فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 22 (بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/24
  • تعداد عناوین: 12
|
  • شهرام احمدی*، مرضیه حقیقی صفحات 1-27

    هدف روان شناسییونگ، بررسی فردیت یا خویشتن یابی در روان انسان است. فردیت، سفری روانی است که با یک جدال درونی در فرد آغاز می شود و به کشف و بازشناسی جنبه های ناشناخته ی روان آدمی و رسیدن به خودآگاهی رهنمون می گردد. فرد، در این سفر، جنبه های مثبت و منفی روان ناخودآگاه خویش را کشف کرده و درنهایت به خودآگاهی می رسد. این خودآگاهی، بنا بر ماهیت کهن الگویی اش، در آثار هنری با نمادهایی که بر مضمون تکامل و فردیت دلالت می کنند،نشان داده می شود.منظومه ی الهی نامه ، گفتگوی پدری با شش پسرش است که آنان را به سفری نمادین به درون خویش فرامی خواند. در این پژوهش سعی شده است تا با روشی توصیفی-تحلیلی، این سفر روانی با استفاده از نظریه ی یونگ بررسی شده و جنبه های نمادین فردیت در آن رمزگشایی شود. دستاورد پژوهش نشان می دهدکه این پدر با فراخواندن شش پسر به عنوان نمادهایی از شش لایه ی درونی خویش، مسیر فردیت و تکامل را سپری می کند.

    کلیدواژگان: کارل گوستاو یونگ، کهن الگو، فرآیند فردیت، الهی نامه، عطار
  • علی اشرف امامی* صفحات 29-45

    در این جستار مولفه های دین شناسی صدرالدین محمد شیرازی معروف به ملاصدرا (1050ق) در ذیل سه مبحث خودشناسی، مفهوم سفر  و نظریه وحدت ادیان مورد بررسی قرار گرفته است. خودشناسی با فهم تجرد نفس مرتبط است یک از برترین نتایج آن خداشناسی است. اصطلاح سفر به معنای سلوک به سوی خدا، با حقیقت دینداری پیوندی عمیق دارد تا آنجا که وی در تعریف دین سلوک به سوی وجود حقیقی را مطرح می کند که در طی آن سالک از خود مجازی به خود حقیقی سفر می کند. بدین ترتیب کمال انسان با اکمال دین از جهت وصول به ولایت و مقام احسان نسبتی مستقیم دارد. همچنین در این پژوهش به نظریه وحدت ادیان در آثار ملاصدرا به عنوان نظریه ای عرفانی نگریسته شده است. مطابق این نظریه که از وحدت وجود منتج می شود، مردم بر هر دین و آیینی که باشند تنها حق را می پرستند و در قیامت حق تعالی برای همگان  حتی مشرکان، در صورت معهودشان تجلی خواهد کرد.

    کلیدواژگان: تفقه، دین شناسی، ملاصدرا، سفر
  • سمانه جعفری*، سید علی اصغر میرباقری فرد صفحات 47-60

    آنچه با عنوان شطح از عرفا نقل شده حوزه وسیعی از مفاهیم و مضامین را دربرمی گیرد که به سبب شهرت برخی از شطحیات و نیز تکرار  بیشتر بعضی مفاهیم و مضامین، بسیاری دیگر از آنها چه در تعریف شطح و چه در برداشت ما از شطح مغفول مانده است. بعید نیست این امر در گذر زمان حتی بر اطلاق یا عدم اطلاق شطح بر برخی سخنان عرفا نیز تاثیر گذاشته و مانع ثبت برخی از شطحیات در این دایره شده باشد. برای اصلاح این نگاه نادرست به مقوله وسیع شطح، با گزینش شطحیات عرفا از منابع مختلف و استخراج و طبقه بندی مفاهیم و مضامین مطرح شده در آنها به سی و یک عنوان دست یافتیم. در این مقاله ضمن تعریف حدود و ثغور این مضامین و نیز بسامدشان در شطحیات گرد آمده، نمونه هایی از کاربرد هر مضمون در شطحیات نقل شده. همچنین در ذیل مضامین پرتکرار به بررسی سیر تاریخی کاربرد آنها و نیز علاقه و توجه برخی عرفا به مضمونی خاص، اشاره شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نقد دیدگاه های رایج در عرف، فنای فی الله، بیان عظمت عارف و تعریف اصطلاحات عرفانی، به ترتیب پرتکرارترین مضامین شطح و تعظیم شیطان و دفاع از او، بیان معراج عرفانی، مرگ پیش از مرگ و غیرت عارف نسبت به خدا کم تکرارترین مفاهیم و مضامین مطرح شده در شطح هاست.

    کلیدواژگان: شطح، تحلیل محتوا، مضامین شطح، مفاهیم شطح
  • فاطمه حیدری* صفحات 61-88

    شطح» در اصطلاح عرفانی، به مجموعه رویدادهای گفتاری و رفتاری اطلاق می گردد که از عارف در حالت وجد، سکر و از خود بی خودی سر می زند و سرریزی های روح را بر زبان یا فعل او آشکار می-کند.شطحات،گرچه گزاره هایی هستند که در حوزه الهیات می گنجند،اما ایده های غیرمتعارفی را که در قالب ایده های شریعتی و گاه حتی عرفانی و چهارچوب عقلی و قالب منطقی گفتار نمی گنجند،مطرح می-کنند. اغلب درون مایه های شطحیات، اسباب مخالفت با شطح گویان و اتهامات کفرآمیز را به آن ها فراهم ساخته است. در میان اصحاب اضطراب و سکون، دو رویکرد متفاوت نسبت به شطح وجود دارد. این مقاله بر آن است تا ضمن دسته بندی نظرات موافق و مخالف شطح گویی و علل آن، به بررسی انواع درون مایه شطحیات در کتاب هایی نظیر «تذکره الاولیاء»، «شرح شطحیات» و...بپردازد.

    کلیدواژگان: شطح، وجد، درون مایه، عین الجمع، وحدت وجود، مفاخره
  • احمد خواجه ایم، مجید فرحانی زاده* صفحات 89-111

    مکر الهی از صفات بسیار مهم  و برجسته درمعرفت حق تعالی و نیز یکی از اوصاف درخور و پر اهمیت در مباحث عرفانی است و اطلاقش بر انسان به عنوان صفتی نفسانی و رذیله به شمار می آید. از آن جایی که شناخت این صفت منجر به اعتلای روحی و اخلاقی و نیز معرفت الهی می گردد،  بنا بر این  بسیار مورد توجه عارفان قرار گرفته است. در این پژوهش که با روشی توصیفی تحلیلی تدوین یافته، ضمن بررسی مکر الهی در قرآن و سنت و نگرش های مختلف عرفانی، به بررسی جنبه های عارفانه ی آن در اشعار مولانا پرداخته شده است. این بررسی نشان می دهد که با وجود تاکیدی که اغلب عارفان پیش از او بر خوف و ایمن نبودن از مکر الهی درهمه ی مراحل سلوک دارند، اما نگرش مولانا تا حدودی با آنان متفاوت است. او  معتقد است سالک به کمک جذبه و عنایت حق، در مقام فنا، از صفات نفسانی اش فانی می شود. از این رو مکر او که صفتی نفسانی است، در مکر حق فانی شده و به مقام حفظ و امنیت نایل می گردد. همچنین او از مکری عاشقانه در ساحت عشق سخن می گوید. در این ساحت که نهایت قرب الهی است؛ مکر به عنوان صفت معشوق، برای عاشق زیبنده تلقی گردیده و خوف از او زایل می گردد.

    کلیدواژگان: مکر الهی، مولانا، امن، خوف، فنا، عشق
  • ابوالقاسم رادفر، نیلوفر عظیمی* صفحات 113-131

    رابطه انسان با حق و دامنه معرفت او نسبت به خداوند همواره ذهن عرفان‏پژوهان را به خود معطوف داشته است و از این رهگذر گونه‏های مختلف رویکرد به حوزه معرفت‏شناختی و میزان دامنه احاطه و شناخت انسان نسبت به خداوند وجود دارد. بی‏تردید رویکرد سنایی به رابطه انسان و حق، از این جهت که مشربی متشرعانه و عارفانه دارد حایز اهمیت است؛ چراکه او پیوندی عمیق بین مبادی دین و عرفان ایجاد کرده است. او برای رسیدن به این جایگاه، ابزار و سازوکاری را معرفی می‏کند که بر سه پایه عقل (برهان)، عشق (عرفان) و نقل (قرآن) استوار است. به باور او همسویی و وحدت این سه ابزار معرفتی، راه شناخت حق را بر بنده هموار می‏سازد. او عقل (برهان) را نخستین ابزار لازم در این راه می‏داند. اما عقل ممدوح سنایی به دلیل محدودیت‏های ذاتی از کارکرد لازم برخوردار نیست و بواسطه عدم‏احاطه بر ذات حق ناقص و سترون است؛ لذا سنایی در حوزه معرفت حق عشق (عرفان) را ارجح می‏داند. کارکرد عشق در ساحت معرفت‏شناختی او، فراهم‏ساختن بستر و زمینه برای درک بالاتر و اعتلای مرتبه معرفتی سالک است. سومین ابزار معرفتی او قرآن است که تمسک بدان را برای رسیدن به یقین قلبی و ایمان لازم می‏بیند؛ اما برای درک معنای حقیقی و باطنی آن، قلب انسان باید عاری از هواجس و خواهش‏های نفسانی باشد. ازنظر سنایی دست‏آویزی به عرفان و شهود باطنی، زمینه‏ساز سالک برای رسیدن بدین مرتبه وجودی است. در این پژوهش با روش تحلیلی - توصیفی مثلث معرفتی سنایی که بر این سه رکن استوار است، بررسی شده و به این نتیجه رسیده است که او این سه ایزار را مهمترین و کارآمدترین عوامل در شناخت حق می‏داند و به همسویی و همجهتی آنها برای رسیدن به یقینی باطنی و معرفتی حقیقی باور دارد.

    کلیدواژگان: سنایی، معرفت، عقل، عشق، قرآن
  • مژگان زرین فکر، مریم صالحی نیا* صفحات 133-152

    در این نوشتار، استعاره های حواس خمس در معارف بهاء ولد مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. استعاره های حواس خمس، به عینی سازی حقایق غیبی و معرفت عقلی می پردازند. این استعاره ها، از کمیت و کیفیت قابل ملاحظه ای در معارف برخوردارند. استعاره مرکزی متن عبارت است از: «درک حقایق غیبی و ادراک معرفت عقلی، درک عینیات با حواس خمس است». حواس خمس و ادراکات ناشی از آن ها در اثر بهاء‎ ولد، ویژگی معرفت بخش دارند. توجه ویژه بهاء به مباحث روانشناسی یا علم النفس همچون حکمای مسلمان از جمله فارابی، ابن سینا و شیخ اشراق، این نظام استعاری ویژه را شکل داده است. او در خلال تجارب عرفانی به سه زنجیره حس، نفس و عقل اشاره می کند، که در نهایت به یک معرفت عقلی منتج می شود. بهاء از این طریق پیوندی آشتی گونه میان حکمت اسلامی و عرفان برقرار کرده است. در این نوشتار فرآیند ادراک حقیقت و معرفت از راه حواس خمس، در قالب دو سیر صعودی (صعود حواس خمس برای ادراک معرفت) و نزولی (نزول معرفت در حواس خمس) مطرح شده است.

    کلیدواژگان: حواس خمس، معرفت، بهاء ولد
  • محمد سوری*، محمود سوری صفحات 153-172

    جعفر خلدی (ف. 348) یکی از شاگردان جنید بغدادی و یکی از عارفان بزرگ مکتب بغداد است که تاکنون در پژوهش های مربوط به تصوف و عرفان اسلامی نادیده انگاشته شده است. او آثار متعددی داشته که پاره ای از آن ها چاپ شده و برخی دیگر تاکنون به صورت خطی باقی مانده است. خلدی از جنبه های متعددی در مطالعات تاریخ تصوف و عرفان اهمیت دارد. نخست اینکه وی افزون بر اینکه از بزرگان مکتب بغداد است، اوج و افول این مکتب را زیسته است و در دوره افول این مکتب، شیخ المشایخ صوفیه به شمار می رفته است. دوم اینکه خلدی بزرگ‏ترین حکایتگر صوفیه در دوره خود به شمار می رود و بخش مهمی از میراث صوفیه به واسطه او به نسل های بعدی منتقل شده است. سوم اینکه شواهدی وجود دارد که نشان می دهد خلدی یکی از بزرگ‏ترین مفسران زمان خود بوده است، ولی در طی زمان تفسیر او سرنوشت خاصی پیدا کرده و گویا تمامی آن یا بخش هایی از آن به نام دیگران قلمداد شده است. چهارمین و مهم ترین ویژگی خلدی که تاکنون کاملا از دید محققان به‏دور مانده است، گرایش متشیعانه جعفر خلدی است. وی بر اساس آثارش اولا به اهل بیت ارادت بسیار خاص داشته است و ثانیا بر برخی از آموزه های تشیع، از قبیل وصایت و جانشینی بلافصل حضرت امیرالمومنین و نیز انحصار اهل بیت در اصحاب کسا تاکید کرده است. در مقاله حاضر به این پنج ویژگی مهم جعفر خلدی پرداخته‏ ایم.

    کلیدواژگان: جعفر خلدی، تصوف بغداد، عرفان شیعی، تفاسیر عرفانی، گرایش های متشیعانه در تصوف
  • جعفر عشقی، شکرالله پورالخاص* صفحات 173-192

    سلطان ولد در ولدنامه به دو مقام عاشقی و معشوقی در عرفان قایل است و شمس تبریزی و مولانا را از جمله عارفانی می داند که به مقام معشوقی نایل آمده اند. با بررسی نظریه های بزرگان تصوف و عرفان از آغاز تا سده هفتم هجری درمی یابیم که چنین دیدگاهی در مورد مراتب عشق، برآمده از نص قرآن مجید و حدیثی از پیامبر اکرم(ص) است و برخی از بزرگان عرفان، از جمله عین القضاه همدانی و روزبهان بقلی شیرازی درباره مقام معشوقی، نظریه پردازی کرده اند. در اندیشه این بزرگان، مقام معشوقی، مقامی بسیار برتر و والاتر از مقام عاشقی است. در این مقام که مربوط به روزگار پختگی اندیشه های عرفانی است سالک در مراتب عشق به حق تعالی به مرتبه ای می رسد که معشوق و محبوب خداوند واقع می شود؛ به گونه ای که جایگاه عاشق و معشوق عوض می شود و این بار خدا عاشق است و بنده معشوق. رسیدن به چنین مقامی مستلزم دیدار سالک با فردی است که به مقام معشوقی رسیده است؛ همان گونه که مولانا با شمس تبریزی دیدار می کند و به این مقام نایل می شود. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده و برای گردآوری اطلاعات پژوهش از روش کتابخانه ای بهره گرفته شده است.

    کلیدواژگان: مراتب عشق، مقام عاشقی، مقام معشوقی، مولانا، شمس تبریزی
  • سید علی قاسم زاده*، طارق ذاکر صفحات 193-215

    عرفان و تصوف در افغانستان، تاریخی دیرینه و طولانی دارد که از آغاز تاکنون فراز و فرودهایی را پشت سر گذاشته است. در طول تاریخ، طریقت های صوفیان نقشی بارز در شکل دهی به اذهان و روان اجتماعی مردم افغانستان داشتند. طریقه روشانیه یکی از این طریقت های اثرگذار در فرهنگ اجتماعی و رفتاری مردم افغانستان است. بایزید روشان با ایجاد این سلسله صوفیانه، زمینه ساز تغییرات اجتماعی سیاسی مهمی در افغانستان گردید. جستار حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی تلاش کرده است تا بنیادهای اندیشه عرفانی این طریقه نامبرده را بازخوانی و میزان اثرپذیری این طریقه را از فرقه های دیگر عرفانی آشکار سازد. از نتایج تحقیق برمی آید که بایزید در نتیجه عجین کردن تراوش های ذهنی خود و تاثیر پذیری از فرقه های مروج زمان، فرقه ای مستقل را به وجود آورد؛گرچه اصول این طریقه از ابتکارات بایزید روشان بود، در فروعات از فرقه های دیگر عرفانی تاثیر پذیرفته بود.

    کلیدواژگان: تصوف در افغانستان، طریقه روشانیه، بایزید روشان
  • محسن محمدی فشارکی، مریم شیرانی* صفحات 217-242

    سماع در اصطلاح به شنیدن، سرور، دست افشانی و پایکوبی صوفیان گفته می شود. این حالات درظاهر به غنا نزدیک است و به همین دلیل، موضوع سماع موجب اختلاف نظر فقها و اهل حدیث با عارفان شده است. علما، برپایه دسته ای از احادیث، سماع را حرام دانسته اند و عارفان با استناد به قرآن و شمار دیگری از احادیث، آن را جایز شمرده اند. عارفان، اساس سماع را بر احوال درونی و تجارب عرفانی مستمع نهاده اند، نه صرفا بر مسموع یا صوت خوش؛ البته از نگاه آنان، کامل ترین گونه سماع، سماع قرآن است. این مقاله برآن است با بررسی متون تعلیمی عرفانی؛ اول، مفهوم عرفانی سماع، مراتب و اقسام آن را تحلیل کند و بعد، براساس حکایات صوفیه، تاثیرات سماع قرآن را بر افراد مختلف به ویژه عارفان تبیین کند. یافته های پژوهش نشان داد مستمعان هریک به فراخور حال و مقام خود سماع می کنند و مسموع واحد بر آنها تاثیرات متفاوتی دارد. بررسی حکایات نیز نشان داد این تفاوت مرتبه در تاثیرپذیری از سماع قرآن نیز نقش اساسی دارد؛ به گونه ای که مستمع طبق مرتبه معرفتی و حال درونی خود ممکن است با شنیدن یک آیه متنبه شود، دچار غلبه حزن و خوف شود یا به حال وجد و دریافت فرورود. نتیجه تنبه از سماع قرآن توبه است و حالات عارض بر مستمعان در حزن و وجد مشابه و براساس شدت و ضعف احوال آنان عبارت است از: گریه، شهقه، اضطراب، بیهوشی و مرگ.

    کلیدواژگان: سماع، اباحت، مراتب، آواز خوش، شعر، قرآن
  • هادی وکیلی*، محبوبه امانی صفحات 243-263

    اصل توحید و مسایل مربوط به آن از جمله مسایل محوری در منظومه ی اندیشه ی اسلامی به شمار می آید، به طوری که فهم درست و دریافت صحیح آیات کلام الهی در این مورد همواره ذهن اندیشمندان مسلمان را به خود مشغول داشته است. در فضای اندیشه ی کلامی و فلسفی، عقل به عنوان کارآمدترین قوای ادراکی برای فهم و دریافت جهان بینی توحیدی محسوب شده است. جهت گیری تلاش های عقلی نیز همواره تنزیه خداوند و دورداشت و تعالی وی از جهان و مخلوقات را نتیجه گیری کرده است. این نتیجه گیری طبیعت قوای عقل است و اصل تنزیه نیمی از معرفت صحیح توحیدی را در بردارد. اما از طرفی نیز پرسش هایی بدون پاسخ در مورد چگونگی ارتباط خداوند با جهان باقی می ماند. این کاستی تلاش های بسیاری را از سوی اندیشمندان مسلمان در زمینه های گوناگون از جمله کلام، فلسفه و عرفان رقم زده است. محی الدین ابن عربی به عنوان عارفی بزرگ و اندیشمندی برجسته با طرح جهان بینی توحیدی مبتنی بر تشبیه، نیمه ی دیگر جهان بینی توحیدی را کامل کرد. وی با معرفی و تبیین قوه ی خیال در کنار قوه ی عقل در آثار خود و پرداختن به کارکردهای عقل و خیال در شکل دهی جهان بینی توحیدی پازل معرفتی را بر اساس نگاه وحدت وجود کامل کرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا ضمن معرفی هر یک از این دو قوه به ارتباط نگاه تنزیهی و تشبیهی پرداخته شود. هچنین به کارکرد نگاه ترکیبی تنزیهی و تشبیهی در درک صحیح جهان، چگونگی ارتباط آن با حق تعالی و همچنین دربافت درست آیات الهی اشاره گردد.

    کلیدواژگان: توحید، عقل، تنزیه، خیال، تشبیه
|
  • Pages 1-27

    The purpose of Jungian psychology is to investigate the individuality or personality process within the human psyche. Individuality is a psychological journey which commences with a personal conflict and entails the discovery of unrealized psychological aspects of the human psyche. On this route, the person unveils the positive and negative sides of his/her unconscious and finally attains self-consciousness. Based on its archetypal nature, this self-consciousness is represented by conceptions of evolution and individuality in the works of art.The collection of Elahi-Nmaeh is a conversation between a father with his six sons who encourages them to a symbolic journey to their within. This research intends to investigate this psychological journey through an analytical-descriptive method based on Jung theory; and accordingly the symbolic aspects of individuality are decoded. The results of this study indicate that the father character takes the evolution and individuality journey by invoking his six sons as six symbolic layers of his own psyche.

    Keywords: Carl Gustav Jung, Archetype, Individuality Process, Elahi-Nameh, Attar
  • Pages 29-45
  • Pages 47-60
  • Fateme Heydari* Pages 61-88

    In the mystical term, "Shath" means a collection of verbal and behavioral events, which appears from the mystic in the state of From the mystic in a state of rapture, evanescence and it reveals the overflows of the soul in the language or action. Shaths however, are propositions that are included in the field of theology, But they express uncommon ideas that they are not included in the form of religious ideas and sometimes even mystical ideas, and rational frame and logical language format. Most of the shaths provided reasons of opposition and accusation of being profanity, to their speaker. This article tries to categorize advocative and opposite opinion of speakers of Shath and their motives, and study types of themes in the books like: "Tadhiratu-l-awliya", "Sharh-e Shathyat" and….

    Keywords: Shath, Rapture, Essential ::union::, theme, Pantheism, boasting
  • Ahmad Khajehim, Majid Farhanizadeh* Pages 89-111

    The divine tact is among the most outstanding attributes for gaining insights from God, and it is also one of the substantial qualities in the mystical discourse. However, generalizing the concept of tact to human characteristics is perceived as a vice and despicable attribute. Since the acquaintance with this attribute leads to the elevation of the ethical, spiritual and celestial knowledge, it has been widely hailed by many mystics. In this descriptive-analytic research, the God’s tact has been probed in Quran, tradition as well as the diverse mystical perspectives. This study has also analyzed   different mystical aspects of this notion in Molavi’s poems. This investigation shows that despite the emphasis of the previous mystics on the fear and the sense of insecurity from God’s tact in all the stages of their spiritual journey,  Molana’s conceptualization of God’s tact  is to some extent different from theirs. He believes that the mystic by the help of God’s attraction and grace becomes one with God , then the attributes and qualities of his soul are disappeared. For this reason, his tact which is the soul’s  characteristic disappears in God’s tact and reaches the status of the protection, certainty and security. He also refers to the romantic tact in his poems. In this realm, which is represented as the ultimate unity with God, tact as the characteristic of the beloved is considered valuable and the fear of God is eradicated.

    Keywords: God’s tact, Molana, secure, fear, dissolution, love
  • Aboolghasem Radfar, Niloofar Azimi* Pages 113-131

    The relationship of mankind with truth and his scope of knowledge to God has always grabbed minds of the mystic scholars. In this way, there are different types of approach to the epistemological field and the extent of the scope of the envelopment and recognition of human being toward God.Undoubtedly, Sanai's approach to the relationship between man and truth is important because he has a versed in law and mystical school of though and he has created a deep link between the principles of religion and mysticism.In order to achieve this position, he introduces the tool and mechanism that is based on the three principles of reason (argument), love (mysticism) and quote(Quran).According to him, the alignment and unity of these three epistemic instruments pave the way for the humankind to know truth. He believes that reason is the first necessary tool in this way. But Sanai's praised reason does not have the necessary function due to the inherent limitations of its function and because of the lack of enumeration of the essence of the truth is imperfect and sterile; therefore, the Sanai prefers the love (mysticism) in the recognition of truth.The function of love in his epistemological field is to provide a platform for a higher understanding and elevation of the epistemic level of the seeker. His third epistemic tool is the Qur'an. In his school of thought, seeking for the Qur'an to achieve certainty of heart and faith is necessary but in order to understand its true meaning, the human heart should be free from temptations and desires.From Sanai's point of view, recourse mysticism and esoteric intuition is the basis of the seeker to attain this level of existence.In this research, the analytic-descriptive method of the Sanayi epistemic triangle based on these three pillars has been examined and it is concluded that he considers these three most important and most effective factors in recognizing the truth and he believes in their convergence and coexistence to achieve a true self-knowledge and real cognition.

    Keywords: Sanai, Qur'an, knowledge, reason, love
  • Mozhgan Zarrinfekr, Maryam Salehinia* Pages 133-152

    In the paper, Fifth sense metaphors are studied and analyzed in Maarif of Baha –e-Valad. Fifth sense metaphors explain psychic realities and rational cognition. These metaphors have considerable quantity and quality in the Maarif. The central metaphor of text is:  psychic realities Perceiving is objectives perceiving with sense. The fifth sense and the perceptions of them, in Maarif of Baha –e-Valad have  epistemological quality. Baha–e-Valad`s special attention to psychology topics as Muslim scholars including Farabi, Ibn Sina and Sheikh Ishraq has shaped this particular metaphorical frame. Through mystical experiences, he refers to three chains of sense, ego and intellect, which results from rational cognition. Baha–e-Valad has established a reconciliatory link between Islamic philosophy and mysticism. In this paper, the process of perceiving truth and cognition through the sense, is presented in the form of two ascending (Climbing the  sense to perceive of cognition ( and descending (declining of cognition in the sense) paths.

    Keywords: Fifth sense, cognition, Baha –e-Valad
  • Mohammed Soori*, Mahmood Soori Pages 153-172
  • Jafar Eshqi, Shokrollah Pourolkhas* Pages 173-192

    SoltanValad points to loved Station additional to the lover Station in valadnameh and He knows Shams and Rumi, including those who have reached this station. In the article, we recognize that there is such a view of the stages of love in the ideas of Ayn al-Quzat Hamadani and Roozbahan Baqli by studying the theories of the great Sufis from beginning to Soltanvalad age. The idea has been derived from the phrase "Yohebbohom" (He loves them) in Quran and the Hadith (speech) of the Prophet (PBUH). In transcendental mystical thought, the loved Station is vastly superior than the lover Station. Mystic reaches to the Station in love stages that God love him. In the stage, the station of lover and the beloved changes and this time God is lover and mystic is beloved. To achieve such a station requires an individual who mystic meets him and he has reached the station of a beloved; as Rumi visits Shams and reaches the beloved Station.

    Keywords: Stages of love, Loved Station, Beloved Station, Rumi, Shams Tabrizi
  • Pages 193-215

    Mysticism and Sufism in Afghanistan have a long and long history that has gone up and down since the beginning.Throughout history, the Sufi traditions played a significant role in shaping the minds of the people of Afghanistan.Rashaniyeh sect is one of these influential ways in the social and behavioral culture of the people of Afghanistan.Byazid Razan created this Sufi chain, which led to important social-political changes in Afghanistan.The present research attempts to recapitulate the foundations of mystical thought in a descriptive-analytical way and to reveal the extent of the effectiveness of this method from other mystical sects.The results of the research suggest that Bayezid created an independent sect as a result of his mental stimulation and the influence of time-promoting sects;Although the principles of this method were inspired by Bayesid's initiatives, it was influenced by the transmissions of other mystical sects.

    Keywords: Sufism in Afghanistan, through the methodology, Bayazid Roshan
  • Mohsen Mohammadi, Maryam Shirani* Pages 217-242

    AbstractSamaa in the sense of hearing, joy and dance of the Sufis. These states are close to Ghena and for this reason, the issue of Samaa has led to disagreements between the jurists and the mystics. The Religious scholars based on a handful of hadiths have forbidden Samaa and the mystics have allowed it to be based on the Qur'an and a number of hadiths. The mystics believe that the principle of Samaa is the inner condition of the listener, not just the content or the good singing; of course, in their view the most complete kind of Samaa is hearing the Qur'an. This article tries to study the texts of the mystical education; first, to analyze the mystical concept of Samaa, its levels and its types and then, explain the effects of the Qur'an on the various people, especially the mystics. The findings of the research showed that the mystics are listening according to their status. And a voice has a different effect on them. This difference in rank plays a key role in influencing the Qur'an, so that the listener may repent or suffer or reach for esoteric reception from hearing a verse. It is similar to the states of the listener in fear and reception and according to his strength and weakness is: crying, anxiety, anesthesia and death.

    Keywords: Samaa, permissibility, Degrees, Good Singing, Poem, Qur'an
  • Hadi Vakili*, Mahbube Amani Pages 243-263

    The principle of Monotheism and its related issues are among pivotal issues in our Islamic Thought System, in a way that a correct understanding and reception of Ouranic Verses in this case has always preoccupied the minds of Muslim thinkers. In the world of Kalam and Philosophical thought, intellection is known as the most useful perceptive power in order to understand and perceive the monotheistic world view. The orientation of the intellectual attempts has been led to the transcendence, Supremeness and sublimation of God on the world and his creations. Such a result is the nature of the intellectual power and the principle of God's transcendence is considered as half of a correct knowledge of monotheism. On the other hand, however, there remains some unanswered questions on the connection between God and the world. This deficiency has made a great deal of Muslim thinkers in the fields of Kalam, Philosophy, and Mysticism to work on the issue. Ibn Arabi, as a great mystic and a leading thinker completed the other half of monotheistic world view by sketching a monotheistic world view based on immanence. By introducing and elaborating on the power of imagination next to the power of intellection in his works and functions of intellection and imagination in the forming of a monotheistic world view, he completed the puzzle of knowledge in accordance with the perspective of pantheism. It has been attempted in this study to introduce each of the two powers, describe the connection between the transcendent and immanent perspective and to consider the function of mixed perspective of transcendence and immanence in having a correct understanding the world, the how of its connection thereof with the almighty God and also the having a correct perception of Ouranic Verses.

    Keywords: Monotheism, Intellection, Transcendence, Imagination, Immanence