فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 4 (1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/08
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مریم قادری، قاسم آهی*، شهرام وزیری، احمد منصوری، فاطمه شهابی زاده صفحات 537-552
    زمینه و هدف

     تاکنون مدل‌های چند متغیره روان‌شناختی و اجتماعی متعددی برای پیش‌بینی رفتارهای خودزنی نوجوانان موردبررسی قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سبک‌های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری با توجه به نقش میانجی خود انتقادی و تحمل پریشانی انجام شد.

    مواد و روش‌ها

    این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر کاشمر در سال 98-1397 بود. در ابتدا نمونه‌ای به حجم 700 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شد، اما تحلیل نهایی بر روی 292 دانش‌آموزی انجام شد که حداقل تجربه یک‌بار رفتارهای خودزنی انتحاری را گزارش کردند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه خود آسیب‌رسانی آگاهانه و تعمدی، مقیاس دل‌بستگی دوران کودکی نسبت به هر والد، مقیاس تحمل پریشانی و مقیاس خود انتقادی/حمله به خود/ خود اطمینان بخشی بود. داده‌ها به کمک نرم‌افزارهای SPSS و LISREL و با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد.

    یافته‌ها

    یافته‌های پژوهش نشان داد که مدل مربوط به رابطه بین سبک‌های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری نوجوانان با توجه به نقش میانجی تحمل پریشانی و خود انتقادی از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین یافته‌های پژوهش نشان داد که 34 درصد واریانس مشاهده‌شده رفتارهای خودزنی از طریق ترکیب متغیرهای دلبستگی به والدین، تحمل پریشانی و خود انتقادی قابل تبیین است.

    نتیجه‌گیری

    یافته‌های این پژوهش نشان‌دهنده نقش میانجی خود انتقادی و تحمل پریشانی در رابطه بین سبک‌های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری است؛ بنابراین در نظر گرفتن نقش این متغیرها توسط متخصصان، درمانگران و برنامه ریزان به هنگام کار با نوجوانان دانش‌آموز و به‌طور خاص در مراکز مشاوره‌ای و درمانی، ضروری به نظر می‌رسد.

    کلیدواژگان: دلبستگی، رفتارهای خودزنی غیر انتحاری، خود انتقادی، تحمل پریشانی
  • سیف الله آقاجانی، متینه عبادی کسبخی *، حمیدرضا صمدی فرد صفحات 553-562
    زمینه و هدف

     تاکید سازمان بهداشت جهانی بر اهمیت بهزیستی اجتماعی در کنار تندرستی فیزیکی، سبب شده تا بهزیستی اجتماعی به دغدغه مشترک جامعه ‌شناسان و برنامه ‌ریزان اجتماعی جوامع تبدیل شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش باورهای غیرمنطقی، ذهن ‌آگاهی و حمایت اجتماعی در پیش ‌بینی بهزیستی اجتماعی بیماران دیابتی انجام شد.

    مواد و روش‌ها

    این مطالعه یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق کلیه بیماران دیابتی نوع دو مراجعه‌کننده به درمانگاه دیابت بیمارستان امام خمینی اردبیل در سال 1398 بودند که به روش نمونه ‌گیری در دسترس 120 نفر از بیماران به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع ‌آوری داده ‌ها، از ابزارهای باورهای غیرمنطقی (Irrational beliefs scale)، ذهن ‌آگاهی (Mindfulness scale)، حمایت اجتماعی ادراک‌شده (Multidimensional scale of perceived social support) و مقیاس بهزیستی اجتماعی (Social health scale) استفاده شد. داده‌ های پژوهش با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و با استفاده از نرم ‌افزار آماری SPSS نسخه 16 تجزیه‌وتحلیل شدند.

    یافته‌ها

    نتایج نشان داد که بین باورهای غیرمنطقی (05/0p<، 54/0-r=) و ذهن ‌آگاهی (05/0p<، 51/0r=) با بهزیستی اجتماعی بیماران دیابتی رابطه معناداری وجود داشت. همچنین بین حمایت اجتماعی ادراک‌شده از سوی خانواده (05/0p<، 64/0r=)، دوستان (05/0p<، 62/0r=) و دیگران (05/0p<، 59/0r=) با بهزیستی اجتماعی بیماران دیابتی رابطه معناداری وجود داشت. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که باورهای غیرمنطقی، ذهن ‌آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک‌شده درمجموع 60/0 بهزیستی اجتماعی را در بیماران دیابتی پیش ‌بینی می کنند (0/05<p).

    نتیجه‌گیری

    با توجه به نتایج این پژوهش باورهای غیرمنطقی، ذهن ‌آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک‌شده در بهبود بهزیستی اجتماعی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارای اهمیت است.

    کلیدواژگان: باورهای غیرمنطقی، ذهن آگاهی، حمایت اجتماعی ادراک شده، بهزیستی اجتماعی، بیماران دیابتی
  • صفیه عبدالهی، محمد حاتمی*، فردین مرادی منش، پرویز عسگری صفحات 563-570
    زمینه و هدف

     دیابت عامل بسیاری از اختلالات جسمی و روانی است. امروزه مفهوم «مراقبت از خود» در بیماری‌ها، به علت تغییر الگوی بیماری از حاد به مزمن، تغییر ایدیولوژی از درمان به پیشگیری، منابع اقتصادی محدود و کوتاه نمودن مدت‌زمان بستری بیماران در بیمارستان بسیار موردتوجه و گسترش قرارگرفته است. بدین منظور هدف پژوهش اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر باورهای مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بود.

    مواد و روش‌ها

    روش تحقیق حاضر نیمه آزمایشی به طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. از میان بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه‌کننده به شبکه بهداشت شهرستان عسلویه، تعداد 30 نفر به‌صورت هدفمند انتخاب‌شده و به شیوه تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). از پرسشنامه باورهای سلامتی (Health Beliefs Questionnaire) برای جمع‌آوری داده ها استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری تحلیل شدند.

    یافته‌ها

    نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر باورهای سلامتی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، در طول زمان اثربخش است (05/0>p).

    نتیجه‌گیری

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر باورهای مرتبط با سلامت اثربخش است. ملاحظات نظری و عملی نتایج پژوهش نشان می دهد که بهتر است این درمان به‌عنوان درمانی اثربخش برای بیماران مبتلا به دیابت در مراکز درمانی به‌کاربرده شود.

    کلیدواژگان: دیابت، خود مراقبتی، باورهای سلامتی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
  • زهرا موسوی، عذرا اعتمادی* صفحات 571-579
    زمینه و هدف

     همسرآزاری یکی از عمده‌ترین بحران‌های سلامت در جهان است که همزمان سلامت جسمانی و روانی افراد را تهدید می‌کند. سازمان جهانی بهداشت گزارش کرده است که همسر‌آزاری، بیشتر به شکل خشونت علیه زنان در خانواده‌ها رواج دارد، به طوری که در جهان یک نفر از هر سه زن از نظر فیزیکی، جنسی یا شیوه‌های دیگر مورد آزار قرار می‌گیرند. از این رو هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ایماگوتراپی بر نگرش های زناشویی منفی در زوجین مبتلا به همسرآزاری عاطفی است.

    مواد و روش ‌ها

    این پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی و همچنین از نظر نوع داده‌ها کمی است. از نظر طرح پژوهش نیز پژوهش حاضر دارای روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه می‌باشد. جامعه‌ی مورد پژوهش در این تحقیق، زوج های دچار همسرآزاری عاطفی در شهر اصفهان و در سال 96 بودند. نمونه‌ی این پژوهش شامل 16 زوج (32 نفر) بودند که به صورت هدفمند و بر اساس ملاک‌های ورود به جامعه مورد نظر انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گروه گواه گمارده شدند.

    یافته‌ها

    نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) نشان داد که آموزش ایماگوتراپی در گروه‌ آزمایش به طور معناداری موجب کاهش نگرش‌های زناشویی منفی نسبت به گروه کنترل گردید (05/0>p).

    نتیجه‌گیری

    با توجه به تاثیرآموزش ایماگوتراپی بر نگرش‌های زناشویی منفی، از این رو به زوج درمانگران پیشنهاد می‌شود که مولفه‌های اصلی این درمان را در کار با زوج های دچار مشکل همسرآزاری بگنجانند.

    کلیدواژگان: دیابت، خود مراقبتی، باورهای سلامتی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
  • حسن عبدالله زاده*، ساناز کیخسروی صفحات 580-593
    زمینه و هدف

     نگرش والدین به تربیت و مسایل جنسی فرزندان بر رفتارهای جنسی و تعامل با فرزندان تاثیر می‌گذارد. در زمینه ارزیابی و اندازه‌گیری این موضوع ابزار اندازه‌گیری مشخصی وجود ندارد. هدف از پژوهش حاضر ساخت و بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه سبک‌های تربیت جنسی والدین بود.

    مواد و روش‌ها

    روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. پانصد نفر از والدین کودکان 4 تا 12 سال ساکن شهر بهشهر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از سه پرسشنامه فرزند پروری بامریند، پرسشنامه فرزند پروری آلاباما و پرسشنامه محقق ساخته سبک‌های تربیت جنسی والدین استفاده شد. داده‌ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی، تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی تحلیل شد.

    یافته‌ها

    در تحلیل عاملی سه عامل (سبک تربیت جنسی سخت‌گیرانه، آزاد گذار و مقتدرانه) استخراج شد. درمجموع این سه عامل توانسته‌اند 32/50 درصد از واریانس 33 سوال این پرسشنامه را تبیین کنند. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه و سبک‌های تربیت جنسی سخت‌گیرانه، آزاد گذار و مقتدرانه به ترتیب 751/0، 739/0، 765/0 و 751/0 بود. ماتریس چرخش یافته واریماکس نشان داد که همه سوال‌های مربوط به سبک‌ها قابل‌استفاده هستند.

    نتیجه‌گیری

    پرسشنامه سبک‌های تربیت جنسی والدین از اعتبار و روایی مطلوبی برخوردار است و می‌توان از آن به‌عنوان یک ابزار سودمند برای سنجش سبک‌های تربیت جنسی والدین استفاده کرد.

    کلیدواژگان: تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی، تربیت جنسی
  • عاطفه زراستوند، طاهر تیزدست*، جواد خلعتبری، شهنام ابوالقاسمی صفحات 594-605
    زمینه و هدف

     ناتوانی در داشتن فرزند استرس‌آور بوده و موجب آشفتگی روانی می‌شود. همچنین به‌عنوان یک عامل قوی علیه روابط بین زوج‌ها و استحکام خانواده عمل می‌کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت به خود بر خودتنظیمی زناشویی، دلزدگی زناشویی و خود انتقادی زنان نابارور بود.

    مواد و روش‌ها

    پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری زنان نابارور شهرهای چالوس و نوشهر بودند که بین ماه‌های خرداد تا شهریور 1397 به مراکز ناباروری مراجعه کرده بودند. از میان آن‌ها تعداد 30 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه‌ آزمایش تحت درمان متمرکز بر شفقت به خود (10 جلسه 60 دقیقه‌ای) قرار گرفتند، اما گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکردند. از پرسشنامه‌های خودتنظیمی زناشویی، دلزدگی زناشویی و خود انتقادی به‌منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل اطلاعات به‌دست‌آمده از طریق نرم‏افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغیره) انجام پذیرفت.

    یافته‌ها

    نتایج نشان داد که مداخله متمرکز بر شفقت به خود بر خودتنظیمی زناشویی (17/8=F، 001/0>p)، دلزدگی زناشویی (52/52=F، 001/0>p) و خود انتقادی (99/64=F، 001/0>p) زنان نابارور تاثیر دارد.

    نتیجه‌گیری

    بر اساس نتایج این پژوهش، درمان متمرکز بر شفقت به خود مداخله موثری در بهبود خودتنظیمی زناشویی، دلزدگی زناشویی و خود انتقادی زنان نابارور بود.

    کلیدواژگان: خود انتقادی، خودتنظیمی زناشویی، دلزدگی، شفقت به خود، ناباروری
  • منصوره مقتدایی، سالار فرامرزی*، احمد عابدی، امیر قمرانی صفحات 606-616
    زمینه و هدف

     اختلال یادگیری خاص تاثیرات مختلفی ازجمله استرس فرزند پروری را در والدین به دنبال دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه اثربخشی برنامه فرزند پروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال یادگیری خاص و برنامه فرزند پروری مثبت بر استرس فرزند پروری مادران انجام گرفت.

    مواد و روش‌ها

    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه بود. نمونه پژوهش شامل 45 مادر دارای فرزند مبتلا به اختلال یادگیری خاص بود که به روش در دسترس انتخاب و به‌تصادف در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه تقسیم شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه استرس فرزند پروری بود. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم‌افزار SPSS نسخه 23 تحلیل شدند.

    یافته‌ ها

    یافته‌ها نشان داد که هر دو مداخله تاثیر معنی‌داری بر استرس فرزند پروری والدین داشته است. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد بین دو مداخله فرزند پروری تجارب زیسته و فرزند پروری مثبت در متغیر استرس فرزند پروری در قلمرو کودک تفاوت معنی‌داری وجود دارد، اما این تفاوت معنی‌دار در متغیر استرس فرزند پروری در قلمرو والدین وجود نداشته است.

    نتیجه‌گیری

    برنامه فرزند پروری مبتنی بر تجارب زیسته می‌تواند به‌عنوان برنامه‌ای موثر جهت کاهش استرس فرزند پروری مادران مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: اختلال یادگیری خاص، فرزند پروری، تجارب زیسته
  • مریم تقدیسی، احمد منصوری * صفحات 617-627
    زمینه و هدف

     بیماری افراد مبتلا به سرطان یکی از عوامل عمده پریشانی مراقبان آن‌ها است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف مدل یابی رابطه بین فرایندهای نگرانی با نشانه‌های افسردگی و بی‌خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان انجام گردید.

    مواد و روش‌ها

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مراقبان افراد مبتلا به سرطان شهر مشهد بود. از بین مراقبان افراد مبتلا به سرطان مراجعه‌کننده به بیمارستان 200 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل شاخص شدت بی‌خوابی، مقیاس تحمل‌ناپذیری بلاتکلیفی و پرسشنامه‌های افسردگی بک، اجتناب شناختی، فراشناخت و همچنین پذیرش و عمل بود. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد.

    یافته‌ها

    نتایج نشان داد بین فرایندهای نگرانی ازجمله تحمل‌ناپذیری بلاتکلیفی، اجتناب تجربه‌ای و نگرانی درباره نگرانی (فرانگرانی) با نشانه‌های افسردگی و بی‌خوابی مراقبان بیماران مبتلا به سرطان رابطه وجود دارد، اما رابطه‌ای بین اجتناب شناختی با افسردگی و بی‌خوابی مراقبان وجود ندارد. تحمل‌ناپذیری بلاتکلیفی، اجتناب تجربه‌ای و فرانگرانی پیش‌بینی کننده افسردگی بودند، در مقابل تحمل‌ناپذیری بلاتکلیفی پیش‌بینی کننده بی‌خوابی بود. مدل اصلاح‌شده مربوط به پیش‌بینی نشانه‌های افسردگی و بی‌خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان بر اساس فرایندهای نگرانی از برازش مطلوبی برخوردار بود.

    نتیجه‌گیری

    نتایج این پژوهش از نقش فرایندهای نگرانی در پیش‌بینی نشانه‌های افسردگی و بی‌خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان حمایت می‌کند.

    کلیدواژگان: اجتناب تجربه ای، بی خوابی، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی، سرطان، فرانگرانی
  • الهام السادات بیننده، ناصر سراج خرمی *، پرویز عسگری، قادر فیضی، بهاره طحانی خرمی صفحات 629-641
    زمینه و هدف

    اضطراب دندان پزشکی یکی از دلایل مهم اجتناب افراد از مراقبت های دندان پزشکی است. تشدید علایم می‌تواند ناشی از دشواری در تنظیم شناختی هیجان باشد؛ لذا ارایه درمانی جهت بهبود تنظیم شناختی هیجان و تقلیل علایم ضروری است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان و شدت علایم مبتلایان به اضطراب دندان پزشکی بود

    مواد و روش‌ها

    این مطالعه کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد و دوره پیگیری سه‌ماهه بود. از بیماران مبتلا به اضطراب دندانپزشکی که به‌صورت در دسترس انتخاب شدند 32 بیمار به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، گمارش شدند. افراد گروه آزمایش در 10 جلسه هفتگی به مدت 90 دقیقه طی دو ماه و نیم تحت درمان پذیرش و تعهد طبق مدل ارایه‌شده Hayes شرکت نمودند. افراد گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند. پرسشنامه اضطراب دندانپزشکی و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان به‌منظور بررسی متغیرهای وابسته و فهرست علایم بالینی تجدیدنظر شده و دستگاه پالس اکسی متر به‌عنوان ابزار غربال گری مورداستفاده قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه های مکرر و با بهره گیری از نرم‌افزار SPSS.22 تحلیل شد.

    یافته‌ها

    بر اساس نتایج، میانگین و انحراف معیار اضطراب دندان پزشکی در پیش‌آزمون گروه آزمایش 5/10± 3/121 بود که در پس‌آزمون و پیگیری به ترتیب به 8/7 ± 1/89 و 1/8 ± 9/87 ارتقا یافت که ازنظر آماری معنادار است (0001/0> p). همچنین میانگین و انحراف معیار تنظیم شناختی مثبت در پیش‌آزمون گروه آزمایش 40/5 ± 12/41 بود که در پس‌آزمون و پیگیری به ترتیب به 75/5 ± 81/46 و 80/5 ± 37/47 افزایش یافت که ازنظر آماری معنادار است (0001/0> p). میانگین و انحراف معیار تنظیم شناختی منفی در پیش‌آزمون گروه آزمایش 51/3 ± 37/30 بود که در پس‌آزمون و پیگیری به ترتیب به 22/4 ± 37/34 و 87/3 ± 31/35 ارتقا یافت که ازنظر آماری معنادار است (0001/0> p). به‌علاوه تفاوت بین نمرات اضطراب دندان‌پزشکی، راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان و راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان در سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری در کل نمونه پژوهش و تفاوت نمرات این متغیرها در سه مرحله از پژوهش در دو گروه معنی‌دار است (0001/0>p).

    نتیجه‌گیری

    درمان پذیرش و تعهد مداخله‌ای امیدوارکننده در جهت بهبود تنظیم شناختی هیجان و کاهش شدت علایم بیماران مبتلا به اضطراب دندانپزشکی است.

    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، تنظیم هیجانی، اضطراب دندانپزشک
  • فاطمه ملکشاهی بیرانوند، روشنک خدابخش پیرکلانی*، فریده عامری، زهره خسروی صفحات 642-651
    زمینه و هدف

     اضطراب مرگ نقش مهمی در اختلال وحشت‌زدگی دارد. زنان مبتلا به اختلال وحشت‌زدگی در مقایسه با انواع دیگر اختلالات اضطرابی، اضطراب مرگ بالاتری تجربه می‌کنند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی علل اضطراب مرگ و راهبردهای مواجه با آن در زنان مبتلا به اختلال وحشت‌زدگی بود.

    مواد و روش‌ها

    این مطالعه با بهره‌گیری از روش نظریه زمینه‌ای انجام شد. داده‌ها به کمک مصاحبه نیمه ساختاریافته با 13 زن مبتلا به اختلال وحشت‌زدگی جمع‌آوری گردید. داده‌ها با استفاده از روش Strauss و Corbin مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت که شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود.

    یافته‌ها

    یافته‌ها در علل اضطراب مرگ از چهار مقوله اصلی (مربوط به خود، مرتبط با دیگران، ماهیت مرگ، مربوط به آخرت)، هفت مفهوم اولیه (برملا شدن ضعف انسان، توقف زندگی، مرگ عزیزان، سرنوشت بازماندگان، فرایند مردن، عدم شناخت مرگ و پس‌ازآن، عقوبت گناه) بود. راهبرد‌‌های مواجه آنان از دو مقوله اصلی (راهبردهای اجتنابی، راهبردهای تسلی‌بخش)، هفت مفهوم اولیه (محدود کردن روابط، دوری از موقعیت‌های مرتبط با مرگ، در نظر گرفتن رحمت خداوند، رها کردن فکر مرگ، اعمال نیکوکارانه، وعده مثبت دادن به خود، ماندن در ترس) بود.

    نتیجه‌گیری

    همراه عوامل مربوط به خود؛ عوامل مرتبط با دیگران، ناشناخته بودن ماهیت مرگ و عقوبت آخرت نیز در ایجاد اضطراب مرگ در زنان مبتلا به اختلال وحشت‌زدگی دخیل بود. این افراد از راه‌حل‌های اجتنابی و سرکوبگرانه بهره می‌جویند که اثربخشی کافی را برای آنان به همراه ندارد.

    کلیدواژگان: پژوهش کیفی، اضطراب مرگ، اختلال وحشت زدگی، زنان
  • میترا تعویقی، جواد خلعتبری*، شهره قربان شیرودی، محمدعلی رحمانی صفحات 652-666

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه درمان فراشناخت و تکنیک های آن (آموزش توجه، تمرکز مجدد توجه بر موقعیت) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ذهن سرگردان نوجوانان انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی و جامعه آماری 20837 نوجوان دختر در مدارس متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1397-1396 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 70 نفر که بر اساس ابزار اندازه گیری ذهن سرگردان مرازیک و همکاران (2013) دارای کمترین نمره در ذهن سرگردان بودند، انتخاب و بر اساس ملاک های پژوهش، به طور تصادفی در پنج گروه قرار گرفتند. درمان های فراشناخت، تکنیک آموزش توجه، تمرکز مجدد توجه بر موقعیت (محمدخانی،1392) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (باند، هیز،2014) طی 10 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار در مورد گروه های آزمایش اجرا شد. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس یک راهه تک متغیری بررسی شد. نتایج نشان داد که هر چهار درمان بر کاهش میزان ذهن سرگردان نوجوانان موثر است و اثر بخشی درمان فراشناخت بیشتر از درمان های دیگر می باشد. این اثر بخشی در مرحله پیگیری 3 ماهه نیز پایدار بود.

    کلیدواژگان: درمان فراشناخت، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، ذهن سرگردان، نوجوان
  • زهرا مردانی ولندانی*، مجید صفاری نیا، احمد علیپور، علیرضا آقایوسفی صفحات 667-683
    زمینه و هدف

    بر اساس تبیین های نظری متفاوت از نظریه تبادل اجتماعی، کاهش تبادلات منفی و ارتقاء تبادلات مثبت هدف منطقی هر مداخله زوج‌درمانی هست. ازاین‌رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خود-دلسوزی شناختی (cognitive self-compassion training) بر سبک های تبادل اجتماعی (Social Exchange Styles) زوجین بود.

    مواد و روش‌ها

    این مطالعه نیمه آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری سه‌ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجین متقاضی طلاق مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره دادگستری، بهزیستی و خصوصی شهرضا در هفت‌ماهه اول سال 1396 بود (زوج 300 =N). نمونه شامل 30 زوج داوطلب بود که به‌صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. در گروه آزمایش 10 جلسه آموزش 90 دقیقه‌ای اجرا شد. شرکت‌کنندگان در پژوهش در سه موقعیت پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری به مقیاس سبک های تبادل اجتماعی (Social Exchange Styles Scale) پاسخ دادند. جهت تحلیل داده‌ها از روش تحلیل واریانس آمیخته (Mixed Model ANOVA) استفاده شد.

    یافته‌ها

    آموزش خود-دلسوزی شناختی بر تغییر سبک های تبادل انصاف (035/0>p)، ارزیابی (043/0>p) و سرمایه‌گذاری افراطی (001/0>p)، در مرحله پس‌آزمون تاثیر معناداری داشته و این تاثیر در پیگیری سه‌ماهه پایدار مانده است. همچنین نتایج نشان داد، در هر دو مرحله پس‌آزمون و پیگیری در گروه آزمایش نمرات سبک‌های انصاف، ارزیابی و سرمایه‌گذاری زنان کمتر از مردان است (001/0>p)؛ که نشان می‌دهد آموزش خود-دلسوزی شناختی به‌طور معناداری بر کاهش برابری خواهی و ارزیابی دقیق هزینه سود زنان و نیز افزایش سرمایه‌گذاری مردان و باقی ماندن تاثیر مداخله در آنان موثرتر عمل نموده است.

    نتیجه‌گیری

    بنابراین می‌توان از آن به‌عنوان روش مداخله‌ای موثر برای کاهش برابری خواهی، نظارت دقیق هزینه- سود و افزایش سرمایه‌گذاری افراطی در روابط تبادلی زوجین استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سبک های تبادل اجتماعی، خود-دلسوزی شناختی، زوجین، طلاق
  • افسانه سرتیپ زاده، محسن گل پرور*، اصغر آقایی صفحات 684-694
    زمینه و هدف

     تعداد و تنوع استرس‌هایی که افراد در دوران سالمندی با آن روبرو می‌شوند، توجه به مقوله سلامت روان و به‌خصوص سرمایه عاطفی را در دوره سالمندی به یک ضرورت تبدیل کرده است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان وجودگرایی معنویت محور و معنویت درمانی اسلامی بر سرمایه عاطفی در زنان سالمند انجام شد.

    مواد و روش‌ها

    این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری دوماهه بود. نمونه پژوهش شامل 36 نفر از زنان سالمند تحت پوشش مراکز خدمات جامع سلامت شهر اصفهان بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 12 نفر) گمارده شدند. گروه‌های آزمایش تحت درمان وجودگرایی معنویت محور و معنویت درمانی اسلامی قرار گرفتند. از پرسشنامه سرمایه عاطفی به‌عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند.

    یافته‌ها

    نتایج پژوهش نشان داد که درمان وجودگرایی معنویت محور و معنویت درمانی اسلامی بر افزایش سرمایه عاطفی تاثیر معنادار داشته است.

    نتیجه‌گیری

    درمان وجودگرایی معنویت محور دو روش درمانی مناسب جهت افزایش سرمایه عاطفی زنان سالمند هستند. آن‌ها با شرکت در جلسات گروهی این دو درمان این آگاهی را کسب می‌کنند که می‌توان در هر پیشامدی معنی و هدفی یافت.

    کلیدواژگان: سالمند، سرمایه عاطفی، معنویت درمانی اسلامی، وجودگرایی معنویت محور
  • افشین طیبی*، حسن احدی، سعید ملیح الذاکرینی، امین رفیع پور، ادیس کراسکیان موجمباری صفحات 695-704
    زمینه و هدف

    ابتلا به ایدز معضل پزشکی و اجتماعی است که متاسفانه با فراوانی بالایی در ایران همراه است. توجه به درمان‌های روان‌شناختی در کنار دارودرمانی جزو ضرورت‌های پرداختن به درمان‌های این بیماری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی معنویت درمانی بر افزایش سلول CD4 و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ایدز بود.

    مواد و روش‌ها

    این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر ماهیت یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به ایدز مراجعه‌کننده به مراکز بهداشت شهریار در سال 1397 بود. از میان مراجعه‌کنندگان به مراکز بهداشت شهریار 30 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه جایگزین شدند. شرکت‌کنندگان با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و آزمایش خون برای بررسی سلول CD4 مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس شرکت‌کنندگان در گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه‌ای تحت آموزش معنویت درمانی قرار گرفتند، اما گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخه 23 تجزیه تحلیل شدند. به‌منظور بررسی داده‌های پژوهش از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد.

    یافته‌ها

    یافته‌ها نشان داد که معنویت درمانی بر افزایش سلول CD4 بیماران مبتلا به ایدز تاثیر معنی‌داری داشته ولی بر افزایش کیفیت زندگی این بیماران تاثیر معنی‌داری نداشته است.

    نتیجه‌گیری

    با توجه به نتایج این پژوهش می‌توان گفت آموزش معنویت درمانی بر افزایش سلول CD4 بیماران مبتلا به ایدز اثربخش بوده است، اما معنویت درمانی بر بهبود کیفیت زندگی آن‌ها اثربخش نبوده است.

    کلیدواژگان: ایدز، سلول CD4، کیفیت زندگی، معنویت درمانی
  • آتنا احسان نیا، حسن حیدری *، مهدی زارع بهرام آبادی، حسین داوودی صفحات 705-714
    زمینه و هدف

    شناخت و بررسی عوامل موثر بر قوام و استحکام ازدواج‌ها و نهاد اجتماعی خانواده می‌تواند گامی مفید در راستای ارتقای سطح فرهنگ جامعه باشد؛ بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی مدل تعهد زناشویی بر اساس سبک‌های دلبستگی با میانجی‌گری تمایزیافتگی خود بود.

    مواد و روش ‌ها

    در یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، از بین دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در سال 1396، با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس تعداد 400 نفر (200 زن و 200 مرد) انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به پرسشنامه‌های سبک‌های دلبستگی بزرگسالان، تمایزیافتگی خود و تعهد زناشویی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه در دو مرحله در مسیرهای a و b و مسیر c انجام گرفت.

    یافته ‌ها

    نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد سبک های دلبستگی ایمن و اضطرابی به طور معناداری واریانس متغیر تمایز یافتگی را تبیین می کنند. همچنین سبک های دلبستگی ایمن و اضطرابی به طور معناداری واریانس متغیر تعهد زناشویی را تبیین می کنند. در نهایت نیز، تمایز یافتگی به طور معناداری واریانس متغیر تعهد زناشویی را تبیین می نماید. این نتایج نشان دهنده نقش میانجیگرانه تمایز یافتگی در رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن و اضطرابی با تعهد زناشویی است.

    نتیجه‌گیری

    ازآنجایی‌که ازدواج و روابط زناشویی یکی از تصمیم‌های مهم زندگی در بزرگسالی محسوب می‌شوند می‌توان با تمرکز بر سبک‌های دلبستگی در بزرگ‌سالان و آموزش‌های پیش از ازدواج بر تعهد زناشویی و تداوم روابط بین زوج‌ها افزود.

    کلیدواژگان: سبک دلبستگی، تمایزیافتگی خود، تعهد زناشویی
|
  • Maryam Ghaderi, Qasem Ahi, Shahram Vaziri, Ahmad Mansoori, Fatemeh Shahabizadeh Pages 537-552
    Aim and Background

    Based on the theories of etiology of self-injury behaviors, several psychological and social multivariate models have been investigated to predict self-injury behaviors in adolescents. This study aimed to investigate the mediating role of self–criticism and distress tolerance in relationship between attachment styles and non-suicidal self-injury behaviors in adolescents.

    Methods and Materials

    This study was a descriptive-correlational study with structural equation modeling approach. The statistical population consisted of all high school students in Kashmar city in the years 2018-2019. Initially, a sample of 700 students was selected among all high school students were selected by multistage cluster sampling, but the final analysis was performed on 292 students who reported at least one experience of non-suicidal self-injury behaviors. Data were collected using Deliberate Self–Harm Inventory (DSHI), Childhood Attachment to Each Parent Scale (CAEPS), Distress Tolerance Scale (DES) and Forms of-Self– Criticism/Attacking & Self-Reassuring (FSCRS) and were analyzed in SPSS and LISREL software by using structural equation modeling.

    Findings

    The results showed that the relationship between attachment styles and non-suicidal self-injury behaviors mediated by self-criticism and distress tolerance. The amount of fit indices of GFI, CFI, NFI, IFI, NNFI, AGFI, RFI and RMSEA were equal to 0.94, 0.93, 0.90, 0.93, 0.90, 0.90, 0.89 and 0.071, respectively. The results indicate that the proposed model fits the data well. The findings of the study showed that 34% of the observed variance in non-suicidal self-injury behaviors can be explained through a combination of parent attachment, self-criticism and distress tolerance.

    Conclusions

    The findings of this study confirmed the mediating role of self-criticism and distress tolerance in the relationship between attachment styles and non-suicidal self-injury behaviors. Thus, it seems necessary for experts, therapists and planners when working with adolescents and specifically in counseling and treatment centers to consider the role of these mediating variables.

    Keywords: Attachment style, Distress tolerance, Non-suicidal self-injury behaviors, Self-criticism
  • Seyfullah Aghajani, Matineh Ebadi Kasbakhi*, Hamid Reza Samadifard Pages 553-562
    Aim and Background

    The World Health Organization stressed on the importance of social health as well as physical health, so social health has become the common concern of sociologists and social planners in each community. The present study was conducted to determine the role of irrational beliefs, mindfulness and perceived social support in predicting the social health in diabetic patients.

    Methods and Materials

    This study was a descriptive-correlational study. The statistical population of the study included all type 2 diabetes patients referred to the diabetes clinic of Imam Khomeini Hospital of Ardabil in 2019. One hundred twnety patients were selected by convenience sampling method. For data collection, the irrational beliefs scale, mindfulness scale, multidimensional scale of perceived social support and social health scale were used. Data analysis was made using Pearson correlation coefficient and multiple regression and using SPSS version 16 software.

    Findings

    According to the results a significant relationship was observed between irrational beliefs (r=-0.54, p<0.05) and mindfulness (r=0.51, p<0.05) with social health in diabetic patients. Also, a significant relationship was observed between social support perceived by the family (r=0.64, p<0.05), friends (r=0.62, p<0.05) and others (r=0.59, p<0.05) with social health in diabetic patients. The results of multiple regression indicated that irrational beliefs, mindfulness and perceived social support predict a total of 0.60 in social health among the diabetic patients (p<0.05).

    Conclusions

    According to the results of this study, irrational beliefs, mindfulness and perceived social support are effective in improving the social health in patients with type 2 diabetes patients.

    Keywords: Beliefs, Mindfulness, Social Support, Health, Diabetes Mellitus
  • Safieh Abdollahi, Mohammad Hatami*, Fardin Moradi Manesh, Parviz Asgari Pages 563-570
    Aim and Background

    Diabetes is a factor of many physical and psychological disorders. Nowadays, the concept of adherence in diseases be attention and has been developed due to changing the illness pattern from acute to chronic, changing its ideology from cure to prevention, limited economical resource and shortening the Duration of hospitalization of patients. In order to, the aim of this study was to survey of effectiveness of acceptance and commitment therapy on health related beliefs among patients with type 2 diabetes. Methods and Materials: research method was semi experimental with pretest, posttest and control group design. From patients with type 2 diabetes who referred to Assaluyeh health centers, 30 subjects were selected purposely and were assigned in control and experimental groups randomly (15 subjects each group). To collect the data the Health Beliefs Questionnaire (HBQ) was used. The data analyzed using MANCOVA.

    Findings

    Results of data analyzing showed that acceptance and commitment therapy on health related beliefs of patients with diabetes type 2 is effective (p<.05).

    Conclusions

    Results of the research showed that acceptance and commitment therapy is effective on health related beliefs. Theoretical and practical considerations of the results showed that the ACT as an effective therapy for patients with type 2 diabetes in medical centers could be applied.

    Keywords: Diabetes, health related beliefs, acceptance, commitment therapy
  • Zahra Mosavi, Ozra Etemadi* Pages 571-579
    Aim and Background

     Spouse abuse is one of the major health crises in the world, which simultaneously threatens people's physical and mental health. The World Health Organization has reported that spousal abuse is more prevalent in the form of violence against women in families, with one out of every three women being physically, sexually or otherwise abused in the world. Therefore, the aim of this study was to determine the Effectiveness of Imago relationship training on Negative Marital Attitudes in Couples with Emotional spouse abuse.

    Methods and Materials

    This research was based on objective, applied and, in terms of data type, quantitative. In terms of research design, the present study was a semi-experimental method with pre-test and post-test design with control group. In this study, population was the couples were afflicted with spouse abuse in Isfahan city in the year 96. The sample consisted of 16 couples (32 people) who were purposefully selected based on the criteria for including and excluding and randomly assigned to the experimental and control groups.

    Findings

     The results of multivariate and one-variable covariance analysis showed that Imago relationship training in the experimental group significantly decreased negative marital attitudes in comparison with the control group.

    Conclusion

     Regarding the effect of Imago relationship training on negative marital attitudes, it is suggested that the therapists include the main components of this treatment in working with couples with a spouse's problem.

    Keywords: Imago relationship, Negative Marital Attitudes, Couples, Emotional spouse abuse
  • Hasan Abdollahzadeh*, Sanaz Keykhosravi Pages 580-593
    Aim and Background

    The attitude of parents to their children's sexual education has an effect on their sexual behavior and interaction with their children. No specific measurement tool has ever been developed to evaluate and measure this matter. The aim of present study was to develop a parental sexual education style questionnaire and determine its psychometric criteria.

    Methods and Materials

    The used research method was descriptive-correlation. The statistical population of present study included parents residing in Behshahr city with children ranging in age from 4 to 12 years old. Among them, 500 individuals were selected as sample. The required data were gathered through three questionnaires including Parenting Style Questionnaire (PSQ), Alabama Parenting Questionnaire (APQ) and Parental Sexual Education Style Questionnaire (PSEQ). The gathered data were analyzed using Cranach’s alpha coefficient, correlation coefficient, confirmatory factor analysis and exploratory factor analysis.

    Findings

    Three factors were extracted from the results of confirmatory factor analysis, including strict sexual education style, permissive sexual education style and authoritative education style. In general, all 3 factors were able to explain 50.32% of variance related to 33 items of the questionnaire. The value of Cranach’s alpha coefficient was obtained equal to 0.751 for whole of the questionnaire. Also, the value of Cranach’s alpha for the first three components was equal to 0.739, 0.765 and 0.751, respectively. The Varimax rotation matrix showed that all questions are applicable to the extracted styles.

    Conclusions

    Parental sexual education styles questionnaire has proper reliability and validity, and can be used as a useful tool for measuring parental sexual education styles.

    Keywords: Confirmatory factor analysis, Exploratory factor analysis, Sexual education
  • Atefeh Zarastvand, Taher Tizdast*, Javad Khalatbari, Shahnam Abolghasemi Pages 594-605
    Aim and Background

     The inability to have a child is stressful, causes psychological distress and acts as a powerful factor in relationships between couples and family strengths. The aim of the present study was investigate to the effectiveness of self-compassion focused therapy on marital self-regulation, marital burnout, and self-criticism in infertile women.

    Methods and Materials

    This study was an applied and quasi-experimental with pre-test and post-test with a control group. The statistical population consisted of infertile women who referred to infertility centers in the cities of Chalus and Noshahr between June and September 2018. Among them, 30 people were selected and divided into experimental and control. Experimental groups received self-compassion-focused therapy (for ten 60-min sessions), but the control group did not receive any intervention. The Self-Regulation for Effective Relationships Scale (SRERS), Marital Burnout Questionnaire (MBQ) and Self-Criterion Questionnaires (SCQ) were used to collect the data. Data were analyzed by SPSS software version 24 in two parts: descriptive and inferential (multivariate analysis of covariance).

    Findings

     The results showed that self-compassion focused therapy had a significant effect on marital self-regulation (F=8.17, p<0.001), marital burnout (F=52.52, p<0.001), and self-criticism (F=64.99, p<0.001) in infertile women.

    Conclusions

     It can be concluded that self-compassion focused therapy was effective in improving marital self-regulation, marital burnout, and self-esteem in infertile women.

    Keywords: Burnout, Infertility, Marital self-regulation, Self-compassion, Self-criticism
  • Mansoureh Moghtadaie, Salar Faramarzi*, Ahmad Abedi, Anir Ghamarani Pages 606-616
    Aim and Background

    Parenting stress is one of the various effects that specific learning disorder has on parents. The present study aimed to compare the effectiveness of parenting program based on the lived experiences of mothers of children with specific learning disorder and positive parenting program on mothers’ parenting stress.

    Methods and Materials

    The research employed a pretest-posttest quasi-experimental design with the control group. The sample consisted of 45 mothers of children with specific learning disorder who were selected via the convenience sampling method and randomly divided into two experimental groups and one control group. The research instrument was the Parenting Stress Index (PSI). Data were analyzed by MANCOVA and using SPSS version 23 software

    Findings

    The research findings showed that both interventions had a significant effect on parenting stress. The results of the posttest showed that there was a significant difference between the two interventions of lived experiences parenting and positive parenting in the parenting stress variable in the children’s realm, but there was no significant difference in the parenting stress variable in the parents’ domain.

    Conclusions

    Parenting program based on lived experiences can be used as an effective program to reduce mothers’ parenting stress.

    Keywords: Life experiences, Parenting, Specific learning disorder
  • Maryam Taghdisi, Ahmad Mansouri* Pages 617-627
    Aim and Background

    Disease in individual with cancer is a major source of distress for caregivers. Therefore, the aim of present study was to modeling the relationship between worry processes with symptoms of depression and insomnia in caregivers of individuals with cancer.

    Methods and Materials

    This study was a descriptive correlational study. The statistical population of this study included all caregivers of individuals with cancer in Mashhad city. Two hundred of caregivers of indiv iduals with cancer were selected through convenience sampling. The tools of this study include Insomnia Severity Index (ISI), Beck Depression Inventory-II (BDI-II), Cognitive Avoidance Questionnaire (CAQ), Intolerance of Uncertainty Scale (IUS), Metacognition Questionnaire (MCQ), and Acceptance and Action Questionnaire-II (AAQ-II). Data were analyzed by SPSS24, using Pearson correlation test and path analysis.

    Findings

    The results showed that there are a significant relation between worry processes such as intolerance of uncertainty, experiential avoidance and worry about worry (meta-worry) with symptoms of depression and insomnia in caregivers of cancer patients, but there is no relationship between cognitive avoidance and symptoms of depression and insomnia. Intolerance of uncertainty, experiential avoidance and worry about worry were predictors of depression, whereas intolerance of uncertainty predicted insomnia. The modified model for predicting the symptoms of depression and insomnia in caregivers of individual with cancer based on worry processes had a good fit.

    Conclusion

    The results of this study support the role of worry processes in the symptoms of depression and insomnia in caregivers of cancer patients

    Keywords: Cancer, Experiential avoidance, Insomnia, Intolerance of Uncertainty, Meta-worry
  • Elham Sadat Binandeh, Naser Saraj Khorrami *, Parviz Asgari, Ghader Feizi, Bahareh Tahani Pages 629-641
    Aim and Background

    Dental anxiety is one of the important reasons for people to avoid dental care. The exacerbation of symptoms can be due to difficulty in cognitive emotion regulation; therefore, treatment is needed to improve cognitive emotion regulation and to reduce symptoms; Therefore, the purpose of the present study was to determine the effectiveness of acceptance and commitment based therapy on cognitive emotion regulation and severity of symptoms in Dental Anxiety Patients.

    Methods and Materials

    A clinical trial study was performed on patients with dental anxiety. Thirty-two patients were randomly assigned to the experimental and control groups. The experimental group participated in 10 weekly sessions of 90 minutes for two and a half months under acceptance and commitment based on t he Hayes model presented. The control group was on the waiting list. Dental Anxiety Questionnaire (DAI) and Cognitive Emotion Regulation Questionnaire were used to evaluate the dependent variables and the questionnaire (SCL-90-R) and pulse oximeter were used as screening tools. Data were analyzed by repeated measures ANOVA using SPSS software.

    Findings

    According to the results, the mean and standard deviation of dental anxiety in the pretest of the experimental group was 121.3 ± 10.5 which were upgraded to post-test and follow-up respectively 89.1 ± 7.8 and 87.9 ± 8.1 which was statistically significant (P<0.0001). Also the mean and standard deviation of positive cognitive adjustment in the pretest of the experimental group was 41.12 ± 5.40 which were upgraded to post-test and follow-up respectively 46.81 ± 5.75 and 47.37 ± 5.80 which was statistically significant (P<0.0001). Mean and standard deviation of negative cognitive adjustment in pretest of experimental group was 30.37 ± 3.51 which were upgraded to post-test and follow-up respectively 34.37 ± 4.22 and 35.31 ± 3.87 which was statistically significant (P<0.0001). In addition, the difference between dental anxiety scores, positive cognitive emotion regulation strategies, and negative cognitive emotion regulation strategies in the three stages of pre-test, post-test and follow-up in the whole study sample and the difference scores of these variables in the three stages of the study were significant in the two groups (p<0.0001).

    Conclusion

    Acceptance and commitment therapy is a promising intervention to improve cognitive emotion regulation and reduce the severity of symptoms of dental anxiety patients

    Keywords: Acceptance, commitment therapy, emotional regulation, dental anxiety
  • Fateme Malekshahi Beiranvand, Roshsnak Khodabaksh Pirkalani*, Farideh Ameri, Zohreh Khosravi Pages 642-651
    Aim and Background

    Death anxiety plays an important role in panic disorder. Women with panic disorder experience higher death anxiety than other types of anxiety disorders. The purpose of this study was to investigate the causes of death anxiety and the strategies to deal with that in women with panic disorder.

    Methods and Materials

    This study was conducted using the underlying theory approach. Date was collected by semi- structured interviews with 13 women with panic disorder. The data was analyzed using Strauss and Corbin methods, which included open, axial and selective coding.

    Findings

    Findings of the causes of death anxiety included 4 main categories: (related to oneself, related to others, nature of death, related to the Afterword) and also contains 7 initial concepts: (revealing human weakness, stopping of life, death of loved ones, destiny of loved ones, dying process, lack of there recognition of death and afterwards and the punishment for the sins). Their strategies of confronting included two main categories: (avoidance strategies, consolation strategies) plus that seven basic concepts are also engaged: (limiting relationships, avoiding situations related to death, considering God’s mercy, abandoning the idea of death, charity, promising positive ideas to oneself, staying in fear).

    Conclusions

    In addition to self- related factors, factors related to others, the unknown nature of death and the afterlife were involved in causing death anxiety in women with panic disorder. They use avoidant and repressive solutions that do not provide them with sufficient effectiveness.

    Keywords: Qualitative research, Death anxiety, Panic disorder, Women
  • Mitra Tavighi, Javad Khalatbari*, Shohreh Ghorban Shiroodi, Mohamad Ali Rahmani Pages 652-666

    The purpose of this study was to compare metacognitive therapy and its techniques (attention training, Situational attention refocusing), and acceptance and commitment therapy on the mind wandering adolescents. The research method was experimental and the statistical population included 20837 adolescent girls in second grade secondary schools of Karaj in the academic year 1396-1397. A randomized multistage cluster sampling method was used to select 70 people who had the lowest score in the amount of wandering mindedness based on the measurement tool of the wandering minds of Marazik et al. (2013). They were randomly assigned to five groups based on the criteria of the research. they got. Metacognitive Therapies, Attention training, Situational attention refocusing, (Mohamad KHani, 2013) and Acceptance and Commitment therapy (Bond, Hayes, 2014) During 10 Sessions A weekly, 90-Minute test was performed individually for experimental groups. Data were analyzed using one-way covariance analysis. The results showed that all four treatments are effective in decreasing the amount of mentally minded adolescents, and the effectiveness of metacognitive therapy is more than other treatments. This effect was also sustained in the 3-month follow-up phase.

    Keywords: Metacognitive therapy, Metacognitive Therapy Techniques, acceptance, commitment therapy, mind Wandering, adolescent
  • Zahra Mardani Valandani*, Majid Saffarinia, Ahmad Alipour, Alireza Agha Yosefi Pages 667-683
    Aim and Background

    Based on different theoretical explanations of the theory of social exchange increasing positive exchanges and decreasing negative exchanges is inherent in all approaches to intervention with couples. This study aimed to study the effect of cognitive self-compassion training on Social exchange styles among couples who were seeking divorce.

    Methods and Materials

    This was a quasi-experimental research with pre-test, post-test and follows up, as well as the control group. The study population consisted of all the couples seeking divorce who were referred to the counseling centers of Welfare Organization, Family Court and private centers in Shahreza city since April to October 2017 (N=300 couples). The sample included 30 voluntary couples that were randomly divided into two groups control and experimental. In the experimental group 10 training sessions were cond ucted with an average of 90- minutes.The participants answered to Social Exchange Styles Scale (Leybman et all, 2011) in three stages: pre-test, post-test and follow up. Data were analyzed by Mixed Model ANOVA.

    Findings

    Cognitive self-compassion training had a significant effect on fairness (p<0.035), tracking (p<0.043), benefit-seeking (p<0.001) in the post-test and this effect remains constant after 3- months follow–up. Also the resalts showed in both post-test and follow- up in exprimental group, the mean score of fairness, tracking and benefit-seeking’s women is lower than men that showed cognitive self-compassion training significantly decreased fairness and tracking on women and improved benefit-seeking on men(p<0.001).

    Conclusion

    Since such training can be used as an effective intervention method to reduce favor equity, accurate monitoring costs and benefit, individualism and to improve overinvestment in exchange relationships between couples.

    Keywords: : Social exchange, Self-Compassion, Hetrosexual Couples, Divorce
  • Afsaneh Sartipzadeh, Mohsen Golparvar*, Asghar Aghaei Pages 684-694
    Aim and Background

    The number and variety of stressors that people face in elderly period have made it a necessity to pay attention to mental health, especially affective capital in this period. This study was administered with the aim of investigating the effectiveness of spirituality-based existentialism therapy and Islamic spiritual therapy on affective capital among elderly women.

    Methods and Materials

    The current study was a three group quasi-experimental study with pre-test, post-test and two months follow up design. The sample consisted of 36 elderly women covered by Isfahan comprehensive health care centers who were selected based on convenience sampling method and were randomly assigned into two experimental and one control group (each group 12 person). Experimental groups were treated with spirituality-based existentialism therapy and Islamic Spiritual therapy. Affective Capital Questionnaire (ACQ) was administered to three groups in three stages of research. Data were analyzed using repeated measure analysis of variance trough SPSS version 24 software.

    Findings

    The results of this study showed that spirituality-based existentialism therapy and Islamic spiritual therapy had significant effect on increasing affective capital.

    Conclusions

    Spirituality-based existentialism therapy and Islamic spiritual therapy are two appropriate therapies to increase the affective capital of elderly women. They attended to the sessions of these two treatments, found meaning and purpose in life and every event

    Keywords: Affective capital, Elderly, Islamic spiritual therapy, Spirituality-based existentialism therapy
  • Afshin Tayyebi, Hasan Ahadi*, Saeid Malihzukerini, Amin Rafiepoor, Adis Kraskian Mojembari Pages 695-704
    Aim and Background

    AIDS is a medical and social problem that is unfortunately associated with a high prevalence in Iran. This study aimed to investigate the effectiveness of spirituality therapy on increasing CD4 cell and quality of life in AIDS patients.

    Methods and Materials

    The statistical population included all AIDS patients referred to Shahriar Health Centers in 2018. Thirty patients were selected by Convenience sampling method and were replaced in two groups of 15 each. Participants were assessed with the World Health Organization Quality of Life Questionnaire (WHOQOL-BREF) and blood tests for CD4 . Subsequently, participants in the experimental group received 8 sessions (90 minutes) of spiritual therapy and the control group received no training . Data were analyzed by using analysis of analysis and SPSS version 23 software.

    Findings

    The results showed that spirituality therapy had a significant effect on the increase of CD4 in AIDS patients, but it did not have a significant effect on the quality of life of them.

    Conclusion

    It can be concluded that the effect of spirituality therapy on CD4 is effective. But spirituality has not been effective in improving the quality of life.

    Keywords: AIDS patients, quality of life, spirituality therapy
  • Atena Ehsannia, Hasan Heidari*, Mahdi Zare Bahramabadi, Hosein Davoodi Pages 705-714
    Aim and Background

    Recognizing and examining the factors that contribute to the consolidation of marriage and the social institution of the family can be a useful step towards promoting the culture of society. Therefore, the purpose of this study was to investigate the model of marital commitment based on attachment styles mediated by self-differentiation.

    Methods and Materials

    In a correlational study, among the married students of Islamic Azad University, Science and Research Branch of Tehran in 2017, using the available sampling method, 400 persons (200 women) were selected. They participated in the study, completed the Revised Adult Attachment Scale (RAAS), Differentiation of Self Inventory-Revised (DSIR), and Marital Commitment Questionnaire (MCQ). Data were analyzed through multiple regression in two stages in a, and b paths and c path .

    Findings

    Results showed that safe and anxiety attachment styles significantly explain the variance of selfdifferentiation. Also, safe and anxiety attachment styles significantly explain the variance of marital commitment. Finally, self-differentiation can significantly explain the variance of marital commitment. The results show that self-differentiation has mediator role in relationship between safe and anxiety attachment styles with marital commitment.

    Conclusion

    The results showed that since marriage and marital relationship are one of the important decisions in adulthood, focusing on attachment styles in adults can be supplemented with pre-marital education on marital commitment and continuity of relationships in couples.

    Keywords: Attachment style, marital commitment, Self-differentiation