فهرست مطالب

  • پیاپی 48 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/18
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سعید مهنا، سیاوش طالع پسند*، شهلا رستمی صفحات 7-22
    هدف از پژوهش حاضر، آزمون روابط ساختاری بین هویت تحصیلی، انگیزش درونی و خودکارآمدی به عنوان پیش‏بینی کننده‏های درگیری شناختی عمیق دانشجویان بود. شرکت کنندگان کلیه دانشجویان دانشگاه سمنان بودند. نمونه شامل 400 دانشجو (204 پسر و 196 دختر) بودند که با روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پینتریچ و دی‏گروت (1990)، پرسشنامه فرآیند مطالعه بیگز، کمبر و لانگ (2001)، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (1989) و پرسشنامه هویت تحصیلی اوزبورن (1997) را تکمیل کردند. داده ها با روش معادلات ساختاری آزمون شد. نتایج نشان داد که مسیر هویت تحصیلی بر درگیری شناختی عمیق، هویت تحصیلی بر خودکارآمدی و انگیزش درونی و خودکارآمدی و انگیزش درونی بر درگیری شناختی عمیق معنادار و مثبت بود. اثر غیرمستقیم هویت تحصیلی بر درگیری شناختی عمیق از طریق خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی مثبت و معنادار بود؛ بنابراین، برای افزایش درگیری شناختی باید به جهت گیری های انگیزشی، هویت تحصیلی و باورهای خودکارآمدی دانشجویان توجه کرد. تلویحات کاربردی یافته ها موردبحث قرار گرفت.
    کلیدواژگان: انگیزش درونی، خودکارآمدی، درگیری شناختی، هویت تحصیلی
  • شیوا علیپور کتیگری، حسن حیدری*، محمد نریمانی، حسین داودی صفحات 23-39
    پژوهش حاضر با هدف تعیین مقایسه اثربخشی روش تدریس مشارکتی و سنتی بر اشتیاق تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی و خودتنظیمی در دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش، آزمایشی از نوع طرح های پیش آزمون-پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه پسران دانش آموز پایه هفتم بود که در سال تحصیلی 98-1397 در ناحیه 2 شهر رشت در مدارس دولتی و غیرانتفاعی مشغول به تحصیل و طبق استعلام از اداره آموزش وپرورش تعدادشان 1320 نفر بود. گروه نمونه، 40 نفر از دانش آموزان پایه هفتم بودند، به شیوه تصادفی خوشه‏ای انتخاب و در دو گروه (کنترل و آزمایش) جایگزین شدند. ابتدا پرسشنامه‏های اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004)، خودکارآمدی میجلی و همکاران (2000) و خودتنظیمی بوفارد (1995) برای هر دو گروه اجرا شد (پیش آزمون). سپس آزمودنی‏های گروه مداخله، برنامه آموزش مشارکتی را در قالب 8 جلسه 90 دقیقه‏ای و هفته‏ای یک بار دریافت کردند؛ درحالی که گروه کنترل روش سنتی تدریس ارایه شد. پس ازاین مرحله دوباره هر دو گروه با پرسش‏نامه‏ی مذکور مورد ارزیابی قرار گرفتند (پس‏آزمون). یافته‏ها نشان داد که اجرای روش تدریس مشارکتی بر اشتیاق تحصیلی، تاثیر معناداری دارد (01/0>p)؛ اجرای روش تدریس مشارکتی بر خودکارآمدی، تاثیر معناداری دارد (01/0>p) و اجرای روش تدریس مشارکتی بر خودتنظیمی، تاثیر معناداری دارد (01/0>p). نتایج پژوهش نشان داد که در مقایسه بین دو روش تدریس مشارکتی و روش تدریس سنتی؛ روش تدریس مشارکتی بر اشتیاق تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی و خودتنظیمی در دانش آموزان اثربخش‏ است. در روش تدریس مشارکتی فراگیران به جهت مشارکت در دسترسی به اطلاعات و محتوای آموزشی، باانگیزه و اشتیاق تحصیلی بیشتری به روند یادگیری می‏پردازند که منجر به ارتقاء خودکارآمدی و خودتنظیمی آن ها می‏شود.
    کلیدواژگان: اشتیاق تحصیلی، تدریس مشارکتی، خودکارآمدی تحصیلی، خودتنظیمی
  • تورج حسن زاده* صفحات 41-57
    پژوهش حاضر باهدف بررسی و ارزیابی میزان کیفیت آموزشی دانشگاه پیام نور مرکز تالش در سال تحصیلی 1395 انجام پذیرفته است. ماهیت مطالعه‏ی حاضر پیمایشی بوده که به روش توصیفی-تحلیلی در میان 214 نفر از دانشجویان رشته‏های مدیریت، حسابداری، علوم تربیتی و جغرافیای دانشگاه پیام نور مرکز تالش که به روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای انتخاب شده بودند، انجام یافته است. اطلاعات موردنظر برای برآورد میزان شکاف خدمات آموزشی با پرسشنامه استاندارد سروکوال (1988) گردآوری شده و داده‏های به دست آمده در دو سطح توصیفی و تحلیلی با استفاده از آزمون‏های T زوجی و آنووا انجام شده است. نتایج حاصل نشان داد در همه ابعاد کیفیت خدمات، شکاف منفی وجود داشته به طوری که که بیشترین شکاف در بعد عوامل محسوس (13/1-) و کمترین شکاف در بعد اطمینان (68/0-) بود. همچنین نتایج اولویت بندی مولفه با آزمون فریدمن حاکی از این بود که دانشجویان به بعد تضمین بیش ترین اولویت و به بعد عوامل محسوس کمترین اولویت را اختصاص داده بودند. یافته های مطالعه بیان گر آن است که میزان ادراک دانشجویان از کیفیت خدمات آموزشی دانشگاه پیام نور مرکز تالش کمتر از حد مورد انتظار آنان بوده است.
    کلیدواژگان: شکاف کیفیت، کیفیت خدمات آموزشی، مدل سروکوال
  • سلیمه سادات گلابگیرنیک، علی معقول*، نازیا سادات ناصری، مسلم چرابین صفحات 59-74
    هدف این پژوهش طراحی مدل تعالی سازمانی دانشگاه فرهنگیان شمال شرق کشور در سال 1398 است که با رویکرد آمیخته (کمی، کیفی) و طرح اکتشافی انجام شد. جامعه آماری موردمطالعه را دو گروه تشکیل دادند. در بخش کیفی، خبرگان جامعه علمی از متخصصان دانشگاه فرهنگیان و در بخش کمی کلیه اعضای هییت علمی و اساتید مدعو، مدیران و معاونین دانشگاه فرهنگیان که بر اساس آمار سازمان مدیریت برنامه ریزی استان های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی تعداد 732 نفر بودند. نمونه آماری بخش کیفی 18 نفر از خبرگان علمی با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع انتخاب شدند و در بخش کمی تعداد 302 نفر نمونه (بر اساس جدول مورگان) به صورت تصادفی طبقه ای موردبررسی قرارگرفته و جهت تکمیل پرسشنامه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده در بخش کیفی مصاحبه ساختاریافته ونیمه‏ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق‏ساخته تعالی سازمانی استفاده شد که از 2 بعد اصلی و 9 بعد فرعی پنج معیار توانمندسازها (رهبری، خط مشی و استراتژی، منابع انسانی، سایر منابع و شراکت ها، فرایندها) و چهار معیار نتایج (نتایج مشتریان، نتایج کارکنان، نتایج عملکرد، نتایج جامعه) برگرفته از نتایج حاصل از مصاحبه‏های بخش کیفی بهره‏گرفته شد. پس از جمع آوری داده‏های کیفی، بااستفاده از روش تحلیل محتوا، مفاهیم، مقوله‏ها و عوامل اصلی و فرعی شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفتند و برای معناداری رابطه بین متغیرها از آزمون t استفاده شد. در این پژوهش مقدار t ابعاد تعالی سازمانی از 53/24 تا 55/16 تخمین زده شده است که بیشتر از مقدار t مفروض (96/1) محاسبه شده است. لذا با توجه به معنی‏داری و مثبت بودن این ضریب می‏توان بیان کرد که تمام ابعاد فوق بر آن اثر مثبت و مستقیم می‏گذارد. بیشترین مقدار t مربوط به بعد اصول مدیریت و استقرار آن و کمترین آن بعد رغبت و انگیزه کارکنان است و درنهایت طراحی مدل با استفاده از معادلات ساختاری انجام گرفت.
    کلیدواژگان: تعالی سازمانی، دانشگاه فرهنگیان، معیارتوانمند‏سازها، معیار نتایج
  • فاطمه ملائی، مسعود حجازی*، مجید یوسفی افراشته، ذکرالله مروتی صفحات 75-90
    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ذهن‏آگاهی در رابطه بین اشتیاق تحصیلی با سرزندگی تحصیلی بود. بدین منظور در این مقاله از روش توصیفی- همبستگی استفاده شد. جامعه‏ی پژوهش عبارت از کلیه دانش آموزان دختر دوره‏ی دوم متوسطه زنجان در سال تحصیلی 97- 1396، به تعداد 4834 بود و 10 مدرسه به روش نمونه‏گیری تصادفی خوشه‏ای چندمرحله‏ای، از 17 مدرسه‏ی دو ناحیه آموزش وپرورش، انتخاب و از 40 کلاس، تعداد 400 نمونه به صورت تصادفی برگزیده شد. داده ها از طریق پرسش‏نامه‏های سرزندگی تحصیلی حسین‏چاری و دهقانی زاده (1391)، اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلومنفیلد، پاریس (2004) و ذهن‏آگاهی فرایبورک (2006) جمع آوری و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر انجام شد. یافته‏های پژوهش حاکی از برازش مدل و تایید کلیه‏ی فرضیه‏های پژوهش بود. نتایج نشان‏ داد، اشتیاق تحصیلی علاوه بر این‏که به صورت مستقیم با سرزندگی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار داشت، با 10/=0(bو (05/0>p)، به صورت غیرمستقیم نیز از طریق ‏ذهن‏آگاهی با سرزندگی تحصیلی دارای رابطه مثبت و معنادار بود، با 094/0 = bو (01/0p<). با توجه به نقش اشتیاق تحصیلی و ذهن‏آگاهی در سرزندگی تحصیلی دانش آموزان توصیه می‏شود برنامه‏های آموزش وپرورش به گونه ای سازمان دهی شود که زمینه‏ی ارتقای سرزندگی تحصیلی از طریق اشتیاق تحصیلی و ذهن‏آگاهی فراهم آید.
    کلیدواژگان: اشتیاق تحصیلی، دانش‏آموز، ذهن‏آگاهی، سرزندگی تحصیلی
  • طاهره آقامیرزایی محلی، مریم تقوایی یزدی* صفحات 91-107
    پژوهش حاضر باهدف تبیین وضعیت موجود و مطلوب کارکردهای مشابه با کارکرد دانشگاه‏پژوهی در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل 70 نفر از خبرگان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بودند که تعداد 60 نفر با روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش، پرسشنامه استاندارد سنجش کارکردهای دانشگاه‏پژوهی مشتمل بر 37 جفت پرسش متناظر بوده است که بر پایه مقیاس پنج‏درجه ای لیکرت طراحی شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون های ویلکاکسون، همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. یافته ها نشان داد که در همه ی ابعاد و گویه‏های دانشگاه‏پژوهی شکاف وجود دارد. در ابعاد، به ترتیب از بیشترین تا کمترین شکاف مربوط به تحلیل سیاست ها، مرجعیت اطلاعات، پاسخگویی، ارزشیابی، پژوهشگری و تصمیم‏سازی، ارتباطات و  از میان گویه‏ها، بیشترین شکاف مربوط به گویه ارزیابی میزان و روند موفقیت فارغ التحصیلان در کاریابی و کارآفرینی از بعد ارزشیابی و کمترین شکاف مربوط به گویه ارتباط با دانشگاه ها و موسسات بین المللی از بعد ارتباطات بوده است. بین شکاف تمامی ابعاد، همبستگی مثبت مشاهده شده است. وضعیت موجود کارکردهای دانشگاه‏پژوهی ازنظر خبرگان دانشگاه صنعتی نوشیروانی برآورده کننده انتظارات نیست. با توجه به تاثیرات و برهم‏کنش شکاف ها بر یکدیگر، اتخاذ رویکرد تصمیم‏گیری چندوجهی جهت مدیریت و کاهش و رفع فاصله های موجود، اجتناب‏ناپذیر است. در این راستای ایجاد دفتر دانشگاه‏پژوهی می تواند راهکار مناسبی در جهت تحقق اهداف باشد.
    کلیدواژگان: پاسخگویی، پژوهشگری، تصمیم‏سازی، دانشگاه‏پژوهی، شکاف
  • عاطفه کمایی، پرویز عسگری*، علیرضا حیدری، فرح نادری، بهنام مکوندی صفحات 109-125
    هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه علی بین اهداف پیشرفت با عملکرد تحصیلی از طریق میانجیگری سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر رامهرمز بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه این پژوهش تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم بود، که در سال تحصیلی 97-1396، مشغول به تحصیل بودند. از جامعه مذکور تعداد 302 نفر دانش‏آموز، به روش نمونه‏گیری خوشه‏ای دومرحله ای، انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده، شامل مقیاس اهداف پیشرفت میدلتن و میگلی (1997)، مقیاس سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده (1391) و معدل دانش آموزان به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی بود. داده‏های گردآوری شده با استفاده از روش آماری ماتریس همبستگی و تحلیل مسیر انجام شد. نتایج حاصل نشان داد که هر دو متغیر اهداف پیشرفت (اهداف تبحری، عملکردی و اجتنابی) و سرزندگی تحصیلی اثر مستقیم معناداری (001/0>p) بر عملکرد تحصیلی دارند. هم چنین، نتایج نشان داد که اثر غیرمستقیم تمام مسیرها بر عملکرد تحصیلی از طریق سرزندگی تحصیلی معنادار است (001/0>p). می‏توان نتیجه گرفت که عملکرد تحصیلی به طور معناداری تحت تاثیر اهداف پیشرفت و سرزندگی تحصیلی است.
    کلیدواژگان: اهداف پیشرفت، سرزندگی تحصیلی، عملکرد تحصیلی
  • محدثه نگهبان، غلامعلی احمدی*، مسعود کبیری صفحات 127-143
    پژوهش حاضر با هدف شناسایی بدفهمی های دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی در درس علوم تجربی بر اساس نتایج مطالعه تیمز 2015 انجام شد. روش پژوهش از نوع تحلیل ثانویه بوده است. جامعه آماری، شامل کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی که در سال تحصیلی 94-93، تعداد آن ها 1158887 نفر بوده است که 8035 دانش‏آموز با روش نمونه گیری طبقه‏ای خوشه‏ای دومرحله ای به عنوان نمونه مطالعه تیمز 2015 انتخاب شده اند. بر اساس بررسی پیشینه نظری، سه بدفهمی در حوزه علوم زمین، سه بدفهمی در حوزه علوم فیزیک و چهار بدفهمی در حوزه علوم زیستی جزء بدفهمی های رایج دانش آموزان دوره ابتدایی در درس علوم تجربی شناسایی شدند که امکان بررسی آنان با پاسخ‏ دانش آموزان ایرانی در مطالعه تیمز 2015 وجود داشت. این بدفهمی ها شامل؛ تغییر شدت نور به دلیل کم وزیاد شدن فاصله زمین با خورشید، گردش خورشید به دور زمین، ثابت ماندن وضعیت ماه و یکسان بودن شدت نور آن (حوزه علوم زمین)، لامپ به عنوان منبع تولید انرژی الکتریکی و پلاستیک به عنوان بهترین هادی گرما (حوزه علوم فیزیکی)، خوردن غذا توسط تمامی موجودات زنده و در نظر گرفتن درخت به عنوان موجود غیرزنده در دانش آموزان ایرانی (علوم زیستی)، تایید شدند. با توجه به نتایج به دست آمده در حوزه علوم زمین، مبنی بر اینکه هر سه بدفهمی شناسایی شده در دانش آموزان وجود دارند، توجه به آموزش اثربخش مفاهیم نجومی و اصلاح بدفهمی های موجود را بیش ازپیش اهمیت می یابد. همچنین در حوزه علوم فیزیکی شدت بالا بدفهمی به دست آمده در مورد رسانای گرمایی نشان دهنده تاکید بیشتر به این بخش بود.
    کلیدواژگان: آموزش علوم، بدفهمی‏ آموزش ابتدایی، تیمز، علوم تجربی
  • اسد حجازی*، سعدالله هاشمی صفحات 145-160

    هدف پژوهش حاضر پیش بینی خستگی عاطفی بر اساس ابعاد کمال گرایی و هیجانات معلمان بود. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1396 بود. با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای مناطق 7، 2، 18، 5 و 10 به روش تصادفی انتخاب و از هر منطقه 2 دبستان دخترانه و 2 دبستان پسرانه و از هر دبستان تمامی معلمان ابتدایی که تمایل به همکاری داشتند، انتخاب شدند. حجم نمونه پژوهش شامل 225 نفر (117 مرد و 108 زن) بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه های فرسودگی شغلی مزلج و همکاران (2001)؛ هیجانات معلم چن (2016) و کمال گرایی هیل و همکاران (2004) جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده‏ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که از ابعاد هیجانات معلم بعد شادی و عشق به ترتیب با ضریب بتای (212/0-) و (201/0-) به صورت منفی و معناداری خستگی عاطفی را پیش بینی کردند (001/0>P). ابعاد غم، خشم و ترس به ترتیب با ضریب بتای (277/0)، (144/0) و (159/0) به صورت مثبت و معناداری خستگی عاطفی را پیش بینی کردند. کمال گرایی منفی با ضریب بتای (186/0) به صورت مثبت و معناداری خستگی عاطفی را پیش بینی کرد. کمال گرایی مثبت نیز توانست به صورت منفی و معناداری با ضریب بتای (326/0-) میزان خستگی عاطفی را در معلمان ابتدایی پیش بینی کند. ایجاد زمینه بروز هیجانات مثبت در معلمان و همچنین آموزش شیوه‏های مقابله با کمال گرایی منفی می‏تواند منجر به کاهش خستگی عاطفی در معلمان ابتدایی شهر تهران شود.

    کلیدواژگان: خستگی عاطفی، کمال گرایی، معلمان، هیجانات
  • علی اکبر اکبری*، سید جلال موسوی، حمیدرضا اسمعیلی گیوی صفحات 161-182
    پژوهش حاضر باهدف شناسایی و اولویت بندی مولفه های دانشگاه کارآفرین انجام شده است. در این پژوهش به منظور جمع بندی و تجمیع یافته های پژوهش های پیشین از روش فراترکیب بهره گرفته شده است. در این راستا در قدم اول با جستجو در پایگاه های مختلف اسناد علمی تعداد 842 منبع اولیه که در آن ها به نوعی به دانشگاه کارآفرین (نسل سوم) اشاره شده بود استخراج گردید. سپس با در نظر گرفتن میزان ارتباط با موضوع پژوهش منابع اولیه غربال و تعداد 75 منبع برای بررسی نهایی انتخاب شد. در ادامه با استفاده از تحلیل محتوای و کدگذاری باز و محوری منابع منتخب مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتیجه این تحلیل شناسایی 20 مولفه در پنج مقوله اصلی 1- استراتژی و مدیریت، 2- ساختار و فرایندها، 3- فرهنگ، 4- سیستم آموزشی و 5- شبکه تعاملات به عنوان مولفه ها و مقوله های اصلی شکل گیری یک دانشگاه کارآفرین است. درنهایت به منظور نشان دادن میزان اهمیت و اولویت این مولفه ها به عنوان ورودی تصمیمات سیاست گذاران عرصه آموزش عالی برای سوق دادن دانشگاه های کشور به سوی دانشگاه کارآفرین از روش تحلیل سلسله مراتبی گروهی استفاده گردید. در این راستا ضمن بهره گیری از نظرات 7 تن از صاحب نظران و کارشناسان اهل فن در حوزه آموزش عالی، وزن و اولویت مقوله ها و مولفه ها محاسبه و ارایه گردید. بر این اساس پنج مولفه رهبری، سازمان دهی کارآفرینانه، مدیریت منابع، نگرش کارآفرینی و قوانین دارای بالاترین وزن و اهمیت هستند. درنهایت پیشنهاد هایی جهت هموارسازی تحول به سمت دانشگاه کارآفرین در ارتباط با مولفه های مهم ارایه گردید.
    کلیدواژگان: اولویت بندی، دانشگاه کارآفرین، کارآفرینی، نسل سوم
|
  • Saeid Mohanna, Siavash Talepasand *, Shahla Rostami Pages 7-22
    The purpose of this study was to provide a structural model for testing the structural relationships between academic identity, internal motivation and self-efficacy as predictors of deep cognitive engagement among students. Participants were all students of Semnan University. The sample consisted of 400 students (204 boys and 196 girls) who were selected by stratified random sampling. Participants completed questionnaires of Self-Regulation Learning Strategies Questionnaire of Pintrich and DeGroot (1990), Study process questionnaire of Biggs, Kember and Leung (2001) Vallerand's Motivation Inventory Questionnaire, and Osborne's Educational Identity Questionnaire (1997). Data were tested using structural equation method. The results indicated that the educational identity pathway on deep cognitive engagement, academic identity on self-efficacy and internal motivation on deep cognitive engagement was significant and positive. The indirect effect of academic identity on deep cognitive engagement was positive and significant through self-efficacy and academic motivation. Therefore, in order to increase deep cognitive engagement, attention should be paid to motivational orientations, academic identity, and self-efficacy beliefs of students. The implications of the findings were discussed.
    Keywords: internal motivation, self-efficacy, Cognitive Engagement, Educational Identity
  • Shiva Alipour Katigari, Hasan Heidari *, Mohamad Narimani, Hossein Davoody Pages 23-39
    The purpose of this study was to compare the effectiveness of the participatory and traditional teaching methods on academic etiquette, self-efficacy and self-regulation in students. The research method was a pretest-posttest design with a test group and a control group. The statistical population of this study was all boys of the 7th grade students who studied in the 2nd district of Rasht in the academic year 98-97 in public and non-governmental schools and 1320 people were in charge of the education department. The sample group, 40 students from the 7th grade, were selected randomly in cluster sampling and replaced in two groups (control and experiment). At first, self-esteem, self-efficacy and self-control questionnaires were used for both groups (pre-test). Subjects in the intervention group received a participatory training program in the form of 8 sessions of 90 minutes and one week, while the control group received the traditional teaching method. After this stage, both groups were evaluated by a questionnaire (retest). Findings showed that the implementation of participatory teaching method has a significant effect on academic eagerness (p <0/01); implementation of participatory teaching method has a significant effect on self-efficacy (p <0.01) and the implementation of participatory teaching method on self-regulation, Has a significant effect (p <0.01).
    Keywords: Participatory Teaching, Academic Exercise, Academic self-efficacy, self-regulatory
  • Tooraj Hassanzadeh * Pages 41-57
    Paying attention to Total Quality Management in service organizations, especially universities, is vital. Hence, Payam Noor University, as an important institute of Higher Education, is required to continuously receive feedback from students, assess it and evaluate the training quality. Periodical quality assessment of training services is of high significance in continuously determining and enhancing the training quality. The subject of this research is regarding on the evaluation of the training quality at the Central Payam Noor University of Talesh. In order of assessing the training quality as deemed by students, the SERVQUAL model (Parasuraman et al. 1988) has been employed. The study uses a descriptive methodology and regarding data collection, it utilizes a survey method; it is also an applied research, objective-wise. The mentioned model has investigated the five of dimensions of reliability, responsiveness, assurance, empathy, and tangibles, based on the GAP ANALYSIS MODEL, as viewed by students at the Central Payam Noor University of Talesh. The stratified random sampling has been carried out with 124 samples. Also, T-test and Friedman Test methods have been used for this study. Study results indicated that the widest gap was related to the tangibles and the narrowest ones were related to the dimensions of assurance and empathy. Based on the Friedman Test, the dimensions of assurance, responsiveness and empathy were of the highest priorities. In the end, based on students’ viewpoints, some suggestions are made regarding enhancing the quality of training services, using some statistical analyses.
    Keywords: Quality, Tangibles, responsiveness, Empathy, Assurance
  • Salime Golabgir, Ali Maghol *, Naziya Sadat Naseri, Moslem Cherabin Pages 59-74
    The purpose of this study was to develop and design a model of organizational excellence in Northeast Iran University of Culture in 1398 which was conducted using a mixed (quantitative, qualitative) and exploratory approach. The study population consisted of two groups. Qualitative department, scientific community experts, Quantity of all invited faculty members, managers and deputies of Farhangian University based on Statistics Management Planning Organization of Khorasan Razavi, North and South provinces 732 persons. 302 people Nor were selected based on Morgan table to complete the questionnaire. To gather data in a quantitative section, a researcher-made questionnaire of organizational excellence was used, consisting of two main dimensions and two sub-dimensions of five empowerment criteria (leadership, policy and strategy, human resources, other resources and partnerships, processes) and four outcome measures (customer outcomes). , Staff results, performance results, community outcomes) were extracted from the results of qualitative interviews. To analyze the qualitative data, Grounded Theory method and t-test were used for significance of the relationship between variables. In this study, the value of t-dimensions of organizational excellence is estimated from 0.5 to 0.5 which is calculated more than the assumed t value (0.5). Therefore, considering the significance and positive of this coefficient, it can be stated that all the above dimensions have a positive and direct effect on it. The highest value for t is related to the principles of management and deployment, and the least to the satisfaction and motivation of employees.
    Keywords: organizational excellence, Farhangian University, Enablers, Outcome Criterion
  • Fatemeh Mollaei, Masoud Hejazi *, Majid Yosefi Afrashteh, Zekrollah Morovvati Pages 75-90
    Abstract The aim of this research is to study the mediating role of mindfulness in the relationship of academic engagement and academic vitality. For this purpose the descriptive correlation method has been used. The research population includes 4834 female second-grade secondary high school students of Zanjan in the academic year of 2017-18 and using the relative multi-stage cluster sampling, The sample size was determined to be 400. In order to collect data, Dehghanizadeh and Husainichary’s academic vitality questionnaire (1391), Fredricks, Blumenfeld and Paris’s academic engagement questionnaire (2004), Freiberk's Mindfulness questionnaire (2006), were used. Data analysis and structural equation analysis were performed using Pearson correlation, and Lisrel and SPSS 18 softwares, respectively.The research findings indicate that the model is fitted and the research hypotheses are confirmed.The results show that academic engagement, beside the positive and meaningful direct relationship with academic vitality=0/10 ,(p<0.05), has a positive and significant relationship with academic vitality with the mediation of mindfulness and cognitive flexibility (indirectly) = 0/094,(p<0.01).Due to the findings of the present work, in order to increase educational vitality of students, we suggest that educational psychologists and educational consultants codify a suitable educational plan and teach them the methods to improve educational engagement and mindfulness. Key words: Academic engagement, Academic vitality, Mindfulness, female student.
    Keywords: Academic engagement, Female student. Mindfulness, Academic vitality
  • Tahereh Aghamirzaee Mahali, Maryam Taghvaeeyazdi * Pages 91-107
    The present study was conducted with the aim of clarifying the existing and desirable situation of similar functions of institutional research in Babol Noshirvani University of Technology. The Survey population consisted of 70 experts of Babol Noshirvani University of Technology, 60 of whom were selected by stratified random sampling.The instrument used in this study was the standard questionnaire for the evaluation of institutional research functions that contained 37 pairs of corresponding questions, which were designed based on the five-point Likert scale. To analyze the data using Wilcoxon's tests, Spearman correlation using SPSS21 software was used. The findings showed that there is a gap in all aspects of institutional research. In the dimensions, from the highest to the lowest gap in this analysis are for policies, information authority, accountability, evaluation, research and decision making, communication and intermediate, the greatest gap is related to the assessment of the degree and success rate of graduates in engagement and entrepreneurship. From the evaluation point and the lowest gap is related to the relationship between universities and international institutions from communication point. There is a positive correlation between the between all of gaps. The status quo for institutional research is not meeting expectations from experts in Babol Noushirvani University of Technology. Given the effects and interactions of the gaps on each other, the adoption of a multifaceted decision-making approach to manage and reduce existing distances is inevitable.In this regard, the establishment of an institutional research office can be a good way to this achieve goals.
    Keywords: Accountability, Decision Making, gap, institutional research, researcher
  • Atefe Kamaei, Parviz Asgari *, Alireza Heidari, Farah Naderi, Behnam Makvandi Pages 109-125
    The purpose of this study was to determine the causal relationship between achievement goals and academic performance through mediating of academic buoyancy in secondary high school girl students in Ramhormoz. The research method was descriptive correlational. The study population consisted of all secondary high school girl students during the academic year of 2018. From this population, 302 students were selected by multistage cluster sampling. The instruments used included the achievement goals scale of Middleton & Midgley (1997), academic buoyancy scale of Hossein Chari and Dehghanizadeh (2012) and the students' average as an academic performance index. The data were analyzed using correlation matrix and path analysis statistical methods using Spss18 and Amos 23 software. The results showed that both variables of achievement goals (goals of master, performance and avoidance) and academic buoyancy had a direct effect (p
    Keywords: Achievement goals, Academic Vibrations, Academic performance
  • Negahban Negahban, Golamali Ahmadi *, Masoud Kabiri Pages 127-143
    The present research performed based on TIMSS 2015 to identify the 4th grade students’ misconceptions in experimental science lesson. The second analysis method used as research method. The data of 8035 students that selected in TIMSS-2015 study as research sample considered in present research. Based on theoretical history considereations three misconceptions in geo-science, three misconceptions in physics science and four misconceptions in bioscience areas identified as common misconceptions amont primary school students in Science lessons that it could be investigated them by Persian students’ responses in TIMSS-2015 study. The misconceptions such as light intensity changes due to change of distance between sun and earth, earth rotation around the sun, the fixed situation of moon and its light intensity (the geo-science area), the bulb as electricity energy production source and the plastic as the best thermal conductor (the physic sicence area), food eating by all live creatures and considering the trees as non-alive creatures (bio-science area) verified among Persian students but three other misconceptions didn’t verify. By given to obtained results in relation to three misconceptions that identified in geo-science area, the attention to effective training the planetary conceptions and correcting the present misconceptions become more important than before. In addition, the high rate of misconceptions that identified in physics science in relation to thermal condoctur showed that it is necessary to emphasis on this part more.
    Keywords: The primary students’ misconception, Experimental science, TIMSS, science training
  • Asad Hejazi *, Saadolla Hashemi Pages 145-160
    Objective

    The purpose of this study was to predict emotional exhaustion based on the dimensions perfectionism and teachers, emotions.

    Method

    The research method was correlation and the statistical population consisted of all elementary school teachers in Tehran during the academic year 1397-1396. The randomized cluster sampling method was selected randomly from regions 7, 2, 18, 5, and 10, and from each area 2 were girls' elementary schools and 2 boys and all elementary teachers who wanted to cooperate from each elementary school. The sample size was 225 (117 males and 108 females). The data were collected using Maslash et al. (2001) teachers, emotions of Chen teacher (2016) and Hill et al. (2004) perfectionism questionnaires.

    Results

    The results showed from emotional dimensions of teachers, emotions, dimension happiness and love, with beta coefficient (-0/212) and (-0/201) predicted negative and significant emotional exhaustion. The dimensions of sadness, anger, and fear predicted positive and significant emotional exhaustion with beta coefficient (0.727), (0.414) and (0.159). Negative perfectionism with beta coefficient (0.186) predicted positive and significant emotional exhaustion. Positive perfectionism was able to negatively predict emotional exhaustion in elementary teachers, negatively and significantly with beta coefficient (-0/326).

    Conclusion

    Creating the ground for positive emotions in teachers as well as teaching methods for coping with negative perfectionism can decrease emotional exhaustion in elementary school teachers in Tehran.

    Keywords: emotional exhaustion, Perfectionism, teachers. emotions
  • Ali Akbar Akbari *, Sayed Jalal Musavi, Hamidreza Esmaely Givi Pages 161-182
    The purpose of this study is to identify and prioritize the components of the entrepreneurial university. In this research, in order to summarize and aggregate the findings of previous researches, the meta-synthesis method has been used. First, by searching in various scientific documents databases, 842 primary sources, some of which were referred to the entrepreneurial university (third generation university), were extracted. Then, considering the relevance to the research, the initial sources were seived and 75 sources were selected for the final consideration. Subsequently, by using content analysis and open and axial coding of selected resources, 20 factors were identified in five main categories 1- Strategy and leadership, 2- Structure and processes, 3- Culture, 4- Education system and 5- Network of relationships as the main components and categories of the formation of an entrepreneurial university. Finally, the weight and priority of these components as inputs of policy making in the field of higher education to push the universities of the country towards the entrepreneurial university, is calculated and presented using the group analytic hierarchy process and judgments of seven experts in the field of higher education. Accordingly, the five components of leadership, organization, resource management, entrepreneurial attitudes, and laws are of the highest importance. By the end, to facilitate transition to the entrepreneurial university some suggestions were presented regarding important components.
    Keywords: Entrepreneurial University, Entrepreneurship, Prioritizing, Third Generation