فهرست مطالب

  • پیاپی 39 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/07
  • تعداد عناوین: 12
|
  • حجت ترشیزی، عباس همامی* صفحات 5-29

    نگاه ساختاری به سوره های قرآن، در دوران معاصر مورد توجه مفسران و قرآن پژوهان قرار گرفته است. این جریان نوپا در عرصه تفسیر قرآن، نیازمند تقویت پشتوانه های نظری و کشف و تدوین روش های عملی کارآمد است. نوشتار حاضر کوشیده تا کارایی رویکرد پدیدارشناسانه را، به عنوان یک رویکرد نوین در تفسیر ساختاری قرآن، در کشف ساختار سوره یس بیازماید. این رویکرد می تواند با زدودن پیرایه پیش فرض های مبتنی بر نگاه غیر ساختارگرایانه انباشته در سنت تفسیری، که مخفیانه در فرایند تفسیر مداخله کرده و مانع نگاه ساختارگرایانه به قرآن می شود، در کشف ساختار سوره های قرآن کارآمد باشد. این مواجهه پدیدارشناسانه معلوم می سازد که موضوع محوری در سوره یس، «احصاء تمام چیزها در امام مبین» است. این سوره دارای پنج بخش است که بخش نخست آن حاکی از ارسال رسول الله(ص) جهت انذار قوم خود به این موضوع است. در بخش های بعدی سوره خداوند این مفهوم را در قالب بیان سرگذشت یک قوم در سیر بشریت، با بیان آیات الهی در دنیا در پدیده هایی طبیعی و با توصیف احوال قیامت در قیامت تبیین می کند. آخرین بخش سوره به عنوان یک جمع بندی، این مفهوم را در سراسر پهنه عالم به تصویر می کشد. بر اساس این تبیین ها، مفهوم احصاء در امام مبین دارای سه مولفه مفهومی است؛ به ثمر و سرانجام رساندن، احاطه قدرت و به سهولت انجام دادن کار و شمولیت و فراگیری.

    کلیدواژگان: تفسیر ساختاری، امامت، انذار، غرض سوره، تناظر آیات، سوره یس، پدیدارشناسانه
  • جواد خانلری، ابراهیم نامداری*، احسان عذیری صفحات 31-50

    قرآن کریم دارای ذات محتوایی و یا پیامی جهت هدایت و ارشاد و تغییر رفتار و سبک زندگی مادی گرایانه به الهی گونه است، چنین متن هایی با متن نوشته های بشری تفاوت های اساسی دارد؛ چرا که نه می توان آن را متنی داستانی نامید و نه متنی ذهنی و نه متنی علمی و واقع گرایانه و نه متنی تخیلی، هرچند تمام این موارد در آن یافت می شود ولی قالب واحدی برای آن فرض نشده است، لذا ترجمه این گونه متن ها با متن های دیگر متفاوت است، غالب مترجمان قرآن براساس نظریه های مطرح ترجمه مانند نظریه یوجین نایدا گرایش به انتقال مفاهیم اصلی متن قرآن دارند که در کنار آن ساختار نحوی به زبان مقصد منتقل شود و معانی اصلی واژگان و عبارات زبان مبدا در ترجمه منعکس گردد و ساختار اصلی حفظ شود هرچند تعدادی از مترجمان مانند محمد مهدی فولادوند با آوردن توضیحات تفسیر گونه در داخل کروشه که نشان از مطالعه تفاسیر از زبان اصلی دارد، سعی در قابل فهم کردن ترجمه خود با حفظ ساختار متن اصلی نموده است. حال آن که امید مجد ترجمه ای منظوم دارد که با بررسی انجام شده در بسیاری از آیه ها علاوه بر ساختارشکنی در قالب و مفهوم، امکان برداشت مفهومی سوای مفهوم اصلی متن قرآن از آن می شود؛ لذا می توان ترجمه فولادوند را تا حدی ترجمه ای صوری و ترجمه امید مجد را ترجمه ای پویا و فراتر از آن دانست.

    کلیدواژگان: قرآن، ذات پیام، ترجمه ی صوری، ترجمه ی پویا، فولادوند، امید مجد
  • کبری راستگو*، سید معصوم حسینی صفحات 51-75

    قرآن کریم به عنوان جامع ترین منشور زندگی بشری و نظام نامه ی سعادت دنیوی و اخروی، اساسی ترین منبع معرفت همه ی صاحبان عقل سلیم است. فهم صحیح معارف راهگشایانه و آموزه های انسان ساز این متن مقدس که در قالب همین زبان بشری پدیدآورنده ی بهترین حیات انسانی است، از مهم ترین مشغله های دیرین قرآن پژوهان و اندیشمندان دین بوده و هست. بی شک مباحث سنتی علم بلاغت، به تنهایی بسندگی لازم در استخراج جنبه های زیبایی شناسانه و تبیین معانی متمیزانه ی قرآن را به گونه ای علمی و منتظم ندارد، بدین تصور نوشتار حاضر بر آن است تا با استفاده از دانش اساسا ساختاری زبان شناسی نوین که اهمیت چندانی برای شم زبانی قایل نیست، پاره ای از بایسته های قرآنی را که موجب تعالی اخلاق فردی و اجتماعی انسان ها بالاخص مسلمانان می شود، کشف و تحلیل نماید. بررسی داده های قرآنی نشان داد که هر آیه ای بر مفهوم سازی معینی بنیاد نهاده شده است که فهم آیه می بایست بر اساس همان مفهوم سازی انجام پذیرد. لذا در آیاتی که ظاهرا واژه ای از جمله حذف شده است، و یا جایگزین واژه ی دیگری شده و غیره، ضروری است آیه به همان حالت باقی بماند تا پیام اصلی نهفته در ورای آن به دست آید، چه کلام الله مجید از طریق کاربست همین ساختارهای زبانی معانی متمیزانه ای را در حوزه های مختلف زندگی بشری به دست داده است. همچنین جایگزینی واژگانی، کاهش و افزایش هدفمند حجم کلام (ایجاز و اطناب)، کاربست ساخت های صرفی معنادار(شکل ساخت واژی) و امثال آن، از جمله اختیارات متداول دستور هرزبانی بالاخص زبان عربی به شمار می آید که درورای کاربست هریک از آن ها در کلام مجید، بایسته های اخلاقی حیات بخش و زندگی ساز لطیفی نهفته است.

    کلیدواژگان: زبان شناسی، اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی، قرآن، بایسته ها
  • علیه رضاداد* صفحات 77-94

    یکی از مهمترین مباحث در حوزه علوم تربیتی، الگو بودن عمل مربی برای متربی است. به طور کلی اگر مجموعه مباحث اسلامی را در سه حوزه عقاید، اخلاق و احکام در نظر بگیریم، با نگاهی به قرآن کریم و آموزه های معصومان پی خواهیم برد که این سه حوزه ارتباط وثیق با هم دارند، به گونه ای که نمی توان یکی را بدون دیگری در نظر داشت و فردی را که تنها در یکی از این سه حوزه ثابت قدم باشد، الگوی معلم و فراتر از آن الگوی انسان کامل و موفق قلمداد کرد. این سه حوزه که با دسته بندی دیگری به میدان ایمان و عمل صالح تعبیر گشته است، بخش مهمی از آیات قرآن کریم را به خود اختصاص داده و از دیرباز موضوع بحث میان اندیشمندان اسلامی قرار گرفته است. در این مجال با هدف تبیین رویکرد تبیین الگوی معلم به مثابه مربی قرآن محور با استناد به آیات و روایات و مراجعه به کتب تفسیری و حدیثی به بیان مهمترین ویژگی های الگوی معلم پرداخته ایم. در نتیجه این پژوهش می توان گفت الگوی مربی کامل اسلامی تنها در صورتی تحقق می یابد که معلم، رووس مثلث دین یعنی معرفت، شریعت و اخلاق را همواره مدنظر داشته و بداند بی اعتنایی به یکی از این سه حوزه، او را شایسته الگوی مربی کامل نمی نماید و در نتیجه آموزه های او برای متربیان، نتیجه کافی و وافی به ارمغان نخواهد آورد.

    کلیدواژگان: قرآن کریم، روایات، الگو، مربی، معلم، اخلاق، عقاید، احکام
  • سیده زینب رضوی کیا، محسن قاسم پور* صفحات 95-112

    مفسران شیعه طی قرون متمادی به لحاظ تاریخی، اجتماعی و فرهنگی شرایط یکسانی نداشته اند. از آنجا که تاثیر کلی فضای زمانه بر گرایش، سبک و محتوای تفسیر امری انکارناپذیر است؛ تفسیر تبیان نیز از این امر مستثنی نیست. در نگاهی کلی و با ملاحظه شرایط فرهنگی و تاریخی عصر شیخ طوسی می توان تصدیق کرد رویکرد حاکم بر این تفسیر، رویکرد عقلی کلامی است، این مهم حتی نحوه نگرش شیخ طوسی را در مواجهه با روایات تحت تاثیر قرار داده است. در تحلیل این رویکرد عقل گرایانه، شرایط عصری سده پنجم هجری، و تحولات تاریخی حاکم بر تبادلات علمی فرهنگی آن را در بغداد نباید نادیده گرفت. نقطه عطف این تحول فکری در گفتمان شیعی آن عصر است و باید آن را در  مواجهه خاص عالمانی نظیر شیخ مفید و سید مرتضی با معرفت دینی و تفسیری - حدیثی  جستجو نمود. با صرف نظر از برخی اختلافات فرعی شیخ طوسی با  آن دو متفکر،  باید خاطر نشان کرد که او در کلان  قضیه، پیرو مکتب فکری  آنها بوده و بازتاب  این پیروی را در مواجهه او با روایات تفسیری  ملاحظه می کنیم. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی در مقام تبیین چرایی و چگونگی تاثیر فرایند تاریخی بر روند بهره گیری این مفسر، به ویژه در حوزه روایات تفسیری است.

    کلیدواژگان: فقه الحدیث، شیخ طوسی، التبیان، عقل گرایی، روایات تفسیر‍‍
  • راضیه سادات سیدخراسانی*، علی فتحی صفحات 113-135

    تحلیل رابطه ای یکی از گونه های شناخته شده معناشناسی ساختگراست که بر اساس روابط میان واحدهای زبانی، به تبیین مفهومی واژگان می پردازد. واژه حق یکی از مفاهیم کلیدی و بنیادی در جهان بینی قرآن است که کشف حوزه معنایی آن در شبکه معنایی قرآن اهمیت بسیاری دارد. زیرا با کشف روابط مفهومی حق، میدان واژگان هم معنا، زیرشمول و مقابل آن ترسیم شده و جایگاه این مفهوم در جهان بینی قرآن تعیین می شود. پژوهش پیش رو به روش توصیفی تحلیلی، بر اساس دستاوردهای معناشناسی ساختگرا، با کمک مولفه های معنایی حق به تبیین روابط مفهومی آن پرداخته و به این نتیجه رسیده است که حق در قرآن کریم با واژه هایی چون؛ پیامبر، کتاب و وعده رابطه شمول معنایی و با قسط و صدق رابطه هم معنایی و با واژه هایی نظیر؛ بهره و نصیب، واجب شدن و توحید رابطه چندمعنایی دارد. باطل، کذب و لعب در تقابل مکمل و ظن، ریب و ظلم در تقابل ضمنی با حق هستند.

    کلیدواژگان: حق، شمول معنایی، هم معنایی، تحلیل رابطه ای، مکتب ساختگرا
  • اعظم سادات شبانی*، حسین ستار صفحات 137-158

    یکی از عوامل مهم در ایجاد افتراء به شخصیت رسول اکرم (ص) توسط مستشرقان معاند، ناآگاه یا کج فهم، وجود اشکالات فراوان در روایات اسلامی است که به فعالیت های فقه الحدیثی توسط محدثان و متخصصان این فن نیاز دارد. عمده این روایات که مربوط به عامه مسلمانان است و برخی از آن روایات به جوامع حدیثی شیعه نیز وارد شده است، از لحاظ سندی و متنی اشکالات فراوانی دارد. در رابطه با ازدواج رسول اکرم(ص) با زینب بنت جحش روایات مربوطه معضلات عدیده ای را در فهم دقیق آن واقعه ایجاد نموده و لازم است این بار با نگاه منتقدانه به منابع حدیثی، شیوه دیگری از تحلیل افسانه ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش در پیش گیریم. در این پژوهش نقد روایات مربوطه با روش تحلیل محتوا با این هدف صورت گرفت که راه بر نقد نادرست مستشرقان دیگر بسته شود.

    کلیدواژگان: مستشرقان، ازدواج رسول اکرم، زینب بنت جحش، روایات
  • محمدرضا شیری*، سعید قاسمی صفحات 159-181

    حضرت نوح (ع) اولین پیغمبر اولوالعزم است که خدای عزوجل او را با کتاب و شریعت فرستاده است، بنابراین، کتاب او اولین کتاب آسمانی است. آن جناب نه صد و پنجاه سال مشغول دعوت قوم خود بوده، ولی قوم او جز به استهزاء و نسبت جنون به او دادن عکس العملی از خود نشان ندادند تا آنکه در آخر از پروردگار خود یاری طلبید. نوح پس از امر الهی و با تایید و تسدید خداوند، مشغول ساخت کشتی شد و پس از اتمام، امر خدای تعالی مبنی بر نزول عذاب و طوفان سهمگین صادر شد و به جز افرادی که مقدر شده بود، همگی هلاک شدند. این ماجرایی که بسیار ساده به نظر می رسد آیات زیادی از قرآن  را به خود اختصاص داده و ویژگی هایی دارد که در سرگذشت انبیاء دیگر به ندرت یافت می شود. در این پژوهش سوال این بوده که الگوی مدیریتی حضرت نوح(ع) چه بوده است؟ این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تفسیری با اجتهاد نوع دوم انجام شده و برای تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده شده است. همچنین برای جمع آوری داده ها از روش های کتابخانه ای و رسانه ها و در نهایت، سه قضیه به عنوان الگوی متعالی مدیریتی حضرت نوح(ع) احصاء شده است.

    کلیدواژگان: مدیریت، مدیریت اسلامی، حضرت نوح(ع)، الگوی مدیریتی، سیره
  • بتول طاهریان*، محمود شیخ الاسلامی، یداله دادجو، رجب اکبرزاده صفحات 183-208

    غزالی، مسیولیت اخلاقی را به معنای در معرض مواخذه قرار گرفتن بیان نموده است، مواخذه به این معنا که در دل او صفتی ایجاد می شود که از حق تعالی دور می گردد، در نظام فکری غزالی، انسان حتی در رابطه با حکم دل و عزم بر انجام فعل هم، مسیول است. غزالی، با نگاه فردی و جمعی انسان را در مقابل خدا، خود و دیگران مسیول می داند. منتهی برای ایجاد این مسیولیت، عامل فعل باید شرایط تحقق عمل را داشته باشد و از عواملی که مانع حس مسیولیت در انسان می گردد اجتناب کند. بنابراین غزالی، مسیولیت اخلاقی را دارای مولفه ها و شرایطی می داند، او با پشتوانه محکم آیات، دیدگاه های خود را مطرح کرده است هر چند با توجه به تعلق خاطر غزالی به اشاعره، مبانی فکری او در قبال مسیولیت اخلاقی، چالش برانگیز است و تضادهایی را ایجاد نموده است.

    کلیدواژگان: غزالی، مسئولیت اخلاقی، انسان، اختیار، سعادت اخروی، علم
  • زهرا طاهری پور* صفحات 209-234

    اشاعه فحشا از موضوعاتی است که در آیه 19 سوره نساء بدان تصریح و از ارتکاب آن توسط مسلمانان نهی شده است. از جمله مباحث مهم پیرامون این آیه شناخت مفهوم این ترکیب و نیز حکم مقرر آن در قرآن و سایر ادله مرتبط می باشد. هچنین گستره شمول آیه نسبت به مصادیقی که در زمان نزول قرآن حادث نشده بود. در این مقاله سعی شده با بهره گیری از مواردی که سابقا از مصادیق مسلم این آیه به شمار می رفته وضعیت نمونه های جدید که حاصل تحول در ارتباطات و تعاملات انسانی به جهت پدیده ای نوظهور به نام فضای مجازی است، معلوم گردد. در این مقاله اشاعه فحشا به عملی اطلاق می شود که یا توسط مرتکب علنی شده و یا فرد دیگری آن را منتشر کرده است. از این رو عنصر اصلی در مفهوم و شناخت مصادیق نوظهور انتشار رفتار مذکور می باشد. از آنجا که این آیه در زمره آیات الاحکام بوده و فقیهان در تفسیر و تبیین آن اهتمام بیشتری نسبت مفسران نموده اند، توجه به تحقیقات آنان برای این نوشتار ضروری است.

    کلیدواژگان: آیه 19 سوره نور، آیات الاحکام اشاعه فحشا، فضای مجازی، مصادیق نو پدید
  • فواد فاتحی*، ایران دخت فیاض، سعید بهشتی، کیوان بلندهمتان صفحات 235-263

    پژوهش حاضر با هدف "بررسی تحلیلی مبانی تربیت شهروندی از منظر آموزه های قرآن کریم " تدوین شده است. این پژوهش از نوع هدف کاربردی و از لحاظ رویکرد کیفی است که برای دست یابی به اهداف آن از روش های استنتاجی و تحلیل محتوای کیفی استقرایی بهره گرفته شده است. بعد از بررسی تحلیلی قرآن کریم حول سوالات پژوهش به این نتیجه رسیدیم که مبانی مرتبط با تربیت شهروند اسلامی عبارتنداز: توحیدمحوری، کرامت ذاتی انسان، مسیولیت پذیری، ازخودگذشتگی و ایثار، همدلی و وحدت، خودآگاهی، مدارا یا تساهل و تسامح، امر به معروف و نهی از منکر، خوش خلقی، دوری از منکرات اخلاقی، رعایت سجایای اخلاقی، جانبداری از حق و ترویج حق طلبی، صدق، وفای به عهد، صلح طلبی و پرهیز از جنگ و آشوب، پرهیز از سخن ناحق، وحدت و همدلی، امانتداری، تعاون و همکاری و ویژگی های یک شهروند مطلوب مسلمان عبارتنداز: پایمال نکردن حقوق مردم(حق الناس) و احترام به حقوق شهروندان؛ احساس مسیولیت نسبت به هم نوعان و کمک رسانی به آنان به هنگام بروز بلاهای طبیعی و غیر طبیعی؛ رعایت اخلاق اسلامی در تعاملات اجتماعی؛ داشتن حسن خلق و رویی گشاده، تواضع و فروتنی، حلم و بردباری و مدارا کردن با مردم و شهروندان؛ احساس مسیولیت و تعهد؛ یاری رساندن و کمک به دیگران.

    کلیدواژگان: شهروندی، تربیت شهروندی، مبانی تربیت شهروندی، ویژگی های شهروند مسلمان، مدل تربیت شهروندی
  • مصطفی نظرفخاری، بخشعلی قنبری* صفحات 265-292

    در تلمود و قرآن کریم واژه هایی با مفاهیم نزدیک به هم زیاد وجود دارد. یکی از این واژه ها شخینه در تلمود است که در قرآن کریم از آن با عنوان سکینه یاد شده است. مطالعه تطبیقی جایگاه شخینه در تلمود و سکینه در قرآن مساله اصلی این مقاله است که با استفاده از روش تاریخی، تحلیلی و تطبیقی و با هدف شناخت وجوه اشتراک و افتراق این دو واژه انجام شده است. مطالعه صورت گرفته نشان می دهد که واژه شخینه در متون مقدس یهودی و واژه سکینه در قرآن و روایات اسلامی، خاستگاه و کاربرد های مشترکی دارند. از جمله اینکه در هر دو مورد حضور آرامش بخش خداوند مطرح می شوند. اما در عین حال حوزه کاربردی شخینه به مراتب بیشتر از سکینه است. همچنین شخینه بیش از سکینه دچار توسع و تطور معنایی شده است، زیرا شخینه در مواردی به خود خدا تعلق می گیرد در حالی که سکینه به عنوان یکی از افعال خدا در قرآن کریم در نظر گرفته شده است.

    کلیدواژگان: سکینه، شخینه، خدا، تلمود، قرآن
|
  • Hojjat Torshizi, Abbas Hemami* Pages 5-29

    The structural view of Quranic surahs has come into the focus of the commentators and scholars of the Quran in contemporary times. This emerging trend in the field of Quranic commentary requires the strengthening of its theoretical underpinnings and the discovery and development of effective practical methods. The present article attempts to examine the efficacy of the phenomenological approach, as a new approach to the structural commentary of the Quran, in discovering the structure of Surah Ya-Seen. This approach can be effective in unraveling the structure of the Quranic surahs by removing the presuppositions based on the unstructured view and accumulated in the traditional commentary, which covertly interfere with the commentary process and impede a structural view on the Quran. This phenomenological encounter reveals that the central theme in Surah Ya-Seen is that "everything is included in imam-e mobin (Guarded Tablet)". This surah has five parts, the first one of which points out that Prophet Mohammad (p. b. u. h.) was delegated as a prophet to warn his people about this concept. In other parts of the surah, Allah explains this concept in the form of the story of a nation in the development course of humanity, mentioning divine signs in the world in natural phenomena and describing the conditions of the resurrection in the Hereafter. The last part of the surah, as a conclusion, depicts this concept across the universe. According to these explanations, the meaning of the phrase "everything is included in imam-e mobin” has three conceptual components: accomplishment, domination of power and facilitation of work, and inclusivity and pervasiveness.

    Keywords: structural commentary, Imamate, warning, surah’s intention, correspondence of verses, Surah Ya-Seen, phenomenological
  • Javed Khanlari, Ebrahim Namdari*, Ehsan Ozeiri Pages 31-50

    The content essence and message of the holy Quran is to guide and advise people and change their materialistic behavior and lifestyle to divine ones. Such texts are fundamentally different from those written by human beings since they are neither narrative, nor fictional, nor scientific, nor realistic, nor imaginary although all of these features are found in such texts, but they are not assumed to have a single format. Hence, translation of such texts is different from other texts. Based on popular translation theories like Eugene Nida’s theory, most translators of the Quran tend to transmit the basic concepts of the Quranic text alongside which its syntactic structure is transmitted to the target language, and the original meanings of the words and phrases of the source language are reflected in the translation and the original structure is maintained. However, some translators, such as Mohammad Mehdi Fooladvand, have attempted to make their translations more understandable by preserving the structure of the source text and adding interpretation-like explanations inside brackets, which is indicative of their studies of interpretations in the source language. At the same time, Omid Majd’s translation is poetic. Not only has he not preserved the format and meaning of the original language, but what is understood from his translation is different from what the original text of the Quran intends to express. Hence, Fooladvand’s translation can be called somewhat face translations, and Omid Majd's translation can be considered dynamic and beyond that.

    Keywords: the Quran, message essence, face translation, dynamic translation, Fooladvand, Omid Majd
  • Kobra Rastgu*, Sayyid Ma’Soum Hosseini Pages 51-75

    The holy Quran, as the most comprehensive charter of human life and the manual of worldly and the Hereafter bliss, is the most essential source of knowledge for all those who have common sense. The correct understanding of the promoting and humanistic teachings of this sacred text that, in the form of its very human language, is the originator of the best human life, has been and still is one of the most important occupations of Quranic scholars and researchers. Undoubtedly, the traditional potentials of rhetorics alone are not sufficient for extracting the aesthetic aspects of the Quran and explaining its distinct meanings in a scientific and systematic manner. Hence, the present article aims to discover and analyze some of the Quranic requirements that elevate individual and social ethics of human beings, especially Muslims, using the fundamentally structured knowledge of modern linguistics which does not consider linguistic intuition very important. The examination of the Quranic data revealed that each verse is focused on a certain type of conceptualization, and its understanding should be based on the same conceptualization. Therefore, in a verse in which one word has been apparently omitted, replaced another word, etc., it is necessary for the verse to remain as it is so that the main message latent in it can be extracted as the holy Quran has contributed distinct meanings to various spheres of human life through the application of these linguistic structures. Also, lexical substitution, deliberate reduction and increase in the volume of vocabulary (concision, verbosity), utilization of meaningful inflectional structures (word formation), etc. are among the most commonly used mechanisms of every grammar, especially Arabic grammar, and beyond the utilization of each one of them in the holy Quran, lie delicate, life-giving ethical requirements.

    Keywords: linguistics, personal ethics, social ethics, the Quran, requirements
  • Elliyeh Rezadad* Pages 77-94

    One of the most important topics in the field of educational sciences is the trainer’s being a role model for the trainee. In general, if we categorize the whole Islamic issues into the three areas of beliefs, morality and prescripts, a look at the holy Quran and the teachings of the Infallibles will reveal that these three areas are so closely interrelated that one cannot exist without the other, and an individual who is faithful to only one of the three can be not only a role model teacher, but an example of a perfect and successful human being. An important part of the verses of the holy Quran deal with these three areas, which are also regarded as the realms of faith and the practice of righteousness, and they have long been the subject of debate among Muslim scholars. In this article, we have dealt with the most important features of role model teacher aiming to explain the approach of explaining the role model teacher as a Quranic trainer based on Quranic verses and narrations and referring to commentary and hadith sources. The result of this study is that the role model of a perfect Islamic trainer can be realized only if the teacher always considers the three angles of the triangle of religion, i.e. ma’refah (spiritual knowledge), Shari'ah and morality, and believes that disregarding any one of these three does not make him/her suitable for a perfect role model trainer, and consequently his teachings will not produce sufficient outcome for the trainees.

    Keywords: the holy Quran, narrations, role model, trainer, teacher, morality, beliefs, (Islamic) prescripts
  • Sayyideh Zeinab Razavikiya, Mohsen Qasempour* Pages 95-112

    Shiite commentators have not had the same historical, social and cultural conditions over the centuries. The general impact of the conditions of the time on the predisposition, style and content of interpretation is undeniable, and al-Tibyan commentary is no exception to this rule. Having a general view and considering the cultural and historical conditions of Sheikh Tusi's era, we can acknowledge that a rational-theological approach is adopted in al-Tibyan commentary, which has even affected Sheikh Tusi's attitude towards narrations. In analyzing this rationalist approach, the conditions of the fifth century AH and the historical developments governing the scientific and cultural exchanges in Baghdad in this era should not be overlooked. The turning point of this intellectual transformation lies in the Shiite discourse of that era, and it should be sought in the special challenges of scholars such as Sheikh Mofid and Sayyid Morteza with their religious and interpretive-hadith gnosis. Regardless of some of Sheikh Tusi's minor disagreements with these two thinkers, it should be noted that he was substantially a follower of their school of thought, and the reflection of this following is seen in how he deals with interpretive narrations. Using the descriptive-analytical method, this article seeks to explain why and how the historical process affects the way this commentator takes advantage of various elements, especially in the field of interpretive narrations.

    Keywords: fiqh al-hadith, Sheikh Tusi, al-Tibyan, rationalism, interpretative narrations
  • Razieh-Sadat Sayyid Khorasani*, Ali Fat-Hi Pages 113-135

    Relational analysis is one of the well-known types of constructivist semantics which conceptually explains lexical items relying on the relationships among language units. The word ‘truth’ is one of the key and fundamental concepts in the Quranic worldview, and the discovery of its semantic field in the semantic network of the Quran is highly important as, with the discovery of its sense relations, its synonyms, hyponyms and antonyms are identified, and the place of this concept in the worldview of the Quran is determined. The present study has been conducted using the descriptive-analytical method and on the basis of the achievements of constructivist semantics. Using the semantic components of the word ‘truth’, we explained its sense relations and concluded that, in the holy Quran, words such as prophet, book and va’deh (vow) are hyponyms of ‘truth’, qest (justice) and sedq (sincerity) are its synonyms and words such as bahreh (profit), vujub (legal obligation) and towhid (unity) have polysemic relation with it. We further concluded that the words batel (falsehood), kezb (untrue) and la’ab (play) are complementary antonyms and zann (opinion), reib (doubt) and zolm (cruelty) are implicit antonyms of ‘truth’.

    Keywords: truth, hyponymy, synonymy, relational analysis, constructivist school
  • A’Zam Sadat Shabani*, Hussein Sattar Pages 137-158

    One of the important factors in defaming the personality of the Prophet Mohammad (p. b. u. h.) by the obstinate, ignorant or misguided orientalists is the existence of many flaws in Islamic narrations which need to be scrutinized by hadith experts. Most of these narrations concern all Muslims, and some of them have found their way into Shiite hadith resources, and there are many problems with their documents and texts. The narrations concerning the marriage of the Prophet (p. b. u. h.) to Zeynab bint Jahsh have created many predicaments in exact understanding of this event, and now it is necessary to follow another way of analyzing the legend of the Prophet's marriage to Zeynab bint Jahsh looking critically at hadith sources. The purpose of this study was to critically evaluate the relevant narrations using the content analysis method so that door can be closed on other orientalists’ erroneous critiques.

    Keywords: orientalists, marriage of Prophet Mohammad, Zeinab bint Jahsh, narrations
  • Mohammad Reza Shiri*, Saeed Qasemi Pages 159-181

    Prophet Noah (a.s.) is the first Arch Prophet who has been given prophetic mission with a book and shari'ah by God, so his book is the first divine book. He had been inviting his people for nine hundred and fifty years, but his people had no reaction except greeting him with derision and attributing insanity to him until he finally sought help from his Lord. Following the divine command, Noah got engaged in building a ship, and after it was completed, the divine command of punishment and horrible storm was issued and all people, except those who had been ordained, were destroyed. Many Quranic verses deal with this apparently very simple story, and it has some features that are rarely found in the life story of other prophets. The question the present study seeks to answer is: What was the management model of Prophet Noah (a.s.)? This study was conducted using the qualitative approach and the interpretive method based on the second type of ijtihad. For data analysis, the grounded method was utilized. The data were collected using library resources and the media and finally three theorems were obtained which constitute the excellent management model of Noah (a.s.).

    Keywords: management, Islamic management, Prophet Noah (a.s.), management model, sireh (life story)
  • Batul Taherian*, Mahmoud Sheikholeslami, Yadullah Dadju, Rajab Akbarzadeh Pages 183-208

    Ghazali believes that ‘moral responsibility’ denotes ‘being subjected to reprimand’, and reprimand means that some kind of quality is created in man’s heart, and he distances himself from God, the Exalted. In Ghazali’s belief, man is responsible for the judgment in his heart and for his intention for doing an action. With an individual and collective outlook, Ghazali holds man accountable to God, himself and others, but in order for this responsibility to be realized, the doer of the action must meet the requirements of the fulfillment of the action and avoid the factors that impede the sense of responsibility in man. Therefore, Ghazali considers moral responsibility to have its components and conditions. With the strong support of the Quranic verses, he expresses his views although, due to his attachment to the Ash’arites, his ideas of moral responsibility are challenging and have created some contradictions

    Keywords: Ghazali, moral responsibility, human being, free will, the Hereafter bliss, science
  • Zahra Taheripour* Pages 209-234

    The spread of prostitution is one of the issues that verse 19 of Surah al-Nisa refers to, and it prohibits Muslims from committing it. Knowing the meaning of this issue, its ruling in the Quran and other sources and the scope of the verse's inclusion of the examples that did not occur at the time of the revelation of the Quran are among the important issues surrounding this verse. In this article, an attempt has been made to find out the status of the new examples of prostitution spread resulting from changes in human communication and interactions due to an emerging phenomenon called cyberspace using the cases that were previously considered as true examples of prostitution spread referred to in this verse. In this article, the spread of prostitution refers to an act that has either been made public by the perpetrator or by another person. Hence, the main element in the concept and recognition of emerging examples is the dissemination of this behavior. Since this verse is among the verses of the revealed prescripts and jurists have made more attempts than commentators to interpret and explain it, it is necessary to pay attention to their research in this article.

    Keywords: verse 19 of Surah al-Noor, verses of the revealed prescripts, spread of prostitution, cyberspace, emerging examples
  • Fo’Ad Fatehi*, Irandokht Fayyaz, Saeed Beheshti, Keyvan Bolandhemmatan Pages 235-263

    The present study aims at an analytical study of the principles of citizenship education from the perspective of the teachings of the holy Quran. This is an applied research work with a qualitative approach which has been conducted using inferential and inductive, qualitative content analysis methods. After an analytical examination of the holy Quran around the research questions, we came to the conclusion that the principles related to Islamic citizenship education are: monotheism, inherent human dignity, responsibility, self-sacrifice, empathy, unity, self-awareness, tolerance, promotion of good and prevention of evil, , good-temperedness, avoidance of moral vices, observation of  virtues, creativity, advocacy of the truth and promotion of truth-seeking, honesty, remaining faithful to vows, promotion of peace and avoidance of war and disorder, avoidance of unjust speech, trusteeship, and cooperation, and the characteristics of a desirable Muslim citizen are: abstinence from violating people's rights, respect for the rights of citizens, sense of responsibility towards fellow citizens, assisting fellow citizens when natural and unnatural disasters occur, observation of Islamic ethics in social interactions, good-temperedness and sunniness, modesty, tolerance, feeling responsible and committed and helping others.

    Keywords: citizenship, citizenship education, principles of citizenship education, characteristics of a Muslim citizen, citizenship education model
  • Mostafa Nazarfakhari, Bakhshali Qanbari* Pages 265-292

    There are many words with similar meanings in the Talmud and the holy Quran. One of these words is shekhinah in the Talmud which is referred to as sakineh in the holy Quran. A comparative study of the status of shekhinah in the Talmud and sakineh in the Quran is what the present study aims at. To identify the similarities and differences between these two words, the historical, analytical and comparative research methods were employed. The findings revealed that the word shakhinah in the Jewish sacred texts and the word sakinah in the Quran and Islamic narrations have common origins and applications. For example, both words signify the comforting presence of God. However, the scope of the application of shekhinah is far more than sakinah. Shekhinah has also undergone more semantic development and evolution than sakinah as shekhinah is sometimes attributed to God Himself while sakinah is considered one of God's acts in the holy Quran

    Keywords: sakinah (divine tranquility), shekhinah, God, the Talmud, the Quran