فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • زهرا یارمرادی، بهروز نصیری*، غلام حسن محمدی، مصطفی کرمپور صفحات 1-24

    توفان گردوغبار یکی از معضلات زیست محیطی است که اثرات مخربی بر روی سلامتی انسان، کیفیت هوا و اقتصاد کشورهای جهان می گذارد. هدف از این تحقیق تحلیل همدید و شناسایی منشا گردوغبارهای وارد شده به شرق ایران و ردیابی مسیر حرکت آن ها می باشد. ابتدا با استفاده از داده های دید افقی، تصاویر ماهواره ای، شاخص گردوغبار مربوط به ماهواره OMPS و شاخص عمق نوری آیروسل ها (AOD)، توفان های گردوغبار شرق ایران طی دوره آماری 2010 تا 2018 مورد بررسی قرار گرفت. سپس داده های فشار، سمت و سرعت باد و ارتفاع ژیوپتانسیل و جریان های جتی در سطوح مختلف جوی از مرکز اروپایی پیش بینی های هواشناختی (ECMWF) با قدرت تفکیک مکانی 25/0× 25/0 دریافت شد. در نهایت برای مشخص کردن منشا شکل گیری توفان از مدل HYSPLITE استفاده شد. نتایج نشان داد که 67/46 درصد از توفان های منطقه به صورت محلی و 33/33 درصد به صورت انتقال یافته از محل دیگر می باشند و 20 درصد نیز به صورت همزمان رخ داده است. نتایج حاصل از مطالعات ماهواره ای نشان داد که توفان های انتقال یافته معمولا در جنوب عراق و مرکز عربستان شکل گرفته و سپس به سمت منطقه مورد مطالعه انتقال یافته است که با نتایج حاصل از مدل مقایسه و صحت سنجی شد. بررسی های همدیدی این نوع توفان ها نیز نشان داد که منشا سینوپتیکی آن ها، باد شمال می باشد که در اکثر موارد همگرایی جت استریم جنب حاره و قطبی، شرایط مطلوبی برای رخداد توفان های شدید گردوغبار فراهم آورده است. نتایج توفان های شکل گرفته درخود محل نیز نشان داد که عامل توفان  ناشی از گرادیان شدید فشاری، سیکلون و دخالت جریانات رودباد است.

    کلیدواژگان: مدل عددی، گردوغبار، HYSPLI، AOD
  • مریم نعیمی*، محمدجواد یوسفی، محمد خسروشاهی، سمیرا زندی فر، زهره ابراهیمی خوسفی صفحات 25-45

    گرد و غبار از جمله فرآیندهای مهم تخریب سرزمین بوده که مناطق وسیعی از غرب استان خراسان رضوی را پوشش میدهد. رویش و ثبات پوشش گیاهی در کنترل گرد و غبار موثر بوده که به عناصر اقلیمی و به طور عمده دو عامل قدرت باد و میزان بارش بستگی دارد. تغییرات این دو عنصر نیز بر روی سایر عناصر آب و هوایی از جمله دما، تبخیر، رطوبت نسبی تاثیرگذار بوده که منجر به خشکسالی شده و عواقب جدی برای انسان و محیط زیست دارد. در مطالعه حاضر اثر عناصر اقلیمی بر گرد و غبار در غرب استان خراسان رضوی بررسی شد. بر این اساس، پس از تهیه داده های ایستگاه های هواشناسی، ارتباط و روند سالیانه و فصلی بین تعداد روزهای همراه با گرد و غبار و پارامترهای هواشناسی از قبیل دما، بارش، رطوبت نسبی، تبخیر و تعرق، سرعت باد و شاخص خشکسالی (SPI) بررسی شدند. همچنین، جهت مطالعه فرکانس و شدت پدیده گرد و غبار شاخص DSI  محاسبه و ضرایب رگرسیونی شاخص ها با یکدیگر آنالیز شدند. بررسی روند تغییرات نزدیک به 3 دهه شاخص های اقلیمی در شهرستان های غرب استان خراسان رضوی نشان دهنده ی مساعد شدن شرایط برای افزایش گرد و غبار بود. بررسی روند تغییرات سالانه شاخص های گرد و غبار نشان داد با مساعد شدن شرایط اقلیمی برای افزایش گرد و غبار روند تغییرات DSI و روزهای با دید افقی کمتر از 200 متر در طول دوره ی مطالعاتی افزایشی بوده است.

    کلیدواژگان: گرد و غبار، غرب خراسان رضوی، SPI، DSI
  • کمال امیدوار*، رضا ابراهیمی، عباسعلی داداشی رودباری صفحات 47-71
    روابط بین بارش-ارتفاع را می توان به عنوان یک دستاورد مهم برای مطالعات بارش-رواناب و مدیریت حوضه های آبریز بخصوص در مناطق خشک و نمیه خشک که شکنندگی بالایی دارند قلمداد کرد. در پژوهش پیش رو به مدلسازی وردایی زمانی-مکانی فصلی بارش-ارتفاع در ایران مرکزی پرداخته شد. به این منظور داده های پایگاه داده-بارش آفرودیت برای یک دوره 30 ساله (1977-2007میلادی) مبتنی بر DEM با تفکیک مکانی 30 متر با استفاده از دو مدل حداقل مربعات معمولی (OLS) و رگرسیون وزن دار جغرافیایی (GWR) مورد ارزیابی قرار گرفتند. ارزیابی دو مدل حاضر نشان داده است که مدل رگرسیون وزن دار جغرافیایی (GWR) بهتر می تواند روابط بارش-ارتفاع را در ایران مرکزی توضیح دهد. همچنین مشخص گردید که افزایش ضریب  برای مدل حداقل مربعات معمولی (OLS) بخصوص در فصل بهار ناشی از همرفت و تشدید پدیده کوهبارش بوده است. کمبود بارش در ایران مرکزی را می توان در دو رسته بنیادین جای داد: 1- حاکمیت پرفشار جنب حاره در دوره گرم سال و 2- آورده های سامانه های غربی به جهت سایه بارش زاگرس سهم چندانی برای مناطق ایران مرکزی ندارد لذا فارغ از فقر بارش محتوای رطوبت هواسپهر این منطقه از ایران بسیار اندک است. بارش در ایران مرکزی دارای ساختار فضایی بوده و رفتار خوشه ای از خود نشان می دهد. همچنین مشخص گردید در ایران مرکزی بیشینه بارشی در بیشینه ارتفاعی حادث نمی شود و بیشینه و کمینه رابطه بارش-ارتفاع در ایران مرکزی بترتیب در پیش باد و پشت باد اتفاق می افتد.
    کلیدواژگان: بارش فصلی، خودهمبستگی فضایی، رگرسیون وزن دار جغرافیایی، ایران مرکزی
  • حجت رضایی*، سیدحسن مطیعی لنگرودی، حسنعلی فرجی سبکبار، علیرضا دربان آستانه صفحات 73-99

    یکی از مهمترین علت عدم کارآمدی برنامه های توسعه روستایی در کشورهای در حال توسعه همچون ایران عدم توجه به نیازها و توان های محلی علی الخصوص در زمینه اقتصاد روستایی و دیکته نمودن یک برنامه برای تمامی روستاهای کشور می باشد. با اهمیت این موضوع، هدف کلی پژوهش حاضر تحلیل اکتشافی نیازهای اقتصادی جوامع روستایی بر اساس نظر مطلعان کلیدی در استان یزد می باشد. رویکرد تحقیق از نظر هدف کاربردی، از نظر روش گردآوری اطلاعات اکتشافی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و از نظر ابزار مبتنی بر پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختاریافته است. جامعه آماری تحقیق را کنشگران محلی استان یزد (مدیران، نخبگان و خانوار روستایی) تشکیل می دهند. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو بخش کیفی و کمی صورت گرفته است که در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا در نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمی از آزمون T تک نمونه ای، فریدمن و دبلیو کندال استفاده گردیده است. بر اساس نتایج، در بخش کیفی 34 نیاز اقتصادی در قالب 9 شاخص شناسایی گردید. درصد تکرار این شاخص ها نشان می دهد شاخص اشتغال با 17.89 درصد دارای متناوب ترین نیازها در سطح استان یزد بوده است. نتایج بخش کمی پژوهش نیز نشان می دهد شاخص اشتغال با آماره 8.33 و شاخص درآمد با آماره 7.66 در برگیرنده مهمترین نیازهای اقتصاد روستایی در استان و در برنامه ریزی توسعه دارای اولویت می باشند.

    کلیدواژگان: توسعه، جوامع روستایی، نیازهای اقتصادی، مطلعان کلیدی، یزد
  • مرتضی اسماعیل نژاد*، صادق کریمی صفحات 101-124

    با توجه به تنوع اقلیمی در استان سیستان و بلوچستان، تنوع مسکن ناشی از آن از ویژگی های این استان می باشد. این تنوع اقلیمی باعث شده تا مسکن سنتی از تنوع شکلی و ساختاری برخوردار باشد. با بررسی وضعیت سازگاری مسکن بومی با عناصر آب و هوایی مشخص شد مسکن بومی شهرستان سرباز بیشترین سازگاری را با اقلیم دارد. ایستگاه های سراوان، ایرانشهر، نیکشهر، زاهدان و زابل دارای سازگاری متوسطی هستند و در شهرستان های چابهار و منطقه بمپور حداقل سازگاری بین مسکن بومی و اقلیم وجود دارد. همچنین با بررسی الگوی فضایی مسکن روستایی در سطح استان مشخص شد، شهرستان های نیک شهر،سراوان، خاش و زاهدان از لحاظ الگوی فضایی مسکن بومی  همسان می باشند. این مناطق دارای الگوی توزیع خوشه ای هستند. مسکن بومی ایرانشهر با ضریب خودهمبستگی 714/0- بیشترین هماهنگی (خوشه ای) را با بقیه نواحی استان داشته است. شهرستان های ایرانشهر و زابل با داشتن ضریب خودهمبستگی منفی نزدیک به صفر کمترین همپوشانی الگوی فضایی مسکن بومی را با بقیه نقاط استان دارا بوده و به عنوان الگوی تصادفی از نظر توزیع مکانی محسوب می گردد. بنابراین بیشترین سازگاری مسکن با در سرباز،نیکشهر، زابل قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: مسکن بومی، روابط مکانی، گذار اقلیمی، خودهمبستگی، استان سیستان و بلوچستان
  • یونس خسروی*، عباسعلی زمانی، فاطمه زهرا تکین صفحات 125-145
    پایش مکانی ویژگی های فیزیکوشیمیایی آب های زیرزمینی به منظور حفظ و اصلاح کیفیت آن ها به عنوان فاکتوری مهم در مباحث هیدرولوژیکی به شمار می آید. بدین منظور در این پژوهش به بررسی ساختار مکانی و تخمین مقادیر ویژگی های فیزیکوشیمیایی آب های زیرزمینی یکی از مهم ترین حوزه های جنوبی کشور یعنی حوضه آبریز دالکی استان بوشهر به کمک زمین آمار و تحلیل واریوگرافی پرداخته شده است. برای انجام این پژوهش، داده های مربوط به پراسنجه های کلر، کلسیم، سدیم، سولفات، کل مواد جامد و منیزیم در 109 ایستگاه نمونه برداری مربوط به سال 1395 مورد تحلیل قرار گرفت. همچنین برای انجام بررسی های تغییرات مکانی پراسنجه های مورد مطالعه از تغییرنگار تجربی استفاده شد. برای رسم نقشه های پهنه بندی پراسنجه ها از روش زمین آماری کریجینگ معمولی با برازش مدل های دایره ای، نمایی، گوسی، کروی و درجه دو منطقی استفاده شد. نتایج نشان داد که مقدار پراسنجه ها در قسمت غربی و جنوب غربی منطقه دارای بیش ترین میزان خود بوده و با حرکت به سمت بخش های شرقی از مقدار آن ها کاسته شده است. دلیل محتمل چنین رخدادی را می توان به کشاورزی غیر اصولی در این منطقه و به تبع آن کاهش آب های زیرزمینی نسبت داد.
    کلیدواژگان: آلودگی، آب زیرزمینی، زمین آمار، پهنه بندی، حوضه آبریز دالکی
  • منصوره یاراحمدی، عامر نیک پور*، صدیقه لطفی صفحات 147-171

    تاب آوری کالبدی، یکی از ابعاد تاثیرگذار در میزان تاب آوری جوامع است که از طریق آن می توان وضعیت جوامع را از نظر ویژگی های فیزیکی و جغرافیایی تاثیرگذار در هنگام بروزسانحه ارزیابی کرد. هدف از انجام پژوهش حاضر سنجش و ارزیابی میزان تاب آوری کالبدی محلات شهری نورآباد ممسنی در برابر زلزله، شناسایی شاخص ها و عوامل موثر بر تاب آوری آن می باشد. گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و اطلاعات پایه از بلوک های آماری مرکز آمار در سال 1395 و 1390 و طرح جامع نورآباد ممسنی در سال 1395  استخراج شد. روش انجام این پژوهش به منظور رتبه بندی تاب آوری در بین محلات از روش کپ لند استفاده شده است. بدین منظور در ابتدا با استفاده از هر یک از روش های تاپسیس، کوپراس و مورا  به رتبه بندی تاب آوری در بین محلات پرداخته و در نهایت از روش کپ لند  رتبه ی نهایی تاب آوری هر یک از محلات پرداخته شده است. نتایج حاکی از آن است که در ین محلات مورد بررسی محله چهار از ناحیه یک دارای بیشترین تاب آوری و همچنین محلات چهار از ناحیه دو و سه دارای کمترین تاب آوری می باشند.

    کلیدواژگان: تاب آوری کالبدی، کپ لند، نورآباد ممسنی
  • علی احمد آبادی، معصومه هاشمی* صفحات 173-192
    دشت سر از مهم ترین واحد های ژیومورفولوژی محسوب شده و شناسایی و طبقه بندی آنها از اهمیت زیادی در تهیه نقشه ژیومورفولوژی برخوردار است، بطورکلی واحد دشت سر به سه تیپ؛ دست سر فرسایشی، آپانداژ و پوشیده تقسیم می شود. رویکرد غالب در شناسایی انواع دشت سر مبتنی بر تفسیر بصری از روی داده های هوایی و ماهواره ای است که دارای سرعت کم و وابسته به دانش مفسر است. امروزه رویکرد ژیومورفومتری که بر مبنای سنجش و اندازه گیری اشکال ژیومورفولوژی است می تواند در شناسایی لندفرم ها کمک نماید. در این تحقیق بر اساس رویکرد ژیومورفومتری و با استفاده از مدل رقومی ارتفاعی ASTERGDEM ، شاخصهای انحناء و شاخص RTP انواع دشت سر در منطقه اشکذر یزد شناسایی و استخراج شده است. نتایج نشان می دهد شاخص های ژیومورفومتری شامل:  انحنای پروفیل، انحنای پلانیمتریک، انحنای طولی و انحنای کلی به دلیل میزان اختلاف میانگین های محاسبه شده قدرت تفکیک پذیری مناسبی برای تفکیک تیپ های مختلف دشت سر از یکدیگر دارند و می توان با استفاده از این پارامترها به تفکیک واحد های دشت سر پرداخت و در بین آنها پارامتر انحنای پلانیمتریک و پروفیل و شاخص RTP دقت بیشتری در تفکیک واحدهای دشت سر دارند.
    کلیدواژگان: اشکذر، پارامترهای ژئومورفومتری، دشت سر، شاخص Rtp
  • ندا خاکسار، مجید صالحی نیا*، محمدجواد مهدوی نژاد صفحات 193-217

    شهر یزد بدلیل قرارگیری در منطقه بیابانی و مساعد بودن هوا در بازه زمانی شب و دارا بودن آسمان کویر قابلیت خوبی برای گسترش زندگی شبانه و تبدیل شدن به «شهر24 ساعته» را دارد که در این راستا با کمک صنعت نورپردازی مصنوعی می توان به این روند سرعت بخشید. اما آنچه که در حال حاضر شاهد آن هستیم شهرهایی با آشفتگی بصری نوری و افراط در بکارگیری نور رنگی است. بنابراین ضرورت دارد که فنون نورپردازی مصنوعی و اثرگذاری آن بر احساسات و معنای عاطفی فضا شناسایی شود تا از پتانسیل های نورپردازی مصنوعی بطور مطلوب بهره برده شود. این امر می تواند در راستای صیانت از جایگاه جهانی شهر یزد نیز باشد. ماهیت پژوهش حاضر در بخش ابتدایی توصیفی-تحلیلی و به روش پیمایشی-دلفی، و در بخش دوم از نوع شبه آزمایشی بود، بدین ترتیب که فنون نورپردازی مصنوعی در هتل داد یزد شبیه سازی و نظر 50 نفر سنجیده شد. با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که از نظر متخصصین نورپرداز معماری در شهر یزد، بکارگیری فنون نورپردازی موضعی-پیرامونی، شدت روشنایی، نحوه توزیع نور و درخشندگی بیشترین تاثیر را در خلق معنای عاطفی دارند و با انجام آزمایش از مخاطبین مشخص شد که فن نورپردازی موضعی-پیرامونی در مقایسه با نور عمومی در فضا، خوشایندتر است. جهت خلق فضایی جذاب و سرزنده ترکیب نورپردازی موضعی-پیرامونی با توزیع غیریکنواخت نور و درخشندگی زیاد می تواند ابزار مناسبی باشد و جهت خلق فضایی آرامش بخش ترکیب نور موضعی-پیرامونی با توزیع نور یکنواخت و شدت روشنایی کم و درخشندگی کم راهبردی مناسب خواهد بود.

    کلیدواژگان: نورپردازی مصنوعی، معنای عاطفی خوشایند، شهرهای مناطق بیابانی، زندگی شبانه
  • فاطمه ستایش، صدیقه کیانی سلمی*، حجت موسوی صفحات 219-246

    این پژوهش در راستای گسترش توسعه پایدار گردشگری با استفاده از بررسی های میدانی و روش تدوین پرسشنامه، به توان سنجی و ارزیابی قابلیت توسعه طبیعت گردی در منطقه گردشگری مجتمع پتاس در شهرستان خوروبیابانک با بهره گیری از روش ارزیابی معیارهای اکولوژیکی و مدیریتی پرداخته است. نتایج نشان داد که میانگین ارزش اکولوژیک دهکده نمکی، تشتاب، روستای کمال آباد و مزرعه بهشتی به ترتیب 85/5، 51/4، 5 و 64/1 و میانگین امتیاز ارزش مدیریتی آنها به ترتیب 06/6، 66/5، 85/4 و 59/5 است که بیانگر پتانسیل بالای اکولوژیکی و مدیریتی دهکده نمکی در مقایسه با سایر جاذبه ها است. بالاترین درصد امتیاز دهکده نمکی با مقدار 42/64 به شاخص بهره وری تعلق دارد و در عیار مکمل شاخص زیبایی با امتیاز کامل 100 درصد نشان دهنده چشم انداز منحصربه فرد این منطقه است. حداکثر امتیاز محوطه تشتاب با مقدار 33/63 و 95 درصد به ترتیب به عیار حفاظت و شاخص تجهیزات و سرویس های پشتیبانی اختصاص دارد. بیشینه امتیاز روستای کمال آباد با مقدار 64 و 95 درصد به ترتیب توسط معیار مکمل و شاخص جاذبه های کم یاب کسب شد. بالاترین امتیاز مزرعه بهشتی نیز با مقدار 15/59 و 100 درصد به ترتیب به عیار بهره وری و شاخص تجهیزات و سرویس های پشتیبانی تعلق دارد. در نتیجه دهکده نمکی با کسب امتیاز 08/58 درصد بالاترین ارزش را دارد و در مقابل کمترین امتیاز متعلق به تشتاب با اخذ 68/36 درصد می باشد که حاکی از رشد مطلوب گردشگری به واسطه دسترسی مناسب و همچنین سرمایه گذاری بیشتر در دهکده نمکی در مقابل سایر محوطه ها است.

    کلیدواژگان: اکوتوریسم، روش پری یرا، قابلیت سنجی، گردشگری کویری، مجتمع پتاس
  • سعیده مویدفر*، فروغ صفایی صفحات 247-278

    امروزه فضاهای عمومی شهرها بر اساس اصول و معیارهای استفاده بزرگ سالان شکل گرفته است و اغلب فضاهای شهری، عمدتا فاقد کیفیت برای استفاده کودکان و نوجوانان و به دور از مشخصه های یک شهر دوستدار کودک می باشند. با توجه به حساسیت گروه سنی نوجوانان، وقت آن رسیده که نوجوانان و ارزش های آنان وارد معادلات شهرسازی شده و به آنان اجازه داده شود که با مشارکت در فرایند برنامه ریزی شهری، در ایجاد فضاهای زندگی خود سهیم باشند. در این پیمایش، نوجوانان 12 تا 18 سال شهر آباده به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده اند. حجم نمونه با روش کوکران 150 نفر مشخص شده است، ضمن آنکه از نظرات والدین و مسیولین شهر نیز از طریق پرسشنامه استفاده شده است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی است و جنبه کاربردی دارد. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد که میزان مشارکت اجتماعی نوجوانان در فضاهای عمومی شهر آباده کم است. همچنین عوامل موثر بر ارتقاء مشارکت نوجوانان در فضاهای عمومی این شهر، امنیت، دسترسی، افزایش مکان های تفریحی، خدمات و امکانات بوده که محاسبه ضریب همبستگی پیرسون بیانگر رابطه مستقیم و مثبت بین ارتقا امنیت و افزایش مشارکت نوجوانان بوده و از طرف دیگر بهره گیری از رویکردهای شهر دوستدار کودک در کاهش بزه اجتماعی در میان نوجوانان موثر بوده است. درنتیجه راهبردهایی همچون تسهیل مشارکت نوجوانان از طریق برگزاری جلسات نظرسنجی از نوجوانان و ملاقات با شهردار، ارتقا کیفیت کالبدی محلات و بهبود دسترسی، استفاده از عناصر طبیعی در فضاها، افزایش حس امنیت و توانمندسازی نوجوانان و خانواده ها در حیطه متداخل شهرداری و سایر نهادها پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: شهر دوستدار کودک، مشارکت، نوجوانان، فضاهای عمومی شهری، آباده
  • محمود قدیری، حسن حکمت نیا*، فاطمه خجسته صفحات 279-296
    پدیده اشتغال نقش مهمی را در تمرکز گرایی و شکل گیری نابرابری در سطح منطقه ای ایفا می کند. لذا با توجه به اینکه منشا بیشتر تمرکزها، سرمایه گذاری ها و به تبع آن تمرکزهای شغلی است؛ هدف این پژوهش، تحلیل الگوهای توزیع و تمرکز اشتغال در استان بوشهر طی سال های 1365 تا 1395 با تمرکز بر شهرستان بوشهر می باشد. از این رو در چارچوب روش توصیفی-تحلیلی، مفهوم توزیع و تمرکز اشتغال در قالب 9 معرف از طریق روش های ضریب مکانی، ضریب توزیع و سطح تمرکز، روش پیوستگی مکانی و روش رگرسیون خطی تعریف و تحلیل شد. نتایج نشان داد در کنار اینکه ضریب مکانی فعالیت صنعت شهرستان بوشهر طی سال های 65 تا 95 در وضعیت پایه یا نزدیک به آن قرار دارد، همواره ضریب مکانی فعالیت صنعت دو یا سه شهرستان دیگر از شهرستان بوشهر بالاتر می باشد. بطوریکه شاهدیم تمرکز اشتغال در شهرستان کنگان طی سال های 85 و 95 از شهرستان بوشهر بیشتر و از افزایش قابل توجهی برخوردار شده است. آنچه که بیانگر شکل گیری گرایش هایی به سمت تمرکززدایی می باشد. مطابق روش پیوستگی مکانی، با توجه به اینکه سطح پیوستگی فعالیت صنعت با سایر رشته های فعالیت بالاست. همچنین با توجه به اینکه رشته فعالیت های حمل و نقل و ساختمان نیز مطابق روش رگرسیون خطی از نظر ایجاد فرصت های شغلی، تبعیت بیشتری از بخش صنعت دارند؛ توجه جدی به توزیع مناسب تر سرمایه گذاری ها و فرصت های شغلی صنعتی، حمل و نقل و ساختمان، می تواند موجب تقویت گرایش های تمرکززدایی موجود و فراگیرتر شدن آن گردد.
    کلیدواژگان: اشتغال، تحلیل تمرکز، الگوی توزیع، استان بوشهر
|
  • Zahra Yarmoradi, Behrooz Nasiri *, GholamHassan Mohammadi, Mostafa Karampour Pages 1-24

    Dust storms are one of the environmental problems that affect human health, air quality and the economies of the countries of the world on a large scale. The purpose of this study is the identification of the source of dust entering the east of Iran and tracking its route. Initially, using horizontal visibility data, satellite imagery, Dust Aerosol Index related to the OMPS, and AOD, the dust storms detected from 2000 until 2018 were examined. Then, the pressure data, wind direction, wind speed, geopotential heights and jet streams at various atmospheric levels were obtained from the European Meteorological Center (ECMWF) with a spatial resolution of 0.25 * 0.25. Finally, the HYSPLTE model was used to determine the origin of the storm formation. The results showed that 46.67% of the region's dust storms were local, 33.33% were transmitted, and 20% occurred concurrently. The satellite studies of the transmitted dust storms showed that they formed in southern Iraq and central Saudi Arabia and then moved to the studied area, which was compared with the results of the model. Synoptic studies also showed the synoptic origin of the storms and their being structured by northern winds, where jet streams and polar jet streams converge to provide favorable conditions for dust storms. The study of the storms formed at the site indicated that severe storms in the area could be due to the pressure gradient, cyclones and jet stream interference in the area.

    Keywords: Numerical modeling, Dust storm, HYSPLI, AOD
  • Maryam Naeimi *, MohammadJavad Yousefi, Mohammad Khosroshahi, Samira Zandifar, Zohreh Ebrahimikhusfi Pages 25-45

    Dust, considered as one of the important causes of land degradation, covers extensive areas of the west part of Khorasan Razavi Province. Much of the dust can be stabilized with a type of vegetation, which depends on climatic factors mainly wind power and rainfall. Changes in these two factors affect other factors such as temperature, evaporation, relative humidity, which lead to drought and can have serious consequences for man and environment. The present study aims at the climatic factors affecting dust in the west of Khorasan Razavi Province. At first, yearly as well as monthly data were prepared for the meteorological stations, and then the relationships among the number of dusty days, climatic factors and drought index (SPI) were investigated. Moreover, drought severity index (DSI) was calculated to study the frequency and intensity of dust, and the regression coefficients of the indices were obtained. The investigation of the trend of climatic changes in almost three decades in the western cities of Khorasan Razavi indicated that the conditions were favorable for increasing dust. Additionally, the results showed that a significant positive correlation between the increase of dust and DSI on one hand and the days with horizontal visibility less than 200 m.

    Keywords: Dust, West of Khorasan Razavi, SPI, DSI
  • Kamal Omidvar *, Reza Ebrahimi, Abbasali Dadashi Roodbari Pages 47-71
    Detection of the relationship between rainfall and altitude can be considered as an important achievement for rainfall-runoff studies and the management of catchment areas, especially in arid and dry soils that have a high brittleness. In the present study, the rainfall-elevation time-space spatial modeling of central Iran is performed. For this purpose, the Aphrodite precipitation database was used for a 30-year period (1977-2007) based on DEM and with a spatial resolution of 30 meters. In this regard, two models were utilized; ordinary least squares (OLS) and geographic weighted regressions (GWR). The evaluation of the two models showed that the GWR model can better explain the precipitation-elevation relationships in central Iran. It was also found that the increase in the coefficient for the (OLS) model, especially in the spring, was due to the convection and exacerbation of the mountainous precipitation phenomenon. The precipitation in central Iran has a spatial structure and shows cluster behavior. It emerged that, in central Iran, the maximum rainfall does not occur at the maximum altitude, and the maximum and minimum of the rainfall-altitude relationship in central Iran occur before and behind the wind. Keywords: .
    Keywords: Seasonal precipitation, Spatial dependence, Geographic weighted regression, Central Iran
  • Hojat Rezaie Rezaie *, SeyedHassan Motie Langroudi, HassanAli Faraji Sabokbar, Alireza Derban Astane Pages 73-99

    One of the most important reasons for the inefficiency of rural development programs in developing countries such as Iran is the lack of attention to local needs and capabilities, especially in the field of rural economy, and the dictating of the same program for all the villages in the country. The purpose of this study is to provide an exploratory analysis of the economic needs of rural communities based on the views of key informants. The research is applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of the data collection and analysis. The data were obtained from questionnaires and semi-structured interviews. The statistical population of the study consisted of local agents in Yazd Province including managers and the elite as well as rural households. The data analysis was done in two qualitative and quantitative sections. Content analysis method was used in the qualitative part using the MAXQUDA software, and a t-test and Friedman and W. Kendall test in the quantitative part. Based on the results in the qualitative section, 34 economic needs were identified in the form of 9 indicators. The percentage of the repetition of these indices indicates that the employment index (17.89%) is the most frequent need in the province. The results of the quantitative part of the research also show that the employment index with a statistic of 8.33 and the income index with a statistic of 7.66 are the most important needs of the rural economy in the province, which should be given a priority in development plans.

    Keywords: Development, Rural communities, Economic needs, Key informant, Yazd
  • morteza Esmaelnejad *, Sadegh Karimi Pages 101-124

    Due to the climatic diversity in Sistan and Baluchestan Province, housing diversity is one of the characteristics of this province. The southern part of the province, at least in a part of the year, has tropical climate features; the area experiences extreme heat and high relative humidity. At the same time, the northern parts of the province are affected by the climatic elements of tropical regions, where the climate is hot and dry. The diversity in housing caused by the climatic diversity of the region is one of the characteristics of this part of the country. Taftan mountainous regions of Bazman, hot and dry central regions, hot and humid southern regions, and the general position of the province have made the climate diversified. This has given the traditional houses there structural variety. The investigation of the adaptation or incompatibility of indigenous habitats with climatic features indicated that the local houses in the city of Sarbaz have the highest adaptability to the climate. Those in Saravan, Iranshahr, Nikshahr, Zahedan and Zabul have moderate adaptation. In Chabahar and Bampur, a minimum compatibility exists between the local houses and the climate. Also, the study of the spatial relationships in the province showed spatial similarities among Nikshahr, Saravan, Khash and Zahedan in terms of housing characteristics. These areas have a cluster distribution pattern. The buildings in Iranshahr with the autocorrelation coefficient of -0.714 have the highest coordination with the rest of the province. The cities of Iranshahr and Zabol have the least spatial relationship with the rest of the province with a negative correlation coefficient close to zero. It is considered as a random pattern in terms of spatial distribution. Therefore, the most adapted houses are located in Sarbaz, Nikshahr, Zabol.

    Keywords: Native housing, Sistan, Baluchestan Province, Spatial relationship, Climate transition, Autocorrelation
  • Younes Khosravi *, Abbasali Zamani, Fatemehzahra Takin Pages 125-145
    Spatial monitoring of the physical and chemical properties of groundwater to maintain and improve their quality is a crucial issue in hydrological studies. Hence, in this study, the spatial structure of groundwater sources and their physical and chemical properties in one of the most important southern basins of Iran, Dalaki basin in Bushehr Province, are studied using Geostatistics and variogram analysis. The research data were collected and analyzed to determine chlorine, calcium, sodium, sulfate, total solids and magnesium in a sample of 109d stations in 2016. Variograms were used for the spatial variability of the studied parameters. To map those parameters, ordinary Kriging procedures were practiced to evaluate the circular, exponential, Gaussian, spherical and rational quadratic models in this regard. As the results showed, the high values of parameters are located in the west and southwest of the study area. They begin to decline toward the east. This may be attributed to non-normative agriculture and the consequent decrease of the groundwater in this area.
    Keywords: Pollution, Groundwater, Geostatistics, Mapping, Dalaki basin
  • Mansoureh Yarahmadi, Amer Nikpour *, Sedigheh Lotfi Pages 147-171

    Physical resistance is one of the factors influencing the resilience of communities. The influencing physical and geographical features in this regard can be evaluated in disasters. The purpose of this research is to analyze the physical resistance of certain areas in Noorabas against earthquake so as to recognize and compare the indicators and significant factors involved. The required data were collected through library work and from the general census database of population and housing in 1395 and 1390 as well as the comprehensive dvelopment plan of Noorabad Mamassani in 1395. In this research, the Copeland’s method was used to rank the resilience in the urban districts. For this purpose, Tapsis, Coopras, and Moora methods were first used to rank the districts in terms of resilience and then the Copeland’s method served to determine their final rank individually. The results indicate that district 4 in area 1 is the most resilient, while districts 4 in areas 2 and 3 have the least resilience.

    Keywords: Physical resistance, Resilience, Copeland’s method, Noorabad Mamassani
  • Ali Ahmadabadi, Masoomeh Hashemi * Pages 173-192
    Pediments are one of the most important natural formations whose identification and classification helps to make geomorphological maps. In general, pediments are divided into three types: eroded, mantled, and covered. The dominant approach in identifying types of plains is the visual interpretation of low-velocity aerial and satellite data and dependency on the interpreter's background knowledge. Nowadays, a geomorphometric approach based on measuring geomorphological forms can help to identify landforms. In this research, based on the geomorphometric approach and using the ASTERGDEM digital elevation model, the curvature indices and the RTP index of various plains in Ashkezar area of Yazd are identified and extracted. The results show that the geomorphometric indices including profile curvature, planimetric curvature, longitudinal curvature and general curvature have a good resolution to differentiate the different types of plains from one another. Due to the differences among the calculated mean values for the mentioned parameters, it is possible to classify pediments. Of the parameters studied, In addition, the profile and planimetric curvatures and the RTP index the most accurate parameters for the classification of pediments.
    Keywords: Ashkezar, Geomorphometric parameter, Pediment, RTP index
  • Neda Khaksar, Majid Salehinia *, Mohammadjavad Mahdavinejad Pages 193-217

    Due to its being located in a desert area, the city of Yazd has a favorable weather and a clear starry sky at nighttime. So, has the potential to expand nightlife and become a "24-hour city". This purpose can be achieved with the help of the artificial lighting industry. However, what we see nowadays is cities with optical visual perturbation and excessive use of colorful lights. Therefore, it is necessary to identify the techniques of artificial lighting and its effects on the affective meaning of space. This can be effective for the protection of Yazd's global status. The nature of the present study is descriptive-analytical one, using a Delphi-based survey method. A part of the study is quasi-experimental in which artificial lighting techniques at the Dahd Hotel were simulated and 50 people were surveyed. According to the results of the research and from the viewpoint of architectural lighting experts in Yazd, local-peripheral lighting techniques, illuminance intensity, and the way light is distributed have the most impact on the creation of affective meaning. By doing experiment on people, it was found that local-peripheral lighting techniques are more pleasant than the general lighting. It can be a good approach to create an attractive space with a combination of local-peripheral lighting, a non-uniform distribution of light and high luminosity. It will also be suitable for creating a relaxing space with a combination of peripheral light with uniform light distribution and low luminosity.

    Keywords: Lighting, Artificial lighting of buildings, Affective meaning, Desert regions, Nightlife
  • Fatemeh Setayesh, Sedigheh Kiani Salmi *, SeyedHojat Mousavi Pages 219-246

    In line with the persistent development of tourism by means of field studies and questionnaires, the present study is an attempt to analyze the capabilities of ecotourism in Potas tourist complex in the desert area of Khor-o-Biabanak. The assessment method was based on ecological and management standards. According to the results, the average ecologic values of Salt Village, Tashtab, Kamal Abad Village and Beheshti Farm were 5.85, 4.51, 5, and 1.64 respectively. In addition, the average scores of their management were 6.06, 5.66, 4.85, and 5.59 respectively, which indicates the higher ecologic and management potential of Salt Village than the other attractions. The highest percentage for Salt Village (64.42) belonged to the productivity index. Also, the complementary standard of the beauty index was found to have the complete score of 100%, which demonstrates the unique perspective of the region. The maximum scores of Tashtab, 63.33% and 95%, belonged to protection criterion, facility index and support services respectively. The maximum scores of Kamal Abad Village, 64% and 95%, were gained by complementary criterion and rare attraction indices. The highest scores of Beheshti Farm, 59.15% and 100%, were for productivity criterion, facility index, and support services. Consequently, Salt Village, with the score of 58.08%, emerged to have the highest value, but the lowest value belonged to Thastab with the score of 36.68%. This shows the desirable development of tourism due to better accessibility and more investment in Salt Village than in the other regions.

    Keywords: Ecotourism, Pereira method, Feasibility, Desert tourism, Potas complex
  • Saeedeh Moayedfar *, Foroogh Safaei Pages 247-278

    Nowadays, spaces of cities have been shaped based on the principles of adult usage; that is, urban spaces mostly lack the quality for children usage or the characteristics of a child loving city. Considering the sensitivity of the teenage class, it is necessary to use the participation of adolescents in improving the quality of urban spaces for the presence of children. The main question raised in this study is what factors affect the participation of teenagers in the public spaces of the city of Abadeh. The survey is based on a statistical population consisting of all the teenagers aged 12 to 18 in that city. As many as 150 subjects were selected through systematic random sampling according to the Cochran formula. The research data were collected from expert opinions and a questionnaire. The research methodology was descriptive-analytical based on library studies, documents and field studies. The research is applied in terms of purpose. The results of the data analysis by the SWOT technique and the SPSS statistical software showed that the rate of the social participation of teenagers in public spaces is low. Also, the results of Pearson’s correlation coefficient showed that creating urban special facilities in Abadeh can be effective in increasing the sense of safety in public spaces, and paying attention to child-loving city approaches is effective in decreasing social crimes among teenagers. To promote the participation in public spaces of Abadeh, suggestions are made for such measures as improving means of access and their security as well as increasing sport places and enhancing services and facilities.

    Keywords: Child-friendly city, Participation, Teenagers, Urban public spaces, Abadeh
  • Mahmoud Ghadiri, Hassan Hekmatnia *, Fatemeh Khojasteh Pages 279-296
    The employment phenomenon plays an important role in creating tendencies for centralization and shaping inequalities at the ‎regional level. Considering the fact that the main source of concentration and density is ‎occupational centralization, the aim of this study is to investigate the distribution patterns and employment focus ‎in Bushehr Province during the years 1365 to 1390 with a focus on Bushehr County. So, four questionnaires ‎were used to explore the patterns of ‎distribution and concentration of employment in the ‎province.‎ Based on a literature review and the theoretical background, four ‎hypotheses were ‎formed. Those hypotheses were tested through a descriptive-analytical research method. ‎Concentration and distribution of employment were analyzed ‎by the Location Quotient technique of ‎distribution, concentration Quotient, ‎locational association technique, and linear regression.‎ ‎The results of the tests on the level of concentration and distribution showed a higher ‎concentration in Bushehr County than in the other counties during different years. ‎However, Kangan County had higher ‎concentration in 2006 and 2011. The ‎findings of the locational association analysis showed that a high level of ‎industrial activity has caused absorption and concentration in every business area ‎in this ‎county. The results of regression analysis showed that the adherence of transportation job was in first rank, ‎and building activity was in second rank.‎
    Keywords: Employment, Concentration analysis, Distribution patterns, Bushehr Province