فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/28
  • تعداد عناوین: 14
|
  • لیلا زندی، رضا عرفرانزاده*، حامد جنیدی صفحات 1-11

    تنفس میکروبی یکی از مهم ترین فاکتورهای کیفی خاک است که به تغییر کاربری اراضی حساسیت بالایی دارد. انجام فعالیت های کشاورزی، به ویژه شخم بی رویه، شرایط خاک را تغییر داده و موجب افزایش فعالیت های میکروبی و تجزیه بیشتر بقایای گیاهی می گردد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر نوع کشت در تغییر کاربری مراتع طبیعی به اراضی زراعی و باغی بر تنفس میکروبی و برخی دیگر از فاکتورهای خاکی انجام شد. برای این منظور سه کاربری شامل مرتع، باغ، اراضی زراعی نخود و گندم به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شدند. برداشت نمونه های خاک به تعداد 42 عدد به شکل تصادفی-سیستماتیک از عمق 25-0 سانتی متری صورت گرفت. نتایج حاصل از تجزیه واریانس یک طرفه (ANOVA) نشان داد که بیشترین میزان تنفس میکروبی خاک در کاربری باغ با میانگین 63/0 میلی گرم دی اکسید کربن در روز مشاهده شد و کمترین آن در اراضی گندم، مرتع و نخود به ترتیب با میانگین 40/0، 30/0 و 30/0 میلی گرم دی اکسید کربن در روز مشاهده گردید. همچنین نتایج نشان داد که ماده آلی کل خاک در کاربری مرتع با میانگین 93/1 درصد بیشترین مقدار را داشت و در کاربری های باغ، نخودزار و گندم زار به ترتیب 45/1، 95/0 و 97/0 درصد بود. بیشترین مقدار نیتروژن کل نیز در کاربری مرتع با میانگین 16/0 درصد مشاهده گردید. ولی در سایر کاربری ها مقدار آن به صورت معنی داری کمتر بود. pH خاک نیز در کاربری باغ با میانگین 07/8 دارای بیشترین مقدار و در کاربری مرتع با میانگین 40/7 دارای کمترین مقدار بود. این تحقیق نشان داد که در تبدیل مرتع به کشاورزی و باغ می تواند صدمه کمتری به کیفیت خاک وارد کند.

    کلیدواژگان: تغییر کاربری اراضی، تنفس میکروبی، مرتع، باغ، نخودزار، گندم زار
  • حسین ارزانی، فرج الله ترنیان*، جواد معتمدی، حمزه علی شیرمردی، فرهاد آقاجانلو، کاظم ساعدی، محمدرضا نجیب زاده صفحات 12-24

    طیف سنج مادون قرمز نزدیک NIRS روشی است که به عنوان یک جایگزین برای روش های تجزیه قدیمی اندازه گیری ارزش غذایی علوفه استفاده می شود. هدف از این مطالعه، بررسی امکان ارزیابی سریع عناصر غذایی پرمصرف (کلسیم، منیزیم، فسفر، سدیم و پتاسیم) به کمک تکنولوژی مادون قرمز نزدیک و ارزیابی معادلات مربوطه است. در ابتدا عناصر مربوط به 300 نمونه گیاهی فورب در آزمایشگاه اندازه گیری و در مرحله بعد نمونه های گیاهی آسیاب شده با دستگاه NIR اسکن شدند. برای ایجاد معادلات رگرسیون از نرم افزار Unscrambler استفاده شد و از روش Partial least squares type1، بهترین معادله کالیبراسیونی برای هر عنصر با توجه به ضریب تعیین و اشتباه معیار کالیبراسیون به دست آمد. نتایج نشان داد که معادلات پتاسیم (X99/0 =Y) با 99/0 =R2 و 004/0 =SEC و کلسیم (X84/0+06/2 =Y) با 84/0 =R2 و 22/2 =SEC از صحت کافی برخوردار هستند و معادله مربوط به عنصر فسفر (X87/0+26/0 =Y) با 87/0 =R2 و 31/0 =SEC نیز می توانند برای تخمین داده های خام با دستگاه NIR به کار برده شود. در بهترین حالت، معادله به دست آمده برای عنصر منیزیم (X69/0+6/1 =Y) دارای 69/0 =R2 و 60/1 =SEC و برای سدیم (X85/0+85/0=Y) دارای 84/0 =R2 و 91/0 =SEC بود که به نظر می رسد نمی توانند دقت قابل قبولی داشته باشند.

    کلیدواژگان: ارزش غذایی علوفه، عناصر معدنی، تجزیه شیمیایی، NIRS
  • فاطمه خوشیاری*، قاسمعلی دیانتی تیلکی، مهدی عابدی صفحات 25-36

    تغییر غیراصولی کاربری اراضی، تاثیر زیادی بر تخریب خاک و کاهش حاصل خیزی خاک دارد که متاسفانه در مراتع کشور ما به ویژه در سال های اخیر افزایش چشم گیری داشته است. در خرداد ماه 1395 هم زمان با رشد غالب گیاهان با پیمایش صحرایی، پنج کاربری قرق، مرتعکاری شده با Bromus tomentellus، تحت چرای دام، تحت کاشت چاودار کوهی (Secale montanum) و دیم زار برای مطالعه انتخاب شدند. نمونه برداری در مجموع در امتداد 15 ترانسکت 50 متری و 45 قطعه نمونه (1 × 1 متر ی) به صورت تصادفی- سیستماتیک انجام شد و 45 نمونه خاک از لایه 20-0 سانتی متری جمع آوری شد. برخی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک شامل پایداری خاکدانه، بافت خاک، جرم مخصوص ظاهری، کربن آلی، نیتروژن کل، واکنش خاک (pH) و هدایت الکتریکی (EC) اندازه گیری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار R انجام شد و برای آنالیز داده ها از مدل خطی ترکیبی عمومی و مقایسه میانگین ها از آزمون توکی استفاده شد. نتایج نشان داد که تغییر کاربری اراضی بر درصد رس و پایداری خاکدانه معنی دار نیست. این درحالی است که تغییر کاربری اراضی سبب افزایش هدایت الکتریکی (EC)، سیلت و  جرم مخصوص ظاهری و کاهش درصد شن از 40 درصد در کاربری تحت چرا به 78/20 درصد در دیم زار و کاهش نیتروژن شده است. متوسط درصد نیتروژن در بالاترین میزان 54/0 درصد در قرق و کمترین آن در دیم زار با مقدار 17/0 درصد مشاهده شده است. در مجموع با توجه به نتایج به دست آمده می توان بیان کرد که تغییرکاربری اراضی می تواند با تغییر ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک موجب کاهش کیفیت و حاصل خیزی خاک شود.

    کلیدواژگان: تخریب اراضی، تغییرکاربری، قرق، کجور، نیتروژن خاک
  • حامد فرضی*، رضا تمرتاش، زینب جعفریان، محمدرضا طاطیان صفحات 37-46

    تغییر در غنا و تنوع گونه ای از مشخصه های اکوسیستم های دست کاری شده است. هرچه تنوع گونه ای یک اکوسیستم بیشتر باشد، زنجیره غذایی پیچیده تر می شود. از آنجایی که احیاء مراتع با رعایت شرایط اکولوژیک می تواند موجب بهبود کمی و کیفی پوشش گیاهی گردد، بدین منظور تحقیق حاضر در خرداد و تیر 1397در حوزه آبخیز ارنگه استان البرز به منظور بررسی تغییرات تنوع گونه ای و تنوع کارکرد گونه های گیاهی در اقدامات بیولوژیکی مختلف انجام شد. در این تحقیق ویژگی های کارکردی گیاهان، تعداد گونه ها و درصد پوشش آنها در مناطقی که اقدامات بیولوژیکی شامل بذرپاشی، کپه کاری، مدیریت چرا و قرق و هم چنین یک مرتع طبیعی به عنوان تیمار شاهد در مجاورت آن ها انجام گرفت، جمع آوری شد. سپس با استفاده از این اطلاعات، شاخص های تنوع گونه ای غنا (S)، شانون (H)، سیمپسون (D) و یکنواختی (E) و شاخص های تنوع کارکردی شامل چندوجهی محدب (Convex hull hyper-volume)، غنای کارکرد (Functional Richness)، یکنواختی کارکرد (Functional Evenness)، واگرایی کارکرد (Functional Divergence) و شاخص رایو (Rao) در همه سایت ها محاسبه شدند. برای محاسبه این شاخص ها از بسته FD و برای بررسی اثر تیمار های بیولوژیکی بر روی شاخص های تنوع از آنالیز تشخیص کانونیک تعمیمی (GCCA) از بسته canic در نرم افزار R نسخه 3.1.1 استفاده شد. به منظور بررسی مقایسه شاخص های تنوع در تیمار های مختلف بیولوژیکی از آزمون تجزیه واریانس یک طرفه استفاده شد. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که مرتع شاهد دارای بالاترین تنوع شانون بوده و با کپه کاری و قرق اختلاف معنی داری از این نظر داشته است. برای شاخص غنای گونه ای بین تیمار بذرپاشی با مرتع طبیعی اختلاف معنی داری مشاهده نشد، اما با دیگر اقدامات از جمله کپه کاری و مدیریت چرا اختلاف معنی داری در سطح پنج درصد مشاهده شد. نتایج تجزیه واریانس برای شاخص های مختلف تنوع کارکردی بیانگر این مطلب بود که در بین شاخص های تنوع کارکرد، به جز شاخص چندوجهی محدب CHull)، شاخص های غنای کارکرد (FRic)، واگرایی کارکرد (FDiv) و یکنواختی کارکرد (FEve) همبستگی مثبتی با اقدامات بیولوژیکی داشتند. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که شاخص رایو در سایت قرق، دارای بالاترین مقدار بوده و با سایت مدیریت چرا اختلاف معنی داری داشته اما تفاوت آن با بذرپاشی و کپه کاری زیاده بوده است. نتایج بیانگر این مطلب بود که با توجه به زیاد بودن تعداد پایه های گونه های علفی در منطقه و گاهی به علت کپه ای بودن شمارش این گونه ها مشکل و از دقت بسیار پایین نیز برخوردار است، لذا استفاده از ویژگی های کارکردی می تواند شاخص های تنوع را با دقت بیشتری در منطقه برآورد نماید.

    کلیدواژگان: ویژگی کارکرد، غنای گونه ای، غنای کارکرد، کپه کاری، مراتع ارنگه
  • معصومه عباسی خالکی، اردوان قربانی*، اباذر اسامعیلی عوری، علی اکبر شکوهیان، علی اشرف جعفری صفحات 47-61

    تبدیل اراضی مرتعی به دیم زار در سطوح وسیع و در زمانی نسبتا کوتاه و عدم رعایت اصول عملیات زراعی در این دیم زارها باعث بروز فرسایش خاک و کاهش بازدهی شده و در نتیجه این اراضی رهاشده و یا در شرف رهاشدن هستند که باید زیر پوشش پروژه تبدیل دیم زارها قرار گیرند. برای این منظور یافتن مکان های مناسب برای اجرای پروژه های اجرایی به ویژه در سطح کلان جزء مراحل مهم مطالعات به شمار می رود. در این راستا در تحقیق حاضر از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. در اجرای این مدل 5 معیار اصلی شامل عوامل فیزیوگرافی، اقلیمی، خاکی، ژیومورفولوژی و کاربری اراضی و 14 زیرمعیار انتخاب شدند. بدین ترتیب که فیزیوگرافی؛ 3 زیرمعیار ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت جغرافیایی، اقلیمی؛ 2 زیرمعیار بارندگی و دما، خاکی؛ 5 زیرمعیار شوری، اسیدیته، بافت، عمق و ماده آلی خاک، ژیومورفولوژی؛ 2 زیرمعیار سازندهای زمین شناسی و فرسایش و کاربری اراضی 11 زیرمعیار را شامل می شود. نتایج محاسبه وزن نسبی معیارهای اصلی نشان داد که از میان عوامل اصلی تاثیرگذار در مکان یابی دیم زارهای مستعد احیا در حوزه آبخیز بالخلی چای اردبیل، بیشترین تاثیر را عامل فیزیوگرافی و اقلیم به ترتیب با وزن 426/0 و 270/0 داشته اند و پس از آن عوامل خاک شناسی و کاربری اراضی دارای اولویت های بعدی می باشند. عامل ژیومورفولوژی نیز با وزن 055/0 کمترین اثر را داشته است. همچنین نتایج نشان داد که 6355/26436 هکتار از سطح دیم زارهای واجد شرایط (کم بازده و رهاشده) معادل 62/44 درصد این اراضی (بیشترین سطح)، دارای استعداد یا پتانسیل متوسط برای احیا می باشند. کمترین سطح اراضی برابر با 3948/3603 هکتار (08/6 درصد) دارای توان کم یا نامناسب برای احیا می باشند. همچنین 2980/1983 هکتار (35/3 درصد) از دیم زارهای موردمطالعه برای احیا بسیار نامناسب و 5362/15780 هکتار (63/26 درصد) از این دیم زارها برای احیا بسیار مناسب هستند. به طور کلی استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی توانست راه کاری کارآمد و مقرون به صرفه در تعیین بااستعدادترین اراضی دیم زار کم بازده و رهاشده برای احیا و تبدیل به مراتع مطلوب باشد و این فرآیند می تواند به مدیران و برنامه ریزان متخصص در این زمینه کمک نماید تا موفقیت پروژ ه های تبدیل دیم زار مشابه این پژوهش تضمین شود.

    کلیدواژگان: مدل سازی، GIS، کاربری اراضی، دیم زار کم بازده، دیم زار رهاشده، پتانسیل احیا
  • محبوبه میرزاحسینی، محمد جعفری*، حسین آذرنیوند، علی طویلی، بهروز زارعی دارکی، یولاندار کانتون کاستیا صفحات 62-72

    سیانوباکتری ها جزو پوسته های بیولوژیکی خاک هستند که نقش مهمی در رشد گیاهان مرتعی دارند. آنها به عنوان محرک های رشد در جوانه زنی بذور نقش داشته و در رشد گیاهان مرتعی تاثیر به سزایی دارند. در این تحقیق اثرگذاری غلظت های مختلف سیانوباکتری به عنوان یکی از پوسته های زیستی خاک بر رویش و درصد ظهور گونه Agropyrun desertorum به عنوان گونه غالب در مرتع گلگنگک [1] واقع در حوزه آبخیز جمع آبرود بررسی شده است. به منظور بررسی اثر غظت های مختلف سیانوباکتری بر روی درصد ظهور گونه مزبور، در ابتدا با نمونه برداری از افق سطحی خاک، واقع در عمق (2-0 سانتی متر) سیانوباکتری های منطقه جمع آوری و در شرایط آزمایشگاه خالص سازی شدند. این خالص سازی تا حد جنس ادامه یافت و نهایتا 3 جنس غالب از سیانوباکتری منطقه شناسایی گردیدند که به ترتیب الویت عبارتند از: Nostoc ,Phormidium ,Osillatoria . در مرحله بعد سه غلظت مختلف از سیانوباکتری شامل 1012 ، 1010 و 108  عدد سلول سیانوباکتری در یک لیتر تهیه شده و به طور مستقیم در عرصه پاشش گردید. سپس بذر گونه مزبور کشت شد و  اثر غلظت های مختلف سیانوباکتری بر روی رویش بذر گونه، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین کرت شاهد و سایر کرت های تلقیح سیانوباکتری در مورد رویش گونه Agropyrun desertorum وجود دارد. همچنین به جز درصد ظهور که در غلظت 1012 عدد سیانوباکتری بیشترین اثر را دارد بقیه پارامترهای مورد بررسی (طول اندام هوایی، طول ریشه، بیومس اندام هوایی و بیومس ریشه) در غلظت 108  عدد سیانوباکتری بهترین وضعیت را نشان دادند.

    کلیدواژگان: سیانوباکتری، درصد ظهور، جمع آبرود، پوسته های زیستی خاک
  • محمود حمیدیان*، حسین بارانی، مرجان محمدزاده، احمد عابدی سروستانی، محسن توکلی صفحات 73-84

    سامان های عرفی مراتع ایران با داشتن جاذبه های اکوتوریستی فراوان و فرهنگ غنی جامعه محلی وابسته به آنها می توانند با تهیه راهکارهای مناسب و برنامه ریزی و مدیریت اصولی  به یکی از قطب های اصلی اکوتوریسم در کشور تبدیل گردند. هدف اصلی این مطالعه تبیین و توسعه  مولفه ها و شاخص های مناسب و قابل اعتماد یرای پایش و سنجش تناسب سامان های عرفی مرتعی از دیدگاه بعد اجتماعی- فرهنگی برای توسعه اکوتوریسم با تاکید بر سامان های عرفی مراتع استان ایلام است. روش انجام پژوهش با توجه به ماهیت کار مبتنی بر روش های توصیفی- تحلیلی و پیمایشی (نظرسنجی از خبرگان و پژوهشگران) می باشد. برای شناسایی مولفه ها و شاخص های بعد اجتماعی- فرهنگی توسعه اکوتوریسم از روش دلفی استفاده گردید. ابتدا با انجام مصاحبه های اکتشافی، مرور ادبیات مرتبط با موضوع و بازدیدهای میدانی تعداد 73 شاخص در قالب 8 مولفه استخراج و در معرض قضاوت اعضای تیم پانل متشکل از 31 نفر از شش گروه صاحب نظر، ذینفع و مرتبط با امور گردشگری و اکوتوریسم قرار گرفت. و در نهایت شاخص هایی با میانگین امتیاز بیشتر از 3، انحراف معیار کمتر از 1 و ضریب تغییرات کمتر از 3/0 انتخاب شدند. در این پژوهش تعداد 6 مولفه شامل: امنیت، فرهنگ ها و سنت ها، روحی و عاطفی، مشارکت و همبستگی، مالکیت و ظرفیت های بالقوه و 31 شاخص برای پایش و سنجش مناسب بودن سامان های عرفی مرتعی از دیدگاه بعد اجتماعی- فرهنگی توسعه  اکوتوریسم مناسب تشخیص داده شدند. در این میان شاخص های”درجه انگیزه جامعه محلی برای حفظ، ثبات و احیای مراسم آیینی، هنر، معماری بومی، صنایع دستی و...” از مولفه روحی و عاطفی با میانگین 81/4” غنای آداب و رسوم مراسمات عزا و عروسی در سامان عرفی” از مولفه فرهنگ و سنت ها با میانگین 77/4” میزان رضایت گردشگران از امنیت درون سامان های عرفی” از مولفه امنیت با میانگین 74/4 به ترتیب بالاترین امتیازات را از طرف اعضای تیم پانل دریافت کردند. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان یک داده اولیه برای برنامه ریزی توسعه اکوتوریسم در مراتع کشور مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: توسعه اکوتوریسم، بعد اجتماعی- فرهنگی، روش دلفی، مولفه ها و شاخص ها، سامان های عرفی
  • نادیا کمالی*، مهشید سوری، علیرضا افتخاری، پروانه عشوری صفحات 85-94

    تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر سطوح مختلف حفاظتی-مدیریتی بر پویایی کربن آلی خاک در منطقه سالوک صورت گرفت. بدین منظور مناطقی با سه سطح حفاظتی شامل منطقه شکار ممنوع، منطقه پارک ملی و منطقه حفاظت شده انتخاب شدند. نمونه برداری خاک به روش تصادفی-سیستماتیک در سه تکرار برای هر تیمار و از عمق های 0-10، 10-30 و 30-100 سانتی متر انجام شد. تفکیک اجزاء اندازه ای با استفاده از الک های 18، 35، 60 و 270 مش صورت گرفت و خاک های هر عمق به 5 کلاس اندازه ای تفکیک شده (F1: 1000- 2000 µm، F2: 500- 1000 µm ، F3: 250- 500µm ، F4: 53- 250 µm، F5: <53 µm) و درصد کربن موجود در هریک از اجزاء اندازه ای اندازه گیری شد. نتایج نشان داد، مقدار کربن در اعماق مختلف خاک در تیمار پارک ملی فاقد اختلاف می باشد. به طور کلی به دلیل پایداری این منطقه، میزان کربن در آن تغییرات زیادی ندارد؛ در حالی که در مناطق حفاظت شده و شکار ممنوع در اعماق مختلف در مقدار کربن اختلاف مشاهده می شود. در منطقه حفاظت شده به دلیل چرای متوسطی که توسط حیاط وحش و دام های عشایری صورت می گیرد، رشد ریشه و افزایش تجزیه مواد آلی در لایه های زیرین کم و بیشترین میزان کربن در لایه های سطحی مشاهده می شود. در منطقه شکار ممنوع چرای بسیار شدید باعث کاهش ورود مواد گیاهی و هدررفت بسیار زیاد دی اکسید کربن شده، در نتیجه مقدار کربن خاک به طور کلی درصد کمی دارد. همچنین در تمامی مناطق مورد مطالعه، محتوای کربن خاک با افزایش اندازه ذرات کاهش می یابد، به طوریکه در تمامی مناطق مورد مطالعه کمترین میزان کربن در اجزاء اندازه ای F1 و F2 و بیشترین آن مربوط به اجزاء اندازه ای F4 و F5 می باشد.

    کلیدواژگان: دینامیک کربن، سالوک، منطقه شکار ممنوع، منطقه حفاظت شده، پارک ملی، محتوای کربن
  • جواد معتمدی*، مهدی معمری، اسماعیل شیدای کرکج صفحات 95-105

    چرای دام به عنوان موثرترین عامل در تغییر صفات گیاهی در مراتع است که می تواند عملکرد اکوسیستم را تحت تاثیر قرار دهد. با توجه به اینکه اطلاعات محدودی در خصوص اثر شدت های مختلف چرای دام بر ویژگی های گیاهی Artemisia fragrans در درمنه زارهای کوهستانی در دسترس می باشد؛ در این پژوهش، اثر شدت های مختلف چرا (سبک، متوسط و سنگین) بر صفات گیاهی آن مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، سه مکان مرتعی با شدت های مختلف چرای دام، انتخاب و در هر یک از آنها، ضمن اندازه گیری پوشش گیاهی در داخل 60 پلات یک مترمربعی مستقر در امتداد ترانسکت های 200 متری، تعداد 40 پایه گیاهی با اندازه های مختلف، انتخاب و صفات گیاهی در آنها اندازه گیری شد. برای مقایسه میانگین صفات گیاهی، از تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون چنددامنه ای دانکن استفاده شد. نتایج بیانگر تفاوت معنی دار بین زی توده هوایی، قطر متوسط تاج، ارتفاع، سطح تاج و حجم گیاه در سه شدت چرایی است. از سویی دیگر، زی توده زیرزمینی، قطر یقه و سطح یقه گیاه در مکان های مختلف، با همدیگر اختلاف معنی دار نداشتند. بیشترین و کمترین میانگین زی توده هوایی به ازای هر پایه، به ترتیب در مکان با شدت چرای سبک و سنگین برابر 9/17 و 4/12 گرم بود. همچنین بیشترین میانگین زی توده زیرزمینی با 9/19 گرم به ازای هر پایه و کمترین مقدار با 5/16 گرم به ازای هر پایه به ترتیب متعلق به مکان های با شدت چرای سبک و سنگین بود. محاسبه درصد تغییرات صفات در هر یک از مکان های شدت چرای متوسط و سنگین نسبت به مکان چرای سبک، نشان داد که همه صفات با روند کاهشی روبرو شده اند و بیشترین درصد تغییرات صفات، مربوط به مکان چرای سنگین است. به طورکلی با افزایش شدت چرا، کاهش صفات قطر و سطح یقه، کمترین مقدار و برای صفات حجم گیاه، قطر متوسط تاج و سطح تاج پوشش بیشترین مقدار بود. با مطالعه تاثیر شدت چرا بر روی گیاهان، می توان به علایم هشدار دهنده ای که باعث تخریب اکوسیستم های مرتعی می شوند، پی برد.

    کلیدواژگان: تخریب اکوسیستم، صفات ساختاری، صفات بیوماس، عملکرد اکوسیستم، ویژگی گیاهی
  • سینا نبی زاده، علی اصغر نقی پور برج*، پژمان طهماسبی صفحات 106-119

    مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه اثرات آتش سوزی و محصولات آن بر تغییر شکل های زیستی و کلاس های خوش خوراکی به صورت هم زمان در پوشش گیاهی و بانک بذر خاک در مراتع نیمه استپی کرسنک در استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. نمونه برداری از پوشش گیاهی و بانک بذر خاک به روش تصادفی طبقه بندی شده و در 3 سایت با سابقه آتش سوزی یک ساله انجام گرفت. همچنین، در بخشی از منطقه که در چند سال  اخیر آتش سوزی در آن رخ نداده بود، نمونه گیری از بانک بذر خاک جهت اعمال تیمارهای محصولات آتش انجام شد و تیمارهای مربوط با محصولات آتش بر آن ها اعمال شدند. نتایج نشان داد تروفیت ها در بانک بذر خاک و کامفیت ها در پوشش سطحی فراوان ترین شکل زیستی را تشکیل دادند. درصد فراوانی نسبی کلاس خوش خوراکی III در اثر آتش سوزی افزایش معنی داری در بانک بذر خاک داشت، اما آتش سوزی در پوشش سطحی باعث کاهش معنی دار درصد فراوانی کلاس خو ش خوراکی III شد. از بین تیمارهای مورد بررسی نیز تیمار حرارت C°80 باعث افزایش معنی دار تراکم جوانه زنی در کلاس های خوش خوراکی III و II نسبت به تیمار شاهد گردید. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با توجه به اثرات آتش سوزی و تغییر در ذخایر بذری پس از آن، بانک بذر خاک منبع کاملی برای احیاء و همچنین افزایش تولید گونه های خوش خوراک پس از آتش سوزی نمی باشد.

    کلیدواژگان: احیاء مرتع، زاگرس مرکزی، محصولات آتش، پوشش گیاهی، تراکم
  • فهیمه معظم، حسین بشری*، رضا جعفری صفحات 120-131

    تنوع گونه های گیاهی همواره متضمن پایداری اکوسیستم در مقابل آشفتگی های محیطی و زیستی است. به منظور بررسی اثر مدیریت چرا بر شاخص های تنوع گونه ای 15 مکان مرتعی تحت چرای دام اهلی و 1 مکان مرتعی در پناهگاه حیات وحش موته (منطقه امن آب باریکه) که تحت چرای حیات وحش (به ویژه آهو) قرار دارد، انتخاب شدند. نمونه برداری 56 سایت بر اساس فاصله از روستا و آبشخوار در 16 مکان مرتعی در قالب طرح تصادفی- سیستماتیک با واحد نمونه برداری ترانسکت خطی و با استقرار 2 ترانسکت 100 متری در جهت عمود بر هم با سه تکرار انجام شد. بر روی هر ترانسکت اطلاعات شامل درصد پوشش گیاهی به تفکیک نوع گونه و فرم رویشی یادداشت گردید. محاسبه شاخص های عددی تنوع، غنا و یکنواختی با استفاده از داده های پوشش و نرم افزار PAST و Excel صورت گرفت. مدل های توزیع فراوانی شامل سری لوگ، لوگ نرمال، مدل هندسی و عصای شکسته در هر دو منطقه برازش گردید. نتایج نشان داد میزان تنوع و یکنواختی گونه ای در منطقه تحت چرای حیات وحش نسبت به منطقه تحت چرای دام اهلی بیشتر بوده است، اما در دو منطقه در سطح 5 درصد دارای اختلاف معنی داری نبودند. این در حالی است که شاخص غنای گونه ای در منطقه تحت چرای دام اهلی بیشتر بوده است به طوریکه شاخص های غنای گونه ای منهینگ (41/2) و مارگالف (03/3) در منطقه تحت چرای دام اهلی مقادیر بیشتری نسبت به شاخص های غنای گونه ای منهینگ (52/1) و مارگالف (12/2) در منطقه پناهگاه حیات وحش موته داشته و در سطح 5 درصد دارای اختلاف معنی داری بودند. نمودار لگاریتمی توزیع رتبه ای فراوانی گونه های هر دو منطقه با شیب تند از مدل عصای شکسته پیروی کرده و نشان می دهد که منطقه دارای گونه های غالب است و افراد با فراوانی متوسط در آن کمتر یافت می شوند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رج بندی CCA، نشان داد که دو منطقه از نظر عامل مدیریت، پوشش گیاهی و شاخص غنای گونه ای به طور مناسبی در فضای رج بندی از هم تفکیک شده اند.

    کلیدواژگان: تنوع گونه ای، چرای دام اهلی، پناهگاه حیات وحش موته، تحلیل تطبیقی متعارفی
  • عبدالله نارویی، حسین پیری صحراگرد*، مسعود ریگی صفحات 132-146

    پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر بهره برداری از مراتع و ارایه راهبردهای مدیریتی با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی و تحلیل سوات در مراتع حاشیه تفتان در شهرستان خاش انجام شد. برای این منظور، ابتدا عوامل موثر بر بهره برداری پایدار از مراتع با استفاده از روش دلفی شناسایی و با ارایه پرسشنامه به تیم متخصصین، اولویت بندی عوامل با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی انجام شد. علاوه بر شناسایی عوامل مهم در هریک از معیارهای قوت، ضعف، فرصت و تهدید، موقعیت استراتژیک بهره برداری در هر مرتع از طریق تحلیل سوات به دست آمد. بر اساس نتایج حاصل، خشکسالی و تغییرات اقلیمی مهم ترین تهدیدها در جهت بهره برداری پایدار از مراتع این منطقه هستند. علاوه بر این نتایج نشان داد که همه مراتع مورد بررسی از نظر راهبرد مدیریتی در ناحیه استراتژی های تهاجمی ماتریس سوات قرار می گیرد. بر این اساس، در مرتع ماریشان راهبرد حداکثر - حداکثر (ارزش نقاط قوت 93/2 و فرصت ها 01/3)، مرتع کوته راهبرد حداکثر - حداکثر (ارزش نقاط قوت 12/3 و فرصت ها 13/3) و در مرتع یوسف آباد نیز راهبرد حداکثر - حداکثر (ارزش نقاط قوت 09/3 و فرصت ها 08/3) به عنوان راهبرد مناسب جهت بهره برداری پایدار از مراتع شناسایی شد. این نتایج گویای آن است که با مدنظر قرار دادن پتانسیل های موجود در منطقه و بهره گیری از دانش بومی، تولید و کشت گیاهان دارویی و بازاریابی برای محصولات فرعی مرتعی می توان بر چالش های موجود در بهره برداری پایدار از مراتع حاشیه تفتان فایق آمد.

    کلیدواژگان: بهره برداری پایدار، راهبرد مدیریتی، تحلیل سلسله مراتبی، تحلیل SWOT، مراتع تفتان
  • شهلا قادری*، محمدعلی زارع چاهوکی، حسین آذرنیوند، علی طویلی، بهزاد رایگانی صفحات 147-160

    کاربری اراضی یکی از مهم ترین جنبه های بررسی مدیریت منابع طبیعی و بازنگری تغییرات محیطی است. در این تحقیق به منظور پیش بینی کاربری اراضی اشتهارد از تصاویر ماهواره لندست سال های 1369 و 1394 مدل مارکوف و CA مارکوف استفاده شد و نقشه کاربری اراضی سال 1419 پیش بینی گردید. همچنین به منظور بررسی دقت طبقه بندی نقشه های کاربری تهیه شده دقت کلی و ضریب کاپا برای تصاویر طبقه بندی شده، به دست آمد و مشاهده شد که دقت کلی و ضریب کاپای آن بیش از 90 درصد است که نشان دهنده دقت بالای طبقه بندی این تصاویر است. نتایج حاصل از پردازش تصاویر ماهواره ای نشان دهنده افزایش مساحت کاربری مسکونی در سال 1394 بوده که این افزایش از تبدیل کاربری اراضی مرتع به مناطق مسکونی نشات گرفته است. کاهش 1809 هکتاری اراضی مرتع در سال 1394 نسبت به دوره گذشته حاکی از تبدیل این اراضی با اراضی بایر و مسکونی است. نتایج حاصل از ماتریس پیش بینی تغییرات بر مبنای نقشه های سال های 1369 و 1394 نشان داد که در طی 25 سال آینده بیشترین احتمال تغییر مربوط به تغییر اراضی کشاورزی به مرتع است. همچنین احتمال می رود در فاصله زمانی 1394 تا 1419 مناطق مسکونی و اراضی مرتع بدون تغییر مانده یا افزایش یابند.

    کلیدواژگان: پوشش زمین، سنجش از دور، لندست، مدل مارکوف، اشتهارد
  • الهام فخیمی، حسین نادری* صفحات 161-170

    این مطالعه با هدف ارزیابی ساختار و عملکرد مراتع استپی ندوشن یزد در سطوح مختلف چرایی و همچنین عملکرد لکه های مختلف اکولوژیک با استفاده از روش تجزیه و تحلیل عملکرد چشم انداز در مراتع استپی ندوشن یزد انجام شد. بدین منظور تعداد 9 سایت در سطوح چرایی سبک، متوسط و شدید انتخاب و در هر سایت 3 ترانسکت 50 متری به طور تصادفی در جهت شیب غالب مستقر گردید. در هر ترانسکت انواع لکه های اکوژلو یک شناسایی و طول و عرض فضای بین لکه ها ثبت گردید. در طول هر ترانسکت، از هر نوع لکه اکولوژیک به طور تصادفی 5 نمونه انتخاب و تعداد 11 شاخص وضیعت خاک سطحی طبق دستورالعمل روش عملکرد چشم انداز امتیازدهی و معیارهای عملکرد خاک سطحی در این مناطق تعیین گردید. بر اساس نتایج اکثر ویژگی های ساختاری (طول لکه، تعداد لکه، شاخص سطح لکه و شاخص ساختار چشم انداز) و عملکردی (نفوذپذیری، پایداری و چرخه عناصر) بین سطوح سبک و شدید تفاوت معنی دار داشته است، اما بین سطح چرایی متوسط با دو سطح چرایی دیگر تفاوت معنی داری مشاهده نشد. از طرف دیگر عملکرد لکه های اکولوژیک مختلف در سطوح مختلف چرایی دارای تفاوت معنی دار (05/0<p) بودند و عملکرد لکه پهن برگ، بوته، پهن برگ علفی ازنظر شاخص های عملکردی به طور معنی داری نسبت به لکه گندمیان علفی بیشتر بود. با توجه به نتایج مطالعه، جهت مدیریت بهتر و افزایش ویژگی های عملکردی مراتع، افزایش پوشش گیاهی بخصوص با ساختار بوته ای، پهن برگ علفی و علف گندمیان لازم است.

    کلیدواژگان: پایداری خاک، نفوذپذیری، چرخه مواد غذایی، مراتع استپی ندوشن
|