلول های اسپرماتوگونی در محیط DMEM (Dulbecco's Modified Eagle Medium) حاوی 1 درصد آنتی بیوتیک و 5 درصد FBS (Fetal Bovine Serum) انجام شد. در گروه های تیمار 1، 2 و 3 نیز غلظت های مختلف FSH (5، 10 و 20 واحد بین المللی بر میلی لیتر) به ترتیب به محیط کشت اضافه گردید. تعویض محیط های کشت هر 72 ساعت انجام شد. ماهیت سلول ها توسط رنگ آمیزی ایمنوسیتوشیمی علیه آنتی ژن PGP9.5 تایید گردید. بلافاصله پس از جداسازی، درصد زنده مانی سلول ها، مساحت و تعداد کلونی های تشکیل شده در روزهای چهارم، هفتم و دهم پس از کشت به وسیله میکروسکوپ معکوس ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از آزمون واریانس یک طرفه آنالیز گردیدند.

    یافته ها:

     نتایج نشان دادند که میزان زنده مانی سلول های اسپرماتوگونی پس از جداسازی 32/2±4/89 درصد بوده است. اثر FSH در تشکیل کلونی های سلول های اسپرماتوگونی وابسته به دوز بود. دوزهای 5 و 10 واحد بر میلی لیتر، مساحت و تعداد سلول های اسپرماتوگونی را افزایش داد؛ اما دوز 20 واحد بر میلی لیتر موجب کاهش تشکیل کلونی ها گردید (05/0>P).

    نتیجه گیری:

     FSH می تواند محیط کشت مناسبی را به منظور مطالعه سلول های اسپرماتوگونی در محیط آزمایشگاه فراهم کند.

    کلیدواژگان: اسپرماتوژنز، هورمون محرک فولیکولی، بز، سلول های اسپرماتوگونی
  • مژده عبادی تبار*، سمیرا داورزنی، نادیا بابایی، سکینه شب بیدار صفحات 13-23
    زمینه و هدف

    مطالعات پیشین بیانگر ارتباط معکوس شاخص سلامت غذایی با بسیاری از بیماری های مزمن از جمله بیماری های قلبی- عروقی و سرطان و همچنین مرگ و میر می باشند. در مقابل، مطالعات محدودی در زمینه ارتباط شاخص سلامت غذایی و متابولیسم استراحت وجود دارد. با توجه به نتایج برخی از مطالعات مبنی بر ارتباط نمایه خوردن سالم با وزن، ترکیب بدن و قند خون و نیز با توجه به ارتباط این عوامل با متابولیسم استراحت به نظر می رسد که میان نمایه خوردن سالم و متابولیسم استراحت ارتباط وجود دارد. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف بررسی احتمال این رابطه انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش مقطعی حاضر در ارتباط با 256 فرد بالای 18 سال انجام شد. ارزیابی تغذیه ای افراد با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک 168 آیتمی صورت گرفت. همچنین متابولیسم استراحت با استفاده از روش کالریمتری غیر مستقیم (MetaLyzer 3B-R3) و ترکیب بدن توسط Multi-frequency Bioelectrical Impedance Analyzer InBody 770 Scanner (Korea، Seoul، InBody co) اندازه گیری گردید. برای بررسی ارتباط بین نمایه خوردن سالم2015  با ترکیب بدن، متابولیسم استراحت و دریافت های غذایی از آزمون ANCOVA استفاده گردید. رابطه خطی میان متابولیسم استراحت و نمایه خوردن سالم نیز از طریق Curve Estimation در نرم افزار SPSS بررسی شد.

    یافته ها: 

    هیچ گونه ارتباط معناداری میان شاخص سلامت غذایی و متابولیسم استراحت در مردان (83/0=P) و زنان (9/0=P) یافت نشد. مطابق با بررسی ها، میانگین امتیاز شاخص غذایی در مردان بیشتر از زنان بود. در این مطالعه با افزایش سن زنان، امتیاز شاخص غذایی افزایش یافت. همچنین با افزایش امتیاز شاخص سلامت غذایی، میزان توده عضلانی در زنان افزایش یافت؛ اما از نظر آماری معنادار نبود.

    نتیجه گیری:

     نتایج نشان دادند که تفاوت معناداری میان ترکیب بدن و متابولیسم استراحت در سهک های مختلف نمایه خوردن سالم وجود ندارد.

    کلیدواژگان: نمایه خوردن سالم، متابولیسم پایه، ترکیب بدن
  • قدرت عبادی مناس*، غلام رضا نجفی صفحات 24-33
    زمینه و هدف

    صرع یک بیماری شایع عصبی است که در اثر تخلیه های الکتریکی غیر طبیعی مکرر از مغز ایجاد می شود. برای درمان صرع از داروی کاربامازپین استفاده می گردد. این دارو با گذشت زمان موجب افزایش استرس اکسیداتیو و ناهنجاری های تولیدمثلی در بیماران می شود. روغن جوانه گندم بالاترین میزان ویتامینE  را در میان سایر روغن های گیاهی دارد. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر روغن جوانه گندم به عنوان منبعی غنی از آنتی اکسیدان ها بر استرس اکسیداتیو و لقاح آزمایشگاهی در موش های صرعی تحت درمان با کاربامازپین انجام شد.

    روش بررسی

    در این طرح آزمایشگاهی، 40 موش سوری نر بالغ و 20 موش سوری ماده بالغ با محدوده وزن بدنی 30-25 گرم مورد بررسی قرار گرفتند. موش های نر به چهار گروه 10 نفره شامل: کنترل، گروه صرعی شده با پنتیلن تترازول با دوز 40، پنتیلن تترازول + کاربامازپین با دوز 180 و پنتیلن تترازول + کاربامازپین با دوز180 + روغن جوانه گندم با دوز 500 تقسیم شدند. موش های نر دوزهای مورد نظر را براساس گرم بر کیلوگرم وزن بدن به مدت 42 روز دریافت نمودند. در هر گروه از پنج موش ماده سالم جهت تخمک گیری استفاده شد. در پایان دوره آزمایش میزان آنزیم کاتالاز، ظرفیت آنتی اکسیدانی کل، لقاح و تکوین زیگوت در محیط آزمایشگاهی بررسی گردید. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه در نرم افزار SPSS 19 تحلیل شدند.

    یافته ها: 

    نتایج نشان دادند که تجویز روغن جوانه گندم در گروه تحت درمان با کاربامازپین موجب افزایش معنا‎دار (05/0>P) آنزیم کاتالاز، ظرفیت آنتی اکسیدانی کل، لقاح و تکوین زیگوت در آزمایشگاه گردید.

    نتیجه گیری:

     روغن جوانه گندم به عنوان یک عامل آنتی اکسیدانی عمل نموده و از طریق کاهش رادیکال های آزاد ناشی از بیماری صرع و مصرف کاربامازپین موجب افزایش آنزیم کاتالاز، ظرفیت آنتی اکسیدانی کل و لقاح آزمایشگاهی می شود.

    کلیدواژگان: کاربامازپین، موش، پنتیلن تترازول، روغن جوانه گندم، زیگوت
  • محمد حسنی، ناصر بهپور*، محمد کریمی، فرامرز دارابی صفحات 34-44
    زمینه و هدف

    فعالیت ورزشی شدید موجب تولید رادیکال های آزاد و آسیب های ناشی از استرس اکسایشی می شود. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر مصرف سیلیبوم ماریانوم همراه با یک دوره تمرینات فزاینده بر پاسخ اکسیدانی به یک جلسه تمرین حاد در کشتی گیران جوان انجام شد.

    روش بررسی

    20 نفر از کشتی گیران خوب تمرین کرده، پس از اخذ رضایتنامه کتبی به صورت تصادفی به دو گروه تمرین با مکمل سیلیبوم ماریانوم و تمرین با دارونما تقسیم شدند. گروه مکمل سیلیبوم ماریانوم سه بار در روز با دوز 300 میلی گرم به مدت چهار هفته مکمل دهی شدند. خون گیری قبل و بلافاصله بعد از یک جلسه تمرین یکسان قبل از مکمل دهی و یک ماه پس از آن انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های مکرر و نیز از آزمون t مستقل استفاده گردید.

    یافته ها:

     از نظر بین گروهی، مقادیر سوپراکسید دیسموتاز قبل از تمرین و پس از مکمل دهی (032/0=P) و بلافاصله پس از تمرین و پس از مکمل دهی (002/0=P) در گروه سیلیبوم ماریانوم افزایش معناداری داشت. همچنین کاهش معناداری در مقادیر مالون دی آلدهید قبل از تمرین و پس از مکمل دهی (001/0=P) و بلافاصله بعد از تمرین و پس از مکمل دهی (001/0=P) در گروه سیلیبوم ماریانوم وجود داشت. علاوه براین، مقادیر آنتی اکسیدان تام قبل از تمرین و پس از مکمل دهی (001/0=P) و بلافاصله بعد از تمرین و پس از مکمل دهی (008/0=P) در گروه سیلیبوم ماریانوم افزایش معناداری داشت. با توجه به آزمون تحلیل واریانس با اندازه های مکرر، میانگین مقدار مالون دی آلدهید در گروه سیلیبوم ماریانوم کمتر از گروه کنترل بود.

    نتیجه گیری: 

    می توان گفت مصرف مکمل سیلیبوم ماریانوم در ورزش های فزاینده سبب کاهش شاخص های اکسیدانت و افزایش شاخص های آنتی اکسیدان می شود.

    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، اکسیدان، خار مریم، ترزش های پلیمتریک
  • سیده نفیسه طباطبایی، محمدمهدی حیدری*، مهری خاتمی صفحات 45-54
    زمینه و هدف

    یکی از رایج ترین دلایل ناباروری در مردان، واریکوسل می باشد که عبارت است از اتساع و پیچ خوردگی غیرطبیعی سیاهرگ های شبکه پامپینیفرم که در نهایت باعث کوچک شدن بیضه می گردد. مطالعات نشان داده است که افزایش سطح مارکرهای استرس اکسیداتیو، از جمله نیتریک اکسید (NO) در وریدهای گشاد شدهی بیماران مبتلا به واریکوسل، سبب اختلال در عملکرد بیضه می شود. هدف از این مطالعه، بررسی پلیمورفیسمهای T-786C و 4a4b ژن NOS3 به عنوان یک فاکتور ژنتیکی رایج و بررسی ارتباط آن با خطر ابتلا به واریکوسل در بیماران ایرانی بود.

    روش بررسی

    با استفاده از تکنیک های Multiplex-ARMS PCR و PCR به ترتیب ارتباط بین پلی مورفیسم های T-786C و 4a4b ژن NOS3 در 60 مرد ایرانی مبتلا به واریکوسل و 61 نمونه کنترل بررسی شد. آنالیز آماری داده ها با استفاده از آزمون t-test انجام شد. سطح معنی داری، 05/0>P در نظر گرفته شد.

    یافته ها: 

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد از این 60 فرد مبتلا به واریکوسل، 95 درصد دارای   ژنوتیپ -786TT، 3/3 درصد دارای ژنوتیپ هتروزیگوت -786TC و 6/1درصد افراد CC برای پلی مورفیسم T-786C بودند. علاوه براین، فقط 5 درصد برای پلی مورفیسم 4a4b هتروزیگوت (ab) و 95 درصد دارای ژنوتیپ نرمال aa بودند که از نظر آماری هیچ ارتباط معناداری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری: 

    در این مطالعه، بیشتر افراد دارای دو ژنوتیپ TT و aa به ترتیب برای پلی مورفیسم های T-786C و 4a4b بودند. براساس این داده ها، ارتباط معنا داری بین پلی مورفیسم های ژن NOS3 و افراد مبتلا به واریکوسل مشاهده نشد. شایان ذکر است که مطالعاتی با نمونه های بیشتر برای تایید این یافته ها باید انجام شود.

    کلیدواژگان: ناباروری مردان، واریکوسل، نیتریک اکسید سنتاز 3، پلی مورفیسم، واکنش زنجیرهای پلیمراز چندگانه
  • فهیمه باغبانی آرانی، مهسا شریفان، الهه محمودی خالدی* صفحات 55-64
    زمینه و هدف

    سویه های سودوموناس آیروژینوزای جداشده از ریه بیماران مبتلا به سیستیک فیبروزیس (CF: Cystic Fibrosis) اغلب سویه هایی هتروژن و مقاوم به آنتی بیوتیک هستند. در این ارتباط، در مطالعه حاضر به بررسی ویژگی های مقاومت آنتی بیوتیکی و تعیین تنوع ژنتیکی این باکتری با استفاده از یک روش مولکولی مبتنی بر توالی های تکراری در نمونه های جداشده از بیماران ایرانی پرداخته شد.

    روش بررسی

    این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی در ارتباط با 100 سویه سودوموناس آیروژینوزا که از مبتلایان به CF جداسازی شده بودند، انجام شد. جدایه ها با استفاده از آزمون های بیوشیمیایی استاندارد شناسایی و سپس الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی آن ها تعیین شدند. تنوع سویه ها با استفاده از روش های مولکولی ERIC-PCR  (Enterobacterial Repetitive Intergenic Consensus-Polymerase Chain Reaction) و BOX A1R-PCR (BOX A1R-Based Repetitive Extragenic Palindromic-PCR) تعیین گردید. ارتباط بین انواع مولکولی و الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی نیز با استفاده از آزمون آماری مربع کای مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها: 

    نتایج حاکی از آن بودند که 35 درصد از سویه ها مقاومت چند دارویی داشته اند؛ در حالی که تنها دو سویه فنوتیپ جهش یافته قوی (HP: Hypermutator) را از نشان دادند. اکثر سویه ها (96 درصد) به ریفامپین مقاوم بودند و بیشترین میزان حساسیت مربوط به آنتی بیوتیک های استرپتومایسین (96 درصد)، ایمی پنم و مروپنم (به ترتیب با 93 و 94 درصد) بود. در بررسی مولکولی، BOX A1R-PCR توانست 24 الگو را در هشت خوشه و ERIC-PCR 26 الگو را در نه خوشه در کل جمعیت ایجاد کند.

     نتیجه گیری:

     فراوانی بالای تنوع و مقاومت چندگانه آنتی بیوتیکی در سویه های سودوموناس آیروژینوزای جدا شده از بیماران CF در ایران، تهدیدکننده سلامت جامعه می باشد؛ بنابراین یافته های مطالعه حاضر می تواند به درک تکامل این باکتری در بیماران CF و کمک به یافتن اهداف دارویی جدیدتر برای کنترل عفونت مزمن CF منجر شود.

    کلیدواژگان: سیستیک فیبروزیس، سودوموناس آئروژینوزا، مقاومت چندگانه آنتی بیوتیکی، تنوع ژنتیکی
|
  • Hamed Kadivarian, Peyman Rahimi Feyli, Aliasghar Moghaddam, Samad Alimohammadi* Pages 1-12
    Background and Objectives

    Spermatogonial stem cells are specific cells that have the ability of self-renewal and differentiation. These cells play an essential role in maintaining spermatogenesis and fertility. In this regard, the present study was performed with the purpose of investigating the effect of different concentrations of follicle stimulating hormone (FSH) on in vitro colony formation of caprine spermatogonial stem cells.

    Methods

    Spermatogonial cells, were isolated from prepubertal goat testis using two-step enzymatic digestion. Then, isolated cells were cultured for 10 days in four groups. In the control group, simple culture of spermatogonial cells was performed in Dulbecco's Modified Eagle Medium (DMEM) containing 1% antibiotics and 5% FBS (Fetal Bovine Serum). In the treatment groups 1, 2, and 3, different concentrations of follicle stimulating hormone (5, 10, and 20 IU/ml), was added to the culture medium, respectively. The culture media were changed every 72 hours. Identification of cells was confirmed by immunocytochemical staining against PGP9.5 antigen. Immediately after isolation, percentage of cells viability, surface area, and number of colonies formed on 4th, 7th and 10th days after the culture, were evaluated using an inverted microscope. Data were analyzed using one way ANOVA test.

    Results

    The findings indicated that viability rate of Spermatogonial stem cells after isolation was 89.4 ± 2.32%. The effect of FSH on the formation of spermatogonial cells colonies was dose dependent. Doses of 5 and 10 IU/ml increased the surface area and number of the spermatogonial cell derived colonies but dose of 20 IU/ml reduced colonies formation (p < 0.05).

    Conclusion

    FSH can provide an appropriate culture medium for the study of spermatogonial cells in vitro.

    Keywords: Spermatogenesis, Follicle Stimulating Hormone, Caprine, Spermatogonial Cells
  • Mojdeh Ebaditabar*, Samira Davarzani, Nadia Babaei, Sakineh Shabbidar Pages 13-23
    Background and Objectives

    Previouse studies demonstrated inverse association between healthy eating index and alot of chronic diseases like cardiovascular disease and cancer and mortality. Since there are limited study about relation between healthy eating index and reting metabolic rate. considering the results of some studies about the relation between weight, body composition and blood suger and considering the association between these factores and RMR,  the aim of this study is to investigate this association.

    Methods

    this study is a cross sectional study that was conducted on  256 subjects who were above 18 years old. Body composition, resting metabolic rate, were evaluated.  Dietary intakes including macronutrient and energy intake of participant were mentioned using a validated  food frequency questionnaire 168 items. resting metabolic rate was evaluated by inderect calorymetry(MetaLyzer 3B-R3) and body composition was assested by Multi-frequency bioelectrical impedance analyzer InBody 770 scanner (InBody co, Seoul, Korea).To evalute relation between healthy eating index with body composition and resting metabolic rate, ANCOVA was used. Also curve estimation was performed to find linear association between RMR and HEI.

    Result

    this study did not found significant relation between healthy eating index and resting metabolic rate in both gender(men: p=0.83, women: p= 0.9). The score of healthy eating index in men was higher than women and with age increased, the score of healthy eating index increased.

    Conclusion

    Current study did not demostrate  any  significant differences between resting metabolic rate and body composition in tertiles of healthy eating index.

    Keywords: Diet, Healthy, Basal Metabolism, body composition
  • Ghodrat Ebadi Manas*, Gholamreza Najafi Pages 24-33
    Background and Objectives

    Epilepsy is a neurological disorder caused by abnormal electrical discharges from the brain. Carbamazepine is used to treat epilepsy. Over time, this drug may increase oxidative stress and reproductive abnormalities in patients with epilepsy. Wheat germ oil has the highest amount of vitamin E, among other vegetable oils. The aim of this study was to evaluate the effect of wheat germ oil as an antioxidant-rich source on oxidative stress and in vitro fertilization in carbamazepine-treated epileptic male mice.

    Methods

    In this experimental study, 40 adult male and 20 adult female Balb/C strain mice with a mean weight of 25-30g were used.  Male animals divided into 4 groups (n=10), including: control; pentylenetetrazole (40 mg/kg/day); pentylenetetrazole (40 mg/kg/day) + carbamazepine (180 mg/kg/day) and pentylenetetrazole (40 mg/kg/day) + carbamazepine (180 mg/kg/day) + wheat germ oil (500 mg/kg/day). All doses were given to the male rats orally for 42 days based on g/kg body weight. Five healthy female mice were used for ovulation in each group. At the end of the treatment period, quantity of catalase enzyme, total antioxidant capacity, fertilization, zygote development, were examined. Data were analyzed using one-way ANOVA in SPSS19 software.

    Results

    The results of this study showed that administration of wheat germ oil in the carbamazepine-treated group significantly (P <0.05) increased amount of the catalase, total antioxidant capacity, fertilization and zygote development in the laboratory.

    Conclusion

    Wheat germ oil acts as an antioxidant agent and increases the amount of catalase, total antioxidant capacity and in vitro fertilization by reducing free radicals due to epilepsy and carbamazepine consumption.

    Keywords: Carbamazepine, IVF, Mice, Pentylenetetrazole, wheat germ oil, Zygote
  • Mohammad Hasani, Naser Behpour*, Mohammad Karimi, Faramarz Darabi Pages 34-44
    Background and Objectives

    Intense exercise results in the production of free radicals and damage caused by oxidative stress. In this regard, the present study aimed to investigate the effect of Silybummarianum consumption along with a period of increasing exercises on the oxidative response to an acute exercise session in young wrestlers.

    Methods

    A total of 20well-exercised wrestlers, were randomly divided into two groups of exercise along with Silybummarianum consumption and exercise along with placebo consumption after obtaining written consent. The Silybummarianum supplement group was supplemented at a dose of 300 mg, three times a day for four weeks. Blood samples were taken before and immediately after an equal training session before supplementation and after one month of supplementation. In order to analyze the data, repeated measures analysis of variance and independent t-test were used.

    Results

    In terms of between group differences, there was a significant increase in superoxide dismutase levels before exercising and after supplementation (p = 0.032) and immediately after exercise and after supplementation (p = 0.002) in the Silybummarianum group. There was also a significant decrease in malondialdehyde levels ​​before exercise and after supplementation (p = 0.001) and immediately after supplementation (p = 0.001) in the Silybummarianum group. Moreover, there was a significant increase in total antioxidant values before exercise after supplementation (p = 0.001) and immediately after exercise and after supplementation (p = 0.008) in the Silybummarianum group. According to the repeated measures ANOVA, the mean level of malondialdehyde in the Silybummarianum group was lower than the control group.

    Conclusion

     Therefore, it can be concluded that the consumption of Silybummarianum in increasing exercises leads to the decrease of oxidant indexes and increase in antioxidant indexes.

    Keywords: Antioxidant, oxidant, Milk thistle, Plyometric exercise
  • SeyedeNafise Tabatabaei, MohammadMehdi Heidari*, Mehri Khatami Pages 45-54
    Background and Objectives

    Varicocele is one of the most common causes of male infertility. Varicocele is an abnormal dilatation and tortuosity of veins of the pampiniform plexus, which drain the testis. Studies have shown that elevated level of oxidative stress markers, such as nitric oxide (NO) in the dilated veins of patients with varicocele impair testicular function. The aim of this study, was to investigate the relationship between nitric oxide synthase 3 (NOS3), T-786C, and 4a4b gene polymorphism as a common genetic factor with the risk of varicocele in Iranian men.

    Methods

    The association of NOS3 T-786C and 4a4b gene polymorphisms in 60 Iranian men with varicocele and 61 control samples, were investigated using Multiplex-ARMS PCR and conventional PCR techniques.Data were statistically analyzed by t-test at the significance level of p<0.05.

    Results

    The results revealed that among 60men with varicocele, 95% had -786 TTgenotype, 3.3% had heterozygotic genotype T-786C, and 1.6%, were CC in T-786C polymorphism. In addition,just 5% were heterozygote (ab) in 4a4b polymorphism and 95% had wild type genotype (aa), which was not statistically significant.

    Conclusion

    In this study, the majority of individuals had wild-type genotypes TT and aa in T-786C and 4a4b polymorphisms, respectively.According to this data, no significant differences were found between NOS3 gene T-786C and 4a4b polymorphisms in the individuals with varicocele. It is worth noting that further studies should be performed to confirm these findings

    Keywords: Male Infertility, Varicocele, Nitric Oxide Synthase 3, Polymorphism, Multiplex PCR
  • Fahimeh Baghbani Arani, Mahsa Sharifan, Elahe Mahmoodi Khaledi* Pages 55-64
    Background and Objectives

    Pseudomonas aeruginosa isolates from the lungs of cystic fibrosis (CF) patients are often heterogeneous and antibiotic resistant strains. Our work therefore focused on the antibiotic resistance properties of these P. aeruginosa strains isolated from Iranian patients, as well as the genetic diversity analysis by a repetitive-element-based molecular assay.

    Methods

    This cross-sectional study performed on 100 strains of P. aeruginosa isolated from CF patients. The isolates were diagnosed using standard biochemical tests, and their antibiotic resistance patterns were determined. Molecular diversity investigated by ERIC-PCR and BOX-PCR methods, and the correlation between molecular types and antimicrobial resistance patterns determined by Pearson's chi-square test.

    Results

    The prevalence of multiple drug resistant isolates was 35%, and in terms of hypermutator [HP] phenotypes, only two isolates were HP. Most isolates (96%) were resistant to Rifampin, and the highest susceptibility to Streptomycin, Imipenem, and Meropenem were 96%, 93%, and 94%, respectively. Molecular analysis demonstrated that BOX-PCR fingerprinting produced 24 patterns in eight clusters, while ERIC-PCR resulted in 26 patterns in nine clusters.

    Conclusion

    The detection of large proportions of diversity and multi-antibiotic-resistant P. aeruginosa strains in CF patients within Iran indicates that this pathogen can be a threat to our public health. Our findings are useful for understanding the evolution of P. aeruginosa population in CF patients and identifying new targets for control of CF chronic infections.

    Keywords: cystic fibrosis, Pseudomonas aeruginosa, antibiotics resistance, genetic diversity