فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 1 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/22
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی منصوری، ایرج شهرامیان، هاجر صالحی*، نائله کرد، فائزه خسروی، محمدامین حیدری صفحات 992-1001
    مقدمه وهدف

    دیابت یک بیماری متابولیک بوده که یکی از پیامد های آن کاهش عملکرد جنسی می باشد.از جمله  رویکرد های تقلیل دهنده این عارضه آموزش بهداشت جنسی می باشد. در آموزش بهداشت، مدل های مختلفی به منظور تغییر رفتار های زیان بار در جامعه طراحی شده است.از جمله این مدل ها می توان به الگوی اعتقاد بهداشتی و ارتقاء سلامت پندر اشاره کرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش بهداشت جنسی بر اساس دو مدل پندر و باور بهداشتی بر عملکرد جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو انجام گرفت.

    روش پژوهش

     پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی بود که در آن 80 بیمار دیابتی  به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند.  ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه عملکرد جنسی زنان روزن بود. قبل از انجام مداخله عملکرد جنسی بیماران با استفاده از پرسشنامه روزن سنجیده شد. سپس برای گروه های مداخله متناسب با مدل آموزشی 4 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی برگزار گردید. پس از انجام مداخلات مجددا پرسشنامه روزن تکمیل شد. کلیه داده ها پس از جمع آوری وارد نرم افزار spss نسخه 21 شده و با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    مقایسه پیش آزمون و پس آزمون نشان دادکه در گروه مداخله میانگین نمره کلی عملکرد جنسی و زیر مقیاس های آندر گروه پندر از (2/21)  17/93 به  (2/22) 20/69 افزایش یافت.مقایسه آماری این نمره در قبل و پس از مداخله اختلاف آماری معنی داری را در این گروه نشان داد (p=000/0) میانگین نمره کلی عملکرد جنسی و زیر مقیاس های آن در گروه اعتقاد بهداشتی از (2/97) 18 به (2/38) 21/65 افزایش یافت. مقایسه آماری این نمره در قبل و بعد از مداخله اختلاف آماری معناداری را در این گروه نشان داد (p=000/0).این اختلاف میانگین در هر دو گروه به لحاظ آماری معنا دار بود (P<0/05).
     

    نتیجه گیری

     مقایسه نمرات عملکرد جنسی پس از انجام مداخلات در دو گروه حاکی از آن بود که بجز زیر مقیاس تحریک روانیاختلاف آماری معنی داری بیندو گروه وجود ندارد. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، به نظر می رسد که استفاده از الگوهای آموزشی بر اساس مدل ارتقا سلامت پندر و اعتقاد بهداشتی اثرات قابل توجه و معنی داری بر عملکرد جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد.

    کلیدواژگان: بهداشت جنسی، الگوی اعتقاد بهداشتی، الگوی ارتقا سلامت پندر، دیابت نوع 2
  • مائده صادقی گل افشانی، ناهید رژه*، مجیده هروی کریموی، سید داوود تدریسی صفحات 1002-1010
    مقدمه

    دیابت به عنوان یکی از بیماری های مزمن در سن سالمندی می باشد . مهمترین رکن درمانی در این بیماران اصل خودمدیریتی و خودکارآمدی بیماران می باشد. زیرا تبعیت از مدل های خودمدیریتی موجب افزایش خودکارآمدی و ارتقاء کیفیت زندگی در سالمندان دیابتی می گردد. لذا این مطالعه با هدف تاثیر برنامه خود مدیریتی مبتنی بر مدل 5A بر خودکارآمدی سالمندان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیک رازی قائمشهر در سال 1398 انجام شد.

    روش پژوهش

     این مطالعه تجربی کلاسیک با روش تصادفی ساده بر روی 90 نفر از سالمندان دیابتی در دو گروه آزمون و کنترل انجام شد. در گروه کنترل آموزش های روتین انجام می شد. در گروه آزمون 12جلسه آموزشی 45- 30 دقیقه ای به مدت 12 هفته برگزار شد.اطلاعات توسط پرسشنامه استانداد (DMSES) جمع آوری شد. توسط نرم افزار آماری SPSS21 با آمار توصیفی (جداول، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تی مستقل، تی زوج و آنکوا) تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    آزمون تی مستقل قبل از مداخله بین دو گروه آزمون و کنترل اختلاف معنی داری را نشان نداد (0/47=P). ولی بعد از مداخله در دو گروه اختلاف معنی داری مشاهده شد.(0/001=P). آزمون انکوا با حذف اثر پیش آزمون اختلاف معنی داری را نشان داد (0/01>P) طوری که 16درصد تغییرات خودکارآمدی می تواند به احتمال اجرای مدل خود مدیریتی باشد.

    نتیجه گیری

    باتوجه به اثربخشی مدل خودمدیریتی 5A بر خودکارآمدی بیماران  دیابتی ، می توان از این روش غیردارویی به عنوان یک مداخله آموزشی کم هزینه و اثربخش در برنامه های آموزشی بیماران استفاده نمود.

    کلیدواژگان: خود مدیریتی، مدل 5A، خودکارآمدی، سالمندان، دیابت
  • ندا مستوفی زاده، محبوبه سادات تولایی زواره* صفحات 1011-1019
    مقدمه و هدف

    دیابت شایع ترین بیماری ناشی از اختلال متابولیسم کربوهیدرات می باشد که باعث آسیب به ارگانهای متعدد از جمله کلیه، چشم و قلب می شود. افزایش اگاهی، تغییر نوع رفتار و نگرش بیمار و خانواده بیمار می تواند سبب کاهش عوارض مزمن بیماری گردد. لذا تحقیق حاضر با هدف تعیین دانش نگرش و عملکرد کودکان دیابتی نسبت به بیماری دیابت انجام شد.

    روش پژوهش

     مطالعه ی حاضربه صورت توصیفی تحلیلی مقطعی بر روی 150 کودک و نوجوان دیابتی   دیابتی 10-14 ساله مراجعه کننده به درمانگاه تخصصی دیابت بیمارستان امام حسین (ع) اصفهان به روش سرشماری انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات،پرسشنامه دانش،نگرش وعملکرد بیماری های مزمن (پرسشنامه KAP) بود.  داده ها وارد نرم افزار  SPSS 21 شده و با استفاده از آمار توصیفی وآمار تحلیلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    بین اگاهی و نگرش بیماران و آگاهی و عملکرد و نیز از طرفی  بین نگرش و عملکرد کودکان رابطه معنی داری وجود داشت (P<0/05). با افزایش میزان آگاهی و دانش، نگرش و در نهایت عملکرد بیماران بهترشد. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که سن کودکان با نمره دانش کل و نمره کل رفتار  ارتباط معنی داری ندارد، اما با نمره مزایای درک شده از رعایت رژیم غذایی  و عملکرد خود مراقبتی ارتباط دارد .(P = 0.048) آزمون t مستقل نشان داد که میانگین نمره کل دانش و نگرش بین پسران و دختران تفاوت معنی داری ندارد، اما نمره کل رفتار (0/02 = P) و همچنین فعالیت بدنی (0/001 = P) در پسران به طور قابل توجهی بالاتر از دختران است. با وجود فرد مبتلا به دیابت در خانواده و نیز با افزایش سالهای ابتلا به بیماری دانش، نگرش و حتی عملکرد در رابطه با بیماری به طور معنی داری ارتقا یافته است.

    نتیجه گیری

    بهبود عملکرد در اداره و درمان بیماری دیابت منوط به افزایش اگاهی و افزایش نگرش کودک در خانواده می باشد.

    کلیدواژگان: دیابت، نگرش، عملکرد، دانش
  • رضا ایمانخواه، فرهاد کهرازائی*، غلامرضا ثناگو محرر صفحات 1020-1031
    زمینه و هدف

    دیابت یکی از بیماریهای مزمن و با آسیب، مرگ و میر و هزینه اقتصادی بالا می باشد. در این بیماری، حساسیت سیستم عصبی به محرک های دردزا افزایش می یابد و هیپرآلژزی دیابتی بروز می کند. بیماران  دیابتیک معمولا بعد از تشخیص بیماری و در طی فرایند درمان، از علایم روانی رنج می برند و در جریان سازگاری با بیماری خود دچار پریشانی روانی (اضطراب، افسردگی و استرس) می شوند در این میان فاجعه سازی در این بیماران می تواند حساسیت به درد را  بالا برده و موجب افزایش توجه به درد شود. لذا در این پژوهش بدنبال این هستیم تا اثر بخشی روان درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش پریشانی و فاجعه سازی درد در این بیماران را بررسی نماییم .

    روش پژوهش

     پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و گمارش تصادفی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران دیابتیک مبتلا به درد مزمن مراجعه کننده به کلینیک درد و بیمارستان امیرالمومنین (ع) شهرستان زابل در شش ماهه دوم سال 1396 بوده که از میان آنها 30 نفر (زن و مرد) به روش نمونه گیری هدفمند از طریق انجام مصاحبه بالینی انتخاب و پس از احراز شرایط ورود و خروج پژوهش وارد فرایند درمان شده اند. نمونه بطور تصادفی ساده 15نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار این پژوهش پرسشنامه پریشانی کسلر ،پرسشنامه فاجعه سازی سالیوان و بسته درمانی Act  بود که این بسته شامل 8 جلسه رواندرمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد است که  گروه آزمایش بصورت گروهی توسط روانشناس دریافت کردند.در حالیکه گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرند.

    یافته ها

    با توجه به نتایج بدست آمده دو گروه به لحاظ پریشانی و فاجعه سازی درد در مرحله پس آزمون با کنترل اثر پیش آزمون با هم تفاوت معنی داری داشتند. (p< 0/0001)

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش حاضر بیانگر اثر بخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش پریشانی و فاجعه سازی درد ، بیماران دیابتیک با درد مزمن می باشد. لذا استفاده از این روش درمانی بایستی توسط روانشناسان و سایر درمانگران این حوزه مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، پریشانی، فاجعه سازی درد، بیماران دیابتیک، درد مزمن
  • سیما بادپر، سعید بختیارپور*، علی رضا حیدرئی، فردین مرادی منش صفحات 1032-1044
    مقدمه و هدف

    سازمان بهداشت جهانی تخمین می زند که بیش از 346 میلیون نفر در سراسر جهان مبتلا به دیابت نوع 2  هستند. این تعداد احتمالا تا سال 2030 بدون مداخله بیش از دو برابر خواهد بود. نیاز بیماران دیابتی فقط به کنترل گلوکز خون محدود نمی شود بلکه پیشگیری از عوارض نیز و توان بخشی جسمی و روانی نیز لازم است لذا این پژوهش با هدف آزمون مدل علی خود مراقبتی بر اساس افسردگی و ذهن آگاهی از طریق سبک زندگی سلامت محور در بیماران مبتلا به دیابت انجام شد.

    روش پژوهش

     جامعه آماری شامل کلیه بیماران میانسال مبتلا به دیابت مراجعه کننده به متخصصین غدد شهر تهران در سال1397 بود که از بین آنها 195 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انخاب شدند. و به پرسشنامه های افسردگی، ذهن اگاهی، سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و خودمراقبتی دیابت پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار Amos تحلیل شدند.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که  هر دو متغیر افسردگی و ذهن آگاهی از طریق سبک زندگی سلامت محور با خود مراقبتی رابطه غیرمستقیم و معنی دار داشتند. رابطه مستقیم بین افسردگی و خود مراقبتی معنی دار نبود. اما بین ذهن اگاهی و خود مراقبتی رابطه مستقیم معنی داری وجود داشت. به عبارتی طبق یافته ها ذهن آگاهی علاوه بر تاثیر مستقیم از طریق تاثیری که بر سبک زندگی سلامت محور داشت با رفتارهای خود مراقبتی در ارتباط بود اما افسردگی تمام تاثیرش را بر خودمراقبتی از طریق سبک زندگی سلامت محور گذاشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به اینکه هر دو متغیر افسردگی و ذهن آگاهی بر سبک زندگی که بیمار انتخاب می کند موثر هستند، می توانند از طریق تاثیری که بر سبک زندگی بیمار دارند، رفتارهای خود مدیریتی بیماران دیابتی را پیش بینی کنند.

    کلیدواژگان: خود مراقبتی، افسردگی، ذهن آگاهی، سبک زندگی سلامت محور
  • محبوبه فرزاد، علی رئیس پور رجبعلی* صفحات 1045-1056
    مقدمه و هدف

    با توجه به نقش اطلاعات صحیح مالی در تصمیمات هر سیستم، طراحی و به کارگیری یک سیستم هزینه یابی که قادر به شناسایی هزینه ها و محاسبه صحیح بهای تمام شده خدمات باشد، دارای اهمیت به سزایی می باشد. با توجه به لزوم شفاف سازی هزینه ها و منابع درآمدی بخش های مختلف، پژوهش حاضر با هدف محاسبه بهای تمام شده خدمات ارایه شده به بیماران دیابتی دیالیزی زابل در سال 93 انجام شد.

    روش پژوهش

     پژوهش حاضر از نوع  کاربردی که به شیوه توصیفی، مقطعی و گذشته نگر انجام شده است می باشد. داده ها از طریق فرم های طراحی شده، مصاحبه با مسیولین بخش و مشاهده مستقیم فعالیت های بخش دیالیز گردآوری سپس، قیمت تمام شده با استفاده از روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت و با بکارگیری نرم افزار اکسل نسخه 2013 محاسبه شد.

    یافته ها

    براساس یافته های پژوهش، نیروی انسانی 63 ، لوازم مصرفی دارویی 20 ، مواد و لوازم مصرفی غیردارویی 4/2 ، تغذیه 5، هزینه های شهری با 9/0 ، هزینه استهلاک تجهیزات 3/4 ، هزینه استهلاک ساختمان 4/4 درصد از کل هزینه ها را به خود اختصاص دادند. که هزینه نیروی انسانی بیشترین و هزینه های شهری کمترین هزینه ای بودند که در واحد دیالیز وجود داشت.

    نتیجه گیری

    بیمارستان ها و مراکز درمانی سراسر کشور می توانند با استفاده از روش هزینه یابی برمبنای فعالیت به هزینه های واقعی دست یابند تا افزون بر جلوگیری از زیان های حاصل از هزینه یابی اشتباه با دست یافتن به ظرفیت بلااستفاده و استفاده از آن به کاهش هزینه ها و کارایی بیشتری دست یابند.

    کلیدواژگان: بهای تمام شده، دیالیز، دیابت، هزینه یابی بر مبنای فعالیت
  • مهری دوستی ایرانی، کبری نوریان، سامره عبدلی* صفحات 1057-1058
|
  • Ali Mansouri, Iraj Shahramian, Hajr Salehi*, Naeleh Kord, Faezeh Khosravi, MohammadAmin Heidari Pages 992-1001
    Introduction

    Diabetes is a metabolic disease, and one of its consequences is reduced sexual function. Sexual health education is one of the approaches to overcome this condition. In health education, different models have been designed to change harmful behaviors in society. These models include Health Belief Model and Pender Health Promotion. This study aimed to investigate the effect of sexual health education based on two models of Pender and Health Belief on sexual function of females with type II diabetes.

    Materials and Methods

    This quasi-experimental study was conducted on 80 diabetic patients who were selected through convenience sampling. The data were collected using demographic characteristics form and Rosen's sexual function questionnaire. Before intervention, sexual function of patients was measured using Rosen questionnaire. Subsequently, the intervention group participated four 90-minute educational sessions on a weekly basis in accordance with the educational model. Following that, the intervention group were asked to complete the Rosen questionnaire again. The obtained data were imported into SPSS software (version 21) and analyzed using descriptive and inferential statistics.

    Results

    Comparison of pre-test and post-test showed an increase in the mean total score of sexual function and sub-scales of Pender in the intervention group from 17.93 (2.21) to 20.69 (2.22). It should be mentioned that there was a statistically significant difference between the two groups in this regard before and after the intervention (P=0.000). Moreover, the mean score of sexual function and its subscales in the Health Belief group increased from 18 (2.97) to 21.65 (2.38), which showed a statistically significant difference before and after the intervention in this group (P=0.000). Furthermore, a statistically significant difference was observed between the two groups in this regard (P˂0.05).

    Conclusion

    Comparison of sexual function scores after the intervention in both groups indicated that there was no statistically significant difference between the two groups, except for the scale of psychological stimulation. According to the results of this study, it seems that the utilization of educational models based on Pender Health Promotion Model and Health Belief Model have significant effects on the sexual function of females with type II diabetes.

    Keywords: Health Belief Model, Pender Health Promotion Model, Sexual Health, Type II Diabetes
  • Maedeh Sadeghigolafshanl, Nahid Rejeh*, Majideh Heravi Karimooi, Seyed Davood Tadrisi Pages 1002-1010
    Introduction

    Diabetes is one of the chronic diseases in older age-groups. The most important therapeutic principle in these patients is self-management and self-efficacy since the adherence to self-management models increases self-efficacy and quality of life in diabetic elderly people. This study aimed to investigate the effect of self-management program based on a 5A model on self-efficacy in elderly patients with diabetes referring to Razi Clinic, Ghaemshahr, Iran, in 2018.

    Materials and Methods

    This classical experimental study was performed on 90 diabetic elderly patients who were divided into two groups of experimental and control. The experimental group received 12 training sessions of 30-45 minutes on a weekly basis. On the other hand, the control group received routine training. The data were collected using the standard questionnaire, and subsequently, they were analyzed in SPSS software using descriptive statistics (i.e., tables, mean, and standard deviation) and inferential statistics (i.e., independent t-test, paired t-test, and ANCOVA).

    Results

    According to the results of the independent t-test, there was no significant difference between two groups before and after intervention (P=0.47). However, a significant difference was observed between the two groups after intervention (P=0.001). Moreover, the incubation test showed a significant difference with the elimination of pre-test effect (P<0.01 and Eta=0.16). In total, 16% of the changes in self-efficacy could be due to the possibility of implementing a self-management model.

    Conclusion

    Considering the self-efficacy of the 5A model in patients with diabetes, this non-medical method can be used as an efficient and cost-effective intervention in patient education program.

    Keywords: Diabetes, Elderly people, 5A model, Self-management, Self-efficacy
  • Neda Mostofizadeh, Mahboob Sadat Tavalaei Zavareh* Pages 1011-1019
    Background

    Diabetes is the most common disease caused by a defect in carbohydrate metabolism which can have a negative effect on all organs over time. Increased awareness regarding the knowledge, attitude, and practice of patients can decrease chronic complications as well as the treatment costs. Therefore, the present study aimed to determine the levels of knowledge, attitude, and practice of diabetic adolescents regarding their disease.

    Materials and Methods

    This cross-sectional descriptive study was performed on 150 diabetic adolescents aged 10-14 years who referred to the diabetes clinic in Imam Hossein Hospital, Isfahan, Iran. The required data were gathered using knowledge, attitude, and practice (KAP) questionnaire. The collected data were analyzed in SPSS software (version 21) using descriptive statistics (i.e., mean, standard deviation, frequency), and analytical statistics. The qualitative data were analyzed using the chi-square test while the relationship of age with the level of knowledge, attitude, and practice was determined through the Pearson correlation coefficient test.

    Results

    According to the findings, there was a significant relationship between the knowledge and attitudes of patients, as well as their attitudes and practice (P<0.05). Therefore, an increase in the level of knowledge increased the level of practice. Moreover, it was found that the participants with another diabetic patient in the family and longer disease duration showed better improvement of knowledge, attitude, and even practice. The result of the Pearson correlation coefficient test indicated that the age of the patients did not have a significant correlation with the total score of knowledge and practice (P>0.05). However, the age variable correlated with the score of the perceived benefits of a healthy diet (P=0.017) and self-care performance (P=0.048). Furthermore, based on the results of the independent t-test, the mean score of the total knowledge and attitude was not significantly different between male and female participants (P>0.05), while the total scores of practice (P=0.02) and physical activity (P=0.001) were significantly higher in males, compared to females.

    Conclusion

    Based on the results, it can be concluded that an increase in the level of knowledge and attitude leads to an enhancement in the level of practice of diabetes management.

    Keywords: Diabetes, Knowledge, Attitude, behavior
  • Reza Imankhah, Farhad Kahrazei*, GholamReza Sanagouye Moharer Pages 1020-1031
    Background

    Diabetes is one of the chronic diseases with high mortality and economic costs. In this disease, there is an increase in the sensitivity of the nervous system to pain stimuli and development of diabetic hyperalgesia. Patients with diabetes usually suffer from psychological symptoms after the diagnosis and during the treatment process. In addition, during the adaptation to illness, the patients experience psychological distress (i.e., anxiety, depression, and stress). In the meantime, catastrophizing in these patients can increase the sensitivity to pain and attention to pain. Therefore, this study aimed to investigate the effectiveness of group therapy based on acceptance and commitment in the reduction of distress and pain catastrophizing among these patients.

    Methods

    This is a pretest and posttest semi-experimental study with control and random groups. The present study was carried out on all diabetic patients with chronic pain, including 30 men and women, referring to the Pain Clinic and Amiralmomenin Hospital of Zabol, Iran, in the second 6 months of 2017 using targeted sampling and clinical interview. The subjects entered the treatment process according to the inclusion and exclusion criteria. The samples were randomly assigned to 15 subjects in the experimental and 15 patients in the control groups. The instrument of this study was the Kessler Psychological Distress Scale, Sullivan Catastrophizing Scale, and Acceptance and Commitment Therapy (ACT). The ACT included eight psychotherapy sessions based on the acceptance and commitment the experimental group received by the psychologist. However, the control group did not receive any intervention.

    Results

    According to the obtained results, the two groups were significantly different in terms of distress and pain catastrophizing in the posttest stage with the control of the pretest effect (P<0.0001).

    Conclusion

    The obtained results of this study indicated the effectiveness of group therapy based on acceptance and commitment in the reduction of distress and pain catastrophizing among diabetic patients with chronic pain. Therefore, the use of this treatment technique should be considered by psychologists and other therapists in this field.

    Keywords: Acceptance, Commitment Based Therapy, Distress, Diabetic Patients, Pain Catastrophizing, Chronic Pain
  • Sima Badpar, Saeed Bakhtiarpour*, Alireza Heidari, Fardin Moradimanesh Pages 1032-1044
    Introduction

    The World Health Organization estimates that more than 346 million people have diabetes worldwide. This value will probably be more than double by 2030 without intervention. Diabetic patients not only require blood glucose control but also prevention of complications as well as physical and mental rehabilitation. Therefore, this study aimed to test the causal model of self-care based on depression and mindfulness through a healthy lifestyle in diabetic patients.

    Materials and Methods

    The statistical population consisted of all middle-aged patients with diabetes referred to endocrinologists in Tehran, Iran during 1977. In total, 195 cases were selected by convenience sampling. The patients were asked to complete the questionnaires of depression, mindfulness, health-promoting lifestyle, and diabetes self-care. Data were analyzed in Amos software using the path analysis method.

    Results

    The results showed that depression and mindfulness had an indirect and significant relationship with self-care through a health-centered lifestyle. Moreover, there was no significant relationship between depression and self-care. However, a significant direct relationship was observed between mindfulness and self-care. In other words, mindfulness was associated with self-care behaviors due to its direct effect on a health-centered lifestyle; however, depression affected self-care through a health-centered lifestyle.

    Conclusion

    Given that both depression and mindfulness affect the lifestyle of the patient, they can predict the self-management behaviors of diabetic patients through their impact on the patient's lifestyle.

    Keywords: Depression, Mindfulness, Healthy lifestyle, Self-care
  • Mahboobeh Farzad, Ali Raeis Pour Rajabali* Pages 1045-1056
    Introduction

    According to the role of correct financial information in the decision-making of each system, it is important to design and employ a costing system that can recognize costs and correctly calculate the prime cost of services. Considering the necessity to clarify costs and income sources of different sections, the objective of the current study was to calculate the prime cost of the services to diabetic patients undergoing dialysis in Zabol, Iran, in 2015.

    Materials and Methods

    This applied study was carried out using a descriptive, cross-sectional, and retrospective design. The data were collected through designed forms, interview with the supervisors of sections, and direct observation of the dialysis section activities. Then, the prime cost was calculated by the Activity-Based Costing (ABC) method using Excel software (version 2013).

    Results

    Based on the findings of the present study, the total costs included human force (63%), consumable medicinal instruments (20%), consumable non-medical materials and instruments (2.4%), nutrition (5%), civil costs (0.9%), costs of equipment depreciation (4.3%), and costs of building depreciation (4.4%). Accordingly, the highest and lowest costs were reported for human force and civil costs in the dialysis section, respectively.

    Conclusion

    All of the hospitals and medical centers in Iran will be able to calculate the true costs by means of the ABC method. The use of this technique helps prevent the disadvantages of wrong costing through achieving useless capacity, reducing costs, and increasing efficiency.

    Keywords: Prime cost, Dialysis, Diabetics, Activity-Based Costing (ABC)