فهرست مطالب

  • پیاپی 14 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/25
  • تعداد عناوین: 10
|
  • دکتر حکمت الله ملاصالحی صفحه 4
  • عباس قنبری عدیوی*، الیاس قادری صفحات 5-24

    «زن» و در بیان کلی تر انسان، برترین خلقت خداوند متعال در میان مخلوقات اوست. یکی از اهداف خلقت زن با توجه به آیات و روایات دین مبین اسلام، تکامل بخشیدن به آفرینش انسان و در مرتبه پایین تر تکامل بخشیدن به آفرینش مرد و همچنین بقای نسل انسان است. اهدافی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است، عبارتند از: تبیین چهره، موقعیت و جایگاه زن در آفرینش، جایگاه زن در قرآن و احادیث و توجه به او در دین اسلام، سیر تحول جایگاه زن در فرهنگ و اعصار گذشته ایران، سیمای زن در خانواده و نظام حقوقی ایران و همچنین کارکردهای زن در نقش های مختلف در جامعه. نتایج به دست آمده نشان می دهد که زن به تکامل رساننده خلقت انسان و جنس مقابل آنان یعنی مردان است. زن و مرد در دین اسلام همواره جایگاه مساوی دارند و اگر در جایی تفاوتی وجود دارد، صرفا حاصل تفاوتی است که در نقش و وظایف آنان وجود دارد. زنان ایرانی از باستان تاکنون مورد تکریم بوده اند و الهه ها در برخی فرهنگ ها تقدس داشته اند. اگر زمانی در حق آنان ستم و یا اجحافی دیده شده است، به سبب عوامل بیگانه با حاکمان خودکامه بوده است که سعی در به بیگاری کشاندن زنان داشته اند. نقش زن در زندگی و خانواده بیش از مرد است. زنان در مسیر پر پیچ و خم زندگی، نقش های متعددی همچون نقش دختری، همسری، مادری و غیره را بر عهده دارند که برترین آنها مادری است. روش مطالعه این پژوهش از نوع کتابخانه ای است و با توجه به اینکه موضوع و محتوای این پژوهش، رویکردی اسلامی ایرانی دارد، پژوهشگران بیشتر از کتب دینی و منابع وابسته به آنان و همچنین از نظریات عالمان، نظریه پردازان و جامعه شناسان آگاه به دین اسلام و فرهنگی و خانواده های ایرانی استفاده کرده اند.

    کلیدواژگان: اسلام، ایران، خانواده، زن، نظام حقوقی، مادر
  • حسین ابراهیمی ناغانی، صفورا قاسمی صفحات 25-44

    کاخ قلعه های استان چهارمحال و بختیاری از حیث معماری و تزیینات قابل توجه اند. عمده این کاخ قلعه ها از دوران قاجار به جای مانده و سبک معماری آن متاثر از فرهنگ تصویری قاجار است. به طور کلی کاخ قلعه ها کاربردهای دفاعی نداشته و در دشت ها بنا شده اند. در استان چهارمحال و بختیاری، شکل معماری و فرهنگ تصویری ملحوظ در این کاخ قلعه ها عمدتا نمایش دهنده قدرت طایفه ای، عشیره ای و خانوادگی سران و خوانین بختیاری است. جفت ستون ها که در این تحقیق به صورت مقایسه ای و به روش توصیفی و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته اند از شاخص ترین عناصر تصویری و معماری این بناهاست. الگوهای تزیینی این جفت ستون ها بنا بر دست یافته های این تحقیق متاثر از فرهنگ تصویری دوره قاجار از یک طرف و ویژگی های اقلیمی و نیز عناصر محلی خاصه فرهنگ تصویری قوم بختیاری از طرف دیگر است. ذکر این مطلب لازم است که بیشتر این
    هنر نمایی ها در معماری کاخ – قلعه های موجود بر روی مصالح سنگی بوده است که خود نشان دهنده تاثیر شرایط منطقه ای و کوهستانی محل احداث است. همچنین الحاق تزیینات و نشانه های تصویری خاص بر روی مصالح سنگی بر جلال و جبروت و انعکاس قدرت کاخ قلعه ها بسیار موثر بوده است.

    کلیدواژگان: تزئینات معماری، جفت ستونها، کاخ- قلعه، قاجار، بختیاری
  • فرانک کبیری*، اعظم بهلول، پریوش محمدی صفحات 45-56

    قالیبافی هنری صنعتی است که در آغاز با نیاز مادی انسان به زیر انداز پدیدار شد و بعدها با حس زیبایی شناسی درآمیخت و به اوج رسید. در این سیر تحول از آغاز پیدایش تا رسیدن به کمال، ایران کشوری پیشتاز بوده است.
    ویژگی های فرش ایرانی موجب شد تا این طیف از دست بافته ها به عنوان نماد و شناسنامه هنری ایران در سطح جهان نیز شناخته شوند. گوناگونی در طرح ها و نقش های قالی ایران به پهنای این کشور هنر پرور است. استان چهار محال و بختیاری نیز از این قاعده مستثنی نیست و یکی از مناطقی است که به علت برخورداری از شرایط جغرافیایی خاص، از شرایط مساعدی برای تولید فرش برخوردار بوده است. طرح و نقش قالی های استان چهارمحال و بختیاری بسیار متنوع بوده و بخشی از آن ها را نقوش هندسی به خود اختصاص می دهند. دسته ای از قالی هایی که نقش هندسی دارند در منطقه بابا حیدر بافته می شوند. بر خلاف تنوع فراوان طرح و نقش این دسته از قالی ها، کمتر پژوهشی در زمینه معرفی و بررسی آن ها صورت گرفته است. بر این اساس، نگارندگان این مقاله بر آن شدند که برای ثبت و ضبط طرح و نقش قالی های مذکور، نمونه های موجود را یافته، از آن ها عکس برداری کنند و با ارایه خطی نقوش آنها، توضیحات لازم را ارایه دهند. هدف از انتخاب این موضوع، شناسایی و بررسی طرح و نقش قالی های ترنج دار هندسی ای است که امروزه در استان چهارمحال و بختیاری کمتر بافته می شوند تا این گونه بتوان گامی برای جلوگیری از روند فراموشی تدریجی آنها برداشت و زمینه ای برای تهیه گنجینهای تصویری از قالی های مناطقی که کمتر بدان ها توجه شده است، فراهم کرد تا موجبات حفاظت و حراست از خرده فرهنگ ها و به دنبال آن فرهنگ ملی ایجاد شود.

    کلیدواژگان: قالی، ترنج هندسی، باباحیدر، طرح و نقش
  • معصومه طاهری دهکردی صفحات 57-75

    معماری دوره قاجار مبانی و الگوهای قدیم معماری ایران را ارتقاء بخشید و نوآوری هایی از نظر شکل دهی فضا  به وجود آورد. هر چند این معماری صلابت پیش را ندارد، اما شکل های جدیدی وارد معماری می کند که
    آمیزه ای از ویژگی های معماری ایرانی - اروپایی است. در این زمان، خانه ثروتمندان بیش از بیش با سرمشق گیری از بناهای اروپایی ساخته شدند. معماری خانه اشرافی دزک، به عنوان یکی از بناهای شاخص دوره قاجار، هم به لحاظ عملکردی و هم به لحاظ زیباشناسی، از غنای اصیل معماری ایران برخوردار است. معماری این عمارت از عوامل فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و هنری عصر خود بی نصیب نبوده و نمونه های قابل تاملی در طراحی، پلان و تزیینات هنری آن قابل مشاهده است. علی رغم ارزش این خانه، مطالعه کافی روی آن صورت نگرفته است. ازاین رو، این پژوهش سعی دارد تزیینات به کار رفته در این عمارت را از نظر زیباشناسی و
    مولفه های مربوطه مورد بررسی قرار دهد. عمده ترین تزیینات این عمارت شامل آجرکاری، استفاده از قالب های گچی، گچبری و آیینه کاری است. نتیجه به دست آمده نشان می دهد که با وجود تاثیر مولفه های هنری _ تزیینی غرب، همچنان پایه اصلی تزیینات و معماری آن بر پایه اصول معماری ایرانی (سنتی) است. روش پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و گرد آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی است.

    کلیدواژگان: معماری قاجار، تزئینات قاجاری، قلعه دزک، زیباشناسی
  • حسن ذوالفقاری صفحات 77-87

    موسیقی در فرهنگ اقوام ایرانی جایگاه مهمی دارد. به همین دلیل در پژوهش های فرهنگ مردم و مردم شناسی توجه ویژه ای به موسیقی شده است. موسیقی بومی محلی اقوام زاگرس برخاسته از فرهنگ کهن این منطقه و به ویژه مردمان لر زبان و به طور خاص «بختیاری» است. آواز خوانان و موسیقی شناسان بختیاری و لر تبار در گستره وسیعی از زاگرس میانی با ساز و دهل و به مدد طبیعت، میراث فرهنگی خویش را تا امروز زنده نگه داشته اند. ادبیات شفاهی ایشان از زندگی، کوچ، کار و اقلیم آنان سرچشمه گرفته و از زبان مردم هنر دوست تکرار می شود. آواز خوانان بختیاری با استفاده از حافظه و دانش غیر نوشتاری خود این مقام ها و ابیات را سینه به سینه انتقال می دهند. داده های این مقاله با استفاده از روش کتابخانه ای میدانی در رابطه با ابزار موسیقایی، ادبیات و اشعار، خوانندگان و انواع ترانه های سور و سوگ، حماسه و تغزل گردآوری، دسته بندی و تحلیل شده است.

    کلیدواژگان: موسیقی، آوازخوانان، اقوام لر و بختیاری، ادبیات شفاهی، زاگرس میانی
  • عقیل سلطانپور صفحات 89-106

    پژوهش حاضر به صورت کتابخانه ای با کنکاش در کتب و مقالات مختلف در حوزه فرهنگ و تاریخ ایل بختیاری به شناسایی و بررسی مجازات کیفری سنتی ایرانی در قوم بختیاری از جمله خون بس، خون و چوب، سوگند، خون و کالات و تقاص پرداخته است. با توجه به اینکه منشا این نهادها عرف و ساختار جامعه همگرای بختیاری است و به دلیل آن که هنوز شاکله اصلی این جامعه همبسته به قوت خود باقی است، به نظر می رسد که احیاء و اصلاح هر کدام از این نهادها بر اساس نیاز جامعه می تواند گام موثری در راستای اهداف عدالت ترمیمی باشد.

    کلیدواژگان: قوم بختیاری، نهاد کیفری، میانجیگری، خون و کالات، خونبس
  • لیلا بیاتی، زهرا اردستانی صفحات 107-129

    در این پژوهش به بررسی نقش برنامه های شبکه رادیویی و تلویزیونی جهان بین در استان چهارمحال و بختیاری در تقویت هویت بومی و محلی پرداخته شده است. روش مطالعه پژوهش از نوع توصیفی _ پیمایشی است که در آن اطلاعات با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده است. جامعه آماری شامل کلیه افراد 15 سال به بالای شهرستان های نه گانه استان بود که تعداد آن ها 674190 نفر است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه تعیین و هر یک از نمونه ها با توجه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای (سیستماتیک) مشخص شدند. از نرم افزار آماری spss23 برای تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردیده است. یافته ها نشان می دهد که با افزایش میزان استفاده از برنامه های شبکه استانی، سطح آشنایی مخاطبان با فرهنگ بومی محلی و میزان رضایت از عملکرد صدا و سیما در پرداختن به مولفه های فرهنگ بومی محلی افزایش می یابد. همچنین، هر چه رضایت از عملکرد صدا و سیما در پرداختن به هویت بومی محلی افزایش یابد، میزان گرایش افراد به هویت بومی محلی نیز افزایش می یابد. پیشنهاد می شود که مدیران و کارشناسان با تهیه برنامه های مناسب و جذاب، زمینه لازم را برای گرایش به فرهنگ بومی محلی ایجاد نمایند.

    کلیدواژگان: هویت بومی- محلی، استان چهارمحال و بختیاری، رادیو و تلویزیون، شبکه جهانبین
  • زهرا آذرنیوش صفحات 131-149

    جاده دزپارت از مهم ترین جاده های سرزمین بختیاری است که سابقه آن به عهد باستان می رسد. این جاده به دلایل استراتژیک، در دوره صفویه جایگاه خاصی داشت و حاکمیت صفویه برای دستیابی به اهداف خود، جاده را که آسیب دیده بود تعمیر کرد و از آن بهره برد. بخشی از این جاده در دوره شاه عباس اول و دوم برای اهداف سیاسی و اقتصادی مورد استفاده قرار می گرفت. در این پژوهش، اهداف شاهان صفوی از توجه به این جاده در زمینه بهره برداری های سیاسی و اقتصادی مورد بحث قرار می گیرد. این اهداف شامل ترویج فرهنگ شیعی در سرزمین بختیاری، زیر نظر گرفتن حاکمان ایل توسط حکومت صفویه، تجارت داخلی بین سرزمین بختیاری و اصفهان (پایتخت صفویه) و سرانجام رفت و آمد برای انجام طرح انتقال آب کوهرنگ به اصفهان از طریق احداث آبراه در کوه بود. این پژوهش بر اساس منابع کتابخانه ای و بازدید از کتیبه ها و منابع تاریخ صفویه و همچنین بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است.

    کلیدواژگان: صفویه، جاده دزپارت (محور گردنه رخ، )، تجارت داخلی، ترعه کارون، ایل بختیاری
  • داراب ظفریان صفحات 151-166

    در این مقاله تلاش شده است تا با استفاده از منابع و اسناد تاریخی، سیر تطور تقسیمات کشوری در استان چهارمحال و بختیاری)از ابتدا تا سال 1385 هش /1427 ه ق) تبیین شود. بر اساس شواهد تاریخی و یافته های باستان شناسی در عهد باستان، ابتدا بخش های وسیعی از مناطق چهارمحال و بختیاری در محدوده حکومت «ایلام» قرار داشت (300 ق.م). سپس هم زمان با حکمرانی دولت های هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان این منطقه سکونتگاه تابستانی این حکومت ها شد. با ورود اسلام به ایران، منطقه فعلی چهارمحال و بختیاری، همانند دیگر نقاط ایران، تا قرن سوم هجری زیر نظر خلفا اداره می شد. در طول این دوران مناطق لرنشین (از جمله منطقه بختیاری) بخش های وسیعی از ایالات جبال، فارس و خوزستان را در بر می گرفت. به دنبال تمایلات استقلال طلبانه مردم ایران در قرن سوم هجری، این منطقه در محدوده سرزمین «لربزرگ» قرار گرفت که مرکز آن شهر ایذه بود. از سال 550 تا 827 ه. ق، این سرزمین تحت فرمانروایی حکومت اتابکان «لر بزرگ» قرار داشت. با به قدرت رسیدن حکومت صفویه در 907 ه. ق با توجه به تغییراتی که در ایالات و ولایات مختلف ایران صورت گرفت، دو ساختار جغرافیای سیاسی تفکیک شده «چهارمحال (چهار اربعه)» و «بختیاری» ایجاد شد. اصفهان مستقیما اداره سرزمین «چهارمحال» را به عهده گرفته بود اما واژه «بختیاری» از این زمان به بعد هم به صورت نام یک ایل و هم به عنوان یک منطقه جغرافیایی- سیاسی شناخته می شود که به صورت نیمه مستقل و در شکل خان نشینی به حیات سیاسی خود ادامه داده است. در دوره افشاریه و زندیه با توجه به این که به جز زمانی کوتاه، کشور در هرج و مرج و آشوب به سر می برد، همان تشکیلات و تقسیم بندی خاص دوره صفویه با تغییرات بسیار جزیی تداوم داشت. در دوره قاجار، سرزمین چهارمحال بختیاری به نام «سرزمین بختیاری» و در زمره اقلیم چهارم محسوب شد. پس از انقلاب مشروطه، با تصویب قانون ایالات و ولایات در سال (1285 ه. ش)، وضع چهارمحال و بختیاری به شکل کنونی همانند سایر مناطق کشور تا حدودی تثبیت شد. از سال 1286 ه.ش که نخستین قانون تقسیمات کشوری مصوب شد تا سال 1352 ه. ش استان فعلی چهارمحال و بختیاری عمدتا با عنوان «فرمانداری» و «فرمانداری کل» زیر مجموعه «اصفهان» تعریف و اداره می شد. سال (1352 ه. ش) در سیر تحولات تقسیمات کشوری چهارمحال و بختیاری اهمیت ویژه ای دارد زیرا در تاریخ 07/07/1352 با تصویب هییت وزیران، «فرمانداری کل» چهارمحال و بختیاری به استانداری چهارمحال و بختیاری تبدیل و استان چهار محال و بختیاری ایجاد شد.

    کلیدواژگان: تقسیمات کشوری، استان، بخش، چهارمحال و بختیاری
|
  • Abbas Ghanbari Odivi, Elyas Ghadery Pages 5-24

    Women or, more generally speaking, human beings are among the most supreme creatures of Almighty God. One of the purposes behind the creation of women based on Qur’anic verses and Islamic traditions is developing the process of the creation of human beings and, at a lower level, granting perfection to the creation of men and protecting the survival of human generation. This study was carried out to clarify the nature, status, and place of women in creation, place of women in the Holy Qur’an and hadith, Islam’s attention to women, the changes in the place of women in Iranian culture in previous periods, women’s place in family and Iran’s legal system and, finally, women’s functions in their various roles in society. The findings of this research indicate that women complete the creation of human beings and their opposite sex or men. Men and women have always held an equal place in Islam, and if there are any differences, they pertain to their different roles and duties. Iranian women have always received great respect since ancient times, and goddesses were considered sacred in some cultures. In case women were ever the target of cruelty or misdeed, it was imposed by foreign agents or cruel rulers who tried to force them to yield to servitude. The role of women in life and family is greater than that of men. In the convoluted road of life, women play different roles as daughters, wives, mothers, etc. the most important of which is motherhood. This study was conducted following the library method, and since the topic and content of this paper enjoy an Iranian-Islamic nature, the authors have mainly benefitted from religious books and the related sources, as well as the theories and ideas of scholars, theoreticians, and sociologists who are well-versed in Islam and the norms of Iranian culture and families.

    Keywords: Islam, Iran, family, women, legal system, mother
  • Hossein Ebrahimi Naghani, Safoura Qasemi Pages 25-44

    Castle-palaces of Chaharmahal and Bakhtiari Province are quite noteworthy in terms of their architecture and decorations. Most of them have remained from the Qajar period, and their architecture has been influenced by the Qajar visual culture. Generally speaking, castle-palaces had no defensive functions and were constructed on plains. In Chaharmahal and Bakhtiari Province, the architectural design and visual culture of these structures mainly reflect the tribal and familial power of Bakhtiari rulers and Khans. Paired columns, which have been examined comparatively based on a descriptive-analytic method in this paper, are among the most significant visual and architectural elements of these buildings. Based on the findings of this study, the decorative patterns of these twin columns have been influenced by the visual culture of the Qajar period, on the one hand, and the climatic features and specific local characteristics of the visual culture of Bakhtiari people, on the other hand. It is noteworthy that most of such artistic works can be observed in the architecture of the castle-palaces constructed on stone materials, which demonstrates the effect of regional and mountainous conditions of the location on their architecture. Moreover, the addition of particular decorations and visual signs and symbols on stone materials have immensely magnified the glory, magnificence, and power of these castle-palaces.

    Keywords: architectural decorations, paired columns, castle-palaces, Qajar, Bakhtiari
  • Faranak Kabiri, ‌Azam Bohlul, Parivash Mohammadi Pages 45-56

    Carpet weaving is an industrial art that initially emerged because of man’s material need for a floor covering and later reached its peak of beauty through mixing with a sense of aestheticism. Iran has always acted as a pioneer in this process of attaining perfection. The characteristics of Iranian carpets have made these hand-woven products known to the world as the symbol of the supreme artistic legacy of Iran. The variety of the designs of Iranian carpets are as vast as the area of this art-loving and art-nurturing country. Chaharmahal and Bakhtiari Province is not an exception in this regard and, because of its particular geographical features, it enjoys desirable conditions for carpet production. The carpets of this province enjoy great variety in terms of design, and some of them contain geometrical patterns. A group of carpets with geometrical patterns are woven in Baba Heydar region. Despite the great variety in the designs of these carpets, few if any study has been conducted in order to introduce and explore their features. Accordingly, the authors of this paper decided to locate some of the existing samples, photograph them, and provide the necessary explanations regarding their designs in order to record the most prominent designs and patterns of the carpets woven in this region. The main purpose of choosing this topic was to identify and examine the design of geometrical carpets with the toranj )medallion( pattern, which are not much woven in Chaharmahal and Bakhtiari Province anymore. In this way, they hope to be able to prevent the gradual forgetting of this style and pave the way for developing a pictorial treasure of the carpets of the regions which do not normally receive much attention. As a result, we will be able to protect micro-cultures and, following them, our national culture more than ever before.

    Keywords: carpet, geometrical toranj, Baba Heydar, pattern, design
  • Masumeh Taheri Dehkordi Pages 57-75

    The architecture of the middle Qajar period improved the old principles and models of Iranian architecture and presented a number of innovations in terms of space formation. Although this style of architecture does not enjoy its previous glory, it introduces some new architectural forms with a mixture of Iranian and European characteristics. During the Qajar period, the houses of rich people were architecturally modeled on European buildings. The design of Dezak mansion, as one of the distinct buildings of the Qajar period, represents the original richness of Iranian architecture from both functional and aesthetic aspects. The architecture of Dezak Palace has also its own share of the cultural, social, historical, and artistic features of its time and enjoys some noteworthy characteristics regarding its design, plan, and artistic decorations. In spite of its value, this building has not be the focus of much research. Hence, this study aimed to investigate the decorations of this mansion with respect to their aesthetic elements. The most important decorations of Dezak palace include brickwork, plaster molds, stuccowork, and āina-kāri )putting small pieces of mirror together in beautiful forms(. The findings demonstrate that, in spite of the influence of the western artistic-decorative elements and features, the decorations and architecture of Dezak palace mainly follow the principles of )traditional( Iranian architecture. This study was conducted following a descriptive-analytic method, and the required data were collected using the library and field methods.

    Keywords: Qajar architecture, Qajar decorations, Dezak Castle, aestheticism
  • Hassan Zolfaghari Pages 77-87

    Music holds an important place in the cultures of various Iranian ethnic groups. Therefore, studies in the field of folk culture and anthropology pay particular attention to music. The folk music of Zagros people originates in the ancient culture of this region and, especially, in the culture of Lur people, namely, Bakhtiari people. Bakhtiari and Lur singers and musicians have kept their own cultural heritage alive until today with the help of their dohols, other musical instruments, and nature in a vast area of Middle Zagros. Their folk literature is rooted in their lifestyle, migrations, jobs, and climate and is continually transferred from one generation to the other by art-loving people. Bakhtiari singers transfer their local maqams )melodies( and couplets by the word of tongue relying on their memory and oral knowledge. The required data for this study were collected, classified, and analyzed using the library and field methods of research in relation to musical instruments, literature and poems, singers, different types of celebration and mourning songs, epic poems, and ghazal.

    Keywords: music, singers, Lur, Bakhtiari people, oral literature, Middle Zagros
  • Aghil Soltanpour Pages 89-106

    Following a library method and through a thorough study of various books and papers in the field of the history and culture of Bakhtiari people, the present paper aims to identify and explore some of the Iranian traditional disciplinary acts of Bakhtiari tribe, such as Xun bas )renouncing gore(, blood and wood, oath, Xun and Kalat )blood money(, and atonement. Since the origin of such punishments is the structure and conventions of the converged Bakhtiari society, and since the main foundations and forms of this united society are as strong as they were before, it seems that the revival and modification of each of such criminal punishments based on societal needs could be a useful step towards attaining the goals of restorative justice.

    Keywords: Bakhtiari people, criminal punishment, mediation, blood money, Xun bas
  • Leila Bayati, Zahra Ardestani Pages 107-129

    In this study, the authors examined the role of the radio and television programs of Jahanbin Broadcasting in Chaharmahal and Bakhtiari Province in consolidating its people’s native and local identify. This survey study was carried out following a descriptive method, and the required data were collected using a researcher-made questionnaire. The 674,190 participants consisted of all the above 15-year-old people living in the nine counties of the province. Using the Cochran Formula, the ideal sample size was determined, and the participants were divided into specific samples based on the systematic cluster sampling method. SPSS 23 Software was used to analyze the related descriptive and inferential statistical data. The findings demonstrated that, with an increase in the use of the programs of this provincial network, the users’ familiarity and satisfaction with their folk culture and specifics features of their native-local identify increased. Moreover, it was found out that an increase in the satisfaction with the networks’ performance in this regard was followed by an increase in the participants’ interest in their native-local identify. Therefore, the authors recommend the authorities of the Network to encourage the production of appropriately absorbing and captivating programs so that audiences develop a greater interest in their native-local culture.

    Keywords: native-local culture, Chaharmahal, Bakhtiari Province, Broadcasting Company, Jahanbin Network
  • Zahra Azarniush Pages 131-149

    Dez-Part is one of the most important roads of Bakhtiari land and dates back to ancient times. Due to strategic reasons, this road was of particular importance during the Safavid era. In fact, in order to achieve their purposes, Safavid rulers repaired the road, which had been damaged previously, and used it to their own advantage. A part of Dez-Part was used during the reigns of Shah Abbas I and Shah Abbas II for political and economic purposes. This paper discusses the purposes behind Safavid kings’ attention to this route with respect to political and economic benefits. These purposes included the spread of the Shi’ite culture in Bakhtiari lands, keeping Bakhtiari rulers under surveillance, conducting national trade between Bakhtiari lands and Isfahan )the Safavid capital(, and finally commuting for the purpose of transferring the water of Kuhrang River to Isfahan through building a waterway in the mountain. Following a descriptive-analytic method, this study was conducted through using library resources, observing epigraphs, and examining documents on Safavid history

    Keywords: Safavid, Dez-Part Road )axis of Gardaneh-ye Rokh(, national trade, Karun River, Bakhtiari people
  • Darab Zafariyan Pages 151-166

    This paper aims to explain the process of the changes in the administrative divisions in Chaharmahal and Bakhtiari Province )since 2006( relying on historical sources and documents. Based on a number of historical proofs and archeological findings in relation to ancient times, vast areas of Chaharmahal and Bakhtiari were initially under the rule of the Elamite Empire )300 BC(. Later, this region turned into the summer residence of the Akaemenid, Arsacid, and Sassanid rulers. Upon the arrival of Islam in Iran, the present Chaharmahal and Bakhtiari Province, similar to other regions of Iran, was governed by caliphs. During this period, Lur-residing districts )including the Bakhtiari region( covered vast areas of Jibal, Fars, and Khuzestan Provinces. Following Iranians’ quest for independence in the third century )AH(, this region came under the sovereignty of Greater Lorestan )Lur-e-Bozorg( once again with Izeh as its capital city. Between 550 AH and 827 AH, this area was governed by the Atabegs of Greater Lorestan. After the rise of the Safavid Dynasty to power in 907 AH, given the changes in the various states and areas of Iran, two regions which were separate from each other in terms of their political geography came into being: “Chaharmahal” and “Bakhtiari”. The land of Chaharmahal was directly controlled by Isfahan. However, since this time onwards, the word “Bakhtiari” has been used as both the name of a tribe and the name of a geographical-political region, which has continued its political life with a semi-independent feudal government. During the reigns of Afsharid and Zand dynasties, considering the fact that, expect for a short time, the country experienced great chaos and frequent rebels, the same administrative divisions of the Safavid period existed with very few changes. During the Qajar period, the land of “Chaharmahal Bakhtiari” was known as the “Bakhtiari Land” and as the fourth region. After the Persian Constitutional Revolution, with the legislation of the laws of states and provinces in 1906, the status of Chaharmahal and Bakhtiari Province in its present from was established. Since 1907, when the first law of the administrative divisions of Iran was approved, until 1973, the present Chaharmahal and Bakhtiari, was mostly known as a “governorate” and “governorate general” and as a sovereign of Isfahan. The year 1973 is of particular importance in the process of the changes in the administrative divisions of Chaharmahal and Bakhtiari because on 29 September 1973, with the approval of the delegation of ministers, the governorate general of Chaharmahal and Bakhtiari turned into a province.

    Keywords: administrative divisions, province, district, Chaharmahal, Bakhtiari