فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 4 (پیاپی 96، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • حسن توفیقی، علی تسنیمی*، مهیار علوی مقدم صفحات 1-24

    «طرحواره های تصویری» که در حوزه زبان شناسی شناختی، بر نقش تجربه در شناخت تاکید می ورزند، طرح هایی از تجربه های جسمانی هستند که در ذهن شکل می گیرند و انسان را قادر می سازند مفاهیم پیچیده و انتزاعی را درک کند، درباره آن ها بیندیشد و استدلال کند. پژوهش حاضر با بررسی طرحواره-های قدرتی «اجبار»، «مانع»، «نیروی متقابل»، «انحراف از جهت»، «رفع مانع»، «توانایی» و «جذب» در غزلیات مولانا بر اساس نظر جانسون، در پی اثبات این فرضیه است که طرحواره های قدرتی چگونه با الگوهای جهان بینی مولانا پیوند خورده اند. پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از طرحواره های قدرتی در عرفان برای تبیین مفاهیم عرفانی اجتناب ناپذیر است و تفهیم عرفان در قالب نوعی حرکت با موانع خاص که کشش های متضادی آدمی را به سوی خود می کشند، تنها در قالب طرحواره ها امکان پذیر است. همچنین طرحواره ها می توانند بر جنبه هایی از جهان بینی تاکید کنند، برای تبیین آن ها از طرح های جدیدی بهره گیرند و تفسیری از جهان بینی شاعر و جنبه های پراهمیت آن به دست دهند؛ جهان بینی عرفانی به همان میزان که برای تبیین خود به طرحواره ها نیازمند است، هدایت طرحواره ها را نیز در دست می گیرد و برای تبیین الگوهای خود دست به گزینش نوع خاصی از آن ها می زند. در جهان بینی زمین گریز و آسمان گرای مولانا، وجود طرحواره های «عمودی»، «کشش دو سویه»، «مانع محاصره کننده»، «مانع گذرگاه باریک» و «مانع دید»، در کنار طرحواره های مورد نظر جانسون، همه موارد بالا را تایید می کند.

    کلیدواژگان: زبان شناسی شناختی، طرحواره تصویری، طرحواره قدرتی، غزل مولانا، جهان بینی
  • عبدالله حسن زاده میرعلی*، یدالله شکری، جواد جعفری نسب صفحات 25-46

    هدف مقاله ی حاضر آن است که با نگاهی تحلیلی، چگونگی کاربرد قاعده </sub>کاهی گونه ای جغرافیایی را به عنوان یک «هنرسازه» و جلوه ی بومی زبان در غزل معاصر نشان دهد. سوال مقاله این است که انگیزه های غزل سرایان امروز از بهره گیری از گویش منطقه ای و لهجه های محلی در غزل معیار امروز و اشکال و انواع آن چه بوده است؟ بدنه ی اصلی مقاله را تحلیل رویکرد غزل سرایان معاصر به قاعده کاهی جغرافیایی و نمود جلوه های بومی زبان در قالب کاربرد واژه هایی از لهجه های محلی، مصراع ها و ابیات گویشی در غزل رسمی معاصر و درنهایت، غزل محاوره ای و گویشی تشکیل می دهد. پژوهش حاضر به روش کتابخانه ای  و به شیوه ی توصیفی- تحلیلی نوشته شده و در پایان این نتیجه رسیده است که ایجاد صمیمیت در مخاطب و هویت بخشی بومی به غزل امروز و از همه مهم تر، رسیدن به نوعی آشنایی زدایی از راه گریز از گونه ی نوشتاری معیار، به واژگان و ساخت نحوی گفتار و به ویژه گویش محلی، از پیامدهای به کارگیری عناصر بومی زبان در غزل معاصر است. 

    کلیدواژگان: غزل معاصر، آشنایی زدایی، عناصر بومی زبان، قاعده کاهی گونه ای
  • ابراهیم خدایار* صفحات 47-70

    گل‏رخسار صفی‏ اوا (تولد 1947م) یکی از برجسته ‏ترین نمایندگان ملی‏ گرای شعر معاصر تاجیک است. وی با قرار گرفتن در فضای ناسیونالیسم فرهنگی و پناه بردن به خاطرات قومی ملی، حس نوستالژیک عمیقی در مخاطب نسبت به گذشته مشترک ایجاد می‏کند. مسیله اصلی پژوهش این است که شاعر در مسیر تحول اندیشگانی خود از دوران شوراها تاکنون (2016م)، چه تعریفی از وطن در ذهن خود داشته و این مفهوم چگونه در دیوان وی منعکس شده است؟ تحلیل اشعار شاعر براساس میراث بنیادهای نظری مکتب رمانتیسم نشان داد که شاعر سه مفهوم متفاوت و در عین حال درهم‏ تنیده از وطن در دستگاه اندیشگانی خود دارد: جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی. شاعر در وطن جغرافیایی دلبستگی خود را به زادگاهش به ‏تصویر کشیده است. این تلقی از «وطن خرد»، جزیی جدانشدنی از جهان‏ وطنی سوسیالیستی در قاب اتحاد جماهیر شوروی بود که «وطن بزرگ» نامیده می‏شد. شاعر در وطن تاریخی که در دهه شصت و هفتاد سده بیستم میلادی در ادبیات تاجیک رواج یافت، به تاریخ پیدایش قوم خود مراجعه کرد و مفهوم گسترده‏ای را که فرهنگ شورایی از آن گرفته بود، به وطن خود بازگرداند. شاعر در وطن فرهنگی که باید آن را ویژه دستگاه اندیشگانی این شاعر دانست و نگارنده در هیچ اثر دیگری نمود آن را نیافته است با تکیه‏بر شاهنامه به تلقی جدیدی از وطن دست می‏یازد. در این تلقی که ارتباط وثیقی با وطن تاریخی دارد، تمام فارسی‏ زبانان در جایی به نام شاهنامه جا می‏گیرند و هم‏وطن می‏ شوند.

    کلیدواژگان: ادبیات معاصر، تاجیک، تاجیکستان، رمانتیسم، گل‏رخسار صفی‏ اوا، نوستالژی وطن
  • بهزاد خواجات* صفحات 71-94

    در این مقاله به مفهوم هویت و انواع آن در علم روان شناسی و علوم اجتماعی پرداخته و مفهوم بحران هویت از وجوه گوناگون بررسی شده است؛ پس از آن ازمکتب پست مدرنیسم، مشخصه ها و ورود آن به شعر امروز ایران سخن رفته و درباره ی بحران هویت و دلایل آن در شعر پست مدرنیستی ایران بحث و گفت وگو شده است. در ادامه، برآیند طبقه بندی شاخصه های این بحران به شانزده عنوان تقسیم و ضمن تشریح هر یک از عناوین، برای تبیین بیشتر، نمونه هایی از شعر پست مدرنیستی ایران به عناوین افزوده شد تا نتیجه ی بحث بر این نکته تاکید کند که شعر پست مدرن ایران در یکی دو دهه ی گذشته، دچار بحرانی هویتی است؛ هرچند این بحران لزوما ماهیتی منفی ندارد و می تواند نشانه ای از گذاری شخصیتی و فرهنگی به وضعیتی متفاوت و دیگر گونه تر باشد.

    کلیدواژگان: هویت، بحران، پست مدرنیسم، شعرایران، شعرپست مدرن
  • علیرضا رعیت حسن آبادی صفحات 95-112

    جریان شعر حجم (حجم گرایی) و جریان شعر انقلاب اسلامی دو جریان معاصر هستند که در دو سوی مناسبات و رخدادهای شعری پنج دهه اخیر ایران قرار دارند. جریان شعر انقلاب داعیه دار و مروج شعر متعهد است و جریان شعر حجم آوانگاردیسم و عدم تعهد شعری را در دوره های مختلف نمایندگی کرده است. تاکنون در گفته ها و برخی نوشته ها نشانه های زیاد و سخن های فراوان و درستی در تقابل گفتمانی این دو جریان دیده شده است. این دو جریان شعری، به اصطلاح رقیب گفتمانی یکدیگرند و عناصر گفتمانی شان در طول سالیان اخیر مدام در حال واسازی عناصر گفتمان رقیب بوده و سعی داشته اند گفتمان رقیب را از میدان به در ببرند. در این مقاله براساس روش تحلیل گفتمانی «لاکلا» و «موفه» ، تقابل گفتمانی این دو جریان شعری براساس دو متن مهم مرتبط با این دو گفتمان، تحلیل شده است. بیانیه شعر حجم و بیانیه شعر انقلاب اسلامی (موخره مجموعه شعر «رجعت سرخ ستاره») دو متن مورد بررسی در این مقاله هستند.

    کلیدواژگان: شعر معاصر فارسی، شعر انقلاب، شعر حجم، علی معلم دامغانی، یدالله رویایی
  • محمدجواد سام خانیانی، احمدنور وحیدی* صفحات 113-138

    نظریه استیلایی قدرت در ایران پس از اسلام، در دوره هایی که مذهب تسنن رواج داشته و کارآمدی و مصلحت نگری را جزء اصلی اندیشه های سیاسی خویش قرار داده، نمود بیشتری داشته است. بدین ترتیب، در دوره ی استیلای ترکان غزنوی و سلجوقی که بر مذهب تسنن بوده اند، تیوری استیلایی بازتاب وسیعتری یافت. از دیگر سوی، آنچه مطمح نظر ماکیاولی، متفکر بزرگ سیاسی سده های پانزدهم و شانزدهم ایتالیا بوده است، این مهم بود که چگونه می توان روش های اجرایی و درست به-دست داد تا بدان دستاویز، ایتالیا و فلورانس را از هجوم ویرانی و تباهی نجات داد. بنابراین، ماکیاولی نیز به واقع گرایی و مصلحت اندیشی در نظریات خویش، به عنوان دو رکن اساسی در امور سیاسی توجه عمده نمود. در این نوشتار، پس از بررسی اندیشه های مبتنی بر قدرت سیاسی در اسلام، تفکرات سیاسی در ایران پس از اسلام و تاثیر آن بر فرهنگ و ادب فارسی سده-های چهارم تا هفتم هجری از نظر گذرانده می شود و سپس به اندیشه های ماکیاولی و وجوه شباهت و تفارق آن با نظریه استیلایی قدرت در اشعار درباری پرداخته خواهد شد. بالطبع، شعر درباری آن دوران، بهتر از هرچیز دیگری می توانسته محل بازتاب نظریه استیلایی باشد. برخی از وجوه این نظریه که در اشعار درباری نمود داشته است عبارتند از: قدرت بی ملاحظه و ارعاب، سیاست جنگ، استفاده ابزاری ازمذهب و...

    کلیدواژگان: ماکیاولی، قدرت، مصلحت اندیشی، غزنویان و سلجوقیان، نظریه استیلایی، شعر درباری
  • اسماعیل صادقی*، امین بنی طالبی صفحات 139-164

    یکی از شاعرانی که در زمینه قطعه سرایی و به ویژه قطعات اخلاقی و اندرزی در ادب فارسی جایگاه ویژه ای دارد، ابن یمین فریومدی است. از ویژگی های برجسته این شاعر دهقان، تضاد در نگرش و نگارش است و با نگاهی ژرف اندیشانه به قطعات او می توان در بسیاری از آنها به تعارض در جهان بینی شاعر پی برد که به صورت آشکارا از طریق صنعت تضاد در سراسر قطعاتش گسترش یافته است و از این صنعت فراخور موضوع و هدف برای زیبایی آفرینی و بیان مضامین مزبور استفاده می کند. در این نوشتار، پرسش اصلی این است که ابن یمین به چه میزان و به چه علت از تضاد در اندیشه و گفتار خود استفاده کرده است و چه ارتباطی میان تضاداندیشی و تضادگویی او وجود دارد؟ نتایج بررسی نشان می دهد که شاعر در این رویکرد، بسیار تحت تاثیر عدم ثبات شخصیتی و اعتقادی، به ویژه موقعیت زمانی و مکانی خود بوده است؛ زیرا از لحاظ زمانی، عصر شاعر دوران سراسر آشوب در تاریخ ایران محسوب می شده و از لحاظ مکانی، محل زندگی شاعر از ولایت های پرآشوب بوده است؛ در نتیجه این آشفتگی های درونی و بیرونی، کلام شاعر نیز دچار درهم ریختگی و آشفتگی می گردد که به خصوص در گستره جهان بینی او، از جمله برخورد با دنیا، جبرگرایی و تقدیرگرایی، سخنوری و شعردانی، می گساری، مدحیات، نکوهش و بدگویی بازتاب یافته است و سبب شده که صنعت تضاد، پربسامدترین شگرد ادبی شاعر به شمار آید. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و نتایج با استفاده از تحلیل بیت ها، به شیوه کتابخانه ای و سندکاوی حاصل شده اند

    کلیدواژگان: تضادنگری، تضادگویی، شرایط سیاسی-اجتماعی، اسم، قطعه، ابن یمین فریومدی
  • لیلا غلامپور آهنگرکلایی*، محمود طاووسی، شهین اوجاق علیزاده صفحات 165-184

    واژه ی "خود"یا "خویشتن" در دو حوزه دستور زبان فارسی و روانشناسی کاربرد فراوانی دارد. خود به همراه خویش و خویشتن در دستور زبان فارسی به عنوان ضمیر مشترک به کار می رود و در روانشناسی یونگ، خود مظهر "تمامیت" است. از آنجا که واژه ی مذکور در نتیجه ی منطقالطیر عطار نقش فراوان دارد و همچنین قابل تاویل بر مبنای نظریات روان شناختی یونگ است، در این مقاله تلاش بر آن است تا با رویکردی توصیفی - تحلیلی سیر تحول مفهومی آن براساس "فرایند فردیت" بررسی و تحلیل گردد. مطابق نتایج، در منطق الطیر دو نوع خود (خود سایه ای و خود کهنالگویی) می توان دریافت نمود که ناظر به دو جنبه ی "جسم و روان" است. خود سایه ای (ضمیر مشترک) در پایان منطق الطیر همانند سی مرغ تحول یافته است؛ زیرا احساس این همانی یا یکی شدن با الگوی اصلی (سیمرغ) را در انسان برمی انگیزاند و بدین وسیله واقعیت (تمامیت) را تحقق پذیر میسازد. وحدتی که از نظر عطار و روانشناسی نوین نیمه تمام است نه کمال مطلق؛ زیرا کمال مطلق تنها در خداوند تحقق می یابد. هم از نظر یونگ و هم از نظر عطار هدف سیر فردانیت کمال نیست، بلکه کامل شدگی است."خود" حاصل وحدت سی مرغ (خودآگاه یا خود سایه ای) و سیمرغ (ناخودآگاه) است. عطار این مفاهیم فلسفی - عرفانی را در قالب تصاویر نمادین در منطقالطیر بازآفرینی نموده است. این فرایند (فردیت) سبب میشود تا آشفتگیها و نابسامانیهای ناشی از جدایی دو ساختار روان و جسم از بین برود.

    کلیدواژگان: خود، سیمرغ، عطار، منطق الطیر، کهن الگو، یونگ
  • رویین تن فرهمند* صفحات 185-210

    عنصر رنگ که از نظر علمی، بازتاب نور بر پدیده های طبیعی است، از قدیم مورد توجه بشر بوده است. کاربرد رنگ در جشن ها، آیین ها، سوگواری ها، نهضت ها، نشان سپاهیان و پرچم کشورها، آشکار و نمادین بوده است. عنصر رنگ، در انواع هنرهای تجسمی و در شعر و ادب فارسی نیز کاربرد و جایگاه ویژه ای، داشته است. در شعر فارسی، شاعران آفاق گرا که پیوندی ژرف با طبیعت دارند، همواره کوشیده اند با بهره گیری از انواع رنگ ها و به کارگیری آن در شعر، تجربه های خویش را به خواننده، منتقل کنند. قاآنی شیرازی، از شاعران نامدار سبک بازگشت، با بسامد کاربرد 1190 بار عنصر رنگ، رنگ واژه ها و تداعی کننده ی رنگ ها، در قصاید، ترکیب بندها، ترجیع بندها، مسمط ها، قطعه ها و غزل هایش، تابلو هایی رنگین ساخته و کوشیده تا همه ی حواس خواننده را با مظاهر طبیعت و تابلو هایی که آفریده، مشغول دارد. از این نظر، دیوان قاآنی به تابلویی می ماند که رنگارنگی آن چشمگیر است. در این پژوهش، بسامد رنگ و چگونگی کاربرد آن در دیوان قاآنی، بررسی و تحلیل شده و چگونگی تصویرآفرینی شاعر برمبنای عنصر رنگ، به صورت توصیفی-تحلیلی، آمده است. قاآنی، با استفاده از استعاره، تشبیه، کنایه و آفرینش تصاویری متراکم که بسامد فراوان رنگ و بو در آن ها آشکار است، حواس مخاطب را با گونا گونی تصاویر شعرهایش، درگیر می کند. رنگ های آمیغی، تشبیه مرکب و انبوهی تصاویر رنگی در توصیف مناظر بزم، رزم، معشوق و بهارستایی، از شیوه های پردازش و ترازش شعر قاآنی است. گل ها، کانی ها، نام های جغرافیایی، داستان های شاهنامه و اشارات دینی نیز در کارگاه خیال تصویرآفرین قاآنی، نقش برجسته ای دارند.

    کلیدواژگان: بازگشت ادبی، رنگ، صورخیال، قاآنی شیرازی
  • غلامرضا کافی، مرضیه مرادی* صفحات 211-230

     رباعی یکی از قالب های کوتاه ادبیات فارسی است که با وزنی مشخص و ساختاری ویژه، سروده می-شود و دست شاعر را برای دیگرگونه بودن در زمینه ی وزن و ساختار می بندد. گرچه در زمینه های گفته شده بستری مناسب برای نوآوری وجود ندارد، شاعران معاصر فارس هم گام با نوآوری در قالب های دیگر در پی پیداکردن راهی برای خارج شدن از این چارچوب بسته برآمدند که تا حدودی در این راه موفق بودند، تعداد قابل توجهی از این طرفه کاری ها زیباست و درنگ مخاطب را درپی دارد. در این مقاله برخی از بدعت کاری ها و شگردهای تازه یی که شاعران معاصر فارس در قالب رباعی اعمال کرده اند، پی-گیری می شود. برخی از این شگردها عبارتند از: سپید نویسی، گیومه نویسی، روایت نگاری،قافیه های آوایی، تغییر ردیف و قافیه. در این مقاله برخی از بدعت کاری ها و شگردهای تازه یی که شاعران معاصر فارس در قالب رباعی اعمال کرده اند، پی گیری می شود. برخی از این شگردها عبارتند از: سپید نویسی، گیومه نویسی، روایت نگاری،قافیه های آوایی، تغییر ردیف و قافیه.

    کلیدواژگان: بدعت کاری و نوگرایی، ساختار رباعی، شعر فارس، قالب رباعی، سپید نویسی
  • آریا طبیب زاده* صفحات 231-242

    در یکی از حکایات گلستان سعدی، دو بیت وجود دارد که از نظر عروضی مبهم بوده و نظرات متعددی درباره آن مطرح شده است.: نه به اشتر بر سوارم نه چو اشتر زیر بارم نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم غم موجود و پریشانی معدوم ندارم نفسی می زنم آسوده و عمری می گذارم (سعدی، 1392: 92) مصاریع این دوبیت از نظر وزنی شبیه نیست. این امر سبب شده است تا دو بیت فوق از حیث وزن، وضعیت بسیار پیچیده ای به خود بگیرند و همواره مورد بحث و اختلاف نظر باشند. به نظر نگارنده، سعدی دو بیت فوق را بر اساس قواعد عروض عرب سروده است، و غفلت از همین نکته باعث بروز اختلاف نظر در بین محققان درمورد وزن دو بیت شده است. در این مقاله ابتدا ضبط-های مختلف و سپس آراء شارحان را درباره این دو بیت معرفی و نقد کرده ایم، و سپس نظر خود را شرح داده ایم دال بر اینکه دو بیت فوق براساس عروض عرب سروده شده است، همچنین صورت پیشنهادی خود را که در آن چینش مصاریع مطابق با عروض عرب است، ارایه می کنیم.

    کلیدواژگان: سعدی، عروض عربی، عروض فارسی، گلستان
|
  • hasan tofighi, Ali Tasnimi *, mehyar Alavi Moghaddam Pages 1-24

    A Study of Force schemas in Ghazals of Shams and its Relation with Rumi's Worldview    Abstract The "image schemas", which emphasize the role of experiential knowledge in the field of cognitive linguistics, are patterns of physical experiences that are formed in the mind and enable a person to comprehend complex and abstract concepts. This study examines the force schemes of "Compulsion", "Blockage", "Counterforce", "Diversion", "Removal of Restraint", "Enablement" and "Attraction" in Rumi's poetry, according to Johnson's view. It is argued that force schemas are linked to Rumi's worldview patterns. Research shows that the use of force schemas in mysticism is inevitable for the explanation of mystical concepts, and that understanding mysticism in the form of a movement with certain opposing obstacles attracting man is possible only through schemas. Schemas can also emphasize aspects of worldview, explain them to new schemas, and give an interpretation of the worldview of the poet and its significant aspects. The mystical worldview that needs schemas for self-explanation takes on schemas and selects certain kinds to explain their patterns. In Rumi's heavenward worldview, the existence of "vertical" schemas, "double stretch", "obstructive barrier", "obstacle of narrow passage" and "obstacle to vision", along Johnson's schemas approval confirm all of the above. 

    Keywords: Cognitive Linguistics, image Scheme, Force Scheme, Rumi's Ghazals, Worldview
  • Abdoolah Hasanzadeh mirali*, yadollah shokri, javad jafarinasab Pages 25-46

    The purpose of this paper is to study how geographical deviation is used as an artistic device in contemporary ghazal and what motivates contemporary poets to use regional dialects. The study includes an analysis of the approach of contemporary poets to the geographical form deviation, using words from dialects in the formal form of ghazal. The present study is a library research and the method of research is descriptive – analytical. It is concluded that, using dilaects and local expressions builds intimacy with the audience and giving local identity to the modern ghazal leading to defamiliarization and avoidance of standard language. 

    Keywords: Contemporary sonnet, defamiliarization, dialect, form deviation
  • Ebrahim Khodayar* Pages 47-70

    Gulrukhsor (1947- ) is one of the most prominent representatives of nationalism in contemporary Tajik poetry. By experiencing cultural nationalism and by taking refuge in national and ethnic memories, she creates a deep sense of nostalgia in the addressee towards the past. This paper is an attempt to find out what definition of homeland she has expressed in her poetry from the time Soviet Union until now. Based on the tenets of Romanticism, the analysis of her poems showed that the poet has had three different and interrelated concepts of homeland in mind: geographical, historical and cultural. In her geographical homeland, she inclines towards the nation. This notion of homeland was an inseparable part of the cosmopolitan socialist framework of the Soviet Union, called the "great homeland". Regarding her historical concept of homeland as outlined in Tajik literature in the 1960-1970th</sup>, the poet has referred to the historical genesis of her ethnic group to rehabilitate it. Finally, in her cultural homeland, which is special to her mental-ideational system, the poet achieves a novel conception of homeland according to the teachings of Shahnameh not found in any other writing. Thus, all Persian –speakers come together in Shahnameh and become compatriot.

    Keywords: Tajik Contemporary Literature, Tajikistan, Romanticism, Gulrukhsor Safieva, nostalgia
  • behzad khajat* Pages 71-94

    In this paper identity and the concept of identity crisis in psychology and sociology are discussed followed by Postmodernism, its characteristics and its entry into Iranian poetry in the 1970s. Sixteen indicators of this crisis of identity are mentioned and samples are presented. The past one or two decades of identity crisis is not necessarily negative; it could point to individual and cultural transformation leading to new experiences in Iranian poetry.another to something  from.

    Keywords: Identity crisis, postmodernism, classical poetry, modern poetry, Postmodern poetry
  • Alireza Rayat* Pages 95-112

    Espacementalisme and poetry of Islamic revolution are two contemporary currents in Persian poetry of the last five decades. Espacementalisme represents Avant- garde and lack of commitment in poetry while the revolutionary poetry believes in committed poetry. Much has been written on the rivalry of these two currents that have tried to prove the other wrong in the past years. Their discourses are against each other. From geographical point of view, Damghan plays an important role as it is the birthplace of  Yadollah Royaie (leader of Espacementalisme and avant-garde poets) and Ali Molaem Damghani who is famous as leader of poetry of  Islamic Revolution poetry current.  In this paper, Laclau and Mouffe's views are used to discuss the discourse of manifestos of these two currents.

    Keywords: Contemporary Iranian poetry, Iranian Revolution poetry, Espacementalisme, Ali Moalem Damghani, Yadollah Royaie
  • mohammadjavad sam khaniani, ahmadnoor vahidi * Pages 113-138

    The secularist theory of power in post-Islamic Iran was more pronounced when the Sunni religion was prevalent putting efficacy and pragmatism at the heart of its political thought. Thus, during the rule of the Turks of Ghazni and Seljuk, who were adherent of Sunni religion, domination found a wider reflection. On the other hand, what Machiavelli, the great political thinker of the fifteenth and sixteenth centuries of Italy, considered important was to take practical decisions to prevent the destruction of Italy and Florence.  Therefore, Machiavelli also paid attention to efficacy and pragmatism as two pillars of political affairs. In this paper, political thought in Iran after Islam and its effects on the Persian culture and literature from the fourth to the seventh centuries are considered and then compared with Machiavelli's views on the subject. Consequently, the court poetry of that era could more than anything else, be a reflection of the dominant theory. Some of the aspects of this theory in court poetry include utmost power and intimidation, war policy, and the use of religion as a tool.

    Keywords: Machiavelli, power, Domination, Ghaznavids Seljukis, Court Poetry
  • esmail sadeghi *, amin banitalebi Pages 139-164

    One of the poets who have a special place in the poetry area of Persian literature, especially the poetry parts of ethics, is Ibn Yamin. The prominent features of this peasant poet are contradictions in attitude and writing, and with a profound view of his poetries in many of them one can find out the conflict in the worldview of poet, which is obviously expanded through the industry of contradiction throughout all his poetries and used this industry as the subject and purpose of the aesthetics and expression of the themes. In this paper, the main question is: How much and why Ibn Yamin used the contradiction of his thoughts and speeches, and what is the relationship between his contradiction and his contradictory? The results of the study showed that the poet in this approach was strongly influenced by the instability of personality and spirituality, especially in his temporal and spatial position, because in time perspective, the era of poet is considered as the age of the whole chaos in Iranian history and In terms of location, the poet's place of residence has been a tumultuous place; as a result of these internal and external disturbances, the poet's words were also influenced and seems confused, especially in his worldview, Including dealing with the world, determinism and fanaticism, rhetoric and knowledge of poetry, admonitions, meditations, criticizes and misunderstandings has been reflected and led to industry of contradiction be the most prolific poetry literary poet.

    Keywords: Contradictory, Contradiction, Political-social conditions, Noun, Poetry Parts, Ibn Yamin
  • Mahmoud Tavoosi, Shahin Ojaq Alizade Pages 165-184

     The term "self" is frequently used in Persian grammar and psychology.  Self  (khod), the word "you" (kheesh)  and the word "yourself" (Kheeshtan) are used as a common pronoun in Persian grammar; in the psychology of Jung self represents integrity. The word has a significant role in 'Attar's logic and can be analyzed based on Jung's psychological theories. In this paper, we analyze the process of conceptual development based on the "individuality process".  .It is argued there are two types of self—shadow and archetypal self that can be seen in two aspects of "body and soul." The shadow (the common pronoun) is transformed at the end like the thirty birds, since this feeling of unity  like Simorgh is aroused in human beings, thereby realizing reality (unity and integrity). The unity  is incomplete according to  'Attar and modern psychology because absolute perfection is realized only in God, and Simorgh is only part of the "self" (collective unconscious), not all of it. For both Jung and 'Attar, the goal of individuality process is not perfection. "Self" is the result of the unification of the thirty birds (self-conscious or shadow) and Simorgh (unconscious). Attar has recreated these philosophical-mystical concepts in theform of symbolic images in Manṭiq-uṭ-Ṭayr.

    Keywords: Simorgh, Self, 'Attar, Individuality process, Archetype, Jung
  • rooyintan farahmand* Pages 185-210

    Color, the reflection of light on natural phenomena, has traditionally attracted human’s attention. The use of color in celebrations, ceremonies, mourning, movements, armies’ emblems and countries' flags is tangible and symbolic. Color has had a special place in all the visual arts and in poetry and literature, too. In Persian literature, poets who have had a close relationship with nature have always sought to convey their experiences to the reader by utilizing different colors. Qa’ani Shirazi, one of the prominent poets in the literary restoration style, has created colorful pictures in his poetry by employing colors, engaging the reader with natural elements. Qa’ani’s Divan, in terms of color, is like a painting with amazing colors. In the present paper, the frequency of color and the way it is used in Qa’ani’s divan is analyzed. Using metaphor, simile and creating pictures abounding with color, Qa’ani engages the reader with the range of his poetic pictures. Employing flowers, minerals, geographical names, Shahnameh’s stories and religious allusions has a significant role in Qa’ani’s visualization.

    Keywords: literary restoration style, color, Imagery, Qa’ani Shirazi
  • gholamreza kafi Pages 211-230

     Ruba'i as one of the short Persian poetic forms is composed with a specific meter and particular structure limiting the poet in these aspects.  However, innovations have prevailed. Fars contemporary poets have attempted to use innovations in structure and meaning. In this article, some of these innovations and novel techniques applied in ruba'i by Fars contemporary poets are discussed. Some of these techniques are as follows: blank verse, narrative writing, phonetic rhymes, and change of rhyme.

    Keywords: Ruba'i, innovation modernism, Fars
  • Arya Tabibzadeh* Pages 231-242

    There is a line of poetry in one of the tales of Sa'di's Gulistan causing much discussion “I am neither mounted on a camel, nor like a mule under a load. I am no lord of a vassal, neither the slave of any king. I have no concern about either the present or the past. I draw my breathe feely, and pass my life in comfort.” (Gladwin, 1865: 183,184). In Persian classical prosody, the lines of each verse must have similar meters, but in this verse, there is no such similarity between the lines. In this paper, different emendations of this verse have been mentioned and various views on the meter of this verse have been discussed. It is argued that the verse is composed according to the rules of Arabic prosody.

    Keywords: Arabic prosody, Persian prosody, Gulistan, Sa'di