فهرست مطالب

  • پیاپی 6 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/04
  • تعداد عناوین: 6
|
  • ارسلان قربانی شیخ نشین، رضا آسوده* صفحات 1-31

    با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 (1979) سلطه امریکا بر ایران پایان یافت و دوره جدیدی در روابط این کشور با ایران آغاز شد. استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل از آن سال همواره به صورت کاملا خصمانه با ایران برخورد کرده اند. که مخرج مشترک تمام سیاستهای سلطه طلبانه، استحاله انقلاب اسلامی و سرنگونی جمهوری اسلامی ایران بوده است. در سالهای اولیه پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی تلاش کردند تا از طریق دامن زدن به مسایل قومی و اختلافات مذهبی، ایران را تجزیه کرده و به یک کشور کوچک و فاقد نفوذ منطقه ای تبدیل کنند. از بهار 1359 تا شهریور همان سال، تجاوز نظامی طبس و کودتای نوژه را در قالب حمله مستقیم نظامی طراحی کردند که این نیز به شکست انجامید. از شهریور 1359 با حمایت تسلیحاتی، اطلاعاتی و مالی از عراق، این کشور را به تحمیل یک جنگ تمام عیار نظامی علیه ایران تحریک کردند. سپس از اوایل دهه شصت تا کنون، با طراحی و سازماندهی استراتژی جنگ نرم و فروپاشی تصمیم به تغییر از درون گرفتند تا بدین ترتیب توان ملی ایران و موقعیت ژیوپلتیک و ژیواستراتژیک آن را تضعیف کرده و ایران در صحنه بین المللی منزوی سازند. در این استراتژی، آنها با سازماندهی تهاجم فرهنگی، سیاسی، روانی و تبلیغاتی و تطهیر خود در افکار عمومی ملت ایران به ویژه در نسل جوان، حمله به مبانی اعتقادی و ارزشهای اسلامی و ملی را دردستور کار خود دارند و با القای ناکارآمدی نظام، کلیه دستاوردهای مثبت گذشته را به صورت اغراق آمیزی نفی می کنند.

    کلیدواژگان: جنگ نرم، جنگ سخت، جنگ رسانه ای، استکبار جهانی، جنگ روانی
  • محمدرضا دهشیری*، امیرحسین سلامت صفحات 33-72

    مبارزه با نظام سلطه و استکبار از اهداف و آرمان های بلند انقلاب اسلامی بوده و هست. و شاید بتوان مهمترین دشمن این انقلاب را همین نظام سلطه دانست. آشنایی با ماهیت نظام سلطه و استکباری و ویژگیها و نحوه عملکرد آن خصوصا از دیدگاه رهبر معظم انقلاب که پرچم دار مبارزه با نظام سلطه است از ضروریات بارز انقلاب اسلامی است. فلذا در مقاله حاضر، دیدگاه مقام معظم رهبری درمورد نظام سلطه با استناد به بیانات و مکتوبات ایشان، مورد بررسی قرار گرفته است. از منظر مقام معظم رهبری، نظام سلطه ویژگیهایی همچون سیاست کلان؛ بردگی ملت ها، تحمیل رویکردها به سایر ملل، پیشرفت سلطه گران، تبلیغات و بزرگنمایی، تهدید و ارعاب ملت ها، دفاع از اسراییل، متکی به بنگاه های بزرگ اقصادی جهان، ریاکاری و نفاق دارد و ابزار نظام سلطه جهانی از دیدگاه رهبری شامل ابزارهای فرهنگی و تبلیغی، حقوق بشر، علم و فن آوری، سازمان بین المللی، ابزارهای اقتصادی، مداخله نظامی و ابزارهای امنیتی می باشد. موضع جمهوری اسلامی در برابر نظام سلطه در دیدگاه رهبری، گفتمان نظام اسلامی، فریاد و افشاگری علیه ظلم و سلطه، عدم پذیرش نظام سلطه گر سلطه پذیر و نابودی سلطه، تولید علم و تقویت ایمان، حفظ شعارهای ضد آمریکایی و مبارزه ی دایمی است. از دیدگاه ایشان، مبارزه ی با استکبار و نظام سلطه تعطیل پذیر نبوده و حتی جزو کارهای اساسی و جزو مبانی انقلاب است.

    کلیدواژگان: مقام معظم رهبری، نظام سلطه، استکبار، ظلم، آمریکا، مبارزه
  • معصومه محمدی صفحات 73-113

    سیاست خارجی ایران و روسیه در طی دوره های مختلف از فراز و نشیب ها، چالش ها، فرصت ها و اتفاقات متفاوتی گذر کرده است و دستخوش نتایج متفاوتی در هر دوره زمانی بوده است. اما آنچه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حایز اهمیت میباشد سیاستی است که ایران را نه زیر سلطه غربی ها و نه اینکه فرصتی به روسها برای اینکه یک سلطه طلبی جدید در کشور ایران داشته باشند قرار داده است. سیاست اصولی ایران در ارتباط با روسیه و غربی ها در چهار دهه اخیر حفظ شعار نه شرقی و نه غربی می باشد که در قانون اساسی هم از آن به صراحت یاد شده، لذا استقلال کشور اولویت اصلی سیاست خارجی ج.ا.ا می باشد و ایران باید از اقتدار روسیه در جهت پیشبرد اهداف امنیتی- نظامی، اقتصادی و فرهنگی در منطقه بهره جوید. بنابراین ایران مستقل و روسیه مقتدر که می توانند با حفظ و گسترش روابط خود، همکاری های قابل توجهی در جهت حفظ منافع داشته، از همه مهمتر دست تمامی کشورهای غربی و اروپایی که قصدی جز سودجویی و بهره مندی از منافع آنها را ندارند را قطع کنند. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه اخیر پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر چه اصول و بنیادهای استوار بوده و به چه دستاوردها و اهدافی رسیده است؟ یافته های این پژوهش نشان از تلاش های هر دو کشور در جهت عادی سازی روابط و گسترش و حفظ منافع و ارتقای جایگاه ایران در منطقه با توجه به سیاست های اعمالی در این دهه ها می باشد و از همه مهمتر ترسیم و پیشبرد آینده ای که در آن سطح همکاری ها به حداکثر رسیده و هر دو کشور در شرایط تحریم بتوانند رشد قابل توجهی در منطقه داشته و هدفی جز ایمن سازی منطقه نداشته باشند.

    کلیدواژگان: سیاست خارجی، جمهوری اسلامی ایران، انقلاب اسلامی، روسیه
  • محمدجعفر جوادی ارجمند، محمدباقر مکرمی پور*، اطهره نقدی نژاد صفحات 115-143

    با پایان جنگ چهانی دوم، تلاش عمومی در میان اندیشمندان مختلف برای درک فرایند توسعه انجام پذیرفته است. در این بین حکمرانی به عنوان مفهومی جدید در ادبیات توسعه توجه را جلب نموده است. حکمرانی مطلوب دارای شاخص هایی است که می تواند موجبات توسعه اقتصادی را فراهم آورد. در این راستا هدف مطالعه حاضر بررسی حکمرانی و توسعه اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران است. فرضیه پژوهش این است که بهبود شاخص های حکمرانی می تواند اثرات معناداری بر ارتقاء شاخص های توسعه از قبیل درآمد سرانه بالاتر، امید به زندگی بالاتر، سطح بهداشت و سلامت بالاتر، گسترش فناوری اطلاعات در جامعه، آموزش عمومی و تخصصی مطلوب تر، نرخ باروری کمتر زنان، نرخ مرگ و میر کمتر کودکان، نرخ بیکاری پایین تر و افزایش رفاه اجتماعی داشته باشد. مدل نظری این پژوهش براساس نظریه دولت توسعه گرا است. نتابج پژوهش نشان می دهد که بهبود شاخص های حکمرانی مستقل از موقعیت جغرافیایی می تواند اثرات معناداری بر ارتقاء شاخص های توسعه و بنابراین افزایش رفاه اجتماعی داشته باشد، اما با بررسی مطالعات انجام گرفته می توان گفت که با توجه به نوع حکمرانی حاکم بر ایران، فرایند توسعه اقتصادی ایران در دوره های مختلف زمانی بعد از انقلاب، شرایط متفاوتی را سپری نموده است و در هر دوره ای هر یک از شاخص های حکمرانی وضعیت متفاوتی را سپری نموده اند.

    کلیدواژگان: حکمرانی، شاخص ها، دولت توسعه گرا، توسعه اقتصادی
  • صارم شیراوند*، ابوذر عمرانی، فرشته معبودی نژاد، ذوالفقار دیده دورا صفحات 145-171

    درپی مجموعه تحریم های اعمال شده توسط نظام سلطه جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران، امنیت اقتصادی و به تبع آن امنیت ملی با تهدیدهایی مواجه شده است. مجموع شرایطی که در نتیجه تحریم ها به وجود آمده باعث شد که عرصه جدیدی به نام اقتصاد مقاومتی برای استمرار و تجلی اقتدار ملی و اقتصادی کشور ترسیم شود. در این راستا سوالی که مطرح می شود این است که استراتژی اقتصاد مقاومتی چه تاثیری بر امنیت ملی ایران دارد؟ فرضیه مقاله عبارت است از اینکه اقتصاد مقاومتی باعث ایجاد توان اقتصادی در داخل کشور می شود و این مسیله هم در تقلیل تهدیدات خارجی و هم ترمیم آسیب پذیری های داخلی و ارتقا ضریب امنیت ایجابی کشور نقش تعیین کننده ای دارد. توان اقتصادی هر کشوری نه تنها در حفظ استقلال و حاکمیت ملی نقش اساسی را بازی می کند، بلکه برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی بویژه برای کشورهای دارای اهداف وسیع سیاسی و ایدیولوژیک مهمترین عامل محسوب می شود، زیرا قدرت اقتصادی با تولید ثروت، منابع لازم برای افزایش و حفظ قدرت نظامی را ایجاد می نماید.

    کلیدواژگان: اقتصاد مقاومتی، امنیت ملی، امنیت اقتصادی، انقلاب اسلامی، مکتب کپنهاگ
  • سوناز نصیری صفحات 173-201

    صنعت نفت از موثرترین و بزرگترین صنایع در جهان و به ویژه ایران است. جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران یکی از رویدادهای تاریخی مهم حیات سیاسی است که طی آن ایرانیان به صحنه سیاست آمدند تا نه تنها ریشه استعمار خارجی رابرای همیشه بسوزند بلکه راه را برای عمران و آبادی کشور هموار نمایند. مقاله حاضر به نقش روحانیت در ملی شدن صنعت نفت می پردازد؛ حادثه ای در خور اهمیت و شایان توجه است، که باید به عنوان یکی از تجربه های مهم، مورد بررسی قرار گیرد. می توان نتیجه گرفت که ملی شدن صنعت نفت کشور عزیزمان ایران، که باعث قطع دست ایادی بیگانه از چپاولگری و تاراج این سرمایه ملی گردید، آن چه که نقش اساسی را در این راستا ایفا نمود، و آن را می توان به عنوان نکته ثقل این پیروزی شیرنی و بزرگ قلمداد نمود، ارتباط وثیق و محکم توده مردم با روحانیت، خصوصا آیت الله کاشانی (رحمه الله علیه) بود، که با روشنگری های خویش ملت را بیدار نمود و آنان را از خواب غفلت بیدار ساخت، و همین امر باعث گردید که حتی خواص جامعه مانند دکتر مصدق نیز فرصت عرض اندام داشته باشند و بتوانند به برکت این پشتوانه محکم در مقابل دربار و انگلیسی ها بایستند و صنعت نفت را ملی نمایند؛ و همچنین فضای باز سیاسی پس از شهریور1320، عرصه ی فعالیت را برای تمامی طبقات، ازجمله روحانیت فراهم آورد. در پی آن، روحانیون نیز قدرت از دست رفته ی خود را بازیافتند و در برابر جریان های مختلف از جمله ملی شدن صنعت نفت موضع گیری کردند تا صنعت نفت کشور ایران ملی گردد.

    کلیدواژگان: روحانیت، ملی شدن، ملی شدن صنعت نفت، صنعت نفت، استعمار
|
  • arsalan ghorbani Sheykhneshin, reza asoudeh* Pages 1-31

    With the victory of the Islamic Revolution in 1978, the American domination of Iran came to an end and a new era in the country's relations with Iran began. Global arrogance and international Zionism have always been hostile to Iran since then. The common denominator of all hegemonic policies has been the transformation of the Islamic Revolution and the overthrow of the Islamic Republic of Iran. In the early years of the victory of the glorious Islamic Revolution, they sought to divide Iran and turn it into a small, regional-free country by fomenting ethnic and religious differences. From the spring of 1980 to September of the same year, they planned the military aggression of Tabas and the Nojeh coup in the form of a direct military attack, which also failed. Since September 1980, with the support of arms, intelligence and financial support from Iraq, this country has been provoked to impose a full-scale military war against Iran. Then, from the early sixties until now, by designing and organizing the strategy of soft war and collapse, they decided to change from within, thus weakening Iran's national power and its geopolitical and geostrategic position and isolating Iran in the international arena. In this strategy, by organizing their cultural, political, psychological and propaganda aggression and purging themselves in the public opinion of the Iranian nation, especially in the young generation, they are attacking the Islamic faith and national and national values ​​in the course of their work and by inducing the inefficiency of the system. They exaggerate the positive achievements of the past.

    Keywords: Soft warfare, hard warfare, media warfare, global arrogance, psychological warfare
  • Mohammadreza Dehshiri*, amirhosein salamat Pages 33-72

    Fighting against the system of domination and arrogance has been and is one of the lofty goals and ideals of the Islamic Revolution. And perhaps the most important enemy of this revolution is this system of domination. Familiarity with the nature of the system of domination and arrogance and its characteristics and how it works, especially from the perspective of the Supreme Leader of the Revolution, who is the flag bearer of the struggle against the system of domination, is one of the obvious necessities of the Islamic Revolution. Therefore, in the present article, the Supreme Leader's view on the system of domination has been examined, citing his statements and writings. From the Supreme Leader's point of view, the system of domination has features such as macro-politics; The enslavement of nations, the imposition of approaches on other nations, the advancement of hegemons, propaganda and exaggeration, the threat and intimidation of nations, the defense of Israel, relies on the world's major economic enterprises, hypocrisy and hypocrisy, and the tools of the world domination system from a leadership perspective. Cultural and propaganda, human rights, science and technology, international organization, economic instruments, military intervention and security tools. The Islamic Republic's stance against the system of domination in the view of the leadership is the discourse of the Islamic system, shouting and exposing against oppression and domination, non-acceptance of the domineering and destructive domination system, production of knowledge and strengthening of faith, preservation of anti-American slogans and constant struggle. From his point of view, the struggle against arrogance and the system of domination is not closed and is even one of the basic works and the foundations of the revolution.

    Keywords: The Supreme Leader, the system of domination, arrogance, oppression, America, struggle
  • masomeh mohammadi Pages 73-113

    The foreign policy of Iran and Russia has gone through different ups and downs, challenges, opportunities and events during different periods and has undergone different results in each time period. But what is important in the foreign policy of the Islamic Republic of Iran after the victory of the Islamic Revolution is the policy that has neither put Iran under Western domination nor given the Russians a chance to have a new domination in Iran. Iran's principled policy in relation to Russia and the West in the last four decades is to maintain the slogan of neither the East nor the West, which is explicitly mentioned in the Constitution, so the country's independence is the main priority of the foreign policy of the Islamic Republic of Iran. Iran must use Russia's authority to advance its security, military, economic and cultural goals in the region. Therefore, an independent Iran and a powerful Russia, which can have significant cooperation in maintaining its interests by maintaining and expanding its relations, will most importantly cut off the hands of all Western and European countries that have no intention but to profit and benefit from their interests. The present study seeks to answer the question of what principles and foundations have been based on the foreign policy of the Islamic Republic of Iran in the last four decades after the victory of the Islamic Revolution and what achievements and goals has it achieved? The findings of this study show the efforts of both countries to normalize relations and expand and maintain interests and promote Iran's position in the region according to the policies implemented in these decades and most importantly to draw and advance the future at that level of cooperation. It has reached its maximum and both countries can have significant growth in the region in the face of sanctions and have no goal other than securing the region.

    Keywords: Foreign Policy, Islamic Republic of Iran, Islamic Revolution, Russia
  • MohammadJafar Javadi Arjmand, Athareh Naghdinejad Pages 115-143

    With the end of the Second Chiian War, a general effort has been made among various thinkers to understand the development process. In the meantime, governance as a new concept in development literature has attracted attention. Good governance has indicators that can drive economic development. The purpose of this study was to investigate the governance and economic development of the Islamic Republic of Iran. The research hypothesis is that improving governance indicators can have significant effects on promoting development indicators such as higher per capita income, higher life expectancy, higher health and well-being, expansion of information technology in society, favorable public and specialized education- In other words, women have lower fertility rates, lower child mortality rates, lower unemployment rates and increased social welfare. The theoretical model of this research is based on the theory of developmental government and the data and data are collected qualitatively using library and internet resources and analyzed in a descriptive-analytical manner. The results show that the improvement of governance indices independent of geographical location can have significant effects on the promotion of development indices and thus increase social welfare, but it can be inferred from the studies conducted. The type of government ruling Iran, the process of economic development of Iran during the different periods after the revolution, has experienced different conditions and in each period of each of the indicators of governance have been different situation.

    Keywords: Governance, Indicators, Developmental Government, Economic Development
  • sarem shiravand *, abouzar omrani, fereshteh mabodinezhad, zolfaghar dideh dora Pages 145-171

    Economic sanctions and, consequently, national security have been threatened following sanctions imposed by the world domination system against the Islamic Republic of Iran. The sum of the conditions created by the sanctions led to the creation of a new arena called the resistance economy for the continuation and manifestation of the country's national and economic authority. In this regard, the question that arises is what effect does the strategy of resistance economy have on Iran's national security? The hypothesis of the article is that the resistance economy creates economic power in the country and this issue has a decisive role in reducing foreign threats as well as repairing internal vulnerabilities and improving the positive security factor of the country. Not only does each country's economic power play a key role in maintaining national independence and sovereignty, but it is also an important factor in advancing foreign policy goals, especially for countries with broad political and ideological goals, because economic power generates wealth to increase resources. And creates the preservation of military power.

    Keywords: Resistance Economics, National Security, Economic Security, Islamic Revolution, Copenhagen School
  • sonaz nasiri Pages 173-201

    The oil industry is one of the most effective and largest industries in the world, especially in Iran. The nationalization of Iran's oil industry is one of the most important historical events in political life, during which Iranians came to the political arena to not only burn the roots of foreign colonialism forever, but also pave the way for the country's development. The present article deals with the role of the clergy in the nationalization of the oil industry; It is an important and significant event, which should be considered as one of the most important experiences. It can be concluded that the nationalization of the oil industry of our beloved country of Iran, which cut off Ayyad Bey's hands from looting and plundering this national capital, what played a major role in this regard, and it can be considered as a point of gravity. He considered the victory of sweetness and greatness to be the close and strong connection of the masses with the clergy, especially Ayatollah Kashani (may God have mercy on him), who awakened the nation with his enlightenment and awakened them from their slumber. It was possible that even the properties of the society, such as Dr. Mossadegh, had the opportunity to stand up and, thanks to this strong support, stand up to the court and the British and nationalize the oil industry; And also the open political space after September 1320, provided the field of activity for all classes, including the clergy. As a result, the clerics regained their lost power and took a stand against various currents, including the nationalization of the oil industry, in order to nationalize Iran's oil industry.

    Keywords: Clergy, nationalization, nationalization of the oil industry, oil industry, colonialism