فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 43، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/07
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مهسا بهروش، اولیاقلی خلیلی پور* صفحات 5-16

    بررسی ویژگی های بوم شناختی گونه ها و تعیین مطلوبیت زیستگاه آن ها، یکی از اهداف اصلی مدیریت و حفاظت گونه های حیات وحش محسوب می گردد. از طرف دیگر تالاب ها به عنوان یکی از مهم ترین و آسیب پذیرترین منابع زیست محیطی جهان محسوب می شوند. بنابراین بررسی و ارزیابی زیستگاه گونه های آن می تواند اهمیت زیادی داشته باشد. در این مطالعه مطلوبیت زیستگاه گلاریول بال سرخ (Glareola pratincola) در تالاب شادگان بر اساس داده های حضور و عدم حضور به روش رگرسیون منطقی دوتایی در سال 1396 انجام شد. بدین منظور در تمام قسمت های قابل دسترسی به روش تصادفی، نمونه برداری از متغیرهای زیستگاهی شامل تیپ پوشش گیاهی، عمق آب، دمای آب، اکسیژن محلول در آب و اسیدیته (pH) و هدایت الکتریکی آب و شاخص تراکم پوشش گیاهی و فاصله از روستا و داده های حضور و عدم حضور گونه پرنده گلایول بال سرخ انجام گرفت. درمجموع در 62 ایستگاه، نمونه برداری های مختلف در تالاب شادگان ثبت شد. سپس نقشه های فاکتورهای تاثیرگذار بر مطلوبیت زیستگاه ، به همراه لایه های نقاط حضور و عدم حضور گونه به وسیله نرم افزارMinitab  و Statistica تجزیه وتحلیل شدند. بر اساس نتایج به دست آمده از روش رگرسیون منطقی دوتایی مهم ترین متغیرهای محیطی تاثیرگذار بر حضور گونه، دمای آب و تیپ پوشش گیاهی و هدایت الکتریکی آب با تاثیر منفی و عمق آب با تاثیر مثبت است. نتایج حاصل از روش دوم که با استفاده از IDRISI انجام شد میزان pseudo R2  را برابر با 17/0 به دست آورد که نشان می دهد مدل تقریبا مناسب است، ROC به دست آمده نیز برابر با 83/0 است که بیانگر صحت و اعتبار تقریبا بالای مدل است. لذا نتایج به دست آمده نشان داد که توجه به عوامل تاثیرگذار بر کیفیت آب و جلوگیری از ورود پساب های آلوده به تالاب جهت حفظ زیستگاه مطلوب گلاریول بال سرخ از اهمیت خاصی برخوردار است.

    کلیدواژگان: ارزیابی زیستگاه، گلاریول بال سرخ (Glareola partincola)، رگرسیون منطقی دوتایی
  • مهرسا نجفی، رسول زمانی احمدمحمودی*، فردین شالویی، پونه قربانی دشتکی صفحات 17-28

    رودخانه ها یکی از منابع اساسی تامین آب برای مصارف گوناگون از جمله کشاورزی، شرب و صنعت شناخته شده اند. هدف تحقیق حاضر ارزیابی میزان آلودگی فلزات سنگین (آرسنیک، کادمیوم، کروم، مس، سرب و روی) در آب رودخانه بهشت آباد چهارمحال و بختیاری است. نمونه های آب از رودخانه در 7 ایستگاه و در طی بهمن 1394، اردیبهشت 1395، بهمن 1395 و آبان 1395 جمع آوری شد. غلظت کل عناصر آرسنیک، کادمیوم، کروم، مس، سرب و روی با استفاده از دستگاه  ICP-MASSتعیین شد. توصیف آماری نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. همچنین از آزمون اسپیرمن برای بررسی همبستگی بین فلزات استفاده شد. غلظت متوسط آرسنیک، کادمیوم، کروم، مس، سرب و روی در نمونه های آب به ترتیب: 48/0±6/0، 02/0±08/0، 27/2±03/2، 23/3±24/2، 25/1±29/1 و 25/19±08/17 میکروگرم بر کیلو گرم بود. با توجه به نتایج حاصل از شاخص های مختلف از قبیل شاخص فلزی، بار آلودگی، ارزیابی آلودگی و درجه آلودگی، آلودگی قابل توجه و شدید در آب رودخانه بهشت آباد مشاهده نشد. با توجه به نتایج به دست آمده میزان فلزات سنگین در آب رودخانه بهشت آباد طبیعی بوده و برای جلوگیری از آلودگی رودخانه باید از ورود آلاینده های ناشی از پساب های کشاورزی، کارگاه های پرورش ماهی و فاضلاب های خانگی به رودخانه پیش گیری کرد.

    کلیدواژگان: فلزات سنگین، پایش، شاخص های آلودگی آب، رودخانه بهشت آباد، استان چهارمحال و بختیاری
  • رضا برنا*، فاطمه حسنی صفحات 29-46

    بیلان منفی ذخایر آبی و کاهش حجم ذخیره استاتیک آبخوان ها از جمله اثرات تکرار پدیده خشکسالی است که بر وضعیت منابع آب سطحی و زیرزمینی ایران و از جمله استان خوزستان تاثیر گذار بوده است. در این تحقیق با استفاده از مدل فازی و ArcGIS ضمن شناخت بهتر اثرات ایجاد شده در دوره آماری مناسب بر آبخوان دشت گتوند - عقیلی، سعی شد به شیوه ای نوین تاثیرات منتج از خشکسالی بر سطح آب زیرزمینی را نمایان نموده و تا حد امکان پیش بینی کرد. دشت گتوند - عقیلی (با وسعت تقریبی 370 کیلومتر مربع که از قطبهای کشاورزی شمال استان خوزستان می باشد) توسط رودخانه کارون از هم جدا می شوند. در محدوده مورد مطالعه به منظور تعیین گروه داده های ورودی و خروجی شبکه با گام زمانی یکسان و با تعداد متناظر، داده های چاه های معرف به عنوان مبنا  قرار داده شد و داده های ماهیانه، از سال1384 تا انتهای1390 در نظر گرفته شد. مطالعات حاضر نشان داد که سطح آبهای زیرزمینی شدیدا وابسته به بارش و آبهای ورودی به آبخوان (شبکه های آبیاری و زهکشی و رودخانه کارون) می باشد. همچنین پیش بینی رفتار آبخوان ها در مقابل خشکسالی  با منطق فازی از دقت بالایی برخوردار است و نتایج حاصل از مدل مذکور با واقعیات جاری در منطقه و نتایج مطالعات و نقشه های تهیه شده در محیط ArcGIS همخوانی دارد.

    کلیدواژگان: مدل فازی، GIS، آبخوان، خشکسالی، آب های زیرزمینی
  • حسین نوروزی*، محیا رضایی منش صفحات 47-64

    نظارت بر کیفیت و حفاظت از تالاب ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است لذا در این پژوهش، باهدف ارزیابی کیفی تالاب هشیلان واقع در استان کرمانشاه به بررسی ترکیب جوامع درشت بی مهرگان کف زی با استفاده از شاخص های زیستی BMWP و ASPT و اندازه گیری دمای آب، اکسیژن محلول، هدایت الکتریکی و pH پرداخته شد. نمونه برداری از 4 ایستگاه منتخب با 3 تکرار تصادفی طی دو فصل سرد (زمستان 1393) و گرم (اواخر بهار 1394) انجام گرفت. بررسی ها نشان داد بیشترین درصد فراوانی (68 درصد) در هر دو فصل متعلق به رده شکم پایان و خانواده Valvatidae بوده است. بر اساس نتایج، میانگین شاخص BMWP در ایستگاه ها و فصول مختلف نمونه برداری دارای تفاوت معنی دار بود (05/0<p) درحالی که بین میانگین مقادیر شاخص ASPT به جز در فصل گرم اختلاف معنی داری مشاهده نشد (05/0>p). برمبنای شاخص BMWP در فصل گرم، ایستگاه های مطالعاتی ازلحاظ کیفیت آب در دو گروه خیلی خوب و متوسط و در فصل سرد در سه گروه خوب، ضعیف و متوسط طبقه بندی شدند. با توجه به نتایج مقایسه شاخص ASPT، کیفیت آب در اواخر فصل بهار در سه گروه تمیز، با آلودگی متوسط احتمالی و مشکوک به آلودگی قرار گرفت. در طول دوره نمونه برداری بالاترین کیفیت در ایستگاه 1 (ورودی سراب سبز علی) و پایین ترین کیفیت به ترتیب در ایستگاه 2 (پساب کشاورزی) و 4 (نزدیک روستای هشیلان قبل از خروجی) مشاهده شد. همچنین شاخص BMWP با فرا سنجه های هدایت الکتریکی و اکسیژن محلول به ترتیب دارای همبستگی منفی و مثبت در سطح 01/0 و شاخص ASPT با دمای آب دارای همبستگی مثبت در سطح 05/0 بودند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تالاب هشیلان تا حدودی تحت تاثیر آلودگی های ناشی از فعالیت های انسانی بوده است. لذا به نظر می رسد اعمال قوانین مدیریتی منسجم و آموزش صحیح مردم منطقه می تواند تا حد زیادی در بهبود وضعیت این تالاب الگو یافته موثر باشد.

    کلیدواژگان: تالاب هشیلان، شاخص های زیستی، BMWP، ASPT، کیفیت آب
  • فرزانه پارسائی، محمدعلی محمودی*، اصلان اگدرنژاد صفحات 65-80

    پایش کیفی آب در فرایند تولید آب سالم ارزش اقتصادی داشته و عامل مهمی در کاهش هزینه های تولیدی و تصفیه آب محسوب می شود. در این مطالعه تغییرات مکانی کیفیت آب زیرزمینی ازنظر شرب (برمبنای روش شولر) و کشاورزی (برمبنای روش ویل کاکس) در دشت قروه در استان کردستان برمبنای داده های سالانه (1388 تا 1393) بررسی شد. بدین منظور ابتدا نقشه پارامتر های موثر در هر یک از روش‏های طبقه بندی کیفیت آب در سال 1397 با استفاده از روش کریجینگ برمبنای داده های 59 حلقه چاه تهیه شد. سپس از همپوشانی نقشه های به دست آمده نقشه نهایی کیفیت آب های زیرزمینی منطقه برای شرب و کشاورزی به دست آمد. با استفاده از آزمون آماری غیر پارامتریک (اسپیرمن) و شیب تخمین گر سن تغییرات کیفی در دوره بررسی شده ارزیابی شد. نتایج به دست آمده در مورد کیفیت آب های زیرزمینی ازنظر شرب و کشاورزی نشان داد که مساحت مناطق دارای کلاس های مناسب تر در حال کاهش و مساحت مناطق دارای کلاس های نامناسب در حال افزایش است. نتایج روش اسپیرمن نشان داد که کیفیت آب در ماه های پرآب و کم آب به ترتیب در 36 درصد داده ها از روند مثبت و 64 درصد داده ها روند منفی معنی داری را در سطح 95 درصد از خود نشان می دهند به طوری که کیفیت آب زیرزمینی در این ماه ها بهبودیافته است.

    کلیدواژگان: کیفیت آب زیرزمینی، تغییرات مکانی، شولر، ویلکاکس
  • محمدحسین رستمی*، حسین وحیدی، مسعود طایفه، مهدی احمدی کلان صفحات 81-98

    رشد جمعیت و آلودگی های ناشی از تخلیه فاضلاب کاربری های مختلف باعث گسترش آلودگی و محدودتر شدن منابع آب در دسترس شده است. یکی از ساده ترین روش ها جهت تعیین شرایط کیفی آب استفاده از شاخص های کیفی آب است که می توانند به عنوان یک ابزار تصمیم گیری برای مدیران و متخصصان مربوطه بکار گرفته شوند. NSF شاخصی جامع و ابزاری کارآمد جهت تعیین وضعیت کیفی آب و طبقه بندی کیفی منابع آب بوده و نسبت به سایر شاخص های کیفی آب کاربرد بیشتری دارد. این مطالعه به بررسی کیفی رودخانه کنگیر واقع در استان ایلام، با استفاده از شاخص NSFWQI می پردازد. اطلاعات موردنیاز برای انجام این مطالعه که شامل اطلاعات کمی و کیفی رودخانه در دو فصل پرآبی و کم آبی در 5 ایستگاه در زمستان سال 1390 و تابستان سال 1391 می باشد، از اداره محیط زیست و شرکت آب منطقه ای استان ایلام جمع آوری شد. نتایج شاخص نشان داد که کیفیت آب در این رودخانه، در همه ایستگاه ها در محدوده متوسط و ضعیف طبقه بندی می شود. بالاترین مقدار شاخص به میزان 66 در دی ماه در ایستگاه اول و کمترین میزان آن به ایستگاه دوم به میزان 30 در ماه های تیر و شهریور و پس از تخلیه فاضلاب اختصاص می یابد. به تدریج در طول رودخانه میزان کیفیت رودخانه روند رو به بهبود در پیش می گیرد به طوری که در ایستگاه آخر و در نزدیک سد کنگیر دوباره کیفیت رودخانه به بازه متوسط برمی گردد، که نشان از قابلیت خود پالایی رودخانه می باشد. عمده دلیل کاهش میزان شاخص NSF تخلیه فاضلاب تصفیه نشده و بالا بودن پارامترهای مثل BOD و کلی فرم و کاهش DO می باشد. در کنار استفاده از شاخص های کیفی، برای تعیین عکس العمل قابل انتظار رودخانه براثر ورود آلاینده ها استفاده از مدل های ریاضی ضروری است. در این مطالعه جهت شبیه سازی پارامترهای BOD، اکسیژن محلول و کلی فرم از مدل QUAL2KW که رودخانه را به صورت یک بعدی همراه با جریان دایمی غیریکنواخت شبیه سازی می کند، استفاده شد. ماه های دی و مرداد به عنوان نماینده دوره تر و خشک سال انتخاب گردید و برای هر دوره به صورت جداگانه مدل کالیبره شد، سپس تحت دما و دبی ثابت سناریو کاهش 50 درصدی کلی فرم و BOD از منبع آلاینده نقطه ای برای مدل اجرا شد که نشان داد در صورت اجرای سناریو، شاهد افزایش کیفیت شاخص NSFWQI در ایستگاه ها، بسته به تاثیرپذیری از منبع آلاینده نقطه ای خواهیم بود. بیشترین افزایش شاخص NSFWQI برای ایستگاه علمدار (بعد از تخلیه فاضلاب شهری) به مقدار میانگین 10 و کمترین میزان افزایش شاخص برای ایستگاه کپنه کران (ایستگاه آخر) به مقدار میانگین 2 خواهد بود.

    کلیدواژگان: شاخص NSFWQI، مدل QUAL2KW، کیفیت آب، رودخانه کنگیر
  • فاطمه ماه رویان، لعبت تقوی*، مهدی سرائی تبریزی، حسین بابازاده صفحات 99-112

    آلودگی آب امروزه یکی از مهم ترین معضلات جهان و نگرانی های زیست محیطی محسوب می‏شود. رودخانه ها از مهم ترین منابع آب های سطحی می باشند. رودخانه شاهرود یکی از رودخانه های مهم استان قزوین است که بررسی کیفیت این منبع آبی حایز اهمیت می باشد. نمونه‎برداری از 7 ایستگاه طالقان، الموت، رجایی دشت، رازمیان، لوشان، پایین دست لوشان 1 و 2 بر اساس روش‎های استاندارد در دو فصل آبان ماه 1396 (زمستان) و تیرماه 1397 (تابستان) طی دو نوبت و سه تکرار انجام گرفته است. پارامترهای کیفی شامل: DO، pH، کل جامدات،BOD، کدورت، دما، فسفات، نیترات و کلیفرم مدفوعی بوده است و داده های حاصله با استفاده از شاخص کیفی آب NSFWQI وزن دهی و شاخص کیفیت آب هر بخش از رودخانه تعیین گردید. نتایج نشان داد میانگین TDS 66/180 تا 33/329 میلی گرم برلیتر، pH 01/8 تا 55/8، BOD 0 تا 8/2 میلی گرم بر لیتر، DO 5 تا 5/7، کلیفرم مدفوعی 33/1618 تا 27300 و کدورت 73/0 تا 9/114NTU در فصل تابستان و میانگین TDS 66/184 تا 00/451 میلی گرم بر لیتر، pH 73/7 تا 55/8، BOD 0 تا 1 میلی گرم بر لیتر، DO 9 تا 7/13، کلیفرم مدفوعی 33/162 تا 33/1653 و کدورت 72/0 تا 66/262 در فصل زمستان است. وضعیت کیفیت آب در فصل تابستان در ایستگاه 1 در محدوده خوب و سایر ایستگاه ها در محدوده متوسط می باشد و در فصل زمستان ایستگاه 1 و 4 در محدوده خوب و سایر ایستگاه ها در محدوده متوسط قرار دارند. درنتیجه آب رودخانه شاهرود کیفیت خوب و متوسط داشته و علت کاهش کیفیت آب وجود منازل، زمین های کشاورزی در نزدیک رودخانه و همچنین علل افزایش نیترات و فسفات در فصل زمستان به دلیل پساب های کشاورزی و شهری اطراف رودخانه می باشد، درنتیجه آب رودخانه شاهرود برای شرب تا حدودی مناسب بوده و نیازمند تصفیه می باشد و عوامل صنعتی اطراف رودخانه تاثیری بر کیفیت آب نداشته است.

    کلیدواژگان: رودخانه شاهرود، کیفیت آب، NSFWQI
  • سمانه عابدی*، مرتضی تهامی پور زرندی صفحات 113-136

    حقوق، قوانین و مقررات محیط زیستی از مهم ترین ابزار حفاظت و مدیریت از منابع طبیعی به شمار می آید. در این زمینه باید به این نکته توجه شود که با اجرای قوانین محیط زیست، نمی توان انتظار حل تمام مشکلات و معضلات زیستی را داشت، چراکه ازیک طرف مولفه های دیگری مانند آگاه سازی مردم و نهادینه کردن این مقوله در فرهنگ و رفتارهای اجتماعی بسیار مهم و اثرگذار هست و از طرف دیگر قوانین زیست محیطی مصوب، به علت داشتن ابهام، عملکرد مطلوبی را در عرصه اجرا و پیامدهای زیست محیطی به دنبال نداشته اند. بااین حال، پیشگیری و ممانعت از آلودگی و تخریب محیط زیست و تنظیم روابط بین انسان و محیط زیست بدون وجود قواعد حقوقی الزام آور، میسر و ممکن نخواهد بود. بر این اساس برخی از قوانین و مقررات جاری با توجه به تغییر شرایط محیط زیست کشور و ارتقاء دانش بشر از ارزش ها و کارکردهای منابع طبیعی، نیازمند بازنگری و اصلاح هستند. از طرفی، تالاب ها و دریاچه هایی نظیر دریاچه ارومیه از منابع طبیعی باارزشی هستند که حفاظت از آن ها برای کشوری با موقعیت آب وهوایی ایران ضروری است؛ به همین دلیل نیازمند ابزارهای سیاستی متعددی هست. لذا در این مطالعه ضمن تشریح تاریخی مواد و بندهای قانونی زیست محیطی 50 ساله ایران در بازه زمانی 1346-1396 که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ارتباط با تالاب در قوانین و مقررات کشور آمده است، به بررسی جایگاه حمایت و مدیریت آن در اسناد بالادستی پرداخته می شود. همچنین آیین نامه ها و دستورالعمل های مربوطه نیز موردبررسی قرار خواهد گرفت. علاوه بر آن با استفاده از نتایج مطالعات و تحلیل های به عمل آمده از بررسی های انجام شده در زمینه قوانین موجود در حوزه اکوسیستم های طبیعی، به چالش های حقوقی، ساختاری، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قوانین پیشروی حفاظت از تالاب ها ازجمله دریاچه ارومیه نیز پرداخته خواهد شد. نتایج مطالعه حاکی از آن است که قوانین و مقررات اگرچه نقش مهمی در حفاظت و مدیریت منابع طبیعی را ایفا می نمایند، اما به تنهایی از کارایی لازم برخوردار نمی باشند. لذا لازم است جهت دستیابی به اهداف قانون گذار، رویکردها و ابزار اقتصادی نیز که مبتنی بر انگیزه های بازار و مکانیسم قیمت است، به صورت هم زمان و مکمل با ابزارهای قانونی که از انعطاف پذیری کمتری برخوردار است، موردتوجه قرار گیرد. همچنین مفهوم استفاده معقول از تالاب ها و دریاچه ها لازم است در سیاست ها و قوانین ملی مدنظر و مواد قانونی مغایر با استفاده معقول از آن ها مورد اصلاح و بازنگری قرار گیرد. علاوه بر آن، شرایط و ویژگی های بومی هر یک از تالاب ها و دریاچه ها باید در تدوین قوانین و ضوابط حفاظتی و مدیریتی آن ها، مدنظر قرارگرفته شود. بر این اساس تنظیم رویکردها و استاندارهای زیست محیطی منحصربه فرد برای مدیریت و حفاظت، می تواند نقش موثری را در بهبود عملکرد و کارایی قوانین و استانداردها در عرصه اجرا و همچنین پیشگیری از پیامدهای زیست محیطی، ایفا نماید.

    کلیدواژگان: ابزار اقتصادی، قوانین، مقررات، دریاچه ارومیه، مدیریت یکپارچه تالاب و ایران
|
  • Mahsa Behravesh, Olyagholi Khalilipour* Pages 5-16

    The Survey of the ecological characteristics of the species and determining their habitat suitability is one of the main principles of management and conservation of wildlife species. Hence, we need methods that can help assess habitats and can estimate, over time, reduce of their quality. To understand the effects of human activities and the changes of a habitat, it is necessary to make quantitative assessment of the habitat. In this study, the habitat suitability of the red-winged Pratincole (Glareola partincola) in the Shadegan international wetland was investigated using binary logistic regression methods based on presence and absence data, as well as Maxent methods (maximum entropy) based on presence-absence data in 2018. For this purpose, in all accessible sites for randomly, sampling of habitat variables, including vegetation type, water depth, water temperature, water soluble oxygen (DO), PH, water conductivity (EC), vegetation density index (NDVI), distance from the village with the presence and absence data of the red-winged Pratincole was done. Totally, 62 sampling stations were registered in Shadegan international wetlands. The results of the binary logistic regression model showed that the most important environmental variables affecting the presence of the species included water temperature, vegetation type and electrical conductivity of water with the inverse relationship and water depth with direct relation. The results of Maxent analysis showed that the electrical conductivity, PH and water temperature were the most effective factors in the presence of the red-winged Pratincole. In general, factors related to the water characteristics of wetland had the most effect on the presence of the red-winged Pratincole. Therefore, attention to factors affecting water quality and preventing the entry of polluted wastewater into the wetland to maintain the optimal habitat for the red-winged Pratincole can be of great importance.

    Keywords: Habitat evaluation, Red-Winged Pratincole (Glareola partincola), binary logistic regression
  • Reza Borna*, Fatemeh Hassan Pages 29-46

    The negative balance of water reserves and reduce the size of static storage aquifers including the effects of the drought phenomenon is repeated on the status of surface and groundwater resources in Iran including Khuzestan province has had an impact. In this study, using fuzzy and ArcGIS version also better understand the effects created in the statistical period on the aquifer Gotvand – Agile plains try to influence the result of the drought on groundwater modern manne and visible as much as possible he predicted.Gotvand Plains - Aghili (with an area of approximately 370 km north Khvzstan province is the the agricultural poles) separated by Karun River is dumped. To determine the patients in the study area input and output data network with the same time step with the corresponding number, wells data was introduced as the basis of monthly data, from 1996 until the end of 2002  considered. Studies showed that groundwater levels in the aquifer is heavily dependent on rainfall and water inputs (irrigation and drainage networks and Karun River) is the also well as the behavior of aquifers in drought fuzzy logic high accuracy And the results of the model with current realities in the region and results of studies and maps in ArcGIS environment is consistent.

    Keywords: Fuzzy Model, GIS, Groundwater, Drought
  • Hossein Norouzi*, Mahya Rezaeimanesh Pages 47-64

    Quality Monitoring and protection of wetlands are really important. Therefore, in this research, with the aim of qualitative evaluation of Hashilan wetland located on Kermanshah province, the composition of benthic macroinvertebrates communities using the BMWP and ASPT indices and measurement of Water Temperature, Dissolved Oxygen, Conductivity and pH were investigated. Sampling from 4 selected stations with 3 replications was performed during two cold (Winter, 2014) and warm (late Spring, 2014) seasons. The results showed that the highest abundance (68%) in both seasons belonged to the class of the Gastropoda and Valvatidae. Based on the results, the mean of the BMWP index was remarkabley different at diverse stations and seasons (P<0/05), while there was no significant difference between the mean values ​​of ASPT index except in the warm season (P> 0/05). According to the BMWP index in the warm season, the study stations were classified into two good and acceptable groups, and in winter, they were classified into three groups: acceptable, poor, and moderate. According to the results of the comparison of the ASPT index, water quality at the end of spring was classified into three groups with clean, moderate and doubtful. During the sampling period, the highest quality was observed at station 1 (Sabz Ali mirage input) and lowest quality at station 2 (agricultural effluent) and 4 (near the Hashilan village before the output). Also, the index of BMWP with EC and DO had negative and positive correlation at the level of 0/01 respectively and ASPT index with water temperature was positively correlated at 0/05. The results of the present study showed that the Hashilan wetland somewhat affected by contamination caused by human activities. Therefore, it seems that the implementation of coherent managerial rules and proper training of the people of the region can greatly improve the status of this patterned wetland.

    Keywords: Hashilan Wetland, Biotic indices, Water quality, BMWP, ASPT
  • Farzaneh Parsaie, MohammadAli Mahmoodi*, Aslan Egdernezhad Pages 65-80

    Water quality monitoring has economic value in the process of producing clean water and is an important factor in reducing production and water treatment costs. In this study, the spatial variation of groundwater quality for drinking (based on Schuler method) and agriculture (based on the Willcox method) was investigated in Qorveh plain in Kurdistan province based on annual data (2009 to 2014). At first, a map of effective parameters in each method of water quality classification was prepared using the ordinary Kriging method based on data from 59 wells in the year 2018. Then, overlapping the maps, the final map of groundwater quality in the region was obtained for drinking and farming. The qualitative changes in the studied period were evaluated using nonparametric Spearman test and Sen estimator test. The results of the groundwater quality in terms of drinking and farming showed that the areas of more suitable classes are decreasing and the area of inappropriate classes is increasing. Spearman's results showed that 36% and 64% of data showed positive and negative trends at 95% level in wet and dry months, respectively that Groundwater quality has improved in recent months.

    Keywords: Groundwater quality, Schoeller, Spatial variability, Wilcox
  • MohammadHossein Rostami*, Hossein Vahidi, Masoud Tayefeh, Mehdi Ahmadikallan Pages 81-98

    population growth and pollutions from sewage discharged of various land uses have resulted in expansion of pollution and water resource constraints. One of the simplest ways to determine qualitative condition of water is using water qualitative indicators that could be used as a decision making tool by managers and experts. NSF is a comprehensive index and efficient tool to determine water quality and classify water resources based on quality; and, it is more applicable than other qualitative indicators of water. The study deals with qualitative review of Kangir River in Ilam Province, through NSFWQI indicator. Qualitative and quantitative data required including those related to the river during two dry and wet seasons have been obtained for 5 stations, from Department of Environment and Regional Water Company in Ilam. Results obtained from the indicator showed that water qualities of river in all points are classified as average and low. Highest indicator value (66) has been related to first station (December 22nd- January 20the); and, lowest value has been related to second station (30) and during Tir and Shahrivar months (June 22nd-July 22nd and August 23rd-September 22nd), after sewage discharge. Throughout the river, quality of water takes an improvement trend so that in last station and near Kangir Dam, again quality of water goes back to average, Which indicates the ability of the river to self-purify. Main reason for reduction of NSF indicator is discharge of non-treated sewage and high value of such parameters as BOD and coliforms, in addition to reduction of DO. In addition to usage made of qualitative indicators, to determine expected reaction of river caused by pollutants, mathematical models have to be used. In present study and to simulate pH, BOD, dissolved oxygen, temperature, and coliform, QUAL2KW model has been used which makes a single dimension simulation of the river, along with non-uniform steady flow. Day and Mordad months (December 22nd- January 20th and August 23rd-September 22nd) have been selected as wet and dry periods of the year; and, the model has been calibrated for each period, separately. Then, 50% reduction scenario in coliform and BOD from point resource of pollution has been implemented for the model under fixed temperature and flow rate. It was shown that NSFWQI indicator would be increased in stations, if the scenario would be performed; and, the increase depends on taking effect from point resources of pollution. Maximum increase of NSFWQI index for Alamdar station (after discharging municipal sewage) by an average of 10 And the minimum increase in the index for the Kapne kran station (last station) will be an average of 2.

    Keywords: NSFWQI Index, QUAL2KW Model, Water quality, Kangir river
  • Fatemeh Mahrooyan, Lobat Taghavi*, Mahdi Sarai Tabrizi, Hossein Babazadeh Pages 99-112
    Introduction

    Nowadays Water pollution is one of the most important problems in the world and environmental concerns are the major sources of surface water. Shahrood River is one of the most important rivers in Qazvin province.

    Materials and Methods

    Sampling was done in two seasons of November 96 (winter) and July 97 (summer) during two times and three replications from 7 stations including Taleghan, Alamoot, RajaeeDasht, Razmian, Loshan, Loshan 1 and 2. Qualitative parameters included: DO, pH, Total Solids, BOD, Turbidity, Temperature, Phosphate, Nitrate and Fecal Coliform. The data were determined using NSFWQI and water quality index of each river section measured.

    Results

    The results showed that the mean TDS was 180.66 to 329.33 mg/l, pH 8.01 to 8.55, BOD 0 to 2.8 mg/l, DO 5 to 7.5, Coliform 1618.33 to 27300, and Turbidity of 0.73 to 114.9 NTU in summer the TDS 184.66 to 451mg/l, pH 7.73 to 8.55, BOD 0 to 1 mg/l, DO 9 to 13.7, Coliform 162/33 to 1653/333, And the Turbidity is 0.72 to 262.66 in winter.

    Conclusion

    The water quality status of summer in station 1 was good in other stations moderate and in winter season station 1 and 4 were in good range and in other stations was moderate. As a result, Shahrood River water is good and medium quality and due to lower water quality of homes, agricultural lands near the river are also causes of increased Nitrate and Phosphate in winter due to agricultural and urban effluents around the river. As a result, river water is somewhat suitable for drinking and needs purification and the Industrial agents around the river have no effect on the water quality.

    Keywords: Shahrood River, Water Quality, NSFWQI
  • Samaneh Abedi*, Morteza Tahami Pour Zarandi Pages 113-136

    Environmental rights, laws and regulations are among the most important tools for protecting and managing natural resources. In this context, it should be noted that by implementing environmental laws, it cannot expect to solve all the biological problems; because, other elements such as the awareness of the people and the institutionalization of this category in culture and social behaviors are very important and effective. On the other hand, environmental laws, due to ambiguity, have not had a satisfactory performance in the field of environmental impacts. However, preventing pollution and destroying the environment and regulating human-environmental relations without binding legal rules will not be possible. Accordingly, some current laws and regulations, due to changes in the environment of the country and the promotion of human knowledge of the values and functions of natural resources, need to be reviewed and reformed. Wetlands and lakes such as Lake Urmia are valuable natural resources that are essential for a country with a climate of Iran, which requires a variety of policy tools. Therefore, in this study, in addition to describe Iran’s 50 years old environmental legal clauses during 1986-2018, that are directly and indirectly related to the wetland in the laws and regulations of the country, the status of its support and management in upstream documents is also discussed. The regulations and related instructions will also be reviewed. In addition, using the results of studies and analyses carried out in the context of existing laws in the field of natural ecosystems, the legal, structural, social, economic and cultural challenges of the laws of conservation Wetlands including Lake Urmia will also is addressed. The results of this study indicate that although laws and regulations play an important role in the conservation and management of natural resources, they do not have the needed efficiency individually. Therefore, in order to achieve the goals of the legislator, it is necessary to consider the economic approaches and tools, based on market incentives and price mechanisms, simultaneously with the legal instruments with less flexibility. Also, the concept of reasonable use of wetlands and lakes needs to be revised in the national policies, laws and legal cases which are contrary to their reasonable use. Besides, the native conditions and characteristics of each wetland and lakes need to be considered in their developing protective and managerial rules and regulations. Accordingly, the setting of unique environmental approaches and standards for management and protection can play an effective role in improving the performance and efficiency of laws and standards in the field of implementation as well as in preventing environmental consequences.

    Keywords: Economic instrument, laws, regulations, Lake Urmia, Integrated wetland management, Iran