فهرست مطالب

  • پیاپی 7 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/18
  • تعداد عناوین: 9
|
  • امید مبارکی، مرضیه اسماعیل پور، شیرین امینی صفحه 1

    زلزله یکی از سوانح طبیعی است که بیشتر کشورها از جمله ایران با تهدیدات آن مواجه می باشند، کشور ایران در موقعیت زمین شناسی و قرارگیری بر روی کمربند زلزله از کشورهای لرزه خیز دنیا محسوب و در سالیان گذشته بر اثر وقوع زلزله، متحمل خسارات و تلفات زیادی شده است، شهر آذرشهر نیز به عنوان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی از این قاعده مستثنی نیست. هدف این پژوهش ارزیابی آسیب پذیری کالبدی شهر آذرشهر در برابر زلزله می باشد، نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی AHP با مقایسات زوجی و نرم افزار ARC GIS در فازهای مربوط به ورود، ذخیره و مدیریت، پردازش و تحلیل داده ها با در نظر گرفتن معیارهایی چون فاصله از گسل، درصد شیب، نوع خاک، تراکم جمعیت، کیفیت ابنیه، جنس سازه، عمربنا، تعداد طبقات، دسترسی به فضاهای باز، فاصله از بیمارستان و فاصله از ایستگاه آتش نشانی می باشد. بررسی نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان میدهد که عوامل مختلف، می توانند تاثیر گذاری متفاوتی در خسارات ناشی از زلزله داشته باشند، به طوری که شهر آذرشهر با فاصله نه کیلومتر از محدوده گسل، در ناحیه مرکز زلزله واقع شده است، که با درنظرگرفتن معیارهای ذکر شده و تجزیه وتحلیل آنها میزان آسیب پذیری کالبدی در محدوده شهر متوسط رو به بالا و به علت تراکم بالای ساختمانی و جمعیتی، پایین بودن کیفیت سازه ها و شبکه معابر ارگانیگ در بخش مرکزی و قدیمی شهر میزان آسیب پذیری در این بخش بسیار بالا می باشد.

    کلیدواژگان: گسل، زلزله، مدل AHP، آسیب پذیری کالبدی، آذرشهر
  • محمدحسین کاظمی اندریان*، مهدی بندی، علیرضا نمازی صفحه 2

    شاخص های تمرکز و عدم تمرکز شبکه شهری عمدتا در مقیاس «شبکه شهری» کشور مورد استفاده قرار گرفته اند اما پژوهش حاضر برای نخستین بار این شاخص ها را در مقیاس «شبکه مجموعه شهری» مورد استفاده قرار تا تحولات گسترده در قلمرو موسوم به هاله کلانشهری تهران از جمله افزایش 11هزار درصدی جمعیت این محدوده را تبیین نموده و میزان موفقیت سیاست های ملی آمایش سرزمین و به تبع آن تحقق اهداف پدافندغیرعامل را طی دوره 95-1335 تحلیل نماید. نوع تحقیق حاضر کاربردی-توسعه ای بوده و روش مورد استفاده با توجه به نوع آن توصیفی-تحلیلی با استفاده از شاخص های نخست شهری و عدم تمرکز می باشد. قلمرو مورد مطالعه، 6مجموعه شهری تهران، مشهد، تبریز، اصفهان، قزوین و شیراز دربرگرفته که شامل 116شهر و جمعیتی معادل 24567327نفر می باشد. نتیجه نشان می دهد برخلاف نتایج سایر مطالعات که بر کاهش تمرکز در شبکه شهری کشور طی دهه های اخیر تاکید داشتند، تمرکز تنها در مقیاس شهر تهران کاهش یافته و به دلیل تمرکز غیرمتمرکز این شهر و توسعه پرشتاب هاله شهری پیرامون آن، تمرکز در مقیاس مجموعه شهری تهران نسبت به 5مجموعه شهری دیگر طی 30سال اخیر تقریبا ثابت بوده است و سیاست های تمرکززدایی ملی آنچنان به ایجاد تعادل فضایی و تحقق اهداف پدافندغیرعامل منجر نشده است بنابراین به منظور پیشگیری از تهدیدات پیش رو، تجدید نظر در مقیاس فضایی سیاستهای آمایش سرزمین به منظور تعادل بخشی در سطح «شبکه مجموعه شهری» کشور ضروریست.

    کلیدواژگان: هاله شهری، آمایش، سرزمین، پدافندغیرعامل، مجموعه شهری، پیراشهرنشینی
  • زهرا احمدی*، پگاه پایه دار اردکانی، مهدی زندیه صفحه 3

    خطرات و خسارات وسیع ناشی از پدیده ی سیلاب، باعث شده تا احیا و ساماندهی روددره ها و مسیل های شهری اهمیت بیشتری یابد و در دستور کار مدیریت شهری تهران قرار گیرد. عمده اهداف این طرح، هدایت آب های سطحی و انتقال سیلاب های احتمالی از طریق این روددره ها و مسیل ها می باشد. از این رو تدوین اصول و معیارهای طراحی و ارایهی روش های عملی در احیا و ساماندهی روددره ها، با هدف کنترل و کاهش سیلاب از ضرورتهای مطالعاتی است. هدف از پژوهش حاضر،شناسایی و ارزیابی راهکارها و تمهیدات انجام گرفته در کنترل و کاهش سیلاب در بخشی از بستر روددره ی کن، پس از احیا و ساماندهی آن در محدوده ی بوستان جوانمردان ایران است. همچنین علل و عوامل بروز سیلاب های اخیر و عدم کارایی این روددره در کاهش و انتقال سیلاب مطالعه و تحلیل گشته و راهکارهایی معمارانه در راستای ممانعت و پیشگیری از مخاطرات ناشی از سیلاب ارایه شده است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی می باشد و داده ها از منابع اسنادی، کتابخانه ای و مشاهدات میدانی به دست آمده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که کنترل و انتقال سیلاب در برنامه های ساماندهی این منطقه کمتر مورد توجه بوده است و باید برای پیشگیری و کاهش خطرات و خسارات ناشی از سیل، اصول طراحی و راهکارهای بهبود وضعیت، مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: سیلاب، روددره ی کن، راهکار معمارانه، بوستان جوانمردان ایران، ساماندهی
  • امیر رضایی باداشیانی، ابراهیم نعیمی فر*، امید نعیمی فر صفحه 4

    ساخت سازه های زیرزمینی با توانایی مقاومت در برابر حملات موشکی و هوایی میتواند به عنوان یک استراتژی دفاعی در مقابل تهدیدهای مستمر دشمنان کشورها وکاهش خسارات ناشی از بلایای طبیعی، موردتوجه قرار گیرد. در راستای کاهش اثرات مخرب علاوه بر ملاحظات مربوط به مصالح به کار گرفته شده در این سازه ها، هندسه سازه نیز تاثیر چشمگیری بر سطح تاثیرپذیری سازه از محرکهای بیرونی خواهد داشت. در این مقاله عملکرد سه شکل مختلف از سطح مقطع های متعارف تونل در طول تحریک ناشی از انفجار زیرسطحی ارزیابی می شود. در این راستا ضمن استفاده از تیوریهای موجود در ادبیات فنی، به تحلیل مسیله با استفاده از نرمافزار تفاضل محدود و کدنویسی پرداخته می شود. در ادامه با توجه به توسعه تونلهای دوقولو در شبکه حمل و نقل شهری، به ارزیابی فاصله بهینه بین دو تونل جهت به حداقل رساندن اثرات انفجار پرداخته می شود. بر اساس نتایج مشاهده می گردد که حضور دو تونل در نزدیکی هم سبب هم افزایی پارامترهای مبتنی بر نیرو در لاینینگ تونل تا 40 درصد می گردد. از طرف دیگر ملاحظه می شود که چنانچه فاصله مرکز به مرکز دو تونل بیشتر از دو برابر قطر تونل در نظر گرفته شود، اثرات ناشی از هم افزایی به حداقل رسیده و می توان دو تونل را بصورت مستقل تحلیل نمود.

    کلیدواژگان: انفجار، آنالیز دینامیکی، تفاضل محدود، هندسه مقطع، فاصله بهینه، تونل دوقولو
  • احسان درستکار* صفحه 5

    در فرآیند انزوا و در حاشیه قرار گرفتن مکانی مناطق پیرامونی خصوصیات آمایش سرزمینی نیز کم رنگ شده اند. بنابراین، حاشیه مناطق محل تلاقی دو پدیده ناامنی و توسعه نیافتگی می باشد. از آنجا که رویکرد این پژوهش کاربرد نظامی است به همین دلیل به ابعاد امنیت پرداخته شده است. مساله مورد توجه درباره جنوب شرق ایران این است که مناطق پیرامونی به عنوان یکی از بارزترین موارد نابرابری فضایی به لحاظ توسعه در کشور معرفی شده اند و به دلیل دورافتادگی و پرت بودن و بویژه گسستگی فضای سرزمینی آن از بقیه کشور تاثیرگذاری این منطقه در مقیاس کشوری را بسیار کم رنگ کرده است و باعث شده این استان از مناطقی باشد که جزء یکی از محرومترین استانهای کشور محسوب گردد. از این رو، هدف پژوهش ارزیابی امنیت در ابعاد کلی با توجه به رویکرد تحقیق می باشد. پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی و از نوع تحقیقات علمی می باشد و بر اساس ماهیت و روش از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است. ماهیت داده های مورد استفاده کمی است و شیوه گردآوری داده ها و اطلاعات میدانی و اسنادی می باشد. چارچوب نگارش بر پایه رابطه متقابل شاخص های امنیت در ابعاد اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی، جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی (مصاحبه) و تهیه پرسشنامه شکل گرفته است. در مجموع نتیجه گیری ها و بررسی شاخصهای امنیت شهرستانهای فنوج، دلگان، زابل، قصرقند و مهرستان (زابلی) دارای بیشترین میزان امنیت و کمترین میزان خطر می باشند.

    کلیدواژگان: مکان امنیت، امنیت پایدار، سیستان و بلوچستان، رویکرد منطقه ای، تحلیل سلسله مراتبی
  • سید جعفر حجازی* صفحه 6

    در نگاه سیاستگذاران و صاحبنظران، ایمنی شهری یکی از اساسی ترین پیش فرضهای جامعه جهانی برای برنامه ریزی انسان محور است و بر این اساس، برنامه ریزان شهری راهبرد پدافند غیرعامل را برای دستیابی به آن پیشنهاد کرده اند. هدف این پژوهش سنجش ضریب ایمنی کالبدی- انسانی نواحی منطقه یک کلانشهر اهواز با رویکرد پدافند غیرعامل می باشد. روش تحقیق بر اساس هدف نظری-کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی، روش گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای و سازمانی بوده است. جهت تحلیل اطلاعات از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل منطق فازی استفاده شد. یافته ها حاکی از آن می باشد که از نظر مساحت، 81 درصد ناحیه پنج و 28 درصد ناحیه سه در محدوده ضریب ایمنی 0٫6 و بیشتر قرار گرفته که به ترتیب امن ترین و ناامن ترین ناحیه شناخته شده اند که دلیل اصلی ایمنی پایین ناحیه سه را می توان در بافت متراکم و غالبا مسکونی، تراکم بالای جمعیت، درآمد پایین خانوارها (تراکم بالای قشر کارگران ساده)، سواد پایین (عدم توانایی در خود مراقبتی در زمان بحران) و پایین بوده شاخص دسترسی در آن دانست. در کل می توان گفت تنها ناحیه پنج دارای ضریب ایمنی بسیار زیاد (1 – 0٫8)، در بافت خود بوده و نواحی یک و سه در گروه با ضریب ایمنی کم (0٫4 – 0٫2)، قرار گرفته اند.

    کلیدواژگان: ایمنی کالبدی- انسانی، پدافند غیرعامل، کلانشهراهواز، مدل منطق فازی
  • نادر شوهانی* صفحه 7

    بشر همواره در زندگی و ساخت و سازهای خود با تهدید مواجه بوده است و در طول تاریخ، انواع حوادث را تجربه کرده است. عصر حاضر عصر آسیب پذیری شهری در برابر مخاطرات محیطی است، زیرا همزمان با پیچیده شدن حیات شهری، شهرها در ابعاد مختلف با مخاطرات طبیعی و بحران تکنولوژیک از یک سو، و بحران‌های اجتماعی – امنیتی از دیگر سو مواجهندوضعیت بد استقرار عناصر کالبدی و کاربری‌های نامناسب زمین‌های شهری، شبکه‌ی ارتباطی ناکارآمد شهر، بافت شهری فشرده، تراکم‌های شهری بالا، وضعیت بد استقرار تاسیسات زیربنایی شهر و کمبود و توزیع نامناسب فضاهای باز شهری و مواردی از این قبیل نقش اساسی در افزایش میزان آسیب‌های ارده به شهرها در برابر مخاطرات طبیعی دارند.. پدافند غیرعامل یکی از مهم‌ترین مفاهیم مطرح شده در حوزه کلی مدیریت بحران شهری برای تامین امنیت شهرها و پایه ریزی رفاه شهرو ندی در تمام مناطق شهری می‌باشد.. روش تحقیق در این مقاله از نوع پیمایشی-توصیفی و از ابزار پرسشنامه با میزان آلفای کرونباخ 2/81 درصد، برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردیده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه ی کارشناسان و متخصصان حوزه مدیریت شهری شهر ایلام در سازمانهای مرتبط تشکیل می دهد که به دلیل مشخص نبودن حجم جامعه، به روش نمونه گیری تصادفی، پرسشنامه تحقیق در بین کارشناسان توزیع و در نهایت اطلاعات 85 نفر مورد تحلیل قرار گرفت. از روش های آمار توصیفی برای توصیف متغیرهای جمعیت شناختی و به منظور تحلیل فرضیه ای تحقیق از آزمون T یکطرفه و از آزمون فریدمن برای رتبه بندی عوامل در نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مهمترین شاخص مخاطرات محیطی از نظر کارشناسان شاخص‌های سازمانی و مدیریتی با میانگین رتبه 23/15 و آخرین اولویت شاخص ساختار شبکه های ارتباطی با میانگین رتبه 18/5 بود. بر اساس نتایج تحقیق می توان ادعا کرد که از نظر کارشناسان، شهر ایلام در زمینه‌های مختلف مخاطرات محیطی می تواند آسیب پذیر باشد، تنها دو مورد از شاخص‌های مخاطرات محیطی با اختلاف ناچیزی از نظر کارشناسان رد شد یکی فرسودگی و دفاع پذیری بافت شهر و دیگری زیرساخت های تامین آب در سطح شهر می باشد.

    کلیدواژگان: پدافند غیرعامل، آسیب پذیری شهری، مخاطرات محیطی، شهر ایلام
  • بهزاد وثیق*، حسین ناصری صفحه 8

    مورد هدف قرار گرفتن بیمارستان های متعدد در طول جنگ تحمیلی، نشان دهنده اهمیت و لزوم حفظ این بناهای حیاتی در مواقع بحران می باشد؛ از طرفی با توجه به اینکه ضعیف ترین بخش بنا در برابر امواج انفجار، کالبد خارجی بنا است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف کاهش آسیب پذیری این بخش از بنا در برابر امواج انفجار، به روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات پیمایشی،‌ به بررسی و اولویت بندی شاخص های معماری کالبد خارجی بناهای درمانی از منظر پدافند غیرعامل پرداخته است؛ در ابتدا پس از استخراج شاخص های مذکور از منابع معتبر علمی و کتابخانه ای، پرسش نامه AHP تهیه و در اختیار 5 نفر از متخصصان و اساتید این حوزه قرار داده شده است. پس از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و تایید پایایی و روایی پرسش نامه، تعداد 32 نفر از جامعه، به روش نمونه گیری هدفمند، به عنوان اعضای نمونه انتخاب و پرسش نامه میان آن ها توزیع گردید. در نهایت با تحلیل 28 پرسش نامه بازگردانده شده در نرم افزار Expert choice، میزان اهمیت شاخص ها که به ترتیب شامل شاخص های مرتبط با طراحی پوسته دوم، فرم کلی بنا، مصالح نما، دیوارهای خارجی، بازشوها و ورودی می باشد، تعیین گردید. این نتیجه حاکی از تاثیر بسزای طراحی پوسته دوم بنا به مثابه سپر دفاعی در برابر امواج ناشی از انفجار می باشد.

    کلیدواژگان: پدافند غیرعامل، بناهای درمانی، کالبد خارجی
  • داود عباسی گوجانی، احمد خادم الحسینی*، مهدی مدیری، حمید صابری، امیر گندمکار صفحه 9

    تاب آوری مفهومی راهبردی برای افزایش تحمل پذیری دارایی های شهری می باشد که در این بین زیرساخت های شریانی انرژی از جمله برق در این زمینه حساسیت و ضرورت دو چندانی دارد. چرا که هرگونه ایجاد شوک و تهدید بیرونی برای آن می تواند زندگی در شهرها را با توجه به ماهیت امروزی شهرنشینی و شهرگرایی با اختلال جدی مواجه سازد. در این راستا در پژوهش حاضر با رویکرد کاربردی و روش شناسی توصیفی- تحلیلی تلاش شده است تا به هدف آن که تحلیل تاب آوری زیرساخت شریانی برق در کلانشهر مشهد می باشد، پرداخته شود. با توجه به نامشخص بودن شاخصه های تبیینی و عدم پهنه بندی مناطق پر خطر در این فرآیند برای گردآوری شاخص های تبیین کننده تاب آوری از روش دلفی به صورت هدفمند و برای تحلیل فضایی این مساله از نرم افزار Arc GIS 10,3 و همچنین مدل تاپسیس فازی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اولا شاخص های تبیین کننده تاب آوری در زیرساخت شریانی برق به صورت الگوی تراکم مصرف شبکه، الگوی طراحی شبکه و همچنین الگوی قرارگیری در بافت شبکه می باشد و ثانیا پهنه شمالی و شرقی شهر با توجه به تحلیل فازی و تحلیل فضایی آن در محیط نرم افزار Arc GIS 10,3 نشان دهنده آسیب پذیری و متعاقبا تاب آوری پایین تری نسبت به سایر پهنه های شهر برای زیرساخت شریانی برق می باشد.

    کلیدواژگان: تاب آوری، زیرساخت شریانی، زیرساخت برق، کلان شهر مشهد، روش دلفی، FTOPSIS
|
  • Page 1

    The earthquake is one of the natural disasters that most countries including Iran face with its threats. Iran with its Geological and being on the earthquake belt is one of the countries which the earthquake occurs more. Every year earthquakes impose great damage. Azarshahr as a one of the east Azerbaijan cities can’t be excluded. The aim of this research is to evaluate Physical Vulnerability of Azarshahr. The type of the research is practical and its method is descriptive-analytical. Data collection is conducted by texts, resources, books and articles’ surveys and also, survey of maps and by interviews and questionnaires. Data analysis is conducted by Analytical Hierarchy process of AHP and pairwise comparison and GIS software in the related phases such as entrance, save, management, process and analysis of data regarding to criteria like distance from fault, degree of batter, type of soil, population density, quality of buildings, kind of structure, age of building, the number of floors, the access to free spaces, distance from hospital and distance from fire station. Exploring of obtained results show that different factors can have various effective on the damage which caused by earthquake. Azarshahr having 9km from the fault area is located on the center of earthquake. Regarding to mention criteria and analyzing of them, the degree of Physical Vulnerability in Azarshahr is medium upward and regarding to high level of buildings and population density, low quality of structures, organic civil network of the city center, and also, the old part of the city, degree of Physical Vulnerability is high.

    Keywords: Fault, Earthquake, AHP Analysis Method, Physical Vulnerability, Azarshahr
  • Page 2

    Changes in Tehran metropolitan Peri-Urbanisation lead to extensive changes in the socio-economic structures of the area called metropolitan fringe. One of these effects is 11,000-percent increase in the population of Tehran conurbation over the past 60 years,creation of numerous population centers on the capital. Along with the counter urbanization of Tehran,national measures have been taken to decentralize this city,balance the urban system,whose success rate has so far not been seriously evaluated. The present study,focusing on this gap,seeks to examine the effect of the expansion of Peri-Urbanisation around the Tehran metropolis on the urban system of the country during the period from 1335 to 1395,in order to analyze the success of national decentralization policies as far as possible. The type of research is applied-development,the method used is of descriptive-analytical type. The area under study is the 6th urban area of ​​Tehran,Mashhad,Tabriz,Isfahan,Qazvin,Shiraz,which includes 116 cities,according to the latest census in 1395,it has a population of 24567327 people. The result shows that in the study period,the concentration of Tehran in comparison with other urban areas of the country has been constantly decreasing,but because of the decentralized concentration of the city,the development of the urban fringe around it,the concentration of Tehran conurbation in relation to five other urban conurbations during the last 30 years have been almost constant,and national decentralization policies have not resulted in a spatial balance in the city’s network.

    Keywords: Urban fringe, Urban system, Decentralization, Urban conurbation, Peri-Urbanisation
  • Zahra Ahmadi*, Pegah Payedar Ardakani, Mahdi Zandieh Page 3

    The hazards and damages of Floods have shown the importance of reclamation and reorganization of river valleys and urban watercourses of Tehran, and have been the major title of Tehran urban management plans in the past few years. The main goals of these plans are to guide and transfer surface waters and contingent flood to the river valleys and watercourses. Therefore, formulating principles and design criteria, and providing the practical ways in the reclamation and reorganization of river valleys are the necessary subjects of studies, with the aim to control the floods and reducing detrimental effects of flood waters. The aim of this research is to identify and evaluate the strategies for mitigation of flood risk in a part of Kan river-valley after building Javanmardan-e Iran Park. Also, the causes of recent floods in this area, and lack of efficiency of this river valley in water flow reducing are discussed. At the end, some architectural solutions are suggested. The research method is descriptive-analytical and application of SWOT model. Collected data is derived from documentary resources, case study and observations field. The results of present research indicate that controlling the flood have been less noticed in organization of Kan River Valley in Javanmardan-e Iran Park; and design principles and improvement strategies of this area should be considered for prevention and reduction of future flood risks and damages.

    Keywords: Flood, Architectural Space Solution, Kan River Valley, Javanmardan-e Iran Park, Reclamation
  • Page 5

    In the process of isolation and marginalization of the periphery of the land, the characteristics of the land are dimmed. Therefore, the margin of the regions of the confluence of two phenomena of insecurity and underdevelopment. Since the approach of this research is military application, it has been addressed to the security dimension. The issue of interest in southeastern Iran is that peripheral areas are considered as one of the most prominent spatial inequalities in terms of development in the country. Because of their remoteness and distraction and marginality, and especially the disruption of its territorial space, the rest The country has made the region very small in scale, making the province one of the most deprived provinces in the country. Therefore, the objectives of this research can be summarized as follows: Ideal goal: Achieving sustainable security in Sistan and Baluchestan province. General objective Appropriate grounding for achieving a balance and balance between the two sides of the country with increasing levels. Security, Particular objective Assessing security in general terms with regard to the research approach. The present research is based on the purpose of scientific research and is based on the nature and method of descriptive-analytical method. The nature of the data used is small and is a way of collecting data and information from the field and documents. The writing framework can be based on the interrelationship between security indicators in the economic, political, military and social dimensions, data collection through library studies and field research (interviewing), and the preparation of a questionnaire. In the overall survey of security indicators in each city, Fnvj, Delgan, Zabul, Qasrkand and Mehrestan (Zabali) have the highest levels of security and the lowest risk, respectively. For each city, in terms of military, social, economic and political security, Overall security has been gained. Military security and social security, with the criteria set out, because of their close relationship with each other and with regard to the research approach, can look different and out of the general view on the issue of security. The remarkable point is that the results of the AHP technique, as stated, are between zero and one. Now in this research, given the existing indicators, the closer the coefficients are to the nearest, the target city is at higher risk and therefore has less security. Based on the results obtained in the field of military security, Fenjj, Qasrkand, Zabol, Mehrestan (Zabali) and Zahak have the highest level of security and the lowest risk according to the priority of the cities. In the area of ​​social security of Fnoj, Delfan, Qasrkand, Mehrestan (Zaboli) and Zahak cities and in the economic security of Fnoj, Qasrkand, Mehrestan (Zabuli), Zabul and Konarak cities and in the political security of Zabol, Delgan, Nimroz, Zahak And Mesterand (Zaboli) are more secure in the order of priority than other cities.

    Keywords: Security, Sistan, Baluchestan, Analytical Hierarchy, Regional Approach
  • Page 6

    To policymakers and experts, urban safety is one of the most basic presumptions of the international community for human-centered planning, and accordingly, urban planners have proposed a passive defense strategy for achieving it. The purpose of this study was to measure the physical-human safety factor of Districts of Area one Ahvaz Metropolitan with passive defense approach. The research method was based on theoretical-practical purpose and in terms of nature and method, descriptive-analytical, data collection was also library and organizational. To analyze information from GIS software and fuzzy logic model were used. The findings indicate that in terms of area, 81 percent of Area Five and 28 percent of Area Three are within the safety factor range of 0.6 and above, respectively, which are identified as the safest and most unsafe area, The main reasons for the low safety of District Three can be found in dense and often residential contexts, high population density, low household income (high density of simple workers), low literacy (inability to self-care in times of crisis and the low was the accessibility index. In general, only the District five had a very high safety factor (0.8–1) in their tissues, and District 1 and 3 were in the group with a low safety factor (0.2–0٫4).

    Keywords: Physical-human immunity, Passive Defense, Ahwaz metropolis, Fuzzy logic model
  • Nader Shvani* Page 7

    Security is one of the main and fundamental factors which its lack leads to a crisis in societies (Alizadeh, 2016, p. 12). Mankind has always faced with threats in his life and construction, and he has experienced all kinds of events throughout history (Zangi Abadi, 2012, p. 114). The present age is the urban vulnerability age, because with the urban life’s complexity, cities are confronted with different natural hazards and technological crisis on the one hand, and social security crises on the other hand (Mohammadi Deh Cheshmeh, 2015, p. 212). Passive defense is one of the most significant concepts in the overall area of urban disaster management in order to secure the cities and establish the citizens’ welfare in all urban areas. Therefore, this paper attempts to investigate Ilam city’ vulnerability to environmental perils with an emphasis on passive defense approach. The method of this study was survey-descriptive and to collect data, the questionnaire tool of Amini-Varki et al (2014) with Cronbach’s alpha of 81.2% was used. The statistical population of this research is all urban management experts in Ilam city in related organizations that due to the lack of population size, by a randomized sampling method, a research questionnaire was distributed among the experts and finally information about 85 people were analyzed. Descriptive statistics were used to describe the demographic variables and to analyze the research hypothesis, one-way T test and Friedman test for ranking the factors in SPSS software were used. The results of this study showed that the most important indicator of environmental hazards was the average rating of 15.23 in terms of experts in both the organizational and managerial indicators and the last priority of the structure index of communication networks with an average rating of 5.18.

    Keywords: hazard, passive defense, vulnerability, environmental hazards, Ilam city
  • Behzad Vasigh*, Hosein Naseri Page 8

    From the perspective of passive defense, among the public buildings of the city, therapeutic buildings are of great importance and can be considered as important and sensitive centers. Among the architectural components of this category of buildings, the exterior body is the weakest part of the building against explosion, therefore its pathology can be very effective in reducing deaths and dealing with crisis threats. In this regard, this research, by descriptive-analytical method and survey studies, has investigated and prioritized exterior body architecture indicators of perspective of passive defense. First, by extracting these indices through a study of book and scientific articles published in the authoritative journals, AHP questionnaire was developed to compare these indices. The statistical population in this study was experts and professors in the field of passive defense in architecture. At first, the questionnaire was distributed among 5 of them, then, Cronbach’s alpha coefficient of the questionnaire was calculated using spss software and the number .764 was obtained. Finally, the validity and reliability of this questionnaire was confirmed. Then 32 people were selected by purposeful sampling method and questionnaires were distributed among them. 28 questionnaires from 32 questionnaires were returned. After analyzing them in Expert choice software, the result show that the priority of the exterior body architectural indicators of the therapeutic buildings in terms of impotence are as follow: indices for the second shell design, general form of the building, facade, exterior wall, windows and entrance. The result reminds us of the necessity of preserving the use and body of Therapeutic buildings in time of threat and crisis, taking into account the priority of the indicators outlined in the building exterior body architecture design.

    Keywords: Passive defense, Therapeutic buildings, Exterior body
  • D.Abbasi, A. Khademolhoseiny*, M.Modiri, H. Saberi, A.Gandomkar Page 9

    resilience is a strategic Concept for increasing the sustainability of urban assets that has both the sensitivity and the urgency of arterial energy infrastructure, including electricity. Because any external shocks and threats to it can seriously disrupt the lives of cities due to the modern nature of urbanization and urbanization. In this regard, in the present study, an applied approach and a descriptive-analytical methodology have been attempted to analyze the resilience of electricity arterial infrastructure in Mashhad metropolis. In this process, Delphi method was used to collect resilience indices and Arc GIS 10-3 software as well as fuzzy TOPSIS model was used for spatial analysis of this problem. The results show that first the resilience indices in the arterial infrastructure are in terms of grid congestion pattern, grid design pattern and grid placement pattern. Its space in Arc GIS 10-3 shows vulnerability and consequently lower resilience to arterial electricity infrastructure than other areas of the city.

    Keywords: Resilience, Arterial Infrastructure, Power infrastructure, Mashhad metropolis