فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 4 (پیاپی 21، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/11
  • تعداد عناوین: 27
|
  • سلیمان انصاری کلاچاهی، زهرا حجتی ذی دشتی*، علیرضا علمیه، الهام بیدآبادی صفحات 1-12
    زمینه و هدف

    اختلال طیف اوتیسم، یک اختلال عصبی تحولی است که در سال های اولیه کودکی ظاهر می شود و درمان قطعی برای آن وجود ندارد. روش های مختلفی برای آموزش و توانبخشی این اختلال وجود دارد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر تمرین در آب، مکمل یاری ویتامین D، و ترکیب تمرین در آب+مکمل یاری بر رفتارهای کلیشه ای و شاخص توده بدن در پسران مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام شد.

    روش

    پژوهش آزمایشی حاضر با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه های تصادفی انجام شد. بدین ترتیب 40 کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با میانگین سنی 14/2 ± 9/10 سال از موسسه خیریه انجمن اوتیسم گیلان در سال 1397به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده و به تصادف در چهار گروه تمرین در آب (10 نفر)، مکمل یاری ویتامین D (10 نفر)، ترکیب تمرین+مکمل (10 نفر)، و گواه (10 نفر) جایدهی شدند. قد، وزن، و شاخص توده بدن کودکان در ابتدا و در پایان پژوهش، اندازه گیری شد. گروه های آزمایشی تمرین در آب و تمرین+مکمل به مدت 10 هفته، هفته ای 2 جلسه 60 دقیقه ای به اجرای برنامه تمرین در آب پرداختند. همچنین گروه های مکمل یاری و تمرین+مکمل به مدت 10 هفته، هفته ای یک بار قرص ویتامین D با دوز 50000 IU مصرف کردند. والدین کودکان مورد مطالعه، قبل از شروع آزمایش و پس از پایان 10 هفته مداخله، خرده مقیاس رفتارهای کلیشه ای مربوط به ویرایش دوم مقیاس درجه بندی اوتیسم گیلیام (گارز-2) را تکمیل کردند. در پایان برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل داده ها نشان داد که هر سه روش تمرین در آب، مکمل یاری ویتامین D، و ترکیب تمرین+مکمل، تاثیر معنی داری بر نمره خرده مقیاس رفتارهای کلیشه ای و شاخص توده بدن در کودکان اوتیسم داشت (0/05>p)، اما روش تمرین+مکمل، اثر بیشتری نسبت به دو روش دیگر نشان داد.

    نتیجه گیری

    براساس نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که شنا می تواند درون داد حسی ثابتی فراهم کند و سطح فعالیت جسمانی کودکان با اختلال طیف اوتیسم را بدون تحمل وزن، افزایش دهد. همچنین، با توجه به کمبود قابل توجه ویتامین D در این کودکان، مکمل یاری ویتامین D می تواند موجب بهبود شاخص توده بدن و کاهش شدت علایم اختلال شود.

    کلیدواژگان: اختلال طیف اوتیسم، رفتار کلیشه ای، تمرین در آب، مکمل یاری ویتامین D
  • فرزین باقری شیخانگفشه، رضا شباهنگ، اکرم سادات عباسی، سیده مریم موسوی*، وحید حاجی علیانی، مرضیه شهریاری سرحدی صفحات 13-22
    زمینه و هدف

    فرایندهای انگیزشی زیربنای رفتارهای یادگیری دانش آموزان هستند که می تواند تحت تاثیر عوامل روان شناختی گوناگون قرار گیرد. از جمله این متغیرها، استحکام روانی نام دارد که سطوح متفاوت آن می تواند بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان تاثیرگذار باشد. از سوی دیگر، ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلندمدت عاملی موثر و مرتبط با موفقیت تحصیلی است. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش استحکام روانی و ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلندمدت (ثبات) در پیش بینی موفقیت تحصیلی دانش آموزان انجام شد.

    روش

    مطالعه حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مدارس متوسطه اول ناحیه یک شهر رشت در نیم سال تحصیلی 98-1397 بود. نمونه پژوهش نیز شامل300 دانش آموز از جامعه مذکور (150 دانش آموز دختر و 150 دانش آموز پسر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس انگیزش تحصیلی (هارتر، 1981)، پرسشنامه استحکام روانی (شرد، گلبی و ون ورچ، 2009)، و مقیاس کوتاه ثبات (داکورث و کیون، 2009) بود. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 24 و با استفاده با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان انجام شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد اثر اطمینان (0/17)، پایداری (0/23)، مهارگری (0/21)، و ثبات (0/18) بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان مثبت و معنادار است. همچنین استحکام روانی و ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلندمدت (ثبات) به صورت معناداری انگیزش تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند (0/01> p). همچنین نتایج نشان داد که استحکام روانی و ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلندمدت (ثبات)، 17 درصد از انگیزش تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش، مشخص شد دانش آموزانی که دارای اهداف بلندمدتی بوده و برنامه مشخصی برای آینده تحصیلی خود دارند، از انگیزه تحصیلی بالاتری برخوردارند. همچنین دانش آموزانی که نمرات بالایی را در استحکام روانی کسب می کنند، پایداری و ثبات بیشتری را در تحصیل نشان می دهند و با انگیزه بادوام تری ادامه تحصیل خواهند داد. بدین ترتیب ضروری است که معلمان و خانواده ها با تمرکز بیشتر به این موضوعات در جهت تقویت استحکام روانی و ثبات دانش آموزان، تلاش کنند.

    کلیدواژگان: انگیزش تحصیلی، استحکام روانی، تلاش و علاقه، اهداف بلندمدت، دانش آموزان
  • اسماعیل صدری دمیرچی، انسیه محمدیاری*، میرسعید جعفری، سیمین حسینیان صفحات 23-34
    زمینه و هدف

    انگیزش تحصیلی عامل مهمی برای آموزش و یادگیری است که بدون آن پیشرفت و موفقیت تحصیلی دانش آموزان امکان پذیر نیست. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مشاوره گروهی راه حل محور بر بهبود انگیزش تحصیلی دانش آموزان پسر ششم مقطع ابتدایی بود.

    روش

    این مطالعه به روش نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه آزمایش و گواه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 97- 1396 در تهران بود. نمونه پژوهش نیز شامل 20 دانش آموز از جامعه مذکور بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند. ابزار این پژوهش، پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) بود. گروه آزمایش 9 جلسه 90 دقیقه ای مداخله مشاوره گروهی را دریافت کردند درحالی که برای گروه گواه، مداخله ای صورت نگرفت. در پایان، پس آزمون برای هر دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد و داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره، تحلیل شدند.

    یافته ها

      نتایج این پژوهش نشان داد که مشاوره گروهی راه حل محور بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان هم در بعد انگیزش بیرونی (0/000 = P ، 18/897 = (16و 1) F) و هم در بعد انگیزش درونی (0/012 = P ، 7/972 = (16 و 1) F) اثر مثبت دارد؛ بدین معنا که میانگین نمرات انگیزش تحصیلی در هر دو زیرمقیاس های انگیزش بیرونی و درونی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، افزایش معناداری را نشان داد.

    نتیجه گیری

     بر اساس یافته های این پژوهش، مشاوره گروهی راه حل محور با تمرکز بر توانایی ها و امکانات دانش آموزان و همچنین با یادآوری موفقیت های گذشته آنان، برداشت دانش آموزان درباره مسایل تحصیلی شان را تغییر می دهد و می تواند انگیزه آنان برای تحصیل را تقویت، و دستیابی به اهداف آموزشی را تسهیل کند. بنابراین می توان انتظار داشت که با برگزاری جلسات مشاوره گروهی راه حل محور بتوان انگیزش تحصیلی دانش آموزان را افزایش داد.

    کلیدواژگان: مشاوره گروهی راه حل محور، انگیزش تحصیلی، دانش آموزان
  • صمد عظیمی گروسی*، علی اکبر ارجمندنیا، علیرضا محسنی اژیه، مصطفی عسگری صفحات 35-50
    زمینه و هدف

    اختلال طیف اوتیسم، مهارت های ارتباطی و پاسخ مناسب فرد به محیط بیرون را تحت تاثیر قرار می دهد. یکی از جدیدترین روش ها برای بهبود مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم، آب درمانی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آب درمانی بر مهارت های ارتباطی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم انجام شد.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع مورد منفرد با طرح A-B است. جامعه آماری شامل تمامی کودکان با اختلال طیف اوتیسم استان البرز در سال 1396 است. از آن جا که پژوهش حاضر، به دنبال موارد خاص و یا غیرمعمول بود، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. بر این اساس از مرکز نگهداری شبانه روزی کودکان آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز، 3 کودک که به تشخیص روانپزشک اطفال و روان شناس کودک، علایم و نشانه های اختلال اوتیسم را داشتند، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، ویرایش دوم مقیاس درجه بندی اوتیسم گیلیام (گارز-2) و چک لیست محقق ساخته سنجش مهارت های ارتباطی بود. جلسات درمانی طبق برنامه هالی ویک، به صورت 2 جلسه (یک ساعته) در هفته و به مدت 2 ماه طی 8 هفته (16 جلسه) انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، پس از رسم نمودار و محفظه ثبات و روند برای نمودارها، با کاربرد روش تحلیل درون موقعیتی و بین موقعیتی، اثربخشی متغیر مستقل بر متغیر وابسته بررسی شد.

    یافته ها

    طی تحلیل دیداری نمودار داده ها، مداخله در هر سه آزمودنی اثربخش بوده است. درصد داده های غیرهمپوشی در دو موقعیت خط پایه و مداخله برای سه شرکت کننده به ترتیب 100%، 80% و 90% بود.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که آب درمانی به طور قابل توجهی موجب افزایش مهارت های ارتباطی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم می شود که این اثربخشی می تواند از طریق تقویت مهارت های حسی حرکتی و همچنین ایجاد زمینه ها و شرایط لازم برای برقراری ارتباط انجام شده باشد. بدین ترتیب پیشنهاد می شود که از این روش به عنوان روی آوردی مکمل در حوزه آموزش و توان بخشی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در کنار سایر درمان های اصلی استفاده شود.

    کلیدواژگان: آب درمانی، مهارت ارتباطی، اختلال طیف اوتیسم
  • عماد یوسفی، سالار فرامرزی*، مختار ملک پور، احمد یارمحمدیان صفحات 51-62
    زمینه و هدف

    نارساخوانی که از شایع ترین و مهم ترین اختلال های خواندن در بین کودکان است، با مشکلاتی در رمزگشایی کلمه، توانایی پایین در مهارت های پردازش واج شناختی، و مشکلات مختلفی در زمینه زبان نوشتاری مشخص می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه تاثیر آموزش کنش های اجرایی و الگوی بارکلی بر عملکرد خواندن و خودپنداشت تحصیلی در دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی است.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است. بر این اساس از بین دانش آموزان شاغل به تحصیل در پایه سوم دبستان شهر بندرعباس در سال تحصیلی 96-1395، تعداد 45 دانش آموز مبتلا به نارساخوانی به صورت در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در 3 گروه 15 نفره (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) جایدهی شدند. از پرسشنامه عملکرد خواندن (عابدی، 1395) و پرسشنامه خودپنداشت تحصیلی(یی- هیسن چن،2004) برای جمع آوری داده ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. بسته آموزش کنش های اجرایی و مداخله مبتنی بر الگوی بارکلی به ترتیب برای شرکت کنندگان گروه آزمایش اول و دوم در طی 7 جلسه آموزش داده شد، اما شرکت کنندگان گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را در این زمینه دریافت نکردند.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که مداخله مبتنی بر کنش های اجرایی و روش مداخله بارکلی بر نمره عملکرد خواندن و خودپنداشت دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی به طور کلی تاثیر معناداری دارند، اما آموزش کنش های اجرایی بر هر دو متغیر وابسته تاثیر بیشتری داشته است. همچنین نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نیز نشان داد که هر دو مداخله بر ابعاد عملکرد خواندن و خودپنداشت تحصیلی تاثیر معنی داری دارند ولی آموزش کنش های اجرایی بر هر دو متغیر وابسته تاثیر بیشتری داشته است (p<0/05).

    نتیجه گیری

    با توجه به اثربخش تر بودن مداخله مبتنی بر کنش های اجرایی در مقایسه با الگوی بارکلی در دانش آموزان با اختلال خواندن می توان این گونه تبیین کرد که مولفه های کنش های اجرایی از قبیل حافظه فعال، برنامه ریزی، و سازماندهی ذهنی رابطه بسیار نزدیکی با مهارت خواندن دارند و از این طریق می توانند بر عملکرد خواندن تاتیر بگذارند و در نتیجه سطح خودپنداشت آنها را نیز افزایش دهند.

    کلیدواژگان: نارساخوانی، کنش های اجرایی، الگوی بارکلی، خودپنداشت تحصیلی
  • حوریه رشادی*، فاطمه گلپایگانی، بنفشه بیات، وحید مجدیان صفحات 63-73
    زمینه و هدف

    طلاق یکی از وقایع پرتنش در طول زندگی مشترک و مهم ترین شاخص آشفتگی زندگی زناشویی است که فرایندهای روان شناختی، هیجانی، رفتاری، تحصیلی، و ارتباطی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار می دهد. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی گروهی بر تاب آوری و راهبردهای خودمهارگری کودکان طلاق انجام گرفت.

    روش

    روش پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این مطالعه را تمامی کودکان پسر طلاق 7 تا 10 سال مشغول به تحصیل در دروه ابتدایی در سال تحصیلی 97-1396 تشکیل می دادند. حجم نمونه شامل 30 کودک از جامعه آماری مذکور بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب، و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند (15 کودک در هر گروه). گروه آزمایش مداخله بازی درمانی را طی دو ماه و نیم در 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که گروه گواه این مداخله را در طی فرایند انجام پژوهش دریافت نکرد. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کودکان و نوجوانان (انگار و لیبنبرگ، 2009) و پرسشنامه خودمهارگری ادراک شده کودکان (هامفری، 2000) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کواریانس توسط نرم افزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

     نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بازی درمانی بر تاب آوری و راهبردهای خودمهارگری کودکان طلاق موثر بوده است (P<0.001)؛ بدین صورت که این شیوه درمان توانسته است تاب آوری و راهبردهای خودمهارگری کودکان طلاق را بهبود دهد.

    نتیجه گیری

     بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که بازی درمانی گروهی با بهره گیری از فنونی مانند کشف و درمان علل مقاومت ها و مخالفت ها با دیگران و قوانین، آموزش نحوه بروز و شناسایی هیجانات اصلی خود، و مدیریت خشم می تواند به عنوان روشی کارآمد در جهت بهبود تاب آوری و راهبردهای خودمهارگری کودکان طلاق در سطح مدارس و کلینیک های روان شناختی به کار رود.

    کلیدواژگان: بازی درمانی، تاب آوری، خودمهارگری، کودکان طلاق
  • فریده شریفی شایان، غلامحسین انتصارفومنی*، مسعود حجازی صفحات 74-84
  • مهسا شیرینی بناب، پریسا سادات سید موسوی، لیلی پناغی* صفحات 85-96
  • زهرا مطهری نسب*، فاطمه سادات میرحسینی، مسلم اصلی آزاد صفحات 97-107
  • رویا محمدی*، علی اکبر نهنگ، مریم سادات حسینی صفحات 108-118
  • بهروز فریدمرندی، کیوان کاکابرایی*، سعیده سادات حسینی صفحات 131-143
  • معصومه حمیدی*، سهیلا شریعت، سمیه آقابزرگی، ربابه کشاورز محمدی صفحات 144-155
  • راضیه قربانی، زهره رئیسی* صفحات 168-178
  • رحیم بدری گرگری*، یوسف ادیب، تورج هاشمی، الهام عرفانی آداب صفحات 179-193
  • نواب کاظمی*، سید ولی الله موسوی، وحید رسول زاده، سید تقی محمدی، سید رضا محمدی صفحات 194-206
  • مینا کشاورز*، زهرا فتحی رضائی، سید حجت زمانی ثانی صفحات 207-219
  • مهسا ابراهیم پورقوی*، پرویز شریفی درآمدی، شهلا پزشک صفحات 220-230
  • رقیه ذوالرحیم*، معصومه آزموده صفحات 231-240
  • علی اکبری سرگری، سمیه ساداتی فیروزآبادی* صفحات 241-252
  • اشکان فعله کار، معصومه فعال، فروغ زاهد زاده*، امید امانی، مهین عسکری صفحات 253-265
  • اسماعیل سعدی پور*، هدایا سلطانی زاده، صغری ابراهیم قوام صفحات 266-277
  • صدیقه پورمند، سیده منور یزدی*، سوگند قاسم زاده صفحات 278-289
  • عفت عبدالهی*، محبوبه طاهر صفحات 290-304
|
  • Page 0
  • Soleyman Ansari Kolachahi, Zahra Hojjati Zidashti*, Alireza Elmieh, Elham Bidabadi Pages 1-12
    Background and Purpose

    Autism spectrum disorder (ASD) is a neurodevelopmental disorder that occurs in early childhood. There are various methods for training and rehabilitation of this disorder. So, the aim of the present study was to compare the effect of aquatic exercise and vitamin D supplementation on stereotypic behaviors and body mass index (BMI) in boys with ASD.

    Method

    The present experimental study was conducted using a pretest-posttest design with random groups. Thus, 40 children with ASD (mean aged 10.9±2.14 years) were selected according to convenience sampling and randomly assigned to four groups of aquatic exercise (n=10), vitamin D supplementation (n=10), aquatic+supplementary (n=10) and control (n=10). Height, weight and BMI of children were measured at the beginning and the end of intervention. Aquatic exercise and aquatic+supplementary experimental groups were received the 60-minute water training program for 10 weeks, 2 sessions per week. The Vitamin D supplements and aquatic-supplementary groups also received vitamin D tablets at a dose of 50,000 IU once daily for 10 weeks.
    Parents of autistic children completed the subscale of the Gilliam Autism Rating Scale (GARS-2) subscale before the experiment and after the end of the 10-week intervention. Finally, covariance analysis test was used for data analysis.

    Results

    The results of data analysis showed that all three methods had a significant effect on the subscale of stereotypical behaviors and body mass index in autistic children (p<0.05), but the aquatic-supplementary method showed more efficacy than the other two methods.

    Conclusion

    Based on the results of this study, it can be concluded that swimming can provide a stable sensory input and increase the level of physical activity of children with autism spectrum disorder without weight bearing. Also, given the significant deficiency of vitamin D in these children, vitamin D supplementation can improve body mass index and decrease the severity of symptoms.

    Keywords: Stereotypic Behavior_Aquatic Exercise_Vitamin D Supplementation_Autism Spectrum Disorders
  • Farzin Bagheri Sheykhangafshe, Reza Shabahang, Akram Sadat Abbasi, Seyedeh Maryam Mousavi*, Vahid Hajialiani, Marzieh Shahryari Sarhadi Pages 13-22
    Background and Purpose

    Motivational processes underlie students' learning behaviors that can be influenced by various psychological factors. One of these variables is called mental toughness which different levels of it can affect students' academic performance. On the other hand, the capacity to sustain effort and interest for long-term goals is an effective factor related to academic success. In this regard, the present study aimed to investigate the role of psychological strength and the capacity to maintain effort and interest for long-term goals (stability) in predicting students' academic achievement.

    Method

    This study is descriptive and correlational. The statistical population of the study consisted of all high school students in the first district of Rasht city in the academic year of 2018-19. The sample included 300 students from this papulation (150 female students and 150 male students) who were selected using convenience sampling method. Data were collected using the Educational Motivation Scale (Harter, 1981), Mental Toughness Questionnaire (Sheard, Golby, & Van Wersch, 2009), and Short Grit Scale (Duckworth & Quinn, 2009). Data were analyzed by SPSS software using Pearson correlation and multiple regression.

    Results

    The results of multiple regression analysis showed that the effect of confidence (0.17), constancy (0.23), control (0.21) and grit (0.18) on students' academic motivation was positive and significant. Also, mental toughness and the capacity of sustaining effort and interest for long-term purposes (grit) significantly predict students' academic motivation (p <0.01). The results also showed that mental toughness, capacity of sustaining effort, and interest for long-term goals (grit) predict 17% of students' academic motivation.

    Conclusion

    According to the research findings, it was found that students who have long-term goals and have a clear plan for their academic future have a higher academic motivation. Also, students who achieve high scores in mental toughness show greater consistency and stability in their studies and will continue to study with a more sustainable motivation. It is therefore essential for teachers and families to focus more on these topics to strengthen students' mental toughness and grit.

    Keywords: Educational motivation, mental toughness, grit, student
  • Esmaeil Sadri Demirchi, Ensieh Mohammadyari*, Mir Saeed Jafari, Simin Hosseinian Pages 23-34
    Background and Purpose

    Academic motivation is an important factor in teaching and learning so that students' academic achievement and success cannot be achieved without motivation. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of solution-based group counseling on improving academic motivation in sixth grade male students.

    Method

    This study was a quasi-experimental study with pretest-posttest design with two experimental and control groups. The statistical population of this study consisted of all sixth grade male students in Tehran during the academic year of 2017-2018. The sample included 20 students from the mentioned papulation who were selected by convenient sampling method and randomly assigned to experimental and control groups. The research instrument was the Harter's Intrinsic/Extrinsic Motivation Scale (1981). The experimental group received nine 90-minute sessions of group counseling intervention, while the control group did not receive any intervention. Finally, post-test was performed for both experimental and control groups and data were analyzed using multivariate analysis of covariance.

    Results

    The results of this study showed that solution-based group counseling had a positive effect on students' academic motivation in both extrinsic motivation (F (1, 16) = 18.897, P= 0.000) and intrinsic motivation F (1, 16) = 7.972, P= 0.012), That is, the mean scores of academic motivation in both external and internal motivation subscales showed a significant increase in the experimental group compared to the control group.

    Conclusions

    According to the findings of this study, solution-based group counseling focuses on students 'abilities and capabilities, as well as recalling their past successes, changing students' perceptions of their academic issues, and can enhance their motivation to study. Therefore, it can be expected that solution-based group counseling sessions can increase students' academic motivation.

    Keywords: Solution-Focused group counseling, academic motivation, students
  • Samad Azimigarosi*, Aliakbar Arjmandnia, Alireza Mohseni Ezhei, Mostafa Asgari Pages 35-50
    Background and Purpose

    Autism spectrum disorder (ASD) affects communication skills and appropriate response to the outside environment. One of the newest ways to improve the communication skills of children with autism spectrum disorder is hydrotherapy. The purpose of this study was to investigate the effect of hydrotherapy on communication skills of children with ASD.

    Method

    This study is a single case study with A-B design. The statistical population includes all children with ASD in Alborz province in 2017. Purposeful sampling was used to select the sample. Accordingly, 3 children with autism disorder symptoms and symptoms were selected from Kahrizak rehabilitation center as a sample. The research instrument was the second version of the Gilliam Autism Rating Scale (GARS-2) and a researcher-made checklist for measuring communication skills.  According to the Hollywick program, treatment sessions were conducted in 2 sessions (one hour) per week and for 2 months during 8 weeks (16 sessions).

    Results

    During the visual analysis of chart, intervention was effective in all three subjects. The percentage of non-overlapping data (PND) in the two baseline and intervention situations for the 3 subjects were 100%, 80%, and 90%.

    Conclusion

    The results showed that hydrotherapy significantly increased the communication skills of children with ASD, which could be achieved by enhancing sensory motor skills as well as providing the necessary contexts and conditions for communication. Therefore, it is recommended to use this method as a complementary approach in the field of education and rehabilitation of children with ASD along with other therapies.

    Keywords: Hydrotherapy, communication skill, autism spectrum disorder
  • Emad Yousefi, Salar Faramarzi*, Mokhtar Malek Pour, Ahmad Yarmohammadian Pages 51-62
    Background and Purpose

    Dyslexia is one of the most common and important reading disorders among children, characterized by problems with word decoding, poor ability in phonological processing skills, and various problems with the written language. The purpose of the present study was to compare the effect of executive functions training and Barclay’s model on reading performance and academic self-concept in students with dyslexia.

    Method

    This research is a quasi-experimental research. Accordingly, 45 students with dyslexia were selected from among the students of third grade primary school in Bandar Abbas in the academic year of 2016-2017 and randomly assigned into 3 groups of 15 students (two experimental groups and one control group). The Reading Performance Questionnaire (Abedi, 2016) and the Academic Self-Concept Questionnaire (ASCQ) (Yi- Hsin Chen, 2004) were used to collect data in two pre-test and post-test stages. The Barclays Model Practices and executive functions education was given to the participants in the first and second experimental groups respectively in 7 sessions, but the control group did not receive any intervention.

    Results

    Results of univariate analysis of covariance showed that executive functions intervention and Barclay's intervention had significant effect on reading performance and self-concept of students with dyslexia in general. Also, the results of multivariate analysis of covariance showed that both interventions had significant effect on the dimensions of reading performance and academic self-concept, but training of executive actions had more effect on both dependent variables (p <0.05).

    Conclusion

    Given the effectiveness of executive-based intervention in comparison with Barclay's model in students with reading disorder, it can be explained that the components of executive functions such as working memory, planning , and mental organization are very closely related to reading skills and thus increase their level of self-concept.

    Keywords: Dyslexia, executive functions, Barkley’s model, academic self-concept
  • Horieh Reshadi*, Fatemeh Golpayegani, Banafsheh Bayat, Vahid Majdian Pages 63-73
    Background and Purpose

    Divorce is one of the most stressful events in life and the most important indicator of marital disturbance that affects students' psychological, emotional, behavioral, academic, and communication processes. Thus, the present study aimed to investigate the effectiveness of group play therapy on resiliency and self-control strategies in children of divorced parents.

    Method

    The method of this study was pre-test and post-test with control group. The statistical population of this study consisted of all children of divorced parents aged 7-10 years studying in primary school in the academic year of 2016-17. The sample size consisted of 30 children from the mentioned statistical population who were selected by cluster sampling method and were randomly assigned into two experimental and control groups (15 children in each group). The experimental group received play therapy intervention in 8 sessions of 60 minutes for two and a half months, while the control group did not receive this intervention during the research process. Questionnaires used in this study included Resiliency Scales for Children and Adolescents (Ungar and Liebenberg, 2009) and Children's Perceived Self Control Scale (Humphrey, 2000).The data were analyzed by SPSS 23 software using covariance analysis.

    Results

    The results of the data analysis showed that play therapy was effective on resilience and self-control strategies in children of divorced parents (P <0.001).

    Conclusion

    Based on the findings of the present study, it can be concluded that group play therapy using techniques such as discovering and treating the causes of resistance and opposition to others and the laws, training how to identify their emotions, and anger management can be an effective way to improve resilience and self-control strategies for children of divorced parents at school and psychological clinics.

    Keywords: Play therapy, resilience, self-control, children of divorced parents
  • Faride Sharifi Shayan_Gholam Hossein I Entesar Fouman*_Masoud Hejazi Pages 74-84
  • Mahsa Shirini Bonab, Parisa Sadat Seyed Mousavi, Leili Panaghi* Pages 85-96
  • Zahra Motahari Nasab*, Fateme Alsadat Mirhoseini, Moslem Asli Azad Pages 97-107
  • Roya Mohammadi*, Ali Akbar Nahang, Maryam Alsadat Hoseini Pages 108-118
  • Mohammad Mehdi Pasandideh*, Neda Keramat Pages 119-130
  • Behrouz Farid Marandi, Keyvan Kakabaraee*, Saede Al, Sadat Hosseini Pages 131-143
  • Maasomeh Hamidi*, Soheila Shariat, Somayeh Aghabozorgi, Robabeh Keshavarz Mohammadi Pages 144-155

    The Effectiveness of Child-based Mindfulness Program on Impulsivity and Aggression in Children with Externalizing Disorders

  • Azadeh Tork, Ilnaz Sajjadian* Pages 156-167
    Background and Purpose

    Cerebral palsy is one of the most common causes of motor disability in children which causes many psychological problems in them. Because these children need the constant care and support of their parents, they create many stresses and problems for all family members, especially the mother. The purpose of this study was to determine the effectiveness of acceptance and commitment based therapy on psychological distress and negative automatic thoughts in mothers of children with cerebral palsy.

    Method

    This was a quasi-experimental study with pretest-posttest and follow-up with control group. The statistical population consisted of all mothers of children with cerebral palsy in Dorud city in the academic year of 2017. Sample size in this study consisted of 30 mothers from the mentioned papulation who were selected by convenient sampling method and were randomly divided into experimental and control groups. Data collection tools included Brief Symptom Inventory (Derogatis, 2000) and Automatic Thoughts Questionnaire (Hollon & Kendall, 1980). Acceptance and commitment based therapy was given to the experimental group for 8 sessions of 90 minutes. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance.

    Results

    The results showed that acceptance and commitment based therapy had a significant effect on decreasing the dimensions of psychological distress (somatization, depression, and anxiety) and negative automatic thoughts (amount of thoughts and beliefs about thoughts) (p <0.05). The effect size for the dimensions of psychological distress were 0.66, 0.56, and 0.71, respectively, and for the dimensions of negative automatic thoughts were 0.58 and 0.73, respectively

    Conclusion

    The results of this study emphasize the usefulness of acceptance and commitment therapy in reducing psychological distress and negative thoughts in mothers of children with cerebral palsy, so this training can be used as an effective method of reducing Psychological problems and improve the mental health of mothers with children with cerebral palsy.

    Keywords: Psychological distress, negative automatic thoughts, acceptance - commitment therapy
  • Razie Ghorbani, Zohreh Raeisi* Pages 168-178
  • Navab Kazemi*, Seyed Valiollah Mousavi, Vahid Rasoulzadeh, Seyed Taghi Mohammadi, Seyed Reza Mohammadi Pages 194-206
  • Mina Keshavarz*, Zahra Fathirezaie, Seyed Hojjat Zamani Sani Pages 207-219
  • Mahsa Ebrahimpourghavi*, Parviz Sharifidaramadi, Shahla Pezeshk Pages 220-230
  • Roghaiyeh Zolrahim*, Masume Azmoudeh Pages 231-240
  • Ali Akbari Sargari, Somayeh Sadati Firoozabadi* Pages 241-252
  • Ashkan Fahlekar, Masoume Faal, Forough Zahedzadeh*, Omid Amani, Mahin Askari Pages 253-265
  • Esmaeil Saadipour*, Hadaya Soltanizadeh, Soghra Ebrahim Ghavam Pages 266-277
  • Sedigheh Poormand, Seyedeh Monavar Yazdi*, Sogand Ghasemzadeh Pages 278-289
  • Effat Abdollahi*, Mahboobe Taher Pages 290-304