فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 59، فروردین و اردیبهشت 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/31
  • تعداد عناوین: 8
|
  • جمیل صادقی فر، خلیل مومنی، شبنم قاسمیانی*، مرضیه رجبی، ناصر صابر، ساجده طهرانی زاده، محسن محمودی صفحات 1-8
    زمینه و هدف

    بی صداقتی آموزشی در دانشکده های پزشکی معضلی جهانی است که علاوه بر اینکه عاملی تهدید کننده برای کیفیت آموزش می باشد؛می تواند پیش بینی کننده وجود متخصصانی با شایستگی پایین و بی اعتنا به ارزش های اخلاقی باشند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تعیین فراوانی تقلب و شناسایی شیوه های رایج تقلب تحصیلی و عواملی که باعث بروز تقلب در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایلام به انجام رسید.

    روش ها

     مطالعه حاضر به صورت توصیفی - تحلیلی در نیمسال اول تحصیلی 95-94 بین 400 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایلام انجام شد، نمونه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی انتخاب و وارد مطالعه شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا به انجام رسید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارspss نسخه20 و آماره های توصیفی و ضریب همبستگی اسپیرمن انجام شد.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که به طور متوسط 6/77%دانشجویان تقلب دریافت کرده اند و 1/88% آنان نیز تقلب رسانده اند. رایج ترین شیوه تقلب در امتحانات، مشاهده برگه دیگر دانشجویان می باشد. سخت بودن تکالیف به عنوان مهمترین علت تقلب (8/47%) توسط دانشجویان مورد تآکید قرار گرفته است. بین میزان تقلب با معدل رابطه آماری معناداری مشاهده شد (05/0< p).

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج، شیوع تقلب تحصیلی در میان جامعه دانشجویان بالا است و انجام مجموعه ای از راه کارهای اساسی از قبیل آسیب شناسی دقیق علل تقلب، بازنگری در شیوه های اداره کلاس، توجه به شیوه های تدریس دانشجو محور و نیز برگزاری دوره ای مباحث اخلاقی در آموزش برای دانشجویان یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

    کلیدواژگان: تقلب تحصیلی، دانشجو، علوم پزشکی، بی صداقتی آموزشی
  • کامران پورمحمدقوچانی، بهشته قاسمی کهریز سنکی، عزت الله قدم پور، مریم شاکرمی، راضیه جلیلی، مهدی یوسف وند* صفحات 9-16
    مقدمه

    هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی بازخوردهای اصلاحی (کتبی و کلامی) معلمان در ارزشیابی های تکوینی بر میزان عشق به یادگیری دانش آموزان پسر پایه نهم متوسطه اول شهر الشتر بود.

    روش ها

     این پژوهش به صورت نیمه تجربی بود که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد.  نمونه پژوهش 40 آزمودنی بود که به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه عشق به یادگیری مک فارلن (2007) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کواریانس تک متغیری تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

     نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که بین دانش آموزان پسر دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ عشق به یادگیری زبان انگلیسی (001/0<، 58/24F=p) تفاوت معنی داری وجود دارد.

    نتیجه گیری

     بنابراین می توان گفت که ارایه بازخوردهای کتبی و کلامی مبتنی بر مدل باتلر و وین می تواند موثر باشد و در صورتی که معلمان بعد از ارزشیابی های تکوینی از این مدل برای ارایه بازخورد استفاده کنند، می توانند سطح عشق به یادگیری دانش آموزان را به طرز معنی داری افزایش دهند.

    کلیدواژگان: بازخوردهای اصلاحی کتبی و کلامی، ارزش یابی تکوینی، عشق به یادگیری
  • شهروز نعمتی، رحیم بدری، نادر محمدی* صفحات 17-25
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه گرایش به بخشش خود با تعلل ورزی رفتاری و تصمیم گیری دانشجویان انجام شد..

    روش ها

     نمونه پژوهش شامل 361  دانشجوی پسر در سه گروه فنی و مهندسی، علوم پایه و علوم انسانی از دانشجویان کارشناسی تمامی دانشکده های دانشگاه تبریز بودند که بوسیله نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و از پرسشنامه های تعلل ورزی عمومی، تعلل ورزی تصمیم گیری، مقیاس های عاطفه مثبت و منفی و پرسشنامه گرایش به بخشش به منظور جمع آوری اطلاعات استفاده شد. مدل نظری با استفاده نرم افزار AMOS و از روش SEM برای تعیین اثرات مستقیم و غیر مستقیم مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که مدل از برازش کلی بر خوردار است. اثر مستقیم گرایش به بخشش خود بر تعلل ورزی رفتاری و تصمیم گیری معنی دار نبود اما اثر غیر مستقیم گرایش به بخشش خود از طریق عاطفه منفی بر تعلل ورزی رفتاری و تصمیم گیریی معنی دار بود (P<0.001).

    نتیجه گیری

     با توجه به نقش خودبخششی در کاهش عاطفه منفی و کاهش تعلل ورزی آموزش آن برای دانشجویان پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: تعلل ورزی عمومی و تصمیم گیری، عاطفه منفی، گرایش به بخشش خود، الگوی معادلات ساختاری
  • نازنین کریم زاده*، زینب مقدم، مریم درویشی صفحات 26-32
    مقدمه

    پیشرفت تحصیلی متاثر از متغیرهای متعددی است که می توانند آن را تحت الشعاع خود قرار دهند بر همین مبنا پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط نگرش مذهبی و پیشرفت تحصیلی و تفاوت دانشجویان دختر و پسر  در این متغیرها بود، صورت گرفت.

    روش ها

    313 نفر (شامل 188 دانشجوی دختر و 126 دانشجوی پسر)  به صورت نمونه برداری با استفاده از  روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و مقیاس نگرش مذهبی (اصلانی، 1382) را تکمیل کردند. ابزار از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار بود. ارزیابی داده ها از طریق ماتریس همبستگی، رگرسیون چندمتغیری و آزمون t گروه های مستقل انجام شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بین ابعاد نگرش مذهبی و پیشرفت تحصیلی رابطه ی معنادار وجود دارد. همچنین بین دانشجویان دختر و پسر از نظر برخورداری از متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری به دست نیامد.

    نتیجه گیری

     بر این اساس می توان گفت نگرش مذهبی می تواند به پیشرفت تحصیلی کمک نماید. این یافته ها بر نقش مذهب و نگرش مذهبی در واداشتن افراد به تلاش و کوشش و بازداری آنان از دست زدن به رفتارهای ناسالم جهت کسب پیشرفت تحصیلی تاکید می کند.

    کلیدواژگان: نگرش مذهبی، پیشرفت تحصیلی، دانشجو
  • اکبر رضایی*، جعفر بهادری خسروشاهی صفحات 33-42
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر نقش نظریه های ضمنی هوش، حمایت از خودمختاری و باورهای معرفت شناختی در پیش بینی درگیری تحصیلی دانشجویان بود.

    روش ها

    روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز تبریز در سال تحصیلی 97-1396 بودند. با توجه به نوع پژوهش و تعداد متغیرهای مورد مطالعه از جامعه مورد مطالعه تعداد 400 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های درگیری تحصیلی زرنگ (1391)، باورهای ضمنی هوش عبدالفتاح و ییتس (2006)، حمایت از خودمختاری بلک و دسی (2000) و باورهای معرفت شناختی شومر (1990) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام گرفت. 

    یافته ها

     نتایج پژوهش نشان داد که بین باورهای افزایشی هوش و حمایت از خودمختاری با درگیری تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین سریع بودن یادگیری و ذاتی بودن باورهای معرفت شناختی با درگیری تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای باورهای هوشی، حمایت از خودمختاری و باورهای معرفت شناختی قادرند تغییرات متغیر درگیری تحصیلی را در دانشجویان پیش بینی کنند.

    نتیجه گیری

     بنابراین توجه به باورهای هوشی، خودمختاری و باورهای معرفت شناختی نقش مهمی در درگیری تحصیلی دارند.

    کلیدواژگان: درگیری تحصیلی، باورهای هوش، حمایت از خودمختاری، باورهای معرفت شناختی
  • فاطمه ملایی، مسعود حجازی*، مجید یوسفی افراشته، ذکرالله مروتی صفحات 43-52
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در رابطه بین خوش بینی تحصیلی با سرزندگی تحصیلی است.

    روش ها

     بدین منظور از روش توصیفی- همبستگی استفاده شده است. جامعه پژوهش، دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه زنجان در سال تحصیلی97- 1396 بود، که از تعداد 4834 دانش آموز  به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای نسبتی 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق پرسش نامه های سرزندگی تحصیلی، خوش بینی تحصیلی و انعطاف پذیری شناختی انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری با نرم افزارهای  LisreL8/88 و spss  18 انجام شد.

    یافته ها

     یافته های پژوهش حاکی از برازش مدل و تایید کلیه فرضیه های پژوهش، بجز یک مورد بود. مدل پیشنهادی نشان داد خوش بینی تحصیلی از طریق میانجی انعطاف پذیری شناختی (بصورت غیرمستقیم) با سرزندگی تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار دارد (01/0>p). تحلیل همبستگی نشان داد بین خوش بینی تحصیلی و سرزندگی تحصیلی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد (05/0>p)، در حالی که در مدل، رابطه معنی داری بین این دو متغیر مشاهده نشد. همچنین بر اساس مدل مشاهده شد که بین خوش بینی تحصیلی و انعطاف پذیری شناختی، و نیز بین انعطاف پذیری شناختی و سرزندگی تحصیلی  رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد (05/0>p).

    نتیجه گیری

     یافته های به دست آمده بر نقش خوش بینی تحصیلی در انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان جهت نیل به سرزندگی تحصیلی تاکید می کند .یافته های پژوهش با توجه به شواهد نظری و تجربی به بحث گذاشته شده و پیشنهادهایی بدین منظور ارایه گردیده است.

    کلیدواژگان: سرزندگی تحصیلی، خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی
  • زهرا طغیانی دولت آبادی، شایسته عبدالملکی، حسینعلی جاهد*، سیده اسماء حسینی صفحات 53-61
    مقدمه

    اشتغال مادر و تاثیر آن در شادکامی و خودکارآمدی تحصیلی فرزند از موضوعات مورد توجه در جوامع پیشرفته بوده و امروزه در بسیاری از کشورها که زنان وارد بازار کار شده اند مورد توجه ویژه قرار گرفته است. هدف این مطالعه تعیین رابطه اشتغال مادر با شادکامی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دوره اول ابتدایی است.

    روش ها

     پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره اول ابتدایی ناحیه 2 شهر ری در سال تحصیلی 96-1395 به تعداد 10120 بوده که از میان آنان 370 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های شادکامی آکسفورد و خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر شاخص های آمار توصیفی، از آزمون های همبستگی دو رشته ای نقطه ای، همبستگی پیرسون و آزمون تی استفاده شده است.

    یافته ها

     با توجه به نتایج تجزیه و تحلیل داده ها، بین اشتغال مادر با شادکامی دانش آموزان رابطه معناداری وجود ندارد (074/0< ،075/0R=p). بین اشتغال مادر باخودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان نیز رابطه معناداری وجود ندارد (477/0P< ،003/=0R). تفاوت معناداری بین شادکامی دانش آموزان بر اساس اشتغال مادر (481/0< ،448/1T=p)، و تفاوت معنادار بین خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان بر اساس اشتغال مادر(231/0p< ،059/0T=p) وجود ندارد. همچنین بعنوان یافته جانبی، بین سن با شادکامی دانش آموزان  (384/0< ، 015/0-R=p) و بین سن با خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان (104/0< ،066/0R=p) رابطه معناداری وجود ندارد.

    نتیجه گیری

     یافته ها نشان داد که بین اشتغال مادر با شادکامی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین بین شادکامی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان بر اساس اشتغال مادر تفاوت معناداری وجود ندارد.

    کلیدواژگان: اشتغال مادر، شادکامی، خودکارآمدی تحصیلی، دانش آموزان دوره ابتدایی
  • اسماعیل حیدرانلو، فخرالدین فیضی، اکرم پرنده* صفحات 62-69
    مقدمه

    امروزه در بسیاری از سازمانها، ثبت، اصلاح و بهبود فرآیندها به منظور رشد و ارتقاء عملکرد و حرکت در مسیر تعالی سازمانی دنبال می گردد. از جمله ابزارهای کارآمد در حوزه سلامت که در سال های اخیر در کشور ایران برای ارتقاء فرآیندهای سازمانی استفاده شده است، مدل FOCUS-PDCA  می باشد. مطالعه حاضر با هدف ثبت و ارتقاء کیفیت فرآیندهای آموزشی دانشکده پرستاری بر اساس مدل  FOCUS-PDCA انجام شد.

    روش ها

     این پژوهش نیمه تجربی از نوع تک گروهی پیش و پس آزمون می باشد که در نیمسال اول و دوم تحصیلی 98-1397 در دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی انجام شد و 36 فرآیند آموزشی انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها در بخش رضایتمندی توسط پرسش نامه محقق ساخته در هریک از مراحل (قبل و بعد از مداخله) سنجیده شد. در بحث زمان سنجی فرآیندها مدت زمان اجرای هر فرآیند برحسب روز سنجیده و گزارش گردید

    یافته ها

     میانگین زمان انجام فرآیندها با احتساب زمان بری برخی از فرآیندها که تحقق آنها عملا در طول یک ترم تحصیلی بود 8/42  روز گزارش گردید که پس از تشکیل کارگاه های FOCUS - PDCA و انجام مداخله ارتقاء توسط دانشجویان و اعضاء هییت علمی، میانگین زمان انجام فرایندهای مذکور به 32 روز تقلیل پیدا نمود. میانگین درصد ارتقاء فرآیندهای بررسی شده در خصوص زمان سنجی 4/34 درصد گزارش گردید. میانگین نمره رضایت سنجی اولیه فرآیندهای بررسی شده نمره 301 از مجموع 500 بود که بعبارتی میانگین      رضایت مندی دانشجویان و اساتید از فرآیندهای آموزشی دانشکده پرستاری 2/60 درصد گزارش گردید که پس از ارتقاء، این رضایت مندی بطور میانگین در مجموع فرآیندها به 26 درصد بهبود یافت.

    نتیجه گیری

     پژوهش حاضر نشان داد که اجرای روش FOCUS-PDCA منجر به ارتقای عملکرد آموزشی دانشکده پرستاری شده است. پیشنهاد می گردد که این روش در دیگر بخش های پژوهشی و خدمات رفاهی درگیر با دانشجویان و اساتید انجام  و از نظر تاثیر آن بر شاخص های دیگر نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: فرآیندهای آموزشی، دانشکده پرستاری، مدل FOCUS-PDCA
|
  • Jamil Sadegi Far, Khalil Momeni, Shabnam Ghasemyani*, Marziyeh Rajabi, Naser Saber, Sajedeh Tehrani Zadeh, Mohsen Mahmoodi Pages 1-8
    Introduction

    academic misconduct in medical science faculties is a global concern which, in addition to a threat to the quality of education, can predict the incompetence professional and disregard to moral values. In this regard, this study was conducted to determine the frequency of cheating, identify the current practices of academic cheating and the leading factors to cheat among students in Ilam University of Medical Sciences.

    Methods

    A descriptive-analytical study was done among 400 students of Ilam University of Medical Sciences during the first semester of academic year 2015-2016. Samples were selected by stratified random sampling method. Data collection was done using a researcher-made questionnaire. Data were analyzed using descriptive statistics and Spearman correlation coefficient.

    Results

    361(90.2%) of the total 400 students enrolled completed questionnaire. 77.6% admitted using some method of cheating and 88.1% admitted engaging in cheating. The most common practice for cheating in exams is to look at other students' papers. The severity of the assignments was considered as the main cause of cheating (47.8%). There was a significant relationship between the amount of cheating and the average score p <(0.05.)

    Conclusion

    According to the results, the frequency of academic misconduct among the students is high and there are a number of basic ways such as review of classroom practices, student-centered teaching practices, and holding the periodicity of ethical issues in education for students is an inevitable necessity.

    Keywords: Academic Cheating, Student, Medical Sciences, academic misconduct
  • Kamran Pourmahammadghouchani, Beheshteh Ghasemikahrizsanki, Ezatollah Ghadampour, Maryam Shakarami, Razieh Jalili, Mahdi Yousefvand* Pages 9-16
    Introduction

    The aim of this study was to investigate the effect of corrective feedback (written and verbal) of teachers in a formative evaluation of the learning love of first grade male students in the nith grade in Alashtar city, Iran.

    Methods

    This study was a quasi-experimental study in which the pretest-posttest control group was used. The sample consisted of 40 subjects selected by multistage cluster sampling method and were randomly assigned to experimental groups and control group. The data were collected from McFarllen Learning Love Questionnaire (2007). Data were analyzed using univariate analysis of covariance.

    Results

    The results of one-variable covariance analysis showed that there was a significant difference between male and female students of experimental and control groups in terms of love for learning English (P <0.001, F = 24.58).

    Conclusion

    It can be concluded that written and verbal feedback of Butler and Wine-based model can be effective. If the teachers after the model of Butler and Wine’s formative assessment provide feedback to students, the level of Learning Love could be significantly increased.to students, they can study the level of Learning Love to significantly increase.

    Keywords: Anxiety, Psychological well-being, Emotional freedom Techniquesو students
  • Shahrooz Nemati, Rahim Badri, Nader Mohammadi* Pages 17-25
    Introduction

    The current research was conducted to determine the mediating role of negative affection toward self- forgiveness and procrastination in male students of Tabriz University.

    Methods

    In the same vein, 361 male students were selected by random cluster sampling Method from three groups of technical and engineering, basic science and human science faculties. The general procrastination, decisional procrastination, positive and negative affect, and Heartland forgiveness inventories were used for gathering the data. The theoretical model was tested within a structural equation- modeling framework to identify both direct and indirect effects.

    Results

    The results indicated overall model fit. Although direct effects of self-forgiveness on decisional and general procrastination behaviors were not significant, but indirect effect of self-forgiveness on the decisional and general procrastination behaviors, it was fully mediated by negative affection.

    Conclusions

    Due to effect of self-forgiveness on negative affect and academic procrastination, its training is needed for students.

    Keywords: Decisional, General Procrastination, Negative Affection, Self- forgiveness, Structural equations model
  • Nazanin Karimzadeh*, Zeinab Moghadam, Maryam Darvishi Pages 26-32
    Introduction

    The purpose of this study was to identify the relationship between religious attitude and academic achievement and the differences between male and female students in these variables.

    Methods

    313 student (including 188 female students and 126 male students) were selected through multistage cluster random sampling and the Religious Attitude Scale (Aslani, 2003) were completed. The tool had good reliability and reliability. Data were evaluated through correlation matrix, multivariate regression and independent group t test.

    Results

    Findings showed that there is a significant relationship between dimensions of religious attitude and academic achievement. Also, there was no significant difference between male and female students in the variables in the research.

    Conclusion

    Accordingly, it can be concluded that religious attitude could contributed to academic achievement. These findings emphasize the role of religion and religious attitude in persuading people to work and prevent them from engaging in unhealthy behaviors for academic achievement.

    Keywords: religious attitude, academic achievement, student
  • Akbar Rezaei*, Jafar Bahadorikhosroshahi Pages 33-42
    Introduction

    The purpose of this study was to investigate the implicit intuition of theories, support for autonomy and epistemological beliefs in predicting academic engagement among students.

    Methods

    The research method was descriptive correlational. The statistical population of this study consisted of all students of Payame Noor University of Tabriz in the academic year of 2017-2018. According to the type of research and the number of variables studied, 400 people were selected. Data were gathered by the savvy academic involvement questionnaires, the implicit beliefs of Abdolfattah and Yiths, the support of Black and Dey autonomy, and Shumer's epistemological beliefs. Data analysis was performed by Pearson correlation coefficient and multiple regression analysis.

    Results

    The results of the study showed that there is a positive and significant relationship between additive beliefs and support for autonomy with academic involvement. Also, there is a negative and significant relationship between the speed of learning and the intrinsic nature of epistemological beliefs with academic engagement.Moreover , the results of regression analysis showed that variables of intelligence beliefs, support of autonomy and epistemological beliefs can predict the variables of academic involvement in students.

    Conclusion

    Attention to intelligence beliefs, autonomy and epistemological beliefs play an important role in academic engagement.

    Keywords: Educational involvement, Intelligence beliefs, Supporting autonomy, Epistemological beliefs
  • Fatemeh Mollaei, Massoud Hejazi*, Majid Yosefi Afrashteh, Zekrollah Morovvati Pages 43-52
    Introduction

    The aim of this research is to study the mediating rule of cognitive flexibility in the relationship of academic optimism and academic vitality.

    Methods

    For this purpose the descriptive correlation method has been used. The research population includes 4834 female second-grade secondary high school students of Zanjan in the academic year of 2018 and using the relative multi-stage cluster method, sample size was determined to be 400. In order to collect data, Dehghanizadeh and Husainichary’s academic vitality questionnaire (2012), Tschannen-Moran’s academic optimism questionnaire (2013) and Dennis and Vander wal’s cognitive flexibility questionnaire (2010) were used. Data analysis and structural equation analysis were performed using Pearson correlation, and Lisrel and SPSS 18 softwares, respectively.

    Results

    The research findings indicate that the model is fitted and the research hypotheses, except for one case, are confirmed. The suggested model shows that academic optimism has an indirect (by mediation of cognitive flexibility) positive and meaningful relationship with academic vitality (p<0.01). Correlation analysis showed that there is a positive and meaningful relationship between academic optimism and academic vitality (p<0.05), while according to the model, such a result was not observed. The model also showed that there is a meaningful and positive relationship between academic optimism and cognitive flexibility, as well as between cognitive flexibility and academic vitality (p<0.05).

    Conclusion

    The findings highlight the role of academic optimism on cognitive flexibility, for arriving to academic vitality. The findings of the study were discussed regarding to theoretical and empirical evidence and suggestions have been made for this purpose.

    Keywords: academic vitality, academic optimism, cognitive flexibility
  • ZAHRA TOGHYANIDOLATABADI, Shayesteh Abdolmaleki, Hosseinali Jahed*, Seyede Asma Hosseini Pages 53-61
    Introduction

    Maternal employment and its impact on happiness and child's academic self-efficacy are among the most important issues in advanced societies, and today it has received special attention in many countries where women enter the labor market. The purpose of the present study is to determine the relationship between mother's employment with happiness and academic self-efficacy of primary school students.

    Methods

    The present study method is descriptive correlation type. The statistical population of the present study included the first elementary school students in Shahre Rey in the academic year of 1395-1396, with 10120 students, of whom 370 were selected by multi-stage cluster sampling. All respondents completed demographic information, Oxford Happiness Questionnaires (Argyle & Lev, 1990), and educational self-efficacy (Jinx & Morgan, 1999). Data were analyzed using Paired-point correlation, Pearson correlation, and t-test.

    Results

    Findings analysis showed that there were no significant relationship between mother's employment with happiness of students (R= 0.074, P≤ 0.075). There were no significant relationship between mother's employment with educational self-efficacy of students (R= 0.003, P≤ 0.477). Also, there were no significant difference between happiness of students based on mother's employment (T= -1.448, P≤ 0.481). And there were no significant difference between educational self-efficacy of students based on mother's employment (T= 0.059, P≤ 0.231). Also, as a side finding, there were no significant relationship between age with student's happiness (R= -0.015, P≤ 0.384) and between age and students' educational self-efficacy (R = 0.06, P≤ 0.104).

    Conclusion

    The findings showed that there is no significant relationship between mother's employment and student's happiness and educational self-efficacy. Also, there is no significant difference between happiness and educational self-efficacy of students based on mother's employment.

    Keywords: Mother's job, Happiness, Academic self-efficacy, elementary school students
  • Esmail Heidaranlu, Fakhrudin Faizi, Akram Parandeh* Pages 62-69
    Introduction

    Today, in many organizations, registration, review, and improvement processes are pursued to enhance performance and move toward organizational excellence. FOCUS-PDCA model is one of the most effective tools in the field of health that has been used in recent years to improve organizational processes in Iran. The purpose of this study was to improve the quality of nursing school educational processes based on FOCUS-PDCA model.

    Methods

    This quasi-experimental study was a single-group pre-test and post-test. Data were collected using a researcher-made questionnaire at each stage (before and after the intervention). In the process timing discussion, the duration of each process was measured and reported in terms of days.

    Results

    The mean time of the processes was 42.8 days with some processes taking place during one semester which was reported to be 32 days after FOCUS - PDCA workshops and intervention. Decreased. The average percentage of upgrading processes reported was 34.4%. The mean score of initial satisfaction of the processes evaluated was 301 out of 500, which means that students 'and faculty members' satisfaction with the educational processes of the Nursing faculty was reported to be 60.2%. Found.

    Conclusion

    The present study showed that implementation of FOCUS-PDCA method has led to improvement of nursing faculty educational performance. It is recommended that this method be performed in other departments of research and amenities involved with students and professors and evaluated in terms of its impact on other indicators.

    Keywords: Educational Processes, School of Nursing, FOCUS-PDCA Model