فهرست مطالب

مطالعات فرهنگ - ارتباطات - پیاپی 49 (بهار 1399)
  • پیاپی 49 (بهار 1399)
  • 300 صفحه، بهای روی جلد: 300,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1399/02/09
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سوسن باستانی، هادی خانیکی، سعید ارکان زاده یزدی* صفحات 7-31
    رسانه های نوین در ایران امروز، روی رسانه های جریان اصلی تاثیرات عمیقی گذاشته اند و در مواردی باعث شده اند که آن ها کارکرد خود را از دست بدهند. پژوهش پیش رو، با استفاده از روش ترکیبی تلاش کرده است تاثیر رسانه های نوین بر مکانیزم های داخلی رسانه های ایران و همچنین ارتباط این رسانه ها با مردم و نظام سیاسی اقتصادی را بررسی کند. تاثیر رسانه های نوین بر رسانه ها و تاثیر آن ها بر ارتباط رسانه ها با نظام سیاسی اقتصادی با روش کیفی گراندد تیوری و تاثیر رسانه های نوین بر ارتباط مردم با رسانه ها به روش کمی پیمایش ارزیابی شد. در انتها، محقق به این نتیجه رسید که رسانه های نوین به خودی خود سبب تغییر نظام رسانه ای ایران نشده اند؛ بلکه به دلیل نقش پررنگ دولت و غیرحرفه ای بودن در پس زمینه مهندسی فرهنگی و رواج فناوری های ارتباطات و اطلاعات، این دگرگونی رخ داده و رسانه های نوین تشدیدکننده این وضعیت بوده اند. در نظام رسانه ای ایران، فعالان نظام سیاسی اقتصادی و مردم  به دلیل اختلال در کارکرد رسانه های جریان اصلی به سوی رسانه های نوین رفته اند؛ اما این رسانه ها نتوانسته اند به طور کامل جانشین رسانه های جریان اصلی شوند و نوعی از جا دررفتگی در شبکه رسانه های ایران به وجود آمده است.
    کلیدواژگان: نظام رسانه ای، رسانه های نوین، رسانه های جریان اصلی، روزنامه نگاری شبکه ای، جامعه شبکه ای، از جا دررفتگی
  • حسین کرمانی* صفحات 33-66
    سایت های شبکه اجتماعی در دو دهه اخیر جایگاه ویژه ای بین کاربران پیدا کرده اند و در این بین سایت فیس بوک محبوب ترین شبکه اجتماعی مورد استفاده بوده است. این سایت در ایران نیز کاربران زیادی دارد و به همین دلیل تحقیق درباره جوانب مختلف آن ضرورت دارد. این مقاله به مطالعه عوامل موثر بر جنبه های روان شناختی جامعه شناختی کاربری فیس بوک می پردازد. ما برای شناخت این جنبه ها، نظریه استفاده و خشنودی و نمایش را مثلث بندی کرده ایم و از این طریق پنج جنبه اصلی روان شناختی جامعه شناختی کاربری فیس بوک را شناسایی کرده ایم که عبارتند از: جنبه جبرانی کاربری فیس بوک، بازنمایی خود، فرایند جامعه پذیری، اعتیاد به فیس بوک و هویت مجازی. برای مطالعه عوامل موثر بر این جنبه ها، سه دسته متغیرهای جمعیت شناختی، ویژگی های روان شناسانه و میزان حضور در فیس بوک در نظر گرفته شد و با استفاده از روش پیمایش آنلاین، تحقیق اجرا شد. پرسشنامه به مدت 3 ماه در دسترس بود و 354 پاسخنامه در این مدت گردآوری شد. سپس همبستگی بین متغیرهای مختلف و وجود تاثیر علی بین متغیرهای همبسته با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس تحلیل و در نهایت مدل علی تحقیق با استفاده از نرم افزار آموس ارایه شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که تمام عوامل روان شناسانه فرد با تمام جنبه های روان شناختی جامعه شناختی کاربری فیس بوک بین کاربران ایرانی همبستگی دارد؛ اما تمام این همبستگی ها علی نیست. نتایج همچنین نشان داد که از بین عوامل روان شناسانه، روان رنجوری و خطرپذیری قدرت تبیین کنندگی بیشتری دارند، در حالی که خودشیفتگی بر هیچ یک از جنبه های کاربری تاثیر علی ندارد.
    کلیدواژگان: فیس بوک، اعتیاد به فیس بوک، بازنمایی خود، هویت مجازی، عوامل اصلی پنجگانه ویژگی های شخصیتی، خودشیفتگی
  • عارف دانیالی*، خدیجه آقائی صفحات 67-92

    مقاله پیش رو با تحلیل گفتمان انتقادی 24 برنامه از مجموعه برنامه های پرگار شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی می خواهد نشان دهد که چگونه گفتمان هژمونیک مسلط بر این مجموعه برنامه گفتمان سکولاریسم سعی در القای این ایده دارد که دین در جهان معاصر تنها در شکل عرفان های نوظهور یا معنویت های شخصی می تواند به حیات خود ادامه دهد، دینی که از قلمروی عمومی غایب است. در راستای صورت بندی این شکل دین ورزی، از طریق دوقطبی سازی هایی همچون کارشناسان مدرن مراجع سنتی، عرفان فقه، گوهر دین مناسک دین، فردگرایی مرجعیت گرایی می کوشد از تمامی عناصری که در میان دینداران سنتی همچون ذاتیات و مسلمات فرض شده، جوهرزدایی کند. «دین پیرایی» و «دین زدایی» دو رویکردی است که سکولاریسم برای جوهرزدایی از دین بکار می گیرد. تحت این رویه جوهرزدایی است که دین به چیزی نحیف و خنثی بدل می شود و دیگر در زندگی اجتماعی همچون پدیداری عینی قابل تشخیص نخواهد بود.

    کلیدواژگان: سکولاریسم، جوهرزدایی، دین پیرایی، دین زدایی، تحلیل گفتمان انتقادی
  • امیر رستگار خالد*، ابوالفضل اقبالی، عاطفه خالقی صفحات 93-122
    خانواده گرایی به مثابه یک گفتمان هژمونیک در فضای فرهنگی و رسانه ای کشور در سال های اخیر توسط گفتمان های رقیب از جمله جریان فکری و فرهنگی فمینیسم به چالش کشیده شده است. امروزه فضای فرهنگی و رسانه ای جامعه ایرانی به ویژه عرصه مطبوعات و نشر محل تخاصم گفتمانی این دو رویکرد هستند. این پژوهش درصدد بررسی کیفیت بازنمایی گفتمان های نظری پیرامون خانواده در عرصه مجلات عامه پسند ایرانی است. روش مورد استفاده در این تحقیق، تحلیل گفتمان با بهره گیری از روش شناسی لاکلا و موفه است. نمونه مورد بررسی در این پژوهش مجلات خانواده سبز، خانواده ایرانی، موفقیت و روزهای زندگی بوده و متون ستون های خانوادگی این مجلات به عنوان واحد تحلیل این تحقیق خوانش شده اند. نتایج پژوهش حاکی از این است که مولفه ها و عناصر گفتمان خانواده گرا که با محوریت جمع گرایی و دال مرکزی «سازش» در فضای نظری کشور صورت بندی می گردد، در مجلات عامه پسند به صورت پررنگ تری برساخت شده و در مقابل عناصر و مولفه های گفتمان فمینیستی با محوریت فردگرایی و دال مرکزی «حقوق» حضور کم رنگ تری در مطالب این مجلات داشته است. به نظر می رسد در فضای فرهنگی جامعه ایرانی هنوز ردپای نظم دینی سنتی خانواده به صورت کاملا پررنگ محسوس بوده و گفتمان های رقیب از جمله جریان فمینیستی یا روشنفکری نتوانسته اند گفتار غالبی را در حوزه خانواده و مناسبات آن برای عامه مردم ارایه نمایند.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان، خانواده، فردیت، مجلات عامه پسند
  • مرضیه خلقتی* صفحات 123-146
    هدف این مقاله، ارزیابی شرایط و زمینه های اولویت بخشی به رسانه های اجتماعی برای گذران اوقات فراغت، نحوه استفاده فراغتی از رسانه های اجتماعی و ارزیابی تاثیرات مثبت و منفی آن از منظر کاربران بوده و از رویکرد نظریه زمینه ای استفاده کرده است. براساس تحلیل داده های مصاحبه های کیفی، چهار مقوله عمده نیازهای ارتباطی، نیازهای فراغتی، نیازهای فناورانه و نیاز به تجربه های متفاوت به عنوان شرایط زمینه ساز گذران اوقات فراغت، سه مقوله رشد توانایی های ارتباطی، تاثیرات روانی و تقویت منافع فردی به عنوان تاثیرات مثبت دسته بندی شدند و تاثیرات منفی در پنج مقوله تاثیرات فردی، تاثیرات بر ارتباطات خانوادگی، تاثیرات بر ارتباطات اجتماعی، تاثیرات منفی بر سلامت جسمی و روانی مطرح و عوامل تداوم دهنده فعالیت فراغتی در رسانه های اجتماعی نیز به عوامل فناورانه و روانی دسته بندی شدند. نتایج این تحقیق، روند جایگزینی فراغت مجازی با واقعی و آمیختگی مفاهیم فراغت و کار را نزد کاربران تایید می کند.
    کلیدواژگان: اوقات فراغت، رسانه های اجتماعی، فراغت مجازی، نظریه زمینه ای
  • محید فولادیان*، حسن رضایی بحرآباد، محسن سوهانیان حقیقی صفحات 147-180
    با توجه به اتخاذ پیش فرض ترکیبی بودن هویت، سوالات اصلی این تحقیق  این است که عناصر سازنده این ترکیب در قشر جوان جامعه ایرانی کدام اند. تحولات هر کدام از این عناصر در طول چند دهه اخیر چگونه بوده است و چه فراز و فرودی را داشته است. مناسبات میان اجزا سازنده هویت جمعی جوانان ایرانی چگونه است. این ترکیب چه نوع ترکیبی است و نحوه آرایش، هم نشینی، داد و ستد و تعامل میان این عناصر به چه ترتیبی است؛ روش تحقیق این پژوهش مطالعه طولی و ملی است که بر مبنای تحلیل ثانویه داده های کمی متغیرهای مورد مطالعه در بازه زمانی سال های 1394- 1353انجام گرفته است. نتایج نشان می دهد، هویت مذهبی با میانگین 11/83 در مقیاس 100 غالب ترین نوع هویت در این سال ها در جامعه جوانان ایرانی بوده است. پس از آن هویت ملی با میانگین 29/80 بیشترین گسترش را در میان جوانان دارد. هویت قومی با 46/53 و همچنین هویت مدرن با 03/52 در رده های بعدی  قرار دارند. برحسب آزمون های همبستگی و براساس نمودار هم تغییری  به طور کلی می توان استنباط کرد بین هویت ملی و هویت قومی در میان جوانان در سال 86 رابطه وجود دارد. ضریب همبستگی این دو متغیر مستقیم و معنادار در حد متوسط است. همچنین نتایج حاصل از آزمون همبستگی اسپیرمن بین هویت ملی و هویت مذهبی در میان جوانان در سال های 1386، 1384، 1379 و 1388 نشان از وجود رابطه بین این دو هویت است. ضریب همبستگی این دو متغیر مستقیم و معنادار در حد متوسط است.
    کلیدواژگان: هویت ملی، هویت مذهبی، هویت مدرن، هویت قومی
  • رضا پیشقدم، آیدا فیروزیان پوراصفهانی*، آیلین فیروزیان پوراصفهانی صفحات 181-206
    نظر به اهمیت زبان و واژگان در منعکس نمودن باورهای فرهنگی حاکم بر جوامع و در نهایت، شناخت بهتر و کامل تر این باورها، جستار حاضر که در زمره پژوهش های جامعه شناسی زبان قرار دارد، بر آن شده است تا در پرتوی الگوی هایمز (1967)، به بررسی کارکردهای مختلف قطعه زبانی «مرگ» و عبارات مرتبط با آن، در پیکره ای نمونه از زبان فارسی بپردازد. «مرگ» و عبارات وابسته به آن از جمله مضامینی هستند که از زوایای مختلف فرهنگی، اجتماعی و نیز زبانی قابل تفحص و بررسی بوده و به خوبی می توانند باورهای فرهنگی جوامع را به تصویر کشند. به منظور نیل به هدف مورد نظر، نخست تعداد 673 بافت طبیعی که در آنها گفتمان مرتبط با «مرگ» بکار رفته بود، ضبط شد و پس از بررسی داده های گردآوری شده براساس بخش های هشتگانه مدل هایمز (1967)، موارد کاربرد این قطعه زبانی از منظر اجتماعی و زباهنگ های مرتبط حاکم در جامعه فارسی زبان استخراج گردید. یافته های حاصل از پژوهش، حاکی از آن بود که دلیل نهفته در پس کاربرد گسترده قطعه زبانی مذکور در میان فارسی زبانان، حاکمیت زباهنگ های مرگ اندیش و مرگ طلب بودن، مرده پرستی، غم ستایی و شادی گریزی در جامعه ایرانی است.
    کلیدواژگان: فرهنگ کاوی، کالبد شکافی زبان، زباهنگ، مدل SPEAKING هایمز، مرگ
  • سید علی روحانی*، وحیدالله موسوی صفحات 207-226

    این پژوهش به بررسی ابعاد زیبایی شناسی و فرهنگی ژانر کمدی در بازه زمانی (1392-1362) می پردازد. با استفاده از ابزارهای تحلیلی نظریه ژانر و با توجه به متغیرهای تقاطع های هنجارگریز (لذت ژانری) و هنجارمند (ارزش های فرهنگی) و وضعیت پیوندی به تحلیل پرفروش ترین نمونه های آماری کمدی در سینمای ایران پرداخته می شود. داده ها از طریق مطالعه اسنادی، کتابخانه ای و مشاهده ای گردآوری شده اند و با رویکرد توصیفی تحلیلی، رابطه بین تقاطع های ژانری و وضعیت پیوندی در هر یک از نمونه ها مورد بررسی قرار می گیرد. از یک سو، نمونه های آماری مورد بررسی از قابلیت پیوندی شدن ژانر کمدی با ژانرهای گوناگون حکایت می کنند و بر روندمحوری این ژانر صحه می گذارند. از سوی دیگر، ژانرهای الحاق شده محملی برای هنجارگریزهای ژانری فراهم می کنند. هرچه تنش بین امر هنجارمند و هنجارگریز بیشتر است، تاثیر ژانری نیز افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: ژانر کمدی، پیوندسازی، امر هنجارمند فرهنگی، امر هنجارگریز، سینمای ایران
  • جلال نصیری هانیس، نادر شایگان فر*، احمد الستی صفحات 227-254
    فرافیلم آن دسته از فیلم هایی است که موضوع آن ماهیت سینما و امر فیلم سازی است، فیلم سازان این آثار با نگاه انتقادی به شیوه تولید معنا، تخیلی یا تصنعی بودن فیلم را برجسته کرده و به رویارویی با توهم موجود در فیلم های متعارف و واقع گرا می پردازند. تقابل و کشمکش شخصیت ها در آثار سینمایی به عنوان یک اصل، اهمیت مطالعه نسبت «خود» و «دیگری» را در آن ها به خوبی نمایان می کند. نسبت خود و دیگری در بخش زیادی از تاریخ فلسفه طبق رابطه سوژه ابژه صورت بندی شده است. از نظر سارتر انسان تحت «نگاه» دیگری تبدیل به شی ء شده و آزادی خود را از دست می دهد. در مقابل، لویناس فرض کردن «دیگری» را به عنوان یک ابژه شناخت، خشونت علیه «دیگری» می داند. بر اساس تحلیل روابط شخصیت های آثار کیارستمی می توان به این سوال پاسخ داد که نسبت «خود» و «دیگری» در فیلم ها و فرافیلم های او چگونه است. در بررسی فیلم های «خانه دوست کجاست» و «طعم گیلاس» و فرافیلم های «کلوزآپ»، «زیر درختان زیتون» و «باد ما را خواهد برد»، از روش توصیفی تحلیلی با رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف استفاده شده است تا بتوان تاثیر تفاوت ساختاری فرافیلم ها در نوع بازنمایی «دیگری» را در آثار این کارگردان نشان داد. نتیجه تحقیق حاکی از آن است که به رغم اشتراک خالق و پس زمینه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خلق این آثار، برخلاف فیلم ها، در فرافیلم های کیارستمی به سبب ویژگی های خود بازتابی و خود انتقادی، نسبت خود و دیگری، لویناسی و دیگر آیین است که این امر حاکی از ساختاربندی مجدد نظم گفتمانی مستقر جامعه در نسبت با «دیگری» است.
    کلیدواژگان: فرا فیلم، دیگری، تحلیل انتقادی گفتمان، لویناس، عباس کیارستمی
  • محسن صفاریان*، عبدالرضا ادهمی، علی مرادی صفحات 255-287

    هدف این پژوهش، شناخت رابطه بین فردگرایی و محرومیت نسبی با بی تفاوتی اجتماعی با تاکید خاص بر جوانان شهر کرمانشاه است. روش مورد استفاده پیمایشی و ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه مورد مطالعه جوانان 20 تا 30 ساله شهر کرمانشاه است که تعداد 400 نفر از آن ها با روش نمونه گیری لین و تصادفی خوشه ای مورد مطالعه قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و آموس مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان می دهد که میزان محرومیت نسبی با مقدار همبستگی (134/0=R) و فردگرایی با مقدار همبستگی (202/0=R) با بی تفاوتی اجتماعی جوانان ارتباط معناداری دارند. نتایج رگرسیون نشان می دهند مقدار T برای فردگرایی برابر (76/3 =T) و برای میزان محرومیت نسبی برابر (38/2 =T) است. این دو متغیر روی هم رفته توانستند مقدار 24/0 از تغییرات درونی متغیر میزان بی تفاوتی اجتماعی را تبیین کنند. نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری (آموس) نشان می دهد که مقدار P-value برای چهار متغیر (محرومیت نسبی با مقدار 949/0، فردگرایی با مقدار 260/0، میزان تحصیلات با مقدار 210/0 و متغیر مدت زمان سکونت با مقدار ضریب رگرسیون استاندارد برابر 255/0) در سطح خطای کوچک تر از 05/0 است که نشان می دهد تاثیر متغیرهای مذکور بر متغیر وابسته معنادار هستند. نتایج مذکور براساس شاخص های برازش مدل برای RMR برابر 233/0، شاخص RMSEA برابر با 046/0، شاخص CMIN/DF برابر 012/2 و شاخص های CFI و PCFI با مقادیر 943/0 و 767/0 در حد قابل قبولی مدل را مورد تایید قرار می دهند.

    کلیدواژگان: بی تفاوتی اجتماعی، محرومیت نسبی، فردگرایی، جوانان، کرمانشاه
|
  • Susan Bastani, Hadi Khaniki, Saeed Arkanzadeh Yazdi * Pages 7-31
    The Research Evaluates new media impacts on Iranian media system. It seems that new media in Iran these days deeply effect on mainstream media and even in some cases makes them to lose their functions. This research tries to evaluate new media impacts on Iranian mainstream media’s internal mechanisms and also relations between them with the people and with the political and economic system. The new media impacts on mainstream media and their relations with system were evaluated by qualitative grounded theory methodology and new media impacts on their relations with the people were evaluated by qualitative survey methodology. Eventually researchers concluded that new media by themselves did not reduce the mainstream media consumption but the tough controls and lack of professionalism in mainstream media were the critical cause of consumption, trustfulness and influence decline so new media rise only has amplified these consequences. In fact, powers and the people have immigrated to new media because of weak mainstream media but they could not entirely alternate with mainstream media. In conclusion, Thesis found a kind of dislocation in Iranian media system in which both mainstream and new media as a kind of public eservice are not in their expected locations.
    Keywords: Media System, New media, Mainstream Media, Network Journalism, Network Society, dislocation
  • Hossein Kermani * Pages 33-66
    This research investigates the relations between personality traits, narcissism and Psycho-Social aspects of Facebook (FB) usage in Iran. Social Networking Sites (SNSs) have attracted many users in the last two decades and become an unavoidably element of users’ everyday life. Facebook, as a biggest and the most popular SNS in the world, has many users in Iran too. However, there is not much research about the effects of Iranian users’ personality on their FB usage’s patterns. Hence, this paper tries to answer this question that how users’ personality traits shape their usage and affect the Psycho-Social aspects of that. I use the Big-Five trait taxonomy with NP-16 measure of narcissism as the theoretical framework. The Big-Five Inventory covers extraversion, neuroticism, openness, conscientiousness, and agreeableness dimensions of personality and these traits with narcissism can provide a comprehend illustration of one’s personality. In order to measure the Psycho-Social aspects of FB usage, I have focused on the 5 facets: compensatory use of FB, self-presentation on FB, socializing and seeking sexual partners through FB, FB addiction and FB profile as the virtual self. The methodology of this research was online surveying. I designed and published the questionnaire by GoogleDrive.com and after 3 months, 354 answer sheets were gathered. Findings clarify the relations between each personality dimension with each aspect of psycho-social usage of FB. Moreover, the result provides an important set of information about the ways Iranians use FB.
    Keywords: Facebook, FB addiction, Self-representation, virtual identity, Big Five trait taxonomy
  • Aref Danyali *, Khadijeh Aghaei Pages 67-92

    The present study is a Critical Discourse Analysis on twenty four episodes of a BBC Persian T.V programme entitled “Pargar”. The main purpose of this study is to represent how the dominant hegemonic discourse in this special program i.e. secularism discourse wittingly manipulates audience minds so that they acknowledge religion’s survival and existence only in the forms of neo-emerging theosophies (Erfans) or individual spiritualties. Indeed, religion is imagined as a missing one in public domain. Articulating discourse of religion in dichotomies such as modern expert/Marja sonati, Erfan/ Fiqh, Religion Essence /Religion rituals, individualism /Marjaism tends to deessentialize all essences presupposed among the traditional believers. Indeed, religious reformation and dereligionism are two strategic approaches which secularism applies to deessentialize religion. As a result of this deessentialism, religion has been transformed into something so-called shallow and neutral so that it cannot be easily recognized as a concrete phenomenon in social life.

    Keywords: secularism, Deessentialism, Religious Reformation, Dereligionism, critical discourse analysis
  • Amir Roozkhkkjsh *, Abolfazl Eghbali, Atefeh Khaleghi Pages 93-122
    The family is a sacred phenomenon and one of the most important pillars of the community in the Islamic view. Therefore, after the Islamic Revolution, the Islamic system ruling in Iran, reproduces the discourse of familialism in the cultural and social relations of the country. But in the modern world, given the prevailing discourse of individualism and humanity, the rights and interests of individuals have been given priority to the interests of the family and in Iran, this discourse as the rival of family-oriented discourse is gradually emerging and expanding in the life of the Iranian society. The media, the press, , ... as the cultural elements of the world's ecosystem of the Iranian society, are the battleground of these two discourses. The present research seeks to analyze the family discourses in Iran and evaluate them in popular magazines. The research method was discourse analysis. For research purposes, the method of Fairclough and Laclau & Mouffe was used in combination. The findings of this research indicate that the discourse of family-centeredness is rooted in the dialectic orientation and with the central sign of compromise, and the individualist discourse revolves around the individuality axis and with the central sign of rights. The review of the content of the yellow publications also suggests that the approach of Iranian family journals, the green family, successes, and the days of life is more closely related to family-oriented discourse, and the concepts and signs of this discourse are more represented in these journals.
    Keywords: Discourse Analysis, Family, individuality, Popular magazines
  • Marzieh Khelghati * Pages 123-146
    This study evaluates the conditions of prioritizing social media as a mean for spending leisure time, the way people use social media, and its negative and positive impacts from the viewpoint of users. It was carried out via grounded theory approach and qualitative interviews with 10 active users. According to the results of data analysis, four factors were pinpointed as the main underlies of using social media as a mean for spending leisure time, including communication needs, leisure needs, technological needs, and the need for various experiences. Three main positive impacts of social media are growth of communication abilities, psychological effects, and improvement of individual interests. On the other hand, it has negative impacts on family and social relations, physical and mental health and individual effects. Technological-technical effects and mental-psychological are activity continuity factors. The result of this research confirmed a process of replacing the virtual leisure with real leisure and Combining the concepts of work and leisure for users.
    Keywords: leisure time, Social Media, virtual leisure, Grounded theory
  • Majid Fouladiyan *, Hasan Rezaeebahrabad, Mohsen Sohanianhaghighi Pages 147-180
    The main questions of this research are that what elements of this compound are in the young population of Iranian society? How has each of these elements evolved over the past decades, and what has been the ups and downs? What is the relationship between the components of the collective identity of Iranian youth? What kind of combination is this composition and how is it arranged, commented, traded, and how is the interaction between these elements? Research method of this study was  longitudinal and national study based on the secondary analysis of quantitative data of variables studied in the period of 1973-94. The results show that the religious identity with an average of 11/83 was on the scale of 100 most prevalent types of identity over the years in the Iranian youth community. After that, the national identity with the mean of 29/80 is the most widely spread among the youth. Ethnic identity with 53/46 and also modern identity with 03/52 are the next. In terms of correlation tests and according to the correlation chart, it can generally be concluded that there is a relationship between national identity and ethnic identity among young people in the year 86. Correlation coefficient of these two direct and significant variables is moderate. Also, the results of the Spearman correlation test between the national identity and religious identity among the youth in the years 79, 86, 84, 88 indicate the existence of a relationship between the two identities.
    Keywords: National Identity, Religious identity, Modern identity, Ethnic Identity
  • Reza Pishghadam, Aida Firooziyan Pour Esfahani *, Ailin Firooziyan Pour Esfahani Pages 181-206
    Considering the salient role of vocabularies in reflecting the cultural beliefs of a given society, the present study aims at examining the discursive functions of “death” and the related terms in the Persian language corpus, using Hymes's (1967) SPEAKING model. The reason we have chosen such concept is that not only can it vividly illustrate the existing cultural beliefs of a society, but also it can be examined from social and linguistic points of view. To this end, 673 contexts in which the death-related discourses have been used were recorded, and after analyzing the data based on the SPEAKING model, the social aspects of the discursive functions were extracted. The results revealed that the intention behind using death and its related terms among Persian speakers of Iran is rooted in the prevalence of morbid thoughts, death-seeking, necrolatry, love of sadness, and cherophobia.
    Keywords: cultruology, cultuling, Death, SPEAKING model, Hymes
  • Seyyed Ali Rouhani *, Vahid Mousavi Pages 207-226

    The purpose of this study is to look at Iranian Comedy during the 1983-2013 from an aesthetic point of view. Using the analytical tools of the genre theory and considering the variables such as the generic crossroads (the counter culture vs. cultural values), and the hybridization status, analyzes the best-selling statistical samples of comedy in Iranian cinema. Data are collected through documentary, library and observational study and by a descriptive-analytical approach, the relationship the generic crossroads and the hybridization status in each sample is examined. On the one hand, the statistical samples examined indicate the ability to hybridize the comedy genre with various genres and endorse the process of comedy genre. On the other hand, the hybridized genres provide a platform for genre counter culture dimension. The more tension the counter culture and cultural values is, the greater the impact of the genre will be palpable.

    Keywords: Comedy, Hybridization, social, cultural transformations, Iranian cinema
  • Jalal Nasiri Hanis, Nader Shayganfar *, Ahmad Alasti Pages 227-254
    Metafilms are kind  of films which their subject matters are the nature of cinema and film-making. Film-makers of this Sub-Genre have a critical view to the production of meaning and highlight the fictional and artificiality of the film. They confront the current illusion in the conventional and realistic films. Conflict between characters in cinematic works, as a principle, reflects the importance of study, regarding "self" and "the other" in these works. The relationship between "self" and "the other" has been characterized as the "subject" and the "object" in most part of the philosophy's history. In Sartre's viewpoint, human turns into an "object" in the "gaze" of "the other" and loses his freedom. Unlike him, Levinas thinks that assuming "the other" as an "object" is applying violence against "the other. By analyzing characters' relationship in Kiarostami's works, we can answer the question that how is the relationship between "self "and "the other" in his films and metafilms? In considering the films of “Where is the friend’s home”, “Taste of Cherry" and meta-films of "Close-up","The wind will carry us" and “Through the olive trees", descriptive-analytic with Critical discourse analysis of Fairclough were used. By doing so, we can represent structural differences of metafilms in “the other" reflectivity in the works of this director. The result of the study suggests that despite the same director, and the same social, political and cultural background of these works, due to the characteristics of self-reflectivity and self-criticism in kiarostami's metafilms, unlike his films, the relationship between "self" and "the other" is based on Levinas and the other-oriented. This is a sign of the reorganization of the discursive order of society in the relationship between "self" and the other.
    Keywords: Metafilm, the other, Abbas kiarostami, critical discourse analysis, Sartre, Levinas
  • Mohsen Safarian *, Abdoulreza Adhami, Ali Moradi Pages 255-287

    The purpose of this study was to identify the relationship between individualism and relative deprivation with indifference with special emphasis on youth in Kermanshah. The survey method and data gathering tool were a researcher-made questionnaire. The population of this study is young people aged 20-30 years old in Kermanshah. 400 of them were studied by cluster randomized cluster random sampling method. The collected data were analyzed using SPSS and AMOS softwars. Regression results show that two relative deprivation variables (Beta = 0.12) and individuality (Beta = 0.20) were introduced. The value of T for individuality is (T = 3/76) and for the relative deprivation rate (T = 2.38). Together, these two variables could explain the amount of 0.24 of the internal variation of the degree of apathy. The results of the structural equation model (AMOS) show that the value of P-value for the four variables (relative deprivation with the value of 0.949, individuality with the value of 0.260, the degree of education with the value of 0.210 and the variable duration of residence with the amount of standard regression coefficient is equal to 0.255 at the error level less than 0.05; which shows that the effect of these variables on the dependent variable is significant. The results are based on the model fit of the model for RMR of 0.233, the RMSEA index is 0.046, the CMIN / DF index is 2.012 and the CFI and PCFI indices with the values of 0.943 and 0.767 in acceptable model are approved.

    Keywords: social indifference, Relative deprivation, Individualism, Youth, Kermanshah