فهرست مطالب

  • پیاپی 7 (بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/24
  • تعداد عناوین: 13
|
  • محمد مهوش*، مصطفی ارغیانی صفحات 1-13
    با توجه به وجود اختلاف نظر اندیشمندان معماری در خصوص ماهیت معماری اسلامی، در مقاله ی حاضر به ماهیت، امکان و نحوه ی ایجاب معماری اسلامی پرداخته شده است. از آنجا که علم و هنر دو بعد اصلی معماری هستند، لذا به نظر می رسد یکی از روش های دستیابی به ماهیت معماری اسلامی، پرداختن به مقوله ی علم دینی است. بدین منظور ابتدا علم دینی معرفی شده، ضرورت و تاریخچه ی علم دینی، ماهیت علم، دین و علم دینی ارایه گردیده است. بسته به اصالتی که نظریه پردازان علم دینی به روش تجربی، آموزه های نقلی و یا ترکیبی از این دو داده اند دیدگاه های مختلفی در خصوص علم دینی در ایران مطرح است: برخی مانند آیت الله جوادی آملی معتقدند علم، یکسره دینی است و تقسیم دینی و غیردینی برنمی تابد؛ برخی آن را امری ضروری، ممکن و یا حتی تحقق یافته دانسته اند (مانند دیدگاه فرهنگستان، گلشنی، نصر، زیباکلام، باقری)، برخی نیز علم دینی را نه ضروری می دانند، نه ممکن، نه مطلوب و نه اخلاقی (سروش، ملکیان، پایا). در این پژوهش تلاش شده است دیدگاه های مختلف مطرح شده در خصوص معماری اسلامی با نظرات متناسب با آن ها در علم دینی مورد تطبیق قرار گیرند. پرسش پژوهش حاضر چیستی معماری اسلامی است. نوع تحقیق از نظر هدف، بنیادی است و در روش کیفی جای می گیرد. گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای (داده های اسنادی موجود) است و در تجزیه و تحلیل داده ها از استدلال منطقی و تحلیل محتوا بهره گرفته شده است. در نتیجه گیری معماری اسلامی بدین گونه تعریف شده است: معماریی است که ارزش های اسلامی بر آن تاثیر گذاشته و محتوای دینی داشته باشد و باورها و ارزش های دینی را متجلی سازد. این ارزش ها باید از منابع دینی و با روش های معتبر خود (اجتهادی) استخراج گردند.
    کلیدواژگان: معماری، معماری اسلامی، علم، دین، علم دینی
  • کورش مومنی*، کورش عطاریان، مصطفی محبیان صفحات 14-28

    امروزه استفاده از الگوهای ناصحیح غربی در نماهای شهری، باعث ایجاد بحران هویت در معماری معاصر ایران شده است. برای برون-رفت از این بحران باید الگوهای هویت بخش اصیل ایرانی اسلامی شناسایی و برای طراحان ارایه شود. هدف این مقاله شناسایی عناصر هویت بخش نماهای ورودی خانه های بافت قدیم دزفول می باشد و به دنبال آن سوال اصلی این پژوهش این است که: "کدام ارزش های فرهنگ اسلامی بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند؟". تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و برداشت های میدانی صورت گرفته است و با تجزیه و تحلیل متون کتابخانه ای و تحلیل فراوانی استفاده از عناصر هویت بخش در سه بخش نماهای ورودی خانه ها دزفول، داده های کیفی به داده های کمی تبدیل شده اند. در این رابطه پس از واژه شناسی و بیان معانی واژه های هویت و فرهنگ اسلامی، مولفه های موثر بر آن ها استخراج شده است و با بررسی نماهای ورودی خانه های بافت قدیم دزفول و روش دلفی، پرسشنامه هایی تهیه و توسط 20 نفر از خبرگان در حوزه معماری و شهرسازی طی سه مرحله تکمیل گردید و با استفاده از نرم افزار Expert Choice و روش AHP وزن دهی شد. در نتیجه عناصر هویت بخش نماها ورودی شناسایی شدند و در سه بخش از ورودی (1.رخ بام؛ 2.بدنه ورودی؛ 3.ورودی درب) و همچنین در دو دسته از خانه های فرادست و فرودست که هر کدام از دسته ها شامل 6 خانه می باشند، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان می دهد ورودی خانه های بافت قدیم دزفول، هماهنگ تر با ارزش های اجتماعی مردم شهر ساخته شده اند و آجر در شهر دزفول تنها عنصری است که تمام ارزش های فرهنگ اسلامی را دارا می باشد. در نمای کل ورودی خانه های بافت قدیم دزفول، به طور میانگین خانه های فرادست به میزان 79.16% از عناصری بیشتری که نشان دهنده هویت فرهنگ اسلامی است نسبت به خانه های فرودست به میزان 57.29% استفاده کرده اند در نتیجه نمای ورودی خانه های فرادست هویت فرهنگ اسلامی بیشتری نسبت به خانه های فرودست دارند ولی باید به این نکته توجه کرد که در خانه های فرودست با استفاده بیش از 50% از این عناصر هویت بخش و مصالح مشابه و الگوی یکسان در نما، باعث شده است که یک نظام واحدی در بافت قدیم دزفول به وجود بیاید.

    کلیدواژگان: هویت، فرهنگ اسلامی، نما، ورودی، دزفول
  • مطهره حاجی زاده، عبدالرفیع رحیمی* صفحات 29-43

    کاشان از دیرباز به عنوان پناهگاه علویان و یکی از اولین شهرهای شیعه نشین ایران مطرح است. این شهر که سابقه تاریخی آن به هفت هزار سال پیش در تپه های سیلک می رسد، پس از گشودن دروازه های خود به روی سپاه اسلام در سال 24 ه.ق اسلام را پذیرفت و طولی نکشید تا نشانه های مذهب تشیع در آن ظاهر شود. در این میان بزرگانی از صوفیه که نقش پررنگی در گسترش تعالیم ابن عربی و سهروردی داشتند، در کاشان ظهور کردند. کاشان توانست به خوبی این آزادی مذاهب را در خود جای دهد تا زمینه بروز بزرگان صوفیه و شیعه در کنار هم فراهم شود و پیشرو در رشد اندیشه های شیعی- صوفی باشند که حیدر آملی بعدها آن را شرح و گسترش داد. این پژوهش پس از بررسی این اندیشه ها در کاشان، تاثیر آن را در حکام محلی و مردم نشان می دهد که چگونه ساختار های شهری و معماری خود را بنا بر تعالیم شیعی- صوفی بناکرده اند و نشانه های خاصی در شهر ایجاد کردند که بعدها در مکتب اصفهان بروز یافته است. این نشانه ها همچون قرارگیری مساجد و خانقاه ها در کنار هم و ایجاد مجموعه ای واحد برای دو مذهب تشیع و تصوف در عین ساختار مجزا، از اصل وحدت وجود ابن عربی سرچشمه می گیرد و بزرگ ترین شارح آن عبدالرزاق کاشانی بوده که مریدان زیادی در کاشان داشته است. هرچند خانقاه عبدالرزاق کاشانی و معاصران او در کاشان از بین رفته اند، اما قریب به اتفاق خانقاه های قرون هفت تا ده کاشان، در کنار مساجد و مدارس بزرگ بناشده اند. خانقاه مسجد عمادی در کنار مسجد عمادی یکی از این نمونه ها است. به نظر می رسد این مجموعه سازی یعنی قرارگیری مدرسه، مرکز عبادی شیعه و صوفی و مجموعه های خدماتی و بازار در کنار هم که بعدها توانست در مکتب اصفهان به خوبی نمایان شود، از اندیشه های شیعی - صوفی عالمانی چون عبدالرزاق کاشانی و از کاشان سرچشمه گرفته باشد.

    کلیدواژگان: کاشان، شیعی- صوفی، معماری شهری، اندیشه ها، شهرسازی
  • عباس صداقتی*، عیسی حجت صفحات 44-57
    پس از انقلاب اسلامی، آموزش دانشگاهی معماری در ایران در دو مقطع کارشناسی ارشد پیوسته و کاردانی جهت تربیت معمار و نقشه کش، با برنامه یکسان ابلاغ شده توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه یافت. تا حدود دو دهه پیش (سال 1378) در 8 دانشگاه دولتی و 5 واحد دانشگاه آزاد اسلامی، دوره به صورت کارشناسی ارشد پیوسته برگزار می شد و دیگر دانشگاه ها دوره کاردانی داشتند. اما از این سال در دانشگاه های دولتی و از سال بعد آن در دانشگاه های آزاد نیز، دوره کارشناسی ارشد پیوسته حذف، و دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد ناپیوسته پایه ریزی شد. پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه این دو شیوه آموزشی پرداخته و در نظر دارد شیوه مناسب تر را معرفی نماید. این پژوهش کاربردی، از نظر ماهیت در شمار تحقیقات توصیفی تحلیلی و در طیف مطالعات ارزشیابی قرار می گیرد. به لحاظ نحوه جمع آوری داده، روش آمیخته تشریحی استفاده شده است. که پس از تعریف محتوای آموزش و بنیان های آموزش معماری، تفسیرها و نظرات اساتید، خبرگان، کارفرمایان (مهندسین مشاور) و دانش آموختگان دو دوره مورد بحث، به وسیله مصاحبه باز و پرسشنامه، اخذ گردید. تحلیل کمی (پرسشنامه ها) توسط نرم افزار Spss کنترل گردید و مصاحبه ها به کمک نرم افزار MAXQDA 12 کد گذاری و به صورت کیفی تحلیل گردید. از جمع بندی نظرات اساتید دانشگاه، کارفرمایان، دانش آموختگان و خبرگان مشاهده می گردد، میان دانش آموختگان دوره کارشناسی ارشد پیوسته با دانش آموختگان دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد ناپیوسته در تمام زمینه های بنیان ها و مولفه های آموزش معماری تفاوت معنی داری وجود دارد و فارغ التحصیلان دوره کارشناسی ارشد پیوسته نسبت به فارغ التحصیلان دوره ناپیوسته برتری محسوسی دارند. با توجه به تفاوت ماهوی رشته معماری با سایر رشته ها و لزوم تربیت چند بعدی دانشجو در این رشته، دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد نا پیوسته شیوه مناسب و موفقی به شمار نمی آید و لزوم تجدید نظر در شیوه فعلی ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: آموزش معماری، کارشناسی ارشد پیوسته، کارشناسی، کارشناسی ارشد ناپیوسته، انقلاب فرهنگی
  • بهنام به نیا، مهران خیراللهی*، مهدی صحراگرد، عاطفه سلطانی فر صفحات 58-77

    کودکان بخش مهمی از شهروندان هر جامعه هستند که همواره درارتباط با محیطهای مختلف ساخته شده به دست بزرگسالان قرار می گیرند. نوع نگاه و نیازهای آنها با بزرگسالان متفاوت است. دراین میان فضاهای درمانی، غالبا برای آنها فضاهایی نامطلوب و دلهره آور محسوب می شوند. لذا مساله اساسی، برقراری پیوند عاطفی بین کودک و فضای درمانی، به عنوان یکی از عوامل موثر در فرآیند درمان کودکان، محسوب می شود و پرداختن به موضوع طراحی فضاهای درمانی مطلوب کودکان، ضرورت می یابد. هدف پژوهش حاضر، بررسی آموزه های مشارکت کودکان در فرآیند طراحی فضاهای دوستدار کودک (مطالعه موردی: فضاهای درمانی شهر بجنورد) می باشد. تحقیق، مسیر خود را با طرح این سوال که «اصول کلی طراحی فضاهای درمانی دوستدار کودک کدامند؟» آغاز کرد. روش تحقیق، توصیفی با هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل کودکان 6 تا 12 ساله ساکن در شهر بجنورد بود که حداقل یکبار، سابقه بستری شدن را داشتند و حجم نمونه شامل 50 نفر از کودکان دختر و پسر بود که به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در بازه زمانی مرداد و شهریور 1398 مورد مشاهده قرار گرفتند. روش جمع آوری داده ها، کتابخانه ای، مشاهده و مصاحبه باز بوده است. نقاشی به عنوان ابزار مشارکت با کودکان، انتخاب شد. نقاشی ها توسط خبرگان حیطه روانشناسی کودکان و معماری، مورد تحلیل محتوای کمی قرارگرفتند. نتایج، با استفاده از آمارتوصیفی به کمک نرم افزار Excel 2010 و آماراستنباطی به کمک نرم افزار SPSS 25 مورد تحلیل، ارزیابی و اعتبارسنجی قرارگرفتند. یافته ها نشان داد ویژگیهای فضای درمانی مطلوب از دیدگاه کودکان، به ترتیب اهمیت در سه حوزه «ویژگیهای معماری»، «اصول رفتاری پرسنل» و «وجود ویژگیهای خاص در فضاهای درمانی»، خلاصه می شود. نتیجه تحقیق درحوزه ویژگیهای معماری نشان داد که آموزه های مشارکت کودکان در فرآیند طراحی فضاهای درمانی دوستدار کودک مشتمل بر پنج اصل شامل: تمرکز بر طراحی اتاقهای بستری، طراحی کنترل شده فضاهای سبز و باز، اتاق بستری به مثابه خانه، سیمای کودکانه در طراحی ورودی وکودک واری در طراحی فرم و نمای ساختمان، می باشد.

    کلیدواژگان: کودک، مشارکت، پیوند عاطفی با فضا، فضای درمانی دوستدار کودک، فرآیند طراحی معماری
  • مریم سادات رضوی پور*، فرهنگ مظفر، زینب طالبی صفحات 78-93
    کودکان آهسته گام به واسطه ی تفاوت در دو مولفه ی هوش بهر و مهارت سازشی از کودکان دیگر متمایز می شوند . ادبیات موضوع نشان داده است که مهارت سازشی که در واقع توانایی های سازگاری با نیازمندی های محیطی، ارتباط با دیگران و برآورده ساختن نیازهای شخصی و جنبه های مختلف شیوه ی زندگی مستقل می باشد با راهکارهایی قابلیت ارتقا دارد و فضا می تواند در این امر نقش حایز اهمیتی داشته باشد. سوال اصلی پژوهش این است که اصول و راهکارهای معماری فضای آموزشی، مناسب برای شرایط جسمی، عاطفی و روانی کودکان کم توان ذهنی کدام است؟در این تحقیق که در پی یافتن اصول کیفی طراحی فضاهای داخلی مدارس جهت ارتقا مهارت سازشی می باشد از روش کیفی و کمی به صورت توامان استفاده شده است . در روش کیفی از تحلیل محتوا و کدگذاری استفاده شده است و در ادامه تحقیق با روش کمی جهت مشخص شدن مولفه های موثر برارتقا مهارت سازشی نمونه های مورد مطالعه با تکنیک دلفی گزینش شده و صفات فضایی موثر بر ارتقاء مهارت سازشی مورد پرسش قرار گرفته است. جهت آزمون فرضیه های تحقیق از روش همبستگی استفاده شده است و برای استخراج راهکارهای معماری دو نوع پرسشنامه باز پاسخ و بسته پاسخ به کار گرفته شده اند. در مرحله ی آخر به منظور اطمینان از تاثیر گذاری راهکارهای معماری به دست آمده بر مولفه های ارتقا مهارت سازشی نظرسنجی از مربیان این کودکان انجام شد .برطبق نتایج به دست آمده از این تحقیق فضای مدارس استثنایی باید متکی بر شش اصل کلی شبیه سازی فضای مدرسه به اجتماع، شبیه سازی مدرسه به خانه، ، مشارکت زایی، بازی سازی، سهولت (دسترسی به امکانات ، حرکت ، جهت یابی) و توجه به رنگ فرم بافت سطوح باشد.طراحی با این اصول با بهبود مهارت هایی نظیر استفاده اجتماعی ، مهارت خودیاری، ارتباط اجتماعی، آرامش و امنیت ، استقلال فردی و تحریک حواس و انگیزش زمینه را برای ارتقاء مهارت سازشی فراهم می آورد.
    کلیدواژگان: مولفه های کیفی طراحی معماری، فضاهای آموزشی، طراحی داخلی، کودکان آهسته گام، مهارت سازشی
  • عالیه عبدی، توحید حاتمی خانقاهی*، وحید وزیری صفحات 94-106

    انگیزش از مباحث مهم آموزش عالی و از عوامل موثر در افزایش کارایی است. در دانشجویان انگیزه پیشرفت، از اهمیت خاصی برخوردار است؛ با این انگیزه، افراد تحرک لازم را برای به پایان رساندن موفقیت آمیز یک تکلیف، رسیدن به هدف یا دستیابی به درجه معینی از شایستگی را در کار خود دنبال می کنند. با توجه به ماهیت علم معماری و مداخلات کالبدی آن در محیط ساخته شده، عامل موقعیت یعنی محیط و محرک های بیرونی قرابت بیشتری با دامنه و اقدامات معماری دارد که از عوامل موثر بر انگیزش است. دانشجویان سرمایه عظیم انسانی و فکری در هر کشوری به شمار می آیند . مسکن دانشجویی به عنوان یک ویژگی مهم غیر علمی در زندگی دانشگاه، به شدت نادیده گرفته شده است. با توجه به مدت زمان قابل ملاحظه ای که دانشجویان در داخل پردیس دانشگاه به ویژه ساختمان خوابگاه سپری می کنند، ضرورت دارد واحدهای خوابگاهی رضایتمندی دانشجویان را نسبت به این فضاها فراهم کنند. رضایتمندی از سکونت در خوابگاه های دانشگاهی یکی از جنبه های مهم پایداری در آموزش عالی به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش متغیرهای معماری محیطی مرتبط با رضایت از سکونت در خوابگاه دانشجویی در پیش بینی انگیزش پیشرفت دانشجویان خوابگاهی دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 98-1397 بود. روش پژوهش توصیفی_ همبستگی بوده و جامعه آماری آن کلیه دانشجویان ساکن خوابگاه دانشگاه محقق اردبیلی تشکیل داده اند. با استفاده از نمونه گیری خوشه ای 268 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده اند و به پرسش نامه های انگیزش پیشرفت هرمنس(1977) و پرسش نامه محقق ساخته رضایت مندی از محیط خوابگاه پاسخ داده اند. یافته ها نشان داد رضایت مندی از عوامل محیطی که شامل فاکتورهای کالبدی، اجتماعی و مدیریتی خوابگاه است، ارتباط معنی داری با انگیزه پیشرفت دانشجویان دارد. از بین مولفه های کالبدی، ویژگی های کالبدی ساختمان(19/0r= و 001/0 (P<، تسهیلات و خدمات کالبدی (12/0r= و 020/0 P<) و از بین عوامل اجتماعی، شخصی سازی و حریم خصوصی (23/0r= و 001/0 P<)، امنیت اجتماعی (10/0r= و 04/0 P=)، تعلق مکانی و دلبستگی، (15/0r= و 001/0 P<) و عوامل مدیریتی (22/0r= و 001/0 P<) رابطه مثبت و معنی داری با انگیزه پیشرفت داشتند. نتایج رگرسیون چندگانه نیز نشان داد متغیرهای پیش بین روی هم رفته 41 درصد از واریانس انگیزه پیشرفت دانشجویان را تشکیل داده اند. با توجه به ماهیت معماری و مداخلات کالبدی آن در محیط ساخته شده می توان رضایت از فضاهای خوابگاهی را بهبود بخشید چرا که توجه به عوامل محیطی می تواند انگیزه پیشرفت را در دانشجوان ارتقاء دهد .

    * فرمول  ها به درستی نمایش داده نمی شوند.

    کلیدواژگان: انگیزه پیشرفت، خوابگاه، دانشجو، رضایت مندی، معماری، محیط
  • محسن افشاری*، مهسا پایه دار صفحات 107-121
    تحقیقات اخیر در حوزه مطالعات مسکن با تلفیق مدل های اقتصادی، منجر به ایجاد روش های جدید مطالعه خصوصیات مسکن گردیده است. نقطه قوت این پژوهش ها، کاربرد آن در بازنگری سطوح مختلف برنامه ریزی مسکن است. یکی از ارکان مهم برنامه ریزی مسکن، مطالعه مسکن با توجه به اطلاعات مستند و قابل اطمینان است، که با توجه به آنها بتوان به طراحی در حوزه مسکن و محیط های مسکونی پرداخت. ضرورت از انجام این پژوهش، تدوین چارچوبی است که به وسیله آنها بتوان نیازها و اولویت های افراد در انتخاب مسکن را پیش بینی نمود و نتایج آن در برنامه های مسکن دخیل نمود. با توجه به ماهیت اکتشافی مسیله مطالعات معنای خصوصیات مسکن، روش تحقیق این مقاله به صورت کیفی و بر پایه استدلال منطقی خواهد بود. مدل ابزار-غایت که تاکنون در حوزه بازاریابی کاربرد داشته است، با استفاده از تحقیقات دهه اخیر، در مطالعات مسکن استفاده و گسترش داده شده است. مدل ابزار-غایت مدلی است که تلاش می کند که گزینه های انتخابی افراد را با ارزش های اساسی و اهداف آنها نسبت دهد. ارزش ها نقش مهمی در هدایت الگوهای انتخاب شده دارند. ایده اصلی در مدل ابزار- غایت این است که افراد گزینه ای را انتخاب می کنند که پیامد مطلوبی داشته و پیامدهای نامطلوب را به حداقل برساند. در این مدل ارتباط بین ارزش ها و خصوصیات غیر مستقیم است، که این ارتباط از طریق پیامدها حاصل می شود. برای بیان تحقق پذیری چارچوب پیشنهادی این تحقیق، کاربرد این روش در یک تحقیق نمونه موردی در محیط مسکن، صورت گرفته است، تا روند تبیین گزاره ها و نمودار سلسله پیامد-معنی خصوصیات قابل فهم باشد. نتایج بررسی نمونه موردی نشان داد که عوامل معنایی تاثیرگذار بر محیط مسکن در دو سطح قابل جمع بندی است. سطح اول عوامل معنایی، از «ارزش ها و روش زندگی جمعی و کلان» همچون؛ «جایگاه اجتماعی، محرمیت، هویت، خویشاوندی، امنیت و معیشت» نشات می گیرند و سطح دوم عوامل ذهنی سازنده محیط های زندگی هستند که از «رویدادهای رفتاری خرد» همچون «تامین خصوصیات کالبدی مناسب رویدادهای رفتاری»، «تسهیل روابط فضایی قرارگاه های رفتار»، «انتظام زمانی مناسب رویدادهای رفتاری»، و «تامین شرایط مطلوب اقلیمی رویدادهای رفتاری» اثر می پذیرند. آنچه که این تحقیق به آن می پردازد، نیاز به رویکردهای نوین در حوزه مطالعات مسکن با استفاده از مدل ابزار-غایت است، که بیان می نماید، که چگونه می توان فرآیند استفاده از مدل ابزار-غایت را در تحقیقات مسکن، بهینه نمود.
    کلیدواژگان: مسکن، خصوصیات، معانی، مدل ابزار-غایت، گسترش
  • مسعود موذنی، سحر طوفان*، داریوش ستارزاده صفحات 122-137
    در عصر حاضر بحث کیفیت زندگی و ارتقای آن برای ساکنین واحدهای مسکونی و بررسی مولفه های آن، به یک چالش اساسی تبدیل گردیده و مستلزم کاوش چهارچوب نظری آن در حوزه تیوری های معماری، جامعه شناسی و روان شناختی می باشد. در این پژوهش عنصر نور و به تبع آن چگونگی نورگیرها و الگوهای نوری به مثابه یک ابزار طبیعی برای ارزیابی کیفیت زندگی ساکنین می باشد. با توجه به تحقیقات انجام یافته و ارتباط ادراک ساکنین با نور، نحوه دریافت آن در فضای داخل واحد مسکونی با استفاده از هندسه فراکتال در نظر گرفته شده است؛ چرا که هندسه فراکتال در خطوط و اشکال موجود در طبیعت توسط ادراک بصری انسان خوانایی داشته و پردازش چگونگی شکلی و زیبایی آن از طریق دریافت بصری و ذهنی انسان آسان و منطبق می باشد. هدف اصلی پژوهش، ارزیابی کیفیت زندگی ساکنین واحدهای مسکونی با توجه به مولفه های تاثیرگذار مربوط می باشد که در آن از نورگیرهای هندسی فراکتالی استفاده شده است. بنابریان سوال اصلی پژوهش چگونگی تاثیرگذاری الگوهای نوری از نوع هندسه فراکتال بر کیفیت زندگی ساکنین واحدهای مسکونی می باشد. در روش تحقیق با هدف نیل به پاسخگویی به سوال آن، هم از روش خردگرایانه و استدلالی (قیاسی و استقرایی) و هم از روش علمی استفاده می شود. تیوری های موجود در حوزه نور، نورگیرها، هندسه فراکتال و 8 نمونه از ساختمان های طراحی و اجرا شده در شهر تهران به عنوان نمونه های موردی پس از جنبش مسابقات معماری 1381 در ایران به عنوان متغیر مستقل و سنجه های کیفیت نوری فضای واحد مسکونی در ساختمان های ذکر شده بر اساس مولفه های موثر بر کیفیت زندگی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است. به طور کلی یافته های تحقیق در سه گروه مولفه های عینی، ذهنی و عینی - ذهنی و شاخص های هر یک با استفاده از جداولی جداگانه با بهره گیری از طیف لیکرت ارزیابی و به ترتیب در امتیازهای (34 از 40)، (49 از 55) و (46 از 55) رتبه بندی شد. در نهایت با توجه به ادبیات نظری تحقیق، همچنین کسب امتیاز بالا توسط نظرات مثبت ساکنین در اکثر موارد ارزیابی از شاخص های کیفیت زندگی، پژوهش به این نتیجه رسید که پنجره ها و نورگیرهایی که در آن از الگوهای هندسی فراکتال استفاده شده است بر کیفیت زندگی ساکنین تاثیر مثبت داشته و در راستای ارتقای آن موثر می باشد.
    کلیدواژگان: الگوی نوری، کیفیت زندگی، ساکنین، واحد مسکونی، هندسه فراکتال
  • قربان محبوبی*، علی آذر صفحات 138-154

    شناسایی گونه های قابل تشخیص مسکن روستایی و بیان عوامل موثر بر این تمایزات در منطقه شمال شهرستان مراغه، رسالت اصلی این تحقیق می باشد. گستره جغرافیایی این شهرستان که از سویی به دامنه های مرتفع سهند و از دیگر سو به حاشیه های جلگه ای دریاچه ارومیه ادامه یافته؛ باعث بوجود آمدن تنوعی از بافت و مسکن روستایی شده که کمتر مورد مطالعه واقع گردیده است. برخی روستاها به دلیل تغییرات کمتر در شیوه های زیست ساکنان خود هنوز مصادیق نسبتا دست نخورده ای از معماری بومی را ارایه می دهند. بدین منظور چهار روستای آشان، قشلاق، چاوان علیا و اسفستانج بعنوان نمونه انتخاب شده و از زوایای متعدد سکونتی مورد کنکاش قرار گرفت. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، از حیث روش گردآوری اطلاعات، اسنادی و پیمایش میدانی و از نظر روش، جزء تحقیقات توصیفی و تحلیلی محسوب می شود. نتایج تحقیق نقش مرجح دو عامل محیط و شرایط معیشتی در پیدایش انواع اصلی مسکن روستایی را تصدیق می کند که از منظر گونه شناسی کالبدی، پنج نوع آن بازشناسی شد. وضعیت کوهپایه ای باعث شده که روستاها پشت به ارتفاعات و غالبا رو به آفتاب شکل بگیرند و جهت ساختمان ها علاوه بر آفتاب از شرایط توپوگرافی محل تبعیت کند. نحوه استقرار بناها در زمین طوری است که سطوح آزاد بنا به حداقل برسد و مصالح بنایی مانند خشت، کاهگل، سنگ و چوب در پاسخ به مباحث اقلیمی، دوام و قابلیت تامین انرژی استفاده شده اند. در سازمان کلی نیز اتاق ها عموما چسبیده به فضای دام (از پهلو یا کف) شکل گرفته اند. ابعاد فضاها حد الامکان کوچک، محدوده آنها مشخص و قابل کنترل و گشودگی ها برای نور و دید و تهویه به حداقل رسیده، دیوارها در محل اتصال به زمین، سنگی و بالاتر از آن خشت، سنگ و آجر هستند. ساختار بسیاری از بناها مشابه شیوه دیرینه معماری شمال غرب در دوره اورارتویی است که ما آنرا الگوی ترکیبی «کلاوه ستوندار» نامیدیم. در این ترکیب طبقه یا سکویی با دیوارهای سنگی بعنوان پایه در آغوش زمین شیبدار و ایوان ستوندار چوبی در پیشانی طبقه فوقانی شکل گرفته است. لذا می توان گفت؛ ابنیه تحت اثر عوامل محیطی، معیشتی و فرهنگی حالتی آمیخته از درونگرایی کارکردی و برونگرایی بصری را شکل داده و معماری با هویت ویژه ای بنام درون گرای برون نگر نمودار گشته است.

    کلیدواژگان: محیط، معیشت، معماری بومی، روستاهای مراغه، گونه مسکن
  • سید موسی الرضا طبسی*، محمدحسن خادم زاده صفحات 155-171
    بازار در شهر ایرانی- اسلامی به عنوان ستون فقرات یک شهر، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری فضای شهری ایفا می کند. ارتباط میان انسان و تامین مایحتاج زندگی اش تاثیر مستقیم و غیر مستقیم خود را بر چگونگی این شکل گیری، در بافت شهری گذاشته است. امروزه به طور عمده بعد اقتصادی بازار مطرح می شود در حالی که در گذشته ابعاد مختلفی را شامل می شد که بسیار حایز اهمیت بود. در این راستا در این مقاله سعی شده، تا تمام مولفه های بازار شناسایی و سپس به طور جداگانه نقش هر یک بررسی شود. این مولفه ها در دو گروه کلی کالبدی و عملکردی به ایفای نقش می پردازند. مولفه هایی همچون نقش ساختار معماری، نقش تفکیک فضایی، نقش ارتباطی، نقش اقتصادی، نقش سیاسی، نقش فرهنگی اجتماعی، نقش مذهب و ملیت، نقش تفریحی فراغتی و نقش اخلاق و نقش امور خیریه موضوع مقاله حاضر است که بر مبنای پاسخ به دو پرسش پژوهش، ساختار یافته است. پرسش اول این که بازار ایرانی- اسلامی دارای چه مولفه-هایی است و دیگری پرسش از نقش هر یک از مولفه های بازار ایرانی - اسلامی در زندگی شهری. از این رو هدف مقاله پیش رو، به دست آوردن شناختی روشن از عملکرد بازار اصیل ایرانی- اسلامی جهت پاسخ به سوالات پژوهش است. روش تحقیق، توصیفی تاریخی و استدلال منطقی با تکیه بر اسناد کتابخانه ای است. تعیین مولفه های بازار، نقش هر مولفه در بازار و روابط بین هر یک از عناصر و فضاهای بازار، با بافت و فضای شهری، از یافته های این مقاله است. جمع بندی یافته های حاصل از بررسی مولفه ها این نتیجه را حاصل می شود که هر کدام از این عوامل، در شناخت نقش فضاهای شهری، تاثیری مستقیم یا غیر مستقیم دارند و تمامی مولفه های شناخته شده، در یک شبکه ارتباطی قوی به صورت هماهنگ به فعالیت می پردازند که هم باعث موفقیت در فضای عملکردی خود شده و هم تاثیری مثبت بر دیگر مولفه ها دارند.
    کلیدواژگان: بازار، مولفه های کالبدی، مولفه های عملکردی، فضای شهری، شهر ایرانی- اسلامی
  • الهام حاتمی گلزاری، احمد میرزا کوچک خوشنویس*، قادر بایزیدی، فواد حبیبی صفحات 172-188
    معماری تجسم فرهنگ یک جامعه است که در قالب کالبد مادی بیان و مورد قضاوت قرار می گیرد. امروزه یکی از مهمترین مسایلی که نظر معماران را به خود جلب نموده، مسیله ی لزوم ماندگاری معماری و احیای آن است. در این راستا پارادایم پدیدارشناسی با رویکرد تفسیری با تاکید بر روح و حس مکان به دنبال شناخت عوامل موثر بر تداوم و ماندگاری مکان، مشروط به تجربه ی انسان و تفسیر او است که پژوهشگر از طریق تعامل با موضوع مورد پژوهش به شناخت آن می رسد. شناخت در این دیدگاه امری عینی و مادی نیست و دارای ابعاد و تفسیرهای مختلف است. در این راستا هدف تحقیق حاضر تاکید بر رویکرد پدیدارشناسی به منظور کشف دلالت های ماندگاری در مجموعه ی بازار تاریخی تبریز می باشد. نظام تفسیر و رویکرد تحقیق حاضر پدیدارشناسی، و نظام تحلیل آن روش شناسی کیفی است و از روش نظریه ی زمینه ای برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارایه ی نظریه ی نهایی استفاده شده است. در این راستا، فضای معماری مجموعه ی بازار تبریز، در ذیل سه مولفه ی معنا و هویت، کالبد و فضا و عملکرد به صورت جزء به جزء مورد بررسی قرار گرفته است؛ در این مرحله محققان با انجام مصاحبه های باز و عمیق نسبت به گردآوری اطلاعات اقدام کرده و عناصر و اجزای بازنمونی مولفه ها، تحت 15 مفهوم اولیه شناسایی و کدگذاری باز گردیده است؛ در مرحله ی بعد هر کدام از معیارهای ماندگاری، در ذیل هر یک از پدیدارهای دو گانه ی روح مکان و حس مکان (هویت مکان، وابستگی به مکان و دلبستگی به مکان)، در چند سطح پدیدارشناختی و با استفاده از کدگذاری های محوری و گزینشی، مورد تفسیر و تعیین موضوع قرار گرفته است. نهایتا 7 مقوله ی عمده ی تاثیرگذار: خاطره انگیزی برای افراد؛ هویتمند بودن فضای بازار؛ انعطاف پذیر بودن آن و انطباق با نیازهای افراد در دوره های تاریخی (در نظر داشتن نیازهای زمانی و مکانی)؛ داشتن عملکرد چندمنظوره؛ وجود انواع نشانه ها در فضای بازار و دسترسی مناسب به کارکردهای مختلف؛ تاکید بر انواع مراودات اجتماعی، اقتصادی و...؛ و چیدمان فضایی مناسب ساختمان ها با مناظر مناسب بر ماندگاری معماری بازار شناسایی و تدوین شده است. در مرحله ی پایانی، با یکپارچه کردن، مقایسه، و تعمق پیرامون مقولات به دست آمده در مراحل قبلی، یک مقوله ی هسته تحت عنوان «خاطره انگیزی و ایجاد حس تعلق به فضا در مجموعه ی بازار و همچنین توسعه ی عملکردی در محور خطی و دوره ای روبه پیشرفت در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، معنوی و حفظ گذشته ی تاریخی» به عنوان عامل اصلی ماندگاری معماری بازار تبریز بر اساس رویکرد پدیدارشناسی انتخاب گردیده است.
    کلیدواژگان: ماندگاری، معماری، پارادایم پدیدارشناسی، روح مکان، بازار تاریخی تبریز
  • مجتبی کاویان، محمد مسعود*، محمد حسن طالبیان صفحات 189-207
    منظر، به مثابه محیط طبیعی یا مصنوع از دیرباز به واسطه بشر و دیگر موجودات درک شده و کانال ارتباطی محیط و باشندگان درون آن بوده است. اما در علوم جدید، نتوانسته به عنوان یک کلیت منسجم مورد بازشناسی قرار گیرد. شناسایی سوژه به عنوان یک موجودیت مستقل در ذهن مخاطب و درک روابط وجوه و ابعاد و عناصر درون آن همراه با پیوندهای بیرونی اش، همان چیزی است که می توان ایده یکپارچگی دانست. تخصص هایی که قابلیت مطالعه محیط را دارند، هر کدام از بعدی، منظر را موجودیتی یکپارچه منظور می کنند و ممکن است دیگر ابعاد را نادیده گرفته یا آنها را موضوعاتی بیشتر ذهنی قلمداد نمایند. این پژوهش با هدف وحدت بخشی به نگاه های تخصصی درگیر در مساله منظر، ابتدایا در پی این بود که مشخص کند، هر یک از تخصص های مرتبط با موضوع منظر، کدام یک از وجوه یکپارچگی را در آن ملموس تر می یابد؟ راهی که پژوهش حاضر برای پاسخ به این پرسش انتخاب کرده است، به جای مراجعه به آن دیسیپلین ها، جستجوی مولفه های مفهومی منظر و یکپارچگی و سپس دسته بندی تخصص های علمی مرتبط با مقوله منظر بر اساس آنها بود. لذا در مطالعه پیشینه با رویکردی توصیفی پس از بررسی سابقه تعاریف و فضای مفهومی هر کدام از دو مقوله اصلی (منظر و یکپارچگی)، مولفه های هر یک را از دید صاحبنظران بررسی کرده و بر اساس کامل ترین تقسیم بندی از مولفه های منظر، نقل قول دیگر نظریه پردازان را در جدولی با آن تطبیق داده است. سپس، شش واژه اصلی (سه واژه متعلق به مولفه های منظر و سه واژه دیگر متعلق به مولفه های یکپارچگی) از کامل ترین تقسیم بندی ها انتخاب شده و با رویکردی اکتشافی، تعریفی دوباره از مفاهیم و روابط مختلف میان آنها ارایه داده و تفکیک و تداخل مفهومی آنها را با هم بررسی شد. در ادامه، روابط در هم تنیده ای که در ابعاد مختلف میان مولفه های منظر و یکپارچگی وجود داشت، نگارندگان را به سمت طراحی یک مدل مفهومی سه بعدی سوق داد. این مدل علاوه بر اینکه جایگاه تخصص های اصلی درگیر در بحث منظر را در آن به خوبی روشن و مشخص می کرد که هر تخصص چه وجوهی از یکپارچگی را بر مبنای چه وجوهی از منظر جستجو می کند، فرمت هندسی آن نیز، سیاست گذاری متغیریابی و مستندسازی مولفه های یکپارچگی را آسان تر می نماید.
    کلیدواژگان: منظر، یکپارچگی، مولفه ها، تخصص های مرتبط، مدل مفهومی
|
  • Mohammad Mahvash *, Mostafa Arghiani Pages 1-13
    Due to architectural scholars disagree about the nature of Islamic architecture, this paper discussed in nature and the possibility of Islamic architecture. Due to different definitions of architecture, science and art are two main dimensions of architecture. Thus, one of the methods of achieving Islamic architecture, is addressing both religious science and religious art. Given the breadth of the subject, in this paper, the nature of Islamic architecture was presented. Thus In first step, religious science was identified and then the necessity of religious Science and history of it, the nature of science, religion and religious Science was presented. Depending on the authenticity of the religious ideologues of experimental, narrative, or a combination of these two doctrines, there are different points of view of religious science in Iran: Some like Ayatollah Javadi Amoli believes that science is all around religious and it can’t be divide into religious or secular science, some believe that is necessary, possible or even done. (Such as the Academy's vision, Golshani, Nasr, Zibakalam, Bagheri), some belive that religious science is not necessary, neither possible nor desirable nor ethical (Soroush, Malekian, Paya). Finally, with regard to the issues discussed, the various definitions of Islamic architecture and selective definition authors have raised. The results showed realization of Islamic architecture is possible and even necessary; Because Islamic beliefs can serve as the forerunner of the designer and religion has comprehensive supervision over all aspects of individual and collective life. Islamic architecture cannot be architecture of Islamic countries because historical study of architecture does not lead to realization and achievement of Islamic architecture. Also Islamic architecture cannot be considered a Muslim architecture because the result of designing a Muslim architect is not necessarily Islamic architecture. Islamic architecture is an architecture that was affected by Islamic values and have religious content and manifest the religious beliefs and values. This values should be extracted from religious source with valid methods (Investigational: Ijtehadi). However, this is not lead to deny the influence of culture, climate and so on in architecture. It’s worth mentioning, as no ideas and thought does not happen without values and interests, Islamic values can affect unconsciously on assumptions of Muslim architect Islamic architecture will be achieved with regard of Islamic values. These values can be converted to the quantitative and tangible principles, and can be measured and can be used with all people, Muslims and non-muslims who are interested in Islamic architecture and in the discovery and justification Phase. . In the second category (non-Muslims) requires proof of the following issues: Why should religious values used and why architecture resulting architecture is superior to the other? Also, different people have different levels of access to Islamic architecture which are not discussed here. The research question of this study is: What is the nature of Islamic architecture? Research method from purpose viewpoint is fundamental and the research, methodologically is qualitative. Library method is used for data collection (documents) and in analyzing the data, logical reasoning and content analysis were used.
    Keywords: Architecture, Islamic Architecture, Religion, Science, Religious Science
  • Kourosh Momeni *, Kourosh Attarian, Mostafa Mohebian Pages 14-28

    Today, the use of incorrect western patterns in urban landscapes has created an identity crisis in contemporary Iranian architecture. To overcome this crisis, authentic Iranian Islamic identity patterns should be identified and presented to designers. In recent years, the importance of public spaces and the value of urban life has come to light again. The most beautiful brick in the cities of Iran belongs to Dezful. The texture of the city of Dezful is the last word in the building decoration of buildings, which unfortunately every corner of it is destroyed. Today there is no common language in the city for the design of buildings, there is no common culture for expression, Uniform materials are not used and they do not follow a specific style. Due to the growth of the city and the creation of structures with different shapes, colors, and textures, the cohesion and the linkage with the structure of the old texture is disturbed. Consequently, there is a clear contradiction between the new form and the old image, which is the result of an unobstructed view of the officials and of the indifference of residents who, as a result of their immigration, there have been and this will destroy the culture and identity of the city. In this paper, identifying elements of the house entrances that establishes the connection between inside and outside, private and crowded, private and public recognized. Twelve samples examined to observe which parameters are more relevant. The present research is a descriptive, analytical, and survey study and library method used for collection data and documents, qualitative and quantitative method applied for content analysis. In this regard, after the terminology and expression of the meanings of the Islamic identity and Islamic terms, the effective components were extracted. Then, by examining the views of the old houses of Dezful, the identity elements were identified by the views and these elements are investigated in three sections of the entrance (.1 above the roof; 2. Entrance; 3. Entrance door) in two categories of underground and lower houses. The results show that in the entrance of the houses of Dezful citizens in the old context have been co-ordinated with their social values. Also, in the façade body of the entrances and door entrances of the houses, more identical Islamic culture elements are used in wealthy house owners. But in the eaves parts it is different, in lower income house owners have more Islamic identical elements and also the brick was the only element that had all the values of Islamic culture and the oldest materials used in Iranian architecture since 3000 years ago have always been of interest to Iranian architects. In result, the overall view of the house entrances of the old context in Dezful, wealthy owner houses with 79.16% of the more identical elements that represent the Islamic cultural identity than the lower income owner houses with57.29%, Then the facade of the entrances of the wealthy owners'' houses has much more Islamic cultural identity elements than the houses of lower income owners. but it should be mentioned that in the houses of the lower income owners, using more than 50% of identical elements, homogeneous materials and similar patterns causes a unifying order in old context of the Dezful city.

    Keywords: Identity, Islamic culture, facade, entrance, dezful
  • Motahare Hajizade, Abdorafie Rahimi * Pages 29-43

    Kashan has long been As the Alavian refuge And it is one of the first Shiite cities in Iran. This city has its historical background It reaches the Silk Hills seven thousand years ago After opening their gates to the Islamic Guard Corps In the year 24 AH he accepted Islam And it didn't take long for the Shiite religious signs to appear. Meanwhile, the great Sufis were instrumental in expanding the teachings of Ibn Arabi and Suhrawardi They emerged in Kashan. Kashan was able to accommodate this freedom of religion To provide the opportunity for Sufi and Shia elders to come together And leading the development of Shiite-Sufi ideas Heidar Amoli later described and expanded it. This research after studying these ideas in Kashan It shows its impact on local rulers and the people How they have renamed their urban and architectural structures according to Shiite-Sufi teachings And they created specific signs in the city that later appeared in Isfahan School. These are signs like mosques and shrines Together, create a unified set of two Shiite and Sufi religions At the same time, the separate structure derives from the principle of unity of Ibn Arabi's existence Its largest exponent was Abdul Razaq Kashani, who had many followers in Kashan. Although Abdul Razaq Kashani and his contemporaries in Kashan have perished But in the seven to ten centuries of Kashan Next to the mosques and the big schools Have been founded. The mosque of the Emadi Mosque next to the Emadi Mosque is one such example This complex seems to be the school, the Shiite and Sufi worship center And service and market groups together Which later became well-known in the Isfahan It comes from Shi'i-Sufi ideas from scholars such as Abdul Razaq Kashani and from Kashan. Geographical location of Kashan Despite this ancient city located on the way to Ray, Isfahan and Khorasan It does not provide an opportunity for governments They did nothing but loot This region was never the capital of the state But mystics and scholars have grown up whose ideas have been enduring and influential for centuries. Kashan was one of the first Shiite cities in Iran in the early Islamic centuries. In Kashan, there are a large number of Imam Kazim children. There are also numerous Sunni houses of worship in Kashan It shows the mystical tendencies in this city. Homes that have already been demolished but have been mentioned in historical sources. The existence of these centers indicates that Kashan has experienced mystical and mystical tendencies for centuries. This feature made Kashan one of the most vibrant mystical centers of Iran during the Ilkhanid and Timurid period. The presence of scholars with a tendency toward Sufism as well as Shiite principles It led to the creation of a philosophy based on the ideas of unity of Ibn 'Arabi in the eighth and ninth centuries. Kashan has been able to accommodate this freedom of religion so as to provide the opportunity for Sufi and Shia elders to come together.

    Keywords: Kashan, Shiite-Sufi, urban architecture, urban structure, thught
  • Abbas Sedaghati *, Isa Hojat Pages 44-57
    After the Islamic Revolution of Iran, education of architecture continued at two associate degree courses and contiguous master’s degree courses. This way in associate degree and contiguous master’s degree courses, continued to train map designers, and architects with a compositional entrance exam which was thoroughly based on sketch and basics of architecture. The curriculum of universities was prepared by the Supreme Council of the Cultural Revolution and sent to all units. This program was the same for all units. The contiguous master’s degree courses was held in eight state universities and five Islamic Azad universities. And at other universities in the country, the course was held in an associate degree courses. This way lasted for about 16 years. However, from about two decades ago (1378 SH) at state universities, and from the following year at Islamic Azad Universities (1379 SH), contiguous master's degree course were removed from the country's educational courses, and the bachelor's degree course and non-contiguous master's degree course was founded. And the field of architecture was also ranked among other engineering disciplines. The present study aims to investigate and compare these two types of contiguous master's degree and non-contiguous master's degree and plans to introduce a more appropriate method. This applied study was of descriptive-analytical type and evaluation study in nature. The explanatory method was used for data collection. In the present study we first discuss the educational content and the foundations of architectural education and whatever an architecture' graduated should learn. Then, experts' opinions and perceptions were asked regarding the educational content using a likert scale questionnaire. Then, we review the interpretations and opinions of faculty members of the faculty of architecture, employers (consultants) and graduates of the two periods discussed. Experts' comments professors (including experienced academic staff memebers who had the experience of teaching for the both periods of contiguous master’s degree course and non-contiguous master’s degree course) were received by interview. In order to receive the views of faculty members, employers, graduates of the faculty, the likert scale questionnaire was prepared and their opinions on the subject were discussed. The questionnaires were analyzed quantitatively and SPSS software was used for this purpose. And the interviews were categorized by MAXQDA 12 software and analyzed qualitatively. From the summing up of the views of university professors, employers, graduates and experts, There is a significant difference between graduate contiguous master's degree course with graduate bachelor's degree course and non-contiguous master's degree course in all areas of the foundations and components of architectural education. And graduates contiguous master's degree course are superior to graduate non-contiguous master's degree course. This excellence is visible in all areas of the foundations and components of architectural education (knowledge especially wisdom and competence) and in all its items. According to significant difference in architecture with other disciplines and the need for multidimensional student education in this field, bachelor's degree course and non-contiguous master's degree course are not considered to be a suitable and successful way. And the revision of the current style seems necessary.
    Keywords: architectural education, contiguous master's degree, non-contiguous master's degree, bachelor’s degree, Cultural Revolution
  • Behnam Behnia, Mehran Kheirollahi *, Mahdi Sahragard, Atefeh Soltanifar Pages 58-77

    Children are an important part of the citizenry of any society.They are also different mentally, physically, in personality, and in behavior. The look and needs of adults are different. Children are always exposed to adults by different environments.Hospitals are one of the environments in which children generally interact and spend time in their lives. In the meantime, therapies are often undesirable and frightening to them. Therefore, the fundamental issue of establishing an emotional bond between the child and the therapeutic environment is considered as one of the effective factors in the process of treating children. Therefore, it is necessary to address the issue of designing desirable therapeutic spaces for children. The purpose of this study was to investigate the doctrines of child participation in the design process of child-friendly spaces (Case Study: Bojnourd Therapeutic Spaces). The research began with the question, "What are the general principles of designing child-friendly therapeutic spaces?" The research method is descriptive with a practical purpose. The statistical population of the study consisted of 6-12 year old children living in Bojnourd who had at least one hospitalization history. The sample size consisted of 50 boys and girls who were selected by purposeful sampling. Due to the lack of appropriate physical or mental conditions in hospitalized children, they were less likely to cooperate with the interviewer. Therefore, children who were previously healthy and hospitalized were used. They were observed during the period of August and September 2019. The method of data collection was library, observation and open interview. Theoretical foundations of the research were extracted from library resources. Studies show that there are many tools for engaging with children. Painting was chosen as a tool for engaging with children. Since children will participate maximally when they are confident the outcome of their collaboration is practical, the interviewer shared with the children at the beginning of the discussion that "We want to help you design a hospital based on your ideas". The interviewer also committed to all the children and their parents that all of the respondents' personal information was kept with the research team. The children expressed their ideas and ideas in their paintings. At the end of each painting, the child was asked to describe his or her painting. The examiner noted the important points behind each sheet. The paintings were quantitatively analyzed by experts in the field of child psychology and architecture. The results were analyzed using descriptive statistics using Excel 2010 software and inferential statistics using SPSS 25 software. Findings showed that the characteristics of desirable therapeutic environment are summarized in terms of children, respectively, in three domains: architectural features, personnel behavioral principles and the existence of specific characteristics in therapeutic spaces. The result of the research in the field of architectural features showed that the teachings of child participation in the process of designing child-friendly therapeutic spaces consist of five principles. These include focusing on the design of inpatient rooms, the controlled design of outdoor and green spaces, the inpatient room as a home, the childlike appearance in the entrance design, and the childlike appearance in the form and outline of the building.

    Keywords: Child, participation, emotional connection with space, child-friendly therapeutic environment, architectural design process
  • Maryamsadat Razavipour *, Farhang Mozafar, Zeinab Talebi Pages 78-93
    Mentally retarded children are distinguished from other children by differences in the components of intelligence and adaptive skills. Literature review has shown that adaptive skills that are actually capable of adapting to environmental requirements, communicating with others, and meeting personal needs and also different aspects of independent lifestyles can be enhanced by solutions and designing space can play an impressive role in this issue. The main question of this research is which qualitative characteristics of interior design in these schools have positive effect on promoting adaptive skills? In this study, which seeks to find the qualitative principles of designing schools to promote adaptive skills, qualitative and quantitative approach has been used together. The research started with library studies and defining the most effective factors on improving adaptive skills. At the first step research community consists of psychologists, the second stage is the special children psychologists and also architects, and for the last stage the teachers of these children were selected to approve the results. The samples of this research were selected using Delphi technique and after identifying the effective factors on improving the adaptive skills , an questionnaire was codified to ask the specialist about the spatial characters. Afterwards, the correlation method is used to test the research hypotheses. Considering the effective spatial traits and the factors that influence the development of adaptive skills, the next questionnaire was distributed among the architects and the architectural solutions were extracted.In the last step, a survey was conducted to assess the impact of architectural solutions on the components of adaptive skills development of these children's instructors. According to the results of this research, the principles are such as the design of simulated spaces with community that provide a place which is suitable for face with challenges may students face with in society in future and it can enhance skills such as social use and social connection. Existence of collective spaces should be increased so we can have good places for collaborative and group activities and as a result of that social connections will increase .By using the relaxing form, colors and textures in interior design of spaces, as well as connecting with natural elements of the environment such as plants, water, natural light and soil, we can provide peace and security for children. Flexibility in environment specially in public spaces such as library , corridors and … which provide the manipulation of spaces for children, can also enhance individual independence. It will be achieved by the book shelfs that are reachable and the furniture which can change in order to be used individualy or by groups . For stimulate the senses of students using different colors and non-harmful textures should be regarded. playing music can also help students to be relax. Some other tips are designing a home-like school environment where the students repeat and practice different skills like cooking simple foods, arranging their cloths in the shelfs and other activities which help them to enhances self-help skills and accordingly improve their adaptive skills.
    Keywords: Architecture qualitative criteria, educational spaces, Interior Design, Mentally retarded children, special, adaptive skill
  • Aaliyeh Abdi, Tohid Hatami Khanghahi *, Vahid Vaziri Pages 94-106

    Motivation is an important topic of higher education and effective factors in increasing performance. With this incentive, people follow the necessary mobility for the successful completion of a task, reaching the goal or achieving a certain degree of suitability in their work. Strengthening the motivation for progress creates energy and directs the needs of individuals towards specific goals. According to the nature of architecture science and its physical interventions in the environment, the position of the environment and external stimuli has more closely with the scope and architectural measures, which is an effective factor in motivation. The purpose of this study was to investigate the role of environmental architectural variables related to the satisfaction of housing in student dormitory in predicting the progress motivation of dormitory students in the University of Mohaghegh Ardabili in 2018-2019 academic year. After setting up and validation of the research questionnaires, the results of this study were broadcast in the statistical population and before that, the necessary coordination with the Office of dormitories of University of Mohaghegh Ardabili and the necessary permissions for distributing the questionnaire were obtained among dormitory students. Then, with the presence of antegrade and expressing the objectives of the research, while observing the ethical standards, the confidentiality of information and being optional completed the questionnaire was remembered. The total of 300 questionnaires were recorded between volunteer students, 268 complete questionnaires and entered into the SPSS 22 software. Further findings and results of software analysis are provided. Results showed that satisfaction of environmental factors including physical, social and managerial factors has a significant relationship with the motivation of students ' progress. Among the physical components, physical characteristics of the building (p<0/000, r=0/19), facilities and physical services (p<0/020, r=0/12), and social factors, personalization and privacy (p<0/001, r=0/23), Social Security (p<0/04, r=0/10), spatial belonging and Attachment (p<0/001, r=0/15), and managerial factors (p<0/001, r=0/22), There was a positive and significant relationship with achievement motivation. The results of multiple regression showed that the predictive variables of 41% of the variance of students ' achievement. Due to the nature of architecture and its physical interventions in a built environment, it is possible to improve the satisfaction of dormitory spaces because attention to environmental factors can enhance the motivation of progress in young students. The results showed that there is a significant relationship between social factors (social density in space, personalization and privacy, societal security, spatial belonging and attachment, participation and community socialization) with the motivation of students residing in dormitory. In fact, social factors are effective in improving motivation through housing students ' satisfaction. In other words, students who have more satisfaction with the social characteristics of their dormitory have also had more motivation. The results also showed that dormitory management factors have a significant relationship with achievement motivation in students. Therefore, we conclude that the planning and services provided by the dormitory managers has an important role in increasing the satisfaction and motivation of students residing in the dormitory.

    Keywords: Motivation for progress, accommodation, student, satisfaction, Architecture, Environment
  • Mohsen Afshari *, Mahsa Payedar Pages 107-121
    Recent research in the field of dwelling studies combined with the integration of economic models has led to the creation of new methods for studying the properties of housing. The strength of these studies is to use it to review the different levels of housing planning. The necessity of this research is to develop a framework by which they can predict the needs and priorities of individuals in choosing dwelling and their implications for housing programs. Considering the exploratory nature of the problem of studying the meaning of dwelling features, the research method of this paper will be qualitative and based on rational reasoning. The process of collecting, analyzing the research data consists of two main stages: "collecting" and then "analyzing the data". The process of data collection includes the stages of research sampling, extraction of spatial features of the environment, extraction of behavioral characteristics, questionnaire design, structured semi-structured interviews and finally monitoring and review of observation and interview based data. After selecting appropriate research samples, the physical characteristics of the environment were documented by drawing architectural maps. Therefore, after performing the above steps and relying on the concepts of the theoretical framework of the research, a number of exploratory interviews were conducted to understand the categories in question. The purpose of this study was to develop a questionnaire for semi-structured interviews in accordance with the means-end model. The interview process, based on the means-end model, was conducted according to the recording of spatial features and characteristics of housing behavior settings and research questionnaire. Information collected in the form of spatial order maps, diagrams of behavior settingss, images of environments and activities, content of interviews and researcher's perceptions of observation and interviews were analyzed and reviewed for its content. The information encoding approach by the above method is based on "open, axial and selective" encoding, which is used in this study. In the first step, all data were considered as "open coding". In the second step, the data was coded as "selective" in the analysis of spatial data, behavioral data analysis, and spatial regulation change data analysis. In the third step, the analytical data were "axially coded" to obtain the analytical points to conclude the research. The means-end model that has been used in the field of marketing has been used and developed in recent years through research in recent decades. The means-end model is a model that tries to attribute individual choices to their fundamental values and goals. To demonstrate the feasibility of the proposed framework of this study, the application of this method has been done in a case study of the housing environment, that the tangible process of explaining the propositions and the sequence diagram of the consequence-meaning of the features through the coding of research data within the framework of the means-end model be understandable. What the research is addressing is the need for new approaches in the field of housing studies using the means-end model, which state, how to optimize the process of using the means-end model in housing research.
    Keywords: dwelling, features, Meaning, means-end model, development
  • Masoud Moazzeni, Sahar Toofan *, Daryoosh Sattarzadeh Pages 122-137
    In the present era, the issue of Quality of Life (QOL) and its promotion among dwellers of residential units and also evaluation of its affecting factors has become a challenging problem. In fact, it requires a meticulous scrutiny of theoretical frameworks in the field of architecture, sociology, and psychology. In the present investigation the element of light and the role of skylights and light patterns, as natural tools, are focused to evaluate the QOL among residents of apartments. According to the conducted investigations and the relation between residents’ perception and light, fractal geometry has been utilized to receive light in internal space of apartment as the fractal geometry, based on human’s visual perception, has homogeneity with nature in terms of shapes and lines and it is easy to process its aesthetics via the cognitive and visual capabilities of humans. The main aim of the present study is to evaluate QOL of dwellers of residential units considering the role of relevant affecting factors in the apartments in which the fractal geometric skylights are utilized. The present investigation asks how light patterns in fractal geometry affect the QOL of residents of apartments. In this study, the rationalistic, argumentative (inductive, deductive), and scientific approaches are adopted. The present investigation has practical nature in answering its main question and its administration process includes a mixture of qualitative and quantitative approaches. In terms of objective, the present study is a descriptive, analytic, and interpretative so that the validity of findings would be assessed through rationalistic arguments and based on descriptive and analytical approaches. Data collection is carried out via both library and field research methods. In field research, university academic staffs who are expert in the field of research methods and also public comments (as residents of multi-floor apartments) are utilized by filling the questionnaires and conducting interviews with specific age and education target groups. Questionnaire, interviews and Microsoft Office Excel were used to evaluate the case samples. Conventional theories on light, skylights, fractal geometry and 8 samples of designed and implemented buildings in Tehran (as case samples completed after architecture competition movement in 2001) are taken as independent variables and the comments of dwellers of the mentioned buildings based on affecting factors on QOL are considered as dependant variables. Totally, the findings are classified under three categories of objective, subjective, and objective-subjective. Their indexes are also classified in separate tables and by utilizing Lickert scale with the score ranges of 34 out of 40, 49 out of 55, and 46 out of 55, respectively. Finally, regarding the content of the research , and based on the high scores gained from positive comments of dwellers in most of the evaluated items it is concluded that windows and skylights in which the fractal geometry is used has positive effects on the QOL of residents and can also promote their QOL if implemented. It is necessary to mention that, items such as “construction, repair, and maintenance costs” and its relevant indexes in objective group and “space continuity” in subjective group, and “resistance to natural disasters” in objective-subjective category are the weak points of the present investigation as commented by residents. Thus, it is necessary to develop strategies to resolve the present demerits of these skylights as well as maintain their positive aspects.
    Keywords: Optical pattern, Quality of life, Residents, Residential unit, Fractal geometry
  • Ghorban Mahboobi *, Ali Azar Pages 138-154

    Identification of distinguishable species of rural housing and expression of factors affecting these differentiation in the northern part of Maragheh city is the main mission of this research. Geographical variation in the city of Maragheh, that expanded on the one hand to the slopes of Sahand Highland and on the other side of the plain margin of URMIAH lake, It has created a variety of textures and rural housing that has become less studied. Some villages, due to less change in their livelihoods, still provide relatively partial examples of regional architecture. The true representation of the so-called local and local architecture of Maragheh can be traced to some of its villages. Such villages still offer relatively intact landscapes due to the changes in the livelihoods of their inhabitants. While recognizing some examples of rural native architecture in the region of Maragheh, we have introduced some distinguishable types of housing and introduced the factors influencing these differences as much as possible. For this purpose, were selected the four villages of ASHAN, QESHLAQ, CHAVAN OLYA and SFESTANAJ as samples and examined from the necessary views. The present research has a practical purpose, its data gathering method is documentation and field survey, and is a descriptive and analytical research in terms of the method and nature of the research. The results of the research confirm the preferred role of two factors of spatial characteristics and livelihood conditions in the formation of the main types of rural housing. The status of the mountains and valleys has led the villages back to the mountains and often formed into sunshine and buildings orientation in addition to the sun, follow the topographical position of the place. The target villages are in the altitude range of 1550 to 1900, which is the most suitable area for horticulture and animal husbandry. In addition, the steep slope in these villages was a constraint and, from another perspective, an opportunity to form an attractive and stepped structure. The slope orientation is also a key factor in the construction and orientation of buildings. Because of its abundance and availability, stone is a major building material used in mountainous areas. Rural houses in the area have also grown and grown as natural creatures. Deployment on the ground so that free surfaces are minimized, and building materials such as clay, stone, wood, etc. are more and more responded to climate topics, energy, durability and availability. In general, the rooms are clinging to the livestock area (on the flank or the floor). The dimensions of the spaces are small, their range is distinct and controllable, and the openings for light and visibility and ventilation are minimized. The walls at the junction with the earth are from the stone and above it are clay and stone and brick. The structure of many of the buildings is similar to the ancient style of northwestern architecture in the Urartian period, which we called the hybrid "HYPOSTYLE CALAVEH" pattern. In this composition, a stone walled Floor is formed as a base in the embrace of the sloping ground and a wooden pillar porch in front of the upper floor. Therefore, it can be said that under the influence of environmental, livelihoods, and cultural factors, the building forms a blend of visual extraversion and functional introspection, and the architecture has a special identity called extroverted introversion.

    Keywords: Environment, Subsistence, Vernacular architecture, Villages of Maragheh, Housing type
  • Seyed Moosarreza Tabasi *, Mohammad Hasan Khademzade Pages 155-171
    Bazar in Iranian - Islamic city as backbone of a city plays a decisive and very important role in shaping urban space. The relation between human and providing the necessities of his life has been effected directly or indirectly on the shaping of urban space. Today, the economic dimension of the market is mainly discussed while in the past, Bazar contains many aspects which were important too. For this reason in this article tried to all components of Bazar determined and then their roles separately analyzed. These components into two general physical and functional groups they play the role. Components like Role of Architectural Structure, Role of Spatial Separation, Connection role, Economic role, Political role, socio cultural role, Role of Religion and Nationality, entertaining - leisure role, Role of Ethics and Role charity affairs are subjects of this article which shaped by answering two questions of research. The first question is which components could be determined in Iranian - Islamic Bazar and next is questioning about the role of each component of the Iranian - Islamic Bazar in urban life. Hence the purpose of the article ahead is getting clear recognition of original Iranian- Islamic Bazar’s performance, which related to the answer main questions of research. Research’s method is a historical - descriptive and logical argument based on library evidence. Determining components of Bazar, the role of every components in the Bazar and relationship between each of the elements and spaces of the Bazar with urban space and urban context are findings of this article. This article examines all the Components that contribute to this impact Introduces the Bazar as a multi - dimensional architecture to meet the basic needs of the people and the city. All of these components are summarized after investigating the views of the researchers using a diagram or conclusion table and finally the overall consistency of the functions in Diagram 8. The functional dimensions of each component are not only within the range of their influence and can overlap with the other components as well. For example: Religious role in the Bazar can also act as social cultural role, moral role and political role. Or, if one component plays a social role in one society, the same component acts as a cultural role in another, and in another society it presents the same political dimension. Summarizing the findings from the component analysis yields this result that each of these factors has a direct or indirect impact on understanding the role of urban spaces. And all known components work in a strong communication network in harmony. That has also made it a success in its operating environment and also have a positive impact on other components. After answering the first question about the existence of components by fully understanding them, a proper answer to the second question can be found and after knowing exactly the role of each component until the restoration of monuments in relation to market buildings it is best done in both physical and functional dimensions.
    Keywords: Bazar, Physical components, Functional components, Urban space, Iranian- Islamic city
  • Elham Hatami Golzari, Ahmad Mirza Kouchak Khoshnevis *, Gader Bayzidi, Foad Habibi Pages 172-188
    Architecture is the embodiment of the culture of a society that is presented and expressed in the form of the physical body and judged. Today, one of the most important issues that architects have come to be interested is the need to durability in architecture and revitalize it. In this regard, the paradigm of phenomenology with an interpretive approach emphasizing the spirit and sense of place, seeks to identify the factors influencing the continuity and durability of place conditioned of human experience and its interpretation, which the researcher is aware of through the interaction with the subject matter. Recognition in this view is not objective and material and has different dimensions and interpretations. In this regard, the purpose of the present research is to emphasize the phenomenological approach in order to discover the architectural durability implications in Tabriz historical Bazaar. the phenomenological approach emphasizing the relationship between elements in one place (the formation of a platform), as well as the human relationship with these elements (to achieve the objective and subjective understanding of the place and to unite with it), seek to examine the spirit and sense of place, which is The main factors are the durability of the place.The system of interpretation and approach of present research is phenomenology, and method of analysis is qualitative methodology and the ground theory method is used for information analysis and the presentation of the final theory. In this regard, the architectural space of the Tabriz Bazaar complex as a model was examined in three components of meaning and identity, the body and space and function; In this research, in addition to being in space and gathering ethnographic information in the field of information gathering, which includes interviewing techniques, deep viewing of spaces, imaging, sound recording and studying documents on case studies, the collection of documents and library for The compilation of theoretical background and research literature has been used. At this stage, the investigators participated in the study area and conducted open and deep interviews about data gathering and the elements and components of the representation of these components were returned under the first 15 concepts of identification and coding; In the next step, each of the durability criteria, under each of the dual phenomena of the soul of the place and sense of place (place identity, dependence to place, and place attachment), at several phenomenological levels and using the axial and selective coding Commenting and determining the subject. Finally, seven major categories were identified: Memorable; Identity; Flexibility and the existence of a variety of symptoms in the Bazaar space and appropriate access to various functions; emphasizing the variety of social, economic interactions and Suitable spatial arrangement of buildings with appropriate scenery has been identified and developed on Bazaar architectural durability. Then, at the final stage, by integrating, comparing, and pondering the categories derived from the previous steps, a core category, entitled "Memorizing and creating a sense of belonging to space in the Bazaar complex, as well as functional development in the linear and progressive axis in Different Dimensions of Social, Economic, Spiritual and Historical Preservation "were selected as the continuity factor of Tabriz Bazaar architecture based on phenomenological approach.
    Keywords: Durability, Architecture, Phenomenology Paradigm, Spirit of Place, Tabriz Historical Bazaar
  • Mojtaba Kavian, Mohammad Massoud *, Mohammad Hasan Talebian Pages 189-207
    Landscape as natural or artificial environment that understood by human and other creatures and has been a channel for relationship between environment and its residents. But this is not successful in recognition as a whole and there is not a comprehensive result in concluding under an integrated concept due to its holistic conceptual basis on one hand and partial attitude of new sciences on the other hand The recognition of a subject as an independent entity in audience mind and understand of relationships between aspects, dimensions and elements within it and its external links, is named integrity idea. Thus, here we have two categories; first environment that perceived by audience (holistic or partial) as landscape and second is the theme of integrity that wants to give it a unity and present it as a whole. Specialties and sciences that can study environment, each by a way, consider it as an integrated entity and it is possible that ignore other dimensions or consider them as a mental or intangible subjects. Targeting unification to specialized looks in landscape, this research, initially, wanted to determine which aspects of integration will be most noticeable in each of the specializations related to the subject matter. The way this study has chosen to answer this question- instead of referring to specialty fields- is searching the conceptual components of landscape and integrity and then sorting scientific specialty by them. The background research of this article, after a history of definitions and conceptual space in each of the two main themes (Landscape and Integrity), their components has been reviewed from expert point of view and matched them in a table based on the most complete classification. Then, six words (3 word for landscape and 3 word for integrity) were selected from the most perfect classification and was reviewed again with an exploratory approach in relationships between their concepts and meanings. Firstly, three aspects of integration (Image, structure and function) was placed in three aspects of landscape (forms, processes and relationships). With the following composition: Image between forms and relationships, function between relationships and processes, and finally structure between forms and processes. Together, these six words organized a circle of key concepts and components. In this circle- that we can present it on a hexagon- each of the landscape components was confronted with one of the components of integration. In continue, interconnected relationships between integrity and landscape aspects, lead to a three-dimensional conceptual model. This model, not only highlights involved specialty positions and shows that each specialty can search what aspects of the model, but also its geometric formats offers the especial strategy for finding variables to documentation of integration components in landscapes. The basic idea of this article was presenting a model that helps landscape theorists for using the main disciplines related to this category. But what the conceptual model of this paper explains with its geometric metaphors is that basically the integrity of a landscape is conditional on the proportion of cognition derived from each dimension to that of other dimensions. The researcher for measuring landscape integrity, must define variables that can measure the proportion between the three main aspects of the subject (image, structure and function).
    Keywords: Landscape, Integrity, Components, Involved Specialties, Conceptual Model