فهرست مطالب

طب توانبخشی - سال نهم شماره 1 (بهار 1399)
  • سال نهم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/30
  • تعداد عناوین: 31
|
  • راحله نصرآبادی، حیدر صادقی*، محمد یوسفی صفحات 1-10
    مقدمه و اهداف

    با توجه به اینکه خستگی به عنوان پدیده ای شایع در طی فعالیت ‏های ورزشی و تمرینی شناخته می شود و فرض بر این است که این پدیده در اغلب موارد باعث اختلال در عملکرد حرکتی افراد و ایجاد آسیب های مختلف می‏شود، هدف پژوهش حاضر تعیین اثر خستگی موضعی و عمومی بر متغیرهای میوالکتریکی عضلات منتخب اندام تحتانی در مردان جوان سالم فعال در اجرای مهارت پرش-فرود تک پا از ارتفاع بود.

    مواد و روش‎ها

    20 آزمودنی مرد جوان سالم فعال در دسترس در تحقیق نیمه تجربی حاضر شرکت کردند. برای ایجاد خستگی موضعی از تست وینگیت و برای ایجاد خستگی عمومی ناشی از فعالیت تا حد واماندگی، از آزمون بروس استفاده شد. برای ثبت فعالیت الکتریکی عضلات منتخب اندام تحتانی (سرینی میانی، پهن خارجی، درشت نی قدامی، نازکی نی طویل، دوقلوی داخلی و نعلی) از دستگاه الکترومایوگرافی و برای تحلیل آماری داده ها، از روش آنوا با اندازه های تکراری برای بررسی اثر دو نوع خستگی موضعی و عمومی بر متغیرهای وابسته در سطح معناداری 05/0≥P استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تفاوت معناداری بین اثر خستگی موضعی و عمومی بر میانگین فعالیت نرمالیزه شده عضله سرینی میانی (046/0=P) و میزان فرکانس میانه عضله دوقلوی داخلی (019/0=P) را نشان داد، در حالی که بین میانگین و حداکثر فعالیت نرمالیزه شده و همچنین فرکانس میانه عضلات سرینی میانی، پهن خارجی، درشت نی قدامی، نازکی نی طویل و نعلی تفاوت معناداری بین دو نوع خستگی موضعی و عمومی مشاهده نشد (05/0<P).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته ‏های تحقیق حاضر، به نظر می‏رسد که میزان اثر نوع اعمال خستگی موضعی و عمومی بر عملکرد عضلات اندام تحتانی حین اجرای حرکت پرش-فرود تک پا یکسان است.

    کلیدواژگان: خستگی موضعی، خستگی عمومی، پرش-فرود تک پا، الکترومیوگرافی
  • فریده دهقان منشادی*، شیما عبداللهی، اصغر رضاسلطانی، علیرضا اکبرزاده باغبان صفحات 11-17
    مقدمه و اهداف

     (SBP) Sway Back Posture یکی از اختلالات پوسچرال شایع در جوانان می باشد. با در نظر گرفتن اهمیت نقش عضلات دیواره شکم در حفظ و ایجاد ثبات پوسچرال طبیعی، بررسی ارتباط این اختلال پوسچرال با عملکرد عضلات دیواره شکمی ضرورت پیدا می کند. مطالعه حاضر با هدف بررسی ضخامت اولتراسونیک عضلات دیواره شکم در افراد با و بدون ارتباط SBP طراحی و اجرا شد.

    مواد و روش ها

    در مطالعه تحلیلی حاضر با استفاده از روش نمونه گیری ساده، 111 نفر از دانشجویان و کارکنان 18 تا 30 ساله دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، در دو گروه 37 نفره با SBP و 74 نفره بدون SBP شرکت کردند. به منظور ارزیابی پوسچر از شاقول و صفحه شطرنجی و برای اندازه گیری درجه لوردوز کمری و شیب لگن به ترتیب از خط کش انعطاف پذیر و شیب سنج لگن استفاده شد. مقادیر ضخامت استراحت عضلات دیواره شکم شامل راست شکمی، مایل خارجی، مایل داخلی و عرضی شکم با استفاده از دستگاه اولتراسونوگرافی نوع B در دو وضعیت خوابیده و ایستاده اندازه گیری شد.

    یافته ها

    در مقایسه بین دو گروه زنان با و بدون SBP، در وضعیت خوابیده تفاوت معناداری بین ضخامت استراحت هیچ یک ازعضلات مورد بررسی دیده نشد (05/0≤p). در وضعیت ایستاده تنها ضخامت عضله مایل خارجی تفاوت معنادار آماری نشان داد (03/0=p). در زنان با SBP زاویه لوردوز کمری بیشتر و زاویه شیب لگن کمتر از زنان بدون SBP بود. در هر دو گروه مورد بررسی با افزایش شاخص توده بدنی ضخامت عضلات نیز زیاد می شد (05/0<p).

    نتیجه گیری

    عدم تغییر ضخامت یا کاهش ضخامت استراحت عضلات دیواره شکم در زنان با پوسچر SB، می تواند به دلیل ثبات ایجادشده توسط عناصر پسیو و در نتیجه عدم نیاز به فعالیت عضلانی باشد. بررسی ضخامت انقباضی عضلات دیواره شکم در افراد با SBP توصیه می شود.

    کلیدواژگان: پوسچر Sway Back، عضلات دیواره شکم، اولتراسونوگرافی، لوردوز کمری، تیلت لگن
  • فرشته عزیزی، هاله کنگری*، نسترن علیزاده نیا، علیرضا اکبرزاده باغبان، محمد آقازاده امیری، محسن اخگری صفحات 18-24
    مقدمه و اهداف

     امروزه آنومالی های دید دوچشمی در زندگی روزمره بیماران ایزوامتروپ و آنیزومتروپ مشکلاتی به همراه دارد؛ لذا بر آن شدیم بدانیم آیا استفاده از عینک به عنوان اولین اصلاح کننده عیوب انکساری، بعد از یک ماه باعث تغییر در دید دوچشمی بیماران دارای عیوب انکساری قابل توجه به ویژه آنیزومتروپ ها می شود یا خیر.

    مواد و روش ها

    در مطالعه مقطعی حاضر، 56 بیمار (28 آنیزومتروپ و 28 آیزوامتروپ) در فاصله سنی 38-8 سال که برای معاینه به دفتر کار اپتومتری مراجعه کرده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران، انحراف چشمی آشکار و یا میکروتروپیا نداشتند و پیش از شرکت در مطالعه، برای اطمینان از عدم وجود مشکلات پاتولوژی، معاینه شدند. رفرکشن آبجکتیو و سابجکتیو آن ها نشان داد مقدار آمتروپی به حدی است که استفاده از عینک ضروری به نظر می رسد و یا اینکه در حین معاینه عینک پیشین آن ها نیاز به تعویض داشت. فیوژن حسی، دیدبعد، نقطه نزدیک و سهولت تطابق بیماران بلافاصله پس از استفاده از بهترین اصلاح و پس از یک ماه استفاده، معاینه شدند. نتایج بین دو گروه و سپس در هر گروه مقایسه شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد در رابطه با پارامترهای اندازه گیری شده (در جدول 1) تفاوت آماری معناداری در هیچ یک از دو معاینه بین دو گروه نبود (P>0.05). پس از یک ماه استفاده از عینک، دیدبعد و سهولت تطابق به شکل قابل توجه، در دو گروه بهبود یافت (P<0.05)، ولی تفاوت معناداری در نقطه نزدیک تطابق یافت نشد (P>0.05).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد پس از استفاده از عینک اصلاح کننده،دیدبعد و سهولت تطابق بیماران هر دو گروه بهبود یافت. به طور کلی بعد از یک ماه استفاده از عینک، علاوه بر بهبود قابل توجه دید دوچشمی در هر دو گروه، برخی علایم از جمله تاری دید، خستگی چشمی و سردرد در بیماران، به خصوص آنیزومتروپ ها از بین رفت.

    کلیدواژگان: آنیزومتروپی، آیزوامتروپی، دید دوچشمی، تطابق، آنومالی های دوچشمی
  • حبیب عادل، فاطمه طاهری، یاور جمالی قراخانلو، فریبا ستارپور ایرانقی* صفحات 25-36
    مقدمه و اهداف

     انگیزش- پیشرفت، سرمایه روانشناختی و فعالیت بدنی از جمله سازه های مهم در تمامی عرصه های زندگی به خصوص کیفیت زندگی کاری کارکنان برای کسب عملکرد بهتر در محیط کاری است. در این راستا کیفیت زندگی کاری معلمان مدارس استثنایی به عنوان موضوع مهم مطرح می باشد. هدف از اجرای پژوهش حاضر، بررسی نقش پیش بینی کنندگی انگیزش -پیشرفت، سرمایه روانشناختی و فعالیت بدنی در کیفیت زندگی کاری معلمان مدارس استثنایی استان مرکزی در سال 1397 بود.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است که جامعه آماری آن تمامی معلمان شاغل (400 نفر) در مدارس استثنایی استان مرکزی در سال تحصیلی 98-1397 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 196 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری اطلاعات عبارت بودند از پرسش نامه های انگیزش- پیشرفت هرمانز، سرمایه روانشناختی لوتانز، فعالیت بدنی بک و کیفیت زندگی کاری والتون. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که سرمایه روانشناختی (001/0=p، 79/0=r)، انگیزش -پیشرفت (001/0=p، 63/0=r) و فعالیت بدنی (001/0=p، 51/0=r) با کیفیت زندگی کاری معلمان مدارس استثنایی رابطه مثبت معنا دار دارد. همچنین سرمایه روانشناختی (56/0=B)، انگیزش-پیشرفت (27/0=B) و فعالیت بدنی (20/0=B) به ترتیب می تواند تغییرات مربوط به کیفیت زندگی کاری را در معلمان مدارس استثنایی به صورت معنا داری پیش بینی کند و 71 درصد از واریانس کیفیت زندگی کاری توسط این متغیر ها تبیین می شود.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گیری کرد سرمایه روانشناختی، انگیزش -پیشرفت و فعالیت بدنی نقش تعیین کننده ای در کیفیت زندگی کاری معلمان مدارس استثنایی دارند.

    کلیدواژگان: انگیزش-پیشرفت، سرمایه روانشناختی، فعالیت بدنی، کیفیت زندگی کاری، معلمان مدارس استثنایی
  • امیرعلی جعفرنژادگرو*، حامد شیخعلی زاده، میلاد علیپور ساری نصیرلو صفحات 37-48
    مقدمه و اهداف

    آسیب های مرتبط با دویدن علت های مختلفی را دارا هستند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی طیف فرکانس نیروهای عکس العمل زمین در کودکان دارای عارضه سربه جلو و همسالان سالم آن ها طی فاز استقرار دویدن می باشد.

    مواد و روش ها

    28 کودک پسر به ترتیب در دو گروه سالم (تعداد=16 نفر) و سربه جلو (تعداد=12 نفر) قرار گرفتند. دو سیستم صفحه نیرو کیستلر (نرخ نمونه برداری: 1000 هرتز) جهت ثبت نیروهای عکس العمل زمین طی دویدن با پای برهنه استفاده شد. از آزمون آماری t مستقل جهت تحلیل آماری استفاده شد. سطح معناداری برابر 05/0 بود.

    یافته ها

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که سرعت دویدن در کودکان دارای عارضه سربه جلو در مقایسه با گروه کنترل کمتر می باشد (001/0>P). تعداد هارمونی های لازم برای رسیدن به 95 درصد انرژی سیگنال در مولفه ی نیروی عکس العمل زمین در پای غالب در گروه سالم نسبت به گروه سربه جلو بزرگتر بود (001/0=P؛ اندازه اثر متوسط). محتوای فرکانس با توان 5/99 درصد تعداد هارمونی های ضروری مولفه ی گشتاور آزاد در پای غالب در گروه سربه جلو بیشتر بود (005/0=P؛ اندازه اثر بزرگ). سایر مولفه های طیف فرکانس نیروی عکس العمل زمین طی دویدن تفاوت معناداری را بین دو گروه نشان نداد (05/0<P).

    نتیجه گیری

    با توجه به پایین بودن سرعت دویدن در کودکان دارای عارضه ی سربه جلو، میزان فرکانس پایین نشان دهنده نوسان کمتر مرکز ثقل می باشد. این تغییر سرعت و فرکانس پایین هنگام دویدن، نشان دهنده کاهش کارایی مکانیکی کودکان دارای عارضه سربه جلو است.

    کلیدواژگان: سربه جلو، دویدن، نیروی عکس العمل زمین، محتوای فرکانس
  • پیام ورعی*، خدامراد مومنی، آسیه مرادی صفحات 49-62
    مقدمه و اهداف

     بهزیستی روان شناختی از مهم ترین نیازهای اساسی سالمندان است که می تواند بر جنبه های مختلف زندگی آنان تاثیر بگذارد. دین داری موجب افزایش بهزیستی روان شناختی می شود، اما علل این همایندی به وضوح روشن نیست؛ بنابراین هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش واسطه ای خودشفقت ورزی در رابطه بین دین داری و بهزیستی روان شناختی است.

    مواد و روش ها

    بر اساس پیشنهاد گاداگنولی و ولیسر (1998) نمونه ای به تعداد 300 نفر از مردان سالمند سراهای نگهداری نیمه وقت شهر کرمانشاه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. سالمندان به مقیاس های بهزیستی روان شناختی، خودشفقت ورزی و نگرش به دین پاسخ دادند. برای محاسبه شاخص های توصیفی از آمار توصیفی و برای بررسی رابطه میان متغیرهای پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 استفاده شد. همچنین به منظور تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری جهت آزمون مسیرهای میانجی گری در الگوی پیشنهادشده و پاسخ دادن به فرضیه های پژوهش درباره اثرات غیرمستقیم نگرش به دین از طریق خودشفقت ورزی از روش خودگردان سازی با استفاده از نرم افزار AMOS نسخه 23 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحقیق حاضر نشان داد اثر مستقیم نگرش به دین و بهزیستی روان شناختی بدون حضور متغیر میانجی (خودشفقت ورزی) معنا دار است و تایید می شود (48/0=β)، یعنی دین داری بدون حضور متغیر میانجی موجب افزایش بهزیستی می شود. همچنین اثر مستقیم نگرش به دین بر خودشفقت ورزی (46/0=β)، اثر مستقیم خودشفقت ورزی بر بهزیستی (80/0=β) و اثر غیرمستقیم نگرش دینی بر بهزیستی روان شناختی از طریق خودشفقت ورزی (37/0=β) معنا دار است و تایید می شود؛ بنابراین خودشفقت ورزی می تواند رابطه بین نگرش به دین و بهزیستی را میانجی گری کند.

    نتیجه گیری

    پژوهش حاضر پس از ترسیم الگویی برای تعیین رابطه نگرش به دین با بهزیستی روان شناختی، رابطه نگرش به دین با خودشفقت ورزی و همچنین رابطه آن ها را با بهزیستی روان شناختی روشن کرد. بدین صورت که نگرش به دین می تواند با افزایش خودشفقت ورزی تاثیر مثبتی بر بهزیستی روان شناختی سالمندان اعمال کند؛ بنابراین توجه به نقش خودشفقت ورزی در تبیین رابطه نگرش به دین و بهزیستی روان شناختی حایز اهمیت است و می توان با ایجاد ظرفیت های فردی و روانی برای افزایش خودشفقت ورزی، بهزیستی روان شناختی سالمندان را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: بهزیستی روان شناختی، خودشفقت ورزی، دین، سالمندان، نگرش به دین
  • ندا روزگار، عبدالرسول دانشجو*، بهزاد دیوکان صفحات 63-73
    مقدمه و اهداف

     امروزه تعداد زیادی از مردم جهان به بیماری مولتیپل اسکلروزیس مبتلا هستند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات تی.آر.ایکس بر تعادل، شدت خستگی، سرعت راه رفتن و قدرت عضلات زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروسیس بود.

    مواد و روش ها

    در تحقیق حاضر که از نوع کاربردی و به روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود، با یک گروه مداخله تمرینی و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری تحقیق حاضر، جمعیت زنان مبتلا به ام.اس با دامنه سنی 20 الی 40 سال شهر تهران بود که دارای عضویت در انجمن ام.اس ایران می باشند. نمونه آماری تحقیق حاضر شامل 24 نفر از زنان با دامنه سنی 20 تا 40 سال و نمره ناتوانی صفر تا 4.5 بود که به صورت غیراحتمالی و نمونه در دسترس در تحقیق شرکت کردند و به صورت تصادفی در دو گروه تمرین تی.آر.ایکس (12 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. آزمون های عملکردی تعادل پویا، شدت خستگی، سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در جامعه آماری مورد سنجش قرار گرفت. در پایان از آمار توصیفی، به منظور توصیف داده های هر گروه و تعیین شاخص های گرایش از مرکز (میانگین، انحراف استاندارد) استفاده شد. از آزمون شاپیرو-ویلک برای بررسی نرمال بودن داده ها و همچنین به منظور مقایسه تفاوت های بین دو گروه کنترل و تجربی از آزمون t مستقل در سطح آلفای 95 درصد (05/0>P) استفاده شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که هشت هفته تمرینات تی.آر.ایکس بر تعادل پویا، شدت خستگی، سرعت راه رفتن و قدرت عضلات زنان مبتلا به بیماری مولیتل اسکلروسیس اثرگذار بوده است (001/0=p).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد با توجه به نتایج به دست آمده تمرینات تی.آر.ایکس بر تعادل پویا، شدت خستگی، سرعت راه رفتن و قدرت عضلات زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروسیس تاثیرگذار است و پیشنهاد می شود که برای درمان این بیماری از پروتکل تمرینی پژوهش حاضر بهره ببرند.

    کلیدواژگان: تمرینات تی.آر.ایکس، تعادل، شدت خستگی، سرعت، قدرت، بیماری مولتیپل اسکلروسیس
  • محمدرضا جوادی، هادی میری*، امیر لطافت کار صفحات 74-87
    مقدمه و اهداف

     شیوع آسیب های ورزشی در ورزش های رزمی بالا است. بیشترین آسیب های تکواندو نیز در ناحیه اندام تحتانی رخ می دهد. یافته های علمی از شیوع بالای آسیب های لیگامانی در زانوی ورزشکاران رشته های رزمی خبر می دهند. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر شش هفته تمرینات چابکی بر حداکثر نیروهای عکس العمل زمین، حس عمقی زانو، تعادل و عملکرد تکواندوکاران نونهال لیگ استان البرز است.

    مواد و روش ها

    در کل 30 آزمودنی (15 نفر در هر دو گروه تمرینی و کنترل) (سن 63/2±47/13 سال، وزن 56/5±92/45 کیلوگرم و قد 72/4±56/155 سانتی متر)، به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی بین گروه ها تقسیم شدند. از فرم رضایت نامه و جمع آوری اطلاعات فردی جهت بررسی پیشینه آزمودنی ها و رضایت از شرکت در تحقیق، از فورس پلیت برای ارزیابی حداکثر نیروهای عکس العمل زمین در مفصل زانو، آزمون های عملکردی جهش تک پا و جهش سه گانه تک پا برای سنجش عملکرد حرکتی، گونیامتر یونیورسال جهت اندازه گیری حس عمقی مفصل زانو و آزمون تعادلی Y برای ارزیابی تعادل پویای آزمودنی ها استفاده شد. پس از گروه بندی، پیش آزمون جهت اندازه گیری متغیرهای مورد نظر تحقیق اجرا شد. سپس، برنامه ی تمرینات چابکی (دارای چهار سطح و بر مبنای حرکات عملکردی) به مدت شش هفته بر روی آزمودنی های گروه تجربی اعمال و سپس پس آزمون، با رویه یکسان با پیش آزمون اجرا شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که انجام شش هفته برنامه ی تمرینی ارایه شده احتمالا موجب کاهش حداکثر نیروهای عکس العمل زمین در زانو (00/0=P) (حدود 4% کاهش) و بهبود تعادل پویا در جهت خلفی-داخلی (02/0=P) (حدود 20% بهبود) و حس عمقی افراد (00/0=P) (حدود 55% کاهش خطا) شرکت کننده در تحقیق حاضر در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل می شود.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تاثیر تمرینات چابکی بر فاکتورهای ذکرشده در بالا، معنادار بوده است. بر این اساس، این تمرینات می تواند به عنوان روش تمرینی ایمن و موثر در بهبود این عوامل در تکواندوکاران، مورد توجه قرار گیرد. همچنین این تمرینات احتمالا با تاثیرات مثبت خود بر عوامل بالا می تواند موجب بهبود عوامل دیگر شود.

    کلیدواژگان: عملکرد حرکتی، تمرینات چابکی، تعادل پویا، حس عمقی، نیروی عکس العمل زمین
  • فادیا ریاستی، رضا رجبی*، شهرزاد زندی، فواد صیدی صفحات 88-101
    مقدمه و اهداف

     هدف از تحقیق حاضر مقایسه اثر و ماندگاری هشت هفته تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر و تلفیق آن ها در میزان عارضه گودی کمر افزایش یافته زنان جوان می باشد.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری دوماهه بود.آزمودنی های این مطالعه شامل 55 دانشجوی زن 18 تا 25 ساله مبتلا به گودی کمر افزایش یافته بودند که زاویه مساوی و یا بزرگتر از 54 درجه در آنها مشاهده می شد، به صورت تصادفی در قالب چهار گروه (تمرین، بازآموزی پوسچر، ترکیب تمرین و بازآموزی پوسچر و کنترل) تقسیم شدند. گروه های تمرین و ترکیبی به مدت هشت هفته و هفته ای سه جلسه در برنامه تمرین های اصلاحی شرکت کردند و گروه های بازآموزی پوسچر و ترکیبی دو جلسه در هفته به مدت هشت هفته تحت آموزش رعایت پوسچر صحیح قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل فعالیت های عادی خود را ادامه دادند. درجه گودی کمر هر فرد توسط خط کش منعطف قبل و بعد از انجام هشت هفته مداخله و سپس بعد از دو ماه پیگیری اندازه گیری شد. کلیه آزمون های آماری در سطح معنی داری 05/0>p انجام گردید.

    یافته ها

    نتایج آزمون آنالیز واریانس تکرار شونده حاکی از تفاوت معنی دار پیش آزمون و پس آزمون در سه گروه تمرین، آموزش و ترکیبی در کاهش میزان گودی کمر افزایش یافته بود. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که پس آزمون و پیگیری گروه های تمرین، بازآموزی پوسچر و ترکیبی در مقایسه با گروه کنترل، در میزان گودی کمر با پیش آزمون اختلاف معنی داری در جهت بهبود عارضه داشتند. ماندگاری اثر تمرین، بازآموزی پوسچر و برنامه ترکیبی نشان داد هر سه نوع برنامه بر گودی کمری افزایش یافته تاثیر کاهنده داشته، ولی تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشته اند.

    نتیجه گیری

    با در نظر گرفتن نتایج تحقیق حاضر می توان بیان کرد که به کار بردن برنامه تمرینات اصلاحی، ترکیبی و بازآموزی پوسچر احتمالا در بهبود گودی کمر افزایش یافته موثر بوده، اما تاثیر برنامه تمرینات اصلاحی بیش از سایر مداخلات بود. پیشنهاد می شود افرادی که دارای این عارضه می باشند، با توجه به فراخور شرایط از این پروتکل های تمرینی و همچنین آموزش وضعیت بدنی صحیح جهت اصلاح این عارضه استفاده کنند.

    کلیدواژگان: تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر، گودی کمر افزایش یافته، ماندگاری
  • گلاره الموتی*، امیر لطافت کار صفحات 102-113
    مقدمه و اهداف

     آسیب لیگامان متقاطع قدامی یکی از شایع ترین آسیب های اندام تحتانی است و می تواند منجر به دوری از میادین ورزشی به مدت طولانی و بروز مشکلات ثانویه مانند استیوآرتریت زانو شود. یکی از عواملی که از این آسیب جلوگیری می کند، اصلاح الگوهای حرکتی است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات اصلاح الگوی حرکت بر عملکرد، تعادل و حس عمقی زنان مستعد آسیب لیگامان متقاطع قدامی بود.

    مواد و روش ها

    30 آزمودنی زن مستعد آسیب لیگامان متقاطع قدامی (غربالگری شده به وسیله آزمون تاک) با میانگین سن 83/1±81/24 سال، قد 33/4±03/164 سانتی متر و وزن 82/3±6/63 کیلوگرم هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تمرین (n=15) و کنترل (n=15) تقسیم بندی شدند. از تست تعادل  Yجهت سنجش تعادل، گونیامتر یونیورسال جهت سنجش حس عمقی و پرش سه گانه هاپ جهت سنجش عملکرد آزمودنی ها پیش و پس از هشت هفته تمرینات اصلاح الگوی حرکت استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تی زوجی و مستقل و نرم افزار SPSS نسخه 21 در سطح معناداری p<0/5 استفاده شد.

    یافته ها

     نتایج تجزیه وتحلیل آماری نشان داد که بعد از اجرای تمرینات اصلاح الگوی حرکت، تغییرات معنادار در حس عمقی زانو (001/0=P)، تعادل (001/0=P) و عملکرد (001/0=P) آزمودنی های گروه تمرین ایجاد شده است، در حالی که این تفاوت در گروه کنترل معنادار نیست.

    نتیجه گیری

    تمرینات اصلاح الگوی حرکت از طریق تاثیر بر عضلات و اصلاح راستای مناسب اندام تحتانی می تواند منجر به کنترل حرکاتی که آسیب لیگامان متقاطع قدامی را ایجاد می کند، شود و با در نظر گرفتن اثر این تمرینات بر بهبود تعادل، حس عمقی و عملکرد گروه تمرین پیشنهاد می شود که این تمرینات در پیشگیری از آسیب لیگامان متقاطع قدامی در آینده مورد استفاده قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: تمرینات اصلاح الگوی حرکت، لیگامان صلیبی قدامی، حس عمقی، افراد فعال
  • حامد سبزواری*، ندا شهرزاد، عباس بهرام صفحات 114-122
    مقدمه و اهداف

     مطالعات نشان می دهد شاخص توده بدنی تاثیر منفی بر اجرای مهارت های حرکتی بنیادین دارد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه شایستگی حرکتی کودکان دبستانی چاق، دارای اضافه وزن و طبیعی شهر تهران بود.

    مواد و روش ها

    در مجموع 402 کودک مورد بررسی قرار گرفتند. شاخص توده بدنی با استفاده از اندازه گیری قد و وزن و با توجه به رفرنس سازمان بهداشت جهانی تعیین شد. شایستگی حرکتی با استفاده از فرم کوتاه آزمون بروینینکس-اوزرتسکی-2 اندازه گیری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون های تعقیبی توکی استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحقیق حاضر نشان داد بین میانگین نمرات شایستگی مهارت حرکتی کلی و شایستگی حرکتی درشت با شاخص توده بدنی مختلف تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین مطابق با نتایج آزمون تعقیبی توکی در خرده آزمون های کنترل بینایی، قدرت، هماهنگی دوسویه، تعادل، سرعت و چابکی در سطح خطای 05/0≥P اختلاف معنی داری مشاهده شد، اما بین سطوح شاخص توده بدنی در سایر خرده مقیاس ها و شایستگی حرکتی ظریف اختلاف معنی داری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به اینکه شاخص توده بدنی، مهارت های حرکتی بنیادین و مشارکت فعالیت بدنی را تحت تاثیر قرار می دهد و بالعکس، به نظر می رسد یکی از راه های پیشگیری و کاهش چاقی و اضافه وزن در کودکان افزایش شایستگی حرکتی است.

    کلیدواژگان: شایستگی حرکتی، کودکان، شاخص توده بدنی، چاقی، اضافه وزن
  • عارفه مختاری ملک آبادی، امیرعلی جعفرنژادگرو*، میلاد علیپور ساری نصیرلو، الهام سرخه، مهدی مجلسی صفحات 123-136
    مقدمه و اهداف

     سه نوع الگوی برخوردی پا وجود دارد که دونده ها از این الگوها استفاده می کنند که شامل الگوی پاشنه-پنجه، قسمت میانی پا-پاشنه و پنجه-پاشنه می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات دویدن با الگوهای مختلف بر مقادیر نرخ بارگذاری، ایمپالس و گشتاور آزاد در سه بعد طی فاز اتکای دویدن می باشد.

    مواد و روش ها

    در مطالعه کار آزمایی و نیمه تجربی حاضر، 13 مرد سالم (سن: 8/2±6/26 سال، وزن بدن: 2/7±4/78 کیلوگرم) داوطلب شدند. داده های نیروی عکس العمل زمین به وسیله یک صفحه نیروی کیستلر (نرخ نمونه برداری: 1000 هرتز) اندازه گیری شد. از آزمون آنالیز واریانس دوسویه جهت تحلیل آماری در سطح معنا داری 05/0 α=استفاده شد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش حاضر نشان داد که میزان نیروی عکس العمل عمودی زمین طی فاز میانه اتکا دویدن پاشنه-پنجه بدون کفش نسبت به همین الگو در دویدن با کفش بیشتر بود. نیروی خارجی در فاز تماس پاشنه در دویدن پنجه-پاشنه نسبت به دویدن با الگوی پاشنه-پنجه کاهش معنا داری را نشان داد. نرخ بارگذاری عمودی طی دویدن با کفش نسبت به بدون کفش در الگوی پاشنه-پنجه بزرگتر بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایح حاضر می توان بیان نمود که الگوی دویدن پنجه-پاشنه میزان مولفه ی خارجی و بنابراین میزان پرونیشن پا نسبت به الگوی پاشنه-پنجه کاهش پیدا نموده که می تواند سبب کاهش ریسک آسیب گردد.

    کلیدواژگان: الگوی برخوردی، الگوی پاشنه-پنجه، الگوی میدفوت، الگوی پنجه-پاشنه، نیروی عکس العمل زمین
  • الهام قربانیان، مرضیه علیوندی وفا*، مهدی فرهودی، محمدعلی نظری صفحات 137-146
    مقدمه و اهداف

     سکته مغزی مهمترین بیماری نورولوژیک در افراد مسن است. آسیب های شناختی از قبیل نقص در توجه به عنوان یکی از مشکلات شایع در افراد مبتلا به سکته مغزی می باشد؛ از این رو، مطالعه حاضر با هدف "بررسی تاثیر توانبخشی شناختی رایانه-محور بر عملکرد توجه مداوم، توجه تقسیم شده و توجه انتخابی بیماران مبتلا به سکته مغزی" انجام گرفت.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد. در این پژوهش 30 بیمار 30 تا 65 ساله مبتلا به سکته مغزی که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند، به صورت تصادفی به گروه های آزمایش و کنترل تقسیم شدند. افراد گروه آزمایش با استفاده از نرم افزار توانبخشی شناختی کاپیتان لاگ 21 جلسه آموزش دیدند و افراد گروه کنترل در آن دوره هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. در این پژوهش از آزمون عملکرد پیوسته دیداری و شنیداری در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد.

    یافته ها

    تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که تفاوت معناداری بین نمرات توجه (توجه انتخابی، توجه مداوم و توجه تقسیم شده) گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون وجود دارد.

    نتیجه گیری

    با عنایت به یافته های پژوهش حاضر، این طور استنباط می شود که می توان از برنامه های توانبخشی شناختی کامپیوتری برای بهبود مولفه های توجه افراد دچار سکته مغزی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سکته مغزی، توانبخشی شناختی، توجه انتخابی، توجه مداوم، توجه تقسیم شده
  • ربابه محمدی، رقیه افرونده، مژده خواجه لندی*، مهرداد محمدیان صفحات 147-155
    مقدمه و اهداف

    امروزه تحقیقات بسیاری انجام شده است که در آن ها تغییرپذیری زیادی در پاسخ فاکتور رشد شبه انسولینی-1 و میوستاتین به روش های مختلف تمرین ورزشی وجود دارد؛ از این رو، هدف از مطالعه حاضر "بررسی اثر حاد تمرین مقاومتی با و بدون محدودیت جریان خون بر شاخص های مرتبط با هایپرتروفی عضلانی" بود.

    مواد و روش ها

    30 دختر بسکتبالیست با دامنه سنی 30-23 سال به طور تصادفی به سه گروه ده تایی: تمرین مقاومتی سنتی (با شدت 280 درصد یک تکرار بیشینه)، تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون (با شدت 30 درصد یک تکرار بیشینه) و گروه کنترل (فقط محدودیت جریان خون و بدون تمرین) تقسیم شدند. تمرین با یک ست 30 تکرار شروع و با دو ست تکرار تا حد خستگی با استراحت 30 ثانیه ای پایان یافت. نمونه گیری خونی قبل از شروع و بلافاصله پس از اتمام تمرین صورت گرفت. از آزمون تی زوجی برای مقایسه تغییرات درون گروهی و آزمون تحلیل واریانس یک طرفه برای مقایسه تغییرات بین گروهی استفاده گردید.

    یافته ها

    مقایسه درون گروهی، عدم تغییر معنی دار در میزان سرمی فاکتور رشد شبه انسولین-1 (05/0>p) و همچنین کاهش معنی دار میوستاتین (05/0<p) در دو گروه تمرینی در مقایسه با پیش آزمون را نشان داد. در مقایسه بین گروهی نیز تنها میزان میوستاتین کاهش معنی داری در هر دو گروه تمرینی در مقایسه با گروه کنترل داشت (05/0<p).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج تحقیق حاضر، اثر تمرین با محدودیت جریان خون با شدت پایین بر سطوح سرمی فاکتور رشد شبه انسولین-1 و میوستاتین مشابه تمرین مقاومتی بدون محدودیت جریان خون با شدت بالا می باشد. این گونه به نظر می رسد می توان از تمرین مقاومتی با شدت پایین همراه با محدودیت جریان خون در دختران فعال و ورزشکارانی که در دوره بازتوانی هستند، یا به هر دلیلی توانایی بلند کردن وزنه سنگین را ندارند، به جای تمرین مقاومتی با شدت بالا استفاده نمود.

    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، محدودیت جریان خون، هایپرتروفی
  • مسعود میرمعزی، مهدی نمازی زاده*، حیدر صادقی، فریبا محمدی صفحات 156-163
    مقدمه و اهداف

     ازآنجا که انجام هم زمان راه رفتن و تکالیف دیگر، از روزمره ترین فعالیت های انسان به شمار می آید و با توجه به این که بخش عمده ای از زمین خوردن های سالمندان حین فعالیت دوتکلیفی اتفاق می افتد؛ هدف از تحقیق حاضر "بررسی تاثیر سرعت راه رفتن و بار شناختی بر ثبات گام برداری در سالمندان" بود.

    مواد و روش ها

    ده سالمند (5 مرد و 5 زن) سالم بدون سابقه زمین خوردن به صورت داوطلبانه در تحقیق حاضر شرکت نمودند. از شرکت کنندگان خواسته شد که سه تکلیف راه رفتن روی تردمیل با سرعت های ترجیحی، تند و کند را با/بدون اعمال بار شناختی انجام دهند. تکلیف شناختی با کم کردن 3 تایی از یک عدد سه رقمی تصادفی انجام شد. نسبت ثبات گام برداری (GSR) برای هر یک از شرایط محاسبه گردید. از روش آماری واریانس مکرر دوطرفه برای بررسی اختلاف میانگین ها در سطح معناداری 05/0 استفاده شد.

    یافته ها

    یافته های تحقیق حاضر نشان داد که نمره عملکرد شناختی با افزایش سرعت کاهش می یابد. در سرعت های تندتر از سرعت ترجیحی و بار شناختی مقدار GSR بیشتر است (01/0>p).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که سالمندان از طریق استراتژی های مختلف راه رفتن به ویژه فاز کوتاه شونده، حمایت دوگانه بیشتری را حین راه رفتن ایجاد می کنند تا با افزایش ثبات گام برداری کمتر سقوط کنند.

    کلیدواژگان: سرعت راه رفتن، تکالیف دوگانه، ثبات، سالمندان
  • حسن وحیدی*، نرگس شفارودی، سودابه جولایی صفحات 164-172
    مقدمه و اهداف

     عوامل متعددی باعث ایجاد عملکرد غیراخلاقی در کاردرمانی می گردد. هدف از مطالعه حاضر شناخت عوامل موثر بر عملکرد غیراخلاقی در کار بالینی کاردرمانگران در حیطه اختلالات جسمی بزرگسالان بود.

    مواد و روش ها

    در مطالعه حاضر از روش کیفی آنالیز محتوا استفاده شده است. 10 کاردرمانگر فارغ التحصیل در مقطع کارشناسی، با حداقل دو سال سابقه کاری به صورت هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند در کلینیک های خصوصی و بخش های کاردرمانی بیمارستان ها انجام شد.

    یافته ها

    تجزیه وتحلیل داده ها در نهایت منجر به پیدایش دو طبقه شده است که همگی آنها بیان کننده عوامل موثر بر عملکردهای غیراخلاقی کاردرمانگران در حیطه جسمی بزرگسالان می باشد. این طبقات شامل عوامل محیطی و عوامل فردی می باشد.

    نتیجه گیری

    یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که عدم آگاهی کاردرمانگران از اصول اخلاق حرفه ای مرتبط با رشته کاردرمانی و نبود قوانین جامع در این زمینه از علل مهم عملکردهای غیراخلاقی درمانگران است و این عوامل مهم باعث می گردد که کاردرمانگران در طول سوابق بالینی خود دچار مشکلات متعدد اخلاقی در ارتباط با حقوق مراجعین گردند و جهت ارایه راهکارهای لازم برای پیشگیری و ارتقاء عملکرد اخلاق حرفه ای در بین کاردرمانی لازم است تا تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد.

    کلیدواژگان: خلاق، کاردرمانی، اختلال عملکرد جسمی بزرگسالان، تحقیق کیفی
  • زهرا کریمی، سید صدرالدین شجاع الدین* صفحات 173-182
    مقدمه و اهداف

     به نظر می رسد تمرینات تراباند با درگیر کردن تعداد بیشتری از تار‎های عضلانی در اثر فعال شدن دوک‎های عضلانی و بهره مندی از ویژگی الاستیک یا کشسانی عضلات، سازگاری‎های عملکردی مختلفی در عضلات به وجود می‎آورند؛ بنابراین هدف از مطالعه حاضر "بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات با و بدون تراباند بر دامنه حرکتی، حس عمقی، قدرت و کیفیت زندگی زنان میانسال غیرفعال مبتلا به استیوآرتریت زانو" بود.

    مواد و روش ها

    با روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس تعداد 30 نفر (سن 43/5±98/42 سال، قد 78/3±66/162 سانتی متر، وزن 49/4±08/58 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 89/1±97/21 کیلوگرم بر متر مربع) به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه 10 نفره تمرین با تراباند، بدون تراباند و کنترل تقسیم شدند. پیش از انجام پروتکل تمرینی پرسشنامه KOOS تکمیل و اندازه‎گیری دامنه حرکتی و حس عمقی زانو، قدرت عضلانی پاها و کمر اندازه‎گیری شد. در انتهای هفته هشتم، پس آزمون به مانند پیش آزمون تکرار شد. از آزمون تحلیل کوواریانس برای بررسی نتایج استفاده شد. همچنین، از آزمون t وابسته برای مقایسه میانگین‎ها در دو مرحله قبل و بعد از آزمون، در سطح معناداری 05/0≤p استفاده شد.

    یافته ها

    مقایسه گروه تراباند با گروه کنترل و بدون تراباند نشان داد دامنه حرکتی، حس عمقی، قدرت عضلات بازکننده های زانو و کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P).

    نتیجه گیری

    نتایج تحقیق حاضر نشان می‎دهد که انجام تمرینات ورزشی با تراباند توسط بیماران مبتلا به استیوآرتریت به طور کامل امکان پذیر و تاثیرگذارتر بوده است. احتمال می‎رود این تمرینات بتواند به عنوان یک روش تمرینی ایمن و موثر در بهبود حس عمقی، دامنه حرکتی، قدرت عضلانی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به استیوآرتریت زانو مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تمرینات تراباند، دامنه حرکتی، حس عمقی، قدرت عضلانی، استئوآرتریت زانو
  • امیرعلی جعفرنژادگرو*، سیده مریم انواری، فرزانه نصیرپور صفحات 183-193
    مقدمه و اهداف

    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر ارتز نیمه سخت بر سفتی مفاصل اندام تحتانی (مچ پا، زانو و ران) در سه بعد ساجیتال، فرونتال و هوریزنتال و در زیر فازهای پاسخ بارگیری، میانه اتکا، هل دادن و کل فاز اتکا در افراد دارای کف پای صاف طی راه رفتن بود.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع تحقیق نیمه تجربی می باشد. 14 کودک (پسر) دارای کف پای صاف از طریق روش نمونه گیری در دسترس برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. داده ها تحت دو شرایط ویژه (راه رفتن با کفش بدون ارتز و کفش با ارتز) جمع آوری شد. ارتز مورد استفاده در پژوهش حاضر از نوع نیمه سخت بود. اطلاعات کینماتیکی راه رفتن با استفاده از 6 دوربین وایکان و با فرکانس نمونه برداری 100 هرتز جمع آوری شد. از دو عدد صفحه نیرو با فرکانس نمونه برداری 1000 هرتز برای ثبت داده های نیروی عکس العمل زمین استفاده شد. مقادیر سفتی مفاصل اندام تحتانی در سه بعد طی راه رفتن مورد محاسبه قرار گرفت.

    یافته ها

    در مفصل مچ پا ارتز نیمه سخت سبب کاهش معنادار مقدار سفتی در صفحه ی ساجیتال طی زیرفاز پاسخ بارگیری (003/0=p) و افزایش سفتی در صفحه هوریزنتال طی زیرفاز هل دادن (001/0=p) گردید. به علاوه، طی کل فاز اتکا و در صفحات ساجیتال (033/0=p) و هوریزنتال (039/0=p) به ترتیب ارتز سبب کاهش و افزایش معنادار سفتی مفصل مچ پا شد. استفاده از ارتز نیمه سخت سبب کاهش مقدار سفتی مفصل زانو طی زیرفاز میانه ی اتکا در صفحه ی ساجیتال (014/0=p) و افزایش مقادیر سفتی این مفصل در صفحه هوریزنتال طی زیرفاز میانه ی اتکا (000/0=p)، زیرفاز هل دادن (001/0=p) و کل فاز اتکا (001/0=p) شد. ارتز نیمه سخت طی زیرفاز پاسخ بارگیری در صفحه ی فرونتال سبب افزایش سفتی مفصل ران (044/0=p) شد.

    نتیجه گیری

    به طور کلی، ارتز نیمه سخت سفتی مفصل مچ پا را در صفحه ی ساجیتال بهبود بخشید و سبب افزایش سفتی مفاصل مچ پا و زانو در صفحه ی هوریزنتال شد.

    کلیدواژگان: سفتی مفاصل، ارتز نیمه سخت، کف پای صاف، راه رفتن
  • مرضیه حسنوند، فرهاد ترابی نژاد*، جمیله ابوالقاسمی، محرم اسلامی صفحات 194-200
    مقدمه و اهداف

     آهنگ گفتار برجسته ترین جنبه‎ی زبرزنجیری گفتار است که نقش مهمی در افزایش قابلیت فهم گفتار دارد. بررسی‎ها نشان می‎دهد بیان آهنگ در کودکان کاشت حلزون، مشکل‎ترین ویژگی زبرزنجیری گفتار به‎شمار می‎رود. با توجه به اهمیت آهنگ در انتقال احساسات، نوع جمله و نیات ارتباطی هدف از مطالعه حاضر "بررسی آهنگ گفتار کودکان کاشت حلزون و دارای شنوایی طبیعی در قالب تکالیف تقلید و خواندن" بود.

    مواد و روش‎ها

    مطالعه‎‎ی توصیفی-تحلیلی حاضر روی 30 کودک کاشت حلزون و 30 کودک طبیعی مقطع دبستان انجام شد. ضبط صدا در یک اتاق ساکت صورت گرفت. از آزمودنی‎ خواسته ‎شد جمله "داره بارون میاد" را با آهنگ "شاد" بخواند. سپس همین تکلیف را با تقلید از صدایی که از قبل ضبط شده بود، بیان کند. آنالیز آکوستیکی با نرم افزار Praat و تجزیه وتحلیل داده‎ها با استفاده از نرم‎افزار SPSS  صورت گرفت.

    یافته‎ها

    میانگین فرکانس پایه دو گروه در خواندن (P=0.004) و تقلید (P=0.007)، دیرش گفتار دو گروه در خواندن (P=<0.001) و تقلید (P=0.003) و شدت گفتار دو گروه در خواندن (P=0.01) تفاوت معنادار داشت. ضمن اینکه بیشترین میزان دیرش در تقلید و خواندن مربوط به گروه کاشت حلزون و بیشترین میزان فرکانس پایه و شدت مربوط به گروه طبیعی بود.

    نتیجه گیری

    آهنگ گفتار یکی از جنبه‎های آسیب دیده گفتار در کودکان کاشت حلزون است که باعث ناتوانی این کودکان در انتقال احساسات به شکل کلامی می‎شود. بر اساس مطالعه حاضر آهنگ گفتار این کودکان علاوه بر تکلیف خواندن، در تقلید نیز آسیب دیده است؛ بنابراین توصیه می‎شود درمانگران علاوه بر جنبه‎های زنجیری گفتار این کودکان، مداخله در زمینه آهنگ را نیز در برنامه درمانی خود قرار دهند.

    کلیدواژگان: کاشت حلزون، شنوایی طبیعی، آهنگ گفتار، تقلید، خواندن
  • مهدیه اسلامی نصرت آبادی*، مهدی نمازی زاده، محمدعلی اصلانخانی صفحات 201-208
    مقدمه و اهداف

     امروزه نقص توجه/بیش فعالی از رایج ترین اختلالات رفتاری و مشکلات روانشناختی کودکان است که در مراجعان به درمانگاه های روانپزشکی مشاهده می شود. هدف پژوهش حاضر "بررسی تاثیر بازی های توجهی، توانبخشی شناختی و تمرینات ترکیبی بر توجه و کارکرد های شناختی کودکان بیش فعال" می باشد.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر با توجه به اهداف پیش بینی شده، از نوع تحقیق نیمه تجربی و طرح آن پیش آزمون-پس آزمون با چند گروه بود. شرکت کنندگان شامل 40 کودک 9 تا 12 سال مقطع ابتدایی بودند که به صورت تصادفی در چهار گروه بازی های توجه ی، تمرینات توانبخشی شناختی، تمرینات ترکیبی (ریتمیک شناختی) و گروه کنترل تقسیم شدند. در پیش آزمون هر آزمودنی آزمون های مربوط به سنجش حافظه کاری (آزمون ان بک)، توجه پایدار (آزمون عملکرد مداوم) و کارکردهای اجرایی (آزمون برج لندن) را اجرا کردند. سپس آزمودنی ها بر اساس گروه بندی ذکرشده، به مدت 16 جلسه و هر جلسه به مدت 60 دقیقه به تمرین پروتکل گروه خود پرداختند. پس از آخرین جلسه تمرین، آزمودنی ها پس آزمون را که شامل اجرای مجدد آزمون های مربوط به سنجش حافظه کاری (آزمون ان بک)، توجه (آزمون عملکرد مداوم) و کارکردهای اجرایی (آزمون برج لندن) بود را اجرا نمودند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد در متغیر کارکردهای اجرایی، حافظه کاری و توجه، گروه تمرین ترکیبی به طور معناداری خطای کمتری نسبت به گروه کنترل داشتند، اما گروه های دیگر تفاوت معناداری باهم نداشتند (05/0>p).

    نتیجه گیری

    گروه های ترکیبی تقریبا در تمام خرده مقیاس ها منجر به بهبود حافظه کاری، توجه و کارکردهای اجرایی کودکان دارای بیش فعالی می شود.این عملکرد بهتر به بهره برداری هم زمان از فواید دو نوع تمرین نسبت داده شد.

    کلیدواژگان: اختلال نقص توجه، بیش فعالی (ADHD)، بازی های توجهی، تمرینات توانبخشی شناختی، کارکرد های شناختی
  • حسن وحیدی*، نرگس شفارودی، سودابه جولایی صفحات 209-216
    مقدمه و اهداف

     راهکارهای متعددی می تواند باعث کاهش عملکردهای غیراخلاقی در کاردرمانی گردد. هدف از مطالعه حاضر شناخت راهکارهایی در ارتقاء عملکرد اخلاقی در کاربالینی کاردرمانگران در حیطه اختلالات جسمی بزرگسالان بود.

    مواد و روش ها

    در مطالعه حاضر از روش کیفی آنالیز محتوا استفاده شده است. 10 کاردرمانگر فارغ التحصیل در مقطع کارشناسی، با حداقل دو سال سابقه کاری به صورت هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند در کلینیک های خصوصی و بخش های کاردرمانی بیمارستان ها انجام شد.

    یافته ها

    تجزیه و تحلیل داده ها در نهایت منجر به پیدایش دو طبقه شده است که همگی آنها بیان کننده راهکارهایی در ارتقاء عملکرد اخلاقی کاردرمانگران در حیطه جسمی بزرگسالان می باشد. این طبقات شامل استراتژی های سازمانی و استراتژی های فردی می باشد.

    نتیجه گیری

    یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که جهت رفع مشکلات اخلاقی در بخش کاردرمانی لازم است تا قوانین لازمه در زمینه مدیریت بخش های خصوصی و دولتی کاردرمانی تدوین و تصویب شود و به ارگان های ذی صلاح جهت نظارت ابلاغ گردد و همچنین می توان با اضافه کردن واحد اخلاق به دوره کارشناسی و برپایی کارگاه های دوره ای اخلاق در کاردرمانی برای فارغ التحصیلان و مطرح کردن موضوعات اخلاقی مرتبط با رشته کاردرمانی در کلیه دروس نظری و عملی و کارورزی، در جهت افزایش آگاهی دانشجویان کاردرمانی و نهادینه کردن اخلاق در بین آنها گام برداشت.

    کلیدواژگان: اخلاق، کاردرمانی، تحقیق کیفی
  • مرتضی رضائی*، محمدرضا امیرسیف الدینی، عبدالحمید دانشجو صفحات 217-225
     مقدمه و اهداف

     همواره دردهای کمری و ناهنجاری های وضعیتی یکی از مهمترین موضوعاتی است که در محیط کاری مطرح است. در این بین کارمندانی که ماهیت کار آنها ایستا و در حالت نشسته به مدت طولانی است، بیشتر دچار این عوارض خواهند شد که با راهکارهایی می توان این مشکلات را کاهش داد و احتمالا از بین برد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر 6 هفته تمرینات صندلی بر روی متغیرهای کینماتیکی در حین راه رفتن، ساختار بدنی و درد کارمندان دانشگاه شهید باهنر کرمان می باشد.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی است که جامعه آماری آن دانشگاه شهید باهنر کرمان می باشد و نمونه آماری آن 27 نفر شامل 10 مرد و 17 زن (سن: 51/4±81/40 سال، قد: 47/8±15/164 سانتی متر، جرم: 75/6±18/75  کیلوگرم) است که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. متغیرهای طول گام، عرض گام و تواتر گام برداری با استفاده از سیستم سه بعدی Motion Analysis با 6 دوربین اپتوالکترونیک با فرکانس ثبت 120 هرتز اندازه گیری شد. برای اندازه گیری لوردوز از خط کش منعطف، شانهبهجلو از چهارگوش دوگانه و برای سنجش میزان درد از پرسشنامه نوردیک استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش آماری تی وابسته در سطح معنا داری 05/0>P استفاده شد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بود که بین میانگین های پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری برای متغیرهای طول گام، عرض گام، تواتر گام، درد کمری، لوردوز و شانه به جلو وجود داشت و اندازه طول گام در پس آزمون افزایش یافته است و اندازه سایر متغیرها کاهش یافته است.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های تحقیق کنونی، نتایج بیانگر آن است که تمرینات صندلی تاثیر مثبتی بر متغیرهای کینماتیکی، کاهش لوردوز کمری و شانهبهجلو و همچنین کم کردن درد کمری کارمندان دارد که بر این اساس می توان از این تمرینات در راستای بهبود متغیرهای کینماتیکی، ساختار بدنی و کاهش درد در ناحیه کمر استفاده کرد.

    کلیدواژگان: طول گام، عرض گام، تواتر گام برداری، درد، لوردوز، شانهبهجلو، تمرینات صندلی و کارمندان
  • محمد عاشوری*، اشکان تاج ور رستمی صفحات 226-232
    مقدمه و اهداف

     برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه به عنوان روشی مفید و کاربردی برای بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان با آسیب شنوایی مطرح شده است و به نظر می رسد استفاده از آن با نتایج مطلوبی همراه باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان با آسیب شنوایی انجام شد.

    مواد و روش ها

    در پژوهش حاضر، یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. در این پژوهش 24 پسر با آسیب شنوایی که به روش در دسترس از مدارس شهرکرد انتخاب شده بودند، شرکت داشتند. آزمودنی ها به دو گروه 12 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه را در 10 جلسه دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل این برنامه ارایه نشد. ابزار پژوهش، پرسشنامه توانایی شناختی نجاتی (1392) بود. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری در نسخه 24 نرم افزار SPSS تحلیل شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که در مرحله بعد از مداخله، میانگین نمرات کارکردهای اجرایی گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود و برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه بر کارکردهای اجرایی آزمودنی ها تاثیر معناداری داشت (001/0<p).

    نتیجه گیری

    برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه، کارکردهای اجرایی دانش آموزان با آسیب شنوایی را بهبود بخشید؛ بنابراین، با توجه به یافته های به دست آمده در پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود که در کنار سایر روش های آموزشی و توانبخشی دانش آموزان با آسیب شنوایی، برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه نیز به کار برده شود.

    کلیدواژگان: آسیب شنوایی، توانبخشی شناختی، کارکردهای اجرایی
  • مریم ملکیان، مرضیه جلالیان چالشتری*، طلیعه ظریفیان صفحات 233-241
    مقدمه و اهداف

     امروزه توانایی برقراری ارتباط از طریق گفتار از توانایی های منحصربه فرد نوع بشر است. افرادی که به هر دلیل، توانایی سخن گفتن را از دست داده باشند، نمی توانند به شیوه موثر ارتباط برقرار کنند. روش های ارتباطی مکمل و جایگزین به عنوان راهکاری مناسب برای کمک به این افراد مطرح شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان آگاهی تیم توان بخشی شاغل در دانشگاه علوم پزشکی تبریز از خدمات روش های ارتباطی مکمل و جایگزین است.

    مواد و روش ها

    در پژوهش حاضر که از نوع مقطعی و توصیفی-تحلیلی است. 31 نفر از تیم توان بخشی شاغل در بیمارستان ها و کلینیک های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تبریز در این پژوهش شرکت کردند و میزان آگاهی آن ها از خدمات روش های ارتباطی مکمل و جایگزین مورد بررسی قرار گرفت. برای آگاهی سنجی از پرسشنامه ی محقق ساخته با روایی محتوایی 31/76 استفاده شد. نتایج با استفاده از نرم افزار 22spss مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که 7/38 درصد شرکت کنندگان، هیچ گونه آشنایی با اصطلاح خدمات ارتباط مکمل و جایگزین نداشتند و یا آشنایی کمی داشتند، تنها 4/6 درصد از آن ها آشنایی کامل با این اصطلاح داشتند. بیشترین آشنایی شرکت کنندگان (6/80 درصد) با سیستم های ارتباطی ساده از جمله کاغذ و خودکار بود.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که متخصصان، آشنایی محدودی با خدمات ارتباطی مکمل و جایگزین و جامعه هدف این خدمات دارند؛ بنابراین نیاز به آموزش به این متخصصان در این زمینه به صورت نظری و بالینی وجود دارد.

    کلیدواژگان: روش ارتباطی مکمل و جایگزین، آگاهی، متخصصان توان بخشی
  • نیلوفر میکائیلی، سیف اله آقاجانی، نوشین فایضی، مریم رحمتی*، جمال سوره صفحات 242-251
    مقدمه و اهداف

     هدف از پژوهش حاضر، مقایسه ی دلسوزی نسبت به خود، شوخ طبعی و ناگویی عاطفی در بین مادران کودکان اتیسم با مادران کودکان بهنجار در شهر اهواز بود.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع علی-مقایسه ای (علی پس از وقوع) بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی مادران کودکان بهنجار و تمامی مادران دارای کودکان اتیسم مراجعه کننده به مراکز سازمان دهی، درمان و توان بخشی اختلالات اتیستیک در شهر اهواز در سال 1397-1396 تشکیل دادند. نمونه ی این پژوهش با روش نمونه گیری در دسترس با دو گروه 60 مادر کودکان اتیسم و 60 مادر کودکان عادی انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه ی دلسوزی به خود (SCS)، پرسش نامه ی سبک های شوخ طبعی (HSQ) و مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) بود. جهت آزمون فرضیه ها از آزمون تحلیل واریانس استفاده شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بین دلسوزی نسبت به خود و ناگویی عاطفی مادران کودکان دارای فرزند اتیسم و مادران کودکان بهنجار تفاوت معنی داری وجود دارد، ولی در مورد شوخ طبعی تفاوتی بین دو گروه مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    یافته های تحقیق حاضر می تواند برای انجام مداخلات روانشناختی به مادران کودکان اتیسم دستاورد مهمی به شمار رود.

    کلیدواژگان: دلسوزی نسبت به خود، شوخ طبعی، ناگویی هیجانی، کودکان اتیسم
  • راضیه یوسفیان ملا، حیدر صادقی*، فرزام فرهمند، محمدعلی آذربایجانی صفحات 252-258
    مقدمه و اهداف

     حرکات اندام فوقانی و دست ها می توانند الگوهای حرکتی راه رفتن را تغییر داده و یا در آن مداخله ایجاد کنند، اما معمولا در تجزیه و تحلیل های راه رفتن این بخش نادیده گرفته می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر آتل گیری اندام فوقانی بر سرعت و آهنگ راه رفتن می باشد.

    مواد و روش ها

    از 30 نفر آزمودنی سالم (میانگین±انحراف معیار سن: 34/5±56/29 سال، BMI: 25/3±06/24 کیلوگرم بر متر مربع) خواسته شد ابتدا به صورت عادی و با سرعت معمول خود و سپس در همان سرعت با قرارگیری دست غالب و سپس دست غیرغالب در آتل، در مقابل سیستم آنالیز حرکت Vicon راه بروند. سپس با استفاده از نرم افزار متلب، داده ها استخراج و جهت تجزیه و تحلیل از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد)، آزمون شاپیرو-ویک (بررسی نرمال بودن توزیع داده ها) و آزمون t همبسته برای مقایسه سرعت و آهنگ راه رفتن هر کدام از الگوها با وضعیت عادی استفاده گردید (05.0≤P).

    یافته ها

    نتایج آزمون t همبسته اختلاف معناداری را بین دو وضعیت نوسان طبیعی و قرارگیری دست غالب در آتل و نیز نوسان طبیعی و قرارگیری دست غیرغالب در آتل در میانگبن متغیر سرعت راه رفتن نشان داد، اما در زمینه آهنگ راه رفتن علی رغم کاهش میانگین، بین هیچ کدام از وضعیت ها و الگوها در مقایسه با الگوی نوسان طبیعی تفاوت معناداری دیده نشد (05.0≤p).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش حاضر شاید بتوان عنوان کرد که بهتر است در موارد عدم ضروری در بیماران مختلف، جهت حفظ سرعت راه رفتن نرمال، از اسلینگ استفاده نشود، زیرا این افراد به دلیل ایجاد افزایش سرعت در راه رفتن ممکن است دچار تغییر در الگوی راه رفتن، عدم تعادل و زمین خوردن شوند.

    کلیدواژگان: راه رفتن، آتل، اندام فوقانی، سرعت، آهنگ راه رفتن
  • شهرزاد بهرامی، سیدکاظم موسوی ساداتی*، عبدالرسول دانشجو صفحات 259-269
    مقدمه و اهداف

     کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی (DCD) نسبت به کودکان سالم در عملکردهای حسی حرکتی ضعیف هستند، عملکرد ضعیف حرکتی در فعالیتهای روزانه با سن و هوش کودک مطابقت ندارد و ناشی از بیماری های عصبی هم نیست. اختلال هماهنگی رشدی یکی از نارسایی های بارز در زمینه رشد مهارت های حرکتی در کودکان پیش دبستانی و ابتدایی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تحریک الکتریکی فراجمجمه مغز و تمرینات منتخب بر تعادل کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی در شرایط مختلف حسی است.

    مواد و روش ها

    روش پژوهش، آزمایشی بود و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. تعداد 20 کودک 7 تا 14 سال دارای اختلال هماهنگی رشدی با روش نمونه گیری در دسترس از مدارس عادی پس از اعمال معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. پس از بررسی تعادل آزمودنی ها بوسیله آزمون سازماندهی حسی در شش حالت مختلف با دستگاه پوسچوگرافی کامپیوتری، گروه مداخله به مدت 8 جلسه و هر هفته 3 جلسه تحت تحریک الکتریکی فراجمجمه مخچه (ctDCS) و برنامه حرکتی قرار گرفتند ولی گروه کنترل تحریک الکتریکی ساختگی (تحریک نما) و برنامه حرکتی را تجربه کردند. بعد از پایان مداخله، پس آزمون برای ارزیابی عملکرد تعادلی دو گروه بعمل آمد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که بین دو گروه در حالت در دسترس بودن اطلاعات آوران سیستم های حسی (001/0=p)، حذف اطلاعات سیستم بینایی (006/0=p)، ارایه آرایه های نامناسب سیستم بینایی (023/0=p)، حذف اطلاعات سیستم حسی عمقی (007/0=p) و حذف اطلاعات سیستم حس عمقی و ارایه آرایه های نامناسب بینایی (021/0=p) تفاوت معنی داری وجود داشت. در حالت حذف اطلاعات سیستم حس عمقی و بینایی (102/0=p) بین دو گروه تفاوت معنادار وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، تحریک الکتریکی فراجمجمه می تواند به عنوان یک روش جدید قبل از فعالیت بدنی بر تعادل کودکان دچار اختلال هماهنگی رشدی تاثیرگذار بوده و به بهبود تعادل این کودکان کمک کند.

    کلیدواژگان: اختلال هماهنگی رشدی، تحریک الکتریکی فراجمجمه، تعادل
  • ابوالقاسم رزاقی*، حیدر صادقی صفحات 270-283
    مقدمه و اهداف

    اختلال بالینی بیماری عروق کرونری قلب عمدتا در نتیجه آترواسکلروز شریان های کرونری ایجاد می شود. فرآیند آترواسکلروز نوعی پاسخ التهابی به آسیب اندوتلیال دیواره شریان است. فاکتورهای بیومکانیکی و آسیب های همودینامیکی از عوامل اصلی آسیب بافت اندوتلیال می باشد. گسترش آترواسکلروز سبب خرابی و گاها از دست دادن مهلک عملکرد قلب خواهد شد. هدف از پژوهش حاضر، مروری سیستماتیک بر مطالعات انجام شده جهت بررسی اثر تمرینات توانبخشی ورزشی بر متغیرهای بیومکانیکی عروق کرونر بیماران آترواسکلروتیک بود.

    مواد و روش ها

    در تحقیق حاضر با جستجوی مقالات در پایگاه های اطلاعاتی معتبر شامل ScienceDirect، Elsevier، PubMed، Springer، SID و Magiran به دو زبان انگلیسی و فارسی با جستجوی کلمات توانبخشی ورزشی، بیومکانیک، آترواسکلروز و عروق کرونر در بازه زمانی 1998 تا 2018 میلادی انجام و بررسی نهایی بر روی 38 مقاله با ارتباط مستقیم انجام شد.

    یافته ها

    مروری بر نتایج یافته های قبلی، موید آن است که در اثر بروز آترواسکروز شریان، ساختار دیواره عروق و ماهیت اجزای تشکیل دهنده آن تغییر یافته و سخت و ضخیم می گردد. ضمن اینکه با گسترش آترواسکروز شریان، جریان خون از حالت یکنواخت به جریان تلاطمی تغییر وضعیت می دهد. نیروهای مکانیکی وارده بر دیواره عروق شامل استرس های برشی جریان خون بر لومن رگ و استرس های پیرامونی ناشی از فشار خون با پیشرفت جراحات آترواسکلروز تغییر الگو داده و بر شدت بیماری خواهند افزود. مطالعات نشان داده که اثرات توانبخشی ورزشی بر بیماران آترواسکلروتیک شامل تغییرات مورفولوژیکی خواهد بود که منجر به بهبود جریان خون می گردد. افزایش سطوح استرس برشی ناشی از تمرین منجر به کاهش مقاومت عروق و افزایش پرفوژن بافتی، کاهش سختی عروق، افزایش ظرفیت اتساع پذیری عروق، افزایش قطر لومن شریان، جلوگیری از گسترش پلاک آترواسکلروتیک و بهبود آنژیوژنز و آرتریوژنز می شود. توانبخشی ورزشی موجب کاهش ناتوانی، کاهش نیاز به رویه های مداخله ای، بهبود ریسک فاکتورهای قلبی-عروقی، بهبود پیدایش عروق جدید میوکارد، کاهش مرگ ومیر و بهبود کیفیت زندگی می گردد. ضمنا تمرینات ورزشی ترکیبی (هوازی-مقاومتی) بر تمرینات هوازی یا تمرینات مقاومتی به تنهایی برتری دارد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تمرینات توانبخشی ورزشی ضمن جلوگیری از گسترش آترواسکلروز و محافظت در مقابل وقایع قلبی-عروقی عمده، موجب بهبود تمامی متغیرهای بیومکانیکی عروق کرونری قلب گردیده و بیماران در وضعیت نسبتا پایدار به سر می برند. ضمنا تمامی مطالعات بر این موضوع اتفاق نظر دارند که انجام تمرینات بایستی به طور منظم و ترجیحا در طول هفته با شدت بالای متوسط و به صورت ترکیبی اجرا گردد.

    کلیدواژگان: توانبخشی ورزشی، بیومکانیک، آترواسکلروز، عروق کرونر
  • سارا موقر، صدیقه سادات نعیمی*، اصغر رضاسلطانی، محمدمحسن روستایی صفحات 284-293
    مقدمه و اهداف

     یکی از روش های درمانی در بیماران مبتلا به سندرم تونل کارپال استفاده از کینزیوتیپ است. باتوجه به اینکه تاکنون هیچ مطالعه مروری در این زمینه انجام نشده است، هدف از مطالعه مروری نظام مند حاضر بر مطالعات گذشته بررسی تاثیر کینزیوتیپ در افراد مبتلا به سندرم تونل کارپال می باشد.

    مواد و روش ها

    با استفاده از کلیدواژه های سندرم تونل کارپ، عصب مدیان، کینزیوتیپ و فیزیوتراپی، جستجو در بانک های اطلاعاتیGoogle Scholar, PubMed, PEDro, Science Direct, Springer, Ovid, ProQuest, Cochrane Library, Scopus در فاصله زمانی 2000 تا 2018 انجام شد.

    یافته ها

    از بین مقالات به دست آمده تنها مقالاتی که از کینزیوتیپ در درمان سندرم تونل کارپ استفاده کرده بودند، وارد مطالعه شدند؛ بدین ترتیب از 50 مقاله به دست آمده تنها 11 مقاله وارد مطالعه شد و بقیه حذف شد.

    نتیجه گیری

    تمامی مطالعات حاکی از کاهش درد، افزایش قدرت گریپ و پینچ، کاهش سطح مقطع عرضی عصب مدیان، کاهش تاخیر انتهایی و افزایش سرعت عصب مدیان، و بهبودی در پرسشنامه ها بود. مطالعاتی که از کینزیوتیپ در کنار سایر درمان های فیزیوتراپی استفاده کرده بودند، نشان دهنده افزایش تاثیر در بهبودی مبتلایان به سندرم تونل کارپ به خصوص در طولانی مدت بود.

    کلیدواژگان: سندرم تونل کارپ، عصب مدیان، کینزیوتیپ، فیزیوتراپی
  • علی رشیدیان، اشرف کربلایی نوری* صفحات 294-304
    مقدمه و اهداف

     امروزه اختلالات شدید روانپزشکی مانند اختلالات خلقی و اسکیزوفرنیا به علت اختلال در عملکردهای فیزیولوژیکی، روانی-اجتماعی و ژنتیکی ایجاد می گردد. این اختلالات بر عملکرد کارکردی این افراد تاثیر می گذارد. عملکرد کارکردی به توانایی افراد برای انجام فعالیت های روزمره و وجود کارایی در حوزه های شغل، تفریح و مراقبت از خود و همچنین داشتن رضایت از انجام این فعالیت ها گفته می شود. وجود عملکرد کارکردی باعث مشارکت، بهزیستی و استقلال این افراد می شود؛ بنابراین ارزیابی عملکرد کارکردی و آشنایی با ابزارهای پرکاربرد و دارای مشخصات روانسنجی مناسب در این زمینه برای ارایه خدمات حایز اهمیت است.

    مواد و روش ها

    در مطالعه حاضر ابتدا عملکرد کارکردی در بیماران شدید روانپزشکی تعریف و شرح داده شد. سپس پس از بررسی کتاب های موجود در حوزه کاردرمانی روان و پایگاه های اطلاعاتی Google Scholar، PubMed، ProQuest و OT Seeker در مرحله اول آزمون های پرکاربرد را شناسایی کرد، سپس در مرحله دوم به بررسی مشخصات روانسنجی آزمون ها در پایگاه های اینترنتی و کتابچه راهنمای تست ها پرداخته شد.

    یافته ها

    با توجه به جستجوی صورت گرفته، 316 تست مورد شناسایی قرار گرفت که با توجه به معیارهای ورود و خروج که شامل سنجش عملکرد کارکردی، استفاده از روش ها و آموزش های استاندارد مختص بیماران روان بزرگسال دارای کاربرد کلینیکی، نشان دادن کارایی درمان، سنجش مشخصات فرد و مشخصات روانسنجی مناسب، شش آزمون OPHI، COPM، ACLS، KELS، BaFPE و AMPS بود، برای این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد با اهمیتی که عملکرد کارکردی در توانایی این افراد برای مشارکت، بهزیستی و استقلال دارد، آشنایی با ابزارهای ارزیابی عملکرد کارکردی که در مطالعه حاضر مورد شناسایی قرار گرفت، می تواند گامی مهم در راستای غربالگری، ارایه خدمات درمانی و نشان دادن کارایی درمان برای این افراد باشد. همچنین به منظور استفاده این آزمون ها در داخل کشور پیشنهاد می شود آزمون هایی که هنجاریابی نشده اند، مورد بررسی قرار گیرند.

    کلیدواژگان: کاردرمانی، ارزیابی، بیماران روانپزشکی، مشخصات ابزارهای ارزیابی
  • مریم ملکیان، تبسم عظیمی*، زهرا قریشی، اکبر دارویی صفحات 305-317
    مقدمه و اهداف

     آگاهی صرفی یکی از ابعاد آگاهی فرازبانی و به معنای توانایی دست ورزی تکواژهای تشکیل دهنده کلمه و آگاهی از قواعد شکل گیری کلمات است. تحقیقات نشان داده است که آگاهی صرفی در رشد تحصیلی دانش آموزان نقش دارد. هدف مطالعه حاضر، مرور تحقیقات در دسترس در زمینه آگاهی صرفی و ارتباط آن با صحت و درک خواندن در زبان های مختلف می باشد.

    مواد و روش ها

    مقاله مروری حاضر بر اساس مقالات منتشرشده با کلیدواژه های آگاهی صرفی، توانایی خواندن، صحت خواندن، درک خواندن و موفقیت تحصیلی می باشد. جستجوی مطالعات انجام شده در فاصله زمانی بین سال های 1995تا 2017 در پایگاه های اطلاعاتی PubMed ,Springer, Google  Scholar  ASHA, Science Direct, و در پایان نامه ها و مجلات داخلی موجود در پایگاه  Sidو Magiran صورت گرفت. مطالعات توصیفی-تحلیلی که بتوانند به سوال تحقیق پاسخ دهند، وارد مطالعه شدند. نتایج 18 مورد از مقاله ها در مطالعه حاضر مطرح شده است.

    نتیجه گیری

    نتیجه گیری نتایج مرور مطالعات نشان می دهد که کودکانی که نمرات بهتری در آزمون آگاهی صرفی دریافت می کنند، عملکرد بهتری در ‏درک خواندن نشان می دهند. در زبان هایی از جمله انگلیسی، آگاهی صرفی به تمییز بین کلمات کمک می کند و در نتیجه به صحت خواندن ‏کمک می کند، ولی در زبان یونانی به این صورت نیست. به نظر می رسد ارتباط بین آگاهی صرفی و صحت خواندن با توجه به ویژگی های ‏زبان از جمله شفاف بودن، بین زبان های مختلف، متفاوت است.‏

    کلیدواژگان: آگاهی صرفی، صحت خواندن، درک خواندن
|
  • Raheleh Nasrabadi, Heydar Sadeghi *, Mohammad Yousefi Pages 1-10
    Background and Aims

    Since fatigue is known as a common phenomenon during exercise and it is hypothesized that it often impairs motor function and causes various injuries, the purpose of the present study was to determine the effects of local and global fatigue on the myoelectric variables of selected lower limb muscles in healthy young men active in single leg jump-landing task.

    Materials and Methods

    A total of 20 able-bodied healthy young males participated in the current quasi-experimental study. Wingate and Bruce tests were used to create local and global fatigue, respectively. Electrical activities of selected lower limb muscles (Gluteus Medius, Vastus lateralis, Tibialis Anterior, Peroneus Longus, Gastrocnemius and soleus muscles) were recorded using electromyography device, and Analysis of Variance (ANOVA) with repeated measures tests were used for data analysis. The significance level was set at P≥0.05.

    Results

    The results showed a significant difference between the effects of local and global fatigue on the mean normalized middle serine muscle activity (P=0.046) and medial Gastrocnemius muscle midline frequency (P=0.019). However, there was no significant difference between mean and maximum normalized activity and frequency of middle serine, Vastus lateralis, anterior tibia, fibular longus, and soleus (P<0.05).

    Conclusion

    According to the findings of the present study, it seems that the effects of the types of local and global fatigue on lower limb muscle performance during single jump-landing exercise are similar.

    Keywords: Local fatigue, Global fatigue, Single jump-landing, Electromyography
  • Farideh Dehghan Manshadi *, Shima Abdollahi, Asghar Rezasoltani, Alireza Akbarzadeh Baghban Pages 11-17
    Background and Aims

    Sway Back Posture (SBP) is one of the most common postural disorders in young people. Considering the importance of the role of the abdominal wall muscles in preserving and maintaining normal posture, it is necessary to investigate the relationship between this postural disorder and the function of the abdominal wall muscles. The present study aimed to compare the ultrasonic thickness of the abdominal wall muscles between women with and without SBP.

    Materials and Methods

     A total of 111 women, aged 18-30 years were divided into two groups of 37 with SBP and 74 without SBP, participated in the current analytical study. Kendall method was used to evaluate postural status. To measure the degree of lumbar lordosis and anterior pelvic tilt, a flexible ruler and pelvic inclinometer were used, respectively. The rest thicknesses of the abdominal wall muscles, including the rectus abdominis, external oblique, internal oblique, and transversus abdominis, were measured using B Mode ultrasonography in both supine and standing positions.

    Results

    There were no significant differences in resting thickness of all abdominal muscles between the two groups in the supine position (p≥0. 05). In the standing position, only the external oblique muscle showed a significant difference (p = 0.03). In women with SBP, lumbar lordosis was greater and the pelvic tilt was less than that of women without SBP (p<0.05). In both groups, muscle thickness increased as body mass index increased (p <0.05).

    Conclusion

    The lack of a change or reduction in the thickness of the abdominal wall muscles in women with SBP can be due to the stability created by the passive elements; consequently, there is no need for muscle activity. Accordingly, evaluation of the contractile thickness of the abdominal wall muscles in people with SBP is recommended.

    Keywords: Sway Back Posture, Ultrasonography, Abdominal wall muscles, Lumbar Lordosis, Pelvic Tilt
  • Fereshteh Azizi, Haleh Kangari *, Nastaran Alizadeh Nia, Alireza Akbarzadeh Baghban, Mohammad Aghazadeh Amiri, Mohsen Akhgari Pages 18-24
    Background and Aims

    Considering the effects of binocular anomalies in patient's daily activities, including those with isoametropia and anisometropia, and as the first option for correcting refractive errors, the present study was conducted to investigate if wearing glasses for a month could make a difference in binocular anomalies in patients with considerable refractive errors.

    Materials and Methods

    In the current cross-sectional study, 56 patients aged 8-38 years old (28 patients with anisometropia and 28 patients with isoametropia) who visited our office either for annual check-up or having other eye symptoms were included. Patients included did not have strabismus or microtropia and were examined by an ophthalmologist to check for possible pathologies. Patients’ refraction (objective and subjective) showed an amount of refractive errors that needed glasses or a change in the current eye glasses. Their sensory fusion, stereopsis, Near Point of Accommodation, and accommodative facility were examined exactly after wearing newly prescibed glasses and once more after one month of use. The results were evaluated between groups and then among the groups.

    Results

    The mean age of the participants was 24.3 (SEM=1.7) for patients with anisometropia and 21 (SEM=1.4) for isoametropic patients. There was no significant statistical difference between anisometropic and isoametropic groups in any of the measured variables both in the first and second examinations (Table 1). Stereopsis and accommodative facility improved significantly in both groups (p<0.05). But there was no significant difference in Near Point of Accommodation (p>0.05).

    Conclusion

    According to the results of the current study, we observed improvement in stereopsis and accommodation facility in the two groups after using glasses. As a result, after one month of using corrective glasses, in addition to improvement in binocular vision, some symptoms such as blurred vision, headache and ocular fatigue disappeared.

    Keywords: anisometropia, Isoametropia, Binocular Vision, Accommodation, binocular anomalies
  • Habib Adel, Fatemeh Taheri, Yavar Jamali Gharakhanlou, Fariba Sattarpour Iranaghi * Pages 25-36
    Background and Aims

    Achievement motivation, psychological capital, and physical activity are among the important structures in all areas of life, especially the quality of work life of employees, for better performance in the work environment. In this regard, quality of working life of teachers of students in exceptional schools is an important fact to study. The aim of the present study was to investigate the role of predictability of achievement motivation, psychological capital, and physical activity on the quality of work life of teachers of exceptional schools in Markazi province in 2018.

    Materials and Methods

    A descriptive and correlational study was carried out on the statistical population of all employed teachers (no=400) in exceptional schools in Markazi Province between 2018-2019. For this purpose, 196 teachers were selected using simple random sampling method. Data collection tools included Hemans Achievement Motivation, Luthans psychological capital, Beck's Physical Activity, and Watton's Quality of Work Life. To analyze the data, Pearson correlation coefficient and multiple linear regression analysis were used in SPSS, version 19.

    Results

    There was a significant correlation between psychological capital (r=0.79, p=0.001), achievement motivation (r=0.63, p=0.001), physical activity (r=0.51, p=0.001), and quality of work life. Also, the results showed that psychological capital (B=0/79), achievement motivation (B=0/27), and physical activity (B=0/20), respectively can significantly predict the change in the quality of work life in teachers of exceptional schools and these variables account for 71% of the quality of work life variance

    Conclusion

    It can be concluded that psychological capital, achievement motivation, and physical activity play major roles on the quality of work life in teachers of exceptional schools.

    Keywords: Achievement Motivation, psychological capital, physical activity, Quality of work life, Teachers of Exceptional schools
  • Amiali Jaafarnejad *, Hamed Sheikhalizade, Milad Alipour Sari Nasirloo Pages 37-48
    Background and Aims

    Running related injuries have different causes. The objective of the present study was to investigate the frequency spectrum of ground reaction forces during stance phase of running in children with forward head posture and healthy controls.

    Materials and Methods

    A total of 28 male children were divided into two groups of healthy controls (n=16) and forward head posture (n=12). Two Kistler force platforms (sampling rate: 1000 Hz) were used to record the ground reaction forces during barefoot running. Independent sample t-test was used for statistical analysis. The significance level was set at 0.05.

    Results

    Findings indicated that running speed in children with forward head was lower than that in the control group (P<0.001). The number of essential harmonics to reach 95% of total energy of the vertical ground reaction force signal in dominant limb in the healthy group was greater than that of forward head group (medium effect size; P=0.001). The frequency content with 99.5% power of the number of essential harmonics of free moment in the forward head group was greater than that of the control group (large effect size; P=0.005). Other components of running ground reaction force frequency content were not statistically different between the two groups (P> 0.05).

    Conclusion

    Due to lower walking speed in children with forward head posture, lower frequency content indicated lower center of gravity sway. Also, these lower walking velocity and frequency content demonstrated lower mechanical efficiency in children with forward head posture.

    Keywords: Forward head, Running, Ground reaction force, Frequency content
  • Payam Varaee *, Khodamorad Momeni, Asie Moradi Pages 49-62
    Background and Aims

    Psychological well-being is one of the most important needs of the elderly, which can affect various aspects of their lives. Religiosity increases the psychological well-being, but the causes of this occurrence are not clearly known. Therefore, the purpose of the present study was to examine the role of self-compassion in the relationship between religiosity and psychological well-being.

    Materials and Methods

    According to Guadagnoli & Velicer (1998), a sample of 300 male elderly was selected through simple random sampling method in Kermanshah, Iran. The elderly responded to the following three questionnaires: psychological well-being, self-compassion, and attitude toward religion. Descriptive statistics were used to calculate descriptive indexes. To investigate the relationship between research variables, Pearson correlation coefficient was used using SPSS software, version 23. Also, to analyze the data, structural equation modeling was used to test the mediation routes in the proposed model, and to answer the research hypotheses about the indirect effects of attitude towards religion through Self-Compassion, AMOS, version 23, was used.

    Results

    The results showed that the direct effect of attitude to religion and psychological well-being without the presence of the intermediary variable (Self-Compassion) is significant and confirmed (β=0.48). That is, religiosity can increase well-being without the presence of a mediator variable. Also, the direct effect of attitude toward religion on Self-Compassion (β=0.46), the direct effect of Self-Compassion on well-being (β=0.80), and the indirect effect of attitude toward religion on psychological well-being through self-compassion (β=0.37) were found to be significant.

    Conclusion

    The present study, after drawing a pattern for determining the relationship between attitude toward religion and psychological well-being, clarified the relationship between attitude toward religion and self-compassion, as well as their relationship with psychological well-being. This way, attitude toward religion was observed to have a positive impact on the psychological well-being of the elderly by increasing self-compassion. Therefore, attention to the role of self-compassion is important in explaining the relationship between attitude toward religion and psychological well-being and can improve the psychological well-being of the elderly by creating individual and mental capacities to increase self-compassion.

    Keywords: Attitude toward religion, Elderly, Psychological well-being, Religion, Self-Compassion
  • Neda Roozegar, Abdolrasoul Daneshjoo *, Behzad Divkan Pages 63-73
    Background and Aims

    The purpose of the present study was to investigate the effect of eight weeks of TRX training on the balance, fatigue intensity, speed, and muscle strength of women with multiple sclerosis.

    Materials and Methods

    In the current study, a semi-experimental study with pretest-posttest design with an intervention group and a control group was carried out. The statistical population of the present study was all women with MS within the age range of 20 to 40 years old in Tehran who are members of the MS Society of Iran. The sample included 24 women, aged 20-40 years old, and a disability score between 0 - 4.5 who were recruited via nonprobability and availabile saimpling method. Participants were randomly assigned to TRX training (n=12) and control group (n=12). Muscle strength, dynamic balance, as well as speed and fatigue intensity were also measured in the statistical population. In the end, we used descriptive statistics to describe the data of each group and to determine the center of gravity using mean and standard deviation. The Shapiroilk test was used to check the normality of the data, and to compare the differences between the control and experimental groups, independent t-test was used at the alpha level of 95% (p<0.05).

    Results

    The results showed that eight weeks of TRX training had a significant effect on muscle strength, fatigue intensity, and the rate and balance of women with multiple sclerosis.

    Conclusion

    According to the results, it seems that TRX training affects the balance, fatigue intensity, muscle strength, and muscle strength of women with multiple sclerosis, and it is suggested that our findings be used to treat the disease.

    Keywords: TRX training, Balance, Fatigue, Speed, Strength, Multiple sclerosis
  • MohammadReza Javadi, Hadi Miri *, Amir Letafatkar Pages 74-87
    Background and Aims

    Martial arts have the highest prevalence rate of sport injuries. Most injuries in Taekwondo occur in lower extremities. Scientific findings have reported a high prevalence of ligamentous injuries in the athletes’ knee joint in martial arts. The purpose of the present study was to investigate the effects of six weeks of agility exercises on maximum ground reaction force of the knee, knee proprioception, as well as balance and performance in Taekwondo athletes of Alborz Province.

    Materials and Methods

    A total of 30 athletes (Age: 13.47±2.63 years, weight: 45.92±5.56 kg, and height: 155.56±4.72 cm) were selected and randomly assigned into two groups (15 in each group). A voluntary consent was obtained and a demographic information form was used to collected the demographic information Force plate was used to assess the kinetic variable (maximum ground reaction force). Single hop and triple hop functional tests were used to determine the functional performance. Also, universal goniometer was used to measure the proprioception of the knee and Y balance test was used for evaluating the dynamic balance. After group allocations, pre-test was conducted to measure the research variables. After pre-test, the agility exercises program (having four stages and based on jumping movements) was applied in the experimental group for six weeks. Subsequently, the post test was performed to measure the variables of the research, with a procedure similar to the pre-test.

    Results

    It was found that participating in six weeks of the interventions may result in decreased maximum ground reaction force of the knee (P=0.00) (approximately 4% reduction), improved knee proprioception (P=0.00) (approximately 55% error reduction), and dynamic balance (poterolateral) (P=0.02) (approximately 20% improvement) in the experimental group compared to the control group.

    Conclusion

    The results of the current study indicated that the effects of agility exercises on the mentioned factors was significant. Therefore, the interventions can be considered as a safe and effective method for improving mentioned factors in Taekwondo athletes. Also, these exercises with their positive effects on the mentioned factors may improve other contributing factors.

    Keywords: Functional performance, Agility exercises, dynamic Balance, Proprioception, maximum ground reaction force
  • Fadia Riasaty, Reza Rajabi *, Shahrzad Zandi, Foad Seidi Pages 88-101
    Background and Aims

    The aim of the present study was to compare the effect and sustainability of eight weeks of corrective exercises, postural reeducation, and their combination on lumbar hyperlordosis in young females.

    Materials and Methods

    A semi-experimental with pre-test, post-test, and two months follow up design was carried out. Participants included 55 female students, aged 18 to 25 years old, with increased lumbar lordosis, having an angle equal to or greater than 54 degrees. Then, they were randomly divided into four groups (corrective exercise, postural reeducation, combination of exercise and postural reeducation, and control). Exercise and combined groups participated in three training sessions for eight weeks, and postural reeducation and combined groups received education sessions twice a week for eight weeks, while the control group received ordinary daily living activities. The degree of lordosis was measured using a flexible ruler before and after eight weeks of intervention, and then after two months of follow-up. All statistical tests were performed at the significant level of P

    Results

    The results of repeated measure of ANOVA indicated a significant difference between pre test and post-test in the three groups of exercise, reeducation, and their combination in reducing lordosis. The post hoc test results showed that posttest and follow up of exercise groups, postural reeducation, and combination program, compared with the control group, had a significant difference in lordosis compared with pre-test, a sign of improvement of the complications. The sustainability effect of exercise, postural reeducation, and combined program showed that all three types of programs had similar effects on the lumbar hyperlordosis and had no significant differences.

    Conclusion

    According to the results, it can be argued that the use of corrective exercises, combined, and postural reeducation program are likely to be effective in improving hyperlordosis, but the effect of the corrective exercise program was more than those of the other interventions and it is suggested that those with this disorder can use any of these corrective protocols to improve this complication.

    Keywords: Corrective Exercises, postural reeducation, Lumbar Hyperlordosis, sustainability
  • Gelareh Alamouti *, Amir Letafatkar Pages 102-113
    Background and Aims

    Anterior cruciate ligament injury is a common injury in lower extremity. It can force the athlete stay away from the competition for a long time and causes secondary problems like knee osteoarthritis. One factor that can result in the prevention of this injury is movement pattern correction. The purpose of the present study was to evaluate the effect of movement pattern correction on performance, balance, and proprioception in active females prone to anterior cruciate ligament injury.

    Materials and Methods

    Participants were 30 women who were prone to anterior cruciate ligament injury (assessed via tuck jump test), with the mean age of 24.81± 1.83 yrs, height 164.03± 4.33 cm, and weight 63.6± 3.82 kg, who were randomly divided into two groups of exercise (n=15) and control (n=15). Balance was measured using Y balance test, proprioception was assed using universal goniometer, and participants’ function was measured using Triple hop test. These variables were measured at the baseline and after the interventions following the same procedure after eight weeks correction of movement pattern exercise. T-student and independent t-test were run in SPSS software, version 21, for analyzing the data at the significance level of p

    Results

    The results of statistical analyses showed significant differences after movement pattern correction exercise regarding proprioception (P = 0.001), balance (P = 0.001), and function (P = 0.001) in the participants in exercise group and no significant changes were observed in the control group.

    Conclusion

    Movement pattern exercise can affect the muscles and correcting the alignment of the lower extremity can lead to controlling the movements that cause ACL injury. Also, considering the effect of these exercises on improving balance, proprioception, and performance of the exercise group, it is suggested that these exercises be used to prevent ACL injury in the future.

    Keywords: Movement pattern exercise, Anterior Cruciate ligament, Proprioception, Active people
  • Hamed Sabzevari *, Neda Shahrzad, Abbas Bahram Pages 114-122
    Background and Aims

    It has been shown that Body Mass Index (BMI) has a negative effect on the competence in performing fundamental movement skills. The purpose of the present study was to compare the motor competence in obese, overweight, and normal primary school Children in Tehran.

    Materials and Methods

    A total of 402 children were examined. BMI was determined using height and weight measurements according to the World Health Organization reference.Motor competence was measured using the Bruininks-Oseretsky-2 short form. Also, One-way Variance and Tukey post-test tests were used to differentiate between the variables.

    Results

    The results showed that there was a significant difference between the mean scores of total motor competence as well as gross motor competence and different BMI. Also, according to the results of Tukey post-test, there were significant differences in the error level of p

    Conclusion

    Given that BMI affects fundamental motor skills and physical activity participation, and vice versa, it seems that one of the ways to prevent and reduce obesity and overweight in children is to increase motor competence.

    Keywords: Motor Competence, children, Body Mass Index, Obesity, Overweight
  • Arefeh Mokhtari Malek Abadi, Amiali Jaafarnejad *, Milad Alipour Sarinasirlou, Elham Sorkheh, Mahdi Majlesi Pages 123-136
    Background and Aims

    There are three types of footstrike patterns that runners use including rearfoot strike, mid- or forefoot strike. The aim of the present study was to investigate the effects of running with different patterns on loading rate, impulse, and free moment values in three dimensions during stance phase.

    Materials and Methods

    A total of 13 healthy men (age: 26.6±2.8 years; weight: 78.4±7.2 kg) were included in the present trial and semi-experimental study. Ground reaction force data was recorded using a Kistler force platform (sampling rate: 1000 Hz). Two-way ANOVA with a significance level of ɑ=0.05 was used for statistical analysis.

    Results

    The results of the current study showed that the vertical ground reaction force during the mid-stance phase of the rearfoot strike without shoe was more than that of the rearfoot strike with shoe. External force in the heel contact phase showed a significant decrease while running forefoot strike versus running with a rearfoot strike pattern. The vertical loading rate was higher when running with shoes compared to without shoe in the rearfoot strike pattern.

    Conclusion

    According to the results, it can be concluded that the rearfoot strike pattern has reduced the amount of external component and thus the amount of foot pronation relative to the forefoot strike pattern, which can reduce the risk of injury.

    Keywords: Footstrike patterns, Rearfoot strike, Midfoot strike, Forefoot strike, ground reaction force
  • Elham Ghorbanian, Marziyeh Alivandi Vafa *, Mahdi Farhoudi, MohammadAli Nazari Pages 137-146
    Background and Aims

    Stroke is the most important neurological disease in old people. Cognitive impairment, such as attention deficit, is one of the common problems in stroke patients. So, the aim of the present study was to evaluate the effect of computer-based cognitive rehabilitation on sustained attention, divided attention, and selective attention  function in patients with stroke.

    Materials and Methods

    A quasi- experimental investigation was carried out using a pretest- posttest design and a control group. A total of 30 stroke patients aged 30-65 meeting the inclusion criteria were randomly assigned to experimental and control groups. The experimental group was trained for 21 sessions using Captain’s Log Cognitive Rehabilitation Software, but the control group did not receive any intervention. Integrated Visual and Auditory Continuous Performance Test was used as pretest and posttest.

    Results

    Data analysis, using single-variable covariance, showed a significant difference between experimental and control groups in attention scores (selective attention, sustained attention, and divided attention).

    Conclusion

    According to the findings of the present study, it can be deduced that computer cognitive rehabilitation programs can be used to improve the components of attention in people with stroke.

    Keywords: Stroke, Cognitive rehabilitation, Selective Attention, Sustained attention, Divided Attention
  • Robabeh Mohammadi, Roghayyeh Afroundeh, Mojdeh Khajehlandi *, Mehrdad Mohammadian Pages 147-155
    Background and Aims

    Many studies have been conducted with a high degree of variability in the response to insulin-like growth factor-1 and myostatin in various exercise trainings. Therefore, the aim of the current study was to survey the acute effect of resistance training with and without blood flow restriction on the muscle hypertrophy indicators.

    Materials and Methods

    A total of 30 female basketball players with the age range of 23-30 years were randomly divided into three groups (10 athletes in each group): traditional resistance training (80% 1RM), resistance training with blood flow restriction (30% 1RM), and control group (blood flow restriction without exercise). The exercise started with a set of 30 repetitions and ended with two sets of repetitions until fatigue with a 30-second rest period. Blood samples were taken before and immediately after the exercise. Paired sample t-test was used to compare intra-group changes and one-way ANOVA was used to compare between group changes.

    Results

    Intra-group changes indicated no significant change in serum levels of insulin-like growth factor-1 (P>0.05) and a significant decrease in myostatin (P<0.05) in the two training groups as compared to the pretest. In between group comparison, there was a significant increase only in myostatin levels in both training groups compared to the control group (P<0.05).

    Conclusion

    Based on the results, the effect of blood flow restriction exercise training on serum levels of insulin-like growth factor-1 and myostatin in female athletes was similar to that of exercise training without blood flow restriction. It seems that for those who are in rehabilitation period or cannot lift heavy weight, low intensity resistance training with blood flow restriction can be used instead of high intensity resistance training.

    Keywords: Resistance Training, Blood flow restriction, Hypertrophy
  • Masoud Mirmoezzi, Mahdi Namazizadeh *, Heydar Sadeghi, Fariba Mohammadi Pages 156-163
    Background and Aims

    Since walking and other tasks are simultaneously among the most common human activities, and considering the fact that that a large part of the elderly falls are during two tasks, the purpose of the present study was to examine the effect of walking speed and cognitive load on gait stability in the elderly.

    Materials and Methods

    A total of 10 healthy volunteer elderly (5 males and 5 females) without a history of falls took part in the study. They were asked to perform 3 walking trails on a treadmill, including walking at 3 paces (preferred, fast, and slow) with/without cognitive load. Cognitive task was performed by subtracting 3's from a random three digit number. The gait-stability ratio (GSR) was calculated for each of the above conditions. Two-way repeated measures ANOVA was used to examine the mean differences at the significance level of 0.05.

    Results

    The findings showed that the cognitive performance score decreases with increasing speed and at faster speeds, compared with speed with cognitive load, GSR was found to be higher (p<0.01).

    Conclusion

    The results showed that the elderly, through different walking strategies, especially the shorter phase, provide more dual support while walking, so that they will fall less with increasing steadiness.

    Keywords: Walking Speed, Dual-Task, Stability, Elderly
  • Hassan Vahidi *, Narges Shafaroodi, Soodabeh Joolaee Pages 164-172
    Background and Aims

      Several factors lead to unethical functioning in occupational therapy. The aim of the present study was to explore factors affecting unethical performances at the clinical work of occupational therapists in the field of adult physical dysfunction.

    Materials and Methods

    A total of 10 graduated occupational therapists with at least two years of experience were selected using purposeful sampling method.  Data were gathered through semi-structured interview in private clinics and occupational therapy sections. Data were analyzed using content analysis approach.

    Results

    Data analysis led to the emergence of two categories both of which represent the factors affecting unethical practice in the clinical work of occupational therapists in adult physical dysfunction field. These categories include: environmental factors and individual factors.

    Conclusion

    The findings of the present study showed that lack of awareness of occupational therapists regarding the principles of professional ethics related to occupational therapy and also the lack of comprehensive rules in this regard are important causes of the unethical practices by therapists. These important factors make the occupational therapists encounter numerous ethical problems related to the rights of clients during their clinical experiences and more research is needed in order to provide the necessary strategies for preventing and promoting the practice of professional ethics among occupational therapists.

    Keywords: Ethics, occupational therapy, adult physical dysfunction, qualitative research
  • Zahra Karimi, Seyed Sadradin Shojaedin * Pages 173-182
    Background and Aims

    It seems that by involving a greater number of muscle fibers of the muscle spindle and through the benefit from elastic characteristics of muscles, Traband training can result in different functional adaptations in muscles. The study aimed to investigate the effect of eight weeks of training with and without Traband on a range of motion, proprioception, strength, and quality of life in middle-aged inactive women with knee osteoarthritis.

    Materials and Methods

    A total of 30 individuals (42.89±5.43 years, height 162.63±3.78 cm, weight 58.08±4.49 kg, and body weight 21.99±1.89 kg/m2) were selected as a sample and randomly divided into three groups of 10 Traband, without Traband, and control. KOOS questionnaire was completed before the training protocols and range of motion, knee proprioception, and muscle strength of legs and lower legs were measured. At the end of the eighth week of the test, measurements were repeated as posttest. Analysis of covariance was used to check the results. Also, the t-test was run for before and after the test comparison, at a significance level of P ≤ 0/05.

    Results

    Comparison of the Traband group with the control group without Traband showed that there was a significant difference in the range of motion, profound sense, knee opener muscle strength, and quality of life(P < 0/05).

    Conclusion

    The results showed that exercise with Traband by patients with osteoarthritis is completely feasible and effective, and the exercise is likely a safe and effective exercise to improve proprioception, range of motion, muscle strength, and quality of life in women with knee osteoarthritis.

    Keywords: Traband exercises, Range of motion, Proprioception, Muscle strength, knee osteoarthritis
  • Amiali Jaafarnejad *, Seyede Maryam Anvari, Farzane Nasirpour Pages 183-193
    Background and Aims

    The aim of the present study was to investigate the effect of semi-rigid foot orthoses on lower limb joints (ankle, knee, and hip) stiffness during loading response, mid stance, push off, and entire of stance phase in male children with flexible flatfoot while walking.

    Materials and Methods

    A semi-experimental study was conducted on 14 male children with flexible flat foot selected from available community. Data were collected under two specific test conditions including walking in shoes and shoes which were embedded with foot orthoses using semi rigid orthoses. Six Vicon cameras with a frequency of 100 Hz were used to quantify gait kinematic and also two force plates were used to record the ground reaction force components. Three-dimensional lower limb stiffness values during walking were calculated. 

    Results

    Foot orthoses reduced ankle joint stiffness during loading response in sagittal plane (p=0.003) and increased it during push off phase in horizontal plane (p=0.001). Also, during the entire stance phase, foot orthoses reduced ankle joint stiffness in sagittal plane (p=0.033) and increased it in horizontal plane (p=0.039). In the knee joint, stiffness values during mid-stance in sagittal plane (p=0.014) decreased after using foot orthoses. Furthermore foot orthoses increased knee joint stiffness values in horizontal plane during mid stance (p=0.000), push off (p=0.001), and stance phases (p=0.001). Hip joint stiffness was increased in frontal plane (p=0.044) during loading response by foot orthoses.

    Conclusion

    Generally, semi rigid orthoses improved the ankle joint stiffness values in sagittal plane and it increased the ankle and knee joints stiffness values in horizontal plane.

    Keywords: Joints stiffness, Semi-rigid orthoses, Flatfoot, Walking
  • Marziyeh Hasanvand, Farhad Torabinezhad *, Jamileh Abolghasemi, Moharram Eslami Pages 194-200
    Background and Aims

    Intonation is one of the main aspects of speech prosody, which plays an important role in speech intelligibility. Previous studies have shown that the expression of intonation in children with cochlear implant is the most difficult feature of speech prosody. Regarding the importance of intonation in emotional transmission, sentence type, and communication intentions, the aim of the present study was to examine the speech intonation in cochlear implant and normal hearing children in the imitation and reading tasks.

    Materials and Methods

    The present descriptive-analytic study was performed on 30 cochlear implant children versus 30 normal-hearing children. The sound was recorded in a quiet room. The participant was asked to utter the sentence “/dare baroun miyad/” in the happiness mood. Then, they were asked to do the same task imitating from the sound which had been recorded earlier. Data recording was done using Praat software and data analysis was done using SPSS software.

    Results

    The mean of fundamental frequency for the two groups in reading (P=0.004) and imitation (P=0.007), duration in reading (P=<0.001), and imitation (P=0.003) and intensity of the two groups in reading (P=0.01) had a significant difference. Meanwhile, the longest duration was related to the cochlear implantation group and the highest fundamental frequency and intensity was related to the normal group.

    Conclusion

    Intonation is one of the damaged aspects of speech in children with cochlear implantation, which results in children’s inability to translate emotions verbally. According to the present study, these children's intonation was damaged in imitation and reading tasks. Therefore, it is recommended that, in addition to the segmental aspect of speech, therapists carry out interventions on the speech intonation of these children.

    Keywords: Cochlear Implant, Normal Hearing, Intonation, Imitation, Reading
  • Mahdieh Eslami Nosratabadi *, Mahdi Namazizadeh, MohammadAli Aslankhani Pages 201-208
    Background and Aims

    Attention Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD) is one of the most common psychiatric disorders and psychological problems in children referred to psychiatric clinics. The purpose of the present study was to address the effect of attentional games, cognitive rehabilitation, and mixed practice on attention and cognitive functions of children with Attention Deficit Hyperactivity Disorder.

    Materials and Methods

    A quasi-experimental study was conducted with pre-test and post-test design. To this purpose, 40 children aged 9-12 years old with attention Deficit Hyperactivity Disorder were selected and randomly assigned into four groups of Cognitive Rehabilitation training, attentional games, mixed practice, and control. In the pre-test, each participant performed the tests for working memory (N-Back test), sustained attention (continuous performance test), and executive functions (London Tower test). Participants practiced for 16 sessions (each session for 60 minutes), according to their grouping Test on working memory, attention, and cognitive functions. After the last training session, participants performed the post-test which included the re-run of the tests for working memory (N-Back test), attention (continuous performance test), and executive functions (London Tower test).

    Results

    The findings showed that in the variable of executive functions, working memory and attention, the mixed group approximately outperformed the two other experimental groups in all subtests (p <0.05), but the other groups did not differ significantly (p <0.05).

    Conclusion

    Mixed group in almost all subscales led to improved working memory, attention, and executive functions of children with Attention Deficit Hyperactivity Disorder. These results were interpreted according to the usage of profits of two other practice conditions during mixed practice.

    Keywords: Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD), Attention Games, Cognitive Rehabilitation Training, Cognitive Functions
  • Hassan Vahidi *, Narges Shafaroodi, Soodabeh Joolaee Pages 209-216
    Background and Aims

    Several strategies can reduce unethical practices in the occupational therapy. The aim of the present study was to identify strategies for imoproving ethical performance in the clinical work of occupational therapists in the field of adult physical dysfunction.

    Materials and Methods

    A total of 10 graduated occupational therapists with at least two years of experience were selected using purposive sampling method.  Data were collected making use of semi-structured interviews in private clinics and occupational therapy wards. Content analysis was used for data analysis.

    Results

    Data analysis showed emergence of two categories both of which represent the strategies for promoting ethical performance in the clinical work of occupational therapists in the field of adult physical dysfunction. These categories include: organizational strategies and individual strategies.

    Conclusion

      The findings of the current study showed that in order to resolve ethical problems in the occupational therapy sector, it is necessary to formulate and approve necessary rules for the management of private and public occupational therapies and to issue these rules to the responsible organs for supervision and even to add a course on ethics to a the Bachelor's degree program and/or to establish periodic ethics workshops in occupational therapy for graduates as well as to address ethical issues related to the field of occupational therapy in all theoretical and practical lessons and trainings in order to increase the awareness of occupational therapy students so as to establish ethics among them.

    Keywords: Ethics, occupational therapy, qualitative research
  • Morteza Rezaei *, Mohammadreza Amirseyfaddini, Abdolhamid Daneshjoo Pages 217-225
    Background and Aims

    Lumbar pain and postural abnormalities are among the most important issues in the workplace. In the meantime, staffs with a static and steady state of work will be more likely to suffer. In case of proper solutions, these problems can be reduced and possibly eliminated. Therefore, the purpose of the present study was to examine the effect of six weeks of chair exercises on the kinematics variables during walking, physical structure, and pain among the staffs at Shahid Bahonar University of Kerman.

    Materials and Method

    A quasi-experimental study was carried out at Shahid Bahonar University of Kerman. A sample of 27 people including 10 males and 17 females (age: 40.81 ± 4.51 years, height: 164.15±8.47 centimeters, mass: 75.18 ± 6.75 kg) selected purposefully took part in the study. The step length, step width, and step frequency were measured using a 3D Motion Analysis system with 6 optoelectronic cameras and a recording frequency of 120 Hz. To measure lordosis, a flexible ruler was used and to measure pain, forward shoulder from a double quadrilateral and Nordic questionnaire was used. To analyze the data, dependent t-test was used at the significance level of P

    Results

    The results revealed significant differences between pretest and posttest averages for these variables: stride length, step width, frequency step, back pain, shoulder lordosis, and shoulder forward. Also, the length of the step size increased in the post-test. The size of other variables, however, declined.

    Conclusion

    According to the results of the present study, chair exercises have a positive effect on the kinematic variables, the reduction of lumbar lordosis, and forward shoulder, as well as the reduction of the lumbar pain in the staffs. Accordingly, these exercises can be used to improve the kinematic variables, body structure, and pain relief in the lumbar region.

    Keywords: Step length, Step width, Step Frequency, Pain, Lordosis, Shoulder forward, Chair Exercises, Staffs
  • Mohammad Ashori *, Ashkan Tajvar Rostami Pages 226-232
    Background and Aims

    The memory-basedcognitive rehabilitation program is becoming a useful and practical method to improve executive functions in students with hearing impairment and it seems that using this program has been associated with desirable outcomes. The purpose of the present research was to investigate the effectiveness of memory-basedcognitive rehabilitation program on executive functions in students with hearing impairment.

    Materials and Methods

    A semi-experimental study with pre-test, post-test design, and control group was conducted. The participants were 24 male children with hearing impairment selected from schools in Shahre-e-Kord city using convenient sampling. Participants were divided into experimental and control groups, each group consisting of 12 children. The experimental group received 10 sessions of memory-basedcognitive rehabilitation program, while the control group did not receive this program. The instrument used was Nejati cognitive abilities questionnaire (2013) and the data were analyzed using analysis of covariance in SPSS, version 24.

    Results

    Findings showed that there was a significant increase in the mean executive function scores of the experimental group post-intervention in comparison with the control group, and the memory-basedcognitive rehabilitation program had a significant effect on the participants’’ executive functions (P<0.001).

    Conclusion

    The memory-basedcognitive rehabilitation program improved executive functions in students with hearing impairment. Therefore, based on the findings of the present research, it can be suggested that beside other educational and rehabilitation methods for students with hearing impairment, applied memory-basedcognitive rehabilitation be used, too.

    Keywords: Cognitive rehabilitation, Executive Functions, Hearing impairment
  • Maryam Malekian, Marzieh Jalalian Chaleshtory *, Talieh Zarifian Pages 233-241
    Background and Aims

    The ability to communicate through speech is one of the unique abilities of human beings. People who have lost their ability to speak for any reason cannot communicate effectively. The Augmentative and Alternative Communication (AAC) methods have been proposed as a suitable solution to help these people. The aim of the present study was to investigate the level of awareness of the rehabilitation team at Tabriz University of Medical Sciences with regard to Augmentative and Alternative Communication services.

    Materials and Methods

    In the current cross-sectional study, the awareness of 31 specialists of rehabilitation team working in hospitals and rehabilitation centers of Tabriz University of Medical Sciences was studied using a researcher-made questionnaire. The content validity of the questionnaire was 76.31.To describe the data, SPSS software (version 22) was used.

    Results

    The results showed that 38.7 percent of respondents did not have any kind of familiarity with Augmentative and Alternative Communication or had little familiarity with these services. Only 6.4% of respondents had so muchfamiliarity with this term. The participants were most familiar with a simple communication system, including paper and pencil (80.6%).

    Conclusion

    According to the results, the specialists had limited familiarity with Augmentative And Alternative Communication services and the target community of these services; Therefore, these specialists need to be trained in this field, both theoretically and in practice.

    Keywords: Augmentative, alternative communication services, Awareness, Rehabilitation specialists
  • Niloofar Mikaeili, Seifollah Aghajan, Noshin Fayezi, Maryam Rahmati *, Jamal Sooreh Pages 242-251
    Background and Aims

    The purpose of the present study was to compare self-compassion, humor, and alexithymia between mothers of children with atherosclerosis and mothers of normal children in Ahvaz city.

    Materials and Methods

    A causal-comparative study was conducted on the statistical population of all mothers of healthy children and all mothers with children with autism referring to the centers for the organization, treatment, and rehabilitation of stomach nerves in Ahvaz city during 2016-2017. The research sample was selected through convenience sampling method. Two groups of mothers with autistic children (n= 60) and normal mothers (n= 60) were selected. The instruments used were a Self-Compassion Inventory (SCS), Humor Styles Questionnaire (HSQ), and Toronto Emotional Scale (TAS-20). ANOVA was used to test the hypotheses and the significance level was set at p≤0.05.

    Results

    The results showed that there is a significant difference between self-compassion and emotional negligence of mothers with autistic children and those with healthy children, but there was no difference between the two groups regarding humor.

    Conclusion

    The findings can be important for psychological interventions for mothers of autistic children.

    Keywords: Self-Compassion, Humor, Alexithymia, autistic children
  • Razieh Yousefian, Heydar Sadeghi *, Farzam Farahmand, MohammadAli Azarbayjani Pages 252-258
    Background and Aims

    Upper extremity movements and hands can alter or interfere with walking patterns, but they are usually ignored in gait analyses. The present study aimed to investigate the effect of upper extremity splinting on walking speed and cadence.

    Materials and Methods

    A total of 30 healthy individuals (Mean±SD: 29.56±5.34years, BMI: 24.06±3.25 kg/cm2) were asked to walk in front of the Vicon motion analysis system at their usual speed and then at the same speed with the dominant and then non-dominant hand position on the splint. Then, using MATLAB software, data were extracted and analyzed using descriptive statistics (Mean and SD), Shapirovik test (to check the normality of data distribution), and paired t-test to compare walking speed and cadence.

    Results

    The results of the t-test showed a significant difference between the normal swing and dominant hand position in the splint as well as the natural swing and the non-dominant hand position in the splint in the moving average variable walking speed. However, in terms of cadence, despite the mean decrease, there was no significant difference between any of the conditions and patterns compared to the natural pattern. (p≤0.05).

    Conclusion

    According to the results of the study, it can be suggested that sling should not be used to maintain normal walking speed in unnecessary cases in different patients, because these individuals may experience changes in walking patterns, imbalances, and falls due to increased walking speed.

    Keywords: Walking, Splinting, Upper Extremity, Speed, cadence
  • Sharzad Bahrami, Seyed Kazem Mousavi Sadati *, Abdolrasoul Daneshjoo Pages 259-269
    Background and Aims

    Children with Developmental Coordination Disorder (DCD) have poor sensory motor function compared to healthy children. Poor motor performance in daily activities is not consistent with the child’s age and intelligence, and is not due to medical condition. DCD is one of the most prominent impairments in the development of motor skills in preschool and elementary children. The purpose of the present study was to investigate the effect of transcranial electrical stimulation and selected exercises on balance in children with developmental coordination disorder in different sensory conditions.

    Materials and Methods

    An experimental study with pre–posttest design and control group was conducted on 20 children, 7 to 14 years old, who were randomly divided into intervention and control groups after applying the inclusion and exclusion criteria. After examining the participants’ balance evaluated by Sensory Organizing Test of Computerized Dynamic Posturorghraphy apparatus in six different sensory modes, the intervention group underwent transcutaneous electrical stimulation and motor program for 8 sessions and 3 sessions per week, and the control group received mock electrical stimulation and motor program. Next, the post-test was performed to evaluate the balance performance between the two groups.

    Results

    The results of the study showed that the two groups have significant differences in Normal Vision and Fixed Support (P = 0.001), Absent Vision and Fixed Support (P = 0.006), Sway-Referenced Vision and Fixed Support (P = 0.023), condition Normal Vision and Sway-Referenced Support (P = 0.007), and Sway-Referenced Vision and Sway-Referenced Support (P = 0.021) conditions. Also, the two groups were not found to be significantly different in Absent Vision and Sway-Referenced Support (P = 0.102) condition.

    Conclusion

    According to the results of the current study, transcranial electrical stimulation can be a new method of pre-physical activity on the balance of children with developmental coordination disorder and can help improve balance in these children.

    Keywords: developmental coordination disorder, Transcranial direct current stimulation, Balance
  • Abolghasem Razzaghi *, Heidar Sadeghi Pages 270-283
    Background and Aims

    Clinical disorder of coronary artery disease is mainly due to atherosclerosis of coronary arteries. The process of atherosclerosis is an inflammatory response to endothelial damage of the artery wall. Biomechanical factors and hemodynamic damages are the main causes of endothelial tissue damage. The spread of atherosclerosis can lead to destruction and sometimes loss of heart function. The purpose of the current study was to provide a systematic review of the studies conducted to investigate the effect of exercise rehabilitation on the coronary artery biomechanical variables of atherosclerotic patients.

    Materials and Methods

    In the present study, after a thorough search among relevant articles published in reliable databases such as Science Direct, Elsevier, PubMed, Springer, SID and Magiran published between 1998-2018 in two English and Persian languages using the terms exercise rehabilitation, biomechanics, atherosclerosis, and coronary arteries, a total of 38 articles with direct relevance to the subject under the study were selected for the analysis.

    Results

    A review of the findings in these studies suggests that, due to the occurrence of atherosclerosis, the structure of vascular wall and the nature of its constituent parts become hard and thick. In addition, with the development of atherosclerosis, blood flow changes from a laminar state to turbulent one. Mechanical forces on the vascular wall, including shearing stresses of blood flow on the lumen of vessel and the peripheral stresses due to blood pressure, with the advancement of atherosclerotic lesions, change the pattern and add to the severity of disease. Studies have shown that the effects of exercise rehabilitation on atherosclerotic patients include morphological changes that lead to improved blood flow. Increased shear stress levels due to exercise result in decreased vascular resistance and increased tissue perfusion, reduced arterial stiffness, increased vasodilation capacity, increased artery lumen diameter, increased proliferation of atherosclerotic plaque, and improved angiogenesis and arteriogenesis. Exercise rehabilitation reduces disability, reduces the need for interventional procedures, improves cardiovascular risk factors profile, improves the new myocardial vessels formation, reduces mortality, and improves quality of life. In addition, combined exercises (aerobic-resistance) are also superior to aerobic exercises or resistance exercises alone.

    Conclusion

    According to the results, exercise rehabilitation, while preventing the development of atherosclerosis and protecting against major cardiovascular events, improves all coronary artery biomechanical variables and patients are in a relatively stable condition. In addition, all studies support that point that the exercises should be performed regularly and preferably during the week with high moderate intensity and in combination.

    Keywords: Exercise Rehabilitation, Biomechanics, Atherosclerosis, Coronary Arteries
  • Sara Movaghar, Sedigheh Sadat Naimi *, Asghar Rezasoltani, MohammadMohsen Roostayi Pages 284-293
    Background and Aims

    One of the treatment methods for patients with carpal tunnel syndrome is kinesio tape. Since there have not been any systematic review on this issue, the present systematic review was conducted to investigate the effects of kinesio tape in patients with carpal tunnel syndrome.

    Materials and Methods

    Using several keywords, including Carpal tunnel syndrome, Median nerve, Kinesio tape, and Physiotherapy, a literature search was performed for the period between 2000-2018, in Google scholar, Pubmed, PEDro, Science Direct, Springer, Ovid, ProQuest, Cochrane library, and Scopus databases.

    Results

    Among the articles found, only those using kinesio tape for the treatment of carpal tunnel syndrome were included in the study. Out of 50 articles, only 11 were included in the study and other studies were excluded.

    Conclusion

    All the papers studied showed pain relief, increased grip and pinch strength, decreased median nerve cross sectional area, reduced distal latency, increased median nerve speed, and improvement in the questionnaires. Studies that used kinesio tape along with other physiotherapy treatments indicated an increased effect on the recovery of patients with carpal tunnel syndrome, especially in the long term.

    Keywords: Carpal tunnel syndrome, Median nerve, Kinesio tape, Physiotherapy
  • Ali Rashidian, Ashraf Karbalaee Nouri * Pages 294-304
    Background and Aims

    Severe psychiatric disorders, such as mood disorders and schizophrenia, are caused due to impairment of physiological, psychosocial, and genetic functions. These disorders affect the functional performance of these people. Functional performance is called the ability of individuals to carry out daily activities and to have efficiency in their fields of work, leisure, and self-care, as well as having the satisfaction of doing these activities. The existence of functional performance contributes to the participation, well-being, and independence of these individuals. Therefore, evaluating functional performance and familiarity with the most widely used tools and appropriate psychometric properties in this field is essential for the provision of services.

    Materials and Methods

    In the current study, functional performance was first defined and described in severe psychiatric patients. After examining existing books in the field of occupational therapy of mental health, and google scholar, OT seeker, PubMed, and ProQuest databases, in the first step, identifying the most commonly used tests, in the second step, we examined the psychometric properties of the tests on the database and the test manual.

    Results

    Our investigation resulted in identifying 316 tests. According to entry and exit criteria, including functional performance measurement, the use of standardized methods and training, adult psychiatric disorder, clinical application, showing treatment efficacy, measurements individual profile, and appropriate psychometric properties, six tests, namely OPHI, COPM, ACLS, KELS, BaFPE, and AMPS were studied.

    Conclusion

    According to the results, considering the importance of functional performance in their ability to participate, well-being, and independence, familiarity with the functional performance evaluation tools identified in this study can be an important step in screening, providing health care, and demonstrating the effectiveness of treatment for these individuals. Also, in order to use these tests in our country, it is recommended that the tests which have not been standardized be investigated.

    Keywords: occupational therapy, Evaluation, Psychiatric disorder, Assessment Tools Properties
  • Maryam Malekian, Tabassom Azimi *, Zahra Qoreishi, Akbar Darouie Pages 305-317
    Background and Aims

    Morphological awareness is one of the dimensions of metalinguistic awareness and is defined as the ability to manipulate morphemes that make up the word and knowledge of the rules of word formation. Previous studies have shown that morphological awareness contributes to literacy achievement. The purpose of the present study was to review the literature available in the context of morphological awareness and its relevance to the accuracy and comprehension of reading in different languages.

    Materials and Methods

    Studies conducted between 1995 and 2017 and published in the Springer, Google scholar, ASHA, Science Direct, PubMed international databases as well as domestic dissertations and journals in Magiran and SID databases were searched. Descriptive-analytic studies that could answer the research question were included in the study. The search was performed using the following keywords: morphological awareness, reading ability, reading accuracy, reading comprehension, and educational achievement. The results of 18 articles are presented in the current review study.

    Conclusion

    The results showed that children with better scores in the morphological awareness test show better results in reading comprehension. In languages such as English, morphological awareness helps to distinguish between words and thus help reading accuracy, but not in Greek. It seems that the relationship between morphological awareness and reading accuracy is different between different languages, according to language properties such as transparency.

    Keywords: morphological awareness, Reading Accuracy, reading comprehension