فهرست مطالب

زمین ساخت - پیاپی 9 (بهار 1398)
  • پیاپی 9 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/12
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حامد موسوی*، بهزاد زمانی قره چمنی، فاطمه مصباحی، علی کدخدایی، حسین علیزاده صفحات 1-19

    مطالعه سیستم شکستگی ها و نحوه گسترش مکانی آن ها، می تواند به توسعه میدان نفتی ، کاهش هزینه های اکتشاف و درک کلی از سیستم مخزن هیدروکربونی،کمک قابل توجهی نماید. در این مطالعه با استفاده از ابزارهای مختلف همچون تصاویر ماهواره ای لندست OLI-8، تکنیک های سنجش از دور، نرم افزار ژیوماتیکا و راک ورک، کمک گرفته شده تا نقشه خطواره های ساختاری زمین شناسی میدان نفتی بی بی حکیمه (شکستگی های سطحی میدان درسازند آغاجاری)  تهیه شده و با داده های حاصل از لاگ های FMI (در سازند آسماری) مورد مقایسه قرار گیرد . در میدان بی بی حکیمه بر اساس نمودار دایره ای درصد فراوانی، شکستگی های برشی (SO1) و شکستگی های موازی سطح محوری (SX)  از بیشترین درصد برخوردارند. بر اساس نقشه چگالی بدست آمده بیشترین تراکم خطواره ای در کمربند میانی چین از شرق تا غرب بموازات و در مجاورت محورچین دیده می شود و مرتبط با درزه های کششی در محور هستند. چاه های استخراجی میدان نفتی بی بی حکیمه، اغلب در مناطق دارای بیشترین تراکم شکستگی قرار دارند. مقایسه نتایج حاصل از روند شکستگی های 4 لاگ FMI مربوط به میدان نفتی بی بی حکیمه با نتایج حاصل از مطالعات ساختاری در این پژوهش نشان می دهد که روند شکستگی های داده های FMI  در بخش شرقی با نتایج بدست آمده از نتایج سنجش از دور مطابقت کامل را نشان می دهد، بنابراین پیشنهاد می شود مطالعاتی جهت توسعه چاه های استخراجی ونیز مکان یابی برای حفرچاه های اکتشافی جدید در بخش شرقی و در بخش های با تراکم شکستگی بالای حاصل از این پژوهش صورت گیرد.

    کلیدواژگان: شکستگی، سنجش از دور، FMI، میدان نفتی بی بی حکیمه
  • جواد بیگلری*، عباس کنگی، عبدالرضا جعفریان صفحات 19-39

    پهنه گسلی بخاردن-قوچان در قسمت مرکزی کمربند چین خورده-رو رانده کپه داغ در شمالشرق ایران در مجاورت مرز ایران و ترکمنستان قرارداشته و با آرایه ای از گسلهای فعال امتدادلغز راستگرد با روند شمال غرب-جنوب شرق بوده که پایانه انتهایی آنها خمیدگی پیدا کرده و به گسلهای کور متصل شده اند. تغییر سازوکارگسل ها از امتداد لغز به معکوس همراه راندگی باعث افزایش استرس، کوتاه شدگی وگسلش راندگی در خمیدگی انتهایی آنها شده اند لذا اکثر زمین لرزه های تاریخی و دستگاهی در اطراف سامانه های گسلی پهنه بخاردن-قوچان توزیع یافته اند. نتایج بررسی لرزه خیزی این پهنه با استفاده از خرد زمین لرزه ها و محاسبه مقادیر پارامترهای لرزه خیزی b-value، بعد فرکتالی و تهیه نقشه توزیع محلی تنش می تواند اطلاعات ارزشمندی از توزیع تنش در پوسته زمین،ساز و کار گسلها و تغییرات سامانه های گسلی در طول زمان و مکان احتمالی وقوع زلزله های آینده را در اختیار قرار دهد. در نواحی فعال نیوتکتونیکی مقدار تغییرات b-value بین حدود کمتر از 6/0 تا 1/1 می باشد و بعد فرکتالی بین مقادیر صفر تا 2 تغییر می کند. اگر b کمتر از 6/0 باشد و بعد فرکتالی نزدیک به صفر باشد نشان دهنده متمرکزشدن گسلها و زمین لرزه ها در تنشگاه ها با میزان تنش بالا می باشد ولی اگر مقدار b-value بیشتر از6/0 و بعد فرکتالی نزدیک به عدد2 باشد نشان دهنده تنش کم وپراکندگی گسلها و زمین لرزه ها است. وقوع زلزله های بزرگ در لبه این تنشگاه ها دور از انتظار نیست هرچند احتمال اینکه آنها انرژی خود را به مرور زمان از دست بدهند و غیرفعال شوند نیز وجود دارد زیرا آزادشدن انرژی در گسل های این پهنه از لحاظ لرزه شناختی به گونه ای است که در شرایطی که گروهی از گسل ها به آستانه جنبش می رسند، مقادیر b در آنها بالا رفته و گروهی دیگر که در حال انباشت انرژی بوده، مقادیر b در آنها پایین می باشند.

    کلیدواژگان: بعد فرکتالی، پارامترهای لرزه خیزی، تنشگاه، دوره بازگشت، پهنه نئوتکتونیکی در بخش مرکزی کپه داغ
  • محمدامیر علیمی* صفحات 39-57

    تاقدیس بیرجند نوعی چین پیشروی گسله است که در بالای گسل راندگی پنهان شکل گرفته و توسط 12 گسل پارگی به 11 قطعه تقسیم شده است. در این تحقیق، دگرریختی سنوزوییک بالایی مرتبط با راندگی پنهان بیرجند به کمیت درآمده است. بدین منظور، بعد برخالی الگوهای زهکشی واقع بر تاقدیس بیرجند محاسبه و ویژگی های آماری آن بیان شده است. توزیع مکانی پنجره هایی با بعد برخالی نزدیک 2 در مناطقی است که نشیب کم، ارتفاعات پست و واحدهای مارن و توف دارند. این پنجره ها در یال شمالی چین و نیز به سوی قطعات انتهایی شمال باختری (10و 11) فراوانی نسبی بیشتری دارند. این موضوع به شیب کم یال پشتی چین و ستیغ مسطح قطعه انتهایی شماره 11 بر می گردد. در تاقدیس بیرجند به سمت شمال باختری، رشد جانبی چین در دشت بیرجند و نزدیک کوهستان شکراب به شکل شیب ملایم در رسوبات مخروط افکنه های آبرفتی محرز است. در مراحل رشد پیش رونده تاقدیس بیرجند، قطعات از شمال باختر به سمت جنوب خاور به بلوغ ساختاری بیشتری رسیده اند و از مقادیر بعد برخالی پایین تری برخوردارند. در یال پشتی و ستیغ پهن چین، الگوی آبراهه ها داربستی و درختی شده و بعد برخالی به 2 نزدیک می شود و در یال جلویی که نشیب متوسط تا پرشیب است الگوی آبراهه ها به موازی تغییر می یابد و بعد برخالی کم می شود. دگرریختی سطحی ناشی از هندسه راندگی پنهان بیرجند، الگو و تراکم شبکه آبراهه ها را با اثر در توپوگرافی و سنگ‎شناسی منطقه کنترل می کند و نتیجه آن بعد برخالی بالا در مناطقی است که پویایی زمین ساختی بیشتری دارند.

    کلیدواژگان: برخال، الگوی آبراهه، چین فعال، قطعه گسل، خاور ایران
  • مهدی کماسی، بهرنگ بیرانوند* صفحات 57-69

    وقوع شکست هیدرولیکی یکی از مهمترین مسایل ژیوتکنیکی در هسته رسی سدهای خاکی است. افزایش بیش از حد فشار آب حفره ای در اولین دوره آبگیری و در شرایط تراوش پایدار موجب کاهش شدید تنش موثر و در نتیجه کاهش مقاومت برشی مصالح هسته سدهای خاکی می شود که این امر می تواند باعث غلبه فشار آب بر تنش موثر شده و زمینه ساز ترک هیدرولیکی گردد. در این پژوهش به بررسی  شکست هیدرولیکی سد تاج امیر در شرایط بارگذاری استاتیکی در مرحله پایان ساخت و تراوش پایدار توسط نرم افزار پلکسیس با مدل رفتاری موهر کولمب پرداخته شده است. تحلیل ها نشان می دهد که مقادیر فشار آب حفره ای (Ru) و تنش-کرنش درحد قابل قبول بوده است و مشکلی ازنظر پایداری برای سد ایجاد نمی شود. همچنین مقدار قوس زدگی بحرانی برابر 53/0 (47%) که در یک سوم ارتفاع هسته از کف فونداسیون رخ داده، درحد متعارف است و گسیختگی هیدرولیکی حتی با وجود به وقوع پیوستن پدیده قوس زدگی در حد بحرانی در هسته سد، اتفاق نخواهد افتاد.

    کلیدواژگان: سد تاج امیر، شکست هیدرولیکی، فشار آب حفره ای، تنش موثر، پلکسیس
  • زینب عباسی*، آرزو شفیعی، سید محمد تاجبخش، هادی معماریان، سید مرتضی موسوی صفحات 69-81

    تغییرات ریخت شناسی بیان کننده ارتباط بین زمین ساختی و زمین ساخت است. دشت بیرجند در شرق ایران قرار دارد. هدف از پژوهش حاضر، شناخت پارامترهای فیزیکی منطقه مطالعاتی و همچنین عملکرد این پارامترها بر تغییراتی که در سطح زمین به وقوع می پیوندند،  است. که بدین جهت از داده های میدانی و نقشه های توپوگرافی استفاده گردیده است و نتایج زیر حاصل شده است؛ میزان AF از 11/28 (جنوب غربی) تا 61/0 (جنوب غربی) متغیر است. دامنه تغییرات T از 72/0 (جنوب غربی) تا 23/0 (جنوب غربی) است. بیشترین مقدار  Smf 91/1 (جنوب شرقی)،کمترین 02/1 (جنوب غربی) حوزه است. محاسبه شاخص VF بالاآمدگی اندک نوزمینساختی را نشان داد.کمترین مقدار شاخصS 05/1 (غرب) و بیشترین مقدار 16/1 (غرب) است.کمترین مقدار شاخصRe 19/0 (قسمت جنوبی) و بیشترین مقدار 72/0 (جنوب) است. انتگرال هیپسومتری محاسبه شده بدین صورت است که بیشترین مقدار 505/0 (جنوب شرقی) و کمترین مقدار  166/0 (جنوب غربی) است شاخص Dd در جنوب شرقی با 59/1 کمترین و در جنوب غربی 25/2 بیشترین میزان را داراست. بیشترین مقدار شاخص  Te (جنوب شرقی) 55/2 و کمترین مقدار (جنوب غربی) 47/0 است. بیشترین مقدار شاخص C (جنوب غربی)  62/0 و کمترین مقدار (جنوب غربی) 44/0است پارامتر Iat نشان می دهد؛ دشت بیرجند از نظر تغییرات ریخت شناسی در درجه فعال قرار دارد و این نقاط فعال بیشتر در دامنه جنوبی (رشته کوه های باقران) که محل تمرکز گسل های تراستی در این نقاط است واقع شده اند.

    کلیدواژگان: شاخص های زمین ساختی، تغییرات ریخت شناسی، زمین ساخت، حوزه آبخیز
  • بی تا جاویدفخر* صفحات 81-96

    خطه یزد در ایران مرکزی دامنه ای با دگرریختی فعال در قلمرو برخورد عربی-اوراسیا به شمار می رود. منطقه مورد بررسی در جنوب باختر یزد واقع است و با گسل دهشیر در خاور و گسل مهریز در باختر احاطه می شود. این سامانه گسلی راستای عمومی شمال باختری دارد و مستندات فراوانی از گسلش پویا را در خود جای داده است. گسلهای اصلی و فرعی به منظور شناخت ویژگی های ساختاری و زمین ریختی پهنه های گسلی در عکس های ماهواره ای ترسیم شده است. موقعیت رومرکز پنج زمین لرزه دستگاهی با بزرگای بین 4 تا 5 ریشتر در پهنه گسلی تنگ چنار و گسلهای مسبب احتمالی آنها مشخص شده است. گسل پویای طزنج با راستای شمال باختری برای نخستین بار در این نوشتار معرفی شده است. در این گستره، سازوکار چیره گسل ها راستالغز راست بر با مولفه معکوس می باشد که بیانگر جنبش کنونی گسلها است. داده های زمین ریختی بسیاری از جدایش راست بر واحدهای سنگی، مخروط افکنه های آبرفتی کواترنری و قناتها در راستای گسلها ارایه شده است. شواهدی از جدایش راست بر واحدهای تریاس در حدود 840 متر در راستای گسل تفت و 2250 متر در سنگهای کرتاسه زیرین در راستای گسل مهریز وجود دارد. جدایش راست بر مخروط افکنه های آبرفتی در ایستگاه های متعدد از حدود 140 متر تا بیشینه 500 متر در راستای گسل توران پشت بازه تغییر دارد. تحلیل های زمین ریختی با برداشت های میدانی و اندازه گیری های هندسی و کینماتیک (جنبش شناختی) گسلها همراه است.

    کلیدواژگان: گسلش پویا، راست بر، زمین لرزه، جدایش
|
  • Hamed Mousavi *, B. Zamani Gharechamani, F. Mesbahi, A. Kadkhodaie, H. Alizade Pages 1-19

    The study of the fracture systems and their spatial extensions can help in developing oilfields, reducting the costs of exploration and improving overall understanding of the hydrocarbon reservoir systems. In this study, using different tools such as Landsat OLI-8 satellite imagery, remote sensing techniques, by Geomatica and Rockwork softwares, the structural lineaments map of the Bibi Hakimeh oil field (Surface fractures of the field in Aghajari Formation), is prepare and compared by the data obtained from FMI logs (In Asmari Formation). According to the circular diagram, in Bibi Hakimeh oil field the shear fractures (SO1) and surface axial parallel fractures (SX) have the highest percentages. According to the density map, the highest lineation densities have been seen in the middle belt of the fold from the east to the west, adjacent to the axis of the fold, that are related to the tensile joints in the axis. According to studies on the density map, extraction oil wells in the Bibi Hakimeh oilfield, mainly found in the areas with the highest fracture density. Comparison between the results of the fracture process of FMI 4 logs related to Bibi Hakimeh oilfield with the results of structural studies in this study shows that the trend of fractures in FMI data in the East part are completely compatible with the results of remote sensing studies,Therefore, studies are proposed to develop extraction wells and location for the exploration of new exploratory wells in the east and in sections with high fracture density obtained in this study.

    Keywords: Fracture, remote sensing, FMI, Oilfield, Bibi Hakimeh
  • Javad Biglari *, Abbas Kangi, Abdol Rezajafarian Pages 19-39

    The Bakharden-Quchan Faulted Zone is located in central Part of thrusted -folding belt of kopeh Dagh in NE border of Iran-Turkmenistan with array of active right lateral  strike-slip faults by trending NW-SE that their ends have bent to joint blind faults in thrusts. Mechanism changing faults to reverse have caused to increase stress, shortening by thrusting in their ends bending. Most of the historical and instrumental earthquakes have distributed around faulted system of Bakharden-Quvhan Zone. Seismicity results of this zone with micro-seismics and computing parameters of b-value, fractal dimension (D) and mapping of local stresses distribution could have achieved us precious data on crust tension distribution, mechanism faults and system fault changes during time and place of probable occurrence future earthquakes. In neo-tectonic active zone b < 0/6 to 1/1 and D changes between zero to 2. If b< 0/6 and D closes to zero, faults and earthquakes will concentrate in asperities with high rate of stress but if b> 0/6 and D closes to 2 faults and earthquakes will scatter in whole of zone with low rate of stress. Occurrence of major earthquakes are not far away expectation in edge of asperities although there is a possibility that they gradually loss energy to get inactive because the seismology way of releasing energy in these faults is, when group of faults approach to motion threshold are increased b-values and other group of faults are accumulating energy, so their b-values are decreased

    Keywords: Fractional Dimension, Seismicity Parameters, Asperities, Regression period, Neo-tectonic in the central part of Kopeh dagh
  • MohammadAmir Alimi * Pages 39-57

    The Birjand anticline is a type of the fault propagation fold that is formed above a blind thrust fault and is divided into 11 segments by 12 tear faults. In this research, the Late Cenozoic deformation associated with the Birjand blind thrust has been evaluated. To this end, the fractal dimension of drainage patterns and its statistical properties is calculated on the Birjand anticline. Accordingly, the spatial distribution of windows with the fractal dimensions close to 2 are within the regions that are low slope, low height and marl-tuff units. These windows are more relative frequency in the northern limb of the fold, also to the northwest end segments (10 and 11). This issue is related to a gentle back-limb of the fold and flat crest of the end segment 11. For Birjand anticline toward northwest, lateral growth of the fold is clearly at the Dasht-e Birjand and close to the Shekarab kuh to form as gently-dipping alluvial fans deposited. In the progressive stages of the Birjand anticline growth, segments from northwest to the southeast have grown more structurally mature and the values of the fractal dimension are lower. In the back-limb and flat crest of the fold, the drainage patterns are closer to trellis and dendritic and the fractal dimension approaches to 2 and in the fore limb are intermediate and steep slope, the drainage patterns are varies to parallel and the fractal dimension is decreasing. The surface deformation due to the Birjand blind thrust geometry controls the pattern and density of the drainage network by effects of topography and lithology and the result is a high the fractal dimension in the region with more active tectonic.

    Keywords: fractal, Drainage pattern, active fold, fault segment, eastern Iran
  • Mehdi Komasi, Behrang Beiranvand * Pages 57-69

    The occurrence of hydraulic failure is one of the most important geotechnical problems in the core of dams. Excessive water pressure increase during the first impounding period results in a significant reduction in the effective stress and consequently reducing the shear strength of the core materials of the earth's dams, which can overcome the water pressure on the effective stress and the underlying hydraulic cracking. In this research, the hydraulic failure of Taj-Amir earth dam with static loading conditions was completed at the end of construction and the steady state period was studied by Plaxis software with Mohr-Coulomb behavioral model. The analyses show that water pressure ratio (Ru) and stress-strain values are acceptable and there is no problem in terms of failure of dam. Also, the critical ratio of arching is 0.53(47%), which is about one-third the height of the core from the foundation, it is conventional, and the hydraulic failure does not occur even with the occurrence of an arching phenomenon at the core of the dam.

    Keywords: Taj-Amir Earth Dam, Hydraulic Failure, Pore Water Pressure, Effective Stress, Plaxis
  • Zeinab Abbasi *, Arezoo Shafiei, Seyed Mohammad Tajbakhsh, Hadi Memarian, Seyed Morteza Mousavi Pages 69-81

    Morphotectonics expresses the relationship between geomorphology and tectonics. The plain of Birjand is located in eastern Iran. The purpose of this study was to identify the physical parameters of the study area also, the performance of these parameters is based on changes occurring on the surface of the earth, this purpose, field data and topographic maps have been used and the following results are achieved. The AF range varies from 28.11 (southwest) to 0.61 (southwest). The range of changes in T is from 0.72 (southwest) and 0.23 (southwest). The highest Smf is 1.91 (southeast), the lowest is 1.02 (southwest) of the basin. The calculation of the VF index showed a slight neo-tectonic upsurge. The lowest value is S 1.05 (west) and the largest is 1.16 (west) of the region. The lowest value of the index is Re 0.19 (southern part) and the highest value is 0.72 (south). Hypsometric integral is calculated; the highest value is 0,505 (Southeast) and the lowest value is 0,166 (Southwest). The Dd index is (South East) with the lowest 1.59 and the Southwest 2.25. The highest Te (southeast) is 2.55 and the lowest (southwest) is 0.47. The highest value of the index C (southwest) is 0.62 and the lowest (southwest) is 0.44. The parameter Iat shows; the plain of Birjand is located in the active degree of morphometric changes, and these active areas are more in the southern range (Bagheran mountain).

    Keywords: Geomorphological Indices, Morphometric, Tectonic, watershed
  • Bita Javidfakhr * Pages 81-96

    Yazd block in Central Iran is a district of active deformation within Arabia-Eurasia collision zone. The study area is situated in southwest Yazd and it is surrounded by Dehshir fault in east and Mehriz fault in west. This NW trending fault system comprises numerous evidence for active faulting. Major and minor fault segments were mapped in satellite images in order to recognize fault zones structural and geomorphic characteristics. Epicenter location for five instrumental earthquakes with magnitudes ranging from 4 to 5 are defined in Tang-E-Chenar fault zone and probable causative faults are distinguished. Active NW trending Tezenj fault is introduced in this paper for the first time. Dominant fault mechanism involves right-lateral strike-slip and reverse movements observed all over the region representing recent fault activities. There are several geomorphic data demonstrating dextral strike-slip offsets in rock units, Quaternary alluvial fans and qanats along the faults. There is evidence for right-lateral offset in Triass units for ~840m along Taft fault and for ~2250m in Lower Cretaceous rocks along Mehriz fault. Right-lateral offset of alluvial fans ranges from ~140m to ~500m along Turanposht fault. Geomorphic analyses are together with field geologic observations and fault geometric and kinematic measurements.

    Keywords: active faulting, right-lateral, earthquake, offset