فهرست مطالب

زنان مامائی و نازائی ایران - سال بیست و سوم شماره 1 (پیاپی 297، فروردین 1399)
  • سال بیست و سوم شماره 1 (پیاپی 297، فروردین 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/19
  • تعداد عناوین: 12
|
  • فریده اخلاقی، مونا نجف نجفی، فرشته بزمی* صفحات 1-6
    مقدمه

    با توجه به این که ارزیابی جایگاه سر جنین مشکل و توسط افراد مختلف هماهنگ نیست، مطالعه حاضر با هدف بررسی دقت وسیله جایگاه سنج (وسیله ای ساده به نام تعیین کننده ایستگاه سر جنین که گواهی اختراع دارد و مورد تایید اداره تجهیزات پزشکی نیز قرار دارد) در تعیین جایگاه سر جنین در مقایسه با معاینه واژینال توسط رزیدنت ارشد زنان انجام شد تا از خطا های تشخیصی پرهیز شود.

    روش کار

    این مطالعه مقطعی بین سال های 98-1397 بر روی 150 مادر پرایمی پار در فاز فعال زایمانی در زایشگاه بیمارستان های امام رضا (ع) و ام البنین (س) شهر مشهد انجام شد. ابتدا مادران توسط رزیدنت ارشد معاینه شده و جایگاه سر جنین در فرم A بدون اطلاع از مامای کمک پژ‍وهشگر ثبت شد. سپس مامای کمک پژوهشگر بدون اطلاع از نظر و نتیجه معاینه واژینال رزیدنت ارشد همزمان با وسیله جایگاه سنج، جایگاه را تعیین و در فرم B ثبت کرد. پس از جمع آوری اطلاعات، جایگاه سر جنین از طریق دو روش با هم مقایسه شدند و همبستگی و توافق دو روش با استفاده از دو آزمون کاپا و ویلکاکسون و اسپیرمن تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 23) انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در جایگاه های مختلف سر جنین مقدار توافق بین دو اندازه گیری توسط رزیدنت ارشد و استفاده از جایگاه سنج با آزمون آماری کاپا* 86% و معنی دار بود (001/0>p).

    نتیجه گیری

    از وسیله جایگاه سنج می توان با ضریب اطمینان بالا جهت تعیین جایگاه سر جنین استفاده کرد و برای آموزش کسب مهارت تعیین جایگاه سر جنین سود برد.

    کلیدواژگان: جایگاه سر جنین، فاز فعال زایمان، وسیله جایگاه سنج اختراع شده
  • علیرضا پورنجفیان، فرانک رخ تابناک*، محمدرضا قدرتی، علیرضا خلدبرین، علی حسنی، عبدالرضا دیانی صفحات 7-18
    مقدمه

    یکی از روش های مورد استفاده در سزارین، بی حسی نخاعی است که این بیهوشی نقش عمده ای در عمل سزارین دارد. یکی از عوارض بی حسی نخاعی، افت فشارخون می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه اثر فنیل افرین و افدرین در درمان هایپوتنشن ناشی از بی حسی نخاعی در زنان باردار کاندید سزارین انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دو سو کور در سال 97-1396 بر روی 74 زن باردار سالم کاندید عمل جراحی سزارین انتخابی تحت بی حسی نخاعی مراجعه کننده به بیمارستان فیروزگر تهران انجام شد. بیماران به طور تصادفی در دو گروه فنیل افرین یا افدرین قرار گرفتند. بیماران فنیل افرین یا افدرین را بلافاصله پس از افت فشارخون به دنبال بی حسی نخاعی دریافت کردند. طی جراحی متغیرهای همودینامیک شامل فشارخون سیستولیک، دیاستولیک و ضربان قلب هر 5 دقیقه اندازه گیری شد و بعد از خروج نوزاد، گازهای خون شریانی بندناف نوزاد تحت آنالیز قرار گرفت و همچنین آپگار نوزاد در دقایق 1 و 5 ثبت شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون تحلیل اندازه های تکراری انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    بین فشارخون سیستولیک بیماران در دو گروه طی جراحی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p). فشار خون دیاستولیک بیماران طی جراحی در دقایق 5، 10، 15، 20، 25 و 30 بعد از خروج نوزاد، در گروه فنیل افرین به طور معناداری کمتر از گروه افدرین بود (05/0>p). ضربان قلب بیماران طی جراحی به استثنای دقایق قبل از بی حسی نخاعی، 6 دقیقه بعد از بی حسی نخاعی، 40 و 45 بعد از خروج نوزاد در گروه فنیل افرین به طور معناداری کمتر از گروه افدرین بود (05/0>p). آپگار نوزادان در دقیقه 1 در گروه فنیل افرین به طور معناداری بیشتر از گروه افدرین بود (05/0>p). بین نمره آپگار نوزادان در دو گروه در دقیقه 5 تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p). بین میزان pH نوزادان در بیماران دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    هر دو داروی افدرین و فنیل افرین جهت درمان هیپوتانسیون ناشی از بی حسی نخاعی در زنان باردار کاندید سزارین،  بدون اختلاف مشخصی در کنترل فشارخون سیستمیک و با کمترین تاثیر بر آپگار نوزاد، قابل استفاده می باشند.

    کلیدواژگان: آپگار، افدرین، بی حسی نخاعی، فنیل افرین، هیپوتانسیون
  • طراوت فاخری، مریم همتی، الهام شاه حسینی، انیس الدوله نانکلی* صفحات 19-24
    مقدمه

    استرپتوکوک گروه B (GBS)، به عنوان یکی از عوامل مهم در بروز و مرگ و میر پره ناتال است. GBS در 30-10% زنان باردار در واژن یا رکتوم تجمع دارد.  انتقال GBS مادر به فرزند، در هنگام زایمان ممکن است عفونت تهاجمی در نوزادان را در طول هفته اول زندگی به دنبال داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه شیوع GBS در زنان باردار با سن بارداری 34-24 هفته با علایم زایمان زودرس با و بدون پارگی کیسه آب انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه مورد - شاهدی در سال 1395 بر روی 50 نفر از زنان باردار 34-24 هفته که با علایم زایمان زودرس به مرکز آموزشی درمانی امام رضا (ع) مراجعه نمودند، انجام شد. افراد در دو گروه زنان با پارگی کیسه آب (مورد) و گروه زنان باردار بدون پارگی کیسه آب (شاهد) تقسیم بندی شدند. از جمعیت مورد مطالعه، کشت GBS در بدو ورود از واژن تهیه و به محیط کشت انتقال داده شد. نتایج کشت و اطلاعات دموگرافیک مادران در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون های کای دو و تی تست انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در مطالعه حاضر هیچ تفاوت معناداری بین سن مادران (246/0=p)، گراویدیتی (523/0=p)، سن حاملگی (716/0=p) و سابقه زایمان زودرس در بارداری قبلی (942/0=p) در دو گروه مادران با و بدون پارگی کیسه آب  مشاهده نشد. 2 نفر (8%) از مادران با پارگی کیسه آب و 1 نفر (4%) از مادران بدون پارگی کیسه آب کشت GBS مثبت داشتند و شیوع GBS در کل بیماران، 6% برآورد گردید.

    نتیجه گیری

    در مادران باردار با پارگی کیسه آب، فراوانی کشت GBS مثبت بیشتر از مادران باردار بدون پارگی کیسه آب می باشد.

    کلیدواژگان: استرپتوکوک گروه B، پارگی کیسه آب، زایمان زودرس
  • فاطمه زهرا کریمی، سیده فاطمه نصرتی هادی آباد، محبوبه عبدالهی، لیلا کریمی* صفحات 25-32
    مقدمه

    خواب از ضروریات حیات است و اختلال در آن پیامدهای نامطلوبی را به دنبال دارد. با توجه به اینکه تغییرات دوران بارداری می توانند منجر به بروز اختلال در خواب شوند، مطالعه حاضر با هدف بررسی اختلال خواب و برخی عوامل فردی با آن در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه مقطعی در سال 1398 بر روی 285 نفر از زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهر مشهد انجام شد. برای بررسی کیفیت خواب افراد، از پرسشنامه کیفیت خواب پیترزبورگ استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 16) و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین سن زنان باردار 37/5±73/27 سال و میانگین نمره کل کیفیت خواب 80/2±37/12 بود و میزان اختلال خواب در زنان باردار شرکت کننده در مطالعه 285 نفر (100%) بود. بر اساس نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون، بین متغیرهای دموگرافیک و کیفیت خواب ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0<p).

    نتیجه گیری

     اختلال خواب در زنان باردار شیوع بسیار بالایی دارد، لذا در جهت بهبود کیفیت خواب زنان باردار علاوه بر مراقبت های معمول دوران بارداری، بایستی برنامه ای جهت تشخیص و علت یابی و درمان این اختلال تدوین و اجرا شود.

    کلیدواژگان: اختلالات خواب، بارداری، خواب
  • شهلا فرضی پور، فرانک جلیل وند، فیروز امانی، معصومه کاظمی، رویا نیکجو، سمیرا شهباززادگان* صفحات 33-39
    مقدمه

    پارگی زودرس پرده های جنینی نه تنها مشکل بزرگی از نظر پزشکی، بلکه مشکل اجتماعی و اقتصادی نیز می باشد. بر اساس نتایج برخی مطالعات، کمبود ویتامین D در طی بارداری و در حین زایمان با مکانسیم ایجاد التهاب در جفت ممکن است در پارگی زودرس پرده های جنینی نقش داشته باشد. با توجه به شیوع بالای کمبود ویتامین D در بارداری و عدم آگاهی از عوامل قطعی مساعدکننده پارگی زودرس پرده های جنینی، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط سطح ویتامین D مادر با پارگی زودرس پرده های جنینی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه مورد- شاهدی در سال 1397 بر روی 200 زن باردار با سن حاملگی 41-28 هفته مراجعه کننده به مرکز بیمارستان علوی اردبیل انجام شد. 100 زن باردار مبتلا به پارگی زودرس پرده جنینی به عنوان گروه مورد و 100 زن باردار بدون پارگی پرده جنینی به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. از افراد هر دو گروه نمونه خون جهت اندازه گیری سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D3 گرفته شد. اطلاعات دموگرافیک، داده های آزمایشگاهی، شرح حال و نوع زایمان مادران جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون های کای اسکویر و تی تست انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

     سطح سرمی ویتامین D در گروه مورد 87/11±73/22 نانومول بر لیتر و در گروه شاهد 48/12±16/25 نانومول بر لیتر بود که این تفاوت در دو گروه از نظر آماری معنی دار نبود (09/0=p).

    نتیجه گیری

    بین سطح ویتامین D مادر با پارگی زودرس پرده های جنینی ارتباطی وجود ندارد. برای بررسی ارتباط بین سطح ویتامین D مادر و وقوع پارگی زودرس پرده های جنینی، انجام تحقیقات بیشتر با تعداد نمونه بزرگ تر و کنترل کامل عوامل مداخله گر ضروری است.

    کلیدواژگان: پارگی زودرس پرده جنینی، پرده های جنینی، زنان باردار، ویتامین D
  • هادی صفدری*، نیره خادم، سحر تحققی، مهدی حسینی بافقی، عارفه میررضوی صفحات 40-47
    مقدمه

    کلامیدیا تراکوماتیس و مایکوپلاسما ژنیتالیوم، از عوامل اصلی بیماری های دستگاه تناسلی در جهان می باشند. این دو باکتری با ایجاد اورتریت، سرویسیت و بیماری التهابی لگن، موجب نازایی در زنان می شوند. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان شیوع این دو عفونت در زنان نابارور و تاثیر آن در شکست درمان IVF انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه از 100 زن مراجعه کننده جهت IVF به مرکز درمان ناباروری بیمارستان رضوی و مرکز ناباروری میلاد مشهد، نمونه گیری از دهانه سرویکس با سواب استریل انجام شد. سپس سواب ها بلافاصله در لوله درب پیچدار حاوی محیط تایوگلیکولات مایع قرار داده شد و به آزمایشگاه منتقل گردید. در ادامه انکوباسیون در دمای 37 درجه به مدت 18 ساعت انجام و سپس لوله ها سانتریفوژ گردیدند. رسوب حاصل به داخل میکروتیوب منتقل و پس از 3 بار شستشو، استخراج DNA به روش جوشاندن انجام شد. در نهایت نمونه ها به روش PCR به طور جداگانه برای هرکدام از باکتری ها، مورد بررسی مولکولی قرار گرفتند.

    یافته ها

     بر اساسنتایج، 23 بیمار از نظر کلامیدیا تراکوماتیس مثبت بوده و اغلب موارد شکست درمان IVF متعلق به این گروه بود (17 مورد). تنها یک مورد از نمونه ها از نظر مایکوپلاسما ژنیتالیوم مثبت بود که همان مورد نیز مربوط به یک بیمار با شکست درمان IVF بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به شیوع عفونت کلامیدیا تراکوماتیس و مایکوپلاسما ژنیتالیوم، غرباگری در زنان نابارور که متحمل شرایط نسبتا سخت و هزینه های بالای درمان های ناباروری از جمله IVF می شوند، حایز اهمیت است. بنابراین پیشنهاد می شود که قبل از هر گونه اقدام برای درمان ناباروری، بیماران از نظر وجود این باکتری ها پایش شده و در صورت مثبت بودن، تحت درمان آنتی بیوتیکی قرار گیرند.

    کلیدواژگان: کلامیدیا تراکوماتیس، مایکوپلاسما ژنیتالیوم، ناباروری، PCR، IVF
  • شیوا پورعلی رودبنه، نجمه تهرانیان، اشرف صابر*، متین سادات اسماعیل زاده صفحات 48-57
    مقدمه

    حضور اپلین در هیپوتالاموس، نشان دهنده نقش بالقوه این هورمون در تعادل انرژی و مصرف غذا می باشد. با توجه به نقش محافظتی اپلین در چاقی، مطالعه حاضر با هدفبررسی ارتباط سطح سرمی اپلین-36 با شاخص های آنتروپومتریک 24-18 ماه بعد از زایمان مادر انجام شد.

    روش کار

    دراین مطالعه مورد- شاهدی لانه گزیده طی سال های 95-1393، سطح سرمی اپلین-36 در 42 زن باردار در هفته 32-28 بارداری و 24 ساعت اول بعد از زایمان به روش ELISA سنجش شد. بعد از زایمان افراد از نظر نوع زایمان، به دو گروه زایمان طبیعی و سزارین تقسیم بندی و همگن شدند. شاخص های آنتروپومتریک در دو نوبت سه ماهه سوم بارداری و سپس 24-18 ماه پس از زایمان اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های تی زوجی، تی مستقل، کای دو نمونه ای، رگرسیون و آزمون همبستگی پیرسون انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین اپلین-36 سرمی بعد از زایمان طبیعی نسبت به سه ماهه سوم بارداری کاهش تقریبا معنی داری داشت (05/0=p). سطح سرمی اپلین-36 بعد از زایمان سزارین ارتباط منفی و معناداری با BMI (007/0=p، 57/ 0-=r) و اندازه دور کمر در پیگیری بعد از زایمان (003/0=p، 62/ 0-=r) داشت. بر اساس نتایج آزمون رگرسیون خطی، در گروه زایمان سزارین، اپلین-36 پیشگویی کننده مستقل معناداری برای BMI پیگیری بعد از زایمان بود (01/0<p). اپلین-36 ارتباط معناداری با شاخص های آنتروپومتریک در گروه زایمان طبیعی نداشت (05/0>p). تفاوت معناداری در میانگین شاخص های آنتروپومتریک بین دو گروه شامل: وزن گیری کل بارداری (51/0=p)، BMI سه ماهه سوم (11/0=p)؛ BMI (19/0=p)، دور کمر (21/0=p)، فشارخون سیستولیک (22/0=p) وفشارخون دیاستولیک در پیگیری بعد از زایمان (34/0=p) واضافه وزن باقی مانده بعد از زایمان (37/0=p) وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    سطح سرمی اپلین-36 مادر با شاخص توده بدنی و دور کمر مادر در گروه زایمان سزارین ارتباط منفی دارد. با این حال این مکانیسم به طور کامل شناخته نشده است.

    کلیدواژگان: اپلین-36، زایمان سزارین، زایمان طبیعی، شاخص های آنتروپومتریک
  • مریم مهرآبادی، مریم مسعودی فر، اقدس پرویزی، محمدحسن رخشانی، فروغ مرتضوی* صفحات 58-68
    مقدمه

    ترس از زایمان موجب افزایش مداخلات مامایی، ایجاد عوارض برای مادر و جنین و یکی از عوامل مهم و تاثیر گذار در افزایش نرخ سزارین می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر برنامه کلاس های آمادگی برای زایمان کشوری بر ترس از زایمان طبیعی با ابزار ترس از زایمان ویجما انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده طی سال های 97-1396 بر روی 132 زن نخست باردار در مراکز بهداشتی درمانی سبزوار انجام گرفت. افراد به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله در کلاس های آمادگی دوران بارداری شرکت کردند و گروه کنترل تنها مراقبت های معمول دوران بارداری را دریافت کردند. قبل و بعد از مداخله و 14 روز پس از زایمان، پرسشنامه ترس از زایمان ویجما ورژن A و B توسط مادران تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های تی تست و تحلیل واریانس در اندازه گیری های مکرر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین نمره کل پرسشنامه و نمرات فاکتورهای پرسشنامه ترس از زایمان ویجما به غیر از فاکتور ترس از آسیب جنین در گروه مداخله به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بود (05/0>p). همچنین نمرات تمام فاکتورها به جزء ترس از آسیب به جنین در گروه مداخله از پیش آزمون به پس آزمون و پیگیری افزایش یافت (05/0>p). نمرات فاکتور ترس از آسیب جنین در گروه مداخله در پس آزمون و در گروه کنترل بعد از زایمان کاهش یافت و مقایسه میانگین ها تفاوت معنی داری را بین دو گروه نشان داد (01/0=p).

    نتیجه گیری

     کلاس های آمادگی برای زایمان برگزار شده در سبزوار موجب افزایش ترس از زایمان شد، لذا محتوای این آموزش ها باید مورد بررسی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش های دوران بارداری، بارداری، بعد از زایمان، ترس، زایمان
  • محمد فتحی زاده، وحید ولی پور دهنو*، محمد فتحی صفحات 69-78
    مقدمه

    فعالیت بدنی بر میزان غلظت آنزیم های کبدی تاثیر مطلوبی دارد. همچنین، مقادیر آنزیم های کبدی در افراد مبتلا به کم کاری تیرویید تحت بالینی بالاست. از این رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر 5 ماه ورزش ایروبیک با شدت کم تا متوسطبر سطوح سرمی آنزیم های کبدی ALT، AST و ALP در زنان مبتلا به کم کاری تیرویید تحت بالینی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون در سال 1395 بر روی 25 نفر از زنان مبتلا به کم کاری تیرویید تحت بالینی در شهرستان آبدانان انجام شد. افراد به سه گروه دارو- ورزش، ورزش و دارو تقسیم شدند. تمرین ورزشی هوازی شامل 5 ماه ورزش ایروبیک به صورت 3 جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60 دقیقه بود. گروه دارو، افراد غیرفعالی بودند که تنها قرص لووتیروکسین مصرف کردند. مقادیر ALT، AST و ALP سرمی سه گروه پس از 5 ماه اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 24) و آزمون های تی همبسته و آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد.میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    ورزش ایروبیک با شدت کم تا متوسطمنجر به تغییرات معنی داری در غلظت های سرمی ALT (054/0=p)، AST (065/0=p) و ALP (108/0=p) در زنان مبتلا به کم کاری تیرویید تحت بالینی نشد.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، 5 ماه ورزش ایروبیک با شدت کم تا متوسطمنجر به تغییرات معنی داری در غلظت آنزیم های کبدی ALT، AST و ALP زنان مبتلا به کم کاری تیرویید تحت بالینی نمی شود، بنابراین 5 ماه ورزش ایروبیک در بهبود NAFLD این افراد تاثیر ندارد.

    کلیدواژگان: آنزیم های کبدی، ایروبیک، تمرین ورزشی هوازی، کم کاری تیروئید
  • مریم نصری، فرزانه تقیان* صفحات 79-87
    مقدمه

    طی چاقی، نشانگرهای التهابی از جمله فریتین و پروتیین واکنشگر C افزایش می یابد که سازوکار اصلی تصلب شرایین و مقاومت به انسولین است. فعالیت منظم ورزشی و دارو می تواند باعث کاهش این عوامل شده و خطر ابتلاء به بیماری های مزمن را کاهش دهد. لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر 12 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و مصرف گل گاوزبان بر سطوح سرمی CRP و فریتین زنان دارای اضافه وزن و چاق انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه‏ کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1397 بر روی 40 زن دارای اضافه وزن و چاق انجام شد. افراد به صورت تصادفی در 4 گروه 10 نفری (تمرین- مکمل، تمرین، مکمل و کنترل) قرار گرفتند. نمونه گیری‏های خونی قبل و پس از 12 هفته برای اندازه گیری سطوح CRP و فریتین جمع آوری و آنالیز شد. برنامه تمرینی با شدت بالا (95-85% ضربان قلب بیشینه) 3 جلسه در هفته به مدت 12 هفته انجام و گروه‏هایی که از گل گاوزبان استفاده می کردند، هر روز به میزان 4 ‏گرم گل گاوزبان را به صورت دم‏کرده به مدت 12 هفته دریافت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون‏های تحلیل کوواریانس، تی زوجی، شاپیروویلک و لوین انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    پس از 12 هفته تمرین تناوبی شدید، سطح سرمی فریتین بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله افزایش یافت؛ به طوری که این افزایش در گروه تمرین (033/0=p) و گروه گل گاوزبان (016/0=p) معنادار بود، اما در گروه تمرین-گل گاوزبان (323/0=p) و گروه کنترل (612/0=p) معنادار نبود. همچنین میزان CRP بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله کاهش یافت؛ به طوری که این کاهش در گروه تمرین (05/0=p) و گروه گل گاوزبان (001/0=p) معنادار بود، اما در گروه تمرین - گل گاوزبان (196/0=p) و گروه کنترل (571/0=p) معنادار نبود.

    نتیجه گیری

    انجام تمرین تناوبی شدید به همراه مصرف مکمل گل گاوزبان به واسطه کاهش CRP و افزایش سطح سرمی فریتین می تواند در بهبود عوارض و بیماری های ناشی از چاقی مفید باشد. همچنین توانسته بر چاقی عمومی تاثیر داشته باشد.

    کلیدواژگان: پروتئین واکنشگر سی، تمرین تناوبی شدید، فریتین، مکمل گل گاوزبان
  • نوید کلانی، مهشید البرزی، اطهر راسخ جهرمی، نسیبه شریفی، مرضیه حق بین*، مرضیه کاظمی نژاد صفحات 88-96
    مقدمه

    با وجود بسیاری از پیشرفت های امیدوارکننده در چند سال گذشته، درک ما از شروع، ادامه و متاستاز سرطان پستان هنوز کامل نیست. با این حال اعتقاد بر این است که هورمون ها در زنان ممکن است نقش مهمی در آغاز و پیشبرد سرطان پستان داشته باشند، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط سطح پرولاکتین با سرطان پستان در زنان منوپاز و پره منوپاز انجام شد.

    روش کار

     این مطالعه موردی- شاهدی در سال 1397 بر روی 100 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مرکز سرطان پستان بیمارستان پیمانیه (دانشگاه علوم پزشکی جهرم) در دو گروه مبتلا به سرطان پستان (25 نفر منوپاز و 25 نفر پره منوپاز) و گروه کنترل (25 نفر منوپاز و 25 نفر پره منوپاز) انجام شد. میزان پرولاکتین سرم به روش الایزا و مالون دی آلدهید به روش دستی و بر اساس واکنش با تیوباربیتوریک اندازه گیری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های کای دو و من ویتنی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در مطالعه حاضر دو گروه مبتلا به سرطان پستان و کنترل از لحاظ میانگین متغیرهای سن، وزن، قد، مدت زمان ازدواج، زمان اولین زایمان و تعداد فرزندان همگن بودند (05/0<p). بین افزایش هورمون پرولاکتین و ابتلاء به سرطان پستان در زنان منوپاز ارتباط معنی داری وجود نداشت (425/0=p). بین افزایش هورمون پرولاکتین و ابتلاء به سرطان پستان در زنان پره منوپاز ارتباط معنی داری وجود نداشت (867/0=p). بین گروه زنان منوپاز مبتلا به سرطان پستان و کنترل از لحاظ فراوانی TSH تفاوت معنی داری وجود نداشت (378/0=p).

    نتیجه گیری

     بین افزایش هورمون پرولاکتین و ابتلاء به سرطان پستان در زنان منوپاز و پره منوپاز ارتباط معنی داری وجود ندارد. در حالی که سطوح افزایش یافته سرمی TSH در بین افراد مبتلا به سرطان سینه بیشتر از افراد سالم مشاهده شد، اما از نظر آماری تفاوتی وجود نداشت. با این حال بررسی های بیشتری در این مورد لازم می باشد.

    کلیدواژگان: پرولاکتین، پره منوپاز، سرطان سینه، منوپاز
  • سیده حورا موسوی واحد، مهسا دهقانی، سیده اعظم پورحسینی*، راحله ابراهیمی صفحات 97-100
    مقدمه

    ناهنجاری های رحمی در نتیجه اختلال در تشکیل، تکامل و یا نقص در اتصال جوانه های مولرین در دوره جنینی ایجاد شده و میزان شیوع این اختلالات 4-2% در جمعیت زنان سن باروری گزارش شده است. رحم تک شاخ، یکی از انواع ناهنجاری های رحمی است که در آن یکی از مجاری مولرین رشد طبیعی داشته و لذا یک کاویتی نرمال به همراه لوله رحمی و سرویکس تشکیل می شود، ولی درجات متنوع از اختلال رشد در دیگر مجرای مولرین (از عدم رشد تا وجود شاخ فرعی با یا بدون کاویتی و..) دیده می شود. از عوارض اختلالات تکاملی رحم، حاملگی در شاخ فرعی می باشد.

    معرفی بیمار

    بیمار خانم 17 ساله پرایمی گراوید با حاملگی اکتوپیک در شاخ فرعی بود که به اشتباه به عنوان حاملگی خارج رحمی در لوله نرمال تحت درمان با متوتروکسات قرار گرفته و به علت حاملگی اکتوپیک پایدار و عدم پاسخ به متوتروکسات، جهت درمان جراحی ارجاع شده بود. بیمار تحت لاپاروسکوپی قرار گرفت و سپس با تشخیص حاملگی در شاخ فرعی، محصولات حاملگی و لوله سمت چپ برداشته و تخمدان چپ حفظ گردید. بیمار پس از 2 روز با حال عمومی خوب مرخص گردید.

    نتیجه گیری

    در موارد تشخیص اولیه حاملگی خارج رحمی، باید فالوآپ دقیق از جهت کاهش سیر تیتراژ BHCG انجام شود و در صورت هرگونه افزایش یا در صورت ثابت بودن مقدار BHCG علی رغم درمان کامل با متوتروکسات، بررسی های بیشتر از طریق سونوگرافی، MRI، لاپاروسکوپی و هیستروسکوپی جهت تشخیص ناهنجاری های رحمی انجام شود و وجود شاخ فرعی رحم در موارد حاملگی خارج رحمی پایدار علی رغم نادر بودن، به عنوان بودن یکی از موارد محتمل مدنظر قرار گیرد و با آمادگی قبلی، بیمار به اتاق عمل فرستاده شود.

    کلیدواژگان: حاملگی خارج رحمی، رحم تک شاخ، ناهنجاری مولرین
|
  • Farideh Akhlaghi, Mona Najaf Najafi, Fereshteh Bazmi * Pages 1-6
    Introduction

    Considering that evaluation of fetal head station is difficult and determination by different people had no harmony, therefore, this study was performed with aim to evaluate the accuracy of station meter device (a simple device which is named as determining exact fetal head station that had invention certificate and is approved by Medical Equipment Office) and compare with vaginal examination by obstetrics' resident in order to avoid diagnostic errors.

    Methods

    This cross-sectional study was performed in 2018-2019 on 150 primarous pregnant mothers in the active phase of labor at the maternity ward of Emam Reza and Omol Banin hospitals. At first, the mothers were examined by Obstetrics' resident and fetal head station was recorded in Form A without the knowledge of researcher assistance midwife. Then, the researcher assistance midwife determined the fetal head station with station meter device simultaneously without the knowledge of the result of vaginal examination, and recorded in form B. After data collection, fetal head station was compared in two groups, and correlation and agreement between these two methods were determined by Kapa and Wilcoxon and Spearman tests. Data were analyzed by SPSS software (version 23). P

    Results

    In different fetal head stations, agreement between two measurement methods by Obstetrics' resident and station meter device with Kappa statistics test was 86% and significant (p <0.001).

    Conclusion

    The station meter device can be used with high reliability to determine the fetal head station and can be used for training the skills of fetal head station determination.

    Keywords: Active phase of labor, Fetal head station, New invention Station meter device
  • Alireza Pournajafian, Faranak Rokhtabnak *, Mohamadreza Ghodrati, Alireza Kholdebarin, Ali Hassani, Abdolreza Dayani Pages 7-18
    Introduction

    One of the methods used in cesarean section is spinal anesthesia that have major role in cesarean section. One complication of spinal anesthesia is hypotension. This study was performed with aim to compare the effects of phenylephrine and ephedrine in the treatment of hypotension due to spinal anesthesia in pregnant women who are candidates for cesarean section.

    Methods

    This randomized, double-blind, clinical trial study was performed on 74 healthy pregnant women candidate for ceasarian section under spinal anesthesia who referred to Firoozgar hospital in Tehran in 2017-2018. Patients were randomly assigned to two groups: phenylephrine or ephedrine. Patients received phenylephrine or ephedrine immediately after hypotension due to spinal anesthesia. During the surgery, hemodynamic variables including systolic, diastolic blood pressure and heart rate were measured every 5 minutes. After the removal of the baby, the umbilical cord blood gases were analyzed; first and fifth minutes Apgar score were recorded. Data were analyzed by SPSS software (version 21) and Repeated measures ANOVA. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    There was no significant difference between systolic blood pressure in two groups during surgery (P>0.05). The diastolic blood pressure during surgery at 5, 10, 15, 20, 25 and 30 minutes after the removal of the baby was significantly less in the phenylephrine group than Ephedrine group (P<0.05). Heart rate of patients during surgery except minutes before spinal anesthesia, 6 min after spinal anesthesia, 40 and 45 after the removal of the newborn was significantly less in the phenylephrine group than ephedrine group (P<0.05). First minute Apgar score was significantly higher in phenylephrine group than the ephedrine group (P<0.05). Fifth minute Apgar score was not significantly different between the two groups (P >0.05). There was no significant difference in the PH of newborns in two groups (P>0.05).

    Conclusion

    Both ephedrin and phenylephrine can be used in treatment of hypotension due to spinal anesthesia in pregnant women candidate for caesarean section, without any significant differences in control of systemic blood pressure and minimum effect on Apgar score.

    Keywords: Apgar, Ephedrine, Hypotension, Phenylephrine, Spinal anesthesia
  • Taravat Fakheri, Maryam Hemati, Elham Shah Hossaini, Anisodowleh Nankali * Pages 19-24
    Introduction

    Group B streptococci (GBS) is as an important cause of perinatal morbidity and mortality. GBS is colonized in 10-30% of pregnant women in the vagina or rectum. Transfer of mother-to-child GBS during delivery may result in invasive infection in the newborn during the first week of life. This study was performed with aim to compare the prevalence of GBS in pregnant women with gestational age of 24-34 weeks with symptoms of preterm labor with and without rupture of the membrane.

    Methods

    This case-control study was performed on 50 pregnant women with gestational age of 24-34 weeks referred to Imam Reza (AS) Educational and Medical Center of Kermanshah with signs of preterm delivery in 2016. The subjects were divided into two groups of with rupture of membrane (case) and without rupture of the membrane (control). From the study population, the GBS cultures were collected at admission time from the vagina and were transferred to the medium. The results of culture and demographic information of mothers were compared in two groups. Data were analyzed by SPSS software (version 20) and chi-square and t-test. P

    Results

    There was no significant difference in maternal age (P=0.246), gravidity (P=0.523), gestational age (P=0.716), and history of preterm delivery in previous pregnancies (P=0.942) between two groups of with and without rupture of the membrane. 2 cases (8%) of mothers with rupture of membrane and 1 case (4%) of mothers without rupture of membrane had positive GBS cultures, and the overall prevalence of GBS was estimated 6%.

    Conclusion

    The frequency of positive GBS culture is higher than in pregnant women with rupture of membrane than in pregnant mothers without rupture of membrane

    Keywords: Group B Streptococcus_Preterm Labor_Rupture of membrane
  • Fatemeh Zahra Karimi, Seyedeh Fatemeh Nosrati Hadiabad, Mahbubeh Abdollahi, Leila Karimi * Pages 25-32
    Introduction

    Sleep is one of the necessities of life and sleep disorder has undesirable consequences. This study was performed with aim to investigate sleep disorders and some individual related factors in pregnant women referred to health centers in Mashhad.

    Methods

    This cross-sectional study was performed on 285 pregnant women referred to Mashhad health centers in 2019. Petersburg Sleep Quality Questionnaire was used to assess the sleep quality of individuals. Data were analyzed by SPSS software (version 16) and Pearson correlation coefficient and one-way ANOVA tests. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    The mean age of pregnant women was 27.73±5.37 years and the mean total score of sleep quality was 12.37±2.80 and the rate of sleep disturbance in the pregnant women was 285 (100%). The results of Pearson correlation coefficient showed no significant relationship between demographic variables and sleep quality (P >0.05).

    Conclusion

    Sleep disorder has high prevalence in pregnant women. Therefore, to improve the sleep quality of pregnant women, in addition to routine prenatal care, a program should be design for diagnosis, etiology and treatment of this disorder.

    Keywords: Sleep, Sleep Disorders, pregnancy
  • Shahla Farzipour, Faranak Jalilvand, Firouz Amani, Masoumeh Kazemi, Roya Nikjou, Samira Shahbazzadegan * Pages 33-39
    Introduction

    Premature rupture of membranes (PROM) is not only a major medical problem but also a social and economic problem. According to the results of some studies, Vitamin D deficiency during pregnancy and labor may play a role in premature rupture of membranes by mechanism of inflammation in the placenta. Considering to the high prevalence of vitamin D deficiency in pregnancy and lack of knowledge about of the determinants of premature rupture of membranes, this study was performed with aim to investigate the relationship between maternal vitamin D levels with premature rupture of membranes.

    Methods

    This case-control study was performed on 200 pregnant women with gestational age of 28-41 weeks who referred to Ardabil Alavi Hospital in 2018. 100 pregnant women with premature rupture of membranes were selected as the case group and 100 pregnant women without rupture of membranes as the control group. Blood samples were taken from both groups to measure serum levels of 25-Hydroxy Vitamin D. Demographic information, laboratory data, history and type of maternal delivery were collected. Data was analyzed by SPSS software (version 20) and Chi-Square and T-tests. P<0/05 was considered statistically significant.

    Results

    Serum level of vitamin D in the case group was 22/73 ±11/87 nanomoles per liter and in the control group was 25/16 ±12/48 nanomoles per liter; the difference between two groups was not statistically significant (p=0/09).

    Conclusion

    There was no association between maternal vitamin D levels and premature rupture of membranes. Further research with a larger number of samples and complete control of the intervention agents is needed to investigate the relationship between maternal vitamin D levels and the occurrence of premature rupture of membranes.

    Keywords: Fetal Membranes, Pregnant Women, Premature rupture of membranes, Vitamin D
  • Hadi Safdari *, Nayereh Khadem, Sahar Tahaghogi, Mehdi Hosseini Bafghi, Arefeh Mirrazavi Pages 40-47
    Introduction

    Chlamydia trachomatis and Mycoplasma genitalium are of the main causes of womens' genital tract worldwide. These two bacteries cause urethritis, cervicitis, and pelvic inflammatory disease, which can lead to infertility in women. This study was performed with aim to determine the prevalence of these two infections in infertile women and its effect in IVF treatment failure. 

    Methods

    In this study, cervical swab sampling was performed from 100 infertile patients referred to infertility treatment center of Razavi hospital and Milad infertility center in Mashhad. The swabs were then immediately placed in a Screw Cap Test Tubes containing thioglycollate medium  and transferred to the laboratory.
    The incubation was performed at 37C for 18 hours and then the tubes were centrifuged. The resulting precipitate was transferred into the microtubule, and after 3 washes, DNA extraction was performed by boiling. Finally, the supernatant was used for PCR (Uniplex PCR) separately with specific primers for each of these bacteria

    Results

    The results showed that 23 samples were positive for Chlamydia trachomatis and most cases of IVF failure were related to this group (17 cases). Only one specimen was positive for Mycoplasma genitalium which was related to a patient with IVF failure.

    Conclusion

    Considering the prevalence of Chlamydia trachomatis and and Mycoplasma genitalium, screening is impotrant in infertile women who suffer from relatively severe conditions and high costs of infertility treatment, including IVF. So, it is suggested that before any infertility treatment, the patients be monitored for the presence of these bacteries and receive antibiotic treatment if the result was positive.

    Keywords: Chlamydia trachomatis, Infertility, IVF, Mycoplasma genitalium, PCR
  • Shiva Pourali Roudbaneh, Najmeh Tehranian, Ashraf Saber *, Matin Sadat Esmailzade Pages 48-57
    Introduction

    The presence of apelin in hypothalamus indicates the potential role of this hormone in the balance of energy and food intake. According to apelin’s protective role on obesity, this study was performed with aim to investigate the relationship between serum apelin-36 with mother's anthropometric indices at 18-24 months postpartum.

    Methods

    In this nested case-control study, serum apelin-36 levels of 42 pregnant women was measured during 28-32 weeks of gestation and the first 24 hours after delivery using ELISA in 2014-2016. After delivery, the participants were divided in to two subgroups based on mode of delivery; vaginal delivery group and cesarean section group. Anthropometric indices were measured two times; third trimester of pregnancy and then 18-24 months after delivery. Data were analyzed by SPSS software (version 21) and independent t and paired t-test, Chi-square, regression, and Pearson correlation test. P<0.05 was considered significant.

    Results

    Mean of serum apelin-36 level after vaginal delivery had a nearly significant reduction compared with third trimester of pregnancy (P=0.05). Serum level of apelin-36 after cesarean delivery had negative significant relationship with BMI (P = 0.007, r = -0.57) and waist circumference (P = 0.003, r = -0.62) at postpartum follow-up. Linear regression analysis revealed that serum apelin-36 after caesarian delivery was a significant independent predictors of BMI at postpartum follow-up (P< 0.01). Apelin-36 had no significant relationship with anthropometric parameters in vaginal delivery group (P> 0.05). There was no significant difference in mean of anthropometric indices between two groups including: total pregnancy weight gain (P = 0.51), third trimester BMI (P = 0.11), BMI (P = 0.19), waist circumference (P = 0.21), systolic (P = 0.22) and diastolic blood pressure (P = 0.34), weight retention (P = 0.37) at postpartum follow-up.

    Conclusion

    Maternal serum apelin-36 level had negative significant relationship with maternal body mass index and waist circumference in cesarean section group. However, this mechanism is not completely known.

    Keywords: anthropometric indices, apelin-36, cesarean section delivery, Vaginal delivery
  • Maryam Mehrabadi, Maryam Masoudifar, Aghdas Parvizi, MohammadHasan Rakhshani, Forough Mortazavi * Pages 58-68
    Introduction

    Fear of childbirth increases obstetrical interventions, and causes complications for mother and fetus and is one of the important factors affecting the increased rate of cesarean. This study was performed with aim to investigate the effects of childbirth preparation classes program on fear of normal vaginal delivery measured with Wijma Delivery-Expectancy questionnaire.

    Methods

    This randomized clinical trial study was performed on 132 nulliparous women in Sabzevar Health Centers during 2017-2018. The subjects were randomly divided into two groups of intervention and control. The intervention group participated in childbirth preparation classes and the control group received only the routine prenatal care. Wijma Delivery Expectancy Questionnaire (W-DEQ) Version A&B was completed before and after the intervention and 14 days after delivery by the mothers. Data were analyzed by SPSS software (version 22) and t-test and Repeated Measurement Variance Analysis.  P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    The mean total score of questionnaire and all the factors except the fear of fetal injury were significantly higher in the intervention group than the control group (p <0.05). Also, the scores of all factors except fear of fetal injury increased in the intervention group from pre-test to post-test and follow-up (P <0.05). The scores of fear of fetal injury in the intervention group decreased in post-test while in the control group decreased after childbirth; comparison of means showed difference between two groups (p=0.01).

    Conclusion

    Childbirth preparation classes held in Sabzevar increased the fear of childbirth. Therefore, the content of this training course must be assessed.

    Keywords: Childbirth, fear, Postpartum, pregnancy, Prenatal training
  • Mohammad Fathizadeh, Vahid Valipour Dehnou *, Mohammad Fathi Pages 69-78
    Introduction

    Physical activity has a beneficial effect on liver enzymes concentration. Also, patients with subclinical hypothyroidism have high levels of liver enzymes. Therefore, this study was performed with aim to investigate the effect of 5 months aerobics exercise with low to moderate intensity on serum levels of liver enzymes in subclinical hypothyroidism women.

    Methods

    This semi-experimental study with pre-test and post-test design was performed on 25 subclinical hypothyroidism women in Abdanan city in 2016. The subjects were divided into three groups: drug-exercise, exercise, and drug. Aerobics exercise training consisted of 3 sessions (60 min) per week for 5 months. The drug group was inactive persons who took only LT4 tablets. Levels of ALT, AST and ALP were measured in three groups after 5 months. Data were analyzed using SPSS software (version 24) and correlated t-test and one-way ANOVA test. P

    Results

    Aerobics exercise with low to moderate intensity resulted in non-significant changes in serum levels of ALT (p=0.054), AST (p=0.065) and ALP (p=0.108) in subclinical hypothyroidism women.

    Conclusion

    According to the findings of the present study, 5 months aerobics exercise with low to moderate intensity leads to non-significant changes in serum liver enzymes of ALT, AST, and ALP in subclinical hypothyroidism women. Thus, 5 months aerobics exercise does not affect the improvement of non-alcoholic fatty liver in subclinical hypothyroidism women.

    Keywords: Aerobics, Aerobic exercise training, Hypothyroidism, Liver enzymes
  • Maryam Nasri, Farzaneh Taghian * Pages 79-87
    Introduction

    During obesity, inflammatory markers such as ferritin and C-reactive protein are increased, which is a major mechanism of atherosclerosis and insulin resistance. Regular exercise and medication can reduce these factors and reduce the risk of chronic diseases. This study was performed with aim to compare the effect of 12 weeks of high intensity interval training (HIIT) and use of borage (Echium amoenum L.) on serum CRP and ferritin levels in overweight and obese women.

    Methods

    This randomized clinical trial study was performed on 40 overweight and obese women in 2018. The subjects were randomly divided into four groups of 10 cases in each group (Exercise-Supplement, Exercise, Supplement and Control). Blood samples were collected and analyzed before and after 12 weeks to measure the levels of CRP and ferritin. A high intensity interval training program (85-95% of maximal heart rate) was performed three times a week for 12 weeks, and groups that used Echium amoenum daily received 4 g dissolved in 250 ml of water, for 12 weeks. Data were analyzed by SPSS software (version 21) and Paired t-test and covariance tests and Shapirowilk and Levin tests. P

    Results

    After 12 weeks HIT training, serum ferritin levels increased after the intervention compared to the pre-intervention, so that this increase was significant in the training group (p=0.033) and Echium amoenum group (p=0.016), but was not significant in the training-Echium amoenum group (p=0.323) and control group (p=0.612). Also, CRP decreased after the intervention compared to the pre-intervention, so that this decrease was significant in the training group (p=0.05) and Echium amoenum group (p=0.001), but was not significant in the training-Echium amoenum group (p=0.196) and control group (p=0.571).

    Conclusion

    Performing severe intermittent exercise along with use of Echium amoenum supplementation by reducing CRP and increasing serum ferritin level can improve the complications and diseases caused by obesity. It has also had an impact on general obesity.

    Keywords: CRP, Echium amoenum supplement, Ferritins, HIT training
  • Navid Kalani, Mahshid Alborzi, Athar Rasekh Jahromi, Nasibeh Sharifi, Marzieh Haghbeen *, Marzieh Kazeminezhad Pages 88-96
    Introduction

    Despite many promising advances in recent years, our standing about the onset, progression, and metastasis of breast cancer is not yet complete. However, it is believed that hormones in women may also play an import role in the onset and progression of breast cancer. Therefore, this study was performed with aim to investigate the relationship between prolactin level and breast cancer in menopausal and pre-menopausal women.

    Methods

    This case-control study was conducted on 100 women with breast cancer referred to Breast Cancer Center of Peymanieh Hospital (Jahrom University of Medical Sciences) in two groups of breast cancer (25 menopausal and 25 pre-menopausal women) and control group (25 menopausal and 25 pre-menopausal women) in 2018. Serum prolactin levels were measured by ELISA and malondialdehyde method manually and by reaction with thiobarbituric acid. Data were analyzed using SPSS software (version 21) and Chi-square and Mann-Whitney tests. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    Two groups were homogeneous in terms of mean of age, weight, height, duration of marriage, time of first delivery and number of offspring (p >0.05). There was no significant relationship between increased prolactin level and breast cancer in menopausal women (p = 0.425). There was no significant relationship between increased prolactin hormone and breast cancer in pre-menopausal women (p = 0.867). There was no significant difference between menopausal women with breast cancer and control group in the frequency of TSH (p = 0.378).

    Conclusion

    There was no significant relationship between increased prolactin hormone and breast cancer in menopausal and pre-menopausal women. However, elevated serum levels of TSH were more common among those with breast cancer than healthy controls, but the difference was not significant. However, further investigation is needed in this regard.

    Keywords: Breast Cancer, Menopause, Pre-menopause, Prolactin
  • Seyede Houra Mousavi Vahed, Mahsa Dehghani, Seyedeh Azam Pourhoseini *, Rahele Ebrahimi Pages 97-100
    Introduction

    Uterine anomalies are caused by impairment in the formation, evolution, or defect in the connection of Mullerian bud in the embryonic period, and the prevalence of these disorders is 2% to 4% in the population of women of reproductive age. Unicornuate uterus is one of the types of uterine anomalies in which one of the Mullerian ducts has normal growth, and therefore a normal cavity is formed along with the uterine and vascular tract, but different degrees of growth disturbance is seen in the other Mullerian duct (from no growth to existence of rudimentary horn with or without cavity and so on). One of the complications of uterine development disorders is pregnancy in rudimentary horn.

    Case presentation

    The patient was a 17-year-old woman with ectopic pregnancy in non-communicating rudimentary horn of unicornuate uterus that was mistakenly diagnosed as an ectopic pregnancy in a normal fallopian tube and treated with methotrexate and was referred as a persistent ectopic pregnancy and no response to methotrexate for surgical treatment. The patient underwent laparoscopy and then with diagnosis of pregnancy in the unrelated anterior horn, the pregnancy products and the left tube were removed and the left ovary was preserved. The patient was discharged after 2 days with good general condition.

    Conclusion

    In the case of initial diagnosis of ectopic pregnancy, precise follow-up should be performed in terms of decrease in beta-HCG circulation; in the case of no increase in beta-HCG or if beta-HCG was stable despite methotrexate treatment, further investigations through Ultrasound, MRI, laparoscopy, and hysteroscopy be performed to diagnose uterine anomalies. The presence of uterine rudimentary horn in cases of stable ectopic pregnancy, despite being rare should be considered as one of the possible cases and the patient is transferred to operation room with previous preparation.

    Keywords: ectopic pregnancy, Mullerian anomalies, Unicornuate uterus