فهرست مطالب

صفه - پیاپی 89 (تابستان 1399)
  • پیاپی 89 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • تزیین و تجمل؛ مواد و مصالح / بررسی دو مقوله از آرای غزالی درباره معماری در آینه کتاب احیاء علوم الدین
    احسان کاخانی صفحات 5-16

    ابوحامد محمد غزالی عارف و فیلسوف و فقیه و متکلم قرن پنجم هجری است که تاثیری شگرف در فرهنگ ایران داشته است. مهم ترین اثر او کتاب احیاء علوم الدین است که آن را برای زنده کردن دانش های دینی، در دوره عزلت، به نگارش درآورد. موضوع کتاب علم معامله است، از این روی اشارات فراوانی به معماری در آن یافت می شود. دسته ای از این نکات در مورد تزیینات و تجمل در معماری و مواد و مصالح در بناهاست. غزالی در صفحات مختلفی از کتاب درباره انواع تزیینات و تجملات در بناهایی چون مسکن و مسجد سخن گفته و اقسام گوناگونی از مواد و مصالح را، اعم از گچ و خشت و آجر و نی، بررسی کرده است. این مقاله محصول دسته بندی مطالب گردآمده از کتاب و در چهار باب سامان یافته است. در باب اول مقدماتی درباره نگاه غزالی و اندیشه وی بیان می شود. این مقدمات برای فهم بهتر چگونگی انجام پژوهش و استدلال از طریق مطالب لازم به نظر می رسد. باب دوم در خصوص تزیینات در معماری و حرمت و حلیت آن است. در باب سوم تجملات معماری شامل ارتفاع بنا و متاع بنا بررسی می گردد. باب چهارم در مورد استفاده از مواد و مصالح، خصوصا گچ و آجر، است و در خاتمه مبحثی در مورد نگاه جامع غزالی به مواد و مصالح از حیث دوام آن هاست. تحقیق با روش تفسیری و به شیوه قرایت و فهم و تفسیر احیا به واسطه خود متن انجام شده است، بنابراین محور این تحقیق کتاب احیاء بوده و فقط برای فهم بهتر این کتاب به دیگر آثار غزالی و منابع درجه دوم رجوع شده است. مطابق این مقاله، مصالح کم دوام از نظر غزالی برای ساختن مسکن بیشتر مطابق زهد است و کم دوامی مصالح عموما معیاری برای ارزش داوری مثبت بناهاست. در دستگاه فکری غزالی، در حالی که تزیینات با رعایت شرایط لازم آن به خودی خود مباح تلقی می شود، آرایش و تزیین برای زیست زاهدانه مذموم است. آذین مساجد از آن روی که خانه خداست رواست و مواد و مصالح به خودی خود عامل ارزش داوری بنا و بانیان آن است.

    کلیدواژگان: محمد غزالی، احیاء علوم الدین، تزیینات در معماری، مواد و مصالح، زهد در معماری، معماری اسلامی
  • حمیدرضا پیشوایی، زهرا میرزایی*، سینا زارعی حاجی آبادی صفحات 17-44

    از حدود هفتاد سال پیش تا امروز درباره معماری معاصر ایران متن هایی به زبان فارسی نوشته شده است. پژوهش حاضر درباره این ادبیات و مقولات کلیدی مندرج در آن است. به بیان دقیق تر، در پژوهش حاضر هدف بررسی مهم ترین مقولات طرح شده در ادبیات معماری معاصر ایران در طی سال های 1325 تا 1394ش است. برای نیل به این هدف، 389 منبع از مهم ترین منابع مربوط به معماری معاصر ایران گزینش و مقولات مندرج در آن ها مشخص شده است. درنهایت، این متن ها بر اساس 37 مقوله پربسامد، در قالب نه دسته کلی، تحلیل محتوایی کمی شده است. فهرست این دسته های کلی چنین است: نسبت معماری امروز با معماری گذشته، معماران، مفاهیم و زمینه ها، سخنان هنجاری، نسبت معماری معاصر ایران با جهان، طرز پرداختن به آثار معماری، مقاطع زمانی، طرز پرداختن به تاریخ، و مدرنیته. نتایج حاصل از این بررسی حاکی از آن است که در طی هفتاد سال گذشته، مباحث مربوط به آثار معماری و معماران و روایت تاریخی و آسیب شناسی پربسامدتر از بقیه بوده است. از این بین، برخی مباحث همچون آثار معماری و معماران از همان ابتدا تا کنون، با بسامدی تقریبا ثابت، محل توجه مولفان بوده است؛ اما برخی دیگر، همچون آسیب شناسی و روایت تاریخی، از زمانی به بعد در کانون توجه نویسندگان بوده است.

    کلیدواژگان: معماری معاصر ایران، تاریخ معماری، منابع نوشتاری، تحلیل محتوا
  • مجید صالحی نیا، رامین مدنی، فایزه آل صاحب فصول * صفحات 45-56

    این مقاله با هدف شناخت عوامل موثر بر رضایت سالمند از فضای باز مجموعه مسکونی نگاشته و در آن ضمن تبیین این عوامل به تدوین مدلی از آن ها با استفاده از«روش دلفی» و «تکنیک شانون» پرداخته شده است. در این پژوهش به دو پرسش پاسخ داده می شود: عوامل موثر بر رضایت سالمند از فضای باز مجموعه مسکونی چیستند؟ و چگونه می توان به میزان اهمیت هریک از آ ن عوامل نسبت به هم پی برد؟ برای پاسخ گویی به این پرسش ها، پژوهشگران با روش دلفی نظرات ده نفر از متخصصان این حوزه را با مصاحبه و پرسش نامه جمع آوری و به کمک روش شانون تحلیل کرده اند. یافته ها نشان می دهند که مهم ترین دسته عوامل موثر بر رضایت سالمند از فضای باز مجموعه مسکونی دسته «کالبدی  فضایی» است که موثرترین شاخص های آن «تامین فضایی»، «دید و منظر»، «سازمان دهی فضایی»، و «جنبه های زیباشناختی» هستند و بعد از آن دسته «فردی  اجتماعی» با موثرترین شاخص های «سن»، «احساسات و نیازها»، و «انتظارات» قرار دارند. سپس دسته عوامل «عملکردی  مدیریتی» است که «وجود نظارت اجتماعی»، «تامین ایمنی»، و «میزان دسترسی به خدمات عمومی و خصوصی» موثرترین شاخص های این دسته هستند. درنهایت مدل عوامل رضایت سالمند از فضای باز مجموعه مسکونی تدوین گردیده که وزن هر دسته از عوامل و شاخص ها در آن بیان شده است.

    کلیدواژگان: سالمند، مجموعه مسکونی، فضای باز مجموعه مسکونی، رضایت، رضایت از محل سکونت
  • ماریا کردجمشیدی صفحات 57-70

    برچسب گذاری انرژی ساختمان ها سیاستی کاربردی برای ترغیب جامعه به استفاده از ساختمان های بهینه و کاهش مصرف انرژی سالانه در بخش ابنیه است، که عموما بر اساس ارزیابی عملکرد حرارتی سالانه ساختمان محاسبه می شود. روش برچسب گذاری انرژی در ایران با روش های معرفی شده در استانداردهای بین المللی متفاوت است. هدف در این مقاله مقایسه روش مورد استفاده در ایران با روش متداول بین المللی است. به این منظور عملکرد حرارتی 184 نمونه مسکونی، به دو روش مدل سازی و محاسباتی، برای اقلیم معتدل و مرطوب شهر بابلسر انجام شده است. مدل سازی با استفاده از نرم افزار انرژی پلاس برای پیش بینی مصرف انرژی سالانه و محاسباتی بر اساس روش کارکردی اعلام شده در «مقررات ملی مبحث 19» برای محاسبه ضریب انتقال حرارت طرح ساختمان انجام شده است. برچسب گذاری ابتدا بر اساس پیش بینی مصرف انرژی سالانه و سپس بر اساس نسبت ضریب انتقال حرارت طرح به ضریب انتقال حرارت مرجع انجام شد. نتایج این مطالعه نشان داد که همبستگی بین دو شاخص ارزیابی برچسب گذاری ضعیف (0.2) و در 40% نمونه ها نتیجه برچسب گذاری در دو سیستم متفاوت بودند. بنابراین بازنگری در روش کنونی برای بهسازی ابنیه در ایران ضروری است. در انتها سیستمی تلفیقی برای برچسب گذاری انرژی ساختمان های مسکونی در ایران پیشنهاد شده است.

    کلیدواژگان: برچسب انرژی، ساختمان های مسکونی، عملکرد حرارتی، بابلسر
  • سیدمحسن حبیبی*، نگین صمدی کافی صفحات 71-90

    شهر، کلان شهر، زمین، قلمرو، و حتی مقیاس های کوچک تر «ابنیه، راه ها، میدان ها، محله ها، و...» با سابقه تاریخی خود متاثر از پدیده زمان، لایه هایی از تاریخ را با خود حمل می کنند. لایه هایی از تاریخ با مقطع طولی یا عرضی از شهر که به واسطه آن می توان خطوط تصویری به جای مانده را بازخواند و آواهای خاموش و نشنیده آن ها را شنید. بدیهی است که هرقدر میزان قدمت و سابقه تاریخی مکان بیشتر باشد، به همان نسبت انباشت لایه ها نیز افزایش خواهد یافت.
    می توان دوگانه هایی از شادکامی و غمگینی، زندگی و مرگ، فقر و ثروت، صمیمیت و خیانت، معصومیت و گناهکاری، و... را در فرازهای شاخص از هریک از این لایه های تاریخی بازشناخت. هر لایه ای شاهد گذر زمان است. هریک از لایه های تاریخ افشا کننده بخشی از قلمروهای واقعی در زمانه خاص و در طول زمان است.
    زمانی که فضاها، «در هم آمیخته، بازسازی، یا دوباره الگوسازی» می شوند، آثار لایه های قبلی همچنان باقی می مانند. به این سبب، مسیر پرپیچ و خمی در لایه های تاریخی هست که از طریق آن هر متخصصی می تواند بنا بر دانش خود لایه ها را کاوش و بازخوانی کند، این اقدام از طریق «لایه نگاری» میسر خواهد شد و سبب نمایانی لایه های تاریخی می شود. با این تاکید که هر لایه ای قلمرو خاص خود را دارد و منتج از فرایندهای مختلف هم زمانی و در زمانی است. قلمرو امروزی، چون همیشه، متاثر از عوامل تاریخ زیست سرزمینی (فرهنگ)، اقلیم سرزمین (طبیعت)، و تحول فن و فناوری در زمان و در زمانه است که رد خود را بر پیکره، سیما، چهره، و نیمرخ قلمرو و مکان گذاشته اند.
    هدف از این پژوهش، شناساندن رویکرد لایه نگاری در تبیین و شناخت شهر است. روش پژوهش در مقاله حاضر کیفی و با تحلیل محتوایی برای تبیین روش لایه نگاری شهری است. مقاله مروری بر رویکرد لایه نگاری شهری است، روش ها و نتایج گویای آن است که این روش را می توان برای شناخت شهرهای کهن و حفظ تداوم تاریخی شان به کار بست.

    کلیدواژگان: لایه نگاری، شهر لایه، تولید دانش فضایی، روح زمانه در فضا، خوانش لایه نگارانه شهر
  • محمدحسین شریف زادگان*، راضیه رمضانی صفحات 91-110

    در کشورهای بیشتر توسعه یافته تغییرات چشمگیری در نگرش به مخاطرات دیده می شود؛ به طوری که دیدگاه غالب از تمرکز صرف بر کاهش آسیب پذیری به افزایش تاب آوری در مقابل سوانح تغییر یافته است. بر این اساس، در برنامه ریزی های کاهش مخاطرات باید به دنبال ایجاد و تقویت ویژگی های جوامع تاب آور باشند. در این میان، به مفهوم عام، شهر تهران به دلیل شرایط خاص طبیعی و جغرافیایی آن مستعد شوک های متعددی ازجمله زلزله، سیل، و... است که ضرورت توجه به مفهوم تاب آوری شهری را می رساند.
    در این مقاله هدف سنجش تاب آوری شهر تهران به منزله اولین گام در فرایند تاب آور کردن شهر با به کارگیری مدل و شاخص های تعیین کننده تاب آوری و بیان روشی برای بررسی آن است. برای نیل به این هدف با استفاده از داده های آماری سال 1390 محلات شهر تهران و به کارگیری روش شاخص های تاب آوری خط مبنا برای جوامع و تمرکز بر مجموعه ای از شاخص ها بر اساس مدل اصلاح شده تاب آوری مکانی بلایا (DROP)، عرضه شده از سوی کاتر و همکاران در سال 2008، مدل مفهومی مطالعه ساخته و برای محاسبه شاخص تلفیقی تاب آوری مدل تحلیلی F’ANP، که ترکیبی از تحلیل عاملی و مدل شبکه ای ANP است، استفاده شده است. پس از تدقیق مدل مفهومی از طریق انجام تحلیل عاملی تاییدی، به تفکیک ابعاد تاب آوری، 23 شاخص تبیین کننده تاب آوری شهری در شهر تهران، پس از تحلیل عاملی اکتشافی، به شش عامل اجتماعی  اقتصادی، دسترسی به خدمات عمومی، زیرساخت  جامعه ای، فضای باز (زیرساختی)، فعالیتی  اقتصادی، زیرساختی منجر گردیدند که این عوامل و شاخص های آن ها برای انجام فرایند مدل تحلیلی F’ANP به منظور استخراج ضریب اهمیت نسبی به کار گرفته شدند. این ضریب اهمیت با روش تلفیق حسابی ترکیب و نهایتا شاخص تلفیقی تاب آوری محلات شهر تهران به دست آمد و در سطح محلات شهر تهران ترسیم گردید. نتایج تاب آوری بیشتر محلات نیمه شمالی تهران را در مقایسه با نیمه جنوبی نشان می دهند.

    کلیدواژگان: تاب آوری شهری، DROP، تحلیل عاملی، F’ANP، تهران
  • محمدحسن خادم زاده*، پوریا محمودی اصل همدانی صفحات 111-121

    روشنفکران ایرانی دوران مشروطه و رضاشاه، با گرایشی که به برخی از مبانی دوران جدید جهان داشتند، تلاش می کردند تا آن ها را در جامعه ایرانی نهادینه کنند. ازجمله این تلاش ها، تدوین دو مفهوم «میراث ملی معماری» و «تاریخ معماری ایران» بود. این دو مفهوم که خود قوام یافته از مفاهیم دیگری نظیر «زمان، گذشته، تاریخ، و آثار گذشته» بودند، در اندیشه روشنفکران مولفه هایی را سامان دادند که هم از منظر بررسی مبانی این مفاهیم و تاریخشان، و هم از منظر وجوه تقابلی و تکاملی حایز ارزش و ازریابی هستند. در این مقاله تلاش می شود با روشی تفسیری  تاریخی در مقابله اسناد و اقوال از طریق بررسی اسناد دست اول همچون متون روشنفکران آن دوران و استدلال منطقی از درون آثاری که متفکران متاخر در شرح آن ها نوشته اند، به هدف پژوهش یعنی پاسخ گویی به پرسش های تحقیق پرداخته شود. در این پژوهش، با بررسی دو مفهوم فوق نزد روشنفکران ایرانی، تلاش می شود تا وجوه تکاملی و تقابلی این دو مفهوم مورد نظر ایشان بازیابی شود. به نظر می رسد که، مفاهیم نوی همچون ایده پیشرفت (ترقی) پیونددهنده این دو مفهوم بوده اند و از سوی دیگر، وجود مرزهایی میان مفهوم میراث ملی معماری ایران و مفهوم تاریخ معماری ایران نشان دهنده نوعی تقابل میان این دو است که بیشتر ناظر بر جایگاه مفهوم میراث ملی معماری در مفهوم سازی هایی با اهدافی مشخص نظیر تلقین حس شیفتگی و عظمت و بزرگی ایران گذشته به ایرانیان دوره مشروطه و رضاشاه است و جایگاه مفهوم تاریخ معماری در روش شناسی برخورد با تاریخ، که از نظری علمی است و در این مقاله بر ضرورت نکته سنجی و دقت و توجه به جزییات برای درک تاریخ به شکل دقیق آن تاکید می شود.

    کلیدواژگان: میراث معماری ایران، تاریخ معماری ایران، مشروطه، رضاشاه، روشنفکر
|
  • Ehsan Kakhani Pages 5-16

    Abu Hamed Mohammad al-Ghazālī was a mystic, jurist and theologian, who lived in the fifth century AH, and significantly influenced Iranian culture. His greatest work is Iḥyaʾ ʿŪlum al-Dīnʾ, written in his seclusion period to revive religious knowledges, with the subject being applied knowledge, and hence the wealth of architectural information in it. The book is partly about ornaments, materials, and their ordinances. These are referred to in various parts of the book with various kinds of materials and ornaments examined. The present article starts with introducing Al-Ḡazālī’s views and thoughts, in order to better understand subsequent parts of the research. What follows is about ornaments and its sanctity or otherwise. Next comes a discussion about luxury in buildings with regard to building height and properties. In the next part the use of materials and their durability is discussed.
    The research is based on interpretative approach, mainly reading and interpreting the original text of Eḥyāʾ. Other works of Al-Ḡazālī’s and other sources are used as subsidiaries, though. What this article finds is that short-lasting materials are positively considered by Al-Ghazali in Zuhd realm. Furthermore, whilst he does not mind ornamentations subject to certain conditions, they are seen as at odds with ascetic life. Ornaments in the mosque is legitimate as it is the house of God, and materials are agents for judging the building and its founders.

    Keywords: Al-Ghazali, Iḥyaʾ ʿŪlum al-Dīnʾ, Ornaments in architecture, Materials, components in architecture, Ascetism in architecture, Islamic architecture
  • Hamidreza Pishvaei, Zahra Mirzaei, Sina Zarei Hajiabadi Pages 17-44

    It has been about 70 years since Persian literature has emerged on contemporary Iranian architecture. This research investigates the key categories of this literature, with a focus on the most recurring categories discussed between 1946 and 2016. To achieve this, 389 of the most important sources on this topic are selected, and their key categories are identified. Finally, based on the 37 most recurring categories, under nine general sets, these texts are analyzed qualitatively. The main sets are about the relationship between contemporary and past architecture, architects, concepts and contexts, normative statements, the relationship between contemporary Iranian and world architecture, the ways of discussing architectural works, periods, the ways of discussing history, and modernity. The results of this analysis indicate that the works of architecture, architects, historical narratives, and architectural pathology are the most recurring themes in the past 70 years. Categories such as works of architecture and architects have continuously attracted the attention of authors architecture and architects have; however, some other categories, such as architectural pathology and historical narratives, have recently taken centre stage.

    Keywords: Contemporary architecture of Iran, History of architecture, Textual sources, Content analysis
  • Majid Salehinia, Ramin Madani, Faezeh Ale Saheb Fosool Pages 45-56

    This article aims to identify the factors affecting elderly satisfaction with outdoor spaces of residential complexes, and to explain these factors and formulate a model using the ‘Delphi Method’ and the ‘Shannon Technique’. The two main questions of this study are ‘what are the factors affecting the satisfaction of the elderly with the outdoor space of residential complexes’ and ‘how one can understand the importance of each in relation to others’. To answer these questions, the opinions of ten Delphi experts were collected using interviews and questionnaires, and analysed using the Shannon Technique. Findings show that the most important factor affecting outdoor satisfaction of the elderly is the ‘physical’ aspect of the space, with ‘spatial supply’, ‘views’, ‘spatial organisation’, and ‘aesthetics’ being most effective indicators in this respect. This is followed by "individual-social" aspects, with ‘age, ‘feelings and needs’ and ‘expectations’ as its most effective indicators. Next comes ‘performance-management’, with ‘community surveillance’, ‘safety’ and ‘access to public and private services’ as its most effective indicators. Finally, a model for residential satisfaction factors of the elderly is developed, which outlines the weight of each of these factors and indicators.

    Keywords: Elderly, Residential complex, Outdoor residential complex, Satisfaction, Residential satisfaction
  • Maria Kordjamshidi Pages 57-70

    A policy to encourage building optimization and to reduce the building’s energy consumption is rating and labeling building’s energy performance which is usually based on the assessment of the building’s thermal performances. The building energy labeling method used in Iran differs from those introduced through international standards. The present paper aims to compare the two above methods. To achieve this objective, the thermal performance of 184 residential buildings are studied in the mild humid climate of Babolsar, using both modeling and “performance approach” methods. The modeling is done using Energy Plus software to predict annual energy requirements. The “performance approach” is methods prescribed by Chapter 19, National Iranian Building Regulations, to compute U-values. All buildings were labeled first based on their annual energy requirements then based on the proportion of building U value to the reference U value. The two ratings show a low correlation (0.2) between them with different labeling in 40% of cases. This renders revisions to the Iranian system inevitable. A combined labeling system is proposed in the conclusion.

    Keywords: Energy labelling, Residential buildings, Thermal performance, Babolsar
  • Seyyed Mohsen Habibi, Negin Samadi Kafi Pages 71-90

    The city, the metropolis, the land, the earth, and even the smaller-scale buildings, roads, squares, neighbourhoods...; convey layers of history through their backgrounds layers through which one can read through the images inscribed in them, hear vanished voices. Obviously, the older the place the richer the accumulation of layers.
    One can recognise dichotomies of happiness and sadness, life and death, poverty and wealth, confidence and betrayal, innocence and guilt ... in each of these historical layers. Each layer witnesses the passage of time, and unveils real realms of the memories. When spaces are "blended, rebuilt, or re-moulded," traces of previous patterns remains, suggests Brian Ladd in The Ghosts of Berlin in a deserted city.
    There is a labyrinthine vision of the historical layers through which anyone, such as Walter Benjamin’s "Flâneur", can explore and reread palimpsests so that historical layers begin to unfold. The territory is not a specific product; it is the result of various processes over time. What forms the state of the territory today is affected by the natural or man-made, cultural or technological factors of the past; they have left their traces on the figure, the image, the face and the profile of the land and place.
    The purpose of this study is to introduce the Palimpsest approach in explaining and understanding historical cities. The research method in this article is qualitative and with content analysis to explain the city Palimpsest method and its properties based on several questions .The study of this article is a review of the city Palimpsest approach and explores the methods and results that can be used to identify historical cities and preserve their historical continuity.

    Keywords: Palimpsest, Layered city, Production of spatial knowledge, Genius Loci, Palimpsest reading
  • Mohammad Hossein Sharif Zadegan, Razieh Ramezani Pages 91-110

    In more developed countries significant changes have occurred in the ways in which risks are viewed, so much that the prevailing view has shifted from a mere concentration of vulnerability reduction towards increasing resilience against disasters. On this basis, risk reduction programmes should seek the creation and reinforcement of resilient communities. Due to its particular natural and geographic conditions, Tehran has been vulnerable against a series of shocks including earthquakes, floods etc., rendering the attention to the concept of resilience all the more necessary.
    The present paper views the measurement of resilience in Tehran using indicators, and the offering of an investigation method, as a first step towards making the city more resilient. This is done here based on Tehran districts’ 2001 statistical data, using ‘Baseline Resilience Indicators for Communities’ (BRIC) methods, and with a focus on a series of indicators based on amended ‘Disaster Resilience of Place’ (DROP) model as presented by Cutter et al. A conceptual model is made on this basis, and used to calculate a combined resilience indicator using ‘Fuzzy Analytic Network Process’ (F’ANP), which is comprised of factor analysis and ANP network model. After accurately defining the conceptual model through affirming factor analysis according to resilience levels, Tehran’s 23 resilience indicators were determined under six categories socio-economic, public service accessibility, infrastructural-social, open space (infrastructural), activity-economic, and infrastructural. These factors and their indicators were then used to process F’ANP analytical model. This significance factor was then combined with arithmetic combination method, and eventually the resilience combined indicator was worked out, and then applied to Tehran districts. The results show higher resilience levels for the northern half of Tehran compared to its southern half.

    Keywords: Urban resilience, DROP, Factor analysis, F’ANP, Tehran
  • Mohammad Hassan Khademzadeh, Pouria Mahmoudi Asl Hamedani Pages 111-121

    Efforts by Iranian intellectuals in the Constitution and Reza Shah periods to elaborate the two concepts of ‘national architecture heritage’ and ‘history of Iranian architecture’ were parts of their attempts to institutionalise modernity. These two concepts were in turn based on other concepts such as ‘time’, ‘past’, ‘history’ and ‘old-age oeuvre’, and are noteworthy for exploring their foundations and history as well as their conflicting and evolutional aspects. This article tries to use an interpretive-historical method to contrast the first-hand documents and quotes from the period, with those from later takes on that period in order to answer the questions of: 1) What are the origins of the ideas of ‘national architecture heritage of Iran’ and ‘history of Iranian architecture’?; and 2) What are the areas of conflict and evolution of these concepts? Examining these concepts, this research tries to detect conflicting and evolutional modes of them. Modern concepts such as the ‘progress’ (advancement) seem to associate the two above concepts, whilst demarcations between the two indicate a contrast, which is to do with the potential of national architectural heritage in constructing a sense of fascination with, and grandeur of ancient Iran in the Constitution and Reza Shah periods on one hand, and the position of architectural history in creating a systematic methodology for dealing with history, emphasising the need for carefulness and attention to details towards understanding the history in its accurate form.

    Keywords: Architecture heritage of Iran, history of the Iranian architecture, Constitution, Reza Shah, intellectual