فهرست مطالب

اقیانوس شناسی - سال دهم شماره 40 (پیاپی 51، زمستان 1398)
  • سال دهم شماره 40 (پیاپی 51، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/19
  • تعداد عناوین: 13
|
  • میلاد احمدی شلحه، آی ناز خدانظری*، سید مهدی حسینی صفحات 1-8

    روش شاخص کیفیت ماهی شانک مخطط نگهداری شده در یخچال انجام گردید و کارایی آن برای ارزیابی تازگی با روش های ارزیابی رنگ، میکروبی و فیزیکوشیمیایی مقایسه شد. روش شاخص کیفیت نشان داد که طول مدت ماندگاری ماهی شانک مخطط نگهداری شده در یخچال 9 روز بود. آنالیزهای فیزیکوشیمیایی (TVBN، pH، TBARS و FFA)، میکروبی (مزوفیل، سرمادوست و انتروباکتریاسه) و ارزیابی حسی در روز های 0، 3، 6، 9 و 12 نگهداری انجام شدند. تغییرات میزان TVBN، pH، TBARS و FFA در کل دوره نگهداری مشاهد شد. ارزیابی حسی تغییرات را به طور معنی دار نشان داد و همبستگی معنی دار  در ماهی شانک مخطط نگهداری شده در یخچال طی زمان نگهداری مشاهده شد که نشان دهنده کاهش کیفیت ماهی می باشد. روش شاخص کیفی یک ارتباط خطی با زمان نگهداری (23/7-خطی زمان نگهداری × 23/8= روش شاخص کیفیت، 988/0=R) نشان داد و زمان ماندگاری ماهی شانک مخطط می تواند با دقت ±3 روز تخمین زده شود. آنالیز رگرسیون با استفاده از محدوده قابل قبول برای باکتری های مزوفیل (log cfu/g 7) نشان داد که ماندگاری ماهی شانک مخطط نگهداری شده در یخچال 9 روز بود. آنالیزهای TVBN، pH، TBARS، میکروبی، رنگ سنجی و حسی همبستگی خیلی بالا با زمان نگهداری دارد و ممکن است به عنوان شاخص های مناسب برای ارزیابی طول مدت ماندگاری ماهی شانک مخطط نگهداری شده در یخچال بررسی شود.

    کلیدواژگان: Rhabdosargus sarba، روش شاخص کیفیت، یخچال
  • پروین صادقی*، امید کوهکن، آمنه مرادی صفحات 9-18

    هدف از مطالعه حاضر بررسی آسیب شناسی بافتی طحال به عنوان نشانگر زیستی برای ارزیابی سلامت ماهیان سنگسر معمولی (Pomadasys kaakan) و سرخو معمولی (Lutjanus johnii) در دریای عمان بود. در این تحقیق، 9 قطعه ماهی سنگسر معمولی  با میانگین طول کل 35/4 ± 5/35 سانتیمتر و میانگین وزن کل 5/58 ± 6/512 گرم و 9 قطعه ماهی سرخو معمولی با میانگین طول کل 41/3 ± 5/22  سانتیمتر و میانگین وزن کل 22 ± 6/205 گرم از ایستگاه های رمین، هفت تیر و کنارک با استفاده از تور گوشگیر صید گردید. به منظور مشاهده شدت ضایعات بافتی، بافت طحال ماهیان جدا و در محلول بوین تثبیت گردید. نمونه های بافت برای مطالعات بافت شناسی مطابق با روش استاندارد بافت شناسی، آبگیری، شفاف سازی و پارافینه شد و سپس با دستگاه میکروتوم از بافت ها مقاطع عرضی با ضخامت پنج میکرون تهیه گردید و پس از رنگ آمیزی به روش هماتوکسیلین-ایوزین، به وسیله میکروسکوپ نوری مجهز به دوربین عکاسی دیجیتال مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده در بافت طحال ضایعاتی از قبیل افزایش تجمع ملانوماکروفاژها، اتساع رگ خونی، واکویله شدن، نکروز، تراکم سلولها، اتساع پالپ سفید و پلاسماسل را نشان داد. کمترین ضایعات در بافت طحال ماهی سنگسر معمولی در ایستگاه رمین و در طحال ماهی سرخو معمولی در ایستگاه کنارک مشاهده شد. از سوی دیگر، بیشترین ضایعات در طحال هر دو گونه ماهی در ایستگاه هفت تیر ثبت گردید که دلیل آن می‎تواند بسته بودن محیط ایستگاه مذکور و نزدیکی با دو اسکله شهید کلانتری و شهیدبهشتی و تردد زیاد شناورها و ایجاد آلودگی ناشی از آن ها باشد.

    کلیدواژگان: هیستوپاتولوژی، بافت، رمین، کنارک، هفت تیر
  • آرش دلیلی اسکویی، رامین وفایی پورسرخابی*، احمد ملکی، حمید احمدی، تقی علی اکبری صفحات 19-28

    هدف از این تحقیق، به دست آوردن نیروی برش پایه و لنگر واژگونی جکت دریایی، در سه ارتفاع موج 20، 23و 28 سانتی متر،می باشد. در این راستا، مدل سازه ی جکت به ارتفاع 55/4 متر، ساخته شده و در فلوم آزمایشگاه ملی دریایی شهدای خلیج فارس (NIMALA)، به طول 402 متر و عمق ساکن آب 4 متر، در معرض امواج تصادفی دریا، تحت طیف جانسواپ قرار گرفت. بر مبنای نتایج به دست آمده، در تمام آزمایش ها شرایط آب عمیق حاکم است. با در نظر گرفتن موج موثر، بازای کاهش ارتفاع موج  از 28 به 23 سانتی متر،17/14 درصد،23 به 20سانتی متر،90/52درصد، 28 به 20سانتی متر، 57/74 درصد کاهش برش پایه  و بازای کاهش ارتفاع موج  از 28 به 23سانتی متر،79/33 درصد،23 به 20سانتی متر، 06/17 درصد، 28 به 20 سانتی متر، 63/56 درصد، کاهش لنگر واژگونی وجود دارد.

    کلیدواژگان: جکت، امواج تصادفی، ارتفاع موج، برش پایه، لنگر واژگونی
  • شیرین فرخانی*، ناصر حاجی زاده ذاکر صفحات 29-38

    در این مقاله با استفاده از مدل سازی عددی، اثرات تغییر اقلیم بر درجه حرارت سطح آب در خلیج فارس بررسی شده است. به منظور ارزیابی این اثرات، مدل سازی با استفاده از مدل عددی MIKE 3FM برای دو دوره در سال های (2000-1980) به عنوان اقلیم فعلی و (2080-2100) به عنوان اقلیم آینده، انجام شده و نتایج حاصل از آن ها مورد مقایسه قرار گرفته است. در مدل سازی های انجام شده از داده های سرعت باد، دمای هوا، درصد رطوبت نسبی، بارش و میزان پوشش ابر استفاده شده است. داده های مربوط به دوره کنترل سال های (1980-2000) از مدل ECM و داده های مربوط به دوره آینده (2080-2100) از پروژه CORDEX و برای سناریوی RCP 8.5 استخراج شده اند.  بر اساس نتایج حاصل از مدل سازی، میانگین درجه حرارت سطحی خلیج فارس در سال های 2100-2080 نسبت به میانگین دما در سال های 2000-1980، در تمامی فصل ها افزایش خواهد یافت. فصل های تابستان و بهار به ترتیب با 6/4 و 5/3 درجه سانتی گراد میانگین افزایش دما، بیشترین و کمترین تغییرات نسبت به سایر فصول را خواهند داشت. برای فصل های پاییز و زمستان نیز به طور میانگین 1/4 و 8/3 درجه سانتی گراد افزایش دما پیش بینی شده است. بر اساس نتایج حاصل از مدل سازی، میزان تغییرات درجه حرارت در نواحی کم عمق بیشتر از نواحی عمیق خواهد بود.

    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، خلیج فارس، درجه حرارت سطحی، کوردکس، مدل مایک
  • جواد صالحی* صفحات 39-44

    حفاظت و بهره برداری از منابع ژنتیکی مناطق دریایی خارج از صلاحیت ملی نیازمند ساختاری حقوقی است که به دلیل ناشناخته بودن در زمان تصویب کنوانسیون حقوق دریاها پیش بینی نشده است. کنوانسیون تنوع زیستی به منابع ژنتیکی دریایی در قلمرو سرزمینی دولت های عضو پرداخته است، در حالی که کنوانسیون حقوق دریاها برای بهره برداری از منابع ژنتیکی دریاهای آزاد و اعماق دریاها هیچ تصریحی ندارد. این نوشتار درصدد است تا نقش کنوانسیون تنوع زیستی و کنوانسیون حقوق دریاها در شکل گیری ساختار حقوقی آتی استخراج و بهره بردای از منابع ژنتیکی اعماق دریاها را بررسی تحلیلی نماید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند که شناسایی منابع ژنتیکی در کنوانسیون تنوع زیستی از یک طرف و شناسایی رژیم میراث مشترک بشریت در کنوانسیون حقوق دریاها از طرف دیگر می توانند الگویی مناسب برای پیش بینی ساختار حقوقی حفاظت از تنوع زیستی و بهره برداری از منابع ژنتیکی اعماق دریاها در قالب موافقت نامه اجرایی باشند.

    کلیدواژگان: منابع ژنتیکی دریایی، ناحیه، کنوانسیون تنوع زیستی، کنوانسیون حقوق دریاها، رژیم میراث مشترک بشریت، آزادی دریاهای آزاد
  • محمدحسین خانجانی*، غلامرضا قایدی صفحات 45-54

    درجه حرارت از عوامل مهم تاثیر گذار بر رشد و تولید مثل جانوران آبزی می باشد. در مطالعه حاضر تاثیر درجه حرارت بر شاخص های لقاح و پاسخ استرس جنین ماهی قزل آلای رنگین کمان مورد ارزیابی قرار گرفت. دو تیمار درجه حرارت شامل 5/14 و 2/17 درجه سانتی گراد در سه تکرار در نظر گرفته شد. تخم های ماهی قزل آلای رنگین کمان با وزن (91/1 ±30/81 میلی گرم) به تراکم 5000 عدد در هر سینی تراف ذخیره سازی و تا مرحله تخم گشایی تحت تاثیر درجه حرارت های مختلف قرار داده شدند. طبق نتایج بدست آمده مشخص گردید که مدت زمان چشم زدگی و تخم گشایی با افزایش دما، کوتاهتر شده و درصد تخم گشایی و لاروهای دارای شنای فعال نیز کاهش می یابد. بطوری‏که مقادیر 66/32% و 30% به ترتیب برای تخم گشایی و لاروهای دارای شنای فعال در تیمار درجه حرارت 2/17 درجه سانتی گراد بدست آمد که با تیمار دیگر اختلاف معنی داری نشان داد (05/0 >P). در پاسخ به استرس محیطی درجه حرارت در مراحل اولیه تخم تغییرات محسوسی مشاهده نگردید، اما استرس وارد شده به جنین های پرورش یافته در درجه حرارت های مختلف باعث تفاوت هایی در پاسخ کورتیزول به استرس در مرحله تخم گشایی شد که منجر به افزایش کورتیزول در مرحله تخم گشایی نسبت به مرحله چشم زدگی شد. هنگامی که ماهیان در دوره جنینی در معرض استرس باشند زمان تاخیری پاسخ کورتیزول به استرس بلافاصله بعد از تخم گشایی ایجاد نمی شود. در نهایت نتایج نشان داد که محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- بافت بین کلیوی در زمان تخم گشایی فعال می شود و به استرس های محیطی (از قبیل درجه حرارت) پاسخ می دهد.

    کلیدواژگان: شاخص های لقاح، کورتیزول، استرس، جنین، قزل آلای رنگین کمان
  • راضیه قیومی*، الهام ابراهیمی صفحات 55-63

    جنگل های حرا جز اکوسیستم هایی هستند که توزیع و ترجیحات اکولوژیکی آن ها اغلب مورد بررسی قرار نگرفته است و مدل سازی توزیع گونه ای برای این جنگل ها می تواند سبب بهبود و ارتقاء سطح مدیریت و حفاظت آن ها شود. این مطالعه در سال 1396 و با هدف معرفی پتانسیل رویشگاه مطلوب گونه Avicennia marina و مهمترین عوامل موثر بر پراکنش آن انجام گردید. در این مطالعه ابتدا لایه های 9 متغیر زیست شیمیایی از پایگاه داده Bio-Oracle استخراج گردید و همبستگی بین متغیرهای زیست شیمیایی برای گونه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سپس متغیرهای دارای همبستگی بالا از فرآیند مدل سازی حذف شد. درنهایت مدل سازی توزیع گونه ای جنگل های حرا با روش بیشینه آنتروپی در نرم ‏افزار MaxEnt انجام شد. نتایج نشان داد عموما مناسب ترین مناطق برای پراکنش جنگل های حرا در ایران، حاشیه ی شرقی خلیج فارس و اغلب مناطق حاشیه‏ای دریای عمان هستند. در این مدل‏سازی متغیرهای حداقل کلروفیل، میانگین کلروفیل، مجموع حداکثر کلروفیل و  pH به ترتیب به‏ عنوان مهم ترین پارامتر های زیست شیمیایی شناخته شده اند. یافته های پژوهش حاضر می تواند برای مدیریت بهتر مناطق ذکر شده با تاکید بر حفاظت تنوع زیستی گونه حرا استفاده گردد.

    کلیدواژگان: جنگل های مانگرو، Avicennia marina، داده های دریایی، مدلسازی، توزیع گونه ای
  • الهه اولاد*، حسن خالقی زواره، پرویز ایران نژاد، پروین غفاریان صفحات 65-74

    داده های سمت و سرعت باد سطح دریا با تفکیک بالای زمانی و مکانی، به منظور فهم و پیش بینی برهمکنش هوا-دریا مورد نیاز است. کمبود اندازه گیری میدانی بر روی خلیج فارس همواره مساله جدی در مطالعات هواشناسی در این ناحیه بوده است. هدف از این تحقیق مطالعه میدان باد میانگین و روند باد خلیج فارس است. بدین منظور، سه مجموعه داده باد سطح آب شامل: داده اندازه گیری بویه و سینوپ؛ داده بازتحلیل ERA-Interim؛ و داده ماهواره ای ترکیبی NCDC-BSW برای تحلیل بلندمدت میدان باد سطحی بر روی خلیج فارس مورد استفاده قرار گرفته است. بعد از مقایسه داده های مشاهداتی ایستگاهی با مقادیر تخمین زده شده توسط مدل بازتحلیل و همین طور داده ماهواره ای و ارزیابی صحت این داده ها میدان های باد با استفاده از داده های ماهواره ای و بازتحلیل به دست آمده اند و روند باد بلندمدت از سال 1988 تا 2010 به مدت 23 سال بررسی و تحلیل شده است. نتایج نشان از افزایش نسبی سرعت باد تخمین زده شده توسط مدل بازتحلیل و کاهش نسبی سرعت باد تخمین زده شده توسط داده ماهواره ای دارند. به طور کل می توان گفت به صورت نقطه ای داده ماهواره ای عملکرد بهتری داشته است و مقادیر سرعت باد ماهواره ای به واقعیت نزدیک تر بوده است. بررسی بلندمدت روند افزایش یا کاهش سرعت باد در ایستگاه های مختلف نشان از تاثیر شمال تابستانه و زمستانه بر روی بادهای بیشینه و کمینه برآورد شده و همین طور الگوی کلی میدان باد دارد. با توجه به این تاثیر، بیشینه بادها در فصل زمستان در نزدیکی بوشهر رخ می دهد در حالیکه بادهای بیشینه در فصل تابستان در عرض های پایین تر و نزدیک مرکز خلیج فارس رخ داده است.

    کلیدواژگان: میدان باد، داده بازتحلیل، داده ماهواره، بلندمدت، خلیج فارس، شمال
  • پریناز کاظمی، مهدی غلامعلی فرد*، مسعود مرادی صفحات 75-84

    دمای سطحی آب دریاها (SST) بعنوان یکی از شاخص های کلیدی گرمایش جهانی و تغییر اقلیم، تحت تاثیر عوامل متعدد محیطی در مقیاس زمان و مکان متغیر می باشد. در مطالعه ی حاضر، روند مکانی-زمانی تغییرات مقادیر سالانه SST بخش های مختلف دریای خزر در یک دوره ی آماری 36ساله (2017-1982) مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور، از داده های ماهواره ای سری درونیابی شده بهینه الگوریتم SST تصاویر NOAA OI.v2 به صورت ماهیانه استفاده شده است. برای تحلیل سری داده ها از تکنیک های آماری ضریب تشخیص R2، همبستگی خطی  r، حداقل مربعات معمولی (OLS)، شیب روند میانه (Theil-Sen) و آزمون ناپارامتریک Mann-Kendall بهره گرفته شد. نتایج نشان می دهد که تغییرات دمای سطحی آب در هر سه بخش مورد بررسی شامل خزر شمالی، میانی و جنوبی دارای روند افزایشی بوده و به ترتیب 0.4، 1.3 و 0.9 درجه سانتیگراد طی دوره زمانی مورد مطالعه محاسبه شد. تحلیل روند سری های زمانی با توجه به آماره Z-score و مقادیر  P-value (سطح 5 درصد) نشان داد که در بخش های مختلف دریای خزر، اختلاف معنی دار مکانی وجود دارد. تغییرات SST در خزر میانی به استثنای خلیج قره بغاز و کل خزر جنوبی دارای روند معنی دار بود ولی در خزر شمالی روند خاص و معنی-داری مشاهده نشد. در نتیجه ی این مطالعه با پایش بلندمدت دمای سطحی آب دریای خزر، امکان آشکارسازی روند در مقیاس منطقه ای و بررسی تغییرات مکانی آن با در نظر گرفتن رژیم های هیدرودینامیکی و هیدرومتیورولوژیکی فراهم گشته است.

    کلیدواژگان: دمای سطحی آب دریا، پایش ماهوارهای، تحلیل روند، آزمون Mann-Kendall، دریای خزر
  • داود شریعتمداری، سید مصطفی سیادت موسوی*، سیروس ارشادی صفحات 85-95

    مدل های هیدرودینامیکی عموما برای پیش بینی سطح آب و شدت جریانات مورد استفاده قرار می گیرند. اما به دلیل عدم قطعیت هایی نظیر دقت داده های ورودی یا معادلات حاکم، همواره نتایج خاص از این مدل ها دارای خطا هستند. روش همگون سازی داده یکی از موثرترین راه کارها برای جبران برخی از این خطاها و کنترل آن در مدل است. در این مقاله کارایی یکی از روش های پیشرفته همگون سازی به نام فیلتر گروهی کالمن جهت بهبود پیش بینی تراز سطح آب در محدوده ی خلیج فارس بررسی می شود. برای این منظور از نرم افزار هیدرودینامیکی Delft3D-FM  برای مدل سازی هیدرودینامیکی و ابزار متن باز Open DA برای اجرای فیلتر کالمن استفاده می شود. Open DA به نحوی توسعه داده می شود که یک مجموعه ای از فیلتر گروهی کالمن برای بهبود نیروهای مرزی به مدل هیدرودینامیکی یاد شده کوپل شود. آزمایشی برای بهبود برآورد نیروهای جزر و مد در حوضه ی خلیج فارس مورد بررسی قرار گرفت که طی آن، پارامترهای تعداد گروه، خطای ایستگاه مشاهداتی، خطای مرز باز و همچنین بهترین ایستگاه موجود مورد بحث و آزمایش قرار گرفت وبهینه ترین پارامتر ها به دست آمدند. نتایج نشان می دهد که همگون سازی داده ها با استفاده از فیلتر گروهی کالمن پیش بینی موثر و کارآمدی در ایستگاه های مشاهداتی دارد و می تواند نتایج مدل عددی را بهبود ببخشد.

    کلیدواژگان: همگون سازی، فیلتر گروهی کالمن، Open DA، Delft3D-FM، جزر و مد، خلیج فارس
  • عصمت سلیمی*، نسرین سخایی، محسن نوری نژاد، احمد سواری، صدرالدین قائم مقامی صفحات 97-112

    هدف از این مطالعه بررسی سلامت زیستی اکوسیستم جنگل حرای خلیج نایبند توسط شاخص تنوع شانون و تعیین عوامل محیطی موثر بر توزیع و پراکنش اجتماعات ماکروبنتوز این اکوسیستم است. نمونه برداری از 6 ترانسکت و 18 ایستگاه در منطقه بین جذرومدی انجام گرفت. برداشت از رسوبات جهت تعیین دانه بندی و بررسی موجودات توسط گرب ون وین با سطح مقطع 225 سانتیمترمربع، در چهار فصل (از بهار تا زمستان 95) انجام گرفت. عوامل فیزیکی شیمیایی شامل دما، شوری، اکسیژن محلول، پی اچ، فسفات کل، نیترات، کلروفیل a و کدروت ثبت شد. در طی این تحقیق در مجموع 60 تاکسا ماکروبنتوز از سه شاخه جانوری شناسایی گردید. دو گروه شکم پایان و دوکفه ای ها از شاخه نرم تنان به ترتیب با غالبیت گونه های Pirenella cingulata و Protapes gallus، 48% از جمعیت کل ماکروبنتوزها را تشکیل دادند. آنالیز واریانس دوطرفه نشان دهنده اختلاف معنی دار در فراوانی ماکروبنتوزها در بین فصول و در ترانسکت های مختلف است (P<0.05). حداکثر میانگین فراوانی کل ماکروبنتوز در منطقه نمونه برداری دو فصل زمستان و تابستان به ترتیب با فراوانی 56/5361 و 78/5584 عدد در مترمربع و حداقل میانگین فراوانی کل در فصل بهار با 56/1957 عدد در مترمربع مشاهده و ثبت گردید. فراوانی گونه های سخت پوستان و دوکفه ای ها متاثر از کدورت، شوری و مواد آلی کل است و توزیع و فراوانی شکم پایان با فسفات، ذرات سیلت و رس و کلروفیل a رابطه مستقیم و با ذرات ماسه و دما رابطه عکس دارد. همچنین دما فاکتور موثر و مستقیم بر فراوانی و حضور پرتاران نشان داده شد. محاسبه مقادیر به دست آمده از میزان شاخص تنوع شانون با روش ارایه شده توسط Welch نشان داد که منطقه مورد مطالعه از نظر سلامت در حد متوسط قرار دارد.

    کلیدواژگان: خلیج نایبند، جنگل حرا، ماکروبنتوز، CCA، فاکتورهای فیزیکوشیمیایی
  • محمد محمدبیگی کاسوائی، محمدحسین کاظمی نژاد*، عباس یگانه بختیاری صفحات 113-122

    در این مطالعه شبیه سازی عددی سه بعدی آبشستگی تحت اثر جریان یکطرفه در مجاورت پایه های استوانه ای با استفاده از نرم افزار اوپن فوم توسعه داده شد. بدین منظور، معادلات حاکم بر جریان سیال و رسوب به صورت دوفازه با رویکرد اویلر- اویلر بر فضای محاسباتی با روش حجم محدود گسسته سازی شده و با استفاده از حل گر SedFoam-2 حل شدند. مدل سازی تا زمان تعادل آبشستگی صورت گرفته و عمق آبشستگی در بالادست پایه با داده های آزمایشگاهی و روابط تجربی موجود مقایسه شد. در این میان اختلافی برابر با 8% بین نتایج مدل عددی و آزمایشگاهی دیده شد. خطوط جریان و بردارهای سرعت نیز برای مشاهده تغییرات میدان جریان در فرآیند آبشستگی مورد بررسی قرار گرفتند. شیب حفره آبشستگی در جهت طولی و عرضی جریان مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده شد که شیب حفره در طرفین پایه در جهت عرضی یکسان بوده در حالی که در جهت طولی، شیب حفره آبشستگی در بالادست در مقایسه با شیب حفره در پایین دست بیشتر است که در راستای نتایج آزمایشگاهی موجود در ادبیات فنی است.

    کلیدواژگان: اوپن فوم، معادلات رینولدز، مدل دوفازه، اندرکنش سیال- رسوب، اویلر- اویلر، انتقال رسوب
  • سامان آبسیه، کمال غانمی*، یدالله نیک پور صفحات 123-134

    تعیین مقدار کل فلزات رسوب می تواند به عنوان معیاری جهت ارزیابی آلودگی منطقه مورد استفاده قرار گیرد ولی به تنهایی نمی تواند پتانسیل تحرک پذیری، میزان سمیت و دسترس پذیری ترکیبات مختلف یک فلز را در رسوب نشان دهد. در این پژوهش از یک فرایند استخراج متوالی پنج مرحله ای جهت استخراج ترکیبات مختلف فلزات آهن، مس و سرب از رسوب استفاده شد. تعداد 18 نمونه از ایستگاه های مختلف خور موسی (خلیج فارس) شامل خورهای مجیدیه، غزاله، جعفری، موسی، مریموس و غنام جمع آوری گردید. پس از خشک کردن و یکنواخت کردن، یک گرم از رسوب با کمک معرف های گزینشی در دما و مدت زمان معینی استخراج شد. پس از هر بار استخراج، نمونه در معرض استخراج های بعدی قرار گرفت تا تمام پنج مرحله انجام پذیرد. میزان فلزات محلول های جدا شده توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که قسمت اعظم فلزات، در بخش اکسیدهای فلزی قابل احیا و باقیمانده، جای دارند. بیشترین مقدار ترکیب مس متصل به بخش قابل تبادل کاتیونی مربوط به خور مجیدیه (3/5%) و برای سرب مربوط به خور جعفری (6/19%) بود. لذا می توان گفت میزان تحرک پذیری یون های مس و سرب در خورهای مجیدیه و جعفری که تحت تاثیر فعالیت های صنعتی و شهری قرار دارند از بقیه نقاط بیشتر است. مقایسه ی میانگین پراکنش ترکیبات مس و سرب در رسوبات خور موسی با سایر نقاط جهان نشان داد که اگرچه الگوی توزیع ترکیبات فلزی کاملا مشابه است ولی غلظت جزء به جزء این ترکیبات در رسوبات خور موسی از اکثر نقاط مورد مقایسه کمتر است.

    کلیدواژگان: استخراج متوالی، ترکیبات فلزی، رسوبات سطحی، خور موسی