فهرست مطالب

تاریخ و فرهنگ - سال پنجاه و یکم شماره 1 (پیاپی 102، بهار و تابستان 1398)
  • سال پنجاه و یکم شماره 1 (پیاپی 102، بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/14
  • تعداد عناوین: 6
|
  • عبدالرحیم قنوات* صفحات 9-25

    قرآن کریم، به عنوان متن اصلی دین اسلام، اشارات فراوانی به حوادث و اشخاص تاریخ صدر اسلام دارد. این اشارات موجب شده تا گاهی این کتاب مقدس اثری تاریخ نگارانه قلمداد شود و حتی از سبک تاریخ نگاری قرآن سخن به میان آید و کتب و مقالاتی در این باره نوشته و منتشر شود. این مقاله به نقد و بررسی این موضوع پرداخته و با تفکیک دو مفهوم «متن تاریخی» و «سند تاریخی» به این سوالات پاسخ می دهد که «آیا قرآن را می توان یک اثر تاریخی دانست؟» و «در مطالعات تاریخ صدر اسلام چه استفاده هایی از آن می توان برد؟» نتایج این جستار نشانگر آن است که اگرچه قرآن را نمی توان کتابی تاریخی دانست، این متن مقدس درباره حوادث تاریخی سال های نبوت پیامبر اکرم (ص) سندی دست اول و منحصر به فرد به شمار می آید.

    کلیدواژگان: قرآن کریم، تاریخ صدر اسلام، متن تاریخی، سند تاریخی
  • مهشید گوهری کاخکی*، محمدجعفر یاحقی صفحات 27-50

    دوره ایلخانی از دوره های مهم تاریخ نگاری فارسی است و آثار تاریخی ارزشمندی در این زمان آفریده شده است. از آنجا که مخاطب این آثار معمولا نهاد قدرت بوده است، شاعران و نویسندگان می کوشیدند رضایت آن را جلب کرده و با استفاده از ابزارهای گوناگون زبانی و بلاغی و استناد به گفتمان های مقبول جامعه، به شاهان مغول مشروعیت بخشند. یکی از این شیوه ها نسبت دادن فره ایزدی به خانان مغول و همانندسازی آنان به شاهان آرمانی ایرانی بود. در این پژوهش چگونگی بهره گیری از گفتمان دینی در جهت تقدیس چنگیزخان، در سه منظومه تاریخی ظفرنامه مستوفی، تاریخ منظوم کاشانی و شهنشاه نامه تبریزی بررسی شده و برای تکمیل بحث، رویکرد شاعران این آثار با رویکرد خواجه رشیدالدین در این زمینه مقایسه شده است. بدین منظور، این مقاله از گوهر پاک اجداد چنگیز، چگونگی ارتباط خان مغول با عالم غیب و فره ایزدی او، اعتقاد به برقراری رابطه میان حمله مغولان به ایران و ماموریت الهی چنگیز سخن به میان آورده است. نتایج حاکی از آن است که دو رویکرد متفاوت در این آثار وجود دارد: کاشانی و مستوفی برای خلق تصویر شاهی آرمانی از خان مغول از روش های گوناگون بهره گرفته اند؛ اما تبریزی کمتر در جهت ایجاد مقبولیت مغولان گام برداشته و به اشاره ای کوتاه و گذرا بسنده کرده و خواجه رشیدالدین در جامع التواریخ نیز رویکردی میانه دارد؛ ایده تقدیس چنگیز که در اثر اخیر آشکارا مطرح شده ، در تاریخ منظوم کاشانی و ظفرنامه به نضج و کمال رسیده است.

    کلیدواژگان: چنگیزخان، فره ایزدی، تاریخ منظوم کاشانی، ظفرنامه مستوفی، شهنشاه نامه تبریزی، جامع التواریخ
  • زهرا آفرینش خاکی*، رضا شعبانی، عبدالحسین کلانتری، غلامحسین زرگری نژاد صفحات 51-75

    نفوذ زنان در تصمیمات حکومتی و ستیز پنهان و آشکار آنان در موضوع جانشینی، نقشی مهم در تثبیت حکومت قراختاییان و همچنین ضعف و زوال آن داشته است. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی، قدرت و نفوذ سه تن از زنان تاثیرگذار در تاریخ قراختایی، اوکه خاتون، ترکان خاتون و پادشاه خاتون را در چارچوب نظری «نظریه قدرت استیون لوکس» که ستیز بالفعل را به عنوان عنصر تعیین کننده قدرت معتبر نمی داند، مورد واکاوی قرار داده است. چگونگی نفوذ و اعمال قدرت زنان در موضوع جانشینی حکومت قراختاییان، پرسش اصلی این نوشتار است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مداخله زنان در قالب استراتژی عدم ستیز و اعمال نفوذ با بهره گیری از رفتارهای سیاسی مختلف، مانند ازدواج های سیاسی، اغواء، تطمیع، تبلیغات، مانور سیاسی و غیره در انتقال قدرت موثر بوده است.

    کلیدواژگان: قراختائیان، کرمان، استیون لوکس، اوکه خاتون، ترکان خاتون، پادشاه خاتون
  • رقیه مظلوم، حمیدرضا ثنائی* صفحات 77-100

    سفرنامه ها به جهت اشتمال بر انبوهی از اطلاعات رنگارنگ و غالبا ارزشمند، جایگاه ممتازی در بررسی های تاریخی داشته و تاریخ نگاران همواره از آن ها به عنوان منابع دست اول در پژوهش های خویش بهره می برند. سفرنامه مشهور ابن جبیر (540614 ق /11451217 م)، که سه سفر به مشرق داشت، شرح نخستین سفر اوست. او در این سفر افزون بر زیارت خانه خدا، در شهرهای میان اندلس تا حجاز حضور یافت و در راه بازگشت از عکا، سیسیل و کارتاژ (قرطاجنه) نیز گذر کرد. ابن جبیر نیز همانند دیگر سفرنامه نویسان مسلمان به وضع علمی و آموزشی به ویژه وضع نهادهای آموزشی سرزمین هایی که بدان ها گام نهاده، توجه داشته و اطلاعات ارزشمندی در این زمینه ارایه کرده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی می کوشد پس از ارایه اجمالی گزارش های ابن جبیر در این زمینه، زاویه نگاه او به نهادهای آموزشی و هرم توجه وی به آن ها را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. بر پایه یافته های این پژوهش، دور از ذهن نیست که توجه و علاقه ابن جبیر به شرح مفصل نهادهای آموزشی برخی از مناطق به ویژه شام و غفلت یا تغافل او از ذکر و شرح برخی از نهادها مانند مساجد جامع منسوب به فاطمیان، در اثر تمایلات مذهبی او بوده باشد. افزون برآن، توصیف عناصر معماری ساختمان، مسایل مالی و رفاهی، نحوه تامین هزینه و کمیت نهادهای آموزشی، تعلق آن ها به مذهبی خاص و برخی از شیوه های آموزشی خاص در این مراکز نیز از دیگر زوایای توجه ابن جبیر به نهادهای آموزشی بوده است.

  • اعظم فولادی پناه*، جواد عربانی، مجتبی سلطانی احمدی صفحات 101-116

    کوچ ارامنه جلفا به اصفهان در دوره شاه عباس بر پایه سیاست های اقتصادی و سیاسی به انجام رسید و پیامدهایی در پی داشت. نگاه ویژه دولت صفوی به ارامنه در کنار سیاست های مذهبی تساهل محور شاه عباس در قبال مسیحیان، به تدریج پاپ را متقاعد ساخت که می توان از ظرفیت های مسیحیان ساکن فلات ایران به ویژه ارامنه، در جهت تقویت کلیسای کاتولیک در برابر دولت سنی مذهب عثمانی بهره برد. از این رو، فرستادگان ویژه پاپ (کرملیان) از بدو ورودشان به ایران (1016ق/1608م) همواره به دنبال جلب نظر ارامنه بودند تا آنان را به مسیحیت کاتولیک متمایل سازند. کشیشان کرملی برای تحقق این مهم از راه های مختلفی بهره بردند؛ از جمله، آنان با توجه به نقش اقتصادی تجاری ارامنه جلفا، در دوره هایی با همکاری دول اروپایی و برای تطمیع تجار ارمنی جلفا، درصدد ارایه امتیازات تجاری به آنان برآمدند. ارامنه جلفا نیز در ابتدا رویکرد مثبتی به کرملیان داشتند؛ اما پس از چندی، افشای نیات مخفی فرستادگان پاپ، به تقابل ارامنه جلفا با آنان انجامید؛ تقابلی که گاه به اخراج کشیشان کارملیت از جلفا می انجامید. نویسندگان در این مقاله برآنند تا مناسبات فرستادگان پاپ با ارامنه جلفا را تحلیل کرده و پیامدهای آن را تبیین کنند.

    کلیدواژگان: ارامنه جلفای اصفهان، کرملیان (کارملیت ها)، مسیحیت کاتولیک، تبلیغ و تبشیر مسیحی، امتیازات تجاری
  • محمدجعفر اشکواری*، سید علی علوی نیا ابرقویی، فاطمه سادات علوی نیا ابرقویی، نازنین براتی صفحات 117-148

    توجه ایلخانان مغول (حک : 653 736ق) به مسیرهای بازرگانی و احیای ساختار اقتصادی رشد و رونق تجاری را به همراه داشت. در این ساختار جدید ابرکوه (ابرقوه) در مسیر راه های ارتباطی عراق عجم با فارس، شبانکاره، کرمان، خراسان و خوزستان قرار می گرفت و به همین دلیل، وارد عرصه رقابت های سیاسی و اقتصادی شد. در چنین وضعی دارالضرب این شهر با نام طاوس برآمد. یافته های این پژوهش نشان می دهد ضرب سکه در این دارالضرب از اوایل دوره ایلخانان آغاز شد و تا اوایل دوره صفوی ادامه یافت. سکه های دارالضرب طاوس تک فلزی نبود و سکه های طلا، نقره و مس با عناوین «طاوس»، «مدینه طاوس» و «ابرقوه» در آن ضرب می شد. طرح، نوشته ها و مضامین مذهبی پشت و روی سکه ها متناسب با نظام پولی حاکم در هر یک از سلسله ها تغییر می یافت و از همین روست که مضامین شیعی و سنی، خط فارسی، عربی، اویغوری و چینی در این سکه ها دیده می شود.

    کلیدواژگان: ابرکوه (ابرقوه)، دار الضرب طاوس، طاوس الحرمین، سکه های مغولی و تیموری
|
  • AbdulRahim Qanavat* Pages 9-25

    The Holy Quran, as the basic scripture of the Islam, contains a host of references to the events and persons at the early days of Islam. Informed by these references, this holy scripture is sometimes considered as a historiographical work, with some scholars even speaking of the historiographical style of the Qur'an, which has also been the subject of several books and articles. This paper delves into this issue, and by distinguishing the two concepts of "historical text" and "historical document", seeks to answer the question, "Can Qur'an be considered as a historical work?" and "What implications can it have for the studies of the early Islam’s history?" The results of this article reveal that although the Qur'an cannot be exactly categorized as a historical book, it offers an account of the historical events during the era of prophet Muhammad (pbuh), which makes it into a unique primary document.

    Keywords: The Holy Quran, Early Islam’s History, Historical Text, Historical Document
  • Mahshid Gohari Kakhki*, MohammadJafar Yahaghi Pages 27-50

    The Ilkhanid era is one of the most important periods in Persian historiography and prominent historical works were composed at this time. Given that these works were usually dedicated to the institution of power, poets and authors sought to please the rulers of time. Hence, using a variety of linguistic and rhetorical devices, as well as community-based discourses, they strived to legitimize the Mongol kings. One of these strategies involved attributing divine dignity (Far Izadi) to the Mongol kings and comparing them to the Iranian ideal kings. This study investigates the application of religious discourse in order to sanctify Genghis Khan in three historical books of poetry including Mostufi’s Zafarnameh, Kashmani’s History in Verse and Tabriz’s Book of Kings. To this end, this paper elaborates on the pure essence of the Genghis ancestors, how the Mughal empire was related to the Unseen world and its divine glory, as well as the belief in the relationship between the Mongol invasion to Iran and the Genghis’ divine mission. According to the results, two different approaches could be identified in these works: Kashani and Mostufi have recruited various strategies to portray an ideal picture of Khan Mughal, but Tabrizi has been fairly reluctant in establishing Mongolian legitimacy and has sufficed to a brief mentioning. Khwaja Rashid al-Din also has adopted an intermediate approach in Jama'at al-Tavarikh. The idea of ​​Genghis sanctification, which is evident in this recent work, has reached its zenith in Kashani’s History in Verse and Zafarnameh.

    Keywords: Genghis Khan, Far Izadi (Divide glory), Mostufi’s Zafarnameh, Tabriz’s Book of Kings, Kashani’s History in Verse
  • Zahra Afarinesh Khaki*, Reza Sha’bani, Abdolhossein Kalantari, Gholamhossein Zargarinejad Pages 51-75

    The influential role of women in government decisions and their covert and overt lobbies in succession-related issues have been pivotal to stabilized rule of Qara Khitai government as well as their deterioration and decline. The present study uses a descriptive-analytical method to investigate the power and influence of three influential women in Qara Khitai history, Oke Khatun, Turkan Khatun, Padeshah Khatun, within the framework of Štefan Lux's Theory of Power. He rejects active conflict as a determining element of power. The main question of this paper is concerned with the influence and lobby of women in the issue of succession in Qara Khitai ruling system. The findings of the study suggest that the intervention of women in the form of anti-war and lobbying strategies through various strategies such as politically motivated marriage, seduction, lure, propaganda and political campaigns, among other things, have been effective in transferring power.

    Keywords: Qara Khitai, Štefan Lux, Oke Khatun, Turkan Khatun, Padeshah Khatun
  • Roqayyeh Mazloum, HamidReza Sanaei* Pages 77-100

    Travelogues have a special place in historical studies due to their wealth of valuable information, and historians at all times have employed travelogues as first-hand sources in their research. Ibn Jubayr’ famous travelogue (540-614 AH/1145-1217), who made three visits to the East, is a description of his first travel. In addition to the pilgrimage to the Mecca, he toured cities in the territory between Andalusia and Hejaz and visited Acre, Sicily and Carthage on his way back. Ibn Jubayr, like other Muslim travel writers, had a keen eye for the scientific and educational situation, especially educational institutions in the lands he visited, and has provided invaluable and detailed information on this subject. Using a descriptive-analytical approach, this paper aims to analyze educational institutions through the spectacle of Jubayr after presenting a brief account of Ibn Jubayr’s reports on this subject. Based on the findings of this study, it is not surprising that Ibn al- Jubayr’s obsession with detailed depiction of educational institutions in some areas, especially Levant, has resulted in his neglect or negligence in elaborating on other institutions, such as the grand mosque attributed to Fatimids owing to his religious beliefs. In addition, a description of architectural elements, financial and welfare issues, financing strategies and the number of educational institutions, their religious affiliation as well as some specific educational practices in these centers are also other aspects of educational institutions examined by Ibn Jubayr.

    Keywords: Ibn Jubayr’s travelogue, Educational institutions, Mosque, School, Hospital
  • Azam Fuladi Panah*, Javad Arbani, Mojtaba Soltani Ahmadi Pages 101-116

    The emigration of Armenians living in Jolfa to Isfahan during the reign of Shah Abbas, which was driven by economic and political considerations, gave rise to numerous consequences. The special attitude of the Safavid government to the Armenians along with Shah Abbas's tolerant religious policies towards the Christians gradually convinced the Pope that the capacity of the Christians residing in the Iranian plateau, especially the Armenians, could be exploited to strengthen the Catholic Church against the Sunni Ottoman government. Hence, the special envoys of the Pope (the Carmelite), since their arrival in Iran (1016 AH/1608 AD) constantly strived to persuade Armenians into converting to Catholic Christianity. The Carmelite priests resorted to diverse strategies to accomplish this end. For instance, in light of the commercial-economic role of the Armenians inhabiting in Jolfa, they offered trade concessions and privileges to Armenians in some periods by means of cooperation with the European governments in a bid to lure Armenian businessmen of Jolfa. Initially, the Armenians of Jolfa held a positive attitude to the Carmelite, but soon afterwards, the disclosure of the ulterior motives of the Pope's envoys led to the confrontation of these two. It even culminated in the expulsion of Carmelite priests from Jolfa. The authors of this paper aim to explore the relationship of the Pope's envoys with the Armenian of Jolfa and shaed light on its consequences

    Keywords: Armenians of Jolfa, Carmelites, Catholic Christianity, Christian Evangelism, Propagation
  • MohammadJafar Ashkevari*, Seyed Ali Alavinia Abarghuei, Fatemeh alSadat Alavinia Abarghuei, Nazanin Barati Pages 117-148

    The Mongol Ilkhanids’ (653-736 AH) emphasis on commercial routes and the revival of the economic structure led to business growth and prosperity. Under this new structure, Abarkouh (Abarquh) was placed on the route of Iraq's communication paths with Fars, Shabankareh, Kerman, Khorasan and Khuzestan, and was therefore put on the political and economic map of that time. Under these circumstances, a mint called Tavous was established in this city. According to the findings of this study, the coinage in this mint started in the early Ilkhanid period and continued until the early Safavid period. The coins in Tavous Mint were not made of mono metal, but rather forged with gold, silver and copper coins with labels such as "Tavous", "City of Tavous" and "Abarquh". The designs, inscriptions, and religious themes on both sides of the coins altered in accordance with the monetary system utilized in each dynasty. For this reason, it is not strange to see Shiite and Sunni themes as well as Persian, Arabic, Uighur and Chinese scripts on these coins.

    Keywords: Abarkouh (Abarquh), Tavous Mint, Tavous al-Haramin, Mongolian, Timurid coins