فهرست مطالب

  • Volume:8 Issue: 1, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/01/19
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حسین هاشمی، آسا ابراهیمی*، امین آزادی صفحات 1-12

    عطر و طعم برنج از ویژگی های مهم و تعیین کننده کیفیت برنج است. برنج معطر، نوعی خاص و مرغوب از آن به شمار می آید. شناخت فیزیولوژیکی و ژنتیکی برنج های معطر برای برنامه های اصلاحی اهمیتی ویژه دارد. در این پژوهش، به منظور ارزیابی تنوع ژنتیکی، 13 رقم برنج تحت بررسی های بیوشیمیایی و مولکولی قرار گرفتند. جامعه آماری مورد بررسی شامل 3 رقم معطر در مقام شاهد و 10 رقم برنج قابل کشت در استان خوزستان بود. 13مارکر اختصاصی SSR و مارکرهای مولکولی مرتبط با عطر برنج (MAS) برای بررسی ژنوم برنج های ایرانی استفاده شد. بیشترین میزان PIC برای مارکرهای SSR مقدار 0.75 به دست آمد و نیز این مارکرها با روش UPGMA جمعیت را به سه گروه تقسیم کرد. نتایج انتخاب به کمک مارکر برای آغازگرهایEAP  و INSP  با باندی به وزن مولکولی 355 جفت باز را نشان داد که معرف ارقام برنج غیرمعطر بود. در این پژوهش، چهار رقم غیر معطر مشاهده شد که شامل ارقام حمر، دانیال، گرده رامهرمز و هویزه بودند. همچنین نشانگرهای IFAP و ESP با باندی با وزن مولکولی 257 جفت باز که ارقام طارم، دم سیاه، بسماتی، عنبربو نجفی، عنبربو سرخه، عنبربو زرد، کادوس، چمپا و شفق را به عنوان ارقام معطر معرفی کرد. نشانگرها به خوبی ارقام عطری و غیر عطری را از هم جداسازی کردند. ترکیبات شیمیایی مرتبط با عطر برنج با کمک روش GC-MS از کلیه ارقام جداسازی شد. بیشترین ترکیبات موجود در ارقام عطری شامل pentane, hexanal, heptane, tetradecane, alkanic acid, octone, acid, pyridine, pirazine, and 2-acet-1-pyrroline,  تشخیص داده شد. AP-2  به عنوان یکی از مهمترین عوامل عطر برنج در ارقام طارم، دم سیاه و عنبربو شناسایی شد. در نهایت پرایمرهای MAS و SSR قادر به متمایز ساختن ارقام معطر شناخته شدند.

    کلیدواژگان: برنج، گزینش با کمک مارکر .acetyl-1-pyrroline، GC-MS
  • حمزه حمزه، علی اصغری*، سید ابوالقاسم محمدی، امید سفالیان، سلیمان محمدی، مجتبی نور آیین صفحات 13-21

    در گندم  (Triticum aestivum L.)ارتفاع بوته از صفات تعیین کننده عملکرد زراعی است. برای مکان‌یابی QTLهای با آثار افزایشی و اثر متقابل اپستازی افزایشی در افزایشی بین آنها و برای صفات مرتبط با ساختار بوته، 148 اینبرد لاین نوترکیب گندم همراه با والدین آنها (YecoraRojoو رقم محلی ایرانی No. #49) در شرایط مطلوب و تنش کم‌آبی انتهایی در ایستگاه تحققات کشاورزی میاندوآب و دانشگاه مهاباد در سال های زراعی 1394-1395 بررسی و ارزیابی شد. طرح آزمایشی آلفالاتیس با دو تکرار همراه بود. در مکان‌یابی ژن های کنترل کننده صفات کمی برای اثرهای افزایشی و آثار متقابل آنها، از نرم افزار QTL Network 2.0 استفاده و بر اساس مکان‌یابی فاصله‌ای مرکب اقدام شد. نقشه پیوستگی مورد استفاده شامل 177 نشانگر ریزماهواره و 51 نشانگر رتروترانسپوزون بود. در این مطالعه، صفات طول ساقه، وزن ساقه، طول پدانکل و وزن پدانکل اندازه گیری شد. نتایج نشان داد در هر دو شرایط آبیاری نرمال و تنش کم آبی تفکیک متجاوز مثبت و منفی برای کلیه صفات مورد بررسی معنی دار بود. همچنین بیشترین و کمترین وراثت پذیری عمومی و خصوصی به ترتیب برای طول ساقه 69/73 و 74/36 درصد و طول پدانکل 51/40 و 25/20 درصد برآورد شد. نتایج نشان داد ‌در شرایط مطلوب، رطوبتی هفتQTL  (11% -5= R2A) هشت اثر اپیستازی افزایشی در افزایشی (92%/10- 66/1= R2AA) معنی دار بودند، همچنین در شرایط تنش کم‌آبی نیز هفت QTL (9% -27/4= R2A)، هشت اثر اپیستازی افزایشی در افزایشی (58%/14- 8/3= R2AA) معنی دار بودند. در این تحقیق، بیشترین تعداد QTL ها (5 از 14) بر روی کروموزوم 5A  قرار داشت که نشان دهنده اهمیت این کروموزوم در شکل گیری ساختار گیاه گندم است.

    کلیدواژگان: نقشه یابی QTL، نشانگر میکروساتلایت، طول ساقه، رتروترانسپوزون
  • مهدی زهراوی*، محمدعلی دهقان، حسین علی فلاحی، حسین عظیمی صفحات 22-35

    سفیدک پودری گندم ایجاد شده از قارچ Blumeriagraminis f.sp. tritici، یکی از زیان بارترین بیماری های گندم در نواحی با آب و هوای خنک و مرطوب است. برای بررسی تغییرات بیماری زایی و شناسایی منابع ژنتیکی با مقاومت موثر در برابر این بیماری، مجموعه ای از ژنوتیپ های گندم با ژن های مقاومت اصلی (Pm) متفاوت، در دو کانون آلودگی گرگان و ساری تحت شرایط طبیعی آلودگی طی سال های 1394-1397 بررسی و ارزیابی شد. واکنش مقاومت ژنوتیپ ها با استفاده از صفات توسعه بیماری، شدت بیماری و ضریب آلودگی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که میانگین ضریب آلودگی ژنوتیپ ها در هر سه سال آزمایش در گرگان، بزرگ تر از ساری بود. تفاوت آشکاری بین واکنش برخی ژنوتیپ ها در دو ناحیه طی سال های آزمایش مشاهده شد. بیشترین فاصله ژنتیکی بین دو ژنوتیپ Ralle Pm3d و Holger Pm6 وجود داشت. ژنوتیپ های NK-747 Pm6 و Maris Huntsman Pm2+Pm6 همچنین Amigo Pm17 و Maris Huntsman دارای بیشترین شباهت ژنتیکی بودند. نتایج تجزیه به مولفه های اصلی نشان داد که 78/65 درصد تنوع موجود براساس ضریب تغییرات، به کمک دو مولفه اصلی اول قابل توجیه است. ژنوتیپ های Maris Dove (Mld+Pm2)، Shamrock (با Pm ژن ناشناخته)، Broom Pm3d و Axona Pm2+Pm3d+Mld طی سال های آزمایش در مناطق آلودگی مورد مطالعه، مقاومت موثر نشان دادند. نتایج کلی این تحقیق حاکی از وجود تغییرات بیماری زایی در جمعیت سفیدک پودری گندم طی سال های آزمایش بود که بر ضرورت پایش مستمر بیماری در نواحی آلودگی تاکید داشت. ژن های دارای مقاومت موثر شناسایی شده در این تحقیق در برنامه های اصلاحی مقاومت خصوصا برای مناطق گرگان و ساری قابل استفاده هستند.

    کلیدواژگان: Blumeriagraminis f.sp. tritici، بیماریزایی، مقاومت، جمعیت بیمارگر، ارقام افتراقی
  • نسا مرادپور، قاسمعلی گروسی *، رحیم حداد صفحات 36-44

    استویا گیاهی دارویی و چندساله با خوص آنتی اکسیدانتی ضد میکروبی، ضد قارچی و ضد ویروسی است. این گیاه به تعادل قند خون کمک می کند و حاوی دو متابولیت ثانویه با ارزش استویوزید و ربادیوزیدA ، با محتوی شیرینی بیشتر است. این تحقیق به منظور تولید ریشه مویین در گیاه استویا و بررسی تاثیر الیسیتورها در میزان تولید متابولیت ثانویه در آنها صورت گرفت. ابتدا ریشه های مویین با استفاده از دو سویه 15834 و A4 آگروباکتریوم رایزوژنز از برگ گیاه استویا تهیه شد. پس از تایید نتایج  PCR، بهترین لاین ریشه مویین انتخاب و تکثیر شدند. در ادامه الیسیتورهای غیر زیستی نانوذره تیتانیوم دی اکسید نانو ذره تیتانیوم، دی اکسید در غظت های 20، 40 و 60 میلی گرم در لیتر  در 0، 24، 48 و 72 ساعت و تیمار فلزات سنگین، کلرید کبالت و کلرید کادمیوم هر کدام در غلظت های 100 و 200 میکرومولار در طول دو بازه زمانی 2 و 8 ساعت اعمال شدند. نتایج نشان می دهد که اغلب تیمار غلظت های الیسیتورها در بازه های زمانی مختلف اثری معنی دار روی تولید و تجمع متابولیت های مورد نظر داشته اند؛ اما تیمار نانو ذره دی اکسید تیتانیوم  در غلظت40 میلی گرم در لیتر بعد از 24 ساعت دارای بیشترین تولید و تجمع استویوزید 88/96 میلی گرم در لیتر و 28/24 میلی گرم در گرم ماده خشک و در غلظت60 میلی گرم در لیتر بعد از 48 ساعت تیمار، دارای بیشترین تاثیر روی تولید و تجمع ربادیوزید A، 39/89 میلی گرم در لیتر و 28/21 میلی گرم در گرم ماده خشک را به ترتیب داشت. همچنین، نتایج حاکی از آن است که تیمار کلرید کبالت و کلرید کادمیوم هر دو در غلظت 100 میکرومول بعد از 8 ساعت دارای بیشترین تاثیر روی تولید به ترتیب با 19/114 و 98/183 میلی گرم در لیتر و تجمع استویوزید به ترتیب با 54/29 و 87/42 میلی گرم در گرم ماده خشک را داشتند. کلرید کادمیوم در غلظت 200 میکرومول دارای بهترین تاثیر در تولید و تجمع ربادیوزید A  بعد از 2 ساعت به ترتیب با 51/105 میلی گرم در لیتر 42/25 ملی گرم در گرم ماده خشک را نشان می دهد. در این بین، هیج تولیدی از ربادیوزید A در غلظت های 100 و 200 میکرومولار کلرید کبالت مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: استویا، استویوزید، الیسیتور ربادیوزید A، ریشه مویین
  • انسیه اسحقی شمس آبادی، حسین صبوری*، حبیب الله سوقی، سید جواد سجادی صفحات 45-54

    گندم ‏Triticum aestivum L.)‏) از مهمترین غلات و  محصولات غذایی در جهان است. این گیاه، از ظرفیت فراوانی در مطالعات ژنتیکی برای پراکنش وسیع اکولوژیکی آن و ازتنوع فراوانی برای صفات مختلف مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی برخوردار است. برای تحلیل اثر ترکیب پذیری عمومی (GCA) و ترکیب پذیری خصوصی (SCA) صفات مورفوفنولوژیک گندم –که شامل صفات روز تا سبز شدن، روز تا گلدهی، روز تا رسیدگی، طول برگ پرچم، طول دوره پر شدن دانه، وزن سنبله در بوته، وزن ساقه و عملکرد دانه است- از طرح دای آلل کراس 8×8 یک‌طرفه به روش دوم گریفینگ مدل ثابت (I) استفاده شد. در این تحقیق، ارقام کوهدشت، مهرگان، کریم، لاین 17، N-80-19، اترک، N-92-9 و احسان براساس طرح بلوک های کامل تصادفی با دو تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه گنبد کاووس در پاییز سال 1396-1397 ارزیابی شدند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین صفات مورد بررسی وجود دارد که نشان‌دهنده تنوع معنی‌دار در بین والدین آنها برای کلیه صفات مورد مطالعه است. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر ترکیب پذیری عمومی (GCA) برای کلیه صفات بجز روز تا رسیدگی و طول دوره پر شدن، در سطح احتمال 5% معنی دار شد. نتایج به‌دست‌ آمده از نسبت میانگین مربعات GCA بر SCA نشان می دهد که واریانس ژنتیکی افزایشی، نقشی غالب در توارث اکثر صفات دارد. بیشترین وزن دانه های موجود مربوط به رقم کریم و کمترین میزان هم مربوط به رقم N-92-9 بود که از 104/5 گرم تا 091/0 گرم در نوسان بود. همچنین براساس نتایج بای پلات، تلاقی های N-92-9 × احسان، N-92-9 × کوهدشت، مهرگان × اترک، احسان × لاین 17، N-80-19 × مهرگان و کریم × کریم، از بهترین هیبرید برای عملکرد دانه برخوردار است. مطالعات بیشتر در باب صفات زراعی، آگاهی ما را در ارقام گندم مورد استفاده در بررسی حاضر بهبود می‌بخشد و می‌تواند به ساماندهی برنامه‌های به نژادی بعدی کمک کند.

    کلیدواژگان: بای پلات، تجزیه دی آلل، عمل ژن، عملکرد گندم (‏triticum aestivum l‏)، وراثت پذیری
  • مهران بابایی، رامین حسینی* صفحات 55-63

    ویتامین E یکی از ویتامین های محلول در چربی و دارای چندین ایزومر است که شامل توکوفرول ها و توکوترینول هاست. تبدیل گاما توکوفرول به آلفا توکوفرول با فعالیت آنزیم γ-tmtصورت می پذیرد. بسیاری از گیاهان از جمله کلزا ژن γ-tmt را ندارند تا آنها را از گاما توکوفرول به آلفا توکوفرول تبدیل سازند. هدف این مطالعه انتقال ژن γ-tmt به گیاه کلزا بود تا آن را به تولید آلفا توکوفرول و افزایش ویتامین E قادر سازد. ژن γ-tmt از گیاه گوجه فرنگی (Lycopersicum esculentum L.) رقم Memory 1 جدا سازی شد. سپس با استفاده از PCR تکثیر، با آنزیم XbaI برش داده، در حامل pBluscriptII همسان سازی و به E. coli منتقل گردید. در ادامه، این ژن به حامل pBI121 و حامل به آگروباکتریوم تومفشینس انتقال داده شد. دو رقم کلزا، زرفام و هایولا 401 استفاده شدند. کوتلیدون بذرهای کانولا با آگروباکتریوم تومفشینس تلقیح شدند. هشت گیاه با پتانسیل تراریخت بودن از هر رقم (زرفام 1-8 و هایولا 1-8) برای آزمایش های بعدی انتخاب شدند. پس از ظاهر شدن ساقه و ریشه، دانه رست ها برای وجود ژن γ-tmt سنجیده شدند. میزان ویتامین E گیاهان تراریخت به کمک اسپکتروفتومتر FTIR سنجیده شد. نتایج افزایش چند برابری ویتامین E را در گیاهان تراریخته نسبت به گیاهان شاهد نشان داد. افزایش ویتامین E به ترتیب 41/2 و 71/2 برابر در رقم زرفام و هایولا بود. بنابراین، این روش می تواند برای غنی سازی روغن گیاهان روغنی با ویتامین E در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: Brassica napus، تراریخت کردن، ویتامین E، آگروباکتریوم تومفشینس، γ-tmt
|
  • Hossein Hashemi, Asa Ebrahimi*, Amin Azadi Pages 1-12

    Rice fragrance is one of the most important and determining factors in rice quality. Aromatic rice is a special group considered to be of the best quality. It is important to know the physiological behavior and genetic source of aromatic rice in order to improve breeding programs. In this research, thirteen rice cultivars were used for molecular and biochemical evaluations. The research population included three aromatic cultivars and ten cultivars from Khuzestan province in Iran. Thirteen SSR and four MAS markers related to grain aroma were used for genotyping the rice cultivars. The highest PIC for SSR markers was 0.75 Cluster analysis using the UPGMA method classified all cultivars into three groups. The results of MAS for EAP and INSP primers showed a molecular band of 355 bp in the non-aromatic rice cultivars. In this study, four non-aromatic cultivars (Hamar (Sorkheh), Danial, Garde Ramhormoz, and Hoveizeh) were detected. The results of IFAP and ESP primers further revealed a band of 257 bp, identified in Tarom, Domsiah, Basmati, Anbarbo Najafi, Anbarbo Red, Anbarbo Yellow, Kadoos, Champa, and Shafagh, all aromatic cultivars. Moreover, the volatile components of rice seed samples were extracted and identified using the sensitive and efficient solid phase extraction method, GC-MS. Eight compounds (aldehyde, pentane, hexanal, heptane, tetradecane, ketone, acetic acid, and 2-acetyl-1-pyrroline) were identified from the studied cultivars as the most important chemical compositions of aroma in rice. The 2-AP compound was recognized in Tarom, Domsiah, and Anbarbo Najafi cultivars. Finally, four MAS primers identified all aromatic rice cultivars as well as thirteen SSR markers related to rice fragrance.

    Keywords: GC-MS, MAS marker, Rice, SSR, 2-acetyl-1-pyrroline
  • Hamze Hamze, Ali Asghari*, Seyed Abulghasem Mohammadi, Omid Sofalian, Soleiman Mohammadi, Mojtaba Nouraein Pages 13-21

    In bread wheat (Triticum aestivum L.), crop height is an important determinant of agronomic performance. To map QTLs with additive effects and additive×additive epistatic interactions, 148 recombinant inbred lines and their parents, (‘YecoraRojo’ and Iranian landrace (No. #49)) were evaluated under normal and water deficit conditions. The experiments were carried out on research farms of Mahabad University and Miyandoab Agricultural Research Center in 2014-2015. The experimental design was an alpha lattice design with two replications. Quantitative trait loci (QTL) for the studied traits were carried out for additive effects and additive×additive epistatic interactions using the QTL Network 2.0 software based on the mixed-linear model. A number of 177 microsatellite and 51 retrotransposon markers were used to construct the linkage map. In the present study stem length, plant weight, peduncle length, and peduncle weight were measured. Results showed that under both normal and water deficit conditions, both positive and negative transgressive segregations were significant, also the highest and lowest broad and narrow sense heritability were estimated for stem length (73.69 and 36.74 percent) and peduncle length (40.51 and 20.25 percent), respectably. The results showed that under the normal condition, seven QTLs (R2A=5 to 11%), and eight additive×additive epistatic interactions (R2AA=1.66 to 10.92%) were significant. Under the water deficit condition seven QTLs (R2A=4.27 to 9%), and five additive×additive epistatic interactions (R2AA=3.8 to 14.58%) were significant. Five QTLs from the 14 QTLs identified in this study were located in chromosome 5A, indicating the importance of this chromosome in controlling the plant architecture characteristics and possibly using it for marker-assisted selection and genetic engineering.

    Keywords: Microsatellite marker, QTL mapping, Retrotransposon, Stem length
  • Mehdi Zahravi*, Mohammad Dehghan, Hosein Ali Fallahi, Hosein Azimi Pages 22-35

    Wheat powdery mildew caused by fungal pathogen Blumeria graminis f.sp. tritici is a destructive wheat disease, occurring in regions with cool and humid climates. In order to investigate the changes in pathogenicity of the disease and to identify the effective genetic source of resistance, a total of 29 wheat genotypes with different resistance major genes (Pm) were studied in two hotspots of Gorgan and Sari under natural incidence of the disease over 2015-2018. Resistance reaction of the genotypes was evaluated by disease development, disease severity and coefficient of infection. The results indicated that mean of coefficient of infection for Gorgan was larger than that for Sari in all three years of the study. The reaction of some genotypes showed apparent differences between the two regions during the years of study. The highest genetic distance was observed between Ralle (Pm3d) and Holger (Pm6). NK-747 (Pm6) and Maris Huntsman (Pm2+Pm6) as well as Amigo (Pm17) and Maris Huntsman (Pm2+Pm6) showed the highest genetic similarities to each other. A total of 65.78% of the data variation was justified by principal component analysis on the basis of the coefficient of infection. The genotypes Maris Dove (Mld+Pm2), Shamrock (with unknown Pm), Broom (Pm3d) and Axona (Pm2+Pm3d+Mld) expressed effective resistance over the years and locations. The total results of this research indicated variations in the virulence of wheat powdery mildew population during the years of the experiment. This finding emphasizes on the necessity of constant monitoring of the disease in the infected areas. The genes with effective resistance identified in this study could be used in resistance breeding to powdery mildew especially for Gorgan and Sari.

    Keywords: Blumeria graminis f. sp. tritici, Differential cultivars, Pathogen population, Resistance, Virulence
  • Nesa Moradpour, Ghasemali Garoosi *, Raheem Haddad Pages 36-44

    Stevia rebaudiana Bert. is a medicinal plant with anti-oxidant, antimicrobial, antifungal and antiviral drug properties which contains two valuable secondary metabolites, stevioside and rebadioside A, with very high sweetness capacity. In this research hairy roots were produced from S. rebaudiana leaf disks using two strains of 15834 and A4 A. rhizogenes. Then, the best hairy root line was selected and propagated. The effect titanium dioxide nanoparticles at 20, 40 and 60 mg/l after 0, 24, 48 and 72 h of elicitation and cobalt chloride and cadmium chloride each at 100 and 200 μmol after 2 and 8 h of elicitation were studied on the production and accumulation of stevioside and rebadioside A. The results demonstrated that most treatments of elicitors at different times had significant effects on the production and accumulation of target metabolites, but titanium dioxide nanoparticles caused the highest production and accumulation of stevioside (96.88 mg/l and 24.28 mg/g DW), respectively at 40 mg/l after 24 h. However, at 60 mg/l and 48 h it had the highest effect on production and accumulation of rebadioside A after 48 h (89.39 mg/l and 21.28 mg/g DW), respectively. Also the results demonstrated that treatment of cobalt chloride and cadmium chloride both at 100 μmol after 8 h had a strong effect on the production (114.19 and 183.98 mg/l) and accumulation (29.54 and 42.87 mg/g DW ) of stevioside, respectively. Cadmium chloride at 200 μmol had the highest effect on the production and accumulation of rebadioside A after 2 h (105.51 mg/l and 25.42 mg/g DW), respectively. Meanwhile, no production of readioside A was observed at 100 and 200 μmol in 8 h treatment.

    Keywords: elicitation, hairy root, Stevia rebaudiana Bert, Stevioside, Rebadioside A
  • Ensieh Eshaghi Shamsabadi, Hossein Sabouri *, Habiballah Soughi, Seyed Javad Sajadi Pages 45-54

    Wheat (Triticum aestivum L.) is the most important food crop. It offers a great wealth of material for genetic studies due to its wide ecological distribution. The effects of GCA and SCA of morpho-phenological traits i.e. days to emergence, days to flowering, days to maturity, flag leaf length, grain filling duration, spike weight per plant, stem weight and grain yield were studied utilizing an 8×8 half diallel cross according to Griffing’s method II of Fixed model (I). Kouhdasht, Mehregan, Karim, Line 17, N-80-19, Atrak, N-92-9 and Ehsan cultivars were evaluated based on a randomized complete block design (RCBD) with two replications at the research farm of Gonbad Kavous University during fall 2017-2018. The analysis of variance and effect of SCA were significant for all the characters which showed a significant variability among their parents for all studied traits. The analysis of variance indicated that the effect of GCA was significant for all traits except for days to maturity and grain filling duration (p≤0.05). The obtained results from the mean square ratio of GCA to SCA showed that non-additive genetic variance played a predominant role in the inheritance of most traits. Based on GCA and SCA effects obtained from biplot analysis on 8 parents, N-92-9×Ehsan, N-92-9×Kouhdasht, Mehregan×Atrak, Ehsan×Line 17, N-80-19×Mehregan and Karim×Karim were detected as the best hybrids for grain yield. Further studies in relation to the agronomic traits, can improve our knowledge about the wheat cultivars used in the present study and can direct future breeding programs.

    Keywords: Biplot, Diallel analysis, Gene action, Wheat (Triticum aestivum L.), Yield
  • Mehran Babaei, Ramin Hosseini* Pages 55-63

    Vitamin E is one of the lipid soluble vitamins consisting of several isoforms, including tocopherols and tocotrienols amongst which the alpha tocopherol is the most active one. The conversion of γ tocophrol to α tocopherol takes place by the activity of γ-tmt enzyme. Many plants including canola lack the γ-tmt gene to enable them to convert γ tocophrol into α tocopherol. The aim of this study was to transfer γ-tmt gene into canola plants to enable them to produce α tocopherol and increase their vitamin E content. γ-tmt gene was isolated from tomato (Lycopersicum esculentum L.), Memory1 cultivar. Then, it was amplified using PCR, digested by XbaΙ enzyme, cloned into the pBluescriptΙΙ cloning vector and subcloned into E. coli. The gene was then transferred into pBI121 vector and subsequently the vector containing the γ-tmt gene was transferred into Agrobactearium tumefaciens. Two canola cultivars Zafam and Hayola 401 were used. The cotyledons of canola seeds were inoculated by Agrobactearium tumefaciens. Seven putative transformants from each cultivar (Zarfam 2 to 8 and Hayola 2 to 8) were chosen for further investigations. After the emergence of shoots and roots, the seedlings were assayed for the presence of γ-tmt gene, by PCR. Vitamin E content of the transformed plants was assayed by FTIR spectrophotometer. Results showed several fold increases in vitamin E contents of the transgenic plants compared to the control. The increases in α-tocopherol content were 2.61 and 2.71 times in Zarfam 6 and Hayola 8, respectively. This approach could be considered as a useful method for fortifying oil seed crops with vitamin E.

    Keywords: Agrobactearium tumefaciens, Brassica napus, Transformation, Vitamin E, γ-tmt