فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 41 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/22
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سعید نوروزی فرادنبه، سعید ریزی*، مسعود قاسمی قهساره صفحات 1-11

    به منظور ارزیابی اثر بستر های مختلف کشت بر ویژگی های رشد نشاء توپی گیاه شمعدانی (’Pelargonium ×hortorum ‘Maverick Star) آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با هفت تیمار و چهار تکرار در شرایط گلخانه انجام شد. بسترهای کشت مورد استفاده شامل پیت‏ ماس (100%)، کوکوپیت (100%)، پیت‏ ماس + کوکوپیت (60%+40%)، پیت‏ ماس+ کوکوپیت (50%+50%)، پیت‏ ماس + کوکوپیت (40%+60%)، پیت‏ ماس + پرلیت (50%+50%) و کوکوپیت + پرلیت (50%+50%) بود. ویژگی های مربوط به هر بستر اندازه گیری شد و در پایان آزمایش، شاخص های رشد مانند حجم ریشه، وزن تازه و خشک ریشه، ارتفاع گیاه، قطر ساقه، وزن تازه و خشک شاخساره، تعداد برگ، سطح برگ، محتوای کلروفیل برگ و زمان گلدهی نیز مورد ارزیابی قرارگرفتند. نتایج نشان داد که بسیاری از صفات اندازه گیری شده به شکل معنی داری تحت تاثیر بستر کشت قرار گرفتند. بستر حاوی پیت ماس خالص (100%) بهترین اثر را بر صفات مورد ارزیابی نشان داد و ضعیف ترین نتایج نیز در بیشتر صفات در بستر کشت کوکوپیت خالص (100%) مشاهده شد. نتایج همچنین نشان داد که افزودن پیت ماس به بسترهای کشت باعث ایجاد تغییراتی مثبت در اکثر صفات اندازه گیری شده نسبت به بستر های بدون پیت ماس شده است.

    کلیدواژگان: پیت ماس، کوکوپیت، پرلیت، قطر ساقه، سطح برگ، زمان گل دهی
  • مریم حقیقی*، علی نجفی صفحات 13-27

    با توجه به افزایش روزافزون کشت های گلخانه ای، استفاده از کودهای آلی برای افزایش محصول سالم ضروری به نظر می رسد. برای بررسی اثر دو نمونه از این کودها بر گوجه فرنگی، در آزمایشی فاکتوریل، در قالب طرح کاملا تصادفی در 3 تکرار، شامل دو گلدان در هر تکرار، اسیدهیومیک صفر گرم بر کیلوگرم (Humic1) و اسیدهیومیک یک گرم بر کیلوگرم (Humic0)  و اسیدآمینه در سه سطح صفر گرم بر کیلوگرم  (Amin0)، یک گرم بر کیلوگرم  (Amin1)  و دو گرم بر کیلوگرم (Amin2) هر 10 روز کودآبیاری شد. ویژگی های میوه در برداشت های اول و دوم در مراحل مختلف رشد سبز، نارنجی، صورتی و قرمز بررسی شد. نتایج نشان داد که وزن خشک میوه نسبت به وزن تازه میوه، به ویژه در مراحل سبز و نارنجی، کمتر تحت تاثیر اسیدآمینه و اسیدهیومیک قرار گفت. در مراحل صورتی و قرمز، در برداشت اول، وزن خشک در اسیدآمینه سطوح 1 و 2 گرم بر کیلوگرم و در هر دو غلظت اسیدهیومیک، نسبت به شاهد افزایش یافت. اسیدآمینه سطح 1 و اسیدهیومیک سطح 1 بیشترین میزان مواد جامد محلول را ایجاد کردند. غلظت فسفر میوه در اسیدهیومیک سطح 1 و اسیدآمینه سطح 2 بیشترین مقدار را داشت. غلظت پتاسیم در اسیدآمینه سطوح 1 و 2، در هر دو غلظت اسیدهیومیک، نسبت به شاهد افزایش یافت. غلظت نیتروژن در اسیدهیومیک سطح 1 و اسیدآمینه سطح 2 افزایش داشت. بنابراین، پیشنهاد می شود که در محلول غذایی گوجه فرنگی در مرحله میوه دهی و برداشت اول، میزان بیشتر یا دفعات بیشتری از این مواد استفاده شود. از آنجایی که استفاده از این مواد بر وزن تازه موثرتر از وزن خشک است، استفاده از آنها در گوجه فرنگی تازه خوری، نسبت به گوجه فرنگی فرآوری رب، بهتر است.

    کلیدواژگان: جذب عناصر غذایی، قطر میوه، کود آلی، محصول آلی
  • جعفر عباسی، معظم حسن پور اصیل*، جمالعلی الفتی صفحات 29-44

    ملاتونین کارکردهای فیزیولوژیک متفاوتی در گیاهان دارد، از آن جمله، به عنوان سیگنال تنظیم کننده فعال رشد عمل می کند. آزمایشی به‏ صورت فاکتوریل، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی، به منظور بررسی اثر ملاتونین و سدیم نیتروپروساید (SNP)  بر ویژگی های مورفوفیزیولوژیک گل شاخه بریدنی ژربرا  (Gerbera jamesonii)  رقم Maliba، در شرایط تنش شوری انجام گرفت. در این آزمایش، فاکتور اول شامل ملاتونین و SNP  در پنج سطح (شاهد (بدون ملاتونین و SNP)، 0/1 میلی مولار ملاتونین + صفرSNP، و 0/1 میلی مولار ملاتونین + 10 میکرومولار SNP ، و 0/2 میلی مولار ملاتونین + صفر SNP  و  0/2  میلی مولار ملاتونین + 10 میکرومولار SNP) و  فاکتور دوم شامل دو سطح رسانایی الکتریکی آب آبیاری (2 و 4 دسی زیمنس بر متر) بود. ویژگی های مورد بررسی شامل مواد جامد محلول، پایداری غشای سلولی، پتانسیل آب برگ، ساقه و ریشه، کارایی مصرف آب، قند احیا، انواع کلروفیل، کاروتنویید، پرولین، سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز، پلی فنل اکسیداز و مقدار پروتیین کل بودند. بر اساس مقایسه میانگین ها، تیمارهای 0/1 میلی مولار ملاتونین + 10 میکرومولار  SNP،و 0/2  میلی مولار ملاتونین + صفر SNP و  0/2 میلی مولار ملاتونین + 10 میکرومولار SNP  بیشترین مقدار پایداری غشاء را در شوری 2 دسی زیمنس بر متر نشان دادند و با افزایش سطح شوری به 4 دسی زیمنس بر متر، مقدار پایداری غشاء کاهش یافت. مقدار کلروفیل های  b، a و کل در تیمارهای 0/1 میلی مولار ملاتونین + 10 میکرومولار   SNP،و 0/2 میلی مولار ملاتونین + صفر  SNP و  0/2 میلی مولار ملاتونین + 10 میکرومولار SNP  بیشتر از تیمارهای شاهد و 0/1 میلی مولار ملاتونین بود. مقدار آنزیم های   CAT،  SOD و  APX هنگام  استفاده از ملاتونین و SNP  به صورت توام نسبت به شاهد افزایش یافتند. بنابراین، می توان ملاتونین و  SNP را به عنوان ترکیب های موثر و بسیار مفید در مقاومت گل بریدنی ژربرا به شرایط تنش شوری معرفی کرد.

    کلیدواژگان: پروتئین، پرولین، پتانسیل آب ریشه و برگ، پایداری غشاء، سوپراکسید دیسموتاز
  • رسول عباس زاده فاروجی، محمود شور*، علی تهرانی فر، بهرام عابدی صفحات 45-58

    هیومیک اسید و فولویک اسید ترکیباتی پلیمری، طبیعی و آلی هستند که از منابع مختلف مانند مواد آلی خاک (هوموس)، خاک، پیت، لیگنیت اکسیدشده و زغال سنگ به دست می آیند. به منظور بررسی تاثیر مواد هیومیک بر ویژگی های فیزیولوژیک دو گیاه زینتی شمعدانی (.Plargonium spp) و سینداپسوس (.Scindapdud spp) آزمایشی در محل گلخانه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد طی سال های 94-1393 انجام گرفت. این پژوهش به صورت فاکتوریل 4×4 بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اول، هیومیک اسید در چهار سطح (صفر، 2/0، 5/0 و 1 گرم در لیتر) و عامل دوم، فولویک اسید در چهار سطح (صفر، 2/0، 5/0 و 1 گرم در لیتر) بود. نتایج نشان داد که استفاده از هیومیک اسید و فولویک اسید سبب بهبود اکثر ویژگی های فیزیولوژیک اندازه گیری شده در شمعدانی و سینداپسوس شد. کاربرد هیومیک اسید در غلظت کم، به تنهایی توانست ویژگی های رشدی گیاه شعمدانی را بهبود بخشد. محتوای کلروفیل و هدایت روزنه ای در گیاه شمعدانی تحت تاثیر کاربرد هیومیک اسید (0/2 و 0/5 گرم در لیتر) به صورت کودآبیاری نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. کاربرد توام هیومیک اسید و فولویک اسید در این گیاه نیز توانست قند محلول در گیاه را نسبت به تیمار شاهد بهبود بخشد؛ علاوه بر این، کاربرد توام دو ماده منجر به کاهش نشت الکترولیت در مقایسه با تیمار شاهد شد. در گیاه سینداپسوس نیز کاربرد هیومیک اسید در بیشترین غلظت مصرفی به تنهایی و یا ترکیب با فولویک اسید منجر به بهبود ویژگی های مورد بررسی شد. بدین صورت که کاربرد توام هیومیک اسید و فولویک اسید منجر به افزایش قند محلول و شاخص سبزینگی (SPAD) در این گیاه شد. همچنین، محتوای کلروفیل گیاه به هنگام کاربرد 1 گرم در لیتر هیومیک اسید به صورت کودآبیاری، در مقایسه با تیمار شاهد، افزایش یافت. این مواد، با بهبود شرایط رشدی، منجر به افزایش رشد در گیاهان می شوند. با توجه به نتایج به دست آمده در این پژوهش، کاربرد کودهای آلی هیومیک اسید و فولویک اسید برای بهبود رشد گیاهان زینتی شمعدانی و سینداپسوس پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: کودهای آلی، ویژگی های رشدی، محتوای کلروفیل، هدایت روزنه ای
  • بهروز اسماعیل پور*، حمیده فاطمی، معصومه مرادی صفحات 59-69

    تنش خشکی یکی از مهم ترین عوامل محدودکننده عملکرد گیاهان در مناطق خشک و نیمه خشک است. کود جلبک دریایی به عنوان یکی از کودهای زیستی از طریق تسریع جوانه زنی، گسترش بیشتر ریشه و جذب عناصر غذایی سبب افزایش توان و مقاومت گیاهان در برابر تنش های غیرزیستی می شود. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر عصاره جلبک دریایی بر ویژگی های فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه ریحان، توده بومی شهرری، تحت شرایط تنش خشکی، به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی، در سه تکرار انجام شد. فاکتورهای مورد آزمایش شامل تنش خشکی (شاهد (آبیاری کامل) و قطع کامل آبیاری در مرحله شروع رشد زایشی و در 50% گل دهی) و محلول پاشی غلظت های مختلف عصاره جلبک دریایی (صفر، 0/5، 1 و 2 گرم در لیتر) بود. در تیمار شاهد، محلول پاشی برگی با آب مقطر بود. نتایج نشان داد که با افزایش شدت تنش خشکی، صفات مورفولوژیک شامل تعداد انشعابات جانبی، وزن تازه و خشک تک بوته، تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک ریشه و صفات بیوشیمیایی شامل کلروفیل a، کلروفیل  b، کلروفیل کل، کاروتنویید و محتوای نسبی آب برگ کاهش یافت و میزان نشت الکترولیت و محتوای پرولین برگ افزایش یافت. محلول پاشی با غلظت 2 گرم در لیتر عصاره جلبک دریایی به طور معنی داری در سطح احتمال 1% باعث کاهش آثار تنش خشکی بر ریحان شد. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که کاربرد عصاره جلبک دریایی، با افزایش میزان پرولین، ایجاد تنظیم اسمزی، کاهش تجزیه کلروفیل و کاهش نشت غشاء، سبب بهبود رشد ریحان در شرایط تنش خشکی شد.

    کلیدواژگان: تنش خشکی، پرولین، ریحان، کلروفیل، عصاره جلبک دریایی، نشت الکترولیت
  • محمدرضا صفی زاده*، حمیدرضا بوستانی، عباس میر سلیمانی صفحات 71-83

    تفاله ریشه شیرین بیان یک پسماند آلی است که می تواند به عنوان بستر رشد در کشت بدون خاک مورد استفاده قرار گیرد. پژوهشی در قالب طرح کاملا تصادفی با هشت تکرار برای ارزیابی کارایی تفاله ریشه شیرین بیان به عنوان یک بستر رشد برای گیاه توت‏ فرنگی رقم سلوا به مدت سه ماه در شرایط گلخانه انجام شد. در این آزمایش، چهار نسبت (حجم:حجم) بستر پرلیت:تفاله ریشه شیرین بیان (25:75، 50:50، 75:25 و 100:0 درصد) با بستر کوکوپیت:پرلیت (50:50) (شاهد) مقایسه شد. ویژگی های‏ های رشد گیاه و جمعیت قارچی بستر رشد به طور معنی داری تحت تاثیر نوع بستر رشد قرار گرفت. مقادیر عملکرد میوه و شاخص سبزینگی (SPAD) در بستر مخلوط کوکوپیت-پرلیت (50:50) افزایش یافت؛ اما با بسترهای حاوی 25 و 50 درصد تفاله اختلاف معنی داری نداشتند. چگالی ظاهری، گنجایش نگهداری آب و جمعیت قارچی در بسترهای حاوی 75 و 100 درصد تفاله در مقایسه با سایر بستر‏های رشد بیشتر بود. همچنین، گیاهانی که روی بسترهای حاوی 75 و 100 درصد تفاله رشد کرده بودند، کمترین عملکرد و شاخص سبزینگی را نسبت به دیگر تیمارها داشتند. تفاله ریشه شیرین بیان در مقایسه با کوکوپیت-پرلیت دارای غلظت بیشتری از عناصر منگنز، مس، فسفر، آهن و روی بود؛ اما غلظت پتاسیم و سدیم آن در مقایسه با کوکوپیت-پرلیت کمتر بود. با افزایش نسبت تفاله در مخلوط بستر، غلظت آهن و منگنز در برگ ها افزایش یافته و غلظت فسفر و روی کاهش یافت.

    کلیدواژگان: جمعیت قارچی، عملکرد، کوکوپیت، شاخص سبزینگی (SPAD)
  • وحیداحمد محمدی، حسین زارعی*، سید جواد موسوی زاده صفحات 85-101

    از عوامل تاثیرگذار بر فرایند رشدونمو گیاه، تنش های محیطی مانند کم آبیاری و اشعه ماورای بنفش است. از بین متغیرهای محیطی، پرتو ماورای بنفش عامل مهمی در پاسخ گیاه در برابر تنش های دیگری مانند کم آبیاری است. هدف از این پژوهش، بررسی برهمکنش طول مدت تابش نور ماورای بنفش B و تنش کم آبیاری بر پاسخ های مورفولوژیک و بیوشیمیایی دو رقم ریحان است. در این پژوهش، پنج تیمار برای طول مدت تابش نور ماورای بنفش (صفر، 5، 10، 15 و 20 دقیقه در روز) و چهار سطح آبیاری (100، 75، 50 و 30 درصد گنجایش زراعی) در دو رقم ریحان سبز و بنفش، براساس آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی، درنظر گرفته شد. نتایج نشان داد که طول مدت تابش اشعه ماورای بنفش، تنش کم آبیاری و برهمکنش آنها بر پاسخ های مورفولوژیک و بیوشیمیایی هر دو رقم ریحان اثرگذار است. در ببشترین میزان تابش اشعه ماورای بنفش (20 دقیقه در روز) صفات اندازه ‏گیری شده مانند رنگیزه های فتوسنتزی 18/2 درصد، ارتفاع ساقه 11/2 درصد و طول ریشه 10/1 درصد در مقایسه با شاهد کاهش یافت و صفات دیگر مانند ضخامت برگ 32/3 درصد، میزان محتوای مالون دی آلدیید 7/6 درصد، آنتوسیانین 40/6 درصد و پرولین 19/1 درصد نسبت به شاهد افزایش معنی دار داشت. درحالی که سطح برگ، تعداد برگ، وزن خشک ریشه و ساقه در اثر طول مدت تابش، نسبت به شاهد ابتدا افزایش و سپس کاهش یافت. طول مدت تابش 5 دقیقه سبب افزایش 5/8، 9/3 و 10/0 درصد به ترتیب در وزن خشک ساقه، سطح برگ و تعداد برگ نسبت به شاهد شد. تنش کم آبیاری در حدود 46/3 درصد اثر بیشتری نسبت به تابش پرتو ماورای بنفش در کاهش صفات اندازه‏ گیری شده ریحان داشت. با کاربرد توام پرتو ماورای بنفش و کم آبیاری، از کاهش شاخص های رشدی در اثر تنش کم آبیاری جلوگیری شد که حالت هم افزایی را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: آنتوسیانین، تنش خشکی، سطح برگ، کلروفیل، پرتو ماورای بنفش
|
  • S. Norouzi Faradonbeh, S. Reezi*, M. Ghasemi Ghehsare Pages 1-11

    To evaluate the effect of different culture media on growth indices of Pelargonium ×hortorum “Maverick Star” in plug culture, a greenhouse experiment was carried out based on a completely randomized design with seven treatments and four replications. The treatments were seven different substrates including peat moss (100%), cocopeat (100%), peat moss + cocopeat (60%+40%), peat moss + cocopeat (50%+50%), peat moss + cocopeat (40%+60%), peat moss + perlite (50%+50%) and cocopeat + perlite (50%+50%). At the end of the experiment, growth indices such as root volume, root fresh and dry weights, plant height, stem diameter, shoot fresh and dry weights, number of leaves, leaf area, leaf chlorophyll content and flowering time were evaluated. Results showed that most of the measured traits were significantly affected by the culture medium. The medium containing 100% peat moss had the best effect on the evaluated traits and the weakest results on most of the traits were observed in 100% cocopeat substrate. Results also showed that adding peat moss to other culture media made some positive changes in most of the measured traits.

    Keywords: Peat moss, Cocopeat, Perlite, Stem diameter, Leaf area, Flowering time
  • M. Haghighi*, A. Najafi Pages 13-27

    Due to ever increasing greenhouse cultures, using organic fertilizers for enhancing healthy products is necessary. To investigate the effect of two types of these fertilizers on tomato, in a factorial experiment, based on completely randomized design with 3 replications, with 2 pots in each replication, 0 g/kg humic acid (Humic0) and 1 g/kg (Humic1) and amino acid at 3 levels of 0 g/kg (Amin0), 1 g/kg (Amin1) and 2 g/kg (Amin2), were fertigated once every 10-day. Fruit characteristics at first and second harvests in green, orange, pink and red phases were studied. Results showed that fruit dry weight was less affected by humic acid and amino acid than fruit fresh weight, especially in green and orange phases. In pink and red phases, in the first harvest, fruit dry weight was increased with amino1 and amino2, in both concentrations of humic acid, as compared with control. Amin1 and humic1 had the highest total soluble solids. Fruit phosphorus concentration in humic1 and amin2 was the highest. Potassium concentrations in amino1 and amino2 in both humic acid concentrations were higher than control. Nitrogen concentration in humic1 and amin2 was increased. Therefore, it is recommended that greater amount of these fertilizers or more application times, be used in nutrient solution of tomato at fruit ripening stage and first harvest. Since using these fertilizers is more effective on fresh weight than on dry weight, it is recommended to use them for fresh tomato consumption than for processing tomato for paste.

    Keywords: Nutrient uptake, Fruit diameter, Organic fertilizer, Organic product
  • J. Abbasi, M. Hassanpour Asil*, J. A. Olfati Pages 29-44

    Melatonin has different physiological functions in plants, such as active growth regulator signal. A factorial experiment, based on randomized complete blocks design, was carried out in order to evaluate of the effect of melatonin and sodium nitroprusside (SNP) on morpho-physiological traits of cut flower Gerbera (Gerbera jamesonii cv. Malibu) under salinity stress. The first factor in this experiment was melatonin and SNP at 5 levels (control (without melatonin and SNP), 0.1 mM melatonin + 0 SNP, 0.1 mM melatonin + 10 µM SNP, 0.2 mM melatonin + 0 SNP, 0.2 mM melatonin + 10 µM SNP) and the second factor consisted of irrigation water with two levels of electrical conductivity (i.e., 2 and 4 dS/m). The studied traits consisted of soluble solids, cell membrane stability, leaf, shoot and root water potential, water use efficiency, reduced glucose, different kinds of chlorophyll, carotenoid, proline, superoxide dismutase, catalase, ascorbate peroxidase, polyphenol oxidase and total protein content. Based on the means’ comparisons, 0.1 mM melatonin + 10 μM SNP, 0.2 mM melatonin + 0 SNP and 0.2 mM melatonin + 10 μM SNP treatments had the highest membrane stability at 2 dS/m salinity level, and with increasing the salinity level to 4 dS/m, the membrane stability decreased. The amounts of chlorophylls a, b and total in the 0.1 mM melatonin + 10 μM SNP, 0.2 mM melatonin + 0 SNP and 0.2 mM melatonin + 10 μm SNP were significantly higher than control and 0.1 mM melatonin treatments. The amounts of SOD, CAT, and APX enzymes increased when combined with melatonin and SNP in comparison to the control. Therefore, melatonin and SNP can be recommended as an effective and very useful combination in the resistance of gerbera cut flower to salt stress conditions.

    Keywords: Protein, Proline, Root, leaf water potential, Membrane stability, Superoxide dismutase
  • R. Abbaszadeh Faruji, M. Shoor*, A. Tehranifar, B. Abedi Pages 45-58

    Humic acid and fulvic acid are natural and organic materials, which are derived from various sources such as soil organic matter (humus), soil, peat, oxidized lignite and coal. In order to evaluate the effect of humic substances on physiological characteristics of two ornamental plants of granium (Plargonium spp.) and scindapsus (Scindapsus spp.), an experiment was conducted as 4×4 factorial, based on completely randomized design with three replications, in Research Greenhouse of Ferdowsi University of Mashhad during 2014-2015. The first factor was four levels of humic acid (0, 0.2, 0.5 and 1 g/L) and the second factor was fulvic acid at four levels (0, 0.2, 0.5 and 1 g/L). Results showed that the use of humic acid and fulvic acid caused an improvement in most measured physiological traits in geranium and scindapsus. In granium plant, application of humic acid at low concentration could improve plant growth characteristics. The content of chlorophyll and stomatal conductance in granium increased by humic acid application (0.2 and 0.5 g/L) as fertigation compared to control treatment. Combined application of humic acid and fulvic acid in this plant, also improved soluble sugar content of the plant and reduced the electrolyte leakage as compared to control. In scindapsus, using humic acid at the highest concentration, solely or in combination with fulvic acid, resulted in the improvement of growth traits, so that the combination of humic acid and fulvic acid resulted in increased soluble sugar and SPAD index in this plant. Moreover, chlorophyll content of the plant was increased by the application of humic acid (1 g/L) as fertigation in comparison with the control treatment. These compounds increase plants’ growth by improving their growth conditions. According to the results of this study, application of humic acid and fulvic acid as organic fertilizers is recommended for improving growth in geranium and scindapsus ornamental plants.

    Keywords: Organic fertilizers, Growth traits, Chlorophyll content, Stomatal conductance
  • B. Esmaielpour*, H. Fatemi, M. Moradi Pages 59-69

    Drought stress is one of the most important restricting factors for plant yield in arid and semi-arid regions. Seaweed extract, as a biofertilizer, enhances plant resistance against abiotic stresses via accelerating seed germination, root growth enhancement and uptake of plant nutrients. The present research was carried out to investigate the effects of foliar spraying of Ascophyllum nodosum seaweed extract on physiological and biochemical characteristics of basil (Ocimum basilicum L.), Shahre-ray local cultivar, under drought-stress conditions, as a factorial experiment, based on completely randomized design with three replications. Experimental factors included drought stress (full irrigation (control), irrigation holding at first stage of flowering, irrigation holding at 50% of flowering) and foliar spraying of different concentrations of seaweed extract (0, 0.5, 1 and 2 g/L). Control plants were sprayed with distilled water. Results indicated that as drought-stress intensity was increased, morphological traits such as number of lateral shoots, fresh and dry weights of plant, number of leaves, leaf area, root dry weight and biochemical parameters such as chlorophyll a, chlorophyll b, total chlorophyll, carotenoid content and relative water content of leaves were reduced, while free proline content of leaves and electrolyte leakage from cell membranes were increased. Foliar spraying of 2 g/L seaweed extract significantly reduced the effects of drought stress on basil plants. In general, the results of this research indicated that exogenous application of seaweed extract enhanced basil plant growth under drought-stress conditions via increasing proline content, osmotic adjustment, inhibition of chlorophyll degradation and decreasing the electrolyte leakage.

    Keywords: Drought stress, Proline, Basil, Chlorophyll, Seaweed extract, Electrolyte leakage
  • M. R. Safizadeh*, H. R. Bostani, A. Mirsoleimani Pages 71-83

    Licorice root pulp is an organic waste which may be used as a growth medium in soilless culture. A research was conducted in a completely randomized design with 8 replications to assess the efficiency of licorice root pulp as a growth medium for strawberry plant (Selva cv.) under greenhouse conditions for three months. In this experiment, four ratios (v/v) of perlite:licorice root pulp (75:25, 50:50, 25:75 and 0:100%) were compared with cocopeat:perlite (50:50) as control. Plant growth indices and fungal population of growth medium were significantly affected by the type of medium. Fruit yield and greenness index (SPAD) values were enhanced by the cocopeat-perlite mixture; but there were not significant differences with media comprising of 25 and 50 percent of pulp residue. Bulk density, water holding capacity and fungal population in the media containing 75 and 100 percent of licorice root pulp were higher than other culture media. In addition, plants grown on 75 and 100 percent of licorice root pulp had the lowest yield and SPAD values compared to other treatments. Licorice root pulp had higher contents of nutrients such as Mn, Cu, P, Fe and Zn, but, its K and Na concentrations were less than those in the cocopeat-perlite. Concentrations of Fe and Mn in the leaves were increased, while concentrations of P and Zn were decreased, by increasing the ratio of licorice root pulp in the culture medium.

    Keywords: Fungal population, Yield, Cocopeat, Greenness index (SPAD)
  • W. A. Mohammady, H. Zarei*, S. J. Mousavizadeh Pages 85-101

    Environmental stresses such as deficit irrigation and ultraviolet radiation can influence plant growth and development. Among the environmental variables, ultraviolet radiation is an important factor in plant response to other stresses, such as deficit irrigation. The purpose of this study was to investigate the effects of ultraviolet B radiation (UV-B), irrigation stress and combined effects of UV-B radiation and deficit irrigation on the morphological and biochemical responses of two basil species. Five treatments of UV-B radiation duration (0, 5, 10, 15 and 20 minutes per day) as well as four irrigation levels (100, 75, 50 and 30% of field capacity), two green and violet types of basil, based on a factorial experiment in a completely randomized design, were considered. Results indicated that the effects of duration of UV-B radiation, drought stress and basil type as well as their interaction on morphological and biochemical responses of both basil types were significant. At the highest level of UV-B radiation (i.e., 20 min/day), the measured traits such as photosynthetic pigments decreased by 18.2%, stem height by 11.2% and root length by 10.1% as compared to control, and the other traits such as leaf thickness increased significantly by 32.3%, malondialdehyde (MDA) content by 7.6%, anthocyanin by 40.6% and proline content by 19.1% as compared to control. While leaf area, number of leaves, root and shoot dry weights were firstly increased by radiation duration and then were reduced as compared to control. Five-minute irradiation treatment increased the stem dry weight (5.8%), leaf area (9.3%) and number of leaves (10.0%) as compared to the control. Deficit irrigation stress had 46.3% greater effect than UV-B radiation in reducing the measured basil characteristics. Simultaneous use of UV-B radiation and deficit irrigation prevented the reduction of growth factors due to low irrigation stress, indicating a synergistic state.

    Keywords: Anthocyanin, Drought stress, Leaf area, Chlorophyll, Ultraviolet radiation