فهرست مطالب

  • پیاپی 50 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/01
  • تعداد عناوین: 20
|
  • طاهره صبوری*، محمدرضا ثروتی، جمشید جداری عیوضی صفحات 1-17

    ژیوتوریسم از جمله مفاهیم جدید در ادبیات جغرافیایی و گردشگری است که بر تعیین مکان های ویژه ی گردشگری ازمنظر زمین شناسی و ژیومورفولوژی تاکید می کند. محوریت مطالعاتی در این شاخه ی علمی، تعیین مکان های ویژه ی گردشگری و ترکیب نمودن آن با مواریث فرهنگی، تاریخی و اکولوژیکی به منظور دست یابی به توسعه پایدار گردشگری است. در این میان طرح ایجاد ژیوپارکها از سوی سازمان یونسکو با هدف حفاظت از میراث های زمین شناختی، با برنامه های مدیریتی خاص خود از بعد علمی ارایه شد. بنابراین می توان چنین عنوان نمود که رویکرد توسعه پایدار و نظام گرا، یکی از ضرورت های مدیریت موثر در عصر حاضر برای توسعه صنعت گردشگری در سطح جهان است. در این راستا هدف اصلی تحقیق بررسی تاثیر توسعه ژیوتوریسم و ایجاد ژیوپارک بر شاخص های گردشگری پایدار بود. روش پژوهش همبستگی و همچنین روش نمونه گیری در این تحقیق از نوع روش نمونه گیری قضاوتی هدفنمند و تعداد نمونه مورد مطالعه شامل 66 نفر از کارشناسان ارشد اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در استان گیلان بودند. پس از جمع آوری داده ها به وسیله پرسشنامه های استاندارد، جهت ارزیابی روابط بین متغیرها از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزیی استفاده شد و به طور کلی کلیه تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزارهای SPSS و PLS انجام شد. نتیجه فرضیه های تحقیق حاکی از تاثیر ژیوتوریسم و ژیوپارک بر شاخص های گردشگری پایدار در ابعاد مختلف)اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تکنولوژیکی و اکولوژیکی) داشت.

    کلیدواژگان: شاخص های گردشگری پایدار، ژئوتوریسم، ژئوپارک، مناطق درفک و دیلمان استان گیلان
  • خدیجه بوزرجمهری*، احمد رومیانی، حمیده محمودی، سمیه صانعی، سکینه عباسی صفحات 21-35

    کشور ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی از مستعدترین مناطق جهان از نظر بروز مخاطرات طبیعی و به ویژه زمین لرزه است، در این میان نواحی روستایی با توجه به نوع مصالح و سازه های ساختاری از آسیب پذیر ترین مناطق کشورهستند، لذا مدیران بهره مند از دانش و آگاهی بیشتر می توانند نقش اساسی تری در مدیریت بحران-های طبیعی مانند زلزله داشته باشند و آسیب های ناشی از آن را به حداقل برسانند. بنابراین هدف از این پژوهش ارزیابی نقش دانش مدیران محلی در پیشگیری و کاهش بحران ها زلزله ، در محدوده مورد مطالعه می باشد. روش تحقیق به شیوه توصیفی- همبستگی مبتنی بر مطالعات میدانی و از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری تحقیق شامل دهستان گیلوان از توابع شهرستان طارم می باشد که دارای 11213  جمعیت در سال 1390 است و براساس فرمول اصلاح شده کوکران تعداد 150پرسشنامه به صورت تصادفی بین مردم توزیع و تکمیل پخش شده است تا دانش و آگاهی مدیران مورد مطالعه سنجش قرار گیرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره توصیفی و استنباطی (tتک نمونه ای و همبستگی پیرسون، آزمون توافقی و کای دو پیرسون) و از مدل وایکور برای اولویت بندی روستاهای منطقه براساس سطح دانش مدیران محلی در پیشگیری از وقوع زلزله استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد، بین تمامی متغیرها، میانگین پایین تر از حد مطلوبیت (3) بوده است. و سطح دانش مدیران محلی پایین تر از حد متوسط است..

    کلیدواژگان: دانش مدیران محلی، آسیب پذیری، زلزله، دهستان گیلوان
  • علی اکبر نجفی کانی*، بهمن صحنه، صالح آرخی، آمنه مسگری صفحات 35-52

    در کشور ما به دلیل محدودیت منابع آب و خاک، کشاورزی به تنهایی نمی تواند پاسخگوی اهداف توسعه نواحی روستایی باشد. از آنجایی که صنایع روستایی رابط بین بخش کشاورزی و صنعت است و در بسیاری از شهرها رشد شهرنشینی همراه با رشد صنعتی می باشد، ضروری است صنایع تبدیلی و تکمیلی در جوامع روستایی بویژه در قالب شهرک های صنعتی گسترش یابد. هدف کلی پژوهش حاضر بررسی نقش استقرار صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی در دهستان های بخش مرکزی و نوکنده شهرستان بندرگز می باشد. این تحقیق از نوع کاربردی بوده و بدین منظور برای دستیابی به اهداف پژوهش از دو روش کتابخانه ای و میدانی / پیمایشی استفاده گردید. جامعه آماری در این پژوهش 1681 نفر از افراد شاغل و غیرشاغل در صنعت می باشند که 200 نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شده و در قالب پرسشنامه مورد مطالعه و سنجش قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است. برای بررسی شاخص های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی در تحقیق حاضر از آزمون های تحلیل همبستگی کای اسکویر و مقایسه میانگین فریدمن، مان وایتنی و تی مستقل استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون های مقایسه میانگین تی برای بررسی گویه های کمی و مان وایتنی برای مقایسه گویه های کیفی نشان می دهد که اگرچه در بعضی از زمینه های بررسی شده  اعم از مولفه های اقتصادی و اجتماعی تفاوت معناداری بین شاغلان بخش صنایع و غیر شاغلین وجود دارد، اما در مقابل در برخی از گویه ها تفاوتی بین آنان مشاهده نمی گردد و در زمینه زیست محیطی نیز دارای آثار سویی بوده است. براین اساس می توان اذعان داشت که متاسفانه صنایع تبدیلی و تکمیلی در حد قابل قبولی  بر کیفیت زندگی روستاییان تاثیرگذار نبوده و علت آنرا باید در عدم بهره وری، فقدان خرید تضمینی محصولات تولیدی و کمبودهای ناشی از ناکارآمدی طرف عرضه و تقاضا و همچنین کمبود امکانات صنعتی جستجو نمود.

    کلیدواژگان: صنایع تبدیلی و تکمیلی، کشاورزی، دهستان های بخش نوکنده و مرکزی، شهرستان بندرگز
  • شهریور روستایی *، اکبر اصغری زمانی، فاطمه زادولی صفحات 53-66

    توانمندسازی زنان فقیر شهری با تاکید بر نگرش مثبت شهروندی، به عنوان یک رویکرد نوین انگیزش درونی در زنان است که می‌تواند بسترهایی را به وجود آورد که فرصت هایی را برای شکوفایی استعدادها، توانایی‌ها و شایستگی زنان فقیر شهری باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی بوده و ازنظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل خانوارهای محله آخماقیه در شهر تبریز است که در منطقه 7 شهرداری واقع شده است. حجم نمونه بر اساس مدل اصلاح‌شده کوکران 342 نفر برآورد شده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق از مدل حداقل مجذورات جزیی در نرم افزار Warp-PLS استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که بیشترین تاثیر در مدل ساختاری یر متغیرهای توانمندسازی و نگرش مثبت شهروندی به ترتیب متغیرهای موثر بودن با ضریب تاثیر 362/0 و خود رضایتمندی با ضریب تاثیر410/0 بوده است. همچنین کمترین ثاثیر در مدل ساختاری برای این متغیرها به ترتیب برای متغیرهای نگرش مثبت شهروندی با ضریب تاثیر 172/0 و تحمل‌پذیری با ضریب تاثیر 215/0 بوده است. در این تحقیق مدل ضرایب تعیین متغیرهای وابسته نشان می‌دهد که 4/13درصد از واریانس متغیر توانمند‌سازی را متغیرهای وارد شونده بر آن توجیه می‌کند. همچنین نتایج آزمون استون- گیسر، که برای متغیر وابسته توانمندسازی برابر با 152/0و برای متغیر نگرش مثبت شهروندی برابر با 138/0 محاسبه شده است، نشان می‌دهد که مدل در نظر گرفته شده، ظرفیت و توان پیش بینی لازم را دارد.

    کلیدواژگان: توانمندسازی، زنان فقیر شهری، نگرش مثبت شهروندی، محله آخماقیه
  • رسول صمدزاده*، سید سعید عزیززاده، احمد قاسمی صفحات 67-83

    این پژوهش برای مطالعه ارتباط میزان تجمع نیترات خاک در مناطق مختلف دشت اردبیل با میزان سرطان های گوارشی (کلون، مری، معده و روده کوچک) انجام شده است. جهت انجام تحقیق از خاک های 34 روستای حومه اردبیل به طور تصادفی (از هر روستا 3 نمونه) نمونه برداری شده و به آزمایشگاه خاکشناسی جهت اندازه گیری میزان نیترات منتقل گردید. موقعیت مکانی نمونه ها با استفاده از دستگاه GPS مشخص و نقشه مربوطه با استفاده از تکنیک GIS تهیه گردید. همزمان پرسشنامه ای نیز در بین کشاورزان روستاهای مورد مطالعه توزیع و تکمیل گردید. داده های حاصل از نتایج آزمایشگاه و پرسشنامه با استفاده از نرم افزاز spss19 تجزیه و تحلیل گردیده و همبستگی صفات مورد مطالعه نیز بررسی شد و ارتباط بین میزان مصرف و تجمع نیترات از خاک مزارع نیز با استفاده از آزمون T-test مطالعه گردید. میانگین نیترات خاک مزارع دشت اردبیل بیشتر از استاندارد توصیه شده و برابر با 414 میلی گرم در کیلوگرم بود. نتایج نشان داد که عوامل میزان نیترات خاک و نیترات مصرفی در هر هکتار بر شیوع سرطان گوارشی تاثیر دارد (pv<0.05). براساس نتایج حاصل مشخص شد که سرطان گوارشی در نواحی شمال و شمال باختری دشت پراکنده بوده و گسترش جغرافیایی آن منطبق با نوع خاک حاوی نیترات است.

    کلیدواژگان: نیترات خاک، شهرستان اردبیل، سرطان های گوارشی، شیوع شناسی
  • جمیله توکلی نیا، حسن محمدیان مصصم، سعید ضرغامی* صفحات 85-100

    هزاره سوم به عنوان "سده شهرها" با چالش هایی دلهره آوری همراه است که نشات گرفته از فعالیت های مخرب نوع بشری بویژه در بستری به نام "شهر" طی چهار دهه گذشته است. این امر تکاپو برای آبادانی و بهروزی شهرها با رهیافتی دگرسان (توسعه پایدار) را به بایستگی اجتناب ناپذیر مبدل ساخته است. در این میان، حفظ و توسعه فضاهای عمومی با کیفیت به عنوان عنصر حیاتی شهری کامیاب، رهیافتی نیرومند و موثر برای ارتقای رخساره مغفول پایداری شهری (پایداری اجتماعی) تلقی گشته و در دستور کار برنامه ریزان، سیاست مداران درگیر در عرصه مسایل شهری قرار گرفته است. در این راستا، این مقاله به مفهوم سازی این نقش حیاتی فضاهای عمومی پرداخته و سپس با توسعه شاخص های جامع و پرسشنامه منبعث از آن ها، به بررسی کیفیت فضاهای عمومی محله تجریش و همچنین رابطه بین کیفیت فضاهای عمومی و پایداری اجتماعی از دیدگاه ساکنان محله پرداخته است. روش تحقیق به صورت پیمایشی و از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری ساکنان محله تجریش می باشند. یافته ها نشان می دهد که شاخص های دربرگیرندگی، ایمنی و امنیت و فعالیت های معنادار مهم ترین شاخص های موثر در کیفیت فضاهای عمومی در محله تجریش می باشند. همچنین در بررسی میزان اثرگذاری شاخص های کیفیت فضای عمومی بر پایداری اجتماعی شاخص های ایمنی و امنیت، دسترسی، فعالیت های معنادار و دربرگیرندگی به صورت مستقیم و مطلوبیت و آسایش به طور غیر مستقیم بر پایداری اجتماعی در محله تجریش تاثیر گذار می باشند. همچنین فعالیت های معنادار و دربرگیرندگی اثرات مستقیم و غیر مستقیم بر پایداری اجتماعی محله دارند.

    کلیدواژگان: کیفیت فضاهای عمومی، پایداری اجتماعی، محله تجریش
  • مریم جعفری مهرآبادی*، شمیلا الله یاری اصلی ارده، کمیل عبدی صفحات 101-115

    یکی از موضوعات مطرح شده در برنامه ریزی شهری، توجه به فعالیت های فیزیکی شهروندان در اوقات فراغتشان است. در این راستا هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش محیط سکونتی در فعالیت های فیزیکی- فراغتی ساکنان محلات سلمان فارسی و غفاری در شهر ساری بوده که در قالب تکمیل پرسش نامه میدانی و به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش، محلات شهر ساری و حجم نمونه 240 بوده است که تعداد 170 پرسش نامه در محله سلمان فارسی و 70 پرسش نامه در محله غفاری توزیع شده است. داده ها با استفاده از SPSS و آزمون های آماری فریدمن، کای اسکویر تک متغیره، من ویتنی، وی کرامرز و ضریب توافق تحلیل شده اند. بر اساس نتایج، مهم ترین معیار برای ساکنین سلمان فارسی، معیار امنیتی و برای ساکنین غفاری، معیار اجتماعی است. در محله سلمان فارسی فعالیت فیزیکی- فراغتی ساکنان نسبتا زیاد اما در محله غفاری نسبتا پایین است. میزان فعالیت فیزیکی- فراغتی مردان در محله سلمان فارسی بیشتر از زنان است اما در محله غفاری، این نوع فعالیت ها تقریبا به یک میزان است. هیچ رابطه معناداری بین مالکیت اتومبیل و میزان فعالیت فیزیکی- فراغتی در دو محله وجود ندارد. بین نوع مسکن و فعالیت فیزیکی- فراغتی در محله سلمان فارسی هیچ رابطه معناداری وجود ندارد اما در محله غفاری، بین این دو متغیر یک رابطه معنادار نسبتا قوی وجود دارد.

    کلیدواژگان: محیط سکونتی، فعالیت فیزیکی- فراغتی، ساری، سلمان فارسی، غفاری
  • وکیل حیدری ساربان* صفحات 117-132

    تاب آوری به مثابه ظرفیت افراد، خانوار، اجتماع یا سیستم در پاسخ به شوک های ناشی از مخاطرات طبیعی و انسانی در طول زمان است و به طور جدی ریسک های ناشی از بحران زلزله را تقلیل و تخیف می دهد و این اقدامات به تحقق رشد و توسعه بیش از نگهداشت صرف پایداری مساعدت می کند. هدف این مقاله مطالعه و تحلیل اثرات سرمایه اجتماعی در بهبود تاب آوری روستاییان پیرامون مدیریت بحران زلزله در مناطق روستایی شهرستان ورزقان می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف توسعه ای، و از لحاظ ماهیت، پیمایشی و نیز از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه روستاهای آسیب دیده دهستان ازومدل شمالی و خانوارهای ساکن در این روستاها است. در این تحقیق روش گرد آوری داده ها برای پاسخ گویی به سیوالات تحقیق، به دو صورت اسنادی (داده های ثانویه) و پیمایشی (داده های اولیه) و ابزار مورد استفاده در روش پیمایشی پرسش نامه و مصاحبه بوده است. روایی صوری پرسش نامه توسط پانل متخصصان مورد تایید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد 30 پرسش نامه صورت گرفت و با داده های کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی بخش های مختلف پرسش نامه تحقیق 72 /0 الی 88/0 بدست آمد. هم چنین، یافته های استنباطی تحقیق نشان داد که به جز دو متغیر میزان انسجام اجتماعی و رضایتمندی بین تمامی متغیرهای تحقیق با بهبود تاب آوری روستاییان در مناطق روستایی شهرستان ورزقان رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد و در خاتمه، با توجه به تحلیل نتایج پیشنهادات کاربردی ارایه شده است.

    کلیدواژگان: زلزله، تاب آوری، سرمایه اجتماعی، مدیریت زلزله، مدیریت بحران
  • داریوش اردلان، زهره داودپور*، کرامت الله زیاری صفحات 133-150

    چالش های موجود در نظام مدیریت شهری سبب ارایه نظریه های مختلف در این زمینه گردیده ، که هر یک از آنها سعی دارند با در نظر گرفتن یک سری از متغیرها و معیارها الگوی مناسبی را پیشنهاد دهند. از آن جمله می توان به دو نظریه حکمروایی شهری و تاب آوری شهری اشاره نمود. هدف پژوهش حاضر، شناسایی متغیرها و معیارهای موثر در این دو نظریه و مقایسه آنها با یکدیگر به منظور درک بهتر موضوع و ارایه الگویی کارآمد تر در زمینه مدیریت شهری در مواجه با بحران ها در شهر قزوین است. در این تحقیق از روش تحلیل محتوا استفاده شده، تا از ترکیب تحقیقات اخیر در رابطه با تاب آوری و حکمروایی به عنوان واحد تحلیل، و با بهره گیری از تفاوت های موجود در آنها، شناخت بیشتری حاصل شود و تصویری جامع و شفاف از موضوع بدست آید. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، معیارها و متغیرهای اشاره شده در موضوع تاب آوری بسیار جامع تر به موضوع مدیریت شهری پرداخته اند. از این رو با تلفیق نتایج حاصل از این دو نظریه و بررسی ساختار کنونی ستاد مدیریت بحران شهر قزوین الگویی پیشنهاد گردیده، که در مقابله با بحران ها آماده تر و توانمندتر باشد. به این ترتیب در مدل پیشنهادی 10 متغیر مردم، سازمانهای مردم نهاد، ضوابط و قوانین، حکومت محلی، حکومت فرامحلی، زیرساخت شهری، پایگاه امدادی، بانک اطلاعات، سیستم هشدار و بخش خصوصی در قالب 14 کارگروه دسته بندی شده اند. این کارگروه های باید بر اساس شاخص های مشترک بدست آمده از تاب آوری و حکمروایی به مدیریت و هدایت متغیرهای تاثیرگذار در هریک بپردازند.

    کلیدواژگان: مدیریت شهری، تاب آوری نهادی، حکمروایی شهری، مدیریت بحران، قزوین
  • فضیله دادور (خانی)*، سمیه سادات موسوی صفحات 151-170

    در محیط های روستایی علاوه بر این که از نیروی کار زنان در زمینه های اقتصادی و کشاورزی بهره می گیرند، نقش تصمیم گیری و تصمیم سازی آنها می تواند عاملی بسیار مهم در حل مسایل مختلف اقتصادی و اجتماعی باشد. چرا که مشارکت زنان روستایی در تصمیم گیری ها به عنوان فرآیندی فعال در مسیر توسعه روستایی از اهمیتی قابل توجه برخوردار است. پژوهش حاضر نیز با هدف تحلیل عوامل موثر بر تصمیم گیری زنان از لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری آن را پذیرندگان کارآفرینی و نوآوری (پرورش و فروش نهال و گل و متعلقات مربوطه)، ساکن در 4 روستا از دهستان سولقان (کشارعلیا، کشارسفلی، سولقان، کن)، که تعداد آنها بالغ بر 82 خانوار یا به عبارتی 82 مرد پذیرنده و زنان آنها (در کل 164 نفر) می باشد، تشکیل می دهد. داده ها به دو صورت میدانی و کتابخانه ای با ابزارهایی چون پرسشنامه، مصاحبه، کتب و مقالات گوناگون، جمع آوری شده اند. و جهت تعیین پایایی و روایی ابزار مورد استفاده از روش آلفای کرونباخ (799/0) (با مطالعه 20 نمونه) و روش اعتبار محتوا و قضاوت داوران و متخصصین استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار Spss و آزمون رگرسیون گام به گام، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که؛ عوامل اجتماعی- خانوادگی و شخصیتی در وهله اول بیشترین تاثیر را بر فرآیند تصمیم گیری زنان، و همچنین سرعت انتخاب آنان دارند و در درجه بعدی عوامل اقتصادی نقش تعیین کننده ای در این فرآیند و پذیرش نوآوری توسط آنان دارا می باشد.

    کلیدواژگان: نظریه پخش فضایی، کارآفرینی، زنان روستایی، جنسیت، روستاهای کن- سولقان
  • اصغر پاشازاده*، محمدحسن یزدانی، علیرضا محمدی صفحات 171-184

    امروزه شهرها به طور گسترده در معرض انواع مختلفی از مخاطرات انسانی قرار گرفته اند که سبب آسیب پذیری آنها شده است، از این رو و در راستای تاب آور نمودن شهرها لازم است مخاطرات آنها شناسایی گردد و برای کاهش خطرات و پیش گیری از وقوع آنها برنامه ریزی شود. شهر اردبیل هم از این امر مستثنی نیست و دارای مخاطرات انسانی گوناگونی است. لذا هدف این مقاله شناسایی مهمترین مخاطرات انسانی تاثیرگذار بر آسیب پذیری شهر اردبیل است. روش تحقیق در مطالعه حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد و روش جمع آوری داده ها و اطلاعات نیز اسنادی و میدانی (با استفاده از مصاحبه و پرسشنامه) است. جامعه آماری این تحقیق کارشناسان و اساتید مربوطه هستند، که از 200 نفر به روش هدفمند، پرسشنامه تکمیل شده است. به منظور تحلیل داده ها، آزمون فرضیه ها و ارایه مدل، از روش حداقل مربعات جزیی در نرم افزار smart- pls استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که تمامی 11 متغیر تحقیق (مخاطرات انسانی) آسیب پذیری شهر اردبیل را 781/0 تبیین می کنند. بیشترین ضریب مسیر (تاثیرگذاری) به ترتیب برای متغیرهای مخاطرات اقتصادی، بیماری ها و تصادفات خیابانی به دست آمده است. همچنین یافته ها نشان می دهند که تمامی مخاطرات انسانی مورد بررسی در این پژوهش (جز آتش سوزی) بر آسیب پذیری شهر اردبیل تاثیر مثبت معناداری دارند. در نتیجه این پژوهش برای مدیران و برنامه ریزان شهری این حقیقت را روشن می سازد که آنها باید برنامه هایی برای پیشگیری این قبیل مخاطرات داشته باشند تا زمینه برای تاب آوری شهر مهیا گردد.

    کلیدواژگان: مخاطرات انسانی، آسیب پذیری، معادلات ساختاری، مدل حداقل مجذورات جزئی، شهر اردبیل
  • محسن احدنژاد، سعید نجفی، حجت محمدی ترکمانی* صفحات 185-198

    پیدایش شهر به عنوان دومین انقلاب عظیم در فرهنگ انسان، پدیده اجتماعی برجسته ای است که موجب دگرگونی در روابط متقابل انسان ها با یکدیگر شد. کیفیت زندگی یک مفهوم پیچیده، چند بعدی، نسبی متاثر از زمان و مکان و ارزش های فردی و اجتماعی است که با اهداف متفاوتی در تحقیقات مختلف به کار برده می شود. هدف اصلی پژوهش تحلیل عوامل موثر بر کیفیت زندگی در محلات شهر زنجان (محلات کارمندان و اسلام آباد) است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی استفاده از منابع کتابخانه ای و داده های پیمایشی است. داده های جمع آوری شده وارد نرم افزار Spss  شده و سپس جهت تحلیل عوامل موثر از مدل تصمیم گیری Topsis و AHP و آزمون تی مستقل و تاثیرات چشمگیر معیارها از تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج حاصل نشان می دهد که اولا عوامل اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، کالبدی، اقتصادی و زیست محیطی بر کیفیت زندگی ساکنین محلات موثر بوده و ثانیا شاخص کالبدی بیشترین میزان تاثیر را در بهبود کیفیت زندگی محلات داشته است.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، شاخص کالبدی، محله اسلام آباد، محله کارمندان، شهر زنجان
  • سعید امان پور*، مسعود صفایی پور، سعید ملکی، هادی علیزاده صفحات 199-213

    در این پژوهش، با هدف شناسی کاربردی-توسعه ای و با روش شناسی توصیفی- تحلیلی تلاش شده است تا به تحلیل چالش ها و نارسایی های موجود در ساختار طرح ریزی توسعه شهری از نگاه رویکرد برنامه ریزی راهبردی در کلان شهر اهواز پرداخته شود. بنابراین دو سوال اصلی پژوهش به صورت ارزیابی چگونگی اولویت چالش های مراحل ساختاری طرح ریزی راهبردی در کلان شهر اهواز و چگونگی تاثیر این مراحل بر تحقق پذیری رویکرد راهبردی در طرح ریزی توسعه شهری در کلان شهر اهواز می باشد. جامعه نمونه پژوهش 60 نفر از کارشناسان و متخصصان مرتبط با موضوع پژوهش می باشد. برای جمع آوری داده ها به روش دلفی هدف مند و پیمایشی به صورت ابزار پرسش نامه اقدام شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که اولا بر اساس نتایج مدل فازی مرحله ساختاری تهیه طرح ها با توجه به چالش های شناسایی شده دارای بیشترین اولویت برای بهبود شرایط در بین مراحل ساختاری هشت گانه رویکرد راهبردی در کلان شهر اهواز می باشد و ثانیا با توجه به نتایج مدل معادلات ساختاری AMOS مرحله سیاست گذاری دارای تاثیر معناداری در راستای تحقق رویکرد برنامه ریزی راهبردی در فرایند طرح ریزی توسعه شهری در کلان شهر اهواز می باشند.

    کلیدواژگان: طرح ریزی توسعه شهری، رویکرد راهبردی، مراحل ساختاری، کلان شهر اهواز
  • اصغر نوروزی*، مینا محمدیزاده صفحات 215-231

    جامعه عشایری، سومین جامعه انسانی کشور (شهری، روستایی، عشایری) است که در سده اخیر شدیدا تحت تاثیر تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرارگرفته اند. گروهی اسکان و گروهی تداوم کوچ نشینی را انتخاب کرده اند. بررسی تفاوت در شرایط زیست هر دو گروه در راستای تقویت اندیشه اسکان و یا کوچ بسیار اهمیت دارد. یکی از ابعاد مهم در این زمینه کیفیت زندگی است که امروزه به عنوان یکی از موضوعات مهم، موردتوجه برنامه ریزان و دولت ها قرار دارد. بااین وجود در خصوص جامعه عشایری کمتر به آن پرداخته شده و تحقیقات علمی انجام شده در این زمینه، محدودتر است. در تحقیق حاضر به ارزیابی مقایسه ای سطح کیفیت زندگی عشایر اسکان یافته و اسکان نیافته شهرستان کوهرنگ پرداخته شد. پژوهش از نوع کاربردی و از حیث روش توصیفی-تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده و نمونه آماری 270  نفری شامل 153 خانوار اسکان یافته و 117 خانوار اسکان نیافته بر اساس فرمول کوکران تعیین و با روش طبقه ای-تصادفی انتخاب و مورد پرسش قرار گرفتند. ابزار گردآوری، پرسشنامه محقق ساخته بوده و برای تجزیه وتحلیل از آزمون های آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. نتایج نشان داد بین ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی با توجه به میانگین ها و سطوح معنی داری، در بین دو جامعه اسکان یافته و اسکان نیافته تفاوت معنی داری وجود دارد. هرچند بین ابعاد اقتصادی در بین دو جامعه ازنظر میانگین آن ها اختلاف زیادی وجود نداشت؛ اما با توجه سطح معنی داری (کمتراز05/0)، ازنظر آماری معنی دار است. بااین وجود عشایر اسکان یافته در تمامی ابعاد کیفیت زندگی، وضعیت بهتری نسبت به عشایر اسکان نیافته دارند. همچنین بیشترین اختلاف بین دو جامعه در بعد محیطی مشاهده شده است.

    کلیدواژگان: عشایر اسکان یافته، عشایر اسکان نیافته، کیفیت زندگی، شهرستان کوهرنگ
  • محمدتقی حیدری*، مجید حضرتی صفحات 233-248

    سلامتی شامل وضعیتی از رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی است. و یکی از مهمترین اهداف توسعه شهری، حفظ سلامتی به عنوان اساس ادامه حیات جامعه است. با توجه به اینکه سلامت اجتماعی ابعاد بهداشت روانی، فردی و اجتماعی را دربر می گیرد، بنابراین، امنیت اجتماعی به عنوان یکی از مولفه های تعیین کننده در ارتقاء سلامت اجتماعی محسوب می شود. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، بدنبال ارزیابی نحوه تاثیر امنیت اجتماعی در بهبود و ارتقاء وضعیت سلامت اجتماعی در محله اسلام آباد شهر زنجان است. تا از طریق آسیب شناسی، راهکارهای لازم جهت ارتقاء آن در جامعه را شناسایی کند. گرد آوری اطلاعات با روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای انجام شد. جامعه آماری تحقیق ساکنین محله اسلام آباد شهر زنجان با 35820 نفر جمعیت است که با کمک جدول مورگان 380 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. تحلیل داده ها با روش کروسکال-والیس، تحلیل عاملی و تحلیل رگرسیونی چند متغیره، به کمک نرم افزار SPSS انجام شده است. طبق نتایج،در جامعه آماری، میانگین امنیت اجتماعی 5/3 و سلامت اجتماعی038/3 است. همچنین میزان همبستگی بین این دو 461/0 است. براساس آزمون رگرسیون چند متغیره، میزان همبستگی امنیت اجتماعی با شاخص های یکپارچگی اجتماعی 474/0 مشارکت اجتماعی 447/0 ، پذیرش اجتماعی 375/0 ، پیوستگی اجتماعی 248/0 و شکوفایی اجتماعی 162/0 است. برای تقویت سلامت اجتماعی در محلات شهری، توجه به امنیت اجتماعی در سیاستگذاری های سلامت؛ توسعه زیرساختهای اقتصادی؛ تقویت احساس مسیولیت فردی و جمعی در بین ساکنین محلات شهری؛ تقویت عملکرد نهادهای مشارکتی در محلات شهری؛ و افزایش برنامه های فرهنگی ضروری است.

    کلیدواژگان: سلامت اجتماعی، امنیت، محلات شهری، محله اسلام آباد، شهرزنجان
  • محسن شاطریان*، رسول حیدری سورشجانی، کامران دولتیاریان صفحات 249-265

    حاشیه نشینی به عنوان یکی از معضلات شهری و تحت تاثیر قرار دادن امنیت اجتماعی و فراهم نمودن بستر جرم همواره موردتوجه مسیولین شهری و سازمان های مربوطه بوده است. هدف پژوهش حاضر مدل یابی و تبیین تاثیر حاشیه نشینی بر وقوع جرایم اجتماعی در شهر کاشان می باشد. روش پژوهش- توصیفی تحلیلی می باشد. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Power با سطح اطمینان 95 درصد و خطای احتمالی 5 درصد 160 نفر (خانوار) محاسبه شد که شامل مناطق لتحر، پمپ رعیتی گازرگاه، محله عرب ها و شهرک بیست دو بهمن می شود. برای تجزیه وتحلیل توصیفی و استنباطی داده ها از آزمون آماری T-Test در نرم افزار SPSS و جهت تبیین و مدل سازی اثرات نیز از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون T نشانگر معنی دار بودن اثرات اجتماعی، با وقوع جرم در منطقه حاشیه نشین می باشد. تحلیل یافته های منتج از مدل سازی معادلات ساختاری بیانگر این است که از بین شاخص های موردسنجش، شاخص بی سوادی و کم سوادی بیشترین بار عاملی را با وزن رگرسیونی (97 /0) در وقوع جرایم به خود اختصاص داده است. پس ازآن پایگاه خانوادگی با وزن رگرسیونی (95/0) در رتبه ی دوم قرار دارد و دو متغیر بیکاری و اعتیاد به صورت مشترک با وزن رگرسیونی (85/0) در جایگاه سوم و چهارم قرار دارند و نهایتا عامل عدم احساس تعلق با وزن رگرسیونی (78/0) در رتبه پنجم قرار دارد و پس از تحلیل جزیی تر شاخص های مذکور از هم گسستگی خانواده، ترک تحصیل، و عدم احساس تعلق خاطر، دوستان ناباب و سرقت بیشترین عامل جرم در مناطق چهارگانه شهر کاشان تشخیص داده شد.

    کلیدواژگان: حاشیه نشینی، جرائم اجتماعی، مدل سازی معادلات ساختاری، آزمون تی، شهر کاشان
  • مصطفی طالشی، کیومرث خداپناه* صفحات 267-280

    گردشگری روستایی بواسطه پیوندها و تعاملاتی که با محیط زیست و جاذبه های طبیعی و جوامع محلی بر قرار می کند، پیامدهای قابل توجهی در ابعاد مثبت و منفی از خود در محیط های انسانی و طبیعی بر جای می گذارد. لذا جهت رفع ناپایداری ها می بایست اصول و الزامات رویکرد توسعه پایدارگردشگری در سیاست ها و برنامه های اجرایی به کار گرفته شود تا از این طریق توسعه گردشگری در نواحی روستایی و به خصوص روستاهای هدف گردشگری پایدار گردد. پژوهش حاضر با هدف سنجش سطح پایداری توسعه گردشگری در روستاهای هدف گردشگری ناحیه اردبیل انجام شد برای این منظور با روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از ادبیات تحقیق به عملیاتی نمودن مفاهیم و متغیرهای مطرح در سوالات پرداخته شده و روایی آن به روش نظرسنجی از نخبگان مورد ارزیابی قرار گرفته و پایایی آن نیز به روش آلفای کورنباخ 80 درصد محاسبه گردیده است. سپس برای ارزیابی توسعه پایدار گردشگری، از تکنیک فرآیند شبکه ای استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق را 11 روستای هدف گردشگری ناحیه اردبیل تشکیل می دهد، نتایج به دست آمده نشان می دهند که توسعه گردشگری در روستاهای مورد مطالعه درمجموع در سطح متوسط پایداری قرار دارند و در بین ابعاد بررسی شده بعد اقتصادی گردشگری از پایداری بیشتری نسبت به ابعاد زیست محیطی، اجتماعی و زیربنایی برخوردار می باشد، در بین روستاهای مطالعه شده از لحاظ پایداری توسعه گردشگری تفاوت معناداری وجود دارد و روستای آلادیزگه از بیشترین امتیاز پایداری و روستای سردابه از پایین ترین امتیاز پایداری برخوردار می باشند.

    کلیدواژگان: ارزیابی پایداری، توسعه پایدار، گردشگری روستایی، ناحیه اردبیل
  • منصور رضاعلی*، حسین حاتمی نژاد، حسنعلی فرجی سبکبار، سید علی علوی، صفر قائد رحمتی صفحات 281-294

    شکوفایی شهرها نخستین بار در گزارش برنامه اسکان بشر سازمان ملل (UN-Habitat)، در سال 2013، تحت عنوان City Prosperity Index"" ارایه شده است. این گزارش پاسخی به بحران‏های چند بعدی پیش آمده در دهه‏های اخیر در جهان است. در گزارش ارایه شده، اسکان بشر به تعریف شکوفایی شهری و ارایه شاخص‏هایی چند بعدی از شکوفایی شهری پرداخته است. به واقع به جای اندازه‏گیری عوامل اقتصادی به صورت تک بعدی از قبیل میزان تولید و درآمد، نگرش جدید به ارزیابی زیرساخت‏ها، برابری، پایداری و کیفیت زندگی می‏پردازد. هر یک از ابعاد سهم مهمی در افزایش درک از شکوفایی شهری دارند. شهرهای ایران نیز در طول دهه ‏های اخیر با مسیله رشد شتابان شهری و توسعه نامتوازن مواجه بوده اند که ضرورتا به توسعه ی شهری ختم نشده است. در این میان شاخص شکوفایی بتواند به سنجش این توسعه و یافتن کمبودها پرداخته و با طرح راهکارهایی در رفع این کمبودها کمک نماید. از طرفی با توجه به این‏که هر جامعه‏ای برخاسته از ویژگی‏ها، باورها و فرهنگ منحصر به فرد خود می باشد، لذا توسعه در هر جامعه‏ ای متناسب با ویژگی ‏های آن جامعه متفاوت از دیگری خواهد بود. با این اوصاف نگارندگان به بازنگری، معیارها و شاخص‏ها و سنجه‏ای شکوفایی در راستای تبیین الگو و تکمیل این ساختار در کلان‏شهر تهران یا به عبارت کلی بومی در فرهنگ شهرنشینی ایران پرداخته و در این ساختار توجه اصلی مقاله ساختارهای کلان شهرها به خصوص شهر تهران می‏باشد. روش تحقیق از نوع تحلیلی است و بر مبنای آمار فضایی است و با توجه...

    کلیدواژگان: شکوفایی، بهره وری، پایداری محیطی، عدالت و شمول اجتماعی، زیرساخت
  • آرین مینائی*، حمید ماجدی، زهرا سادات زرآبادی صفحات 295-315

    تحقیق پیش رو، در روش توصیفی تحلیلی، همراه با مطالعات کتابخانه ای و میدانی، کوششی جهت سنجش ظرفیت های بالقوه برندسازی شهر بندرانزلی از منظر مخاطبان بیرونی برند احتمالی مکانی می باشد. در اثبات فرضیه نخست این تحقیق، مبتنی بر آزمون فریدمن با مقدار آماره X2 محاسبه شده (73.435) و درجه آزادی 4، با 95 درصد اطمینان، به این نتیجه رسیدیم که ظرفیت ها و توان های بندرانزلی، از منظر تصاویر ذهنی مخاطبان بیرونی، قابلیت مبدل شدن به یک فرایند برندسازی شهری را دارد. در فرضیه دوم این تحقیق نیز به این نتیجه رسیدیم که عناصر کالبدی و فضایی بندرانزلی، از منظر میزان یادآورسازی نام بندرانزلی، در تصاویر ذهنی مخاطبان بیرونی دارای اثرات همسان نیستند. لذا تاثیرات آنها نیز در فرایند برندسازی بندرانزلی یکسان نخواهد بود. آزمون فرضیه دوم به روش تاپسیس، نشان از آن داشت که عناصر طبیعی یا مصنوع مرتبط با سواحل دریا و تالاب از مهمترین مولفه های کالبدی و فضایی می باشند که تصاویر ذهنی مخاطبان بالقوه برند بندرانزلی را از نام این شهر، شکل داده اند. همچنین هویت رقابتی برند بندرانزلی منطبق بر سه فعالیت کلان اقتصادی با اولویت های "بازرگانی و حمل ونقل دریایی"، "گردشگری" و "صید و صنعت شیلات" امکان رقابت با سایر برندهای شهری را خواهد داشت.

    کلیدواژگان: برندسازی، بازاریابی شهری، برنامه ریزی شهری، بندرانزلی
  • رضوان نظری*، یوسف زین العابدین، سید احمد خادم الحسینی، حجت مهکویی صفحات 317-332

    سازماندهی سیاسی فضا و تقسیمات کشوری از مسایل مهمی است که امروزه دولت ها و حکومت ها برای اداره سرزمین و تقسیم سیاسی- اداری کشور و در راستای دستیابی به توازن و تعادل فضایی در پی تحقق آن هستند. .سازماندهی سیاسی فضا بر اساس معیار و اصولی مشخص و اهداف از پیش تعیین شده در کشور برنامه ریزی و اجرایی می شود. نابرابری ناحیه ای و مکانی از مسایلی است که در امر سازماندهی سیاسی فضا باید مورد توجه قرار گیرد. استان گیلان درکرانه ی دریای خزر از دیرباز دارای اهمیت بسیار زیادی در ملاحظات سیاسی و اقتصادی برخوردار بوده و از استان هایی است که از منظر شاخص های سازماندهی سیاسی فضا مانند تراکم جمعیت، سکونتگاه های شهری و روستایی مناسب و.. دارای جایگاه ویژه ای می باشد. لذا با توجه به اهمیت موضوع، نگارنده در این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی، پس از جمع آوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، با استفاده از روش تحلیل ماتریس درصدد تبیین تقسیمات سیاسی- اداری استان گیلان براساس سازماندهی سیاسی فضای کشور برآمده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است با توجه وسعت استان گیلان که برابر با 14711 کیلومتر مربع و کمتر از 1 % کل وسعت کشور را شامل می شود، درصد نسبی مولفه های تقسیمات سیاسی استان گیلان نشان دهنده کاهش تاثیر استان در سازمان دهی سیاسی فضای کشور و از سوی دیگر درصد نسبی مولفه های تقسیمات اداری استان گیلان نشان دهنده جایگاه ویژه استان گیلان در سازماندهی سیاسی فضای کشورمی باشد. واژگان کلیدی : تقسیمات سیاسی اداری،سازماندهی سیاسی فضا،گیلان

    کلیدواژگان: تقسیمات سیاسی اداری، سازماندهی سیاسی فضا، گیلان
|
  • Tahere Sabouri *, Mohamadreza Servati, Jamshid Jedari Eyvazi Pages 1-17

    Geotourism is one of the new concepts in geography and tourism literature that emphasizes the determination of special tourist sites from the point of view of geology and geomorphology. The focus of studies in this scientific branch is to determine the special tourist sites and to combine them with cultural, historical and ecological resources in order to achieve sustainable tourism development. In the meantime, the geospatial creation of the geoparks by the UNESCO Organization for the protection of Geological Heritage was presented with its special scientific management plans. Therefore, it can be argued that a sustainable and systematic development approach is one of the essential requirements for the effective management of the present era for the development of tourism industry globally. In this regard, the main objective of the study was to investigate the effect of the development of geotourism and the creation of geopark on sustainable tourism indicators. The research method was correlation and sampling method in this study was a holistic judgment sampling method and the sample size included 66 senior experts from the Office of the Heritage, Handicrafts and Tourism in Guilan province. After collecting data with standard questionnaires, structural equation modeling technique with partial least squares approach was used to evaluate the relationships between variables and in general, all data analysis was performed using SPSS and PLS softwares. The results of the research hypotheses indicate the impact of geotourism and geopark on sustainable tourism indices in different dimensions (economic, social, cultural, political, technological, and ecological).

    Keywords: Sustainable Tourism Indices, Geotourism, Geopark, Dorfak, Deylaman districts in Guilan Province
  • Khadijeh Bouzarjomehry *, Ahmad Roumiani, Hamida Mahmoudi, Somae Sanei, Sakineh Abbasi Abbasi Pages 21-35

    The purpose of this study was to assess the knowledge of Crisis Management local managers to reduce vulnerable before the earthquake the rural Settlements in the study area is. And seek to answer these questions, whether in terms of local management and reduce earthquake vulnerable villages in the study area, there is a significant relationship? Whether in terms of local management and reduce earthquake vulnerable villages in the study area, there is a significant relationship? Research Methodology The cross-correlation method based on field studies and applied research type. The population of the investigation, including Gilo district is the city functions Tarom With 3185 households in 1390, based on the revised formula Cochrane total of 155 questionnaires were randomly distributed between households and has been completed. To analyze the data descriptive and inferential statistics (t single sample and Pearson, Pearson's chi-square test and compromise) and to assess the level of knowledge management in terms of spatial distribution in rural areas Vaykor model is used. Findings Research findings showed that the majority of the variables, except for the third variable (the executive body of programs, information on events and vulnerabilities village of the region based on knowledge of local managers have been used in the prevention of earthquake. The results showed that among all other factors lower than average utility (3), respectively. And lower than average level of knowledge of local managers. The tests also showed that the level of favorability numbers is significant and the difference is negative.

    Keywords: knowledge of local managers, earthquakes, Vulnerability, natural hazards, Gilo district
  • AliAkbar Najafi Kani *, Bahman Sahneh, Saleh Arekhi, Ameneh Mesgari Pages 35-52

    The World experience shows that Agricultural section agro-processing industry in rural areas are able to increase Rural productions, productivity and The Inter-sect oral relationship and are able to decrease the Regional imbalances. However, the success of processing industries in rural areas depends on the best location choice for establishing the industrial activities. In this regard, one of the strategies that had been pursued in rural areas of developing countries and had positive results was the actions in order to industrializing rural areas. The type of this research is practical and the method is Analytical. The Statistical Society in this research is Nowkandeh and central parts of bandar-e gaz that four villages of central parts and two villages of Nowkandeh district and 1681 families are the statistical society of this research that 200 families are selected as a sample society based on Cochran Formula. Data analysis has been done by the use of SPSS and excel software, Chi-square test, Friedman, Mann-Whitney and independent t. Given that rural industry communicates between agriculture and industry and Are effective in creating a balance between rural and urban communities, and decreases the development space, It is necessary for the planners and officials pay attention to Agro industry in rural communities more than before To create new job opportunities and cause income enhancement, increasing the quality of life and reducing rural-urban migration.

    Keywords: Conversion, Complementary Industries, agriculture, Nowkandeh District, central district, Bandar Gaz city
  • Shahrivar Rostaei *, Akbar Asghari Zamani, Fatemeh Zadvali Pages 53-66

    City poor women empowerment focused on citizenship positive viewpoint is as an internal new motivation in women that it can create beds for opportunities for city poor women amplitude, capabilities and adequacy inflorescence. According to applied knowledge development in current research , we focused on city poor women empowerment investigation with citizenship positive viewpoint . So current research is applied according to aim, and also it is descriptive- analytic according to nature and method. Statistical society of current research includes Akhmagiyeh sector families in Tabriz city that mentioned sector was located in 7 region municipality. Sample size was estimated based on Kokeran modified model and it was equal with 342 persons. In order to research data analyzing , partial squares least were used in Warp-PLS software . Results showed that , the most effect on empowerment variables and citizenship positive viewpoint structural modeling investigate with 0/362 effect coefficient and self-satisfaction was equal with 0/410 in effect coefficient . The lowest effect in structural modeling was equal with 0/172 for citizenship positive viewpoint variables and it was equal with 0/215 for resistant by effect coefficient. Dependent variables determining coefficients model in current research showed that 13/4 percents variance of empowerment variable describe entering case. Also, Eston – Gaser test results for empowerment dependent variable with 0/152 and citizenship positive viewpoint Variable with 0/138 calculated amounts showed that regarded model has requirement anticipation power and capacity.

    Keywords: Empowerment, city poor women, citizenship positive viewpoint, Akhmagiyeh Sector
  • Rasoul Samadzadeh *, Seyed Saied Azizzadeh, Ahmad Ghasemi Pages 67-83

    This research was carried out to study the relation between of soil nitrate accumulation in different areas of Ardabil Plain with gastrointestinal cancers. To conduct research, 34 villages in the suburbs of Ardabil were randomly selected (from each village, 3 samples) and transferred to the soil lab for nitrate measurement. The location of the samples was determined using a GPS device and the corresponding map with GIS technic. At the same time, a questionnaire was distributed among the farmers of the villages studied and completed. The data from laboratory and questionnaires were analyzed by SPSS19 software and the correlation of studied traits was studied. The relationship between consumption and nitrate accumulation from the soil was also studied by T-test. The average nitrate content of Ardabil plain farms was more than the recommended standard and was 414 mg / kg. The results showed that the amount of soil nitrate and nitrate intake per hectare affected the incidence of gastrointestinal cancer (pv <0.05). Based on the results, it was found that gastrointestinal cancer was scattered in the north and northwest areas of the plain and its geographic distribution was consistent with the type of soil containing nitrate.

    Keywords: soil nitrate, Ardabil county, gastrointestinal cancers, Epidemiology
  • Jameleh Tavakolnis, Hasan Mohamadyan, Saeed Zarghami * Pages 85-100

    The third millennium as an “era of cities” associated with major challenges, mainly derived by human malicious activities, especially in cities, over the last four decades. This issue has required alternative development approach to sustainability and livability of cities. In this context, maintenance and development of high-quality public space widely have been recognized as an effective approach to social sustainability of cities. Accordingly, this paper aimed to conceptualize the role of public space in social sustainability. We calculated sample size based on Daniel’s Formula. One-sample T test, Pearson’s correlation, multi-criteria regression have been used to measuring indicators. Findings revealed that inclusiveness, safety, and meaningful activities are the most important indicators in quality of public space in Tajrish neighborhood. In addition, in effort to evaluating impacts of quality of public space indicators on social sustainability we found that safety and security, access, meaningful activities and inclusiveness indicators have direct impact on quality of public space and comfort and pleasantness have indirect impact on social sustainability of Tajrish neighborhood. It is accomplished with direct and indirect impact of meaningful activities and inclusiveness on social sustainability.

    Keywords: Qality of public space, Social sustainability, Tajrish Neighborhood
  • Maryam Jafari Mehrabadi *, Shamila Allahyari Asli Ardeh, Komeil Abdi Pages 101-115

    One of the issues raised in urban planning is the physical activities of citizens in their leisure time. This research has focused on the role of the residential environment on physical-leisure activities of residents of Salman Farsi and Ghaffari neighborhoods in the city of Sari, which has been done by a questionnaire and descriptive-analytical method. Data has been analyzed using SPSS software using statistical tests like Friedman, Chi- Square, Mann Whitney, Cramer’s V and Contingency Coefficient. Results show the most important criterion for inhabitants of Salman-Farsi neighborhood is the security as well as social criterion for inhabitants of Ghafari neighborhood. The physical-leisure activity of Salman-Farsi residents is relatively high, but it is relatively low in Ghaffari neighborhood. The physical-leisure activity of men in Salman-Farsi neighborhood is more than women, but it is almost equal in Ghaffari's neighborhood. The results also showed that there is no significant relation between car ownership and physical-leisure activity in Salman Farsi and Ghaffari neighborhoods. Also there is no significant relation between type of housing and physical-leisure activity in Salman-Fars neighborhood, but there is a relatively significant relation between these two variables in Ghaffari neighborhood.

    Keywords: Residential Environment, Physical- Leisure Activity, Sari, Salman-Farsi, Ghafari
  • Pages 117-132

    The purpose of the present was to study and analysis of social capital effects on improvement of villager’s resiliency in the management of earthquake crisis in the rural areas of Varzeghan County. It can be said that studied population in this study consists of all damaged villages of north Ozomdul Dehstan and households residing in this villages (N=398) among which 196 persons were selected as statistical sample using Cochran formula. Sample size was determined based on the Cochran’s formula and the required data were collected through questionnaires. Content validity of the questionnaire was confirmed by professors and experts and its reliability was determined based on Cronbach's alpha (0.80-0.86).Moreover, as shown by the results of Pearson test, there are significant relation between the variables of awareness, social confidence, social participation, social communication, knowledge and information exchange and horizontal relations and improvement of villager’s resiliency in the rural areas of Varzeghan County. Finally, according to the study results, a number of recommendations also presented

    Keywords: Earthquake, resiliency, Social capital, Earthquake Management, crisis management
  • Daryoush Ardalan, Zohreh Davoudpour *, Keramatolah Ziari Pages 133-150

    Challenges in the urban management system have led to the emergence of different theories in this regard, each of which attempts to suggest a suitable model by taking into account a series of variables and criteria. The 1970s was a turning point in the theorizing. Among these, one can mention two urban governance and urban resilience theories. Almost both theories were raised at one time, but several decades of time were needed to develop by the experts, until take a more complete form. Each of these theories will try to provide appropriate solutions to the challenges of urban management and to come up with a suitable model in this regard. The purpose of this study is to identify effective variables and criteria in these two theories and compare them with each other in order to better understand the subject and provide a more efficient model for urban management in Qazvin. In this research, content analysis methodology has been used, Recent researches on resilience and governance has been investigated, and greater recognition is made, using the differences existing therein. In this way, a comprehensive and transparent picture of the subject is obtained. To come Based on the findings of the present study, institutional resilience with a wider view of the influential factors in urban management has looked, to the variables that are involved in promoting the efficiency and function of this system.

    Keywords: urban management, institutional resilience, urban governance, crisis management, Qazvin
  • FAZILEH DADVAR KHANI *, Somayeh Mosavi Pages 151-170

    The aim of this empirical research is to analyze the factors influencing women's decision- making regarding adopting the entrepreneurship. In another word it evaluates the main factors which are effecting on extension of innovation adoption finalizing the adoption of entrepreneurship between rural women. The research concentrated on research in villages such as of Kan district that have considerable amount of entrepreneurs. The data has been collected by questionnaire on the base of Likert model and the documentary method as well, interviews . All entrepreneurs' women in the research area have been chosen, so no random selection is used. The statistical population of the research is the entrepreneurs family who growing and selling plants and flowers and living in 4 villages of the souleghan district.The research statistical population is 2,713 people, which include 667 households in the study area. All recipients of entrepreneurship and innovation that living in the 4 villages of Kan- souleghan are included in the sample population of the research ,that they are about 82 men and their wives.The data has been collected through the field work and library- base .they have been collected by questionnaires, interviews, books and various methods. The results shows that the family and social factors and personality of respondents have a greatest impact on the decision-making process of women in accepting an entrepreneurship, as well as their speed to make a decision. Finally, in the next step economic factors play a considerable role in this process and to their acceptance of an innovation.

    Keywords: Spatial Diffusion theory, entrepreneurship, rural women, gender, Iran
  • Asghar Pashazadeh *, Mohamadhasan Yazdani, Alireza Mohammdi Pages 171-184

    Nowadays, cities have been widely exposed to the various types of the human hazards and this instability has resulted in their vulnerability. Therefore, in order to make cities resilient, it is necessary to identify these hazards and plan to reduce them and prevent their occurrence. The city of Ardebil is not an exception in this regard and it has been exposed to a variety of these human hazards. With regard to these issues, the purpose of this study is to identify the most important human hazards which are deciding factors in Ardabil's vulnerability. According to the rules of research models and the experts available in the city, 200 participants completed the questionnaire purposefully. The data was analyzed by applying parametric statistical methods. Moreover, in order to analyze the data and to test the hypotheses and the conceptual model, the variance-based structural equation was used (by using partial least squares). The results indicate that all of 11 variables (human hazards) account for the city of Ardabil’s vulnerability (0/781). The high values of t-statistic and path’s coefficient Alpha are related to economic risk factors, diseases and street accidents, respectively. In addition, the results indicate that all of the human hazards discussed in this study (except fire) have significant positive effects on Ardabil’s vulnerability.Therefore, his study makes it clear for managers that they can not only reduce the vulnerability of the city, but also they can make the city resilient by identification and planning of the human hazards and the variables explained them.

    Keywords: human hazards, Vulnerability, partial least squares, Structural equation model, Ardabil City
  • Mohsen Ahadnejad, Saeid Najafi, Hojjat Mohamadi Torkamani * Pages 185-198

    The emergence Cities of the second great revolution in human culture, a prominent social phenomenon that causes a change in the mutual relations of humans with each other. Quality of life is a complex, multi-dimensional, time and place of the relative influence of individual and social values that are used in different studies with different objectives. The aim of this analysis of the factors affecting the quality of life in neighborhoods of the Zanjan city (neighborhoods Islamabad and karmandan). The research is descriptive - analytical use of library resources and data survey. The data entered into the software Spss and then to analyze the factors affecting from Criteria Decision Models, AHP and independent t-test and significant impact criteria used path analysis. First, the results suggest that social factors, cultural, religious, physical, environmental, economic and physical factors influencing the lives of the residents of the neighborhood have been effective, and secondly Physical indicators has the highest impact on improving the quality of life in neighborhoods

    Keywords: Quality Life, Physical Indicator, Islamabad Neighborhood, Karmandan Neighborhood, Zanjan city
  • Saeed Amanpour *, Masoud Safaeepour, Saeed Maleki, Hadi Alizadeh Pages 199-213

    In this research, with the purpose of applied-development and with descriptive-analytical methodology, efforts have been made to analyze the challenges and deficiencies in the design of urban development from the viewpoint of strategic planning approach in Ahwaz metropolis. Therefore, two main questions of the research are evaluated as the priority of the challenges of the strategic planning stages in the Ahwaz metropolitan area and how these steps affect the realization of the strategic approach in urban planning in Ahvaz metropolitan area. The sample population of the research is 60 experts and experts related to the research topic. A questionnaire was used to collect data using a targeted Delphi method. The results show that firstly, based on the results of the fuzzy model, the structural phase of the design of the projects according to the identified challenges has the highest priority for improving the conditions among the eight strategic stages of the strategic approach in the metropolitan area of Ahvaz. Secondly, according to the results of the model of structural equations of AMOS, the policy making stage has a significant effect on the implementation of strategic planning approach in the process of urban development planning in Ahvaz metropolis.

    Keywords: Urban Development Planning, Strategic Approach, Structural Steps, Ahwaz Metropolis
  • Asghar Norouzi *, Mina Mohammadizadeh Pages 215-231

    The nomadic community is the country's third human society (urban, rural, nomadic), which has been strongly influenced by the political, economic and social developments of the society in the century recent. A group of this community has been settled and a group has chosen the continuation of nomads. It is very important to examine the difference in living conditions of both groups in order to strengthen the idea of settlement or migration. One of the important aspects in this regard is quality of life, which has recently been considered by researchers, planners and governments as one of the important issues. However, less attention has been paid to the nomadic community and the scientific research carried out in this area is more limited. In this study, comparative evaluation of quality of life of settled and not-settled nomads of Koohrang city has been investigated. A sample of 270 people consisted of 153settled households and 117not-settled households. The results showed that there is a significant difference between the two settled and not-settled communities in terms ofsocial and physical, environmental and economic dimensions, with respect to the means and the levels of significance.Although there was not great significant difference between the two communities in terms of their meaneconomic dimension, but with significance level (less than 0.05), it was statistically significant.However, the nomads settled in all aspects of the quality of life are in a better position than the not-settlednomads. Also, the greatest difference was observed between the two nomadic communities in the environmental dimension.

    Keywords: Settled Nomads, Not-settled Nomads, quality of life, Koohrang City
  • MOHAMADTAGHI Heydari * Pages 233-248

    Social security is one of the important elements of the power of civil society and serves as a complement to the survival of natural and human capital in the urban spatial development process, which emphasizes networking, trust and relationships within the community as a major contributor to urban spatial development. It is considered as a key factor in the development of urban socio-spatial development. Through social empowerment, collective organization, voluntary contributions to solving collective or public problems contribute to the social well-being of the community. As social security decreases, the incidence of disease and social anomalies also increases . On the other hand, poverty also reduces social security and, consequently, social health in society. By contrast, the increase in social justice leads to a reduction in class inequality and, as a result, increased social security and increased social security through the establishment of norms for health and the control and monitoring of high-risk behaviors as well as by reducing chronic stress and its negative consequences Will have a great impact on people's health. Considering that extensive studies on social security in urban environments, especially marginalized areas and informal settlements, have been carried out, but little research has been conducted on the impact of public safety on the components of social health, especially in informal settlements. Hence, this research seeks to assess the impact of social security on the social health of inhabitants of informal urban settlements,

    Keywords: social health, Security, urban neighborhoods, Islam Abad Neighborhood, Zanjan
  • Rasol Heidary, Kamran Dowlatyarian Pages 249-265

    Marginalization as one from problems urban and under the effect put to give Security social and provide to make substrate mass always you notice authorities urban and organizations respective been, target research present check and analysis factors effective on occurrence crimes social at areas marginalized city Kashan is. Method research - descriptive analytical is. Volume sample with use from soft the software sample power with level assurance 95 % and error probable 5 % 160 people (Household) consumption. Became that contains areas stagnant pump a farmer vazargah The neighbourhood arabs and township twenty two avalanche you can Be. To analysis descriptive and stan abaty Data from Test statistical T-Test At application SPSS and direction explaining and modeling effects also from modeling equations structural at application amos use respectively. Results the result from Test T marker meaningful to be effects social, with occurrence mass at area marginalized is. Analysis findings the result from modeling equations structural expresses This is that from among indices investigating it indicator Illiteracy and low literacy the most bar factor take with weight regression (97/0) at occurrence crimes to yourself assign data Is. After that base family with weight regression (0.95) at ratings second put has it and two variable unemployment and addiction for common with weight regression (0.85) at place third and fourth put have and finally factor lack of feeling belonging with weight regression (0.88) in rating fifth Put has it

    Keywords: Rationalization, Social Crime, structural equation modeling, t-test, Kashan city
  • Mostafa Taleshi, Kuomars Khodapanah * Pages 267-280

    Rural tourism, through its links with environmental and natural attractions and local communities, has significant implications for its positive and negative dimensions in human and natural environments. Therefore, in order to overcome the instabilities, principles and requirements of sustainable development approach should be applied in policies and executive programs in order to ensure the development of tourism in rural areas, especially the tourist destination villages. The purpose of this study was to measure the sustainability level of tourism development in the villages of tourism destination in Ardebil. For this purpose, using descriptive-analytical method, using the literature of the research, the operations of the concepts and variables in the questions have been addressed and its validity has been determined by the elite survey method It has been evaluated and its reliability has been calculated by 80% Corvenbach Alpha. Then, to assess sustainable tourism development, a network process technique has been used. The statistical population of the study is 11 villages of tourism destination in Ardebil. The results show that tourism development in the studied villages is in the middle level of sustainability. Among the dimensions studied, the economic dimension of tourism has been more stable than dimensions Environmental, social and infrastructure. There is a significant difference between studied villages in terms of sustainability of tourism development and Aladizge village has the highest stability rating and Sarabeh village with the lowest sustainability score.

    Keywords: Sustainability Assessment, Sustainable Development, Rural tourism, Ardabil Area
  • Mansour Rezaali *, Hossein Hataminejad, Hasanali Farajisabokbar, Sayed Ali Alavi, Safar Ghaed Rahmati Pages 281-294

    Extended Abstract Introduction The prosperity of cities was first presented in UN-Habitat report, 2013, as City Prosperity Index. The report is a response to the multi-dimensional crises occurred in the recent decades in the world. This report defined urban prosperity and examined some multi-dimensional indices for that. Instead of evaluation of the one-dimensional economic factors such as production and income, this report has a new approach to evaluation of infrastructures, equality, sustainability, and quality of life. Each dimension contributes to having a better understanding of the urban prosperity. The cities in Iran are also faced with rapid urban growth and unbalanced urban development. The prosperity index can help assess the development and find shortages to devise solutions. Given that any society is consisted of the unique cultures, believes, and characteristics of that society, development in any society appropriate to its own characteristics is different from any other societies. This research attempts to review the criteria and indices of the urban prosperity to explain the pattern in Tehran City and also develop the structure for this city. The purpose of this study also is to tailor the indices to urbanization condition in Iran, particularly metropolis of Tehran. Methodology Result and Discussion

    Keywords: prosperity, Productivity, Environmental Sustainability, Equity, Social Nclusion, infrastructure
  • Arian Minaei *, Hamid Majedi, Zahrasadat Zarabadi Pages 295-315

    The leading research in the descriptive-analytical method, along with library and field studies, is an attempt to measure the potential capacity of branding of Bandar Anzali from the perspective of an external audience of a potential spot brand. In support of the first hypothesis of this study, based on the Friedman test with the calculated X2 statistic (73.435), and with a degree of freedom, 4, with 95% confidence, we concluded that the capacities and capabilities of the Antarctic, from the perspective of the mental images of the external audience, Becoming a branding city process. In the second hypothesis of this study, we also concluded that the elemental and spatial elements of Antarctica, in terms of the reminder of the name of Antarctica, do not have the same effects in the mental images of the external audience. Therefore, their effects will not be the same in the process of branding. Testing the second hypothesis by the topsis method has shown that natural elements or artifacts associated with seas and lagoons are the most important physical and spatial components that shaped the imagery of the potential audience of the Bandar Anzali brand from the city's name. Also, the competitive identity of an Anbar brand is consistent with three macroeconomic activities with the priorities of "Commercial and Maritime Transportation", "Tourism" and "Fishing and Fishing Industries" to compete with other urban brands.

    Keywords: branding, Urban Marketing, Urban Planning, Bandar-e-Anzali
  • Rezvan Nazari *, Yousef Zayn Al Abedin Amooqin, Seyyed Ahmad Khademalhosini, Hojjat Mahkouee Pages 317-332

    Political organization of space and national divisions is one of the important issues that today governments and governments are seeking to manage the land and the political division of the country in order to achieve the balance and balance of space. Political organization of space is planned and executed on the basis of specific criteria and pre-determined goals in the country. Regional and territorial inequality is one of the issues that should be considered in the political organization of space.The Guilan province of the Caspian Sea has long been of great political and economic significance and is one of the provinces which is suitable for the indicators of political organization of the space such as population density,urban and rural settlements, etc. It is. Therefore,in view of the importance of the issue,the author of this paper, using descriptive-analytical method, after collecting data through library studies,uses matrix analysis method to explain the political-administrative divisions of Guilan province based on the political organization of the space of the country.Is. The findings of this research indicate that with the size of Guilan province, which is equal to 14711 square kilometers and less than 1% of the total area of the country,the relative percentage of the political divisions of Guilan province shows the decrease of the province's impact on organization. Political space of the country and,on the other hand, the relative percentage of the administrative divisions of Guilan province indicates the special position of Guilan province in organizing the political space of the country.

    Keywords: administrative political divisions, political organization of space, Gilan