فهرست مطالب

  • سال بیست و دوم شماره 12 (پیاپی 296، اسفند 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/19
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ساره حسینی، ملیحه حسن زاده مفرد، الهه عاقل*، فاطمه همایی شاندیز، زهره یوسفی، سودابه شهیدثالث، مرجانه فرازستانیان، منا جودی صفحات 1-10
    مقدمه

    سرطان سرویکس، دومین علت سرطان در کشورهای کمتر توسعه یافته است. کمورادیوتراپی همزمان به عنوان درمان استاندارد سرطان سرویکس پیشرفته است، ولی در کشورهای در حال توسعه امکانات رادیوتراپی کافی نبوده، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان پاسخ پاتولوژیک، عوارض درمان و بقای مبتلایان به سرطان سلول های سنگفرشی سرویکس موضعی پیشرفته با استفاده از شیمی درمانی قبل از جراحی در بیمارانی که کاندید کمورادیوتراپی نبودند، انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی یک گروهه به صورت قبل و بعد، 24 نفر از مبتلایان به سرطان سلول های سنگفرشی (SCC) سرویکس در مرحله IB2، IIA2 وIIB که به دلایل مختلف کاندید درمان استاندارد کمورادیوتراپی همزمان نبودند، تحت سه دوره شیمی درمانی با رژیم پکلی تکسل (135 میلی گرم به ازای هر متر مربع بدن) و سیس پلاتین (75 میلی گرم به ازای هر متر مربع بدن) و سپس عمل جراحی قرار گرفتند. پاسخ بالینی به شیمی درمانی قبل از جراحی (نیوادجوانت) و عوارض درمان، بعد از هر دوره ارزیابی شد. در صورت پسرفت مناسب تومور، 6-4 هفته بعد از اتمام شیمی درمانی، بیماران کاندید جراحی ورتهایم شدند. سپس در غیاب معیارهای پرخطر در آسیب شناسی عمل جراحی، تحت سه دوره دیگر شیمی درمانی و در صورت داشتن این معیارها، تحت کمورادیوتراپی ادجوانت قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS (نسخه 21) و آزمون های کای دو و کاپلان مایر انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    از 24 بیمار مطالعه، 13 نفر (2/54%) مرحله IIB و 17 نفر (9/73%) گرید II تومور داشتند. 13 نفر (2/54%) در معاینه، درگیری پارامتر داشتند. در مجموع، 7 بیمار از مطالعه خارج و 17 نفر جراحی شده و از این میان، 4 بیمار پرخطر، کاندید کمورادیوتراپی ادجوانت شدند. میزان پاسخ بالینی و آسیب شناسی کامل به ترتیب 17 نفر (2/77%) و 8 نفر (1/47%) بود. با میانه پیگیری 5/18 ماه، میانگین بقای کلی و بقای عاری از بیماری در بیمارانی که با پروتکل این مطالعه درمان شدند، به ترتیب برابر 71/25 و 51/24 ماه بود. میانگین بقای کلی 24 بیمار وارد شده به مطالعه، 82/30 ماه (26/32-38/29، 95%:CI) بود.

    نتیجه گیری

    شیمی درمانی نیوادجوانت در بیماران مبتلا به سرطان سرویکس موضعی پیشرفته علی رغم پاسخ پاتولوژیک قابل قبول، با سود بقاء همراه نیست.

    کلیدواژگان: آنالیز بقاء، درمان نئوادجوانت، سرطان سرویکس
  • سیده سمانه حسینی، زهره یوسفی، مریم عمادزاده، فاطمه همایی شاندیز، پروین حکم آبادی، مهتا صالحی، پردیس شجاعی، مریم صالحی* صفحات 11-18
    مقدمه

    تومورهای زنان، عامل مهم مرگ و میر زنان در جهان هستند. با توجه به اهمیت شناخت اپیدمیولوژیک سرطان های زنان به صورت منطقه ای جهت برنامه ریزی اقدامات پیشگیری، مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگی های اپیدمیولوژیک بیماران مبتلا به سرطان های دستگاه تناسلی زنانه مراجعه کننده به مراکز تخصصی انکولوژی مشهد در سال های 95-1361 انجام گرفت.

    روش کار

    در این مطالعه مقطعی پس از بررسی تمام پرونده های موجود در طی 35 سال اخیر، اطلاعات بیماران استخراج و ثبت گردید. زمان مطالعه به 4 دوره (سال 69 و قبل از آن، سال 79-70، سال 89-80 و سال 95-90) تقسیم بندی شد. فراوانی نسبی، میانگین سن زمان تشخیص و روند 35 ساله مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های کای اسکویر، آنووا وشفه انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در 2953 بیمار مورد بررسی، میانگین سنی 69/13±32/49 سال بود. بیشترین میانگین سنی در بیماران با سرطان جسم رحم (49/12±21/52 سال) و کمترین در بیماران با سرطان تخمدان (09/16±09/46 سال) مشاهده شد. میانگین سن تشخیص سرطان تخمدان در طی سه دهه اخیر به طور معناداری افزایش (001/0p<) و در سرطان سرویکس کاهش داشت (017/0=p). بیشترین فراوانی نسبی مربوط به سرطان سرویکس با 1161 مورد (3/39%) و سپس سرطان تخمدان با 1080 مورد (6/36%) بود. توزیع فراوانی انواع سرطان در طی دهه های مختلف نیز اختلاف معناداری داشت (001/0p<).

    نتیجه گیری

    سرطان سرویکس فراوان ترین سرطان در بین بیماران این مطالعه بود. میانگین سن تشخیص در بیماران مبتلا به سرطان تخمدان افزایش و در مبتلایان به سرطان سرویکس کاهش یافته است. با توجه به قابلیت پیشگیری از سرطان سرویکس، توصیه به توجه بیشتر غربالگری این سرطان می شود.

    کلیدواژگان: ایران، زنان، سرطان آندومتر، سرطان تخمدان، سرطان سرویکس، مشهد
  • شهناز نظام دوست، فرحناز فرزانه* صفحات 19-23
    مقدمه

    ناباروری به صورت عدم حاملگی پس از یک سال تماس جنسی بدون استفاده از هیچ گونه روش پیشگیری، تعریف می شود.  با توجه به وسعت زیاد و جمعیت بالای استان سیستان و بلوچستان و مراجعات بسیار زیاد بیماران به مرکز نازایی در بیمارستان علی بن ابیطالب، مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو شیوه درمانی تحریک تخمک گذاری (یک گروه HCG و گروه دیگر HCG به همراه اکسی توسین) جهت درمان ناباروری در زنان مبتلا به عدم تخمک گذاری انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 97-1396 بر روی  روی 100 زن نابارور مبتلا به نازایی مراجعه کننده به کلینیک زنان و زایمان بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) شهر زاهدان انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه مساوی دریافت کننده HCG و دریافت کننده HCG به علاوه اکسی توسین تقسیم شدند و میزان بارداری بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های کای اسکویر و تی مستقل یا من ویتنی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در این مطالعه بر اساس نتایج آزمون کای اسکویر، فراوانی باروری در گروه دریافت کننده توام HCG و اکسی توسین به طور معنی داری بیشتر از گروه دریافت کننده HCG به تنهایی بود (016/0=p).

    نتیجه گیری

    استفاده همزمان اکسی توسین با HCG باعث افزایش معنی دار میزان بارداری می گردد.

    کلیدواژگان: اکسی توسین، اینداکشن اوولاسیون، میزان حاملگی، IUI، HCG
  • طیبه امیری پارسا، سید رضا عطارزاده حسینی*، ناهید بیژه، محمدرضا حامدی نیا صفحات 24-37
    مقدمه

    نوروپاتی دیابتی، از شایع ترین و سخت ترین عوارض دیابت است. تاکنون در زمینه اثر تمرین مقاومتی - هوازی بر نوروپاتی محیطی دیابتی مطالعات محدودی انجام شده است، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر حجم تمرین ترکیبی (مقاومتی- هوازی) بر تغییرات نوروتروفینی، درد نوروپاتی، استقامت هوازی و قدرت عملکردی پایین تنه در زنان یایسه مبتلا به نوروپاتی محیطی دیابتی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه کاربردی و به روش نیمه تجربی در سال 1396 بر روی 21بیمار مبتلا به نوروپاتی محیطی دیابتی در شهرستان سبزوار انجام شد.افراد در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. تنها گروه تجربی به مدت 4 ماه تمرینات ترکیبی مقاومتی- هوازی انجام دادند. سطوح سرمی نوروتروفین مشتق شده از مغز در زمان های قبل و پس از ماه اول، دوم، سوم و چهارم تمرین، در حالت ناشتایی به دست آمد. درد نوروپاتی با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری و استقامت هوازی و قدرت عملکردی پایین تنه به ترتیب با استفاده از آزمون 6 دقیقه راه رفتن ریکلی جونز و آزمون نشستن و برخاستن روی صندلی ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آنالیز واریانس اندازه گیری تکراری و آنوای یک طرفه انجام شد. میزان p کمتر از 0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    سطوح نوروتروفین سرمی در گروه تجربی نسبت به کنترل افزایش معنی داری نداشت (0/05>p). شاخص درد نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری داشت (0/05>p) و به همراه آن استقامت هوازی و قدرت عملکردی پایین تنه نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری داشت (0/05>p).

    نتیجه گیری

    دو ماه تمرین ترکیبی (مقاومتی - هوازی) همراه با کاهش درد، استقامت هوازی و قدرت عملکردی پایین تنه را تقویت می کند. به طور احتمالی برای افزایش سطح نوروتروفین سرمی باید دوره تمرین طولانی تر از 4 ماه باشد.

    کلیدواژگان: تمرین ترکیبی، زنان یائسه، شاخص عملکردی، نوروپاتی دیابتی
  • مائده فانی، رضا صالحی، نوید چیت ساز، شاهین گوهرپی*، شهلا زاهدنژاد صفحات 38-45
    مقدمه

    سونوگرافی ترنس ابدومینال روشی غیرتهاجمی و آسان است که از طریق مشاهده حرکت قاعده مثانه می توان عملکرد عضلات کف لگن را ارزیابی نمود. اگرچه مطالعات تکرارپذیری این روش را حین انقباض کف لگن بررسی نموده اند، اما حین مانور والسالوا و curl شکمی یافته های اندکی وجود دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تکرارپذیری، خطای معیار اندازه گیری و کمترین تغییر قابل تشخیص روش ارزیابی سونوگرافی ترنس ابدومینال فعالیت عضلات کف لگن حین انقباض، مانور والسالوا و curl شکمی در زنان سالم انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه متدولوژیک در سال 1397 در بیمارستان کاشانی اصفهان بر روی 15 زن داوطلب 45-20 ساله که در کنترل ادرار مشکل نداشتند، انجام شد. میزان جابجایی قاعده مثانه (به عنوان پیامد فعالیت عضلات کف لگن) بر حسب میلی متر با روش سونوگرافی ترنس ابدومینال در طی انقباض کف لگن، مانور والسالوا و curl شکمی 2 مرتبه، با فاصله زمانی یک هفته بررسی شد. برای محاسبه تکرارپذیری، خطای معیار اندازه گیری و کمترین تغییر قابل تشخیص از آزمون های ضریب همبستگی و خطای معیار اندازه گیری استفاده شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    تکرارپذیری روش سونوگرافی ترنس ابدومینال برای ارزیابی میزان جابجایی قاعده مثانه در طی انقباض عضلات کف لگن 88/0، در مانور والسالوا 95/0 و در curl شکمی 83/0 بود. کمترین تغییر قابل تشخیص در طی انقباض کف لگن 27/2، در مانور والسالوا 94/7 15 ">  و در curl شکمی 65/5 15">  میلی متر بود.

    نتیجه گیری

    تکرارپذیری روش سونوگرافی ترنس ابدومینال در ارزیابی فعالیت عضلات کف لگن در طی انقباض، مانور والسالوا و curl شکمی خوب تا عالی است.

    کلیدواژگان: تکرارپذیری، سونوگرافی ترنس ابدومینال، عضلات کف لگن، قاعده مثانه، کمترین تغییر قابل تشخیص
  • محبوبه طباطبایی چهر، سکینه نظری، مریم باقری، آیدا نیازی، زهره عباسی، مریم سلطانی، کتانه کاظمی، محبوبه قربانی* صفحات 46-53
    مقدمه

    عملکرد جنسی، بخشی از زندگی و رفتار انسانی است که اختلال آن در دوران بعد از یایسگی 72% است. زعفران به دلیل داشتن ترکیباتی از قبیل کروسین و سافرانال دارای اثر تحریک جنسی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر زعفران خوراکی بر عملکرد جنسی زنان یایسه انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور در سال 96-1395 بر روی 67 زن یایسه در شهر بجنورد انجام شد. زنان یایسه روزانه یک عدد کپسول زعفران یا دارونما به مدت 28 روز مصرف کردند. پرسشنامه عملکرد جنسی روزن قبل از مصرف کپسول و 4 هفته بعد از اتمام مداخله توسط واحدهای پژوهش تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های تی زوجی و تی مستقل انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین نمرات عملکرد جنسی در گروه زعفران قبل از مصرف 7/8±5/13 و بعد از مصرف 6/7±8/18 بود که بر اساس نتایج آزمون تی زوجی، عملکرد جنسی بهبود یافته بود (001/0p<)، اما در گروه کنترل تغییری در عملکرد جنسی قبل و بعد از مداخله ایجاد نشده بود (563/0=p). در هیچ یک از واحد های پژوهش عارضه ای از زعفران مشاهده نگردید.

    نتیجه گیری

    با توجه به بهبود قابل توجه عملکرد جنسی با مصرف کپسول زعفران، توصیه می شود زعفران به عنوان مکمل خوراکی در دوران یایسگی استفاده شود.

    کلیدواژگان: زعفران خوراکی، زنان یائسه، عملکرد جنسی
  • فرزانه کاظم زاده، سحر ملزمی*، محمد افشار اردلان، امیر حسین توزنده جانی، امیرحسین آشنایی صفحات 54-61
    مقدمه

    ترامادول از دسته داروهای مسکن مخدر یا اپویید های مصنوعی بوده و دارویی ضعیف تر از مورفین و قوی تر از بروفن و استامینوفن می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات ترامادول بر بافت بیضه در موش های سالم و دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه تجربی در سال 1397 در دانشگاه آزاد واحد دامغان انجام شد. در این مطالعه 60 سر موش صحرایی رت نر نژاد ویستار به 6 گروه (کنترل، شاهد، تجربی 1 و 2 تجربی 3 و 4) تقسیم شدند. گروه کنترل همزمان با دیابتی شدن سایر گروه ها به منظور حفظ تعادل بدن، بافرسیترات به صورت درون صفاقی با توجه به وزن دریافت کردند. گروه (شاهد) دیابتی، از طریق تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین با دوز 55 میلی گرم بر کیلوگرم دیابتی شده، گروه تجربی 1، 2، 3 و 4 پس از 2 ماه دیابتی شدن، به مدت 5 هفته ترامادول را به روش گاواژ دریافت کردند. در ابتدای هفته پنجم از نمونه ها خون گیری به عمل آمد و فاکتور های بیوشیمیایی و هورمونی خون و همچنین مقاطع بیضه ها مورد ارزیابی ماکروسکوپی و هسیتولوژیک قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آنالیز واریانس یک طرفه و پس آزمون توکی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در گروه شاهد (دیابتی) کاهش معنی داری در سلول های اسپرماتوگونی (03/0=p)، سرتولی (032/0=p) و اسپرماتید (022/0=p) نسبت به گروه کنترل و گروه های تجربی 1 و 2 مشاهده شد. همچنین در گروه های تجربی 1 و 2 کاهش معنی داری در سلول های اسپرماتید (051/0=p) نسبت به گروه کنترل مشاهده شد و در گروه های تجربی 3 و 4 نیز نسبت به سایر گروه ها کاهش معنی داری در سلول های سرتولی (02/0=p) مشاهده گردید. همچنین در گروه شاهد در میزان انسولین (001/0=p) و تستوسترون (001/0=p) کاهش معنی دار نسبت به سایر گروه ها مشاهده شد. در گروه تجربی 1 و 2 به دلیل مصرف ترامادول، میزان هورمون تستوسترون (041/0=p) کاهش معنی داری نسبت به گروه کنترل داشت و در گروه های تجربی 3 و 4 نیز میزان هورمون تستوسترون (01/0=p) کاهش معنی داری نسبت به گروه به شاهد داشت و تغییر معنی داری در میزان هورمون انسولین در گروه های تجربی مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    مصرف روزانه خوراکی 35 روزه ترامادول در موش های سالم و دیابتی با دوز های مشخص باعث بر هم زدن تعادل هورمون تستوسترون خون شده و فرآیند اسپرماتوژنز را کاهش می دهد؛ به طوری که هرچه دوز دارو افزایش یافت، آسیب بافتی و هورمونی نیز افزایش یافت.

    کلیدواژگان: آسیب بیضه ای، ترامادول، دیابت، سلول های سرتولی
  • مهدی خانبابایی گول، محمود عیدی، مهرداد زمانی اسفهلانی* صفحات 62-68
    مقدمه

    لنف ادم ناشی از درمان سرطان پستان عوارض وسیعی را به دنبال دارد که از آن میان می توان به سندرم تونل کارپ اشاره نمود. این سندرم موجب ناتوانی بازماندگان سرطان پستان می شود؛ لذا اطلاع از فراوانی آن امری ضروری جهت انجام اقدامات بعدی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نسبت فراوانی سندرم تونل کارپ در زنان مبتلا به سرطان پستان درمان شده با لنف ادم انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی مقطعی در طی 98-1397 بر روی 160 زن بازمانده از سرطان پستان با لنف ادم در مراکز آموزشی درمانی سطح شهر تبریز انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه بوستون (جهت تشخیص علایم CTS) جهت اهداف پژوهش استفاده شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون های آماری رگرسیون و همبستگی اسپیرمن انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در مطالعه حاضر 33 نفر (62/20%) مبتلا به سندرم تونل کارپ بودند. بر اساس نتایج آزمون کای اسکویر، بین سندرم تونل کارپ و متغیر های سن (009/0=p)، لنف ادم (001/0=p)، سابقه رادیوتراپی (001/0=p)، سابقه عمل جراحی (019/0=p)، سابقه برداشتن غدد لنفاوی (03/0=p) و سابقه دیابت ملیتوس (04/0=p) ارتباط آماری معناداری وجود داشت.

    نتیجه گیری

    در مطالعه حاضر شیوع سندرم تونل کارپ در زنان مبتلا به سرطان پستان درمان شده با لنف ادم 62/20% بود. شناسایی ریسک فاکتورهای ابتلاء به این سندرم می تواند زمینه ساز اقدامات پیشگیرانه و کنترلی در این بیماران باشد.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، سندرم تونل کارپ، لنف ادم
  • مهدیه ابویی مهریزی، رضا حشمت، پریسا رضانژاد، ملیحه نصیری، افسر طباطبایی بافقی، عطیه جواهری، گیتی ازگلی* صفحات 69-79
    مقدمه

    کنترل دردهای بعد از زایمان طبیعی بر مراقبت مادر از نوزاد و برگشت مادر به زندگی عادی تاثیر دارد. مطالعات نشان دهنده تاثیر فشار بر نقطه 3 کبدی در کاهش درد با منشا رحمی، مانند درد قاعدگی است، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر نقطه فشاری 3 کبدی بر شدت پس درد زایمان انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شاهددار در سال 97-1396 بر روی 150 نفر از مادرانی که در بخش مراقبت های پس از زایمان بیمارستان شهید صدوقی یزد زایمان طبیعی داشته و از پس درد شکایت داشتند، انجام گرفت. مادران به روش تخصیص تصادفی به سه گروه 50 نفری نقطه فشاری 3 کبدی، گروه شم و ایبوپروفن تقسیم شدند. به هر سه گروه در صورت شدت درد متوسط و شدید، دوز خوراکی ایبوپروفن 400 میلی گرم هر 6 ساعت تا 24 ساعت داده شد. در گروه نقطه فشاری 3 کبدی (گروه مداخله)، فشار روی نقطه 3 کبدی به مدت 10 دقیقه روی هر پا انجام شد، در گروه شم نیز فشار به همین صورت در نقطه نابجا انجام شد. گروه شاهد (مراقبت معمول) فقط دارو دریافت کردند. درد هر 6 ساعت قبل از هر دفعه مداخله، 30 و 120 دقیقه بعد از هر دفعه مداخله اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های کای دو، فریدمن، کروسکال والیس، ویلکاکسون و مدل معادلات برآورد تعمیم یافته انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    شدت پس درد بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله در هر گروه، تفاوت آماری معناداری داشت و با گذشت زمان به طور متوسط میانگین نمره درد 34/0 کمتر شد (001/0>p). میانگین نمره درد در گروه نقطه 3 کبدی نسبت به گروه شاهد به طور متوسط 23/0±8/0 کمتر بود (001/0=p) و میانگین نمره درد در گروه نقطه 3 کبدی نسبت به شم 3/64±0/0کمتر بود (035/0=p)، اما بین دو گروه شم و شاهد اختلاف معناداری وجود نداشت (468/0=p).

    نتیجه گیری

    طب فشاری در نقطه 3 کبدی در تسکین پس درد زایمان موثر است و می توان در بالین از نقطه فشاری 3 کبدی مانند دیگر نقاط فشاری موثر بر پس درد، کمک گرفت.

    کلیدواژگان: پس درد زایمان، طب فشاری، مراقبت پس از زایمان
  • مریم جاویدی صرافان، مهین تفضلی*، طلعت خدیوزاده، سید رضا مظلوم، مرضیه لطفعلی زاده صفحات 80-90
    مقدمه

    مشاوره غربالگری ناهنجاری جنینی، از جمله وظایف ماماها طبق دستورالعمل غربالگری ناهنجاری های جنینی می باشد. از آنجایی که ارتقاء صلاحیت بالینی ماماها از طریق سیستم آموزش کارآمد با روش های نوین آموزشی بسیار مورد توجه و ضروری است؛ لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر آموزش مبتنی بر بیمار استاندارد شده و سخنرانی با بازخورد بر صلاحیت بالینی ماماها در مشاوره غربالگری ناهنجاری های جنینی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه مداخله ای از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1397 بر روی 67 نفر از ماماهای دارای پروانه در مشهد انجام شد. افراد به دو گروه آموزشی مبتنی بر بیمار استاندارد شده و سخنرانی با بازخورد تخصیص یافتند. بعد از انجام پیش آزمون، یک برنامه آموزشی 4 ساعته برای هر گروه برگزار شد و صلاحیت بالینی ماماها 2 هفته بعد از آموزش با پرسشنامه و چک لیست پژوهشگر ساخته سنجش صلاحیت بالینی ارزیابی گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های تی مستقل، تی زوجی، من ویتنی و کای اسکویر دقیق انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    تغییرات میانگین نمره کل صلاحیت بالینی 2 هفته پس از مداخله در مقایسه با قبل از مداخله در هر دو گروه معنی دار بود (001/0>p). میانگین نمره کل صلاحیت بالینی قبل از مداخله (711/0=p) و 2 هفته پس از مداخله (412/0=p) در دو گروه اختلاف آماری معنی داری نداشت.

    نتیجه گیری

    هر دو روش آموزشی مبتنی بر بیمار استاندارد شده و سخنرانی با بازخورد در ارتقاء صلاحیت بالینی ماماها در مشاوره غربالگری ناهنجاری های جنین موثر است.

    کلیدواژگان: بیمار استاندارد شده، سخنرانی با بازخورد، صلاحیت بالینی، غربالگری ناهنجاری های جنین، مشاوره
  • الهه جسمانی، سمیرا ابراهیم زاده ذگمی*، معصومه کردی صفحات 91-101
    مقدمه

    همورویید از شایع ترین مشکلات دوران بارداری به ویژه در سه ماهه دوم و سوم می باشد. در صورت عدم درمان به موقع و پیگیری مناسب، این مشکل تبدیل به یک بیماری مزمن می شود که می تواند اثرات زیانباری را به فرد، خانواده و جامعه تحمیل نماید. با توجه به شیوع بالای این مشکل در جمعیت زنان باردار و عدم پرداختن به مرور روش های نوین حمایتی، بالاخص دارویی و تهاجمی در طی 12 سال گذشته، مطالعه حاضر با هدف مرور انواع روش های درمان غیر دارویی و دارویی همورویید در بارداری و میزان اثربخشی آنها انجام شد.

    روش کار

    در مطالعه حاضر جهت دست یابی به هدف مطالعه، پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Scopus،ProQuest ، Google Scholar، Science Direct، SID و Magiran با استفاده از کلید واژه های انگلیسیHemorrhoid ، Haemorrhoids، pregnancy، Pregnant، Medical Treatment، Conservative، Life style، Diet، Nutrition، Surgery، Hemorrhoidectomy و کلید واژه های فارسی همورویید، همورویید، بواسیر، بارداری، درمان، محافظه کارانه، سبک زندگی، رژیم غذایی و جراحی به صورت منفرد و ترکیبی، از بازه زمانی تحت پوشش این پایگاه ها تا اکتبر سال 2019، مورد جستجوی الکترونیکی قرار گرفتند.

    یافته ها

    جهت درمان همورویید در دوران بارداری روش های مختلفی وجود دارد، اما کارایی بسیاری از این روش ها برگرفته از نتایج مطالعات بالینی بر روی جمعیت عمومی مبتلایان به این بیماری می باشد، بنابراین با توجه به عدم وجود مطالعات بالینی کافی و قدرتمند در زمینه کاربرد برخی از روش ها و ممنوعیت یا احتیاط استفاده از برخی روش های دیگر در دوران بارداری،تصمیم گیری در زمینه انتخاب روش درمانی، بسته به شرایط هر بیمار و توجه به معیارهایی از قبیل: سن بارداری، شدت و میزان پایداری علایم و همچنین رعایت سلسله مراتب درمان از روش های حمایتی و غیر تهاجمی به سمت روش های تهاجمی دارد.

    نتیجه گیری

    روش های مختلفی برای درمان همورویید وجود دارد، اما مطالعات کافی و قدرتمند جهت تایید کارایی و ایمنی بسیاری از این روش ها بر روی جمعیت اختصاصی زنان باردار محدود است.

    کلیدواژگان: بارداری، درمان، هموروئید
  • اشرف صابر*، مبینا حسین فخرآبادی، مهوان خداپرست، شادی بازیار صفحات 102-109
    مقدمه

    آنسفالیت هرپسی، یک اختلال اورژانس نورولوژیک است. در این مطالعه یک مورد درمان موفقیت آمیز آنسفالیت هرپسی اسپورادیک در خانم باردار 26 هفته گزارش می شود.

    معرفی بیمار

    بیمار خانم باردار 30 ساله با سن بارداری 26 هفته بود که به علت کاهش سطح هوشیاری، گیجی، عدم پاسخ گویی به سوالات، عدم شناخت اطرافیان، تهوع و استفراغ، سردرد دوطرفه ناحیه تمپورال و بی قراری، در سرویس زنان بیمارستان بنت الهدی بجنورد بستری شد. بیمار سابقه ای دال بر وجود تروما، بیماری عفونی، بیماری مزمن عصبی، فشارخون بارداری، بیماری سیستمیک، سابقه مصرف دارویی، حساسیت دارویی و عمل جراحی نداشت. در بدو پذیرش، علایم حیاتی و درصد اشباع اکسیژن خون نرمال بود. به دلیل علایم نورولوژیک مشکوک به اکلامپسی و پروتیینوری، سولفات منیزیم تجویز شد. پس از 8 ساعت به علت بروز تب، تداوم اختلال هوشیاری و تشنج تونیک-کلونیک ژنرالیزه، MRI مغز انجام شد که درگیری دوطرفه تمپورال و ناحیه فرونتال چپ مشهود بود. در الکتروانسفالوگرام (EEG) امواج Sharps در فرونتال چپ مشاهده شد که با اختلال تشنج منطبق بود. آسیکلوویر وریدی بعد از بروز تشنج و تشدید علایم نورولوژیک تجویز شد. واکنش زنجیره پلیمراز برای تشخیص مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس، ویروس هرپس سیمپلکس 1 و بروسلا در مایع مغزی- نخاعی منفی گزارش شد. میزان پروتیین و لکوسیت و گلبول قرمز در آنالیز CSF افزایش یافته بود. کشت خون و آزمایشات سرمی تشخیص بروسلوز منفی بود. به دلیل عدم رضایت مددجو، تکرار آزمایش PCR صورت نگرفت. با توجه به نتایج تست های آزمایشگاهی، MRI مغز و EEG تشخیص آنسفالیت هرپسی مطرح گردید. بیمار بهبود یافت و بعد از 14 روز از بستری ترخیص شد. نوزاد سالم در سن بارداری 39 هفته به روش زایمان واژینال متولد شد.

    نتیجه گیری

    در صورت بروز علایم نورولوژیک در زنان باردار (سردرد، گیجی و تغییر وضعیت هوشیاری)، مشاوره اورژانس نورولوژیک جهت رد سایر تشخیص های افتراقی تهدید کننده حیات غیر از اکلامپسی نظیر آنسفالیت هرپسی، ترومبوز سینوس وریدی و اختلالات متابولیک ضروری است. با توجه به اینکه گایدلاین اختصاصی برای مدیریت درمان آسفالیت ویروسی در بارداری وجود ندارد، استفاده از گایدلاین طراحی شده برای زنان غیرباردار در این موارد توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آنسفالیت، بارداری، هرپس سیملپکس
|
  • Sareh Hosseini, Malihe Hasanzadeh Mofrad, Elahe Aghel *, Fatemeh Homaei Shandiz, Zohre Yousofi, Soodabeh Shahid Sales, Marjaneh Farazestanian, Mona Joudi Pages 1-10
    Introduction

    Cervical cancer is the second most common cancer in less developed countries. Chemoradiation is the standard treatment for advanced cervical cancer, but there is a lack of radiotherapy equipment in developing country. Therefore, this study was performed with aim to evaluate the pathologic response, treatment complication and survival rate of patients with locally advanced squamous cell carcinoma (SCC) of cervix who were not candidate for chemoradiation with use of chemotherapy before surgery.

    Methods

    In this single group, before-after randomized clinical trial, 24 patients with FIGO stages IB2, IIA2, and IIB squamous cell carcinoma (SCC), who were not candidate for standard chemoradiation due to different causes, received 3 courses of neoadjuvant paclitaxel (135mg/m2)+ Cisplatin (75mg/m2) chemotherapy regimen. Then, surgery was performed. Clinical response to neoadjuvant chemotherapy and treatment side effects were assessed after each course. Wertheim hysterectomy was done 4 to 6 weeks later in those with favorable response. In the absence of major risk factors in the surgical pathology, patients received 3 additional cycles of adjuvant chemotherapy. In high risk patients, adjuvant chemoradiotherapy was performed. Data was analyzed by SPSS software (version 21) and Chi-square, and Kaplan Mayer tests. P

    Results

    Among 24 patients, 13 cases (54.2%) and 17 (73.9%) had FIGO stageIIB and gradeII tumors, respectively. Parametrial involvement was presented in 13 patients (54.2%). Seven patients were excluded. 17 patients underwent surgical resection. Four high risk patients and were candidate for chemoradiation. Clinical and complete pathological response rate were 17 cases (70.8%) and 8 cases (47.1%), respectively. With a median follow up of 18.5 months, mean of overall survival and disease free survival of patients treated with the study protocol were 24.51 and 25.71 month, respectively. The mean of overall survival of whole patients (24 cases) was 30.8 month (CI: 95%, 29/38-32/26).  

    Conclusion

    Neoadjuvant chemotherapy in patients with locally advanced cervical cancer despite acceptable pathologic response is not associated with survival advantage.

    Keywords: Cervical Cancer, neoadjuvant treatment, Survival analysis
  • Seyede Samaneh Hoseini, Zohreh Yousefi, Maryam Emadzadeh, Fatemeh Homaee Shandiz, Parvin Hokmabadi, Mahta Salehi, Pardis Shojaei, Maryam Salehi * Pages 11-18
    Introduction

    Gynecologic cancers are the important cause of women's mortality in the world. Considering the importance of epidemiological recognition of gynecologic cancers in regional form for planning the preventive measures, this study was performed with aim to assess the epidemiologic characteristics of patients with gynecologic cancers referring to Mashhad oncologic centers in 1982-2016.

    Methods

    In this cross-sectional study, after evaluation of all patients’ files recorded in the last 35 years, the required data were extracted and recorded. The study period was categorized into 4 intervals: before 1990, 1991-2000, 2001-2010, and 2011-2016. The relative frequency, mean age at the time of diagnosis, and the 35-year trend were then assessed. Data were analyzed by SPSS software (version 16) and Chi-Square, Anova, and Scheffe tests. P 

    Results

    Among 2953 studied patients, mean age was (49.32 ± 13.69 years. The highest mean age was observed among the patients with uterine body neoplasms (52.21±12.49) and the lowest mean age in those with ovarian cancer (46.09±16.09). The mean age at the time of diagnosis of ovarian cancer has significantly increased in the last decades (p<0.001) while decreased in those with cervical cancer (p=0.017). Cervical and ovarian cancers had the highest relative frequency during the entire study period (39.3% (1161 cases) and 36.6% (1080 cases), respectively). There was also a significant difference in the frequency of various cancers across different decades (p<0.001).

    Conclusion

    Cervical cancer was the most frequent neoplasm in this study. The mean age of diagnosis had increased in patients with ovarian cancer and decreased in cervical cancer. Since cervical cancer can be controlled by preventive measures, more attention to screening of this cancer is recommended.

    Keywords: Cervical neoplasms, Endometrial Cancer, Iran, Mashhad, Ovarian cancer, Women
  • Shahnaz Nezamdoust, Farahnaz Farzaneh * Pages 19-23
    Introduction

    Infertility is defined as not getting pregnant after 1 year of unprotected intercourse. Given the large area and high population of Sistan & Baluchestan province and many patients referring to the infertility center of Ali-ibn-e Abitaleb Hospital, this study was performed with aim to compare two methods of ovulation triggers for treatment of infertility in women with no ovulation.

    Methods

    This clinical trial was conducted on 100 infertile women (50 in each group) with infertility referring to gynecology clinic of Ali ibn-e Abitaleb Hospital of Zahedan  in 2017-2018. Patients were randomly assigned into two groups of HCG or HCG plus Oxytocin groups. The rate of pregnancy was evaluated. Data were analyzed by SPSS software (version 22) and Chi-square, independent t and Mann-Whitney test. P

    Results

    According to the results of Chi-square test, frequency of pregnancy was significantly higher in HCG plus oxytocin group than HCG alone group (p=0.016).

    Conclusion

    HCG plus oxytocin significantly increases pregnancy rate in infertile women.

    Keywords: HCG, Induction ovulation, IUI, Oxytocin, Pregnancy rate
  • Tayebeh Amiri Parsa, Seyyed Reza Attarzadeh Hosseini *, Nahid Bijeh, Mohammad Reza Hamedi Nia Pages 24-37
    Introduction

    Diabetic neuropathy is one of the most common and severe complications of diabetes. Very few studies have investigated the effects of resistance-aerobic training on diabetic-peripheral neuropathy. This study was performed with aim to investigate the effect of combined exercise (Resistance - Aerobic ) on neurotrophic changes, neuropathic pain, aerobic endurance and lower body strength in postmenopausal women with diabetic peripheral neuropathy

    Methods

    This practical and semi experimental study was performed on 21 patients with diabetic peripheral neuropathy in Sabzevar in 2017. The subjects were assigned into experimental and control groups. The experimental group performed resistance-aerobic exercises for four months. In fast condition, serum level of Brain-derived neurotrophic factor were taken before the start of the study and after the first, second, third and fourth months after the study. The neuropathic pain was measured with visual analog scale. Six-minute walking test (Rickly Jones) and sitting and standing test were used to estimate aerobic endurance and lower trunk performance, respectively. Data were analyzed by SPSS software (version 16) and Repeated Measure variance analysis and one-way ANOVA. P

    Results

    Serum neurotrophin levels were not significantly increased in the experimental group compared to the control group (P> 0.05). Pain index significantly decreased compared to the control group (P< 0.05). Aerobic endurance and lower trunk functional strength significantly increased compared to the control group (P< 0.05).

    Conclusion

    two months of combined exercise (Resistance - Aerobic ) reduces pain index and strengthens aerobic endurance and lower trunk functional strength. Probably, to increase serum neurotrophin levels, the training period should be longer than four months.

    Keywords: Combined exercise, Diabetic Neuropathies, Performance index, Postmenopausal women
  • Maedeh Fani, Reza Salehi, Navid Chitsaz, Shahin Goharpey *, Shahla Zahednejad Pages 38-45
    Introduction

    Transabdominal ultrasound (TAU) is a non-invasive and easy method that can directly evaluate the function of pelvic floor muscles (PFM) through observation of the bladder base movement. Although, studies have investigated the reliability of this technique during PFM contraction, but there is little evidence of reliability during Valsalva maneuver and abdominal curl. This study was performed with aim to assess the reliability, standard error of measurement and minimal detectable change of TAU of PFM activity during contraction, Valsalva maneuver and abdominal curl in healthy women.

    Methods

    This methodological study was performed on 15 volunteer’s women (20-45 years) who had no symptoms of urinary incontinence in Kashani hospital of Isfahan in 2018. 15 participated in this study. The bladder base displacement (as an indicator of PFM activity), in millimeters, was assessed by TAU during PFM contraction, Valsalva maneuver, and abdominal curl in two sessions at intervals of a week. Interclass Correlation Coefficient (ICC) and standard error of measurement tests were used to evaluate the reliability, standard error of measurement, and minimal detectable change (significance level=0.05).

    Results

    Reliability of TAU for evaluating the bladder base displacement during PFM contraction was 0.88, during Valsalva maneuver 0.95, and during abdominal curl 0.83. The minimal detectable change during PFM contraction was 2.27 mm, during Valsalva maneuvering 7.94 mm, and during abdominal curl 5.65 mm.

    Conclusion

    Reliability of transabdominal ultrasound in PFM activity assessment during contraction, Valsalva maneuver, and abdominal curl is good to excellent.

    Keywords: Bladder base, Minimal detectable change, Pelvic Floor muscles, Reliability, Transabdominal ultrasound
  • Mahbubeh Tabatabaeichehr, Sakineh Nazari, Maryam Bagheri, Ida Niazi, Zohreh Abassi, Maryam Soltani, Kataneh Kazemi, Mahboubeh Ghorbani * Pages 46-53
    Introduction

    Sexual function is a part of human behavior and life that the rate of sexual dysfunction disorder in post-menopausal period is 72%. Saffron has sexual stimulation effect due to its ingredients such as Crocin and Safranal. This study was performed with aim to evaluate the effect of oral saffron on sexual function of postmenopausal women.

    Methods

    This double-blind clinical trial was performed on 67 postmenopausal women in Bojnourd in 2016-2017. Eligible postmenopausal women daily received one saffron capsule or placebo for 28 days. Female Sexual Function Index was completed before using capsule and 4 consecutive weeks after the intervention. Data were analyzed by SPSS software (version 16) and paired t-test and independent t-test. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    The mean sexual function scores in saffron group before and after using saffron were 13.5 ± 8.7 and 18.8 ± 7.6, respectively. The results of paired t-test showed that sexual function was improved (p< 0.001). But, in the control group, no change in sexual function was observed before and after the intervention (p= 0.563). There were no side effects about use of saffron in any of the research subjects

    Conclusion

    Due to the significant improvement in sexual function with the use of saffron capsules, it is recommended to use saffron as an oral supplement in post-menopausal period.

    Keywords: Post-menopausal women, Oral Saffron, Sexual function
  • Farzaneh Kazemzadeh, Sahar Molzemi *, Mohammad Afshar Ardalan, Amir Hossein Tozandejani, Amir Hosseion Ashnaei Pages 54-61
    Introduction

    Tramadol is a synthetic opiate analgesic which is weaker than morphine and stronger than brofen and acetaminophen. This study aimed to evaluate the impact of tramadol on testicular tissue in normal and streptozotocin-diabetic rats.

    Methods

    This experimental study was conducted in Islamic Azad University, Damghan Branch in 2018. In this study, 60 male Wistar rats were divided into 6 groups (case, control, experimental 1 and 2 and 3 and 4). Simultaneous with other groups becoming diabetic, the control group received intraperitoneal citrate buffer by body weight in order to maintain stability of the body. The diabetic (case) group received intraperitoneal streptozotocin at a dose of 55 mg/kg, experimental group 1 (normal rats + 50 mg/kg tramadol), experimental group 2 (normal rats + 100 mg/kg tramadol), experimental group 3 (diabetic + 50 mg/kg tramadol) and experimental group 4 (diabetic + 100 mg / kg tramadol), received tramadol via gavage for five weeks after being diabetic for two months. At the end of week 5, blood samples were drawn from samples, and biochemical and hormonal factors as well as macroscopic and histological testicular sections were evaluated. Data were analyzed in SPSS 21 using one-way ANOVA and Tukey's post-test. P<0.05 was considered statistically significant.
     

    Results

    In the case (diabetic) group, a significant decrease was observed in spermatogonia (p=0.03), Sertoli (p=0.032) and spermatid cells (p=0.022) compared to the control and experimental groups 1 and 2. In experimental groups 1 and 2, a significant decrease was observed in spermatid cells (p=0.051) compared to the control group. In experimental groups 3 and 4, a significant decrease was observed in Sertoli cells compared to other groups (p=0.02). In the case group, there was a significant decrease in insulin (p=0.001) and testosterone levels (p=0.001) compared to other groups. In experimental groups 1 and 2, due to tramadol administration, testosterone levels showed a significant decrease compared to the control group (p=0.041). In experimental groups 3 and 4, a significant decrease was observed in testosterone levels (p=0.01) compared to the case group, and no significant change was observed in insulin levels in the experimental groups.

    Conclusion

    Oral administration of tramadol daily for 35 days with specified doses in normal and diabetic rats disrupted blood testosterone balance and reduced spermatogenesis process, such that the more the dose of the drug was, the higher the tissue and hormonal damage was.

    Keywords: Diabetes, Sertoli cells, Testicular damage, Tramadol
  • Mehdi Khanbabayi Gol, Mahmood Eidy, Mehrdad Zamani Esfahlani * Pages 62-68
    Introduction

    Lymphedema due to breast cancer treatment has a wide range of complications, including carpal tunnel syndrome (CTS). This syndrome causes disability for breast cancer survivors, so knowing its prevalence is essential for future action. This study was performed with aim to evaluate the frequency ratio of carpal tunnel syndrome in women with breast cancer treated with lymphedema.

    Methods

    This descriptive cross-sectional study was performed on 160 breast cancer survivors with lymphedema in Tabriz city health centers in 2018-2019. Demographic data and Boston CTS Questionnaire (CTS) were used for the purposes of the study. Data were analyzed by SPSS software (version 20) and Regression and Spearman Correlation tests. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    Thirty-three (20.62%) patients had carpal tunnel syndrome. The results of Chi-square test indicated that there was a significant association between carpal tunnel syndrome and age (p= 0.009), lymphedema (p= 0.001), history of radiotherapy (p= 0.001), history of surgery (0.019), history of lymph node removal (p= 0.03) and history of diabetes mellitus (p= 0.04).

    Conclusion

    The incidence of carpal tunnel syndrome in the present study was 20.62% in women with breast cancer treated with lymphedema. Identifying the risk factors for this syndrome may be the basis for preventive and controlling measures in these patients.

    Keywords: Breast Cancer, Carpal tunnel syndrome, Lymphedema
  • Mahdieh Abouei Mehrizi, Reza Heshmat, Parisa Reza Nezhad, Malihe Nasiri, Afsar Tabatabaie Bafghi, Atiyeh Javaheri, Giti Ozgoli * Pages 69-79
    Introduction

    Controlling postpartum pain affects maternal care of baby and mother's return to normal life. Studies have shown the effect of pressure on the 3- liver point in reducing uterine-induced pain, such as menstrual pain. Therefore, this study was performed with aim to evaluate the effect of 3-liver pressure point on postpartum severity of pain.

    Methods

    This controlled randomized clinical trial study was performed on 150 mothers who had normal delivery and complained of postpartum pain in the postpartum ward of Shahid Sadoughi Hospital in Yazd in 2017-2018. Mothers were randomly divided into three groups of 3-liver pressure point (n=50), Sham group (n=50) and Ibuprofen group (n=50). All three groups received oral Ibuprofen 400 mg every 6 hours up to 24 hours if they had moderate or severe pain. In the 3-liver pressure point group (intervention group), the pressure was applied to the 3-liver point for 10 minutes on each foot, and in the Sham group, the same pressure was applied to the ectopic point. The Control group received medication only (routine care). Pain was measured every 6 hours before, 30 and 120 minutes after each intervention. Data analysis was performed using SPSS software (version 16) and tests of Chi-square, Friedman, Kruskal Wallis, Wilcoxon, and GEE)Generalized Estimation Equations (. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    The postpartum pain severity after the intervention were statistically significantly different in each group (p <0.001). The mean of postpartum pain severity decreased as 0.34 over time. The mean pain score in the 3-liver point group was 0.8±0.23 lower than the control group (p=0.001). The mean pain score in the 3-liver point group was 0.0±64.3 lower than the sham group (p = 0.035). But there was no significant difference between the sham and control groups (p = 0.468).

    Conclusion

    Acupressure at 3-liver point is effective in relieving postpartum pain and it can be used like other pressure points affecting postpartum pain.

    Keywords: Acupressure, postnatal care, Postpartum Pain
  • Maryam Javidi Sarafan, Mahin Tafazoli *, Talat Khadivzadeh, Seyed Reza Mazloum, Marzieh Lotfalizadeh Pages 80-90
    Introduction

    Fetal abnormality screening counseling is one of the duties of midwives according to fetal abnormality screening guidelines. Since promotion of midwives' clinical competence through efficient training system with modern educational methods is very important and necessary, therefore, this study was performed with aim to compare the effect of standardized patient-based training and feedback lecture on midwives' clinical competence in counseling of fetal abnormality screening.

    Methods

    This interventional randomized clinical trial was conducted on 67 licensed midwives in Mashhad in 2018. The subjects were divided into two groups of standardized patient-based training groups and feedback lecture. After doing the pre-test, a 4-hour training program was conducted for each group, and midwives' clinical competence was assessed two weeks after training, using a questionnaire and a researcher-made questionnaire of clinical competency assessment. Data were analyzed by SPSS software (version 16) and using independent t-test, paired t-test, Mann-Whitney and Chi-square tests. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    Changes in mean score of clinical competency 2 weeks after the intervention were significant in both groups (p <0.001).There was no significant difference between the two groups in the mean score of clinical competence before the intervention (p = 0.711) and 2 weeks after the intervention (p = 0.412).  

    Conclusion

    Both methods of standardized patient-based teaching and feedback lecture is effective on promotion of midwives' clinical competence in fetal abnormality screening counseling.

    Keywords: Clinical competence, Counseling, Feedback lecture, Fetal abnormality screening, Standardized patient
  • Elahe Jesmani, Samira Ebrahimzadeh Zagami *, Masoumeh Kordi Pages 91-101
    Introduction

    Hemorrhoid is one of the most common problems in pregnancy, especially in the second and third trimesters. In the absence of timely treatment and proper follow-up, the problem leads to a chronic disease that can impose harmful effects on the individual, the family and the society. Considering the high prevalence of this problem among pregnant women and failure to review the new advocacy, especially pharmacological and aggressive methods over the past 12 years, this study was performed with to review a variety of non-pharmacological and pharmacological treatments of hemorrhoids in pregnancy and their effectiveness.

    Methods

    To achieve the aim of the study, databases of PubMed, Scopus, ProQuest, Google Scholar, Science Direct, SID and Magiran were searched using English keywords of Hemorrhoid, Haemorrhoid, pregnancy, Pregnant, Medical Treatment, Conservative, Life style, Diet, Nutrition, Surgery, Hemorrhoidectomy and their Persian keywords were searched individually and in combination, from the timeframe covered until October 2019.

    Results

    There are several methods to treat hemorrhoids during pregnancy, but many of these methods are based on the results of clinical trials on the general population of patients with this condition, so, due to the lack of sufficient and powerful clinical studies on the application of some methods and the prohibition or caution of using some other methods during pregnancy, deciding about the choice of treatment depends on the condition of each patient and considering the criteria such as: gestational age, the severity and degree of sustainability of symptoms as well observing the hierarchy of treatment from conservative and non-invasive approach toward aggressive methods.

    Conclusion

    There are various methods for the treatment of hemorrhoids, but sufficient and robust studies to confirm the efficacy and safety of these methods to the specific population of pregnant women are limited.

    Keywords: Hemorrhoids, pregnancy, Treatment
  • Ashraf Saber *, Mobina Hosein Fakhrabadi, Mahvan Khodaparast, Shadi Bazyar Pages 102-109
    Introduction

    Herpes encephalitis is a neurological emergency disorder. In this paper, a case of sporadic herpes encephalitis in a pregnant woman at 26 weeks of gestation was reported.

    Case presentation

    The patient was a 30-year-old pregnant woman with gestational age of 26 weeks that due to decreased consciousness, confusion, failure to answer questions, disorientation, nausea and vomiting, headache on both sides of the temporal region and Dysphoria was admitted in gynecology ward of Bojnourd Bentolhoda Hospital. On admission, vital signs and oxygen saturation were normal. Magnesium sulfate was administered because of suspected neurological symptoms of eclampsia and proteinuria. Brain MRI was performed after 8 hours due to fever, continued disturbance of consciousness and generalized tonic-clonic seizure that bilateral involvement of the temporal and left frontal areas was evident. Electroencephalogram (EEG) showed Sharps waves in the left frontal, which was consistent with seizure disorder. Intravenous acyclovir was administered after convulsions and exacerbation of neurological symptoms. Polymerase chain reaction (PCR) for detection of Mycobacterium tuberculosis complex, Herpes simplex virus 1 and Brucella in Cerebrospinal Fluid was negative. Level of Protein, leukocytes and RBC was increased in CSF analysis. Blood cultures and serum tests for brucellosis (2-mercaptomethanol and Wright's agglutination test) were negative.  PCR was not repeated because of the patient's dissatisfaction. According to the results of laboratory tests, brain MRI and EEG, diagnosis of herpes simplex encephalitis was suggested. The patient improved and was discharged after 14 days of hospitalization. Healthy baby was born by vaginal delivery at 39 weeks of gestation.

    Conclusion

    In the event of neurological symptoms in pregnant women (headache, dizziness, and altered consciousness), an urgent consultation with a neurologist is required to rule out other differential life-threatening diagnoses other than eclampsia such as herpes simplex encephalitis. Since there is no specific guideline for management of viral encephalitis in pregnancy, guidelines designed for non-pregnant women are recommended in these cases.

    Keywords: Encephalitis, Herpes simplex, pregnancy