فهرست مطالب

زن و فرهنگ - پیاپی 34 (زمستان 1396)
  • پیاپی 34 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • پروانه گلرد، الهه عسگری، مریم حسینی، عامر دهقان نجم آبادی* صفحات 7-20
    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش شبکه های اجتماعی زنان کارآفرین بر انگیزش شغلی با در نظر گرفتن نقش میانجی هوشیاری کارآفرینانه بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل 148 نفر از زنان کارآفرین منتخب صاحب کسب و کار در سیزدهمین همایش توسعه کارآفرینی زنان ایرانی می باشند و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 106 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردیدند. از لحاظ هدف، پژوهش از نوع کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها از نوع توصیفی-پیمایشی است. داده های لازم از طریق پرسشنامه های استاندارد جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزیی استفاده شد. نتایج پژوهش بیانگر نقش مثبت و معنادار شبکه های اجتماعی زنان کارآفرین بر هوشیاری کارآفرینانه و انگیزش شغلی آن ها می باشد. هم چنین نتیجه گرفته شد که شبکه های اجتماعی زنان کارآفرین نقش غیرمستقیم بر انگیزش شغلی از طریق متغیر میانجی هوشیاری کارآفرینانه دارد. با توجه به رابطه شبکه های اجتماعی زنان کارآفرین بر انگیزش شغلی، می توان بیان کرد که ارتباطات گسترده و موثر زنان از طریق شبکه های اجتماعی می تواند به انگیزه بالاتر و در نهایت عملکرد بهتر آنها در زمینه کسب وکار منجر شود.
    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی زنان کارآفرین، انگیزش شغلی، هوشیاری کارآفرینانه
  • محمد مهاجرانی*، غلامعلی افروز، علی اکبر ارجمندنیا، سوگند قاسم زاده صفحات 21-35

    هدف پژوهش حاضر مقایسه رضایت زناشویی و حمایت اجتماعی ادراک شده در مادران با و بدون ازدواج خویشاوندی دارای کودکان استثنایی و عادی بود. با توجه به موضوع و هدف پژوهش حاضر این مطالعه از نوع پس _رویدادی می باشد. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه مادران دانش آموزان پسر 6 تا 16 سال کم توان ذهنی، آسیب بینایی، آسیب شنوایی و عادی شهر تهران بود. شرکت کنندگان پژوهش حاضر شامل 251 نفر (126 زن با ازدواج خویشاونی / 125 زن بدون ازدواج خویشاوندی) می باشد که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش حاضر شامل فرم کوتاه مقیاس رضامندی زوجیت افروز (1389) و مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت (1998) بود. نتایج حاکی از این بود که بین زنان با ازدواج خویشاوندی و زنان بدون ازدواج خویشاوندی از لحاظ محل تولد، سن ازدواج، شیوه انتخاب همسر، حمایت اجتماعی ادراک شده و رضایت زناشویی تفاوت معنی دار وجود دارد (05/0≥p). با توجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر می رسد زن های دارای ازدواج خویشاوندی دارای کفویت فردی و اجتماعی بالاتری نسبت به زن های بدون ازدواج خویشاوندی هستند.

    کلیدواژگان: ازدواج خویشاوندی، رضایت زناشویی، حمایت اجتماعی ادراک شده، کودکان استثنایی
  • معصومه اسماعیلی، مینا آخوندی درزی*، سمیه کاظمیان صفحات 37-62

    پژوهش حاضر باهدف بررسی کیفی عوامل موثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق در زنان مطلقه انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش شامل آن دسته زنانی که بیشتر از 3 سال از طلاق آن ها گذشته و نمونه گیری به صورت هدفمند تا حد اشباع (15 زن مطلقه سازگار و 15 زن مطلقه ناسازگار) از جامعه مذکور بوده است. با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته اطلاعات مرتبط با افراد نمونه جمع آوری شدند و پس از تحلیل محتوای مصاحبه ها و کدگذاری نهایی آن ها 2 شاخص اصلی در هر گروه استخراج شدنذ: عوامل درونی و بیرونی موثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق، عوامل درونی و بیرونی موثر در ناسازگاری با شرایط پس از طلاق. نتایج نشان داد عوامل درونی تکیه بر توانایی های خود، واقف بودن بر ارزشمندی خود، داشتن روحیه تلاشگر و صبوری در رسیدن به اهداف، مثبت اندیشی، حل کردن گذشته نامطلوب و تمرکز برساختن حال و آینده مطلوب، انجام فعالیت های موردعلاقه، اعتقاد به وجود و حمایت موجود برتر، بی نیازی روانی و تلاش برای بهبود شرایط مالی و برخورداری از مهارت های زندگی و عوامل بیرونی حضور فرزند و رضایت از این حضور، استفاده خردمندانه از منابع حمایتی موجود و استفاده خردمندانه از منابع حمایتی سازمانی از عوامل موثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق در زنان مطلقه محسوب شدند.

    کلیدواژگان: سازگاری با شرایط پس از طلاق، زنان مطلقه، بررسی کیفی، طلاق
  • روح الله صیادی نژاد*، زهرا مرتضایی صفحات 63-80

    پژوهش حاضر با هدف بررسی دیدگاه های فمنیستی فریبا وفی و سحرخلیفه و بررسی سیمای زن در آثار این دو نویسنده انجام شده است. پرداختن به مسایل زنان و ترسیم چهره ای حقیقی از آنان در ادبیات در تمامی دوران تاریخی رواج داشته است، اما باظهور جریان انحصارگرای فمنیسم در قرن بیستم پرداختن به این مساله پررنگ تر از گذشته شد و نویسندگان بیشتری درونمایه ی آثارشان را به مساله ی زنان اختصاص دادند. «فریبا وفی» نویسنده ی ایرانی و «سحرخلیفه» نویسنده ی فلسطینی از جمله ادیبانی هستند که در رمان هایشان به بیان احساسات زنان و مسایل و مشکلات آنان پرداختند و اندیشه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خود را منعکس نمودند. این جستار بر آن است که به روش توصیفی-تحلیلی و با تاکید بر مکتب نقد فمنیستی انگلیسی-آمریکایی، وجوهی از سیمای زن را در رمان «پرنده ی من» نوشته ی فریبا وفی و رمان «لم نعد جواری لکم» نوشته ی سحرخلیفه بررسی نماید. یافته های این پژوهش نشان از آن دارد که این دو ادیب نگاهی خوش بینانه به زن داشته اند و چهره ای ناخوشایند از مردان ترسیم نموده اند، نتایج تحقیق بیانگر این است که زنان هر دو اثر، دیگر زنانی متواضع و مطیع نیستند؛ بلکه زنانی تابوشکن هستند که در مقابل سنت های جامعه ی مردسالار ایستادگی می کنند و حقوق طبیعی خویش را خواستارند.

    کلیدواژگان: فریبا وفی، سحرخلیفه، پرنده ی من، لم نعد جواری لکم
  • فاطمه سادات مرعشیان*، سحر صفرزاده صفحات 81-94

    هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه التزام عملی به اعتقادات اسلامی و جو عاطفی خانواده با بحران هویت در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز بود. نمونه پژوهش شامل 200 نفر از دانشجویان دختر بود که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های التزام عملی به اعتقادات اسلام (نویدی، 1376)، جو عاطفی خانواده (هیل برن، 1964) و  بحران هویت (احمدی، 1376) استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. برای  تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند گانه استفاده شد. نتایج نشان داد که بین التزام عملی به اعتقادات اسلامی و جو عاطفی خانواده با بحران هویت رابطه منفی معنی دار وجود داشته، همچنین تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین،  التزام عملی به اعتقادات اسلامی و جو عاطفی خانواده پیش بینی کننده مناسبی برای متغیر ملاک بحران هویت می باشند.

    کلیدواژگان: اعتقادات اسلامی، جو عاطفی خانواده، بحران هویت
  • شیدا صفوت صفائی*، سید فضل الله قدسی صفحات 95-110

    هدف پژوهش حاضر بررسی «مهر مادری» در  نظریات «سیمون دوبوار» (1949) است. در این تحقیق تلاش شده است با توجه به  نقش مهم و اساسی زنان در جامعه و با توجه به نقطه عطف مهم در چرخه زندگی آنان که همان مادر شدن و فرزند آوری است، به بررسی نظرات گوناگون درباره «غریزه مادری» پرداخته شود. «سیمون دوبوار» (1949)، مادر شدن را نوعی بردگی برای زنان به حساب می آورد و از آنها می خواهد برای پایان دادن به نظام پدر سالاری، از ازدواج کردن و خصوصا مادر شدن بپرهیزند. این در حالی است که بسیاری از صاحب نظران، مادر شدن را امتیازی برای زنان در نظر گرفتند که مردان هرگز قادر به دسترسی به آن نیستند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و با ابزار کتابخانه ای تهیه و تدوین شده است. نتایج تحقیق بر اساس بررسی اسناد و مدارک موجود نشان می دهد که گرچه به نظر می رسد امروزه زنان غربی تمایل چندانی برای حفظ زندگی مشترک و فرزندآوری ندارند اما در بین آنها بسیاری تلاش می نمایند مادری را با پیشرفت و آزادی آشتی دهند. آنها عقیده دارند با هماهنگ سازی شرایط شغلی در اجتماع با شرایط مادران باردار یا صاحب فرزند، می توان آنها را برای دستیابی به پیشرفت های علمی، تحصیلی، اقتصادی و سیاسی یاری داد.

    کلیدواژگان: فمینیسم، غریزه مادری، سیمون دو بوار
  • مریم موحدی*، شهناز خالقی پور، جلال وهابی همابادی صفحات 111-128
    این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی راهبردهای مدیریت فرایندی هیجان در تنظیم شناختی هیجان نوجوانان دختر مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای انجام شد. تعداد سه نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند از بین کلیه دختران نوجوان 18-14 سال مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای که در سال تحصیلی 95-94 در مدارس شهرستان نجف آباد مشغول به تحصیل بودند انتخاب شدند. پژوهش حاضردر چارچوب طرح های تجربی تک آزمودنی با استفاده از طرح خطوط پایه چندگانه ای پلکانی اجرا شد. در این روش پژوهشی بعد از موقعیت خط پایه، مداخله آغاز شد و طی هشت جلسه مداخله ی انفرادی، آموزش راهبرد های مدیریت فرایندی هیجان مبتنی بر مدل گراس به آزمودنی ها ارایه گردید و سه آزمودنی یک ماه بعد، طی سه ماه متوالی مورد پیگیری قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده پژوهش شاملپرسشنامه تنظیم شناختی گارنفسکی (2001) بود که همه آزمودنی ها 11 بار (4 بار خط پایه، 4 بار مداخله و 3 بار پیگیری) موردارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از شاخص های تغییرات روند، شیب، اندازه اثر و شاخص کوهن و تفسیر فراز و فرود استفاده شد. یافته ها نشان داد مداخله مورد نظر به آزمودنی ها موجب کاهش چشمگیر نمرات راهبردهای ناسازگار تنظیم شناختی و نیز افزایش راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان گردید به طوری که نمرات در طی هشت جلسه مداخله آموزشی، تغییرات قابل توجهی نسبت به نمرات خط پایه داشتند. بازبینی نمودارهای اثر بخشی و اندازه ضریب تاثیر نیز بیانگر اثر بخشی معنادارو قابل توجه شدت مداخله ی مورد نظر برای هر سه آزمودنی در متغیر های مورد بررسی بود؛ به عبارتی راهبردهای مدیریت فرایندی هیجان در تنظیم شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای موثر بود.
    کلیدواژگان: مدیریت فرایندی هیجان، تنظیم شناختی هیجان، اختلال نافرمانی مقابله ای، دختران
  • شیما نصری، کیوان کاکابرایی، محمد شریفی* صفحات 129-142
    هدف پژوهش حاضر، تعیین میزان اثربخشی درمان هیجان مدار بر بهزیستی ذهنی و سازگاری فردی اجتماعی زنان مطلقه تحت پوشش کمیته امداد شهرستان پاوه بود. از جامعه آماری تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد، و به طور تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. درمان هیجان مدار به شکل گروهی در  طی 9 جلسه ی 45 دقیقه ای بر گروه آزمایش انجام شد و افراد گروه کنترل، در لیست انتظار قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه سازگاری اجتماعی کالیفرنیا (1953) و مقیاس بهزیستی ذهنی داینر و همکاران (1999) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان هیجان مدار بر بهزیستی ذهنی و سازگاری فردی اجتماعی اثربخش است. به طوری که افزایش سازگاری فردی اجتماعی و بهزیستی ذهنی  در گروه آزمایش منجر شده است.
    کلیدواژگان: بهزیستی ذهنی، سازگاری فردی اجتماعی، درمان هیجان مدار، زنان مطلقه
|
  • Parvaneh Gelard, Elaheh Asgari, Maryam Hosseiny, Amer Dehghan Najmabadi * Pages 7-20
    The purpose of this study was to investigate the impact of social networks of female entrepreneurs on job motivation with the mediating role of entrepreneurial alertness. The statistical population of the study includes all the 148 female entrepreneur business owners at the Thirteenth Women Entrepreneurship Development Conference. 106 of the introduced women were selected as sample by using simple random sampling. The current research in the terms of purpose was an applied research and it was a descriptive-survey regarding the data collection. The essential data has been collected by questionnaire administering. The data analysis was conducted via the structural equation modeling (SEM). The results of the research indicated that the social networks of female entrepreneurs had a positive significant effect on entrepreneurial alertness and their job motivation. It was also concluded that social networks of female entrepreneurs had indirect effects on job motivation through the mediating variable of entrepreneurial alertness. Regarding the relationship of entrepreneurship women's social networks to their job motivation, women could improve their business performance and motivation through extended and effective communication in the social networks.
    Keywords: Social networks, Female Entrepreneurs, job motivation, Entrepreneurial Alertness
  • Mohammad Mohajerani *, Gholamali Afrooz, AliAkbar Arjmandnia, Sogand Ghasemzadeh Pages 21-35

    The aim of this study was comparing the rate of marital satisfaction and perceived social support in consanguine and non- consanguine marriage mothers of exceptional and normal children. The present study was an ex-post facto type. The study population consisted of all the boys between 6 and 16 years of exceptional and ordinary children mothers in Tehran. The study participants were 251 couples (126 with consanguine and 125 with non- consanguine marriage women) that were selected through purposive sampling method. The study instruments included: Afrooz (2010) Marital Satisfaction Scale (short form), Zimet (1998) Perceived Social Support Scale. Results showed that there was a significant difference between women with and women without consanguineous marriage with respect to place of birth, age of marriage, spouse selection styles, marital satisfaction and perceived social support (p≤0.05). According to the results of this study, it seemed that women with consanguine marriages had a higher individual and social similarities than non- consanguine marriage women.

    Keywords: marital satisfaction, perceived social support, Consanguineous marriages, exceptional Children
  • Masome Esmaeili, Mina Akhondidarzi *, Somayeh Kazemain Pages 37-62

    This qualitative study was conducted to investigate the factors affecting adjustment during post-divorce period. Statistical population of this study included those women who spent more than 3 years after divorce. Among them, purposive sampling was processed till the saturated conditions (15 adjusted women and 15 unadjusted women). The research implemented a semi-structured interview for gathering necessary information. After analyzing the content of interviews and final coding, two main indicators were extracted: internal and external factors affecting the adjustment with post-divorce conditions, and internal and external factors affecting incompatibility with post-divorce conditions. Result showed that internal factors included relying on self-ability, being aware of self-worth, hardiness and resilience, positive thinking, solving unfavorable past and focusing on favorable present and future making, doing favorite activities, believe in being and supporting a superior existence, mental wealth, efforts to improve the financial condition and having the life skills. External factors included presence and consent of the presence of child, wise use of available support resources and wise use of organizational support resources.

    Keywords: post-divorce adjustment, divorce, divorced women, Qualitative study
  • Rouhollahe Sayyadi Nejad *, Zahra Mortezae Pages 63-80

    Present research aim was to study feminism points of view of Fariba Vafi and Sahar Khalife and also to study the woman portrait in these two writers’ works. Focusing on women affairs and showing the reality of their faces in literature was generalized in all periods but by appearance of feminism monopolization in 20th century; paying attention to this affair achieved more importance and more writers allocated their writings to women affairs. Fariba Vafi the Iranian writer and Sahar Khalife, the Palestinian writer were those literary that mentioned women emotions and their problems in their novels and have reflexed their political, cultural and social thinking. The study reviewed the woman features in "My Bird" written by Fariba Vafi and "I'm Not Your Slave Anymore" written by Sahar Khalife via analytic-descriptive method and emphasizing on American- English feminism critic. Finding of this study showed that this two literary had optimistic look on women and unpleasant look on men. Findings represented that the women of two writings were not only humble but also abnormal women that insisted traditions confrontation of patriarchal society and demanded their natural rights.

    Keywords: Fariba Vafi, Sahar Khalife, “My Bird”, “I’m Not Your Slave Anymore”
  • Fatemeh Sadat Marashian *, Sahar Safarzadeh Pages 81-94

    The aim of the present study was to investigate the relations of adherence to Islamic beliefs and affective family climate with identity crisis among the female students of Ahvaz Islamic Azad University. The sample of research included 200 subjects who were selected based on stratified random sampling. For the measurement of the variables, Adherence to Islamic Beliefs (Navidi, 1998), Affective Family Climate (Hill Burn, 1964), Identity Crisis (Ahmadi, 1998) were used. The research was correlational and data analysis by simple correlation coefficient revealed that there were significant relations between adherence to Islamic beliefs and affective family climate with identity crisis of all the subject students. The results also revealed that among the predictive variables, adherence to Islamic beliefs and affective family climate were significant predictors of the criterion variables that was identity crisis.

    Keywords: adherence to Islamic beliefs, Affective family climate, Identity Crisis
  • Sheida Safvat Safai *, Seyed Fazlollah Ghodsi Pages 95-110

    The main purpose of the present research was to investigate «Simone de Beauvior’s» (1949) point of view on «maternal love». This study investigated the various ideologies on «maternal instinct» with regard to the important and principal role of women within the society during their lifetimes, which considered the childbirth and motherhood. «Simone de Beauvior» (1949) considered motherhood as a form of female slavery and asked them to avoid marriage and childbirth to end the patriarchal culture. This was whilst many philosophers considered motherhood a privilege, which coud not be achieved by men. The method used in this research was a descriptive-analytical, with the implementation of library tools. The findings based on the analysis of evidence and data indicated that despite a lack of enthusiasm shown by modern western women for married life and motherhood, there were many amongst them who tried to conjoin motherhood with progress and freedom. They believed that by creating a balance between the societies’ working condition and that of the pregnant women and mothers, they could be helped to attain scientific, educational, economical and political progress.

    Keywords: Feminism, maternal instinct, Simone de Beauvoir
  • Maryam Movahedi *, Shahnaz Khaleghipour, Jalal Vahabi Homabadi Pages 111-128
    The present paper aimed to determine the effectiveness of process management strategies excitement on the cognitive emotion regulation of adolescent girls with oppositional defiant disorder. Three subjects were selected bypurposeful sampling method among all 14-to-18-year-old adolescents with oppositional defiant disorder from schools in the city of Najaf Abad in academic year of 2015-2016. This study was implemented within the framework of a single subject experimental design using multi-tiered base lines design. In this research method, the intervention began after baseline position, in 8 single-subject intervention sessions, the training of process management strategies of excitement, based on Gross model, was presented to the subjects and the subjects were followed up after one month in three consecutive months. The used tools in this research were Garnefski’s (2001) Cognitive Emotion Regulation Questionnaire, in which the subjects were assessed 11 times (4 times for baseline, 4 times for intervention and 3 times for follow-up). Data analysis was done through process change indexes, slope, and size of the effect, the Cohen's index and the ups-and-downs interpretation. The findings of this study showed that the desired intervention significantly reduced the subjects' scores on cognitive emotion regulation strategies and increased the adaptive cognitive emotion regulation strategies so that scores during the eight-session educational intervention had significant changes as compared with baseline. Review of the size of influence coefficient and the effectiveness charts also indicated that there were remarkable and significant effectiveness of intervention intensity for all three subjects in all studied variables. That is, the process management strategies of the excitement on the cognitive emotion regulation of adolescent girls with oppositional defiant disorder are effective.
    Keywords: process emotion management, oppositional defiant disorder, cognitive emotion regulation, girls
  • Shima Nasri, Keywan Kakabraei, Mohammad Sharifi * Pages 129-142
    The aim of this study was to determine the effectiveness of emotions-oriented therapy on subjective well-being and socio-personal adjustment of divorced women member of Imam Khomeini Relief Foundation of Paveh. From the statistical population, 30 people were selected by convince sampling method and randomly divided into two experimental and control groups. Emotion-focused therapy was performed for 9 sessions of 45 minutes each on the experimental group and control subjects were placed on the waiting list. The research tools were California Social Adjustment (1953) and Life Satisfaction Scale (1985). Multivariate covariance analysis (MANCOVA) was used to analyze the data. The results showed that emotional therapy was effective on mental well-being and individual socio-personal adjustment. The exerted procedure led to increased satisfaction with life, individual adaptability and social adjustment in the experimental group.
    Keywords: Subjective well-being, individual, social adjustment, emotion-focused therapy, divorced women