فهرست مطالب

  • Volume:14 Issue: 4, 2020
  • تاریخ انتشار: 1398/12/13
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سمیه صادقی* صفحات 441-452

    هدف این مقاله آن است که با تاکید بر اندازه و سطوح نقدینگی بانک ها، رابطه بین حاکمیت شرکتی و خلق نقدینگی بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 95-1390 مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور، با الهام از مطالعه دیاز و همکاران (2017)، الگوی رگرسیونی تحقیق به تفکیک برای کل بانک ها، بانک ها با اندازه بزرگتر (از میانگین) و بانک ها با نقدینگی بالاتر (از میانگین) برآورد شده است. نتایج الگوی GMM نشان داد که تاثیر حاکمیت شرکتی بر خلق نقدینگی بانک ها اگرچه مثبت بوده اما معنادار نمی باشد. همچنین تاثیر حاکمیت شرکتی بر خلق نقدینگی بانکی تحت تاثیر اندازه بانک ها قرار ندارد. این در حالی است که بانک هایی که سطوح نقدینگی بالاتری دارند، نسبت به تغییرات حاکمیت شرکتی داخلی حساسند. علاوه بر آن، نتایج نشان داد که بانک هایی که از ثبات مالی بیشتری برخوردارند خلق نقدینگی بالاتری دارند. شاخص نسبت سرمایه نیز اثر منفی و معناداری بر خلق نقدینگی بانک ها دارد. به عبارت دیگر می توان گفت که فرضیه شکنندگی مالی در شبکه بانکی کشور برقرار است.

    کلیدواژگان: حاکمیت شرکتی، خلق نقدینگی، اندازه بانک، الگوی GMM
  • امیرحسین شوقی* صفحات 453-473

    علاقه کسب و کارها به چگونگی استفاده از کلان داده، هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و تحلیل تجربی به منظور افزایش درآمد، کاهش هزینه و بهبود فرآیندهای کسب و کار به طور چشمگیری رشد کرده است. در این مقاله، چارچوبی جهت زمانبندی داده-محور تماس های تلفنی کارشناسان وصول مطالبات با بدهکاران، ارایه خواهد شد. این تماس های تلفنی به منظور متقاعد کردن بدهکاران جهت تسویه بدهی و یا مذاکره روی یک برنامه مشخص برای پرداخت اقساطی بدهی، صورت می گیرد. با توجه به این که هر کارشناس در طول یک روز کاری می تواند تعداد محدودی تماس تلفنی بگیرد، در طرح پیشنهادی مشخص خواهد شد که در هر روز باید با کدام بدهکاران تماس گرفته تا میزان وصول در درازمدت افزایش قابل ملاحظه ای یابد. در این مقاله رهیافت حل مساله، فرمول بندی فرآیند تصمیم گیری مارکوف می باشد. از آن جایی که حل دقیق این معادله غیرممکن است، یک تابع مقدار براساس داده های پیشین، با استفاده از پیشرفته ترین تکنیک های یادگیری ماشین تقریب زده می شود. به طور مشخص، احتمال پرداخت بدهی توسط بدهکار در یک حالت خاص پیش بینی شده و به عنوان یک نماینده (پروکسی) برای تابع مقدار استفاده خواهد شد. بر اساس این تقریب از تابع مقدار، مقدار مرزی گرفتن تماس به ازای هر بدهکار مشخص می گردد، که این مساله منجر به یک روند بهینه سازی به طور خاص سرراست خواهد شد. یعنی بدهکاران بر اساس بالاترین مقدار مرزی به ازای هر تماس تلفنی، اولویت بندی می شوند. ما معتقدیم که این سیاست بهینه سازی شده به طور قابل ملاحظه ای از سیاست زمان بندی موجود که برای سال ها در این کسب و کار مورد استفاده قرار گرفته است، بهتر می باشد. مهم تر اینکه، سیاست پیشنهادی با استفاده از منابع بسیار کمتری منجر به وصول بدهی بیشتر در زمان کوتاه تر خواهد شد و در نتیجه شاخص میزان وصول به ازای تماس تلفنی را افزایش خواهد داد.

    کلیدواژگان: وصول مطالبات، هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، برنامه نویسی پویای تقریبی، تجزیه و تحلیل تجربی
  • سعید راسخی*، نسیم نبوی صفحات 475-494

    بحران مالی سال 2008 ایالات متحده آمریکا موجب افزایش نوسانات بازار سهام این کشور و کشور هایی شد که از طریق کانال های مختلف با هم در ارتباط بودند. در این راستا ابزار مشتقه که یکی از ارکان اصلی بازار های مالی دنیا است، توانسته است نوسانات بازار سهام و سرایت ناشی از وقوع بحران را کاهش دهد. هدف این پژوهش، آزمون فرضیه اثر منفی ابزار مشتقه بر سرایت بحران جهانی است. برای این منظور، داده های ماهانه شاخص سهام و قرارداد آتی شاخص سهام، طی دوره 2007:01 تا 2018:08 برای کشور های در حال توسعه شامل برزیل، هند، چین و روسیه جمع آوری و پردازش شده است. با لحاظ کردن ایالات متحده آمریکا به عنوان منشاء بحران، فرضیه تحقیق با استفاده از تابع کاپولا و پارامتر سرایت کندل آزمون گردیده است. نتایج تحقیق حاضر فرضیه تحقیق را تایید می کند. با توجه به نتایج این تحقیق، با بازتر شدن اقتصاد، توصیه می شود ابزار مشتقه به عنوان ابزاری برای مدیریت ریسک، کاهش نوسانات و در نتیجه کاهش اثرات ویران کننده سرایت، توسعه پیدا کند. همچنین، با ارتقای اطلاعاتی سرمایه گذاران و همچنین سفته بازان می توان عمق و شدت نوسانات منتیج از بحران های بین المللی را کاهش داد.

    کلیدواژگان: ابزار مشتقه، بازار سهام، سرایت مالی، کشور های در حال توسعه، تابع کاپولا
  • عماد نوبهار، محمود دهقان نیری*، عادل آذر صفحات 495-524

    هدف از اجرای این پژوهش بررسی نقش متغیرها و عوامل مالی و غیرمالی بر پایداری بانک های ایران می باشد. برای دستیابی به این هدف در ابتدا پایداری 27 بانک دولتی و غیردولتی ایران در سال 1396 بر اساس مدل پیشنهادی پژوهش، مورد ارزیابی قرار گرفت. برای حصول این مدل، پس از بدست آوردن کدها، تم ها و مقوله های پایداری در صنعت بانکداری به وسیله روش فراترکیب، از روش ترکیبی مدل سازی ساختاری تفسیری و فرآیند تحلیل شبکه ای به منظور شناسایی ساختار علی مدل استفاده شده است. در ادامه با استفاده از این مدل و به کمک تحلیل محتوای اطلاعات پایداری بانک ها، امتیاز پایداری این نهادهای مالی محاسبه شده است. سپس تاثیر متغیرهای کفایت سرمایه، مجموع کل دارایی ها، اهرم مالی، نسبت تسهیلات به سپرده ها، نرخ بازگشت دارایی و تعداد شعب با استفاده از رگرسیون چندگانه بر امتیاز پایداری بانک ها مورد برسی قرار گرفت. یافته ها بیانگر آن است که متغیر مجموع کل دارایی ها رابطه مثبت و معنادار و متغیر کفایت سرمایه رابطه منفی و معنادار با امتیاز پایداری بانک ها دارند. لذا بانک ها با دارایی بیشتر با توجه به وجود منابع مالی مناسب تر و همچنین برای حفظ تصویر و وجهه مناسب بانک در نزد ذینفعان، تمایل بیشتری برای شرکت در فعالیت های پایداری دارند. از سوی دیگر به دلیل وجود این باور که فعالیت های پایداری برای بانک ها هزینه زا می باشد، به منظور افزایش نسبت کفایت سرمایه، مشارکت بانک ها در فعالیت های پایداری کاهش می یابد.

    کلیدواژگان: پایداری بانک، متغیرهای مالی، رگرسیون
  • طاها مهرانی، فاطمه قاسمی مند، علی اصغر سالم* صفحات 525-554

    در این مطالعه به بررسی اثر متغیرهای اقتصادی-اجتماعی بر تقاضای استانی نان با استفاده از الگوی QAIDS پرداخته شده است. در این مطالعه از متغیرهای اقتصادی اجتماعی سن، جنس و وضعیت تاهل سرپرست خانوار، سطح تحصیلات همسر و سرپرست خانوار، بعد خانوار، و وضعیت اشتغال و درآمد اعضای خانوار استفاده شده است. متغیر مجازی وضع قانون هدفمندی یارانه ها نیز به منظور بررسی آثار این سیاست در این مطالعه استفاده گردید. در این راستا سیستم معادلات تقاضای تقریبا ایده ال درجه دو به کار گرفته شد. این مدل با استفاده از داده های تلفیقی و روش حداقل مربعات خطی تکرار شونده و بکارگیری اطلاعات بیش از 165 هزار خانوار شهری در کشور طی سالهای 1394-1386 و برای استان های مختلف تخمین زده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که؛ طی سالهای مورد بررسی، نان برای تمام استان ها به جز اصفهان، چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد یک کالای ضروری است. کشش های قیمتی تقاضای جبرانی و غیر جبرانی نان برای تمامی استان ها منفی و کمتر از یک بوده بنابراین برای تمامی استان ها یک کالای کم کشش است. همچنین ضرایب مربوط به بعد خانوار، تاهل سرپرست خانوار، جنس سرپرست خانوار و هدفمندی یارانه ها برای نان مثبت و معنی دار می باشد.

    کلیدواژگان: تقاضای نان، سیستم تقاضای تقریبا ایده آل درجه دو، متغیرهای اقتصادی-اجتماعی، حداقل مربعات خطی تکرار شونده، هدفمندی یارانه ها
  • محمد مولایی*، ابوریحان انتظار صفحات 555-572

    هدف مقاله حاضر بررسی میزان انتقال شوک های موقت و دایمی درآمد به مخارج مصرفی کالاهای خوراکی خانوارها در ایران با استفاده از داده های پانلی شامل درآمد و مخارج مصرفی خوراکی خانوارها و شاخص های خوراکی خانوارها در چهارچوب مدل دایمی-موقت (PT) استفاده گردیده است. تکنیک اقتصاد سنجی مورد استفاده جهت انجام برآوردهای لازم در این تحقیق روش حداقل مربعات معمولی (OLS) است. نتایج تحقیق بیان گر آن است که مخارج خوراکی خانوارها در مقابل شوک های موقت و دایمی درآمد طی دوره مورد بررسی به میزان زیادی هموارسازی شده است. هم چنین عواملی مانند افزایش سطح تحصیلات، شهرنشینی، متاهل بودن و اشتغال همبستگی مثبت با درآمد و مصرف کالا های خوراکی داشته و نقش مهمی در هموارسازی مصرف خانوار به ازای شوک های درآمد دارند.

    کلیدواژگان: شوک های موقت و دائمی درآمد، مصرف خانوار، مدل دائمی-موقت (PT)، رویکرد قیود واریانس-کوواریانس، هموارسازی مصرف
|
  • Somaye Sadeghi* Pages 441-452

    This paper examines the impact of internal bank governance on bank liquidity creation in Iran during 2010-2017. We analyze whether banks with larger size and liquidity levels creates higher levels of liquidity. The results using panel GMM method show that corporate governance has a positive effect on liquidity creation; of course, it is not significant. Also, this effect is not affecting by bank size level, but a bank with higher liquidity levels have a higher elasticity to the governance change. Moreover, banks with higher financial stability have higher liquidity creation. Furthermore, the equity ratio index harms liquidity creation, which means “the fragility hypothesis” is confirmed within Iranian banks.

    Keywords: Coorporate Governance, Liquidity Creation, Bank Size, GMM method
  • Amirhossein Shoghi* Pages 453-473

    Businesses are increasingly interested in how big data, artificial intelligence, machine learning, and predictive analytics can be used to increase revenue, lower costs, and improve their business processes. In this paper, we describe how we have developed a data-driven machine learning method to optimize the collection process for a debt collection agency. Precisely speaking, we create a framework for the data-driven scheduling of outbound calls made by debt collectors. These phone calls are used to persuade debtors to settle their debt, or to negotiate payment arrangements in case debtors are willing, but unable to repay. We determine daily which debtors should be called to maximize the amount of delinquent debt recovered in the long term, under the constraint that only a limited number of phone calls can be made each day. Our approach is to formulate a Markov decision process and, given its intractability, approximate the value function based on historical data through the use of state-of-the-art machine learning techniques. Precisely, we predict the likelihood with which a debtor in a particular state is going to settle its debt and use this as a proxy for the value function. Based on this value function approximation, we compute for each debtor the marginal value of making a call. This leads to a particularly straightforward optimization procedure, namely, we prioritize the debtors that have the highest marginal value per phone call. We believe that our optimized policy substantially outperforms the current scheduling policy that has been used in business practice for many years. Most importantly, our policy collects more debt in less time, whilst using substantially fewer resources leading to a large increase in the amount of debt collected per phone call.

    Keywords: Debt Collection, Artificial Intelligence, Machine Learning, Approximate Dynamic Programming, Prescriptive Analytics
  • Saeed Rasekhi*, Nasim Nabavi Pages 475-494

    The 2008 Great Financial Crisis increased the fluctuations in the stock market in the US and other countries that were linked together through various channels. In this regard, derivative instruments, as one of the main elements of the world's financial markets, had an essential role in reducing the stock market fluctuations and contagion of the crisis. The primary purpose of this study is to examine the negative effect of the derivative instruments on the contagion of stock markets in developing countries, including Brazil, India, China, and Russia, using monthly stock and futures indices over the 2007:01 to 2018:08. By considering the United States of America as the source of the crisis, the hypothesis was tested with the Copula function and Kendall's tau (rank correlation coefficient). The results have confirmed the hypothesis. According to the findings, we suggest that the economy moving towards openness should develop the derivative instruments to minimize the fluctuations as well as reduce the devastating effects of crisis contagion. Also, by upgrading the information of the investors and speculators, it can decrease the depth and intensity of the fluctuations that originated from international crises.

    Keywords: Derivative Instruments, Financial contagion, Stock Market, Developing Countries, Copula Function
  • Emad Nobahar, Mahmoud Dehghan Nayeri*, Adel Azar Pages 495-524

    This study aimed to investigate the role of financial and non-financial determinants of the sustainability of Iranian banks. Accordingly, the sustainability score of 27 public and private Iranian banks were evaluated in 2017 by employing a sustainability model. The model was developed by the acquisition of sustainability codes, themes, and categories in the banking industry through Meta Synthesis, while its casual structure was determined by a combined method of Interpretive Structural Modeling and Analytical Network Process. Subsequently, we calculated the sustainability scores by using our proposed model to analyze the content of the banks’ disclosed information. Then, the effect of capital adequacy, total assets, financial leverage, loan to deposit ratio, return on assets and number of branches were investigated using multiple regressions on the banks' sustainability scores. Findings depict that total assets have a positive and significant relationship and capital adequacy has a negative and significant relationship with a bank's sustainability. Therefore, banks with more assets are more willing to participate in sustainability activities, due to more appropriate financial resources, as well as to support the bank's brand and its reputation to stakeholders. On the other hand, due to the wrong belief that sustainability is costly, and non-value adding for the banks, they get less involved in order to increase their capital adequacy ratio.

    Keywords: Bank Sustainability, Financial Determinants, Regression
  • Taha Mehrani, Fatemeh Ghasemimand, Ali Asghar Salem* Pages 525-554

    In this study, the effect of socioeconomic variables on provincial bread demand using the QUAIDS model has been investigated. In this model, socioeconomic variables such as age, gender and marital status of the head of household, the education level of the head of household and spouse’s head of household, household size, and occupation status of the head household have been used. The virtual variable of the target law of subsidies is also used to study the effects of this policy. To this end, the quadratic almost ideal demand system was applied. This model has been estimated using the consolidated data and Iterated Linear Least Squares Estimator and the information of more than 165,000 urban households in Iran for the years 1386-1394 and for different provinces. The results of the research show that during the studied years, bread is an essential good for all provinces except in Isfahan, Chaharmahal o Bakhtyari, and Kohgilouye. The compensated and uncompensated price elasticities of bread for all provinces are negative and less than one, so the bread is an inelastic good for all provinces. Also, the coefficients related to household size, gender, and marital status of the head of household and the target law of subsidies are positive and significant.

    Keywords: Bread Demand, Quadratic Almost Ideal Demand System, Socio-Economic Variables, Iterated Linear Least squares Estimator, Reforming Subsidies
  • Mohammad Mowlaei*, Aburaihan Intezar Pages 555-572

    By using the household data on food consumption, income and other social indicators including activity status, age, literacy, place of residence employment, and marital status, this paper aims to investigate the transitory impact of temporary and permanent income shocks on food consumption in Iran over the period 2009-2014. To study the deterministic effects of the household on food consumption and income, firstly, an Ordinary Least Squares (OLS) method is used to estimate the impact of some Iranian social characteristics on households’ income and food consumption. Then, the variance– covariance structure of income and food consumption processes is utilized, which has described by the Permanent-Temporary model (PT) to identify the characterizing parameters, which link the behavior of consumption and income to estimate the consumption-smoothing parameters. The results indicate that there is nearly complete food consumption smoothing against temporary and permanent income shocks throughout the sample period. Moreover, households’ social indicators have significant effects on their food consumption, income levels, and insurance opportunities.

    Keywords: Temporary, Permanent Income Shocks, Household Consumption, Covariance Constraints, Consumption Smoothing, Complete Insurance