فهرست مطالب

  • پیاپی 19 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/03
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد عاشوری*، معصومه یزدانی پور صفحات 9-24
    مقدمه

    هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی برنامه درمان ترمیم شناختی بر نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی شهر اصفهان بود.

    روش

    پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه شاهد بود. در این پژوهش 28 کودک کم شنوای پیش دبستانی 5 تا 6 ساله شرکت داشتند. آزمودنی ها با روش نمونه گیری در دسترس از مرکز توانبخشی مادر کودک آوا انتخاب و به دو گروه 14 نفری آزمایش و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه درمان ترمیم شناختی را در 10 جلسه (هر جلسه 40 دقیقه) دریافت کردند. در حالی که گروه شاهد در این برنامه شرکت نکرد. ابزارهای پژوهش، آزمون ماتریس های پیشرونده ریون و پرسشنامه مهارت های عصب روانشناختی کانر بود. اطلاعات به دست آمده در قبل و بعد از مداخله با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج بیانگر اثر معنادار درمان ترمیم شناختی بر مهارت های عصب روان شناختی و همه خرده مقیاس های آن (مشکلات توجه، عملکرد حسی حرکتی، عملکرد زبان، حافظه و یادگیری، کارکردهای اجرایی و پردازش شناختی) در گروه آزمایش بود (P<0.001).

    نتیجه گیری

    برنامه درمان ترمیم شناختی باعث بهبود نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی شد. در واقع، این برنامه از طریق فعالیت های شناختی موجب بهبود مهارت های عصب روان شناختی می شود.

    کلیدواژگان: درمان ترمیم شناختی، مهارت های عصب روان شناختی، کودکان کم شنوا
  • الهام سادات ناجی*، محسن شکوهی یکتا، سعید حسن زاده صفحات 25-40
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی حافظه فعال بر بهبود توانایی حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی دانش آموزان نارساخوان انجام شد.

    روش

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آ موزان پایه دوم و سوم تحصیلی بود که در مراکز ناتوانی یادگیری شهر تهران تشخیص نارساخوانی را دریافت کرده بودند و نمونه پژوهش شامل 30 نفر از آنها بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل مجموعه آزمون حافظه فعال برای کودکان (گثرکول و پیکرینگ، 2001) و آزمون آگاهی واج شناختی (سلیمانی و دستجردی کاظمی، 1389) بود. گروه آزمایش 16جلسه 30-35 دقیقه ای آموزش حافظه فعال را دریافت کردند و گروه گواه، هیچ آموزشی را دریافت نکردند.

    یافته ها

    داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس (آنکوا) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که نمرات پس آزمون گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در هر دو متغیر تفاوت معناداری پیدا کرده است که نشان دهنده تاثیر برنامه آموزشی بر بهبود توانایی حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی گروه آزمایش است. همچنین اندازه اثرهای به دست آمده تاثیر برنامه آموزشی را به خوبی تایید کردند.

    کلیدواژگان: آموزش حافظه فعال، حافظه فعال واج شناختی، آگاهی واجی، نارساخوانی
  • حسین اکبری فر*، احمد احمدی، روح الله فتح آبادی، حامد صالحی صفحات 41-52

    هدف

    هدف این پژوهش مطالعه اثربخشی توانبخشی شناختی مغز بر سرعت پردازش اطلاعات و دوره بی پاسخی روانشناختی در کودکان با اختلال یادگیری خاص است.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی است که با طرح پیش آزمون ._ پس آزمون همراه با گروه گواه انجام شد. 24 نفر از کودکان مبتلاء به اختلال یادگیری خاص شهرستان اهواز در این تحقیق شرکت کردند. پس از انجام مرحله پیش آزمون (ثبت نمرات، سرعت پردازش اطلاعات و دوره بی پاسخی روانشناختی)، شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت 8 جلسه و در طی 4 هفته تحت مداخله تمرینات شناختی مغز قرار گرفت. پس از اتمام جلسات مداخله، یک بار دیگر آزمون سرعت عکس العمل و دوره بی پاسخی روانشناختی از شرکت کنندگان دو گروه به عمل آمد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد و در سطح معناداری 05/0 >p تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که در مقیاس سرعت پردازش اطلاعات (010/=p) و نیز دوره بی پاسخی روانشناختی (001=p) بین گروه های تجربی و کنترل تفاوت معنادار وجود دارد و عملکرد گروه تجربی بهتر از گروه کنترل است.

    نتیجه گیری

    به طور کلی می توان گفت که مداخله هشت جلسه ای رویکرد توانبخشی شناختی مغز بر سرعت پردازش اطلاعات و دوره بی پاسخی روانشناختی در کودکان با اختلال یادگیری خاص تاثیر مثبت دارد.

    کلیدواژگان: توانبخشی مغز، سرعت پردازش اطلاعات، دوره بی پاسخی روانشناختی، اختلال یادگیری خاص
  • عماد آذر*، ایمان الله بیگدلی، مسعود فضیلت پور، سعیده خسروی صفحات 53-72
    مقدمه

    تفکر به عنوان یکی از کارکردهای عالی شناختیهمواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. گیلفورد با تقسیم بندی تفکر به دو نوع واگرا و همگرا تاثیر شگرفی بر   پژوهش های تجربی تفکر خلاق داشته است. باند فرکانسی آلفا در محدوده 12-8 هرتز با کارکردهای شناختی مانند خلاقیت در ارتباط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی افزایش و کاهش تغییرات توان باند آلفا (همگام سازی و ناهمگام سازی وابسته به رویداد) در دو نوع متفاوت تفکر واگرا و همگرا بود.

    روش

    نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شامل 38 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد (19 مرد، 19 زن) بود که با توجه به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه  انتخاب گردیدند. امواج مغزی  با استفاده از یک دستگاه 19 کاناله در حین انجام تکالیف تفکر واگرا و همگرا ثبت و تغییرات توان باند آلفا با استفاده از نرم افزار متلب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    فعالیت امواج آلفا در موقعیت تفکر واگرا از نواحی قدامی به نواحی خلفی با پدیده   همگام سازی روبه رو بوده است، در حالی که در موقعیت تفکر همگرا کاهش توان باند آلفا در نواحی خلفی در مقایسه با نواحی قدامی مغز مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    فعالیت امواج آلفا به صورت قابل توجهی در تکالیف تفکر واگرا با افزایش همراه است که این افزایش فعالیت در نواحی خلفی مغز با افزایش توان بالاتری همراه است، در مقابل تکالیف مرتبط با تفکر همگرا کاهش فعالیت را از نواحی قدامی به نواحی خلفی نشان داد..

    کلیدواژگان: همگام سازی، امواج آلفا، نواحی خلفی و قدامی، تفکر واگرا و همگرا
  • نصرت اسکندری اصل، صالحه پیریایی* صفحات 73-88
    مقدمه
    مطالعه حاضر با هدف نشان دادن تاثیر آموزش شناختی جبران و ترمیم بر مبنای ارزیابی عصب روانشناختی کارکردهای اجرایی نوجوانان صورت گرفته است.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی است که در آن از طرح پیش آموزن پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. نمونه مورد بررسی در مطالعه حاضر 31 نوجوان دانش آموز بوده است که به طور تصادفی در سه گروه آزمایش جبران، ترمیم و گروه کنترل قرار گرفتند. افراد هر دو گروه آزمایش جبران و ترمیم، هر کدام در طول شش هفته در آموزش شناختی شرکت کردند. به منظور ارزیابی عصب روانشناختی کارکردهای اجرایی، افراد هر سه گروه با استفاده از بسته ارزیابی شناختی قلم و کاغذی فارسی (PCAP) قبل و بعد از مداخله مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های این پژوهش با روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که حافظه کاری، انعطاف پذیری و کنترل مهاری دو گروه جبران و ترمیم در مقایسه با گروه کنترل بعد از جلسات آموزش شناختی بهبود یافته است.
    نتیجه گیری
    این یافته ها نشان می دهد که آموزش شناختی جبران و ترمیم موجب ارتقاء کارکردهای اجرایی نوجوانان شده است.
    کلیدواژگان: کارکردهای اجرایی، ارتقاء شناختی، جبران، ترمیم، نوجوان
  • عبدالواحد نرماشیری*، احمد سهرابی، جواد حاتمی صفحات 89-98
    مقدمه
    هدف این تحقیق بررسی الگوی امواج مغزی در باورهای فراطبیعی با استفاده از EEG در گروه های شدید و خفیف بوده است .
    روش
    شصت و چهار نفر(18زن) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از مقیاس باورهای فراطبیعی بلکمور(1994) به عنوان گروه های دارای باورفراطبیعی شدید و خفیف تقسیم شدند. EEG ازشرکت کنندگان دو گروه در حالت استراحت ثبت شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که تفاوت معنی داری بین گروه های باورهای فراطبیعی خفیف و باورهای فراطبیعی در موج دلتا (sig=0,01) و تتا (sig=0.03) وجود دارد و موج آلفا (sig=0.08) در مرز معناداری است..
    نتیجه گیری
    بر اساس این یافته ها می توان گفت که الگوی امواج مغزی در باورهای فراطبیعی متفاوت است.
    کلیدواژگان: باورهای فراطبیعی- EEG- دلتا - تتا - آلفا - بتا - امواج مغزی
  • علی شهابی فر*، سید مهدی حسینی فرد، عطاالله موحدی نیا صفحات 99-114
    مقدمه

    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تعاملی حافظه کاری و بازه زمانی بر ادراک زمان بود.

    روش

    روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان، دانشجویان و کارکنان سازمان های شهر کرمان در سال 1397 بود که از میان آن ها 300 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از تکلیف بازتولید زمان شهابی فر و موحدی نیا (2016) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های تی وابسته و تحلیل واریانس دوعاملی با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که هم اثر اصلی حافظه کاری و بازه زمانی و هم اثر تعاملی این دو بر ادراک زمان معنی دار است (0/01>p). به کارگیری حافظه کاری و افزایش بازه زمانی بر ادراک زمان به ترتیب به صورت کاهش و افزایش میزان خطای بازتولید زمان اثر دارند.

    نتیجه گیری

    با افزایش طول بازه های زمانی و بار حافظه کاری، ادراک زمان به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

    کلیدواژگان: ادراک زمان، حافظه کاری، بازه زمانی، بازتولید زمان
  • محمدعلی نظری، حسن صبوری مقدم، جلیل باباپورخیرالدین، مریم حسینی حوری پسند* صفحات 115-134
    مقدمه

    تاثیر هیجان ها بر زمان ادراک شده معمولا به دو عامل عمده برانگیختگی و خوشایندی نسبت داده می شود. مطالعات اخیر نشان داده است که چهره های هیجانی باعث اعوجاج در ادراک زمان می شوند. براساس مدل ساعت درون، فرض بر این است که برانگیختگی، سرعت ضربان ساز ساعت درونی را کم و زیاد کند و میزان خوشایندی هیجان باعث باز یا بسته شدن دروازه ساعت درونی می گردد. هدف این مطالعه بررسی سهم هر یک از این ابعاد و تفکیک نقش آن ها در ایجاد اعوجاج در ادراک زمان چهره های هیجانی بوده است.

    روش

    به این منظور 20 دانشجوی دختر یک تکلیف افتراق زمان دوبخشی را که با محرک ه ای چهره هیجانی طراحی شده بود، اجرا نمودند. انتخاب چهره های هیجانی با استفاده از مدل ابعاد هیجان (خوشایندی، برانگیختگی و غلبه(صورت گرفته بود.

    یافته ها

    نتایج داده های رفتاری نشان داد نقطه افتراق زمان برای چهره های هیجانی شاد در مقایسه با چهره هیجانی عصبانی و خنثی، به صورت معنادارای کوچک تر بود در حالی که اختلاف معنادارای بین نقاط افتراق زمان چهره عصبانی و خنثی مشاهده نشد. نتایج حاصل بر اساس نظریه انتظار عددی تفسیر شد.

    نتیجه گیری

    ابعاد مختلف هیجان چهره بر ادراک زمان تاثیر دارد.

    کلیدواژگان: بیان هیجانی چهره، ادراک زمان، توجه هیجانی، برانگیختگی، خوشایندی
|
  • Mohammad Ashori *, Masoumeh Yazdanipour Pages 9-24
    Aim

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of the cognitive-remediation therapy program on the neuropsychological skills profile of preschool hearing loss children in Isfahan city.

    Method

    The present research was a semi-experimental study with pre-test, post-test design, and control group. The participants were 28 preschool hearing loss of children aged 5-6 years old. Subjects were selected by a convenient sampling method from the rehabilitation center of Ava mother-child. They were divided into experimental and control groups, each group consisting of 14 children. The experimental group received of cognitive-remediation therapy program in 10 sessions (40 minutes per session), while the control group did not. Data gathering tools were Raven progressive matrices test and neuropsychological Conner's questionnaire. Data were collected before and after the training sessions. Data were analyzed using MANCOVA.  

    Findings

    The results revealed that cognitive-remediation therapy had a significant effect on neuropsychological skills and all subscales (attention problems, sensory-motor function, language function, memory and learning, executive functions and cognitive processing) in the experimental group (P<0.001).

    Conclusion

    Cognitive-remediation therapy improved the neuropsychological skills profile of preschool hearing loss children. In fact, this program improves neuropsychological skills through cognitive activities.

    Keywords: Cognitive-remediation therapy, neuropsychological skills, Hearing loss children
  • Elham Sadat Naji *, Mohsen Shokoohi Yekta, Saeid Hassanzadeh Pages 25-40
    Aim

    The purpose of the present study was to investigate the effectiveness of working memory educational program on enhancing Phonological working memory and phonemic awareness performance of dyslexic students. This study was Quasi-experimental design with pre-test and post-test. The statistical population was all the primary school students of 2 and 3 greads, with dyslexia who went to learning disorders centers in Tehran, 30 of them using convenience sampling and were assigned by random in experimental and control groups. The assessment tools included Working Memory Test Battery for Children (Gathercole & Pickering, 2001) and Phonological Awareness Test (Soleimani & Dastjerdi-Kazemi,  2010). The experimental group experienced the working memory educational program in 16 sessions, 30 to 35minutes. The obtained data were analyzed statistically by using of analysis of covariance (ANCOVA). Results showed significant differences between experimental and control group in both dependent variables at post-test. The results showed that training of working memory educational program improved Phonological working memory and phonemic awareness performance of dyslexic students.

    Keywords: working memory training, phonological working memory, phonemic awareness, dyslexia
  • Hoseyn Akbarifar *, Ahmad Ahmadi, Rohallah Fathabadi, Hamed Salehi Pages 41-52
    Aim

    The purpose of this study was to evaluate The Effectiveness of Brain Cognitive Rehabilitation on Information Processing Speed (IPS) and psychological refractory period (PRP) in Children with Specific Learning Disorders.

    Method

    This study is a semiexperimental research with pre-test and post-test design with control group. 24 children with specific learning disorder in Ahwaz city participated in this study. Participants were randomly divided into experimental and control groups after the pre-test phase (recording scores of IPS and PRP). The experimental group underwent brain cognitive training for 8 sessions in 4 weeks. After the intervention sessions, were performed the IPS and PRP test. Data analysis was performed using a covariance analysis test, at a significant level of p <0.05.

    Results

    The results showed that there is a significant difference between the experimental and control groups in the IPS (p = 0.010) and PRP (p = 0.001) and the experimental group performs better than the control group.

    Conclusion

    Overall, it can be concluded that the intervention of eight sessions of brain cognitive rehabilitation approach has a positive effect on IPS and PRP in children with specific learning disorder.

    Keywords: Brain Rehabilitation, Information Processing Speed, psychological refractory period, Specific Learning Disorders
  • Emad Azar *, Imanollah Bigdeli, Masoud Fazilat Pour, Saeedeh Khosravi Pages 53-72
    Aim

    Thinking as one of the cognitive functions has always been of interest to researchers. With a distinction between divergent and convergent cognitive processes, Guilford has made a huge impact on experimental research on creative thinking. Alpha frequency band in the range of 12-8 Hz is associated with cognitive functions such as creativity. The purpose of this study was to investigate the increase and decrease of alpha power changes (event-related synchronization and de-synchronization) in two different types of divergent and convergent thinking.

    Method

    The sample of this study consists of 38 postgraduate students of Ferdowsi University of Mashhad (19 males, 19 females) who were selected by available and voluntary sampling method. The brain waves were recorded using a 19-channel instrument while performing divergent  and convergent thinking tasks, and alpha power changes were analyzed using MATLAB software.

    Results

    activity of alpha waves is in the position of divergent thinking from the anterior regions to the posterior regions with synchronization, while in the convergent thinking position we have seen the reduction in the power of the alpha band in the posterior regions compared to the anterior regions of the brain.

    Conclusion

    The activity of alpha waves is significantly associated with divergent thinking tasks, which increased activity in the posterior regions of the brain with increased activity, in contrast to tasks related to convergent thinking, indicated decreased activity from the anterior regions to the posterior regions.

    Keywords: Synchronization, alpha waves, posterior, anterior regions, divergent, converging thinking
  • Nosrat Eskandariasl, Salehe Piryaei * Pages 73-88
    Aim
    The purpose of the present study was to comprison the effectiveness of the compensatory and remediatory cognitive training aiming at enhancement of the executive functions in normal adolescents.
    Method
    The design of this study was a Quasi-experimental design with pretest-posttest and control group. The sample of this study was 31 students between 14 to 15 year old high school students who were studying at the 10th grade in (2018) in Tehran. Students were selected and randomly assigned into three groups (10 students in compensation and control person group and 11 person in remediation group). The first training group received a compensatory training for 6 weeks in 10 sessions and remediation training group performed 6 weeks training at the same time. Persian Paper and Pencil Cognitive Assessment Package (PCAP) was used to collect data.
    Findings
    The results of analysis of Covariance (ANCOVA) showed that the two experimental groups had significant changes compared with the control group. Also, the two interventions of compensation and remediation showed significant differences in comparison with each other. That is, the compensation method has been more effective in promoting/ enhancement the executive functions (e.g. working memory, flexibility, & inhibitory control).
    Conclusion
    The findings of the current study have been presented to improve the level of cognitive functions needed by adolescents.
    Keywords: Executive Functions, Cognitive Enhancement, Compensation, Remediation, Adolescence
  • Abdolvahed Narmashiri *, Ahmad Sohrabi, Javad Hatami Pages 89-98
    Aim  The purpose of this study was to investigate the pattern of brain waves in paranormal beliefs using EEG in severe and mild groups.
    Methods
    A convenient sample of 64 university students (18 females) were recruited for the experiment. they were divided into groups with severe and mildly paranormal beliefs using the Supernatural Beliefs Scale (Belkmore,1994). EEG of participants in both groups was recorded at rest.
    Results
    The result of MANOVA showed a significant difference between mild paranormal and paranormal beliefs in Delta (sig = 0.01) and Theta (sig = 0.03) waves, and alpha wave (sig = 0.08) in the meaningful boundary.
    Conclusion
    Based on these findings, it can be said that the pattern of brain waves in paranormal beliefs is different.
    Keywords: Paranormal Beliefs, EEG, Delta, Theta, Alpha, Beta, Brainwave
  • Ali Shahabifar *, Seyyed Mehdi Hosseinifard, Ata O Llah Movahedinia Pages 99-114
    Aim

    The aim of this study was to investigate the interactive effect of working memory and task duration on time perception.

    Methods

    The research method was quasi-experimental. The population of this research was school students, university students and personnel of organizations of Kerman city in 2018 and among them, 300 persons were selected by available sampling method. The time reproduction task of Shahabifar and Movahedinia (2016) was used for obtaining data. Data were analyzed by paired samples t-test and two factor analysis of variance with repeated measures.

    Findings

    The results showed that the main effect of working memory and task duration and interactive effect of these variables on time perception was significant (p<0.01). Working memory and increase of the task duration affect time perception respectively in the form of decreasing and increasing the amount of time reproduction error.

    Conclusion

    Time perception decays significantly with increasing length of time intervals and working memory load.

    Keywords: Time Perception, Working memory, task duration, time reproduction
  • Mohammad Ali Nazari, Hasan Sabouri Moghaddam, Jalil Babapour, Maryam Hosseini Houripasand * Pages 115-134
    Aim

    Emotional effects on human time perception are generally attributed to arousal and valence of stimuli. Recent evidence suggests that perception of emotional facial expression induces temporal distortions. Based on the internal clock model, it is assumed that emotional arousal speeds up or slows down the pace maker, while valence influences the attentional processes of the switch element. The aim of our study was to investigate the contribution of each dimension and disentangle their role in facial emotion time distortion.

    Method

    20 female students performed a temporal bisection task using emotional facial expressions as stimuli which were selected based on PAD model.

    Findings

    Behavioral results revealed that high arousal pleasant stimuli (happy faces) resulted in significantly smaller bisection point, while there was no significant difference between bisection points of angry and neutral faces. The results of study were interpreted in light of SET theory and dual-stages processing of attention.

    Conclusion

    Different Aspects of Facial Emotional affect on the Perception of Time

    Keywords: Facial expressions, Time Perception, Emotional attention, Arousal, valence