فهرست مطالب

روانشناسی سلامت - سال نهم شماره 33 (بهار 1399)
  • سال نهم شماره 33 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/31
  • تعداد عناوین: 10
|
  • حسن شفیعی*، شادی نصیری صفحات 7-22
    مقدمه

    هدف این پژوهش پیش بینی کیفیت زندگی بیماران دیابت نوع 2 بر اساس بهزیستی روان شناختی، سواد سلامت و خودکارآمدی بود.

    روش

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه بیماران دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان امام صادق (ع) شهر دلیجان در سال 1396 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش شامل 150 بیمار دیابتی نوع دو بود که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت زندگی، بهزیستی روان شناختی، سواد سلامت بزرگسالان ایرانی و خودکارآمدی در مدیریت دیابت استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد.

    یافته ها

    تحلیل داده ها نشان داد 59 درصد کیفیت زندگی بیماران دیابتی توسط متغیرهای بهزیستی روان شناختی (59/0=β،001/0p=)، سواد سلامت (40/0=β،001/0p=) و خودکارآمدی (34/0=β،001/0p=) قابل پیش بینی است.

    نتیجه گیری

    سواد سلامت، بهزیستی روان شناختی و خودکارآمدی در مدیریت دیابت نقش مهمی در افزایش کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 دارند و این یافته تلویحات مهمی در زمینه آموزش و ارتقای بهداشت روانی در بیماران دیابتی دارد.

    کلیدواژگان: سواد سلامت، کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی، خودکارآمدی، دیابت نوع دو
  • فاطمه دائمی، جعفر حسنی*، مهدی اکبری، شکوفه حاج صادقی، مهدی اکبرزاده صفحات 23-44
    مقدمه

    کیفیت زندگی نسبت به وضعیت سلامت یا بیماری جایگاه ویژه ای برای سیاست گذاران و متخصصان مراقبت های بهداشتی دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی مدل بسط یافته کیفیت زندگی وابسته به سلامت در بیماران عروق کرونری قلب بود.

    روش

    این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. از تمام بیماران عروق کرونری قلب مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران و کرج 650 نفر با روش در دسترس انتخاب و به پرسشنامه ادراک بیماری، پرسشنامه کیفیت زندگی، مقیاس خودمدیریتی، مقیاس بهزیستی هیجانی، پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف، پرسشنامه بهزیستی اجتماعی کیز و مقیاس کیفیت زندگی وابسته به سلامت در بیماران عروق کرونری پاسخ دادند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد مدل توسعه داده شده ویلسون از برازش مطلوبی برخوردار است؛ یعنی با افزوده شدن خودمدیریتی و بهزیستی روان شناختی، اجتماعی و هیجانی می توان این مدل را برای تبیین کیفیت زندگی پذیرفت. بااین حال نسبت به مدل اولیه شاخص های بهزیستی به علت چند هم خطی و روابط چندگانه بالا به عنوان یک سازه تحت عنوان بهزیستی جامع باید در نظر گرفته شود. همچنین خودمدیریتی می تواند تبیین کننده بهزیستی جامع باشد.

    نتیجه گیری

    خودمدیریتی و شاخص های مثبت نگر بهزیستی می تواند در فرایند شکل گیری کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در بیماران عروق کرونری نقش ویژه ای داشته باشد.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی، خودمدیریتی، بهزیستی، بیماری عروق کرونری قلب
  • فرشته پورمحسنی کلوری*، آیدا شجاعی، عیسی جعفری، مهری مولایی صفحات 45-60
    مقدمه

    سرطان خون یکی از شایع ترین سرطان ها است، شیوع بالایی داشته، پیامدهای روانی و اجتماعی زیادی برای بیمار به همراه دارد و عوامل مختلفی در شکل گیری و تشدید آن نقش دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه نیمرخ شخصیتی، تحمل ابهام و مقابله مذهبی بیماران مبتلا به سرطان خون و افراد سالم انجام گرفت.

    روش

    روش پژوهش، علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به سرطان خون بستری در بیمارستان های ولی عصر، شمس، شهریار و شهید قاضی شهر تبریز بودند؛ نمونه پژوهش شامل دو گروه 50 نفری از بیماران و همراهان آن ها بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند و به لحاظ سن، جنس، تاهل و سطح تحصیلات باهم همتا شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه نیو (مک کری و کاستا، 1985)، تحمل ابهام (مک لین، 1993) و مقیاس مقابله مذهبی (پارگامنت، 2000)، استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بین نیمرخ شخصیتی، تحمل ابهام و مقابله مذهبی بین افراد مبتلا به سرطان خون و افراد سالم تفاوت معنی داری وجود دارد، افراد مبتلا به سرطان خون در روان رنجور ی، تحمل ابهام پایین و مقابله مذهبی منفی نمرات بالاتری نسبت به افراد سالم کسب کردند و افراد سالم نیز در متغیرهای برون گرایی، گشودگی به تجربه، توافق پذیری، باوجدان بودن، مقابله مذهبی مثبت و تحمل ابهام بالا نمرات بالاتری نسبت به افراد مبتلا به سرطان خون داشتند (01/0<p).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گیری کرد که برخی ویژگی های شخصیتی و راهکارهای مقابله ای مذهبی سازگارانه و ناسازگارانه برخورد با بیماری می تواند بر علایم بیماری و مقابله موثر با آن تاثیر گذاشته و به متخصصان بالینی در تدوین مداخلات درمانی جهت درمان موثرتر به این بیماران کمک نماید.

    کلیدواژگان: تحمل ابهام، سرطان، مقابله مذهبی، نیمرخ شخصیتی
  • ماشاالله یزدی، مجید صفارنیا*، حسین زارع صفحات 61-78
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کیفیت زندگی ودرمان مبتنی بر تنظیم هیجان بر نشانگرهای زیستی (HbA1C و گلوکز خون) بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل بیماران مبتلابه دیابت نوع دو مراجعه کننده به بیمارستان ایرانی شهر دبی بود. 45 نفر از بیماران به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه های آموزش تحت درمان مبتنی برکیفیت زندگی و تنظیم هیجان قرار گرفتند. مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله و قندخون ناشتا بیماران قبل، بعد و سه ماه بعد از مداخله اندازه گیری شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر کیفیت زندگی و تنظیم هیجان بر نشانگرهای زیستی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو موثر است (01/0≤p). مقایسه میانگین های دو گروه آزمایش نشان داد که تفاوت معناداری بین اثربخشی آن ها بر روی HbA1C وجود ندارد (05/0<p)؛ اما تفاوت معناداری بین اثربخشی آن ها بر میزان گلوکز خون در مرحله پس آزمون وجود داشت (01/0≤p).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه، تاثیر درمان مبتنی برکیفیت زندگی و تنظیم هیجان را در کنترل میزان گلوکز خون و HbA1C بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 نشان داد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی برکیفیت زندگی، درمان مبتنی برتنظیم هیجان، هموگلوبین گلیکوزیله، گلوکزخون، دیابت نوع دو
  • سیده حکیمه موسوی، رضا باقریان، سرارودی*، فرحناز مسچی، جواد خلعتبری، بیوک تاجری صفحات 79-94
    مقدمه

    سواد سلامت بیماران سرطان پستان نقش مهمی در دسترسی به اقدامات تشخیصی و درمانی مناسب دارد. هدف این مطالعه بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان بود.

    روش

    در این مطالعه مقطعی و همبستگی 213 بیمار مبتلا به سرطان پستان بر اساس معیارهای ورود و خروج و بصورت پی درپی انتخاب شدند. سپس بیماران پرسشنامه های نسخه ایرانی سواد سلامت، کیفیت زندگی اختصاصی و تاب آوری را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL با روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد همه مولفه های سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی با تاب آوری رابطه معنادار داشتند. همچنین بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی رابطه معناداری وجود داشت. یافته ها نشان داد هرچه سواد سلامت در بیماران مبتلا به سرطان افزایش یابد، میزان تاب آوری در بیماران به طور معناداری افزایش می یابد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تاب آوری نقش میانجی بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان دارد؛ بنابراین در نظر گرفتن مدل ارتباطی این متغیرها در طراحی پروتکل های روان شناختی و ادغام آن ها با برنامه های درمانی بیماران سرطان پستان ضروری است.

    کلیدواژگان: سواد سلامت، تاب آوری، کیفیت زندگی اختصاصی، سرطان پستان
  • رضا شباهنگ*، فرزین باقری شیخانگفشه، مرضیه شهریاری سرحدی، عادله یوسفی سیاکوچه، وحید حاجی علیانی صفحات 95-112
    مقدمه

    بیماری های جسمانی همچون سرطان علاوه بر پیامدهای منفی می توانند پیامدهای مثبتی را نیز موجب گردند که تحت عنوان پیامدهای مثبت بیماری شناخته می شوند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه امیدواری و تمایلات رفتار جامعه پسند در سطوح مختلف پیامدهای مثبت بیماری سرطان صورت گرفت.

    روش

    در این مطالعه علی-مقایسه ای، جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مبتلا به سرطان بیمارستان های شهر رشت (ناحیه یک) در سال 1398 بودند که ازاین بین، 200 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. به منظور جمع آوری داده ها، از پرسشنامه چشم انداز امیدوارانه (سودرگرن و هایلند، 2000)، مقیاس امیدواری (اسنایدر و همکاران، 1991) و مقیاس تمایلات رفتاری جامعه پسند (بامستیگر و سیگل، 2019) در انتها، تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیری انجام گرفت.

    یافته ها

    گروه بیماران مبتلا به سرطان با سطوح بالا پیامد مثبت بیماری در مقایسه با گروه بیماران مبتلا به سرطان با سطوح پایین پیامد مثبت بیماری، نمرات بالاتری در امیدواری و تمایلات رفتار جامعه پسند کسب کردند.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش، گروه بیماران مبتلا به سرطان با سطوح بالا پیامد مثبت بیماری، امیدواری و تمایلات رفتار جامعه پسند بیشتری دارند. ازاین رو، ارایه مداخلاتی برای افزایش پیامدهای مثبت بیماری سرطان می توانند به افزایش امیدواری و تمایلات رفتار جامعه پسند منجر گردد.

    کلیدواژگان: پیامدهای مثبت بیماری، امیدواری، تمایلات رفتار جامعه پسند، بیماری سرطان
  • مهدی عبدالله زاده رافی، علی گل باف* صفحات 113-126
    مقدمه

    هدف این پژوهش تاثیر درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر پیروی از دستورات پزشک در بیماران دیابتی بود.

    روش

    روش این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه بیماران دیابتی عضو انجمن دیابت شهر مشهد در سال 1397 بود که از بین آن ها 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت همتا در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جای داده شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش درمان مبتنی بر ذهن آگاهی را طی 8 جلسه دریافت نمودند و گروه کنترل فقط از درمان رایج استفاده کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پیروی از دستورات پزشک (هیز و همکاران، 1994) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آماری کوواریانس تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که پیروی از دستورات پزشک بیماران شرکت کننده در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به صورت معناداری افزایش یافته بود (05/0 > P).

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت درمان مبتنی بر ذهن آگاهی باعث افزایش پیروی از دستورات پزشک بیماران دیابتی می شود.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر ذهن آگاهی، پیروی از دستورات پزشک، بیماران دیابتی
  • علی محمد رضایی، طیبه شریفی*، احمد غضنفری، الهام افلاکی، محمدجعفر بهره دار صفحات 127-144
    مقدمه

    لوپوس بیماری است که با ایجاد اضطراب در فرد باعث نگرانی و تنش در پاسخ به شرایط تهدیدکننده می گردد. این تغییر در ساختار خلقی افراد باعث ایجاد افسردگی و تغییر در کیفیت زندگی افراد می گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر شفقت برافسردگی، اضطراب، کیفیت زندگی بیماران مبتلا به لوپوس سیستمیک بود.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با یک گروه گواه می باشد.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به لوپوس سیستمیک تحت درمان در بیمارستان های شهر شیرازمی باشد (N=750), که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از میان جامعه آماری 80 نفر انتخاب و به صورت تصادفی به چهار گروه (یک گروه گواه 20 نفره و 3 گروه آزمایش 20 نفره) تقسیم شدند. ابزارهای بکاررفته در این پژوهش شامل مقیاس افسردگی بک، اضطرابزونگ (SAS) و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی بود.

    یافته ها

    داده های گرداوری شده با روش تحلیل کواریانس نشان داد که این درمان بر لوپوس سیستمیک در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنادار دارد (p<0.001).

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش حاکی از تاثیر روش‏های درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، درمان مبتنی بر شفقت (CFT) بر بهبود افسردگی، اضطراب و کیفیت زندگی آزمودنی‏های مورد مطالعه دارد. برای تبیین می توان چنین گفت که رویکرددرمانی مبتنی بر شفقت برای افراد دارای بیماری لوپوس سیستمیک تحت درمان مناسباست چرا که با زندگی روزمره ورفتارهای آن ها درطی روز همخوانی دارد.

    کلیدواژگان: لوپوس، شفقت درمانی، افسردگی، اضطراب، کیفیت زندگی
  • نگار عظیم زاده طهرانی*، محمدحسین بیاضی، محسن شاکری نسب صفحات 145-160
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین روش های مقابله اسلامی و احساس انسجام روانی با سازگاری با بیماری و تحمل درد در بیماران مبتلا به سرطان پستان بود.

    روش

    روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه بیماران زن مبتلا به سرطان پستان کلینیک آنکولوژی و رادیوتراپی رضا (ع) مشهد در سال 1397 تشکیل داده اند که تعداد 100 نفر از آنان به صورت نمونه هدفمند و بر اساس معیارهای ورود به پژوهش انتخاب گردیدند. ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش مقیاس راهبردهای مقابله اسلامی احتشام زاده (1388)، پرسشنامه انسجام روانی فلنسبرگ و همکاران (2006)، مقیاس سازگاری با سرطان واتسون (1988) و پرسشنامه تحمل درد مک گیل (2008) بود.

    یافته ها

    تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون و همبستگی پیرسون نشان داد بین روش های مقابله اسلامی با سازگاری با بیماری و تحمل درد در جهت مثبت ارتباط معنی دار وجود دارد؛ و در خرده مقیاس های آن ها، بعد رفتاری و بعد عاطفی با سازگاری با بیماری و تحمل درد در جهت مثبت ارتباط معنی دار وجود دارد؛ و تنها در بعد شناختی ارتباط معنی داری دیده نمی شود (01/0). همچنین بین احساس انسجام روانی، با سازگاری با بیماری و تحمل درد در جهت مثبت ارتباط معنی دار وجود دارد.

    نتیجه گیری

    به طورکلی می توان نتیجه گرفت که راهبردهای مقابله اسلامی و احساس انسجام روانی می توانند پیش بینی کننده سازگاری مناسب فرد با بیماری و تحمل درد گردد.

    کلیدواژگان: روش های مقابله اسلامی، احساس انسجام روانی، سازگاری با بیماری، تحمل درد، سرطان پستان
  • ساخت، اعتباریابی و رواسازی مقیاس سبک زندگی در زمان همه گیری ابتلا به ویروس کووید-19
    مهناز علی اکبری دهکردی، طیبه محتشمی*، معصومه تدریس تبریزی صفحات 161-177
    مقدمه

     با توجه به شرایط کنونی شیوع ابتلا به ویروس کرونا همه متخصصین و همه مردم می‌دانند که بهترین روش شکست آن، در خانه ماندن است. در همین راستا ماندن در خانه به سبک زندگی جدیدی نیاز دارد که اگر افراد نکات سبک زندگی جدید را رعایت نکنند، ممکن است باعث کاهش کیفیت زندگی آنان شود، بنابراین پژوهش حاضر با هدف ساخت، اعتباریابی و رواسازی مقیاس سبک زندگی در زمان همه‌گیری ابتلا به ویروس کرونا طراحی شد. 

    روش

     مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود و بر روی 350 نفر از ساکنین شهر تهران (200 زن و 150 مرد) از طریق فراخوان اینترنتی اجرا شد. داده‌ها با استفاده از آلفای کرونباخ و تحلیل عامل اکتشافی با استفاده از نرم‌افزار Spss-24 تجزیه‌وتحلیل شد. 

    یافته ‌ها

    نتایج نشان داد که نتایج تحلیل عاملی اکتشافی بیانگر وجود 2 عامل سبک زندگی سالم و سبک زندگی شاد بود که درمجموع 6/34 درصد واریانس کل را تبیین می‌کنند. همچنین ضریب پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ حاکی از پایایی مطلوب برای کل مقیاس (77/0 =α) و عوامل سبک زندگی سالم (73/0 =α) و سبک زندگی شاد (81/0 =α) بود. نمرات استاندارد محاسبه و دامنه نمرات عامل‌ها و کل پرسشنامه بر اساس نمرات استاندارد به سه دامنه ضعیف، متوسط و قوی تقسیم شد. 

    نتیجه ‌گیری

    پژوهش حاضر نشان داد که ابزار طراحی‌شده از کفایت لازم برخوردار است و می‌تواند در پژوهش‌های آینده مورد استفاده قرار گیردو این مقیاس برای سنجش این سازه در نمونه‌های ایرانی از پایایی و روایی کافی برخوردار است.

    کلیدواژگان: سبک زندگی، قرنطینه خانگی، ویروس کووید-19
|
  • Hassan Shafiei *, Shadi Nasiri Pages 7-22
    Objective

    The purpose of the present research was to prediction the quality of life in patients with type 2 diabetes based on psychological well-being, health literacy and self-efficacy.

    Method

    This study was a descriptive correlational study. The statistical population of this study consisted of all diabetic patients referring to diabetes clinic of Imam Sadegh Hospital in Delijan City in 1396. The research sample consisted of 150 patients with type 2 diabetes who were selected by random sampling method. The data for the research were collected through Quality of life Test (WHOQOL-BREF), Psychological well-being Test, Health Literacy for Iranian Adults & Diabetes Management Self-efficacy Scale. Pearson correlation and multiple regression analysis were used to analyze the data.

    Findings

    Data analysis showed that 59% of the quality of life of diabetic patients is predictable by psychological well-being (β = 0.59, p = 0.001), health literacy (β =0.42, p=0.001) and Self-efficacy (β=0.34, p= 0.001).

    Conclusion

    Health literacy, psychological well-being and self-efficacy in diabetes management play an important role in increasing the quality of life of patients with type 2 diabetes, and this finding has important implications for the education and promotion of mental health in diabetic patients.

    Keywords: Quality of Life_psychological well-being_Health Literacy_Self-efficacy_type 2 diabetes
  • Fatemeh Daemi, Jafar Hasani *, Mehdi Akbari, Shokoufeh Hajsadeghi, Mehdi Akbarzadeh Pages 23-44
    Objective

    Quality of life compared to health or illness has a special position for policymakers and health-care specialists. The goal of this study was to evaluate the expanded model of health-related quality of life in patients with coronary artery disease.

    Method

    This is a descriptive correlational study that is based on structural equation modeling. The statistical population includes all patients with coronary artery disease who referred to Tehran and Karaj medical centers and received a diagnosis by a specialist. 650 persons were selected by available sampling method and responded to Illness Perception Questionnaire, Quality of Life Questionnaire, Self-Care of Heart Failure Index, Emotional Well-being Scale, Psychological Well-being Questionnaire of Reef, Social Well-being Questionnaire of Keyesand Seattle Angina Questionnaire.

    Findings

    The results of this study showed that the developed model of Wilson has a good fit. That is, by adding self-management and psychological, social, and emotional well-being, this model can be adopted to explain the quality of life. However, compared to the original model of well-being indices, due to the multidimensionality and the multiple relationships, it should be considered as a comprehensive well-being construct. Self-management can also explain comprehensive well-being.

    Conclusion

    Self-management and positive indicators of well-being can have a special role in the process of health-related quality of life in patients with coronary artery disease.

    Keywords: Health-Related Quality of Life, Self-management, Well-being, Patients with Coronary Artery
  • Fereshteh Pourmohseni Koluri *, Aida Shojaee, Isa Jafari, Mehri Mowlaie Pages 45-60
    Objective

    Leukemia is one of the most common cancers, with high prevalence and has many psychological and social consequences for the patient and various factors contribute to its formation and exacerbation. The purpose of this study was to investigate and compare the personality profile, tolerance for ambiguity and religious coping in patients with leukemia and healthy people.

    Method

    The method of this study was casual-comparison. The statistical population included all patients with leukemia who were admitted to Valiasr, Shams, Shahriar and Shahid Ghazi hospitals in Tabriz. The sample consisted of two groups of 50 patients and their caregivers who were selected by available sampling method. In terms of age, sex and educational levels, they were matched together. Neo-PI (Mccrae and costa, 1985), tolerance for ambiguity (McLin, 1993) and religious coping (Pargament, 2000) scales were used to collect the data. Data were analyzed using multivariate analysis of variance (MANOVA).

    Findings

    The results of data analysis showed that there is a significant difference between personality profile, tolerance of ambiguity and religious coping among people with leukemia and healthy people.The results showed that patients with leukemia had higher scores than healthy people in neuroticism,lower tolerance for ambiguity, negativere ligious coping, and also healthy subjects in the variables of extraversion, openness to experience, agreeableness, conscientiousness, Positive religious coping scores and high tolerance for ambiguity were higher than those with leukemia (P<0/01).

    Conclusion

    According to the results of the present research, it can be concluded that some personality traits and adaptive and maladaptive religious copings can affect the symptoms of the disease and its effective coping and help clinicians to develop therapeutic interventions to helpt these patients more effectively

    Keywords: cancer, Personality Profile, Spiritual Coping, Tolerance for Ambiguity
  • Mashaallah Yazdi, Majid Saffarinia *, Hossein Zare Pages 61-78
    Introduction

    the aim of this study was to compare the efficacy of quality of life based therapy and emotion regulation therapy on biomarkers (HbA1C and blood glucose) in patients with type2 diabetes.

    Method

    the present study was a quasi-experimental study with pretest-posttest design and follow-up with control group. The study population consisted of patients with type 2 diabetes referred to Iranian hospital in Dubai. 45 patients were selected by convenience sampling and randomly assigned to two experimental and one control group. Training groups were treated based on quality of life and emotion regulation. Glycated hemoglobin and fasting blood glucose were measured before, after, and 6 months after the intervention.

    Findings

    the results showed that treatment based on the quality of life and emotion regulation was effective on biomarkers in patients with type2 diabetes (). Comparison of the means of the two experimental groups showed that there was no significant difference between their effectiveness on HbA1C (P>0.05), but there was a significant difference between their effects on blood glucose levels at the posttest stage (P≤0.01).

    Conclusion

    the results of this study showed the effect of quality of life therapy and emotion regulation on controlling blood glucose and HbA1C in patients with type2 diabetes.

    Keywords: Quality of life therapy, emotion regulation therapy, glycated hemoglobin, Blood Glucose, type2 diabetes
  • Seyyedeh Hakimeh Mousavi, Reza Bagherian Saraoudi *, Farahnaz Meschi, Javad Khalatbari, Bouk Tajeri Pages 79-94
    Objective

    The health literacy for breast cancer patients plays an important role in accessing adequate diagnostic and therapeutic measures. The aim of this study was to investigate the mediating role of resilience in the relationship between health literacy and specific quality of life among patients with breast cancer.

    Method

    In this cross-sectional study, 213 consecutive patients with breast cancer were selected based on the inclusive and exclusive criteria. Then, the pateints completed questionaires of Iranian version of health literacy, quality of life and resilience. Data were analysed using SPSS and LISREL software by path analysis model.

    Findings

    All components of health literacy and specific quality of life were significantly correlated with resilience. Also there was a significant association between health literacy and specific quality of life. The findings showed that as far as the health literacy is increased, the resilience scores significantly are also increased.

    Conclusion

    It seems that resilience plays the mediating role between health literacy and specific quality of life among pateints with breast cancer. Therefore, it is necessary to consider the relational model between these factors for developmemt of psychological protpcols and intagarating those protocols in therapeutic plans for bearst cancer pateints.

    Keywords: Health Literacy, Resilience, specific quality of life, breast cancer
  • Reza Shabahang *, Farzin Bagheri Sheykhangafshe, Marzieh Shahryari Sarhadi, Adeleh Yousefi Siahkoucheh, Vahid Hajialiani Pages 95-112
    Objective

    Physical illnesses such as cancer, in addition to negative consequences, can also have positive outcomes that are known as positive consequence of illness. The aim of this study was to compare hope and prosocial behavior intentions in different levels of positive consequences of cancer illness.

    Method

    In this causal-comparative study, the population of the study consisted of cancer patients in hospitals in Rasht city (District 1) in 2019, of which 200 patients were selected by convenience sampling. For collecting data, Silver Lining Questionnaire (Sodergren & Hyland, 2000), Hope Scale (Snyder et al., 1991), and Prosocial Behavioral Intention Scale (Baumsteiger & Siegel, 2019) were used. Finally, the data were analyzed by multiple analysis of variance method.

    Findings

    The group of cancer patients with high level of positive consequences of illness got higher scores in hope and prosocial behavior intentions in comparison to group of cancer patients with low level of positive consequences of illness.

    Conclusion

    According to the findings, the group of cancer patients with high level of positive consequences of illness have higher hope and intentions for prosocial behaviors. Hence, providing interventions to increase the positive consequences of cancer can lead to increased hope and prosocial behavior intentions.

    Keywords: Positive Consequences of Illness, Hope, Prosocial Behavior Intentions, Cancer Illness
  • Mehdi Abdollahzadeh Rafi, Ali Golbaf * Pages 113-126
    Objective

    The purpose of this study was to investigate The effectiveness of mindfulness-based therapy on adherence of doctor's directions of diabetic patients.

    Method

    The method of this research was a Quasi-experimental design with pretest-posttest design with control group. The population of the study included all diabetic patients, who were members of Diabetic Association in the city of Mashhad in 2018. Wich 30 of them were placed using purposive sampling method and were matching assigned to experimental group (n=15) and control group (n=15). Participants of the experimental group received 8-sessions of mindfulness-based therapy and the control group only used the common treatment. To collect the data adherence of doctor's directions questionnaires (Hayes & et al, 1994) were used. Data were analyzed using covariance method.

    Findings

    The results showed that adherence of doctor's directions of patients participating in the experimental group significantly increased compared to the control group (P<0/05).

    Conclusion

    Therefore, it can be concluded that mindfulness-based therapy increases the adherence of doctor's directions of diabetic patients.

    Keywords: Mindfulness-Based Therapy, Adherence of Doctor's Directions, Diabetic Patients
  • ALI MOHAMMAD Rezaei, Tayyebeh Sharifi *, Ahmad Ghazanfari, Elham Aflaki, MohammadJafar Bahre Dar Pages 127-144
    Objective

    Lupus is a disease that causes anxiety in a person with anxiety and tension in response to threatening conditions. This change in people's mood structure causes depression and changes in their quality of life. The purpose of this study was to evaluate the effectiveness of acceptance and commitment based therapy and compassion based therapy on depression, anxiety, quality of life in patients with systemic lupus.

    Method

    This is a quasi-experimental study with pre-test, post-test with a control grou. The statistical population of this study included all patients with systemic lupus treated in Shiraz hospitals (N = 750), who were randomly divided into four groups. The control group was divided into 20 and 3 experimental groups. The instruments used in this study included Beck Depression Scale, Zong Anxiety Scale (SAS), and the World Health Organization Quality of Life.

    Findings

    The results of Covariance analysis showed that this treatment had a significant effect on systemic lupus at post-test and follow-up stage.

    Conclusion

    The results showed the effect of Acceptance and Commitment Therapy (ACT), Compassion Based Therapy (CFT) on depression, anxiety and quality of life of the subjects.It can be argued that a compassionate approach is appropriate for people with systemic lupus disease because it is consistent with their daily lives and behaviors during the day.

    Keywords: Lupus, Compassion Therapy, Depression, Anxiety, Quality of Life
  • Negar Azimzadeh *, MohammadHosien Bayazi, Mohsen Shakerinasab Pages 145-160
    Objective

    The purpose of this study was to determine the relationship between Islamic coping strategies and mental cohesion with adjustment to illness and pain tolerance in patients with breast cancer.

    Method

    The method of this study was descriptive-correlational and the statistical population consisted of all female patients with breast cancer oncology and radiotherapy clinic in Mashhad in 1397, 100 of whom were purposively selected. The basis of inclusion criteria were selected. The instruments used in this study were the Islamic Coping Strategies Scale (Ehteshamzadeh (2009)), the Flensberg et al. (2006) Psychological Cohesion Questionnaire, the Watson Cancer Adjustment Scale (1988), and the McGill Pain Tolerance Questionnaire (2008).

    Findings

    Analysis of data from regression analysis and Pearson correlation showed that there is a significant positive relationship between Islamic coping strategies with disease adjustment and pain tolerance. And in their subscales, there is a significant relationship between behavioral and emotional dimensions with adjustment to illness and pain tolerance in a positive direction. And there is no significant relationship only in the cognitive dimension (0.01). There was also a significant relationship between feeling of psychological cohesion, coping with illness and pain tolerance in a positive direction.

    Conclusion

    In general, it can be concluded that Islamic coping strategies and feeling of psychological cohesion can predict a person's appropriate adaptation to illness and pain tolerance.

    Keywords: Islamic coping methods, psychological integrity, adaptation to disease, pain tolerance, breast cancer
  • Developing, validity and validated Lifestyle Scale During COVID-19 Disease Pandemic
    Mahnaz Aliakbari Dehkordi, Tayebe Mohtashami *, MASOMEH TadrisI Tabrizi Pages 161-177
    Objective

    considering the current coronavirus disease pandemic, all experts and people know that the best way to prevent it is to stay at home. In this regard, staying at home requires a new lifestyle, and if people do not follow the principals of this new lifestyle, it may reduce their life quality. Dealing with this issue, this study is to develop, validity and validated lifestyle scale during coronavirus disease pandemic.

    Method

    The present study was a descriptive-correlational study and a researcher-made questionnaire was administered to 350 (200 women & 150 Men) residents of Tehran through online recall. Data were analyzed using Cronbach's alpha and exploratory factor analysis using SPSS-24.

    Findings

    The results showed that based on reliability coefficient of the questionnaire and Cronbach's alpha, reliability of the whole scale (α = 0.77) and each of the factors healthy lifestyle (α = 0.73) and happy lifestyle (α = 0.81) were desirable. In addition, the results of exploratory factor analysis indicated the existence of two factors of healthy lifestyle and happy lifestyle, which explained of 34.6% of the total variance. The standard scores were calculated and the range of scores of the questionnaire factors and total score was divided into three domains: mild, moderate, and severe.

    Conclusion

    This study showed that the designed tool has the required adequacy and can be used in future research. This scale has acceptable reliability and validity to measure this construct in Iranian samples.

    Keywords: Lifestyle, home quarantine, COVID-19