فهرست مطالب

آموزش و سلامت جامعه - سال هفتم شماره 2 (بهار 1399)
  • سال هفتم شماره 2 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/26
  • تعداد عناوین: 11
|
  • حمید الله وردی پور* صفحات 65-67
  • علی پورمحمدی، قاسم آذریان* صفحات 69-71
  • حمید جوینی، طاهره دهداری، معصومه هاشمیان، مینا ماهری، رضا شهرآبادی، علیرضا رهبان، علی مهری، حسن افتخار اردبیلی* صفحات 73-80
    اهداف

    قلیان امروزه در بین جوانان محبوبیت زیادی پیدا کرده است. با توجه به افزایش شیوع مصرف قلیان در بین دانشجویان، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر قصد ترک مصرف قلیان در بین دانشجویان پسر با بهره گیری از نظریه رفتار برنامه ریزی شده و رویکرد فرآیند رفتار بهداشتی انجام شد.

    مواد و روش ها

     این مطالعه نیمه تجربی روی 150 دانشجوی پسر مصرف کننده قلیان در دانشگاه آزاد اسلامی واحد سبزوار در سال 1396 انجام شد که به صورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه مداخله و کنترل (هر گروه 75 نفر) قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر سازه های فاز انگیزشی رویکرد فرآیند رفتار بهداشتی و نظریه رفتار برنامه ریزی شده بود. مداخله طی 6 جلسه 45 دقیقه ای برای گروه مداخله برگزار شد. هر دو گروه، پرسش نامه ها را قبل و یک ماه پس از مداخله تکمیل نمودند. داده ها در نرم افزار SPSS 23 و توسط آزمون های آماری تحلیل شدند.

    یافته ها

     بین دو گروه، قبل از مداخله از نظر میانگین نمرات درک خطر، انتظارات پیامد، خودکارآمدی عمل، نگرش، هنجارهای انتزاعی، کنترل رفتاری درک شده و قصد رفتاری نسبت به ترک مصرف قلیان، تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت (0.05>p)، در حالی که بعد از مداخله به جز سازه نگرش، این تفاوت ها معنی دار بود (0.05<p). همچنین پس از مداخله، قصد ترک مصرف قلیان در دانشجویان گروه مداخله نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی داری داشت (0.004=p).

    نتیجه گیری

    مداخله آموزشی طراحی شده براساس نظریه رفتار برنامه ریزی شده و مرحله انگیزشی رویکرد فرآیند رفتار بهداشتی در ایجاد قصد ترک مصرف قلیان در میان دانشجویان اثربخش است.

    کلیدواژگان: مداخله آموزشی، قصد، مصرف قلیان، دانشجویان
  • محمد کریمی، هانیه جورمند، محرم زنگنه* صفحات 81-87
    اهداف

    امروزه شیوع مصرف سیگار در بین دانشجویان رو به افزایش است. هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل مرتبط با مصرف سیگار در بین دانشجویان با استفاده از تیوری رفتار برنامه ریزی شده توسعه یافته بود.

    ابزار و روش ها

     این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی در سال 1396 در بین 360 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهرستان ملایر که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه ای مشتمل بر متغیرهای دموگرافیک و سازه های نظریه رفتار برنامه ریزی شده بود که به روش خود-ایفا تکمیل شد. داده ها از طریق نرم افزار SPSS 19 و با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون خطی و تحلیل رگرسیون لجستیک مورد آنالیز قرار گرفتند.

    یافته ها

     سازه های کنترل رفتار درک شده (0.402-=β)، نگرش مثبت به مصرف سیگار (0.164=β) و سبک تربیتی والدین (0.143-=β) به ترتیب پیشگویی کننده قصد مصرف سیگار بوده و مجموعا 32% واریانس تغییرات قصد رفتاری مصرف سیگار را تبیین نمودند (p<0.05). همچنین سازه های قصد رفتاری (0.135=β) و کنترل رفتار درک شده (0.098-=β) به ترتیب پیشگویی کننده مصرف سیگار در بین دانشجویان بودند و مجموعا 40% واریانس تغییرات رفتار مصرف سیگار را تبیین نمودند (p<0.05).

    نتیجه گیری

     نظریه رفتار برنامه ریزی شده توسعه یافته برای شناسایی عوامل تاثیرگذار بر مصرف سیگار مناسب و مفید است. سازه های کنترل رفتاری درک شده، نگرش مثبت به مصرف سیگار و سبک تربیتی والدین به ترتیب پیشگویی کننده قصد مصرف سیگار، و سازه های قصد رفتاری و کنترل رفتاری درک شده پیشگویی کننده مصرف سیگار در بین دانشجویان هستند.

    کلیدواژگان: مصرف سیگار، دانشجویان، کنترل رفتار، والدین
  • مجید براتی، فاطمه بیات، زهراالسادات اسدی، فاطمه افشاری مشیر، مریم افشاری* صفحات 89-96
    اهداف

    پرفشاری خون یکی از شایع ترین مشکلات سلامتی با پیامدهای قابل توجه است. مدیریت پرفشاری خون به طور عمده به وضعیت خودمراقبتی مربوط است. یکی از عوامل دسترسی به اطلاعات مرتبط با سلامت و خودمراقبتی بهتر، سواد سلامت است. بنابراین هدف مطالعه حاضر، تعیین ارتباط سواد سلامت با رفتارهای خودمراقبتی بیماران فشارخونی مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی بود.

    ابزار و روش ها

    در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، 240 نفر از بیماران مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهر همدان در سال 1398 به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و وارد مطالعه شدند. جمع آوری داده ها به روش مصاحبه و براساس پرسش نامه استاندارد سواد سلامت بزرگسالان ایرانی (HELIA) و پرسش نامه خودمراقبتی بود. داده ها در نرم افزار SPSS 24 و با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تحلیل شدند.

    یافته ها

    29.2% بیماران سواد سلامت ناکافی و 42.1% خودمراقبتی متوسط داشتند. بین تمامی مولفه های سواد سلامت و خودمراقبتی در بیماران همبستگی مثبت و معنی داری وجود داشت (0.05<p). سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی و خودمراقبتی با سواد سلامت بیماران ارتباط آماری معنی دار داشت (0.05<p). همچنین نمایه توده بدنی و سواد سلامت با خودمراقبتی ارتباط آماری معنی دار داشت (0.05<p).

    نتیجه گیری

     سواد سلامت یکی از عوامل مهم در ارتقای رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به پرفشاری خون است.

    کلیدواژگان: سواد سلامت، خودمراقبتی، پرفشاری خون
  • علی خانی جیحونی*، مهین منوچهری، مینا بهمن دوست، زهرا خیالی صفحات 97-103
    اهداف

    با توجه به این که مصونیتی برای آنفلونزا وجود ندارد، اقدامات و پیشگیری های غیردارویی در کنترل، کاهش عوارض و موارد مرگ ومیر این بیماری بسیار موثر است. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی بر رفتارهای پیشگیری کننده از ابتلا به آنفلوانزای نوع A در بین دانش آموزان انجام گرفت.

    مواد و روش ها

    این مطالعه تجربی در سال 1395 روی 140 نفر از دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر فسا که به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شده و به دو گروه آزمون و کنترل (هر گروه 70 نفر) تقسیم شدند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه مشتمل بر مشخصات دموگرافیک، آگاهی، سازه های الگوی اعتقاد بهداشتی و رفتارهای پیشگیری کننده بود. برنامه آموزشی طی 4 جلسه یک ساعته برای گروه آزمون برگزار شد. پرسش نامه ها قبل و یک ماه بعد از اجرای مداخله آموزشی جمع آوری شده و توسط نرم افزار SPSS 22 و با استفاده از آزمون های آماری مجذور کای، T مستقل و T زوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

     قبل از مداخله آموزشی در میانگین نمرات آگاهی، سازه های الگوی اعتقاد بهداشتی و رفتارهای پیشگیری کننده بین دو گروه تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد (0.05>p)، ولی پس از مداخله آموزشی میانگین نمرات آگاهی و سازه های الگوی اعتقاد بهداشتی و رفتارهای پیشگیری کننده بین دو گروه اختلاف آماری معنی داری داشت (0.001<p).

    نتیجه گیری

     اجرای مداخلات آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی یک استراتژی آموزشی موثر برای ارتقای رفتارهای پیشگیری کننده از ابتلا به آنفلونزای نوع A در بین دانش آموزان است.

    کلیدواژگان: آنفلوانزا، رفتار، پیشگیری، دانش آموزان، مداخله آموزشی
  • رحمن پناهی، لیلا دهقانکار*، نرگس حسینی، الهام حسن نیا صفحات 105-112
    اهداف

    دوران نوجوانی یک مرحله حیاتی برای اجرای مداخلات بهداشتی به منظور ایجاد یک شیوه زندگی سالم و از جمله پیشگیری از پوکی استخوان است. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده از پوکی استخوان در دانش آموزان دختر دبیرستانی انجام گرفت.

    ابزار و روش ها

     این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1398 در بین 372 دانش آموز دختر دبیرستان های شهر قزوین که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه ای شامل اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه رفتارهای پیشگیری کننده از پوکی استخوان بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 23 و با به کارگیری آمارهای توصیفی و رگرسیون لجستیک مورد تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

     میانگین نمره کلی اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده از پوکی استخوان در دانش آموزان 5.62±22.43 از 36 و در سطح پایین بود. متغیرهای سطح تحصیلات مادر (0.042=p) و ارزیابی از وضعیت سلامت خود (0.039=p)، از عوامل موثر بر اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده بودند، به طوری که شانس داشتن سطح مطلوبی از اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده در دانش آموزان دارای مادر با سطح تحصیلات دانشگاهی و دیپلم، به ترتیب 2.20 و 1.50 برابر دانش آموزان دارای مادر زیر دیپلم بود. همچنین شانس داشتن سطح مطلوبی از اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده در دانش آموزان با ارزیابی خوب، متوسط و بد از وضعیت سلامت خود به ترتیب 0.67، 0.46 و 0.33 برابر دانش آموزان با ارزیابی خیلی بد از وضعیت سلامت خود بود.

    نتیجه گیری

    سطح تحصیلات مادر و و ارزیابی دانش آموزان از وضعیت سلامت خود از عوامل موثر بر اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده از پوکی استخوان در بین دانش آموزان دختر هستند

    کلیدواژگان: رفتارهای پیشگیری کننده، پوکی استخوان، دانش آموزان، دختر
  • لعیا همتی، آرزو شایان، فرزانه سلطانی* صفحات 113-118
    اهداف

    عدم دانش و نگرش جنسی زمینه ساز پیداش اضطراب جنسی زنان می شود. این مطالعه با هدف پیش بینی اضطراب جنسی براساس دانش و نگرش جنسی زنان در آستانه ازدواج انجام شد.

    ابزار و روش ها

    این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1397 روی 556 نفر از زنان مراجعه کننده به مرکز سلامت خانواده شهر همدان انجام شد. زنان با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش نامه های اضطراب جنسی دیویس و دانش و نگرش جنسی SKAS را تکمیل نمودند. برای تحلیل روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و برای تعیین اثر خالص رابطه بین متغیرها از آزمون رگرسیون چندمتغیره خطی استفاده شد.

    یافته ها

     بین اضطراب جنسی با دانش جنسی (0.358-=r؛ 0.001<p) و با نگرش جنسی (0.302-=r؛ 0.001<p) همبستگی منفی و معنی داری وجود داشت. همچنین متغیرهای دانش و نگرش جنسی توانستند 15.3% واریانس اضطراب جنسی را پیش بینی نمایند (0.001<p).

    نتیجه گیری

     دانش و نگرش جنسی زنان می تواند پیشگویی کننده اضطراب جنسی باشد و با افزایش دانش و نگرش جنسی، اضطراب جنسی زنان کاهش می یابد

    کلیدواژگان: زنان، سلامت جنسی، اضطراب، دانش، نگرش
  • بابک معینی، فروزان رضاپور شاه کلائی، لیلی تاپاک، اعظم گراوندی، شهریار پارسامجد* صفحات 119-125
    اهداف

    سلامت روان، شادکامی و سرمایه اجتماعی از عوامل مهم عملکرد مطلوب، کارآفرینی، کاهش اضطراب و افسردگی و افزایش همکاری، توافق، صمیمیت، اعتماد و رضایت شغلی هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه شادکامی و سلامت روان با سرمایه اجتماعی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام شد.

    ابزار و روش ها

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی است که در سال 1398 روی 200 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه های سلامت عمومی GHQ-28، شادکامی اکسفورد و سرمایه اجتماعی بودند. داده ها در نرم افزار SPSS 16 و با استفاده از آزمون های T مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین سنی شرکت کنندگان در مطالعه 8.18±40.40 سال بود. شادکامی 57.5% کارکنان در سطح متوسط بود، 54.5% سلامت روان نامطلوبی داشتند و 60.5% نیز سرمایه اجتماعی بالایی را گزارش نمودند. شادکامی و سلامت روان پیشگویی کننده سرمایه اجتماعی بوده و 9.2% تغییرات واریانس آن را تبیین نمودند. محل زندگی مناسب با شادکامی و سرمایه اجتماعی رابطه معنی دار داشت (0.01< p)، اما با سلامت روان رابطه ای نداشت (0.294=p). همچنین میانگین نمرات سرمایه اجتماعی، سلامت روان و شادکامی با خود ارزیابی سلامت فردی، خود ارزیابی شادکامی و رضایت از زندگی رابطه آماری معنی داری نشان داد (0.05<p).

    نتیجه گیری

     هر چه افراد، خود را سالم تر و شادتر ارزیابی کنند و از زندگی رضایت بیشتری داشته باشند از سلامت روان، شادکامی و سرمایه اجتماعی بیشتری بهره مند هستند

    کلیدواژگان: سلامت روان، شادکامی، سرمایه اجتماعی، کارکنان
  • فریبا دانشور، مجید براتی، لیلی تاپاک، فروزان رضاپور شاکلائی* صفحات 127-134
    اهداف

    آسیب های ناشی از حوادث یکی از مشکلات مهم بهداشتی در بین کودکان، در سراسر جهان است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با رفتار مادران در خصوص پیشگیری از آسیب های ناشی از حوادث نورادان نارس بستری در بیمارستان با استفاده از مدل اعتقاد بهداشتی انجام شد.

    ابزار و روش ها

     پژوهش حاضر یک مطالعه تحلیلی به روش مقطعی است که در سال 1398 روی 358 نفر از مادران که نوزاد نارس بستری در واحدهای مراقبت ویژه نوزاد (NICU) بیمارستان تخصصی مادر و نوزاد شهر همدان داشتند، انجام شد. نمونه ها به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها یک پرسش نامه و چک لیست مشاهده رفتار بود که پرسش نامه شامل سیوالاتی درباره متغیرهای جمعیت شناختی، آگاهی و سازه های مدل اعتقاد بهداشتی بود. داده ها با نرم افزار SPSS 23 و نرم افزار AMOS 23 تحلیل شدند.

    یافته ها

     رفتار پیشگیری مادران از آسیب نوزادان با 91.2% بیشترین و سازه راهنما برای عمل با 58.6% کمترین درصد میانگین از حداکثر نمره قابل اکتساب را در بین سازه ها داشتند. بین سازه های منافع درک شده (0.001=p)، شدت درک شده (0.005=p)، خودکارآمدی (0.010=p) و راهنما برای عمل (0.040=p) با رفتار مادران در پیشگیری از آسیب نوزادان نارس ارتباط آماری معنی داری مشاهده شد. همچنین سازه های مدل اعتقاد بهداشتی، 36% میزان تغییر رفتار مادران در خصوص مراقبت از نوزاد نارسشان در مقابل آسیب را تبیین کردند (0.36=R2).

    نتیجه گیری

     مدل اعتقاد بهداشتی دارای برازش مناسبی است و در بررسی رفتار مادران در خصوص مراقبت از نوزاد نارسشان در مقابل آسیب مفید و کاربردی است

    کلیدواژگان: ارتقای سلامت، آموزش سلامت، ایمنی بیمار، واحد مراقبت های ویژه نوزادان
  • وحید رعنایی، سکینه دادی پور، حسین داوودی، تیمور آقاملایی*، زهرا پیله ور صفحات 135-143
    اهداف

    بازاریابی اجتماعی یکی از رویکردهایی است که با اثرگذاری بر سطوح مختلفی از رفتارهای مخاطبان هدف در ترویج رفتارهای تغذیه ای سالم موثر است. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی مداخلات مبتنی بر نظریه بازاریابی اجتماعی در ترویج رفتارهای تغذیه ای سالم بود.

    اطلاعات و روش ها

     به منظور شناسایی مداخلات، پایگاه های اطلاعاتی فارسی و انگلیسی شامل Google scholar، Scopus، Science direct، Web of science، PubMed، SID و Iran medex مورد بررسی قرار گرفت. همچنین جست وجوی دستی در مجلات، مجموعه چکیده مقالات در کنفرانس ها، همایش ها و پایان نامه ها انجام شد. هیچ محدودیتی در هنگام جست وجو در پایگاه داده های الکترونیک از نظر زبان انتشار، محدوده زمانی مطالعه، طول مدت مداخله، نوع شرکت کنندگان و مکان انجام مطالعه نبود. همچنین ارزیابی کیفیت مقالات براساس شاخص جداد صورت گرفت.

    یافته ها

    در جست وجوی اولیه، 371 مقاله به دست آمد. با حذف مقالات تکراری 273 مقاله باقی ماند. 170 مقاله با مطالعه عنوان و 80 مقاله با مطالعه چکیده حذف شدند. در نهایت 23 مقاله باقی ماند. از 23 مطالعه، 12 مداخله تمامی معیارهای بازاریابی اجتماعی را شامل می شدند. در تمامی مطالعات معیارهای تعیین هدف رفتاری، گرایش مشتری، مبادله، بخش بندی و آمیزه روش ها در نظر گرفته شده بودند. همچنین رقابت در 12 مداخله مشاهده شد. در تمامی مطالعات، برخی تغییرات مثبت در رفتار تغذیه ای سالم گزارش شده بود (0.05<p).

    نتیجه گیری

     رویکرد بازاریابی اجتماعی می تواند در ترویج رفتارهای تغذیه ای سالم نقش داشته باشد.

    کلیدواژگان: بازاریابی اجتماعی، ترجیح غذایی، رژیم غذایی سالم، عادات، آزمایش های کنترل شده تصادفی
|
  • Hamid Allahverdipour* Pages 65-67

    Dear Editor The international community has been faced with one of the most critical health conditions in recent decades due to the Coronavirus disease (COVID-19) pandemic which experience hundreds of thousands of infected cases and tens of thousands of deaths. Alongside of COVID-19 pandemic we have been faced a new phenomenon of "Infodemic" or “epidemic of false information” about COVID-19. Currently, a huge of unverified information is being disseminated about various aspects of COVID-19 disease, the methods of control and prevention of disease, and about its consequences through social media, television networks, and news agencies. In this regard, the Director General of the World Health Organization (WHO), Mr Tedros, at the Munich Security Conference on February 15, stated that '' We are not just fighting the COVID-19 epidemic,concurrently, we are also struggling with an "infodemic" which it can be a serious problem [1]. In other words, false information is rapidly circulating on social media, and countering fake news is likely to continue as long as the coronavirus spreading. As a result, the WHO is working with social media such as Twitter, Facebook, Tencent, Pinterest, and TikTok to publish the verified news about COVID-19 [2]. To provide verified accurate information, after announcing of COVID-19’s outbreak by China's Public Health Emergency Department, the World Health Organization amid to develop and build a series of mechanisms as a new information platform which it is called "WHO Information Network for Epidemics (EPI-WIN)", to share accurate information to specific target groups. Despite the WHO's efforts to control coronavirus, the international community is now witnessing numerous unverified news about COVID-19 that have led to a global confusion [1]. So that, WHO’s Director of Infectious Diseases, Sylvie Briand stated that “we know that with the spread of any disease, a tsunami of information dissemination occurs and in this published information, there is always false and rumors information [2]. The information tsunami phenomenon has existed even in the Middle Ages, but the difference between the present and the past is another phenomenon which we know it as "social media". Social media is like viruses that travel with people and move even faster and further, which is itself a new challenge, which can have adverse effects alongside the consequences of the COVID-19 epidemic [1]. As Alexandra Kozmanovic, director of social media at WHO Communications, stated "Combating infodemia and the spread of inaccurate information is a common effort between the WHO’s Risk Communications Division and the EPI-WIN platform to produce and disseminate verified information about COID-19. For this reason, as soon as some questions or rumors information are circulated, the WHO's Communications Division seeks to prevent gossip and inaccurate information by finding evidence-based answers and contributing to transparency and accurate information. This seems it's a role that the Bureau of Health Education of the Iranian Ministry of Health must be taken this responsibility. In fact, after the COVID-19 epidemic in China, misleading rumors and false theories about the origin of coronavirus, ways of transmission, methods of controlling and treatment of active cases came up, which was lead to outcomes such as being worried and nervous, shopping and food storage, all of which reflect the impact of a new information ecosystem called "Infodemia" that is a 21st century feature of social media [3]. This crisis is characterized by the simultaneous spread of the virus and the relevant information. In other words, not only the virus is spreading very fast, but also false information about the outbreak of the disease also spread rapidly and as a result of the panic it caused among people. It seems, social media is moving faster than the spread of COVID-19 [3]. However, in Iran, some people, without being worried about this disease, do not attempt to protect him/herself and others. It is also important to distinguish between the use of fear-based theories in the development of health risk messages about COVID-19 and the dissemination of unprofessional authored messages disseminated by social media. Therefore, the key issue that could affect health professionals' efforts to control COVID-19 infection is to counteract the spread of inaccurate and unnecessary information worldwide [4]. In addition to taking urgent steps to cut the transmission chain and provide public health services to tackle this outbreak, health systems must also take the necessary measures to tackle fears circulating on social media. Obviously, governments must also help people by adopting compensatory economic policies and providing financial support, especially to the populations who are faced with economic problems. To counter the spread of large amounts of inaccurate information, the health education bureau of states Ministries and health education Professionals must quickly take appropriate, useful, and necessary measures to control public rumors, misconceptions, false beliefs and inappropriate behaviors surrounding COVID-19 [5]. They also put an end to the rumors and concerns about the spread of Coronavirus worldwide by creating an interactive dashboard, so, public health professionals can rapidly reduce misinformation through appropriate and well-designed health information [1]. The bureau of health education of Ministry of health in all countries can also, in partnership with social media such as the World Health Organization, utilize social media's capacity to disseminate health information that helps break the transmission chain of COVID-19. According to the letter of the Iranian Health Education Scientific Association dated February 25, 2020, the Minister of Health has been advised that, given the prevalence of COVID-19, the largest responsibility of the COVID-19’s National committee and Ministry of Health is transparency, accountability and community outreach to the needed information alongside community awareness and promoting the patterns of preventive behaviors and skills of self-care against COVID-19. This statement also stated that the Iranian Ministry of Health is expected to step in with the support of the formation of committee on health education and promotion , to provide accurate information at all levels , to provide evidence-based information about COVID-19 outbreak, and finally to develop appropriate interventions as the National health priority [6]. In fact, in the present situation, where we have not another choice except than non-pharmacological interventions such as quarantine and social distancing, we must use social media information to reinforce the information needed by the community to follow these procedures. Staying at home, public quarantine, being self-protect not only stop the COVID-19 transmission but also will prevent the transmission of false and unnecessary information. In principle, only by working with communities and citizens and providing accurate guidance and information from credible channels for public participation we can ensure about the effectiveness of interventions, especially quarantine and social distancing, against COVID-19. AS a result, striving to empower people and having informed people who can decide and act from a more informed and confident situation requires the provision of sound and coherent information from the health system and more importantly, to gain public trust.

    Keywords: Pandemic, Infodemic, COVID-19, Health Education, Health Communication, Social Media
  • Ali Poormohammadi, Ghasem Azarian* Pages 69-71

    Dear Editor In recent days, coronavirus disease (COVID-19) as a viral infection caused by the SARS-Cov-2 virus has become a pandemic disease and has created critical conditions worldwide [1]. According to previous studies on pathogenic viruses associated with acute respiratory distress syndrome, each virus has a specific virulence dose, which it is about 2×103-3×103 viral particles for the influenza virus. Given the emergence of the SARSCov-2 virus and no complete information on its virulence dose, it is clear that its very low virulence dose can cause its rapid spread. Regarding the effectiveness of the use of simple cloth filter masks, it can be stated that these masks provide relative safety depending on their type and structure [2]. In this regard, Blachere et al., reported that in multi-stage sampling of influenza viruses, 46% of the viruscontaining particles are trapped in the first filter layer of the sampler with a diameter of 4 microns, 49% of the viral particles are trapped in the second layer filter with a diameter 1 to 4 microns and only 1% of viruses are trapped in the last layer filter with a diameter of about 1 micron [2-4]. Coughing, sneezing, speaking, and breathing create a cloud of particles in the air with varying diameters ranging from a few millimeters to <1 micrometer. Large droplets (larger than 50 microns in diameter) are immediately deposited to the ground. Most respiratory droplets containing viruses are in this size range. Medium droplets (10 to 50μm) remain in the air for several minutes. Small particles (<10μm), including droplets nucleated by larger particles, can evaporate for hours and can be easily inhaled deep into the respiratory tract. On the other hand, the SARS-Co2 virus remains alive in the airborne aerosols for 3 hours [2, 4]. Therefore, the use of simple surgical masks for patients is necessary, especially during admission, to prevent the spread of large respiratory droplet released directly during coughing and sneezing and small droplets that are produced indirectly from the evaporation of the large droplets in the hospital environment. In addition, the use of ventilation systems can prevent the high concentration of these particles in hospital environments. In this regard, it is essential to educate hospital health experts about the necessity of using ventilation systems and their performance. On the other hand, the viability of viruses in the air is highly dependent on environmental conditions. Ambient temperature is one of the key factors influencing the stability of viruses in indoor air. In the case of the influenza virus, it has been reported that a temperature of 70˚C causes complete inactivation of the virus. Also, at 5°C, the viral transmission is significantly increased. While at 30°C, the viral transmission between hosts is obviously decreased. A recent study on the Corona viruses has reported similar results [2, 5]. Moisture factor is another factor influencing the transfer of viruses in the air. The lowest transmission rate occurs at low humidity and dry air (with a relative humidity in the range 20-30%), and the highest transmission rate occurs at high relative humidity (80-50%). Therefore, viruses can be prevented by monitoring and controlling the temperature and relative humidity in hospitals by using natural and mechanical ventilation systems to adjust the temperature and humidity at the appropriate level [2, 6]. According to World Health Organization (WHO) guidelines, it is recommended to use laboratory ventilation systems and if are available heating/cooling systems, fans/air conditioning units and local cooling system with laminar air flow can be used in diagnostic laboratories of hospitals. In this case, the velocity and direction of the air flow must be laminar to prevent turbulent currents. This point should also be considered in the case of natural ventilation [7]. It is also recommended to use of biological safety hoods with HEPA filters that CAN trap 3 microns particles or larger with a 95% efficiency in diagnostic and research laboratories. These hoods are specifically designed for laboratory works on dangerous and respiratory viruses [6]. If the laboratory is not equipped with a ventilation system and a suitable hood, transporting the sample to a reference laboratory instead of using several non-standard laboratories is recommended. For disinfection of hospital interior surfaces, the most effective disinfectants for inactivating viruses include alcohol-based disinfectants (ethanol), chlorine, and aldehydes. Savlon is a well-established antiseptic in Iran. This brand is actually a combination of two disinfectants of Chlorhexidine and Cetrimide. Sovlon is used in rapid disinfection of medical and surgical instruments, as well as surgeons' hand washing and wound cleaning. Its solution (1%) is also very suitable for disinfecting wounds and washing hand and body skin. It is a strong bactericidal, but has low effect on viruses. Two disinfectants that are effective on viruses include sodium hypochlorite and ethanol, which their minimum concentration and contact time should be considered to disable the virus. In a recent study on the SARS-Cov-2 virus, it was reported that the minimum concentration of sodium hypochlorite required to deactivate the virus was 0.21% with a contact time of 1 minute. Hydrogen peroxide is also an effective detergent with a minimal concentration of 0.5% and a 1-minute contact time for inactivation of the new coronavirus [7]. Ethanol or ethyl alcohol in the range of 78-95% requires a minimum contact time of 30-60 sec to deactivate coronavirus types including SARS-CoV and MERS-CoV. However, a risk assessment is required for monitoring all hospital units and identifying critical points that have the potential to spread the infection to personnel, and planning and performing measures according to the WHO guidelines is necessary to reduce the risk of spreading the disease [4, 8, 9]. Considering the importance of prevention in the medical staff, it is recommended to educate these personnel by educational programs, especially hospital health experts.

    Keywords: Corona Virus, Covid-19, Training Manual, Hospital Personnel
  • Hamid Joveini, Tahereh Dehdari, Masoumeh Hashemian, Mina Maheri, Reza Shahrabadi, Alireza Rohban, Ali Mehri, Hasan Eftekhar Ardebili* Pages 73-80
    Aims

    Water pipe smoking has become very popular among young people. Regarding to the increasing prevalence of water pipe smoking among students, the aim of this study was to determine the effects of an educational intervention based on Theory of Planned Behavior (TPB) and Health Action Process Approach (HAPA) on male students’ intention to quit water pipe smoking.

    Materials & Methods

    This semi-experimental study was conducted on 150 male students of the Islamic Azad University of Sabzevar-Iran, in 2017 who were selected by simple random sampling method and allocated to two control and intervention groups (75 people in each group). Data collection tool included a demographic information questionnaire and a researcher-made questionnaire based on motivational phase constructs of health action process approach and theory of planned behavior. Intervention group participants received six sessions of education (45 minutes per session). Both groups completed questionnaires in baseline and one month after the intervention. Data were analyzed in SPSS 23 software using statistical tests.

    Findings

    Before the intervention, there was no significant difference in the mean scores of the constructs of risk perception, outcome expectancy, action self-efficacy, attitude, subjective norms, perceived behavioral control, and behavioral intention to quit water pipe smoking between the two groups (p>0.05). However, after the intervention, these differences were significant except attitude (p<0.05). Also, after the intervention, intention to quit water pipe smoking in the students of intervention group had significant difference compared to the control group (p=0.004).

    Conclusion

    The educational intervention based on Theory of Planned Behavior (TPB) and Health Action Process Approach (HAPA) is effective in creating the intention to quit water pipe smoking among students.

    Keywords: Educational Intervention, Intention, Water pipe Smoking, Students
  • Mohammad Karimi, Hanieh Jormand, Moharram Zangeneh* Pages 81-87
    Aims

    Today, the prevalence of tobacco smoking among students is increasing. Therefore, the purpose of the present study was to determine the factors related with tobacco smoking among students using extended theory of planned behavior.

    Instrument & Methods

    This cross-sectional descriptive-analytical study was conducted on 360 students of Universities of Malayer city who were selected by stratified random sampling method in 2017. Data were collected using a self-administered questionnaire including demographic variables and constructs of extended theory of planned behavior. Data were analyzed by SPSS 19 software using Pearson correlation, linear regression and logistic regression tests.

    Findings

    Perceived behavioral control (β=-0.402), positive attitude toward smoking (β=0.164), and parenting styles (β=-0.143) predicted behavioral intention, respectively and totally explained 32% of variance of behavioral intention of tobacco smoking (p<0.05). Also, behavioral intention (β=0.135) and perceived behavioral control (β=-0.098) were the most important predictors of tobacco smoking and totally explained 40% of variance of tobacco smoking among students (p<0.05).

    Conclusion

    The extended theory of planned behavior is appropriate and useful for identifying the factors affecting tobacco smoking. Perceived behavioral control, positive attitude toward smoking, and parenting styles are predictors of behavioral intention, respectively and behavioral intention and perceived behavioral control are predictors of tobacco smoking among students.

    Keywords: Smoking, Students, Behavior Control, Parents
  • Majid Barati, Fatemeh Bayat, Zahra Alsadat Asadi, Fatemeh Afshari Moshir, Maryam Afshari* Pages 89-96
    Aims

    Hypertension is one of the most common health problems with significant consequences. Management of hypertension is mainly related to self-care status. Health literacy is one of the factors in accessing information related to health and better self-care. Therefore, the aim of the present study was to determine the relationship between health literacy and self-care behaviors of hypertensive patients referred to health centers.

    Instrument & Methods

    In this descriptive-analytical study, 240 patients with hypertension referred to Hamadan Comprehensive Health Centers in 2019 were selected by multistage random sampling method and entered the study. The data were collected by interview and based on standard questionnaires of Health Literacy for Iranian Adults (HELIA) and self-care questionnaire. Data were analyzed by SPSS 24 software using Pearson correlation tests and linear regression.

    Findings

    29.2% of patients had inadequate health literacy and 42.1% had moderate self-care. There was a positive significant correlation between all components of health literacy and self-care in patients (p<0.05). The level of education, economic status and self-care had a statistically significant relationship with patients' health literacy (p<0.05). Also, body mass index and health literacy had a statistically significant relationship with self-care (p<0.05).

    Conclusion

    Health literacy is one of the important factors in improving the self-care behaviors of patients with hypertension.

    Keywords: Health Literacy, Self-care, Hypertension
  • Ali Khani Jeihooni*, Mahin Manouchehri, Mina Bahmandoost, Zahra Khiyali Pages 97-103
    Aims

    Due to there is no immunity to influenza, non-pharmacological measures and prevention are very effective in controlling, reducing complications and mortality. Thus, the aim of the present study was to determine the effect of educational intervention based on Health Belief Model (HBM) on preventive behaviors against influenza A among students.

    Materials & Methods

    This experimental study was carried out on 140 high school freshman girl students in Fasa-Iran in 2016 who were selected by cluster random sampling method and divided into experimental and control groups (70 people in each group). Data gathering tool was a questionnaire consisting demographics variables, knowledge, HBM constructs, and preventive behaviors. The educational intervention was implemented in four 1-hour sessions for experimental group. The questionnaires were collected before and one month after the intervention. The collected data were analyzed in SPSS 22 software using chi-square test, independent t-test, and paired t-test.

    Findings

    Before educational intervention there was no significant difference in the mean scores of knowledge, HBM structures, and preventive behaviors between the experimental and control groups (p>0.05). However, after the educational intervention, a significant difference was observed between the experimental and control groups in terms of the mean scores of knowledge, HBM structures, and preventive behaviors (p<0.001).

    Conclusion

    Implementation of educational interventions based on HBM is an effective educational strategy to promote preventive behaviors against influenza A among students.

    Keywords: Influenza, Behavior, Prevention, Students, Educational Intervention
  • Rahman Panahi, Leila Dehghankar*, Narges Hosseini, Elham Hasania Pages 105-112
    Aims

    Adolescence is a critical step in implementing health interventions to create a healthy lifestyle, including prevention of osteoporosis. The aim of this study was to determine the factors affecting the adoption of osteoporosis preventive behaviors (OPB) among high school female students.

    Instrument & Methods

    This cross-sectional descriptive study was conducted among 372 female students from Qazvin high schools who were selected by multistage random sampling method in 2019. Data collection tool was a questionnaire including demographic information and the osteoporosis preventive behaviors questionnaire. Data were analyzed using SPSS 23 software by descriptive statistics and logistic regression.

    Findings

    The mean overall score of the adoption of OPB were 22.43±5.62 from 36 and it was low. Variables of maternal education level (p=0.042) and assessment of oneself health status (p=0.039) were effective factors in adoption of OPB, that way the chances of having a desirable level of adoption of OPB in students with mothers with university and diploma level were 2.20 and 1.50 times higher than those with mothers with sub-diploma, respectively. Also, the chances of having a desirable level of adoption of OPB in students with good, average and bad assessment of their health status were 0.67, 0.46 and, 0.33 times higher than students with very bad assessment of their health status, respectively.

    Conclusion

    Maternal education level and assessment of oneself health status are effective factors in adoption of osteoporosis preventive behaviors among female students.

    Keywords: Preventive Behaviors, Osteoporosis, Female, Students
  • Laya Hemati, Arezoo Shayan, Farzaneh Soltani* Pages 113-118
    Aims

    Lack of adequate sexual knowledge and attitude can lead to women's sexual anxiety. The purpose of this study was to predict the sexual anxiety according to sexual knowledge and attitudes of women on the brink of marriage.

    Instrument & Methods

    This descriptive cross-sectional study was carried out on 556 women on the brink of marriage referring to the family health center of Hamedan in 2018. The subjects were selected using available sampling method and they completed Davis's Sexual Anxiety Inventory and SKAS's knowledge and attitude. Pearson correlation coefficient was used to analyze the relationships between variables and finally, multivariate linear regression test was used to determine the net effect of the relationship between variables.

    Findings

    There was a negative and significant correlation between sexual anxiety with sexual knowledge (r=-0.358; p<0.001) and with sexual attitude (r=-0.302; p<0.001). Also, the variables of sexual knowledge and attitude could predict 15.3% of variance of sexual anxiety (p<0.001).

    Conclusion

    The sexual knowledge and attitude of women on the brink of marriage can predict sexual anxiety in them and by increasing sexual knowledge and improving sexual attitude, women's sexual anxiety on the brink of marriage decreases.

    Keywords: Women, Sexual Health, Anxiety, Knowledge, Attitude
  • Babak Moeini, Forouzan Rezapur Shahkolai, Leili Tapak, Azam Geravandi, Shahryar Parsamajd* Pages 119-125
    Aims

    Mental health, happiness, and social capital are important factors in optimal performance, entrepreneurship, reducing anxiety and depression, and increasing collaboration, agreement, intimacy, trust, and job satisfaction. The purpose of this study was to determine the relationship between happiness and mental health with social capital of Kermanshah University of Medical Sciences employees.

    Instrument & Methods

    This cross-sectional descriptive study was conducted on 200 employees of Kermanshah University of Medical Sciences in 2019. Data were collected using GHQ-28 General Health, Oxford Happiness and Social Capital questionnaires. Data were analyzed by SPSS 16 software using independent t-test, one-way analysis of variance, Pearson correlation coefficient, and linear regression.

    Finding

    The mean age of participants was 40.40±8.18 years. The happiness of 57.5% of the participants was moderate, 54.5% had poor mental health, and 60.5% reported high social capital. Happiness and mental health predicted social capital and explained 9.2% of its variance changes. A good place to live had significant relationship with happiness and high social capital (p<0.01), but did not have relationship with mental health (p= 0.294). Also the mean scores of social capital, mental health, and happiness showed significant relationship with self-assessment of individual health, self-assessment of happiness, and life satisfaction (p<0.05).

    Conclusions

    The healthier and happier people feel and the more satisfied they are with life, the more they enjoy mental health, happiness, and social capital.

    Keywords: Mental Health, Happiness, Social Capital, Employees
  • Fariba Daneshvar, Majid Barati, Leili Tapak, Forouzan Rezapour Shahkolai* Pages 127-134
    Aims

    Injuries are one of the major health problems among children worldwide. The aim of this study was to determine the factors associated with mothers' behaviors, in injury prevention among premature neonatal, applying Health Belief Model.

    Instrument & Methods

    The present study is an analytical cross-sectional study that was performed on 358 mothers with preterm infants admitted to Intensive Care Units of a referral hospital of Hamadan city in 2019. Participants were selected through convenient sampling method. The data collection tools were a questionnaire and a behavior-observation checklist. The questionnaire consisted of the questions about demographic variables, awareness and Health Belief Model constructs. Data were analyzed using SPSS 23 software and AMOS 23 software.

    Findings

    Mothers' injury prevention behaviors had the highest percentages (91.2%) and cues to action had the lowest percentage (58.6%) of the maximum score obtainable among the constructs of the model. The constructs of the perceived benefits (p=0.001), perceived severity (p=0.005), self-efficacy (p=0.010) and cues to action (p=0.040) had significant relation with the mothers' behaviors in preventing injury to premature neonatal. The constructs of Health Belief Model could explain 36% of the variations of mothers’ behavior regarding the care of their premature infant against injury (R2=0.36).

    Conclusion

    The Health Belief Model has a good fit and is useful in investigating mothers' behaviors in caring for their premature neonatal against injuries.

    Keywords: Health Promotion, Health Education, Patient Safety, Newborn Intensive Care Units
  • Vahid Ranaei, Sakineh Dadipoor, Hossain Davoodi, Teamur Aghamolaei*, Zahra Pilevar Pages 135-143
    Aims

    Social marketing is one of the approaches that is effective in promoting healthy eating behaviors by affecting different levels of target audience behaviors. The purpose of the present study was to determine the effectiveness of interventions based on social marketing theory in promoting healthy eating behaviors.

    Information & Methods

    In order to identify interventions, Persian and English databases including Google Scholar, Scopus, Science direct, Web of science, PubMed, SID and, Iran medex were studied. Manual searches were also conducted manually in journals, abstracts of conferences, and dissertations. There were no restrictions when searching the electronic database regarding the language of publication, study time range, duration of intervention, type of participants, and place of study. Also, the quality of articles was evaluated based on the Jadad index.

    Findings

    371 articles were obtained in the initial search. 273 articles remained by deleting duplicate articles. 170 articles with study of title and 80 articles with study of abstract were excluded. Finally, 23 articles remained. Of the 23 studies, 12 interventions covered all of the social marketing criteria. Criteria of determining behavioral goal, customer orientation, exchange, segmentation and mix of methods were considered in all studies. Also, competition was observed in 12 interventions. In all studies, some positive changes in healthy eating behavior were reported (p<0.05).

    Conclusion

    Social marketing approach can promote healthy eating behaviors.

    Keywords: Social Marketing, Food Preference, Healthy Diet, Habits, Randomized Controlled Trials