فهرست مطالب

پژوهشنامه مدیریت اجرایی - سال یازدهم شماره 22 (پاییز و زمستان 1398)
  • سال یازدهم شماره 22 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/22
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نسرین محمدحسینی، فرشته منصوری موید*، جلیل دلخواه صفحات 13-34
    دنیای امروز دنیای رقابت نزدیک است و شرکتها نیازمند ماندگاری مشتریان یرای بقا و ادامه حیات خود هستند. این حقیقت که نیازها، خواسته ها و انتظارات مشتریان در حال تغییر است، نیاز به پایش مستمر وفاداری مشتریان ضروری است. جلب وفاداری مشتریان نیازمند کشف و اجرای موفقیت آمیز ایده های جدید نوآورانه است. همچنین با توجه به اهمیت ارزش ویژه مشتری، باید تلاش در جهت بهبود وفاداری مشتریان را مد نظر قرار داد. از این رو، در پژوهش حاضر سعی شده اثر نوآوری بر وفاداری مشتریان با در نظرگرفتن نقش میانجی گری ارزش ویژه مشتری، سنجیده شود. البته برای سنجش آن، از متغیر تبلیغات به عنوان تعدیل گر اثر نوآوری بر ارزش ویژه مشتری و از متغیر فرهنگ پذیری نیز به عنوان تعدیل گر اثر ارزش ویژه مشتری بر وفاداری، استفاده شده است. پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و از منظر روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. برای جمع آوری داده ها از ترکیب و بومی سازی پرسشنامه های استاندارد استفاده شده است که میان 392 نفر از قومیت های مختلف مصرف کننده محصولات کاله در شهر تهران توزیع گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون های مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده و دو بسته نرم افزاری SPSS و PLS به کار گرفته شدند. نتیجه این مطالعه حاکی از اثرگذاری ارزش ویژه مشتری و تبلیغات بر رابطه میان نوآوری و ارزش ویژه مشتری است. این درحالی است که فرهنگ پذیری تاثیر معناداری در ارتباط بین ارزش ویژه مشتری و وفاداری ندارد.
    کلیدواژگان: نوآوری، ارزش ویژه مشتری، وفاداری مشتریان، تبلیغات، فرهنگ پذیری
  • راضیه یوسف بروجردی، سید علی سیادت، مصطفی عزیزی*، سید عباس خلیقی پور صفحات 35-55

    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر سبک رهبری اصیل بر عملکرد شغلی کارکنان با میانجی گری فضیلت سازمانی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان اداری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال1396 بودند. حجم نمونه براساس جدول کرجسی و مورگان محاسبه شدو از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسش نامه رهبری اصیل وولومبا (2008)، فضیلت سازمانی کمرون و همکاران (2004) و عملکرد شغلی پاترسون (1990) استفاده گردید. روایی با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن نیز به وسیله آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد.جهت تجزیه و تحلیل فرضیه ها در پژوهش حاضر از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است، داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.  نتایج حاکی از آن بود که در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از نظر کارمندان این دانشگاه رهبری اصیل و فضیلت سازمانی بر عملکرد شغلی کارکنان این دانشگاه تاثیر مثبت و معناداری دارد و هم چنین رهبری اصیل تاثیر مثبت و معناداری بر فضیلت سازمانی دارد.

    کلیدواژگان: سبک رهبری اصیل، فضیلت سازمانی، عملکرد شغلی، کارکنان، دانشگاه علوم پزشکی
  • فاطمه رستمی، محسن نظری* صفحات 57-85
    این تحقیق به دنبال شناسایی ادراک های مثبت و منفی است که مشتریان به تخفیف ارایه شده در فروشگاه ها نسبت می دهند. با شناخت ادراک ها می توان به مدیریت آن ها پرداخت و ادراک های مثبت را تقویت و ادراک های منفی را بهبود نمود تا به تخریب ارزش منجر نشود. این پژوهش ابتدا با استفاده از فراترکیب و سپس برای شناخت ادراک های مصرف کنندگان از تخفیف با 17 مصرف کننده و به منظور مدیریت بهبود ادراک های منفی تخریب کننده ارزش و ارتقا ادراک های مثبت ایجاد کننده ارزش با 14 نفر از مدیران و خبرگان مصاحبه های عمیق انجام شد. با استفاده از تحلیل تم مصاحبه های عمیق با مصرف کنندگان، ادراک های آنان استخراج و با نتایج فراترکیب مقایسه و ترکیب شد. بدین منظور مصاحبه ها برای کد گذاری وارد نرم افزار مکس کیو دی ای شدند، پس از کد گذاری در مرحله دوم 128 کد متمایز شناسایی شد. از بین کد های شناسایی شده، کد عدم کیفیت (15 ارجاع)، خرید بهینه (11ارجاع)، حس خوشایند (9 ارجاع) و حقه و فریب دهنده (7 ارجاع)، بیشترین اهمیت را از نظر تعداد ارجاع داشتند. در مرحله بعد کد ها در قالب 45 تم فرعی و در نهایت تم ها در 9 تم اصلی تقسیم بندی شدند. همچنین از بین کد های شناسایی شده با مدیران بازاریابی و فروش و خبرگان برای مدیریت ادراک ها، تخفیف حجمی (8 ارجاع)، مرجوعی کالا (8 ارجاع)، ذکر سود در فاکتور (7ارجاع) و خرید آنلاین (6 ارجاع)، بیشترین اهمیت را از نظر تعداد ارجاع داشتند.
    کلیدواژگان: ادراک های تخفیف، خلق ارزش، تخریب ارزش، قیمت گذاری، روش فراترکیب
  • سوما رحمانی، محسن علیزلده ثانی*، محمد ولی پور خطیر، مهدی مجیدپور صفحات 87-114

    توسعه فناوری عامل اصلی توسعه اقتصادی بلندمدت شناخته شده است. در این راستا تحریک نوآوری به منظور حفظ موقعیت در رقابت جهانی ضروری به نظر می رسد. طراحی و ارزیابی هر خط مشی نوآوری مستلزم جستجوی روش هایی برای اندازه گیری و مقایسه میزان توانایی فناورانه کشورهای مختلف است. مقاله حاضر به منظور بررسی میزان تفاوت توانایی فناورانه کشورهای برتر تولیدکننده فولاد در جهان، به بررسی و تخمین شکاف فناوری در صنعت فولاد ایران با 13 کشور منتخب می پردازد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی میزان شکاف فناوری، و ارایه راهکارهایی جهت رفع این شکاف فناوری می باشد. به این منظور مبتنی بر روش اقتصادسنجی، دو دسته داده های ورودی (مواد اولیه، مصرف انرژی و نیروی انسانی) و خروجی (تولید کل فولاد) در بازه زمانی 2009-2014 از طریق پایگاه های داده مختلف جمع آوری، و از طریق نرم افزارهای فرونتایرو گمز تحلیل شدند. نتایج مبتنی بر تخمین مرزهای فناوری هر گروه از کشورها و مقایسه آنها با فرامرز فناوری موجود، حاکی از آن است که ایران بعد از روسیه بیشترین شکاف فناوری را در صنعت فولاد نسبت به کشورهای منتخب دارد.

    کلیدواژگان: شکاف فناوری، فرارسی، تولید مرزی تصادفی، صنعت فولاد، نرم افزار فرونتایر
  • حمیدرضا فلاح لاجیمی*، زهرا جعفری صفحات 115-150
    کی از تصمیمات کلیدی در سازمان ها، انتخاب تامین کننده می باشد. معمولا فهرستی از تامین کنندگان شناسایی شده برمبنای مجموعه ای از شاخص ها، ارزیابی می شوند، که این موضوع نشان از یک مسیله تصمیم گیری چندمعیاره است. روش های متعدد و شاخص های چندگانه ای برای ارزیابی تامین کنندگان وجود دارد. ماهیت چنین تصمیم گیری هایی در شرایط عدم اطمینان پیچیده است. هدف این پژوهش ارایه روشی برای ارزیابی تامین کنندگان در شرایط عدم اطمینان است. در این تحقیق شاخص های ارزیابی از ماتریس بالقوه تامین کنندگان استخراج و پس از تعیین اهمیت شاخص ها با استفاده از روش بهترین-بدترین، درجه عدم اطمینان با تحلیل رابطه ای خاکستری محاسبه و در نهایت برای رتبه بندی تامین کنندگان از روش دمپستر شافر استفاده شده است. داده های تحقیق از خبرگان صنعت سخت افزار، که از دانش و سابقه کافی در حوزه خرید و تدارکات برخوردار بوده، جمع آوری شده است. یک مطالعه موردی واقعی برای نشان دادن رویکرد ترکیبی پیشنهاد داده شده برای انتخاب تامین کننده ارایه شده است. در بعد توانمندی، شاخص های کیفیت و ظرفیت انبار و در بعد تمایل، شاخص های تمایل به نشر اطلاعات وتوافق متقابل به ترتیب مهمترین و کم اهمیت ترین شاخص می باشند. در نهایت رتبه بندی تامین کنندگان در شرایط عدم اطمینان انجام شد. در یافته های تحقیق شاخص های ارایه شده عمومی بوده و می تواند در صنایع و شرایط مختلف مورد استفاده قرار گیرد. همچنین از تحلیل رابطه ای خاکستری جهت محاسبات عدم اطمینان استفاده شده است.
    کلیدواژگان: ارزیابی تامین کننده، تحلیل رابطه ای خاکستری، دمپستر شافر، روش بهترین-بدترین، ماتریس بالقوه تامین کننده
  • پیمان دولتشاه، علی یزدخواستی*، اسماعیل مزروعی نصرابادی صفحات 151-184

    افول سازمانی پدیده ای هست که تمام انواع شرکت ها را در برگرفته و عاملی در جهت تهدید بقاء آن ها شده است. لذا مطالعه اقدامات شرکت هایی که افول را تجربه کرده و تلاش نموده اند از این وضعیت خارج شوند، می تواند دیدگاه ها و بینش هایی را در خصوص طیف وسیعی از استراتژی های چرخش بکار گرفته شده توسط آن ها به سایر شرکت ها بدهند. لذا در این تحقیق، هدف طراحی فرآیندی برای چرخش کسب و کارهای کوچک و متوسط جهت خروج از افول می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نوع آمیخته می باشد. در این تحقیق از استراتژی داده بنیاد استفاده شده است. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی و ابزار مصاحبه، با تصمیم گیرندگان اصلی 11 شرکت فعال در صنعت مواد غذایی مصاحبه های نیمه ساختار یافته ای صورت پذیرفت و 107 مولفه و 32 مقوله در قالب 6 بعد (دلایل افول، افول، شرایط زمینه ای و مداخله گر چرخش، استراتژی چرخش و بهبود وضعیت شرکت) شناسایی گردید. سپس پرسشنامه ای که از مولفه های شناسایی شده در بخش کیفی بدست آمده است، بین شرکت های فعال در صنعت مواد غذایی مستقر در شهرک های صنعتی استان تهران که شرایط افول را داشته اند و از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند، جهت تایید یا رد مولفه های شناسایی شده، توزیع گردید. در نهایت با دسته بندی مقوله های شناسایی شده بر اساس مدل پارادیمی داده بنیاد، در قالب شش بعد: علی، محوری، راهبردی، زمینه ای، مداخله گر و پیامدها، فرآیند چرخش کسب و کارهای کوچک و متوسط تدوین گردید.

    کلیدواژگان: افول شرکت، فرآیند چرخش، کسب و کارهای کوچک و متوسط، استراتژی داده بنیاد
  • حسن دانایی فرد، معصومه دنیایی*، حبیب الله طاهرپور کلانتری، اسدالله گنجعلی صفحات 185-206

    پژوهش در پی نبیین نقش اقدامات منابع انسانی در انگیزه خدمت عمومی با رویکرد روان شناختی است. به عبارت دیگر ضمن تعیین اقدامات منابع انسانی موثر بر انگیزه خدمت عمومی، بررسی تاثیر اقدامات منابع انسانی بر انگیزه خدمت عمومی از منظر روان شناختی مدنظر قرارگرفته است. پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ گردآوری داده ها توصیفی و از شاخه مطالعات میدانی و علی است. جامعه تحقیق کارکنان یکی از دانشگاه های دولتی با 445 نفر است تعداد  207 نفر  به عنوان نمونه تعیین  و پژوهش به وسیله پرسشنامه ای مبتنی بر 114 سوال انجام شد. انسجام درونی ابزار پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد که مورد تایید قرار گرفت. میزان الفای کرونباخ اقدامات منابع انسانی درک شده 0.972، مالکیت روان شناختی 0.939، جو روان شناختی 0.973، انگیزه خدمت عمومی 0.876 و توانمندسازی روان شناختی 0.883 است.  نتایج نشان می دهد اقدامات منابع انسانی بر جو روانشناختی،  مالکیت روان شناختی و توانمندسازی روان شناختی بر انگیزه خدمت عمومی تاثیر دارد. همچنین نقش میانجی گری مالکیت روان شناختی و توانمندسازی روان شناختی در رابطه بین اقدامات منابع انسانی درک شده و انگیزه خدمت عمومی تایید شد. لیکن رابطه اقدامات منابع انسانی بر انگیزه خدمت عمومی و نقش میانجی گری جو روان شناختی در رابطه بین اقدامات منابع انسانی درک شده و انگیزه خدمت عمومی تایید نشد.

    کلیدواژگان: اقدامات منابع انسانی درک شده، مالکیت روان شناختی، توانمندسازی روان شناختی، جو روان شناختی
  • مجتبی امانی بنی، علی نصر اصفهانی*، علی شائمی برزکی، هادی تیموری صفحات 207-228

    هدف از این پژوهش طراحی مدلی جهت تعیین عوامل موثر بر برند سازی فردی کارآفرینان شهر اصفهان می باشد این پژوهش با توجه به هدف توسعه ای و از نظر روش بنیادی- اکتشافی می باشد که به شیوه ی کیفی انجام شده است. جامعه آماری شامل برند های فردی در زمینه کارآفرینی شهر اصفهان می باشد که تعداد 18 نفر به عنوان نمونه به روش هدفمند و با رعایت قاعده اشباع انتخاب شدند که ابزار جمع آوری داده ها به شیوه مصاحبه نیمه ساختار یافته است. یافته های پژوهش نشان داد دو دسته عوامل درونی و بیرونی بر برند سازی فردی کارآفرینان شهر اصفهان موثر  است. عوامل درونی شامل عوامل ظاهری، شخصیتی و شایستگی می باشد که از خود فرد ناشی شده و محیط بیرون در آن نقشی ندارد ولی عوامل بیرونی شامل عوامل اجتماعی، خانوادگی و سازمانی بوده است که ریشه در محیط بیرون دارد و همچنین برند فردی سه دسته پیامد شامل پیامد فردی، اجتماعی و سازمانی را شامل می شود. اگر فرد از پیامد ها استفاده کند منافع فردی، اگر جامعه از آن منتفع گردد منافع اجتماعی و اگر سازمان را شامل شود پیامد سازمانی شناخته می شود.

    کلیدواژگان: برند، برند فردی، پیامد برند فردی، کارآفرین، کسب وکار
|
  • Nasrin Mohammad Hosseini, Fereshteh Mansoori Moayyed *, Jalil Delkhah Pages 13-34
    Today competition is very intense and companies are looking for customer retention to survive. The fact that customers' demands, needs, and expectations change emphasizes the necessity of checking customer loyalty continuously. Attracting customer loyalty requires the exploitation and successful implementation of new ideas that called innovation. Also, considering the importance of special customer equity, it tries to improve customer loyalty. Therefore, the purpose of this study is to measure the impact of innovation on customer loyalty by considering the role of customer equity. Advertising has been considered as a moderator variable. This study is an applied and descriptive study. For data collection, a standard questionnaire was used to collect data. A sample of 392 people who were the consumers of Kale products, were selected from different ethnic groups in Tehran. Structural Equation Modeling (SEM) and Confirmatory Factor Analysis (CFA) were used to analyze the data by SPSS and Smart-PLS soft wares. The results of the research showed that innovation affects customer equity, and advertisements moderate their relationship. Also, a customer’s equity influences customer loyalty.
    Keywords: Innovation, Customer equity, Customer loyalty, Advertising, Acculturation
  • Razieyh Yousof Boroujerdi, Seyd Ali Siadat, Mostafa Azizi *, Seyd Abaas Khalighipour Pages 35-55

    The purpose of this study was to study the effect of authentic leadership style on Job performance of staff with the Mediation of Organizational virtuousness in Isfahan University of Medical Sciences. The research method is descriptive correlational. The statistical population of this study was all administrative staff of Isfahan University of Medical Sciences in 2016. The sample size was calculated based on Morgan's table and a simple random sampling method was used. For collecting information, three questionnaires were used: Walumbwa authentic (2008), Organizational Virtuousness of Cameron et al (2004) and Paterson’s job performance (1990). Validity was confirmed by confirmatory factor analysis and its reliability was confirmed by Cronbach's alpha. In order to analyze the hypotheses in this study, structural equation modeling has been used. Data were analyzed using Smart PlS software. Data analysis showed that the staffs of the Isfahan University of Medical Sciences believe that authentic leadership and organizational virtuousness have a significant and positive impact on staff job performance. As well as authentic leadership has a positive and significant effect on organizational virtue. According to the results, the university administration through the implementation of authentic leadership can accelerate the realization of organizational virtuousness and by considering organizational virtuousness factors can develop and enhance the staff job performance.

    Keywords: Authentic leadership style, Organizational virtuousness, Job Performance, Staff, University of Medical Sciences
  • Fatemeh Rostami, Mohsen Nazari * Pages 57-85
    The purpose of this study is to identify positive and negative perceptions of consumers about store discounts. Identifying customer perceptions can facilitate its management and enhance positive perceptions and improve negative perceptions. This study was initially carried out using a Meta-Synthesis method. And then we interviewed 17 consumers to understand consumer perceptions of discounts. In-depth interviews were also conducted with 14 executives and experts to manage the improvement of negative perceptions of value Destruction and promote positive perceptions of value creation.   Using thematic analysis of in-depth interviews with consumers, their perceptions were extracted and compared with Meta-Synthesis results. The Interviews were introduced to MAXQDA software for coding. After coding process, in the second step, 128 codes were identified. From the referral point of view, poor quality code (15 referrals), optimum purchase (11 referrals), pleasant sense (9 referrals), tricks and deceit (7 referrals), production with in-store price tag (7 referrals), regret and sense of shame (4 references), were most important based on their referral frequencies. In the next step, the codes were divided into 45 Sub themes and finally themes into 9 Main themes. From the referral point of view in the third phase, Volume discount (8 referrals), Return of Goods (8 referrals), Mention the profit on the purchase invoice (7 referrals) and Online shopping (6 referrals), were most important based on their referral frequencies.
    Keywords: Discount Perceptions, Value Creative, Value Destruction, Pricing, Meta-Synthesis Method
  • Soma Rahmani, Mohsen Alizadeh Sani *, Mohammad Valipour Khatir, Mahdi Majidpour Pages 87-114

    Technology development has been recognized as a major factor in the long-term national boom. In this regard, it is necessary to stimulate innovation in order to maintain a position in global competition. The necessity of designing and evaluating any innovation policy requires looking for ways to measure and compare the technological capability of different countries. This paper investigates and estimates the technology gap in Iran's steel industry with 13 selected countries to assess the technological capability of the world's top steel producers. The purpose of the present study is to identify the extent of technology gap, its causes, and provide solutions to overcome this technology gap. For this purpose, based on econometric method, two categories of inputs (raw materials, energy consumption and manpower) and outputs (total steel production) in the period 2009-2014 were collected through different databases, and then the data were analyzed through Frontier41 and GAMS soft wares. Results based on estimating the technological frontiers of each group of countries and comparing them with existing technology meta-frontier indicate that Iran has the largest technology gap in the steel industry compared to the selected countries,so based on literature review, some solutions has been provided at the end of the paper.

    Keywords: Technology gap, Catch-up, Stochastic frontier Production, steel industry, Frontier 41 software
  • Hamidreza Fallah Lajimi *, Zahra Jafari Soruni Pages 115-150
    One of the key decisions in organizations is the selection of suppliers. Typically, a list of identified suppliers is evaluated based on a set of criteria, which indicates a multi-criteria decision-making problem. There are multiple methods and multiple criteria for evaluating suppliers. The nature of such decisions is complex in conditions of uncertainty. The purpose of this study is to provide a method for evaluating suppliers in conditions of uncertainty. In this research, evaluation criteria are extracted from the supplier potential matrix, and after determining the importance of criteria using the Best-Worst Method, the degree of uncertainty is calculated with Gray Relational analysis and finally, Dempster-Shafer method is used to rank suppliers. Research data has been gathered from hardware industry experts, with knowledge and experience in purchasing and procurement. A real case study is presented to illustrate the proposed hybrid approach to supplier selection. In the capability dimension, quality and capacity of the warehouse and in the willingness dimension, willingness to share information and mutual interaction are respectively the best and worst indicators. Also, the ranking of suppliers was conducted in conditions of uncertainty. Research results are important from a few perspectives. First, the criteria presented are public and can be used in different industries and conditions. Second, gray relational analysis is used to calculate uncertainty, which is due to the use of less data.
    Keywords: Supplier evaluation, Grey relational analysis (GRA), Dempster-Shafer, Best Worst Method (BWM), Supplier potential matrix (SPM)
  • Peyman Dolatshah, Ali Yazdkhasty *, Esmaeil Mazroui Nasrabadi Pages 151-184

    The organizational decline is a phenomenon that covers all types of companies and is a factor in the threat of survival. Therefore, the study of the actions of companies that have experienced in decline and tried to get out of this situation can give insights into the range of turnaround strategies used by them to other companies. The goal of this research is to design a process for SME business turnaround to exit the decline. The present research is applied in terms of purpose and uses mix approach. In this research, Grounded Theory strategy has been used. In the first stage, using semi-structured interviews with the main decision-makers of 11 Companies Active In the food industry, using non-random sampling method and 107 of the components and 32 categories in the form of 6 dimensions(Cause of Decline, Decline, factors Contextual and intermediary, turnaround strategy, Outcomes)were identified. Then a questionnaire with the identified components in the qualitative section was distributed among the companies selected through simple random sampling to confirm or reject identified components. Finally, by categorizing the identified components based on the Grounded Theory Paradigm, it was developed in the form of six dimensions: Causal, Central, Strategic, Contextual, Interventionist and Outcomes, The turnaround process of SME’s was developed.

    Keywords: Organizational decline, Turnaround Process, Small, medium businesses, Financial strategy
  • Hassan Danaeefard, Masomeh Donyaei *, Habbibollah Taherpor, Asadolah Ganjali Pages 185-206

    The present study seeks to design a model explaining the role of Human Resource practices in public service motivation with a psychological approach. In other words, while determining the human resource measures that affect public service motivation, the impact of human resource actions on public service motivation is examined from a psychological perspective. The study is descriptive, purposeful, and descriptive in terms of data collection. The research population was staff of one of the public universities with 445 person and 207 samples were selected randomly by Cochran formula. This study was performed on a sample of 114 questions. The internal consistency of the questionnaire instrument was assessed using Cronbach's alpha coefficient which was confirmed. The Cronbach's alpha of perceived Human resource measures is 0.972, psychological ownership 0.939, psychological climate 0.973, public service motivation 0.876, and psychological empowerment 0.883. The results show that perceived Human Resource practices have effect psychological climate. Psychological ownership and psychological empowerment also influence public service motivation. The mediating role of psychological ownership and psychological empowerment in the relationship between perceived Human resource practices and public service motivation was confirmed. However, Human Resource practices have not effect on public service motivation and the mediating role of the psychological climate in the relationship between perceived Human resource practices and public service motivation was not confirmed.

    Keywords: Public service motive, perceived human resource practices, psychological ownership, psychological empowerment, psychological climate
  • Mojtaba Amani Beni, Ali Nasr Isfahani *, Ali Shaemi Barzoki, Hadi Teymouri Pages 207-228

    The purpose of this research is to design a model to  determine factors effecting on formation of personal brand between entrepreneurs in Isfahan city.This research is a kind of developing research based on the goal and based on the method is a  basic-exploratory research that is done in a qualitative manner. The statistical population of the research includes 18 personal brands of entrepreneurs in Isfahan city that had been selected in the purposeful sampling and with attention to  the saturation rule. The method of data collection is interview.The findings of the research in the qualitative section indicate that two categories of internal factor and external factors have influenced the formation of personal brand among entrepreneurs in Isfahan. Internal factor consist of apparent, personality and competency factor that arise from person and is not related to the invironment. External  factors consist of social, organizational and familial factor that rooted in environmental factor. Also, Personal brand consist of individual, organizational and social outcomes. If the outcome related to person is as an individual out come, and if is related to organization is know as organizational and if it is related to environment is call as environmental factor. Findings in the quantitative part of the research show that internal factor and external factors with impact factor of 52. and 54.  have influenced the formation of personal brand and personal brand. Personal brand  with impact factor of .58 influenced on personal brand outcomes.

    Keywords: Brand, Personal Brand, Personal Brand Outcome, Entrepreneur, Business