فهرست مطالب

نوآوری های آموزشی - پیاپی 73 (بهار 1399)
  • پیاپی 73 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/12
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نظام هاشمی، فاطمه خروطی* صفحات 27-42

    هدف این پژوهش مقایسه انگیزش تحصیلی، خودتنظیمی و خود ارزشمندی بین دانش آموزان تیزهوش و عادی بود. روش پژوهش علی مقایسه ای بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دختر پایه یازدهم مدرسه های تیزهوش و عادی آموزش وپرورش ناحیه یک شهر کرج در سال تحصیلی 98-97 در حال تحصیل هستند که در مجموع 2107 نفر می شدند. از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، یک مدرسه دخترانه از بین مدرسه های آموزش وپرورش ناحیه یک کرج انتخاب شد و از بین کلاس های پایه یازدهم آن مدرسه دو کلاس به تصادف و به تعداد 50 نفر انتخاب شدند. انتخاب نمونه از دبیرستان تیزهوشان هم به تعداد 50 نفر و به صورت هدفمند بود. آزمودنی ها به پرسش نامه های انگیزش تحصیلی والرند و همکاران (1992)، پرسش نامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پینتریج و دی گروت (1990) و پرسش نامه خود ارزشمندی روزنبرگ (1965) پاسخ دادند. دانش آموز داده ها با روش t مستقل و نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها فرضیه پژوهش را تاییدکردند. نتایج پژوهش نشان داد تفاوت معناداری (0/05> P) در انگیزش تحصیلی، میزان خود ارزشمندی و خودتنظیمی تحصیلی بین دانش آموزان عادی با دانش آموزان تیزهوش دیده شده و دانش آموزان تیزهوش در سه متغیر نسبت به دانش آموزان عادی میانگین بالاتری دارند.

    کلیدواژگان: انگیزش تحصیلی، خودتنظیمی، خودارزشمندی، دانش آموز تیزهوش، دانش آموز عادی
  • حنیف حاجی آقایی، علی خلخالی* صفحات 43-58

    هدف تحقیق حاضر، آشکارسازی تمایز نسل جدید مدرسه تحت عنوان مدرسه کارآفرین با سایر مدارس می باشد. در ادامه این، ساختار جدید مدرسه با کارکردی مشابه شتاب دهنده، تعریف و بازسازی می گردد. برای دستیابی به این هدف، از رویکرد کیفی استفاده شد. برای انتخاب نمونه، روش نمونه گیری مبتنی بر معیار که جزیی از روش های نمونه گیری هدفمند می باشد تا حصول اشباع نظری به کار گرفته شد. داده ها به کمک مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات با روش تحلیل مضمون انجام شد. بر مبنای کدگذاری باز مصاحبه ها، در مرحله مقدماتی 99 مولفه بازشناسی شدند. لیکن در نهایت 13 مفهوم در قالب 5 تم اصلی به عنوان مولفه های شتاب دهنده خاص مدرسه کارآفرین تم یابی شدند. تحلیل های ارایه شده در این پژوهش نشان می دهد که این مولفه های استخراجی از ظرفیت لازم برای تغییر در کارکرد مدارس به سمت مدارس کارآفرین برخوردارند. همچنین مدارس کارآفرین مجهز به شتاب دهنده مدرسه ای دارای پتانسیل کافی برای ترویج فرهنگ کارآفرینی و پرورش کارآفرینان دانش آموز می باشد.

    کلیدواژگان: مدرسه کارآفرین، شتاب دهنده، هنرستان فنی و حرفه ای
  • ناصر کمالپورخوب، سید ضیاء هاشمی*، سید محمود سید محمود نجاتی حسینی صفحات 59-80

    شهروند مطلوب برای نظام های رسمی به عنوان عنصری خلاق و مستقل شناخته می شود. آنها برای تحت انقیاد درآوردن شان از شیوه های مختلفی استفاده می کنند. نظام تربیت رسمی جمهوری اسلامی نیز با تدوین اسناد «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سند چشم انداز20 ساله» تلاش می کند شهروند مطلوب خود را تربیت کند. این مقاله ضمن شناسایی بنیان های آماده-سازی شهروندی و ویژگی های شهروند مطلوب تلاش دارد موضع شفاف نظام رسمی تعلیم و تربیت در ایران را از طریق این اسناد نسبت به تربیت شهروند-دانش آموز مشخص سازد. به لحاظ روش شناسی این مقاله از نوع اسنادی تحلیلی است که محتوای اسناد موردنظر به روش تحلیل محتوایی مورد واکاوی قرار گرفت و نمونه ها به صورت نمونه گیری نظری به شیوه ی فیش برداری انتخاب شده اند. در بخش یافته ها نتایج حاصل از تحلیل اسناد نشان می دهد که هر دو سند رسیدن به قرب الهی را هدف غایی آرمان تربیت می دانند. مقوله ی استخراجی شهروند دیندار در محورهای دینی (اعتقادی،عبادی) و مقوله ی شناختی (ارزشی،اخلاقی ،علمی و فرهنگی) در هردو سند این سنخیت را نشان می دهد. اما در بررسی مقوله ی شهروند اجتماعی با محورهای مورد بررسی (منفعت اجتماعی، مشارکت اجتماعی سیاسی، نقش آفرینی مجزای اجتماعی و منشا رشد اجتماعی) مسیر متفاوتی برای رسیدن به هدف معرفی می کنند. بر اساس این نتایج سند تحول دستیابی به ایده ال های شهروند مطلوب را در اولویت دادن به اراده ی فردی می-بیند؛ در حالی که سند چشم انداز ضمن در نظر گرفتن این تفاوتها نقطه آغاز تربیت شهروندی را ایجاد ساختار مناسب و قرار گرفتن افراد در این نهادها برای فراگیری الگوهای رسمی نظام حاکم تدوین می کند.

    کلیدواژگان: شهروند مطلوب، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، سند چشم انداز 20 ساله
  • آمنه احمدی*، محمود مهرمحمدی، حسن ملکی، علیرضا صادقی، مرتضی طاهری صفحات 81-104

    پژوهش حاضر با هدف تبیین چارچوب مفهومی اهداف دوره های تحصیلی از منظر اسناد تحولی انجام شده است. از نظر نوع در دسته پژوهش های کاربردی قرار دارد و روش آن پژوهش فلسفی از نوع اول (تفسیر مفهوم) است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که از منظر اسناد تحولی، صورت بندی اهداف از چه چارچوب مفهومی تبعیت می کند؟ و این چارچوب چگونه در صورت بندی اهداف ساحت علم و فناوری به کار گرفته شده است؟ برای بررسی اسناد تحولی نیز از روش تحلیل متن (تحلیل اسنادی) به شیوه استقرایی استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل اسناد تحولی نشان می دهد، چارچوب مفهومی اهداف دوره های تحصیلی تابع رویکرد کل نگر است و از این ظرفیت برخوردار است که به صورت تلفیقی (پیوند میان ساحت های تربیت) و در حرکتی دایره وار و توسعه یابنده در دوره های تحصیلی حرکت کند. در این جهت گیری، ابعاد شناختی، غیرشناختی و قلمروهای معرفتی (ساحت های تربیت) در صورت بندی اهداف یکپارچه می شوند و این امکان را به وجود می آورند که توانایی ها و صفاتی که به تدریج و در فرایند تربیت کسب می شوند، به صورت لایه ای متراکم شوند و در قالب هویت شخصی منعکس گردند. بررسی اهداف ساحت علم و فناوری بر اساس چارچوب مفهومی موردنظر نشان داد که سه بعد غیرشناختی، شناختی و قلمرو معرفتی در صورت بندی اهداف موردتوجه قرار گرفته است و از این نظر چارچوب مفهومی از قابلیت به کارگیری در عرصه عمل برخوردار است.

    کلیدواژگان: صورت بندی اهداف، اسناد تحولی، چارچوب مفهومی
  • کریم اصغرنژاد، شهرام رنجدوست*، محمد عظیمی صفحات 105-120

    پژوهش حاضر به شیوه توصیفی شامل تحلیل اسنادی و تحلیل محتوا، با هدف تبیین مولفه های تربیت حرفه ای مبتنی بر شایستگی و تحلیل جایگاه آن در کتاب های درسی دوره دوم متوسطه فنی انجام گرفت. جامعه آماری کتاب های مربوط به شایستگی های غیر فنی دوره متوسطه فنی در سال 98-97 بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش تحلیل اسنادی، برگه های فیش برداری از اطلاعات و در بخش تحلیل محتوا چک لیست محقق ساخته بود. داده اسنادی به شیوه کیفی و داده های تحلیل محتوا با استفاده از شاخص های آمار توصیفی در فرایند آنتروپی شانون تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل بیانگر آن است که چارچوب مفهومی تربیت حرفه ای را می توان در سه مولفه دانش، نگرش و مهارت تدوین کرد که خرده مولفه های خلاقیت و نوآوری، وسخت کوشی با فراوانی بیشتر در رتبه های اول و خرده مولفه های درک موقعیت و سازگاری با فراوانی کمتر در رتبه های آخر قرار گرفتند. همچنین، میزان توجه به مولفه ها در کتاب های درسی متفاوت است، به طوری که بیشترین تاکید بر مولفه دانش (35/91 درصد) و کمترین تاکید برمولفه نگرش (30/88 درصد) شده است. با توجه به تحولات آموزش وپرورش در عصر جدید، استفاده از برنامه درسی مارپیچی برونر در تدوین و طراحی برنامه درسی و بازنگری در ویراست های آتی در راستای توجه بیشتر به مقوله های کمتر توجه شده، ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: تربیت حرفه ای، تحلیل محتوا، روش آنتروپی شانون، شایستگی، فنی و کاردانش
  • حیدر تورانی*، اعظم ملایی نژاد، شهره حسین پور طولازدهی صفحات 121-162

    این پژوهش با هدف شناسایی ویژگی های مدیریت مدرسه با رویکرد اسلامی و ارایه الگوی مفهومی انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد است. ابزار گردآوری داده ها جدول های کدگذاری، پرسش نامه، و مصاحبه نیمه ساختارمند بوده است.به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک «تحلیل محتوا» استفاده شد. یافته های این پژوهش شش بعد، 21 مولفه و 228 نشانگر مدیریت مدرسه با رویکرد اسلامی را شناسایی کرده است که در قالب ابزار ارایه شدند. ابعاد و مولفه ها عبارت اند از:1. مدیر: ویژگی های فردی مدیر مدرسه، سبک رهبری؛2. کارکنان: گزینش و جذب، نگهداشت، آموزش، ارتباطات، ارزشیابی؛3. دانش آموزان: تربیت جسمانی، تربیت علمی ، تربیت اخلاقی و دینی، تربیت اجتماعی، ، تربیت فنی و حرفه ای، تربیت هنری؛4. منابع: سرمایه اجتماعی، سرمایه اطلاعاتی، سرمایه مالی و فیزیکی؛5. فرهنگ مدرسه: ارزش ها و نمادها؛6. والدین: آموزش و مشارکت. برای ارزیابی کمی روایی محتوای ابزار از شاخص های نسبت روایی محتوا (CVR) و (CVI) استفاده شده است. پایایی محاسبه شده (ضریب آلفای کرونباخ) 86/0 است. می توان اذعان کرد، ابزار تهیه شده، مشابه ندارد. همچنین با توجه به منابع مدیریتی و منابع اسلامی مورد مراجعه، الگوی مفهومی مدیریت مدرسه با رویکرد اسلامی پیشنهاد شده است

    کلیدواژگان: مدیریت مدرسه، رویکرد اسلامی، سبک رهبری، مدیریت آموزشی
  • زکیه پرهیزگار*، مهدی جباری نوقابی، حسن علم الهدایی صفحات 127-146

    با توجه به این که «مدل سازی و کاربردها» و یادگیری آن در مدرسه و دانشگاه می تواند کاربرد ریاضیات را در علوم، فناوری و زندگی روزانه بهتر نمایان سازد، لذا ایجاد فرصت هایی که دانش آموزان را قادر کند مهارت های مدل سازی خود را ارتقا دهند، یکی از موضوعات برجسته در تحقیقات آموزش ریاضی است. از این رو، در این پژوهش به آموزش مسایل مدل سازی ریاضی به دو شیوه مستقیم (معلم محور) و استراتژی عملگر (دانش آموز محور) به 244 دانش آموز دختر پایه دهم پرداخته شده است. این مطالعه در نیم سال اول سال تحصیلی 1393- 1392 در سه دبیرستان غیردولتی شهر مشهد انجام شد. هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر آموزش مسایل مدل سازی ریاضی به دو شیوه آموزشی متفاوت بر تجربه های شوق دانش آموزان در مسایل مختلف ریاضی (مدل سازی، کلامی و درون ریاضی) است. روش پژوهش کمی و از نوع نیمه تجربی است. جمع آوری اطلاعات به وسیله یک پرسش نامه درک شوق در مقیاس لیکرت انجام شد. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس اندازه های مکرر نوع دوم نشان داد که آموزش مسایل مدل سازی ریاضی بر تجربه های شوق دانش آموزان در مسایل دنیای واقعی تاثیر معناداری داشته است. علاوه بر این، محیط آموزشی دانش آموز محور بستر مناسبی برای بروز این تجربه های مثبت در دانش آموزان بود. بنابراین استفاده معلمان از فعالیت های مدل سازی برای علاقه مند کردن دانش آموزان به درس ریاضی ضرورت و اهمیت پیدا می کند.

    کلیدواژگان: مسائل کلامی، مسائل درون ریاضی، روش آموزشی دانش آموز محور
|
  • NEZAM HASHEMI, fatemeh khorouti * Pages 27-42

    Abstract</strong> </strong>The purpose of this study was to compare the academic motivation, self-regulation and self-worth of the gifted and normal students. It was a causal-comparative study. The research population consisted of all 11-year-old female students studying in the gifted and normal schools of Karaj educational district 1 in the academic year 1397-98 (totally 2107 people). Using random cluster sampling method, a female school was selected from the schools of Karaj educational district 1. Two classes of 11th</sup> grade of that school including 50 students were selected randomly from among the 11th</sup> grade classes and a sample of 50 gifted high school students was also selected purposefully. The subjects responded to Valerand and colleagues (1992) questionnaire, Self-Regulatory Learning Questionnaire (Pintrich & De Groot, 1990) and Rosenberg Self- worth Inventory (1965). The purpose of this research was to investigate the following hypothesis: there is a significant difference between the academic motivation, academic self-regulation and self- worth of the gifted and normal students. Data were analyzed by independent samples t-test using SPSS software. Findings confirmed the above hypothesis and showed that the level of the academic motivation, self-regulation and self-worth of the gifted students is higher than the normal students. Therefore, the above results emphasized the need to pay attention to the components of the self-regulation learning, and reinforcing the motivational beliefs and internal values of the normal students, because the correct policy of the educational development is of paramount importance to both the gifted and normal people.

    Keywords: Educational Motivation, self-regulation, Self- worth, gifted student, Normal student
  • hanif haji aghaee, Ali Khalkhali * Pages 43-58

    This paper is a research report that aims at conceptualizing a new generation of the entrepreneurial schools with the functions of an accelerator. This study was conducted with a qualitative phenomenological approach. The research sample consisted of 10 experts who were engaged simultaneously in both the theoretical and practical activities in the field of entrepreneurship and school systems. They were selected through a purposeful sampling method and they participated in the study until getting the theoretical saturation. Due to the diverse range of schools, the focus of study was on the technical and vocational schools. Data were collected through the semi-structured interview and they were analyzed by the thematic analysis. The final findings were encoded in the form of 29 open, 13 axial, and 5 selective codes. The results showed that the constructs of "launching the within-school accelerator committed to innovation development", "establishing the entrepreneurship developer network", "the integrated individualization of all school programs in the shared spaces", "inclusive and practical commitment of all school accelerator stakeholders to the entrepreneurship development," and "the school accelerator risk-taking with specific inputs and the value-added stakeholders" can together explain the school phenomenon as the accelerator.

    Keywords: The Eentrepreneurial School_Accelerator_Technical & Vocational High School
  • Nasser Kamalpourkhob, Seyed Zia Hashmi *, sayed mahmood nejati hosseni Pages 59-80

    A desirable citizen for formal systems is recognized as a creative and independent element. They use a variety of methods to subdue them. The official education system of the Islamic Republic of Iran also tries to educate its desirable citizen by compiling the documents "Basic Education Transformation Document and 20-Year Vision Document". This article, while identifying the foundations of citizenship preparation and the characteristics of a desirable citizen, seeks to highlight the clear position of the formal education system in Iran through these documents on citizen-student education. Methodologically, this paper is an analytical documentary type in which the content of the documents was analyzed by content analysis method and the samples were selected by theoretical sampling in a compression method. In the findings section, the results of the analysis of the documents show that both documents consider the attainment of divine closure the ultimate goal of education. The extracted categories of religious citizenship in the religious (belief, religious) and cognitive (value, moral, scientific, and cultural) categories both illustrate this type. But in exploring the social citizenship category (social benefit, social political participation, distinct social role-making, and social development origin), they suggest a different path to the goal. on these results, the document sees the transformation of achieving the ideals of a desirable citizen in prioritizing individual, while the perspective document while taking into account differences creates the starting point for citizenship education, Develops appropriate structures and places people in these institutions to formal patterns learning of the ruling system.

    Keywords: Desired Citizen, Fundamental Education Transformation Document, 20-year Perspective Document
  • Āmene Ahmadi *, Mahmoud Mehrmohammadi, Hasan Maleki, Alirezā Sādeghi, Mortezā Tāheri Pages 81-104

    The aim of this study was to explain the conceptual framework of the educational levels’ objectives from the perspective of the transformation documents. This type of research was applied in terms of type, and its method was a philosophical research of the first type: Interpretation of the concept. This research tried to answer this question: what conceptual framework does the formulation of the educational objectives follow from the perspective of the transformation documents? And how this framework has been used to formulate the objectives of science and technology area? An inductive text analysis (documentary analysis) method was also used to investigate the transformation documents. Findings from the analysis of the transformation documents showed that the conceptual framework of the educational levels’ objectives is a function of the the holistic approach and it has the capacity to move in an integrative (the link among the areas of education), circular and developmental way within the educational levels. In this orientation, the cognitive and non-cognitive dimensions and the epistemological realms (areas of education) are integrated in the formulation of the objectives, making it possible for the abilities and traits that are gradually acquired in the process of education to be condensed in the form of a layer and to be reflected in the form of the personal identity. An examination of the objectives of science and technology area based on the related conceptual framework showed that the three dimensions of the non-cognitive, cognitive, and epistemological domain have been considered in formulating the objectives. So, the conceptual framework has the potential to be applied in practice.

    Keywords: Formulating the Objectives, Transformation Documents, Conceptual Framework
  • Karim Asgharnejād, Shahrām Ranjdoust *, Mohammad Azimi Pages 105-120

    This study was a descriptive research with the documentary and content analysis design. Its aim was explaining the components of the competency-based vocational training and analyzing its position in the textbooks of the second cycle high school technical and vocational education. The research population consisted of the competency-based non-technical secondary education textbooks in 2018-2019. The research instrument in the document analysis section was the note sheets and in the content analysis section was the researcher-made checklist. The documentary data was analyzed by the qualitative method and the content analysis data was analyzed using the descriptive statistics indices in the Shannon Entropy Process. The results indicated that the conceptual framework of the vocational education can be formulated into the three components of knowledge, attitude and skills. Also, the sub-components of creativity and innovation, and the diligence with higher frequency were in the first rank and the sub-components of the situation perception and adaptation with less frequency were in the last rank. Also, attention to the components was different in the textbooks, with the highest emphasis on the knowledge (35.91) and the least emphasis on the attitude (30.88). Given the changes in the education at the modern age, the use of the Bruner Spiral Curriculum in the curriculum design and revision in the future editions seem to be necessary in order to pay more attention to the less-considered categories.

    Keywords: Vocational training, content analysis, Shannon Entropy Method, Competence, Technical, work, knowledge field
  • Heidar Toorāni *, Azam Mollāyineghād, Shohreh Hosseinpour Toolāzdehi Pages 121-162

    This research has been done with the aim of identifying the characteristics of the school management with Islamic approach and presenting the conceptual pattern. It was a qualitative research with grounded theory design. The research tool included the coding tables, questionnaire and semi-structured interview. Data was analyzed using the content analysis technique. The research findings identified 6 dimensions, 21 components and 228 indicators of the school management with Islamic approach. The dimensions and components included: 1. Principal (individual characteristics of the school principal, leadership style); 2. Staffs (selection and recruitment, maintenance, education, communication, evaluation); 3. Students (physical development, cognitive development, moral and religious development, social development, technical and vocational development, artistic development); 4. Sources (social capital, information capital, physical and financial capital); 5. School culture (values, symbols); 6. Parents (education, participation). For the assessment of the validity of the content of the instrument, the indicators of the content validity ratio and content validity index have been used and its reliability (Cronbach's alpha coefficients) was 0.86. It could be acknowledged that there was no instrument similar to the instrument developed in this study. Also, considering the management and Islamic sources, the conceptual pattern of school management with Islamic approach has been suggested.

    Keywords: School Management - Islamic Approach_Educational Management
  • Zakieh Parhizgar *, Mehdi Jabari Noghabi, Hassan Alamolhodāyi Pages 127-146

    Given the fact that “modeling and applications” and learning them at school and University can better illustrate the application of mathematics in science, technology, and daily life, creating opportunities for students in order to broaden their modeling skills is one of the prominent topics in the mathematics education studies. Hence, in this research, 244 grade 10 female students were taught mathematical modeling problems through two teaching methods the direct teaching method which is teacher-centered, and the operative-strategic method which is student-centered. This study was conducted in 3 private high schools in Mashhad on the first semester of 2013-2014 academic year. The purpose of this study was to investigate the effect of teaching mathematicalmodeling problems through two different teaching methods on the students’ flow experiences in various mathematical problems (modeling problems,word problems andintra-mathematical problems).The research method was quantitative of quasi-experimental type. Data were gathered by a flow perception questionnaire in the Likert scale. The statistical analysis of the data using a repeated measures ANOVA Type II test indicated that teaching mathematical modeling problems had a beneficial effect on the students’ flow experiences in the real-world problems. In addition, the student-centered environments were good platforms for students to gain these positive experiences. Therefore, using modeling activities by teachers to make students interested in mathematics is important and necessary.

    Keywords: Word Problems, intra-mathematical problems, Student-centered Teaching Method