فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 4 (پیاپی 28، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/14
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مریم دانشور*، علیرضا عالیشاهی، سید مهدی اجاق، حجت میرصادقی صفحه 1
    اهداف

    هدف از این تحقیق بررسی تاثیر روش های پخت (سرخ کردن و ماکروویو) و تاثیر کیتوزان و زمان نگهداری در فریزر بر فیله فیل ماهی از نظر ارزیابی حسی، رنگ سنجی و تغییرات وزنی بود.

    روش ها

    فیله های ماهی در فریزر C° 18- به مدت 4 ماه منجمد شدند. در 3 بازه زمانی (روز صفر، ماه دوم و چهارم)، انجماد زدایی شده و به 2 روش سرخ کردن و ماکروویو پخته شدند.  نیمی از فیله ها در کیتوزان محلول در اسید  1٪ غوطه ور شدند. این آزمایش در 4 تیمار طراحی شد: 1 T (فیله شاهد سرخ شده)، 2 T(فیله سرخ شده حاوی 1٪ کیتوزان محلول در اسید)، 3 T(فیله شاهد پخته شده در ماکروویو)، 4 T(فیله پخته شده در ماکروویو حاوی 1٪ کیتوزان محلول در اسید). وزن فیله ها قبل و بعد پخت اندازه گیری شد. خواص حسی و رنگ سنجی  نیز پس از پخت مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    یافته ها

    استفاده از کیتوزان محلول در اسید 1٪  بر شاخص های حسی و رنگ سنجی اثر معنی‏داری نداشت (0/05‏>‏p) .در فیله های سرخ شده تغییرات وزنی با گذشت زمان افزایش یافت اما در فیله های پخته شده در ماکروویو طی گذشت زمان روند کاهشی داشت.

    نتیجه گیری

    استفاده از کیتوزان محلول در اسید 1٪ از نظر شاخص های حسی اثر مطلوبی نسبت به گروه شاهد نداشت. در فاکتورهای رنگ سنجی، کیتوزان تاثیر مثبتی روی شاخص زردی داشت. تغییرات وزنی فیله های پخته شده با ماکروویو وضعیت مطلوبی نسبت به سرخ شده داشتند. فیله فاقد کیتوزان زمان 0 نسبت به باقی فیله ها در بهترین وضعیت از لحاظ ارزیابی حسی و رنگ سنجی بود.

    کلیدواژگان: کیتوزان، فیله فیل ماهی، سرخ کردن، ماکروویو
  • پروین صادقی*، محمدمنصور توتونی، سیما مولایی صفحه 2
    اهداف

    مطالعه آسیب شناسی بافتی یکی از مناسب ترین راه های ارزیابی اثرات ناشی از آلاینده ها در موجودات آبزی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات بافتی و شاخص تغییرات هیستوپاتولوژیک (HAI) بافت کبد ماهیان سنگسر معمولی (Pomadasys kaakan) و سرخو معمولی (johnii Lutjanus) دریای عمان انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تعداد 18 قطعه ماهی سنگسر معمولی و ماهی سرخو معمولی از سه ایستگاه رمین، کنارک و هفت تیر با استفاده از تور گوش گیر در زمستان 1395 صید گردید. به منظور بررسی نوع و شدت ضایعات بافتی، بافت کبد هر دو گونه ماهی مراحل تثبیت بافتی در محلول بوین، عمل آوری بافت در دستگاه عمل آوری بافت ، قالب گیری با پارافین، برش گیری مقاطع بافتی به ضخامت 4-5 میکرون با میکروتوم، رنگ آمیزی با هماتوکسیلین و ایوزین را گذراندند.

    یافته ها

    ضایعات بافتی مشاهده شده در کبد ماهیان شامل واکویوله شدن هپاتوسیت ها، اتساع سینوزوییدها، تجمع سلول های چربی، احتقان خون، پیکنوزیس هسته، خونریزی و نکروز بود. ضایعات بافتی مشاهده شده در کبد هر دو گونه ماهی در ایستگاه هفت تیر بیشتر و در ایستگاه رمین کمتر از سایر ایستگاه ها بود. شاخص تغییرات هیستوپاتولوژیک بافت کبد در ایستگاه هفت تیر در هر دو گونه ماهی بیشتر از دو ایستگاه دیگر بود.

    نتیجه گیری

    احتمال می رود به علت پر تردد بودن اسکله هفت تیر و فاصله نزدیک آن با اسکله های دیگر منطقه، میزان تجمع مواد آلاینده در این ایستگاه بیشتر بوده و سبب بروز عوارض شدیدتر بافتی در ماهیان شده است.

    کلیدواژگان: کبد، سنگسر معمولی، سرخو معمولی، دریای عمان
  • زهرا موسوی، صدیقه بابایی*، فرزانه وردی زاده، محمود ناصری صفحه 3
    هدف

    در این تحقیق، استخراج ژلاتین از زایدات تاسماهی سیبری و استفاده از آن در تهیه فیلم، مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    استخراج ژلاتین به روش توام اسید و باز صورت گرفت. بعد از ارزیابی خصوصیات ژلاتین استخراج شده (درجه بلوم، pH، تست زتا و دما و زمان باز و بسته شدن ژل)، از محصول نهایی به روش کاستینگ فیلم تولید شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بازده استخراج ژلاتین از زایدات تاسماهی 06/20% بود که میزان پروتیین، pH، درجه سختی ژل و دما و زمان بسته و باز شدن ژل به ترتیب، 6/0 ± 2/79%، 4، 4/0 ± 2/160 گرم، 2/0 ± 1/13 درجه سانتی گراد در 5/0 ± 3/180 ثانیه و 5/0 ± 33/19 درجه سانتی گراد در 5/0 ± 66/140 ثانیه بود. ارزیابی پتانسیل زتا حاکی از مثبت بودن بار سطحی ژلاتین بود. فیلم خوراکی حاصل از ژلاتین دارای ضخامت، رطوبت، حلالیت، مقاومت کششی، کشش تا لحظه پاره شدن و نفوذپذیری به ترتیب، 0 ± 05/0 میلی متر، 5/1 ± 2/10%، 7/3 ± 79%، 7/0 ± 01/30 مگاپاسکال، 6/3 ± 5/77% و g mm/h mm2kpa×10-6 0 ± 5/3 گزارش گردید. تصاویر حاصل از SEM در فیلم، ساختاری صاف و بدون ترک خوردگی نشان داد. همچنین نتایج حاصل از FTIR گویای شکل گیری باندهای آمیدی در ناحیه 3277، 1633، 1530 و cm-1 1236 بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به بازده و خصوصیات ژلاتین، و خصوصیات مکانیکی و فیزیکی فیلم حاصل، می توان از آن برای تهیه فیلم های زیست تخریب پذیر در نگهداری مواد غذایی بهره برد.

    کلیدواژگان: تاسماهی سیبری، ژلاتین ماهی، فیلم زیست تخریب پذیر، FTIR، SEM
  • افشین عادلی، رضوان قره خان، معظمه کردجزی*، سامان احمد احمدنصراللهی، بهاره شعبانپور، عاطفه نعیمی فر صفحه 4
    اهداف

    برای بازار پسندی و ترجیح مصرف دو نوع محصول مرطوب کننده دست (ژل آلژینات و کرم فوکوییدان) تولید شده از جلبک سارگاسوم، این مطالعه صورت پذیرفت و سپس با یک نمونه تجاری رایج به عنوان شاهد مورد ارزیابی قرار گرفت.

    روش ها

    ژل و دو نمونه کرم به صورت مجزا در 3 قوطی 10 گرمی برای ارزیابی توسط30 نفر آماده شد. ارزیابی با مصرف یک هفته ای هر کدام و با فاصله زمانی یک هفته توقف مصرف انجام شد. پرسشنامه طراحی شده شامل سوالات جامعه شناختی و سوالاتی شامل 12 ویژگی از محصولات بود که بر حسب ترجیح با 3 درجه، رتبه بندی شد. در تحلیل رتبه بندی ها از آزمون فریدمن و برای تشخیص محصول نهایی ترجیح داده شده از روش امتیازدهی استفاده شد.

    یافته ها

    از ویژگی های کرم و ژل تولیدی، رطوبت رسانی و ماندگاری آن در سطح معنی داری مورد پسند بود. به طوری که ژل بیشترین رطوبت رسانی، و کرم بیشترین ماندگاری را داشت. مصرف کنندگان در انتخاب یک مرطوب کننده مناسب برای دست خود به ویژگی تغذیه کنند گی و آبرسانی پوست، ارگانیک بودن و نرم بودن بیشتر توجه می کردند. آن ها قوطی های 250 گرمی را برای کرم های مرطوب کننده می پسندند. در اولویت بندی این ویژگی ها، تغذیه کنند گی، آبرسانی، اثر درمانی و ترمیم کنند گی پوست بالاترین رتبه را کسب کردند. در نهایت کرم مرطوب کننده فوکوییدان بالاترین بازارپسندی را کسب نمود.

    نتیجه گیری

    نمونه کرم تولید شده از فوکوییدان مستخرج از جلبک سارگاسوم در مقایسه با ژل آلژینات تولیدی از همین جلبک، به عنوان یک مرطوب کننده با ماندگاری مناسب و داشتن سایر ویژگی های کرم پوست دست، می تواند یک محصول پذیرفتنی برای ساخت نمونه تجاری در بازار باشد.

    کلیدواژگان: مرطوب کننده دست، جلبک سارگاسوم، حداقل محصول پذیرفتنی(MVP)، شیلات، بازاریابی
  • محسن بیدی، سعید مشکینی*، کاووس نظری صفحه 5
    اهداف

    هدف این مطالعه بررسی تاثیر دان های غذایی دارای Spirulina platensis بر برخی شاخص های فیزیولوژیک کپور علفخوار بود.

     مواد و روش ها

    تعداد 450 کپور علفخوار (5/0±10 گرم) در شش تیمار (سه تکرار) تقسیم شدند و هشت هفته با دان های دارای 0، 5/0، 1، 2 و 4%  پودر اسپیرولینا در مقایسه با غذای علوفه ای (شاهد) تغذیه شدند. در آغاز و پایان آزمایش، شاخص های رشد و تغذیه، ترکیب گوشت، شاخص های خون شناسی، ایمنی شناسی و میزان کاروتنویید ماهیان اندازه گیری شد. میانگین ها با آنالیز واریانس یک طرفه (One-Way ANOVA) و تست Tukey مقایسه شدند (0/05 ≥ p).

     یافته ها

    بهترین شاخص های طول کل، وزن، ضریب تبدیل غذایی، نرخ رشد ویژه، درصد افزایش وزن بدن، کارایی تغذیه ای، ضریب رشد روزانه و مصرف غذای روزانه در تیمار 4% اسپیرولینا مشاهده شد که با شاهد تفاوت معنی دار (0/05˂p) داشت. درصد چربی گوشت ماهیان تیمار 4% اسپیرولینا با شاهد تفاوت معنی دار (0/05˂p) داشت. تعداد گلبول های قرمز تیمار 1% اسپیرولینا با شاهد تفاوت معنی دار داشت. بیشترین درصد هماتوکریت و هموگلوبین در تیمار 1% اسپیرولینا و بیشترین تعداد گلبول های سفید و ایوزینوفیل ها در تیمار 4% اسپیرولینا بود که با شاهد تفاوت معنی دار (0/05˂p) داشتند. درصد لنفوسیت ها در تیمارهای دارای جلبک به طور معنی داری (0/05˂p) نسبت به تیمارهای فاقد جلبک بیشتر بود. بیشترین فعالیت لیزوزیم، باکتری کشی و فعالیت آنتی تریپسین سرم در تیمار 4% اسپیرولینا با گروه شاهد تفاوت معنی دار داشت (0/05˂p). کارتنویید گوشت ماهیان تفاوت معنی داری بین تیمارها نشان نداد.

    نتیجه گیری

    دان های غذایی 4% اسپیرولینا برای بهبود شاخص های رشد و تغذیه، خون شناسی و ایمنی شناسی کپور علفخوار پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: اسپیرولینا، کپور علفخوار، شاخص های خون شناسی، شاخص های ایمنی شناسی، کاروتنوئیدها
  • ندا میرحسینی*، رضا داورنژاد، احمد حلاج ثانی، ادگار کنویوروپا، امید توکلی صفحه 6
    اهداف

    امروزه استفاده از ریزجلبک ها برای تولید مواد فعال زیستی و دارویی بسیار مورد توجه است. کربن یک ماده ضروری برای رشد ریزجلبک Spirulina maxima محسوب می شود. یافتن بهترین منبع کربنی و غلظت برای رسیدن به مقادیر بالا زیست توده در کوتاه ترین دوره کشت بسیار ارزشمند است بنابراین در این مطالعه تاثیر منابع کربنی (کربنات و بی کربنات سدیم، گلوکز و ملاس) با غلظت های مختلف (16، 24 و 32 گرم بر لیتر) بر میزان رشد و تولید زیست توده بررسی شد.

    روش ها

    کشت در قالب 11 تیمار و 3 تکرار در محدوده دمایی آزمایشگاه (3±28 درجه سانتیگراد)، شدت نور 100 ±1350 لوکس (نوردهی 24 ساعته) انجام گردید. حداکثر ضریب رشد ویژه و زمان دوبرابر شدن مطابق با روش مدل سازی غیرخطی با کمک نرم افزار Wolfram Mathematica در فاصله اطمینان 99% محاسبه گردید.

    یافته ها

    بیشترین میزان غلظت زیست توده در بالاترین غلظت (برحسب گرم بر لیتر) در 5 روز اول به ترتیب متعلق به نموهای ملاس (083/3)، گلوکز (094/2)، کربنات سدیم (869/0) و بی کربنات سدیم (835/0) است. افزایش غلظت نمونه ها بجز گلوگز از 16 تا 32 گرم بر لیتر در محیط کشت سبب افزایش زیست توده شد. اگرچه نمونه رشدیافته در ملاس دارای بالاترین میزان غلظت زیست توده در روزهای ابتدایی می باشد اما بیشترین تاثیر بر ضریب رشد ویژه متعلق به نمونه گلوگز است.

    نتیجه گیری

    منبع کربنی و غلظت آن تاثیر بسزایی بر رشد زیست توده دارد و گلوکز با غلظت 24 گرم بر لیتر بعنوان منبع کربنی جایگزین موثر بر رشد انتخاب شد. کلیه نمونه ها در بالاترین غلظت کمترین تاثیر را بر ضریب رشد ویژه داشته اند.

    کلیدواژگان: منبع کربنی، ملاس، گلوکز، پارامترهای رشد، زیست توده، Spirulina Maxima
  • محمود محسنی*، سلطنت نجار لشگری، کادوسا موذن زاده، راحله اسماعیل نیا صفحه 7

    این مطالعه به منظور ارزیابی اثرات سطوح مختلف کولین کلراید جیره غذایی(0، 250، 500، 750، 1000 و 2000 میلی‏گرم در هر کیلوگرم غذا)برعملکرد رشد، ترکیب لاشه و برخی پارامترهای خون و سرم شناسی ماهی آزاددریای خزر طراحی و اجرا گردید.تعداد 270 قطعه ماهی با وزن متوسط38/0±82/8 گرم در18 وان فایبرگلاس250 لیتری با 3 تکرار در هر تیمار با یکی از 6 جیره آزمایشی به مدت 10 هفته تغذیه شدند. وزن نهایی، شاخص نرخ رشد ویژه، نسبت بازده پروتیین ماهیان تغذیه شده با جیره محتوی سطوح مناسب کولین (750 تا 1000 میلی‏گرم کولین در کیلوگرم)، بطور معنا‎داری از ماهیان تغذیه شده با جیره شاهد و جیره Cho250 بالاتر بود. ضریب تبدیل غذایی ماهیان تغذیه شده با تیمارهای Cho750 و Cho1000 بطور معناداری نسبت به ماهیان تغذیه شده با تیمار شاهد پایین‏تر بود.می توان اذعان نمود،ماهی آزاد نمی تواند نیازهای فیزیولوژیک کولین خود را با بیوسنتز کولین ازکبد و یا متیونین اضافه تامین کند.با افزایش کولین در جیره غذایی،میزان پروتیین و چربی لاشه به طور معناداری افزایش ولی رطوبت لاشه کاهش یافت. همچنین مقادیر متوسط چربی کبد ماهیان تغذیه شده با تیمار شاهد و تیمار Cho250 بطور معناداری نسبت سایر تیمارها کمتر بود.نتایج بیانگر همبستگی منفی بین افزایش سطح کولین کلراید در جیره و میزان فعالیت آنزیم‏های کبدی خون بود. با توجه به نتایج مطالعه حاضر می‎توان اذعان نمود حد مناسب کولین کلراید در ماهی آزاد پرورشی دریای خزر، به میزان 750 تا 1000 میلی‏گرم در کیلوگرم در جیره به منظور دستیابی به حداکثر رشد، ترکیب بهینه لاشه و سیستم ایمنی می باشد.

    کلیدواژگان: کولین کلراید، ماهی آزاد دریای خزر، روند رشد
|
  • Maryam Daneshvar*, Alireza Alishahi, Seyed Mahdi Ojagh, Hojat Mirsadeghi Page 1
    Aims

    The aim of this study was to investigate the effect of cooking (frying and microwave), chitosan additive and freezer storage on the fish fillet in terms of sensory and color evaluation and weight changes.

    Methodes

    Cultivated fish fillets, frozen at -18 ° C for 4 months. They were then transferred to the Fisheries Processing Laboratory of the Faculty of Fisheries, Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources, in the shortest possible time (day 0, day 2 and month 4). The fillets were frozen and cooked in a pan and microwave. The experiment was designed in 4 treatments: T1 (fried sample without chitosan), T2 (fried sample containing 1% acid-soluble chitosan), T3 (microwave cooked sample without chitosan), T4 (Microwave cooked sample containing 1% acid-soluble chitosan). Fillet weights were measured before and after cooking. Sensory evaluation and colorimetric evaluation of fillets were also performed after cooking.

    Findings

    The use of 1% acid soluble chitosan had no significant effect on sensory parameters and colorimetric factors (p> 0.05). Weight changes in fried fillets increased over time but decreased in microwave-cooked fillets over time.

    Conclusion

    The use of natural additives such as acid soluble chitosan 1% had no significant effect on the sensory indeces compared to the control group. In terms of colorimetric factors, chitosan had a positive effect on yellowness index. In terms of cooking and having a safe product, it is very important that the weight factor of the microwave cooked fillets is more favorable than the fried fillets.

    Keywords: Chitosan, huso fillet, Frying, Microwave
  • Parvin Sadeghi*, Mohammad Mansur Toutouni, Sima Molaei Page 2
    Aims

    Histopathological study is one of the most appropriate ways to evaluate the effects of contaminants in aquatic organisms. The aim of this study was to evaluate the histopathological changes and histopathological alternation index (HAI) in liver tissue of Pomadasys kaakan and Lutjanus johnii in the Oman Sea.

    Materials & Methods

    In this study, 18 number Pomadasys kaakan and Lutjanus johnii were captured from there stations Ramin, Konarak and Haft Tir by gillnet in winter 2016. In order to study the type and severity of tissue lesions, liver tissue of both fish species were performed fixation stages in Bowen's solution, tissue processing in tissue processing device, paraffin impression, tissue sections 4-5 microns thickness with microtome, stained with hematoxylin and eosin.

    Findings

    Tissue lesions observed in fish livers included hepatocyte vacuolization, enlargement of sinusoid, adipose cell accumulation, blood congestion, nuclear pyknosis, hemorrhage and necrosis. Tissue lesions observed in the liver of both fish species were higher in Haft-Tir station and lower in Ramin station than in other stations. Histopathological alternation index in liver tissue of both fish species were higher in Haft-tire station than in the other two stations.

    Conclusion

    Due to the high traffic of the Haf-Tir dock and its close proximity to other docks in the area, the accumulation of pollutants at this station is more and to cause more severe tissue lesions in fish.

    Keywords: Liver, Pomadasys kaakan, Lutjanus johnii, Oman Sea
  • Zahra Mousavi, Sedigheh Babaei*, Farzaneh Vardizadeh, Mahmoud Naseri Page 3
    Aims

    In this study, gelatin was extracted from Siberian sturgeon waste and used in film making.

    Materials and Methods

    Gelatin was extracted using NaOH and HCl. After evaluating the extracted gelatin properties (bloom grade, pH, zeta test, melting and setting temperature and time), the edible film was prepared by using glycerol.

    Findings

    The results showed that the extraction efficiency of the gelatin was %20.06. The protein content, pH, degree of gel hardness, setting and melting temperature and time were 79.2 ± 0.6%, 4, 160.2 ± 0.4 g, 13.1 ± 0.2 ° C in 180.3 ± 0.5 seconds and 19.33 ± 0.5 ° C in 140.66 ± 0.5 seconds, respectively. Zeta potential indicated a positive surface charge in gelatin. The thickness, moisture, solubility, tensile strength, tensile strength and permeability tensile strengths properties of gelatin film reported 0.05 mm, %10.2 ± 1.5, %79 ± 3.7, 30.01 ± 0.7 MPa, %77.5 ± 3.6 and 3.5 ± 0 g mm/h mm2kpa×10-6 , respectively. SEM images of the film showed smooth structure without cracking. Moreover, the FTIR result showed the formation of amide bands in the region of 3277.62, 1633.92, 1530.11 and 1236.49 cm-1.

    Conclusion

    Due to the efficiency and properties of gelatin, and the mechanical and physical properties of the edible film, it can be used as a good candidate for the production of biodegradable films in food storage.

    Keywords: Siberian sturgeon, Fish gelatin, Biodegradable film, FTIR, SEM
  • Afshin Adeli, Rezvan Gharekhan, Moazameh Kordjazi*, Saman Ahmad Ahmad Nasrollahi, Bahareh Shabanpour, Atefeh Naimifar Page 4
    Aims

    For the purpose of marketability and consumer preferences, two types of hand moisturizing products (Alginate gel and Fucoidan cream) produced from Sargassum algae, this study was conducted. then evaluated with a common commercial sample as a control.

    Methods

    Gel and two cream samples were prepared in 3 jars of 10 g to evaluate 30 individuals as panel members. Evaluation was performed using one product per week and with a one-week break between sessions. The designed questionnaire consisted of sociological questions and 12 characteristics of the products that were rated with 3 points of preference The Friedman test was used to analyze the ratings and the scoring method was used to identify the final product.

    Results

    Two characteristics of produced cream and gel (moisturizing and shelf life) at a significant level. The gel had the highest moisturizing capacity and the cream had the highest shelf life. Consumers paid more attention to the nourishing and hydrating properties of the skin, being organic and soft in choosing the suitable moisturizer for their hands. They like moisturizing cream of 250 gr jar. Nutrition and hydrating, therapeutic effect and skin repair were also ranked as high priority. Ultimately, the Fucoidan moisturizing cream gained the highest preference in market.

    Conclusion

    The Fucoidan cream produced from Sargassum algae compared to alginate gel from this alga, as a moisturizer with suitable shelf-life and have other hand cream properties, can be an acceptable commercial product in the market.

    Keywords: Hand moisturizer, Sargassum, Minimum viable product (MVP), Fisheries, Marketing
  • Mohsen Bidi, Saeid Meshkini*, Kavous Nazari Page 5
    Aims

    The aim of this study was to investigate effect of pellets contain Spirulina platensis on physiological indices of Ctenopharyngodon idella.

    Materials & Methods

    The number of 450 grass carp (10±0.5g) were divided into six treatments (three replicates) and fed with pellets contain 0, 0.5, 1, 2, 4% spirulina for eight weeks, compared to forage (control). At initial and the end of experiment, growth and nutrition indices, meat composition, hematological and immunological indices, and carotenoid of fish were mesured. Means were compared by one-way ANOVA, Tukey test (p ≤ 0.05).

    Findings

    The best total length, weight, FCR, SGR, body weight gain, nutritional efficiency, daily growth and dietary intakes were observed in 4% Spirulina treatment, which showed significant difference with control (P˂0.05). Fat percentage of meat in 4% Spirulina treatment had difference with control significantly (P˂0.05). The number of RBCs in 1% spirulina treatment had significant difference (P˂0.05) with control. The highest Hct and Hb were observed in 1% spirulina treatment, and the highest WBCs and eosinophils were observed in 4% spirulina treatment, which had significant difference with control. Also, the percentage of lymphocytes in algae-treated treatments was significantly (P˂0.05) higher than control and non-algae-treated treatment. The highest level of lysozyme, bactericidal and anti-trypsin activity of serum were in 4% spirulina which had significant difference with control. Carotenoid of fish meat didn’t show significant difference between treatments.

     Conclusion

    According to the results, food pellets containing 4% Spirulina is recommended for improving growth and nutrition, hematological and immunological indices in grass carp.

    Keywords: Spirulina, Grasss Carp, Hematological Indices, Immunological Indices, Carotenoids
  • Neda Mirhosseini*, Reza Davarnejad, Ahmad Hallajisani, Edgar CANO-EUROPA, Omid Tavakoli Page 6
    Aims

    microalgae use has been recently attracted for the production of biologically active drugs and pharmaceuticals.Carbon source is an essential factor for the Spirulina maxima growth. Since finding the appropriate carbon source and its concentration to achieve high levels of biomass in the shortest cultivation period is very valuable. Therefore, the effect of different carbon sources (sodium carbonate, sodium bicarbonate, glucose and molasses) with different concentrations (16, 24 and 32 gL-1) on growth and biomass production were evaluated.

    Methods

    Microalgae was grown in 11 treatments with 3 replications at labarotary temperature (28±3 °C) and 1350±100 Lux light intensity (24 hours exposure-time). Maximum specific growth rate and doubling time were calculated according to nonlinear modeling by Wolfram Mathematica software at 99% confidence interval.

    Findings

    The highest biomass concentration (gL-1) at the highest carbon source concentration in the first 5 days belonged to molasses (3.083), glucose (2.094), sodium carbonate (0.869) and sodium bicarbonate (0.835). Biomass production of treatments except glucose in medium was increased by increasing concentration from 16 to 32 gL-1. Although molasses has reached on highest biomass production during the first 5 days of cultivation, but the greatest effect on increasing specific growth rate belongs to the glucose sample.

    Conclusions

    As a result, the carbon source and its concentration had a significant effect on the growth and biomass production. Glucose has been selected as an effective carbon source for growth with a concentration of 24gL-1. Moreover, the highest concentration of treatments had shown the least effect on specific growth rate.

    Keywords: Carbon Source, Molasses, Glucose, growth parameters, Biomass, Spirulina maxima
  • Mahmoud Mohseni*, Saltanat Najjar Lashgari, Kadusa Moazzenzadeh, Raheleh Esmailnia Page 7
    Aims

    The present study was aimed to evaluate the effect of different levels of choline chloride (ziro, 250, 500, 750, 1000, and 2000mg/kg food) on the growth performance, carcass compositions, and haematology of Caspian salmon (Salmo trutta caspius).

    Materials & Methods

    270 fish pieces weighing 8.82±0.38 in 18, 250‐liter fiberglass tanks (15 fish per tank) with 3 repetitions per treatment with one of six experimental diets (control diet, Cho250, Cho500, Cho750, Cho1000, and Cho2000) were fed for 10 weeks.

    Findings

    Final weight, weight gain, specific growth rate index, protein yield ratio, obesity ratio, and feed conversion ratio of fish fed with diet containing appropriate levels of choline (750 to 1000mg/kg choline), were significantly higher than the fish fed with control diet and Cho250 diet (p≤0.05). There was a significant decrease in the feed conversion ratio of Cho750 and Cho1000 treatments compared to control treatment. It can be acknowledged that the Caspian Sea salmon cannot meet the physiological needs of choline by biosynthesizing choline from the liver or methionine. By increasing choline in the diet, the amount of protein and fat in the carcass increased significantly, but the moisture content of the carcass decreased (p≤0.05). Also, moderate amounts of fatty liver fish fed with control treatment and Cho250 treatment were significantly lower than other treatments. The results showed a negative relationship between the increase in choline levels and the activity of hepatic blood enzymes (p≤0.05).

    Conclusion

    In order to increase the growth process, strengthen the immune system, and optimally combine the carcass, the most appropriate amount of choline chloride is 750‐1000mg/kg in the diet of Caspian Sea salmon.

    Keywords: Caspian salmon (Salmo trutta caspius), Choline, growth performance