فهرست مطالب

طب نظامی - سال بیست و دوم شماره 3 (پیاپی 91، خرداد 1399)
  • سال بیست و دوم شماره 3 (پیاپی 91، خرداد 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/28
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ولی الله وحدانی نیا* صفحات 221-234
    زمینه و هدف

    مطالعه حاضر، روایتی معرفت شناسانه از ماهیت جمعی مساله شیوع چاقی در نظامیان است که با مرور دانش موجود و مسیرهای حال و آینده منجر به چاقی در نظامیان و شرح و بسط مفهومی آن، مدلی مفهومی جهت سیاستگذاری مقابله با چاقی ارایه می دارد. شیوع چاقی، چالشی جدی برای ماموریت نیروهای مسلح ایران است.

    روش ها

    با رویکردی ساخت گرا، موضوعات زیر مرور گردید: 1-درک شیوع چاقی در سطح فردی، 2-رابطه سبک زندگی نظامی با شیوع چاقی 3- تاثیرات شیوع چاقی در جامعه بر شایستگی رزمی سازمانهای نظامی.

    یافته ها

    شیوع چاقی محصول یک زمینه زندگی چاقی زا است و مسولیت پذیری فرد کفایت نمی کند. عدم تعادل انرژی (دریافتی) و (مصرفی) و ناپایداری روانشناختی عجین با حرفه نظامی، اضلاع مثلث چاقی زا در جوامع نظامی است. از طرفی، شیوع چاقی در جامعه، بخصوص در کودکان و نوجوانان و جوانان بعنوان نظامیان پایور یا وظیفه آینده و بطورخاص در فرزندان خانواده های نظامی بعنوان محتمل ترین داوطلبان آینده حرفه نظامی، ماموریت و شایستگی رزمی نیروهای مسلح را تهدید می کند.

    نتیجه گیری

    با فهم پیچیده سیستمی از ماهیت مساله چاقی؛ بیولوژی و انتخابهای فردی، عملکرد تنظیمی سازمان نظامی، زمینه رفتاری، تاثیرات چاقی زای بخش های سیاستگذاری و بافتار فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، پنج سطح تعیین کننده چاقی در نظامیان می باشند که می تواند به پنج سطح سیاستگذاری مقابله با شیوع چاقی برگردانده شود. مهار و معکوس سازی روند شیوع چاقی، مستلزم صبر استراتژیک و کوشش های هماهنگ و هم افزا و همکاری و مشارکت در همه سطوح و بخش ها نظامی و ملی است.

    کلیدواژگان: نظامیان، مدل مفهومی سیاستگذاری، مقابله با شیوع چاقی، امنیت ملی
  • بهروز جعقری*، احمد رضا یوسف پور، مرتضی ناجی صفحات 235-243
    زمینه و هدف

    اختلالات اسکلتی عضلانی باعث ایجاد وضعیت غیر نرمال و بروز مشکلات اساسی می شود که مهمترین آن عدم توانایی موثر در انجام فعالیت های جسمانی و ماموریت های سربازان است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر یک دوره تمرینات اصلاحی بر اختلالات اسکلتی عضلانی سربازان یک واحد نظامی است.

    روش ها

    پرسشنامه نوردیک بین 186 سرباز که به روش تصادفی خوشه ای از بین پادگان های نظامی شهرستان تهران در سال 1395، انتخاب شده بودند، توزیع گردید. 56 سرباز که حداقل دارای یکی از اختلالات اسکلتی عضلانی بودند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه 28 نفره تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت هشت هفته تحت تمرینات اصلاحی قرار گرفتند و گروه کنترل در این مدت هیچ تمرین و فعالیت خاصی انجام نداد. به منظور ارزیابی خطر ابتلاء به اختلالات اسکلتی-عضلانی از آزمون QEC استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج پرسشنامه نوردیک نشان داد که اختلالات در ناحیه کمر 78/51 درصد، زانو و مچ پا 42/46 درصد، گردن 92/33 درصد، پشت 42/21 درصد، ران و باسن 28/14 درصد، شانه 50/12 درصد و دست و مچ 71/10 درصد گزارش شد. عوامل ریسک خطر وظایف مورد مطالعه شامل: 71/35 درصد در وضعیت خیلی بالا، 42/46 درصد در وضعیت بالا، 50/12 درصد در وضعیت متوسط و 35/5 درصد در وضعیت پایین قرار دارد. در نهایت مشاهده شد تمرینات اصلاحی تاثیر معنا داری بر اختلالات اسکلتی عضلانی گروه مداخله در ناحیه گردن (05/0p= و 271/2=z)، ناحیه کمر (05/0p= و 256/3z=)، عضلانی ناحیه شانه (05/0p= و 045/3z=) و ناحیه مچ دست/دست (05/0p= و 276/3z=) داشت. ولی در گروه کنترل تغییر مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    تمرینات اصلاحی و آموزش وضعیت صحیح بدنی موجب کاهش اختلالات اسکلتی عضلانی شد و گنجاندن تمرینات اصلاحی در برنامه صبحگاه سربازن توصیه می شود.

    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی عضلانی، نظامی، سرباز، تمرینات اصلاحی
  • محمد جعفر سپهوند، مهروز جوادی*، مرتضی خاقانی زاده، جمیله مختاری، سعید باباجانی وفسی صفحات 244-251
    زمینه و هدف

    پرسنل نظامی با عوامل استرس زای زیادی روبرو هستند. این مطالعه به منظور شناخت مکانیسم های مقابله ای در مواجهه با عوامل استرس زا در پرسنل نظامی انجام شده است.

    روش ها

    این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی همبستگی و نمونه پژوهش آن 384 نفر از کارکنان نیروی دریایی بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه عوامل استرس زا در نظامیان که توسط آزاد مرزآبادی ساخته شده و پرسشنامه مکانیسم های مقابله ای لازاروس-فولکمن بودند. عوامل استرس زا در شش حیطه (عوامل مربوط به منطقه محل اشتغال، عوامل اجتماعی، شغلی، شخصی، خانوادگی و عوامل مربوط به نظامی گری) و مکانیسم های مقابله ای دارای 8 زیر مقیاس مقابله مستقیم، فاصله گرفتن، خود کنترلی، طلب حمایت اجتماعی، پذیرش مسولیت، گریز- اجتناب، حل مساله برنامه ریزی شده و ارزیابی مجدد مثبت ارزیابی شدند. 

    یافته ها

    در بین عوامل استرس زا بالاترین سطح استرس مربوط به عوامل حیطه نظامی گری با میانگین 95/17 بود. بیشترین مکانیسم مقابله ای مورد استفاده ارزیابی مجدد مثبت با میانگین 65/10 بود. میانگین استفاده از مکانیسم های مساله محور به طور معنی دار بیشتر از مکانیسم های هیجان محور بود (0/001>P). بین اغلب عوامل استرس ز ا با مکانیسم های هیجان محور رابطه مستقیم و مثبت و با مکانیسم های مساله محور رابطه منفی و معکوس وجود داشت.

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان داد که افراد شرکت کننده در مقابله با عوامل استرس زا بیشتر از مکانیسم های مساله محور استفاده می کنند. با این وجود لازم است اقدامات مناسب جهت کاهش استفاده از راهکارهای هیجان محور و همچنین تقویت استفاده از مکانیسم های مقابله ای مساله محور صورت پذیرد.

    کلیدواژگان: مکانیسم های مقابله ای، نیروهای نظامی، عوامل استرس زا
  • امین امینی، حسین شیروانی*، بهزاد بازگیر صفحات 252-263
    زمینه و هدف

    فرآیند بازنشستگی اگرچه از یک روند طبیعی وابسته به تغییرات زمانی پیروی می کند، لیکن عوامل تاثیرگذار بسیاری از جمله شیوه زندگی، وضعیت خواب و استراحت، تنش ها و نحوه مقابله با آنها در چگونگی طی این مسیر ایفای نقش می کنند که شناسایی آنها در راستای ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان ضروری است. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه کیفیت خواب بازنشستگان نظامی فعال و غیر فعال و ارتباط آن با سلامت روان انجام شد.

    روش ها

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه پژوهش شامل 80 نفر از بازنشستگان نظامی (40 بازنشسته فعال و 40 بازنشسته غیرفعال) با دامنه سنی 70-65 سال بود که از بین بازنشستگان نظامی که به طور منظم در فعالیت های بدنی شرکت داشتند و بازنشستگان نظامی که فعالیت بدنی منظمی نداشتند به صورت در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات لازم در خصوص شاخص کیفیت خواب از پرسشنامه کیفیت خواب پیتسبرگ (PSQI) و همچنین در خصوص میزان سلامت روانی بازنشستگان نظامی، از پرسشنامه سلامت روانی 28 سوالی (GHQ-28) گلدبرگ و هیلر (1979) استفاده شد. از آمار توصیفی و آمار استنباطی t تست برای مقایسه میانگین دو گروه استفاده گردید؛ همچنین از آزمون رگرسیون چندگانه به روش گام به گام برای پیش بینی سهم مولفه های کیفیت خواب در سلامت روان بازنشستگان استفاده گردید.

    یافته ها

    بازنشستگان نظامی فعال دارای کیفیت خواب و سلامت روان بهتری نسبت به بازنشستگان نظامی غیرفعال بودند (0/05<P). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که هیچ یک از مولفه های کیفیت خواب در بازنشستگان نظامی فعال و غیرفعال نتوانست سلامت روان بازنشستگان نظامی را پیش بینی کند.

    نتیجه گیری

    بر طبق نتایج این پژوهش تفاوت معنی داری بین بین کیفیت خواب بازنشستگان نظامی فعال و غیرفعال وجود دارد. با توجه به نتایج تحقیق می توان اذعان داشت که شرکت در فعالیت بدنی تاثیر مثبت و بسزایی بر افزایش کیفیت خواب بازنشستگان نظامی دارد.

    کلیدواژگان: کیفیت خواب، بازنشستگان نظامی، فعال، سلامت روان
  • محمدجواد احمدی زاده، مهدی رضایی* صفحات 264-272
    زمینه و هدف

    تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه ایی (tDCS) امروزه به عنوان یک درمان برای اختلال های روانی استفاده می شود. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی tDCS دوجانبه بر افسردگی، اضطراب و نشخوار فکری بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه (PTSD) بود.

    روش ها

    پژوهش حاضر از نوع مداخله ای دوسوکور، با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه بود. این پژوهش در جامعه بیماران مبتلا به PTSD شهر تهران در سال 1397 اجرا شد. در این مطالعه 20 بیمار مبتلا به PTSD از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (10 نفر) و گروه کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 20 دقیقه ایی tDCS را با شدت 2 میلی آمپر در قشر پیش پیشانی پشتی جانبی (DLPFC) دریافت کردند و گروه کنترل نیز تحریک ساختگی را دریافت کردند. در مطالعه حاضر مصاحبه ساختاریافته بالینی، پرسشنامه افسردگی و اضطراب بک و مقیاس نشخوار فکری نولن-هوکسما در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد.

    یافته ها

    گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش بیشتری در نشانه های افسردگی و اضطراب نشان دادند. همچنین تفاوت بین گروه آزمایش و کنترل در نشخوار فکری در مرحله پس آزمون معنادار بود اما بین دو گروه در نشخوار فکری در مرحله پیگیری تفاوت معناداری وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    tDCS نشانه های افسردگی و اضطراب بیماران مبتلا به PTSD را بهبود می بخشد، اما کاهش معناداری در نشخوار فکری در مرحله پیگیری رخ نداد. بنابراین، به مطالعات بیشتری برای تعیین پارامترهای بهینه تحریک به منظور بهبودی حداکثری خلق بیماران مبتلا به PTSD نیاز است.

    کلیدواژگان: تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه ایی (tDCS)، اختلال استرس پس از ضربه (PTSD)، افسردگی، نشخوار فکری
  • مریم مشکانی فراهانی*، مظفر شیردل، وحید سبحانی، محسن صادقی قهرودی، منیژه فلاح صفحات 273-280
    زمینه و هدف

    با تمرینات ورزشی منظم، قلب دستخوش تغییرات ساختاری و عملکردی می شود. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات بطن راست افراد نظامی شرکت کننده در تمرینات ورزشی استقامتی یا قدرتی بوسیله اکوکاردیوگرافی است.

    روش ها

    کارآزمایی بالینی حاضر روی 40 نفر از دانشجویان نظامی مرد در یک دانشگاه علوم پزشکی نظامی در شهر تهران در سال 1396 انجام شد. انتخاب نمونه ها تصادفی بود. قبل از مطالعه برای همه افراد اکوکاردیوگرافی انجام و داده های بالینی ثبت شد و سپس افراد در دو گروه بطور تصادفی تقسیم شدند. برای یک گروه تمرینات ورزشی استقامتی و برای گروه دیگر تمرینات ورزشی قدرتی به صورت حرفه ای به مدت 10 هفته زیر نظر مربی ورزش انجام شد. بعد از پایان تمرینات، مجددا برای هر دو گروه اکوکاردیوگرافی انجام و داده های بالینی ثبت شد و تغییرات ایجاد شده بررسی و آنالیز شد.

    یافته ها

    میانگین سن و داده های بالینی در ابتدای مطالعه، در 2 گروه تفاوت معنی دار نداشت. در انتهای مطالعه، پس از 10 هفته تمرینات ورزشی، افزایش معنی داری اندازه بطن راست در دیاستول (RVAD)، و نسبتE  به e`(E/é)، در هر دو گروه استقامتی یا قدرتی ثبت شد. E/e’، ضخامت دیواره بین بطنی (SWTD) و ضخامت نسبی دیواره قلب (Relative wall thickness) در گروه قدرتی افزایش معنی داری نسبت به گروه استقامتی نشان داد. در اندازه سطح بطن راست در سیستول (RVAS)، مداخله تمرینی باعث کاهش در هر دو گروه شد که در گروه استقامتی این کاهش معنی دار بود. درSWDT  و اندکس توده بطن چپ (LV mass Index) نیز فقط در گروه استقامت افزایش معنی داری ثبت شد. فشار شریان ریوی (PAP) فقط در گروه قدرتی بعد از ورزش افزایش معناداری داشت و تنها شاخصی بود که علاوه بر افزایش معنی دار در محدوده ابنرمال نیز قرار گرفت. در بقیه شاخص های اندازه گیری شده در دو گروه استقامتی یا قدرتی قبل و بعد از 10 هفته تمرینات ورزشی و نسبت به هم اختلاف معناداری وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد هر دو نوع تمرینات ورزشی قدرتی یا استقامتی روی وضعیت عملکردی قلب افراد نظامی تاثیر مثبت دارند با این حال ورزش های قدرتی دارای تاثیر بیشتری می باشند.

    کلیدواژگان: تمرینات ورزشی قدرتی، تمرینات ورزشی استقامتی، اکوکاردیوگرافی، افراد نظامی
  • سید ولی الله موسوی* صفحات 281-288
    زمینه و هدف

    اعتیاد به اینترنت به عنوان یکی از رفتارهای اعتیادی با پیامدهای منفی درون فردی و بین فردی مرتبط است. هدف این پژوهش بررسی شیوع اعتیاد به اینترنت و وضعیت استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در نوجوانان و جوانان ایرانی بود.

    روش ها

    جامعه آماری پژوهش مقطعی حاضر شامل همه نوجوانان و جوانان ایرانی در بهار 1397 است. برای نمونه گیری کشور ایران به 5 خوشه (شمال، جنوب، مرکز، شرق، غرب) تقسیم شد، سپس از هر خوشه یک استان به صورت تصادفی انتخاب گردید و ابزار پژوهش در بین نوجوانان و جوانان مرکز آن استان به صورت داوطلبانه توزیع شد. تعداد نمونه در پژوهش حاضر 1491 است که به پرسشنامه های ویژگی های جمعیت شناختی و اعتیاد به اینترنت یانگ پاسخ دادند.

    یافته ها

    شیوع کلی اعتیاد به اینترنت شدید 4/2 درصد و برحسب جنسیت در پسران 9/2 و در دختران 2 درصد و برحسب گروه های سنی در نوجوانان 5/2 و در جوانان 3/2 درصد است، اما این تفاوت ها بین دو جنس و دو گروه سنی معنی دار نیست. در دو گروه دختران و پسران از لحاظ میانگین نمرات اعتیاد به اینترنت تفاوت وجود ندارد، درحالی که بین دو گروه نوجوانان و جوانان تفاوت وجود دارد و میانگین اعتیاد به اینترنت در گروه سنی جوانان اندکی بیشتر از نوجوانان است. همچنین تلگرام، اینستاگرام و واتس آپ جزو شبکه های اجتماعی مجازی پرطرفدار محسوب می شوند و ارتباط با دوستان و آگاهی از اخبار مهم ترین دلایل استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی هستند.

    نتیجه گیری

    میزان کمی از اعتیاد شدید به اینترنت در بین نوجوانان و جوانان وجود دارد، اما نکته مهم در پژوهش حاضر تعداد بالای نوجوانان و جوانان دختر و پسری است که درگیر اعتیاد به ایتنرنت خفیف یا متوسط هستند.

    کلیدواژگان: اعتیاد به اینترنت، شبکه های اجتماعی مجازی، نوجوان، جوان، شیوع
  • بفرین مولودپورفرد، داود پناهی، شعری سوری، حمید سوری، علی صالحی سهل آبادی* صفحات 289-297
    زمینه و هدف

    اختلالات اسکلتی-عضلانی مرتبط با کار (Work-related Musculoskeletal Disorders) از مهم ترین عوامل تهدیدکننده سلامت پرسنل بیمارستانی دارای وظیفه جابجایی بیمار در بیمارستان بوده و از شیوع بالایی برخوردار است. به همین منظور این مطالعه باهدف ارزیابی ارگونومیکی خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی در پرسنل بیمارستانی دارای وظیفه جابجایی بیمار شاغل در بخش های مختلف بیمارستان های منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران به روش DINO و PTAI انجام گرفت.

    روش ها

    این مطالعه مقطعی-تحلیلی در بین 245 نفر از پرسنل بیمارستانی دارای وظیفه جابجایی بیمار در بخش های مختلف 4 بیمارستان منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران در سال 1398 انجام گردیده است. در این مطالعه نوع نمونه گیری دو مرحله ای تصادفی خوشه ای بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه Body map و پرسشنامه های PTAI و DINO گردآوری گردید.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار سن افراد مورد مطالعه 6/9±7/37 سال به دست آمد. 2/72 درصد (177 نفر) افراد مورد مطالعه را مردان و 8/27 درصد (68 نفر) را زنان تشکیل دادند. نتایج نشان داد که 6/88 درصد (217 نفر) از افراد مورد مطالعه در طی 12 ماه گذشته حداقل در یکی از اندام های خود احساس درد و ناراحتی داشتند. کمردرد با 71 درصد (174 نفر)، شایع ترین ناراحتی اسکلتی-عضلانی در پرسنل مورد مطالعه بوده است. بیش ترین نمره PTAI با 8/69 درصد (171 نفر) در سطح دو (ناحیه زرد: نیازمند اقدامات ارگونومیکی) بود. همچنین 8/27 درصد (68 نفر) در سطح سه (ناحیه قرمز: سطح ارگونومیکی ضعیف) قرار داشت. بیش ترین نمره DINO با 6/57 درصد (141 نفر) در سطح دو (ناحیه زرد) و 6/41 درصد (102 نفر) در سطح سه (ناحیه قرمز) قرار داشت. بین نتایج حاصل از هر یک از شاخص های PTAI و DINO با شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی ارتباط معناداری وجود ندارد (05/0<p). همچنین بین سطوح مختلف شاخص DINO با PTAI ارتباط معناداری وجود دارد (0/05>p).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های مطالعه، هر دو روش PTAI و DINO می تواند ابزاری مناسب جهت ارزیابی نحوه انتقال بیمار باشد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که افراد مورد مطالعه به دلیل ماهیت کارشان در معرض ریسک فاکتورهای دیگر اختلالات اسکلتی-عضلانی مانند وضعیت های نامناسب بدن حین کار، ایستادن های طولانی مدت و فشار کاری بالا در محیط کار بوده اند که نشان می دهد نیاز به مداخلات ارگونومیک و بهبود شرایط کاری پرسنل در اسرع وقت می باشد.

    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی-عضلانی، جابجایی بیمار، پرسنل بیمارستانی، شاخص DINO، شاخص PTAI
  • محمد حمزه شلمزاری، علی غنجال* صفحات 298-305
    زمینه و هدف

    شیوع نسبتا زیاد میزان ناهنجاری های ساختاری و همچنین اهمیت تشخیص به موقع این ناهنجاری ها در پیشگیری از بروز آسیب های بعدی در کارکنان هر سازمانی امری ضروری به نظر می رسد. هدف تحقیق حاضر بررسی میزان شیوع ناهنجاری های اسکلتی عضلانی و ارتباط آن با سابقه کاری در پرستاران رسمی مذکر شاغل در یک مرکز درمانی نظامی طی سال 1398 بود.

    روش ها

    مطالعه مقطعی حاضر در یک مرکز درمانی نظامی شهر تهران انجام گرفت و طی آن 159 نفر از پرستاران رسمی مذکر شاغل در بخش های مختلف مرکز درمانی نظامی در سال 1398 مورد معاینه قرار گرفتند. نمونه گیری به صورت هدفمند صورت گرفت که طی آن تعداد 104 پرستار رسمی مذکر که دارای ناهنجاری های سر به جلو و کایفوز بودند وارد تحقیق شدند. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق عبارت بودند از پرسشنامه اطلاعات فردی شامل (سن، قد، وزن، BMI، سابقه کاری، میزان ساعت کاری، بخش محل خدمت)، خط کش منعطف و گونیامتر (برای اندازه گیری زوایای کایفوز پشتی و سربه جلو). تجزیه و تحلیل داده ها بوسیله نرم افزار SPSS نسخه 23 در سطح معناداری 05/0≥P انجام گرفت.

    یافته ها

    از میان 159 نفر از پرستاران نظامی، تعداد 104 نفر با میانگین سنی 9±6/35 سال و سابقه کاری 9±8/14 سال حضور داشتند. شیوع ناهنجاری های سربه جلو و کایفوز افزایش یافته به ترتیب 93/28 درصد و 47/36 درصد بود. همچنین یافته ها نشان دهنده همبستگی مثبت بین سابقه کاری با ناهنجاری سربه جلو (228/=, r020/0=P) و سابقه کاری با کایفوز افزایش یافته (29/0=, r003/0=P) بود.

    نتیجه گیری

    نتایج تحقیق حاضر حاکی از شیوع نسبتا بالای ناهنجاری های سربه جلو و کایفوز در میان پرسنل پرستاری نظامی می باشد و از لحاظ آماری نیز میزان شیوع این ناهنجاری ها در پرستاران با سابقه کاری بالاتر، به مراتب بیشتر بود. لذا لازم است در وهله اول عوامل موثر در وقوع این ناهنجاری ها شناسایی و در وهله دوم به حذف و یا اصلاح آنها پرداخته گردد.

    * فرمول ها به درستی نمایش داده نمی شوند.

    کلیدواژگان: ناهنجاری، سر به جلو، کایفوز، سابقه کاری، پرستار
  • اکرم همتی پور*، اعظم جهانگیری مهر، زهرا صفری ده کهنه، علی حاتمی، زهرا عریضاوی صفحات 306-313
    زمینه و هدف

    تزریقات غیر ایمن به عنوان طاعون سیستم بهداشتی است که تهدیدی مداوم به ایمنی بیمار می باشد، لذا این مطالعه با هدف تعیین تاثیر برنامه آموزشی با استفاده از شبکه اجتماعی واتس اپ بر میزان آگاهی و عملکرد دانشجویان پرستاری دانشکده علوم پزشکی شوشتر در سال 1398در مورد تزریق ایمن انجام شده است.

    روش ها

    در این مطالعه نیمه تجربی 60 دانشجوی پرستاری ترم 5 به بالا به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه جمعیت شناختی و محقق ساخته آگاهی و چک لیست عملکرد که پایا و روا بودند، استفاده شد. پرسشنامه آگاهی قبل از مداخله توسط دانشجویان پرستاران تکمیل شد و عمکلرد آنها (قبل و حین و بعد از تزریق) با استفاده از چک لیست سیاهه بررسی گردید. سپس یک دوره برنامه آموزشی در مورد تزریقات ایمن با استفاده از شبکه اجتماعی واتساپ برای دانشجویان به مدت یک ماه اجرا شد. سه ماه بعد از مداخله مجددا آگاهی و عملکرد دانشجویان مورد بررسی قرار گرفت.  

    یافته ها

    قبل از مداخله آموزشی میانگین آگاهی 01/4±66/25 و عملکرد 11/1±66/12 بود که بعد از مداخله پرستاری در زمینه تزریقات ایمن به طور معناداری میزان آگاهی 05/5±65/28 و عملکرد 25/1±50/13 افزایش یافت. بیشترین تاثیر آموزش بر عملکرد در مرحله بعد از تزریق مشاهده شده است. همچنین میزان آگاهی در 76 درصد و عملکرد 66 درصد دانشجویان بعد از آموزش در سطح عالی بوده اند. ارتباط آماری معناداری بین آگاهی و عملکرد قبل از مداخله مشاهده نشد (0/05>P) اما بعد از مداخله آموزشی این ارتباط معنادار بود (0/05<P).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آموزش از طریق شبکه اجتماعی واتس اپ می تواند با ارتقاء دانش و عملکرد دانشجویان پرستاری همراه باشد.

    کلیدواژگان: شبکه اجتماعی، تزریقات ایمن، آگاهی، عملکرد، پرستاران
|
  • Valiallah Vahdaninia* Pages 221-234
    Background and Aim

    This study is an epistemological account of the collective nature of the problem of obesity prevalence among the military personnel that by reflecting on the existing knowledge and current and future paths that lead to obesity in the military personnel, we sought to give a conceptual model policymaking for tackling obesity. The prevalence of obesity is a serious challenge for the Iranian Armed Forces’ mission

    Methods

    We reviewed the following topics with a constructivist approach: 1- Understanding the prevalence of obesity at the individual level; 2- The relationship between military lifestyle and prevalence of obesity; and 3- The effects of obesity prevalence in the society on the combat competence of military organizations.

    Results

    The prevalence of obesity is the result of an obesity-inducing context, so considering personal responsibility is not enough to resolve it.The imbalance between food intake, consumption of energy and psychological instability that comes with a military profession are the three sides of a triangle that lead to obesity among the military personnel. On the other hand, the prevalence of obesity in society, especially in children, adolescents and young people who are the future conscripts or military personnel, especially among the children of military personnel as the most likely future candidates for military service, threatens the mission and combat competence of the armed forces.

    Conclusion

    Having a systematic understanding of the nature of obesity; biology and personal choices, the regulatory functions of the military organizations, behavioral context, obesity effects of the policy-making sectors, and the cultural, social, economic and political contexts determine the level of obesity among the military personnel. This can be categorized into five levels for anti-obesity policymaking. Controlling and reversing the prevalence of obesity requires strategic patience, coordinated efforts and participation at all levels of military and national sectors.

    Keywords: Military Personnel, Conceptual Model of Policymaking, Tackling Prevalence of Obesity, National Security
  • Behrouz Jafari*, Ahmad Reza Yousef Pour, Morteza Naji Pages 235-243
    Background and Aim

    Musculoskeletal disorders cause abnormalities and major problems, the most important of which is the inability to perform physical activities and military missions. The aim of this study was to investigate the effect of a course of corrective training on the musculoskeletal disorders of soldiers in a military unit.

    Methods

    The Nordic Questionnaire was distributed among 186 soldiers that randomly selected from the military barracks in Tehran, Iran in 2016. Fifty-six soldiers with at least one musculoskeletal disorder were randomly assigned into two groups of 28 people. The intervention group underwent corrective exercises for eight weeks, and the control group did not perform any specific exercises or activities during this period. The QEC test was used to assess the risk of musculoskeletal disorders.

    Results

    The results of the Nordic questionnaire reported musculoskeletal disorders 51.78% in the lower back, 46.42% in the knees and ankles, 33.92% in the neck, 21.42% in the back, 14.28% in the thighs and buttocks, 12.50% in the shoulders and 10.71 % in hands and wrists. Risk factors for the tasks include 35.71 % very high, 46.42 % high, 12.50 % moderate and 5.35 % low. Finally, it was observed that corrective exercises had a significant effect on musculoskeletal disorders of the intervention group in the neck area (p=0.051 and 2.271), the lumbar region (p=0.05 and z=3.256), and the shoulder muscle (p<0.05, z=3.045) and the wrist/hand area (p=0.05 and z=3.276). But no change was observed in the control group.

    Conclusion

    Corrective exercises and physical fitness training reduce musculoskeletal disorders and incorporate corrective exercises into the morning exercise program.

    Keywords: Musculoskeletal Disorders, Military, Soldier, Corrective Exercises
  • Mohammad Jafar Sepahvand, Mahrooz Javadi*, Morteza Khaghanizadeh, Jamileh Mokhtari, Saeed Babajani Vafsi Pages 244-251
    Background and Aim

    The military personnel face many stressors. This study aimed to identify coping mechanisms in the face of stressors in military personnel.

    Methods

    This is a cross-sectional study and the sample was 384 of staffs affiliated to Iranian Navy Force, who were selected by cluster random sampling. Data collection tools were demographic questionnaire, a military stressors questionnaire developed by Azad Marzabadi and Lazarus-Folkman's coping mechanisms questionnaire. Stressors were evaluated in six areas (factors related to the region of workplace, social, occupational, personal, familial and military-related factors) and coping mechanisms in eight subscales including; confronting coping, distancing, self-controlling, seeking social support, accepting responsibility, escape-avoidance, planful problem solving, and positive reappraisal.

    Results

    Among the stressors, the highest level of stress was related to the military with an average of 17.95. The most common coping mechanism was positive reappraisal with an average of 10.65. The mean use of problem-oriented mechanisms was significantly higher than emotion-driven mechanisms (P<0.001). There was a direct and positive relationship between most stressors factors and emotion-driven mechanisms and negative and reverse relationship with problem-oriented mechanisms.

    Conclusion

    The study found that participants were more likely to use problem-oriented mechanisms in coping with stressors. However, it is necessary to take appropriate measures to reduce the use of emotion-based solutions and also to strengthen the use of problem-oriented coping mechanisms.

    Keywords: Coping Mechanisms, Military Forces, Stressors
  • Amin Amini, Hossein Shirvani*, Behzad Bazgir Pages 252-263
    Background and Aim

    Even though aging is a natural process but many effective factors such as life style, rest and sleep pattern, stresses and confronting them can affect this process. Identifying the effective factors is necessary for improving retirement quality of life. The purpose of this study was to compare quality of sleep of sleep quality in active and non-active military retirement and its relationship with mental health.

    Methods

    This is a descriptive - correlational study that 80 military retirement (40 active retirement and 40 non active retirement) aged 65 - 70 years, availability selected as statistical sample. In order to collect data needed to assess their sleep quality index of Pittsburgh Sleep Quality Questionnaire (PSQI) and also of mental health, Goldber & healer (GHQ-28) questionnaire were used. In order to compare the mean of the two groups, T-test descriptive statistics and deductive statistics, is used; Also, Stepwise Regression test were used to predict the contribution of sleep quality components to mental health of retirees.

    Results

    The results showed that active military retirement had better scores in sleep quality and mental health than non-active military retirement (P<0.05). Also the result of step wise regression showed that none of the components of sleep quality couldn’t predict mental health in active and non-active military retirement.

    Conclusion

    According to the results of the research, there is a significant difference between active and non-active military retirement. According to the findings of this research and other related researches it can be concluded that doing public sports has a positive and significant effect on military retirement Quality of Sleep and mental health.

    Keywords: Quality of Sleep, Military Retirement, Active, Mental Health
  • Mohammadjavad Ahmadizadeh, Mehdi Rezaei* Pages 264-272
    Background and Aim

    transcranial direct current stimulation (tDCS) is a potential non-invasive treatment for psychiatry disorders. The aim of this study was to investigate the efficacy of bilateral tDCS on depression, anxiety and rumination of patients with post-traumatic stress disorder (PTSD).

    Methods

    This was a double-blind interventional study with pretest – posttest design and one month follow- up. This study was carried out in 2018 with statistical population of PTSD patients from Tehran, Iran. In present study 20 patients with PTSD symptoms were selected using convenience sampling and randomly divided to interventional (n=10) and control groups (n=10). The interventional group received real 2.0 mA tDCS over dorsolateral prefrontal cortex (DLPFC) lasted 20 min in 10 session and the control group received sham tDCS. In present study, Structured Clinical Interview, the Beck Depression and Anxiety Inventory and Nolen-Hoeksema Ruminative Response Scale were used in pretest, posttest and follow- up. 

    Results

    Patients demonstrated significant depression and anxiety symptoms reductions in the interventional group compared to the control group. There were significant differences between the two groups in rumination at post-test but there were no significant differences between the interventional and control groups in rumination at follow-up.

    Conclusion

    tDCS improve depressive and anxiety symptoms in patients with PTSD. However, there was no significant reduction in rumination at follow-up course. Further studies may determine optimal stimulation parameters for maximal mood benefit in patients with PTSD.

    Keywords: Transcranial Direct Current Stimulation (tDCS), Post-Traumatic Stress Disorder (PTSD), Depression, Rumination
  • Maryam Moshkani Farahani*, Mozafar Shirdel, Vahid Sobhani, Mohsen Sadeghi Ghahroodi, Manijeh Fallah Pages 273-280
    Background and Aim

    With regular exercise, the heart undergoes structural and functional changes. The purpose of this study was to evaluate the right ventricular changes by echocardiography in military personnel participating in endurance or strength training.

    Methods

    This clinical trial was performed on 40 male military students at a military medical university in Tehran, Iran in 2018. Echocardiography was performed for all subjects at the baseline and clinical data were recorded and then the subjects were randomly divided into two groups. For one group endurance training and for the other group strength training was performed professionally for 10 weeks under the supervision of a sports coach. Echocardiography was performed for both groups after the end of the training and clinical data were recorded and changes were evaluated and analyzed.

    Results

    Mean age and clinical data at baseline were not significantly different between the two groups. At the end of the study, after 10 weeks of exercise, a significant increase in RVAD and E/e 'was observed in either endurance or strength groups. The E/e', SWDT and Relative wall thickness showed a significant increase in the strength group compared to the endurance group. The exercise intervention decreased the RVAS in both groups, which was significant in endurance group. In SWDT and LV mass index, only significant increase was observed in endurance group. PAP only increased significantly in the strength group after exercise and was the only index that was in the abnormal range. In the other measured indices, there was no significant difference between endurance or strength groups before and after 10 weeks of exercise training.

    Conclusion

    The findings of the present study showed that both types of strength or endurance exercise have an impact on the functional status of the military heart, however, the strength exercise is more effective.

    Keywords: Strength Exercise, Endurance Exercise, Echocardiography, Military
  • Seyyed Vali, Allah Mousavi* Pages 281-288
    Background and Aim

    Internet addiction as one of the addictive behaviors is associated with negative Intrapersonal and interpersonal outcomes.The purpose of this study was to investigate the prevalence of Internet addiction and the Status of the use of virtual social networks in Iranian Adolescents and youths.

    Methods

    The statistical population of this cross-sectional study included all Iranian teenagers and youths in spring of 2018. Iran was divided into 5 clusters (north, south, center, east, west) for sampling, then, a province was randomly selected from each cluster and the research tool was distributed voluntarily among teenagers and youths in the center of that province. The sample number in this study was 1491 people that responded to demographic characteristics and Yang’s Internet addiction questionnaires.

    Results

    The overall prevalence of severe Internet addiction is 2.4 percent, regarding gender; 2.9 percent for boys, 2.2 percent for girls, and regarding age 2.5 percent for teenagers, and 2.3 percent for young people, but the differences were not significant. In the two groups of girls and boys, there is no difference in terms of the average score of Internet addiction, while there is a difference between the two groups of teenagers and young people, and the average Internet addiction in the youth age group is slightly higher than teenagers. Telegram, Instagram and WhatsApp are also popular social media networks, and communication with friends and news awareness are the most important reasons for using virtual social networks. 

    Conclusion

    There is a small amount of severe internet addiction among teenagers and youths, but the important point in the present study is the high number of teenagers and youths who are involved in mild or moderate internet addiction.

    Keywords: Internet Addiction, Virtual Social Networks, Teenager, Youth, Prevalence
  • Bafrin Moloudpourfard, Davoud Panahi, Sheari Suri, Hamid Soori, Ali Salehi Sahlabadi* Pages 289-297
    Background and Aim

    Work-related musculoskeletal disorders are one of the most important health hazards of hospital personnel with the task of patient transfer and is highly prevalent. Therefore, the aim of this study is ergonomic risk assessment of musculoskeletal disorders in hospital personnel with the task of patient transfer working in different sections of selected hospitals affiliated to Shahid Beheshti University of Medical Sciences using DINO and PTAI methods.

    Methods

    This cross-sectional study was performed on 245 hospital personnel with the task of patient transfer in different sections of 4 selected hospitals, affiliated to Shahid Beheshti University of Medical Sciences in Tehran, in 2019. In this study was used two-stage cluster random sampling. Data were collected by using Body map, PTAI and DINO questionnaires.

    Results

    The mean and standard deviation of age were 37.7 ± 9.6 years. 72.2% (177 people) of the subjects were men and 27.8% (68 people) were women. Results showed 88.6% (217 people) of the subjects had pain in at least one of the body organs during the past 12 months. Low back pain with 71% (174 people) was the most common musculoskeletal discomfort between subjects. The highest PTAI score was 69.8% (171 people) at second level (yellow area) and 27.8% (68 people) in third level (red area). The highest DINO score was 57.6% (141 people) at second level (yellow area: Requires Ergonomic Measures) and 41.6% (102 people) at third level (red area: weak ergonomic surface). Relationship between the results of PTAI and DINO indexes and prevalence of musculoskeletal disorders were not found significant (p>0.05). The results showed there is a significant relationship between different levels of DINO index with PTAI index (p<0.05).

    Conclusion

    Both PTAI and DINO methods can be a useful tool for evaluating patient displacement. Other risk factors such as inappropriate body postures, prolonged standing and high work pressure in nursing job, indicate that the need of ergonomic interventions and improvement of working conditions is as soon as necessary.

    Keywords: Musculoskeletal Disorders, Patient Transfer, Hospital Personnel, DINO index, PTAI index
  • Mohammad Hamzeh Shalamzari, Ali Ghanjal* Pages 298-305
    Background and Aim

    The relatively high prevalence of structural deformities and also the importance of timely detection of these abnormalities, are essential in preventing future injuries to employees in any organization. The aim of this study was to investigation of musculoskeletal deformities prevalence and its correlation with working experience in male nurses in a military medical center in 2019.

    Methods

    This cross-sectional study conducted on 159 male nurses, which they working in different parts of a military medical center in Tehran, Iran in 2019. Purposeful sampling was performed which 104 nurses with forward head position and kyphotic abnormalities were included in study. The tools used in this study were: Personal information questionnaire (Age, Height, Weight, BMI, Work experience, Hours of work, and Workplace center), Flexible ruler and goniometer (for measuring forward head and kyphosis angles). Data were analyzed by SPSS software version 23 at the significant level P≥0.05.

    Results

    Of the 159 military nurses, 104 nurses were participated with an average age of 35.6±9 years and 14.8±9 years of work experience. The prevalence of forward head position and kyphosis deformities was 28.93% and 36.47%, respectively. The results also showed a positive correlation between work experience with forward head position (P=0.020, r=0.290) and hyper kyphosis (P=0.003, r=0.228).

    Conclusion

    The results of present study indicate a relatively high prevalence of forward head position and kyphotic deformities among military nurses. Statistically, the prevalence of these deformities was significantly higher in nurses with higher work experience. Therefore, it is necessary in the first place to identify the factors affecting the occurrence of these deformities and then to remove or correct them and in the second to focus on the correction of these deformities.

    Keywords: Deformity, Forward head position, Kyphosis, Work experience, Nurse
  • Akram Hemmatipour*, Azam Jahangiry Mehr, Zahra Safari Dehkohne, Ali Hatami, Zahra Arizavi Pages 306-313
    Background and Aim

    Unsafe injection is like a plague for the health system, which is a constant threat to patient safety. Therefore, the present study was conducted to determine the effect of educational program using the WhatsApp social network on knowledge and performance of nursing students in regard with safe injection in Shushtar University of Medical Sciences in 2020.

    Methods

    In this quasi-experimental study, 60 nursing students of 5th semester (or higher) were enrolled using census. Demographic questionnaire, researcher-made questionnaire on knowledge and performance checklist were used for data collection. The knowledge questionnaire was completed by nursing students before intervention and their performance (before, during, and after injection) was assessed using inventory checklist. Then, a one-month course on safe injections using the WhatsApp social network was launched for students. Three months after intervention, students’ knowledge and performance were assessed again.

    Results

    The results showed that before the intervention, the average levels of knowledge and performance were 25.66±4.01 and 12.66±1.11, respectively. After intervention about safe injection, the levels of knowledge and performance increased to 28.65±5.05 and 13.50±1.25, respectively. The greatest effect of education on performance was observed after the injection. In addition, the knowledge and performance respectively in 76% and 66% of students were at an excellent level. There was no statistically significant relationship between knowledge and performance before intervention (P>0.05), but this relationship was significant after the educational intervention (P<0.05).

    Conclusion

    The findings of this study showed that education based on WhatsApp social network can be associated with the promotion of knowledge and performance of nursing students.

    Keywords: Social network, Safe injections, Knowledge, Performance, Nurses