فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • روشنک اقدسی زاد، سولماز دشتی*، جعفر مرشدی صفحات 305-321
    مقدمه

    یکی از مهم ترین چالش های زیست محیطی کشورهای درحال توسعه، دفع زباله های شهری به صورت یک راه حل پایدار است. این پژوهش با هدف تعیین مناسب ترین مکان برای دفن زباله شهر حمیدیه با استفاده از مدل (AHP) و ابزار (GIS) به انجام رسید.

    روش ها: 

    در ابتدا 11 معیار در سه محیط اقتصادی- اجتماعی، هیدرولوژی و ژیومورفولوژی به عنوان معیار های موثر انتخاب شدند. سپس داده های مکانی در محیط GIS به لایه های اطلاعاتی جدید تبدیل شدند. هر کدام از معیارها و زیرمعیارها با توجه به اهمیت آن ها در مکان یابی محل دفن از طریق فرآیند (AHP) وزن دهی شدند.

    نتایج: 

    بیشترین وزن را معیار اقتصادی- اجتماعی با وزن 594/0 و کمترین وزن را معیار ژیومرفولوژی با وزن 157/0 به خود اختصاص دادند. در نهایت نقشه مکان مناسب جهت دفن محل پسماند در 4 کلاس کاملا مناسب، مناسب، نامناسب و کاملا نامناسب ایجاد شد. نتایج نشان داد که 60% منطقه برای مکان محل دفن مناسب می باشد. سایت پیشنهادی بر اساس مساحت پیش بینی شده زمین دفن برای 20 سال آینده، سایت (C) واقع شده در شمال غرب منطقه با مساحت 788/2505 هکتار بود. به طورکلی می توان اظهار داشت سایت (C) در مقایسه با سایت های دیگر مشخصات بهتری داشت و در این سایت خطر آلودگی آب های سطحی و محیط زیست بسیار کم بود. از نظر دسترسی و شبکه ارتباطی نیز دارای کمترین هزینه اقتصادی جهت انتقال و ارسال زباله به محل دفن با رعایت شرایط زیست محیطی است.

    بحث و نتیجه گیری:

    بایستی مکان مذکور، مورد توجه مسیولین مدیریت پسماندهای شهری شهر حمیدیه جهت دفن بهداشتی پسماندها با توجه به مناسب نبودن مکان فعلی دفن پسماند این شهر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: پسماند، مکان یابی، AHP، GIS، حمیدیه
  • زهرا اردودری*، احسان الله حبیبی صفحات 322-330
    مقدمه

    امروزه فعالیت بدنی به عنوان یک مبحث مهم در فیزیولوژی، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. زمان واکنش (ساده، تشخیصی و انتخابی) یک عامل مهم در انجام بسیاری از تکالیف حرکتی است که به زمان تحریک گیرنده های حسی بستگی دارد. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین فعالیت فیزیکی و زمان واکنش در بزرگ سالان می باشد.

    روش ها:

    این مطالعه، به صورت مقطعی روی 82 نفر از کارمندان مرد، با روش نمونه برداری تصادفی ساده انجام شد. جهت تعیین فعالیت فیزیکی و زمان واکنش به ترتیب از پرسشنامه بین المللی فعالیت فیزیکی (IPAQ) و دستگاه زمان سنج واکنش استفاده گردید. تجزیه وتحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 20 و ضریب همبستگی پیرسون انجام گرفت.

    نتایج: 

    بین زمان های واکنش و فعالیت فیزیکی با سن رابطه معناداری وجود داشت (05/0<P)، درحالی که بین زمان واکنش انتخابی و فعالیت فیزیکی با سابقه کار رابطه معناداری وجود نداشت. همچنین بین زمان واکنش ساده و فعالیت فیزیکی با شاخص توده بدنی (BMI) رابطه معناداری یافت شد (05/0<P)؛ ولی بین زمان واکنش تشخیصی و انتخابی با BMI رابطه معناداری حاصل نگردید. همچنین، در این مطالعه بین انواع زمان های واکنش با فعالیت فیزیکی رابطه معناداری به دست آمد (05/0<P).

    بحث و نتیجه گیری: 

    طبق نتایج، افزایش فعالیت فیزیکی موجب کاهش زمان واکنش می گردد؛ بنابراین برای کارکنانی که شغل آن ها مستلزم عکس العمل سریع و دقت بالا می باشد، توصیه می گردد با افزایش فعالیت بدنی، از زمان واکنش کاسته و در نهایت راندمان شغلی افزایش یابد.

    کلیدواژگان: فعالیت بدنی، زمان واکنش، شاخص توده بدنی، کارکنان اداری
  • زهرا افشار حسین آبادی، رضاعلی سلطانخواه، سمیه حاجی پورداوران، علی راوری* صفحات 331-344
    مقدمه

    انگیزش، نیروی هدایت کننده درونی است که افراد را به صورت فیزیولوژیک و روان شناختی در پیگیری اهداف خود سوق می دهد. با توجه به اهمیت انگیزش در بخش بهداشت و درمان، این مطالعه با هدف اولویت بندی مولفه های موثر بر انگیزش کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان انجام گرفت.

    روش ها: 

    این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی است که به شیوه مقطعی در سال 1395 بر روی 222 نفر از کارمندان ستادی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی ساده انتخاب شده بودند، انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای حاوی 40 سوال در 11 بعد شامل حقوق و دستمزد، خط مشی، امنیت شغلی، شرایط محیطی، نظارت و پشتیبانی، قدردانی، توسعه شغلی، ماهیت کار، مسیولیت شغلی، موقعیت شغلی و ارتباطات استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش TOPSIS و نیز نرم افزار SPSS نسخه 21 استفاده گردید.

    نتایج: 

    بین سطح تحصیلات و انگیزش ارتباط معنی داری وجود داشت؛ اما بین سن، وضعیت اشتغال و رسته شغلی و انگیزش ارتباط معنی داری دیده نشد. همچنین نتایج حاصل از رتبه بندی گزینه ها حاکی از آن بود که گزینه ارتباطات با 74/0 درصد دارای بیشترین اولویت و گزینه قدردانی با 29/0 درصد دارای کمترین اولویت در عوامل انگیزشی بود.

    بحث و نتیجه گیری: 

    از آنجا که در این مطالعه، ارتباطات در بین عوامل انگیزشی کارکنان ستادی دارای بیشترین اهمیت بود؛ لذا پیشنهاد می شود مدیران حس اعتماد و روابط دوستانه بین مدیریت و کارکنان را از طریق تسهیل و گسترش ارتباطات عمودی در جهت افزایش هر چه بیشتر انگیزش در میان کارکنان ستادی به کار گیرند.

    کلیدواژگان: انگیزش، کارکنان ستادی، دانشگاه علوم پزشکی، اولویت بندی، تکنیک TOPSIS
  • مجتبی راد، امید صبوری*، اسماعیل صبوری صفحات 345-356
    مقدمه

    رضایت شغلی از مهم ترین متغیر ها در حیطه رفتار سازمانی است، نارضایتی شغلی کارکنان مراکز درمانی موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و در نهایت باعث نارضایتی بیماران خواهد شد. این مطالعه با هدف تعیین رضایت شغلی و عوامل مرتبط با آن در کارکنان درمانی بیمارستان های شهر سبزوار طراحی گردید.

    روش ها:

     این مطالعه توصیفی-تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1394 بر روی 230 نفر از کارکنان درمانی بیمارستان های شهر سبزوار با نمونه گیری تصادفی ساده انجام شد. داده های مربوطه با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و رضایت شغلی Minnesota گردآوری شد. رضایت شغلی در شش حیطه و پنج سطح بررسی شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری توصیفی، کای اسکویر، ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون در نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد.

    نتایج: 

    میانگین و انحراف معیار رضایت شغلی کارکنان درمانی 2/10 ± 88/34 بود. بررسی نتایج در شش حیطه نشان داد که کمترین و بیشترین میزان رضایت به ترتیب در حیطه نظام پرداخت (85/14%) و نوع شغل و امنیت شغلی (97/54%) بود. بین جنس و سابقه کاری با رضایت شغلی ارتباط معنا داری وجود داشت (001/0>P).

    بحث و نتیجه گیری:

     با توجه به پایین بودن میزان رضایت شغلی کارکنانی درمانی، مدیران بیمارستان ها باید با بهبود شیوه های مدیریتی و ارتباطی، همچنین بهینه و عادلانه نمودن سیستم پرداختی، زمینه ارتقاء کارکنان درمانی را فراهم نموده و با در نظر گرفتن عوامل دموگرافیکی و شغلی میزان رضایت را به صورت دوره ای جهت تعیین اثر بخشی اقدامات انجام شده ارزیابی نمایند.

    کلیدواژگان: رضایت شغلی، کارکنان، بیمارستان
  • پروانه اصفهانی، منیره شمسایی* صفحات 357-370
    مقدمه

    کیفیت خدمات بیمارستانی منجر به افزایش رضایت بیماران و در نهایت بهبود عملکرد بیمارستان می شود. این پژوهش با هدف مرور کیفیت خدمات در بیمارستان های ایران انجام شد.

    روش ها:

     این مطالعه مروری نظام مند و متاآنالیز در سال 1397 انجام شد. مقالات مرتبط با سنجش کیفیت خدمات در بیمارستان های ایران منتشر شده تا شهریورماه 1397 در 7 پایگاه داده ای، جستجو، جمع آوری و ارزشیابی کیفیتی شدند. در نهایت، تعداد 15 مقاله انتخاب و با استفاده از نرم افزارComprehensive Meta-Analysis  میانگین شدند.

    نتایج:

     بر مبنای مدل اثر تصادفی، میانگین نمره ادراک و انتظارات از کیفیت خدمات به ترتیب 7/19 (6/63- 7/75: حدود اطمینان 95%) و 53/9 (07/10- 99/8: حدود اطمینان 95%) به دست آمد. میانگین نمره انتظارات بیماران از خدمات در استان های مرکزی ایران و بیمارستان های آموزشی بیشتر بود. میانگین نمره ادراک و انتظارات بیماران از کیفیت خدمات با گذشت زمان کاهش (0001/0=P) و با افزایش در حجم نمونه ، افزایش می یافت (0001/0=P).

    بحث و نتیجه گیری: 

    روی هم رفته کیفیت خدمات کمتر از انتظارات بیماران بوده است؛ بنابراین سیاست گذاران و مدیران نظام سلامت باید اقدامات جدی به منظور شناسایی انتظارات بیماران و نارضایتی آن ها انجام دهند و با استفاده از استراتژی های مدیریتی زمینه را جهت افزایش کیفیت خدمات فراهم سازند.

    کلیدواژگان: کیفیت خدمات، بیمارستان، سروکوال، مرور نظام مند، متا آنالیز، ایران
  • مینا بنیادی، بهرام عابدی* صفحات 371-383
    مقدمه

    یکی از این مکمل های گیاهی با خواص درمانی، مکمل انار است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل انار بر پراکسیداسیون لیپیدی و برخی مولکول های چسبان در زنان چاق بود.

    روش ها: 

    در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور چهل زن چاق با شاخص توده بدنی بیشتر ازkg/m2  30 به صورت تصادفی در چهار گروه تمرین هوازی، انار، تمرین هوازی+ انار و دارونما قرار گرفتند. مداخلات به مدت هشت هفته انجام شد. برنامه تمرین شامل دویدن بر روی نوار گردان با 65 درصد ضربان قلب بیشینه به مدت 16 دقیقه در هفته اول بود که در هفته هشتم به 30 دقیقه با 80 درصد ضربان قلب بیشینه رسید. گروه های مکمل یا دارونما روزانه 200 میلی گرم، به مدت دو ماه مصرف کردند. 24 ساعت قبل و 48 ساعت بعد از مداخلات، از تمام آزمودنی ها نمونه خون جهت اندازه گیری متغیرها گرفته شد. جهت مقایسه و بررسی تغییرات متغیرها در چهار گروه پژوهش و در دو زمان خون گیری (پیش و پس از آزمون)، از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و t زوجی استفاده شد.

    نتایج: 

    نتایج نشان داد که MDA، ICAM-1 و VCAM-1 در سه گروه مداخله (گروه های تمرین+ انار، تمرین و انار) به طور معنادار کاهش یافت (05/0<P). این کاهش در گروه تمرین + انار به طور معنادار بیشتر از دو گروه تمرین و انار به تنهایی بود (05/0<P).

    بحث و نتیجه گیری:

     به نظر می رسد هشت هفته تمرین هوازی به همراه مصرف مکمل انار می تواند نتیجه بهتری در کاهش التهاب و استرس اکسایشی در جهت پیشگیری از بیماری های مرتبط با چاقی در زنان چاق داشته باشد.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، انار، استرس اکسایشی، مولکول های چسبان
  • علی مقصودی*، زهرا رنجبر، هادی صبوری صفحات 384-399
    مقدمه

    با توجه به اهمیت نقش زنان در کنار مردان برای مصرف یک محصول غذایی، هدف این مطالعه، مقایسه دیدگاه زنان و مردان شهر کرمانشاه در خصوص موانع و راهکارهای توسعه مصرف محصولات دامی ارگانیک در شهر کرمانشاه بود.

    روش ها: 

    با استفاده از روش دلفی، 13 مانع و 15 راهکار توسط متخصصان حوزه علوم دامی و پرورش دهندگان دام به دست آمد و برای تهیه پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. در مجموع 395 نفر از زنان و مردان شهر کرمانشاه به پرسش ها پاسخ دادند و نتایج با آزمون فریدمن توسط نرم افزار SPSS نسخه 15 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج:

    از بین منابع آگاهی دهنده کمترین استفاده برای مردان و زنان مربوط به تلویزیون و بیشترین استفاده مربوط به رسانه های نوشتاری (کتاب، روزنامه، مجله و اینترنت) بود. در هر دو گروه، مهم ترین چالش پیش روی توسعه مصرف محصولات دامی ارگانیک را قیمت بالای این فرآورده ها و کم اهمیت ترین چالش شکل نامناسب آن ها بود؛ اما دیدگاه مردان و زنان در خصوص راهکارهای توسعه مصرف محصولات ارگانیک مشابه نبود. از نظر مردان مهم ترین و کم اهمیت ترین عوامل در توسعه مصرف فرآورده های دامی ارگانیک ایجاد اعتماد در مورد ارگانیک بودن این فرآورده ها و بازاریابی داخلی و خارجی آن ها عنوان شده است. در مقابل زنان معتقد بودند تعدیل قیمت محصولات مهم ترین راهکار و تهیه برند و لوگو کم اهمیت ترین راهکار در توسعه مصرف این گونه محصولات است.

    بحث و نتیجه گیری:

     در نظر گرفتن توام شاخص های اقتصادی، زیرساختی و فرهنگی، از نظر مصرف کنندگان می تواند موانع مصرف محصولات ارگانیک را رفع نماید.

    کلیدواژگان: موانع، راهکارها، شاخص اقتصادی، شاخص زیرساختی، شاخص فرهنگی
  • محمد دریا بیگی سلیمی، عابدین ایرانپور، تانیا دهش، مرضیه حسنی، محمدمهدی فداکار داورانی* صفحات 400-412
    مقدمه

    تمکین دارویی از جمله رفتارهای بسیار مهم در زمینه مراقبت از بیماری‏های قلبی -عروقی به شمار می‏آید. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر تمکین دارویی بیماران قلبی -عروقی بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی انجام گرفت.

    روش ها: 

    در این مطالعه مقطعی، 450 بیمار قلبی -عروقی بستری در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی کرمان به روش نمونه‏گیری در دسترس انتخاب و با پرسشنامه محقق ساخته اعتبار سنجی شده و مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی جهت تعیین عوامل موثر بر تمکین دارویی مورد پرسشگری قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آزمون های آماری کای دو، آنالیز واریانس و تی تست مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    نتایج:

     در افراد مورد مطالعه، 5/40 درصد از سطح تمکین دارویی ناکافی برخوردار بودند. بین سازه های مدل اعتقاد بهداشتی با یکدیگر و بین تمکین دارویی با سازه های حساسیت درک شده، موانع درک شده و خودکارآمدی نیز رابطه معنی داری مشاهده گردید (001/0<P). بر اساس یافته های این مطالعه، مدل اعتقاد بهداشتی، 7/33 درصد از تغییرات واریانس متغیر تمکین دارویی را پیش بینی می کرد (001/0<P). 

    بحث و نتیجه گیری:

     با توجه به یافته های این مطالعه می توان از مدل اعتقاد بهداشتی در برنامه ریزی و مداخله جهت بهبود تمکین دارویی در بیماران قلبی -عروقی استفاده نمود. طراحی یک مداخله آموزشی مبتنی بر این مدل به منظور ارتقاء تمکین دارویی بیماران پیشنهاد می‏گردد.

    کلیدواژگان: بیماران قلبی- عروقی، تمکین دارویی، مدل اعتقاد بهداشتی، کرمان
|
  • Roshanak Aghdasizad, Soolmaz Dashti*, Jafar Morshedi Pages 305-321
    Background

    One of the most important environmental challenges of many developing countries is the disposal of urban waste as a sustainable solution. This study aimed to determine the most suitable location for the landfill in Hamidiyeh County using the hierarchical analysis model (AHP) and (GIS).

    Methods

    At first, 11 criteria were selected in three socioeconomic, hydrological, and geomorphological environments as effective criteria. Then the spatial data in the GIS software was transformed into new information layers. Each of the criteria and sub-criteria was weighted through the process of AHP according to the importance of them in locating the landfill.

    Results

    The highest and the lowest weight belonged to socioeconomic criterion and the geomorphological criterion with a weight of 0.594 and 0.157, respectively. Finally, the appropriate location map was created for the landfill in four classes including completely appropriate, appropriate, inappropriate, and completely inappropriate. The results showed that 60% of the area was suitable for the landfill site. The site proposed for landfill based on the estimated land area for the next 20 years, was the C site located in the northwest with an area of 2505.788 hectares. In general, C site was more suitable than other sites, and there was little risk for pollution of surface water and environment. It also had the lowest cost of transporting and depositing waste to the landfill, in compliance with the environmental conditions.

    Conclusion

    The selected site should be considered by Hamidiyeh municipal waste management authorities to bury waste, concerning the unsuitable location of the current landfill site of the city.

    Keywords: Urban Waste, Site Selection, AHP, GIS, Hamidiyeh
  • Zahra Ordudari*, Ehsanollah Habibi Pages 322-330
    Background

    Today, physical activity as an important topic in physiology has attracted the attention of many researchers. The reaction time (simple, diagnostic and selective) which depends on the time of stimulation of sensory receptors, is an important factor in many movement functions. In this study, the authors attempted to evaluate the relation between physical activity and reaction time in adults.

    Methods

    This cross-sectional study was carried out on 82 male administrative staff using simple random sampling. The Iranian version of the International Physical Activity Questionnaire (IPAQ) and a Reaction Timer were used to determine physical activity and reaction time, respectively. Data analysis was carried out by SPSS 20 and Pearson correlation coefficient.

    Results

    There was a significant relation between reaction times and physical activity with age (P<0.05), while there was no significant relation between selective reaction time and physical activity with work experience. Also, there was a significant correlation between simple reaction time and physical activity with body mass index (BMI) (P<0.05), but no significant correlation was found between diagnostic and selective reaction time with BMI. Moreover, a significant relation was found between the types of reaction times and physical activity (P<0.05).

    Conclusion

    According to the results, by increased physical activity the reaction time decreases. So, for employees whose jobs require rapid reaction and high precision, increasing physical activity for reducing the reaction time, and ultimately improving the job performance is recommended.

    Keywords: Physical Activity, Reaction Time, BMI, Administrative Staff
  • Zahra Afshar Hossein Abadi, Reza Ali Soltankhah, Somayeh Hajipour Davaran, Ali Ravari* Pages 331-344
    Background

    Motivation is an intrusive force that leads individuals physiologically and psychologically to pursue their goals to meet their needs and expectations. Considering the importance of motivation in the health sector, this study aimed to prioritize the effective factors on staff motivation in Rafsanjan University of Medical Sciences.

    Methods

    This is a descriptive-analytic study that was conducted in a cross-sectional fashion in 2016 on 222 staff members of Rafsanjan University of Medical Sciences who were selected by stratified random sampling method. A researcher-made questionnaire comprised of 40 questions in 11 dimensions including salary, policy, occupational safety, environmental conditions, supervision and support, appreciation, job development, the nature of work, job responsibility, occupation, and communication was used to collect data. The TOPSIS and SPSS 21 software were used to analysze data.

    Results

    There was a significant relation between education level and motivation, but there were no significant relations between age, employment status, and career path and motivation. Also, the results of ranking the options indicated that the communication option with (0.74%) had the highest priority and the appreciation option with (0.29%) had the least priority in motivational factors.

    Conclusion

    Since communication in this study was the most important among the motivational factors of the employee staff, it is suggested that managers develop a sense of trust and friendship between management and employees through facilitating and expanding vertical communication in order to increase motivation among employee staff.

    Keywords: Motivation, Employee Staff, Medical University, Prioritize, TOPSIS technique
  • Mojtaba Rad, Omid Saburie*, Esmaeil Saburie Pages 345-356
    Background

    Job satisfaction is an important variable in the area of organizational behavior. Job dissatisfaction leads to low-quality services provided in treatment centers by healthcare workers and ultimately leads to patients' dissatisfaction. The aim of this study was to determine the job satisfaction of medical staff and its related factors in Sabzevar hospitals.

    Methods

    This cross-sectional descriptive-analytical study was performed on 230 healthcare workers of educational hospitals of Sabzevar University of Medical Sciences in 2015 using simple random sampling. Data were collected using demographic and Minnesota job satisfaction questionnaire. Job satisfaction was assessed in six areas and five levels. Using descriptive and inferential statistics (Pearson and Spearman Correlation Coefficient and Chi-square test) data were analyzed by SPSS 16 software.

    Results

    The mean (SD) of the overall satisfaction score was 34.88±10.2. The results in six areas showed that the lowest and highest job satisfaction were in financial facilities and welfare (14.85%) and professional social status (54.97%). There was a significant relation between gender and work experience and job satisfaction (P<0.001).

    Conclusion

    Given the low satisfaction of hospital staff, hospital managers must improve management and communication methods and optimize fair payment systems in order to improve the situation of hospital staff. Besides, considering demographic and job factors, they should periodically evaluate the personnel’s satisfaction to determine the effectiveness of interventions.

    Keywords: Job Satisfaction, Personnel, Hospital
  • Parvaneh Isfahani, Monire Shamsaie* Pages 357-370
    Background

    Quality of hospital services leads to increased patient satisfaction and ultimately improves hospital performance. This study aimed to review the quality of services in the hospitals of Iran.

    Methods

    This systematic review and meta-analysis was carried out in 2018. Articles related to assessing quality of services in hospitals were searched in seven electronic databases, until September 2018 and appraised. Finally, 15 articles were selected and analyzed using the Comprehensive Meta-Analysis software.

    Results

    According to the random effect model, the overall average score of patients' perception and expectation of the quality of hospital care in Iran were 7.19 (95% CI: 6.63-7.75) and 9.53 (95% CI: 8.99-10.07), respectively. The overall average score of patients' expectation of the quality of hospital care was higher in central provinces and educational hospitals. The average perception and expectation of the quality of services score decrease with increased time (P=0.0001) and increased with increase in sample size (P=0.0001).

    Conclusion

    Overall, the quality of hospital services was lower than patients' expectations. Therefore, health managers and policy-makers should take serious steps for identifying patients' expectation and their dissatisfaction and enhance the quality of hospital services using managerial strategies.

    Keywords: services quality, hospital, SERVQUAL, Systematic Review, Meta-Analysis, Iran
  • Mina Bonyadi, Bahram Abedi* Pages 371-383
    Background

    Pomegranate supplement is one of the herbal supplements with healing properties. The purpose of this study was to investigate the effect of 8 weeks of aerobic training and pomegranate supplementation on lipid peroxidation and some adhesion molecules in obese women.

    Methods

    In this randomised double-blind clinical trial, forty women with BMI greater than 30 kg/m2 were randomly assigned into four groups of aerobic training, pomegranate, aerobic training + pomegranate, and placebo. Interventions were performed for 8 weeks. The exercise program included running on a treadmill with 65% of maximum heart rate for 16 minutes in the first week, which peaked at 30 minutes and 80% of the maximum heart rate in the eighth week. The groups received either a 200 mg supplement or a placebo daily for two months. Blood samples were collected from all subjects 24 hours before and 48 hours after the intervention to measure the variables. One-way ANOVA and paired t-test were used to compare the changes of variables in the four groups of study and at two blood sampling times (pre and post-test).

    Results

    The results showed that MDA, ICAM-1 and VCAM-1 significantly decreased in three intervention groups (training+pomegranates, pomegranates, and training) (P<0.05). This decrease in the pomegranate+training group was significantly higher than the other two (pomegranates, and training) groups (P<0.05).

    Conclusion

    It seems that eight weeks of aerobic training along with pomegranate supplementation may have a better effect on reducing inflammation and oxidative stress in preventing obesity-related diseases in obese women.

    Keywords: Aerobic training, Pomegranate, Oxidative Stress, Adhesion Molecules
  • Ali Maghsoudi*, Zahra Ranjbar, Hadi Saboori Pages 384-399
    Background

    Considering the important role of women along men in consuming a food product, the aim of the current study was studying women's and men's insight about barriers and solutions to increase the consumption of livestock-originated organic products in Kermanshah city.

    Methods

    Using the Delphi method, 13 barriers and 15 solutions were extracted from answers given by animal husbandry specialists and were used for preparing the questionnaire. A total of 395 men and women in Kermanshah answered the questions and data were analyzed by Friedman’s test using SPSS 15 software.

    Results

    The least frequently used sources of information for men and women were television and the most frequent was written media (books, newspapers, magazines, and the Internet). In both groups, the most important challenge facing the development of organic animal food consumption was the high cost of these products and the least important challenge was their inappropriate form. But men's and women's views on ways to develop organic products consumption were not the same. For men, the most and least important factors in using organic livestock products were the creation of confidence in the organicity of these products and their internal and external marketing, respectively. On the other hand, women believed that price adjustment was the most important strategy and brand and logo development was the least important in promoting the consumption of such products.

    Conclusion

    From the consumers' point of view, considering the economic, infrastructural and cultural indices can eliminate the barriers of consumption of organic products.

    Keywords: Barriers, Solutions, Economic index, Infrastructural index, Cultural index
  • Mohammad Darya Beigi Salimi, Abedin Iranpour, Tania Dehesh, Marziyeh Hasani, MohammadMahdi Fadakar Davarani* Pages 400-412
    Background

    Medical adherence is one of the most important behaviors in the care of cardiovascular disease. This study aimed to determine the factors affecting cardiovascular patients’ adherence based on the Health Belief Model in 2016.

    Methods

    In this cross-sectional study, 420 cardiovascular patients admitted to Kerman University of Medical Sciences educating hospitals were chosen via convenience sampling, and data was collected by a researcher made questionnaire based on the Health Belief Model about factors effective on medical adherence. The data were analyzed using Chi-square, ANOVA, and t-test in SPSS software 21.

    Results

    In this study, 40.5% of participants had a low level of adherence. There were significant relations between health belief model constructs together, and between adherence with perceived susceptibility, perceived barriers, and self-efficacy (p<0.001). The Health Belief Model predicted 33.7% of the variance in medical adherence (p<0.001).

    Conclusion

    According to the findings of this study the health belief model can be used in planning and intervening to improve medical adherence in cardiovascular patients. Developing an educational intervention based on the Health Belief Model is suggested for enhancing medical adherence among patients.

    Keywords: Cardiovascular Patients, Health Belief Model, Adherence, Kerman