فهرست مطالب

  • پیاپی 8 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/17
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علیرضا کوهکن، محمدعلی رحیمی نژاد* صفحات 1-40

    با توسعه ارتباطات و شکل گیری جامعه جهانی اصولا نباید ظرفیتی برای کشورها ناشناخته مانده و مورد توجه نباشد. ظرفیت های اقتصادی گوناگون در کشورهای مختلف، دلیلی برای همکاری و در پیش گرفتن دیپلماسی فعال با تکیه بر مزیت های نسبی می باشد. شناخت ظرفیتهای بالقوه در عرصه دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در قبال کشورهای آسیای میانه یکی از فرصت های مهم برای پیشرفت اقتصادی کشور است. در همین راستا در این پژوهش به بررسی دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در آسیای میانه طی سال های 1384 تا 1396 پرداخته شده است. سوال اصلی نوشتار چگونگی دیپلماسی اقتصادی ایران با کشورهای آسیای میانه از 1384 تا 1396 بوده است. در مقابل برای پاسخگویی به این سوال فرضیه اصلی عبارت است از اینکه دیپلماسی اقتصادی ایران با کشورهای آسیای میانه آسیای میانه از سال 1396-1384 دارای نگاه مقطعی و کوتاه مدت و فاقد برنامه بلندمدت، مدون و راهبردی و متاثر از جهت گیری های سیاسی و غیراقتصادی بوده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی مبتنی بر داده های کمی و مطالعات کتابخانه ای بوده است. نتیجه این پژوهش داشتن رویکرد و دیدگاه قطبی دولت های جمهوری اسلامی ایران از سال 1384 تا 1396 بوده است که منجر به داشتن نگاه مقطعی و عدم استفاده مطلوب از ظرفیت های دیپلماسی اقتصادی گردیده است.

    کلیدواژگان: دیپلماسی اقتصادی، آسیای میانه، دولت نهم و دهم، دولت یازدهم، جمهوری اسلامی ایران
  • میرابراهیم صدیق، محسن جمشیدی*، معصومه پورعظیم صفحات 41-90

    باراک اوباما، رییس جمهور ایالات متحده آمریکا، سیاست خارجی دولت خود را در سطح منطقه با محور قرار دادن «تغییر» در خاورمیانه را تغییری اساسی و ماهوی معرفی می کند که لاجرم باید برای انطباقش با شرایط آمریکا در سیاست بین الملل، چاره ای اندیشید. او این چاره را در تعمیم اصل راهبردی غرب و آمریکا یعنی لیبرال دموکراسی به خاورمیانه می یابد و در نتیجه معتقد است دیپلماسی آمریکا در خاورمیانه، باید در صدد ترویج لیبرال دموکراسی در این منطقه باشد. محورهای اصلی سیاست خارجی دولت اوباما در خاورمیانه تا اندازه ای معطوف به چالش های پیشین منطقه ای از جمله صلح خاورمیانه، تضمین انتقال انرژی، ثبات در عراق، مسیله هسته ای ایران، ناآرامی ها در افغانستان و پاکستان، رقابت تسلیحاتی، تروریسم و غیره است. در این پژوهش با روش کیفی و با رویکرد توصیفی - تحلیلی درصدد پاسخ به این سوال هستیم که؛ تروریسم هسته ای در سیاست خارجی خاورمیانه ای ایالات متحده چه جایگاهی دارد؟ ایالات متحده با هدف پیشبرد و حفظ هژمونی خود تلاش می کند تروریسم هسته ای را تبدیل به کانون محوری تهدیدگری علیه امنیت ملی این کشور و ثبات نظام بین الملل در منطقه خاورمیانه کرده و از طریق دشمن تراشی فرضی، فضا را برای نظامی گری در قالب جنگ پیش گیرانه فراهم کند.

    کلیدواژگان: سیاست خارجی، خاورمیانه، ایالات متحده، جنگ پیش گیرانه، تروریسم هسته ای
  • رضا سیمبر، صدیقه آذین* صفحات 91-130

    پس از فروپاشی شوروی، تعریف از امنیت تغییر کرد و تروریسم یکی از عوامل تهدیدزا برای امنیت دولت ها تلقی گردید. دولت ایران و افغانستان در طی سالیان متمادی درگیر مسیله تروریسم و تبعات امنیتی و سیاسی آن بوده اند. در این بین ایران به ویژه استان سیستان و بلوچستان از حضور عناصر تروریستی آسیب های بسیاری را دیده است. باتوجه به آنکه القاعده و طالبان حضور نسبتا فعالی در افغانستان داشته اند اینک حضور داعش نیز بر چالش های امنیتی افغانستان افزوده و تهدیدات امنیتی ایران و استان سیستان و بلوچستان را نیز افزایش داده است. بر این اساس در پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال هستیم که، حضور طالبان و داعش در افغانستان، چه چالش های امنیتی برای استان سیستان و بلوچستان به دنبال خواهد داشت؟ باتوجه به سوال پژوهش، فرضیه ی ما از این قرار است که؛ حضور گروه های تروریستی طالبان و داعش در افغانستان می تواند منجربه، تهدیدات اجتماعی همچون تغییر بافت جمعیتی، تحریک سنی های منطقه بلوچستان، تهدیدات اقتصادی شامل؛ تجارت بین استان با کشورهای منطقه، قاچاق مواد مخدر در بعد سیاسی ناامنی های در سطح کلان برای دولت ایران و در بعد محیط زیستی موجب تشدید بحران آبی برای استان شود. روش پژوهش حاضر توصیفی_ تحلیلی است.

    کلیدواژگان: سیستان و بلوچستان، افغانستان، طالبان، داعش، کپنهاگ
  • محمدحسین نجاتی*، محمد محمدی صفحات 131-159

    سیاست خارجی کشورها همواره در بطن نظام ارزشی و ویژگی های ملی حاکم بر آن ها شکل می گیرد که شکل دهنده هویت ملی آن ها به عنوان یک ملت - دولت است و در راستای تامین منافع ملی و دست یابی به اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت آن ها تیوریزه و عملیاتی می شود. هدف پژوهش حاضر این است که با بهره گیری از روش توصیفی - تبیینی و اتخاذ یک رویکرد مقایسه ای، در چارچوب نظریه مدل سیاست خارجی استراتژیک، به تبیین و بررسی نوع سیاست خارجی آمریکای ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران و توافقات بین المللی بپردازد. همچنین در این مقاله پژوهشی به دنبال پاسخگویی به این پرسش اصلی هستیم که رویکرد تعارضی دونالد ترامپ در قبال توافقات بین المللی و خروج آمریکا از برخی از این توافقات مانند برجام، به منزله تغییر در استراتژی کلان سیاست خارجی آمریکا و تمایل این کشور به انزواگرایی در عرصه سیاست بین الملل می باشد یا خیر؟ فرضیه اصلی مقاله این است که این نوع رویکرد، صرفا تاکتیکی در راستای تغییر دادن اهداف استراتژیک سیاست خارجی کشورهای دیگر، اعم از دوست و دشمن آمریکا، با هدف پذیرش هژمونی آمریکا در عرصه سیاست بین الملل توسط آن ها و تثبیت جایگاه ابر قدرتی این کشور در نظام بین الملل می باشد. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که ایران بایستی از طریق تنش زدایی با رقبای منطقه ای خود مانند: ترکیه و عربستان سعودی، ایجاد یک مکانیسم پولی و بانکی دوجانبه با اتحادیه اروپا مانند: ایجاد یک بانک سرمایه گذاری مشترک و ایتلاف سیاسی و اقتصادی با کشورهای عضو بریکس یک موازنه نرم علیه آمریکا ایجاد نماید.

    کلیدواژگان: سیاست خارجی، ایالات متحده آمریکا، دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی ایران، توافقات بین المللی، موازنه نرم
  • احمد جانسیز*، دانیال رضاپور صفحات 161-192

    مقاله حاضر معطوف به تحلیل اهمیت کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) ، به عنوان یکی از ارکان اصلی ابرپروژه یک کمربند- یک راه (BRI) برای منطقه خاورمیانه با تمرکز بر کشورهای عربستان سعودی، امارات، قطر و عمان می باشد. این مقاله ضمن تاکید بر همکاری اقتصادی موجود بین پاکستان و کشورهای عربی، به اقدامات تاثیرگذار و روزافزون تجاری چین در جهان عرب هم می پردازد. کشورهای جهان عرب هم درصدد هستند با استفاده از این ابر پروژه به منافع اقتصادی و سیاسی در آینده نزدیک دست یابد که چشم انداز اقتصادی 2030 عربستان، چشم انداز ملی قطر در سال 2030 و چشم انداز عمان در سال 2040 نمونه ای کامل از اقدامات راهبردی این کشورها می باشد. سوال اصلی تحقیق این گونه مطرح می شود که برنامه عملیاتی کریدور اقتصادی چین - پاکستان چه فرصت هایی برای عربستان سعودی، قطر، امارات و عمان به وجود آورده است؟ در بحث فرصت های توسعه و تعمیق روابط این کشورها با پاکستان- چین: ظرفیت سازی برای برتری منطقه ای، تعامل همزمان با شرق و غرب، ایجاد مسیرهای مختلف خشکی و دریایی و متنوع سازی مبادی واردات انرژی و افزایش امنیت انتقال انرژی برای عرضه کنندگان و مصرف کنندگان در جهت تامین منافع و منابع مورد نیاز این کشورها بوجود می آورد.

    کلیدواژگان: کریدور اقتصادی چین- پاکستان، ابتکار یک کمربند- یک راه، خاورمیانه، تجارت فرامنطقه ای
  • ساحل عبداللهی منش*، رامین بخشی صفحات 193-216

    هدف این مقاله بررسی تقسیم آب در حوضه رود نیل است. مانند خاورمیانه، جدایی آب در چارچوب نارضایتی سیاسی بزرگ تر که از دوران استعمار به ارث برده شده بود، رخ داد. در همه موارد کمبود آب محرک بوده است. فعالان امنیتی در همه موارد تصمیم گیرندگان بودند؛ در مورد حوزه دجله - فرات، سازمان های غیردولتی و فعالان حقوق بشر نیز به عنوان فعالان امنیتی ظهور کرده اند. مخاطبان هدف در همه موارد شامل افکار عمومی ملی و بین المللی، و همچنین تصمیم گیرندگان در کشورهای اهدا کننده، به ویژه در مورد دجله - فرات و حوضه های رود نیل بودند. چندین مکانیسم امنیتی سازی به طور همزمان در همه موارد مورد استفاده قرار گرفته اند. در مورد کرانه باختری، برای مثال، جذب منابع (‏برش ساختاری)‏ با کمیته های مشترک مدیریت آب (‏برش نهادی) ‏دست به دست هم دادند. در همه موارد، زبان نقش حیاتی در جدایی منابع آب ایفا می کند، به خصوص در مورد مصر و اسراییل، که در آن ارزش نمادین آب و زمین با سنت های مذهبی به ارث برده شده از دوران باستان پیوند نزدیکی دارد.

    کلیدواژگان: خاورمیانه، مصر، منابع آب، امنیت، نیل، رود آردن
|
  • sedigheh Azin*, Reza Simbar Pages 91-130

    After the collapse of the Soviet Union, the definition of security changed and terrorism was considered a threat to state security. The government of Iran and Afghanistan have been involved in the issue of terrorism and its security and political implications for many years. Meanwhile, Iran, especially Sistan and Baluchistan province, has suffered greatly from the presence of terrorist elements. As al-Qaeda and the Taliban have a relatively active presence in Afghanistan, ISIL's presence has now added to Afghanistan's security challenges and increased the security threats to Iran and Sistan and Baluchistan province. Accordingly, the present study seeks to answer the question, what security challenges will the Taliban and ISIS presence in Afghanistan have for Sistan and Baluchistan? According to the research question, our hypothesis is that the presence of Taliban and ISIS terrorist groups in Afghanistan could lead to social threats, such as changing the demographic structure, provoking Sunnis in the Balochistan region, economic threats including inter-state trade with regional countries, drug trafficking. In the political dimension, large-scale insecurity for the Iranian government and in the environmental dimension will aggravate the water crisis for the province. The research method is descriptive-analytical.

    Keywords: Sistan, Baluchistan, Afghanistan, Taliban, IS, Copenhagen
  • MohammadHossein Nejati*, Mohammad mohammadi Pages 131-159

    Foreign policy of the countries is always in the midst of the value system and the national characteristics that govern them which shapes their national identity as a nation – state and in line with national interests and achieving their short, medium and long term goals, they are theoretically and operationally. The United States, as a superpower of the international system and the Islamic Republic of Iran, as a regional power in the Middle East, They are no exception. The purpose of this research is to use a descriptive-explanatory method and adopt a comparative approach, within the framework of strategic foreign policy model theory, explaining the Foreign Policy of the America's Trump and the Islamic Republic of Iran and The approach of two countries to international agreements. Although in this article, we are looking to answer the main question that Donald Trump's conflict approach against international agreements and withdrawal from some of these agreements, such as Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA), as a change in US foreign policy's grand strategy and is the country's desire for isolationism in international politics? The main hypothesis of the paper is that this kind of approach, it is purely tactical to change the strategic goals of foreign policy of other countries, including the America's friend and foe, with the aim of accepting America hegemony in the field of international politics by them and consolidation of its supreme power in the international system. Also, research findings show that Iran should, by détente with its regional rivals, such as Turkey and Saudi Arabia and, through the creation of a bilateral monetary and bank mechanism with the European Union such as: creation a common Investment Bank and Political & Economic Coalition with BRICS Countries Create a soft balance against the United States.

    Keywords: foreign policy, USA, Donald Trump, Islamic Republic of Iran, international agreements, soft balance
  • ahmad jansiz*, danyal rezapour Pages 161-192

    The present article focuses on analyzing the importance of the China-Pakistan Economic Corridor (CPEC) as one of the main pillars of the One-Belt One-Road Super-Project (BRI) for the Middle East, focusing on Saudi Arabia, the United Arab Emirates, Qatar and Oman. This article emphasizes the economic cooperation between Pakistan and the Arab countries, as well as China's influential and increasing trade activities in the Arab world. The countries of the Arab world are also trying to use this super project to achieve economic and political interests in the near future, such as Saudi Arabia's 2030 economic outlook, Qatar's national outlook in 2030 and Oman's outlook in 2040. Countries. The main question of the research is what opportunities has the China-Pakistan Economic Corridor Operational Plan created for Saudi Arabia, Qatar, the UAE and Oman? Discussing opportunities for development and deepening relations between these countries and Pakistan-China: capacity building for regional excellence, simultaneous interaction with East and West, creating different land and sea routes and diversifying energy import bases and increasing energy transfer security for suppliers and It creates consumers in order to provide the benefits and resources needed by these countries.

    Keywords: China-Pakistan Economic Corridor, Belt-One Initiative, Middle East, Trans-Regional Trade
  • Sahel abdollahii manesh*, ramin bakhshi Pages 193-216

    The purpose of this paper is to investigate the division of water in the Nile River basin. Like the Middle East, the separation of water took place in the context of the greater political dissatisfaction inherited from the colonial era. In all cases, water scarcity has been the driving force. Security activists have always been decision-makers; in the case of the Tigris-Euphrates basin, NGOs and human rights activists have also emerged as security activists. The target audience in all cases included national and international public opinion, as well as decision-makers in donor countries, especially in the case of the Tigris-Euphrates and the Nile basins. Several security mechanisms have been used simultaneously in all cases. In the case of the West Bank, for example, the recruitment of resources (structural cuts) by joint water management committees (institutional cuts) went hand in hand. In all cases, language plays a vital role in the separation of water resources, especially in the case of Egypt and Israel, where the symbolic value of water and land is closely linked to the religious traditions inherited from ancient times.

    Keywords: Middle East, Egypt, water resources, security, the Nile, the Ardennes