فهرست مطالب

  • Volume:22 Issue: 3, 2020
  • تاریخ انتشار: 1399/02/14
  • تعداد عناوین: 22
|
  • س. دپابلوس هردرو، ج. ل. مونتس بوتا، و ا. گارسیا* صفحات 597-610

    هدف این پژوهش ارزیابی رابطه بین نوآوری فناوری و نتایج دامداری گوسفند بر مبنای روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در سامانه گوسفند شیری در مرکز اسپانیاست. تحلیل SEM با داشتن تفاوت از مدل های چند-صفته رایج، برآورد روابط بالقوه علی در میان نتایج (outcomes) را مقدور می سازد و می تواند اثرها را به گونه ای موثر از هم تمیز دهد. در این پژوهش، از اطلاعات 157 دامداری گوسفند شیرده درمنطقه Castilla La Mancha  استفاده شد. پرسشنامه های مورد استفاده شامل 38 فناوری نوآورانه و 188 سوال در مورد داده های بهره دهی، اقتصادی و اجتماعی بود. برای درک این مطلب که نوآوری فناوری چگونه برساختار تولیدی و عملکرد دامداری اثر میگذارد چهار فرضیه فرموله شد. نتایج به دست آمده از تحلیل SEM، رابطه ای مثبت بین شاخص های فناوری و ساختار، بهره دهی و نتایج اقتصادی دامداری نشان داد. متغییر اتخاذ فناوری را می توان به عنوان سنجه ای قابل پیش بینی از ساختار، بهره دهی و عملکرد اقتصادی قلمداد کرد. فناوری با ساختار تولیدی همراه است. فارغ از اندازه مزرعه دامداری گوسفند، استفاده درست و مناسب از دامداری های گوسفند شیری، آنها را در مسیر بازده های اقتصادی رو به افزایش قرار میدهد. روش تحلیل SEM از داده های مشاهداتی در زمینه سامانه گوسفند شیری چنین اشارت دارد که ساختار بهینه تنها یک مورد نیست. مدل ایجاد شده در این پژوهش شامل ابزاری است با مصارف مفید برای تصمیم گیری زیرا پیش بینی اثر فناوری ها روی نتایج نهایی را پیش از اقدام مقدور می سازد.

  • ا. توحیدی، م. قربانی*، ع. ر. کرتاسی، ا. اصغرپورماسوله، ب. حسنی مهموئی صفحات 611-624

    امروزه با شدید شدن رقابت در بازارهای داخلی و بین المللی، توانایی شرکت های تجاری کشاورزی برای بقاء و رشد بستگی به انتخاب و به کارگیری استراتژی مناسب کسب و کار دارد. اما، در واقع این امر آنچنان که به نظر می رسد ساده نیست، زیرا برای انتخاب مناسب ترین استراتژی کسب و کار، در نظر گرفتن معیارهای متعدد و روابط میان آن ها حایز اهمیت می باشد. افزون بر این، تطابق استراتژی کسب و کار با منابع سازمان برای به دست آوردن مزیت رقابتی ضروری است. با استفاده از مدل ANP، انتخاب مناسب ترین استراتژی کسب و کار برای یکی از بزرگترین شرکت های زعفران در ایران هدف اصلی این مطالعه می باشد. نتایج مطالعه نشان داد که استراتژی تمایز با اثر 39 درصد بیشترین اولویت را دارد. یافته دیگر مطالعه این است که قابلیت های مدیریتی در میان منابع سازمان به طور نسبی اهمیت بیشتری در انتخاب استراتژی کسب و کار دارد. با توجه به نتایج مطالعه، پیشنهاد می شود که مدیران برای اجرای استراتژی تمایز به بهبود وضعیت مالی، شناخت نیازهای مشتریان و ارایه محصولات و خدمات جدید نوآورانه توجه ویژه ای داشته باشند.

  • س. رجبی، ف. لشگرآرا*، م. امیدی، س. ج. فرج الله حسین صفحات 625-638

    انگور یکی از محصولات کلیدی استان قزوین محسوب می گردد و سالیانه مقادیر زیادی از آن در طول زنجیره تولید به جمع ضایعات می پیوندد. لذا، هدف اصلی این مطالعه، بررسی و ارزیابی دلایل موثر و مهم ضایعات زنجیره تولید انگور در استان قزوین است. در این راستا، ابتدا جهت تعیین دلایل اصلی ایجاد ضایعات انگور و دستیابی به چارچوب مفهومی مطالعه بر اساس آن، داده های مورد نیاز با استفاده از برخی روش های کیفی مانند مصاحبه عمیق، یاددداشت در عرصه، و مرور منابع، گردآوری شد. تعداد 25 انگورکار، محقق و کارشناس یاغبانی، توسط تیم تحقیق مورد مصاحبه قرار گرفتند. در همین حین، تکنیک گراندد تیوری جهت تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده و در طول فرآیند گردآوری داده ها، جهت دستیابی به تیوری و مدل، به کار گرفته شد. در گام دوم، فرضیه های تحقیق و مدل تحقیق بر اساس تیوری ایجاد شده از بخش اول، شکل گرفتند. سپس، برای ارزیابی و سنجش مدل تحقیق، مدلسازی معادلات ساختاری با رهیافت حداقل مربعات جزیی، و ماتریس تحلیل اهمیت-عملکرد، مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری این بخش از مطالعه انگورکاران پنج ناحیه از استان قزوین بودند. نمونه آماری شامل 380 انگورکار بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برگزیده شده بودند. پرسشنامه ای محقق ساخته برای گردآوری داده ها در این بخش استفاده شد و داده های حاصل با استفاده از نرم افزار Smart-PLS 3.0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های مهم حاصل از این بخش نشان داد، دو عامل اقدامات مدیریتی، و منابع و تجهیزات تاثیر مثبت و معنی داری بر ایجاد ضایعات انگور دارند. بر اساس یافته های حاصل از ماتریس تحلیل اهمیت-عملکرد، دو حوزه ی خدمات ترویجی و مشاوره ای و اقدامات مدیریتی، به ترتیب بیشترین اهمیت را داشته که می تواند مدنظر مدیران جهت بهبود وضعیت تولید انگور قرار گیرد. ضمن اینکه، ریزفاکتورهایی چون فراهم نمودن آموزش های مشارکتی در سطح مزارع، ارایه برنامه های آموزشی قابل فهم برای انگورکاران در رسانه های محلی، فراهم نمودن منابع مالی مورد نیاز، مهم ترین عواملی بودند که در صورت مورد توجه قرار گرفتن توسط مسیولین امر، در نهایت منجر به کاهش ضایعات انگور می گردد.

  • ا. هوشیار*، ح. آزادی، س.م. میردهقان صفحات 639-952

    اختصاص تراکتور و ماشین های کشاورزی به مناطقی با خصوصیات متفاوت در کشور ایران همواره یک چالش بوده است. این پژوهش با هدف توسعه یک مدل بهینه برای توزیع ماشین های کشاورزی در سراسر کشور انجام شد. ضریب جینی برای ارزیابی اینکه آیا توزیع کنونی تراکتور در کشور درست است یا خیر مورد استفاده قرار گرفت. این ضریب نشان داد که وضعیت کنونی توزیع تراکتور نامناسب است زیرا هیچ همبستگی بین ضریب جینی با توان ماشینی توزیع شده یا سطح مزارع وجود ندارد. بنابراین دو روش برای توسعه الگوی مناسب توزیع ماشین های کشاورزی استفاده شد: تحلیل فرآیند سلسله مراتبی فازی (FAHP) و تحلیل فراگیر داده ها با محدودیت وزنی (WR-DEA). یک طبقه بندی کمی برای نشان دادن اینکه چقدر توان ماشینی باید به هر استان فرستاده شود تعریف گردید. خروجی هر دو مدل FAHP و WR-DEA نشان داد که 3 و 9 استان به ترتیب " به توان بسیار بیشتر" و "توان بیشتر" نیاز دارند، در حالی که 4 استان "مطلقا به هیچ توان اضافی" نیاز ندارند و 3 استان در "حال حاضر مناسب" هستند. آنالیز حساسیت نشان داد که هیچ کدام از مدل های توسعه داده شده به وزن های تعریف شده توسط گروه متخصصان حساس نبودند. شباهت نتایج حاصل شده از دو مدل تاکید می کند که الگوی توزیع ماشین های کشاورزی قابل اعتماد بوده و می تواند در کشور مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: سیستم های تصمیم گیری، اقتصاد کشاورزی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی، شاخص جینی
  • پ. مزادی، ح. صدیقی*، م. چیذری، و و. م. شریفی کیا صفحات 653-666

    پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای استفاده از فناوری های زیست محیط گرایانه در تولید سبزیجات گلخانه ای در استان تهران انجام شده است. تحقیق از نوع کاربردی و ابزار اصلی آن پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش، شامل 109 نفر از کارشناسان استان تهران بودند که 86 کارشناس به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده (بر اساس جدول رجیس و مورگان) انتخاب شدند. برای اطمینان از اعتبار ابزار، پرسشنامه با کمک کارشناسانی که دارای تجربه قابل توجهی در حفظ نباتات بودند؛ مورد تجدید نظر قرار گرفت. برای تعیین پایایی پرسشنامه آزمون مقدماتی بر روی 22 کارشناس در استان البرز انجام شد. میزان آلفای کرونباخ برای بخش های مختلف پرسشنامه قابل قبول (82/0- 71/0) و گویای قابلیت اعتماد ابزار بود. روش تحقیق، توصیفی و از تحلیل SWOT استفاده شده است. ابتدا با تحلیل محیط داخلی، فهرستی از نقاط قوت و ضعف پیرامون پذیرش فناوری های زیست محیط گرایانه در تولید سبزیجات گلخانه ای تهیه و سپس با واکاوی محیط بیرونی فهرستی از فرصتها و تهدیدها شناسایی گردید. برخی از راهبردهای استخراج شده شامل ایجاد سازوکار مناسب برای کنترل فروش ومصرف سموم با رفع موانع مربوط به ثبت، تولید انبوه، نگهداری، حمل و نقل و مصرف عوامل بیولوژیک؛ و تقویت دانش گلخانه داران در زمینه کنترل بیولوژیک است.

  • م. ر. بختیاری زاده*، و ب. حسین پور صفحات 667-678

    میکرو آر ان ای ها و سایر آر ان های غیر کد کننده کوچک نقش مهمی در تنظیم بیان ژن ها چه در مرحله پس از رونویسی و چه در مرحله ترجمه آر ان ای پیامبر در یوکاریوت هابازی می کنند. در این مطالعه، 192020 از EST های جوجه برای یافتن میکرو آر ان ای ها تجزیه شدند. تعداد 21298 میکرو آر ان ای شناخته شده در این تجزیه شناسایی شدند که مربوط به 114 گونه از جانوران هستند. تعداد 60 کاندید میکرو آر ان ای احتمالی شناسایی شدند در نتیجه چهار میکرو آر ان ای جدید در بین این کاندید ها معرفی شدند که شامل: gga-miR-92a، gga-miR2438، gga-miR-2970-5p و gga-miR-2970-3p بودند. این میکرو آر ان ای های جدید متعلق به خانواده های miR-92، miR-2438و miR-2970 هستند. ژن های هدف این میکرو آر ان ای ها نیز پیش بینی گردید به طوری که 678، 422،171 و 110 ژن هدف به ترتیب برای gga-miR-92a، gga-miR2438، gga-miR-2970-5p و gga-miR-2970-3p پیدا شد. بسیاری از این ژن های هدف در فرآیندهای زیستی مختلف مانند سیستم ایمنی، تنظیم بیوسنتز cAMP، تنظیم فعالیت سیکلاز و لیاز نقش داشتند. تجزیه فیلوژنتیکی gga-miR-92a و gga-miR-2970 نشان داد که ارتباط نزدیکی میان جوجه و Taeniopygia guttata وجود دارد در حالی که gga-miR-2438 شباهت بسیار زیادی با bta-miR-2438 در Bos Taurus دارد. مطالعه حاضر برای اولین بار جهت جستجوی میکرو آر ان ای ها در داده های EST جوجه انجام شد.

    کلیدواژگان: میکرو آر ان ای، جوجه، پیش بینی
  • ح. همایونفر، ر. امیری چایجان*، ح. ساریخانی، ر. کلونذی صفحات 679-692

    برگ اسطوخودوس به عنوان طعم دهند به غذاها، نوشیدنی ها در سطح گسترده ای استفاده می شود و یک منبع غنی از ترکیبات فنولی و آنتی اکسیدانی است. روش خشک کردن برای نگهداری این ترکیبات بسیار حیاتی است. در این مطالعه، برگ اسطوخودوس به وسیله خشک کن های اتمسفر انجمادی، چندمرحله ای نیمه صنعتی پیوسته و مادون قرمز خلایی خشک شد و به روش سطح پاسخ برای بالاترین نرخ خشک شدن، فنول کل بافت و ظرفیت آنتی اکسیدانی و کمترین تغییر شاخص های رنگی بهینه سازی شد. همچنین برگ اسطوخودوس در شرایط طبیعی به عنوان یک روش سنتی خشک شد. خشک کردن چندمرحله ای موجب پدیده باز پخت شد که متعاقبا نرخ خشک شدن به صورت مشهود افزایش یافت. خشک کن مادون قرمز- خلایی عملکرد مناسبی بروی نگهداری مواد فعال برگ های اسطوخودوس داشت. نقطه بهینه برای خشک کردن برگ های اسطوخودوس در خشک کن اتمسفر انجمادی در دمای °C5- یافت شد. نقطه بهینه دما در خشک کن چندمرحله ای نیمه صنعتی پیوسته در °C 60-40-60 به ترتیب برای دمای مرحله اول، دوم و سوم به دست آمد. نقطه بهینه در خشک کن مادون قرمزخلایی°C 60 وkPa20 به ترتیب برای دمای هوای و فشار هوا بود. بر اساس نتایج، از میان چندین روش خشک کردن، خشک کن مادون قرمز خلایی برای خشک کردن برگ های اسطوخودوس مناسب تر بود.

  • ک. اسکرزیپساک*، و. گوستاو، ا. واسکو، و ت. باناچ صفحات 693-707

    به نظر می رسد که وجود بیوتیپ های مختلف Lactobacillus helveticus  با ویژگی های زیست بوم در ارتباط باشد که این ویژگی ها از عوامل تعیین کننده خصوصیات اصلی پنیر در مناطق خاص است. تا کنون، چنین ثابت شده که حتی بیو تیپ های جداسازی شده از یک مکان و جایگاه به طور معناداری با هم اختلاف دارند و بسیاری از ویژگی هایی که این باکتری ها نشان میدهند وابسته به سویه می باشد. در این پژوهش، سویه های جدید helveticus T104  و 105helveticus  جداسازی شده از تخمیر سنتی محصولات لبنی لهستان) به لحاظ خواص آن ها درارتقای سلامت، در تولید پنیر رسیده (ripened cheeses) به کار برده شد. در طی این کار، تغییرات در چربی، اسیدهای چرب، پروتیین، و برخی ویژگی های فیزیکوشیمیایی مانند خواص آنتی اکسیدانی پنیر تهیه شده(در سه مرحله از فرایند رسیدن) تعیین شد. تحلیل های Tricine-SDS-PAGE  و MALDI-TOF MS چند تفاوت در پروفیل های پروتیین و پپتید نشان داد. محصول نهایی به دست آمده از 105helveticus L. بیشترین مقداراسید های آمینه آزاد را نشان داد که مواد اولیه مهمی در عطر و مزه پنیر هستند. این پژوهش اشارت داشت که سویه های آزمون شده را می توان در تهیه و تولید پنیر به کار بست. افزون بر این، پنیر تولیدشده با استفاده از این سویه حتی در مقایسه با پنیر گونه شاهد که با استفاده از سویه L. helveticus  مخصوص تولید صنعتی تهیه شده بود، بیشترین ظرفیت اصلاح رادیکال آزاد (free radical scavenging capacity) را نشان داد (برابر با 89/88% بعد از رسیدن و 74/92% در محصول نهایی(. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که سویه های آزمون شده پتانسیل فناوری و غنی سازی از خود نشان میدهد که می تواند مرجعی برای مطالعات آینده باشد و احتمالا می تواند به تهیه و تولید محصولات غذایی غنی شده و مناسب برای سلامتی (functional food) با ویژگی های نو و ارزشمند کمک کند.

  • ب. عباس تبار، م. ح. عزیزی*، س. ر. نبوی صفحات 709-722

    در این مطالعه از پتانسیل روش الکترواسپری برای درونپوشانی کورکومین در بسپارهای ایزوله پروتیین آب پنیر و ترکیب ایزوله پروتیین آب پنیر/ بتاسیکلودکسترین استفاده شد. ذرات درونپوشانی شده از لحاظ فیزیکوشیمیایی و نحوه رهایش مورد بررسی قرار گرفت. در غلظت ایزوله پروتیین آب پنیر 25%، ذرات یکنواخت تری شکل گرفت و بیشتر این ذرات کمتر از 7/0 میکرومتر قطر داشتند. کارایی درونپوشانی کورکومین در ایزوله پروتیین آب پنیر و ایزوله پروتیین آب پنیر/ بتاسیکلودکسترین به ترتیب 4/45 % و 6/53 % اندازه گیری شد. گرماسنجی افتراقی و آنالیز توزین حرارتی ذرات درونپوشانی شده نشان داد این دو بسپار توانایی افزایش مقاومت حرارتی کورکومین را ندارند. کورکومین درونپوشانی شده پایداری بالاتری از حالت خالص کورکومین در شرایط اسیدی و قلیایی از خود نشان داد و رهایش کورکومین در حالت درونپوشانی شده در محلول بافر فسفات (4/7 pH,)پس از مدت 7 ساعت به میزان 40 % اندازه گیری شد.

  • ی. پور ابراهیمی، م. فاضل*، ح. ر. اخوان صفحات 723-735

    در این پژوهش تاثیر تابش گاما در دزهای 0، 5/0، 75/0، 1، 5/1، 2 و 3 کیلوگری بر برخی ویژگی های فیزیکوشیمیایی، میکروبی و حسی دانه های انار در طی 30 روز نگهداری در دمای یخچالی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که میزان افت وزن تمام نمونه ها در طی دوره نگهداری معنی دار بود. محتوای ترکیبات فنولی و آنتوسیانین کل با افزایش دز پرتودهی کاهش یافت که روند کاهشی این ترکیبات در طی نگهداری نیز مشاهده گردید. پرتودهی در دزهای مساوی یا بیشتر از 1 کیلوگری سبب کاهش شاخص رنگ a* شد. رشد باکتری ها و قارچ ها در دزهای مساوی یا بیشتر از 75/0 کیلوگری به صورت معنی داری کاهش یافت. بر اساس نظر ارزیاب ها و تا روز 14 نگهداری، امتیاز نمونه های پرتودهی شده در دزهای مساوی یا بیشتر از 1 کیلوگری بالاتر از حد پذیرش (5/2) بود. با این وجود، هیچ کدام از نمونه ها بعد از روز 14 نگهداری از نظر حسی قابل قبول نبودند. به طور کلی، با توجه به تاثیر تابش بر ویژگی های فیزیکوشیمیایی، میکروبی و حسی، دز پرتودهی در محدوده 1-2 کیلوگری برای افزایش ماندگاری دانه های انار پیشنهاد گردید.

    کلیدواژگان: دانه های انار، فرآوری غیرحرارتی، تابش گاما، رشد میکروبی
  • م. ب. س. الشهایب، ا.ه. البکری، ه.و هاشیم، س.ل.الوان، ن.ب.المندیل، پ.سلوارج، ر.جرمی، س.عبدالعزیز، و.ج. فرانسیس بورجیو* صفحات 737-745

    یکی از ریزجانداران آلوده کننده برنج که به خوبی شناخته شده، Aspergillus flavus است که متابولیت های سمی به نام افلاتاکسین (AFs) تولید می کند. هدف این پژوهش بررسی پتانسیل بیوسنتز همزمان چهارAFs) AFB1، AFB2،AFG1 و AFG2) در سویه های آلوده کننده A. flavus بود. شیوع یا فراوانی افلاتاکسین در 109 سویه A. flavus که از دانه های برنج هندی انبار شده در 300 مکان مختلف واقع در منطقه فرات میانی در عراق و در طی سالهای 2015 و 2016 جمع آوری شده بود بررسی شد. افلاتاکسین ها عصاره گیری شد و مقدارشان با استفاده همزمان از کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) مجهز به ردیاب آرایه فتو دیود (photodiode array detector) تعیین گردید. نتایج آشکار ساخت که 29% (n=32) از سویه ها غیر-افلاتاکسیونی (non-aflatoxigenic) و مابقی یعنی 71% (n=77) به طور تایید شده ای افلاتاکسینی بودند که توانایی های متغییری برای تولید mono-, bi-, و tri-Afs داشتند. همچنینAFB1، AFB2 AFG2, AFG1,به ترتیب توسط 49 (45%)، 44(40%)، 20(18%)، و 17 (16%) ازسویه ها در غلظت های مختلف تولید شد. در میان همه سویه های A. flavus ،غلظت AFB1 با میانگین 3,561.9 µg/kg ازهمه بیشتر بود. نتیجه اینکه ، AFB1 فراوان ترین افلاتاکسین تولید شده سویه A. flavus بود که آلوده کننده برنج است. آلودگی با افلاتاکسین ها همچنان خطرات بالقوه سلامتی را برای حیوانات و انسانها ایجاد می کند. این نتایج به روشنی نشان می دهد که شرایط نامناسب انبارداری برنج در عراق برای رشد A. flavus  و آلوده کرن با افلاتاکسین مساعد است. بنا براین مطالعاتی در سطح ملی برای جلوگیری از مسمومیت های ناشی از غذا واجب است. مقررات سختی باید وضع و اجرا گردد تا از تولید افلاتاکسین روی دانه های برنج جلوگیری شود .

  • ف. کوه پیما، م. فلاح زاده، ع. باقری، م*. عسکری سیاهویی، ی. فتحی پور، ا. ف.دوستی صفحات 747-757

    رها سازی دشمنان طبیعی در قالب برنامه های اشباعی، یک استراتژی موفق برای کنترل آفات کشاورزی است. تفاوت های موجود در میان جمعیت های دشمنان طبیعی ممکن است بر کارایی آنها در برنامه های مدیریت آفات تاثیر گذار باشد. در پژوهش حاضر ما ویژگی های زیستی 13 جمعیت Habrobracon hebetor Say (Hymenoptera: Braconidae) را با هدف ارزیابی پتانسیل آنها در کنترل شب پره های خانواده Noctuidae بررسی کردیم. جمعیت های مزبور از مناطق متفاوت از نظر اقلیمی و جغرافیایی ایران جمع آوری شدند. تمامی آزمایش های مورد نظر در شرایط آزمایشگاهی در دمای 1 ± 25 درجه ی سلسیوس، رطوبت نسبی 5± 65 درصد و دوره ی نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی انجام شد. از شب پره Ephestia kuehniella (Zeller) (Lepidoptera: Pyralidae) به عنوان میزبان آزمایشگاهی استفاده شد. نتایج به دست آمده، تفاوت های معنی داری بین جمعیت های مختلف H. hebetorاز نظر طول عمر حشرات ماده، درصد حشرات فلج شده و نرخ پارازیتیسم، نسبت جنسی، میزان تولیدمثل و رفتار جستجوگری نشان داد. بیشترین تعداد نتاج تولید شده (2/124) و بیشترین تعداد لارو پارازیت شده (1/160) در جمعیت بندر لنگه مشاهده شد. کمترین مقدار این دو پارامتر در ارومیه (به ترتیب 4/3 و 3/9) و جیرفت (به ترتیب 1/3 و 1/10) گزارش شد. همچنین جمعیت بندر_لنگه توانست بیش از 95 درصد لارو های میزبان را فلج کند. بیشترین طول عمر زنبور های ماده و تولید افراد نر در بندر عباس (به ترتیب 3/21 روز و 1/80) و بندر لنگه (به ترتیب 3/21 روز و 80) و کمترین آن در دهلران (9/12 روز و 2/40) مشاهد شد. بیشترین رفتار جستجو گری روی لاروهای E. kuehniella در جمعیت گرگان مشاهده شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که تفاوت های موجود میان جمعیت های مورد مطالعه، می تواند بر عملکرد آنها در شرایط مزرعه اثر گذار باشد.

  • س. ج. جنگ، و ی. ا. کوک* صفحات 759-773

    در این پژوهش اثرات کنترل کننده عصاره های مختلف گیاهی که از 38 محصول کشاورزی به دست آمده بود بر علیه بلاست برنج (Pyricularia oryzae) بررسی شد. همچنین، نرخ بازدارندگی (inhibition rate) سه عصاره گیاهی منتخب برای دیگر بیمارگرهای گیاهی، کنه عنکبوتی دو نقطه ای، و علف های هرز ارزیابی شد. در شرایط درون شیشه ای، عصاره به دست آمده با عصاره گیری توسط 3% اتانول از ریشه Rheum palmatum اثر بازدارندگی کاملی روی بلاست برنج داشت، در حالیکه که بازدارندگی از این مرض در مورد عصاره گیری با اتانول 10% از غده پیاز(Allium cepa) و برگ سوزنی کاج (Pinus densiflora) به ترتیب 97% و 77% بود. افزون بر این، زیست سنجی گیاهچه آشکار ساخت که صدمات بلاست برنج به دو کولتیوار برنج (Ilmibyeo و Hopyeongbyeo) در واکنش به تیمار کردن بوته ها با عصاره به دست آمده از عصاره گیری با 5% و 10% اتانول ریشه Rheum palmatum ،غده پیاز(Allium cepa)، و برگ سوزنی کاج (Pinus densiflora) به ترتیب 71-40%، 63-29% و 63-23% در مقایسه با شاهد تیمار-نشده کاهش یافت. عصاره انتخابی ازR. palmatum ، بیماری های گیاهی ناشی ازPhytophthora capsici، Bortytis cinerea، Rhizoctonia solani و سفیدک پودری خیار (Sphaerotheca fuliginea) را هم کنترل کرد. عصاره های R. palmatum در 10% موجب کاهش اثر کنه عنکبوتی دو نقطه ای در حد 46% در مقایسه با شاهد شد. نیز، اثر بازدارندگی عصاره 10% ی ریشه Rheum palmatum ،غده پیاز(Allium cepa)، و برگ سوزنی کاج (Pinus densiflora) روی یک علف هرز برگ پهن به نام Quamoclit coccinea Moench و یک علف هرزعلفی به نام Echinochloa oryzicola بین 55-46% بود. به این قرار، عصاره های گیاهی منتخب در این پژوهش را می توان برای کنترل بیماری های گیاهی و علف های هرز در مزارعی که کشت و کار به صورت ارگانیک است استفاده کرد.

  • ف. پارالکواکاراگوز*، و ا. دورسون صفحات 775-787

    هدف از اجرای این پژوهش تعیین اثرات فرمولاسیون PGPR، کود شیمیایی و ترکیب آن ها روی برخی ویژگیهای رنگ و محتوای عناصر غذایی برگواره های دو کولتیوار Euphorbia pulcherrima Willd. ex Klotzsch  در یک گلخانه تحقیقاتی در طی دوره ژوییه 2015 تا ژوییه 2017 بود. تیمارهای فرمولاسیون های مختلف باکتریایی شامل موارد زیر بود:(1) BI: Paenibacillus polymyxa TV-12E+Pseudomonas putida TV-42A+Pantoea agglomerans RK-79, (2) BII: Bacillus megaterium TV-91C+Pantoea agglomerans RK-92+Bacillus subtilis TV-17C, (3) BIII: Bacillus megaterium TV-91C+Pantoea agglomerans RK-92+Kluyvera cryocrescens TV-113C, and (4) BIV: Bacillus megaterium TV-91C+Pantoea agglomerans RK-79+Bacillus megaterium TV-6D).همچنین، تیمارهای کود شیمیایی شامل بود بر مصرف مقدار کامل کود معمول (CF= 150 گرم در 100 لیتر) و ترکیبی از مقدار کود در حد 50% همراه با هریک از فرمولاسیون های کود باکتریایی) و تیمار شاهد. اندازه گیری های آزمایش عبارت بود از زمان اولین برگ قرمز رنگ، دوره زندگی، خواص رنگ ها(L، a*، و b*) محتوای آنتوسیانین، محتوای کلروفیل در برگ سبز، و عناصر غذایی ماکرو ومیکرو در برگواره ها(bracts). تیمارهای CF و BII+CF  موجب تسریع در افزایش رنگ برگواره ها(01/4%) شد. مشخص شد که در مقایسه با تیمار شاهد، تیمار CF (76/7%) و BI+CF (30/6%)،و BII+CF (27/5%) افزایش معنی دار روی مقدار کلروفیل در برگواره های بنت قنسول داشتند. تیمارهای BI و BIV درمقایسه با تیمار شاهد، برگواره های تیره رنگ تری داشتند. بیشترین مقدار نیتروژن کل (69/3%) فسفر محلول (33/4285 میلی گرم در کیلوگرم)، پتاسیم (45/28132 میلی گرم در کیلوگرم) و کلسیم (03/ 8299 میلی گرم در کیلوگرم) در تیمار BII+CF مشاهده شد. نیز، مشخص شد که فرمولاسیون های باکتریایی BI، BIV+CF، و BII+CF  اثر های مثبت روی برخی ویژگی های زیبایی و کیفی گیاه مزبور و عناصر غذایی در برگواره های بنت قنسول داشتند ومی توان در تولید این گیاه به عنوان محصولات زیستی ازآنها استفاده کرد. از این قرار، در تولید بنت قنسول، فرمولاسیون های باکتریایی می توانند به جای کود شیمیایی یا برای کاهش مصرف آنها به کار روند.

  • ف. ذاکریان، ف. سفیدکن*، ب. عباس زاده، و س. کالته جری صفحات 789-799

    مرزه سهندی یک گیاه دارویی انحصاری ایران است، ترکیب اصلی اسانس آن تیمول می باشد که در صنایع دارویی و غذایی استفاده می شود. افزایش عملکرد اسانس و ترکیبات فنولیک در اسانس مرزه منجر به افزایش اثرات دارویی آن می شود. در این تحقیق اثر قارچ میکوریزا (Glomus mosseae, G. intraradices and combine of G. mosseae and G. intraradices) و سطوح مختلف تنش آبی (بدون تنش آبی= D1، قطع آبیاری در ساقه دهی تا غنچه دهی= D2، قطع آبیاری در غنچه دهی تا شروع گلدهی= D3، قطع آبیاری در 50 درصد گلدهی تا گلدهی کامل= D4)، روی اسانس مرزه سهندی در طول 2 سال بررسی شد. در زمان انتقال نشا به زمین اصلی در هر چاله 10 گرم کود زیستی حاوی میزان مناسبی از اسپورهای فعال قارچ میکوریزا اضافه گردید. برداشت گیاهان در گلدهی کامل بود. اسانسگیری بوسیله دستگاه کلونجر و آنالیز آن با Gc-Mas انجام شد. بیشترین عملکرد اسانس (1- kg ha13/66) با مصرف G. intraradices در شرایط بدون تنش در سال دوم مشاهده شد. بیشترین درصد تیمول (%59/74) با مصرف G.mosseae در شرایط بدون تنش خشکی در سال اول بود، در حالی که در سال دوم بیشترین مقدار تیمول (%97/61) با مصرف G.mosseae در شرایط قطع آبیاری در 50 درصد گلدهی وجود داشت. این تحقیق نشان داد که با استفاده قارچ میکوریزا حتی در شرایط کمبود آب، مقدار اسانس قابل توجه با درصد تیمول بالا در مرزه سهندی تولید شد. با مصرف قارچ میکوریزا می توان افزایش در اسانس و تغییرات در ترکیبات اسانس به دست آورد.

  • ح. فیضی*، ح. کاوه، ح. صحابی صفحات 801-814

    در این پژوهش دو روش حمل و نقل (حمل و نقل در دمای معمولی و حمل و نقل در یخچال)، تیمارهای پس از برداشت محصول (بسته بندی با پلی اتیلن شفاف نازک، بسته بندی با پلی اتیلن شفاف ضخیم، کلرید کلسیم 1 درصد، استفاده از کاغذ جاذب در جعبه و شاهد) در چهار مرحله بازاررسانی محصول پس از برداشت (1- مزرعه ،پس از برداشت محصول و قرار گرفتن در جعبه قبل از بارزدن. 2- حمل و نقل، پس از حمل محصول به میدان تره بار و در هنگام تخلیه محصول. 3- میدان تره بار، پس از تخلیه بار و در زمان فروش به فروشندگان محلی، 24 تا 36 ساعت بعد از برداشت و 4- در محل فروشگاه جزء فروشی ،حداکثر 2 روز پس از برداشت محصول) مورد ارزیابی قرار گرفتند. مقدار اسیدکل، ویتامین سی و لیکوپن میوه نیز در محصولات مزارع مختلف، شرایط مختلف حمل و نقل، تیمارهای پس از برداشت و مراحل چهارگانه بازار رسانی بطور معنی داری اختلاف داشتند. بین تیمارهای پس از برداشت بسته بندی با پلاستیک ضخیم و کاغذ جاذب بترتیب با 94/7 و 16/12درصد کاهش وزن کمترین و بیشترین میزان افت فیزیولوژیک وزن میوه را به طور معنی داری به خود اختصاص دادند. کمترین تلفات پس از برداشت (21/4 درصد) هم بطور معنی داری به پوشش پلاستیک ضخیم مربوط شد.

  • ا. ب. ایلدیریم، ا. اویار، و ا. ی. توکر* صفحات 815-828

    گیاه Astragalus gymnolobus Fischer  (از خانواده Leguminosae) از گیاهان بومی ترکیه است . در این پژوهش، نخست سامانه ای برای کشت این گیاه در شیشه با استفاده ازریز نمونه های برگ و دمبرگ روی بستر Murashige and Skoog (MS) همراه با غلظتهای متفاوت مواد تکمیلی شامل مواد زیر به دست آمد: سیتوکینین ها[thidiazuron (TDZ), kinetin (KIN), benzyladenine (BA)] ، اکسین ها (auxins [indole-3-butyric acid (IBA), indole-3-acetic acid (IAA), 2,4-dichlorophenoxyacetic acid (2,4-D) و نفتالین اسید استیک (NAA) و اسید جیبرالیک (GA3) . بهترین تشکیل شاخساره با ریز نمونه های برگ به دست آمد و TDZ به تنهایی یا ترکیب TDZ و IAA  در تشکیل شاخساره نقش موثری داشتند. بهترین واکنش القای شاخساره یا ساقه (به تعداد 6/17 ساقه در هر ریزنمونه با بسآمد 81/23%) در تیمار 5/0 میلی گرم در لیتر TDZ به تنهایی ثبت شد. در تیمارهایی که TDZ به تنهایی مصرف شد، تیمار 5/0 و 1/0 میلی گرم در لیتر نیز از لحاظ بسآمد القای ساقه(به ترتیب به میزان 82/31 % و 43/30%) موثر بودند. ریشه بعد از 3 ماه فقط در بسترMS  عاری از اکسین (شاهد) تشکیل شد(5/3 ریشه در هر شاخساره یا ساقه با بسآمد ریشه برابر 8/775(و در آن زمان ریشه های باز زایی شده (regenerated roots) در فاصله 1-5/0 سانتی متری از پایه بریده شد تا قسمت پینه (callus) جدا شود. هدف دیگر این پژوهش این بود که خواص آنتی باکتریایی و آنتی اکسیدانی و ترکیبات فنولی کشت درون شیشه ای وکشت مزرعه ای A. gymnolobus تعیین و مقایسه شود. نتایج آشکار ساخت که برگ های کشت مزرعه ای به طور کلی دارای فعالیت زیستی بیشتر و مقادیر بیشترترکیبات فنولی بودند. افزون بر این، برگ های A. gymnolobus منبع قابل توجهی از ماده Rutin بودند. این دستورالعمل اولیه برای کشت درون شیشه ای گیاه بومی A. gymnolobus با هدف حفاظت منابع ژنتیکی ارزشمند است و می تواند در مطالعات کار برد تنش ها برای افزایش سطح تولید مواد فنولیک در کشت درون شیشه ای مورد استفاده قرار گیرد.

  • ه. م. الجاندرو، ج. گ. کروز کاستیلو*، م. ا. گالیندو توار، د. گ. رامیرز، ف. فامیانی، ا. ر. لیاوا اوال، ج. ل. مونریبوت ویالنووا، و چ. ا. گوررو آنالکو صفحات 829-836

    ظرفیت آنتی اکسیدانی و محتوای فنولی برگ های Vitis tiliifolia  دانسته نیست. در این پژوهش، در پاییز 2015 و بهار 2016، برگ های 4 نمونه ثبت شده از Vitis tiliifolia  که درمحل کلکسیون دانشگاه ,Universidad Autónoma Chapingo, Veracruz در مکزیک پرورش یافته بودند، برداشته شد واز آنها برای تهیه عصاره آبی (اینفیوژن) در 80 درجه سانتی گراد به مدت 5 دقیقه استفاده شد. این 4 نمونه ثبت شده از تاک های وحشی در مناطق Huatusco، Atlahuilco،Cosautlan ، و Ixtaczoquitlan تکثیر شده بود. عصاره های آبی به دست آمده مورد تجزیه قرار گرفت تا ظرفیت آنتی اکسیدانی آن ها با استفاده از 2,2-diphenyl-1-picrilhydrazyl (DPPH) ارزیابی شود و محتوای مواد فنول کل (توان احیاکنندگی کل) هم با اسپکتروفتومتربه روش Folin-Ciocalteu تعیین شد. شناسایی و کمی کردن پلی فنول ها با کاربرد کروماتوگراف مایع با وضوح فوق العاده بالا انجام شد و 14 ماده شامل trans-resveratrol، quercetin و  rutin شناسایی شد. عصاره آبی به دست آمده از برگ نمونه های ثبت شده از مناطق Huatusco و Ixtaczoquitlan بیشترین مقدار فنول کل را داشتند. عصاره های آبی به دست آمده از نمونه های ثبت شده Cosautlan وIxtaczoquitlan  بیشترین فعالیت آنتی اکسیدانی را نشان دادند. نتایج نشان داد که برگ های Vitis tiliifolia در فرایند عصاره گیری منبعی غنی از مواد زیست-فعال (Bioactive) است. این نخستین بار است که محتوای فنولی و ظرفیت آنتی اکسیدانی عصاره آبی برگ های Vitis tiliifolia گزارش می شود. از آنجا که مواد موجود در نمونه های ثبت شده این پژوهش تغییرات زیادی نشان میداد، انتخاب مجموعه ای از ژنوتیپ های دارای مناسبترین ترکیبات در برگ ها برای استفاده در عصاره آبی و متعاقب آن کاشت این محصولات می تواند راهی باشد برای ارزش گذاری Vitis tiliifolia  و تنوع دادن به تولیدات کشاورزی در مناطق گرمسیر.

  • ع. دولتخواهی، م. شور*، م. بنایان، ع. تهرانی فر، و ا. علیساده صفحات 837-849

    با هدف بررسی فرآیندهای فیزیولوژیکی، مورفولوژیکی و بیوشیمیایی درگیر در فرآیندهای سازگاری رزهای شاخه بریده، پژوهش حاضر به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه سطح تنش آبیاری (100، 75 و 50 درصد نیاز آبیاری) در ترکیب با دو سیستم تربیت "کمانی و پایه بلند" در شرایط گلخانه انجام شد. نتایج نشان داد که تنش آبی به طور معنی داری صفات کیفی، مورفولوژیکی و هم چنین روابط آبی رزهای شاخه بریده را کاهش داد. سرعت فتوسنتز خالص، میزان تعرق و هدایت روزنه ای به طور معنی داری در واکنش به تنش آبی کاهش یافتند، با این حال کارایی مصرف آب و میزان دی اکسید کربن زیر روزنه ای متاثر از تنش آبی واقع نشدند. تنش آبی هم چنین تاثیری بر محتوای کلروفیل برگ ها و تجمع پرولین نشان نداد. نظر به عدم تغییر میزان دی اکسید کربن زیر روزنه ای در این پژوهش، به نظر می رسد که هر دو محدویت روزنه ای و غیر روزنه ای در کاهش میزان آسیمیلاسیون دی اکسید کربن تحت تنش آبی موثر هستند. صرف نظر از رژیم های آبیاری، رزهای پرورش یافته با سیستم تربیت پایه بلند برتری محسوسی در صفات کیفی و کمی اندازه گیری شده در مقایسه با سیستم تربیت کمانی نشان دادند. در همین راستا، عملکرد شاخه های ممتاز (طول شاخه بیشتر از 60 سانتی متر) در روش پایه بلند در مقایسه با روش مرسوم کمانی افزایش حدود 60 درصدی نشان داد. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که رزهای شاخه بریده صرفا از طریق تغییر در سطوح مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی و نه تاثیر منفی در سطوح بیوشیمیایی به تنش آبی واکنش نشان دادند.

  • ی. سو، س. ژانگ، د. ژانگ*، و س. لی صفحات 851-862

    اجداد دیپلوییدی گندم معمولی Aegilops tauschii  به عنوان منبعی ژنتیکی برای بهبود ژنتیکی گندم استفاده می شود. در این پژوهش، نمایه (شاخص) تمایز های ژنتیکی بین گروه های Yellow River (شامل Shaanxi و Henan) و Xinjiang  در حد 322/0 و 377/0 بود و به روشنی بیشتر از تفاوت بین گروه اولی و گروه های آسیا مرکزی در حد 2310/ و289/0 بود. در عین حال، فواصل ژنتیکی بین Yellow River (شامل Shaanxi و Henan) و Xinjiang  (برابر285/0 و 329/0) در مقایسه با فواصل بین گروه اول با گروه های آسیای مرکزی (برابر 283/0 و 321/0) فواصل بیشتری را نشان میدهد. این نتایج آشکار می سازد که ساختار ژنتیکی Yellow River  و گروه های آسیای مرکزی در مقایسه با گروه Xinjiang  شباهت بیشتری به هم داشتند. شجره تبارزایی (phylogenetic tree) نشان می دهد که Ae. tauschii   در گروه Yellow River و بخشی از آن در گروه آسیای مرکزی در وحله نخست تجمع یافته تا زیرگروه(subset) باشند. سپس، این زیرگروه و گروه Xinjiang  در یک هم نیا (clade) طبقه بندی می شود که می توان آن را به جوامع آسیای مرکزی و خاورمیانه منصوب کرد. این امر چنین اشارت دارد که Ae. tauschii  در گروه Yellow River  با بخشی از آن در آسیای مرکزی رابطه نزدیکتری در مقایسه با Xinjiang  دارد. یافته های ما روشن می سازد که Ae. tauschii   در گروه Yellow River  احتمالا به طور مستقیم ازیک/یا چند تیپ از آسیای مرکزی مانند تیپ های ترکمنستان، پاکستان و افغانستان نشات گرفته است.

  • س. سینگ*، س. رام، و س. ناروال صفحات 863-874

    در میان Gliadin ها، α-Gliadins به خاطر حضور اپی توپ های سمی، پروتیین های فعال ومهمی در شروع بیماری سلیاک در افراد بشر هستند. در این پژوهش، مجموعه ای شامل 177 توالی ژنی   α-Gliadin و پروتیین های متناظر آن ها تجزیه شد. در نتیجه، 20 نمونه ثبت شده هگزاپلویدی شامل 1، 14، و 5، به ترتیب نماینده ژنوم A، B، و D بدون CD-epitopes  های سالم و دست نخورده در  α-Gliadin شناسایی شد. سپس، 22 و 13 موتیف حفاظت شده (conserved motifs) به ترتیب در دامنه های غیر تکراریNR1 و NR2 از α-Gliadin، همه توالی های آمینو اسیدهای رمز گذاری شده با ژنوم A در دیپلوید ها و هگزاپلوید ها را تمایز یابی کردند. بیشتر توالی آمینو اسیدهای رمز گذاری شده با ژنوم D (70 تا از 75 هگزا پلوید و 13 تا از 16 دیپلوید) با 22 موتیف آمینواسید قابل شناسایی بود. مشاهدات حاکی از تغییرات زیاد و تعداد کمترCD-epitopes  های سالم و دست نخورده در  α-Gliadin مربوط به ژنوم B بود. در مقایسه با دیپلوید ها، طول تکرار(repeat length) دامنه تکرار شونده QII پلیگلوتامین ژنوم B درهگزا پلوید ها کمتر بود و این امر به ازدست رفتن بقایایQ در طی تکامل گندم هگزا پلوید اشارت داشت. از این اطلاعات می توان در تخصیص هر توالی α-Gliadin روی ژنوم های A، B، و D و شناسایی نمونه های ثبت شده گندم با CD-epitopes کمتر بهره جست. نتایجی که در اینجا ارایه شده می تواند برای برنامه های اصلاح و بهبود گندم با هدف مدیریت کردن بیماری سلیاک در افراد بشر مفید باشد.

  • م. کهاینگ، و. ی. اولتزا جز*، و س. چول لی صفحات 875-888

    اثر آماده سازی(priming) بذر روی رشد، و محتوای آمینو اسید ها و اسیدهای چرب دو کولتیوار گندم (Triticum aestivum L.)  به نام های Keumkang و Backjung  با استفاده از یک آزمایش گلدانی در گلخانه و آزمون مزرعه ای ارزیابی شد. در هر یک از شرایط آزمایش، چهار تیمار آماده سازی شامل خیساندن در سه محیط کلرید پتاسیم 5/2% ، سولفات پتاسیم 1%، و آب مقطر، و تیمار شاهد بدون آماده سازی بذر در یک آزمایش با طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار اعمال شد. در شرایط گلخانه، تیمار سولفات پتاسیم 1% منجر به افزایش رشد و عملکرد گندم شد در حالیکه کلرید پتاسیم 5/2% عملکرد ماده خشک را در کولتیوارKeumkang  کاهش داد و لی نه در کولتیوار Backjung . در شرایط مزرعه، سولفات پتاسیم 1%رشد هر دو کولتیوار را بهبود بخشید و عملکرد Backjung  را افزایش داد در حالیکه کلرید پتاسیم 5/2% کمترین عملکرد را داشت. به طور کلی این آزمایش نشان داد که آماده سازی با کلرید پتاسیم 5/2% وسولفات پتاسیم 1% منجر به تغییرات مشخصی در ترکیب اسیدها آمینه(AA) و اسیدهای چرب (FA) در دانه شد و اثر ادامه دار روی تنظیمات متابولیک داشت که ویژه هر کولتیوار و شرایط محیطی محل رشد بود. تغییرات در ترکیب AA وFA ناشی از آماده سازی بذر روی کیفیت دانه و آرد گندم تاثیر عمده ای میگذارد.

|
  • C. De Pablos Heredero, J. L. Montes Botella, A. Garcia* Pages 597-610

    The objective of this study was to evaluate the causal relationship between technological innovation and sheep farm’s results, based on a Structural Equation Modeling Approach (SEM) in dairy sheep systems in the center of Spain. Different from traditional multiple-trait models, SEM analysis allows assessment of potential causal interrelationships among outcomes and can effectively discriminate effects. Information from 157 dairy sheep farms in Castilla La Mancha was used. The questionnaires included 38 technological innovations and 188 questions on productive, economic and social data. Four hypotheses were formulated oriented to understand how the farm's technological innovation will affect the productive structure and farm's performance. The results derived from the SEM analysis showed a positive relationship between the technological indicator and the farm’s structure, productivity, and economic results. The variable technological adoption could be regarded as a predictable measure of structure, productivity, and economic performance. Technology is associated with the productive structure. Independent of sheep farms’ size, dairy sheep farms can be positioned in the growing returns area as a consequence of a proper use of it. SEM approach to observational data in the context of dairy sheep system suggests that there is not a single optimal structure. The model built constitutes a tool of great utility to make decisions, as it allows predicting the impact of technologies on final results ex-ante.

    Keywords: Adoption of technology, Causal relationship, Dairy sheep system, Structural equation modeling
  • A. Tohidi, M. Ghorbani*, A. R. Karbasi, A. Asgharpourmasouleh, B. Hassani Mahmooei Pages 611-624

    Today, with the growing competition in domestic and international markets, the ability of agribusiness companies to survive and to grow depends on choosing and implementing a sustainable business strategy. However, this task actually is not as easy as it seems, because it is important to consider various criteria and interrelations between them for choosing the best business strategy. Additionally, matching business strategy with organizational resources is essential for gaining a competitive advantage. Using the ANP model, the purpose of the current study was to select the most suitable business strategy for one of the largest saffron companies in Iran. The results revealed that differentiation strategy had the highest priority with 39% of the influence. Another finding was that managerial capabilities among organizational resources were relatively more important in choosing a business strategy. According to the findings of the study, it is suggested that agribusiness firm managers pay special attention to three important elements, namely, improving the financial condition, knowing the needs of customers, and creation of new innovative products or services, to implement a differentiation strategy.

    Keywords: Agribusiness, Competitive advantage, Differentiation strategy, Organizational resources, Resource-based view
  • S. Rajabi, F. Lashgarara*, M. Omidi Najafabadi, S. J. Farajallah Hosseini Pages 625-638

    Grape is the key product of Qazvin Province and a vast amount of it is annually lost during supply chain due to various causes. This study, therefore, aimed at examining the effective and significant causes of grape losses in supply chain in Qazvin. First, to identify the main causes of the grape losses and to develop the research framework, data was gathered through some qualitative methods. Twenty-three grape growers, researchers, and experts were interviewed by research team as the key informants. Meanwhile, grounded theory techniques were employed for data analysis simultaneous with data collection processes to develop the final theory and model. In second part, the study's hypotheses and research model were formed based upon the developed theory. Then, to examine the research model, Partial Least Square Structural Equation Modeling and Important-Performance Matrix Analysis techniques were used. The population involved/affected in this part was grape growers from five districts of Qazvin Province. The sample consisted of 380 grape growers who were selected through stratified random sampling. A questionnaire was utilized for data collection and data was analyzed with the Smart-PLS 3.0. Main findings show that “management practices and resource and equipment” had significant effect on the grape losses. In accordance with Important Performance Matrix Analysis (IPMA), “extension and advisory services and management practices” are of paramount prominence. Moreover, in indicators level, providing on-farm participatory training, intelligible educational programs in local media, and financial resources, had the utmost importance in mitigating grape losses.

    Keywords: Extension, advisory services, Important-Performance Matrix Analysis (IPMA), Management practices, Partial Least Square Structural Equation Modeling (PLS-SEM)
  • E. Houshyar*, H. Azadi, S. M. Mirdehghan Pages 639-952

    In Iran, allocating tractors and agricultural machinery to regions that have different characteristics has been a challenge. This study was carried out in order to develop an optimal and practical model for distribution of agricultural machinery throughout the country. Gini coefficient was used in order to investigate whether current status of tractor distribution is suitable. This coefficient confirmed that the current tractor power distribution is not appropriate since there were no relationships between Gini coefficient of distributed machinery power and crop production or farm area. Accordingly, two main techniques were applied to develop a suitable agricultural machinery distribution pattern; i.e. a Fuzzy Analytical Hierarchy Process (FAHP) and a Weight Restriction Data Envelopment analysis (WR-DEA) technique. A power distribution category was defined in order to show qualitatively how much machinery power should be sent to each province. The outputs of both FAHP and WR-DEA models showed that three and nine provinces need ‘much more power’ and ‘more power’, respectively, while four and three provinces need ‘absolutely no more power’ and are ‘currently suitable’, respectively. The sensitivity analysis revealed that none of the developed models was sensitive to the weights defined by a panel of experts. The similarity of the results obtained from both models implies that the provided agricultural machinery distribution pattern is reliable and can be used in the country.

    Keywords: Agricultural economics, Agricultural machinery, Decision support systems, Gini coefficient
  • P. Moradi, H. Sadighi*, M. Chizari, M. Sharifikia Pages 653-666

    The present study aimed to identify strategies for the application of pro-environmental technologies for greenhouse vegetable production in Tehran Province, Iran. It is an applied research type whose main instrument is a questionnaire. The population of the study consisted of 109 experts in Tehran Province, of which 86 experts were selected by stratified random sampling method (based on Krejcie and Morgan’s table). The questionnaire was revised with the help of the experts who had significant experience in crop protection to ensure the validity of the instrument. A pilot study was conducted on 22 experts in Alborz Province to determine the reliability of the questionnaire. Cronbach’s Alpha scores were acceptable for different sections of the questionnaire (0.71-0.82), so, the instrument was reliable. The research methodology is descriptive, and the SWOT analysis was used. First, the internal environment was analyzed to prepare a list of strengths and weaknesses in applying pro-environmental technologies, and then, a list of opportunities and threats were identified by analyzing the external environment. Some derived strategies include the development of appropriate mechanisms to control the sale and use of pesticides by removing barriers to registration, mass production, storage, handling, transport and consumption of biological agents, and reinforcement of the knowledge of greenhouse owners regarding biological control.

    Keywords: Applied research, Biological control, Pesticides, SWOT analysis
  • M. R. Bakhtiarizadeh*, B. Hosseinpour Pages 667-678

    MicroRNAs (miRNAs) and other types of small non-coding RNAs play a crucial role in the regulation of gene expression in eukaryotes either by post-transcriptional degradation or attenuating translation of messenger RNAs. In the case of the chicken (Gallus gallus), knowledge regarding miRNAs is still limited. In the present study, a computational approach was employed to screen miRNAs from the Expressed Sequence Tags (ESTs) of the chicken. A total of 21,298 known miRNAs belonging to 114 metazoan species were searched for homology against more than 192,020 EST sequences of the chicken. Consequently, 60 potential miRNA candidates were identified according to a range of filtering criteria. As a result, four novel miRNAs were found among the identified miRNAs including gga-miR-92a, gga-miR-2438, gga-miR-2970-5p, and gga-miR-2970-3p belonging to miR-92, miR-2438 and miR-2970 families. To predict their targeted genes, a BLAST search was done against the chicken 3' UTR mRNA database. As a result, 678, 422, 171 and 110 targets were determined for gga-miR-92a, gga-miR-2438, gga-miR-2970-5p, and gga-miR-2970-3p, respectively. Most of the predicted target genes participate in multiple biological processes, including immune system, regulation of cAMP biosynthesis, regulation of cyclase activity and regulation of lyase activity. Finally, a phylogenetic analysis of gga-miR-2970 and gga-miR-92a sequences revealed a close relationship between the chicken and Taeniopygia guttata, while gga-miR-2438 shares maximum percentage sequence similarity with bta-miR-2438 in Bos taurus. The present study is the first attempt to screen microRNAs from ESTs originating from the chicken leading to the identification of novel miRNAs.

    Keywords: Computational approach, Filtering criteria, Phylogenetic analysis, Screening miRNAs
  • H. Homayounfar, R. Amiri Chayjan*, H. Sarikhani, R. Kalvandi Pages 679-692

    Lavender leaves, widely used as flavors for foods and beverages, are a rich source of phenol components and antioxidant. Drying method is of vital importance for keeping these compounds. In this study, lavender leaves were dried by means of Atmospheric Freeze (AF), Multi-Stage Semi-Industrial Continuous (MSSIC), and Near Infrared-Vacuum (NIR-Vacuum) dryers and optimized by Response Surface Methodology (RSM) for the highest drying rate, total phenol content, antioxidant capacity, and the lowest color indicators change. Lavender leaves were also dried under natural conditions as the traditional method. Multi-stage drying caused tempering phenomenon and, consequently, drying rate increased obviously. Near infrared-vacuum dryer had suitable performance on keeping the active ingredients of lavender leaves. Optimum point to dry lavender leaves in atmospheric freeze dryer was found to be -5℃. The optimum temperature points in the multi-stage semi-industrial continuous dryer were achieved to be 60, 40, and 60℃ for the first, second, and third stages, respectively. The optimum point in near infrared-vacuum dryer was 60℃ and 20 kPa for air temperature and pressure, respectively. Based on the results, among several drying methods, near infrared-vacuum dryer was the more suitable for drying lavender leaves.

    Keywords: Atmospheric freeze dryer, Lavandula officinalis, Multi-stage drying, RSM, Tempering
  • K. Skrzypczak*, W. Gustaw, A. Wasko, T. Banach Pages 693-707

    The presence of various biotypes of Lactobacillus helveticus seems to be related to the specificity of the ecosystem, which is one of the main determinants of the unique features of cheese produced in particular regions. So far, it has been proved that even biotypes isolated from the same niche differ significantly from each other and many features exhibited by these bacteria are strain-dependent. Therefore, the new strains of L. helveticus T104 and T105 (isolated from traditionally fermented Polish dairy product) were applied in the production of ripened cheeses due to their potential health-promoting properties. We determined changes in fat, fatty acids, protein, amino acids, and some physicochemical characteristics, e.g. antioxidant properties of the produced cheeses (in three stages of ripening). Tricine-SDS-PAGE and MALDI-TOF MS analysis showed some differences in protein and peptide profiles. Final products obtained using L. helveticus T105 exhibited the greatest amount of free amino acids, which are important precursor of cheese aroma and flavor. The research indicated that the tested strains could be applied in the manufacture of cheeses. Moreover, the cheese produced using the said strain exhibited the highest free radical scavenging capacity (88.89% after pre-ripening and 92.74% in the final products) even in comparison to the control cheese variant produced using the industrial L. helveticus strain. Obtained findings indicate that the tested strains exhibit technological and functional potential that provide a reference for further study and might contribute to the development of functional food products with novel, valuable characteristics.

    Keywords: Antioxidant activities, Cheese aroma, flavor, Fatty acids, Functional food
  • B. Abbastabar, M. H. Azizi*, S. R. Nabavi Pages 709-722

    In this research, the potential of the electrospraying technique was used for encapsulation of curcumin in natural polymers such as Whey Protein Isolate (WPI) and mixture of WPI/β-CycloDextrin (β-CD). The encapsulated particles were physicochemically characterized and curcumin release profile was evaluated. At WPI concentration of 25%, more uniform particles were formed and most of them were smaller than 0.7 µm in diameter. The encapsulation efficiency of curcumin in WPI and WPI/β-CD solutions was determined as 45.4% and 53.6%, respectively. Differential Scanning Calorimetry (DSC) and ThermoGravimetric Analysis (TGA) of the obtained encapsulated curcumin revealed that WPI and WPI/β-CD polymers could not increase thermal stability of curcumin. Encapsulated curcumin had a better stability than pure curcumin at acidic and alkaline conditions, and the release of curcumin after 7 hours was lower than 40% with the sustained mode in buffer solution conditions (pH= 7.4).

    Keywords: Differential scanning calorimetry, Encapsulation, Thermal stability, Thermo-gravimetric analysis
  • Y. Pourebrahimi, M. Fazel*, H. R. Akhavan Pages 723-735

    This study was conducted to evaluate the effects of gamma doses (0, 0.5, 0.75, 1, 1.5, 2, and 3 kiloGray (kGy)) on some physicochemical, microbial, and sensorial characteristics of fresh pomegranate arils stored in a refrigerator for 30 days. Based on the results, the weight loss of all samples increased significantly during storage time. The total anthocyanin, and total phenolic contents in the pomegranate arils decreased with an increase in the radiation dose and storage time. Irradiation at doses ≥ 1 kGy reduced the a* values. Irradiation at ≥ 0.75 kGy doses significantly reduced the growth of bacteria and fungi. Sensory evaluation indicated that the samples irradiated at doses ≥ 1 kGy had overall scores above the acceptance limit (2.5) until day 14. However, none of the samples was acceptable after the 14th day of storage. Overall, irradiation at1-2 kGy is recommended for pomegranate arils based on the physicochemical, microbial, and sensory parameters.

    Keywords: Punicagranatum L., Quality evaluation, Total anthocyanin, Total phenolic content
  • M. B. S. Al, Shuhaib, A. H. Albakri, H. O. Hashim, S. L. Alwan, N. B. Almandil, P. Selvaraj, R. Jermy, S. Abdul Azeez, J. Francis Borgio* Pages 737-745

    One of the best-known rice-infecting microorganisms is Aspergillus flavus, which produces toxic metabolites known as Aflatoxins (AFs). This study was designed to detect potential simultaneous biosynthesis of the four main AFs (AFB1, AFB2, AFG1, and AFG2) in rice-infecting strains of A. flavus. The AF prevalence was studied in 109 strains of A. flavus, which were collected from stored Indian rice grains from 300 locations in the Middle Euphrates region of Iraq from 2015 to 2016. The potential AFs were extracted and quantified simultaneously using High-Performance Liquid Chromatography (HPLC) equipped with a photodiode array detector. The results revealed that 29% (n= 32) of strains were non-aflatoxigenic, while the remaining 71% (n= 77) were confirmed to be aflatoxigenic, with variable ability to produce mono-, bi-, and tri-AFs. AFB1, AFG2, AFG1, and AFB2 were produced by 49 (45%), 44 (40%), 20 (18%), and 17 (16%) strains, respectively, at various concentrations. The concentration of AFB1 was the highest among the A. flavus strains, with a mean value of 3,561.9 µg kg-1. In conclusion, the most abundant AF synthesized by the rice-infecting A. flavus strains was AFB1. Contamination with AFs continues to pose potential health risks to animals as well as humans. These results clearly indicate that the improper storage conditions of rice in Iraq were favourable for the growth of A. flavus and contamination with AFs. National-level studies are mandatory to avoid foodborne intoxications. Strict regulations should be devised and imposed to prevent synthesis of AFs on rice grains.

    Keywords: Aflatoxigenic, Contamination, Indian rice, HPLC, Hygiene
  • F. Koohpayma, M. Fallahzadeh, A. Bagheri*, M. Askari Seyahooei, Y. Fathipour, A. F. Dousti Pages 747-757

    Augmentative release of native natural enemies is a prominent strategy for suppression of crop pests. Intrinsic differences among populations of natural enemies may affect their efficiency in pest management programs. We characterized life history traits of 13 climatically and geographically isolated populations of Habrobracon hebetor Say (Hymenoptera: Braconidae) from different regions of Iran to assess their suitability for biological control of noctuid moths. All experiments were performed at 25±1°C, 65±5 RH and 16:8 (L:D) hours photoperiod regime. Ephestia kuehniella (Zeller) (Lepidoptera: Pyralidae) was used as a laboratory host. Our results revealed significant variation in female longevity, paralysis and parasitism rate, sex ratio, reproductive rate and host allocation among different H. hebetor populations tested. The highest number of offspring (124.2) and parasitized larvae (160.1) were observed in Bandar Lengeh and the lowest ones was observed in Urmia and Jiroft, respectively (3.4 and 9.3 for Urmia and 3.1 and 10.1 for Jiroft). Also, the wasps of Bandar Lengeh paralyzed more than 95% of the introduced host larvae. The longest female longevity and male production (21.3 days and 80.1, respectively) were in Bandar Abbas and Bandar Lengeh (21.3 days and 80, respectively), while the lowest ones were in Dehloran (12.9 days and 40.2, respectively). Gorgan population deployed the highest number of Ephestia kuehniella larvae in foraging behavior test. These results show considerable variation in the life history traits of various populations of H. hebetor, which may affect performance of these populations under field condition.

    Keywords: Biological control, Ectoparasitoid, Ephestia kuehniella, Host allocation, Population differentiation
  • S. J. Jang, Y. I. Kuk* Pages 759-773

    This research was conducted to evaluate the controlling effects of various plant extracts obtained from 38 agricultural materials of traditional agriculture against rice blast (Pyricularia oryzae) in rice plants. We also evaluated the inhibition rates of other crop pathogens, two-spotted spider mites (Tetranychus urticae), and weeds by three selected plant extracts. Rice blast was completely suppressed by 3% ethanol extracts of Rheum palmatum roots, and suppressed by 97% and 77% in response to treatment with 10% ethanol extracts of onion (Allium cepa) bulbs and pine tree (Pinus densiflora) leaves, respectively, under in vitro conditions. Moreover, a seedling bioassay revealed that rice injuries of two cultivars (Ilmibyeo and Hopyeongbyeo) caused by rice blast were reduced by 40-71, 29-63, and 23-63% in response to treatment with 5% and 10% ethanol extracts of R. palmatum roots, A. cepa bulbs, and P. densiflora needles, respectively, compared with non-treated controls. The selected R. palmatum extract also controlled crop diseases caused by Phytophthora capsici, Bortytis cinerea, Rhizoctonia solani, and cucumber powdery mildew (Sphaerotheca fuliginea). R. palmatum extracts at 10% reduced two-spotted spider mites by 46% when compared with each control. A broad leaf weed, Quamoclit coccinea Moench and a grass weed, Echinochloa oryzicola were inhibited 46-55% by R. palmatum roots, A. cepa bulbs, and P. densiflora needles at 10%. Thus, the selected plant extracts may be used for control of crop diseases and weeds in organically cultivated crop fields.

    Keywords: Agricultural organic materials, Pyricularia oryzae, Rice blast, Traditional agriculture
  • F. Parlakova Karagoz*, A. Dursun Pages 775-787

    This study was carried out to determine the effects of different PGPR formulations, chemical fertilizers, and their combinations on some color characteristics and nutrient content of bract leaf of two cultivars of Euphorbia pulcherrima Willd. ex Klotzsch in a research greenhouse between July 2015 and July 2017. The treatments included bacterial formulations: (1) BI: Paenibacillus polymyxa TV-12E+Pseudomonas putida TV-42A+Pantoea agglomerans RK-79, (2) BII: Bacillus megaterium TV-91C+Pantoea agglomerans RK-92+Bacillus subtilis TV-17C, (3) BIII: Bacillus megaterium TV-91C+Pantoea agglomerans RK-92+Kluyvera cryocrescens TV-113C, and (4) BIV: Bacillus megaterium TV-91C+Pantoea agglomerans RK-79+Bacillus megaterium TV-6D). Also, fertilizer treatments included the full amount of commonly used Chemical Fertilizer (CF= 150 g 100 L-1) and combination of the reduced amount of chemical fertilizer by 50% with each bacterial formulation, and control. The first red leaves, life of bracts, color properties (L, a* and b*), content of anthocyanin, chlorophyll content in green leaf, macro and micronutrient contents of bracts were evaluated in the experiment. CF and BII+50%CF applications encouraged the coloring of bract leaves early (4.01%). It was determined that CF (7.76%), BI+50%CF (6.03%) and BII+50%CF (5.27%) applications significantly increased chlorophyll content of poinsettia bract when compared to the control. Darker colored bracts were obtained from BI and BIV applications compared to the control. The highest total nitrogen amount (3.69%), soluble phosphorus (4,285.33 mg kg-1), potassium (28,132.45 mg kg-1) and calcium (8,299.03 mg kg-1) amount were found in the BII+50%CF application. It was determined that bacterial formulations BI, BIV, BIV+50%CF and BII+50%CF had positive effects on some plant aesthetic, quality characteristics, and nutrient content of bract of poinsettia and can be used in poinsettia production stage as one of the biological products. Thus, bacterial formulations may replace or reduce use of chemical fertilizers in poinsettia production.

    Keywords: Bract colored, Pot ornamental plant, Rhizobacteria formulation
  • F. Zakerian, F. Sefidkon*, B. Abbaszadeh, S. Kalate Jari Pages 789-799

    Satureja sahendica Bornm is an endemic, native, and aromatic plant in Iran, with thymol being its main and major volatile component, which is used in food and pharmaceutical industries. Increasing the oil yield and phenolic compounds in essential oil leads to increased medicinal effects. In this study, the effects of mycorrhizal fungi (Glomus mosseae, G. intraradices, and combination of G. mosseae and G. intraradices) and different levels of water stress [D1= Control (no water stress), D2= No irrigation during stem elongation till blooming, D3= No irrigation at the blooming up to start of flowering, and D4= No irrigation at 50% flowering up to full flowering] were studied on S. sahendica oil, in two years. When the seedlings were transferred to the field, 10 g of mycorrhiza fertilizer (containing mycorrhizal fungus spores) were added to the rhizosphere of each seedling. The plants were harvested at full flowering and the essential oils were obtained by hydro-distillation and analyzed by GC and GC/MS. The highest amount of oil yield (66.13 kg ha-1) was obtained using G. intraradices in non-stress conditions in the second year. The highest percentage of thymol was obtained in G. mosseae×control in the first year (74.59%), whereas in the second year, the highest amount of thymol was in G. mosseae×D4 (61.97%). This study showed that with the use of mycorrhizal fungi, even in conditions of water shortage, S. sahendica produced more essential oil with a higher percentage of thymol. With the use of mycorrhizal fungi, the essential oil can easily be increased and the number of compounds changes.

    Keywords: G. intraradices, Glomus mosseae, Inoculation, Medicinal plants, Thymol
  • H. Feizi*, H. Kaveh, H. Sahabi Pages 801-814

    In this study, two transport methods for tomato (room temperature and refrigerated transport) as well as post-harvest packaging treatments (thin polyethylene packaging bags, thick polyethylene packaging bags, use of 1%calcium chloride, use of absorbent paper in the box, and control) were examined at four stages of post-harvest consumer chain transport. These stages included: (1) Farm, after harvesting and putting in boxes, (2) Transport, after transferring products for wholesale and during discharging, (3) Wholesale, after discharging and when selling to local retailers usually 24-36 hours after harvesting time, and (4) Retail stores (2 days after harvesting time at most). The total acid level, vitamin C, and lycopene of the fruit differed across different farms, different transportation conditions, post-harvest treatments, and the four stages of product transport. The total percentage of unacceptable fruits was significant in post-harvest treatments and at different stages of transport. Among post-harvest treatments, packaging with high-density plastic and absorbent paper with 7.94 and 12.16% of weight loss, respectively, claimed the minimum and maximum physiological loss in fruit weight. The minimum post-harvest loss (4.21 percent) was related to high-density plastic packaging.

    Keywords: Calcium chloride, Customer acceptability, Lycopene, Unmarketable fruits
  • A. Yildirim, E. Uyar, A. Turker* Pages 815-828

    Astragalus gymnolobus Fischer (Leguminosae family) is an endemic plant to Turkey. Firstly, an in vitro regeneration system was achieved using leaf and petiole explants on Murashige and Skoog (MS) medium supplemented with different cytokinins [Thidiazuron (TDZ), Kinetin (KIN), Benzyladenine (BA)], auxins [Indole-3-Butyric Acid (IBA), Indole-3-Acetic Acid (IAA), 2,4-Dichlorophenoxyacetic acid (2,4-D) and Naphthalene Acetic Acid (NAA)] and Gibberellic Acid (GA3) at diverse concentrations. Best shoot formation was obtained with leaf explants and only TDZ alone or TDZ and IAA combinations were effective for shoot forming. The best shoot inducing response (17.60 shoots per explant at 23.81% shoot frequency) was recorded at 0.5 mg L-1 TDZ alone. Among the TDZ stand-alone treatments, 0.05 and 0.1 mg L-1 TDZ were also effective in terms of shoot induction frequency (31.82 and 30.43%, respectively). Root formation was obtained after 3 months (3.5 roots per shoot with 77.8% root frequency) only in auxin free MS medium (control) when regenerated shoots were cut off 0.5-1 cm from the base to exclude the callus part. This study also aimed to determine and compare the antibacterial and antioxidant properties and phenolic composition of in vitro-regenerated and field-grown A. gymnolobus. The results revealed that field-grown leaves generally showed higher biological activities and had higher amounts of phenolic compounds. Furthermore, A. gymnolobus leaves were noteworthy sources of rutin. This initial in vitro culture protocol for endemic A. gymnolobus is valuable for genetic resources conservation and can be used in stress application studies to increase the level of phenolic substances in in vitro-grown plants.

    Keywords: HPLC, Micro-propagation, Murashige, Skoog (MS) medium, Phenol
  • H. M. Alejandro, Juan Guillermo Cruz Castillo*, M. E. Galindo Tovar, D. G. Ramirez, F. Famiani, O. R. Leyva Ovalle, J. L. Monribot Villanueva, J. A. Guerrero Analco Pages 829-836

    The antioxidant capacity and polyphenol contents in leaves of Vitis tiliifolia are unknown. Leaves from four accessions of Vitis tiliifolia grown ex situ in the collection of the Universidad Autónoma Chapingo, Veracruz - Mexico, were collected in Autumn (2015) and Spring (2016), dehydrated and used to make water infusions at 80oC for 5 minutes. The four accessions were propagated from wild grapevines which grow in Huatusco, Atlahuilco, Cosautlan and Ixtaczoquitlan. The aqueous infusions were analyzed to evaluate the antioxidant capacity by application of 2,2-DiPhenyl-1-PicrilHydrazyl (DPPH), and the total phenolic compounds (total reducing power) were determined spectrophotometrically by the Folin-Ciocalteu method. The polyphenols identification and quantification were determined using an ultrahigh resolution liquid chromatograph. Fourteen compounds, including trans-resveratrol, quercetin and rutin were identified. The infusions obtained from leaves of Huatusco and Ixtaczoquitlan accessions had the highest contents of total phenols. The infusions from leaves of Cosautlan and Ixtaczoquitlan accessions showed the highest antioxidant activities. The results indicate that the Vitis tiliifolia leaves in infusions are a rich source of bioactive compounds. This is the first time that the phenolics content and the antioxidant capacity of leaf infusions of Vitis tiliiflolia leaves are reported. As a large variability was found in the compounds of the different accessions, a selection of the genotypes with the most suitable composition of the leaves for their use in infusions and subsequent cultivation could represent a way for the valorization of Vitis tiliifolia and to diversify the agricultural productions in tropical areas.

    Keywords: Grapevine leaves, Mesoamerican Vitis, Polyphenols, Trans-resveratrol
  • A. Dolatkhahi, M. Shoor*, M. Bannayan, A. Tehranifar, A. Alizadeh Pages 837-849

    The present study was carried out to investigate biochemical, morphological, and physiological processes involved in the adaptive processes of cut roses grown in arching and high-rack culture systems under water deficit condition. Rose plants ‘Club-Nika’ were subjected to three water regimes [control (100% of irrigation needs), moderate water stress (75%), and severe water stress (50%)] factorially combined with two training systems defined as arching and high-rack systems. Water deficit significantly reduced morphological and qualitative traits as well as water relations of cut roses. Water deficit significantly reduced Net CO2 assimilation rate (PN), transpiration rate (E), and stomatal conductance (gs), whereas it did not affect Water Use Efficiency (WUEi) and intercellular CO2 concentration (Ci). Surprisingly, water deficit did not affect chlorophyll content [chl a, chl b and total chl (a + b)] and proline accumulation of leaves. Considering the lack of change in intercellular CO2 concentration, it seems likely that both stomatal closure and metabolic impairment limit photosynthetic CO2 assimilation under water deficit. Regardless of irrigation regimes, rose plants trained with high-rack culture system showed a superiority for most of the qualitative and quantitative attributes compared to those trained with arching system. The high-rack system resulted in 60% higher extra-quality stems (> 60 cm) compared with the plants trained with arching. It can be concluded that cut roses respond to water deficit through adaptive changes in physiological and morphological levels to reduce water loss without any negative impact at biochemical level.

    Keywords: Cut roses, Photosynthesis, Relative water content, Shoot Bending, Water use efficiency
  • Y. Su, C. Zhang, D. Zhang*, S. Li Pages 851-862

    As the diploid progenitor of common wheat, Aegilops tauschii is used as a genetic resource for improving common wheat. In this study, the genetic differentiation index between Yellow River (Shaanxi and Henan) and Xinjiang groups (0.322, 0.377) were obviously higher than between the former and Central Asia groups (0.231, 0.289). Meanwhile, the genetic distances between Yellow River (Shaanxi and Henan) and Xinjiang groups (0.285, 0.329) exhibit larger values compared with those between the former and Central Asia groups (0.283, 0.321). These results reveal that the genetic constitution of Yellow River and Central Asia groups is of more similarity compared with Xinjiang group. The phylogenetic tree demonstrates that Ae. tauschii in Yellow River and part of that in Central Asia are firstly gathered to be a subset. Then the subset and Xinjiang group are classified into a clade, which could be assigned to Central Asia and Middle East populations, implying that Ae. tauschii in Yellow River has a closer relationship with part of that in Central Asia compared with Xinjiang. Our finding further clarifies that Ae. tauschii in Yellow River might be directly derived from one/several types from Central Asia such as Turkmenistan, Pakistan, and Afghanistan.

    Keywords: Genetic differentiation, Genetic distance, Geographical population, Simple sequence repeat, Yellow River group
  • S. Singh*, S. Ram, S. Narwal Pages 863-874

    Among gliadins, α-gliadins are important active proteins in triggering celiac disease in human beings owing to the presence of toxic epitopes. A set of 177 α-gliadin gene sequences and the corresponding proteins were analyzed. Twenty accessions of hexaploids including 1, 14, and 5, respectively representing A, B, and D, with no intact CD-epitopes in α-gliadins, were identified. Twenty-two and 13 conserved motifs in non-repetitive domains NR1 and NR2, respectively, of α-gliadins differentiated all the amino acid sequences encoded by A genome of both diploids and hexaploids. Most of the amino acid sequences encoded by D genome (70 of 75 in hexaploids and 13 of 16 in diploids) could be identified by 22 amino acid motif. Large variations and lesser number of intact CD-epitopes was observed for α-gliadins belonging to B genome. As compared to diploids, repeat length of polyglutamine repetitive domain QII of B genome was lower in hexaploids indicating loss of Q residues during evolution of hexaploid wheat. The information can be used in assigning any α-gliadin sequences onto A, B, and D genomes and identifying wheat accessions with lesser CD-epitopes. The result presented here will be useful for the wheat improvement programs aiming for the management of celiac disease in human beings.

    Keywords: Conserved motifs, Genome, Triticum aestivum, Wheat improvement
  • M. Khaing, V. U. Ultra Jr*, S. Chul Lee Pages 875-888

    The influence of seed priming on the growth, amino and fatty acids contents of two wheat (Triticum aestivum L.) cvs. Keumkang and Backjung were evaluated through pot experiments in greenhouse and at field conditions. Four priming treatments involving three soaking media: 2.5% potassium Chloride (KCl), 1% potassium Sulfate (K2SO4), distilled water (H2O) and unprimed (dry seeds) as the control were laid out in a randomized complete block design with four replications for each experimental condition. Under greenhouse condition, 1% K2SO4 priming enhanced growth and yield of wheat, while 2.5% KCl reduced the dry matter yield in Keumkang, but not in Backjung. In field condition, 1% K2SO4 improved the growth of both cultivars and increased the yield of Backjung, while 2.5% KCl in Keumkang had the lowest yield. Overall, this study showed that seed priming with 2.5% KCl and 1% K2SO4 triggered specific changes in the Amino Acids (AA) and Fatty Acids (FA) compositions in grain and had carry-over effects on the plant’s metabolic adjustments, which were specific to the cultivar and the growing environmental conditions. The compositional changes in AA and FA induced by seed priming have a profound impact on grain and flour quality of wheat.

    Keywords: Amino acid profile, Fatty acid profile, Potassium chloride, Potassium sulfate, Triticum aestivum L