فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 2 (پیاپی 65، پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمدصادق میرزاابوالقاسمی* صفحات 9-32

    «نقش حجر» عنوان مهم ترین سند موجود از وقف نامه بقعه شاهچراغ (ع) است. این وقف نامه در رمضان 947ق از سوی امیر محب الدین میرزا حبیب الله بن مرتضی شریفی، جد اعلای خاندان شریفی حسینی، صادر شده است و نسخه اصل آن در سنگ منقور و بر درگاه شمالی بقعه شاهچراغ (ع) نصب بوده است. وقف نامه نقش حجر اطلاعات مفیدی از موقوفات بقعه شاهچراغ (ع) به دست می دهد. هم چنین نکات شایان توجهی از تحولات معماری این بنای مذهبی در دوره صفوی دارد. این وقف نامه در دعاوی مربوط به امور موقوفات و تولیت بقعه شاهچراغ (ع) تا دوره معاصر نیز مورد استناد بوده است. سنگ وقف نامه نقش حجر از میان رفته است، اما رونوشت های متعددی از وقف نامه در دسترس است. همین رونوشت ها مبنای تصحیح و ارایه متنی منقح از این وقف نامه در مقاله پیش روست. به علاوه، محتوای وقف نامه با استفاده از شواهد و منابع معتبر تاریخی تحلیل می شود و مشخصات سوادها و سجلات آن حتی الامکان معلوم می گردد.

    کلیدواژگان: اسناد شرعی، وقف نامه نقش حجر، بقعه شاهچراغ (ع)، میرزا حبیب الله شریفی، دوره صفوی
  • سید محمدحسین حکیم* صفحات 33-58

    فخرالدین احمد اطعمه شیرازی (د.850ق) یکی از مقلدان بسحاق اطعمه بود که به سبک نقیضه های او، با استفاده از اسامی خوردنی ها و نوشیدنی ها و اصطلاحات مرتبط به آن ها، اشعاری سروده است. تا مدتی پیش به سبب همسانی سبک و شباهت اسمی، این دو شاعر یک نفر انگاشته می شدند و این موضوع بحث های گوناگونی را به دنبال داشت. در این مقاله با توجه به نسخه نویافته ای از اشعار احمد اطعمه (کتابخانه ملی، ش38894) جای هیچ تردیدی باقی نمی ماند که در شیراز قرن نهم هجری دو شاعر اطعمه سرا بودند. این نسخه حاوی افزون بر 400 بیت از اشعار احمد اطعمه است که از خلال آن ها اطلاعات مهمی درباره اشعار و زندگی و هم روزگاران و ممدوحین احمد اطعمه به دست می آید که در دیگر منابع هیچ اشاره ای به آنها نشده است. نسخه نویافته هم چنین شامل مقدمه دیوان احمد اطعمه، به قلم محمد قاری زعفرانی، است که متن کامل آن در انتهای مقاله درج شده است.

    کلیدواژگان: احمد اطعمه، بسحاق اطعمه، نقیضه سرایی، شاعران قرن نهم هجری
  • امیرحسین آقامحمدی* صفحات 59-69

    دست نویس شماره 209 کتابخانه توپقاپی استانبول (کتابت شده در سال 455ق) نسخه ای از تفسیر حدادی و از معدود نسخ زبان فارسی است که واژه ها در آن با اعراب کتابت شده است. از آن جا که در متون نثر محدودیت های وزنی وجود ندارد، تلفظ واژه ها عموما دقیق تر و مستندتر از متون نظم است. پیش تر، پژوهشگرانی چون صفری آق قلعه و حیدرپور نجف آبادی (تفسیر سور آبادی، 1396)؛ صادقی (الابنیه، 1389)؛ متینی (هدایه المتعلمین، 1344؛ تفسیری بر عشری...، 1352؛ اختیارات منظوم، 1353)، تلفظ ها و ویژگی های آوایی چنین نسخه هایی را گزارش کرده اند. مقاله حاضر، فهرست قریب به چهل ضبط کمیاب و نادر از نسخه توپقاپی است که با ضبط لغت نامه ها تفاوت دارد و بدین جهت باید مورد توجه قرار گیرند.

    کلیدواژگان: تفسیر حدادی، تفسیر منیر، نسخه خطی، واژه های فارسی، ویژگی های آوایی
  • رضا غفوری* صفحات 71-86
    یکی از موضوعات قابل توجه در بررسی سرگذشت رستم زال، تعدد ازدواج های اوست که در ایران یا سرزمین های بیگانه روی داده است. از جمله گزارش های مهم درباره ازدواج رستم، پیوند او با دختری از خانواده پادشاهان کیانی است که در برخی متون تاریخی به اختصار و موجز از آن یاد شده است. در ادب حماسی ایران، از این ازدواج دو روایت جداگانه در دست است: یکی داستان ازدواج رستم با خواهر کی قباد که تفصیل آن در بعضی طومارهای نقالی شاهنامه آمده و دیگری وصلت این قهرمان با خواهر کاووس، که کمتر به آن توجه شده است. روایت اخیر به دست شاعری ناشناس در دوره ای که نمی توان تاریخ دقیق سرایش آن را تعیین نمود به نظم درآمده و در یکی از دست نویس های شاهنامه کتابت شده است.    در این مقاله نخست گزارش منظوم چگونگی ازدواج رستم با خواهر کی کاووس را می آوریم و سپس به بررسی و تحلیل آن می پردازیم.
    کلیدواژگان: رستم، بانوگشسپ، کی کاووس، کی قباد، ازدواج
  • حیدر عیوضی*، احمد رنجبری حیدرباغی صفحات 87-103

    مزامیر داود (تهیلیم) جایگاه والایی در حیات معنوی اهل کتاب دارد و در جامعه اسلامی با نام زبور شناخته می شود. آن چه در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته برخی ترجمه های عربی این کتاب است که بخش های ابتدایی آن ترجمه تهیلیم، اما ادامه آن (به طور خاص از مزمور سوم به بعد) یک متن تالیفی جعلی، با رویکرد موعظه ای اخلاقی است. این متون در اصطلاح فنی شبه مزامیر (Pseudo-Psalms) خوانده می شوند. مقاله حاضر به بررسی یکی از این متون (تاریخ کتابت، 706ق) می پردازد که در کتابخانه نمازی خوی موجود است. در دیباجه نسخه ادعا شده که این ترجمه به دستور مامون بوده و به تایید امام رضا (ع) نیز رسیده است. تحلیل محتوایی این نسخه در چهار محور به این شرح خواهد بود: 1. مقایسه محتوایی نسخه خوی با مزامیر اصلی (تهیلیم)؛ 2. رد پای محتویات نسخه خوی در منابع متقدم اسلامی؛ 3. انعکاس برخی معضلات اخلاقی اجتماعی جامعه در عصر نگارش نسخه؛ 4. مباحث کلامی الهیاتی منعکس در نسخه خوی.

    کلیدواژگان: مزامیر داود، تهیلیم، نسخ خطی مزامیر، شبه مزامیر، ترجمه متون مقدس، مطالعات تطبیقی ادیان
  • محسن رحیمی* صفحات 105-121
    آستان قدس رضوی یکی از بزرگ ترین نهادهای وقفی جهان است. بنیاد این تشکیلات اداری موقوفاتی بر اسناد گسترده و انبوه این سازمان، به ویژه اسناد و متون وقفی آن استوار است؛ اسناد یگانه ای که از لابه لای آن ها نقش تاثیرگذار این نهاد در دگرگونی های تاریخی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور در سده های گذشته آشکار می شود. این اسناد که از روزگاران گذشته به ویژه از دوره های صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه بر جای مانده است شامل وقف نامه ها و سواد آن ها، مصالحه نامه ها، مبایعه نامه ها، اقرار نامه ها، اجاره نامه ها، فهرست های رفع و بخش، اوراق دفاتر اوارجه و... می باشد. با توجه به گستردگی داده های موجود در این اسناد، به ویژه داده های زبانی، بازخوانی و بازکاوی این میراث ارزشمند، از بایستگی بسیاری برخوردار است. در این نوشتار، که نخستین پژوهش درباره اسناد یادشده است، واژه های گویشی و فنی به کار رفته در وقف نامه های آستان قدس رضوی که در فرهنگ های پارسی دیده نمی شود، بازیابی شده است.
    کلیدواژگان: وقف نامه، آستان قدس رضوی، واژه های فنی، واژه های گویشی، اصطلاحاتمحلی، لهجه مشهدی
  • حسین نجفی*، حامد ناجی اصفهانی صفحات 123-143
    نظریه «حدوث دهری» عمدتا با میرداماد و به عنوان اساسی ترین نوآوری فلسفی او شناخته می شود. وی با اشاره به ناکامی فلاسفه پیش از خود در تبیین برهانی مسیله پیدایش جهان، محتوا و اصطلاح نظریه «حدوث دهری» را نتیجه ابداع خویش و بزرگترین ثمره حکمت یمانی دانسته است. از سوی دیگر، ملامحمداسماعیل خواجویی بر بنیاد متن رساله نور الهدایه و پذیرش انتساب آن به جلال الدین دوانی، دیدگاه او را بر آموزه حدوث دهری تطبیق داده و تلویحا به اقتباس این نظریه از آثار دوانی حکم کرده است. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی/ متن شناختی و تاکید بر نظریه حدوث دهری و آثار میرداماد، مدعای خواجویی را به داوری نشسته است.
    کلیدواژگان: نور الهدایه، جلال الدین دوانی، میرداماد، حدوث دهری
  • زینب سادات ابطحی* صفحات 145-164
    اخلاق ناصری، تالیف خواجه نصیرالدین طوسی در باب علم اخلاق، متشکل از سه بخش یا مقالت است که به ترتیب عبارتند از: تهذیب اخلاق، تدبیر منزل، سیاست مدن. خواجه طوسی در بخش اول عمدتا مطالب مطرح شده در تهذیب الاخلاق ابوعلی مسکویهرا به فارسی ترجمه کرده است. لیکن این گونه نبوده است که بخواهد عبارات آن کتاب را به همان ترتیب و بدون هیچ کاست و افزودی، عینا تکرار کند، بلکه بنا به تشخیص خویش هر کجا لازم دانسته مطالبی را به منظور تفهیم و ایضاح مسایل، به متن کتاب مسکویه افزوده است. ما در مقاله حاضر این موارد را برشمرده و درباره آن توضیحاتی داده ایم. نتیجه پژوهش این است که خواجه طوسی در بخش اولکتاب، افاضات خویش را کاملا منطبق با شیوه فلسفی مسکویه مطرح کرده و از چارچوبی که او برای کتاب خود تعریف کرده خارج نشده است.
    کلیدواژگان: اخلاق ناصری، تهذیب الاخلاق، خواجه نصیرالدین طوسی، ابوعلی مسکویه، ترجمه
  • سارا سلیمانی کشکولی* صفحات 165-180
    سراج الدین بلخی از شاعران سده ششم است که در متون اطلاعاتی پراکنده راجع به او وجود دارد. نام این شاعر و ابیاتی از او در سفینه ها دیده می شود. چهل و یک بیت چاپ نشده او از سه مجموعه منظوم با تحریرهای هم تبار در کتابخانه های سلیمانیه (مجموعه مدرسه یحیی توفیق، ش449/1741؛ مورخ 754ق)، گنج بخش (ش14456) و مجلس سنای سابق (ش534) به دست آمد. احتمالا این شاعر در عرفات العاشقین با دو عنوان «معین الدین سراجی بلخی» و «سراج الدین علا بلخی» معرفی شده و اشعار او، در سفاین با شعر سید سراج الدین خراسانی درآمیخته است. مقاله حاضر به گزارش چهل ویک بیت نویافته از او در سه سفینه هم تبار می پردازد.
    کلیدواژگان: سفینه ش534 کتابخانه مجلس سنای سابق، سفینه ش14456 کتابخانه گنج بخش، سفینه ش449، 1741 کتابخانه سلیمانیه، سراج الدین بلخی، سید سراج الدین خراسانی
  • علی اصغر بشیری* صفحات 181-202

    امپراتوری کوش از تاثیرگذارترین تمدن ‏هایی بوده که در هزاره قبل از میلاد در جنوب مصر باستان ایجاد شد. «کوش» عنوانی بوده که به پادشاهان سرزمین نوبه اطلاق می ‏شده است. در این جستار با توجه به مطالعه ‏ای که درباره امپراتوری کوشی ‏ها صورت گرفت، این فرضیه بررسی شده که داستان نبردهای کوش پیل ‏دندان در مغرب، بازمانده خاطره پادشاهان کوش است که در کوش‏ نامه منعکس شده است. قراینی که این فرضیه را تقویت می ‏کنند این هاست: هم سانی نام قهرمان کوش‎نامه و عنوان شاهان کوش؛ ذکر نام سرزمین نوبه در کوش ‏نامه، و قرار داشتن قلمرو امپراتوری کوش در نوبه باستان؛ اهمیت فیل در امپراتوری کوش و پیل ‏دندان بودن کوش، و موارد دیگر. ضمن بررسی تطبیقی کوش ‏نامه و ساختار سیاسی فرهنگی امپراتوری کوش، موضوعات دیگری نیز بررسی شده است، از جمله: فرضیه ‏هایی درباره دیوان مازندران، مارهای رسته بر دوش ضحاک، ارتباط قهرمان کوش‏نامه با کوش بن حام بن نوح و برتری تلفظ واژه «کوش» نسبت به «گوش».

    کلیدواژگان: کوش، امپراتوری کوش، آفریقا، نوبه، کوش‎نامه
  • محمد شادروی منش*، کاوه اختری پور صفحات 203-221

    میر محمدامین شهرستانی اصفهانی، متخلص به «روح الامین» و مشهور به «میرجمله» از سرایندگان سده یازدهم هجری است. سروده های او شامل دیوان غزلیات (گلستان ناز) و منظومه های غنایی به تقلید از نظامی گنجه ای است. او در ابتدای جوانی مانند بسیاری از شاعران هم عصر خود رهسپار هندوستان شد و در آن سرزمین به منصب وزارت دست یافت. پس از چند سالی به مولد خود اصفهان بازگشت و بعد از مدتی دوباره عزم هندوستان کرد و تا پایان عمر، در آن جا زیست. برخی از منابعی که زندگانی و سروده های او را ضبط کرده اند، درباره سفرها، مخدومان و هم چنین تالیفاتش اشتباهاتی کرده اند. این مقاله، بر اساس شواهد موجود در اشعار شاعر و با استفاده از نوشته های تاریخ نگاران معتبر، این اشتباهات را متذکر می شود و از جمله، نشان می دهد که او موفق به تکمیل خمسه خود نشده، و تنها چهار منظومه سروده است و دیگر آن که جواهرنامه اثر مستقلی از او نیست.

    کلیدواژگان: میرمحمدامین شهرستانی اصفهانی، روح الامین، میرجمله، ادبیات غنایی، جواهرنامه
  • محمد عبدلی*، محمدعادل ضیایی صفحات 223-239

    کتاب الکفایه فی الفقه یکی از متون فارسی در فقه شافعی است که حسین بن مسعود فراء بغوی (516ق) از فقها و مفسران برجسته سده ششم هجری، آن را به رشته تحریر درآورده است. بغوی در این کتاب، از جهت تبویب و تنظیم فصول و مباحث آن از متون عربی مشابه الهام گرفته است. این اثر گذشته از جنبه های علمی، به سبب اشتمال بر هزاران واژه و ترکیب نادر در زبان فارسی، به لحاظ ادبی و زبانی نیز شایسته توجه است. گرایش مولف به استفاده از لغات نایاب و کهن و ذکر برابرنهادهای زیبای فارسی در مقابل اصطلاحات فقهی، استعمال ترکیبات دل نشین، شیوایی تعبیر، زیبایی و رسایی الفاظ و عبارات، اصالت و استواری مطالب از جمله ویژگی های درخور اعتنای این کتاب به شمار می روند. به دلیل مکانت والای علمی بغوی و دقت فقهی او و به سبب کهن بودن نثر کتاب، این اثر جایگاه ویژه ای در میان فارسی زبانان به ویژه شافعی ها دارد. در این نوشتار کوشش شده ویژگی های سبکی این اثر از سه محور زبانی، ادبی و محتوایی مورد بررسی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: فقه به فارسی، فراء بغوی، الکفایه فی الفقه، سبک شناسی، سفینه تبریز
|
  • MohammadSadeq Mirzaabolqasemi * Pages 9-32

    Naqsh-e hajar is the most important existing document left of the Deed of Endowment of the Shahcheraq Mausoleum. The document was issued in the month of Ramadan 947 H./ January 1541 by Amir Mohebb al-Din Mirza Habibollah b. Mortaza Sharifi, the great grandfather of the house of Sharifi Hosseini, its original version having been once carved on a stone and set on the northern entrance of the Shahcheraq tomb. The Endowment Deed provides useful information regarding the endowments of the Shrine. Besides, it presents noteworthy notes about the architectural developments of this religious building from the Safavid time. This Endowment document has been used as a point of reference up until the contemporary era in disputations respecting the endowment issues and the custodianship of the Shahcheraq Mausoleum. The stone bearing the Endowment Deed has perished but copies of the document are available. These very copies form the basis of the redaction and presentation of the amended text of the Endowment Deed set forth in the present article. Further, by making use of certain evidences and credible sources, the contents of the Endowment Deed are examined, and the features of the official listings and records related to the document are revealed as much as possible.

    Keywords: Religious documents, Endowment Deed of the Shahcheraq Mausoleum, Mirza Habibollah Sharifi, Safavid time
  • Seyyed Mohammadhossein Hakim* Pages 33-58

    Fakhr al-Din Ahmad At’ema of Shiraz (d. 850 H./1446), one of the imitators of Bushāq-e At’ema, by using names of foods and drinks and kitchen terminology, have composed poetry in the manner of Bushaq’s parodies. Due to the similarity of name and literary style, these two poets were until recently taken as one and the same poet, this leading to a whole variety of arguments. With respect to a newfound manuscript of Ahmad At’ema’s poetry (at the National Library, N. 38894) our findings presented in this article leave no doubt whatsoever that there existed two poets in the 9th century Shiraz. This manuscript contains over 400 distiches of Ahmad At’ema in which some important information can be obtained regarding the life story and poetry of several of Ahmad At’ema’s contemporaries and the persons he eulogized; information not referred to in other sources. The newly discovered MS also includes the introduction to Ahmad’s Divan, written by Mohammad Qāri, Za’farāni. The text of this introduction will be presented at the end of this article.

    Keywords: Ahmad At’ema, Bushāq-e At’ema, parody-writing, poets of the 9th, 15th century
  • AmirHossein Aqa Mohammadi* Pages 59-69

    The manuscript N. 209 at the Topkapi Sarai Library, Istanbul, (scribed in 455 H./1063) is a copy of the Haddadi Commentary and one of the few Persian manuscripts in which words are diacritically transcribed. Since there are generally no rhythmic restrictions in prose texts, the pronunciations of lexical items therein are commonly more precise and well-founded than those in poetry books. Previously, Ali Safari Aq Qaleh and Neda Heidarpour Najafabadi (Tafsir-e Surabadi, 1396 S.); Ali Ashraf Sadeqi (Al-Abniya, 1389 S.); and particularly, Jalal Matini (Hedayat al-Mota’allemin, 1344 S., Tafsiri bar oshri…, 1352 S. Ekhtiarat-e manzum, 1353 S.), have reported pronunciations and phonetic features in such books. The present article sets forth a list of nearly forty rare recorded pronunciations in the Topkapi MS, which differ from their recorded forms in dictionaries; thus, they have to receive proper attention.

    Keywords: Tafsir-e Haddadi, Tafsir-e Monir, Manuscript, Persian words, phonetic features
  • Reza Ghafouri * Pages 71-86
    One of the interesting topics in studying the life-story of Rustam, son of Zāl, is his multi-marriages in Iran or in foreign lands. An important account regarding his marriage is his matrimonial relation with a girl from a royal Kianid house, briefly mentioned in certain historical sources. Of this marriage, two separate versions have been reported in Iran’s epic literature. One is the story of Rustam marrying Kay Qubād’s sister extensively depicted in some of the narrational scrolls of the Shahnameh. The other version, receiving little attention, is the hero’s marriage with Kāvus’s sister. The latter account has been versified by an anonymous poet in an unspecified period and scribed in one of the manuscripts of the Shahnameh. In the present article, we first recount the versified report of how the marriage of Rustam with Kay Kāvus’s sister took place, and then we examine it.
    Keywords: Rustam, Bānu Goshasp, Kay Kāvus, Kay Qubād, Marriage
  • Heidar Eyvazi *, Ahmad Ranjbari Heidarbaghi Pages 87-103

    Mazamir-e Davud (Tehillim) has an outstanding place in the spiritual life of those with sacred books and is known in the Muslim world as Zaboor. What has attracted public attention during the recent years are the Arabic translations of this book the beginning parts of which are a rendering of Tehillim, but the ensuing portion (especially from the third Psalm on) constitutes a composed-concocted text with an approach of homily and sermon nature. These texts are technically referred to as Pseudo-Psalms. The present article examines one of these texts (scribed in 706 H./1307) kept at Namazi Library in Khoi. In its preface, it is claimed that this translation was undertaken by order of Ma’mun and endorsed by Imam Reza (Peace be upon him). This article looks at the manner of reading the Psalms by a 7th/13th-century Muslim, in four stages, 1. How the Khoi manuscript compares in contents with the original Psalms (Tehillim); 2. The traces of the contents of the Khoi MS in the old Islamic sources; 3. The echoing of some of the moral-social difficulties of the society at the time of the writing of this manuscript; 4. Kalāmi-theological discourses reflected in the Khoi MS.

    Keywords: Mazamir-e Davud, Tehillim, manuscript of the Mazamir, Pseudo- Psalms, translation of sacred books, Comparative religion studies
  • Mohsen Rahimi * Pages 105-121
    The Āstan-e Qods-e Razavi (organization in charge of Imam Reza’z Mausoleum) is one of the world’s greatest waqf establishments. The foundation of this administration- endowment body is grounded on its enormously extensive documents, especially waqfi texts: unique documents through which the decisive role of the Organization in Iran’s historical, economic, political and cultural changes during the past centuries is revealed. These documents dating especially from the Safavid, Afsharid, Zand, and Qajar periods, comprise original vaqfnāmehs (deeds of endowments) as well as their copies, settlement contracts, transactions contracts, eqrarnāmehs (confession letters), leasing letters, lists of raf’ va bakhsh (annual revenues and expenditures), pages of accounting books etc. Considering the extensivity of available information in these documents, especially linguistic data, the rereading and surveying of this invaluable legacy is of immense necessity. In this article, being the first of its kind on the documents mentioned above, the dialectal and technical terms used in them, but not to be found in Persian dictionaries, have been revisited.
    Keywords: waqfnāme, Astan-e Qods-e Razavi, technical, dialectal terms, Mashhadi dialect
  • Hossein Najafi *, Hamed Naji Isfahani Pages 123-143
    The theory of Hudoos-e dahri (atemporal generation) is chiefly identified with Mir Damād and recognized as his most essential philosophical innovation. By pointing out the failure of former philosophers in demonstrative explanation of the question of the creation of the world, Mir Damād has regarded the terminology and contents of the theory of Hudoos-e dahri as his own innovation and the greatest fruit of the Yamani philosophy. Nonetheless, accepting the attribution to Jalal al-Din Davani of the Noor al-hedayah, and based on this very text, Mohammad Esma’il Khwajuei has adapted Davāni’s perspective to the theory of Hudoos-e dahri, thus implicitly deciding that this theory has been adopted from Davāni’s works.
    Keywords: Noor al-Hedaya, Jalal al-Din Davāni, Mir Damād, Hudoos-e dahri
  • Zeinab Sadat ABTAHI * Pages 145-164
    Akhlāq-e-Nāseri (Naserian Ethics) written by Naṣīr al-Dīn Ṭūsī (1201-1274 AD(, on Ethics, consists of three parts or Maqālat, in this order: Tahzib-e-akhlāq (Refinement of character), Tadbir-e-manzel (Economics), and Siāysat-e-modon (Politics). In the first part or discourse, Ṭūsī has primarily translated into Persian the topics dealt with in Miskawayh’s (932-1030 AD) Tahdib al-akhlāq. However, it is not that he wanted to exactly repeat those topics in their original arrangement with no alterations. Rather, wherever he has found it necessary, Ṭūsī has added to Miskawayh’s text items towards imparting and clarifying certain problems.    In the present article, those added items are recounted and explained in some detail. The result of our research indicates that, in the first part, Ṭūsī has expounded his observations squarely based on Miskawayh’s philosophical method staying in the framework in which the latter has defined his book.
    Keywords: Naserian Ethics, Tahdib al-Akhlāq, translation, omissions, additions, philosophical method
  • Sara Soleymani Kashkooli * Pages 165-180
    Seraj al-Din Balkhi, is a 12th -century poet about whom some scattered inform!ation can be found in biographical sources. His name and a number of his verses appear in several anthologies (safinas). Forty-one unprinted couplets of his have been found in three poetry collections of common descent in Sulaymaniyah Library (Collection of Yahya Towfiq madrasa), N. 449/1741 (dated 754 H./ 1353 CE); Ganjbakhash Library, N. 14456; and the former Senate Library, N. 534. The poet has probably been mentioned in the Arafāt al-Asheqin under two names: Mo’in al-Din Serāji-e Balkhi and Serāj al- Din Alā Balkhi, and his poems have been mixed with those of Sayyed Seraj al- Din Khorasani. The present article addresses the poet’s forty-one newly found verses appearing in the three-common- descent Safinas mentioned above.
    Keywords: Safina N. 534 at the former Senate Library, Safina N.14456 at Ganjbakhsh Library, Safina N.1741, 447, Sulaymaniyah Library, Serāj al-Din Balkhi, Sayyed Serāj al-Din Khorasani
  • AliAsghar Bashiri* Pages 181-202

    The Kush Empire was one of the most effectual civilizations that was created in the southern region of Ancient Egypt in the first millennium BCE. Kush was a title applied to the rulers of the kingdom called Nubia. With respect to the studies conducted on the Nubian Empire, the present article addresses this hypothesis that the story of the battles of the Kush-e peel-dandān in the West is a remnant of the memory of the Kush kings, echoed in the Kushnāmeh. The indications supporting this hypothesis are as follows: likeness of the name of the hero in the Kushnāmeh and the title of the Kushian kings; the mention of Nubia in the Kushnāmeh and the existence of the Kushian Empire in the ancient Nubia; the significance of camel (feel) in the Kushian Empire and Kush being with camel’s teeth, and so on. Through a comparative study of the contents of the Kushnāmeh and the political and cultural setup of the Kushian Empire, some other issues are dealt with, including the hypotheses as to the Mazandaran’s deevs (devils), the snakes grown on Zahhak’s shoulders, the connection of the hero of the Kushnāmeh with Kush b. Hām, b. Nooh, and the preferred pronunciation of “Kush” over “Gush”.

    Keywords: dialect, Kushkian Empire, Africa, Nubia, Kushnāmeh
  • Mohammad Shadrooymanesh *, Kave Akhtaripour Pages 203-221

    Mir Mohammad Amin Shahrestani of Esfahan, with the nom de plume Ruh -al-Amin and known as Mir Jomleh is one of the 11th /17th - century poets. His poetic compositions consist of a Divan of ghazals (called Golestān-e Nāz) and lyric collections in imitation of Nezami of Ganje. In early youth, like many of his contemporary poets, he travelled to India where he attained the position of premiership. After a few years, he went back to his hometown, Esfahan, and later again he set out for the Subcontinent where he lived until he died. Some of the sources that have recorded his life story and poetry have made mistakes regarding the poet’s patrons eulogized by him, and his works. This article intends to point out these mistakes according to the evidences present in the poet’s own poetry as well as what the credible historians have reported. It demonstrates, for example, that Mir Mohammad Amin failed to finish his Khamseh (quintuplet) managing to compose only four of them. The article also shows that the Javāhernāmeh is not a separate composition of his.

    Keywords: Mir Mohammad Amin Shahrestani of Esfahan, Ruh al-Amin, Mir Jomleh, lyric poetry, Javāhernāmeh
  • Mohammad Abdoli *, MohammadAdel Ziaey Pages 223-239

    The "Al-Kefāyah fi al-Fiqh" is a Persian text on Shāfi'i fiqh (jurisprudence), written by Hoseyn b. Mas'ud Farra’ Baghawi (d. 516 AH), a prominent jurist and commentator of the sixth century AH. In organizing the book into chapters and arranging its various topics, Baghavi has been inspired by similar Arabic texts. Apart from its interesting scholarly aspects, this work is also noteworthy for its inclusion of thousands of rare Persian simple as well as compound words. The author's inclination to use rare and old words and making use of beautiful Persian equivalents for jurisprudential terms, the use of charming and pleasant collocations, lucidity of expression, clarity of words and phrases, the authenticity and solidity of contents, are among the notable features of this book. Thanks to Baghavi's high academic standing and his jurisprudential precision, and due to the old prose style of the book, it has a special place among Persian speakers, especially Shāfi'is. This article is intended to study the stylistic features of the Al-Kifāyah from three viewpoints: linguistic, literary, and content wise.

    Keywords: fiqh in Persian language, Farra’ Baghawi, Al-Kefāyah fi al-Fiqh, stylistics, Safine-ye Tabriz