فهرست مطالب

ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی - سال شانزدهم شماره 58 (بهار 1399)
  • سال شانزدهم شماره 58 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • علیرضا اسدی*، فاطمه چراغی زادگان صفحات 13-40

    در آثار عرفانی متاخر ردپایی از حیوان گونگی روح دیده می شود هرچند قدمت این باورها به ادوار بدوی حیات انسان می رسد. یونگ در آثار خویش که برآمده از تحقیق در اساطیر ملل گوناگون و پژوهش های مردم شناختی وسیع در آیین اقوام بدوی و شبه بدوی است، به معرفی برخی از نمادهای حیوانی پر تکرار در این فرهنگ ها می پردازد. در این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی بر مبنای تحلیل های یونگ به بازخوانی نقش حیوانات در تذکره الاولیاء پرداخته ایم. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که در موارد زیادی نقش حیوانات، در حکایات تذکره الاولیاء مبتنی بر باورهای اساطیری حیوان گونگی روح هستند و اگر روح را به تعبیر روان کاوی یونگ، تعبیر قدیمی «خود» و «روان» بگیریم، این حیوانات نقش نمادهای ناخودآگاه و مراحل تکامل روان را بر عهده دارند. چنان که گاه سمبل خود یا روح متعالی عارف هستند، او را حمایت و حفاظت می کنند، با او سخن می گویند، شناختی برتر از وی دارند و به او معرفتی فراعقلی می بخشند؛ گاه نیز مقام عارف را به عنوان رییس قبیله و صاحب توتم، نشان می دهند.

    کلیدواژگان: نماد، کهن الگو، یونگ، تذکرهالاولیاء، عطار
  • سبیکه اسفندیار*، رضا رضایی صفحات 41-66
    بررسی اشعار آدونیس نشان می دهد که امور متضاد در تفکر و اندیشه های او از جایگاه ویژه و والایی برخوردار است؛ به حدی که در انتقال مفاهیم نو و مورد نظر شاعر نقشی اساسی دارد. یکی از مهم ترین این عناصر که با بسامد بالا در اشعار آدونیس دیده می شود، عنصر روشنی و تاریکی است. این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی به بررسی دو عنصر متضاد و پرکاربرد روشنی و تاریکی در اشعار آدونیس با تکیه بر تحلیل های عرفانی، پرداخته است تا نگاه ویژه آدونیس را به طبیعت و اشیاء بکاود و جنبه هایی از تفکرات متعالی در اشعار او را آشکار کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که علاوه بر مفاهیمی چون خیر و شر، جهان ظاهر و جهان باطن، هدایت و ضلالت و... که این دو عنصر در این مفاهیم بازتاب می یابند، مهم ترین کاربرد آدونیس از روشنی و تاریکی، رها شدن از سرشت ذاتی این دو و لزوم همراهی تاریکی با روشنایی برای رسیدن به نقطه ای است که در آن همه عناصر متضاد و کثرات به وحدت بدل می شوند. آدونیس برای رسیدن به این هدف، پرده های ظاهری و مادی اشیاء را کنار می زند و با تکیه بر مفهومی ویژه به نام «جنون» عریانی حقیقت و شناخت انسان از کنه هستی را موجب می شود.
    کلیدواژگان: آدونیس، روشنی و تاریکی، جنون، وحدت، شناخت انسان
  • غلامرضا پیروز، پری ناز باقری* صفحات 67-92

    کهن الگوها از اعماق ناخودآگاه جمعی بشر نشات می گیرند و این امر موجب شده در ذهن و روان بشر اسطوره ای فراتر از مرزهای جغرافیایی، جریان و سریان پیدا کند. در مقاله پیش رو سعی شده است بر اساس روش تحلیلی تطبیقی، کهن الگوی مرگ و نوزایی در دو مجموعه فارسی و عربی معاصر، بگذار کبوتر بخوابد سروده بدیع صقور، شاعر سوری و مجموعه در ستایش کبوترها از شفیعی کدکنی نقد و بررسی گردد. رهاورد این جستار تبیین شباهت ها و برخی تمایزات قابل تامل در موضوع کهن الگوی مرگ و نوزایی در دو اثر مذکور است. موضوع مرگ و نوزایی در این دو مجموعه به سه شکل قابل ردیابی است؛ الف: رویکرد شاعر به موضوع مرگ بیشتر از توجه وی به مفهوم نوزایی است. ب: مرگ و نوزایی به شکل متعادل رخ می نماید. ج: میزان توجه به مفهوم نوزایی بیش از توجه به موضوع مرگ است. مهم ترین نتایج این پژوهش عبارتند از: بیشتر شعرهای این دو مجموعه بر تعادل میان موضوع مرگ و نوزایی استوار هستند؛ البته توجه به مرگ در شعر بدیع صقور چشمگیرتر است و شفیعی کدکنی در اشعارش بر موضوع نوزایی تاکید می ورزد.

    کلیدواژگان: کهن الگوی مرگ و نوزایی، نقد اسطوره شناختی، ادبیات تطبیقی، شفیعی کدکنی، بدیع صقور
  • سید مهدی رحیمی*، علی اکبر سامخانیانی، ابراهیم محمدی، محمد فاطمی منش صفحات 93-125

    داستان نهنگ بور و شهزاده از لحاظ بن مایه ها و ریشه های اساطیری غنی است و می توان بسیاری از بازنمودهای اسطوره ای، علی الخصوص اسطوره های سکایی، یونانی، چینی و هندی را در آن مشاهده کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی بن مایه های اساطیری مطرح در این داستان همچون خون خوردن، اژدهاکشی، آفرودیت، بن مایه عدد سه، گذر قهرمان از آب به همراه اسب، آزار نرساندن آتش به پاکان و رسیدن به جاودانگی، بی مرگی و پیروزی مرگ بپردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که داستان نهنگ بور و شهزاده به عنوان یکی از داستان های عامیانه سیستانی، از لحاظ بن مایه های اساطیری از غنای بسیاری برخوردار است و این امر به نوبه خود، لزوم توجه بیشتر به فرهنگ بومی و داستان های عامیانه سرزمین سیستان را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: ادبیات عامه، نقد اسطوره ای، بن مایه های اساطیری، فرهنگ سیستانی، افسانه نهنگ بور و شهزاده
  • حامد شمس، محمود براتی خوانساری* صفحات 127-158
    روح الارواح از آثار مهم قرن ششم هجری است که به شرح اسماء الله اختصاص دارد. ارتباط انسان و خدا از موضوعات محوری کتاب است. در این مقاله بر اساس روش تحلیلی توصیفی نشانه شناسی ساختارگرا، به بررسی رابطه انسان و خدا در متن روح الارواح سمعانی پرداخته شده است. در بررسی متن، به دنبال یافتن آن دسته از عناصر ژرف ساختی بودیم که در موضوع ارتباط انسان و خدا، نظام های نشانه ای متن را پدید آورده است. این عناصر کلیدی در ساختار تقابل های متن، به عنوان عوامل اصلی نظام ساز شناخته می شوند. برای رسیدن به این هدف، از روش لوی استروس بهره بردیم که بر اساس تحلیل تقابل های دوگانه به بررسی روابط نشانه ها می پردازد. با بررسی روابط نشانه های متن، نشان دادیم که در دایره نشانه های قطب خدا، تقابل جلال و جمال؛ قهر و لطف، شبکه ای از تقابل ها را به وجود آورده است که با تقابل مثبت و منفی شان و قدر و مرتبه آدمی در نشانه های قطب انسان، مرتبط است. متن از راه ترکیب عناصر متضاد و تلفیق ویژه خود به حل تضادها و تقابل ها می پردازد. در نهایت راهی که متن برای حل تضاد های رابطه انسان و خدا ارایه می دهد، نفی یک طرف رابطه (قطب انسان) است که با شبکه شانه های جلالی و نظام کلامی متن روح الارواح ارتباط پیدا می کند.
    کلیدواژگان: نشانه شناسی، ساختارگرایی، لوی استروس، رابطه انسان و خدا، روح الارواح
  • حسین طاهری، ویدا دستمالچی* صفحات 159-185
    رمان چاه بابل اثر رضا قاسمی بن مایه ای اساطیری دارد؛ داستان بر پایه روایت سامی ماجرای هبوط دو فرشته مذکر به نام هاروت و ماروت و دلباختگی شان به زنی به نام زهره (ناهید) نوشته شده است، نمایش پیکرگردانی این سه، و چگونگی انتقال خویشکاری هر کدام در رمان، هدف این جستار است، که با روش توصیفی تحلیلی، پیشینه هبوط فرشتگان و ارتباط آن ها را با الهه های هندی و ایرانی باستان نشان می دهد. در این راستا بررسی پیکرگردانی آناهیتا، هیورتات و امرتات و ارتباط هر یک با الهه هندی سرسوتی، و دوقلوهای اشوین حایز اهمیت است. نتایج پژوهش نشان می دهد که زمان، مکان و شخصیت در رمان، تثلیثی و سه گانه است. در تثلیث شخصیت، گشت اسطوره ای هاروت و ماروت در پیکر دو مرد و شمایل زهره در پیکر یک زن رخ می نماید؛ «مندو»، «کمال» و «فیلیسا» نقش محوری این تبدیل را بر عهده دارند. تکرار، تناسخ و دگردیسی در سه زمان مختلف (عصرقاجار، زمان انقلاب و دوران معاصر)، در توازی روایات سه گانه رمان در سه مکان (روسیه، ایران، فرانسه) بازنماینده مساله پیکرگردانی و گشت اساطیری و موید تکرار الگوهای رفتاری ازلی ابدی در میان انسان هاست.
    کلیدواژگان: چاه بابل، رضا قاسمی، پیکرگردانی، گشت اسطوره ای، تناسخ
  • اقدس فاتحی، حسن شهریاری* صفحات 187-218

    اشراف بر پیشینه اساطیری شخصیت های حماسی، در تحلیل کارکردهای آنان در آثار ادبی کمک قابل توجهی خواهد کرد. مطالعه خویشکاری های ایزد وای و وجود برخی تشابهات میان این ایزد و کاووس شاهنامه سبب گردید تا به مقایسه تطبیقی میان این دو شخصیت اساطیری بپردازیم. کاووس شاهنامه، از بزرگ ترین پادشاهان حماسی ایران و برخوردار از پیشینه ای اساطیری است. وای نیز، ایزد باد و هواست که بر فضای تهی میان آسمان و زمین حکمرانی می کند. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی به این نتایج که عبارتند از تشابه در شخصیت متلون و ابهام انگیز، فره مندی، جادو پزشکی، جنگاوری، پیک مرگ و سرشت بادی، مکان زندگی و پدر نخستین انسان بودن است، دست یافته. هر چند اختلافات جزیی در میان آن ها دیده می شود، اما وجود این گونه همسانی ها میان این دو شخصیت اساطیری و بررسی و مطالعه سیر تحول و تنزل ایزدان اساطیری به عالم حماسه، ما را بر این داشت که گمان کنیم کاووس شاهنامه صورت تحول یافته و انسانی وایو، ایزد باد و هوا است که در حماسه ملی ما؛ شاهنامه با حفظ مهم ترین خویشکاری های خود در قالب پادشاهی حماسی نمایان گشته است. هدف از انجام چنین پژوهشی بی شک نمایاندن پیشینه ایزدی کیکاووس و تاثیر در رفتار و کردار حماسی و شخصیت چندی بعدی او در شاهنامه است.

    کلیدواژگان: ایزد وای، کیکاووس، اسطوره، حماسه، تحول اساطیر
  • سعید کریمی قره بابا، ویدا دستمالچی* صفحات 219-248

    پیکرگردانی، استحاله و تغییر شکل موجودات حقیقی یا خیالی به موجوداتی دیگر با بهره گیری از قوای ماورای طبیعی است. یکی از نمونه های منحصر به فرد پیکرگردانی زن جادو را در اسکندرنامه نظامی می توان دید. در اسکندرنامه، دختری از نسل سام به نام آذرهمایون با استفاده از جادو به عنوان یک ترفند نظامی برای نگهبانی از آتشکده و جلوگیری از تخریب آن، خود را به شکل اژدها درمی آورد. در این داستان رازآلود، مشخصات سه نوع داستان عامیانه، پری وار و اسطوره ای ملاحظه می شود. هدف مقاله حاضر بررسی این پیکرگردانی از منظر اساطیری، داستانی و تاریخی است. در این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی محتوا انجام گرفته است، پس از بررسی نمونه های پیکرگردانی زنان جادو در قصه های کهن و شرح و توضیح داستان اژدها شدن دختر جادو در اسکندرنامه، دلایل و انگیزه های احتمالی تبدیل شدن زن به اژدها به بحث گذاشته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آذرهمایون احتمالا پری است و ارتباط او با آب و آتش و خواهش های جسمانی در کنار نکات جزیی دیگر این گمان را تقویت می کند. از یافته های دیگر مقاله آن است که شاید افسانه آذرهمایون و بلیناس در متن خود، روایتی از شکل گیری یک جنبش ضد اشغال گری با محوریت آتش گاه، به فرماندهی زنی شیردل را بازتاب می دهد.

    کلیدواژگان: پیکرگردانی، آذرهمایون، زن جادو، اژدها، اسکندرنامه نظامی
  • رحمن مکوندی*، منصوره شکر آمیز، ساسان شرفی، شهین قاسمی صفحات 249-282
    مبحث روایت شناسی دارای چنان قدمتی است که پیشینه آن را می توان در آرای افلاطون و ارسطو یافت. در زمانه ما، ژرار ژنت (1930-2018) یکی از منسجم ترین نظریه های روایت شناسی را عرضه کرده است. این نوشتار جنبه های عرفانی قلعه سقریم نیما را با کاربست عناصر روایی نظریه ژنت بررسی می کند. در پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، نخست نظریه روایی ژنت معرفی می گردد، سپس، به تاثیر کاربست هر کدام از عناصر روایی این نظریه در منظومه پرداخته است و در پایان تاثیر کاربست مجموعه این عناصر در اثر ارزیابی می شود. هدف پژوهش حاضر این است که نشان دهد کاربست این عناصر تا چه اندازه در شکل دهی قلعه سقریم به عنوان اثری عرفانی نقش داشته و تا چه میزان به شاعر در بیان مفاهیم عرفانی یاری رسانده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نیما، با به کارگیری متناسب عناصر روایی نظریه ژنت در اثر خود، (به طور ناخودآگاه) توانسته اثری همسو با آثار عرفانی ادبیات فارسی خلق کند و نیز با به کارگیری این عناصر روایی، مفاهیم عرفانی را به شیوه ای تاثیرگذار در اثر خود بازتاب دهد.
    کلیدواژگان: روایت شناسی، نیما، قلعه سقریم، عرفان، ژرار ژنت
  • ناصر ناصری تازه شهری صفحات 283-313

    مولانا به اقتضای درک و فهم مخاطبانش، برای بیان حقایق اسرار نهانی و حالات عشق روحانی، از قالب تمثیل و حکایت‏های عامیانه بهره برده است و به مصداق «المجاز قنطره الحقیقه» حکایات عوام پسند را پل صعود شیفتگان عالم معرفت می‏داند و برای تفسیر حدیث معروف «من عرف نفسه فقد عرف ربه» حکایت خواب مرد بغدادی و گنج مخفی را برای مریدانش بازگو می‏کند و همین حکایت، سرلوحه افکار و اندیشه نویسنده مشهور برزیلی به نام کوییلو می‏شود که به خلق رمان کیمیاگر می‏پردازد و شهرت جهانی می‏یابد. این مقاله با روش تحلیلی تطبیقی به این سوال پرداخته است که میزان تاثر کوییلو در تبیین اندیشه های ذهنی و تفکرات عرفانی مولانا در موضوع خودشناسی و خداشناسی چقدر بوده است؟ نتیجه تحقیق نشان میدهد که اندیشه‏ های ذهنی و افکار عرفانی مولانا در سیر و سلوک سالکان طریقت در محورهای: وحدت وجود و تجلی حق، دل لطیفه ربانی، گنج مخفی و معرفت، زبان عشق (زبان بی‏کلام)، تبدیل مس وجود به کیمیای هستی، پیر طریقت، در کل داستان سایه انداخته است تا آن حد که همچون مولانا از نی مولانا سخن گفته است.

    کلیدواژگان: مثنوی مولوی، کیمیاگر کوئیلو، خودشناسی، خداشناسی، حکایت خواب مرد بغدادی
|
  • Alirezā Asadi *, Fātemeh Cherāghizādegān Pages 13-40

    In mystical texts, there is a trace of the animality of the soul, though this belief dates back to the primitive era of human life. In his works, Carl Gostov Jung has introduced some of the repeated animal symbols in primitive and quasi-primitive ethnic groups; his theories are based on mythological and anthropological studies about these groups. In the present article, we study the role of animals in Tazkirat-al-Auliyā with a comparative-analytic method based on Jung's ideas. The results show that in the anecdotes of the book, animals play a role based on mythological beliefs about the animality of the soul. If we, like Jung's psychoanalysis, believe that the soul is an old expression of "self" and "psyche", then the animals play the role of unconscious symbols and are part of the process of psyche evolution. In the anecdotes of Tazkirat-al-Auliyā, sometimes, animals are the symbol of the mystic's transcendent self, they protect him and talk to him, they have superior knowledge and give him a transcendental knowledge; and sometimes they refer to the mystic as the head of the tribe and the owner of the totem.

    Keywords: symbol, Archetype, Carl Gostov Jung, Tazkirat-al-Auliyā, Attār of Nishapur
  • Sabikeh Esfandiyār *, Rezā Rezāee Pages 41-66
    An examination of Adunis' poems shows that the contrary opposites have a special status in his thinking; they play a crucial role in conveying the poet's new and favored concepts. One of the most important oppositions, which is found at high frequency in his poems, is the opposition of light and darkness. By using analytical-descriptive method, the present article attempts to evaluate two opposite and commonly used concepts of light and darkness in Adunis's poems based on mystical analysis. In this way, Adunis' special view about the nature and objects becomes clear, revealing aspects of the mystical thoughts in his poetry. The results show that concepts such as good and evil, inward and outward worlds, guidance and deviation are reflected in these two concepts. According to Adunis, one must abandon the intrinsic nature of them and unite darkness with light and reach a point where all opposing elements and multiples are united. To achieve this goal, the poet puts away material things and relies on a particular concept called "madness", and in this way, reveals the Truth and provides the knowledge of the ultimate nature of being.
    Keywords: Adunis, Light, Darkness, madness, unity
  • Gholāmrezā Pirouz, Parināz Bāgheri * Pages 67-92

    Archetypes are rooted in the depths of collective unconsciousness; some of them, beyond the geographical boundaries, are present in the minds of all men. The present article, by using analytical-comparative method, attempts to exmine "the archetype of death and rebirth" in the poems let the Pigeon sleep by Syrian poet, Badi Saqour and in the Praise of Pigeons by M.R. Shafiei Kadkani. The issue of death and rebirth in these poems can be studied in three ways: a: The poet's focus is more on the subject of death. b: Death and rebirth occur in a balanced manner. c: More attention is paid to the subject of rebirth. The most important findings of this study are as follows: Many of the poems in these two collections are based on the balance between death and rebirth. In other his poems, Badi Saqour focuses more on death; but, Shafiei Kadkani emphasizes more on the issue of rebirth.

    Keywords: Archetype of Death, Rebirth, Mythological Criticism, comparative literature, Shafiei Kadkani, Badi Saghor
  • Seid Mahdi Rahimi *, AliAkbar Sāmkhāniāni, Ebrāhim Mohammadi, Mohammad Fātemi Manesh Pages 93-125

    The purpose of this article is to examine the mythological motifs in a local Sistani legend called Nahang Boor va Shahzādeh (the story of the Blond Whale and the Prince). The story has rich mythological themes and Scythian, Greek, Chinese and Indian mythical representations can be found in it. By using descriptive-analytical method, the present study investigates the mythological themes, such as drinking blood, killing dragon, Aphrodite, the number three, crossing water with a horse, passing from fire, the desire for immortality, victory over death in the story. The richness of the mythological themes in the story suggests the need to pay more attention to the native culture and folk tales of Sistan.

    Keywords: Folk literature, mythological critique, mythological motifs, Nahang Boor va Shahzādeh (the Story of the Blond Whale, the Prince)
  • Hāmed Shams, Mahmood Barāti Khānsāri * Pages 127-158
    Ruh al-Arwāh fi Sharh Asmā al-Malik al-Fattāh written by Ahmad Samāni is one the most important works of the sixth century AH, devoted to the description of Divnie names. One of the main themes of the book is the relationship between man and God. Based on a structuralist semiotic approach and by using descriptive-analytical method, the present article deals with the relationship between man and God in Ruh al-Arwāh. In the examination of the text, we look for those deep-structure elements that in the subject of God-man relationship create the semiotic systems. In the structure of the contrasts, some key elements are recognized as the main system-building factors. To this goal, we use Levi-Strauss' method, which examines the relationships of signs based on the analysis of binary oppositions. By considering the relations of signs in the book, we show that within the circle of the signs of God (as a pole) the contrast between "glory and beauty", and "wrath and forgiveness" creates a network of contrasts that are related to contrast of positive/negative dignity of man. The text synthesizes opposite elements and, by its own method of combination, resolves oppositions and contradictions.
    Keywords: Semiotics, Structuralism, Levi Strauss, The relationship between Man, God, Ahmad Samāni, Ruh al-Arwāh fi Sharh Asmā al-Malik al-Fattāh
  • Hossein Tāheri, Vidā Dastmālchī * Pages 159-185
    The Well of Babel, a novel written by Reza Ghāssemi, has a mythological theme. Inspired by a Semitic story, it narrates the descent of two male angels named Harut and Marut who fall in love with a woman named Zohreh (Nahid). The purpose of the present article is to examine the metamorphosis of these three characters and their functions. In addition, by using descriptive-analytical method, it also tries to show the history of the fall of the angels and their connection to ancient Indian and Iranian goddesses. In this regard, it's important to investigate the metamorphosis of Anahita, Haurvatat and Ameretat and their relationship with Indian goddess of Saraswati and Ashvins twins. The results show that time, place, and personality in the novel have triple features. In trichotomy of personality, the mythological transformation of Harut and Marut into the body of two men and transformation of Zohreh into the body of a woman happen. Mandoo, Kamal and Filisa play central role in the transformation.
    Recurrence, reincarnation and transformation happen in three different eras (the Qajar dynasty, the age of Islamic revolution and the contemporary era) and in three different locations (Russia, Iran and French). They refer to metamorphosis and the mythological transformation and confirm the recurrence of eternal behavior patterns of men.
    Keywords: The Well of Babel, Reza Ghāssemi, Mythological Transformation, Metamorphosis
  • Aghdas Fātehi, Hasan Shahryāriee * Pages 187-218

    Understanding the mythological background of epic characters helps us to analyze their functions in literary texts. Studying the functions of Vayu and the existence of some similarities between this lord and Kai Kāvus provides a comparative investigation of these two mythological characters.Kai Kāvus, as described in Shāhnāmeh, is one of Iran's greatest epic kings and has a mythological background. Vayu is the god of wind and air that rules the empty space between heaven and earth. The present study, by using descriptive-analytical method, has found the similarities between the two characters. They are as follows: having ambitious personality, having divine light, having magic-medicine power, being warlike, being messenger of death, having a windy nature and being the father of first man. Although there are slight differences, the similarities between the two mythological characters make us think that the Kai Kāvus is a transformed and human form of Vayu. The purpose of this research is to present Kai Kāvus' godly background, his epic behavior and his multi-dimensional character in Shāhnāmeh.

    Keywords: Vayu, Kai Kāvus, Myths, epic, Mythological Transformation
  • Saeed Karimi Garabābā Pages 219-248

    Metamorphosis is transformation of a fictional or real being into another being by using supernatural powers. One of the unique examples of metamorphosis is the transformation of a magic woman in Nizami Ganjavi's Eskandar-Nāmeh. In this mysterious story, the features of three genres, i.e. folk, fairy story as well as mythical could be seen. The purpose of the present article is to examine this transformation from a mythological, fictional and historical perspective. The research is based on descriptive-analytical method. After examining the examples of the metamorphosis of magic women in ancient tales and explaining the story of the transformation of Azar Homayoun into a dragon in Eskandar-Nāmeh, we study the possible reasons for the metamorphosis. The results show that Azar Homayoun is probably a fairy and her connection to water, fire and bodily desires support such a hypothesis. Another finding of the paper is that perhaps the legend of Azar Homayoun and Belinās (Apollonius of Tyana) refers to an anti-occupation movement led by a braveheart woman in a fire temple as commad center.

    Keywords: Metamorphosis, Azar Homayoun, The Magic Girl, dragon, Eskandar-Nāmeh, Nizami
  • Rahmān Makvandi *, Mansooreh Shekarāmiz, Sāsān Sharafi, Shahin Qāsemi Pages 249-282
    Narratology, as one of the old topics in literary criticism, traces back to the ideas of Plato and Aristotle. Among recent narratologists, Gerard Genette (1930-2018) has presented one of the most consistent theories in narratology. The present research tries to apply Genette’s theory in analyzing “Qale-ye Soqrim” (Soqrim Castle), a narrative poem by the Iranian poet, Nima Yooshij. By using descriptive-analytical method, first, a summary of Genette’s theory is outlined, then, the application of his theory to the analysis of the poem is presented. The purpose of the present study is to show to what extent the narrative elements have contributed to the formation of the poem as a mystical work and how far they have helped the poet to express mystical concepts. The results show that Nima Yooshij, by using appropriate narrative elements, has been able to create a work in line with the mystical works of Persian literature and to reflect mystical ideas in his poem in an effective way.
    Keywords: Narratology, Nima Yooshij, Qale-ye Soqrim (Soqrim Castle), mysticism, Gerard Genette
  • Nāser Nāseri Tāzehshahri Pages 283-313

    According to his audience's ability to understand, Jalāl ad-Dīn Rūmī uses allegories and folk tales for expressing spiritual love and mysteries. He believes that folk tales are a means of transcendence for knowledge lovers. Rūmī tells the antecode of "a man of Baghdad and the hidden treasure" to his disciples to interpret the famous hadith " whosoever knows himself knows his Lord". The story inspired the famous Brazilian writer, Paulo Coelho who wrote The Alchemist and became well-known all over the world. By using descriptive-analytical method, the present article deals with the question to what extent has Coelho been influenced by Rumi's mystical thoughts on the subjects of knowledge of God and self-knowledge? The result of the study shows that Rumi's mystical thoughts about unity of Being, manifestation of the Truth, softness of heart, the hidden treasure and divine knowledge, the language of love, the old wise man, cast a shadow over the whole story of The Alchemist.

    Keywords: Masnavi Manavi_Jalāl ad-Dīn Rūmī_Paulo Coelho_The Alchemist_Knowledge of God_Self-Knowledge_The Antecode of A Man of Baghdad_the Hidden Treasure