فهرست مطالب

  • سال چهل و هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ایرج آذرفزا*، شهرام پازوکی صفحات 1-22
    لیو اشتراوس در پایان کتاب سقراط و آریستوفانس السیره الفلسفیه محمد بن زکریای رازی را «روشن ترین و اندیشمندانه ترین» شرح امکان گشت سقراط از بی توجهی به امور اخلاقی و سیاسی در دوران جوانی به توجه بدان امور در دوران پختگی قلمداد می کند. ما در این مقاله خواهیم کوشید با بازخوانی متن السیره الفلسفیه رازی این مدعای شاذ و جالب توجه اشتراوس را تبیین کنیم. السیره الفلسفیه رازی روشن ترین شرح این امکان را به دست می دهد زیرا آیرونی سقراط را به منزله «تقیه» صورتبندی می کند: «گشت سقراط» در وهله نخست مستلزم کتمان تمایز میان شیوه زندگانی نظرورزانه و سیاسی است. آنچه السیره الفلسفیه رازی را به عنوان «اندیشمندانه ترین» شرح این امکان برجسته می کند کوشش رازی برای افزودن متممی به «تقیه» سقراط است: قانونگذاری عقلانی برای غلبه بر بنیان الهیاتی سیاسی نظام سیاسی. از این جهت رازی همان رهیافتی را پی می گیرد که بیگانه آتنی در قوانین افلاطون پی گرفت. بدین ترتیب رازی برای مواجهه با چالش الهیاتی سیاسی زمانه اش علیه فلسفه، افق فلسفه سیاسی افلاطونی را می گشاید افقی که پس از جرح و تعدیل هایی ضروری چارچوب دفاع از فلسفه و شیوه زندگانی فلسفی به ‍ نزد فیلسوفان مسلمان قرار گرفت.
    کلیدواژگان: سقراط، چالش الهیاتی سیاسی، گشت سقراط، السیره الفلسفیه، تقیه، حکمت عملی
  • سیده اکرم برکاتی، یوسف شاقول*، محمدجواد صافیان صفحات 23-44
    مفهوم کنش در اندیشه هیدگر با فهم و طرح افکنی امکان ها مرتبط است. طرح هایی که دازاین (چونان آنجای وجود) پیش می افکند، تداعی گر طرح (plot) در روایت هستند. گرچه روایت از اصطلاحات هیدگری نیست، برخی مفسران براساس مفاهیم تاریخمندی و زمانمندی دازاین، برداشت روایت گرایانه ای از اندیشه وی داشته اند. در این نوشتار بر تفسیری متمایز که مدعی روایتمندی بنیادین دازاین است، متمرکز می شویم و ارتباط آن با کنش را بررسی می نماییم.  فرضیه اصلی ما این است که میان کنشمندی و روایتمندی دازاین، وابستگی متقابل و دوری هرمنوتیکی وجود دارد و هردو به جهت مساوقت با فهم و طرح افکنی، در بنیاد و ساختار اگزیستانسیال دازاین هم سرچشمه اند. هدف این بحث این است که نشان دهیم  چگونه نحوه روایت و تفسیر ما از زندگی و فهم خویش، می تواند تعیین کننده نوع کنش های ما باشد. تحلیل این تاثیر، نقش مهمی در فهم ما از نحوه اثرگذاری انواع روایات از جمله داستان ها، فیلم ها، نقدها و... بر رفتار و خودفهمی ما دارد. درخواهیم یافت که فهم ما از موقعیت و امکان هایی که داریم، نوع کنش ما را شکل می دهند و هر کنش به منزله فهم، گستره ای از امکان ها را می گشاید که در غیرآن صورت بر ما فروبسته می ماند؛ این دور پیوسته ادامه دارد و عالم ما را می گسترد.
    کلیدواژگان: هیدگر، کنش، روایت، طرح افکنی، خودفهمی
  • محسن بهلولی فسخودی* صفحات 45-65
    ویتگنشتاین پژوهش های فلسفی را با نقد و تحلیل نگرش آگوستین درباره زبان آغاز می کند. او مدعی است که نظریه آگوستین مبتنی بر درکی محدود و به گفته او ابتدایی از زبان است که آن را در قالب ارتباط و تصویرگری عالم واقعیت تعریف کرده است. مساله پژوهش این است که چرا ویتگنشتاین در نقد نظریه تصویری معنا از آگوستین به عنوان نماینده برجسته این دیدگاه سخن گفته است؟ در این پژوهش با روش کیفی استنتاجی و  با بهره بردن از یکی از آثار کاملا تخصصی و فلسفی آگوستین یعنی دیالوگ آموزگار نشان داده شده که نقدهای ویتگنشتاین بر نظریه تصویری زبان، ملاک معناداری زبان و نظریه آموزش و تعریف اشاری اگرچه نه کاملا اما تا حد زیادی مبتنی بر برداشت محدود از مواضع زبان شناختی آگوستین است. لذا یافته پژوهش حکایت از آن دارد که نقدهای ویتگنشتاین بر دیدگاه آگوستین به روایت آثار او تنها محدود به کتاب اعترافات بوده و از آن جایی که این اثر خودزندگینامه ای بیشتر برای مخاطب عام نگاشته شده است و هدف آگوستین در آن طرح مسایل بغرنج و پیچیده زبان و فلسفیدن درباره آن ها نبوده است، فهم ویتگنشتاین از جغرافیای اندیشه آگوستین را به شدت مورد تردید قرار می دهد.
    کلیدواژگان: نظریه تصویری زبان، دلالت، معنا، کاربرد، آموزش اشاری
  • آزادی چون بنیاد علت و دلیل در «متافیزیک دازین» هیدگر
    بهمن پازوکی* صفحات 67-85
    این مقاله تفصیل این قول هیدگر است که «آزادی بنیاد علت و دلیل است». مفهوم آزادی مفهومی کلیدی در دوره ای از اندیشه هیدگر است که او خود آنرا «متافیزیک دازین» خوانده است. آزادی به نزد وی در وهله نخست نه مساله ای سیاسی و نه صورتی از علیت است، بلکه اصلی وجود شناختی است، پاسخی است به این پرسش که گشودگی عالم بر دازین از چه راهی ممکن می شود و چرا چیز ها برای انسان پرسش برانگیز می شوند و جستجوی او برای یافتن علت و دلیل بر چه بنیادی استوار است. آزادی «بنیاد» فکر کردن با دلیل و استدلال و شکل دادن به ساختار تجربه به مدد دلایل و علل است. هیدگر برای دست یافتن به این بنیاد با فهم پیشینی دازین از وجود شروع می کند که شرط امکان برقراری نسبت با دیگر موجودات است. اما خود امکان فهم ماتقدم وجود موکول به تعالی (برگذشتن) از همه موجودات است. در تعالی جستن، دازین از موجودات برمی گذرد و به سمت تمامیت آنها که عالم باشد، می رود. خصوصیت اساسی عالم از بهر (Umwillen) است. میان از بهر که خصوصیت اولیه عالم است و در عالم بودن و آزادی دازین بهم بستگی درونی وجود دارد.
    کلیدواژگان: آزادی، بنیان، علت، دلیل، تعالی، عالم، از بهر
  • ریحانه شایسته، محمدکاظم علمی سولا*، سید مرتضی حسینی شاهرودی صفحات 87-105

    مساله رویا از جمله مسایل مورد توجه انسان ها در اعصار مختلف بوده است و روان شناسان نیز تا حد زیادی درباره آن به تحقیق و بررسی پرداخته اند؛ با این حال بسیاری از مسایل آن مانند ماهیت و حقیقت رویاهای صادقه در پاره ای از ابهام به سر می برد. در این میان ملاصدرا در مقام یک فیلسوف و به مثابه یک روان شناس، این مساله را تا حدودی در کتب خود مطرح کرده است و این نوشتار پس از استخراج مبانی فلسفی مرتبط به خواب و مسایل روان شناسی آن، نشان داده است که با توجه به دستگاه فکری ملاصدرا مبتنی بر اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا و به تبع آن دو بعدی بودن انسان و اعتقاد صدرا به اختیار، شالوده ای مناسب برای تعریف رویا، انواع رویا و منشا رویا به وجود می آید. البته باید توجه کرد که گرچه برخی از نظرات ملاصدرا به دلیل توجه به بعد مادی (بدنی) انسان و درنظر گرفتن یکی از ابعاد وجودی وی تا حدودی با روان شناسی سازگار است، اما به علت فقدان جنبه تجردی در روان شناسی معاصر می توان نظرات خاص و دقیقی درباره انواع خواب و به خصوص رویاهای صادقه از دیدگاه ملاصدرا استخراج کرد.

    کلیدواژگان: ملاصدرا، خواب، رویا، فلسفه، روان شناسی شناختی
  • مسعود صادقی* صفحات 107-123
    استدلال های اخلاقی بالاخص با شیوه صورت بندی موجز و مبتنی بر سنت فیلسوفان تحلیلی از قرن بیستم رواج بسیار یافته است. دستمایه اصلی این مقاله بررسی چالش های عملی بر سر راه تحقق یک استدلال اخلاقی کارآمد است. بنجامین دومسل از معدود کسانی است که این موضوع را مورد تحلیل مستقل قرار داده و بر این باور است که استدلال اخلاقی فربه و کمال یافته استدلالی نیست که صرفا از اعتبار منطقی برخوردار باشد بلکه باید از چند مانع یا چالش عملی نیز بسلامت عبور کرده باشد. بر همین مبنا، پرسش اصلی در این نوشتار این است که با توجه به دیدگاه دومسل، این چالش ها کدام هستند و تا چه حد بجا و روا طرح شده اند. انکار مسلمات اخلاقی، بی توجهی به نگرش اخلاقی اشخاص، فقدان ژرف نگری و غفلت از ابعاد فردی مسایل اخلاقی، عناوین این چهار چالش هستند. یافته های مقاله گویای آن است که اولا دومسل در تبیین و اثبات صحیح همه این موارد چالش برانگیز چندان موفق نبوده و در موارد موفق نیز برخی از حالات آن نیازمند استدلال بهتر یا تبیین بیشتر است.
    کلیدواژگان: استدلال اخلاقی، استدلال اخلاقی فربه، استدلال اخلاقی نحیف، دومسل، مسلمات اخلاقی
  • حمیدرضا محبوبی آرانی* صفحات 125-144
    در حقوق کیفری این اصل، کمابیش اصلی محترم و پذیرفته است که ما نباید کسی را به خاطر فکر محض اش مجازات کنیم. فکر محض نیز اقسام احساسات، امیال، تخیلات و آرزوها، باورها و نیات و تصمیم های اجرایی نشده را در برمی گیرد. دلایل کمابیش قانع کننده ای در خصوص اینکه چرا می بایست از مجازات فکر محض پرهیز نمود وجود دارد، دلایلی که بیشتر پیامدگرایانه هستند و به پیامدهای ناشی از تقنین چنین مجازات هایی منجر می شود. در این مقاله اما می کوشم به بررسی مباحثی بپردازم که پیرامون دلایل غیرپیامدگرایانه مرتبط با این اصل شکل گرفته است و به ماهیت خود فکر محض و امکان جرم انگاری آن مربوط می شوند. بررسی من در اینجا عمدتا به یک قسم فکر محض، یعنی نیت غیراجرا شده یا نیت محض می پردازد و بحث درباره اقسام مهم دیگری همچون باورهای بنیادگرایانه یا نژادپرستانه را مورد کندوکاو قرار نمی دهد. در این مقاله نشان می دهم که نیت های غیراجرا شده می توانند آزاررسان، قابل اتصاف به وصف مجرمانه و قابل کشف و اثبات باشند و اگر ما همچنان می خواهیم شهود اخلاقی مان نسبت به اصل عدم جر م انگاری و رد مجازات فکر محض را حفظ کنیم می بایست بنیادهای محکم تری را پیدا کنیم.
    کلیدواژگان: فکر محض، عمل، نیت، اصل آزار، سزاواری برای مجازات
  • حسین مصباحیان* صفحات 145-165
    این مقاله نشان داده است که ادعای هابرماس در مورد همه شمولی مدرنیته، بر پایه تصور و یا برداشتی از مدرنیته قرار گرفته است که با عقلانیت غربی پیوند یافته است: «ما بی شک، ادعای همه شمولی را با درک غربی خودمان از جهان پیوند می زنیم»Habermas, 1984: 17)) .مقاله بحث کرده است که برداشت مذکور ، وقتی در متن جهانی سرشار از تنوعات فرهنگی قرار داده شود، بسیار پرسش برانگیز خواهد بود. در جهت برجسته ساختن تناقضات ادعای هابرماس، قسمت اول این مقاله بحثی عرضه کرده است در باب منطق دوگانه عقل در زیست جهان تا نشان دهد عقلی که بنیاد مدرنیته قرار گرفته است، به اقتضای ذات خود نمی تواند دیگری خود را در حد و اندازه خود به رسمیت بشناسد. این عقل از یک سو ناچار است برای تحقق وعده همه شمولی خود، دیگری غیر غربی را به حساب آورد و از سویی دیگر به دلیل نقش محوری و بنیادینی که برای خود قایل است، او را از شمول خارج کند. این منطق که از آن به عنوان «مشمول گردانیدن» و «از شمول خارج ساختن» همزمان نام برده شده است، نه تنها اعتراضاتی فلسفی و تاریخی را در دنیای فکری غیر غربی برانگیخته است، بلکه در فلسفه و تاریخ معاصر غربی نیز مورد نقد جدی قرار گرفته است. در برابر ادعای همه شمولی هابرماس بر پایه عقلانیت غربی، مقاله در قسمت دوم خود با گشودن بحثی پیرامون تنوع روشنگری ها بحث کرده است که « دیگری غیر غربی» ضرورت دارد خود را از حاشیه به متن بکشاند و درجهت به رسمیت شناخته شدن خویش، پروژه تجدد سنت خویش را با رویکردی نوین از سر گیرد و در فرایند همه شمولی راستین که حاصل مشارکت همه فرهنگ ها است، نقشی ایفا کند
    کلیدواژگان: عقلانیت غربی، دیگری، یورگن هابرماس، همه شمولی، مشمول گردانیدن، از شمول خارج ساختن
  • محمد ملائی ایولی، محسن فهیم*، مجتبی جعفری اشکاوندی صفحات 167-187

    یکی از مفاهیم کلیدی که در متافیزیک توماس نقش اساسی دارد، مفهوم بهره مندی است، که بر اساس آن، بین خالق و مخلوق ارتباط برقرار می کند. بهره مندی پیشینه ای در فلسفه افلاطون و بویثیوس دارد و در عبارات توماس عبارت است از چیزی که به نحوی جزیی، آنچه را که به دیگری به نحو کامل تعلق دارد، دریافت می کند. از آنجا که متافیزیک وی براساس توجه خاص به «وجود» بنا شده است و وجود نیز هم به خالق و هم به مخلوق نسبت داده می شود و موجودات از وجود برخوردار هستند، بنابراین باید نوع ارتباط بین خالق و مخلوق مورد مطالعه قرار گیرد و معلوم گردد هرکدام به چه نحو در وجود سهیم اند. همچنین در رابطه بین وجود و ماهیت، بهره مندی چه نقشی دارد. این مقاله در نظر دارد با مطالعه آثار توماس آکوییناس و شارحین و محقیقن به شیوه تحلیلی و پژوهشی مساله بهره مندی را بررسی نماید تا منظور از بهره مندی، انواع بهره مندی و موارد استعمال مفهوم بهره مندی در فلسفه توماس مشخص گردد. وی سه نوع بهره مندی را تشخیص می دهد که تنها یکی از آنها قابل استناد به خدا و موجودات است. وی با نظریه بهره مندی رابطه خالق و مخلوق، رابطه ماهیت و وجود، رابطه کثیر با واحد را توجیه می کند.

    کلیدواژگان: بهره مندی، توماس آکوئیناس، وجود، ماهیت، تمثیل
  • عباسعلی منصوری*، زهرا کهریزی صفحات 189-210

    آراء فارابی در باب معاد و سرنوشت نفوس انسانی پس از مرگ جزء ساختارشکنانه ترین دیدگاه ها در میان فیلسوفان مسلمان است تا جایی که حتی برخی انکار اصل معاد نوع بشر را به او نسبت می دهند اما بررسی های ما در این مقاله نشان می دهد که فارابی منکر اصل معاد نبوده بلکه معاد نفوس ناقصه (یعنی نفوس کودکان، ابلهان و دیوانگان) را نفی می کند. هدف این مقاله بررسی دیدگاه فارابی در مورد سرنوشت نفوس ناقصه است. بحث در باب سرنوشت نفوس ناقصه معمولا از منظر علم کلام و نسبت آن با دو صفت عدل و حکمت الهی بررسی می شود. اما فارابی به این بحث صرفا از منظر فلسفی می پردازد و حتی در مورد آیات و روایاتی که به ظاهر دلالت بر معاد همگانی دارند،  موضع گیری و ورودی نمی کند. فارابی بنا بر مبانی انسان شناسی اش و نگاه خاصی که در مورد کیفیت و نحوه معاد دارد، به این نتیجه می رسد که نفوس ناقصه همچون سایر حیوانات پس از مرگ معدوم می شوند. در متن مقاله تصریحات و اشارات فارابی در این باب و مبانی انسان شناسی که وی را به این نظریه سوق می دهد مورد بررس قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: فارابی، معاد، نفوس ناقصه، معاد کودکان، معاد دیوانگان، معاد ابلهان
|
  • Iraj Azarfaza *, Sahram Pazouki Pages 1-22
    At the end of his Socrates and Aristophanes, Leo Strauss indicates that Muhammad b. Zakaryya al-Razi's The Philosophic Way of Life is "the clearest and the most thoughtful" exposition of the possibility of Socrates' conversion from his youthful contempt for the political or moral things, for the human things or human being, to his mature concern with them. In this paper I will attempt to explain this strange claim through close reading of al-Razi's The Philosophic Way of Life. al-Razi's The Philosophic Way of Life is the clearest exposition of this possibility because it reveals Socrates' irony as "taqiyya": "Socrates' turn" requires the dissimulation between theoretical way of life and political way of life. What highlights al-Razi's The Philosophic Way of Life as "the most thoughtful" exposition of this possibility is al-Razi's attempt to add a supplement to Socrates' "taqiyya" which is rational legislation in order to overcome the theological-political basis of the revealed religion. This is the task Athenian Strange in Plato's Laws undertakes. Accordingly, al-Razi opens a new horizon Platonic political philosophy in his era to face with the theological political challenge against philosophy from revealed religion in which after mutatis mutandis his successors (Al-Farabi, Avicenna, and Averroes) try to defend philosophy and the philosophic way of life.
    Keywords: Socrates, the theological-political challenge, Socrates' turn, The Philosophic Way of Life, taqiyya, practical wisdom
  • Seyede Akram Barakati, Yousof Shaghool *, Mohammadjavad Safian Pages 23-44
    The concept of action in Heidegger is related to understanding and projection. What Dasein projects is something like the plot in narration. Although narration is not a word of Heidegger, some commentators have a narrativistic interpretation based on historicallity and temporality of Dasein. In this writing we focus on a different interpretation based on fundamental narrativity of Dasein and its relation to action. Our basic thesis is that there is a mutual dependence and hermeneutical circle between actuality and narrativity of Dasein; They are both equal to understanding and projection, so coexist in Dasein' s existential structure. The aim of our discussion is to show that how our actions can be influenced by the way of our narration and interpretation of our life and self-understanding. The analysis of this influence has a basic role in our understanding of the way different narrations such as stories, films, criticisms and…, could affect our behavior and our self-understanding. We find that the understanding of our situation and possibilities can form the kind of our action; Every action as understanding, can open a vast area of possibilities which nonetheless stay hidden. This circle continues perpetually and extends our world.
    Keywords: Heidegger, action, Narration, projection, self-understanding
  • Mohsen Bohlooli Faskhoodi * Pages 45-65
    Wittgenstein begins the important work of his later period of thought, Philosophical Investigations, by critiquing Augustine's view of language. He goes on to show that Augustine's theory is based on a limited understanding and, in his words, an element of language that has limited it to the realm of communication and imagery. He also acknowledges Augustine's remarks as a way of ostensive teaching for language learning and has criticized this view. In this study, inferential qualitative method and using one of Augustine's completely specialized and philosophical works on the category of language and its relation to teaching, Teacher dialogue, has been shown that Wittgenstein's critiques of the picture theory of language, the criterion of meaning of language, and the theory of ostensive teaching and definition are, though not entirely, largely based on a limited understanding of Augustine's linguistic positions. Thus, the findings of the study suggest that Wittgenstein's criticism of Augustine's view of the narrative of his work was limited to the Confession book and since this autobiographical work is written more for the general audience and Augustine's aim was not to pose complicated and complex language issues and philosophize about them, Wittgenstein's understanding of the geography of Augustine's thought is strongly in doubt.
    Keywords: Picture theory of language, Signify, Meaning, Using, ostensive teaching
  • Freedom as Ground of Cause and Reason in Heidegger's "Metaphysics of Dasein
    Bahman Pazouki * Pages 67-85
    This article elaborates Heidegger's statement that "freedom is the ground of ground". The notion of freedom is a key concept in a period of Heidegger's thought that he himself has called it "metaphysics of Dasein". Freedom for him is not primarily a political discussion, nor a question of causality, but an ontological principle, an answer to the question of how the world can be opened to Dasein, and why things become questionable for man and on which ground is based his search for finding reasons, proofs and demonstrations. The freedom is "the ground" of our thinking by means of reasons. Heidegger's way of description how to achieve this foundation begins with Dasein's prior understanding of Being (Sein), which is the condition of possibility to be related to other beings. But the possibility of understanding of Being (Sein) itself depends on the transcendence of all beings. In transcending, Dasein gets beyond beings and moves towards their totality, which is the world. The fundamental characteristic of the world is "for the sake of" (Umwillen). There is an intrinsic interrelationship between "for the sake of", which is the primary attribute of the world and being-in-the-world and the freedom of Dasein.
    Keywords: Freedom, foundation, Transcendence, the Universe, From the, Metaphysics Dazein, Heidegger
  • Reyhaneh Shayesteh, MohammadKazem Elmi Sola *, Seyed Morteza Hosseini Shahroodi Pages 87-105

    Dream has always been an attractive issue for the people in various erras and psychologists have investigated it a lot in the past. However, most of the issues relating to dreams such as its nature and the reality of prophetic dreams are still ambiguous. Mulla Sadra as a philosopher and also as a psychologist has relatively considered it in his scientific works. This study, after reviewing the litrature and extracting the philosophic foundations of sleep and its psychological issues, has shown that given the Mulla Sadra's thoughts including principality of existence, gradation of existence, substantial motion, bodily origination, spiritual subsistence and consequently two-dimensionality of human as well as Mulla Sadra's belief in human authority, an appropriate structure is created for difining dream, types of dreams and source of dreams. It should be noted that though a number of Mulla Sadra's opinions regarding material dimension of human and considering one of the dimensions of human relatively corresponds to psychology, one can extract exact ideas and opinions regarding dreams and particularly prophetic dreams from the perspective of Mulla Sadra due to lack of existing immateriality in contemporary psychology.

    Keywords: Mulla sadra, sleep, dream, philosophy, Cognitive psychology
  • Masoud Sadeghi * Pages 107-123
    Moral arguments, especially in the form of concise formulation based on the tradition of analytical philosophers, have become very popular since the twentieth century. The main focus of this article is on examining the practical challenges to the realization of an effective ethical argument. Benjamin De Mesel is one of the few who has independently analyzed the issue, believing that a rational and perfected moral argument is not a reasonably valid argument, but must have overcome some practical obstacles or challenges. On this basis, the main question in this paper is, in the light of the De Mesel view, what are these challenges and to what extent are they appropriate and valid. The denial of moral determinants, disregard for one's moral attitudes, lack of depth, and neglect of the individual dimensions of ethical issues are the subject of these four challenges. The findings of the article suggest that, first of all, De Mesel is not very successful in explaining and proving all of these challenging cases, and in successful cases, some of them require better reasoning or more explanation.
    Keywords: Ethical reasoning, thin moral reasoning, thick moral reasoning, De Mesel, Ethical implications
  • Hamidreza Mahboobi Arani * Pages 125-144
    In the criminal jurisprudence, It is kind of an established and generally accepted maxim that we must never punish anyone for his mere thought (or thoughts) including his feelings, desires, fantasies, wishes, beliefs, and unexecuted intentions. Generally It seems that there are more or less convincing reasons that we must avoid punishing mere thought due to its unacceptable and undesirable consequences for both the individual and the society. In this paper, however, I will investigate into some discussions about the justification related to the maxim that any criminalization of mere thought is intrinsically (i.e., consequentially-independent) morally unjust and hence is culpably wrong. My investigation is here mostly confined to one kind of mere thought, that is, unexecuted intentions, leaving some important kinds such as fundamentalist or racist beliefs untouched. I will show that unexecuted intentions can be regarded as more or less harmful, culpably wrong, in section 3, and provable, in section 4, and hence we should find more uncontroversial grounds to secure our more or less common and shared intuition about the respected maxim that punishing mere thought seems to be altogether unacceptable. The paper doesn’t claim that provide convincing arguments for the criminalization of mere thought. Rather its modest claim is that some of the established arguments against the criminalization of mere thought need to be reconsidered.
    Keywords: Mere thought, action, intention, The principle of harm, Liability
  • Hossein Mesbahian * Pages 145-165
    This paper seeks to demonstrate how Habermas’ idea of the universality of modernity is driven by the unsubstantiated assumption that takes this notion to be founded on occidental rationality. In carrying out this task, I first reveal the inherent contradiction of a concept of rationality which seeks to establish itself as the basis of modernity, while at the same time declaring legitimate recognition of its other. Briefly stated, excluding non-Western occidental from the foundation of modernity belies the fundamental requirement of universality, namely the inclusion of the other. This encapsulates what I shall refer to as “The Dichotomous Logic of Exclusive Inclusion” which has engendered philosophical and historical criticisms in both non-Western and Western thought. In the second section of this paper, I shall argue that it is necessary for the “non-Western Other” to push itself away from the margins and to the forefront of the discussion of universality, in order to be recognized as fundamental to the development of a genuine notion of universality that is guided by the contribution of all cultures.
    Keywords: Occidental Rationality, The other, Jürgen Habermas, Universalization, inclusion, exclusion
  • Mohammad Mollai Iveli, mohsen fahim *, mojtaba Jafari Ashqavandi Pages 167-187

    The concept of participation is, one of the key concepts that plays a central role in Thomas's metaphysics, based on which it communicates between creator and creature. It has a Record in the philosophy of Plato and Boethius, And in Thomas's terms, when anything receives in a particular manner that which belongs to another in a total manner. It is said to participate it. Since his metaphysics is based on special attention to "existence", and existence is also attributed to both the Creator and the Creator, and the creatures have existence, therefore, the type of relationship between the creator and the creature should be studied and it appears that each one shares the same in existence. Also, what role does it play in the relationship between existence and Essence? This paper intends, in the analytical and research methodology, to study the problem of participation in Thomas Aquinas philosophy by studying the his works and the scholars to determine that what is the purpose of participation, types of participation and the uses of the concept of participation in Thomas's philosophy. He recognizes three types of participation, of which only one can be attributed to God and beings. He justifies the relation between of creator and creature, the relation of Essence and existence and multiplicative relation with the unit by the participation theory.

    Keywords: participation, Thomas Aquinas, Existence, Essence, Analogy
  • AbbasAli Mansouri *, Zahra Kahrizi Pages 189-210

    Farabi is the only philosopher in the Muslim world whose views and opinions on the resurrection are controversial and different and there are numerous reports of his views on On this subject as far as Some believe that he does not believe in the resurrection of mankind. But our research in this article shows that Farabi does not deny the principle of resurrection ، Rather, he denies the resurrection of the Incomplete Spirits (children, insane peoples and idiots) .The purpose of this article is to examine Farabi's perspective on the fate of the Incomplete Spirits (children, insane peoples and idiots) Discussion on the Fate of the Incomplete Spirits is usually examined from the standpoint of theology and its relation to the two attributes of justice and divine wisdom. But Farabi deals with this The problem purely from a philosophical perspective And even he Does not discuss about the verses and traditions that are seemingly opposite views. Farabi, according to his anthropological principles and specific look at the quality of the Resurrection, to conclude that incomplete Spirits, like other animals, are annihilated after death. In this article we examined the views of Farabi and his Evidence and arguments and his Anthropological Foundations.

    Keywords: Farabi, Incomplete Spirits, Resurrection, Resurrection of Children, Resurrection of the Insane, Resurrection of the idiots