فهرست مطالب

  • پیاپی 184 (اردیبهشت 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/12
  • تعداد عناوین: 20
|
  • زینب شاکرمی گندابه، نوروز دلیرژ*، رحیم حب نقی، علی شیخیان صفحات 1-13
    سابقه و هدف

    آسم، بیماری التهابی مزمن مجاری هوایی است که با تحریک پذیری بیش از حد و انسداد مجاری هوایی مرتبط است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثرات بتایین بر بهبود سیمای بیوشیمیایی مدل آسم تجربی در موش BALB/c بود.

    مواد و روش ها

    جامعه آماری مطالعه حاضر شامل 32 سر موش Balb/c بود که به طور تصادفی در چهار گروه مساوی قرار گرفتند. گروه اول شامل موش هایی بودند که تحت ایمونیزاسیون با اوآلبومین جهت القای مدل بیماری آسم قرار نگرفتند. گروه دوم، سوم و چهارم شامل موش هایی بودند که بعد از القای مدل بیماری به مدت 81 روز به ترتیب بافر فسفات نمکی، بتایین (1%w/w جیره به صورت محلول در آب آشامیدنی) و پردنیزولون (mg/kg3 به صورت محلول در آب آشامیدنی) دریافت کردند. سپس در روز 81 مطالعه، از موش های مورد مطالعه نمونه خون و طحال جهت بررسی اثرات تعدیل کنندگی ایمنی، جداسازی شد و در آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

     تیمار موش های حساس شده با بتایین نسبت به گروه بیمار (آسمی) موجب کاهش معنادار میزان تولید آنتی بادی IgE، تکثیر سلول های طحالی و سایتوکاین های IL-5 و IL-17 گردید. سایتوکاین های TGF-β و INF-γ به طور معنی دار افزایش یافتند(05/0<p).

    استنتاج

    بتایین به عنوان یکی از ترکیبات طبیعی بدن اثرات معنی داری بر میزان تولید IgE و نیز برخی سایتوکاین های کلیدی در بیماری زایی آسم دارد. بنابراین، ماده مذکور را می توان به عنوان نوعی کاندید احتمالی برای تعدیل پاسخ های ایمنی در بیماری آسم در نظر گرفت.

    کلیدواژگان: اوآلبومین، بتائین، تعدیل ایمنی، مدل موشی آسم
  • توران باقری، کبری رحیمی، طیبه باقری لطف آباد* صفحات 14-27
    سابقه و هدف

    افزایش روزافزون مقاومت آنتی بیوتیکی در باکتری ها، توسعه ترکیبات جدید با ویژگی های ضدباکتریایی را ضروری می نماید. در این راستا، استفاده از فناوری های زیستی به منظور تولید این ترکیبات استراتژی مناسبی می باشد. در مطالعه حاضر، تاثیر استفاده از سورفکتانت های میکروبی رامنولیپیدی در فرمولاسیون کرم، بر مهار رشد استافیلوکوکوس اوریوس در شرایط آزمایشگاهی و در مدل حیوانی مورد بررسی قرار می گیرد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه، اثر مهارکنندگی رامنولیپیدهای حاصل از باکتری های سودوموناس آیروژینوزا MR01، بر رشد استافیلوکوکوس اوریوس با استفاده از روش انتشار دیسک بررسی شد. سپس، تاثیر ترکیبات دی رامنولیپیدی بر زنده مانی و مورفولوژی باکتری ها با استفاده از روش شمارش واحدهای کلنی (CFUs) و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) مطالعه شد. در ادامه، کرم حاوی ترکیبات دی رامنولیپیدی تهیه و تاثیر آن بر مهار رشد باکتری ها در شرایط آزمایشگاهی و نیز در مدل حیوانی سنجش شد.

    یافته ها

    نتایج انتشار دیسک، بیانگر حداقل مقدار مهار کنندگی mg/disk30 برای محلول های آبی مونو و دی رامنولیپیدها و mg/disk20 و mg/disk10برای محلول های مونو و دی رامنولیپیدی در حلال DMSO بود. همچنین، محلول آبی دی رامنولیپیدها از غلظت mg/ml20 موجب عدم زنده مانی باکتری های استافیلوکوکوس اوریوس شد. تصاویر SEM، تغییر شکل کروی باکتری های استافیلوکوکوس اوریوس را در طول تیمار رامنولیپیدی نشان داد. کرم های حاوی دی رامنولیپیدها منجر به مهار رشد باکتری ها در شرایط آزمایشگاهی روی محیط آگاردار شد. همچنین، نتایج بیانگر مهار رشد باکتری ها در محل زخم رت های تیمار شده با کرم های دی رامنولیپیدی در روز بیستم تزریق بود.

    استنتاج

    ترکیبات دی رامنولیپیدی دارای قدرت مهار رشد باکتری های استافیلوکوکوس اوریوس می باشند. استفاده از این ترکیبات در فرمولاسیون کرم می تواند موجب تاثیرات ضد باکتریایی در کرم شود.

    کلیدواژگان: رامنولیپیدها، کرم، ضدمیکروبی، استافیلوکوکوس اورئوس، مدل حیوانی
  • زهرا رحمانی، سارا صادقی، رقیه میرزاخانی، مرضیه زمانیان، مهدی عباس تبار، جعفر اکبری، فیروزه کرمانی، محمد خادملو، طاهره شکوهی* صفحات 28-39
    سابقه و هدف

    75-70 درصد زنان بالغ سالم حداقل یک بار در طول دوران باروری ولوواژنیت کاندیدایی را تجربه می کنند و 50-40 درصد دچار عود مکرر می شوند. بدلیل مقاومت گونه های کاندیدا در برابر برخی داروها مانند آزول ها، پزشکان به طب مکمل مانند استفاده از سرکه تمایل دارند. ازاین رو مطالعه حاضر به اثرات ژل اسید استیک در درمان ولوواژینال کاندیدیازیس پرداخت.

    مواد و روش ها

     این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور بر روی زنان مراجعه کننده به کلینیک های زنان و زایمان شهرساری که دارای علایم عفونت کاندیدایی واژن تایید شده بودند، انجام پذیرفت. 41 بیمار در دوگروه درمانی شامل: ژل واژینال اسیداستیک 2 درصد+ شستشوی داخل واژنی با اسید استیک 2 درصد+کرم واژینال کلوتریمازول(20 نفر درگروه مورد) و شستشوی داخل واژنی با اسید استیک 2 درصد +کرم واژینال کلوتریمازول (21 نفر درگروه شاهد) به مدت 10 روز تحت درمان قرار گرفتند. سپس بهبودی از نظر علایم بالینی و آزمایشگاهی ارزیابی وگونه های مخمری جدا شده با روش مولکولی شناسایی شد.

    یافته ها

     قبل از مداخله بین دوگروه مورد و شاهد اختلاف معنی داری ازنظرعلایم بالینی (703/0=p)، میزان بارقارچی (092/0 =p) و گونه کاندیدا (188/0 =p) مشاهده نشد. بعد از 10 روز درمان بهبودی علایم در گروه مورد مشاهده شد ولی به لحاظ آماری معنی دار نبود (3512/0 =p). اختلاف معنی داری در میزان بهبودی از نظر قارچ شناسی در دو گروه مشاهده شد (0377/0=p). کاندیدا آلبیکنس رایج ترین عامل بیماری بود.

    استنتاج

    این مطالعه نشان داد ژل استیک اسید می تواند تاثیر بسزایی در بهبود قطعی بیماری داشته باشد.
     
    شماره ثبت کارآزمایی بالینی : 3N20190309042978IRCT

    کلیدواژگان: ولوواژینیت کاندیدایی، درمان، اسید استیک، شستشوی داخل واژنی، ژل داخل واژنی، کارآزمایی تصادفی
  • مائده جعفرزاده، حکیمه آل رضا، ابراهیم علیجانپور، مهرافزا میر، ثریا خفری، عمادالدین موعودی* صفحات 40-49
    سابقه و هدف

    رزکسیون پروستات از طریق مجرا (TURP) روش بیحسی نخاعی به طور شایع استفاده می شود. جهت کاهش عوارض بیحسی نخاعی می توان با استفاده از اپیوییدها مقدار داروی بیحسی را کاهش داد. در مطالعه حاضر تاثیر مقادیر کم بوپیواکایین  و فنتانیل را بر سطح بلوک حسی و حرکتی بررسی کردیم.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه کارآزمایی بالینی که در بیمارستان آیت الله روحانی بابل و در فاصله زمانی فروردین 1395 تا 1396 انجام گرفت، 80 بیمار کاندید TURP به صورت تصادفی به دو گروه 40 نفری تقسیم شدند. گروه اول (BF) 5/7 میلی گرم بوپیواکایین 5/0 درصد و 25 میکروگرم فنتانیل و گروه دوم (B) 10 میلی گرم بوپیواکایین 5/0 درصد دریافت کردند. مدت زمان بیحسی و بلوک حرکتی (با استفاده از مقیاس برومیج) و میزان درد حین عمل و فشار شریانی متوسط ارزیابی و در نرم افزار آماری SPSS-20 ثبت شد.

    یافته ها

     مدت زمان بیحسی و فشار شریانی متوسط بین دو گروه اختلاف معنی دار نداشت (05/0<p). میانگین نمره درد در گروه BF به صورت معنی داری کم تر از گروه B بود (007/0=p). میزان بلوک حرکتی در گروه B به صورت معنی داری بیش تر از گروه BF بود (001/0>P). همچنین مدت زمان بازگشت بلوک حرکتی بیماران و زمان اقامت در ریکاوری در گروه BF به صورت معناداری کوتاه تر از گروه B بود (001/0>P).

    استنتاج

    یافته های این مطالعه نشان داد که استفاده از بوپیواکایین به همراه فنتانیل می تواند باعث ایجاد سطح حسی مناسب و بی دردی حین عمل TURP شود و می تواند عوارضی نظیر بلوک حرکتی طولانی مدت و اقامت طولانی مدت در ریکاوری را بکاهد.

    کلیدواژگان: بوپیواکائین، فنتانیل، بی حسی نخاعی، فشار شریانی متوسط، بلوک حسی و حرکتی، TURP
  • مژگان لطفی، مهدی امینی*، یاسمن شیاسی صفحات 50-60
    سابقه و هدف

    نقص در مهارت های تنظیم هیجان با طیف وسیعی از اختلالات روانی مرتبط است. در این مطالعه اثربخشی گروه درمانی آموزش تنظیم عاطفه بر علایم اضطراب و افسردگی بررسی شده است.

    مواد و روش ها

     پژوهش حاضر یک مطالعه تجربی با گروه کنترل و گمارش تصادفی بود. در این مطالعه 32 نفر از افراد دارای علایم پیش بالینی اختلال های اضطراب و افسردگی، از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، 12 جلسه آموزش تنظیم عاطفه دریافت کرد و گروه کنترل طی این مدت مداخله ای دریافت نکرد. شرکت کنندگان در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با مقیاس های اضطراب و افسردگی (DASS)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS)، پرسشنامه مهارت های تنظیم هیجان (ERSQ) و مقیاس سازگاری اجتماعی و شغلی (WSAS) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از -16 SPSS انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان بدست آمده، نشان دهنده کاهش معنی دار نشانگان اضطراب 01/0=P ، (27/1) 82/31F=، افسردگی 01/0=P ،(27/1) 61/33F=، و استرس 01/0=P ، (27/1) 88/95F=، و افزایش معنی دار عاطفه مثبت، مهارت های تنظیم هیجان 01/0=P ،(27/1) 08/67F=، و سازگاری اجتماعی 01/0=P ، (27/1) 67/41F=، برای گروه آزمایش بود.

    استنتاج

    به طور کلی، آموزش تنظیم عاطفه می تواند به عنوان یک رویکرد فراتشخیصی بر کاهش علایم افسردگی و اضطراب موثر باشد.

    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، آموزش تنظیم عاطفه، اضطراب، افسردگی
  • منصوره مصطفایی، ترانه امامقلی خوشه چین*، محسن داداشی، پوران مختاری زنجانی صفحات 61-72
    سابقه و هدف

    یکی از ابعادی که با کیفیت زندگی زنان باردار رابطه مستقیم دارد بعد سلامت روان آنان می باشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد روانشناسی مثبت گرا بر کیفیت زندگی زنان باردار انجام شد.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده است. ابتدا با روش نمونه گیری آسان تعداد 56 زن باردار انتخاب شده و سپس با استفاده از روش تصادفی بلوکه ای به دو گروه 28 نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت SF-36 در سه مرحله پیش زمون، پس آزمون و شش هفته بعد از مداخله انجام گردید. مداخلات روانشناسی مثبت گرا طی 8 جلسه60 دقیقه ای به صورت دوبار در هفته اجرا و داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های کای اسکور، تی مستقل و تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    بعد از مداخله بین میانگین نمره کل کیفیت زندگی درگروه مداخله (9/11 ± 78/76) و میانگین نمره گروه کنترل (06/13 ± 90/67) تفاوت معنی داری مشاهده شد (01/0=P). میانگین نمرات ابعاد جسمی و روانی کیفیت زندگی نیز در پس آزمون اختلاف معنی داری داشتند (05/0 > P). شش هفته بعد از مداخله در بعد روانی اختلاف معنی داری بین دو گروه دیده شد(043/0=p) اما در مقایسه میانگین نمره کل کیفیت زندگی (058/0=P) و بعد جسمی (093/0=p) آن تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر برای همه متغیرها در گروه مداخله اختلاف معنا داری را نشان داد (001/0> P).

    استنتاج

    مشاوره مثبت گرا می تواند موجب بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان مادارن باردارشود، اما کیفیت زندگی یک مقوله چند بعدی است که حفظ بهبود آن مستلزم توجه به تمامی ابعاد سلامتی و تداوم مشاوره می باشد.

    کلیدواژگان: مشاوره گروهی، روانشناسی مثبت گرا، کیفیت زندگی، زنان باردار
  • مهسا نوروززاده، ناهید سراحیان، راضیه بیدهندی یارندی، فهیمه رمضانی تهرانی* صفحات 73-85
    سابقه و هدف

    سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS)، یکی از شایع ترین اختلالات غدد درون ریز زنان در سنین تولیدمثل می باشد که با تغییرات درسطوح هورمون های جنسی همراه است. مطالعات نشان داده اند، تحمل قلب به آسیب ایسکمی- ریپرفیوژن می تواند تحت تاثیر هورمون های جنسی قرارگیرد. درمطالعه حاضر، میزان تحمل قلب در برابر آسیب ناشی از ایسکمی- ریپرفیوژن در مدل موش صحرایی مبتلا به PCOS در مقایسه با موش های صحرایی سالم (کنترل) مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

     موش های صحرایی به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند (8 سر حیوان در هر گروه). قلب حیوانات در هر دو گروه (مدل مبتلا به PCOS و کنترل)، جدا شد و در دستگاه قلب ایزوله (لانگندورف) قرار گرفت. سپس در یک جریان رتروگرید در آیورت، با فشار ثابت (75 mmHg) توسط بافر کربس- هنسلیت، پرفیوژن قلب صورت گرفت. با استفاده از بالون داخل بطنی، یک فشار برای اندازه گیری پارامترهای همودینامیکی قلب، به بطن چپ وارد شد و از طریق کاتتر، سیگنال های قلبی به سیستم پاورلب فرستاده و ثبت شدند. سپس داده ها تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

     قبل از ایسکمی- ریپرفیوژن، مقادیر پارامترهای همودینامیک قلب شامل ±dp/dt, HR, LVDP,RPP در حیوانات مدل PCOS در مقایسه با حیوانات کنترل افزایش داشت، اما از نظر آماری معنی دار نبود. بعد از ایسکمی- ریپرفیوژن، این پارامترها در مقایسه با گروه کنترل روند کاهشی داشتند، اگرچه این تفاوت ها از نظر آماری معنی دار نبودند.

    استنتاج

    مقاومت قلب در برابر آسیب ناشی از ایسکمی- ریپرفیوژن در مدل موش صحرایی PCOS و کنترل یکسان بود. این نتیجه می تواند به علت نقش محافظت کننده قلبی هورمون های جنسی از جمله استروژن ها باشد.

    کلیدواژگان: عملکرد قلبی، آسیب ایسکمی- ریپرفیوژن، سندرم تخمدان پلی کیستیک، موش صحرایی
  • رویا ملک زاده، تورج اسدی*، الهه محمودی، حمیدرضا جعفری صفحات 86-93
    سابقه و هدف

    بخش اورژانس جزء بخش های مهم و پرمخاطره بیمارستان است. رعایت استانداردهای ایمنی به طور قابل توجهی به افزایش رضایت مندی بیماران وکیفیت خدمات این بخش کمک می نماید. هدف این مطالعه ارزیابی ابعاد ایمنی بیمار بخش اورژانس بیمارستان های آموزشی و درمانی دولتی دانشگاه علوم پزشکی مازندران با مدل برنامه ریزی عملیاتی IPOCC می باشد.

    مواد و روش ها

     این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی در سال 1398 انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد اعتباربخشی ملی وزارت بهداشت و درمان بود. گویه های پرسشنامه در قالب الگوی IPOCC شامل ابعاد ورودی، فرایندی، نتیجه ای، کنترلی و زمینه ای دسته بندی شدند. تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS21 انجام شد.

    یافته ها

    در مجموع بیمارستان های تحت مطالعه، میانگین نمره کلی وضعیت ایمنی بیمار بخش اورژانس 20/0± 82/3 و در سطح نسبتا مطلوب بود. همچنین بیش ترین و کم ترین نمره مربوط به حیطه های کنترلی (10/0±36/4) و زمینه ای (77/0±02/3) بود. بیمارستان های آموزشی از میانگین بالاتری در نمره ایمنی کلی و ایمنی در ابعاد ساختاری، فرایندی و نتایج برخوردار بودند. بیمارستان های درمانی در ابعاد کنترلی و زمینه ای وضعیت بهتری داشتند.

    استنتاج

    نتایج مطالعه، لزوم مداخله برای رساندن وضعیت ایمنی بخش اورژانس به سطح مطلوب را نشان می دهد. در این بین مدل برنامه ریزی عملیاتی (IPOCC) ابزار مفیدی برای شناسایی مراحل حیاتی ارایه خدمت و طراحی مداخلات مناسب در این زمینه می باشد.

    کلیدواژگان: ایمنی بیمار، بخش اورژانس، بیمارستان، مدل برنامه ریزی عملیاتی
  • رزیتا رضایی، زهرا بهشتی، حمید شریف نیا، سوسن ساعت ساز* صفحات 94-105
    سابقه و هدف

    درد زایمان سبب استرس و کاهش اعتماد بنفس مادر می شود. حمایت موثر حین زایمان فاکتور کلیدی جهت کاهش استرس است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه مراقبت های معمول حین زایمان با حمایت مداوم توسط مامای همراه و بستگان مونث از نظرنوع و روند زایمان، رضایتمندی مادر و وضعیت شیردهی صورت پذیرفت.

    مواد و روش ها

     این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 165 زن نخست زا در بیمارستان امام علی شهر آمل انجام شد. نمونه ها به طور تصادفی در سه گروه مساوی شامل مراقبت های معمول حین زایمان (کنترل)، با حمایت مامای همراه و حمایت بستگان مونث قرار گرفتند و از نظر متغیرهای طول مدت و شدت درد زایمان، نوع آن، رضایتمندی مادر، آپگار نوزاد، شروع وتداوم شیردهی بررسی شدند. سپس داده ها باآزمون های آماری ارزیابی شدند.

    یافته ها

     طول مدت و شدت درد فاز فعال زایمان در گروه های حمایت توسط ماما و بستگان به طور معنی داری کم تر (001/0>P) و میزان رضایتمندی از زایمان (001/0>P) و شیردهی از پستان 6 ماه بعد (01/0=P) در گروه های فوق به طور معنی داری بیش تر از گروه کنترل بود. اما سه گروه از نظر طول مدت (92/0=P) و شدت درد (99/0=P) مرحله دوم، میزان سزارین(20/0=P)، آپگار (87/0=P)، زمان شروع شیردهی (35/0=P) و شیردهی 3 ماه بعد از زایمان (34/0=P) تفاوت معنی داری نداشتند. در گروه حمایت توسط ماما نسبت به بستگان شدت درد فاز فعال به طور معنی داری کم تر بود (019/0=P). اما از نظر سایر متغیرها تفاوتی میان آن ها مشاهده نگردید.

    استنتاج

    حمایت از مادر توسط بستگان یا مامای همراه بر طول مدت وشدت درد فاز فعال زایمان و شیردهی تاثیر مثبت دارد و سبب تجربه بهتری نسبت به زایمان می شود و می تواند بر تصمیم گیری آتی فرد برای زایمان های بعدی تاثیر گذارد.

    کلیدواژگان: حمایت مداوم، درد زایمان، مامای همراه، شیردهی، رضایتمندی
  • مهدی موسوی، فریدون دریایی، امید رنجبران، بهنام محسنی، سعیده طاهری، عبدالرضا حسن زاده* صفحات 106-118
    سابقه و هدف

    روش های مدل سازی غیر خطی برای مطالعات رابطه کمی ساختمان- اثر، راه های گویاتری نسبت به روش های خطی، برای رفتارهای مولکولی هستند. شبکه های عصبی مصنوعی، مدل ها و الگوریتم های ریاضی هستند که پردازش اطلاعات و یادگیری مغز انسان را تقلید می کنند. نشان داده شده است برخی مشتقات S-alkyl تیوسمی کاربازون در پیش گیری و درمان عفونت های مایکو باکتریایی اثر بخش بوده اند. این مطالعه با هدف یافتن ارتباط ساختار با اثر این ترکیبات انجام پذیرفت.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه وابستگی کمی کنش و ساختار (QSAR)، از رگرسیون خطی چندگانه و شبکه عصبی مصنوعی با تنظیم بایسین برای 47 ترکیب از مشتقات تیوسمی کاربازون، استفاده گردید. توصیف کننده ها از روش انتخاب و حذف گام به گام از مجموع 343 توصیف کننده، انتخاب شدند. یک شبکه ی سه لایه ی پیش خور پس انتشار با تنظیم بایسین به وسیله نرم افزار MATLAB نسخه R2009a طراحی، بهینه و ارزیابی شد.

    یافته ها

    پس از رگرسیون خطی چندگانه یک مدل با 6 توصیف کننده حاصل شد: (039/0 ± 235/0)Qneg - (600/1 ± 706/1)PMIZ - (017/0 ± 066/0)PMIX - (018/0 ± 067/0) + 592/2 Log MIC= RDF060p (021/0 ± 064/0) RDF 140u- (026/0 ± 118/0) RDF03 +
     بهترین مدل BR-ANN یک شبکه سه لایه با سه گره در لایه مخفی بود.

    استنتاج

    مدل BR-ANN قدرت پیش بینی کنندگی بیش تری نسبت به مدل های خطی دارد و احتمالا بهتر می تواند فعالیت ضد سلی ترکیبات جدید با شالوده ساختاری یکسان در میان مشتقات تیوسمی کاربازون را پیش بینی کند.

    کلیدواژگان: رابطه کمی ساختمان-اثر، رگرسیون خطی چندگانه، شبکه ی عصبی مصنوعی با تنظیم بایسین، مشتقات تیوسمی کاربازون
  • محمد اسلامی جویباری، مینا امینی*، زینب اصفهانی، عاطفه اسدالله پور، صبا حسینی، محمدحسین حسین زاده صفحات 119-125
    سابقه و هدف

    داروها یک بخش مهم و ضروری برای خدمات سلامت در همه جوامع محسوب می شوند و داروسازان، نقش مهمی در خدمات سلامت ایفا می کنند. با توجه به فقدان مطالعه ای جامع در خصوص دانش، نگرش و عملکرد داروسازان استان مازندران در برخورد با نسخ دارویی، برآن شدیم تا مطالعه ای در این مورد، با هدف برآورد وضعیت موجود جهت پیدا کردن کاستی ها و نحوه عملکرد داروسازان صورت گیرد.

    مواد و روش ها

     این پژوهش، یک مطالعه مقطعی است. 179 داروخانه در این مطالعه وارد شدند و جامعه آماری از بین داروسازان شاغل در داروخانه های سطح استان مازندران به صورت تصادفی انتخاب شده است. جهت انجام این مطالعه بیمار فرضی با نسخه از پیش آماده شده به داروخانه مراجعه کرده و براساس فلوچارت و پرسشنامه ای مدون، نحوه عملکرد داروساز در برابر مواردی نظیر مشاوره دارویی، تداخلات دارویی و عوارض جانبی موجود در نسخه مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    از 179 داروخانه مورد بررسی در154 داروخانه (86 درصد) داروساز حضور داشته است و در 67 داروخانه (37 درصد) مشاوره دارویی داده شد. 157 داروخانه (88 درصد) اقلام دارویی را صحیح تحویل دادند و در 166 داروخانه (93 درصد) دستور کاملا صحیح و مطابق با نسخه بر روی داروها درج شده است.

    استنتاج

    داروسازان در داروخانه ها بیش تر به یکی ازمسیولیت های خود یعنی تحویل صحیح دارو و دستور مصرف آن تمرکز دارند و به مشاوره دارویی، مدیریت عوارض دارویی و تداخلات دارویی کم تر می پردازند. به نظر می رسد برگزاری کلاس های آموزشی و بازآموزی جهت گروه هدف داروسازان می تواند منجر به افزایش آگاهی و دانش داروسازان شود.

    کلیدواژگان: داروسازان، داروخانه ها، خدمات، عملکرد حرفه ای
  • علی داوودی، سید جلال حسینی مهر، سعید امامی، مسعود آزادبخت، محمد آزادبخت* صفحات 126-135
    سابقه و هدف

    گیاه سورنجان ایرانی یک گیاه تک لپه ای و بومی ایران می باشد. بنه و دانه های این گیاه حاوی ترکیبات فعال دارویی مخصوصا آلکالوییدهای تروپولونی بوده که در درمان التهابات، آرتریت روماتویید، نقرس، دردهای مفصلی و سرطان کاربرد دارد. هدف اصلی این مطالعه ایده آل سازی استخراج کلشی سین از بنه این گیاه و بررسی فعالیت های ضد التهابی و آنتی اکسیدانی عصاره های آن می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه، استخراج کلشی سین از گیاه سورنجان با استفاده از روش اولتراسوند در سیستم حلال متانل/آب (70:30) ایده آل سازی شده است. همچنین از روش سطح-پاسخ برای آنالیز ایده آل سازی استفاده شده و تاثیر 3 پارامتر زمان استخراج، نسبت حلال به گیاه و دما مورد آنالیز قرار گرفتند. در نهایت فعالیت های ضد التهاب و آنتی اکسیدان عصاره ها بررسی شدند.

    یافته ها

    شرایط ایده آل شامل زمان استخراج 180 دقیقه، نسبت حلال به گیاه 20 و دمای 60 درجه سانتی گراد بوده که باعث استخراج کلشی سین به میزان 0.98 ± 0.04 میلی گرم بر گرم بنه خشک شد. همچنین، فعالیت های ضد التهابی و آنتی اکسیدانی عصاره ها مناسب بودند.

    استنتاج

    بر اساس این مطالعه، روش اولتراسوند بعنوان یک روش ایده آل برای استخراج کلشی سین معرفی شده که در آن  بازدهی عصاره گیری با زمان عصاره گیری، افزایش نسبت حلال به گیاه و افزایش دما بطور قابل توجهی افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: کلشی سین، ترکیب آنتی توبولین، خانواده سورنجان، ایده آل سازی، اولتراسونیک
  • طاهره حیدری، حمیده عظیمی لولتی*، سید محمد موسوی، سید نورالدین موسوی نسب صفحات 136-141
    سابقه و هدف

    اختلال وسواس جبری تاثیرات منفی بر بیماران و خانواده های آنان دارد. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر برنامه آموزشی خانواده- بیمار محور بر علایم وسواسی بیماران مبتلا به اختلال وسواس جبری طراحی و اجرا شد.

    مواد و روش ها

     دراین پژوهش نیمه تجربی که از اردیبهشت تا مهرماه 1397 در مرکز تخصصی باغبان شهر ساری انجام شد، 50 بیمار به همراه مراقب اصلی خود در مطالعه شرکت کردند.گروه مداخله در 8 جلسه آموزشی شرکت کردند و گروه کنترل تنها درمان روتین را دریافت کردند. داده ها توسط پرسشنامه های وسواس- اجبار مادزلی و سلامت عمومی گلدبرگ جمع آوری شدند و با نرم افزار 21 SPSS تحلیل شدند.

    یافته ها

     میانگین نمره علایم وسواسی بیماران در گروه آزمون قبل از شروع مداخله، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله به ترتیب 74/3 ±52/17، 50/3 ±16/17 و 17/4 ±28/13 بود. میانگین نمره علایم وسواسی بیماران در گروه کنترل نیز در سه مرحله ذکر شده به ترتیب 99/1 ±08/15، 79/2 ±42/13 و 59/2 ±84/12 بود. بررسی هر گروه به تفکیک و در طول زمان نشان داد که میانگین نمرات علایم وسواسی بیماران در طول زمان کاهش معناداری در هر دو گروه داشت (001/0>P). کاهش نمرات علایم وسواسی قبل و یک ماه پس از مداخله در گروه مداخله و گروه کنترل حاکی از تفاوت معنی داری بین این دو گروه بود (025/0= P).

    استنتاج

    تغییرات میانگین نمرات علایم وسواسی بیماران در طول زمان در هر دو گروه کاهش معناداری داشت. شاید بتوان کاهش علایم وسواسی بیماران در گروه آزمون را به دریافت آموزش در کنار درمان روتین آنان نسبت داد.

    کلیدواژگان: اختلال وسواس جبری، علائم وسواسی- جبری، آموزش، مشارکت خانواده
  • رومینا حمزه پور، آنژلا حمیدیا*، فرزان خیرخواه، سکینه جوادیان، ساناز آزادفروز، مریم سلیمانی نژاد صفحات 142-147
    سابقه و هدف

    والدین کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه (ADHD) به دلیل فراوانی ناهنجاری های رفتاری این کودکان، مشکلات بیش تری نسبت به والدین کودکان عادی دارند. اختلالات خلقی در والدین از جمله مادران می تواند منجر به کاهش آستانه تحمل و استفاده از روش های تنبیهی برای کنترل کودکان گردد که به عوارض سوء منتهی می شود، لذا ارزیابی اختلالات خلقی والدین این کودکان و درمان به موقع می تواند نقش مهمی در درمان این کودکان و بهبود پیش آگهی بیماری داشته باشد.

    مواد و روش ها 

    این مطالعه از نوع مقطعی تحلیلی است. جامعه پژوهش را 125 مادر که فرزند آن ها مبتلا به ADHD بودند و طی سال های 1395-1393 به درمانگاه های روانپزشکی بیمارستان یحیی نژاد و آیت الله روحانی بابل مراجعه نمودند، تشکیل دادند. در این پژوهش از پرسشنامه های Conners’ Parent Rating Scales-Revised و SCID-I استفاده شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS V .22 تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

     شیوع اختلالات خلقی در مادران دارای کودکان 6 تا 14 سال مبتلا به ADHD معادل 55 مادر از 125 نفر (44 درصد) گزارش شد. در بین انواع اختلالات خلقی، دیس تایمی با 27 مورد (49 درصد) شایع ترین اختلال مشاهده شده بود. 45 مادر (36 درصد) به افسردگی مبتلا بودند و 9 مادر (2/7 درصد) اختلال دوقطبی داشتند.

    استنتاج

    بر اساس نتایج مطالعه حاضر افسردگی شایع ترین اختلال خلقی مشاهده شده در مادران مورد مطالعه بود. از آن جایی که افسردگی مادر بر مدیریت رفتار فرزند مبتلا به ADHD تاثیر می گذارد، تشخیص و درمان به موقع افسردگی مادر نقش مهمی در پیش آگهی ADHD فرزند مبتلا دارد.

    کلیدواژگان: کودکان، بیش فعالی، اختلال نقص توجه، اختلالات خلقی، مادران
  • مریم دهقانی، نوشین موسی زاده*، حمیده حکیمی، فاطمه حاجی حسینی، مرجان فقیه، رضا محسنی صفحات 148-153
    سابقه و هدف

    پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه در موقعیت های بالینی زیادی جهت تصمیم گیری اخلاقی قرار می گیرند که نیازمند برخورداری از حساسیت اخلاقی و هوش اخلاقی می باشند. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین حساسیت اخلاقی و هوش اخلاقی در پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه انجام شد.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر، مقطعی از نوع همبستگی می باشدکه در سال 1398 در تمامی بخش های مراقبت ویژه بیمارستان های آموزشی- درمانی شهر آمل انجام شد. نمونه های پژوهش 112 پرستار شاغل در بخش های مراقبت ویژه بزرگسال بوده که به روش سرشماری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های حساسیت اخلاقی و هوش اخلاقی جمع آوری و با کمک آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

     بین نمره کلی هوش اخلاقی وحساسیت اخلاقی ارتباط معنی داری مشاهده نشد(15/0=P و 14/0=r). در حالی که  بین نمره کلی هوش اخلاقی و بعد آگاهی از نحوه ارتباط با بیمار به عنوان یکی از زیر حیطه های حساسیت اخلاقی ارتباط مثبت و معنی داری وجود داشت (05/0>P).

    استنتاج

    یافته های مطالعه نشان می دهد هر چه هوش اخلاقی پرستاران بیش تر باشد ارتباط بهتری با بیمار برقرار خواهند نمود. بنابراین به مدیران پیشنهاد می گردد که با تدوین برنامه های مناسب جهت بهبود مهارت های ارتباطی در پرستاران موجبات ارتقاء حساسیت اخلاقی آنان را فراهم نمایند.

    کلیدواژگان: حساسیت اخلاقی، هوش اخلاقی، پرستار، بخش مراقبت ویژه
  • پرستو کریمی علی آبادی، معصومه احمدی، علیرضا خلیلیان، ژیلا گنجی* صفحات 154-160
    سابقه و هدف

    یکی از عوامل موثر بر پیشگیری و درمان دیابت، سرمایه اجتماعی است که در کیفیت زندگی این بیماران نیز تاثیرگذار خواهد بود. لذا هدف این پژوهش بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و بهزیستی روانشناختی با کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به دیابت بوده است.

    مواد و روش ها

     پژوهش حاضر از نوع مقطعی می باشد. تعداد 275 نفر از بیماران دیابتی مراجعه کننده به بیمارستان رازی قایم شهر، از طریق روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها چک لیست ویژگی های جمعیتی، پرسشنامه های سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن، کیفیت زندگی توماس و بهزیستی روانشناختی سازمان بهداشت جهانی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 انجام شد.

    یافته ها

     میانگین (انحراف معیار) سرمایه اجتماعی، بهزیستی روانشناختی و کیفیت زندگی به ترتیب 56/19 ± 74/103، 47/5 ± 19/13 و 2/7± 59/43 بود. سرمایه اجتماعی با بهزیستی روانشناختی و کیفیت زندگی رابطه مثبت و معنی دار دارد (05/0<p). یافته ها نشان داد که بهزیستی روانشناختی و سرمایه اجتماعی و تعداد فرزند بیشتر و تحصیلات بالاتر می تواند 34 درصد از نمره کیفیت زندگی را تبیین نماید.

    استنتاج

    پیشنهاد می شود با ایجاد مداخلات مناسب بر پایه ارتقاء سرمایه اجتماعی و بهزیستی روانشناختی، بتوان کیفیت زندگی بیماران دیابتی را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی، دیابت
  • محبوبه عفیفیان، احمد حرمتی، رقیه عبادی زاده* صفحات 161-168

    لیکن پلان یک بیماری التهابی مزمن و نسبتا ناشایع با پاتوژنز ناشناخته است که معمولا باعث درگیری پوست، ناخن ها و سطوح مخاطی می شود. علی رغم طبقه بندی مری به عنوان یک سطح مخاطی، درگیری مری در این بیماری به صورت نادر گزارش شده است. لیکن پلان مری  (esophageal lichen planus)به صورت شایع در زنان میانسال و با علایمی همچون دیسفاژی و ادینوفاژی تظاهر می یابد. در این مقاله به معرفی خانم میانسالی پرداخته می شود که با شکایت دیسفاژی پیش رونده نسبت به غذای جامد به کلینیک گوارش مراجعه کرد. بیمار تحت اقدامات تشخیصی از جمله آندوسکوپی فوقانی قرار گرفت که بیانگر وجود تنگی شدید در محل یک  سوم فوقانی و میانی مری بود. بیمار به علت تنگی های مکرر چندین نوبت تحت دیلاتاسیون قرار گرفت که هر بار تاثیر آن خفیف و گذرا بود و در بیوپسی های مکرر مری فقط فیبروز گزارش می شد. با توجه به یافته های بالینی و اندوسکوپیک و با شک به لیکن پلان، بیمار تحت بیوپسی داخل لب قرار گرفت که تشخیص لیکن پلان تایید شد. باتوجه به عود مکرر تنگی در این ناحیه، همراه با آغاز استروییدتراپی، استنت فولی کاورد removable به مدت 4 هفته برای بیمار تعبیه شد. بیمار به مدت 2 سال تحت فالوآپ قرار داشت و تنگی عود نکرد.

    کلیدواژگان: لیکن پلان، تنگی مری، دیسفاژی
  • ویدا مرتضائی*، صبریه اسدی شاهی ساره ایی، مونا غضنفری، مهتاب اشرفی خوزانی، مائده ملکی، محمدتقی هدایتی صفحات 169-178
    سابقه و هدف

    COVID-19 بیماری نو پدیدی هست که به وسیله کروناویروس جدیدی به نام کروناویروس سندروم تنفسی حاد شدید 2 (SARS-CoV-2) ایجاد می شود. سوپراینفکشن به وسیله باکتری ها و قارچ ها در ریه این بیماران می تواند باعث پیچیدگی تظاهرات بالینی و درمانی و همچنین افزایش مرگ و میر شوند. در مطالعه حاضر با مروری بر مطالعات انجام شده قبلی بر روی آسپرژیلوزیس مهاجم (IA) در زمینه بیماری های ویروسی و تطبیق آن با COVID-19 پرداخته و ضرورت تشخیص IA در افزایش میزان بقاء بیماران مبتلا خاطر نشان می شود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مروری، با جستجو در سایت های Pubmed ، Google Scholar،Web of Science  و با استفاده ار کلمات کلیدی COVID-19، SARS-CoV-2، آنفلونزا، آسپرژیلوزیس مهاجم و بیماری های قارچی مهاجم مرتبط جمع آوری و مورد استفاده قرار گرفتند.

    یافته ها

     عفونت همزمان با قارچ ها در بیماران مبتلا به COVID-19 بین 2/3 الی 1/27 درصد، از کشور چین گزارش شده است. نتایج نشان داد میزان ابتلا به عفونت های همزمان با سایر ویروس ها، باکتری ها و قارچ ها، در بیماران با پنومونی شدید مبتلا به COVID-19 نسبت به بیماران با پنومونی ملایم به طور قابل توجهی افزایش می یابد. در این دسته از بیماران، فلور قارچی روده هم به طور معنی داری با افراد سالم، متفاوت گزارش گردید.

    استنتاج

    تمرکز بالای کادر درمانی در مواجهه با بیماران COVID-19 بر کنترل سوپراینفکشن باکتریایی، می تواند با غفلت از بیماری های کشنده قارچی باعث افزایش میزان مرگ و میر در این دسته از بیماران شود. از این رو تشخیص زودرس بیماری های قارچی مهاجم در این بیماری نوپدید قویا پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: COVID-19، SARS-CoV-2، آنفلونزا، آسپرژیلوزیس مهاجم، بیماری های قارچی مهاجم
  • الهام کیالاشکی، مهدی فخار، جواد اختری، رقیه فریدنیا، مسعود کیقبادی* صفحات 179-193

    لیشمانیوز یک بیماری منتقله از پشه خاکی فلبوتومینه است که عامل آن گونه های مختلف جنس لیشمانیا (خانواده تریپانوزوماتیده) می باشد. از اشکال مختلف بیماری می توان فرم پوستی خوش خیم، فرم پوستی- مخاطی متاستاز دهنده تا فرم احشایی را نام برد. در این مطالعه مروری غیر نظام مند به معرفی نقش DNA کینتوپلاستی (kDNA) و توپوایزومرازهای وابسته به آن به عنوان تارگت دارویی جهت درمان عفونت های لیشمانیایی پرداخته شده است. این انگل ها دارای یک DNA میتوکندریایی می باشند که در حلقه های به هم متصل شده قرار دارند. فرایند همانندسازی kDNA بسیار پیچیده است و تعداد زیادی پروتیین در آن شرکت می کنند. بعضی از آن ها به عنوان توپوایزومرازها دسته بندی شده ند که نقش های مهم بیولوژیکی خود را در فرایندهای سلولی موثر در توپولوژی، سنتز و سازماندهی DNA داخل سلولی ایفا می کنند و به عنوان یک تارگت دارویی مهم در کینتوپلاست جهت درمان شیمیایی لیشمانیوز دخالت می کنند. مطالعات متعدد نشان داده است که مهارکننده های توپوایزومرازها، این آنزیم ها را به توکسین های داخل سلولی و یک ابزار مناسب برای کشتن انگل در میزبان تبدیل می کنند. همچنین داروهای متصل شونده به DNA به عنوان عوامل درمانی عفونت های لیشمانیایی گزارش شده اند.

    کلیدواژگان: لیشمانیا، کینتوپلاست، DNA توپوایزومراز، تارگت دارویی
  • سودابه باقری مقدم، مریم سیدمجیدی، فاطمه میرزائی* صفحات 194-195
|
  • Zeinab Shakarami Gandabeh, Norouz Delirajh*, Rahim Hobbenaghi, Ali Sheikhian Pages 1-13
    Background and purpose

    Asthma is a chronic inflammatory disease of the airways that is associated with excessive irritation and airway obstruction. The aim of the present study was to investigate the immunomodulatory effects of betaine on experimental model of asthma in Balb/c mice.

    Materials and methods

    The statistical population consisted of 32 Balb/c mice that were randomly divided into four groups (n=8 per group). One group (control) was not sensitized with ovalbumin to induce experimental asthma. Experimental asthma was induced in other three groups by injecting ovalbumin. These groups were treated with saline phosphate buffer, betaine (1% w/w), and prednisolone (3 mg/kg) in drinking water, for 81 days after induction of the disease, respectively. Then, blood and spleen samples were collected for biochemical studies.

    Results

    Betaine treatment of ovalbumin-sensitized mice significantly reduced IgE antibody production, spleen cell proliferation, IL-5 and IL-17 levels, and significantly increased TGF-β and INF-γ levels (P<0.05).

    Conclusion

    Betaine as a naturally occurring chemical in the body has significant effects on IgE production and levels of some key cytokines of asthma. So, this substance could be considered as as a possible candidate for modulating immune responses in asthma.

    Keywords: ovalbumin, betaine, immunomodulation, asthma
  • Tooran Bagheri, Kobra Rahimi, Tayebe Bagheri Lotfabad* Pages 14-27
    Background and purpose

    Dramatic increase in antibiotic-resistant bacteria highlights the need for new compounds with more effective antibacterial properties and biotechnology could be useful in producing these metabolites. The present study aimed at investigating the effects of rhamnolipid microbial surfactants in a cream-based formulation on growth inhibition of Staphylococcus aureus using in vitro and animal models.

    Materials and methods

    The inhibitory effects of rhamnolipids produced by Pseudomonas aeruginosa MR01 on the growth of S. aureus were investigated by disk diffusion method. Then, the effects of dirhamnolipid compounds on the survival and morphology of bacteria were studied using estimation of colony forming units (CFUs) and scanning electron microscopy (SEM). The di-rhamnolipid-containing cream was prepared and its effects on inhibition of the bacterial growth was evaluated in in vitro and animal subjects.

    Results

    Disk diffusion tests showed a minimum inhibitory value of 30mg/disk for aqueous solutions of mono- and di-rhamnolipids, and 20mg/disk and 10mg/disk for mono- and di-rhamnolipid solutions in Dimethyl sulfoxide (DMSO), respectively. The aqueous solution of di-rhamnolipids at 20mg/ml resulted in lack of viable cells of S. aureus. SEM images showed changes in spherical shape of S. aureus during rhamnolipid treatments. Di-rhamnolipid-containing cream led to inhibition of bacterial growth in vitro on agar medium. Moreover, findings in rats indicated inhibition of bacterial growth in wound areas after 20 days of treatment with the cream.

    Conclusion

    In current study, Di-rhamnolipids demonstrated inhibitory effects on the growth of S. aureus. These compounds in cream formulation could also have antibacterial effects.

    Keywords: Rhamnolipids, cream, antibacterial, Staphylococcus aureus, animal model
  • Zahra Rahmani, Sara Sadeghi, Roghieh Mirzakhani, Marzieh Zamaniyan, Mahdi Abastabar, Jafar Akbari, Firoozeh Kermani, Mohamad Khademlo, Tahereh Shokohi* Pages 28-39
    Background and purpose

    It is estimated that 70–75% of women experience one episode of vulvovaginal candidiasis (VVC) during childbearing age and 40-50% suffer from recurrent VVC. Because of the resistance of Candida species to certain drugs, such as azoles, physicians tend to use complementary or alternative medicine such as vinegar in treatment of VVC. The current study aimed to determine the therapeutic effects of acetic acid vaginal gel on VVC.

    Materials and methods

    A double-blind randomized clinical trial was done in women (n=41) with VVC in Sari, Iran. The patients were allocated into two treatment groups to receive either 2% acetic acid vaginal gel + 2% acetic acid intravaginal wash + clotrimazole vaginal cream (n=20) or 2% acetic acid intravaginal wash + clotrimazole vaginal cream (n=21) for 10 days. After treatment, clinical symptoms and mycological cure rate were assessed by culture of vaginal secretions. All yeast isolates were identified by molecular method.

    Results

    Before the intervention, there were no significant differences in signs and symptoms
    (P= 0.703), fungal burden rate (low, medium, heavy) (P= 0.092), and causative Candida species (P= 0.188) between the two groups. After treatment, an improvement in symptoms was seen in case group but the difference was not significant (P =0.3512). A significant difference was found between the two groups in mycological cure rate (P= 0.0377). Candida albicans were the most common species causing the disease.

    Conclusion

    The study showed that acetic acid vaginal gel could have a significant effect on the definitive cure of VVC.
     
    (Clinical Trials Registry Number: IRCT20190309042978N3)

    Keywords: vulvovaginal candidiasis, treatment, acetic acid, vaginal washing, vaginal gel, randomized controlled clinical trial
  • Maedeh Jafarzadeh, Hakimeh Alereza, Ebrahim Alijanpour, Mehrafza Mir, Soraya Khafri, Emadoddin Moudi* Pages 40-49
    Background and purpose

    Spinal anesthesia is commonly used in transurethral resection of the prostate (TURP). To reduce the complications of spinal anesthesia, opioids could be helpful in decreasing the amount of anesthetic drug. The aim of this study was to evaluate the effect of low doses of bupivacaine and fentanyl on the levels of sensory block and motor block.

    Materials and methods

    A clinical trial was conducted in 80 TURP candidates in Babol Rouhani Hospital, 2016-2017. They were randomly divided into two groups (n= 40 per group) to receive either 7.5 mg bupivacaine 0.5% and 25 mcg of fentanyl (BF group) or 10mg bupivacaine 0.5% (B group). Duration of anesthesia, motor block (using Bromage score), pain intensity during the operation, and mean arterial pressure were recorded. Data were analyzed in SPSS V20.

    Results

    There were no significant differences between the two groups in duration of anesthesia and mean arterial pressure (P<0.05). The mean score for pain was significantly lower in BF group than the B group (P=0.007). The levels of sensory block in group B were significantly higher than the BF group (P<0.001). Also, motor block return time and recovery time were significantly shorter in BF group than those in B group (P<0.001).

    Conclusion

    According to the current study, administration of bupivacaine and fentanyl can cause appropriate level of sensory block and could relief pain during TURP. Also, some complications such as long-term motor block and long-term staying in recovery would reduce.

    Keywords: bupivacaine, fentanyl, spinal anesthesia, mean arterial pressure, hemodynamics, transurethral resection of the prostate
  • Mozhgan Lotfi, Mahdi Amini*, Yasaman Shiasy Pages 50-60
    Background and purpose

    Emotional dysregulations are associated with a wide range of mental disorders. This research aimed at investigating the effectiveness of affect regulation training group therapy on the symptoms of anxiety and depression.

    Materials and methods

    An experimental research with control group was performed in 32 people with subclinical symptoms of anxiety and depression, selected through convenient sampling and randomly assigned to either the experimental group or control group. Experimental group attended 12 sessions of ART, while no intervention was performed in the control group. The participants were assessed before and after the study using Depression Anxiety Stress Scales (DASS), Positive and Negative Affect Scale (PANAS), Emotion Regulation Skills Questionnaire (ERSQ), and Work and Social Adjustment Scale (WSAS). All data analyses were performed using SPSS V16.

    Results

    The experimental group showed significant decrease in subclinical symptoms of anxiety (P=0.01), depression (P=0.01), and stress (P= 0.01), and significant increase in emotion regulation skills (P=0.01) and social adjustment (P=0.01).

    Conclusion

    In general, ART can be used as an effective transdiagnostic approach in reducing the symptoms of anxiety and depression.

    Keywords: emotion regulation, affect regulation training, depression, anxiety, prevention
  • Mansureh Mostafaei, Taraneh Emamghooli Khooshehchin*, Mohsen Dadashi, Pouran Mokhtari Zanjani Pages 61-72
    Background and purpose

    Mental health is one of the main aspects that is directly related to the quality of life of pregnant women. The purpose of this study was to determine the effect of group counseling on quality of life in pregnant women applying positive psychology.

    Materials and methods

    In a randomized clinical trial, 56 pregnant women were selected by convenience sampling and were divided into intervention (n=28) and control (n=28) groups using randomized block design. The health-related quality of life questionnaire SF-36 was administered at pre-test, post-test, and six weeks after the intervention. Positive psychology interventions were performed twice weekly for 60 min per session during four weeks. Data were analyzed using descriptive statistics and Chi-square, independent t-test, and repeated measures ANOVA.

    Results

    After the intervention, there was a significant difference in the mean score for quality of life between the intervention group (76.78±11.9) and control group (67.90±13.06) (P= 0.01). The mean scores for physical and psychological dimensions also showed significant differences between the two groups at post-test (P <0.05). Six weeks after the intervention, there was a significant difference between the two groups in the psychological dimension (P= 0.043), but the mean score for total quality of life (P= 0.058) and its physical dimension (P=0.093) were not significantly different. Repeated measures ANOVA showed significant differences between all variables in the intervention group (P<0.001).

    Conclusion

    Positive counseling can improve the quality of life and mental health of pregnant women, but quality of life is a multidimensional issue and its maintenance requires attention to all aspects of health and consistent counseling.

    Keywords: group counselling, positive psychology, quality of life, pregnant women
  • Mahsa Noroozzadeh, Nahid Sarahian, Razieh Bidhendi Yarandi, Fahimeh Ramezani Tehrani* Pages 73-85
    Introduction

    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is one of the most common endocrine disorders in women during reproductive ages. This syndrome is associated with disruption of sex hormone levels. Studies have shown that endurance of the heart to ischemia-reperfusion (I/R) injury can be affected by sex hormones. In the present study, the rate of cardiac tolerance against I/R injury in the PCOS rat model was compared with normal (control) rats.

    Materials and Methods

    The rats were randomly divided into two groups; PCOS and control (n=8 per group). The hearts were isolated in Langendorff isolated heart system. Cardiac perfusion was performed in a retrograde flow in the aorta at constant pressure (75 mmHg) by Krebs-Henslit buffer. A pressure (5-10 mmHg) was put to the left ventricle, using an intraventricular balloon, to measure the hemodynamic parameters of the heart. Cardiac signals were recorded while being transmitted through the catheter to the Powerbull system.

    Results

    Before I/R, the values for cardiac hemodynamic parameters including HR, LVDP, RPP and ± dp/dt, increased in the rat model of PCOS compared to controls, although these increases were not statistically significant (P>0.05). These parameters had decreasing trends after I/R in PCOS rats compared to controls which were not statistically significant (P>0.05).

    Conclusion

    Cardiac resistance to I/R injury was found to be similar in both PCOS and control animals, which could be due to the cardioprotective role of sex hormones such as estrogens.

    Keywords: cardiac function, ischemia, reperfusion injury, polycystic ovary syndrome, rat
  • Roya Malekzadeh, Touraj Assadi*, Elahe Mahmodi, Hamidreza Jafari Palandi Pages 86-93
    Background and purpose

    Emergency department is one of the most important and risky areas in the hospital. Adherence to safety standards significantly contributes to increased patient satisfaction and service quality. The aim of this study was to evaluate the patient safety dimensions in emergency departments in educational hospitals affiliated with Mazandaran University of Medical Sciences applying operational planning.

    Materials and methods

    This descriptive-analytical study was carried out in 2019 and data was collected using the National Health Accreditation Standard Questionnaire. Questionnaire items were categorized according to the operational modeling into input, process, outcome, control, and contextual dimensions. Statistical analysis was performed in SPSS V21.

    Results

    The total mean score for patient safety in emergency departments was 3.82 ± 0.20 which was relatively good. The highest and lowest scores were in the control (4.36 ± 0.10) and contextual dimensions (3.02 ± 0.77), respectively. Educational hospitals had higher scores in overall patient safety and safety in structural, process, and outcome dimensions. Non-educational hospitals were found to be better in control and contextual dimensions.

    Conclusion

    According to current study, patient safety should reach a more desirable level in emergency departments. Operational planning is a useful model in identifying the major stages of service delivery and designing appropriate interventions.

    Keywords: patient safety, emergency department, hospital, operational planning model
  • Rozita Rezaei, Zahra Beheshti, Hamid Sharif Nia, Sussan Saatsaz* Pages 94-105
    Background and purpose

    Pain in labor causes stress and reduces self-steem. Effective support is a key factor in reducing stress during delivery. The present study aimed to investigate and compare the effects of standard maternity care, continuous supports from private midwife, and female relatives on type and process of delivery, maternal satisfaction, and breastfeeding.

    Materials and methods

    A clinical trial was done in 165 primiparous women attending Amol Imam Ali Hospital, Iran 2018. They were randomly classified into three groups to recieve standard maternity care during delivery (n=55), continuous supports from private midwife (n=55), and female relatives (n=55). The following parameters were compared between all groups: duration and severity of labor pain, type of delivery, maternal satisfaction, Apgar scores, and the start of lactation and continuation of breastfeeding.

    Results

    The duration (P<0.001) and pain severity (P<0.001) of active phase of labor were significantly lower in groups that received continuous support by private midwife and female relatives. In these groups, the satisfaction rates of delivery (P<0.001) and breastfeeding (P=0.01) were significantly higher than the control group in 6 months after delivery. No significant differences were found between the groups in length (P=0.92) and severity of pain (P=0.99) at the second stage of delivery, cesarean delivery (P=0.20), Apgar score (P=0.87), start of lactation (P=0.35), and breastfeeding in three months after the delivery (P=0.34). Severity of pain in active phase of delivery was significantly lower in the group that received continuous support by private midwife, than that of those who received supports from female relatives (P= 0.019).

    Conclusion

    Continuous supports by relatives or private midwife have positive effects on duration and severity of pain in active phase of labor and breastfeeding and could influence mothers' decisions for future pregnancies.

    Keywords: continuous support, labor pain, doula midwife, breast feeding, satisfaction
  • Mehdi Mousavi, Fereidoon Daryaee, Omid Ranjbaran, Behnam Mohseni, Saeideh Taheri, Abdolreza Hassanzadeh* Pages 106-118
    Background and purpose

    Nonlinear analysis methods for quantitative structure–activity relationship (QSAR) studies better describe molecular behaviors, than linear analysis. Artificial neural networks are mathematical models and algorithms which imitate the information process and learning of human brain. Some S-alkyl derivatives of thiosemicarbazone are shown to be beneficial in prevention and treatment of mycobacterial infections and this study seeks to find out the relationship between structural features and the anti-tuberculosis activity of these compounds.

    Materials and methods

    Multiple linear regression and Bayesian regularized artificial neural network (BRANN) for 47 compounds of thiosemicarbazone derivatives were designed using QSAR approaches. Descriptors were selected from a pool of 343 descriptors by stepwise selection and backward elimination. A three layer Bayesian regularized back-propagation feed-forward network was designed, optimized, and evaluated using MATLAB version R2009a.

    Results

    The best model with 6 descriptors was found using multiple linear regression analysis: Log MIC= 2.592 + (0.067 ± 0.018) PMIX – (0.066 ± 0.017) PMIZ – (1.706 ± 1.600) Qneg – (0.235 ± 0.039) RDF030p + (0.118 ± 0.026) RDF 140u – (0.064 ± 0.021) RDF060p. The best BRANN model was a three-layer network with three nodes in its hidden layer.

    Conclusion

    The BRANN model has a better predictive power than linear models and may better predict the anti-tuberculosis activity of new compounds with similar backbone of thiosemicarbazone moiety.

    Keywords: quantitative structure–activity relationship, multiple linear regression, Bayesian regularized artificial neural network, Thiosemicarbazone derivatives
  • Mohammad Eslamijouybari, Mina Amini*, Zeinab Esfahani, Atefeh Asadollahpour, Saba Hosseini, MohammadHossein Hosseinzadeh Pages 119-125
    Background and purpose

    Drugs are essential components of health services in all communities and pharmacists play a major role in delivering appropriate health care. There are lack of comprehensive studies on the knowledge, attitude, and practice of pharmacists in dealing with prescription drugs in Mazandaran province, Iran, so, this study aimed at assessing the performance of pharmacists on these issues.

    Materials and methods

    A cross-sectional study was carried out in 179 community pharmacies in Mazandaran province selected via random sampling. A trained shopper with a prescription attended the pharmacy and based on researcher-made flowchart and questionnaire, the pharmacist's performance on drug interactions, side effects, etc. was evaluated.

    Results

    Among the pharmacies investigated (n=179), pharmacists were available in 154 (86%) and pharmacist consultations were observed in 67 (37%) pharmacies. Right medications were given in 157 (88%) pharmacies and in 166 (93%) instructions for use were completely correct and in accordance with the prescription.

    Conclusion

    At the community pharmacy, pharmacists usually focus on dispensing correct medication and pay less attention to pharmacy counseling. Trainings on drug interactions and adverse drug reactions could increase the awareness and knowledge of pharmacists.

    Keywords: pharmacists, pharmacies, services, professional practice
  • Ali Davoodi, Seyed Jalal Hosseinimehr, Saeed Emami, Masoud Azadbakht, Mohammad Azadbakht* Pages 126-135
    Background and purpose

    Colchicum kurdicum (Bornm.) Stef. is a monocotyledon plant which is endemic to Iran. The corm and seeds of this plant have some bioactive compounds, especially tropolone alkaloids that are used in treatment of inflammations, rheumatoid arthritis, gout, joint pains, and cancers. This study aimed at optimization of colchicine extraction from the corms of C. kurdicum and evaluating anti-inflammatory and anti-oxidant activities of the extracts.

    Materials and methods

    The extraction of colchicine from C. kurdicum was optimized by the ultrasonic-assisted extraction method in methanol/deionized water (70:30) solvent system. The response-surface method was also used for analysis and optimization of the extraction. The effects of extraction time, solvent/plant ratio, and temperature were analyzed. Moreover, the extracted colchicine was assayed by HPLC. Finally, anti-inflammatory and anti-oxidant activities of the extracts were evaluated.

    Results

    Colchicine/g corm (0.98±0.04 mg) was achieved in optimum condition; extraction time of 180 min, solvent/plant ratio of 20 ml/g, and temperature of 60 oC. Also, increase in temperature decreased the extraction time and solvent/plant ratio. The highest anti-inflammatory and anti-oxidant activities were found in extracts 7 and 12.

    Conclusion

    In this study, ultrasonic-assisted extraction was found as an effective method for extraction of colchicine from C. kurdicum.

    Keywords: colchicine, antitubulin compound, colchicaceae family, optimization, ultrasonic
  • Tahereh Heidari, Hamideh Azimi Lolaty*, Seyed Mohammad Mousavi, Seyed Nouraddin Mousavinasab Pages 136-141
    Background and purpose

    Obsessive compulsive disorder (OCD) has negative impacts on patients and their families. This research was conducted to determine the effect of family and patient oriented education program on obsessive-compulsive symptoms in patients with OCD.

    Materials and methods

    This semi-experimental study was carried out in 50 patients and their primary caregivers in Sari, Iran 2018. The intervention group attended eight educational sessions and the control group received usual treatment. Data were collected using Maudsley Obsessive-Compulsive Inventory and Goldberg General Health Questionnaire and analyzed in SPSS V21.

    Results

    The mean scores for OCD symptoms in the intervention group were 17.52± 3.74, 17.16 ± 3.50, and 13.28±4.17 before the intervention, after one month, and after the intervention, respectively. The scores in the control group were 15.08± 1.99, 13.42 ± 2.79, and 12.84±2.59, respectively. Findings showed that the mean score for OCD symptoms decreased significantly in both groups over time (P<0.001). Decrease in the scores for OCD symptoms before and one month after the intervention was found to be significantly different between the two groups (P= 0.025).

    Conclusion

    The mean scores for obsessive-compulsive symptoms declined in both groups over time. This decline in the intervention group could be associated with education alongside routine treatment.

    Keywords: obsessive-compulsive disorder, obsessive-compulsive symptoms, training, family involvement
  • Romina Hamzehpour, Angela Hamidia*, Farzan Kheirkhah, Sakineh Javadian, Sanaz Azad Forouz, Maryam Soleimani Nezhad Pages 142-147
    Background and purpose

    Parents of children with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) have more problems than parents of normal children due to the prevalence of behavioral abnormalities in children with ADHD. Mood disorders in parents, including mothers can lead to lower tolerance thresholds and the use of punitive methods to control the children, which can cause other complications. Therefore, evaluation of mood disorders and timely treatment could be of great help in treating these children and improving the prognosis of the disease.

    Materials and methods

    This cross-sectional study was conducted in 125 mothers of children with ADHD attending two psychiatric clinics in Babol, Iran 2014-2016. Data were collected using the Conners' Parent Rating Scales - Revised (CPRS-R) and Structured Clinical Interview for DSM-IV Axis I Disorders (SCID-I). Data analysis was done in SPSS V22.

    Results

    The prevalence of mood disorders in mothers of 6-14 year-old children with ADHD was 44% (n=55). Among the mood disorders, dysthymia (27%) was the most common disorder. Forty-five mothers (36%) had depression and 9 (7.2%) had bipolar disorder.

    Conclusion

    According to current study, depression was the most common mood disorder in mothers. Maternal depression influences the management of a child with ADHD, so, early diagnosis and treatment of maternal depression play major roles in the prognosis of ADHD in a child with this disorder.

    Keywords: children, attention deficit hyperactivity disorder, mood disorders, mothers
  • Maryam Dehghani, Noushin Mousazadeh*, Hamideh Hakimi, Fatemeh Hajihosseini, Marjan Faghih, Reza Mohseni Pages 148-153
    Background and purpose

    Nurses working in intensive care units (ICUs) are sometimes faced with ethical decision making which requires ethical sensitivity and moral intelligence. The purpose of this study was to investigate the relationship between moral sensitivity and moral intelligence in nurses working in intensive care units.

    Materials and methods

    This cross-sectional correlational study was conducted in 112 nurses working in adult ICUs who were selected by census sampling in Amol, Iran 2019. The Moral Sensitivity Questionnaire and Moral Intelligence Questionnaire were administered and data were analyzed applying descriptive and analytical statistics.

    Results

    No significant relationship was found between moral intelligence and moral sensitivity (r= 0.14, P= 0.15). But, there was a significant positive relationship between moral intelligence and the dimension of knowing how to communicate with the patient as one of the areas of moral sensitivity (P<0.05).

    Conclusion

    According to current study, high levels of moral intelligence would help nurses in having better relationships with patients. Therefore, developing appropriate programs are suggested to improve ethical sensitivity in nurses.

    Keywords: moral sensitivity, moral intelligence, nurse, intensive care unit
  • Parastoo Karimi Ali Abadi, Masomeh Ahmadi, Alireza Khalilian, Jila Ganji* Pages 154-160
    Background and purpose

    Social capital is one of the factors affecting the health of diabetic patients which will also affect their quality of life. The purpose of this study was to investigate the relationship between social capital, psychological well-being, and quality of life in diabetes patients.

    Materials and methods

    A cross-sectional study was conducted in 275 diabetic patients attending Qaemshahr Razi Hospital in north of Iran. They were selected via convenience sampling. Data were collected using a demographic checklist, the Social Capital Questionnaire (SCQ), Diabetes Quality of Life questionnaire (DQOL), and World Health Organization Well-Being Index. Data were analyzed in SPSS V22.

    Results

    The mean values for social capital, psychological well-being, and quality of life were 103.74 ± 19.56, 13.19 ± 5.47, and 43.59 ± 7.2, respectively. The study showed that social capital was positively and significantly associated with psychological well-being and quality of life (P<0.05). In this study, psychological well-being, social capital, more children, and higher educational backgrounds explained 34% of the variance in quality of life of diabetic patients.

    Conclusion

    Appropriate interventions on psychological well-being and social capital are needed to improve the quality of life of diabetes patients.

    Keywords: social capital, quality of life, psychological well-being, diabetes mellitus
  • Mahboubeh Afifian, Ahmad Hormati, Roghaye Ebadizadeh* Pages 161-168

    Lichen planus (LP) is a relatively uncommon, chronic inflammatory disease with idiopathic pathogenesis that usually involves skin, nails, and mucous membranes. Esophageal involvement in LP is rarely seen, despite the classification of the esophagus as a mucous membrane. Esophageal lichen planus is common in middle aged women, with symptoms such as dysphagia and odynophagia. This paper presents the case of a middle aged woman with dysphagia to solid foods. She underwent diagnostic measures including upper esophagogastroduodenoscopy which showed severe stenosis in upper and middle third of the esophagus. In multiple times, the patient underwent endoscopic dilation due to recurrence of stenosis but the effect was slight and transient. Fibrosis was reported in repeated biopsies taken from esophagus. According to clinical and endoscopic findings and a high suspicion of LP, biopsy of the lip was done which confirmed lichen planus. Due to frequent recurrence of stenosis in this area, along steroid therapy, removable fully covered stent was placed for four weeks. The patient was under follow-up for two years and the stenosis did not recur.

    Keywords: lichen planus, esophageal stricture, dysphagia
  • Vida Mortezaee*, Sabrieh Asadi Shahi Saraee, Mona Ghazanfari, Mahtab Ashrafi Khozani, Maedeh Maleki, MohammadTaghi Hedayati Pages 169-178
    Background and purpose

    COVID-19 is an emerging viral disease caused by severe acute respiratory syndrome coronavirus 2 (SARS-CoV-2). Bacterial or fungal superinfections of the lung may cause complications in clinical manifestations, treatment, and increase the mortality rate. In this article, we reviewed previous studies on invasive aspergillosis (IA) in viral infections and in adjustment with COVID-19. Also, the necessity of IA diagnosis to increase the survival rate in involved patients is discussed.

    Materials and methods

    Electronic databases, including Pubmed, Google Scholar, and Web of Science were searched using the following keywords: COVID-19, SARS-CoV-2, influenza, invasive aspergillosis, and invasive fungal infections.

    Results

    Reports from China showed 3.2% to 27.1% fungal co-infection in COVID-19 patients. Patients with COVID-19 who developed severe pneumonia were found with considerably higher rates of viral, bacterial, and fungal co-infections than those with mild pneumonia. Also, intestinal normal fungal flora was reported to be significantly different between COVID-19 patients and normal subjects.

    Conclusion

    While the main focus of physicians is on bacterial superinfection control in COVID-19, ignoring life threatening fungal infections may increase the mortality rate. Therefore, we profoundly recommend early diagnosis of invasive fungal infections in COVID-19 patients.

    Keywords: COVID-19, SARS-CoV-2, influenza, invasive aspergillosis, invasive fungal infections
  • Elham Kialashaki, Mahdi Fakhar, Javad Akhtari, Roghiyeh Faridnia, Masoud Keighobadi* Pages 179-193

    Leishmaniasis is a vector-borne zoonotic disease caused by various species of the genus Leishmania, (trypanosomatidae family) that is transmitted by phlebotomine sandflies. The disease can present in a range of clinical forms, including dermal lesions, metastasis mucocutaneous forms, and fatal visceral forms. In this non-systematic review, we aimed at introducing the role of kinetoplast DNA (kDNA) and dependent topoisomerases (TPI) as potential chemotherapeutic targets for treatment of leishmaniasis. The Leishmania parasite has a mitochondrial DNA located in the attached circles. KDNA replication process is very complex and a large number of proteins are involved. Some of them are classified as topoisomerases, which play major biological roles in the effective cell processes in the topology, synthesis, and organization of kDNA and constitute the main drug target in kinetoplast for leishmaniasis cure. Several studies have shown that the inhibitors of TPI exchange these enzymes into intracellular cell toxins and provide an appropriate tool for killing the parasite in the host. DNA binding drugs have also been reported as therapeutic agents against leishmanial infections.

    Keywords: Leishmania, kinetoplast, DNA topoisomerase, drug target
  • Sudabe Baghery Moghadam, Maryam Seyed Majidi, Fatemeh Mirzaei* Pages 194-195