فهرست مطالب

  • سال بیست و دوم شماره 1 (پیاپی 73، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/21
  • تعداد عناوین: 15
|
  • کاظم کاظم نژاد، سید مسعود حسینی، احمد حیدری، ارازبردی قورچائی* صفحات 1-6
    زمینه و هدف

    کنترل درد پس از جراحی یکی از نگرانی های عمده پزشکان و بیماران است. یکی از روش های کاهش درد تزریق داروی بیحسی در محل برش جراحی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر موضعی داروهای کتامین و لیدوکایین بر کاهش درد پس از جراحی هرنی اینگوینال انجام شد.

    روش بررسی

    این کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 60 بیمار کاندید جراحی هرنی اینگوینال با بیهوشی عمومی انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفری شامل گروه کنترل (بدون داروی تزریقی)، گروه مداخله اول (تزریق زیر جلدی 0.5mg/kg کتامین در ناحیه بخیه محل جراحی) و گروه مداخله دوم (تزریق زیر جلدی 1mg/kg لیدوکایین در ناحیه بخیه محل جراحی) قرار گرفتند. سپس درد بعد از عمل در هر سه گروه با مقیاس بصری درد (VAS) مورد مقایسه قرار گرفت و علایم حیاتی ثبت گردید. بیماران با نمرات درد 3 و بیشتر، شیاف دیکلوفناک سدیم (100mg) و در صورت عدم پاسخ، پتیدین وریدی mg 30 (0.5mg/kg) دریافت نمودند. عوارضی مثل تهوع و استفراغ، گیجی، نیستاگموس و هالوسینیشن ثبت گردید.

    یافته ها

    کاهش درد در گروه مداخله اول و دوم در ساعات اول و دوم پس از عمل دیده شد که در مقایسه با گروه کنترل درد کمتری داشتند (P<0.05) ؛ اما بین دو گروه مداخله در ساعات اول و دوم پس از عمل جراحی تفاوتی دیده نشد.

    نتیجه گیری

      به نظر می رسد می توان برای کاهش درد در محل برش جراحی به جای لیدوکایین از تزریق کتامین استفاده کرد که تقریبا مشابه لیدوکایین اثر دارد.

    کلیدواژگان: درد، هرنی اینگوینال، بیهوشی، لیدوکایین، کتامین
  • سید حمیدرضا سیدمحمدی، پروین احتشام زاده*، فریبا حافظی، رضا پاشا، بهنام مکوندی صفحات 7-16
    زمینه و هدف

    اختلال کم توجهی - بیش فعالی (Attention Deficit / Hyperactivity Disorder: ADHD) اختلالی عصبی - تحولی است که معمولا به علت  نقص در کارکردهای اجرایی مغز به وجود آمده و باعث کم شدن میزان توجه و دقت و فزونکاری حرکتی و رفتارهای تکانشی در فرد می شود. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی در مقایسه با توانبخشی شناختی پس از دارو درمانی بر کارکردهای اجرایی مغز کودکان مبتلا به اختلال ADHD انجام شد.

    روش بررسی

    در این کارآزمایی بالینی 45 کودک مبتلا به اختلال ADHD به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره شامل یک گروه کنترل و دو گروه مداخله تحت نظر مرکز مشاوره آموزش و پرورش قرار گرفتند. گروه مداخله یک (توانبخشی شناختی) و گروه مداخله دو (توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی) 12 جلسه 45 دقیقه ای و هفته ای دوبار تحت مداخله درمانی موردنظر قرار گرفتند. برای گروه کنترل (تحت نظر مرکز مشاوره) در فاصله زمانی اجرای پژوهش، مداخله ای صورت نگرفت. پس از پایان آخرین جلسه مداخله درمانی، پس آزمون اجرا گردید. مرحله پیگیری 1.5 ماه پس از پایان آخرین جلسه مداخله انجام پذیرفت.

    یافته ها

    کارکردهای اجرایی مغز کودکان مبتلا به اختلال ADHD در گروه توانبخشی شناختی و گروه توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی داری نشان داد (P<0.05). کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال ADHD پس از پیگیری 1.5 ماهه در گروه توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی به طور معنی داری در مقایسه با گروه توانبخشی شناختی بیشتر بود (P<0.05).

    نتیجه گیری

    روش درمانی توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی در افزایش کارکردهای اجرایی مغز در میان کودکان دارای اختلال ADHD روشی موثرتر نسبت به درمان توانبخشی شناختی به تنهایی است.

    کلیدواژگان: اختلال کم توجهی - بیش فعالی، توانبخشی شناختی، دارودرمانی، کارکردهای اجرایی مغز
  • سجاد کریمی پور، شیلا نایبی فر*، محمود فاضل بخششی صفحات 17-26
    زمینه و هدف

    تمرینات ورزشی و تغذیه می توانند اثرات متفاوتی بر روی سطوح عامل نوروتروفیک مشتق از مغز (Brain Derived Neurotrophic Factor: BDNF) سرمی و فشارخون استراحتی افراد جوان غیرفعال بگذارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک دوره تمرینات تناوبی شدید و مصرف مکمل امگا-3 بر سطوح فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز سرمی و فشارخون استراحتی دانشجویان پسر غیر فعال انجام شد.

    روش بررسی

    در این کارآزمایی بالینی 32 نفر از دانشجویان پسر غیر ورزشکار با میانگین سنی 1.20±21.81 سال به صورت تصادفی در 4 گروه مساوی 8 نفری کنترل، مکمل، تمرین و تمرین + مکمل قرار گرفتند. گروه های مصرف کننده مکمل، روزانه 2000 میلی گرم امگا-3 به صورت کپسول رژیمی - غذایی دریافت کردند. گروه های تمرینی نیز تحت تمرینات تناوبی شدید (High-Intensity Interval Training: HIIT) به مدت 6 هفته قرار گرفتند. گروه تمرین+ مکمل نیز ترکیبی از همان برنامه تمرینی به همراه مصرف مکمل امگا-3 قرار گرفتند. مقادیر BDNF با روش الایزا به ترتیب 24 و 48 ساعت پیش از شروع پروتکل تمرینی و پس از آخرین جلسه تمرینی سنجیده شد. فشار خون استراحتی نیز در همین زمان ها و قبل از خونگیری بر طبق توصیه های انجمن قلب بریتانیا مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها

    مقادیر سرمی BDNF درون گروهی پس از 6 هفته، در گروه تمرین+ مکمل و گروه تمرین، در مقایسه با مقادیر پیش آزمون افزایش آماری معنی داری داشت (P<0.05). همچنین نتایج بین گروهی افزایش آماری معنی داری بین گروه تمرین+ مکمل نسبت به گروه های تمرین، مکمل و کنترل نشان داد (P<0.05). نتایج درون گروهی فشار خون سیستولی و فشار خون دیاستولی، در گروه های تمرین+ مکمل، تمرین و مکمل در مقایسه با مقادیر پیش آزمون کاهش معنی داری داشت (P<0.05)؛ اما نتایج بین گروهی کاهش معنی دار فشار خون سیستولی در گروه تمرین+ مکمل نسبت به گروه های مکمل و کنترل نشان داد (P<0.05).

    نتیجه گیری

    تمرین ورزشی تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل امگا-3 بهبود بیشتری در سطوح سرمی BDNF دانشجویان و کاهش فشارخون استراحتی پسر غیرفعال نسبت به اثر منفرد هر کدام بر جای گذاشت.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی شدید، مکمل امگا-3، عامل نوروتروفیک مشتق از مغز، فشارخون
  • میترا شیرآشیانی، غلامرضا روشندل، حمیرا خدام* صفحات 27-34
    زمینه و هدف

    پیشگیری از ایجاد لخته طی همودیالیز اثربخشی درمان را با باز نگه داشتن مسیر جریان خون افزایش می دهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر بولوس متناوب نرمال سالین بر کیفیت تشکیل لخته در محفظه وریدی و صافی همودیالیز انجام گردید.

    روش بررسی

    این مطالعه کارآزمایی بالینی روی 51 بیمار همودیالیزی در دو گروه مداخله (26 بیمار) و کنترل (25 بیمار) انجام شد. بیماران گروه کنترل تحت مراقبت معمول و گروه مداخله علاوه بر مراقبت معمول، طی 4 ساعت دیالیز در سه نوبت، هر بار 100 میلی لیتر محلول نرمال سالین را به صورت بولوس متناوب دریافت کردند. تمامی بیماران پس از گذشت سه جلسه متوالی همودیالیز (دور اول)، به منظور حذف اثر مداخله، به مدت سه جلسه (دوره پاکسازی) به شیوه معمول همودیالیزشدند. در دور دوم جای گروه مداخله و کنترل تعویض و هر گروه مطابق دور اول تحت همودیالیز قرار گرفت. در پایان هر جلسه، کیفیت تشکیل لخته در محفظه وریدی و صافی دیالیز ثبت و ارزیابی گردید.

    یافته ها

    در محفظه وریدی ست همودیالیز 74 درصد بیماران گروه مداخله لخته ای تشکیل نشد و در 58 درصد موارد گروه کنترل حاوی رینگ فیبروزه بود (P<0.05). بعد از مداخله صافی های دیالیز نیز در گروه مداخله در 68درصد موارد بدون لخته بودند. در حالی که صافی های گروه کنترل در 16درصد موارد بدون لخته بودند (P<0.05).

    نتیجه گیری

    استفاده متناوب از بولوس نرمال سالین در جریان همودیالیز می تواند احتمال ایجاد لخته را در محفظه وریدی و صافی کاهش دهد.

    کلیدواژگان: همودیالیز، تشکیل لخته خون، نرمال سالین
  • حمیدرضا ثامنی، افسانه طالبیان، عباسعلی وفایی، سام زربخش، زهرا یعقوبی، محمدرضا الداغی* صفحات 35-42
    زمینه و هدف

    آلزایمر شایع ترین شکل فراموشی در افراد مسن است. استرس اکسیداتیو یکی از عوامل پاتولوژیک مهم در بیماری آلزایمر است. این مطالعه به منظور تعیین اثر کروسین بر تغییرات بافتی هیپوکامپ و اختلال حافظه القا شده به وسیله اسکوپولامین در موش های صحرایی نر انجام گردید.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی نر به صورت تصادفی به 3 گروه 10 تایی کنترل، دریافت کننده اسکوپولامین و دریافت کننده اسکوپولامین همراه با کروسین تقسیم شدند. اسکوپولامین با دوز mg/kg/bw3 به مدت یک هفته و کروسین با دوز mg/kg/bw30 به مدت دو هفته به صورت داخل صفاقی تزریق گردید. پس از آن شاخصه های یادگیری و حافظه فضایی با استفاده از ماز آبی موریس ارزیابی گردید. سپس موش ها قربانی شده و بلافاصله هیپوکمپ آنها خارج و ارزیابی بافت شناسی انجام شد.

    یافته ها

    تزریق اسکوپولامین سبب افزایش معنی دار تعداد سلول های تیره در ناحیه CA1 هیپوکمپ نسبت به گروه کنترل گردید. (P<0.05). درمان با کروسین منجر به کاهش تعداد سلول های تیره و افزایش سلول های روشن در ناحیه CA1 هیپوکمپ گردید (P<0.05). همچنین درمان با کروسین اختلال حافظه القا شده به وسیله اسکوپولامین را در موش های صحرایی کاهش داد (P<0.05).

    نتیجه گیری

     به نظر می رسد درمان با کروسین می تواند اثر محافظتی در برابر آسیب نورونی ناحیه CA1 هیپوکمپ و اختلال حافظه القا شده توسط اسکوپولامین داشته باشد.

    کلیدواژگان: بیماری آلزایمر، اسکوپولامین هیدروبروماید، حافظه فضایی، کروسین، موش صحرایی
  • مرتضی سنگدوینی، ضیاء فلاح محمدی*، مرتضی اولادنبی صفحات 43-49
    زمینه و هدف

    هایپرتروفی عضلانی ناشی از فعالیت ورزشی از طریق افزایش مقدار سنتز پروتیین عضله که از مسیرهای سیگنالینگ مولکولی تنظیم می شود؛ اتفاق می افتد. راپامایسین در پستانداران (mTOR) یکی از مهم ترین عوامل اثرگذار بر هایپرتروفی عضلانی است که از طریق فسفوریلاسیون پروتیین ریبوزومی 70 کیلو دالتونی S6 کیناز (p70S6K) باعث افزایش سنتز پروتیین در عضله می شود. نتایج درباره اثر تمرین ترکیبی بر این عوامل متناقض است. این مطالعه به منظور تعیین اثر 8 هفته تمرین مقاومتی و ترکیبی مقاومتی-استقامتی بر پاسخ های phospho-mTOR و phospho-p70S6K در عضله اسکلتی موش صحرایی انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در سن 8 هفته به طور تصادفی در سه گروه 8 تایی تمرین مقاومتی، تمرین ترکیبی مقاومتی-استقامتی و کنترل در شرایط یکسان آزمایشگاهی قرار گرفتند. گروه مقاومتی 5 جلسه در هفته و 10 تکرار بالا رفتن از نردبان یک متری با وزنه ای آویزان بر دم را اجرا کردند. مقدار بار تمرینی هر موش صحرایی بین 80-30 درصد آزمون اضافه بار بیشینه بود که قبل از هر هفته اندازه گیری شد. گروه ترکیبی علاوه بر اجرای تمرین مقاومتی و بعد از 5 دقیقه استراحت، تمرین استقامتی که شامل دویدن روی تردمیل با افزایش تدریجی شدت و مدت دویدن در دوره تمرینی بود؛ اجرا کردند. به طوری که زمان و سرعت دویدن بر روی تردمیل به تدریج از 10 دقیقه و سرعت 9 متر در دقیقه در هفته اول به 60 دقیقه و سرعت 30 متر در دقیقه در هفته پایانی رسید. 24 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، عضله خم کننده طویل انگشتان (Flexor Hallucis Longus: FHL) حیوانات استخراج و سطح پروتیین های p-mTOR و p-p70S6K با استفاده از روش الایزا مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    سطح p-mTOR در هر دو گروه تمرینی نسبت به کنترل به طور معنی داری بیشتر بود (P<0.05) و تفاوت معنی داری بین گروه های تمرینی مشاهده نشد. با این حال میزان p-p70S6K فقط در گروه مقاومتی نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنی داری یافت (P<0.05)

    نتیجه گیری

     با توجه به این که در گروه ترکیبی در مقایسه با گروه مقاومتی، افزایش p-mTOR با افزایش p-p70S6K همراه نبود؛ می توان نتیجه گرفت که احتمالا تمرین ترکیبی باعث کاهش پاسخ های سیگنالینگ اهداف پایین دستی mTOR می شود.

    کلیدواژگان: تمرین ترکیبی، هایپرتروفی عضلانی، mTOR، p70S6K
  • مسلم دهمرده، جواد صادقی نژاد*، زهرا طوطیان، مژده صالح نیا صفحات 50-56
    زمینه و هدف

    اگزالی پلاتین درمان اصلی سرطان های کولورکتال بوده و با مهار تکثیر و نسخه برداری DNA ،سبب آپوپتوز و نکروز در سلول های سرطانی و رده سلول های با تکثیر بالا می شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر داروی شیمی درمانی اگزالی پلاتین بر پارامترهای اسپرم موالید 60 روزه در دوره پیرازایشی (قبل بارداری، بارداری و شیرواری) موش های سوری انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی تعداد 32 سر موش بالغ ماده نژاد NMRI به صورت تصادفی در 4 گروه 8 تایی تقسیم شدند. موش های گروه کنترل 0.2ml نرمال سالین را به صورت داخل صفاقی طی 21روز قبل بارداری، بارداری و شیرواری دریافت کردند. گروه های تجربی شامل گروه های قبل بارداری، بارداری و شیرواری داروی اگزالی پلاتین را به میزان 3 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 3 بار در هفته به صورت داخل صفاقی طی 21 روز به ترتیب قبل از جفت گیری، طی بارداری و بعد از زایمان دریافت کردند. در روز 60 بعد از تولد همه موالید در آزمایشگاه جنین شناسی آسان کشی شده و نمونه های اسپرم دریافت گردید. ارزیابی پارامترهای اسپرم شامل تعداد، تحرک، زنده مانی، بلوغ و کیفیت کروماتین انجام شد.

    یافته ها

    تعداد، تحرک و یکپارچگی DNA اسپرم در هر سه گروه تجربی، قبل بارداری، بارداری و شیرواری در مقایسه با گروه کنترل به طور چشمگیری کاهش آماری معنی داری یافت (P<0.05). علاوه بر این، درصد اسپرم های نابالغ و مرده در گروه های دریافت کننده اگزالی پلاتین به طور معنی داری افزایش یافت (P<0.05).

    نتیجه گیری

    استفاده از داروی اگزالی پلاتین منجر به القای اثرات نامطلوب بر روی کیفیت اسپرم در دوره پیرازایشی می شود. بیشترین تاثیر این دارو در دوره شیرواری بود. همچنین با افزایش فاصله زمانی تجویز داروی اگزالی پلاتین در موش های مادر تا بلوغ موالید نر، اثرات سوء ناشی از استفاده از این دارو بر کیفیت پارامترهای اسپرم کاهش می یابد.

    کلیدواژگان: اگزالی پلاتین، کیفیت اسپرم، دوره پیرازایشی، اسپرموگرام، موش سوری
  • امیر باقر ایلخانی، مریم طهرانی پور*، سعیده ظفر بالانژاد صفحات 57-64
    زمینه و هدف

    ناباروری، ناتوانی جنسی فعال است. عوامل مردانه مسوول 50 درصد از موارد ناباروری است. اختلال در عملکرد اسپرم و آسیب در اسپرماتوژنز از شایع ترین علل ناباروری مردان است. دیازپام نیز دارویی مسکن و خواب آور از گروه بنزودیازپین ها است که مصرف طولانی مدت آن می تواند اعتیادآور باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر داروی دیازپام بر پارامترهای بافتی بیضه و اسپرماتوژنز موش های صحرایی انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن تقریبی 200-250gr انتخاب و به طور تصادفی به پنج گروه شش تایی تقسیم شدند. دوزهای 2، 3، 4 و 5 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن دیازپام به مدت 14 روز به گروه ها به صورت داخل صفاقی تزریق گردید. به گروه کنترل سرم فیزیولوژی تزریق شد. سپس موش ها بیهوش و بیضه، دفران و اپیدیدیم خارج و برای بررسی بیضه، تحرک اسپرم و درصد اسپرم زنده مورد مطالعه قرار گرفتند.

    یافته ها

    وزن، قطر بزرگ و کوچک بیضه، درصد اسپرم های زنده و تعداد اسپرم با تحرک رو به جلو در مقایسه گروه کنترل با گروه های تزریقی در دوز 3mg/kg/bw در تمامی فاکتورها غیر از تعداد اسپرم با تحرک رو به جلو، کاهش نشان دادند. در سایر گروه ها تنها وزن بیضه در دوز 2mg/kg/bw کاهش آماری معنی داری داشت (P<0.05).

    نتیجه گیری

    داروی دیازپام می تواند بر روند اسپرماتوژنز تاثیر کاهشی داشته باشد.

    کلیدواژگان: دیازپام، اسپرماتوژنز، باروری، موش صحرایی
  • مهری اصفهانی، سید مجتبی عقیلی* صفحات 65-70
    زمینه و هدف

    افسردگی از شایع ترین تشخیص های روانپزشکی است که با روند رو به رشد و شیوع آن، مشکلی اساسی برای بهداشت روان ایجاد کرده است. احتمال ابتلا زنان به افسردگی در زنان بیش از مردان است. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی برکاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی دانشجویان دختر انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه شبه تجربی روی 26 دانشجوی دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان انجام شد. دانشجویان به روش نمونه گیری در دسترس و به صورت غیرتصادفی در دو گروه 13 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله به صورت گروهی طی مدت دو ماه (8 جلسه 2 ساعته و هفته ای یک جلسه) با روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (Mindfulness-Based Cognitive Therapy) آموزش دیدند. آزمودنی های دو گروه پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHO-QOL-BREF) را در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند.

    یافته ها

    در گروه مداخله میانگین و انحراف معیار نمرات پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه افسردگی بک به ترتیب 6.96±20.23 و 4.97±13.38 تعیین شد که کاهش آماری معنی دار مشاهده شد (P<0.05). در گروه مداخله میانگین و انحراف معیار نمرات کلی پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی به ترتیب 13.39±66.77 و 10.61±86.84 تعیین شد (P<0.05). همچنین میانگین شاخص های کیفیت زندگی پس آزمون در تمامی زیربخش ها نسبت به پیش آزمون در گروه مداخله افزایش آماری معنی داری یافت (P<0.05).

    نتیجه گیری

     روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، کیفیت زندگی دانشجویان دختر را افزایش داده و سبب کاهش افسردگی می گردد.

    کلیدواژگان: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، کیفیت زندگی، افسردگی، زن، دانشجو
  • سیامک رجائی، محمدحسین تازیکی*، ناصر بهنام پور، رضا شاهسونی، سید شفیع شفیع پور صفحات 71-76
    زمینه و هدف

    با توجه به شیوع بالای سرطان معده، توجه به علایم بالینی می تواند به کشف سریع تر این بیماری کمک نماید. این مطالعه به منظور تعیین یافته های اپیدمیولوژیکی سرطان معده در استان گلستان انجام گردید.

    روش بررسی

    این مطالعه کوهورت گذشته نگر روی 131 بیمار (102 مرد و 29 زن) مبتلا به سرطان معده (از نوع آدنوکارسینوما) تشخیص داده شده بین سال های 1386 لغایت 1388 انجام شد. اطلاعات مورد نیاز شامل سن، جنس، شغل، محل سکونت، تحصیلات، قومیت، ملیت، علامت اولیه، نوع درمان، عادات غذایی و طول عمر آنان با استفاده از اطلاعات موجود در پرونده و مصاحبه حضوری و تلفنی تکمیل گردید. پس از وارد کردن اطلاعات برای میزان بقاء از روش کاپلان مایر استفاده شد و میزان بقاء یک ساله، سه ساله و پنج ساله صرف نظر از نوع پاتولوژی و شیوه درمان تعیین گردید.

    یافته ها

     38 بیمار (29.5%) سابقه فامیلی سرطان داشتند که از این میان 25 بیمار سابقه فامیلی سرطان معده داشتند. اولین علامت بیماران در 31.3% موارد درد شکم بود. زمان بروز اولین علامت تا تشخیص بیماری بین یک ماه تا 144 ماه طول کشیده بود. اولین اقدام درمانی برای 48 بیمار (37.4%) جراحی و برای 37 بیمار (28.2%) شیمی درمانی و رادیوتراپی بود. احتمال بقاء یک ساله، سه ساله و پنج ساله به ترتیب 37.4% ، 13% و 6.1% تعیین گردید. میزان بقاء با نوع درمان ارتباط آماری معنی داری نشان داد (P<0.05). به طوری که بیماران تحت عمل جراحی، طول عمر بالاتری داشتند.

    نتیجه گیری

     نتایج این مطالعه نشان داد که میزان بقاء در بیماران مبتلا به سرطان معده که تحت عمل جراحی قرار گرفتند؛ بیشتر بود.

    کلیدواژگان: سرطان معده، اپیدمیولوژی، بقاء
  • سعید امیرخانلو*، پرنیان اقبالیان، انا راشدی، غلامرضا روشندل صفحات 77-81
    زمینه و هدف

    معمولا کیست های اکتسابی کلیه در بیمارانی که تحت همودیالیز طولانی مدت قرار می گیرند؛ مشاهده می شود. رشد پیشرونده این کیست ها در بیماران بدون علامت هم دیده شده که می توانند سبب بروز عوارضی همچون خونریزی های رتروپریتونیال، اریتروسیتوز، عفونت کیست ها و رنال سل کارسینوما با متاستازهای دوردست شوند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی کیست های اکتسابی کلیه و عوامل مرتبط با آن در بیماران همودیالیزی شهر گرگان انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی - تحلیلی به روش سرشماری روی 123 بیمار (63 مرد و 60 زن) با میانگین سنی 13.23±55.89 سال همودیالیزی بخش دیالیز در شهر گرگان طی سال های 1395 لغایت 1396 انجام شد. افراد مبتلا به کلیه پلی کیستیک اتوزومال، کلیه اسفنجی مدولاری و کلیه کیستیک مدولاری وارد مطالعه نشدند. بررسی کیست های کلیه با استفاده از روش سونوگرافی انجام شد.

    یافته ها

     از کل افراد مورد مطالعه، 55 نفر (44.7%) دارای کیست کلیه بودند. در 43 بیمار (51.8%) غیرمبتلا به دیابت و 12 بیمار (30%) مبتلا به دیابت کیست کلیه دیده شد (P<0.05). میانگین سابقه همودیالیز در بیماران دارای کیست کلیه 22.75±29.09 ماه و در بیماران فاقد کیست 14.75±11.22 ماه تعیین شد (P<0.05). در 44 بیمار با سابقه دیالیز 3 بار در هفته و 11 بیمار با سابقه دیالیز 2بار در هفته، کیست کلیه دیده شد و بین ابتلا به کیست کلیه و تعداد بیشتر دفعات دیالیز در هفته ارتباط آماری معنی داری مشاهده شد (P<0.05). میانگین کفایت دیالیز در بیماران دارای کیست کلیه 0.19±1.40 KT/V و در بیماران بدون کیست کلیه 0.22±1.32 KT/V تعیین شد و بالاتر بودن میزان کفایت دیالیز با فراوانی بیشتر کیست کلیه از نظر آماری معنی دار بود (P<0.05).

    نتیجه گیری

     کیست های کلیه در بیماران با سابقه بیشتر همودیالیز، تعداد بیشتر دفعات دیالیز در هفته، بالاتر بودن کفایت دیالیز و نیز در بیماران با عدم ابتلا به دیابت، شیوع بالاتری نشان داد.

    کلیدواژگان: همودیالیز، کیست کلیه، نارسایی مزمن کلیه، کفایت دیالیز
  • سکینه صفرنژاد، امین طالبی بزمین آبادی* صفحات 82-87
    زمینه و هدف

    اگرچه افراد هلیکوباکترپیلوری مثبت در معرض ابتلا به گاستریت آتروفیک نیستند؛ اما شواهد موجود اندک هستند. عفونت هلیکوباکترپیلوری جز پیچیده ترین مواردی است که تاکنون به لحاظ میکروبیولوژیک و بالینی بشر با آن روبرو شده است. با توجه درصد بالای ابتلای مردم دنیا به این باکتری، یافتن عوامل ویرولانس باکتریایی به عنوان شناساگر بیماری های گوارشی شدید نظیر سرطان معده نیز یکی از اولویت های تحقیقاتی روز دنیا است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی ژن های cagA و babA در ایزوله های هلیکوباکترپیلوری کلونیزه در بیماران مبتلا به گاستریت آتروفیک انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 100 بیمار مبتلا به ناخوشی های گوارشی مراجعه کننده به بخش آندوسکوپی بیمارستان مهراد و لبافی نژاد تهران در سال 1397 انجام شد. تایید بیماران به عنوان گاستریت آتروفیک و نیز جداسازی باکتری به روش کشت و PCR بر اساس پروتکل های معتبر صورت پذیرفت.

    یافته ها

    از تعداد 100 بیمار مورد مطالعه، نتیجه کشت باکتری برای 23 بیمار مثبت بود و از این میان 10 بیمار (43 درصد) دارای گاستریک آتروفیک، 6 بیمار (26 درصد) گاستریک حاد و 7 بیمار (31 درصد) زخم معده داشتند. در کل فراوانی ژن cagA در بین نمونه های کشت مثبت بررسی حاضر به میزان 52 درصد تعیین گردید. این میزان برای ژن babA به میزان 34درصد به دست آمد. بین حضور ژن cagA و بیماری گاستریت آتروفیک ارتباط آماری معنی دار یافت شد (P<0.05). حضور ژن babA با این که در گروه گاستریت آتروفیک معنی دار بود؛ ولی برای گروه های دارای گاستریت حاد و زخم معده قابلیت بالایی در شناسایی و تمیز بیماری نداشت.

    نتیجه گیری

     گونه های هلیکوباکترپیلوری حامل ژن cagA در بیماران مبتلا به گاستریت آتروفیک با فراوانی بالایی قابل جداسازی هستند.

    کلیدواژگان: هلیکوباکترپیلوری، babA، cagA، گاستریت آتروفیک، سرطان معده
  • فرزانه مریمی، زهره مریمی، ایمان الله بیگدلی*، محمود نجفی، مهدیه کیانی صفحات 88-94
    زمینه و هدف

    افسردگی پس از زایمان افزون بر سلامت مادر، بر رشد و تکامل روانی نوزاد اثر منفی و نامطلوب دارد. همچنین الگوها و صفات شخصیتی فرد نیز می تواند با افسردگی پس از زایمان ارتباط داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین نقش حمایت اجتماعی و صفات شخصیتی در بروز افسردگی پس از زایمان انجام گردید.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 200 مادر مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی به روش نمونه گیری در دسترس در فاصله 6 هفته تا 6 ماه پس از زایمان انجام گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات فردی، پرسشنامه افسردگی Edinburgh (سال 1987)، پرسشنامه شخصیتی NEO-FFI (سال 1985) و پرسشنامه حمایت اجتماعی Phillips (سال 1977) گردآوری و مورد مقایسه قرار گرفت.

    یافته ها

    تعداد 49 نفر (24.5%) از مادران دارای افسردگی پس از زایمان بودند. روان رنجوری بیشترین رابطه را با افسردگی پس از زایمان نشان داد. ضریب همبستگی این متغیر با افسردگی پس از زایمان 52 درصد بود و این متغیر به تنهایی 27 درصد از واریانس افسردگی پس از زایمان را پیش بینی نمود. بین افسردگی پس از زایمان و حمایت اجتماعی ارتباط آماری منفی و معنی دار (r=-0.027, P<0.01) و بین افسردگی پس از زایمان و روان رنجور خویی ارتباط آماری مثبت و معنی داری وجود داشت (r=0.52, P<0.01) .

    نتیجه گیری

     این مطالعه نشان داد که ویژگی های شخصیتی و حمایت اجتماعی دو عامل مهم در رابطه با افسردگی پس از زایمان هستند.

    کلیدواژگان: افسردگی پس از زایمان، صفات شخصیتی، حمایت اجتماعی
  • معصومه جوهری، فاطمه پاچناری، محمدرضا امین*، نیما شیخداودی صفحات 95-100
    زمینه و هدف

    سینوس ماگزیلاری با گذشت زمان و طی پنوماتیزاسیون، گسترش جانبی و تحتانی می یابد و ممکن است لامینادورای دندان های مولر و یا پره مولر بخشی از کف سینوس گردد. آگاهی از ارتباط این ساختار آناتومیک با دندان ها برای پیشگیری از مواردی مانند پرفوراسیون ایاتروژنیک کف سینوس دارای اهمیت است. محدودیت های کلیشه های رادیوگرافی منجر به کاربرد تصاویر CBCT (Cone-Beam Computed Tomography) برای ارزیابی این ارتباط شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی ارتباط عمودی و افقی بین ریشه های دندان های مولر فک فوقانی و کف سینوس ماگزیلاری در تصاویر CBCT انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 95 نمونه به شیوه تصادفی ساده از تصاویر CBCT موجود در بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی تبریز انجام شد. میانگین سنی بیماران 32.5 سال بود. تصاویر توسط دستگاه VGi cone beam Newtom تهیه و با نرم افزار NNT Viewer Version 2.17 بازسازی شدند و ارتباط عمودی و افقی بین ریشه 139 عدد مولر اول و ریشه 126 عدد مولر دوم فک فوقانی و کف سینوس ماگزیلاری ارزیابی گردید.

    یافته ها

    در هر دو دندان تیپ 2 ارتباط عمودی (دیواره تحتانی سینوس پایین تر از سطح خط واصل اپکس ریشه های باکال و پالاتال ولی بدون نفوذ اپکس در دیواره تحتانی سینوس ماگزیلاری) و تیپ 2 افقی (تورفتگی آلویولار دیواره تحتانی سینوس بین ریشه های باکال و پالاتال) بیشترین فراوانی را نشان دادند. بین نوع دندان و نوع ارتباط با کف سینوس نیز ارتباط معنی دار وجود داشت (P<0.05).

    نتیجه گیری

     اکثر ریشه مولرهای فک فوقانی در رابطه عمودی، در تماس با کف سینوس (بدون نفوذ) بوده و در بعد افقی، کف سینوس بین ریشه های پالاتالی و باکالی پیشروی کرده است. این نتیجه لزوم پیش بینی درگیری کف سینوس را در اقدامات درمانی در ناحیه مولرهای فک فوقانی نشان می دهد.

    کلیدواژگان: دندان های خلفی ماگزیلاری، کف سینوس ماگزیلاری CBCT
  • سعید کوکلی*، فرزاد عموزاده عمرانی صفحات 101-105

    شکستگی گردن ران کودکان نادر و کمتر از یک درصد‏ کل شکستگی های آنان را شامل می شود. به خاطر پریوست قوی و جنس استخوان سخت با ترابکولای کمتر نسبت به بزرگسالان، 90-80 درصد‏ این نوع شکستگی ها به دنبال صدمات با انرژی بالا و به دنبال نیروی محوری همراه چرخش و بازشدن مفصل ران و یا به دنبال ضربه مستقیم به مفصل هیپ رخ می دهد. در این مقاله روش فیکساسیون شکستگی خردشده گردن ران چپ در دختر هشت ساله سرنشین اتومبیل به دنبال تصادف گزارش شده است. حین عمل جراحی متوجه خردشدگی شدید گردن ران شدیم که با وسایل موجود (پین، پیچ، انواع پلیت و DHS کودک) غیرقابل بازسازی بود که به ناچار با روش ترانس اوسیوس با نخ فایبروایر #2 که در شکستگی های پروگزیمال بازو استفاده می شود؛ تا حد امکان و با هدف اولیه جوش خوردن ثبات برقرار گردید. سپس با پین دیستال ران و قراردادن آن در گچ اسپایکا دو طرفه نتیجه نسبتا قابل قبولی به دست آوردیم. گرچه این نوع شکستگی نادر است؛ اما با معاینه کلینیکی، تشخیص زودرس و درمان صحیح و به موقع و آشنایی با تکنیک های جراحی و فیکساسیون از عوارض بیماری کاسته و در به دست آوردن نتیجه مطلوب اثرگذار است.

    کلیدواژگان: شکستگی گردن ران اطفال، فیکساسیون، ترانس اسئوس، نکروز آواسکولار
|
  • Kazem Kazemnejad, Seyed Masoud Hosseini, Ahmad Haydari, Arazberdi Ghourchaei* Pages 1-6
    Background and Objective

    Appropriate analgesia after surgery helps patients feel more comfortable and increase the mobility of them. The purpose of this study was to compare the effect of subcutaneous injection of Ketamine and Lidocaine in reducing postoperative pain in patients undergoing elective inguinal hernia surgery under general anesthesia.

    Methods

    This double blinded, randomized clinical trial study was done on 60 patients undergoing elective inguinal hernia under general anesthesia. Subjects were randomly assigned into three groups including control, Ketamine and Lidocaine groups. Subjects in Ketamine group were received infiltration of subcutaneous Ketamine 0.5 mg/kg/bw after closure of surgical incision. Subjects in Lidocaine group were received infiltration of subcutaneous Lidocaine 1 mg/kg/bw at the time of wound suturing. Subjects in control group did not receive Ketamine and Lidocaine. The visual analogue scale (VAS) of pain and vital signs were continuously assessed. If VAS≥3, 100 mg diclofenac suppository was administered and if there were no response, 30 mg intravenous pethidine was also administered. The complications, including hallucination, nystagmus, nausea, vomiting and drowsiness in patients were also recorded.

    Results

    The mean VAS at 1, 2 hours after surgery were significantly lower in the Ketamine and Lidocaine group in compared to control group (P<0.05). No significant adverse effect was observed in the Ketamine group.

    Conclusion

    For reduction of pain, administration of subcutaneous Ketamine is recommended due to no adverse effect and anti analgesic effect of Ketamine is similar to Lidocaine.

    Keywords: Pain, Inguinal hernia, Analgesia, Lidocaine, Ketamine
  • Seyed Hamidreza Seyedmohammadi, Parvin Ehteshamzadeh*, Fariba Hafezi, Reza Pasha, Behnam Makvandi Pages 7-16
    Background and Objective

    Attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) is a development nervous disorder that it is usually caused by a defect in the executive functions of the brain and reduces the amount of attention, accuracy, and increased mobility and impulsive behaviors in the individual. This study was performed to determine the effectiveness of cognitive rehabilitation and cognitive rehabilitation after drug therapy on the executive functions of brains of childrens with attention deficit hyperactivity disorder.

    Methods

    In this clinical trial study, 45 children with ADHD were randomly divided into three groups including one control and two intervention groups, were monitored by the education counseling center. Intervention group one (cognitive rehabilitation) and intervention group two (cognitive rehabilitation after medication) were received therapeutic intervention for 12 sessions of 45 minutes, twice a week. No intervention was performed for the control group. After the last treatment session, a post-test was performed. The follow-up phase took place 1.5 months after the end of the last intervention session.

    Results

    The executive functions of the brains of children with cognitive impairment in the cognitive rehabilitation group and the cognitive rehabilitation group after drug therapy showed a significant increase in comparison with the control group (P<0.05). The executive functions of fertilizer after 1.5 months of follow-up in the cognitive rehabilitation group after drug therapy were higher than in the cognitive rehabilitation group (P<0.05).

    Conclusion

    Cognitive rehabilitation therapy after drug therapy was more effective in treating increased executive functions of the brain in children with cognitive impairment than cognitive rehabilitation therapy alone.

    Keywords: Attention Deficit Hyperactivity Disorder, Cognitive rehabilitation, Drug therapy, Executive functions of the brain
  • Sajad Karimipour, Shila Nayebifar*, Mahmood Fazel Bakhsheshi Pages 17-26
    Background and Objective

    Researches has shown that exercise and nutrition exercises can have a different effect on serum Brain Derived Neurotrophic Factor (BDNF( levels and resting blood pressure in young people. This study was done to determine the effect of a period of High Intensity Interval Training (HIIT) with omega-3 supplementation on the serum levels of BDNF and resting blood pressure in inactive male students.

    Methods

    In this clinical trail study, 32 non-athlete male students were randomly divided into control, supplements, training and training + supplement. Subjects in supplementary group were received daily (2000 mg) of omega-3 capsules. The training groups were also subjected to HIIT training for 6 weeks. The training + Supplemental group also included a combination of the same training program were associated with omega-3 supplementation. BDNF levels were measured by ELISA method 24 and 48 hours perior the exercise protocol and after the last training session. Blood pressure disturbances were also evaluated at the same time and before blood sampling according to the recommendations of the British Heart Association.

    Results

    The serum levels of BDNF in the group after 6 weeks in the training + supplementation group and the training group increased significantly compared to the pre-test values (P˂0.05). Also, a significant difference between-group training + supplementation group and training, supplementation and control groups were observed (P˂0.05). Systolic and diastolic blood pressures were significantly reduced in training + supplementary, training and supplementation groups compared to pretest values (P˂0.05). A significant reduction in systolic blood pressure in the training + supplementation group was observed compared to supplemental and control groups (P˂0.05).

    Conclusion

    HIIT combined with supplementation with omega-3 supplementation improved the BDNF serum level and reducing resting blood pressure in inactive male students.

    Keywords: High-intensity interval training, Omega-3, Brain-derived neurotrophic factor, Blood pressure
  • Mitra Shirashiani, Gholeamreza Roshandel, Homeira Khoddam* Pages 27-34
    Background and Objective

    The prevention of clot formation during hemodialysis improves the effectiveness of treatment by maintaining patency in the dialyzer. This study was done to evaluate the effect of intermittent bolus of normal saline on the quality of clot formation in venous chamber and dialyzer.

    Methods

    In this clinical trial study, 51 eligible patients were divided into intervention (n=26) and control (n=25) groups. Patients in the control group received routine care and the intervention group received 100ml of normal saline, each hour, as an intermittent bolus, during 4 hours of dialysis beside the routine care. After three consecutive hemodialysis sessions (first round), all patients received routine care to clear the intervention effect (washout period). Then, patients crossed over from intervention group to control and vice versa. At the end of each session, the quality of clot formation in intravenous chamber and dialyzer was recorded and analyzed.

    Results

    The venous chamber of dialysis circuit in 74% of patient in intervention group no clot was formed, whereas in 58% of patient in control group it contained fibrous ring (P<0.05). After intervention, dialyzer of 68% of patients in intervention group, were free of clot, whereas in control group only 16% of dialyzers were free of clots (P<0.05).

    Conclusion

    Using intermittent bolus of normal saline during hemodialysis can reduce the risk of clot formation in venous chamber and dialyzer.

    Keywords: Renal Dialysis, Blood Coagulation, Sodium Chloride
  • Hamidreza Sameni, Afsaneh Talebian, AbbasAli Vafaei, Sam Zarbakhsh, Zahra Yaghoubi, Mohammadreza Aldaghi* Pages 35-42
    Background and Objective

    Alzheimer is the most common form of dementia in elderly persons. Oxidative stress is one of the main pathological factors in Alzheimer’s disease. This study was done to investigate the effect of crosin on histological changes of hippocampus and memory impairment which induced by scopolamine in the male rats.

    Methods

    In this experimental study, 30 male rats were randomly allocated into 3 groups including: control, scopolamine and scopolamine with crosin treated groups. Scopolamine with dose of 3 mg/kg/bw for one week and crocin with dose of 30mg/kg for two weeks were administered, intraperitoneally. The learning and spatial memory parameters were evaluated by Morris water maze test. Then the animals were sacrificed and their hippocampi were removed immediately for histological evaluation.

    Results

    Scopolamine injection causes significantly increased the number of dark cells in CA1 region of hippocampus in compared to control group (P<0.05). Treatment with crocin decreased dark cells and increased light cells number in CA1 region of hippocampus (P<0.05). Also treatment with crocin decreased memory impairment that induced by scopolamine in rats (P<0.05).

    Conclusion

    It seems that treatment with crocin has protective effects against neuronal damage of CA1 region of hippocampus and memory impairment that induced by scopolamine.

    Keywords: Alzheimer disease, Scopolamine hydrobromide, Spatial memory, Crocin, Rat
  • Morteza Sangdevini, Ziya Fallah Mohammadi*, Morteza Oladnabi Pages 43-49
    Background and Objective

    Exercise-induced muscle hypertrophy occurs through increased rate of muscle protein synthesis that is regulated via molecular signaling pathways. The mammalian target of rapamycin (mTOR) pathway is believed to play a major role, via phosphorylation of the ribosomal protein S6 kinase of 70 kDa (p70S6K). Results concerning the effect of concurrent training on these factors have been contradictory. This study was done to determine the effect of 8 weeks of resistance training and concurrent resistance and aerobic training on phospho-mTOR (p-mTOR) and phospho-p70S6K (p-p70S6K) responses in skeletal muscle in rats.

    Methods

    In this experimental study, 24 wistar rats (age: 8 weeks) were randomly allocated into resistance training (n=8), concurrent training (n=8), and control (n=8) groups in equal laboratorial condition. Resistance group performed 5 sessions per week consisted of 10 repetitions ladder climbing with load suspended from the tail between 30-80% individual maximum overload test that was weekly performed to adjust the individual load throughout the week. The concurrent group performed resistance training followed by 5 minutes rest and endurance training consisted of treadmills run, that speed and duration of running gradually increased during training period, from 9 m/min and 10 minutes in the first week to 30 m/min and 60 minutes in the last week. The flexor hallucis longus (FHL) muscle of rats were removed under sterile condition at 24 hours after the last session of training and the proteins levels of p-mTOR and p-p70S6K were measured by ELISA method.

    Results

    The level of p-mTOR was significantly greater in resistance training and concurrent training groups in compared to control group. No significant difference was observed between training groups. However, the significant increase of p-p70S6K was observed only in resistance group in compared to control group.

    Conclusion

    Because of the increased of p-mTOR in concurrent group was not accompanied by increase of p-p70S6K compared with resistance group, thus concurrent training probably attenuate signaling responses of downstream targets of mTOR.

    Keywords: Concurrent training, Muscular hypertrophy, mTOR, p70S6K
  • Moslem Dahmardeh, Javad Sadeghinezhad*, Zahra Tootian, Mojdeh Salehnia Pages 50-56
    Background and Objective

    Oxaliplatin is the main agent used in the treatment of colorectal cancers. Oxaliplatin inhibits DNA replication and transcription and to induce apoptosis or necrosis in cancer cells and rapidly dividing cell lines. This study was designed to determine the effect of Oxaliplatin on sperm parameters of 60 days old offspring during pre-pregnancy, pregnancy and lactation period in mice.

    Methods

    In this experimental study, 32 female NMRI mature mice were randomly allocated into 4 groups. Animals in control group were received 0.2 ml saline intraperitoneally (IP) during 21 days of pre-pregnany, pregnancy and lactation periods. Animals in experimental groups including pre-pregnant, pregnant and lactation groups were received 3 mg/kg oxaliplatin trice a week IP during 21 days before mating, during pregnancy and lactation periods, respectively. At the 60th postnatal day, all the male offspring were euthanized and sperm samples were obtained. Analysis of sperm parameters including count, motility, vitality, maturation and DNA integrity was done.

    Results

    Sperm count, motility and DNA integrity were significantly reduced in all three groups of Pre-pregnancy, pregnancy and lactation in comparison with control group (P<0.05). Moreover, the percentage of immature and dead sperms were significantly increased in oxaliplatin groups (P<0.05).

    Conclusion

    Admistration of oxaliplatin induces adverse effect on sperm quality in perinatal period. The greatest effect of this drug is on lactation period. Also, by increasing the time interval for oxaliplatin administration in mice to puberty of offspring, the adverse effects of this drug on the quality of sperm parameters are reduced.

    Keywords: Oxaliplatin, Sperm quality, Perinatal period, Spermogram, Mice
  • Amir Bagher Ilkhani, Maryam Tehranipour*, Saeedeh Zafar Balanezhad Pages 57-64
    Background and Objective

    Sperm dysfunction and damage in spermatogenesis are the most common causes of male infertility. Diazepam is also a painkiller for benzodiazepines that can be addictive for a long time. This study was done to determine the effect of Diazepam on testicular tissue parameters and spermatogenesis in Rats.

    Methods

    In this experimental study, 30 Wistar male rats with a 250-200 gram weight were randomly allocated into 5 groups. Experimental groups were received diazepam with doses of (2, 3, 4, 5 mg/kg/bw) for 14 days, intraperitonally. Serum physiology was injected in control group. The animals were anesthetized and the testes and epididymis ductus defran were removed for examination, sperm motility, and percentage of live sperm.

    Results

    Weight, large and small testicular diameter, percentage of live sperm and number of sperm moving forward were reduced with injection groups, at a dose of 3 mg / kg in all factors except the number of sperm moving forward in compared to the control group. In other groups, only testicular weight was significantly reduced at a dose of 2 mg/kg (P<0.05).

    Conclusion

    Diazepam can affect spermatogenesis process in rats.

    Keywords: Diazepam, Spermatogenesis, Fertility, Rat
  • Mehri Esfahani, Seyyed Mojtaba Aghili* Pages 65-70
    Background and Objective

    Depression is the most common psychiatric diagnosis. It causes major health problems. Women are more likely to develop depression than men. This study was done to investigate the effect of group mindfulness-based cognitive therapy on reducing depression and improving the quality of life of female students.

    Methods

    This quasi-experimental study was performed on 26 female students. Students non-randomly were divided into control and intervention groups. Students in intervention group were received the two periods (8 sessions, 2 hours at week) of training in mindfulness-based cognitive therapy. All the participants filled out Beck depression inventory II (BDI-II) and World Health Organization Quality of Life – BREF (WHOQOL-BREF) in perior and after the study.

    Results

    In the intervention group the mean and standard deviation of pre-test and post-test scores of BDI-II was 20.23±6.98 and 13.38±4.97, respectively (P<0.05). In the intervention group, mean and standard deviation of pre-test and post-test scores of WHOQOL-BREF questionnaire was 66.77±13.39 and 86.84±10.60, respectively (P<0.05). Also, the mean scores of post-test of quality of life in all subgroups items  was significantly increased in compared to the pre-test in the intervention group (P<0.05).

    Conclusion

    Mindfulness-based cognitive therapy increases the quality of life and reduced depression in female students.

    Keywords: Mindfulness-based cognitive therapy, Quality of life, Depression, Female students
  • Siamak Razaei, MohammadHossein Taziki*, Nasser Behnampour, Reza Shahsavani, Seyyed Shfie Shafiepour Pages 71-76
    Background and Objective

    Due to high incidence and mortality of gasteric cancer and important of clinical symptoms to early diagnosis and tertment; this stady was done to determine the survival rate of gasteric cancer in Golestan provience (north of Iran).

    Methods

    This retrospective cohort stady was done on 131 patients (77.9% males and 22.1% females) with adeno carcinoma gasteric cancer wich diagosed during 2007-09 in northern Iran. Age, sex, job, nationality and tribe clincal presentation kind of treatment food regiemns, survival collected from archive. In cases whom nesacery data completed with telophone calling or face to face interview. Survival rate of patients for 1, 3 and 5 years were determined using caplan Mayer method.

    Results

    First symptom in 31.3% of patients was abdominl pain and distance between the first symptom and diagnosis was 1-14 months. 34.4% of patient did not receive any treatment. Survivial rate for 1, 3 and 5 years was 37.4%, 13% and 6.1%, respectively. Age, gender and ethnicity did not not altere survival rate but type of treatment had significant relation to survival rate (P<0.05).

    Conclusion

    The diagnosis of gasteric cancer in early stage and surgical treatment can help a better survival rate in patients with adeno carcinoma gasteric cancer in northern Iran.

    Keywords: Gastric cancer, Epidemiology, Survival, Iran
  • Saeid Amirkhanlou*, Parnian Eghbalian, Anna Rashedi, Gholeamreza Roshandel Pages 77-81
    Background and Objective

    Acquired kidney cysts usually occur in end stage renal disease (ESRD) patients undergoing long-term hemodialysis. Increasing growth of cysts is also seen in asymptomatic patients and they can cause complications such as retroperitoneal and intrarenal bleeding, Erythrocytosis, infection of cysts and renal cell carcinoma with distant metastases. This study was designed to evaluate the prevalence of acquired kidney cysts and its related factors in hemodialysis patients.

    Methods

    In this descriptive-analytical study, 123 patients (mean age 55.22+13.23 years) were selected from hemodialysis patients referred to dialysis center. Patients with autosomal polycystic kidney disease, medullary sponge kidney and medullary cystic kidney disease were not included. Diagnosis of acquired kidney cysts of Patients was performed by ultrasonography.

    Results

    The overall prevalence of kidney cysts was 44.6%. 30 percent of diabetic patients had kidney cysts, while kidney cysts were present in 51.2% of nondiabetic patients. 32.4% of patients were received twice a week dialysis and 42.4% of patients were received three times a week dialysis had kidney cysts. Mean±SD of duration of dialysis history in patients with cystic kidneys was 22.02±22.65 months, while these measures in patients with noncystic kidneys were 22.65±14.65 months. There was a relationship between kidney cysts and the numder of hemodialysis per week (P<0.05). There was a relationship between prevalence of kidney cysts and the qulity of hemodialysis (P<0.05)

    Conclusion

    This study showed that there was a relationship between prevalence of kidney cysts and the qulity of hemodialysis and the numder of hemodialysis per week.

    Keywords: Hemodialysis, Kidney cysts, Iran
  • Sekineh Safarnejad, Amin Talebi Bezmin Abadi* Pages 82-87
    Background and Objective

    The infection of Helicobacter pylori (H. pylori) is one of the most complex items addressed in the clinical microbiology. Although H. pylori positive subjects are bound to develop into atrophic gastritis, current body of evidences is rare. Due to the high prevalence of this bacterium worldwide, finding the true virulence factors as biomarkers for severe gastroduodenal diseases was the priority in recent researches. This study was carried out to determine the prevalancy of cagA and babA of Helicobacter pylori isolated from gastric atrophic patients.

    Methods

    This descriptive – analytical study was conducted on 100 patients with gastroduodenal disorders in Labafinejad hospital in Tehran, Iran during 2018. Identification of each patient and also bacterial isolation were undertaken according to the standard protocols.

    Results

    H. pylori were isolated in 23% of patients. 10 patients affected by atrophic gastritis followd by gastric ulcer (7 patients) and acute gastritis (6 patients). In totally, the rate of cagA gene and babA in H. pylori isolated with positive results was 52% and 34%, respectively. There was a significant association between the presence of cagA positive strains and patients with gastric atrophic (P<0.05). The babA gene did not correlate with the presence of gastric atrophic patients.

    Conclusion

    This study showed that various carrying cagA positive H. pylori can be recovered from patients with gastric atrophy.

    Keywords: Helicobacter pylori, cagA, babA, Gastric cancer, Gastric atrophy
  • Farzaneh Maryami, Zohre Maryami, Imanollahe Bigdeli*, Mahmood Najafi, Mahdieh Kiani Pages 88-94
    Background and Objective

    Postpartum depression has a negative effect on maternal health and adverse effect on psychological development of newborns. Also patterns and personality traits can also be associated with postpartum depression. This study aimed to determine the role of social support and Personality in the incidence of postpartum depression.

    Methods

    This descriptive-analytical study was performed on 200 mothers referred to health centers by available sampling method between 6 weeks to 6 months after delivery. Data were collected using a Questionnaire Personal Information, Edinburgh Postnatal Depression Scale (EPDS, 1987), NEO-Five Factor Inventory (NEO-FFI, 1985) and Social Support Questionnaire Philips (1977).

    Results

    Postpartum depression was observed in 49 (24.5%) of mothers. Neuroticism had the highest relationship with postpartum depression. The correlation coefficient of this variable with postpartum depression was 52% and this variable alone was 27% of the variance. There was a significant negative relationship between postpartum depression and social support (r= -0.027, P<0.01). There was a significant positive correlation between postpartum depression and neuroticism (r= 0.52, P<0.01).

    Conclusion

    This study showed that personality traits and social support are two important factors in relation to postpartum depression.

    Keywords: Postpartum Depression, Personality Traits, Social Support
  • Masoomeh Johari, Fatemeh Pachenari, MohammadReza Amin*, Nima Sheikhdavoudi Pages 95-100
    Background and Objective

    Maxillary sinus gradually extends laterally and inferiorly during pneumatization, and lamina dura of molar and premolar teeth can make a part of sinus floor. Knowledge about this anatomic relationship is essential to prevent complications paticularly iatrogenic perforation of sinus floor. Limitations of periapical and panoramic radiographs to visualization of this relationship led to the usage of cone-beam computed tomography (CBCT). This study was aimed to evaluate the vertical and horizontal relationship between roots of maxillary molars and sinus floor in CBCT images.

    Methods

    In this descriptive cross sectional study, ninety-five samples were selected of patients in Department of oral and maxillofacial radiology in Tabriz, Iran using simple randomization. Mean age of patients was 32.5 years old. Images were made by VGi cone beam Newtom and reconstructed by NNT viewer version 2.17. The vertical and horizontal relationship between roots of 139 maxillary first and 126 second molar teeth and floor of sinus evaluated.

    Results

    Type 2 was the most common relationship among the first and second molars, vertically (the inferior wall of the sinus located below the level connecting the buccal and palatal root apices,without an apical protrusion) and horizontally (the alveolar recess of the inferior wall of the sinus located between the buccal and palatal roots). There was a significant relationship between the type of tooth and sinus floor (P<0.05).

    Conclusion

    Most of the maxillary molar roots were in contact with sinus floor and sinus floor was extended mostly between buccal and palatal roots vertically and horizontally, respectively. Attention to sinus involvement possibility during interventions in maxillary molar region is important.

    Keywords: Maxillary posterior teeth, Maxillary sinus floor, Cone-beam computed tomography (CBCT)
  • Saeed Kokly*, Farzad Amouzadeh Omrani Pages 101-105

    Pediatric femoral neck fracture is rare and account for less than 1% of all fractures in childhood. The proximal femur in children is extremely strong, and high-energy forces in 80-90%, following the axial force associated with hip rotation or direct blow are necessary to cause fracture. In this report, the method of femoral neck fracture fixation in eight-year-old girl after car accident is reported. During the operation, we noted a severe femoral neck fracture that was irreparable with the available tools (pin, screw, plate and DHS), which inevitably had to be used by Transosseous method with fiber wire #2, used in proximal humeral fracture fixation. Then, we obtained a fairly satisfactory result with a distal femoral pin inserting it into two-sided spica cast. Although, this kind of fracture is rare, but with a qualified clinical examination, early diagnosis, proper treatment, familiarity with surgical techniques and fixation reduces the complications and this method can be effective in obtaining the desired result.

    Keywords: Femoral Neck Fracture, Fixation, Transosseous, Avascular Necrosis, Child